از مهرورزی به دانشجویان دم نزنید. باورتان نداریم!
منبع میل دریافتی:
«شرایط کنونی جامعهی ما معرفتی و مهرورزی است و بر این اساس دانشجویان ما همیشه و همه جا باید مورد رافت اسلامی باشند»
این را هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی در دیدار با وزیر علوم گفته و از این وزیر خواسته هرچه سریعتر صورت اسامی دانشجویان زندانی را به قوهی قضاییه جهت آزادی یا مرخصی آنها ارایه کند.
این مهرورزی ها در روزهای آغازین مهرماه، همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید بیان شد. سه ماه گذشته اما با وجود اعلام تاریخ های مختلف برای آزادی زندانیان دانشجو، تاکنون نه تنها دانشجویی از زندان آزاد نشده بلکه روز به روز بر هجمه های محافل امنیتی – قضایی جمهوری اسلامی بر دانشجویان پیشرو در دانشگاهها افزوده می شود.
دانشجویان می گویند اگر قرار است با دانشجویان با مهرورزی و رافت برخورد شود و آزادی زندانی های دانشجویی فراهم گردد پس چرا در این روزها و هفته ها بیش از هر زمان دیگر نشریات دانشجویی توقیف گردیدند، فعالیت چندین انجمن دانشجویی مستقل در دانشگاهها به حالت تعلیق درآمدند، اجتماعات مسالمت جویانه ی دانشجویان در محیط های دانشجویی لغو گردیدند، از سخنرانی فعالین دانشجویی در مراسم های سیاسی - دانشجویی ممانعت گردید، دانشجویان فعال و پیشرو به کمیته های انضباطی احضار شدند، برخی از آنها با محرومیت های سنگین اجتماعی روبرو شدند، برخی دیگر به زندان افکنده شدند و گروهی دیگر با احکام سنگین قضایی مواجه شده و در آستانه ی زندان قرار گرفته اند.
تیتر اخبار و مطالب مربوط به جنبش دانشجویی حکایت از رافت ِ مورد نظر رییس قوه قضاییه که ندارد هیچ، بلکه نشان دهنده ی دور تازه ای از فشار محافل امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی بر جنبش دانشجویی ِ پیشرو و روشنگر ایران است. در این باره تحکیم وحدت می نویسد: «تهدید از سوی دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی، محاکمه و صدور احکام سنگین قضائی از سوی دستگاه قضائی ایران به منظور بالابردن هزینه فعالیت در جنبش دانشجوئی نقاد مستقل اوج گرفته است. از سوئی اعلام میشود که دانشجویان زندانی آزاد خواهند شد و از سوئی دیگر آنانی را که سالیان دانشجوئی خویش را صرف نقادی بی پروایانه قدرت نامشروع قدرتمندان کرده اند به پای میز بیدادگاه میکشانند و آنان را به جرم نمایندگی جنبش دانشجوئی بیدار ایران محاکمه و محکوم به حبس و محرومیت از حقوق اجتماعی میکنند، قسم حضرت عباس مستبدان را باید باور کرد یا دم روباهشان را باید دید؟»
به راستی اگر قرار است با دانشجویان با رافت برخورد شود چرا مجتبی سمیعی نژاد به جرم نوشتن عقاید سیاسی و باورهای اجتماعی اش در وبلاگ اش محاکمه می شود و برای اینکه بیشتر آزار ببیند، به زندانی در کرج منتقل می شود تا ایام حبس خود را در کنار مجرمین خطرناکی که از جامعه طرد شده اند سپری کند. با چندین زندانی سیاسی جوان دیگر نیز چنین رفتاری صورت گرفته است؛ مهرداد لهراسبی که به جرم شرکت در تظاهرات دانشجویی تیرماه سال 1378 بازداشت شده و بیش از 6 سال در زندان اوین محبوس بوده، به یکباره به زندان گوهردشت کرج منتقل می شود تا مابقی ایام حبس خود را در کنار قاتلین و جنایتکاران حرفه ای سپری کند. او نه تنها آزاد نشده بلکه برای مرخصی استعلاجی اش 200 میلیون تومان وثیقه صادر شده تا او هیچگاه نتواند این مبلغ را بپردازد و برای درمان بیماریهای خود در بیمارستان بستری شود.
به راستی حتی اگر در پی سخنان مهرورزانه ی مقامات جمهوری اسلامی – که بیشتر به یک ژست سیاسی می ماند تا مدارای سیاسی - در روزها و ماه های آینده چند زندانی دانشجویی از زندان های جمهوری اسلامی آزاد شوند، آیا صدور احکام سنگینی که از سوی محاکم قضایی به تازه گی برای رهبران و فعالین بخش های مختلف جنبش دانشجویی صادر شده است نشان دهنده ی موج تازه ای از فشار بر جنبش دانشجویی آزادیخواه و عدالت طلب و جوانان مدافع حقوق بشر در ایران نیست؛ علی افشاری 6 سال، عبدالله مومنی 5 سال، اکبر عطری 5 سال، احمد فرجی 3 سال، امیر بلالی 1 سال، فرید مدرسی 8 ماه، شیوا نظرآهاری 1 سال، سعید کلانکی 3 سال، بهروز جاوید تهرانی 4 سال و ... مگر نه اینکه این جوانان در آستانه ی درب زندان قرار گرفته اند و امروز فردا، همچون دوستان پیشین شان به محبس افکنده خواهند شد؟ با این شرح، پس دیگر آزادی زندانی های دانشجویی و مهرورزی و رافت با جوانان و دانشجویان چه معنی می تواند داشته باشد جز یک ژست سیاسی از سوی حکومت بنیادگرای یک پارچه شده؟
از مهرورزی دم نزنید. باورتان نداریم!
کیانوش سنجری
ksanjari@gmail.com
آغاز بکار ترور و آدمربایی جمهوری اسلامی ایران در ترکیه !
پیک ایران: فدراسیون دانشجویان ایرانی طرفدار صلح و حقوق بشر – شاخه ترکیه : امیر فرشاد ابراهیمی عضو فعال "فدراسیون دانشجویان ایرانی طرفدار صلح و حقوق بشر " که به منظور دفاع از تز دکترای خویش به ترکیه بازگشته است شامگاه روز گذشته 29 دسامبر2005 در حالیکه به دعوت بخش خبر تلویزیون دولتی ترکیه " ت ر ت " در یک میزگرد تلویزیونی در رابطه با احتمال حمله آمریکا به ایران و سیاستهای خصمانه دولت احمدی نژاد ، حضور داشته ، توسط افراد ناشناس محل اقامتش مورد کاوش و سرقت قرار گرفت .
از آنجائیکه افراد فوق تنها اسناد و مدارک و کامپیوتر نامبرده را با خویش برده و پس از سرقت نیز اقدام به جاسازی دستگاه شنود در محل نموده که توسط پلیس آنکارا کشف گردیده وپیشتر نیز با تماس تلفنی اقدام به تهدید وعودت ایشان به کشور ایران نموده اند مسلم است که این حرکت اقدامی است سیاسی و از ناحیه دولت جمهوری اسلامی ایران .
لذا ما " دانشجویان ایرانی مقیم ترکیه " ضمن تقبیح و محکوم نمودن این حرکت ، آغاز بکار دوباره ستاد ترور و ارعاب جمهوری اسلامی در ترکیه را احساس می نمائیم ، چرا که چندی پیش نیز( 15 دسامبر) سه پناهجوی سیاسی کرد ایرانی به نامهای عبدالرحمان تاجیک ، علیرضا کامکار و هوژان ایوبی پس از آنکه بارها مورد تهدید تلفنی قرار گرفته بودند در حالیکه آنکارا را به مقصد ازمیر ترک می گفتند ، ربوده شده و تا کنون علیرغم پیگیری های کمیساریای پناهندگان سازمان ملل در آنکارا و سازمان امنیت ترکیه هیچ خبر و اطلاعی از آنان بدست نیامده است .
لازم به توضیح می دانیم سفیر پیشین دولت ایران در ترکیه به دلیل آنکه در بیش از چهارده مورد ترور وآدمربایی مخالفان جمهوری اسلامی در ترکیه حضور مستقیم داشت از این کشور به عنوان عنصرنامطلوب دیپلماتیک اخراج گردیده . نامبرده (منوچهرمتکی ) هم اکنون وزیر امورخارجه دولت ایران می باشد .
لذا از تمامی سازمانهای فعال حقوق بشری درخواست توجه بیش از پیش نسبت به جان دانشجویان و مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی ایران در کشور ترکیه را داشته .
یاد آوری می نمائیم بیش از پانزده هزار پناهجوی سیاسی ایرانی هم اکنون مقیم ترکیه می باشند که اغلب در وضعیتی بسیار دهشتبار وناامنی های گسترده بسر می برند .
طومار براي آزادي منصور اسانلو
ادوار نيوز : 1500 نفر از كاركنان اتوبوسراني تهران با امضاء طومار خواستار آزادي منصور اسانلو شدند.
به گزارش ادوار نيوز در اين طومار آمده است : ما امضاء كنندگان اين طومار از مسئولان قوه قضاييه خواستار آزادي منصور اسانلو رئيس هيات مديره سنديكاي شركت واحد هستيم.
منصور اسانلو رئيس هيات مديره سنديكا شركت واحد از هفته پيش تاكنون در بازداشت به سر ميبرد
اجرای حکم اعدام دومین متهم به قتل مامور اطلاعاتی در سقز، با اعتراض و مقاومت زندانیان مواجه شد
رادیو فردا: در پی اجرای حکم اعدام یکی از سه زندانی متهم به قتل یک مامور اطلاعاتی در سردشت که روز 27 آذرماه انجام گرفت، زندانیان در برابر ااجرای حکم اعدام دومین محکوم دست به اعتراض و مقاومت زدند و این اعتراض به درگیری میان زندانیان و ماموران منجر شد. محمد صدیق کبودوند، دبیر سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و روزنامهنگار، در مصاحبه با رادیو فردا میگوید: اعتراض زندانیان ظاهرا به درگیری و آشوب و نهایتا، به استفاده از گاز اشکآور منجر گردید. مسعود شوکه، عزیز خلکانی، و صلاح محمودی گویلانی، کسانی هستند که پس از نه سال و چهار ماه در زندان، به اتهام کشتن یک مامور امنیتی، محکوم به اعدام شدهاند. عزیز خلکانی، 17 آذرماه به دار آویخته شد و مسعود شوکه نیز، احتمال میرود که طی 24 ساعت آینده به دار آویخته شود.
به گزارش سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان، در پی اجرای حکم اعدام یکی از سه زندانی متهم به قتل یک مامور اطلاعاتی در سردشت که روز 27 آذرماه انجام گرفت، زندانیان در برابر انتقال دومین محکوم این پرونده به خارج از بند برای اجرای حکم اعدام، دست به اعتراض و مقاومت زدند و این اعتراض به درگیری میان زندانیان و ماموران منجر شد.
نازی عظیما (رادیو فردا): وقتی که روز پنجشنبه (دیروز) در ساعت سه بعد از ظهر، ماموران اجرای حکم اعدام برای انتقال مسعود شوکه به خارج از بند، به بند سه زندان ارومیه مراجعه کردند، با اعتراض و مقاومت همبندان او روبرو شدند. بقیه ماجرا را از محمد صدیق کبودوند، دبیر سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان میشنویم:
محمدصدیق کبودوند: اعتراض زندانیان ظاهرا به درگیری و آشوب و نهایتا، به استفاده حتی از گاز اشکآور منجر گردید. درگیریها حتی منجر به زخمی و مجروح شدن مدیر داخلی زندان هم شده بود؛ و خود آن شخص هم که محکوم به اعدام هست، ایشان هم مجروح شدند. و در نهایت موفق شدند ماموران که ایشان را انتقال بدهند به خارج از بند، و احتمالا امروز حکم اجرا خواهد شد.
ن.ع.: پیش از این، رادیو فردا از اجرای حکم اعدام عزیز خلکانی، پس از سپری کردن نه سال و نیم در زندان، خبر داده بود، و همانجا، محمد صدیق کبودوند، از احتمال اعدام دو نفر دیگر، یعنی مسعود شوکه، و صلاح محمودی گوبلانی، هشدار داده بود. این سه نفر، که هستند و اتهامشان چیست؟
محمدصدیق کبودوند: این سه نفر، یعنی آقای مسعود شوکه و آقای عزیز خلکانی، و همین طور آقای صلاح محمودی گویلانی، از اهالی روستاهای اطراف سردشت بودند، که پس از نه سال و چهار ماه در زندان، هم اکنون محکوم به اعدام شدهاند. آقای عزیز خلکانی، 17 آذرماه به دار آویخته شده بود. و آقای مسعود شوکه نیز، احتمال میرود که طی 24 ساعت آینده، و یا حتی امروز، ایشان هم اعدام شود.
ن.ع.: فعال حقوق بشر کردستان، با تایید عدم دسترسی کامل به اطلاعات در مورد پرونده این سه تن، درباره اعدام آنها پس از نه سال و نیم تحمل زندان میگوید:
محمدصدیق کبودوند: این سه نفر، متهم بودند به کشتن یک مامور دولتی، یعنی یک مامور اداره اطلاعات ظاهرا. و اینها، حدود نه سال و خردهای در زندان بودند. حالا، اگر اوایل هم حکمی صادر شده و اعتراضی از جانب همین محکومین به اعدام وزندانیان شده، این رفته به دیوان عالی کشور، و آنجا تایید شده. البته ما از پرونده اطلاع کاملی نداریم. در همین حد میدانیم که بعد از این نه سال، این حکم تایید شده و جهت اجرا به مراجع مربوطه ابلاغ شده است.
ن.ع.: و سرنوشت نفر سوم چه خواهد بود؟
محمدصدیق کبودوند: نفر سوم، آقای صلاح محمودی گویلانی هست. پیش بینی میشود که به زودی حکم در مورد ایشان هم اجرا شود.
ن.ع.: این سه نفری که به اعدام محکوم شدهاند، آیا عضو حزب یا سازمان سیاسیای بودهاند؟
محمدصدیق کبودوند: نخیر. عضو هیچ حزب و گروه و دستهای خاصی تا حال نبودهاند و هیچ حزب و گروهی در این رابطه هیچ بیانیهای که اعلام کند مثلا اینها عضو آن حزب بودهاند، نخیر اعلام نشده است. خود اشخاص هم منکر وابستگی به حزب و گروه خاصی بودهاند.
ن.ع.: شغلشان چی بوده، زمانی که این اتفاق افتاده؟
محمدصدیق کبودوند: ببینید، اینها بیشتر کشاورزند. شغل اصلی بیشتر روستائیان کردستان عمدتا کشاورزی و دامپروری و اینها است.
ن.ع.: چطور میشود که چند روستایی یک مامور دولتی را بکشند؟
محمدصدیق کبودوند: این احزاب و سازمانها و گروهها، در روستاها هم فعال بودند. و این اشخاص، با توجه به احساسات ناسیونالیستی که دارند، قطعا، عضو حزب خاصی هم نباشند، یک فعالیتهایی انجام خواهند داد.
ن.ع.: از این ماموری که کشته شده، هیچ اطلاعی ندارید که چکار میکرده، کی بوده؟
محمدصدیق کبودوند: فقط در همین حد میدانیم که ایشان عضو اداره اطلاعات بوده، و ظاهرا کارش هم جمعآوری اخبار، یعنی خبرچین در این مورد بوده.
ن.ع. : در شهریور ماه گذشته نیز، اسماعیل محمدی و محمد پنجبینی، یکی به اتهام همکاری با کومله، و دیگری به خاطر همکاری با یک گروه ناشناخته، در زندان ارومیه، اعدام شدند. در همان زمان، سازمانهای مدافع حقوق بشر، هشدار دادند که خطراعدام، در انتظار جهانگیر بادیزاده و مصطفی رسولپور، دو بازداشت شده کرد دیگر نیز هست.
روزنامه اسپانیایی الپائیز ورود احمدی نژاد به سیاست را با ورود فیلی به مغازه کریستال فروشی مقایسه کرد
رادیو فردا: روزنامه اسپانیایی الپائیز در شماره روز جمعه نوشت: 27 سال پس ازپیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اینچنین به نظر می آید که محمود احمدی نژاد هنوز به شکست این انقلاب پی نبرده است. روزنامه در ادامه ورود احمدی انژاد به صحنه سیاست در جمهوری اسلامی ایران را با ورود فیلی به مغازه کریستال فروشی مقایسه کرده و نوشت: وی با پیروزی بر اکبر هاشمی رفسنجانی، رویاهای بسیاری از آیت الله ها را نقش بر آب کرد و توانست در عرض چند ماه، سالها کوشش برای نزدیکی به غرب را به هدر دهد. تحلیلگر الپائیز، افزود: این پاسدار سابق شاید فراموش کرده است که اکثریت رهبران جمهوری اسلامی را غیر نظامیان تشکیل می دهند و آیت الله ها قشر برجسته ای هستند که سر خوشی با اونیفورم پوشها ندارند. الپائیز بر این نظر است که اگر احمدی نژاد و همراهان پاسدار خود به این روش ادامه دهند، در ماه های آینده آیت الله های تهران را مجبور به اتحاد با غرب برای مقابله با دولت جدید خواهند ساخت.
احمد رافت (رم) (rm) صدا | (wma) صدا [ 2:34 mins ]
«جنگ لفظی احمدی نژاد»، مقاله ای است که روزنامه اسپانیایی الپائیز در شماره روز جمعه منتشر ساخت.
احمد رافت (رادیو فردا): الپاییز می نویسد: محمود احمدی نژاد پس از آن که هلوکاست یا یهودی کشی در جریان جنگ جهانی دوم را افسانه خواند و خواهان انتقال اسرائیل به آلاسکا شد، در پیامش به مناسبت میلاد عیسی مسیح تلاش نمود مسیحیان را نیز قانع به پذیرش اصول انقلاب اسلامی آیت الله خمینی کند.
الپاییز افزود: 27 سال پس ازپیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اینچنین به نظر می آید که محمود احمدی نژاد هنوز به شکست این انقلاب پی نبرده است. روزنامه الپائیز در ادامه ورود محمود احمدی انژاد به صحنه سیاست در جمهوری اسلامی ایران را با ورود فیلی به مغازه کریستال فروشی مقایسه کرده و نوشت: شعار اصلی دولت کنونی تهران، می شود و می توانیم است. احمدی نژاد برپایه تحلیل روزنامه اسپانیایی با ورودش به صحنه سیاست و پیروزیش بر علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رویاهای بسیاری از آیت الله های ایرانی را نقش بر آب کرد و توانست در عرض چند ماه سالها کوشش برای نزدیکی به غرب و جستجوی راهی برای همزیستی با دیگران را به هدر دهد.
تحلیلگر الپائیز، سخنان احمدی نژاد مبنی بر نفی وجود اسرائیل و هلوکاست را نوعی جهاد علیه جهان دانست و افزود: این پاسدار سابق شاید فراموش کرده است که اکثریت رهبران جمهوری اسلامی را غیر نظامیان تشکیل می دهند و آیت الله ها قشر برجسته ای هستند که سر خوشی با اونیفرم پوشی ها ندارند. الپائیز بر این نظر است که اگر محمود احمدی نژاد و همراهان پاسدارش به این روش ادامه دهند، در ماه های آینده آیت الله های تهران را مجبور به اتحاد با غرب برای مقابله با دولت جدید خواهند ساخت.
در خاتمه الپاییز نوشت: محمود احمدی نژاد و یارانش احتمالا قدرت مقابله با فشارهای رو به افزایش از خارج و موقعیت انفجاری داخل را نخواهند داشت و در آینده ای نزدیک مجبور به عقب نشینی از قدرت خواهند شد.
نياز به آرامش؛ مصلحت نظام يا اجبار شرايط؟
بیبیسی: جمشيد برزگر
آيت الله جنتی از نفوذ بسياری در طيف های تندرو محافظه کار برخوردار است
آيت الله احمد جنتی، دبير شورای نگهبان، در خطبه های نماز جمعه تهران تاکيد کرده که علت عدم اجرای برخی احکام شديد عليه ناراضيان سياسی و منتقدان جمهوری اسلامی، حفظ مصلحت نظام جمهوری اسلامی است و اگر شرايط ايجاب کند، کسانی که وی آنان را منافق صفت خوانده، متحمل اشد مجازات خواهند شد.
آقای جنتی گفته آنجا كه خطری نظام را تهديد می كند و چاره ای جز برخورد مسلحانه وجود ندارد اين كار صورت می گيرد، اما برخی جاها به آرامش نياز است و از برخی توطئه ها می توان عبور كرد بدون آنكه آسيبی به نظام برسد.
امام جمعه موقت تهران افزوده امروز افراد به گفته وی منافق صفت وجود دارند كه حركات نفاقانگيزی می كنند و نقشه براندازی نظام را می كشند.
مفهوم مصلحت، بخشی از نظريه ولايت فقيه است که از سوی آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی ارايه شد و ارتباطی تنگاتنگ با بحث احکام حکومتی و اختيارات ولی فقيه دارد
به گفته آقای جنتی، بسياری از اين افراد از نظر قضايی يک پرونده كامل دارند كه اگر مشكلی نباشد و پروندههای آنان به دادگاه بيايد، هيچ وكيلی نمی تواند از آنها دفاع كند و هر قاضی كه باشد حكم به اعدام آنها میدهد. حتی حكم برخی از آنها صادر و در تجديدنظر نيز تاييد شده است، ولی اين حكم به دليل مصلحت انديشی باقی مانده است.
دبير شورای نگهبان، اگر چه مصلحت انديشی را علت اصلی عدم اجرای برخی احکام سنگين، نظير اعدام، دانسته اما درباره اينکه چه فرد يا نهادی، چگونه و چه زمانی تشخيص می دهد اعمال مجازات های سنگين عليه مخالفان و منتقدان به مصلحت و چه زمانی چشم پوشی از اين مجازات ها به زيان جمهوری اسلامی است، توضيحی نداده است.
مفهوم مصلحت، بخشی از نظريه ولايت فقيه است که از سوی آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی ارايه شد و ارتباطی تنگاتنگ با بحث احکام حکومتی و اختيارات ولی فقيه دارد.
در اين ديدگاه، هرگاه ولی فقيه مصلحت بداند می تواند با صدور احکام حکومتی يا احکام ثانويه، اجازه اجرا و يا عدم اجرای هر حکم ديگر، حتی احکام اوليه اسلامی را صادر کند.
نقض حکم جنجالی اعدام هاشم آغاجری، استاد دانشگاه، در پی مخالفت های گسترده در داخل و خارج از کشور صورت گرفت
هر چند در ديدگاه آيت الله خمينی از مسايلی نظير مصلحت اسلام، مصلحت نظام اسلامی، مصلحت مردم و حفظ نظام سخن رفته، اما در عمل، از آنچه مصلحت اسلام و حکومت اسلامی خوانده شده، چيزی جز حفظ و بقای نظام جمهوری اسلامی استنباط نشده است.
آيت الله احمد جنتی نيز با استناد به سخنان آيت الله خمينی تاکيد کرده که حفظ نظام از همه چيز واجب تر است و حفظ نظام، يعنی حفظ اسلام.
وی که از نفوذ بسياری در طيف های تندرو محافظه کار برخوردار است، با همين استدلال، سهل انگاری و بی تفاوتی دستگاه قضايی را رد کرده و به هواداران خود گفته که از اعتراض به عدم اجرای برخی احکام سنگين خودداری کنند، زيرا در اين ميان تنها مصلحت نظام مد نظر بوده است.
با اين همه، در سال های گذشته، افزايش فشارهای بين المللی بر جمهوری اسلامی به دليل آنچه نقض گسترده حقوق بشر خوانده شده و افزايش مطالبات در داخل برای رعايت حقوق بشر، عامل مهمی در کاهش و يا عدم اجرای برخی احکام صادر شده نظير زندان و اعدام بوده است.
نقض حکم جنجالی اعدام هاشم آغاجری، استاد دانشگاه، در پی مخالفت های گسترده در داخل و خارج از کشور صورت گرفت و کسانی چون سيامک پورزند، روزنامه نگار، به رغم داشتن اتهاماتی سنگين، به دنبال پيگيری های بين المللی از زندان آزاد شدند.
از همين رو، رعايت مصلحت نظام در چنين مواردی و در شرايط کنونی، می تواند به معنای آن باشد که جمهوری اسلامی با هدف کاستن از ميزان انتقادها و فشارها در زمينه نقض حقوق بشر، ناگزير از رعايت برخی ملاحظات و عدم اصرار بر اجرای احکام سختگيرانه تر شده است.
جنتی خواهان کناره گيری از امامت جمعه تهران است
بیبیسی: احمد جنتی به عنوان دبيرشورای نگهبان که مرجع تفسير قانون اساسی، تطبيق مصوبات مجلس با قانون اساسی و شرع اسلام و تأييد صلاحيت نامزدهای نمايندگی مجلس و رياست جمهوری است از شخصيتهای قدرتمند و پرنفوذ جمهوری اسلامی به شمار می رود
احمد جنتی دبيرشورای نگهبان و يکی از امامان جمعه تهران در خطبه های نمازجمعه اين شهر گفته که خواهان کناره گيری از امام جمعگی است و اين درخواست را با آيت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی مطرح کرده اما هنوز اين خواسته برآورده نشده است.
او در عين حال به خوشامدگويی به سيداحمد خاتمی پرداخته که اخيراً با حکم آيت الله خامنه ای به جمع امامان جمعه تهران پيوسته و هفته گذشته نيز نماز جمعه اين شهر را امامت کرده است.
مقام امام جمعگی تهران به آيت الله خامنه ای تعلق دارد که حکم امام جمعگی را از آيت الله خمينی بنيانگذار جمهوری اسلامی دريافت کرده است.
گفتگو با محسن کديور، روحانی نوگرا در تهران
آيت الله خامنه ای بندرت و عمدتاً در مناسبتهای عمده نمازجمعه تهران را امامت می کند و در ساير جمعه ها، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد امامی کاشانی، احمد جنتی و اخيراً سيد احمد خاتمی به عنوان امام جمعه موقت در جايگاه امام جمعگی تهران می ايستند.
جايگاه امامت جمعه مهمترين تريبون سياسی و مذهبی در ايران به شمار می رود و رويکرد امامان جمعه موقت تهران در اين جايگاه با يکديگر تفاوتهايی دارد.
در حالی که محمد امامی کاشانی در خطبه های نمازجمعه معمولاً به مواعظ اخلاقی و تکرار مواضع رسمی جمهوری اسلامی بسنده می کند، احمد جنتی به اتخاذ مواضع تند و اظهارات شديداللحن عليه منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی شهرت دارد و اکبر هاشمی رفسنجانی دست کم در مورد مسائل داخلی می کوشد از موضعی ميانه روتر به ايراد خطبه ها بپردازد.
سيد احمد خاتمی که بتازگی به جمع امامان جمعه تهران پيوسته و با 45 سال سن جوانترين امام جمعه اين به شمار می رود، مواضع و رويه ای شبيه احمد جنتی دارد و همچون او به حمايت از گروههای اصولگرای افراطی و موضعگيری عليه اصلاح طلبان شهرت دارد.
احمد جنتی به عنوان دبيرشورای نگهبان که مرجع تفسير قانون اساسی، تطبيق مصوبات مجلس با قانون اساسی و شرع اسلام و تأييد صلاحيت نامزدهای نمايندگی مجلس و رياست جمهوری است از شخصيتهای قدرتمند و پرنفوذ جمهوری اسلامی به شمار می رود.
او که 79 سال سن دارد بيش از دو دهه است در برپايی نمازجمعه تهران شرکت دارد.
قطع بخشی از ارتباطات اينترنتی ايران
بیبیسی: کابل های فيبر نوری، رشته های نازک شفافی هستند که از شيشه يا پلاستيک ساخته شده و برای انتقال نور بکار می روند
بدنبال اختلال در مسير خط فيبر نوری بين بندر جاسک و فجيره در امارات متحده عربی، بخش قابل توجهی از ارتباطات اينترنتی ايران با مشکل مواجه شده و دسترسی کاربران به اينترنت با کندی صورت می گيرد.
بر اساس گزارش خبرگزاری دولتی ايران، ايرنا، از صبح روز پنجشنبه در پی ايجاد قطعی در مسير فيبر نوری، حدود ۸۰ درصد ارتباطات اينترنتی ايران از کار افتاد.
گزارش های ديگر نيز حاکی از کاهش کيفيت شبکه اينترنت و قطعی های مداوم طی ۱۰روز گذشته است که باعث بروز نارضايتی کاربران اينترنت در ايران شده است.
مصاحبه جام جهان نما با رضا پارسا، رئيس انجمن صنفی کارفرمايان شبکه های اينترنتی در ايران
به رغم بروز اين مشکل، بنا به اعلام شرکت دولتی فناوری اطلاعات (ديتا)، که وظيفه مديريت، توسعه، نگهداری و بهره برداری شبکه ارتباطات داده ها در ايران را بر عهده دارد، کارشناسان تلاش کرده اند تا با جايگزين ساختن خط ارتباطی با ترکيه و استفاده از ارتباطات ماهواره ای، ظرفيت ارتباطات ايران را بهبود بخشند.
با اين وجود به گفته رضا رشيدی، مديرعامل شركت فناوری اطلاعات، حدود ٤٠ درصد از ارتباطات اينترنتی ايران همچنان تحت تاثير اين قطعی قرار دارد.
هرچند دليل قطع کابل فيبر نوری مشخص نشده اما به گفته آقای يوسف پور، مديرعامل "شرکت ارتباطات زيرساخت" احتمال وجود قطعی در دو نقطه وجود دارد که يکی از آن ها حدود ۲۰ کيلومتری سواحل کشور امارات است.
آقای يوسف پور پيرامون علت بروز اين مشکل احتمال می دهد: "شايد لنگر کشتی در هنگام جمع شدن کابل را قطع کرده باشد".
به گفته کارشناسان، "کشتی تعميراتی" به سرعت وارد عمل شده و کار تعمير را آغاز کرده است. آنها پيش بينی می کنند انجام تعميرات و حل کامل مشکل بين سه تا شش روز به طول انجامد.
قطع ارتباط حجاج ايرانی
کابل های فيبر نوری برای انتقال سريع حجم زيادی از اطلاعات و داده ها بکار می روند
در همين حال ارتباطات تلفنی حجاج ايرانی که در عربستان به سر می برند نيز تحت تاثير قرار گرفته و با مشکل مواجه شده است.
مديرعامل شرکت ارتباطات سيار ايران به دنبال قطع فيبر نوری بين ايران و امارات به مشترکان تلفن همراه توصيه کرده است که به هيچ وجه از خدمات اس ام اس (پيام کوتاه) استفاده نکنند. وی افزوده است: "حجاج تنها در ساعاتی از شبانه روز که به ارتباط نياز دارند تلفن همراه خود را روشن نگه دارند".
با اين حال به گفته او در ارتباط با شبکه ثابت عربستان با شبکه ثابت ايران مشکلی وجود ندارد و هم اکنون تماس دو سويه با هتل های کشور عربستان برقرار است.
مديرعامل شرکت ارتباطات سيار ايران همچنين از خانوادههای ايرانی که بستگانشان در عربستان حضور دارند خواست تا از برقراری تماس "مکرر" با خانواده خود پرهيز کرده و "ترافيک کاذب" ايجاد نکنند.
ارتباطات محدود
بر اساس اعلام مقامات رسمی، قطعی در فيبرنوری مساله ای است که "گاهی" اتفاق میافتد و بايد برای جلوگيری از بروز چنين مشکلاتی، خطوط جايگزين را در نظر گرفت.
رضا پارسا رييس انجمن صنفی کارفرمايان شبکه های اينترنتی ايران در اين مورد به بی بی سی گفته است: "بيش از ۵۰ درصد ظرفيت اينترنت کشور از طريق فيبر نوری تامين می شود که متاسفانه اين خط تنها راه ارتباطی است".
حدود ٤٠ درصد از اينترنت تحت تاثير قرار گرفته كه اميدواريم ظرف دو روز آينده برطرف شود. در مدت اين دو روز، کاربران برای انجام امور غير ضروری به شبكه متصل نشوند، تا مشكل برطرف شود.
رضا رشيدی، مديرعامل شركت فناوری اطلاعات
آقای پارسا تاکيد می کند: "قطع کابل فيبر نوری طبيعی است و اتفاق می افتد ولی اين خطوط، حتما بايد ارتباطات پشتيبان داشته باشند که ما متاسفانه ارتباطات جايگزين نداريم. از دو سال پيش مديران وقت شرکت فناوری اطلاعات قصد برقراری ارتباطاتی با کشورهای ديگر نظير ترکيه و کويت را آغاز کرده بودند که مشخص نيست چرا اين مذاکرات به طول انجاميده است".
مقامات رسمی در شرکت فناوری اطلاعات نيز بر محدود بودن ارتباطات اينترنتی ايران اذعان دارند. رضا رشيدی، مديرعامل شركت فناوری اطلاعات به ايسنا گفته است: "تا سال گذشته، تنها از طريق مسير ايران - امارات ارتباط داشتيم اما امسال مسير ترکيه هم به آن افزوده شده و برای برقراری ارتباط از مسيرهای ديگر از کشورهای اطراف مانند آذربايجان، روسيه و کويت نيز در حال نهايی کردن مذاکرات هستيم تا ارتباط به يک نقطه منوط نشود".
رضا پارسا، رييس انجمن صنفی کارفرمايان شبکه های اينترنتی استفاده از ماهواره بعنوان راهی جايگزين کابل های زمينی فيبر نوری را از نظر فنی و اقتصادی به صرفه نمی داند. وی معتقد است ارتباطات ماهواره ای گران قيمت هستند و در مقايسه با فيبر نوری از ثبات کمتری برخوردارند.
خط ارتباطی فيبر نوری بندر جاسک در جنوب ايران به فجيره در امارات متحده عربی، ۱۷۲ کيلومتر طول دارد و از زير آب عبور می کند.
مدیر سایت بازتاب : تمام ادعایی که علیه یک نماینده مجلس منتشر کردهایم، مستند است
پیک ایران: مدیر سایت بازتاب در خصوص خبر منتشر شده در این سایت مبنی بر اتهامات و تخلفات مالی یک نماینده مجلس هفتم (سلیمان جعفرزاده نماینده ماکو)، گفت: درباره ادعایی که علیه این نماینده منتشر کردهایم، مدارک و مستنداتی داریم که اگر ایشان ادعایی را علیه بازتاب مطرح کند، مستندات خود را به دادسرای کارکنان دولت ارایه میکنیم.
فواد صادقی به خبرنگار"ایلنا"، گفت: کپی چکهای برگشتی, اسناد تخلفات, نامه بانک مرکزی و نامه سپاه پاسداران در مورد تخلفات این نماینده در اختیار سایت بازتاب است که در صورت لزوم ارایه خواهد شد.
صادقی همچنین گفت: سایت بازتاب از این نماینده هیچ کمک مالی نخواسته است.
December 30, 2005
فواید 5/2 میلیارد تومان جام جهانی برای یک شرکت خودمانی!
بازتاب: یکی از بینندگان «بازتاب» با ارسال پیامی از درآمد بادآورده 5/2 میلیارد تومانی یک آژانس توریستی مرتبط با گرانندگان ورزش در اعزام تماشاگران ایرانی به جام جهانی خبر داده است.
ماجرا از اینجا آغاز شد که بنا بر سهمیهای که در نهایت زور به دست آمد، ایران توانست دو هزار نفر را به عنوان تماشاگر رسمی به آلمان ببرد تا از حمایت تماشاگران رسمی در بازیهای بزرگ جام جهانی بهره گیرد. این دو هزار نفر، به طور معمول در کشورهای مختلف از تماشاگران حرفهای و به خصوص لیدرهای کانونهای تماشاگری باشگاهها تشکیل میشوند تا به عنوان هدایتکننده دیگر تماشاگران از آنان بهره برده شود.
اما همانگونه که همه چیز فوتبال ما با دنیا تفاوت دارد، این سهمیه به لحاظ موقعیت و شرایط خاص خودش در اختیار قشری خاص از جامعه قرار گرفته است.
وقتی تیغ حرکت تحسینبرانگیز شبکه خبر و داود عابدی به این موضوع نشانه رفت، مشخص شد، هزینه حضور هر تماشاگر ایرانی در جام جهانی به مدت چهارده روز شامل قیمت بلیت، ترانسفر و قیمت هتل سهستاره با صبحانه، رقمی بالغ بر چهار میلیون و هشتصدهزار تومان است!
تحقیق گروه ورزش شبکه خبر نشان داد که بر اساس ارقام رسمی موجود در اینترنت، قیمت هتل، ویزا، بلیت و ترانسفر، رقمی در حدود سه میلیون تومان است که اگر از باقیمانده چشمپوشی کنیم، یک میلیون و هشتصد هزار تومان بلاتکلیف میماند؛ رقمی که در تعداد دو هزار نفری تماشاگران، چیزی حدود سه میلیارد و ششصد میلیون تومان است!
اما موضوع وقتی جالبتر شد که در اثر فشارهای رئیس سازمان ورزش، گروه تورهای ورزشی، این رقم را به 450 هزار تومان کاهش داده و به قول معروف، «آتش به مال خودش زد»!
اما مشخص نیست، با این تحقیق بزرگوارانه در جهت تسهیل حضور تماشاگران، تکلیف باقیمانده آن رقم؛ یعنی یک میلیون و 350 هزار تومان دیگر ـ و برای 2000 نفر خالق، رقم دو میلیارد و هفتصد میلیون تومان ـ چه میشود؟
آیا فدراسیون فوتبال بابت واگذاری این امتیاز به گروه تورهای ورزشی، این مبلغ را گرفته است؟
آیا گروه تورهای ورزشی، میخواهد تماشاگران را غافلگیر کند و به جای هتل سهستاره، به هتل پنج ستاره ببرد؟
حال یک نفر جوابی به این تناقضهای آشکار بدهد تا معلوم شود، دور و بر این موضوع چه خبر است؛ موضوعی که به موفقیت تیم ملی کشورمان گره خورده و اگر اشتباهی صورت بگیرد، همان اتفاقات سال 98 در ورزشگاهها رخ داده و اجیرشدههای بیچاره جای تماشاگران فوتبال را گرفته تا به اندک پول توجیبی منافقین در اروپا دست یابند.
دعای خیر هزاران انسانی که استخوانهایشان در سرمای زمستان و سکوهای یخزده آزادی میترکد، بدرقه راهتان! انشاءالله، گرمای هوا در تابستان 2006 موجب نشود، مثل استادیوم آزادی و تماشاگران واقعی آن، گرمازده شوید و یک لیوان آب را پانصد تومان بخرید!
خبر فوری: حرکت مردم به سمت تهران برای تجمع مقابل مجلس و قوه قضاییه در دفاع از آقای ج!
بازتاب: در پی افشاگری سایت بازتاب درباره س.ج (سلیمان جعفرزاده) وی در گفت و گو با یکی از خبرگزاریها پرده تازهای از نمایش برره را به نمایش گذاشت.
این نماینده مجلس هفتم با تكذیب شدید اتهامات اقتصادی مطرح شده علیه خود در سایت خبری بازتاب گفت: مسولان قوه قضاییه و هیات رئیسه باید نسبت به چنین اخباری كه كلیت مجلس را زیر سوال برده است واكنش نشان دهند.
س. ج، که هماکنون حدود ۵/۲ میلیارد تومان از اموال مردم را در اختیار گرفته، به خبرنگار پارلمانی "ایلنا"، در خصوص خبر منتشر شده بر روی سایت بازتاب در مورد فساد اقتصادی یك نماینده، تصریح كرد: انتشار چنین اخبار كذبی علیه بنده نتیجه باجخواهی مالی گردانندگان سایت بازتاب است.
وی با تاكید بر این كه در خصوص این موضوع روز یكشنبه نطق پیش از دستور خواهم كرد و تذكر میدهم، خواستار برخورد قوه قضاییه و هیات رئیسه مجلس با منتشر كنندگان این اخبار شد و تصریح كرد: انتشار اخباری در مورد فسادمالی و اقتصادی یك نماینده در واقع زیر سوال بردن كل مجلس و جایگاه نمایندگان است.
ج ادامه داد: تمام مواردی كه در مورد فساد اقتصادی و به عنوان اتهامات بنده مطرح كردهاند مسائلی است كه این نماینده معلوم الحال در جلساتی در حسینیه مركز شهر مطرح كرده است.
آقای ج افزود: علیه سایت بازتاب شكایت خواهم كرد.
وی تصریح كرد: از رئیس قوه قضاییه در خواست می كنم به این موضوع رسیدگی كند.
عضو كمیسیون امنیت ملی خاطرنشان كرد: اقدام اخیر بازتاب خلاف قانون بوده و مرا وادار به افشاگری در مورد این سایت میكند.
آقای ج که در پی شکست چند فعالیت کلان اقتصادی در حوزه انتخابیه خود هماکنون بدهی حدود ۵/۲ میلیاردی به مردم دارد، ادامه داد:گردانندگان سایت بازتاب برای كمك مالی به سایت خود از من پول میخواستند اما چون بنده حاضر نشدم شروع به تهدید بنده كردند اما بنده به هیچ وجه باج سیاسی و مالی به سایت بازتاب و گردانندگان آن نخواهم داد.
وی گفت، انتشار این خبر در حوزه انتخابیه بنده موجب شد تا مردم با امضا طومارهای مختلف به سمت تهران حركت كنند تا در مقابل مجلس و قوه قضاییه تجمع كنند!
خبری در همین زمینه: از کوچههای برره تا راهروهای مجلس!
مدیر سایت بازتاب: تمام ادعایی که علیه یک نماینده مجلس منتشر کردهایم، مستند است
ایلنا: مدیر سایت بازتاب در خصوص خبر منتشر شده در این سایت مبنی بر اتهامات و تخلفات مالی یک نماینده مجلس هفتم (سلیمان جعفرزاده)، گفت: درباره ادعایی که علیه این نماینده منتشر کردهایم، مدارک و مستنداتی داریم که اگر ایشان ادعایی را علیه بازتاب مطرح کند، مستندات خود را به دادسرای کارکنان دولت ارایه میکنیم.
فواد صادقی به خبرنگار"ایلنا"، گفت: کپی چکهای برگشتی, اسناد تخلفات, نامه بانک مرکزی و نامه سپاه پاسداران در مورد تخلفات این نماینده در اختیار سایت بازتاب است که در صورت لزوم ارایه خواهد شد.
صادقی همچنین گفت: سایت بازتاب از این نماینده هیچ کمک مالی نخواسته است.
پایان پیام
شاهکار قضائی: پرونده 400 صفحهای، منع تعقیب سه سطری
بازتاب: خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: در راستای تلاشهای انجام شده برای بسته شدن پروندههای کنکور و آزمون دستیاری، پرونده دهها تن از متهمانی که به خرید و فروش سؤالات اعتراف کرده و مدارک قطعی در زمینه جرمهای آنان به دست آمده است، با صدور حکمهای چندسطری بازپرس «ش» مختومه میشود.
بنا بر این گزارش، متهمان پرونده مذکور که حتی محل خرید و فروش سؤالات، پولهای ردوبدلشده و استفاده از سؤالات افشاشده توسط آنان قطعی شده و خود نیز به جرمهای خود اعتراف کردهاند، با برکناری بازپرس پرونده و انتصاب بازپرس جدید، تبرئه و حکم منع تعقیب آنان صادر میشود.
خبرنگار «بازتاب» میافزاید: بازپرس «ش» در حالی نسبت به صدور منع تعقیب در پروندهها اقدام میکند که شامل صدها صفحه اسناد، مدارک و اعترافات صریح است.
پیش از این، برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به احتمال اعمال نفوذ در پروندههای کنکور پس از برکناری غیرمنتظره بازپرس آن، که تحقیقات مشروحی را در این زمینه انجام داده بود، هشدار داده بودند.
گفتنی است، ماه گذشته، یکی از مدیران سابق وزارت بهداشت که دریافت بیش از 480 میلیون تومان رشوه بابت فروش سؤالات آزمونهای دستیاری و PH.D را تأیید کرده بود، در رابطه با 90 درصد اتهامها، توسط بازپرس «ش» در حکمی سه سطری تبرئه شد، اما در رابطه با 10 درصد از اتهامات خود که کیفرخواست آن پیشتر به دادگاه ارسال شده بود، به سه سال زندان و بازگرداندن رشوه و جریمه نقدی محکوم شد.
به رغم تأکیدات رئیس قوه قضائیه بر حساسیت بیشتر و جلوگیری از اعمال نفوذ و انحراف در پروندههای ملی، در ماههای اخیر و پس از تغییر بازپرس رسیدگیکننده به پرونده، ابهامات زیادی در آن ایجاد شده است.
علیرغم قول شهردار تهران رئیس هیات مدیره سندیکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی هنوز در زندان است
پروانه اصانلو همسر منصور اصانلو رئیس سندیکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید شوهرش هنوز در زندان به سر میبرد. هفت تن از فعالان سندیکا قبل از پایان اعتصابی که ترافیک تهران را فلج کرد، هفته گذشته از زندان آزاد شدند. خانم اصانلو ضمن ابراز نگرانی از وضعیت سلامت همسرش میگوید: هر آن ممکن است شبکیه چشم او سوراخ شود و بیناییاش را از دست دهد. ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: مطابق سخنانی که محمد باقر قالیباف شهردار تهران در روز یکشنبه، در جمع سه هزار نفری کارگران اعتصابی بیان کردند، قرار بود که به سرعت دوستان دستگیر شده سندیکایی ما آزاد شوند.
مسعود ملك (rm) صدا | (wma) صدا [ 6:09 mins ]
بنا به گزارشها چهارشنبه شب هفت عضو سندیکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه آزاد شدند. یک هفته پیش شماری از اعضای هیات مدیره این سندیکا به حکم قاضی مرتضوی دادستان تهران بازداشت شدند. دو روز بعد چند تن از آنان آزاد شدند، اما منصور اصانلو رئیس هیات مدیره همچنان در زندان ماند. روز بعد تعدادی دیگر از فعالان کارگری دستگیر شدند که همه آنها چهارشنبه شب آزاد شدند.
ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اسامی آزاد شدگان را در مصاحبه با رادیو فردا چنین برمیشمارد: آقایانی که دیشب (چهارشنبه) آزاد شده بودند در پی دستگیریهای روز یکشنبه، به ترتیب آقایان ناصر غلامی، سعید ترابیان، سید داوود رضوی، یعقوب سلیمی، جواد کفایتی و مصطفی امیری دیشب در ساعت هشت شب از زندان آزاد شدند و بدون این که واقعا به آنها اتهامی تفهیم شده باشد و ما از مقامات مسئول رده بالای قوه قضائیه خواستار رسیدگی و پیگیری این پرونده هستیم.
منصور اصانلو رئیس هیات مدیره سندیکا به رغم وضعیت نامساعد جسمانی همچنان در زندان به سر می برد. روز پنجشنبه پروانه اصانلو، همسر منصور اصانلو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه درباره وضعیت جسمانی همسرش ابراز نگرانی کرد. خانم اصانلو که هنوز موفق به ملاقات با همسرش نشده، شدیدا نگران بینایی آقای اصانلوست که قرار بود هر چه زودتر تحت عمل جراحی چشم قرار گیرد.
پروانه اصانلو (همسر منصور اصانلو، رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه): سه شنبه همین هفته که من پیش قاضی پرونده شان آقای راسخ متین رفتم، ایشان به من قول دادند ظرف سه چهار روز آینده ایشان آزاد شوند. دیشب همکاران دیگرشان آزاد شدند همه، به استثنای آقای اصانلو و من شدیدا نگران ایشان هستم. وضعیت سلامتیش در خطر است. چشمشان وضعیت خوبی ندارد و هر آن ممکن است شبکیه اش سوراخ شود و بیناییاش را از دست دهد. من شدیدا نگران چشم و سلامتی ایشان هستم. امروز هم به اتفاق خانواده ایشان رفتیم جلوی در زندان اوین بلکه بتوانیم ملاقاتی، یا تلفنی با او در تماس باشیم و لباس گرم بردیم بلکه آنجا قبول کنند یا پولی، غذایی چیزی برایش بفرستیم که متاسفانه هیچکدام از اینها را قبول نکردند و ما برگشتیم منزل تا ببینیم آیا آقای راسخ متین قاضی پرونده رسیدگی می کند به وضعیت ایشان یا نه؟ و به قولشان وفا می کنند که امروز یا فردا ایشان آزاد شوند.
مسعود ملک (رادیو فردا): خانم اصانلو، قاضی پرونده آقای راسخ متین، آیا اتهام آقای اصانلو را مشخصا برای شما توضیح دادند؟
پروانه اصانلو: من طی نامه ای که نوشتم برای ایشان همه چیز را توضیح دادم که وضعیت ایشان چطور است و از ایشان خواستم با توجه به شرایط قلبیشان و چشمیشان ایشان را هر چه زودتر آزاد کنند؛ که ایشان به من گفتند که ایشان می آیند، یعنی حتی حاضر نشدند که نامه را تا انتها بخوانند. گفتند که ایشان ظرف سه چهار روز دیگر می آیند و صحبت دیگری با من نکردند. و من لحظه شماری می کنم که ایشان هر چه زودتر بیایند و چشمشان تحت عمل جراحی قرار بگیرد یا لیزر شود یا هر کاری که دکتر صلاح می داند روی چشمشان انجام دهد، چون اگر این شامل مرور زمان شود، بیناییش از دست می رود.
آقای ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد نیز در مصاحبه با رادیو فردا از وضعیت منصور اصانلو ابراز نگرانی کرد.
ابراهیم مددی (نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه): مطابق سخنرانییی که آقای شهردار تهران در روز یکشنبه، روز اعتصاب کارگران شرکت واحد در ساعت 23 شب در جمع سه هزار نفری کارگران اعتصابی بیان کردند، قرار بود که به سرعت دوستان دستگیر شده سندیکایی ما آزاد شوند. که متاسفانه هنوز آقای منصور اصانلو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه آزاد نشده و ما نگران وضعیت جسمی ایشان هستیم به دلیل این که ایشان از ناحیه چشمان دچار آسیب دیدگی زیادی بود بر اثر حمله تاریخ 19 اردیبهشت 1384 و در هفته گذشته ایشان وقت عمل چشم داشتند. ضمنا نامبرده از ناحیه قلب و از ناحیه سیستم تنفسی دچار بیماری می شوند. مادر آقای منصور اصانلو هم که در بیماری به سر می برند، در یک هفته گذشته این خبر را به ایشان اطلاع نداده بودند، به دلیل وضعیت نامناسب جسمی و کهولت سنی شان. اما متاسفانه از دیشب که ایشان به خانه آقای منصور اصانلو مراجعه کرد، متوجه شد که آقای اصانلو شدیدا مریض حال بوده و دستگیر شده است. ما از مقامات مسئول خواستاریم که هر چه زودتر با اقدامات لازم آقای منصور اصانلو را از زندان آزاد کنند تا خانواده ایشان، مادر ایشان و سلامتی ایشان را ما بتوانیم که داشته باشیم.
خطبههای نماز جمعه یا سخنرانی در سازمان ملل
بازتاب: پیرو انتشار یادداشت «امام، برژنف و احمدینژاد» در «بازتاب»، روزنامه «کیهان» طی مقالهای به نقد یادداشت مذکور پرداخته که متن مقاله «کیهان» و توضیح نویسنده در ادامه میآید:
آقای غلامعلی رجایی طی یادداشتی در پایگاه خبری «بازتاب» تحت عنوان «امام، برژنف و احمدی نژاد» (19/8/84) به بهانه جنجال استکبار جهانی علیه سخنان ضدصهیونیستی رئیس جمهور کشورمان به نقادی پرداخته و با استناد به برخی نقل قولهای منتسب به حضرت امام خمینی(ره) اظهارات دکتر احمدی نژاد را زیر سؤال برده و آن را مغایر با مصالح کشور و سیره امام قلمداد کرده اند که لازم است برخی نکات را به ایشان یادآور شویم. شایان ذکر است که پیش از این نیز ایشان طی یادداشتهایی درهمین پایگاه و در پوشش نقد منصفانه، با توسل به اظهارات یک جانبه به تضعیف دولت پرداخته بودند و هر چند که توان پاسخگویی به برخی از دعاوی غیرمنطقی ایشان وجود داشت، اما بدلیل ضرورت اجتناب از مجادلات قلمی به این عرصه واردنشدیم ولیکن از آنجا که ایشان در یادداشت اخیر با استناد ناقص به فرمایشات امام(ره) درپی القاءمقصود خود بوده و کوشیده اند رئیس جمهور را در مقابل خط امام معرفی کنند و از آنجا که این امر در کنار پارهای از جوسازیهای غیرمنصفانه اخیر ممکن است منجر به ایجاد برخی شائبهها شود، ضروری دانستیم که نکاتی را دلسوزانه در میان بگذاریم با این امید که ایشان نیز فارغ از هرگونه حب و بغضهای جناحی- که مع الاسف در پارهای از نوشتههای ایشان دیده می شود. موارد مزبور را مدنظر قرار دهند.
آقای رجایی در یادداشت مزبور به ذکر دو خاطره به قول خودشان «ناشنیده» از امام پرداخته اند که براساس یکی از آنها: «رئیسجمهور وقت [که نویسنده نامی از ایشان نبرده اما براساس قرائن و به احتمال قوی حضرت آیت الله خامنهای (مدظله) مدنظر بودهاند] احتمالا در خطبه نماز جمعه تهران، حمله شدیداللحنی به سیاستهای شوروی سابق و شخص برژنف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی، داشت که با تکبیر نمازگزاران روبه رو شد. پس از این موضعگیری، یکی از اعضای دفتر امام نقل می کرد که امام پس از شنیدن این موضعگیری، به مشارالیه فرموده بود، این گونه حرفها و موضع گیریها را که فراتر از برخورد دیپلماسی است، من باید بزنم نه شما که عملا رئیس دولت هستید و دنیا روی عبارات شما حساب می کند و آن را موضع رئیس دولت ایران که شما مسئول آن هستید، قلمداد می کند.(نقل به مضمون).
در خاطره دوم نیز بنا به گفته آقای رجایی در آستانه سفر ضیاء الحق رئیس جمهور وقت پاکستان به کشورمان، روزنامه جمهوری اسلامی طی سرمقالهای با عنوان طعنه آمیز «ضیاءالباطل» به انتقاد از وی پرداخت. دراین مورد نیز آقای رجایی ادعا می کنند که: «امام پس از خواندن این مقاله، طی تذکری فرموده بودند: «این که نمی شود، یکی ضیاء الحق را برای مذاکره به تهران دعوت کند و دیگری درهمان مملکت او را «ضیاء الباطل» بنامد!» و بطور خلاصه نویسنده با استناد به این دو خاطره کوتاه، اظهارات رئیس جمهور را نیز مصداق همان دو مورد معرفی و بعنوان اظهاراتی نسنجیده و برخلاف مصالح نظام القا کرده اند.
دراین خصوص لازم است به نویسنده محترم یادآور شویم:
1- براساس فرمایش صریح امام در قسمت آخر وصیت نامه سیاسی- الهی ایشان، برای جلوگیری از سوء استفادههای احتمالی هرگونه نقل قولی از امام باید مستند به خط یا صدای ایشان و با تأیید کارشناسان باشد. نقل قولهای بدون سند و افواهی از قبیل: «به گفته یکی از اعضای دفتر امام» یا «یکی از نزدیکان امام» که هر از چندی در برخی اظهارات از جمله در همین یادداشت دیده می شود، نمی تواند مبنای قضاوت باشد؛ بویژه وقتی که معارض این ادعاها در گفتار امام دیده می شوند.
2- درخصوص اولین خاطره یعنی انتقاد امام از اظهارات رئیس جمهور وقت در نماز جمعه گویا نویسنده سهواً دچار اشتباه شده اند (که بکار بردن قید احتمالاً خود شاهد ناکافی بودن اطلاعات ایشان در این زمینه است) چرا که آنچه در تاریخ انقلاب اسلامی در این زمینه مشهور شده نه خطبههای جمعه رئیس جمهور وقت، که نطق معروف نخست وزیر وقت یعنی مرحوم شهید رجایی- که اتفاقاً نویسنده بشدت از علاقمندان ایشان می باشند. در شورای امنیت سازمان ملل (مهرماه سال 59) بوده است. در واقع آن حکایتی که درهمین جنجال اخیر تبلیغاتی علیه دکتر احمدی نژاد نیز مورد استفاده برخی قرار گرفته، این است که شهید رجایی پس از بازگشت از نیویورک، خدمت امام شرفیاب می شود و قریب به این مضمون نقل شده که حضرت امام خطاب به ایشان می فرمایند- در سخنرانی خود در سازمان ملل مواضع خیلی تند و انقلابی علیه آمریکا اتخاذ کردید» شهید رجایی پاسخ می دهد: «آری اینگونه موضع گیری علیه آمریکا را از شما یاد گرفته ایم» حضرت امام می فرمایند: «جایگاه من با شما فرق دارد و شما باید قدری ملایمتر صحبت می کردید.»(هفته نامه صبح صادق، شماره 226، 16/8/84،ص 2، یادداشت «شبهه ا ی که وارد نیست»)
موضوع گلایه حضرت امام از رئیس جمهور به دلیل انتقاد از برژنف را حداقل نگارنده که درحد امکان با فرمایشات امام آشنایی دارم، تاکنون نشنیده ام (البته این بمعنای انکار مطلق این اتفاق نیست و ممکن است چنین رویدادی نیز بواقع صورت گرفته باشد) اما آنچه مشهور شده همان است که در سطور فوق گفته آمد. اینکه چطور آقای رجایی برای اثبات مقصود خود به این واقعه که ازاشتهار بیشتری برخورداراست، استناد نکرده و درعوض نقل قولی شاذ ازامام را- آن هم با قید احتمال- ذکر کرده اند، اندکی مایه تعجب است!
واما درخصوص خاطره دوم یعنی انتقاد امام ازسرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی اتفاقاً موضوع جالبتر است! تصادفاً چندی پیش که یکی ازکتابهای سیره حضرت امام(ره) را مطالعه می کردم، خاطرهای ازحجه الاسلام مهاجری، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی را دیدم که دقیقاً معارض روایت مورد استناد آقای رجایی ونشانگر روحیه ضد استکباری امام است که جهت استحضارخوانندگان عین خاطره را ذکر می کنیم تا خوانندگان مستنداً به قضاوت بنشینند:
«یک مورد دیگر که من یادم می آید مسئله ارتباط نظام جمهوری اسلامی با انگلیس بود. می دانید که درطول دهه اول انقلاب، ارتباطات جمهوری اسلامی ایران با انگلستان نوسانات زیادی داشت. انگلیس جزو کشورهایی بود که بعد ازمسائل گروگانگیری، از دولت آمریکا اعلام حمایت کرده وسطح روابط خودش را با ما خیلی تنزل داده ودر مواردی سفارت خودش را بسته بود... دربعضی مقاطع، صحبت مقاطع، صحبت این بود که با این کشورارتباط برقرارشود. یا انگلیس این تقاضا را می کرد، یا دولت ما نشان می داد که مایل است این رابطه برقرارشود. دریکی از این مقاطع که ما احساس کردیم تلاش برای برقراری این رابطه وجود دارد، برآورد ما این بود که تلاش خوبی نیست وما باید یک مقداربرخورد کنیم. من خودم مقالهای نوشتم تحت عنوان «پدرشیطان»که حرف ما درآن مقاله این بود که اگر ما می گوییم آمریکا شیطان است آمریکاییها از تولیدات انگلیسهایند و انگلیسیها پدرآمریکاییهایند، پس انگلیس پدرشیطان است. دربرقراری رابطه با انگلیس، ما باید خیلی قوی برخورد کنیم ومواظب باشم که کلاه سرمان نرود... یک شب حاج سید احمد آقا تلفن کردند تا پیغامی را از طرف امام درمورد روزنامه مطرح کنند... من پرسیدم:«نظر امام درباره مقاله پدرشیطان که ما نوشتیم، چیست؟» چون همان روزها امام حمایتی از وزارت خارجه ویا سیاست خارجه کرده بودند و برای من این شبهه پیش آمده بود که نکند ما کارخوبی نکرده باشیم.
حاج احمد آقا پرسیدند:«منظوراین است که من این را ازامام بپرسم وبه شما بگویم؟» گفتم:«بله»
ایشان گفتند:«من ازنظرامام اطلاع دارم و به شما هم همین الان می گویم.» گفتم: خوب، امام نظرشان چیست؟»
گفتند که:«آقای ولایتی، وزیرامورخارجه... این مقاله را دیده بودند و تماس گرفته وگفته بودند«خدمت امام عرض کنید که بالاخره ما راست می گوییم یا روزنامه جمهوری اسلامی؟! اگر ما درست عمل می کنیم، به روزنامه بگویید این جورننویسد؛اگر روزنامه درست می نویسد، به ما بگویید این کار را نکنیم.» من هم قضیه را با امام مطرح کردم. امام فرمودند:«به ایشان بگویید هم شما درست عمل کنید و هم روزنامه ، بگذارید روزنامه کارخودش را بکند.»
من مطمئن شدم که کار ما درست بوده است و توجیهش پیش من این بود که وزارت خارجه درجهت عادی سازی روابط کارکند، منتها این جور مقالات همه درمطبوعات منتشر شود، برای اینکه وزارت امورخارجه یک وقت خدای نکرده زیاده روی نکند، بلکه با دقت کافی عمل کند که یک وقت کلاه سرش نرود. جمع این دو مطلب از نظر بنده این بود. این خاطره جالب به ما آموخت که به آن سفارش امام عمل کنیم که می فرمودند همیشه باید بغض قدرتهای شیطانی مثل آمریکا، انگلیس و شوروی آن زمان را دردل داشته باشیم و به موقع ازاین بغض برضد آنان استفاده کنیم. ما سعی می کردیم درمقالات،این روش را داشته باشیم و این بغض را درقلبها همیشه زنده نگه داریم و برای عمل به این توصیه، آنچه ازدستمان می آمد، انجام دهیم»(امیر رضا ستوده، «پابه پای آفتاب،گفتهها وناگفتهها از زندگی امام خمینی(س)»، چاپ سوم، 82، ج 5،صص 7-325)
حال آقای رجایی نیز اگر به منبع فوق مراجعه ویا موضوع را از راوی محترم- که بحمدالله حی وحاضر بوده و بعلاوه جز و همفکران ایشان نیز محسوب می گردند،استفسار کنند به ناصحیح بودن برداشت خود از سیره امام بهتر پی خواهند برد.
4-هرچند شاید بتوان درخصوص اظهارات ضدصهیونیستی رئیس جمهور به نقادی پرداخت، لیکن مسأله تامل برانگیز تلاش برای تخطئه رئیس جمهور با استناد به گفتههای امام درقبال لحن سخنرانی شهید رجایی درسازمان ملل است. عدهای چنین شبهه می کنند که موضع گیری قاطع امام مبنی بر این که «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود» خاص جایگاه ایشان به عنوان رهبر انقلاب بوده و دیگر مسئولان نظام نباید با این ادبیات موضعگیری کنند! آیا واقعاً چنین است؟
در اسخ باید به فلسفه این موضعگیری حضرت امام درمورد رژیم صهیونیستی توجه داشت. با تامل درتمامی فرمایشات، بیانیهها و موضع گیریهای امام درخصوص رژیم اشغالگر قدس درمی یابیم که ایشان این رژیم را یک غده سرطانی، تهدیدی جدی خطری بزرگ برای عالم اسلام قلمداد کرده و تمامی مسلمانان را موظف به نابود کردن این غده سرطانی وپاک کردن این لکه ننگ ازپیکر امت اسلامی می دانستند.
آن جمله قصار امام مبین نگاه نهایی به موجودیت رژیم غاصبی است که به دست دشمنان دردرون جهان جعل شده است. اگر این نگاه را بپذیریم، چرا نباید دیگر سردمداران کشورهای اسلامی و مسئولان جمهوری اسلامی ایران با تکرار این موضع، راه و اندیشه امام در مورد آزادسازی قدس شریف را مورد تاکید قرار دهند؟! البته تاکید بر هر آرمان والایی هزینههای خود را هم در پی دارد. مگر نهضت امام برای سرنگونی رژیم طاغوت بدون خسارت بود؟! اما دستاوردهای انقلاب اسلامی در قبال خسارات آن بسیار ارزشمندتر هستند. قطعاً دستاوردهای موضعگیری رئیس جمهور نیز آنقدر ارزشمند است که این هیاهوها در قبال آن ناچیز خواهد بود.
نکته مهم دیگر اینکه تامل در سوابق برخی از کسانی که امروز با استناد به سیره امام درصدد تخطئه گفتار رئیس جمهور برآمده اند نشانگر نوعی دوگانگی بوده و مخاطبان را در خصوص صدق نیت ایشان دچار تردید می سازد. در واقع عدهای از کسانی که استدلال می کنند که آن موضعگیری حضرت امام خاص جایگاه ایشان بود، طی سالهای گذشته صراحتاً نشان دادند که مایلند بسیاری از اندیشههای حضرت امام به تاریخ سپرده شود! موضع قاطع امام در قبال رژیم صهیونیستی نیز از جمله مواردی است که برخی خواستار فاصله گرفتن از آن هستند. فراموش نکرده ایم که عدهای از سردمداران جریان موسوم به اصلاح طلبی در همایش «فلسطین و نگاه ایرانی» در دانشگاه تربیت مدرس(و همچنین مکررا از طریق مطبوعات زنجیره ای) به صراحت خواستار حذف دیدگاه ضد صهیونیستی امام شده و با تئوریردازیهای به اصطلاح روشنفکرانه! آرمان آزادسازی قدس را مغایر با منافع ملی! توصیف کردند؟!(ای کاش آقای رجایی در برابر این قبیل بی مهریهای همفکران اصلاح طلب خود علیه دیدگاههای امام در سالهای گذشته نیز با همین شدت موضعگیری می کردند) در چنین شرایطی وظیفه دوستداران حضرت امام(ره) برجسته سازی مواضع آن رهبر کبیر برای جلوگیری از انحرافات احتمالی است. بنابراین نمی توان به راحتی با استناد به یک نقل قول از امام در مورد لحن سخنرانی شهید رجایی در سازمان ملل، آرمان امام در مورد رژیم صهیونیستی را به کلی به بوته فراموشی سپرد.
متاسفانه این نخستین بار نیست که آقای رجایی در پوشش نقد دلسوزانه به جوسازی غیرمنصفانه علیه رئیس جمهور پرداخته اند، در واقع پس از انتخابات حماسی سوم تیر و انتخاب رئیس جمهور اصولگرا ایشان نیز همنوا با افراطیون اصلاح طلب در زمینه شبهه افکنی علیه رئیس جمهور فعال بوده و تمامی یادداشتهایی که تاکنون نگاشته اند، در این راستا بوده است، حال آنکه از ایشان به عنوان یکی ازعلاقمندان شهید بزرگوار رجایی (که تالیف کتاب ارزشمند «سیره شهید رجایی» توسط ایشان گواه این علاقمندی شدید است) انتظار می رفت که از روی کارآمدن دولت اصولگرا که صراحتاً رویههای آن شهید عزیز را به عنوان الگوی خود معرفی کرده و عملاً به احیای اصول و ارزشهای- متاسفانه- فراموش شده انقلاب همت گمارده، خرسند بوده و به جای تلاش برای مچ گیری و برجسته کردن ضعفهایی که در هر دولت دیگری نیز وجود دارند، موارد مزبور را برادرانه متذکر شده و با همکاری و خیرخواهی آنها را کاهش دهند!؟
به عنوان مثال، درست، فردای انتشار شایعه برخی سایتهای مغرض در خصوص منزل مجلل یکی از وزرای پیشنهادی، آقای رجایی که گویا مدتها مترصد چنین فرصت گرانبهایی! برای مچ گیری بوده اند! بدون اینکه بخود زحمت تحقیق درباره صحت و سقم شایعه مزبور داده و یا لااقل تکذیب دولت در جلسه رای اعتماد را بشنوند، شتابزده به جوسازی علیه دولت پرداخته و طی یادداشتی با عنوان «آیا امام خمینی(ره) هم ساده زیست نبود؟» (بازتاب، 30/5/84) رئیس جمهور را متهم می کنند که «قصد دارند با سوءاستفاده از اعتبار شهید رجایی و تظاهر به ساده زیستی ایشان، نقاط ضعف خود را لاپوشانی کنند!» و کابینهای که به شهادت آمار، نخبه ترین کابینه پس ازانقلاب اسلامی بوده است را به ریاکاری! و بی کفایتی! متهم می کنند! آنهم در حالی که سابقاً در برابر ضعفهای بارز و متعدد دولت قبل نه تنها کوچکترین اعتراضی نکرده اند، بلکه منتقدان دلسوز را مورد پرخاش نیز قرار داده بودند!
و یا در همان یادداشت بنحوی غیرمنطقی به تحقیر و تخفیف حماسه غرورآفرین سوم تیر و حضور دشمن شکن مردم پرداخته و در حالی که رهبر معظم انقلاب این انتخابات را پیروزی ملت و نظام اسلامی و شایسته سپاس به درگاه الهی دانسته و حتی رسانههای مغرض بیگانه به رغم میل خود به عظمت ملت ایران اعتراف کرده اند، آقای رجایی از فرط ناراحتی به دلیل شکست جریان سیاسی مطلوب خود با بیانی که بیشتر به بهانه جوییهای کودکانه شباهت دارد، ادعا می کنند که این انتخابات حاوی هیچ امتیاز خاصی نیست! چرا که «منتخب آن 5 میلیون رای کمتر از رئیس جمهور قبلی دارد!! و هرگونه تلاش برای برجسته سازی سوم تیر جفا در حق دولتهای قبلی است!» و در ادامه نیز همنوا با افراطیون به طعن و عقده گشایی علیه آیت الله مصباح یزدی می پردازند!؟
اصولاً آقای رجایی که با آراء بزرگانی چون حضرت امام(ره) و شهید رجایی محشور بوده و از جمله سخنرانی امام در مراسم تنفیذ شهید رجایی (11مرداد 1360) را نیز حتماً مطالعه کرده اند، باید پاسخ دهند که آیا در قاموس امام و پیروان راستین امام- و نه افراطیون بی تقوایی که پس از سالها امام زدایی یکباره و پس از شکست سنگین خود به یاد امام افتاده و برای فریب افکار عمومی ریاکارانه علم خط امام را برافراشته و به منتخب ملت انگ «تحجر!» و «ضدیت با امام!» را مینند!- رأی مردم چیزی جز بار سنگین تکلیف الهی است؟! در سخنرانی مزبور، حضرت امام صراحتاً به 3 میلیون رأی بیشتر شهید رجایی (در مقایسه با 11میلیون رأی بنی صدر) اشاره کرده و بر خلاف ادعای آقای غلامعلی رجایی آن ا نه مایه تفاخر که موجب سنگینتر شدن تکلیف دانسته و مسئولیت آن شهید در پاسداشت امانت مردم را بسی خطیرتر از رئیس جمهور مخلوع دانستند.
در خاتمه توجه نویسنده محترم که از سیاق برخی از یادداشتهایشان می توان به ارادت قلبی ایشان نسبت به مقام ولایت پی برد را به خطبههای حکیمانه رهبر معظم انقلاب در سومین جمعه ماه مبارک رمضان (29مهر84) جلب می کنم که اتمام حجتی است برای کسانی که تبعیت از ولایت فقیه را بر خود فرض می دانند: در آن خطبهها رهبری صراحتاً اقوال کسانی را که به رغم عمر کوتاه دولت «پا بر زمین می کوبند!» و با دامن زدن به مطالبات غیرواقعی و بزرگنمایی اشکالات درصدد در تنگنا قرار دادن دولت هستند، آنهم در حالی که در طول سالیان گذشته «در برابر بسیاری از مسائل سکوت کرده اند!» را تقبیح کرده و آنها را به اعتماد به دولت و خویشتنداری فراخواندند. همچنین معظم له در جمع ائمه جمعه سراسر کشور نیز مجدداً از اینکه عدهای بر طبل توقعات زودهنگام و غیرمنطقی از دولت می کوبند، صراحتاً گلایه کرده و اشاره کردند که «این قبیل مطالبات در دولتهای قبلی حتی زودتر از شش ماه یا یک سال هم مطرح نمی شد!» این بیانات حجت را بر ما تمام می کند. از این به بعد است که باید ببینیم آیا واقعاً به فرامین رهبر گردن می نهیم و یا اینکه خدای ناکرده پیروی از ولایت فقیه تنها شعاری است که هرگاه مصالح سیاسی خودمان اقتضا کند به آن متمسک می شویم!؟
مرتضی غفاری
****
توضیحی بر اندکی انصاف
گشودن باب نقد، خود از برکاتی است که حضرت امام، همواره قبل و بعد از انقلاب چه در مسند تدریس مرجعیت و چه در موقعیت رهبری بر آن به حق تأکید داشتهاند و از اینکه نویسنده محترم بر این رویه رفتهاند، جای تقدیر و سپاس است. میماند، داوریهای ایشان درباره این ناچیز که مصلحت را در دفاع نمیبینم و البته شاید بهتر است همانگونه که ناقد محترم، بنده را به تذکر خصوصی و نه رسانهای به دولت توصیه کردهاند، خود نیز به این توصیه عمل کنند و صفحات روزنامهها را که متعلق به عموم مردم است به داوری و یا رد داوری بر اساس نظریات شخصی نیالایند، اما با این همه، توجه ایشان را به چند نکته جلب میکنم:
1ـ اینجانب به دلیل محدودیتهای تاریخ شفاهی و راضی نبودن راوی محترم خاطره مربوط به امام که عضو دفتر امام هستند، از ایشان نامی نبردم و اگر اصراری هست و رضایت ایشان جلب شود، البته بهتر است که خود ایشان به صحنه آیند و از سیره امام دفاع کنند تا این کمترین، متهم به استناد ناقص یا فرمایشهای ایشان و یا دعاوی غیرمنطقی و... از طرف نویسنده محترم نشوم.
این مطلب قطعا از امام است و خطاب به امام جمعه وقت تهران و لفظ احتمالا به دلیل تردید اینجانب بوده که آیا ایشان در مصاحبهای به این جمله اشاره کرده است که بعدا تقریر مطلب اظهار این مطالب در نماز جمعه قطعی شد.
2ـ در مورد خاطره «ضیاء الحق»، راوی خاطره حجتالاسلام مسیح، مهاجری است که نویسنده محترم میتواند در این زمینه یا به ایشان رجوع کند یا به جلد چهارم برداشتهایی از سیره امام خمینی، تألیف جقیر که توسط مؤسسه عروج منتشر شده مراجعه و تفصیل مطلب را مطالعه و ملاحظه کند.
3ـ شگفت اینکه نویسنده در بند 1 صحت مطالب منتسب و مربوط به امام را طبق فرمایش ایشان، موکول به خط یا صدای امام کرده است که بر این مبنا، بنای تمامی خاطرات همسر، فرزندان، برادر حضرت امام و نیز اعضای دفتر ایشان، بیاعتبار است! البته قید تأیید کارشناسان در اینجا مفید است و آن اینکه این خاطره به تأیید مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی نیز رسیده است.
4ـ استناد به برخورد اصلاحگرانه حضرت امام با شهید بزرگوار رجایی پس از نطق ایشان در سازمان ملل، اتفاقا دلیل دیگری بر حرف اصلی نوشتار اینجانب مبنی بر رعایت اصول دیپلماتیک در عین حفظ اصول و مبانی و ارزشها در گفتارهای سیاسی خارجی در کشورمان است.
5ـ اینجانب درصدد تخطئه مواضع رئیسجمهور منتخب ملت ایران در این نوشتار نبودهام و تصورم بر این است که النصیحه لائمه المسلمین، یک عبادت است و کمک به آنان تا بر اساس سیره حضرت امام صحیحتر حرکت کنند و مگر نه این است که در ابتدای مقاله آوردهام: البته تکرار مواضع امام از سوی رئیسجمهور محترم را باید به فال نیک گرفت اما چگونه است که نویسنده محترم، این رویکرد مثبت در مقاله را نادیده انگاشته و بر این مبنا سخن رانده است که من با تکرار موضعگیری امام از سوی دیگران موافق نیستم؟!
6ـ اینجانب مانند همه دردکشیدههای انقلاب و زندانرفتهها که عضو ناچیزی از آنان در زمان شاه سابق بودهام هرچند از تکرار شعار عدالت، برادری و انصاف و پراکنده شدن عطر رفتارهای خالصانه و غیرتبلیغاتی شهید رجایی توسط دولتمردان و از جمله جناب آقای رئیسجمهور محترم خرسندم، در عین حال، نگران حقیقت مهمتری هستم و آن عدم تطابق نهایی عملکردها و شعارها و در نتیجه به زمین خوردن این جام بلورین، اعتماد مردمی و شکسته شدن آن در منظر عام هستم!
آیا به راستی، معرفی فردی به نام وزیر پیشنهادی نفت که خود از ثروت میلیاردیاش صادقانه با مجلس سخن گفت، نشانهای از این نگرانی نیست؟ آیا شهید رجایی چنین وزیرانی را به مجلس معرفی کرد؟ فرهنگ شهدای سرچشمه که وی از آن به عنوان اصلیترین ملاک انتخاب وزرایش نام میبرد، در این ارتباط کجاست؟ آیا اعلام این نگرانیهای مقدس، مچگیری و برجسته کردن ضعفهای این دولت نوپا و تازهکار است یا کمک به آن که در انتخابها، بیشتر رعایت اصول بشود؟
در پایان، ضمن تشکر از نویسنده محترم، خاضعانه اعلام میکنم دغدغه این کمترین همواره برپایی قسط عدالت و مردم است. این امور در هرکجا پیدا بشوند آنجا خواهم بود و در هر کجا که به خطر افتد، فریاد خواهم کشید و فریاد خواهم نوشت.
غلامعلی رجایی
-----------------------------------------------------
امام، برژنف و احمدینژاد!
http://www.baztab.com/news/30264.php
* این روزها جداً که آدم دارد، قیامت را میبیند؛ حرفی زده میشود، موضعی گرفته میشود و دنیایی واکنش دیده میشود. بحث بر سر موضعگیری اخیر جناب آقای رئیسجمهور محترم درباره محو اسرائیل از نقشه جغرافیای سیاسی جهان است و بازتابهایی که این سخنان که تکرار حرفهای امام(ره) هستند، پدید آورده است.
تکرار حرفهای امام، البته توسط عالیترین مقام سیاسی پس از رهبری در قانون اساسی را باید به فال نیک گرفت و آن را ستود؛ آن هم در زمانهای که سهم حضرت ایشان، گاه در رسانه ملی، به همان چند ثانیه آرم اخبار و سرود پایانی برنامهها محدود میشود! که امید است، دستاندرکاران سیما در این مهجوریت امام در این رسانه، تأملی بایسته و شایسته داشته باشند و خدا کند که از این پس و تا همیشه، ایران شاهد تکرار موضعگیریهای مسئولان نظام بر مبنای دیدگاههای آن عزیز سفرکرده شد.
هرچند پایبندی به آرمانهای امام، به ویژه در ارتباط با اسرائیل غاصب ستودنی است، اما فضا و موقعیتی که این حرف زده شده، جای بسی تأمل دارد. حجم جوسازیها و واکنشهای دنیا، به این موضعگیری صریح رئیسجمهور نشان میدهد در اتخاذ که دنیا منتظر به کارگیری نادرست یک واژه آن است، به ویژه در چنین شرایط حساس و شکنندهای که بحث پرونده هستهای ما در آستانه طرح در شورای امنیت قرار گرفته است، باید دقت و ملاحظه بیشتری، آن هم از سوی عالیترین مقام سیاسی کشور پس از رهبری و تیم همراه او بشود.
مناسب است، شاهد این سخن را به خاطره ناشنیدهای از امام ـ که درود و رحمت بیکران الهی، همیشه نثار تربت شریفش باد ـ مستند سازیم. در زمان حیات ایشان، رئیسجمهور وقت احتمالا در خطبه نماز جمعه تهران، حمله شدیداللحنی به سیاستهای شوروی سابق و شخص برژنف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی، داشت که با تکبیر نمازگزاران روبهرو شد. پس از این موضعگیری، یکی از اعضای دفتر امام نقل میکرد که امام پس از شنیدن این موضعگیری، به مشارالیه فرموده بود، اینگونه حرفها و موضعگیریها را که فراتر از برخورد دیپلماسی است، من باید بزنم، نه شما که عملا رئیس دولت هستید و دنیا روی عبارات شما حساب میکند و آن را موضع رئیس دولت ایران که شما مسئول آن هستید، قلمداد میکند (نقل به مضمون).
نیز در ایامی که ضیاء الحق، رئیسجمهور وقت پاکستان، قصد سفر به ایران را داشت، روزنامه «جمهوری اسلامی» در مقالهای از وی به عنوان «ضیاءالباطل» نام برده و سفر او را به تهران، مورد انتقاد قرار داده بود. امام پس از خواندن این مقاله، طی تذکری فرموده بودند: این که نمیشود، یکی ضیاء الحق را برای مذاکره به تهران دعوت کند و دیگری در همان مملکت، او را «ضیاء الباطل» بنامد. البته امام در نقد سیاستهای دولت از سوی رسانهها نظر مخالفی نداشتند، اما به نوعی هماهنگی در دفاع از اقدامات درست دولتمردان معتقد بودند.
آنچه از این دو خاطره مستفاد میشود، این است که صرف تکرار مواضع امام از سوی مسئولان رسمی در دولت ـ نه حاکمیت ـ کافی نیست، بلکه باید با دوراندیشی خاصی ملاحظات و جوانب و حواشی عبارات را هم مد نظر قرار داد.
* این یادداشت حدود 10 روز پیش جهت انتشار برای «بازتاب» ارسال شده بود که به دلیل توقیف، امکان انتشار آن میسر نشد. با این حال به دلیل دارا بودن یک نکته تاریخی، هماکنون با تاخیر از نظر خوانندگان گرامی میگذرد.
December 29, 2005
بازداشت مسعود رجوی در اردوگاه مرکوری
پایگاه خبری میزان: اردوگاه مرکوری (قرارگاه سابق بدیعزادگان مربوط به مجاهدین خلق) محلی است که "افراد تحت کنترل" در آن نگهداری میشوند. این افراد که "PUC" (Persons Under Control) نام دارند، تمام افرادی را که گمان رود دارای اطلاعات ارزشمند برای نیروهای ائتلاف هستند شامل میشود.
"افراد تحت کنترل" پس از دستگیری و قبل از انتقال به زندان ابوغریب در این مرکز نگهداری شده و مورد بازجویی قرار میگیرند. همۀ سران گروههای تروریستی خطرناک و شورشی از آن جملهاند.
اخبار مؤید آن است که قرارگاه سابق بدیعزادگان مجاهدین که اکنون در تصرف نیروهای امریکایی است و به مرکوری تغییر نام یافته به سه قسمت مجزا برای آموزش سربازان عراقی، اسکان نیروهای امریکایی و بازداشت افراد تحت کنترل تقسیم گردیده و با درجۀ حفاظت بالا نیروهای ائتلاف پس از سرنگونی صدام، با تصرف و تبدیل یکی از مهمترین قرارگاههای ارتش بهاصطلاح آزادیبخش مجاهدین به بازداشتگاهی نظامی و با درجۀ حفاظتی بالا، 28 تن از سران و عناصر کلیدی مجاهدین را زندانی و به اتهام هدایت تروریسم تحت پیگرد قرار دادهاند.
بازداشتگاه موصوف در محل کمپی در جادۀ مابین بغداد و فلوجه میباشد که پیش از این ستاد فرماندهی رجوي (قرارگاه بدیع و پارسیان) بوده و اکنون به کمپ مرکوری تغییر نام یافته است.
گفته میشود مسعود رجوی، محبوبه جمشیدی، بیژن رحیمی، علیرضا باباخانی و ... از جملۀ زندانیان این بازداشتگاه میباشند.
ايران دومين متهم به پولشويى در جهان است
پیک ایران: رييس مركز پولشويى سازمان ملل گفت: ايران پس از سوييس دومين متهم پولشويى در جهان است.
به گزارش خبر گزارى اقتصادى ايران ، "مهدى صحراييان" رييس مركز پول شويى سازمان ملل ميزان پولشويى در ايران را 8/11 ميليارد ريال عنوان كرد وگفت: از اين ميزان 8/1 ميليارد آن صرف مصارف داخلى مى شود و وضعيت 7/6 ميليارد آن نامشخص است .
وى افزود: اين مبلغ در خارج از مرزها به كالا تبديل شده و سپس بوسيله قاچاقچيان كالا و مواد مخدر به داخل كشور وارد و به ريال تبديل مى شود سپس وارد موسسات قرض الحسنه شده و از آنجا به بانك هاى رسمى منتقل مى شود پس از آن از طريق صرافى ها به ارز تبديل و مجددا از كشور خارج مى گردد .
لازم به يادآورى است؛ درآمدهاى حاصل از مواد مخدر و فحشا پول كثيف ، رشوه و فساد مالى پول خاكسترى و قاچاق و فرار مالياتى پول سياه ناميده ميشود كه مشروعيت دادن به اين درآمدها اصطلاحا پولشويى ناميده مى شود.
يکی از کراگران عضو سنديکای شرکت واحد : منصور اصانلو دچار بيماری شديد قلبی و چشمی است و قرار بوده است هفته گذشته تحت عمل جراحی چشم قرارگيرد
پیک ایران: شش تن از بازداشت شدگان سنديکای شرکت واحد تهران آزاد شدند
بی بی سی : ابراهيم مددی عضو سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی اين خبر را تأييد کرد که شش تن از اعضای اين سنديکا که پنجشنبه گذشته به حکم دادستان تهران بازداشت شده بودند، آزاد شده اند.
وی اسامی آزادشدگان را ناصر غلامی، سعيد ترابيان، سيدداوود رضوی، يعقوب سليمی، جواد کفايتی و مصطفی اميری اعلام کرده که چهارشنبه شب (28 دسامبر) آزاد شده اند، در حالی که منصور اصانلو، يکی ديگر از اعضای سنديکا همچنان در بازداشت به سرمی برد.
آقای مددی می گويد که منصور اصانلو دچار بيماری شديد قلبی و چشمی است و قرار بوده است هفته گذشته تحت عمل جراحی چشم قرارگيرد.
سنديکای کارگران شرکت واحد خواستار آزادی فوری اين عضو فعال خود شده است.
اين سنديکا که پيش از انقلاب 1979 ايران به عنوان يکی از اتحاديه های رسمی کارگری فعاليت داشت اکنون غيرقانونی به شمار می رود و بازداشت اين چند عضو سنديکا نيز در جريان فعاليتهای آنان برای احيای اين سنديکا صورت گرفت.
صدها تن از اتوبوسرانان شرکت واحد تهران يکشنبه گذشته (25 دسامبر) دست به اعتصابی زدند که روند رفت و آمد در پايتخت ايران را ساعتها دچار اختلال کرد.
سنديکای کارگران شرکت واحد تهران اعلام کرده که اين اعتصاب را سازماندهی کرده است، در حالی که مقامهای ايرانی انگيزه اعتصاب کنندگان را صنفی و با هدف بهبود وضعيت معيشتی می دانند.
خبرگزاريهای مختلف ايرانی شمار رانندگان شرکت واحد تهران را که يکشنبه گذشته دست به اعتصاب زدند يکهزار تا سه هزار نفر اعلام کرده و برخی از آنان گزارش داده بودند که اعتصاب کنندگان سه سال است حقوقشان افزايش نيافته است.
محمدباقر قاليباف شهردار تهران روز يکشنبه با حضور در ميان اعتصاب کنندگان وعده داد که شرکت واحد را که طی شش سال گذشته تحت مديريت شورای شهر قرار داشت به شهرداری باز می گرداند و سه روز بعد اين وعده با تصميم وزيرکشور عملی شد.
اما برخی منابع خبری در ايران اعلام کرده اند که اعتصاب کنندگان علاوه بر بهبود وضع معيشتی خود خواهان آزادی اعضای بازداشت شده سنديکای کارگری شرکت واحد نيز بوده اند.
مهدی چمران، رئيس شورای شهر تهران نيز پس از وقوع اين اعتصاب گفته بود که اين اعتصاب اقدامی صرفاً صنفی نيست و به مسائل سياسی نيز "آلوده" شده است.
او از جمله دلائل اعتصاب را تلاش شماری از کارکنان شرکت واحد برای تشکيل سنديکای کارگری اعلام کرده بود که به گفته وی اقدامی غيرقانونی است "که از همان ابتدا برخورد منطقی با آن نشده است."
مقامات جمهوری اسلامی اصرار دارند کارگران ايرانی مطالبات صنفی خود را از طريق "خانه کارگر" دنبال کنند، ولی کارگران می گويند اين تشکيلات جانبدارانه عمل می کند و در دفاع از حقوقشان بيشتر سياست رسمی را به اجرا می گذارد.
توليد ويروس های رايانه ای برای کسب درآمد
بیبیسی: در سال ۲۰۰۵ ويروس های رايانه ای با پخش گسترده، کمتر ساخته شدند
در نگاه اول، شايد به نظر آيد که سال ۲۰۰۵ برای امنيت رايانه ها سال آرامی بوده است چرا که نسبت به سال ۲۰۰۴ تعداد به مراتب کمتری ويروس خطرناک شيوع يافتند. اما واقعيت چيز ديگری است.
اگر چه بر اساس ارقامی که توسط شرکت "سيمانتک"، سازنده برنامه های امنيتی رايانه ها اعلام شده، تعداد ويروس های خطرناک از ۳۳ ويروس در سال ۲۰۰۴ به شش ويروس در سال ۲۰۰۵ کاهش يافته اما انواع ديگری از برنامه های مخرب جايگزين آنها شده اند.
اين افت به اين دليل رخ داده که از قرار معلوم بسياری از سازندگان ويروس، فعاليت های خرابکارانه خود را در زمينه آلوده ساختن هر چه بيشتر رايانه های مردم کاهش داده اند.
برنامه های موذی
در مقابل، طراحان ويروس در سال ۲۰۰۵ بيش از هر زمان ديگری به ساخت برنامه هايی با نيات تبهکارانه اقدام کرده اند.
آمارهای آخر سال که از سوی شرکت فنلاندی "اف سکيور" سازنده برنامه های امنيتی منتشر شده نشان می دهد که هر چند تعداد ويروس های منتشر شده در سال ۲۰۰۵، پنجاه درصد کمتر بوده است اما توليد "برنامه های موذی" بطور ميانگين، ۴۰ درصد طی دو سال گذشته افزايش يافته است.
توصيه های امنيتی
آنتی ويروس نصب کنيد و آنرا به روز نگه داريد.
منظما رايانه خود را برای يافتن ويروس جستجو کنيد.
فايروال نصب کنيد و آن را مرتبا به روز نگه داريد.
از برنامه های Spyware استفاده کنيد.
به ای ميل های ناشناس و حاوی ضميمه پاسخ ندهيد.
مرورگر "اينترنت اکسپلورر" را به روز نگه داريد.
در پياده کردن فايل ها از اينترنت احتياط کنيد.
سيستم عامل "ويندوز" را به روز نگه داريد.
در مراجعه به سايت ها محتاط باشيد.
بر اساس نتايجی مشابه در ماه نوامبر ۲۰۰۵، شرکت "سوفوس"، متولی حفظ امنيت رايانه شرکت های تجاری، ۱۹۴۰ برنامه موذی جديد يافته است که بيشترين رشد را از زمان ثبت چنين آماری نشان می دهد.
در فهرست ۲۰ گانه مهمترين ويروس های سال ۲۰۰۵ که از سوی "کسپرسکی"، شرکت توليد کننده فن آوری های مرتبط با امنيت رايانه منتشر شده شواهدی بر توليد گونه های متنوع يک ويروس خاص ديده می شود. در اين فهرست گونه های مختلف ويروس MyTob که از طريق خروجی ای ميل رايانه آلوده، به تکثير خود می پردازد، نه مکان را اشغال کرده اند.
متخصصان امور امنيتی رايانه ها می گويند: "توليد انواع مختلف يک ويروس، از اشتياق سازندگان برای دست و پنجه نرم کردن با شرکت های ضد ويروس ناشی می شود". خرابکاران باور دارند که به واسطه وجود سيستم های دفاعی ضعيف، برای توليد انواع ويروس به منظور آلوده کردن دستگاه ها، فرصت بيشتری خواهند داشت.
خرابکاران همچنين سعی می کنند با طراحی ويروس جديد، شمار ويروس های در چرخش را به رغم توليد برنامه های دفاعی ضد ويروس ثابت نگه دارند.
اهداف خاص
نحوه عمل خرابکاران نيز از آلوده سازی اتفاقی، به سمت حملات از پيش تعيين شده تغيير کرده است. بسياری از طراحان ويروس بجای آنکه سعی کنند هر کسی که دستشان می رسد را آلوده کنند، گونه هايی را برای حمله به گروه های کوچکی از کاربران طراحی می کنند.
گاهی اوقات اين گروه را مشت