اخبار

« October 2005 | Main | December 2005 »

November 30, 2005

دعواي بازرس ويژه احمدي نژاد (برادر وی) با زريبافان

پیک ایران: فردا : برخي منابع نزديك به نهاد رياست جمهوري از دعواي لفظي داود احمدي نژاد برادر رئيس جمهور و بازرس ويژه وي با مسعود زريبافان دبير هيات دولت، بر سر معرفي محسن تسلطي به عنوان وزير پيشنهادي نفت خبر مي دهند.
به گزارش «فردا»، زريبافان متهم است نقش اصلي در معرفي تسلطي به احمدي نژاد داشته است. تسلطي از دوستان نزديك و هم دانشگاهي زريبافان است.
حتي گفته مي شود احمدي نژاد تا پيش از معرفي تسلطي به مجلس از گرايش سياسي وي نيز خبر نداشته است.
تسلطي هفته گذشته با راي منفي بيش از دو سوم نمايندگان مجلس از راهيابي به كابينه باز ماند.
يك منبع مطلع گفت كه در پي اتفاقات ناخوشايندي كه پس از معرفي تسلطي به مجلس و راي عدم اعتماد به وي پيش آمد، داود احمدي نژاد در تماس با زريبافان بشدت از آنچه دخالت وي در انتخاب وزير نفت عنوان شده،انتقاد كرده است.

اتحادیه سراسری کارگران سوئد (ال او) با 2 میلیون عضو شدیدا به محکومیت فعالین کارگری اعتراض کرد

پیک ایران: اتحادیه سراسری کارگران سوئد در نامه ای به احمدی نژاد به محکومیت فعالین کارگری در ایران اعتراض کرده و خواهان آزادی فعالیتهای فعالین کارگری و برخورداری کارگران ایران از حق تشکل و اعتصاب و اجتماعات شد. در بخشی از این نامه آمده است.
LO در سوئد ميخواهد كه تمام تلاشهاي لازم بعمل آيد تا اين محكوميتها عليه محمود صالحي، جلال حسيني، محسن حكيمي، برهان ديواگر و محمد عبدي پورلغو گردد. ما ميخواهيم كه همه اتهامات وارده بر برهان ديوارگر در رابطه با دستگيري 7 اوت او رفع شود.
ما بر اين باوريم كه بي گناهي و برائت همقطارانمان همانطوريكه در بالا ذكر گرديده بطور كامل و در مراحل بعدي پروسه دادگاه تشخيص داده و به انجام برسد.

چرند گویی احمدی نژاد پایان ندارد

احمدي‌‏نژاد : از تمام دنيا براي حل مشكلاتشان با ما تماس مي‌‏گيرند

ايلنا : محمود احمدي‌‏نژاد در ادامه سفر خود به استان ايلام در جمع مردم شهر ايوان با بيان اينكه بشريت سرمايه‌‏داري و مادي‌‏گرا در اداره جوامع به بن بست رسيده است، گفت: امروز مكاتب غربي براي اداره جوامع خود به بن‌‏بست رسيده‌‏اند، برخلاف تبليغات دروغين بنگاه‌‏هاي خبري دنيا و برخي انسان‌‏هاي خودفروخته در داخل كشور، چشم دنيا به دست، زبان و قدم ملت ايران دوخته شده است.
وي تصريح كرد: از تمام دنيا براي حل مشكلاتشان با ما تماس مي‌‏گيرند و مي‌‏خواهند تا ما به وسيله دانشمندانمان مشكلات آنها را حل كنيم و اين مساله باعث شده است تا نظام‌‏هاي استكباري از اين امر عصباني باشند.


احمدي‌‏نژاد افزود: آنها وقتي مي‌‏بينند جوانان ما با دست خود به اين فناوري رسيده‌‏اند، عصباني شده و مي‌‏ترسند، من به آنها مي‌‏گويم شما هر چه مي‌‏خواهيد عصباني باشيد، ملت ما با اين جوانان تمام قله‌‏هاي سعادت را تسخير مي‌‏كنند.
احمدي‌‏نژاد با تاكيد بر اينكه انرژي هسته‌‏اي حق مسلم ماست، گفت: دولت خدمتگزار با تدبير و برنامه‌‏ريزي مناسب، هوشمندي، صلابت و استحكام راه تحقق همه حقوق ملت ايران در دسترسي به فناوري صلح‌‏آميز هسته‌‏اي را خواهد پيمود و تا آخر بر روي اين حرف خواهد ايستاد.

بيانيه كانون نويسندگان ايران به مناسبت هفتمين سال قتل مختاري و پوينده

پیک ایران: مردم شريف و آزاده‌ي ايران

هفت‌سال پيش در آذر ماه سال 77 شب پرستاني كه تاب شنيدن صداي حق‌ طلبانه‌ي مردم را نداشتند، دست به خون شمار ديگري از آزادي‌خواهان و دگر انديشان آلودند. و اگرچه قتل‌هاي آذر 77 نخستين موارد از اين جنايات فجيع نبود، و پيشينه‌ي آن به قتل‌هاي سال‌هاي پيش و كشتارهاي هولناك دهه‌ي 60 برمي‌گشت، اما ربايش‌ها و قتل‌هاي پي‌ در پي دگر انديشان در سال 77 در فواصل كوتاه زماني و به شيوه‌اي انجام شد كه نشان مي‌داد به‌ويژه ارعاب و انعكاس وحشت‌آور آن در جامعه مورد نظر آمران و عاملان اين جنايات است. پيدا شدن اجساد مثله شده پروانه و داريوش‌فروهر، دو تن از فعالان سياسي سال‌خورده در خانه‌ي آنان، يعني حريم خصوصي و امن آنان و كشف اجساد محمد مختاري و محمد جعفر پوينده، دو تن ار اعضاي كانون نويسندگان ايران كه به طرز فجيعي خفه شده بودند، در بيابان‌هاي اطراف تهران خبر از يورشي ويژه و تازه مي‌داد و اگرچه به‌دنبال اعتراضات گسترده‌ي جامعه و مردم، پرونده‌اي در قالب چهار قتل زنجيره‌‌اي با برخي از عوامل اجرايي و خورده‌پاي اين جنايات تشكيل و به‌طور نمايشي به دادگاه فرستاده شد تا قضيه به‌گونه‌اي «جمع شود». اما نه‌تنها خواسته‌ي مردم در زمينه‌ي رسيدگي صادقانه و جدي و افشاي منشاء اصلي و ابعاد مختلف اين جريان و مجازات آمران و عاملان آن جامعه‌ي عمل نپوشيد، بلكه ناصر زرافشان، عضو كانون و وكيل خانواده‌هاي قربانيان اين جنايات نيز به‌خاطر پافشاري بر افشاي حقيقت و انجام تحقيقات جدي و بي‌طرفانه اكنون چهارمين سال زندان خود را مي‌گذراند. و اين پرونده هم‌چنان در محضر جامعه مفتوح باقي‌مانده است. كانون نويسندگان ايران هم‌چنان به روشن شدن حقيقت ماجرا ـ و تمامي حقيقت ـ در اين پرونده و تعقيب آمران و عاملان اين قتل‌ها و آزادي بي‌قيد و شرط ناصر زرافشان پاي مي‌فشارد. تا ديو مهيب خودسري نتواند بار ديگر در تعرض به آزادي و حقوق مردم سر بلند كند.
كانون نويسندگان ايران

آذر 1384

قتل دکتر کاظم سامی

ساعت ۳۰/۱۱ چهارشنبه دوم آذر ماه ۱۳۶۷ شخصى كه خود را غلام همتى معرفى مى كرد، در واپسين ساعات كار طبابت دكتر كاظم سامى وارد مطب وى شده و از همسر ايشان كه در روزهاى زوج مطابق معمول، به تنظيم اوقات امور مطب مشغول بود، براساس وقت قبلى تقاضاى ملاقات با دكتر را كرد. در فاصله كوتاهى پس از راهنمايى وى به داخل مطب، با شنيدن فريادهاى دكتر سامى، همسرش سراسيمه از طبقه بالا (منزل) به طبقه پايين (مطب) مراجعه كرده و آن مرد را دشنه به دست و خون آلود در كنار فرق شكافته و پيكر غرق به خون دكتر مشاهده مى كند. همسر سامى بعدها در شرح جنايت گفت: «من نمى دانستم او با چه انگيزه اى آمده بود، وقتى او آمد همه رفته بودند و او يك كيسه نايلونى مشكى هم دستش بود. بعد از مدتى گفت دستشويى كجاست؟ و من نشانش دادم. كيسه سياه رنگ را كنار مبل گذاشت. من چه مى دانستم داخل آن كيسه چيست؟ او كه داخل مطب رفت دكتر- با توجه به پايان ساعت كار و نبودن مراجعه كننده بعدی- به من گفت شما می‌توانيد برويد. من هم رفتم طبقه بالا، يعنی خانه. در آشپزخانه مشغول كار شدم. مريضى كه قبل از رفتن همتى به داخل مطب، پيش دكتر سامى بود، بعدها به ما گفت: دكتر سامى در اتاق را باز كرده و از همتى به خاطر معطلى زياد عذرخواهى كرد. به هر حال، من در طبقه بالا همانطور كه گفتم مشغول كار بودم كه يكدفعه صداى فريادی بسيار بلند كه هيچ وقت سابقه نداشت بلند شد و من سراسيمه به طبقه پايين رفتم. در راهرو را باز كرده و پرسيدم چه خبره؟ قاتل مرا ديد و در حالى كه چاقو در دستش بود به من گفت تو كيستى؟ من مثل اينكه خداوند اين كلام را در زبانم گذاشته باشد، گفتم: منشى دكترم. چون من را قبل از انجام قتل در سمت منشى دكتر ديده بود، باورش شد. اگر مى دانست من همسر دكترم شايد مرا هم بى نصيب نمى گذاشت. او اين فرصت را به من نداد كه تلفن كنم، در حالى كه در يك دستش كلت و دست ديگرش چاقو بود مرا در دستشويى زندانى كرد. من دردستشوئی را از داخل بستم، ديگر نفهميدم بيرون چه می‌گذرد. صداى شرشر آب مى آمد. مثل اينكه داشت دست و پاى خود را مى شست و بعد از مدتى به من گفت: در را بازكن، من امتناع كردم و او به من گفت: به ولاى على با تو كارى ندارم اما اگر در را بازنكنى من با نارنجك اينجا را منفجر مى كنم. به ناچار در را باز كرده و چون مى خواست برود بررسى كرد كه مرا كجا حبس كند تا من دنبالش نروم. يك انبارى در پشت اتاق مطب دكتر بود. آنجا را باز كرده و مرا آنجا زندانى كرد و من تنها بودم و دائم حرف مى زدم كه بفهمم كه اين تا كى اينجا در مطب است. به من گفت: زياد صحبت مى كنى و بعد رفت. در انبارى كه زندانى بودم، بالاى آن يك پنجره كوچك بود و من با يك ميله، شيشه پنجره را شكستم و به هر نحوى بود خودم را از آنجا سُر دادم و به پايين افتادم. بلافاصله سراغ دكتر رفتم، آن موقع تصور كردم كه دكتر تمام كرده است، رنگ صورتش زرد شده بود. بلافاصله با خواهر و برادر دكتر تماس گرفته و به اورژانس خبر كرديم، تا اورژانس برسد شروع به جيغ زدن و داد و فرياد كردم و همسايه‌ها بيرون ريختند. اورژانس نرسيد و ما با همسايه‌ها يك وانت گرفتيم و دكتر را به بيمارستان ساسان منتقل كرديم و آنجا هم دكتر دو روز در آى سى يو بود. او را اتاق عمل هم بردند، دكتر رحيم زاده كه دكتر را عمل جراحى كرد، گفت: اگر كس ديگرى جاى دكتر سامى بود، من با اين اسكنى كه از مغز او گرفتم به اتاق عمل نمى رفتم، اما براى دكتر سامى رفتم اما هيچ كارى نمى شد كرد و سامى دو روز بعد با وجود تلاش تمامى تيم جراحى و پزشكان در ساعت ۳۰/۲۱ روز جمعه چهارم آذر ماه ۱۳۶۷ به شهادت رسيد. مرا چندين بار به دادگسترى خواسته و به من گفته اند كه پرونده هنوز مفتوح است و پيگيرى خواهد شد. ما خواستار اين هستيم كه واقعيت اين امر معلوم شود كه به چه علت چنين شخصيت علمى، سياسى، اجتماعى و مورد قبول مردم بايد به قتل برسد. آن هم به اين طرز فجيع؟ (بعدها روزنامه جمهوری اسلامی كه در آن زمان نقش كيهان شريعتمداری را برعهده داشت، مدعی شد كه ضارب ديوانه بوده و در يك گوشه شهر اهواز خود را حلق آويز كرده و كشته. يعنی پرونده كور است و برويد دنبال نخود سياه. شايد احمدی نژاد دقيق تر بداند بر سر همتی چه آمد و او اكنون با چه نامی، در كجا مشغول ادامه خدمت است!) منبع: پیک نت

November 29, 2005

آش احمدی چنان شور شده که آشپزها هم صدایشان درآمده

وب نوشت: هاله نور واحمدی نژادو اطرافیان متملق

چند روزی بود میخواندم که رئیس جمهور ادعا کرده در موقع سخنرانی در سازمان ملل در هاله ای از نور بوده است . باور نمیکردم یا لااقل گمان میکردم مبالغه شده . دیشب در کمال ناباوری فیلم منتشر شده و مستند از ملاقات آقای احمدی نژاد و آیه الله جوادی آملی را در سایت بازتاب دیدم . دو نکته بیش از سایر مسایل برایم عجیب بود: 1- ادعای یکی از اطرافیان ایشان که هاله ای از نور دور سر رئیس جمهور دیده شده است .اگر منظور از این نور امام زمان باشد که در روایات و آموزه های دینی این ادعاها مثل ادعای تعیین وقت ظهور و یا ارتباط مستقیم و مستمر با امام زمان مردود دانسته شده و مدعیان را دروغگو و فریبکار معرفی کرده اند.کاش آقای رئیس جمهور به جای شنیدن این حرفهای توهم زا از اطرافیان و نقل آن برای انسان بزرگی مثل جوادی آملی مثل ابوذرغفاری بر دهان همراه متملق خود که ادعا کرده احمدی نژاد در هاله ای از نور بوده خاک میریخت تا با این ادعاها هم رئیس جمهور محترم را دچار توهم نکند و هم اعتقادات مردم به امام زمان را خدشه دار نکند. اگر به هر دلیلی رئیس جمهور مثل سایر روسای جمهور در اداره کشور دچار مشکلات عادی شد وکمبودی به وجود آمد با این نسبتی که بین آقای احمدی نژاد و امام زمان میسازند اعتقاد به امام زمان را خدشه دار مینمایند. تاکی مقدسات دینی باید هزینه افراد شود. خدارا به مقدسات مردم رحم کنید. دوم آنکه طبعا رئیس جمهور کشور بزرگی مثل ایران و در شرایطی که همه دنیا منتظر شنیدن طرح جدید هسته ای ایران بودند مورد توجه قرارمیگیرد و به سخنان رئیس جمهور گوش میدهند . این نیازی به قدرت معنوی ندارد .امری کاملا طبیعی بوده ولی اینکه رئیس جمهور ایران این مطلب را شخصا برای مرجع تقلیدی با آب وتاب توضیح میدهد خلاف شان مردم ایران و ریاست جمهوری این کشور است.

حذف فيلم ديدار احمدي نژاد با آيت الله جوادي آملي از روی سايت "بازتاب"

خبرنامه گويا - سايت "بازتاب" که در خبری اختصاصی درباره ملاقات رئيس جمهور احمدي نژاد و آيت الله جوادي آملي فايل تصويری آن را نيز منتشر کرده بود؛ بنا بر ملاحظاتی، فيلم را حذف کرده و تنها خبر نوشتاری آن را در دسترس مراجعه کنندگان گذاشته است.

احمدي نژاد در اين ديدار گفته است که در سفر نيويورک، به هنگام سخنرانی در مجمع سازمان ملل هاله‌‏اي از نور او را احاطه کرده بود و هيج يک از سران کشورها مژه نمي زدند.

[با کليک اينجا فيلم اين ملاقات را ببينيد]

احمدی نژاد بیماری که خود از روانپریشی خویش بی خبر است

راه توده: این گفتگو با یکی از روانپزشكان برجسته داخل کشور انجام شده است

شمار رو به افزایش امام زمان ها در تیمارستان روزبه تهران
- من در مورد آقای احمدی نژاد نمی توانم بطور قاطع اظهار نظر كنم. یك سری علایم و نشانه هایی در سخنان و رفتارهای ایشان وجود دارد كه بسیار مشابه و مشترك با نوعی از بیماران است كه در اصطلاح روانپزشكی زیر دسته بیماران پسیكوز مانیاك دپرسیو و یا بیماران پسیكوز اسكیزوافكتیو جای می گیرند.

اگر بخواهم نظر خود را دقیق تر توضیح دهم در روانپزشكی، بیماران بطور كلی به دو گروه پسیكوتیك و نوروتیك تقسیم می‌شوند:

دسته نخست یعنی پسیكوتیك‌ها بیمارانی هستند كه رابطه آنها با واقعیت قطع می شود. یعنی بیمار تفاوت اندیشه و سخن خود را با واقعیت موجود درك نمی كند. مثلا بیمار مدعی میشود صداهایی به او میگویند كه كسی می خواهد او را بكشد یا مسموم كند كه در فارسی به آن می گویند هذیان.

دسته دوم بیماران نوروتیك یعنی آنهایی هستند كه بیمار خود می داند كه اختلالاتی در او ایجاد شده و اندیشه هایش با واقعیت تطبیق ندارد. تشخیص این دو بیماری از هم را در زبان انگلیسی "ریالتی تستینگ" می گویند كه به فارسی می‌توان آن را "واقع آزمایی" مثلا نام داد. بعبارت دیگر در مریض پسیكوتیك این ریالتی تستینگ مختل است یعنی تفاوت میان هذیانش و واقعیت را نمیداند.

اما خود پسیكوزها هم انواع و اقسام دارند و تشخیص نوع آن با ارزیابی چند جمله ممكن نیست. در واقع برای تشخیص دقیق این بيماری پزشك نیازمند یك سلسله اطلاعات است و قبل از هرچیز آنچه در زبان های فرنگی به آن "مد دو فونكسیونمان" می گویند، یا بعبارت دیگر روش و منش زندگی. مثلا در بعضی انواع پسیكوز كه جنون مانیاك و دپرسیو به آن گفته می شود اینگونه بیماران دچار گوشه نشینی و كنار كشیدن از اجتماع نیستند. بلكه دچار پرخوری یا كم خوابی یا فعالیت زیاد هستند اما فعالیت زیاد كم بهره و بی هدف.

غالب اینان دچار نوعی از هذیان هستند كه به آن هذیان "گراندیوزیتی" می گویند كه میتوان آن را در فارسی "بزرگ منشی" یا "جنون عظمت" عنوان كرد.... اینگونه بیماران چیزخاصی در خود می بیند كه فكر می كند در او هست و در دیگران نیست. یك عامل برتری در خود می بیند. كسی می گوید من امام زمانم، یا شاه هستم، یا ناپلئونم یا بهترین پزشك جهان هستم. البته نوع ادعا به زمینه فرهنگی اجتماعی مریض بستگی دارد. یعنی نوع هذیان، نوع ادعاها تحت تاثیر جامعه و زمینه فرهنگی و اجتماعی قرار دارد، كه بیمار پسیكوز در آن پرورش یافته. مثلا در انگلیس و امریكا اینگونه بیماران بالطبع خود را امام دوازدهم شیعیان ایران نمی دانند، بلكه مثلا خود را در قالب "مسیح" می پندارند كه برای نجات بشریت رستاخیز كرده است. ....

این كه آقای احمدی نژاد میگوید كه مثلا در سازمان ملل هاله نورانی دور سر او بوده میتوان آن را یك نمونه هذیان "بزرگ منشی" و همان "جنون عظمت" دانست. زیرا در مورد دیگرانی كه این ادعا شده، مثلا در مورد امامان یا قدیسین همیشه دیگران در مورد آنها این را گفته اند نه خود آنها. منظورم این است كه هیچ پیامبر یا قدیسی خودش ادعا نكرده كه مثلا هاله نورانی دور سر او بوده، بلكه دیگران بعدها چنین ادعایی را در مورد او كرده اند. حالا درست و نادرستش بحث دیگریست....

من اگر فرض را بر این بگذارم كه سخنان و رفتارهای آقای احمدی نژاد جنبه سیاسی و ظاهرسازی و مردم ‌فریبی ندارد و او به حرفهایی كه میزند واقعا معتقد است و مثلا اعتقاد دارد دور سرش هاله نورانی بوده است یا امام زمان حامی اوست و او را فرستاده تا مقدمات ظهورآن امام را فراهم كند، یا وظیفه تشكیل دولت اسلامی بر دوش او گذاشته شده و ... متاسفانه باید بگویم نمیتوانم كمترین تردیدی در بیماری ایشان داشته باشم، زیرا در عمر حرفه ای خودم مشابه اینگونه افراد و اینگونه ادعاها را زیاد دیده و شنیده‌ام. بگذریم از این که شاه هم اگر یادتان باشد در کتاب "ماموریت برای وطن" مدعی شده بود حضرت عباس او را از مرگ نجات داده و موقع سقوط از اسب او را در هوا گرفته است!

اما در این مرحله و با اطلاعاتی كه در اختیار دارم تشخیص اینكه بیماری او دقیقا چیست كار دشواریست و مستلزم معاینه دقیق ایشان و داشتن یك سلسله اطلاعات راجع به گذشته، محیط خانوادگی و تحصیلی، رفتارهای دوران كودكی، نحوه ورود وی به دانشگاه، محیط و روش كار فعلی او مثلا در دانشگاه و میزان جدی و هدفمند بودن آن و غیره است كه من به این اطلاعات دسترس ندارم....

همانطور كه گفتم برخی نشانه ها در مورد ایشان وجود دارد. مثلا در زندگينامه رسمی وی نوشته كه دانشجوي عمران بوده و بعد رفته دكترای ترافيك گرفته و از آنطرف موسس انجمن تونل بوده و یا ابلاغ كرده كه همه جا باید نام او بعنوان دكتر احمدی نژاد اعلام شود. يا بازديدهای سرزده ای كه می گويند از وزارتخانه ها انجام می دهد كه معلوم نيست هدف از آن چيست و بازديد سرزده رييس جمهور از يك وزارتخانه اصلا يعني چه. یا مثلا شنیده ام كه پنج صبح جلسه می گذارد و دائم بی هدف به این طرف و آن طرف می‌رود كه نشاندهنده ناتوانی وی در ایجاد تمركز ذهنیست.

یكی دیگر از علایم ایشان اینجاست كه اینگونه بیماران غالبا از مصاحبه های پزشكی می گریزند. زیرا در مصاحبه پزشكی پس از چند سوال معلوم میشود كه فرد تا چه اندازه بقول معروف پایش در زمین است و با واقعیت ارتباط دارد. در بسیاری از موارد هم ما بعنوان پزشك می دانیم كه اینگونه بیماران اگر بگویند مثلا ماست سیاه است باید تایید كرد تا بتوان به مصاحبه ادامه داد و در غیراینصورت با شما درگیر می شوند. من در یكی دو مصاحبه سیاسی كه با اقای احمدی نژاد تا به امروز شده دقت كرده ام و معقتدم ایشان توان مصاحبه واقعی را ندارد؛ یعنی اصولا توان حضور در جمعی كه عقاید ایشان را نفی می‌كند ندارد. بنظر من این یكی دیگر از نشانه هایی است كه بیماری ایشان را تایید می كند. البته مصاحبه پزشكی كه من در ابتدا گفتم با مصاحبه خبرنگاری سیاسی متفاوت است. ولی یك چیز در آنها مشترك است كه در هر دو حالت فرد در شرایطی قرار می گیرد كه عیار سخنانش سنجیده می شود كه تا چه اندازه در عالم منطقی سیر می كند و تا چه اندازه در عالم اوهام به سر می‌برد. بنظر من ایشان بدشواری توان شركت و حضور در مجمع یا جلسه‌ای را دارد كه در آن كسانی روبروی عقاید و نظراتش قرار گیرند. مثلا، شما نگاه كنید به نحوه برخورد ایشان به انتقادات اقای خاتمی. این ضمنا ناشی از همان جنون بزرگ منشی یا عظمت طلبی شخصی است كه به آن اشاره كردم كه فرد توان تحمل انتقاد را ندارد....

اینكه آقای احمدی نژاد علایم برخی بیماری های روان پریشی را دارد به معنای آن نیست كه وی كم عقل است یا دچار "عقب ماندگی ذهنی" است. وی كسی است كه تحصیل كرده، در دانشگاه قبول شده و این نشان می دهد كه وی دچار عقب ماندگی ذهنی نبوده است. ولی جنون بزرگ منشی در میان تحصیلكردگان هم دیده می شود كه غالبا بدلیلی خود را برتر از دیگران می دانند. ضمن اینكه شروع این بیماری در مردان معمولا در دهه بیست تا سی یعنی پس از دوران تحصیلات دبیرستانی و ورود به دانشگاه است. ....

نوع رفتارهای اقای احمدی نژاد با بیماران اسكیزوفرنی متفاوت است. و من با اطلاعات فعلی خود معتقدم كه ایشان احتمالا یا جنون مانیاك دپرسیو دارد یا یك بیماری كه به آن اسكیزوافكتیو می گویند. كه مخلوطی است از اسكیزوفرنی و اختلالات خلق و خویی یا همان افكتیو، كه علایمش دقیقا همان چیزهایی است كه در مورد ایشان می گویند كه ناگهان عصبانی می شود، به هم میریزد، فحش میدهد، قاطی می كند یا در جلسات دولت فریاد می كشد كه این نشان می دهد ایشان رفتار هدفمند ندارد.

ادعاهای ایشان در مورد امام زمان و رابطه ای كه بتدریج سعی می كند میان خودش و آن امام برقرار كند بویژه برای من خیلی جالب توجه است. بنظر من این افكار از گذشته در او وجود داشته و اكنون دارد آن را علنی می كند. اگر شرایط و اوضاع احوال برای او مساعد پیش رود من تردید ندارم كه خود را بزودی فرستاده امام زمان، نایب امام زمان و چه بسا خود امام زمان معرفی كند. بد نیست بدانید كه مثلا در بیمارستان روزبه تهران ما هميشه تعداد بسیار زیادی امام زمان داشته ايم. چند شاه و یكی دوتا ناپلئون هم انجا بودند. نكته جالب برای دانشجویان تازه وارد همین عده كثیر امام زمان‌ها بود كه آنان را متعجب می كرد. ما همیشه برای دانشجویان توضیح می‌دادیم كه دلیل كثرت امام زمان ها در تیمارستان های ایران همانطور كه گفتم در اینجاست كه هر چند منشا این بیماری‌ها اختلالات فیزیكی است، اما نحوه بروز آن جنبه فرهنگی اجتماعی دارد. یعنی همان جنون بزرگ منشی یا عظمت در اینگونه بیماران كه خود را بنوعی منجی جامعه و دیگران می دانند، در جامعه ایران با زمینه فرهنگی و مذهبی كه دارد گرایش اینگونه بیماران به اینكه خود را امام زمان یا برگزیده یا فرستاده او بشمارند بالطبع وسیعتر و پرشمارتر است.

مشكيني: معتقدم امام زمان فهرست نمايندگان مجلس هفتم را امضا كردند، ايلنا

گویانیوز: رييس مجلس خبرگان رهبري، صبح دوشنبه در ديدار وزير و معاونين وزارت آموزش و پرورش، عملكرد دولت و مجلس را مورد تأييد و رضايت دلسوزان انقلاب و كشور دانست.

آيت‌‏الله علي مشكيني در آغاز اين ديدار، مجلس هفتم شوراي اسلامي را يك نعمت الهي ارزيابي كرد و گفت: خداوند در سال‌هاي اخير نعمت‌هاي تازه‌اي به ما داده است. از مجلس سابق بسيار ناراضي بودم، هرگاه مذاكرات آنها را گوش مي‌دادم، دچار دلهره مي‌شدم كه چه چيزي تصويب مي‌كنند. خدا را شكر مي‌كنيم كه مجلس شوراي اسلامي برگشت و درست شد كه در حال حاضر مورد رضايت است.
وي افزود: هر كار خيري كه انجام بدهيم مي‌توانيم در مورد آن بگوييم در شب قدر مقدر گشته است. هنگامي كه فهرست كارها را خدمت حضرت مهدي (عج) مي‌برند، به خصوص فهرست نمايندگان مجلس هفتم را، بنده معتقدم كه ايشان امضا كردند. حال خداي نكرده اگر مجلس هفتم بر خلاف رضاي خدا حركتي انجام دهد، مي‌گوييم ما اشتباه كرده‌ايم.
امام جمعه قم، دولت نهم و مجلس هفتم را ارزشي برشمرد و توضيح داد: خوبي دولت جديد، به جهات گوناگون است. مهم‌ترين علت خوبي رييس‌‏جمهور، منتخبين اوست. به حمد‌‏الله تا امروز از آقاي دكتر محمود احمدي‌‏نژاد راضي هستيم و اميد است وزير آموزش و پرورش هم مانند ساير منتخبين رييس‌‏جمهور بتواند خدمت كند. بدانيد تكليف مهمي بر گردن داريد.
وي با اشاره به ديدار وزير سابق آموزش و پرورش گفت: وزير سابق به ديدن ما كه آمده بود، وضعيت فرهنگي مدارس سراسر كشور را مثبت گزارش ‌داد. اين در حالي بود كه در همان روزها گزارشي از يكي از استان‌ها به دستم رسيده بود كه معلمي در مدرسه‌اي بر ضد اسلام و ارزش‌هاي اسلامي در مدرسه‌اي سخنراني كرده بود و عده‌اي هم براي وي دست مي‌زدند.
آيت‌‏الله مشكيني انسان را پيش از ورود به اجتماع، در سه مرحله تربيت در خانواده، مدرسه و دانشگاه ارزيابي و عنوان كرد: مرحله دوم بر عهده مسوولين آموزش و پرورش است. شما بايد اين چند ميليون نوجوان و جوان را مورد تعليم و تربيت قرار دهيد. بدانيد اگر قصد اسلامي و ديني داشته باشيد خداوند هم شما را كمك خواهد كرد.

وي ادامه داد: متأسفانه در ساليان اخير، گروهي از دانش‌آموزان و دانشجويان از نظر ايمان و معنويت كمي افت كرده‌اند. الحمد لله در كشور دانشجويان و دانش‌‏آموزان متعهد فراواني داريم كه مي‌شود از آن‌ها استفاده كرد. اگر همت مسوولين باشد به آينده اين كشور اميدوار هستيم.
رييس مجلس خبرگان رهبري بر ارتباط پيوسته معلمين و طلاب علوم اسلامي تأكيد كرد و گفت: روحانيت وظيفه دارد از ايمان مردم نگه‌داري كند. تماس شما بايد با روحانيت قوي و مستحكم باشد.

۱۰۰ روز در زندان غیر قانونی، نامه مسعود باستانی، روزنامه نگار از زندان اراک

گویانیوز: ما را شکستی به نهایت رسیده است
ما شیشه ایم و شیشه چو بشکند تیزتر شود.

آذر ماه هر سال ماهی است که خاطرات تلخ آنانی که دل به آزادی میهن و بهروزی اهالی آن سپرده اند دوباره یادآور می شود. اهالی خونین دل جامعه معدنی، روشنفکران از زندان بازگشته و روزنامه نگاران بیکار شده این روزها تنها می توانند یاد فروهرها را گرامی بدارند و به پاس احترام به اندیشه و آزادیخواهی مجید شریف، محمد مختاری و جعفر پوینده چند خطی یادداشت در دفترچه خاطرات خویش بنویسند و من که در سرآغاز این ماه صدمین روز از دوران زندان خود را می گذرانم تنها با زمزمه بیت مذکور می کوشم، تا طاقت تحمل شرایط این روزگار را هر چه بیشتر در خویش پرورش دهم.

اگرچه من هم مانند بسیاری از روزنامه نگاران و قلم به دستان این سرزمین که امروز قلم هایشان را بنا بر اجبار و شرایط جامعه کنار گذاشته اند چند وقتی است سراغ کاغذ و قلم نرفته ام اما آذرماه و خاطره این عزیران و شاید گرامیداشت همه آنانی که برای آرمان های خویش جانفشانی کرده اند بار دیگر مرا به سوی ابزار کار قدیمی ام کشاند و اگر چه بنابر حکم قضایی صادره برای من، حق ندارم تا مدت پنج سال از ابزار کارم استفاده کنم، اما مگر می توان به خویش دروغ گفت.

صدمین روز از این زندان من هم که تنها به جرم حمایت نقادانه و تلاش در جهت گسترش آرمان راستین اصلاحات، حمایت از فعالین جامعه مدنی و روشنفکران منزوی شده و نیز تلاش در جهت احقاق حقوق زندانیان سیاسی و مطبوعاتی از جمله هاشم آقاجری، عباس عبدی، بهروز گرانپایه، قاضیان، تقی رحمانی، رضا علیجانی، هدی صابر، و در پایان اکبر گنجی و ناصر زرافشان و به خاطر سردبیری هفته نامه ندای اصلاحات برایم در نظر گرفته اند نیز سپری شده اما مگر می توان به راحتی واژه صد روز زندان را گفت و از کنار آن گذاشت.

من اکنون صد روز است که در زندان اراک حبسی را تحمل می کنم که بزرگ ترین گناه آن فعالیت مطبوعاتی و سردبیری یک هفته نامه است. و در این زندان علی رغم شرایط نامساعد، وضعیت اسفناک بهداشتی و رفاهی در معرض ابتلاء به انواع بیماری مختلف از جمله هپاتیت و ایدز هستم چرا که به زعم دادستان شهر اراک هنوز هم از حمایت خویش و فعالیت برای آزادی اکبر گنجی و ناصر زرافشان و سایر زندانیان سیاسی - مطبوعاتی دست بر نداشته ام. من اگر چه این روزها روزگار خود را در میان بزهکارانی که جرایمی همچون قتل، آدم ربایی سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف و اختلاس و کلاهبرداری می گذارنم. اما هنوز هم از تنها معبر موجود یعنی برنامه 30:20 سیما اخبار مربوط به دنیای سیاست و خواب های خرگوشی روشنفکران منزوی گشته این سرزمین را دنبال می کنم و چه قدر برایم دردناک است که امسال حتی نتوانستم گزارش مراسم ساده گرامیداشت مجید شریف و کاظم سامی را منشتر کنم.

من صد روز است که همچنان روزها رامی شمارم تا شاید مقامات قضایی که مطمئنا از دستور اخیر رئیس قوه قضائیه مبنی بر رسیدگی به وضعیت من و 33 نفر دیگر از زندانیان سیاسی مطلع هستند بپذیرند در این سیستم حداقل موظفند به دستورات عالی ترین مقام قضایی پاسخ مثبت دهند.

دادستان استان مرکزی که سابقاً قاضی ویژه پرونده من هم بوده است همچنان از اعطای مرخصی ماهانه، استعلاجی و استحقاقی که حق من است سر باز می زند چرا که به زعم او من یک زندانی شلوغ کارم و اگربه مرخصی بیایم صدای اعتراض خود و رفتار او را به گوش افکار عمومی خواهم رساند.

من صد روز است که تنها از کانال های خبری محدود موجود در زندان اراک اخبار اکبر گنجی را پیگیری می کنم و شاهدم که خواب خرگوشی افکار عمومی و روزگار کسالت آور مردم کوچه و بازار دیگر رمقی برای او هم باقی نگذاشته است و در این روزها سکوت افکارعمومی در مقابل ظلم های پی در پی تنها نمکی است که بر زخم های ما پاشیده می شود.

صد روز از حبس من سپری می شود و این در شرایطی بود که علی رغم تلاش بسیار خانواده و وکلایم تمام شکات پرونده مطبوعاتی من از شکایت خود صرف نظر کرده و دیگر دلیلی برای نگهداری من در زندان وجود ندارد.

دادستان شهر اراک در این صد روز پرونده مرا در دفتر خود بلوکه کرده و همچنان می کوشد تا تمام امور مربوط به این پرونده را از مسیر دادستانی جلو برد. او اصرار دارد که صدور دستور آزادی من تنها منوط به درخواست عفو مشروط و انتشار توبه نامه ای است که در آن من باید از فعالیت های گذشته خویش اعلام پشیمانی کنم و من هر روز از خویش می پرسم چرا برای گناهی که مرتکب نشده ام باید درخواست عفو کنم؟"

صد روز است که به قول دادستان تحمل کیفر می کنم. و من در پاسخ به این پیغام ها تنها می توانم بگویم که اگر شش ماه حبس مرا به شش سال هم تبدیل کنید موظفم به وظایف حرفه ای خود در مقام یک خبرنگار در جهت حمایت از حقوق شهروندی و نقادی قدرت حاکم عمل می کند.

من و همه روزنامه نگارنی که قلم به دست گرفته ایم چگونه خواهیم توانست در مقابل رفتارهای ظالمانه ای که با زندانیان بی گناهی چون اکبر گنجی، ناصر زرافشان و یا حشمت الله طبرزدی و دیگران انجام می گیرد سکوت کنیم.

این روزها آبادگران پارلمان نشین چنان مزه شیرین دموکراسی را چشیده اند که از عدم مجازات حبس برای جرایم مطبوعاتی سخن می رانند و این ابتکار خویش را در رسانه های جار می زنند اما ظاهراً فراموش کرده اند که آبادگران امروز که اغلب سرکوبگران دیروز بوده اند چگونه در مقابل روزنامه ها تجمع می کردند و سیلی بر صورت روزنامه نگاران می زدند. آنها از آزادی رسانه ها و ارتباط صمیمانه با مطبوعات دم می زنند و حاضر نیستند به خاطر بیاورند که هنوز زندانیانی همچون اکبر گنجی و... روزگار خود را تنها به جرم انجام رسالت حرفه ای خویش در کنج زندان می گذرانیم.

برخلاف شعارهای عوام فریبانه هر روز فشارها بر زندانیان سیاسی گرفتار بیشتر می شود و من فکر می کنم هر چه قدر اوضاع وخیم تر شود با صدای بلندتری در هواخوری فریاد خواهیم زد:
ما را شکستگی به نهایت رسیده است
ما شیشه ایم و شیشه چو بشکند تیزتر شود

پشت پرده این 200 میلیارد دلار

بازتاب: آرش روزبه:

«اقتصاد»، پدیده‌ای است که صرفا از واقعیت‌ها اثر نمی‌پذیرد، بلکه در بسیاری از موارد، تأثیرات روانی و تبلیغاتی بر اقتصاد، بسیار بیشتر از مسائلی چون میزان تورم، حجم سرمایه‌گذاری، تولید ناخالص ملی، موازنه تجاری و... است. مصداق بارز این تأثیرگذاری را می‌توان در بازارهای بورس سراغ گرفت که در آنها، یک «شایعه» می‌تواند، سهامدارانی را به اوج ثروت ببرد و یک «گمانه‌زنی»، بسیاری از صاحبان سهام را به خاک سیاه بنشاند، در حالی که نه آن شایعه درست بوده و نه این گمانه‌زنی مقرون به صحت.

از سوی دیگر، همواره بین بورس‌هایی که قابلیت جذب سرمایه‌های مشترک را دارند، نوعی رقابت وجود دارد. بورس امارات و بورس تهران، از جمله این بازارهاست که هر دوی آنها، این امکان را دارند که نقدینگی‌های کلان سرمایه‌گذاران را به خود جذب کنند. از این رو، شاهدیم که هرگاه بورس تهران دچار تشتت و خروج سرمایه شده، بورس امارات توانسته است، بخشی از این سرمایه‌ها را جذب کند. از این رو، در هم‌ریختگی اوضاع در بورس تهران، آرزوی مدیران و سهامداران بورس امارات است.

شاید به همین دلیل است که در هفته‌ها و ماه‌های گذشته، برخی نشریات اماراتی به انتشار اخبار کذب درباره حجم خروج سرمایه از ایران پرداخته‌اند تا بلکه بتوانند، فضای روانی سرمایه‌گذاری در کشورمان را تحت تأثیر قرار دهند.

متأسفانه، بسیاری از مسئولان و رسانه‌های ایرانی هم در این میان بازی خورده و به نقل مکرر آمار خلق‌شده توسط منابع ناشناخته و رسانه‌های عربی پرداخته‌اند. مهم‌ترین رقمی که طی هفته‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته و در محافل سیاسی، رسانه‌ای و مردمی با آمیزه‌ای از تأسف پی‌درپی نقل می‌شود، این است که در نیمه نخست سال جاری، دویست میلیارد دلار از کشور خارج شده و به امارات رفته و بخش بزرگی از این سرمایه جذب بورس این کشور شده است.

برای این‌که بدانیم رقم دویست میلیاردی ذکر شده که توسط برخی مقامات قضائی نیز تکرار شده، تا چه اندازه اغراق‌آمیز و نادرست است، کافی است، یادآور شویم که میزان کل نقدینگی کشور، 760 هزار میلیارد ریال است که اگر این رقم را بر قیمت کنونی دلار تقسیم کنیم، به عدد 83 میلیارد و 516 میلیون خواهیم رسید که نشان می‌دهد، حجم کل نقدینگی در کشور، معادل 5/83 میلیارد دلار است.

حال چگونه می‌توان از این 5/83 میلیارد دلار، دویست میلیارد دلار استخراج کرد و آن را به امارات فرستاد، پرسشی است که لابد عرب‌های حاشیه جنوب خلیج فارس و نیز مسئولان و رسانه‌داران ایرانی ـ که خروج دویست میلیاردی لقلقه زبانشان شده است ـ پاسخی برای آن دارند!!

گذشته از این، خروج سرمایه از ایران، مستلزم آن است که صاحبان سرمایه، ثروت‌های خود، اعم از املاک، طلا، سهام و... را به پول نقد تبدیل و آن را از کشور خارج کنند. لذا باید در مقابل این فروشندگان میلیاردی، خریداران میلیاردی هم وجود داشته باشند تا بتوانند، ظرف این مدت، دویست میلیارد دلار پول نقد به فروشندگان بدهند و کالا و املاک آنان را خریداری کنند که البته با توجه به ابعاد کوچک اقتصاد ایران و نقدینگی 5/83 میلیارد دلاری آن، چنین خرید و فروش کلانی با منطق‌های اقتصادی بازار ایران همخوانی ندارد. همچنین بد نیست بدانید، ارزش جاری بورس تهران با صدها شرکت عظیم در گروه‌های مختلف خودروسازی، بانک، بیمه، پتروشیمی، سیمان، ساختمان و... بین چهل تا پنجاه میلیارد دلار است (با توجه به نوسان قیمت سهام). حال آیا منطقی است بپذیریم، ظرف مدت شش ماه، چهار الی پنج برابر ارزش کل بورس تهران از کشور خارج شده است؟

البته در این‌که خروج سرمایه از کشور، یک «واقعیت تلخ» است، شکی نیست. در درستی این گزاره هم تردیدی نیست که بسیاری از رویکردهای نادرست سیاسی و اقتصادی در فرار «آهوی ترسان سرمایه» مؤثر است و نمی‌توان همه چیز را به گردن شایعه‌سازی‌ها انداخت، ولی از این‌که بسیاری از مدیران رده‌بالای نظام و صاحبان تریبون و رسانه، بی‌آن‌که در گفته‌های خویش تأمل کنند و دست‌کم به مدد ماشین‌حساب، ضرب و تقسیمی انجام دهند، هر عددی که می‌شنوند تکرار می‌کنند، نمی‌توان متأسف نبود.

راستی، وقتی مسئولان ارشد نظام، در اظهارنظرات رسمی، از خروج دویست میلیارد دلاری سرمایه از کشور خبر می‌دهند و فضای سرمایه‌گذاری را تا به این اندازه مشوش می‌کنند، چگونه می‌توان از صاحبان سرمایه انتظار داشت، باور داشته باشند، اوضاع آن‌طورها هم که می‌گویند «قمر در عقرب» نیست؟! و هنگامی یک مقام ارشد، نمی‌اندیشد که نمی‌توان از 5/83 میلیارد دلار، دویست میلیون دلار استخراج کرد و به خارج فرستاد از صاحب سرمایه چه انتظاری است؟

در همین حال، کسانی که ادعای خروج دویست میلیارد دلار سرمایه از کشور را در چند ماه اخیر دارند، هرگز منبع این اطلاعات دست‌اول خود را بیان نمی‌کنند و باز نمی‌گویند که چرا پیش از این نگران خروج سرمایه نشده بودند تا این شائبه تقویت شود که تمسک به این اعداد و ارقام نادرست و افسانه‌ای، صرفا برای دست یازیدن به یک سری اهداف سیاسی از رهگذر تخریب دولت جدید است و در صورت تحقق، منافع بسیاری از «مفت‌خواران» را به خطر می‌اندازد.

کسانی که از شعار مبارزه با رانت و فساد اقتصادی هراس دارند و می‌کوشند هرگونه فرار سرمایه‌ای را به این مسئله نسبت دهند، بدانند که مبارزه با رانت و فساد اقتصادی، نه تنها باعث فرار سرمایه نمی‌شود، بلکه جذب‌کننده سرمایه‌های خارجی و حافظ سرمایه‌های داخلی نیز هست.
اگر مبارزه با فساد اقتصادی به درستی صورت بگیرد، زمینه‌های رانت‌خواری از بین می‌رود و با از بین رفتن رانت‌های خاص، شرایط برابر جهت رقابت‌های اقتصادی پیدا می‌شود و بدیهی است که سرمایه‌گذاران نیز صرفا سرمایه‌های خود را در بسترهایی به کار می‌برند که در آنها، همه رقبا، از شرایط یکسانی برخوردار می‌باشند نه این‌که یک نفر از ده‌ها عامل رانت‌زا و برتری‌آور بهره‌مند شود و دیگری، جز اندوخته مالی‌اش چیزی نداشته باشد که اگر چنین باشد، دومی ترجیح می‌دهد سرمایه‌اش را از خطر بلعیده شدن توسط صاحبان رانت و مفسدان اقتصادی نجات دهد و آن را از کشور خارج کند.

November 28, 2005

زلمای خلیلزاد از طرف بوش مامور شده برای لب گرفتن از احمقی نژاد اقدام کند

رادیو فردا: سفیر آمریکا در عراق اعلام کرد اجازه ویژه جرج بوش را برای مذاکره با جمهوری اسلامی دریافت کرده است: نیوزویک
زلمای خلیلزاد سفیر کبیر آمریکا در عراق، در مصاحبه با مجله نیوزویک گفت اجازه ویژه ای از جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا برای مذاکره با ایران دریافت کرده است. به نوشته نیوزویک پرزیدنت بوش اخیرا دست به اقداماتی از قبیل درخواست کمک از همسایه‌های عراق حتی از نظام ضد آمریکایی تهران زده که چندی پیش هیچ رغبتی به انجام آن نداشت. آقای خلیلزاد گفت ما با ایرانیها دیدار خواهیم داشت که خود نیز نقطه عطف و تعدیل در سیاست ما خواهد بود. دولت بوش به دلیل انتقادهای روز افزود کنگره آمریکا از جنگ عراق، اخیرا در حال بررسی طرحهای نظامی مبنی بر کاهش نیروهای آمریکا در عراق است.
نادر وکيلي (rm) صدا | (wma) صدا [ 2:06 mins ]


زلمای خلیلزاد سفیر کبیر ایالات متحده آمریکا در عراق می‌گوید اجازه ویژه ای از رئیس جمهوری آمریکا برای مذاکره با ایران دریافت کرده است. آقای خلیلزاد این موضوع را در مصاحبه با مجله نیوزویک اعلام کرد.
نادر وکیلی (رادیو فردا): زلمای خلیلزاد سفیر آمریکا در عراق در مصاحبه ای با نشریه نیوزویک گفت وی از سوی جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا اجازه ویژه ای را مبنی بر آغاز مذاکرات سیاسی با ایران دریافت کرده است. آقای خلیلزاد در این مصاحبه گفت: رئیس جمهوری به من اجازه داده است که با ایرانیها وارد گفتگو شوم، همانطور که پیش از این با ایرانیها در مورد افغانستان، مستقیما وارد گفتگو شده بودیم.

نشریه نیوزویک در شماره 5 دسامبر خود می نویسد: آقای خلیلزاد که در تابستان گذشته به سمت سفیر آمریکا در عراق انتخاب شده است، برای تامین امنیت در عراق همراه با ژنرال کیسی یکی از فرماندهان نظامی در عراق اخیرا دست به اقداماتی زدند که تا چندی پیش غیرقابل تصور بود.

نیوزویک می‌نویسد پرزیدنت بوش نیز اخیرا دست به اقداماتی زده است که چندی پیش هیچ رغبتی به انجام آن نداشت. از جمله درخواست کمک از همسایه‌های عراق حتی از نظام ضد آمریکایی تهران. آقای خلیلزاد همچنین گفت در این رابطه ما با ایرانیها دیدار خواهیم داشت که خود نیز نقطه عطف و تعدیلی در سیاست ما خواهد بود.

دولت بوش به دلیل انتقادهای روز افزود کنگره آمریکا از جنگ عراق، اخیرا در حال بررسی طرحهای نظامی مبنی بر کاهش نیروهای آمریکا در عراق است. بر اساس برنامه های در دست مطالعه، پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا بزودی در حدود 15 تا 20 هزار سرباز خود را از عراق خارج خواهد کرد و سپس تا اواسط سال آینده مسیحی قرار است 20 تا 30 هزار سرباز دیگر خود را به آمریکا بازگرداند.

اعلمي در واکنش به CD ديدار احمدي‌‏نژاد با جوادي آملي

پیک ایران : ادعاي طرح شده در اين جلسه را حتي قديسين صدر اسلام هم نداشتند
درپي انتشار CD ديدار محمود احمدي‌‏نژاد با آيت‌‏الله جوادي آملي و گزارش سفر نيويورك و حضور در سازمان ملل توسط رييس‌‏جمهور و بازتاب آن در برخي رسانه‌‏ها، اكبر اعلمي، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم در تماسي با "ايلنا" نسبت به اين ديدار و مطالب مطرح شده در آن جلسه واكنش نشان داد.

اعلمي با بيان اينكه فيلم ديدار احمدي‌‏نژاد با آيت‌‏الله جوادي‌‏آملي را بر روي سايت بازتاب مشاهده كردم، تصريح كرد: اين كاش فيلم ديدار احمدي‌‏نژاد با آيت‌‏الله جوادي‌‏آملي توزيع نمي‌‏شد و مذاكرات مطرح شده در سطح همان افراد حاضر در جلسه باقي مي‌‏ماند زيرا آيت‌‏الله جوادي آملي شخصا با گوشزد كردن اين عبارت كه" عمل كردن به وعده‌‏ها و خودداري از فريب مردم، يك تكليف است" مناسبت‌‏ترين واكنش را در قبال اظهارات احمدي‌‏نژاد از خودشان نشان دادند.
اعلمي تصريح كرد: متاسفانه فيلم مذكور در سطح وسيعي انعكاس يافته است و CD آن همچنان دست به دست مردم مي‌‏شود و مطمئنا بازخورد خوبي در داخل و خارج بويژه در ميان اصحاب فكر نخواهد داشت.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم ادامه داد: اميدواريم اين فيلم به اشتباه و با هدف تابو كردن احمدي‌‏نژ‌‏اد در ميان عوام و توسط نزديكان رييس‌‏جمهوري تكثير نشده باشد.
نماينده تبريز در مجلس هفتم، با اشاره به آيه‌‏اي از قرآن كه" تذكر دهيد چه بسا براي مومنين نفع داشته باشد" تاكيد كرد: رييس‌‏جمهور نبايد خيلي تحت تاثير القائات و فضاسازي‌‏هاي كاذب و مجامله و مداهنه‌‏گويي‌‏هاي آن دسته از افرادي كه ايشان را احاطه كرده و چه بسا هر از چندگاهي براي خوشايند رييس‌‏جمهور آدرس غلط داده و اباطيلي نظير آنچه در نيويورك رخ داده را القاء مي‌‏كنند، قرار گيرد.
وي افزود: اين موارد دستاويزي براي تضعيف جايگاه رياست جمهوري به مخالفان مي‌‏دهد.
اعلمي با بيان اينكه تاريخ چراغ آينده ما است، به برخي از اتفاقاتي كه در طول تاريخ براي افرادي كه تحت تاثير القائات اطرافيان راه به اشتباه رفته‌‏اند، اشاره كرد و گفت: فراموش نكرده ايم كه سيد علي‌‏محمد باب از طلاب و زهاد عصر خويش تلقي مي‌‏شد اما تحت تاثير برخي اوهام و القائات برخي اطرافيان به جايي رسيد كه دعوي بابيت و مهدويت و نهايتا اولوهيت كرد و گرفتار سرنوشتي شد كه نبايد مي‌‏شد.
عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم ادامه داد: اينكه در حين سخنراني يك انسان، هاله‌‏اي از نور او را احاطه كند كه به قول احمدي‌‏نژاد فقط او و يكي از نزديكانش اين نور را مشاهده كنند، ادعاي بزرگي است كه حتي قديسين صدر اسلام هم چنين داعيه‌‏اي را نداشتند.
وي سپس خاطرنشان كرد: ادعاي رييس جمهور مبني بر اينكه در هنگام سخنراني ايشان سران كشورها مژه نزدند و اصرار و تاكيد ايشان برا ينكه « غلو نمي‌‏كنم» خود به طور آشكار مقرون به غلو و اغراق است.
اعلمي گفت: چطور مي‌‏توان تصور كرد سخنران يا خطيبي حين ايراد نطق مهم خود آن هم با فاصله نسبتا دور، حركات مژه‌‏هاي همه حاضران را زير نظر داشته باشد و به يكي از علماي بزرگ قم با قاطعيت اعلام كند" اينكه مي‌‏گويم مژه نزدند، غلو نمي‌‏كنم ، اغراق نيست".
وي تاكيد كرد: مبهوت شدن مردم در خيابانهاي نيويورك يا سران در اجلاس، علاوه بر اهميت ويژگي خاص هيات ايراني الزاما مثبت نيست و مواضع آنها، مي‌‏توانست دلايل ديگري هم داشته باشد.
نماينده تبريز در مجلس هفتم خاطرنشان كرد: عدم رعايت پروتكل رايج، حركات و اظهارات خلاف شئون ديپلماتيك، انجام اقدامات نامتعارف و مغاير با عقايد مانوس، تركيب دور از انتظار يك هيات يا مشاهده آداب و رسوم جديد و متفاوت با واقعيت‌‏هاي موجود نيز مي‌‏تواند اسباب بهت و حيرت جماعتي كه براي نخستين بار با چنين صحنه‌‏هايي مواجه شده‌‏اند را فراهم سازد.

سفرهاي پربار! مديران قضائي به خارج از كشور

پیک ایران
سفرهاي پربار مديران يكي از مجموعه‌هاي ستادي قوه قضائيه به خارج از كشور ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، آغاز اين سفرهاي علمي و پربار، مسافرت سال گذشته هياتي به سرپرستي يكي از مديران كل اين مجموعه و حدود 10 نفر از مديران قضايي دادسراي انتظامي قضات و دادگستري به كشورهاي آسياي جنوب شرقي بود.
اين سفر كه براي بازديد از چند مركز قضائي اين كشورها بالاخص ژاپن تدارك ديده شده بود، به دليل پربار! بودن 23 روز طول كشيد.
در پايان اين سفر، مديران اين مجموعه با وجود وعده داده‌‌شده، از ارائه گزارش درباره سفر خودداري كرده و تنها آن را «پربار» بيان كردند.
جالب آن‌كه سرپرست اين گروه كه از مديران حوزه رياست قوه قضائيه بود، پس از مدت كوتاهي از اين سفر، از سمت خود عزل و به بخش ديگري از قوه منتقل شد.
در پي اين سفرهاي پرثمر، امسال نيز يكي از مديران كل اين مجموعه به همراه هيأتي از مسئولان قضائي براي بازديد علمي و تحقيقاتي به اروپا سفر كرد.
اين سفر نيز كه براي بازديد از چند مركز قضائي اروپا تدارك ديده شده بود، به دليل پربار بودن، بيش از سه هفته طول كشيد كه بيش از دو هفته آن، به بررسي‌هاي علمي در كشور كوچك و خوش آب و هواي اروپا (هلند) ـ كه معادل كوچك‌ترين استان‌هاي ايران مي‌باشد ـ گذشت.
همچنين گزارشي از سفرهاي اخير علمي برخي مسئولان دستگاه قضائي به برزيل منتشر شده است. قرار است گزارش اين سفرهاي پربار نيز ارائه گردد.
اين سفرها در حالي است كه هاشمي شاهرودي، رئيس قوه قضائيه، در سفرهاي رسمي خود به خارج از كشور ـ كه آخرين آنها به بحرين بود ـ از همراه بردن افراد اضافي به شدت خودداري كرده و بر لزوم كاهش هزينه سفرهاي خارجي تاكيد كرده بود.
سفرهاي طولاني‌مدت مديران برخي مجموعه‌هاي دستگاه قضائي كه همچنان نيز تداوم دارد، انتظارات زيادي را در قوه قضائيه ايجاد كرده است تا مسئولان مربوطه براي تنوير افكار، گزارشي از اين سفرها را ارائه دهند.

سگ جمهوری اسلامی پای سگ پناه برده به حرم سید رضا را گرفت

خُسن آقا: آقایان تا زمانی که بتوانند از سادگی مردم سود ببرند اگر لازم شد سگ هم به داخل حرم می‌برند ولی همین که در رسانه‌ها دستشان رو شد و همه با تمسخر به این حرکتشان برخورد کردند یک مرتبه صحنه عوض می‌شود و ماجرا را به گونه‌ای دیگر توضیح می‌دهند.
به این می‌گویند خبررسانی به روش جمهوری ملایی:

گویانیوز: روزنامه جمهوري اسلامي: ورود سگ به حرم مقدس امام رضا توطئه بود
توطئه وارد ساختن يك سگ به حرم مقدس حضرت امام رضا عليه السلام و مطرح كردن خبر آن در پايگاه هاي اطلاع رساني كه طي دو هفته اخير شايعات زيادي را بر سرزبانها به جريان انداخت , با كشف يك باند سودجو و دستگيري عوامل اين باند , خنثي شد. اعضاي اين باند , يك شياد و دو تن از خادمان حرم بودند كه با همدستي همديگر توانستند يك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمايند و تا نزديكي ضريح مطهر ببرند و با فيلمبرداري و انتشار خبر آن و تهيه « سي . دي » اقدام به سودجوئي نمايند. متاسفانه بعضي مطبوعات در تهران و قم نيز خبر اين ماجراي ساختگي را با آب و تاب و عكس سگ و با لحني تاييدآميز به چاپ رساندند و به اين نكته بسيار روشن توجه نكردند كه سگ يك حيوان نجس العين است و حرم امام معصوم يك مكان مقدس مي باشد كه احكام شرعي خاصي دارد.

متن دومین شکایت همسر گنجی از تیم عملیاتی دادستان تهران؛ "بيرون هم که بروي خودمان تو را مي کُشيم"، امروز

گویانیوز: معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی اعلام کرد با توجه به عدم رسیدگی موثر رئیس قوه قضائیه به دو شکایت اخیر وی از تيم عملياتي دادستان تهران،وهمچنین وضعیت بحرانی گنجی، متن دومین شکایت خود را-که پیش از این به صورت محرمانه به دفتر هاشمی شاهرودی ارسال کرده بود- جهت استمداد از افکار عمومی و رسیدگی فوری و جدی به این پرونده، علنی کرد.

به گزارش امروز معصومه شفیعی در این باره نوشت:آخرين باري كه آقاي گنجي به مرخصي آمد 6 ماه پيش بود، طي 3 ماه گذشته فقط 3 بار ملاقات داشته‌ايم و فرزندان ايشان مدت 84 روز بود كه پدرشان را نديده بودند.

طي ماه‌هاي اخير بارها به آقاي هاشمي شاهرودي _ رياست قوه قضاييه_ نامه نوشتيم و وضعيت نگران كننده آقاي گنجي را به اطلاع ايشان رسانده و تقاضاي اقدام نموديم ولي متاسفانه تاكنون هيچ پاسخي دريافت نكرده ايم.

در تاريخ 8/8/84 شكايتي از تيم عملياتي دادستاني تهران به دليل شكنجه و ضرب و شتم و آسيب بدني آقاي گنجي و موارد خلاف قانون ديگر به دفتر آقاي شاهرودي تقديم و ثبت شد؛ در تكميل شكايت فوق، شكايت ديگري در تاريخ 22/8/84 از تيم مذكور تقديم دفتر ايشان شد. اكنون به اين دليل كه از سوي آقاي شاهرودي رسيدگي به شكايت اول به خود متهم (دادستاني) ارجاع شده است و در مورد دوم نيز اقدامي صورت نگرفته لذا جهت استمداد از افكار عمومي در رسيدگي به شكايات فوق، متن دومين شكايت تقديم مي‌گردد.

معصومه شفيعي
همسر آ‌قاي گنجي
6/آذر/84
مطابق با هشتاد وچهار مين روز زندان انفرادي آقاي گنجي

«به نام حق»
جناب آقاي هاشمي شاهرودي،
رياست محترم قوه قضاييه!
به استحضار مي‌رساند كه در ملاقات اخير اينجانب با همسرم _ آقاي اكبر گنجي_ در روز جمعه، 20/8/84، ايشان نكته بسيار مهم، نگران كننده و قابل تأملي را يادآور شد؛ در روز ضرب و شتم و شكنجه آقاي گنجي در بيمارستان ميلاد، همان تيم عملياتي ويژه دادستاني كه مسئوليت ضرب و شتم را به عهده داشتند به آقاي گنجي گفته بودند: "فكر نكن از دست ما جان سالم به در مي‌بري، بيرون هم كه بروي يا خودمان تو را مي‌كُشيم يا دوستاني كه در بيرون داريم؛ همان كاري كه با سعيد حجاريان كرديم...".

با توجه به بيان جملات تكان دهنده فوق از سوي مأموران حاكميت و با توجه به سابقه كشتن منتقدان و روشنفكران در طي سال‌هاي اخير و عدم معرفي آمران و عاملان اصلي اين قتل‌ها، من و خانواده‌ام نسبت به زندگي، امنيت و سلامتي آقاي گنجي، بسيار نگران و مضطربيم.

از آنجا كه جنابعالي مسئوليت خطير رياست دستگاه قضايي و بالطبع تيم عملياتي ويژه دادستاني را نيز به عهده داريد و قانوناً مسئول پيگيري شكايات و پاسخگوي مستقيم و نهايي هر نوع اقدام غيرقانوني و غيرانساني اشخاص و سازمان‌هاي زيرمجموعه خود هستيد، لذا شكايت خويش را از تيم عملياتي ويژه دادستاني و آمران آنها كه آقاي گنجي را تهديد به ترور نموده‌اند، تقديم حضرتعالي مي‌كنم.

بديهي است كه در موارد حساس اين چنيني نه تنها اينجانب و خانواده‌ام بلكه افكار عمومي نيز به شدت خواهان پيگيري موضوع و معرفي تروريست‌هايي هستند كه پشت نقاب قانون وماموران دستگاه قضائی خود را پنهان نموده اند.

عدم پیگیری فوری این شکایت به منزله بي‌توجهي به تأمين و تضمين امنيت داخلي بوده و مسئوليت‌هاي بسياري را متوجه حضرتعالي خواهد كرد.

اين شكايت،‌ تكمله شكايت پيشين اينجانب از تيم عملياتي ويژه دادستاني و آمران آنهاست كه در تاريخ يكشنبه 8/8/84 به دفتر حوزه رياست قوه قضاييه، تقديم و ثبت نمودم.

با تقديم احترام
معصومه شفيعي
يكشنبه 22/آبان/84

حکم دو سال حبس سمیعی‌‏نژاد تایید شد

پیک ایران: وکیل مدافع مجتبی سمیعی‌‏نژاد از وبلاگ نویسان زندانی از تایید دو سال حبس موکلش از سوی هیات تشخیص دیوان عالی کشور خبر داد.
محمد سیف‌‏زاده در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ایلنا" با اعلام این مطلب، گفت: این حکم در زندان به موکلم ابلاغ شده است.
وی با بیان این که موکلش در این پرونده متهم به توهین به رهبری است، گفت: علی‌‏رغم این که سمیعی‌‏نژاد متهم به توهین به رهبری است اما دادگاه هیچگاه مصداق این توهین را به ما اعلام نکرد. در توهین کلمه "موهن" باید مشخص باشد.
وی افزود: چرا با موکلم که مفسر نهج البلاغه بود و به همین خاطر جایزه دریافت کرده است، این‌‏گونه برخورد می‌‏شود.

November 27, 2005

خبر اعتراض در دانشگاه تهران

وبلاگ میرزا پیکوفسکی: صبح دانشگاه تهران داد و بیداد بود. از صبح ساعت ده تجمعی برای اعتراض به تغییر ریاست دانشگاه تهران مقابل کتابخانه مرکزی برگزار شد. داخل دانشکده تکه کاغذهایی پخش کرده بودند که بیایید تجمع؛ اکثر کلاس‌ها حتی در دانشکده فنی امیرآباد تعطیل شده بودند. من کمی دیر خبردار شدم و حدود ساعت دوازده رسیدم ولی فکر می‌کنم قسمت اصلی بلبشو را دیدم. حدود هزار نفر مقابل کتابخانه مرکزی جمع شده بودند و شعار می‌دادند «زئیس انتخابی، استعفا،استعفا» «دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد» «اساتید باغیرت، حمایت، حمایت» و مشابهات. یکی دو پلاکارد هم بود «دولت نظامی، رئیس روحانی». داخل کتابخانه مراسم تودیع دکتر فرجی‌دانا و معارفه آیت‌الله زنجانی بود. وقتی دکتر فرجی‌دانا بعد از اتمام مراسم از ساختمان خارج شد دانشجویان برایش راه باز کردند «فرجی، دوست داریم». همه منتظر بودند زنجانی بیرون بیاید و حتی یک دو معمم دیگر را با او اشتباه گرفتند. وقتی زنجانی از ساختمان خارجی شد با هو و سوت به استقبالش رفتند و تقریباً راه خروج نمی‌دادند «زنجانی حیا کن، ریاست رو رها کن» زنجانی و همراهانش بالاخره راهی به بیرون پیدا کردند و به سمت در غربی دانشگاه رفتند، جماعت هم هم‌چنان سوت‌زنان و شعارگویان به دنبالشان. این تعقیب و گریز تا درب غربی دانشگاه ادامه یافت و در نهایت با خارج شدن زنجانی از دانشگاه و پناه گرفتنش در دفتر نهاد نمایندگی رهبری در آن‌طرف خیابان 16 آذر تمام شد. همه همانجا پشت میله‌های دانشگاه ماندند و سرود خواندند. بعد هم تصمیم گرفتند برگردند مقابل کتابخانه مرکزی، «استقلال، آزادی، رئیس انتخابی». از آنجا به بعدش را بر خلاف میلم نتوانستم بمانم و رفتم. بیرون دانشگاه همه‌چیز آرام به نظر می‌رسید.

زمين‌لرزه اي به بزرگي ‌٩/٥ ريشتر جزيره قشم را لرزاند

ایسنا
نيروهاي امدادي از استان‌هاي همجوار به منطقه اعزام شدند
گزارشي از خسارات احتمالي دريافت نشده است

زمين‌لرزه‌اي به بزرگي تقريبي ‌‌٩/٥ در مقياس امواج دروني زمين ساعتي پيش حوالي جزيره قشم را لرزاند.


به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، مركز لرزه‌نگاري كشوري موسسه ژئوفيزيك ايران در گزارش تكميلي خود بزرگي زلزله ساعتي پيش قشم را ‌٩/٥ در مقياس امواج دروني زمين اعلام كرد.


شبكه‌هاي لرزه‌نگاري وابسته به مركز لرزه‌نگاري كشوري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران در ساعت ‌‌١٣ و ‌‌٥٣ دقيقه و ‌‌٣١ ثانيه روز يكشنبه ‌‌٦ آذرماه رخداد اين زلزله را ثبت كردند.


مختصات كانون اين زلزله ‌٨٢/٢٦ درجه عرض شمالي و ‌٧٦/٥٥ درجه طول شرقي گزارش شده است.


دكتر شهرام علمداري رييس سازمان امداد و نجات جمعيت هلال احمر در گفت‌و‌گو با ايسنا اظهار داشت: در حال حاضر ارزيابي‌هاي اوليه از روستاها و شهرهاي اطراف جزيره قشم در حال انجام است و تاكنون گزارشي از خسارات و تلفات احتمالي اين زلزله به دست نيامده است.


در حال حاضر تمام نيروهاي امدادي در تهران در حال آماده باش هستند تا در صورت بروز تلفات احتمالي فورا وارد عمل شوند.


وي افزود: نيروهاي هوايي و زميني جمعيت هلال احمر استان‌هاي فارس، كرمان و بوشهر به منطقه اعزام شده‌اند و استانداري، فرمانداري و ستاد حوادث غير مترقبه براي ارزيابي خسلارات احتمالي به منطقه اعزام شده‌اند.


به گزارش ايسنا، يكي از منابع زلزله‌شناسي خارجي(USGS ) بزرگي اين زلزله را ‌١/٦ و عمق آن را ‌٣٥ كيلومتر گزارش كرده است.

بر اساس گزارش های بعدی که رادیو فردا داده است تعداد پنج نفر تا کنون در این زلزله کشته شده اند.
جالب است که اخبار این زلزله زودتر از خبرگزاری های داخلی به وسیله خبرگزاری های خارجی گزاش می شود تا این لحظه هنوز خبر گزاری های داخلی تعداد کشته شده ها را اعلام نکرده اند

استمداد از كميسارياي حقوق بشر سازمان ملل و ديگر سازمانهاي بين المللي حقوق بشري

منبع، میل دریافتی: براي نجات جان زندانيان سياسي اعتصابي در گوهردشت كرج(رجايي شهر)

خانم آربوار،با احترام
باطلاع ميرسانيم كه از روز سه شنبه24آبانماه(15نوامبر2005)قريب به دوهفته قبل ،تني چند از زندانيان سياسي گوهردشت كرج(رجايي شهر) در اعتراض به شرايط سخت و فشارهاي جسمي و روحي ، دست به اعتصاب غذاي محدود زده اند.آنها خواسته هاي خود را به شرح زير جهت اطلاع جوامع بين المللي و حقوق بشري اعلام نموده اند:
1.ارسال يك نماينده از سوي سازمان ملل جهت رسيدگي به وضعيت زندانيان سياسي در ايران.
2.اجراي طرح تفكيك جرائم از سوي دستگاه قوه قضائيه در زندانهاي جمهوري اسلامي بويژه زندان گوهردشت كرج
3.انتقال زندانيان سياسي گوهردشت از بند زندانيان عادي با جرائم خطرناك به بند زندانيان سياسي اوين
4.رسيدگي به شكايات زندانيان سياسي كه مورد ضرب وشتم مأموران و بازجويان زندان قرارگرفته اند.
5.رسيدگي پزشكي به وضعيت آقايان بهروز جاويد تهراني و خالد حرداني كه در اثر ضرب و شتم مأموران زندان دچار شكستگي فك و ضربه مغزي شده اند.
لازم بذكر است كه مسئولان جمهوري اسلامي تا اين تاريخ نه تنها هيچگونه اقدام و واكنشي مبني بر حل و فصل مشكلات اين زندانيان نكرده اند بلكه از همان روز شروع اعتصاب غذا آنها و خانواده هايشان را تحت فشار و تهديد قرار داده اند تا به هر وسيله ممكن زندانيان دست از خواسته هاي برحق خود بردارند.
خانم لوئيز آربوار،
لازم ميدانم بعنوان سخنگوي زندانيان اعتصابي و همچنين سخنگوي برون مرزي كميته رفراندوم آزاد ايران، آخرين وضعيت اين زندانيان را باطلاع شما برسانم:
-آقاي خالد حرداني پس از اعتصاب غذا بطور روزانه مورد بازجويي و بازخواست مسئولين زندان گوهردشت بنامهاي حاج كاظمي و علي محمدي قرار دارد.وي در حال حاضر بمدت سه ماه ممنوع الملاقات شده و از بند زندانيان اعتصابي بعنوان تنبيه به بند ديگري منتقل شده است. همچنين همسر آقاي خالد حرداني از سوي علي محمدي كه فردي شناخته شده بلحاظ انحرافات اخلاقي است مورد تهديد قرار گرفته است.
-آقاي بهروز جاويد تهراني در پي اعتصاب غذا جهت رسيدگي به شكايت وي از بازجوي خود بنام سعيد شيخان،بمدت سه ماه ممنوع الملاقات شده و همچنين به بند 5گوهردشت كه بند زندانيان عادي با جرائم خطرناك است منتقل شده است.در حال حاضر آقاي تهراني بعلت اعتصاب و بيماري ناشي از ضرب و شتم قبلي در وضعيت جسمي خطرناكي قرار دارد.
-آقاي اسد شقاقي ،سومين زنداني سياسي نيز در اثر اعتصاب غذا دچار اختلالات گوارشي و كليوي شده است.ايشان نيز براي شكستن اعتصاب غذا مستمر تحت فشار و بازجويي مسئولين زندان گوهردشت ميباشد.
از سوي ديگر در تاريخ 30آبانماه(21نوامبر2005) پاسداران و مأموران زندان اوين در يك يورش ناگهاني به بند 350 مربوط به زندانيان سياسي ،حمله كرده و تمامي كتابها ، نشريات و دست نوشته هاي زندانيان را بدون هيچگونه توضيحي با خود برده اند.در همين رابطه زندانيان تهديد كرده اند كه چنانچه اموال آنها برگردانده نشود دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
كميته رفراندوم آزاد ايران از خانم لوئيز آربوار, كميسارياي عالي حقوق بشر درخواست اقدام فوري براي رسيدگي هر چه سريعتر به وضعيت زندانيان سياسي اعتصابي دارد و همچنين خواستار بررسي پرونده نقض گسترده حقوق بشر در ايران و توقف احكام ناعادلانه اعدام جوانان و نوجوانان، سنگسار زنان،سركوب زندانيان سياسي بيدفاع و دانشجويان ميباشد.ما خواستار اين هستيم كه شما نماينده خود را براي بررسي وضعيت زندانيان سياسي در زندانهاي اوين و گوهردشت به ايران اعزام نمائيد. ما آزادي بي قيد و شرط دانشجويان زنداني و كليه زندانيان سياسي و عقيدتي در زندانهاي مخوف جمهوري اسلامي را خواستاريم.

زنده باد آزادي-درود بر زندانيان سياسي قهرمان
سخنگوي برون مرزي كميته رفراندوم آزادايران
مهندس صادق نقاشكار
6آذر 1384 (برابر با 27نوامبر2005)
-رونوشت به:
-دبير كل سازمان ملل متحد
-دفاتر عفو بين الملل

Ing.S.Naghashkar
E.mail:snaghashkar@yahoo.co.uk
Tel:0031620720193

پنجم آذرماه روزي كه دانشگاه تهران گريست!

منبع از طریق میل:
كميته رفراندوم آزاد ايران

هموطنان
همانطور كه مطلع هستيد براي نخستين بار در تاريخ دانشگاه تهران،يک روحاني بدون تحصيلات دانشگاهي از سوي وزارت علوم كابينه احمدي نژاد به رياست اين دانشگاه منصوب شد. “عباسعلي عميد زنجاني“،که فاقد مدرک دانشگاهي است، 58 ساله ميباشد و تا پيش از اين عضو هيئت علمي گروه حقوق خصوصي و اسلامي دانشکده حقوق دانشگاه تهران با رتبه دانشياري بود.عميد زنجاني پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي، رئيس کميته سركوب در منطقه ژاله و فرح آباد تهران شد كه بسياري از مبارزين از عملكردهاي وي زخمها برتن دارند.وي در دوره سوم مجلس نماينده و عضو کميسيون قضائي مجلس بوده است. از ديگر مشاغل “عميد زنجاني“ عضويت در شوراي فرهنگ عمومي ميباشد که از جمله نهادهاي وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي است.از وظايف اصلي اين شورا ميتوان به تعطيلي و مهر و موم دانشگاهها و مدارس عالي طي دهه 60 اشاره نمود.
دانشجويان آزاده،اساتيد محترم
در ادامه سياستهاي تك پايه شدن دولت منتصب ولايت فقيه ، و در پي پاكسازي مديران و بند و بست هاي جناحي و گروهي،انتصاب “عميد زنجاني“ به رياست دانشگاه تهران از جمله شاهكارهايي است كه تمامي اهل علم و فرهنگ و فعالان دانشگاهي و اجتماعي را به حيرت واداشته و همگان اذعان دارند كه اين نيز در امتداد خط سير به قضبه در آوردن تنها سنگر عصيان عليه بي عدالتي و استبداد توسط نظام ولايي است.
كميته رفراندوم آزاد ايران-كانون دانشجويي،ضمن محكوم نمودن توطئه به اشغال درآوردن،دانشگاه تهران ،توسط سردمداران فشار و سركوب،از تمامي دانشجويان و استادان شريف و آزاده ميخواهد تا عليه اين توهين و اهانت به ساحت مقدس دانش و علم بپاخيزند تا نظام مستبد ولايت فقيه اجازه پيشروي و دست اندازي به تنها سنگر دفاع از آزادي ايران زمين را نداشته باشد.

زنده باد آزادي
كميته رفراندوم آزاد ايران-كانون دانشجويي
6آذرماه1384 (برابر با 27نوامبر2005)

همسر اكبر گنجي با ارسال نمابري نسبت به وضعيت جسمي و روحي همسرش ابراز نگراني كرد

گویانیوز: به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران ،معصومه شفيعي با ارسال نمابري به ايسنا آورده است كه طبق هماهنگي انجام شده قرار بود روز جمعه خانواده‌ي گنجي با وي ملاقات كنند اما پس از ساعتي انتظار گفته شد كه اين ملاقات منتقي شده است.

وي با بيان اين كه خانواده‌ي گنجي به خصوص مادرش به شدت نگران وضعيت او هستند توجه و پاسخ‌گويي مسوولان ذيربط را در اين باره خواستار شد.

مومنی: افزایش محدودیت ها در آستانه روز دانشجو، و صدور احکام سنگین برای فعالان دانشجوئی، موجب گسترش اعتراضها خواهد شد

رادیو فردا: همزمان با نزديك شدن 16 آذر روز دانشجو، پيگرد، بازداشت و محاكمه دانشجويان نيز ادامه مي يابد. عبدالله مومنی دبير سابق طیف علامه دفتر تحكيم وحدت که قرار است روز یکشنبه در دادگاه حضور یابد، در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: محدوديت هاي حاكم بر فضاي دانشجويي از جمله صدور احكام سنگين براي فعالان دانشجوئی، موجب گسترش اعتراضات دانشجويي خواهد شد. وی می افزاید بدون توجيه قانوني، چندين بار بازداشت شد و برخوردهاي كاملا غيرقانوني با وی صورت گرفت. وی می افزاید: هر حكمي صادر شود، به خاطر غیرعلنی بودن جلسه دادگاه و عدم حضور هیات منصفه، از نظر ما مورد قبول نخواهد بود. مومني همچنین مي گويد: غالب منتصبين وزير جديد علوم، اعضای سابق واحد بسيج دانشجويي سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند. وی می افزاید قرار است دانشجويان پلي تكنيك روز یکشنبه در اين دانشگاه يك تربيون آزاد اعتراضي برگزار كنند. شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير با صدور بيانيه اي از جمله به جداسازي جنسيتي و احضار دانشجويان به كميته انضباطي اعتراض كرد.

تهديد، احضار و بازداشت دانشجويان ادامه دارد. محاكمه فعالان دانشجويي و در كنار آن اعتراضات صنفي دانشجويي در حالي برگزار مي شود كه هفته آينده در ايران شانزدهم آذرماه روز دانشجو است. عبدالله مومني دبيرسابق دفتر تحكيم وحدت طيف علامه فردا يكشنبه بايد در دادگاه حضور يابد. از سوي ديگر شوراي صنفي دانشجويان اميركبير در بيانيه اي به جداسازي جنسيتي در دانشگاه و احضار دانشجويان به كميته انضباطي اعتراض كردند.
شيرين فاميلي (راديو فردا): همزمان با نزديك شدن 16 آذر روز دانشجو، پيگرد، بازداشت و محاكمه دانشجويان نيز ادامه مي يابد. قرار است فردا يكشنبه عبدالله مومني دبير تشكيلات سابق دفتر تحكيم وحدت طيف علامه در دادگاه حضور يابد. عبدالله مومني به دليل شركت در اعتراضات دانشجويي و ناآرامي هاي خرداد و تير سال 1383 و آبان 1381 فردا در شعبه 26 دادگاه انقلاب محاكمه خواهد شد. عبدالله مومني با اشاره به حكمي كه روز گذشته براي اكبر عطري عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت طيف علامه صادر شد، از روند احتمالي دادگاه خود مي گويد:

عبدالله مومني: روز گذشته شاهد صدور حكمي براي آقاي عطري بوديم كه دو سال از پنج سال زندانشان به خاطر شركت در تجمعات مربوط به آقاي آغاجري بوده. فردا هم يكي از محورهايي كه در دادگاه قرار است رسيدگي شود، بحث حضور و سازماندهي تجمعات دانشجويي بوده كه اينجانب هم جزو متهمينش هستم و موارد ديگري نظير شركت در ناآرامي هاي خرداد سال 82 كه به خاطر آن 45 روز در زندان انفراني بودم و بعد از آن طي نامه از سوي رهبري آزاد شديم و مواردي كه مربوط به فعاليت هاي دانشجويي در طول چندين سال گذشته هست در دادگاه فردا قرار است مطرح شود. احتمال اين كه موارد جديدي پس از زندان سال 82 در دادگاه فردا مطرح شود هست. دادرسي از ابتدا تاكنون هيچ مبناي حقوقي نداشته و ما بدون اين كه توجيه قانوني وجود داشته باشد چندين بار بازداشت شديم و برخوردهاي كاملا غيرقانوني با ما صورت گرفته و اگر هر حكمي صورت بگيرد بدون پذيرش يك دادگاه علني با حضور هيات منصفه از نظر ما آن حكم مورد قبول نخواهد بود و مورد اعتراض قرار خواهد گرفت.

ش . ف: در همين حال شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير يا پلي تكنيك با صدور بيانيه اي از جمله به جداسازي جنسيتي و احضار دانشجويان به كميته انضباطي اعتراض كردند. عبدالله مومني مي گويد: فشار بر دانشجويان افزايش يافته است و قرار است دانشجويان پلي تكنيك فردا در اين دانشگاه در اعتراض به اين وضعيت يك تربيون آزاد برگزار كنند.

عبدالله مومني: دانشجويان در طول سال هاي گذشته محدوديت هاي فراواني را تحمل كردند و همواره در مسير فعاليت هاي دانشجويي با دشواري هاي زيادي روبرو بودند، اما با توجه به وضعيت موجود در كشور و يكدست شدن حاكميت و اين كه روساي دانشگاه هايي كه دولت جديد منصوب كرده هيچ گونه پايبندي براي به رسميت شناختن آزادي هاي مدني در داخل دانشگاه ها ندارند و حقوق تشكل هاي دانشجويي مستقل را به رسميت نمي شناسند و غالب منتصبين وزير جديد دولت افرادي هستند كه عضو گروه فشار بسيج دانشجويي در داخل دانشگاه بودند، در اين راستا فردا در دانشگاه پلي تكنيك تجمعي به اين منظور است در اعتراض به مشكلات صنفي كه براي دانشجويان روز به روز بيشتر مي شود و همينطور در اعتراض به امنيتي كردن فضاي دانشگاه به هر حال درصدد هستند از طريق كنترل بر ورود و خروج دانشگاه، فضاي جامعه دانشگاهي را محدودتر و بسته تر كنند.

ش . ف: عبدالله مومني مي گويد: در آستانه روز شانزدهم آذرماه، روز دانشجو محدوديت هاي حاكم بر فضاي دانشجويي از جمله پيگرد فعالان دانشجويي و صدور احكام سنگين براي آنها، موجب گسترش اعتراضات دانشجويي خواهد شد.

تعویق یک ساله آبگیری سد سيوند در پي نگراني ها از آسيب پاسارگاد: مصاحبه با دو كارشناس

رادیو فردا: در پی بازدید عده ای از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، مدیران میراث فرهنگی و سازمان آب منطقه فارس، درخواست شد عملیات اجرایی سد سیوند برای یک سال و تا تکمیل کاوشهای باستانشناسی در این منطقه به تعویق افتد. دوستداران میراث فرهنگی ایران می‌گویند گرچه از شنیدن این خبر شادمانند، اما هنوز منتظرند تا از کارشناسان مستقل از دولت در این باره نظر خواهی شود. محمد علی دادخواه یکی از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر به رادیو فردا می گوید تعویق یک ساله در آبگیری سد سیوند کافی نیست. دکتر پرویز ورجاوند استاد ممتاز باستانشناسی دانشگاه تهران هم با این که از زمان این تصمیم گیری شکوه می کند، اما از تاخیر یکساله در آبگیری سد سیوند استقبال می کند. دکتر ورجاوند می گوید: باید شورای کلانی برای کار میراث فرهنگی در ایران سامان بگیرد که اعضای آن افرادی باشند صاحبنظر، شناخته شده و معتبر که قدرت موضعگیری را در مقابل حاکمیت داشته باشند، که هم مجلس، هم دستگاه میراث و هم دولت خودش راموظف بداند که کارشناسی آنها را بپذیرد و انجام دهد.
امير مصدق کاتوزيان (rm) صدا | (wma) صدا [ 8:39 mins ]


در پی بازدید عده ای از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، مدیران میراث فرهنگی و سازمان آب منطقه فارس، درخواست شد عملیات اجرایی سد سیوند برای یک سال و تا تکمیل کاوشهای باستانشناسی در این منطقه به تعویق افتد. همزمان مجری طرح این سد می گوید مطالعات درباره سد را کارشناسان آمریکایی نزدیک به 40 سال پیش برای مهار کردن سیلابهای رودخانه سیوند و زیانهای احتمالی به کشاورزی آغاز کردند. به گفته همین مسئول نزدیک به چهار پنجم از کار سد پایان یافته و متوقف کردن آن به علت نقض قرارداد با مقاطعه کار هزینه سنگینی را به وزارت نیرو تحمیل می کند. همزمان دوستداران میراث فرهنگی ایران می‌گویند گرچه از شنیدن خبر درخواست سازمان میراث فرهنگی برای تعویق آبگیری از سد سیوند شادمانند، اما هنوز منتظرند تا از کارشناسان مستقل از دولت در این باره نظر خواهی شود.
امیر مصدق کاتوزیان (رادیو فردا): خبر تعویق یک ساله آبگیری از سد سیوند، برخی معترضان را خشنود کرد. مثلا کانون مدافعان حقوق بشر در ایران را که با استناد به مواد مشخصی از اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق فرهنگی و اجتماعی و همچنین حقوق مدنی ایران پاسداری دولت از میراث فرهنگی را الزامی می‌داند. بویژه که استدلال می کند دولت ایران در 24 اردیبهشت سال 1354 اعلامیه و میثاق یاد شده را امضا کرده. اما محمد علی دادخواه یکی از اعضای این کانون می گوید تعویق یک ساله در آبگیری سد سیوند کافی نیست.

محمد علی دادخواه (عضو کانون مدافعان حقوق بشر در ایران): به نظر ما این پاسخ شایسته ای نبوده است. به علت این که ما اعلام کردیم با توجه به نظر متخصصان فن راه آبگیری این منطقه باعث تغییر اکولوژی می شود و در در نتیجه تمام سنگهای مقبره کوروش که از جنس آهکی هستند و نه آذری، در معرض رطوبت هوا دچار خلل و فرج می‌شوند و در دراز مدت ریزش خواهند کرد. و این اقدام به ضرر میراث ارزشمند پاسارگاد است.

پرویز ورجاوند استاد ممتاز باستانشناسی دانشگاه تهران هم از زمان این تصمیم گیری شکوه می کند، اما از تاخیر یکساله در آبگیری سد سیوند استقبال می کند.

پرویز ورجاوند (استاد باستانشناسی دانشگاه تهران): این کار بررسی با کمال تاسف به شدت دیرهنگام صورت گرفته، با این که تا بحال هشت گروه فرانسوی، ایتالیایی، ژاپنی، آلمانی، لهستانی با همگامی با هیاتهای ایرانی درگیر بررسیها بودند ولی با توجه به گستردگی منطقه از یکسو و نکته دوم به دلیل این که این تنگه گذرگاهی بوده است که دستکم به اعتبار آن چیزی که تا به حال باهاش برخورد شده، از هزاره چهارم پیش از میلاد محل استقرار و محل عبور بوده است، بنابراین نیاز به یک حضور گسترده تری از نظر هیاتها و به صورت مداوم و مستمر دارد. تا آنجایی که من آگاهی دارم، هیاتهایی که مشغول کار بودند، تا روز 23 آبانماه کارشان را متوقف کردند. اگر بتوانند در این فاصله یک ساله زمان را به دست بیاورند و هیاتها کار بررسی، گمانه زنی و کاوششان را بتوانند ادامه دهند، می شود امیدوار بود و تازه اینجا سرآغاز مساله است.

‌ا. م ک: هیاتهای کاوش باستانشناسی تنگه بلاغی که آثار آن در محدوده ای به وسعت ده تا دوازه هکتار در نزدیکی سد سیوند پراکنده اند، با صدور بیانیه ای از امنیت این منطقه سخن به میان آوردند.

پرویز ورجاوند: از جمله دو جایگاهی در اینجا شناسایی شده که عبارتند از آغاز استقرارهای آغاز دوره هخامنشی که تداوم پیدا می کند تا دوره ساسانی. الان سونداژها حکایت از این دارد که بله این جایگاهها قبل از استقرار کلان هخامنشی شروع می شود و تمامی طول دوران هخامنشی تدارم دارد. و این مساله مهمی است. به دلیل آن که در کنار پایتختی مثل پاسارگاد و در یک فاصله کم از یک پایتخت تشریفاتی دیگر مثل تخت جمشید، وجود این استقرارها را باید شناسایی کرد. معماری، بافتی که این استقرارها دارند. این که چه گروهی با چه سطحی از زندگی اجتماعی قدرت ابزارسازیشان چطور بوده، اینها مجموعه ای از مسائلی است که تا به حال در هیچ بخش دیگری با آن برخورد نکردیم.

ا. م. ک: اما، ایا این احتمال وجود دارد که کاوشهای یکساله موید آبگیری سد سیوند شوند؟ پرویز ورجاوند می گوید بستگی دارد به پاسخ این پرسشها.

پرویز ورجاوند: اگر اینها در کف دریاچه قرار می گیرند، ضرورت دارد که این سد آبگیری شود یا نه، برخی از اینها در شرایطی نیستند که ضرورت مطلق برای حفظشان باشد. بیرون کشیدن تمام آثار و احتمالا مستند سازی به گونه ای در یک موزه در کنار منطقه، برمی گردد به بررسیها و آنوقت باید تصمیم دیگری گرفت.

ا. م. ک: پاسخ دادن به این پرسشها آسان نیست و از همین روی اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس، گزارشهای خود را درباره پیامدهای آبگیری سد سیوند به مجلس دادند تا مجلس بر مبنای منافع ملی تصمیم بگیرد. اما محمد علی دادخواه این را کافی نمی داند.

محمد علی دادخواه: باید این را متخصصان بی طرف اظهار نظر بکنند. در مجلس هم کسانی که متخصص این فن باشند، در آن کمیسیون وجود ندارد. به نظر من باید دعوت بکنند از متخصصان و کارشناسان یونسکو، چون قسمت پاسارگاد در زمره آثاری است که مورد حمایت یونسکو قرار گرفته است و به عنوان میراث فرهنگ بشری مورد حمایت مجامع بین‌المللی هست و یا این موضوع را واگذار بکنند به گروه باستانشاسی دانشگاه تهران.

ا. م. ک: پرویز ورجاوند استاد باستانشناسی دانشگاه تهران هم می گوید کمیسیون فرهنگی مجلس در این باره نه با او و نه با همکاران مجربش تماسی نگرفته. او می گوید برای حل این مساله دولت باید کار را به کاردارن بسپارد، متنها به این شیوه خاص.

پرویز ورجاوند: شورای کلانی برای کار میراث فرهنگی باید در ایران سامان بگیرد که اعضای این شورا اصلا زیر بلیط دستگاه حکومتی، نه میراث، نه دانشگاه و نه هیچ جای دیگر نباشند. یعنی افرادی باشند صاحبنظر، شناخته شده و معتبر که قدرت موضعگیری را در مقابل حاکمیت داشته باشند که هم مجلس، هم دستگاه میراث و هم دولت خودش راموظف بداند که کارشناسی آنها را بپذیرد و انجام دهد.

ا. م. ک: شاید به دلیل نبودن چنین شورایی است که تشکلهای فرهنگی علاقمند به پاسارگاد هنوز دو دلند. مثلا کمیته بین‌المللی برای نجات دشت پاسارگاد، گروهی که درپی بحثها درباره پیامدهای سد سیوند عمدتا در خارج از ایران تشکیل شد، در بیانیه ای از یک سود تعویق یکساله در آبگیری سد سیوند را یک پیروزی به حساب می آورد و از سوی دیگر می افزاید: تا زمانی که کارشناسان مهر تایید بر آبگیری این سد نزنند، به تلاشهایش پایان نمی دهد.