اخبار

« October 2005 | Main | December 2005 »

November 30, 2005

دعواي بازرس ويژه احمدي نژاد (برادر وی) با زريبافان

پیک ایران: فردا : برخي منابع نزديك به نهاد رياست جمهوري از دعواي لفظي داود احمدي نژاد برادر رئيس جمهور و بازرس ويژه وي با مسعود زريبافان دبير هيات دولت، بر سر معرفي محسن تسلطي به عنوان وزير پيشنهادي نفت خبر مي دهند.
به گزارش «فردا»، زريبافان متهم است نقش اصلي در معرفي تسلطي به احمدي نژاد داشته است. تسلطي از دوستان نزديك و هم دانشگاهي زريبافان است.
حتي گفته مي شود احمدي نژاد تا پيش از معرفي تسلطي به مجلس از گرايش سياسي وي نيز خبر نداشته است.
تسلطي هفته گذشته با راي منفي بيش از دو سوم نمايندگان مجلس از راهيابي به كابينه باز ماند.
يك منبع مطلع گفت كه در پي اتفاقات ناخوشايندي كه پس از معرفي تسلطي به مجلس و راي عدم اعتماد به وي پيش آمد، داود احمدي نژاد در تماس با زريبافان بشدت از آنچه دخالت وي در انتخاب وزير نفت عنوان شده،انتقاد كرده است.

اتحادیه سراسری کارگران سوئد (ال او) با 2 میلیون عضو شدیدا به محکومیت فعالین کارگری اعتراض کرد

پیک ایران: اتحادیه سراسری کارگران سوئد در نامه ای به احمدی نژاد به محکومیت فعالین کارگری در ایران اعتراض کرده و خواهان آزادی فعالیتهای فعالین کارگری و برخورداری کارگران ایران از حق تشکل و اعتصاب و اجتماعات شد. در بخشی از این نامه آمده است.
LO در سوئد ميخواهد كه تمام تلاشهاي لازم بعمل آيد تا اين محكوميتها عليه محمود صالحي، جلال حسيني، محسن حكيمي، برهان ديواگر و محمد عبدي پورلغو گردد. ما ميخواهيم كه همه اتهامات وارده بر برهان ديوارگر در رابطه با دستگيري 7 اوت او رفع شود.
ما بر اين باوريم كه بي گناهي و برائت همقطارانمان همانطوريكه در بالا ذكر گرديده بطور كامل و در مراحل بعدي پروسه دادگاه تشخيص داده و به انجام برسد.

چرند گویی احمدی نژاد پایان ندارد

احمدي‌‏نژاد : از تمام دنيا براي حل مشكلاتشان با ما تماس مي‌‏گيرند

ايلنا : محمود احمدي‌‏نژاد در ادامه سفر خود به استان ايلام در جمع مردم شهر ايوان با بيان اينكه بشريت سرمايه‌‏داري و مادي‌‏گرا در اداره جوامع به بن بست رسيده است، گفت: امروز مكاتب غربي براي اداره جوامع خود به بن‌‏بست رسيده‌‏اند، برخلاف تبليغات دروغين بنگاه‌‏هاي خبري دنيا و برخي انسان‌‏هاي خودفروخته در داخل كشور، چشم دنيا به دست، زبان و قدم ملت ايران دوخته شده است.
وي تصريح كرد: از تمام دنيا براي حل مشكلاتشان با ما تماس مي‌‏گيرند و مي‌‏خواهند تا ما به وسيله دانشمندانمان مشكلات آنها را حل كنيم و اين مساله باعث شده است تا نظام‌‏هاي استكباري از اين امر عصباني باشند.


احمدي‌‏نژاد افزود: آنها وقتي مي‌‏بينند جوانان ما با دست خود به اين فناوري رسيده‌‏اند، عصباني شده و مي‌‏ترسند، من به آنها مي‌‏گويم شما هر چه مي‌‏خواهيد عصباني باشيد، ملت ما با اين جوانان تمام قله‌‏هاي سعادت را تسخير مي‌‏كنند.
احمدي‌‏نژاد با تاكيد بر اينكه انرژي هسته‌‏اي حق مسلم ماست، گفت: دولت خدمتگزار با تدبير و برنامه‌‏ريزي مناسب، هوشمندي، صلابت و استحكام راه تحقق همه حقوق ملت ايران در دسترسي به فناوري صلح‌‏آميز هسته‌‏اي را خواهد پيمود و تا آخر بر روي اين حرف خواهد ايستاد.

بيانيه كانون نويسندگان ايران به مناسبت هفتمين سال قتل مختاري و پوينده

پیک ایران: مردم شريف و آزاده‌ي ايران

هفت‌سال پيش در آذر ماه سال 77 شب پرستاني كه تاب شنيدن صداي حق‌ طلبانه‌ي مردم را نداشتند، دست به خون شمار ديگري از آزادي‌خواهان و دگر انديشان آلودند. و اگرچه قتل‌هاي آذر 77 نخستين موارد از اين جنايات فجيع نبود، و پيشينه‌ي آن به قتل‌هاي سال‌هاي پيش و كشتارهاي هولناك دهه‌ي 60 برمي‌گشت، اما ربايش‌ها و قتل‌هاي پي‌ در پي دگر انديشان در سال 77 در فواصل كوتاه زماني و به شيوه‌اي انجام شد كه نشان مي‌داد به‌ويژه ارعاب و انعكاس وحشت‌آور آن در جامعه مورد نظر آمران و عاملان اين جنايات است. پيدا شدن اجساد مثله شده پروانه و داريوش‌فروهر، دو تن از فعالان سياسي سال‌خورده در خانه‌ي آنان، يعني حريم خصوصي و امن آنان و كشف اجساد محمد مختاري و محمد جعفر پوينده، دو تن ار اعضاي كانون نويسندگان ايران كه به طرز فجيعي خفه شده بودند، در بيابان‌هاي اطراف تهران خبر از يورشي ويژه و تازه مي‌داد و اگرچه به‌دنبال اعتراضات گسترده‌ي جامعه و مردم، پرونده‌اي در قالب چهار قتل زنجيره‌‌اي با برخي از عوامل اجرايي و خورده‌پاي اين جنايات تشكيل و به‌طور نمايشي به دادگاه فرستاده شد تا قضيه به‌گونه‌اي «جمع شود». اما نه‌تنها خواسته‌ي مردم در زمينه‌ي رسيدگي صادقانه و جدي و افشاي منشاء اصلي و ابعاد مختلف اين جريان و مجازات آمران و عاملان آن جامعه‌ي عمل نپوشيد، بلكه ناصر زرافشان، عضو كانون و وكيل خانواده‌هاي قربانيان اين جنايات نيز به‌خاطر پافشاري بر افشاي حقيقت و انجام تحقيقات جدي و بي‌طرفانه اكنون چهارمين سال زندان خود را مي‌گذراند. و اين پرونده هم‌چنان در محضر جامعه مفتوح باقي‌مانده است. كانون نويسندگان ايران هم‌چنان به روشن شدن حقيقت ماجرا ـ و تمامي حقيقت ـ در اين پرونده و تعقيب آمران و عاملان اين قتل‌ها و آزادي بي‌قيد و شرط ناصر زرافشان پاي مي‌فشارد. تا ديو مهيب خودسري نتواند بار ديگر در تعرض به آزادي و حقوق مردم سر بلند كند.
كانون نويسندگان ايران

آذر 1384

قتل دکتر کاظم سامی

ساعت ۳۰/۱۱ چهارشنبه دوم آذر ماه ۱۳۶۷ شخصى كه خود را غلام همتى معرفى مى كرد، در واپسين ساعات كار طبابت دكتر كاظم سامى وارد مطب وى شده و از همسر ايشان كه در روزهاى زوج مطابق معمول، به تنظيم اوقات امور مطب مشغول بود، براساس وقت قبلى تقاضاى ملاقات با دكتر را كرد. در فاصله كوتاهى پس از راهنمايى وى به داخل مطب، با شنيدن فريادهاى دكتر سامى، همسرش سراسيمه از طبقه بالا (منزل) به طبقه پايين (مطب) مراجعه كرده و آن مرد را دشنه به دست و خون آلود در كنار فرق شكافته و پيكر غرق به خون دكتر مشاهده مى كند. همسر سامى بعدها در شرح جنايت گفت: «من نمى دانستم او با چه انگيزه اى آمده بود، وقتى او آمد همه رفته بودند و او يك كيسه نايلونى مشكى هم دستش بود. بعد از مدتى گفت دستشويى كجاست؟ و من نشانش دادم. كيسه سياه رنگ را كنار مبل گذاشت. من چه مى دانستم داخل آن كيسه چيست؟ او كه داخل مطب رفت دكتر- با توجه به پايان ساعت كار و نبودن مراجعه كننده بعدی- به من گفت شما می‌توانيد برويد. من هم رفتم طبقه بالا، يعنی خانه. در آشپزخانه مشغول كار شدم. مريضى كه قبل از رفتن همتى به داخل مطب، پيش دكتر سامى بود، بعدها به ما گفت: دكتر سامى در اتاق را باز كرده و از همتى به خاطر معطلى زياد عذرخواهى كرد. به هر حال، من در طبقه بالا همانطور كه گفتم مشغول كار بودم كه يكدفعه صداى فريادی بسيار بلند كه هيچ وقت سابقه نداشت بلند شد و من سراسيمه به طبقه پايين رفتم. در راهرو را باز كرده و پرسيدم چه خبره؟ قاتل مرا ديد و در حالى كه چاقو در دستش بود به من گفت تو كيستى؟ من مثل اينكه خداوند اين كلام را در زبانم گذاشته باشد، گفتم: منشى دكترم. چون من را قبل از انجام قتل در سمت منشى دكتر ديده بود، باورش شد. اگر مى دانست من همسر دكترم شايد مرا هم بى نصيب نمى گذاشت. او اين فرصت را به من نداد كه تلفن كنم، در حالى كه در يك دستش كلت و دست ديگرش چاقو بود مرا در دستشويى زندانى كرد. من دردستشوئی را از داخل بستم، ديگر نفهميدم بيرون چه می‌گذرد. صداى شرشر آب مى آمد. مثل اينكه داشت دست و پاى خود را مى شست و بعد از مدتى به من گفت: در را بازكن، من امتناع كردم و او به من گفت: به ولاى على با تو كارى ندارم اما اگر در را بازنكنى من با نارنجك اينجا را منفجر مى كنم. به ناچار در را باز كرده و چون مى خواست برود بررسى كرد كه مرا كجا حبس كند تا من دنبالش نروم. يك انبارى در پشت اتاق مطب دكتر بود. آنجا را باز كرده و مرا آنجا زندانى كرد و من تنها بودم و دائم حرف مى زدم كه بفهمم كه اين تا كى اينجا در مطب است. به من گفت: زياد صحبت مى كنى و بعد رفت. در انبارى كه زندانى بودم، بالاى آن يك پنجره كوچك بود و من با يك ميله، شيشه پنجره را شكستم و به هر نحوى بود خودم را از آنجا سُر دادم و به پايين افتادم. بلافاصله سراغ دكتر رفتم، آن موقع تصور كردم كه دكتر تمام كرده است، رنگ صورتش زرد شده بود. بلافاصله با خواهر و برادر دكتر تماس گرفته و به اورژانس خبر كرديم، تا اورژانس برسد شروع به جيغ زدن و داد و فرياد كردم و همسايه‌ها بيرون ريختند. اورژانس نرسيد و ما با همسايه‌ها يك وانت گرفتيم و دكتر را به بيمارستان ساسان منتقل كرديم و آنجا هم دكتر دو روز در آى سى يو بود. او را اتاق عمل هم بردند، دكتر رحيم زاده كه دكتر را عمل جراحى كرد، گفت: اگر كس ديگرى جاى دكتر سامى بود، من با اين اسكنى كه از مغز او گرفتم به اتاق عمل نمى رفتم، اما براى دكتر سامى رفتم اما هيچ كارى نمى شد كرد و سامى دو روز بعد با وجود تلاش تمامى تيم جراحى و پزشكان در ساعت ۳۰/۲۱ روز جمعه چهارم آذر ماه ۱۳۶۷ به شهادت رسيد. مرا چندين بار به دادگسترى خواسته و به من گفته اند كه پرونده هنوز مفتوح است و پيگيرى خواهد شد. ما خواستار اين هستيم كه واقعيت اين امر معلوم شود كه به چه علت چنين شخصيت علمى، سياسى، اجتماعى و مورد قبول مردم بايد به قتل برسد. آن هم به اين طرز فجيع؟ (بعدها روزنامه جمهوری اسلامی كه در آن زمان نقش كيهان شريعتمداری را برعهده داشت، مدعی شد كه ضارب ديوانه بوده و در يك گوشه شهر اهواز خود را حلق آويز كرده و كشته. يعنی پرونده كور است و برويد دنبال نخود سياه. شايد احمدی نژاد دقيق تر بداند بر سر همتی چه آمد و او اكنون با چه نامی، در كجا مشغول ادامه خدمت است!) منبع: پیک نت

November 29, 2005

آش احمدی چنان شور شده که آشپزها هم صدایشان درآمده

وب نوشت: هاله نور واحمدی نژادو اطرافیان متملق

چند روزی بود میخواندم که رئیس جمهور ادعا کرده در موقع سخنرانی در سازمان ملل در هاله ای از نور بوده است . باور نمیکردم یا لااقل گمان میکردم مبالغه شده . دیشب در کمال ناباوری فیلم منتشر شده و مستند از ملاقات آقای احمدی نژاد و آیه الله جوادی آملی را در سایت بازتاب دیدم . دو نکته بیش از سایر مسایل برایم عجیب بود: 1- ادعای یکی از اطرافیان ایشان که هاله ای از نور دور سر رئیس جمهور دیده شده است .اگر منظور از این نور امام زمان باشد که در روایات و آموزه های دینی این ادعاها مثل ادعای تعیین وقت ظهور و یا ارتباط مستقیم و مستمر با امام زمان مردود دانسته شده و مدعیان را دروغگو و فریبکار معرفی کرده اند.کاش آقای رئیس جمهور به جای شنیدن این حرفهای توهم زا از اطرافیان و نقل آن برای انسان بزرگی مثل جوادی آملی مثل ابوذرغفاری بر دهان همراه متملق خود که ادعا کرده احمدی نژاد در هاله ای از نور بوده خاک میریخت تا با این ادعاها هم رئیس جمهور محترم را دچار توهم نکند و هم اعتقادات مردم به امام زمان را خدشه دار نکند. اگر به هر دلیلی رئیس جمهور مثل سایر روسای جمهور در اداره کشور دچار مشکلات عادی شد وکمبودی به وجود آمد با این نسبتی که بین آقای احمدی نژاد و امام زمان میسازند اعتقاد به امام زمان را خدشه دار مینمایند. تاکی مقدسات دینی باید هزینه افراد شود. خدارا به مقدسات مردم رحم کنید. دوم آنکه طبعا رئیس جمهور کشور بزرگی مثل ایران و در شرایطی که همه دنیا منتظر شنیدن طرح جدید هسته ای ایران بودند مورد توجه قرارمیگیرد و به سخنان رئیس جمهور گوش میدهند . این نیازی به قدرت معنوی ندارد .امری کاملا طبیعی بوده ولی اینکه رئیس جمهور ایران این مطلب را شخصا برای مرجع تقلیدی با آب وتاب توضیح میدهد خلاف شان مردم ایران و ریاست جمهوری این کشور است.

حذف فيلم ديدار احمدي نژاد با آيت الله جوادي آملي از روی سايت "بازتاب"

خبرنامه گويا - سايت "بازتاب" که در خبری اختصاصی درباره ملاقات رئيس جمهور احمدي نژاد و آيت الله جوادي آملي فايل تصويری آن را نيز منتشر کرده بود؛ بنا بر ملاحظاتی، فيلم را حذف کرده و تنها خبر نوشتاری آن را در دسترس مراجعه کنندگان گذاشته است.

احمدي نژاد در اين ديدار گفته است که در سفر نيويورک، به هنگام سخنرانی در مجمع سازمان ملل هاله‌‏اي از نور او را احاطه کرده بود و هيج يک از سران کشورها مژه نمي زدند.

[با کليک اينجا فيلم اين ملاقات را ببينيد]

احمدی نژاد بیماری که خود از روانپریشی خویش بی خبر است

راه توده: این گفتگو با یکی از روانپزشكان برجسته داخل کشور انجام شده است

شمار رو به افزایش امام زمان ها در تیمارستان روزبه تهران
- من در مورد آقای احمدی نژاد نمی توانم بطور قاطع اظهار نظر كنم. یك سری علایم و نشانه هایی در سخنان و رفتارهای ایشان وجود دارد كه بسیار مشابه و مشترك با نوعی از بیماران است كه در اصطلاح روانپزشكی زیر دسته بیماران پسیكوز مانیاك دپرسیو و یا بیماران پسیكوز اسكیزوافكتیو جای می گیرند.

اگر بخواهم نظر خود را دقیق تر توضیح دهم در روانپزشكی، بیماران بطور كلی به دو گروه پسیكوتیك و نوروتیك تقسیم می‌شوند:

دسته نخست یعنی پسیكوتیك‌ها بیمارانی هستند كه رابطه آنها با واقعیت قطع می شود. یعنی بیمار تفاوت اندیشه و سخن خود را با واقعیت موجود درك نمی كند. مثلا بیمار مدعی میشود صداهایی به او میگویند كه كسی می خواهد او را بكشد یا مسموم كند كه در فارسی به آن می گویند هذیان.

دسته دوم بیماران نوروتیك یعنی آنهایی هستند كه بیمار خود می داند كه اختلالاتی در او ایجاد شده و اندیشه هایش با واقعیت تطبیق ندارد. تشخیص این دو بیماری از هم را در زبان انگلیسی "ریالتی تستینگ" می گویند كه به فارسی می‌توان آن را "واقع آزمایی" مثلا نام داد. بعبارت دیگر در مریض پسیكوتیك این ریالتی تستینگ مختل است یعنی تفاوت میان هذیانش و واقعیت را نمیداند.

اما خود پسیكوزها هم انواع و اقسام دارند و تشخیص نوع آن با ارزیابی چند جمله ممكن نیست. در واقع برای تشخیص دقیق این بيماری پزشك نیازمند یك سلسله اطلاعات است و قبل از هرچیز آنچه در زبان های فرنگی به آن "مد دو فونكسیونمان" می گویند، یا بعبارت دیگر روش و منش زندگی. مثلا در بعضی انواع پسیكوز كه جنون مانیاك و دپرسیو به آن گفته می شود اینگونه بیماران دچار گوشه نشینی و كنار كشیدن از اجتماع نیستند. بلكه دچار پرخوری یا كم خوابی یا فعالیت زیاد هستند اما فعالیت زیاد كم بهره و بی هدف.

غالب اینان دچار نوعی از هذیان هستند كه به آن هذیان "گراندیوزیتی" می گویند كه میتوان آن را در فارسی "بزرگ منشی" یا "جنون عظمت" عنوان كرد.... اینگونه بیماران چیزخاصی در خود می بیند كه فكر می كند در او هست و در دیگران نیست. یك عامل برتری در خود می بیند. كسی می گوید من امام زمانم، یا شاه هستم، یا ناپلئونم یا بهترین پزشك جهان هستم. البته نوع ادعا به زمینه فرهنگی اجتماعی مریض بستگی دارد. یعنی نوع هذیان، نوع ادعاها تحت تاثیر جامعه و زمینه فرهنگی و اجتماعی قرار دارد، كه بیمار پسیكوز در آن پرورش یافته. مثلا در انگلیس و امریكا اینگونه بیماران بالطبع خود را امام دوازدهم شیعیان ایران نمی دانند، بلكه مثلا خود را در قالب "مسیح" می پندارند كه برای نجات بشریت رستاخیز كرده است. ....

این كه آقای احمدی نژاد میگوید كه مثلا در سازمان ملل هاله نورانی دور سر او بوده میتوان آن را یك نمونه هذیان "بزرگ منشی" و همان "جنون عظمت" دانست. زیرا در مورد دیگرانی كه این ادعا شده، مثلا در مورد امامان یا قدیسین همیشه دیگران در مورد آنها این را گفته اند نه خود آنها. منظورم این است كه هیچ پیامبر یا قدیسی خودش ادعا نكرده كه مثلا هاله نورانی دور سر او بوده، بلكه دیگران بعدها چنین ادعایی را در مورد او كرده اند. حالا درست و نادرستش بحث دیگریست....

من اگر فرض را بر این بگذارم كه سخنان و رفتارهای آقای احمدی نژاد جنبه سیاسی و ظاهرسازی و مردم ‌فریبی ندارد و او به حرفهایی كه میزند واقعا معتقد است و مثلا اعتقاد دارد دور سرش هاله نورانی بوده است یا امام زمان حامی اوست و او را فرستاده تا مقدمات ظهورآن امام را فراهم كند، یا وظیفه تشكیل دولت اسلامی بر دوش او گذاشته شده و ... متاسفانه باید بگویم نمیتوانم كمترین تردیدی در بیماری ایشان داشته باشم، زیرا در عمر حرفه ای خودم مشابه اینگونه افراد و اینگونه ادعاها را زیاد دیده و شنیده‌ام. بگذریم از این که شاه هم اگر یادتان باشد در کتاب "ماموریت برای وطن" مدعی شده بود حضرت عباس او را از مرگ نجات داده و موقع سقوط از اسب او را در هوا گرفته است!

اما در این مرحله و با اطلاعاتی كه در اختیار دارم تشخیص اینكه بیماری او دقیقا چیست كار دشواریست و مستلزم معاینه دقیق ایشان و داشتن یك سلسله اطلاعات راجع به گذشته، محیط خانوادگی و تحصیلی، رفتارهای دوران كودكی، نحوه ورود وی به دانشگاه، محیط و روش كار فعلی او مثلا در دانشگاه و میزان جدی و هدفمند بودن آن و غیره است كه من به این اطلاعات دسترس ندارم....

همانطور كه گفتم برخی نشانه ها در مورد ایشان وجود دارد. مثلا در زندگينامه رسمی وی نوشته كه دانشجوي عمران بوده و بعد رفته دكترای ترافيك گرفته و از آنطرف موسس انجمن تونل بوده و یا ابلاغ كرده كه همه جا باید نام او بعنوان دكتر احمدی نژاد اعلام شود. يا بازديدهای سرزده ای كه می گويند از وزارتخانه ها انجام می دهد كه معلوم نيست هدف از آن چيست و بازديد سرزده رييس جمهور از يك وزارتخانه اصلا يعني چه. یا مثلا شنیده ام كه پنج صبح جلسه می گذارد و دائم بی هدف به این طرف و آن طرف می‌رود كه نشاندهنده ناتوانی وی در ایجاد تمركز ذهنیست.

یكی دیگر از علایم ایشان اینجاست كه اینگونه بیماران غالبا از مصاحبه های پزشكی می گریزند. زیرا در مصاحبه پزشكی پس از چند سوال معلوم میشود كه فرد تا چه اندازه بقول معروف پایش در زمین است و با واقعیت ارتباط دارد. در بسیاری از موارد هم ما بعنوان پزشك می دانیم كه اینگونه بیماران اگر بگویند مثلا ماست سیاه است باید تایید كرد تا بتوان به مصاحبه ادامه داد و در غیراینصورت با شما درگیر می شوند. من در یكی دو مصاحبه سیاسی كه با اقای احمدی نژاد تا به امروز شده دقت كرده ام و معقتدم ایشان توان مصاحبه واقعی را ندارد؛ یعنی اصولا توان حضور در جمعی كه عقاید ایشان را نفی می‌كند ندارد. بنظر من این یكی دیگر از نشانه هایی است كه بیماری ایشان را تایید می كند. البته مصاحبه پزشكی كه من در ابتدا گفتم با مصاحبه خبرنگاری سیاسی متفاوت است. ولی یك چیز در آنها مشترك است كه در هر دو حالت فرد در شرایطی قرار می گیرد كه عیار سخنانش سنجیده می شود كه تا چه اندازه در عالم منطقی سیر می كند و تا چه اندازه در عالم اوهام به سر می‌برد. بنظر من ایشان بدشواری توان شركت و حضور در مجمع یا جلسه‌ای را دارد كه در آن كسانی روبروی عقاید و نظراتش قرار گیرند. مثلا، شما نگاه كنید به نحوه برخورد ایشان به انتقادات اقای خاتمی. این ضمنا ناشی از همان جنون بزرگ منشی یا عظمت طلبی شخصی است كه به آن اشاره كردم كه فرد توان تحمل انتقاد را ندارد....

اینكه آقای احمدی نژاد علایم برخی بیماری های روان پریشی را دارد به معنای آن نیست كه وی كم عقل است یا دچار "عقب ماندگی ذهنی" است. وی كسی است كه تحصیل كرده، در دانشگاه قبول شده و این نشان می دهد كه وی دچار عقب ماندگی ذهنی نبوده است. ولی جنون بزرگ منشی در میان تحصیلكردگان هم دیده می شود كه غالبا بدلیلی خود را برتر از دیگران می دانند. ضمن اینكه شروع این بیماری در مردان معمولا در دهه بیست تا سی یعنی پس از دوران تحصیلات دبیرستانی و ورود به دانشگاه است. ....

نوع رفتارهای اقای احمدی نژاد با بیماران اسكیزوفرنی متفاوت است. و من با اطلاعات فعلی خود معتقدم كه ایشان احتمالا یا جنون مانیاك دپرسیو دارد یا یك بیماری كه به آن اسكیزوافكتیو می گویند. كه مخلوطی است از اسكیزوفرنی و اختلالات خلق و خویی یا همان افكتیو، كه علایمش دقیقا همان چیزهایی است كه در مورد ایشان می گویند كه ناگهان عصبانی می شود، به هم میریزد، فحش میدهد، قاطی می كند یا در جلسات دولت فریاد می كشد كه این نشان می دهد ایشان رفتار هدفمند ندارد.

ادعاهای ایشان در مورد امام زمان و رابطه ای كه بتدریج سعی می كند میان خودش و آن امام برقرار كند بویژه برای من خیلی جالب توجه است. بنظر من این افكار از گذشته در او وجود داشته و اكنون دارد آن را علنی می كند. اگر شرایط و اوضاع احوال برای او مساعد پیش رود من تردید ندارم كه خود را بزودی فرستاده امام زمان، نایب امام زمان و چه بسا خود امام زمان معرفی كند. بد نیست بدانید كه مثلا در بیمارستان روزبه تهران ما هميشه تعداد بسیار زیادی امام زمان داشته ايم. چند شاه و یكی دوتا ناپلئون هم انجا بودند. نكته جالب برای دانشجویان تازه وارد همین عده كثیر امام زمان‌ها بود كه آنان را متعجب می كرد. ما همیشه برای دانشجویان توضیح می‌دادیم كه دلیل كثرت امام زمان ها در تیمارستان های ایران همانطور كه گفتم در اینجاست كه هر چند منشا این بیماری‌ها اختلالات فیزیكی است، اما نحوه بروز آن جنبه فرهنگی اجتماعی دارد. یعنی همان جنون بزرگ منشی یا عظمت در اینگونه بیماران كه خود را بنوعی منجی جامعه و دیگران می دانند، در جامعه ایران با زمینه فرهنگی و مذهبی كه دارد گرایش اینگونه بیماران به اینكه خود را امام زمان یا برگزیده یا فرستاده او بشمارند بالطبع وسیعتر و پرشمارتر است.

مشكيني: معتقدم امام زمان فهرست نمايندگان مجلس هفتم را امضا كردند، ايلنا

گویانیوز: رييس مجلس خبرگان رهبري، صبح دوشنبه در ديدار وزير و معاونين وزارت آموزش و پرورش، عملكرد دولت و مجلس را مورد تأييد و رضايت دلسوزان انقلاب و كشور دانست.

آيت‌‏الله علي مشكيني در آغاز اين ديدار، مجلس هفتم شوراي اسلامي را يك نعمت الهي ارزيابي كرد و گفت: خداوند در سال‌هاي اخير نعمت‌هاي تازه‌اي به ما داده است. از مجلس سابق بسيار ناراضي بودم، هرگاه مذاكرات آنها را گوش مي‌دادم، دچار دلهره مي‌شدم كه چه چيزي تصويب مي‌كنند. خدا را شكر مي‌كنيم كه مجلس شوراي اسلامي برگشت و درست شد كه در حال حاضر مورد رضايت است.
وي افزود: هر كار خيري كه انجام بدهيم مي‌توانيم در مورد آن بگوييم در شب قدر مقدر گشته است. هنگامي كه فهرست كارها را خدمت حضرت مهدي (عج) مي‌برند، به خصوص فهرست نمايندگان مجلس هفتم را، بنده معتقدم كه ايشان امضا كردند. حال خداي نكرده اگر مجلس هفتم بر خلاف رضاي خدا حركتي انجام دهد، مي‌گوييم ما اشتباه كرده‌ايم.
امام جمعه قم، دولت نهم و مجلس هفتم را ارزشي برشمرد و توضيح داد: خوبي دولت جديد، به جهات گوناگون است. مهم‌ترين علت خوبي رييس‌‏جمهور، منتخبين اوست. به حمد‌‏الله تا امروز از آقاي دكتر محمود احمدي‌‏نژاد راضي هستيم و اميد است وزير آموزش و پرورش هم مانند ساير منتخبين رييس‌‏جمهور بتواند خدمت كند. بدانيد تكليف مهمي بر گردن داريد.
وي با اشاره به ديدار وزير سابق آموزش و پرورش گفت: وزير سابق به ديدن ما كه آمده بود، وضعيت فرهنگي مدارس سراسر كشور را مثبت گزارش ‌داد. اين در حالي بود كه در همان روزها گزارشي از يكي از استان‌ها به دستم رسيده بود كه معلمي در مدرسه‌اي بر ضد اسلام و ارزش‌هاي اسلامي در مدرسه‌اي سخنراني كرده بود و عده‌اي هم براي وي دست مي‌زدند.
آيت‌‏الله مشكيني انسان را پيش از ورود به اجتماع، در سه مرحله تربيت در خانواده، مدرسه و دانشگاه ارزيابي و عنوان كرد: مرحله دوم بر عهده مسوولين آموزش و پرورش است. شما بايد اين چند ميليون نوجوان و جوان را مورد تعليم و تربيت قرار دهيد. بدانيد اگر قصد اسلامي و ديني داشته باشيد خداوند هم شما را كمك خواهد كرد.

وي ادامه داد: متأسفانه در ساليان اخير، گروهي از دانش‌آموزان و دانشجويان از نظر ايمان و معنويت كمي افت كرده‌اند. الحمد لله در كشور دانشجويان و دانش‌‏آموزان متعهد فراواني داريم كه مي‌شود از آن‌ها استفاده كرد. اگر همت مسوولين باشد به آينده اين كشور اميدوار هستيم.
رييس مجلس خبرگان رهبري بر ارتباط پيوسته معلمين و طلاب علوم اسلامي تأكيد كرد و گفت: روحانيت وظيفه دارد از ايمان مردم نگه‌داري كند. تماس شما بايد با روحانيت قوي و مستحكم باشد.

۱۰۰ روز در زندان غیر قانونی، نامه مسعود باستانی، روزنامه نگار از زندان اراک

گویانیوز: ما را شکستی به نهایت رسیده است
ما شیشه ایم و شیشه چو بشکند تیزتر شود.

آذر ماه هر سال ماهی است که خاطرات تلخ آنانی که دل به آزادی میهن و بهروزی اهالی آن سپرده اند دوباره یادآور می شود. اهالی خونین دل جامعه معدنی، روشنفکران از زندان بازگشته و روزنامه نگاران بیکار شده این روزها تنها می توانند یاد فروهرها را گرامی بدارند و به پاس احترام به اندیشه و آزادیخواهی مجید شریف، محمد مختاری و جعفر پوینده چند خطی یادداشت در دفترچه خاطرات خویش بنویسند و من که در سرآغاز این ماه صدمین روز از دوران زندان خود را می گذرانم تنها با زمزمه بیت مذکور می کوشم، تا طاقت تحمل شرایط این روزگار را هر چه بیشتر در خویش پرورش دهم.

اگرچه من هم مانند بسیاری از روزنامه نگاران و قلم به دستان این سرزمین که امروز قلم هایشان را بنا بر اجبار و شرایط جامعه کنار گذاشته اند چند وقتی است سراغ کاغذ و قلم نرفته ام اما آذرماه و خاطره این عزیران و شاید گرامیداشت همه آنانی که برای آرمان های خویش جانفشانی کرده اند بار دیگر مرا به سوی ابزار کار قدیمی ام کشاند و اگر چه بنابر حکم قضایی صادره برای من، حق ندارم تا مدت پنج سال از ابزار کارم استفاده کنم، اما مگر می توان به خویش دروغ گفت.

صدمین روز از این زندان من هم که تنها به جرم حمایت نقادانه و تلاش در جهت گسترش آرمان راستین اصلاحات، حمایت از فعالین جامعه مدنی و روشنفکران منزوی شده و نیز تلاش در جهت احقاق حقوق زندانیان سیاسی و مطبوعاتی از جمله هاشم آقاجری، عباس عبدی، بهروز گرانپایه، قاضیان، تقی رحمانی، رضا علیجانی، هدی صابر، و در پایان اکبر گنجی و ناصر زرافشان و به خاطر سردبیری هفته نامه ندای اصلاحات برایم در نظر گرفته اند نیز سپری شده اما مگر می توان به راحتی واژه صد روز زندان را گفت و از کنار آن گذاشت.

من اکنون صد روز است که در زندان اراک حبسی را تحمل می کنم که بزرگ ترین گناه آن فعالیت مطبوعاتی و سردبیری یک هفته نامه است. و در این زندان علی رغم شرایط نامساعد، وضعیت اسفناک بهداشتی و رفاهی در معرض ابتلاء به انواع بیماری مختلف از جمله هپاتیت و ایدز هستم چرا که به زعم دادستان شهر اراک هنوز هم از حمایت خویش و فعالیت برای آزادی اکبر گنجی و ناصر زرافشان و سایر زندانیان سیاسی - مطبوعاتی دست بر نداشته ام. من اگر چه این روزها روزگار خود را در میان بزهکارانی که جرایمی همچون قتل، آدم ربایی سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف و اختلاس و کلاهبرداری می گذارنم. اما هنوز هم از تنها معبر موجود یعنی برنامه 30:20 سیما اخبار مربوط به دنیای سیاست و خواب های خرگوشی روشنفکران منزوی گشته این سرزمین را دنبال می کنم و چه قدر برایم دردناک است که امسال حتی نتوانستم گزارش مراسم ساده گرامیداشت مجید شریف و کاظم سامی را منشتر کنم.

من صد روز است که همچنان روزها رامی شمارم تا شاید مقامات قضایی که مطمئنا از دستور اخیر رئیس قوه قضائیه مبنی بر رسیدگی به وضعیت من و 33 نفر دیگر از زندانیان سیاسی مطلع هستند بپذیرند در این سیستم حداقل موظفند به دستورات عالی ترین مقام قضایی پاسخ مثبت دهند.

دادستان استان مرکزی که سابقاً قاضی ویژه پرونده من هم بوده است همچنان از اعطای مرخصی ماهانه، استعلاجی و استحقاقی که حق من است سر باز می زند چرا که به زعم او من یک زندانی شلوغ کارم و اگربه مرخصی بیایم صدای اعتراض خود و رفتار او را به گوش افکار عمومی خواهم رساند.

من صد روز است که تنها از کانال های خبری محدود موجود در زندان اراک اخبار اکبر گنجی را پیگیری می کنم و شاهدم که خواب خرگوشی افکار عمومی و روزگار کسالت آور مردم کوچه و بازار دیگر رمقی برای او هم باقی نگذاشته است و در این روزها سکوت افکارعمومی در مقابل ظلم های پی در پی تنها نمکی است که بر زخم های ما پاشیده می شود.

صد روز از حبس من سپری می شود و این در شرایطی بود که علی رغم تلاش بسیار خانواده و وکلایم تمام شکات پرونده مطبوعاتی من از شکایت خود صرف نظر کرده و دیگر دلیلی برای نگهداری من در زندان وجود ندارد.

دادستان شهر اراک در این صد روز پرونده مرا در دفتر خود بلوکه کرده و همچنان می کوشد تا تمام امور مربوط به این پرونده را از مسیر دادستانی جلو برد. او اصرار دارد که صدور دستور آزادی من تنها منوط به درخواست عفو مشروط و انتشار توبه نامه ای است که در آن من باید از فعالیت های گذشته خویش اعلام پشیمانی کنم و من هر روز از خویش می پرسم چرا برای گناهی که مرتکب نشده ام باید درخواست عفو کنم؟"

صد روز است که به قول دادستان تحمل کیفر می کنم. و من در پاسخ به این پیغام ها تنها می توانم بگویم که اگر شش ماه حبس مرا به شش سال هم تبدیل کنید موظفم به وظایف حرفه ای خود در مقام یک خبرنگار در جهت حمایت از حقوق شهروندی و نقادی قدرت حاکم عمل می کند.

من و همه روزنامه نگارنی که قلم به دست گرفته ایم چگونه خواهیم توانست در مقابل رفتارهای ظالمانه ای که با زندانیان بی گناهی چون اکبر گنجی، ناصر زرافشان و یا حشمت الله طبرزدی و دیگران انجام می گیرد سکوت کنیم.

این روزها آبادگران پارلمان نشین چنان مزه شیرین دموکراسی را چشیده اند که از عدم مجازات حبس برای جرایم مطبوعاتی سخن می رانند و این ابتکار خویش را در رسانه های جار می زنند اما ظاهراً فراموش کرده اند که آبادگران امروز که اغلب سرکوبگران دیروز بوده اند چگونه در مقابل روزنامه ها تجمع می کردند و سیلی بر صورت روزنامه نگاران می زدند. آنها از آزادی رسانه ها و ارتباط صمیمانه با مطبوعات دم می زنند و حاضر نیستند به خاطر بیاورند که هنوز زندانیانی همچون اکبر گنجی و... روزگار خود را تنها به جرم انجام رسالت حرفه ای خویش در کنج زندان می گذرانیم.

برخلاف شعارهای عوام فریبانه هر روز فشارها بر زندانیان سیاسی گرفتار بیشتر می شود و من فکر می کنم هر چه قدر اوضاع وخیم تر شود با صدای بلندتری در هواخوری فریاد خواهیم زد:
ما را شکستگی به نهایت رسیده است
ما شیشه ایم و شیشه چو بشکند تیزتر شود

پشت پرده این 200 میلیارد دلار

بازتاب: آرش روزبه:

«اقتصاد»، پدیده‌ای است که صرفا از واقعیت‌ها اثر نمی‌پذیرد، بلکه در بسیاری از موارد، تأثیرات روانی و تبلیغاتی بر اقتصاد، بسیار بیشتر از مسائلی چون میزان تورم، حجم سرمایه‌گذاری، تولید ناخالص ملی، موازنه تجاری و... است. مصداق بارز این تأثیرگذاری را می‌توان در بازارهای بورس سراغ گرفت که در آنها، یک «شایعه» می‌تواند، سهامدارانی را به اوج ثروت ببرد و یک «گمانه‌زنی»، بسیاری از صاحبان سهام را به خاک سیاه بنشاند، در حالی که نه آن شایعه درست بوده و نه این گمانه‌زنی مقرون به صحت.

از سوی دیگر، همواره بین بورس‌هایی که قابلیت جذب سرمایه‌های مشترک را دارند، نوعی رقابت وجود دارد. بورس امارات و بورس تهران، از جمله این بازارهاست که هر دوی آنها، این امکان را دارند که نقدینگی‌های کلان سرمایه‌گذاران را به خود جذب کنند. از این رو، شاهدیم که هرگاه بورس تهران دچار تشتت و خروج سرمایه شده، بورس امارات توانسته است، بخشی از این سرمایه‌ها را جذب کند. از این رو، در هم‌ریختگی اوضاع در بورس تهران، آرزوی مدیران و سهامداران بورس امارات است.

شاید به همین دلیل است که در هفته‌ها و ماه‌های گذشته، برخی نشریات اماراتی به انتشار اخبار کذب درباره حجم خروج سرمایه از ایران پرداخته‌اند تا بلکه بتوانند، فضای روانی سرمایه‌گذاری در کشورمان را تحت تأثیر قرار دهند.

متأسفانه، بسیاری از مسئولان و رسانه‌های ایرانی هم در این میان بازی خورده و به نقل مکرر آمار خلق‌شده توسط منابع ناشناخته و رسانه‌های عربی پرداخته‌اند. مهم‌ترین رقمی که طی هفته‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته و در محافل سیاسی، رسانه‌ای و مردمی با آمیزه‌ای از تأسف پی‌درپی نقل می‌شود، این است که در نیمه نخست سال جاری، دویست میلیارد دلار از کشور خارج شده و به امارات رفته و بخش بزرگی از این سرمایه جذب بورس این کشور شده است.

برای این‌که بدانیم رقم دویست میلیاردی ذکر شده که توسط برخی مقامات قضائی نیز تکرار شده، تا چه اندازه اغراق‌آمیز و نادرست است، کافی است، یادآور شویم که میزان کل نقدینگی کشور، 760 هزار میلیارد ریال است که اگر این رقم را بر قیمت کنونی دلار تقسیم کنیم، به عدد 83 میلیارد و 516 میلیون خواهیم رسید که نشان می‌دهد، حجم کل نقدینگی در کشور، معادل 5/83 میلیارد دلار است.

حال چگونه می‌توان از این 5/83 میلیارد دلار، دویست میلیارد دلار استخراج کرد و آن را به امارات فرستاد، پرسشی است که لابد عرب‌های حاشیه جنوب خلیج فارس و نیز مسئولان و رسانه‌داران ایرانی ـ که خروج دویست میلیاردی لقلقه زبانشان شده است ـ پاسخی برای آن دارند!!

گذشته از این، خروج سرمایه از ایران، مستلزم آن است که صاحبان سرمایه، ثروت‌های خود، اعم از املاک، طلا، سهام و... را به پول نقد تبدیل و آن را از کشور خارج کنند. لذا باید در مقابل این فروشندگان میلیاردی، خریداران میلیاردی هم وجود داشته باشند تا بتوانند، ظرف این مدت، دویست میلیارد دلار پول نقد به فروشندگان بدهند و کالا و املاک آنان را خریداری کنند که البته با توجه به ابعاد کوچک اقتصاد ایران و نقدینگی 5/83 میلیارد دلاری آن، چنین خرید و فروش کلانی با منطق‌های اقتصادی بازار ایران همخوانی ندارد. همچنین بد نیست بدانید، ارزش جاری بورس تهران با صدها شرکت عظیم در گروه‌های مختلف خودروسازی، بانک، بیمه، پتروشیمی، سیمان، ساختمان و... بین چهل تا پنجاه میلیارد دلار است (با توجه به نوسان قیمت سهام). حال آیا منطقی است بپذیریم، ظرف مدت شش ماه، چهار الی پنج برابر ارزش کل بورس تهران از کشور خارج شده است؟

البته در این‌که خروج سرمایه از کشور، یک «واقعیت تلخ» است، شکی نیست. در درستی این گزاره هم تردیدی نیست که بسیاری از رویکردهای نادرست سیاسی و اقتصادی در فرار «آهوی ترسان سرمایه» مؤثر است و نمی‌توان همه چیز را به گردن شایعه‌سازی‌ها انداخت، ولی از این‌که بسیاری از مدیران رده‌بالای نظام و صاحبان تریبون و رسانه، بی‌آن‌که در گفته‌های خویش تأمل کنند و دست‌کم به مدد ماشین‌حساب، ضرب و تقسیمی انجام دهند، هر عددی که می‌شنوند تکرار می‌کنند، نمی‌توان متأسف نبود.

راستی، وقتی مسئولان ارشد نظام، در اظهارنظرات رسمی، از خروج دویست میلیارد دلاری سرمایه از کشور خبر می‌دهند و فضای سرمایه‌گذاری را تا به این اندازه مشوش می‌کنند، چگونه می‌توان از صاحبان سرمایه انتظار داشت، باور داشته باشند، اوضاع آن‌طورها هم که می‌گویند «قمر در عقرب» نیست؟! و هنگامی یک مقام ارشد، نمی‌اندیشد که نمی‌توان از 5/83 میلیارد دلار، دویست میلیون دلار استخراج کرد و به خارج فرستاد از صاحب سرمایه چه انتظاری است؟

در همین حال، کسانی که ادعای خروج دویست میلیارد دلار سرمایه از کشور را در چند ماه اخیر دارند، هرگز منبع این اطلاعات دست‌اول خود را بیان نمی‌کنند و باز نمی‌گویند که چرا پیش از این نگران خروج سرمایه نشده بودند تا این شائبه تقویت شود که تمسک به این اعداد و ارقام نادرست و افسانه‌ای، صرفا برای دست یازیدن به یک سری اهداف سیاسی از رهگذر تخریب دولت جدید است و در صورت تحقق، منافع بسیاری از «مفت‌خواران» را به خطر می‌اندازد.

کسانی که از شعار مبارزه با رانت و فساد اقتصادی هراس دارند و می‌کوشند هرگونه فرار سرمایه‌ای را به این مسئله نسبت دهند، بدانند که مبارزه با رانت و فساد اقتصادی، نه تنها باعث فرار سرمایه نمی‌شود، بلکه جذب‌کننده سرمایه‌های خارجی و حافظ سرمایه‌های داخلی نیز هست.
اگر مبارزه با فساد اقتصادی به درستی صورت بگیرد، زمینه‌های رانت‌خواری از بین می‌رود و با از بین رفتن رانت‌های خاص، شرایط برابر جهت رقابت‌های اقتصادی پیدا می‌شود و بدیهی است که سرمایه‌گذاران نیز صرفا سرمایه‌های خود را در بسترهایی به کار می‌برند که در آنها، همه رقبا، از شرایط یکسانی برخوردار می‌باشند نه این‌که یک نفر از ده‌ها عامل رانت‌زا و برتری‌آور بهره‌مند شود و دیگری، جز اندوخته مالی‌اش چیزی نداشته باشد که اگر چنین باشد، دومی ترجیح می‌دهد سرمایه‌اش را از خطر بلعیده شدن توسط صاحبان رانت و مفسدان اقتصادی نجات دهد و آن را از کشور خارج کند.

November 28, 2005

زلمای خلیلزاد از طرف بوش مامور شده برای لب گرفتن از احمقی نژاد اقدام کند

رادیو فردا: سفیر آمریکا در عراق اعلام کرد اجازه ویژه جرج بوش را برای مذاکره با جمهوری اسلامی دریافت کرده است: نیوزویک
زلمای خلیلزاد سفیر کبیر آمریکا در عراق، در مصاحبه با مجله نیوزویک گفت اجازه ویژه ای از جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا برای مذاکره با ایران دریافت کرده است. به نوشته نیوزویک پرزیدنت بوش اخیرا دست به اقداماتی از قبیل درخواست کمک از همسایه‌های عراق حتی از نظام ضد آمریکایی تهران زده که چندی پیش هیچ رغبتی به انجام آن نداشت. آقای خلیلزاد گفت ما با ایرانیها دیدار خواهیم داشت که خود نیز نقطه عطف و تعدیل در سیاست ما خواهد بود. دولت بوش به دلیل انتقادهای روز افزود کنگره آمریکا از جنگ عراق، اخیرا در حال بررسی طرحهای نظامی مبنی بر کاهش نیروهای آمریکا در عراق است.
نادر وکيلي (rm) صدا | (wma) صدا [ 2:06 mins ]


زلمای خلیلزاد سفیر کبیر ایالات متحده آمریکا در عراق می‌گوید اجازه ویژه ای از رئیس جمهوری آمریکا برای مذاکره با ایران دریافت کرده است. آقای خلیلزاد این موضوع را در مصاحبه با مجله نیوزویک اعلام کرد.
نادر وکیلی (رادیو فردا): زلمای خلیلزاد سفیر آمریکا در عراق در مصاحبه ای با نشریه نیوزویک گفت وی از سوی جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا اجازه ویژه ای را مبنی بر آغاز مذاکرات سیاسی با ایران دریافت کرده است. آقای خلیلزاد در این مصاحبه گفت: رئیس جمهوری به من اجازه داده است که با ایرانیها وارد گفتگو شوم، همانطور که پیش از این با ایرانیها در مورد افغانستان، مستقیما وارد گفتگو شده بودیم.

نشریه نیوزویک در شماره 5 دسامبر خود می نویسد: آقای خلیلزاد که در تابستان گذشته به سمت سفیر آمریکا در عراق انتخاب شده است، برای تامین امنیت در عراق همراه با ژنرال کیسی یکی از فرماندهان نظامی در عراق اخیرا دست به اقداماتی زدند که تا چندی پیش غیرقابل تصور بود.

نیوزویک می‌نویسد پرزیدنت بوش نیز اخیرا دست به اقداماتی زده است که چندی پیش هیچ رغبتی به انجام آن نداشت. از جمله درخواست کمک از همسایه‌های عراق حتی از نظام ضد آمریکایی تهران. آقای خلیلزاد همچنین گفت در این رابطه ما با ایرانیها دیدار خواهیم داشت که خود نیز نقطه عطف و تعدیلی در سیاست ما خواهد بود.

دولت بوش به دلیل انتقادهای روز افزود کنگره آمریکا از جنگ عراق، اخیرا در حال بررسی طرحهای نظامی مبنی بر کاهش نیروهای آمریکا در عراق است. بر اساس برنامه های در دست مطالعه، پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا بزودی در حدود 15 تا 20 هزار سرباز خود را از عراق خارج خواهد کرد و سپس تا اواسط سال آینده مسیحی قرار است 20 تا 30 هزار سرباز دیگر خود را به آمریکا بازگرداند.

اعلمي در واکنش به CD ديدار احمدي‌‏نژاد با جوادي آملي

پیک ایران : ادعاي طرح شده در اين جلسه را حتي قديسين صدر اسلام هم نداشتند
درپي انتشار CD ديدار محمود احمدي‌‏نژاد با آيت‌‏الله جوادي آملي و گزارش سفر نيويورك و حضور در سازمان ملل توسط رييس‌‏جمهور و بازتاب آن در برخي رسانه‌‏ها، اكبر اعلمي، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم در تماسي با "ايلنا" نسبت به اين ديدار و مطالب مطرح شده در آن جلسه واكنش نشان داد.

اعلمي با بيان اينكه فيلم ديدار احمدي‌‏نژاد با آيت‌‏الله جوادي‌‏آملي را بر روي سايت بازتاب مشاهده كردم، تصريح كرد: اين كاش فيلم ديدار احمدي‌‏نژاد با آيت‌‏الله جوادي‌‏آملي توزيع نمي‌‏شد و مذاكرات مطرح شده در سطح همان افراد حاضر در جلسه باقي مي‌‏ماند زيرا آيت‌‏الله جوادي آملي شخصا با گوشزد كردن اين عبارت كه" عمل كردن به وعده‌‏ها و خودداري از فريب مردم، يك تكليف است" مناسبت‌‏ترين واكنش را در قبال اظهارات احمدي‌‏نژاد از خودشان نشان دادند.
اعلمي تصريح كرد: متاسفانه فيلم مذكور در سطح وسيعي انعكاس يافته است و CD آن همچنان دست به دست مردم مي‌‏شود و مطمئنا بازخورد خوبي در داخل و خارج بويژه در ميان اصحاب فكر نخواهد داشت.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم ادامه داد: اميدواريم اين فيلم به اشتباه و با هدف تابو كردن احمدي‌‏نژ‌‏اد در ميان عوام و توسط نزديكان رييس‌‏جمهوري تكثير نشده باشد.
نماينده تبريز در مجلس هفتم، با اشاره به آيه‌‏اي از قرآن كه" تذكر دهيد چه بسا براي مومنين نفع داشته باشد" تاكيد كرد: رييس‌‏جمهور نبايد خيلي تحت تاثير القائات و فضاسازي‌‏هاي كاذب و مجامله و مداهنه‌‏گويي‌‏هاي آن دسته از افرادي كه ايشان را احاطه كرده و چه بسا هر از چندگاهي براي خوشايند رييس‌‏جمهور آدرس غلط داده و اباطيلي نظير آنچه در نيويورك رخ داده را القاء مي‌‏كنند، قرار گيرد.
وي افزود: اين موارد دستاويزي براي تضعيف جايگاه رياست جمهوري به مخالفان مي‌‏دهد.
اعلمي با بيان اينكه تاريخ چراغ آينده ما است، به برخي از اتفاقاتي كه در طول تاريخ براي افرادي كه تحت تاثير القائات اطرافيان راه به اشتباه رفته‌‏اند، اشاره كرد و گفت: فراموش نكرده ايم كه سيد علي‌‏محمد باب از طلاب و زهاد عصر خويش تلقي مي‌‏شد اما تحت تاثير برخي اوهام و القائات برخي اطرافيان به جايي رسيد كه دعوي بابيت و مهدويت و نهايتا اولوهيت كرد و گرفتار سرنوشتي شد كه نبايد مي‌‏شد.
عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم ادامه داد: اينكه در حين سخنراني يك انسان، هاله‌‏اي از نور او را احاطه كند كه به قول احمدي‌‏نژاد فقط او و يكي از نزديكانش اين نور را مشاهده كنند، ادعاي بزرگي است كه حتي قديسين صدر اسلام هم چنين داعيه‌‏اي را نداشتند.
وي سپس خاطرنشان كرد: ادعاي رييس جمهور مبني بر اينكه در هنگام سخنراني ايشان سران كشورها مژه نزدند و اصرار و تاكيد ايشان برا ينكه « غلو نمي‌‏كنم» خود به طور آشكار مقرون به غلو و اغراق است.
اعلمي گفت: چطور مي‌‏توان تصور كرد سخنران يا خطيبي حين ايراد نطق مهم خود آن هم با فاصله نسبتا دور، حركات مژه‌‏هاي همه حاضران را زير نظر داشته باشد و به يكي از علماي بزرگ قم با قاطعيت اعلام كند" اينكه مي‌‏گويم مژه نزدند، غلو نمي‌‏كنم ، اغراق نيست".
وي تاكيد كرد: مبهوت شدن مردم در خيابانهاي نيويورك يا سران در اجلاس، علاوه بر اهميت ويژگي خاص هيات ايراني الزاما مثبت نيست و مواضع آنها، مي‌‏توانست دلايل ديگري هم داشته باشد.
نماينده تبريز در مجلس هفتم خاطرنشان كرد: عدم رعايت پروتكل رايج، حركات و اظهارات خلاف شئون ديپلماتيك، انجام اقدامات نامتعارف و مغاير با عقايد مانوس، تركيب دور از انتظار يك هيات يا مشاهده آداب و رسوم جديد و متفاوت با واقعيت‌‏هاي موجود نيز مي‌‏تواند اسباب بهت و حيرت جماعتي كه براي نخستين بار با چنين صحنه‌‏هايي مواجه شده‌‏اند را فراهم سازد.

سفرهاي پربار! مديران قضائي به خارج از كشور

پیک ایران
سفرهاي پربار مديران يكي از مجموعه‌هاي ستادي قوه قضائيه به خارج از كشور ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، آغاز اين سفرهاي علمي و پربار، مسافرت سال گذشته هياتي به سرپرستي يكي از مديران كل اين مجموعه و حدود 10 نفر از مديران قضايي دادسراي انتظامي قضات و دادگستري به كشورهاي آسياي جنوب شرقي بود.
اين سفر كه براي بازديد از چند مركز قضائي اين كشورها بالاخص ژاپن تدارك ديده شده بود، به دليل پربار! بودن 23 روز طول كشيد.
در پايان اين سفر، مديران اين مجموعه با وجود وعده داده‌‌شده، از ارائه گزارش درباره سفر خودداري كرده و تنها آن را «پربار» بيان كردند.
جالب آن‌كه سرپرست اين گروه كه از مديران حوزه رياست قوه قضائيه بود، پس از مدت كوتاهي از اين سفر، از سمت خود عزل و به بخش ديگري از قوه منتقل شد.
در پي اين سفرهاي پرثمر، امسال نيز يكي از مديران كل اين مجموعه به همراه هيأتي از مسئولان قضائي براي بازديد علمي و تحقيقاتي به اروپا سفر كرد.
اين سفر نيز كه براي بازديد از چند مركز قضائي اروپا تدارك ديده شده بود، به دليل پربار بودن، بيش از سه هفته طول كشيد كه بيش از دو هفته آن، به بررسي‌هاي علمي در كشور كوچك و خوش آب و هواي اروپا (هلند) ـ كه معادل كوچك‌ترين استان‌هاي ايران مي‌باشد ـ گذشت.
همچنين گزارشي از سفرهاي اخير علمي برخي مسئولان دستگاه قضائي به برزيل منتشر شده است. قرار است گزارش اين سفرهاي پربار نيز ارائه گردد.
اين سفرها در حالي است كه هاشمي شاهرودي، رئيس قوه قضائيه، در سفرهاي رسمي خود به خارج از كشور ـ كه آخرين آنها به بحرين بود ـ از همراه بردن افراد اضافي به شدت خودداري كرده و بر لزوم كاهش هزينه سفرهاي خارجي تاكيد كرده بود.
سفرهاي طولاني‌مدت مديران برخي مجموعه‌هاي دستگاه قضائي كه همچنان نيز تداوم دارد، انتظارات زيادي را در قوه قضائيه ايجاد كرده است تا مسئولان مربوطه براي تنوير افكار، گزارشي از اين سفرها را ارائه دهند.

سگ جمهوری اسلامی پای سگ پناه برده به حرم سید رضا را گرفت

خُسن آقا: آقایان تا زمانی که بتوانند از سادگی مردم سود ببرند اگر لازم شد سگ هم به داخل حرم می‌برند ولی همین که در رسانه‌ها دستشان رو شد و همه با تمسخر به این حرکتشان برخورد کردند یک مرتبه صحنه عوض می‌شود و ماجرا را به گونه‌ای دیگر توضیح می‌دهند.
به این می‌گویند خبررسانی به روش جمهوری ملایی:

گویانیوز: روزنامه جمهوري اسلامي: ورود سگ به حرم مقدس امام رضا توطئه بود
توطئه وارد ساختن يك سگ به حرم مقدس حضرت امام رضا عليه السلام و مطرح كردن خبر آن در پايگاه هاي اطلاع رساني كه طي دو هفته اخير شايعات زيادي را بر سرزبانها به جريان انداخت , با كشف يك باند سودجو و دستگيري عوامل اين باند , خنثي شد. اعضاي اين باند , يك شياد و دو تن از خادمان حرم بودند كه با همدستي همديگر توانستند يك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمايند و تا نزديكي ضريح مطهر ببرند و با فيلمبرداري و انتشار خبر آن و تهيه « سي . دي » اقدام به سودجوئي نمايند. متاسفانه بعضي مطبوعات در تهران و قم نيز خبر اين ماجراي ساختگي را با آب و تاب و عكس سگ و با لحني تاييدآميز به چاپ رساندند و به اين نكته بسيار روشن توجه نكردند كه سگ يك حيوان نجس العين است و حرم امام معصوم يك مكان مقدس مي باشد كه احكام شرعي خاصي دارد.

متن دومین شکایت همسر گنجی از تیم عملیاتی دادستان تهران؛ "بيرون هم که بروي خودمان تو را مي کُشيم"، امروز

گویانیوز: معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی اعلام کرد با توجه به عدم رسیدگی موثر رئیس قوه قضائیه به دو شکایت اخیر وی از تيم عملياتي دادستان تهران،وهمچنین وضعیت بحرانی گنجی، متن دومین شکایت خود را-که پیش از این به صورت محرمانه به دفتر هاشمی شاهرودی ارسال کرده بود- جهت استمداد از افکار عمومی و رسیدگی فوری و جدی به این پرونده، علنی کرد.

به گزارش امروز معصومه شفیعی در این باره نوشت:آخرين باري كه آقاي گنجي به مرخصي آمد 6 ماه پيش بود، طي 3 ماه گذشته فقط 3 بار ملاقات داشته‌ايم و فرزندان ايشان مدت 84 روز بود كه پدرشان را نديده بودند.

طي ماه‌هاي اخير بارها به آقاي هاشمي شاهرودي _ رياست قوه قضاييه_ نامه نوشتيم و وضعيت نگران كننده آقاي گنجي را به اطلاع ايشان رسانده و تقاضاي اقدام نموديم ولي متاسفانه تاكنون هيچ پاسخي دريافت نكرده ايم.

در تاريخ 8/8/84 شكايتي از تيم عملياتي دادستاني تهران به دليل شكنجه و ضرب و شتم و آسيب بدني آقاي گنجي و موارد خلاف قانون ديگر به دفتر آقاي شاهرودي تقديم و ثبت شد؛ در تكميل شكايت فوق، شكايت ديگري در تاريخ 22/8/84 از تيم مذكور تقديم دفتر ايشان شد. اكنون به اين دليل كه از سوي آقاي شاهرودي رسيدگي به شكايت اول به خود متهم (دادستاني) ارجاع شده است و در مورد دوم نيز اقدامي صورت نگرفته لذا جهت استمداد از افكار عمومي در رسيدگي به شكايات فوق، متن دومين شكايت تقديم مي‌گردد.

معصومه شفيعي
همسر آ‌قاي گنجي
6/آذر/84
مطابق با هشتاد وچهار مين روز زندان انفرادي آقاي گنجي

«به نام حق»
جناب آقاي هاشمي شاهرودي،
رياست محترم قوه قضاييه!
به استحضار مي‌رساند كه در ملاقات اخير اينجانب با همسرم _ آقاي اكبر گنجي_ در روز جمعه، 20/8/84، ايشان نكته بسيار مهم، نگران كننده و قابل تأملي را يادآور شد؛ در روز ضرب و شتم و شكنجه آقاي گنجي در بيمارستان ميلاد، همان تيم عملياتي ويژه دادستاني كه مسئوليت ضرب و شتم را به عهده داشتند به آقاي گنجي گفته بودند: "فكر نكن از دست ما جان سالم به در مي‌بري، بيرون هم كه بروي يا خودمان تو را مي‌كُشيم يا دوستاني كه در بيرون داريم؛ همان كاري كه با سعيد حجاريان كرديم...".

با توجه به بيان جملات تكان دهنده فوق از سوي مأموران حاكميت و با توجه به سابقه كشتن منتقدان و روشنفكران در طي سال‌هاي اخير و عدم معرفي آمران و عاملان اصلي اين قتل‌ها، من و خانواده‌ام نسبت به زندگي، امنيت و سلامتي آقاي گنجي، بسيار نگران و مضطربيم.

از آنجا كه جنابعالي مسئوليت خطير رياست دستگاه قضايي و بالطبع تيم عملياتي ويژه دادستاني را نيز به عهده داريد و قانوناً مسئول پيگيري شكايات و پاسخگوي مستقيم و نهايي هر نوع اقدام غيرقانوني و غيرانساني اشخاص و سازمان‌هاي زيرمجموعه خود هستيد، لذا شكايت خويش را از تيم عملياتي ويژه دادستاني و آمران آنها كه آقاي گنجي را تهديد به ترور نموده‌اند، تقديم حضرتعالي مي‌كنم.

بديهي است كه در موارد حساس اين چنيني نه تنها اينجانب و خانواده‌ام بلكه افكار عمومي نيز به شدت خواهان پيگيري موضوع و معرفي تروريست‌هايي هستند كه پشت نقاب قانون وماموران دستگاه قضائی خود را پنهان نموده اند.

عدم پیگیری فوری این شکایت به منزله بي‌توجهي به تأمين و تضمين امنيت داخلي بوده و مسئوليت‌هاي بسياري را متوجه حضرتعالي خواهد كرد.

اين شكايت،‌ تكمله شكايت پيشين اينجانب از تيم عملياتي ويژه دادستاني و آمران آنهاست كه در تاريخ يكشنبه 8/8/84 به دفتر حوزه رياست قوه قضاييه، تقديم و ثبت نمودم.

با تقديم احترام
معصومه شفيعي
يكشنبه 22/آبان/84

حکم دو سال حبس سمیعی‌‏نژاد تایید شد

پیک ایران: وکیل مدافع مجتبی سمیعی‌‏نژاد از وبلاگ نویسان زندانی از تایید دو سال حبس موکلش از سوی هیات تشخیص دیوان عالی کشور خبر داد.
محمد سیف‌‏زاده در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ایلنا" با اعلام این مطلب، گفت: این حکم در زندان به موکلم ابلاغ شده است.
وی با بیان این که موکلش در این پرونده متهم به توهین به رهبری است، گفت: علی‌‏رغم این که سمیعی‌‏نژاد متهم به توهین به رهبری است اما دادگاه هیچگاه مصداق این توهین را به ما اعلام نکرد. در توهین کلمه "موهن" باید مشخص باشد.
وی افزود: چرا با موکلم که مفسر نهج البلاغه بود و به همین خاطر جایزه دریافت کرده است، این‌‏گونه برخورد می‌‏شود.

November 27, 2005

خبر اعتراض در دانشگاه تهران

وبلاگ میرزا پیکوفسکی: صبح دانشگاه تهران داد و بیداد بود. از صبح ساعت ده تجمعی برای اعتراض به تغییر ریاست دانشگاه تهران مقابل کتابخانه مرکزی برگزار شد. داخل دانشکده تکه کاغذهایی پخش کرده بودند که بیایید تجمع؛ اکثر کلاس‌ها حتی در دانشکده فنی امیرآباد تعطیل شده بودند. من کمی دیر خبردار شدم و حدود ساعت دوازده رسیدم ولی فکر می‌کنم قسمت اصلی بلبشو را دیدم. حدود هزار نفر مقابل کتابخانه مرکزی جمع شده بودند و شعار می‌دادند «زئیس انتخابی، استعفا،استعفا» «دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد» «اساتید باغیرت، حمایت، حمایت» و مشابهات. یکی دو پلاکارد هم بود «دولت نظامی، رئیس روحانی». داخل کتابخانه مراسم تودیع دکتر فرجی‌دانا و معارفه آیت‌الله زنجانی بود. وقتی دکتر فرجی‌دانا بعد از اتمام مراسم از ساختمان خارج شد دانشجویان برایش راه باز کردند «فرجی، دوست داریم». همه منتظر بودند زنجانی بیرون بیاید و حتی یک دو معمم دیگر را با او اشتباه گرفتند. وقتی زنجانی از ساختمان خارجی شد با هو و سوت به استقبالش رفتند و تقریباً راه خروج نمی‌دادند «زنجانی حیا کن، ریاست رو رها کن» زنجانی و همراهانش بالاخره راهی به بیرون پیدا کردند و به سمت در غربی دانشگاه رفتند، جماعت هم هم‌چنان سوت‌زنان و شعارگویان به دنبالشان. این تعقیب و گریز تا درب غربی دانشگاه ادامه یافت و در نهایت با خارج شدن زنجانی از دانشگاه و پناه گرفتنش در دفتر نهاد نمایندگی رهبری در آن‌طرف خیابان 16 آذر تمام شد. همه همانجا پشت میله‌های دانشگاه ماندند و سرود خواندند. بعد هم تصمیم گرفتند برگردند مقابل کتابخانه مرکزی، «استقلال، آزادی، رئیس انتخابی». از آنجا به بعدش را بر خلاف میلم نتوانستم بمانم و رفتم. بیرون دانشگاه همه‌چیز آرام به نظر می‌رسید.

زمين‌لرزه اي به بزرگي ‌٩/٥ ريشتر جزيره قشم را لرزاند

ایسنا
نيروهاي امدادي از استان‌هاي همجوار به منطقه اعزام شدند
گزارشي از خسارات احتمالي دريافت نشده است

زمين‌لرزه‌اي به بزرگي تقريبي ‌‌٩/٥ در مقياس امواج دروني زمين ساعتي پيش حوالي جزيره قشم را لرزاند.


به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، مركز لرزه‌نگاري كشوري موسسه ژئوفيزيك ايران در گزارش تكميلي خود بزرگي زلزله ساعتي پيش قشم را ‌٩/٥ در مقياس امواج دروني زمين اعلام كرد.


شبكه‌هاي لرزه‌نگاري وابسته به مركز لرزه‌نگاري كشوري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران در ساعت ‌‌١٣ و ‌‌٥٣ دقيقه و ‌‌٣١ ثانيه روز يكشنبه ‌‌٦ آذرماه رخداد اين زلزله را ثبت كردند.


مختصات كانون اين زلزله ‌٨٢/٢٦ درجه عرض شمالي و ‌٧٦/٥٥ درجه طول شرقي گزارش شده است.


دكتر شهرام علمداري رييس سازمان امداد و نجات جمعيت هلال احمر در گفت‌و‌گو با ايسنا اظهار داشت: در حال حاضر ارزيابي‌هاي اوليه از روستاها و شهرهاي اطراف جزيره قشم در حال انجام است و تاكنون گزارشي از خسارات و تلفات احتمالي اين زلزله به دست نيامده است.


در حال حاضر تمام نيروهاي امدادي در تهران در حال آماده باش هستند تا در صورت بروز تلفات احتمالي فورا وارد عمل شوند.


وي افزود: نيروهاي هوايي و زميني جمعيت هلال احمر استان‌هاي فارس، كرمان و بوشهر به منطقه اعزام شده‌اند و استانداري، فرمانداري و ستاد حوادث غير مترقبه براي ارزيابي خسلارات احتمالي به منطقه اعزام شده‌اند.


به گزارش ايسنا، يكي از منابع زلزله‌شناسي خارجي(USGS ) بزرگي اين زلزله را ‌١/٦ و عمق آن را ‌٣٥ كيلومتر گزارش كرده است.

بر اساس گزارش های بعدی که رادیو فردا داده است تعداد پنج نفر تا کنون در این زلزله کشته شده اند.
جالب است که اخبار این زلزله زودتر از خبرگزاری های داخلی به وسیله خبرگزاری های خارجی گزاش می شود تا این لحظه هنوز خبر گزاری های داخلی تعداد کشته شده ها را اعلام نکرده اند

استمداد از كميسارياي حقوق بشر سازمان ملل و ديگر سازمانهاي بين المللي حقوق بشري

منبع، میل دریافتی: براي نجات جان زندانيان سياسي اعتصابي در گوهردشت كرج(رجايي شهر)

خانم آربوار،با احترام
باطلاع ميرسانيم كه از روز سه شنبه24آبانماه(15نوامبر2005)قريب به دوهفته قبل ،تني چند از زندانيان سياسي گوهردشت كرج(رجايي شهر) در اعتراض به شرايط سخت و فشارهاي جسمي و روحي ، دست به اعتصاب غذاي محدود زده اند.آنها خواسته هاي خود را به شرح زير جهت اطلاع جوامع بين المللي و حقوق بشري اعلام نموده اند:
1.ارسال يك نماينده از سوي سازمان ملل جهت رسيدگي به وضعيت زندانيان سياسي در ايران.
2.اجراي طرح تفكيك جرائم از سوي دستگاه قوه قضائيه در زندانهاي جمهوري اسلامي بويژه زندان گوهردشت كرج
3.انتقال زندانيان سياسي گوهردشت از بند زندانيان عادي با جرائم خطرناك به بند زندانيان سياسي اوين
4.رسيدگي به شكايات زندانيان سياسي كه مورد ضرب وشتم مأموران و بازجويان زندان قرارگرفته اند.
5.رسيدگي پزشكي به وضعيت آقايان بهروز جاويد تهراني و خالد حرداني كه در اثر ضرب و شتم مأموران زندان دچار شكستگي فك و ضربه مغزي شده اند.
لازم بذكر است كه مسئولان جمهوري اسلامي تا اين تاريخ نه تنها هيچگونه اقدام و واكنشي مبني بر حل و فصل مشكلات اين زندانيان نكرده اند بلكه از همان روز شروع اعتصاب غذا آنها و خانواده هايشان را تحت فشار و تهديد قرار داده اند تا به هر وسيله ممكن زندانيان دست از خواسته هاي برحق خود بردارند.
خانم لوئيز آربوار،
لازم ميدانم بعنوان سخنگوي زندانيان اعتصابي و همچنين سخنگوي برون مرزي كميته رفراندوم آزاد ايران، آخرين وضعيت اين زندانيان را باطلاع شما برسانم:
-آقاي خالد حرداني پس از اعتصاب غذا بطور روزانه مورد بازجويي و بازخواست مسئولين زندان گوهردشت بنامهاي حاج كاظمي و علي محمدي قرار دارد.وي در حال حاضر بمدت سه ماه ممنوع الملاقات شده و از بند زندانيان اعتصابي بعنوان تنبيه به بند ديگري منتقل شده است. همچنين همسر آقاي خالد حرداني از سوي علي محمدي كه فردي شناخته شده بلحاظ انحرافات اخلاقي است مورد تهديد قرار گرفته است.
-آقاي بهروز جاويد تهراني در پي اعتصاب غذا جهت رسيدگي به شكايت وي از بازجوي خود بنام سعيد شيخان،بمدت سه ماه ممنوع الملاقات شده و همچنين به بند 5گوهردشت كه بند زندانيان عادي با جرائم خطرناك است منتقل شده است.در حال حاضر آقاي تهراني بعلت اعتصاب و بيماري ناشي از ضرب و شتم قبلي در وضعيت جسمي خطرناكي قرار دارد.
-آقاي اسد شقاقي ،سومين زنداني سياسي نيز در اثر اعتصاب غذا دچار اختلالات گوارشي و كليوي شده است.ايشان نيز براي شكستن اعتصاب غذا مستمر تحت فشار و بازجويي مسئولين زندان گوهردشت ميباشد.
از سوي ديگر در تاريخ 30آبانماه(21نوامبر2005) پاسداران و مأموران زندان اوين در يك يورش ناگهاني به بند 350 مربوط به زندانيان سياسي ،حمله كرده و تمامي كتابها ، نشريات و دست نوشته هاي زندانيان را بدون هيچگونه توضيحي با خود برده اند.در همين رابطه زندانيان تهديد كرده اند كه چنانچه اموال آنها برگردانده نشود دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
كميته رفراندوم آزاد ايران از خانم لوئيز آربوار, كميسارياي عالي حقوق بشر درخواست اقدام فوري براي رسيدگي هر چه سريعتر به وضعيت زندانيان سياسي اعتصابي دارد و همچنين خواستار بررسي پرونده نقض گسترده حقوق بشر در ايران و توقف احكام ناعادلانه اعدام جوانان و نوجوانان، سنگسار زنان،سركوب زندانيان سياسي بيدفاع و دانشجويان ميباشد.ما خواستار اين هستيم كه شما نماينده خود را براي بررسي وضعيت زندانيان سياسي در زندانهاي اوين و گوهردشت به ايران اعزام نمائيد. ما آزادي بي قيد و شرط دانشجويان زنداني و كليه زندانيان سياسي و عقيدتي در زندانهاي مخوف جمهوري اسلامي را خواستاريم.

زنده باد آزادي-درود بر زندانيان سياسي قهرمان
سخنگوي برون مرزي كميته رفراندوم آزادايران
مهندس صادق نقاشكار
6آذر 1384 (برابر با 27نوامبر2005)
-رونوشت به:
-دبير كل سازمان ملل متحد
-دفاتر عفو بين الملل

Ing.S.Naghashkar
E.mail:snaghashkar@yahoo.co.uk
Tel:0031620720193

پنجم آذرماه روزي كه دانشگاه تهران گريست!

منبع از طریق میل:
كميته رفراندوم آزاد ايران

هموطنان
همانطور كه مطلع هستيد براي نخستين بار در تاريخ دانشگاه تهران،يک روحاني بدون تحصيلات دانشگاهي از سوي وزارت علوم كابينه احمدي نژاد به رياست اين دانشگاه منصوب شد. “عباسعلي عميد زنجاني“،که فاقد مدرک دانشگاهي است، 58 ساله ميباشد و تا پيش از اين عضو هيئت علمي گروه حقوق خصوصي و اسلامي دانشکده حقوق دانشگاه تهران با رتبه دانشياري بود.عميد زنجاني پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي، رئيس کميته سركوب در منطقه ژاله و فرح آباد تهران شد كه بسياري از مبارزين از عملكردهاي وي زخمها برتن دارند.وي در دوره سوم مجلس نماينده و عضو کميسيون قضائي مجلس بوده است. از ديگر مشاغل “عميد زنجاني“ عضويت در شوراي فرهنگ عمومي ميباشد که از جمله نهادهاي وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي است.از وظايف اصلي اين شورا ميتوان به تعطيلي و مهر و موم دانشگاهها و مدارس عالي طي دهه 60 اشاره نمود.
دانشجويان آزاده،اساتيد محترم
در ادامه سياستهاي تك پايه شدن دولت منتصب ولايت فقيه ، و در پي پاكسازي مديران و بند و بست هاي جناحي و گروهي،انتصاب “عميد زنجاني“ به رياست دانشگاه تهران از جمله شاهكارهايي است كه تمامي اهل علم و فرهنگ و فعالان دانشگاهي و اجتماعي را به حيرت واداشته و همگان اذعان دارند كه اين نيز در امتداد خط سير به قضبه در آوردن تنها سنگر عصيان عليه بي عدالتي و استبداد توسط نظام ولايي است.
كميته رفراندوم آزاد ايران-كانون دانشجويي،ضمن محكوم نمودن توطئه به اشغال درآوردن،دانشگاه تهران ،توسط سردمداران فشار و سركوب،از تمامي دانشجويان و استادان شريف و آزاده ميخواهد تا عليه اين توهين و اهانت به ساحت مقدس دانش و علم بپاخيزند تا نظام مستبد ولايت فقيه اجازه پيشروي و دست اندازي به تنها سنگر دفاع از آزادي ايران زمين را نداشته باشد.

زنده باد آزادي
كميته رفراندوم آزاد ايران-كانون دانشجويي
6آذرماه1384 (برابر با 27نوامبر2005)

همسر اكبر گنجي با ارسال نمابري نسبت به وضعيت جسمي و روحي همسرش ابراز نگراني كرد

گویانیوز: به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران ،معصومه شفيعي با ارسال نمابري به ايسنا آورده است كه طبق هماهنگي انجام شده قرار بود روز جمعه خانواده‌ي گنجي با وي ملاقات كنند اما پس از ساعتي انتظار گفته شد كه اين ملاقات منتقي شده است.

وي با بيان اين كه خانواده‌ي گنجي به خصوص مادرش به شدت نگران وضعيت او هستند توجه و پاسخ‌گويي مسوولان ذيربط را در اين باره خواستار شد.

مومنی: افزایش محدودیت ها در آستانه روز دانشجو، و صدور احکام سنگین برای فعالان دانشجوئی، موجب گسترش اعتراضها خواهد شد

رادیو فردا: همزمان با نزديك شدن 16 آذر روز دانشجو، پيگرد، بازداشت و محاكمه دانشجويان نيز ادامه مي يابد. عبدالله مومنی دبير سابق طیف علامه دفتر تحكيم وحدت که قرار است روز یکشنبه در دادگاه حضور یابد، در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: محدوديت هاي حاكم بر فضاي دانشجويي از جمله صدور احكام سنگين براي فعالان دانشجوئی، موجب گسترش اعتراضات دانشجويي خواهد شد. وی می افزاید بدون توجيه قانوني، چندين بار بازداشت شد و برخوردهاي كاملا غيرقانوني با وی صورت گرفت. وی می افزاید: هر حكمي صادر شود، به خاطر غیرعلنی بودن جلسه دادگاه و عدم حضور هیات منصفه، از نظر ما مورد قبول نخواهد بود. مومني همچنین مي گويد: غالب منتصبين وزير جديد علوم، اعضای سابق واحد بسيج دانشجويي سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند. وی می افزاید قرار است دانشجويان پلي تكنيك روز یکشنبه در اين دانشگاه يك تربيون آزاد اعتراضي برگزار كنند. شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير با صدور بيانيه اي از جمله به جداسازي جنسيتي و احضار دانشجويان به كميته انضباطي اعتراض كرد.

تهديد، احضار و بازداشت دانشجويان ادامه دارد. محاكمه فعالان دانشجويي و در كنار آن اعتراضات صنفي دانشجويي در حالي برگزار مي شود كه هفته آينده در ايران شانزدهم آذرماه روز دانشجو است. عبدالله مومني دبيرسابق دفتر تحكيم وحدت طيف علامه فردا يكشنبه بايد در دادگاه حضور يابد. از سوي ديگر شوراي صنفي دانشجويان اميركبير در بيانيه اي به جداسازي جنسيتي در دانشگاه و احضار دانشجويان به كميته انضباطي اعتراض كردند.
شيرين فاميلي (راديو فردا): همزمان با نزديك شدن 16 آذر روز دانشجو، پيگرد، بازداشت و محاكمه دانشجويان نيز ادامه مي يابد. قرار است فردا يكشنبه عبدالله مومني دبير تشكيلات سابق دفتر تحكيم وحدت طيف علامه در دادگاه حضور يابد. عبدالله مومني به دليل شركت در اعتراضات دانشجويي و ناآرامي هاي خرداد و تير سال 1383 و آبان 1381 فردا در شعبه 26 دادگاه انقلاب محاكمه خواهد شد. عبدالله مومني با اشاره به حكمي كه روز گذشته براي اكبر عطري عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت طيف علامه صادر شد، از روند احتمالي دادگاه خود مي گويد:

عبدالله مومني: روز گذشته شاهد صدور حكمي براي آقاي عطري بوديم كه دو سال از پنج سال زندانشان به خاطر شركت در تجمعات مربوط به آقاي آغاجري بوده. فردا هم يكي از محورهايي كه در دادگاه قرار است رسيدگي شود، بحث حضور و سازماندهي تجمعات دانشجويي بوده كه اينجانب هم جزو متهمينش هستم و موارد ديگري نظير شركت در ناآرامي هاي خرداد سال 82 كه به خاطر آن 45 روز در زندان انفراني بودم و بعد از آن طي نامه از سوي رهبري آزاد شديم و مواردي كه مربوط به فعاليت هاي دانشجويي در طول چندين سال گذشته هست در دادگاه فردا قرار است مطرح شود. احتمال اين كه موارد جديدي پس از زندان سال 82 در دادگاه فردا مطرح شود هست. دادرسي از ابتدا تاكنون هيچ مبناي حقوقي نداشته و ما بدون اين كه توجيه قانوني وجود داشته باشد چندين بار بازداشت شديم و برخوردهاي كاملا غيرقانوني با ما صورت گرفته و اگر هر حكمي صورت بگيرد بدون پذيرش يك دادگاه علني با حضور هيات منصفه از نظر ما آن حكم مورد قبول نخواهد بود و مورد اعتراض قرار خواهد گرفت.

ش . ف: در همين حال شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير يا پلي تكنيك با صدور بيانيه اي از جمله به جداسازي جنسيتي و احضار دانشجويان به كميته انضباطي اعتراض كردند. عبدالله مومني مي گويد: فشار بر دانشجويان افزايش يافته است و قرار است دانشجويان پلي تكنيك فردا در اين دانشگاه در اعتراض به اين وضعيت يك تربيون آزاد برگزار كنند.

عبدالله مومني: دانشجويان در طول سال هاي گذشته محدوديت هاي فراواني را تحمل كردند و همواره در مسير فعاليت هاي دانشجويي با دشواري هاي زيادي روبرو بودند، اما با توجه به وضعيت موجود در كشور و يكدست شدن حاكميت و اين كه روساي دانشگاه هايي كه دولت جديد منصوب كرده هيچ گونه پايبندي براي به رسميت شناختن آزادي هاي مدني در داخل دانشگاه ها ندارند و حقوق تشكل هاي دانشجويي مستقل را به رسميت نمي شناسند و غالب منتصبين وزير جديد دولت افرادي هستند كه عضو گروه فشار بسيج دانشجويي در داخل دانشگاه بودند، در اين راستا فردا در دانشگاه پلي تكنيك تجمعي به اين منظور است در اعتراض به مشكلات صنفي كه براي دانشجويان روز به روز بيشتر مي شود و همينطور در اعتراض به امنيتي كردن فضاي دانشگاه به هر حال درصدد هستند از طريق كنترل بر ورود و خروج دانشگاه، فضاي جامعه دانشگاهي را محدودتر و بسته تر كنند.

ش . ف: عبدالله مومني مي گويد: در آستانه روز شانزدهم آذرماه، روز دانشجو محدوديت هاي حاكم بر فضاي دانشجويي از جمله پيگرد فعالان دانشجويي و صدور احكام سنگين براي آنها، موجب گسترش اعتراضات دانشجويي خواهد شد.

تعویق یک ساله آبگیری سد سيوند در پي نگراني ها از آسيب پاسارگاد: مصاحبه با دو كارشناس

رادیو فردا: در پی بازدید عده ای از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، مدیران میراث فرهنگی و سازمان آب منطقه فارس، درخواست شد عملیات اجرایی سد سیوند برای یک سال و تا تکمیل کاوشهای باستانشناسی در این منطقه به تعویق افتد. دوستداران میراث فرهنگی ایران می‌گویند گرچه از شنیدن این خبر شادمانند، اما هنوز منتظرند تا از کارشناسان مستقل از دولت در این باره نظر خواهی شود. محمد علی دادخواه یکی از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر به رادیو فردا می گوید تعویق یک ساله در آبگیری سد سیوند کافی نیست. دکتر پرویز ورجاوند استاد ممتاز باستانشناسی دانشگاه تهران هم با این که از زمان این تصمیم گیری شکوه می کند، اما از تاخیر یکساله در آبگیری سد سیوند استقبال می کند. دکتر ورجاوند می گوید: باید شورای کلانی برای کار میراث فرهنگی در ایران سامان بگیرد که اعضای آن افرادی باشند صاحبنظر، شناخته شده و معتبر که قدرت موضعگیری را در مقابل حاکمیت داشته باشند، که هم مجلس، هم دستگاه میراث و هم دولت خودش راموظف بداند که کارشناسی آنها را بپذیرد و انجام دهد.
امير مصدق کاتوزيان (rm) صدا | (wma) صدا [ 8:39 mins ]


در پی بازدید عده ای از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، مدیران میراث فرهنگی و سازمان آب منطقه فارس، درخواست شد عملیات اجرایی سد سیوند برای یک سال و تا تکمیل کاوشهای باستانشناسی در این منطقه به تعویق افتد. همزمان مجری طرح این سد می گوید مطالعات درباره سد را کارشناسان آمریکایی نزدیک به 40 سال پیش برای مهار کردن سیلابهای رودخانه سیوند و زیانهای احتمالی به کشاورزی آغاز کردند. به گفته همین مسئول نزدیک به چهار پنجم از کار سد پایان یافته و متوقف کردن آن به علت نقض قرارداد با مقاطعه کار هزینه سنگینی را به وزارت نیرو تحمیل می کند. همزمان دوستداران میراث فرهنگی ایران می‌گویند گرچه از شنیدن خبر درخواست سازمان میراث فرهنگی برای تعویق آبگیری از سد سیوند شادمانند، اما هنوز منتظرند تا از کارشناسان مستقل از دولت در این باره نظر خواهی شود.
امیر مصدق کاتوزیان (رادیو فردا): خبر تعویق یک ساله آبگیری از سد سیوند، برخی معترضان را خشنود کرد. مثلا کانون مدافعان حقوق بشر در ایران را که با استناد به مواد مشخصی از اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق فرهنگی و اجتماعی و همچنین حقوق مدنی ایران پاسداری دولت از میراث فرهنگی را الزامی می‌داند. بویژه که استدلال می کند دولت ایران در 24 اردیبهشت سال 1354 اعلامیه و میثاق یاد شده را امضا کرده. اما محمد علی دادخواه یکی از اعضای این کانون می گوید تعویق یک ساله در آبگیری سد سیوند کافی نیست.

محمد علی دادخواه (عضو کانون مدافعان حقوق بشر در ایران): به نظر ما این پاسخ شایسته ای نبوده است. به علت این که ما اعلام کردیم با توجه به نظر متخصصان فن راه آبگیری این منطقه باعث تغییر اکولوژی می شود و در در نتیجه تمام سنگهای مقبره کوروش که از جنس آهکی هستند و نه آذری، در معرض رطوبت هوا دچار خلل و فرج می‌شوند و در دراز مدت ریزش خواهند کرد. و این اقدام به ضرر میراث ارزشمند پاسارگاد است.

پرویز ورجاوند استاد ممتاز باستانشناسی دانشگاه تهران هم از زمان این تصمیم گیری شکوه می کند، اما از تاخیر یکساله در آبگیری سد سیوند استقبال می کند.

پرویز ورجاوند (استاد باستانشناسی دانشگاه تهران): این کار بررسی با کمال تاسف به شدت دیرهنگام صورت گرفته، با این که تا بحال هشت گروه فرانسوی، ایتالیایی، ژاپنی، آلمانی، لهستانی با همگامی با هیاتهای ایرانی درگیر بررسیها بودند ولی با توجه به گستردگی منطقه از یکسو و نکته دوم به دلیل این که این تنگه گذرگاهی بوده است که دستکم به اعتبار آن چیزی که تا به حال باهاش برخورد شده، از هزاره چهارم پیش از میلاد محل استقرار و محل عبور بوده است، بنابراین نیاز به یک حضور گسترده تری از نظر هیاتها و به صورت مداوم و مستمر دارد. تا آنجایی که من آگاهی دارم، هیاتهایی که مشغول کار بودند، تا روز 23 آبانماه کارشان را متوقف کردند. اگر بتوانند در این فاصله یک ساله زمان را به دست بیاورند و هیاتها کار بررسی، گمانه زنی و کاوششان را بتوانند ادامه دهند، می شود امیدوار بود و تازه اینجا سرآغاز مساله است.

‌ا. م ک: هیاتهای کاوش باستانشناسی تنگه بلاغی که آثار آن در محدوده ای به وسعت ده تا دوازه هکتار در نزدیکی سد سیوند پراکنده اند، با صدور بیانیه ای از امنیت این منطقه سخن به میان آوردند.

پرویز ورجاوند: از جمله دو جایگاهی در اینجا شناسایی شده که عبارتند از آغاز استقرارهای آغاز دوره هخامنشی که تداوم پیدا می کند تا دوره ساسانی. الان سونداژها حکایت از این دارد که بله این جایگاهها قبل از استقرار کلان هخامنشی شروع می شود و تمامی طول دوران هخامنشی تدارم دارد. و این مساله مهمی است. به دلیل آن که در کنار پایتختی مثل پاسارگاد و در یک فاصله کم از یک پایتخت تشریفاتی دیگر مثل تخت جمشید، وجود این استقرارها را باید شناسایی کرد. معماری، بافتی که این استقرارها دارند. این که چه گروهی با چه سطحی از زندگی اجتماعی قدرت ابزارسازیشان چطور بوده، اینها مجموعه ای از مسائلی است که تا به حال در هیچ بخش دیگری با آن برخورد نکردیم.

ا. م. ک: اما، ایا این احتمال وجود دارد که کاوشهای یکساله موید آبگیری سد سیوند شوند؟ پرویز ورجاوند می گوید بستگی دارد به پاسخ این پرسشها.

پرویز ورجاوند: اگر اینها در کف دریاچه قرار می گیرند، ضرورت دارد که این سد آبگیری شود یا نه، برخی از اینها در شرایطی نیستند که ضرورت مطلق برای حفظشان باشد. بیرون کشیدن تمام آثار و احتمالا مستند سازی به گونه ای در یک موزه در کنار منطقه، برمی گردد به بررسیها و آنوقت باید تصمیم دیگری گرفت.

ا. م. ک: پاسخ دادن به این پرسشها آسان نیست و از همین روی اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس، گزارشهای خود را درباره پیامدهای آبگیری سد سیوند به مجلس دادند تا مجلس بر مبنای منافع ملی تصمیم بگیرد. اما محمد علی دادخواه این را کافی نمی داند.

محمد علی دادخواه: باید این را متخصصان بی طرف اظهار نظر بکنند. در مجلس هم کسانی که متخصص این فن باشند، در آن کمیسیون وجود ندارد. به نظر من باید دعوت بکنند از متخصصان و کارشناسان یونسکو، چون قسمت پاسارگاد در زمره آثاری است که مورد حمایت یونسکو قرار گرفته است و به عنوان میراث فرهنگ بشری مورد حمایت مجامع بین‌المللی هست و یا این موضوع را واگذار بکنند به گروه باستانشاسی دانشگاه تهران.

ا. م. ک: پرویز ورجاوند استاد باستانشناسی دانشگاه تهران هم می گوید کمیسیون فرهنگی مجلس در این باره نه با او و نه با همکاران مجربش تماسی نگرفته. او می گوید برای حل این مساله دولت باید کار را به کاردارن بسپارد، متنها به این شیوه خاص.

پرویز ورجاوند: شورای کلانی برای کار میراث فرهنگی باید در ایران سامان بگیرد که اعضای این شورا اصلا زیر بلیط دستگاه حکومتی، نه میراث، نه دانشگاه و نه هیچ جای دیگر نباشند. یعنی افرادی باشند صاحبنظر، شناخته شده و معتبر که قدرت موضعگیری را در مقابل حاکمیت داشته باشند که هم مجلس، هم دستگاه میراث و هم دولت خودش راموظف بداند که کارشناسی آنها را بپذیرد و انجام دهد.

ا. م. ک: شاید به دلیل نبودن چنین شورایی است که تشکلهای فرهنگی علاقمند به پاسارگاد هنوز دو دلند. مثلا کمیته بین‌المللی برای نجات دشت پاسارگاد، گروهی که درپی بحثها درباره پیامدهای سد سیوند عمدتا در خارج از ایران تشکیل شد، در بیانیه ای از یک سود تعویق یکساله در آبگیری سد سیوند را یک پیروزی به حساب می آورد و از سوی دیگر می افزاید: تا زمانی که کارشناسان مهر تایید بر آبگیری این سد نزنند، به تلاشهایش پایان نمی دهد.

گفتگوی کيواندخت قهاری با عمادالدين باقي درباره اعتصاب غذاي زندانيان سياسي، صداي آلمان

گویانیوز:
عمادالدين باقى: مشكل اصلى اينجاست كه مسؤولين صداى زندانيان را نمى‌شنوند.


”كميسيون ملى حقوق بشر فرانسه“ همراه با تقدير از تلاش‌هاى عمادالدين باقي و ”انجمن دفاع از حقوق زندانيان ايران“ جايزه‌اى را به منظور قدردانى از زحمات اين فعال حقوق بشر اختصاص داد. دويچه وله (صداى آلمان) در مصاحبه با عمادالدين باقى در پى يافتن علل اعتصاب غذاى گروهى از زندانيان سياسى در زندان گوهردشت كرج، واكنش مسؤولان و نقش انجمن دفاع از حقوق زندانيان در اين ميان برآمد.

مصاحبه گر: کیواندخت قهاری

دویچه وله: آقای عمادالدین باقی، نخست می‌خواستیم تبریک بگويیم که جایزه‌ی کمیسیون ملی حقوق بشر فرانسه به شما و «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» اهدا شده است. تاثیر اینگونه تشویق‌ها را، آقای باقی، بر روى کارتان چگونه می‌بینید؟

عمادالدین باقی: ما برآیند اين تشویق‌ها را مثبت می‌بینیم. یعنی معتقد هستیم که این اتفاقات نشان می‌دهد که عملکرد ما فقط تحت نظارت افکار عمومی در داخل کشورنیست، بلکه نهادها و سازمانهای حقوق بشری خارج از ایران هم نظارت می‌کنند و اهدای چنین جایزه‌ای به معنای اینست که بر عملکرد انجمن صحه گذاشته‌اند. نکته‌ی قابل توجه آن این است که ما در این مدت نشان داده‌ایم که موضع ما موضع سیاسی نیست و سعی کرده‌ایم عملکردمان را فقط در چارچوب موازین حقوق بشر محدود بکنیم و لذا معتقدیم که برای پیشبرد حقوق بشر در ایران بعنوان یک نهاد میانجی باید با دولت و حکومت هم تعامل داشت. با وجود اینکه این مشی را داشتیم فعاليت انجمن ما مورد توجه قرار گرفته است، و اين نشان می‌دهد که از نظر نهادهای بین‌المللی حقوق بشر این مشی، مشی‌ای قابل دفاع است. و ما امیدوارتر می‌شویم به کارهایی که انجام می‌دهیم، انگیزه‌ی خود من و همکارانم نیز، برای ادامه‌ی فعالیت‌های مانربیشتر می‌شود.

دویچه وله: آقای باقی، می‌پردازم به خبرهایی که بدست ما رسیده است، در مورد اینکه چند تن از زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج در اعتراض به فشارهایی که به آنها وارد می‌شود، از هفته‌ی پیش در اعتصاب غذا هستند. لطفا اگر اطلاع بیشتری در اینمورد دارید در اختیار شنوندگان ما بگذارید.

عمادالدین باقی: این افراد پیش از اینکه اعلام اعتصاب غذا بکنند ، جداگانه از داخل زندان تلفنی با من تماس گرفتند و اطلاع دادند که چنین قصدی را دارند. البته بحث‌های مختلفی شد. مثلا آقای جاوید تهرانی در تماسی که گرفته بودند، ضمن اینکه اعلام کردند قصد اعتصاب دارند، در مورد پرونده‌شان هم صبحت کردند و می‌گفتند که محکومیت سنگینی به ایشان داده‌اند و سخت‌گیری‌های بعدی‌ای که اعمال شده است و همین سخت‌گیری‌ها كه باعث شده ایشان دست به اعتصاب غذا بزنند، همه ناشی از اتهامی است که به ایشان وارد کرده‌اند و آن اتهام ارتباط با «سازمان مجاهدین خلق» است. ایشان قاطعانه و بشدت این اتهام را تکذیب می‌کرد و مى‌گفت که این اتهام برای بدنام کردن من و برای توجیه این سخت‌گیری‌هایی است که در مورد من اعمال می‌شود. افراد دیگری هم که تماس گرفته بودند هرکدام دلایل خاصی داشتند برای تصمیم‌شان به اعلام اعتصاب. مثلا آقای خالد حردانى، که ایشان و دو برادر زنش، شهرام و فرهنگ پورمنصوری، بیش از ۶ سال است در زندان هستند و مرخصی هیچوقت به آنها تعلق نگرفته، حتا در ماه‌های اخیر و خصوصا یکی دوسال اخیر رفتارشان در زندان بگونه‌ای بوده است که تمام مسئولین زندان از رفتارشان راضی بوده‌اند و علی‌رغم این رفتارشان و تلاش‌های زیادی که شد برای دادن مرخصی به اینها، که حتا در یک‌نوبت ما اطلاع داریم که مسئولین زندان با مرخصی اینها موافقت کرده‌اند، اما این اتفاق نیفتاد. لذا اینها باعث رنجش و عکس‌العمل در این افراد می‌شود و اینکه می‌بینند نه تنها به این حقوق‌شان توجه نمی‌شود، بلکه گاه گاهی به مناسبت‌هایی، با دلیل و بی‌دلیل، محدودیت‌هایی هم اعمال می‌شود. از جمله اخیرا خبرش نیز منتشر شده بود که در ملاقاتی که با خانواده‌شان داشته‌اند، زندانبان وقتی که زمان ملاقات به پایان می‌رسد از ایشان با لحن تندی می‌خواهد که ملاقاتش را تمام کند. ایشان هم پاسخ می‌دهد و این پاسخ‌های متقابل باعث کشمکشی می‌شود در حضور خانواده و جلوی چشم خانواده که متاسفانه زندانبان‌ها متوجه بازتاب منفی چنین صحنه‌ای در روحیه خانواده زندانی نمی‌شوند و آقای داراب زند هم مداخله می‌کند برای اینکه این کشمکش به پایان برسد، که البته اینها یک روایت است که ما شنیده‌ایم. بعد، باعث می‌شود این کشمکش ادامه پیدا کند و در نهایت هم آقای داراب زند و آقای حردانی برای مدت یکهفته الی ۱۰ روز به سلول انفرادی منتقل می‌شوند. متاسفانه در این رابطه مسئولین هیچ تحقیقی نمی‌کنند که ببینند مقصر کیست. چون به هرحال مقصر ممکن است زندانبان باشد یا زندانی باشد و نباید اصل را گذاشت بر اینکه هر اتفاقی بیفتد حتما زندانی مقصر است و بلافاصله تنبیه بشود. بدون اینکه هیچ تحقیقی بکنند اینها را بلافاصله تنبیه کردند. خوب، اینهم یک عامل دیگری شد که باعث عکس‌العمل و رنجش در اینها شد. ضمن اینکه این زندانی‌ها در کرج غالبا خواستشان است که به تهران منتقل بشوند. این مسأله مرخصی که قبلا گفتم فقط یکی از دلایل‌اش است. مثلا آقای داراب زند حق‌اش است که مرخصی بیاید. رفتارش هم در زندان رفتاری نبوده که توجیهی برای جلوگیری از مرخصی‌شان باشد. حالا ممکن است در مورد یک یا دو زندانی مسئولین بتوانند توجیهی پیدا بکنند. مثلا فرض کنید، زندانی‌ای ما داشتیم که با مرخصی‌اش هم موافقت شده بود، اما اشتباهی مرتکب شده بودند و یک بیانیه ای، بیانیه‌ای که از لحاظ حقوقی هم قابل دفاع نبود، در مورد حوادث کردستان و خوزستان داده بودند و آن باعث شد که مرخصی‌شان لغو بشود. اما این در مورد اکثر زندانی‌ها اساسا صدق نمی‌کند. در حالیکه خیلی از مجرمین واقعی یا حتا ما اطلاع داریم کسانی که جرائم مالی، سرقت مسلحانه یا حتا جرائمی مثل آدم ربایی و اینها داشتند، یا فرض کنید جرائمی مثل فساد و فحشا و اینها، اما به اینها مرخصی تعلق گرفته است. البته این مثبت هم هست و در هرحال نشان‌دهنده یک نوع تسامح و سعه صدر در برخورد با این مجرمین است . اما این تسامح و سعه صدر دامنه اش گسترده تر نمی‌شود و باید شامل حال این قبیل زندانيها هم بشود که متاسفانه نمی‌شود.

دویچه وله: آقای باقی، می‌خواستم بپرسم که درست است كه یکی دیگر از خواستهایشان جداشدن از مجرمان عادی بوده است؟

عمادالدین باقی: بله، یکی دیگر از خواست‌هایشان این است که اینها را جدا کنند. الان چندتا ازآنها در یک بند دیگری هستند و چندتا هم در یک بند دیگر که اینها می‌خواهند با هم باشند و همه‌ی اینها مایل‌اند که در تهران باشند. چون خیلی از اینها خانواده‌های شان در تهران هستند، مثل آقای بینا داراب زند، آقای ارژنگ داودی که متاسفانه آقای ارژنگ داودی که در همان زندان رجایی شهر بودند، با وجود اینکه ایشان ساکن تهران هستند، اما حکم محکومیت ۱۴ سال ایشان را برای بندرعباس صادر کرده‌اند. یعنی ایشان زندان در تبعید را باید بگذرانند و الان در بندرعباس هستند.

دویچه وله: به چه اتهامی محاکمه شده‌اند؟

عمادالدین باقی: اتهام ایشان تشکیل گروه غیرقانونی و اقدام علیه امنیت بود. ولى من اصلا وارد ماهیت پرونده می‌شوم که این اتهام وارد هست یا نه. بحث من فقط حقوق زندانی است، حتا اگر فرض را هم شما بر این بگذارید که این اتهام وارد هست. اما یک زندانی حقوقی دارد و این حقوق باید در هر شرایطی رعایت بشود. نمی‌شود در حالیکه خانواده زندانی در تهران ساکن است، حکم ۱۴ سال حبس بدهند، ۱۴ سال حبس در تبعید در بندرعباس که خانواده ایشان قادر نباشد به ملاقات برود. البته شرایط ایشان هم در داخل زندان بندرعباس شرایط بسیار بدی ست. ما یک نامه‌ای هم نوشتیم به آیت‌الله شاهرودی، که به دلایل مختلفی صلاح دانستیم انتشار عمومی نداشته باشد، و نامه‌ای ضمیمه آن کردیم، ارسال کردیم که مسؤولین مطلع بشوند، تا بلکه تصمیمی برای بهبود شرایط این زندانی و زندانیان مشابه آن اتخاذ بکنند. به هرحال این هم یکی از حقوق طبیعی‌شان است که مایل هستند در شهر محل سکونت‌شان باشند و منهای اینکه اساسا این اتهامات وارد هست یا نیست، که ما کاری به آن نداریم و وارد ماهیت پرونده نمی‌شویم، بهرحال این هم قابل قبول است که اینها در شهر محل سکونت‌شان دوره حبس شان را بگذرانند.

دويچه وله: يكى ديگر از خواستهايى كه گويا زندانيان اعتصابى دارند اين است كه از مجرمان عادى جدا بشوند و به عنوان زندانى سياسى جايگاهشان را داشته باشند.

عمادالدين باقى: اين چند نفرى كه الان جدا شده‌اند، به بندى رفته‌اند كه در آن در كنار مجرمين عادى قرار دارند. به عبارت ديگر اينها در سال گذشته با آمدن رييس جديد زندان رجايى شهر شرايطشان بهتر شد. يعنى از بندى كه همه‌شان ناراضى بودند– و يك بار هم سال گذشته به عنوان اعتراض اعتصاب كرده بودند– منتقل به بند ديگرى شدند، شرايطشان بهتر شد، از لحاظ تماس تلفنى امكانات بيشتر داشتند، به نحوى كه برخى از اين زندانيان در تماس تلفنى‌اى كه با ما داشتند از بهبود شرايطشان اظهار رضايت كردند. اخيرا چند تن از اين زندانيان را به بند ديگرى منتقل كردند، كه اين هم يكى از دلايل اعتصابشان است. مى‌گويند ما را نبايد كنار مجرمين خطرناك نگاهدارى كنند و بايد به وضع قبلى برگردانند. البته اين را هم اضافه كنم كه در تماسى كه داشتند، من برايشان توضيح دادم كه از آنجا كه اعتصاب غذا خلاف موازين حقوق بشر است، ما نمى‌توانيم از اعتصاب غذاى شما دفاع كنيم. حتى توصيه كردم به اينكه اعتصاب غذا نكنيد. چون اعتصاب غذا مصداق بارز خشونت عليه خود و آسيب رساندن به خود است. آن هم در زندانى كه امكانات محدود است، رسيدگيها بسيار ضعيف است و زندانى وقتى اعتصاب غذا بكند ممكن است به لحاظ جسمى آسيب ببيند. تقاضاى ما اين بود كه روشهاى ديگرى دنبال بشود. ولى به هر حال زندانى گاه در شرايطى قرار مى‌گيرد كه هيچ راهى به جز اعتصاب غذا برايش نمى‌ماند. حال اين بحث كه چرا فعالان و سازمانهاى حقوق بشرى در سراسر دنيا اعتصاب غذا را مخالف حقوق بشر مى‌دانند، بحث مفصلى است كه من تصميم دارم در مقاله‌اى به آن بپردازم. از نظر ديگرى كه باز ما توصيه مى‌كنيم زندانيان اين كار را نكنند، اين است كه طبق آيين‌نامه زندان مسؤولين زندان مى‌توانند اين را تخلف محسوب بكنند و با زندانى برخورد بكنند. البته اين مخصوص زندانهاى ايران نيست. طبق آيين‌نامه‌ها و مقررات در تمام دنيا اعتصاب غذا تخلف محسوب مى‌شود. ولى متأسفانه در ايران وقتى زندانى دست به اعتصاب غذا مى‌زند، به جاى اينكه به دليل و انگيزه اعتصابش توجه كنند، صداى او را بشنوند و رسيدگى به خواستهايش بكنند و اگر ديدند خواستهايش بجاست به آن ترتيب اثر بدهند، به هيچ وجه اين خواستها شنيده نمى‌شود و فقط مى‌خواهند طبق مقررات آيين‌نامه‌اى رفتار كنند و با آن به عنوان تخلف برخورد كنند. يعنى به جنبه‌هاى ديگر مسأله كه توجه به خواست زندانى است توجه نمى‌شود.

دويچه وله: انجمن دفاع از حقوق زندانيان در اين ميان براى حل مشكل چه نقشى مى‌تواند داشته باشد؟

عمادالدين باقى: مشكل اصلى اينجاست كه مسؤولين صداى زندانيان را نمى‌شنوند. ممكن است بعدا توجيه‌شان اين باشد كه چون صداى‌ زندانيان را نشنيدند به حقوقشان توجه نكردند. اما نهادهايى مثل انجمن دفاع از حقوق زندانيان نقش كاتاليزور را در انتقال صداى زندانى ايفا مى‌كنند. با نامه‌نگارى با مسؤولين، نامه‌هاى خصوصى، ديدار و بيانيه كوشش مى‌كند آنها را مطلع بكنند، به اميد اينكه آنها ترتيب اثر بدهند. اما متأسفانه آنها مى‌شنوند و ترتيب اثر نمى‌دهند و به اين وسيله براى خودشان بحران و دردسر و براى كشور هم بدنامى در افكار عمومى داخل و خارج فراهم مى‌كنند. حال آنكه ما خيرخواهشان هستيم و سعى مى‌كنيم كه با انتقال نظر زندانيان خواهان رسيدگى به وضعيت‌شان بشويم. ولى چنين اتفاقى نمى‌افتد و آنها هم خيرخواه خودشان نيستند. خيلى خونسرد از كنار موضوع و ناراحتى زندانيان مى‌گذرند. فقط اگر خود اين آقايان مدتى در حبس گرفتار بشوند، متوجه دشوارى لحظات و ثانيه‌ها و اين دفع‌الوقت كردنها مى‌شوند و اينكه چقدر اين خونسردى دشوار است. به همين دليل است كه در قوانين داخلى رسيدگى به وضعيت زندانى در اولويت است. زيرا شرايط زندانى متفاوت از شرايط يك فرد عادى است. اين فقط مخصوص زندانيان سياسى نيست. من در اينجا تأكيد بكنم كه اين قسمت از بحث من بسيار كلى است. ما مدام خبرهاى زيادى از زندانيان عادى مى‌شنويم كه دست به اعتصاب غذا مى‌زنند. البته زندانيان عادى، برخلاف زندانيان سياسى، صدايشان اصلا به جايى نمى‌رسد. يعنى مى‌خواهم بگويم كه حتى زندانيان عادى هم وقتى مى‌بينند كه به شيوه‌هاى قانونى و عادى اعتراضشان توجه نمى‌شود، يا اگر هم توجه مى‌شود، آنقدرزمان سپرى مى‌شود كه شكايتى كه ظرف يك هفته به آن بايد رسيدگى شود، يك سال طول مى‌كشد، آنها هم متوسل به اين شيوه‌ها مى‌شوند كه گفتم ما از اين شيوه دفاع نمى‌كنيم، اما مى‌خواهم از اين نتيجه بگيرم عدم توجه مسؤولين را به حساسيت شرايط زندانيان.

دويچه وله: آقاى باقى، از شما براى اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد سپاسگزاريم.

[برای شنيدن اين مصاحبه و رجوع به اصل آن در سايت دويچه وله اينجا را کليک کنيد]

مذاكرات پس پرده اتمى ايران و كره شمالى

رادیو آلمان: مشكل برنامه‌هاى اتمى ايران هر روزى كه مى‌گذرد، بيشتر در صحنه بين‌المللى مطرح مى‌شود.


خبرگزارى فرانسه امروز به نقل از هفته‌نامه آلمانى اشپيگل گزارشى را در مورد تلاش‌هاى پنهانى ايران براى همكارى‌هاى تسليحاتى هسته‌اى با كره شمالى منتشر كرد. بر پايه‌ى اين گزارش، در صورتيكه كره شمالى در خصوص توليد و تكميل موشك‌هاى هسته‌اى با ايران هميارى كند، از همكارى‌هاى وسيع اقتصادى جمهورى اسلامى بهره‌مند خواهد شد.

هفته‌نامه اشپيگل، چاپ هامبورگ آلمان مى‌افزايد كه اين اطلاعات را از منابع امنيتى مخفى كشورهاى غربى بدست آورده است. به موجب اين گزارش، يكى از مقام‌‌‌‌‌‌‌هاى بلندپايه‌ جمهورى اسلامى به عنوان فرستاده ‌ويژه رژيم ايران از سوى رهبران اين كشور مأموريت يافت تا راهى كره شمالى شده و اين پيشنهاد را در آنجا ارائه دهد. اما در ظاهر امر اين چنين اعلام شد كه وى به عنوان رييس انجمن دوستى كره شمالى ـ ايران رهسپار كره شمالى مى‌شود تا در مورد موضوعات مربوطه گفتگو كند. در اين گزارش آمده كه مقام نامبرده ايرانى در هفته دوم اكتبر وارد پيونگ‌ يانگ، پايتخت كره شمالى شد و در آنجا با مقام‌هاى اين كشور ديدار و گفتگو كرد. وى در اين ديدار اظهار داشت كه در صورت موافقت كره شمالى با پيشنهاد ايران، كره شمالى مى‌تواند در ابعاد وسيعى از نفت و گاز رايگان ايران بهره‌مند شود.

هفته‌نامه اشپيگل مى‌افزايد: ايران به دو دليل اساسى خواستار شكست گفتگوهاى پنج كشور جهان با كره شمالى بر سر مناقشه اتمى اين كشور است، در گفتگوهايى كه در آن علاوه بر كره شمالى، كره جنوبى،‌ آمريكا، روسيه، ژاپن و چين نيز حضور دارند. نخست به اين دليل كه موشك‌هاى شهاب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ٣ ايران از روى نمونه موشك نودونگ Nodong كره شمالى ساخته شده است. ايران با تكيه بر الگوى موشك نودونگ تلاش كرده تا با تكيه بر توان داخلى خود به توليد و بهينه‌ سازى موشك‌هاى شهاب ٣ دست بزند. دليل دوم اينكه در صورت حل و فصل مناقشه اتمى كره شمالى،‌ ايران در مشاجرات اتمى جهانى تنها می‌ماند و توجه‌ جامعه بين‌الملل به ايران به عنوان بزرگترين متخلف اتمى جلب مى‌گردد. همين امر باعث خواهد شد كه فشار آمريكا و كشورهاى عضو اتحاديه اروپا بر رهبران جمهورى اسلامى ايران افزايش يابد. سازمان ملل متحد، كشورهاى اروپايى و آمريكا بى‌شك پس از رفع مشكل اتمى كره شمالى خواستار كنترل بيشتر برنامه‌هاى هسته‌اى ايران خواهند شد و اين همان پيامدى است كه جمهورى اسلامى ايران از آن مى‌گريزد. همچنين بايد گفت، تاكنون معلوم نشده كه واكنش كره شمالى نسبت به پيشنهاد پنهانى جمهورى اسلامى چه بوده است؟

اين در حاليست كه به گزارش خبرگزارى رويترز،‌ بامداد امروز هزاران تن از بسيجيان به مناسبت آغاز هفته بسيج در شهرهاى مختلف رژه رفته و به مخالفان جهانى برنامه اتمى ايران قدرت‌ خود را نشان دادند. در تهران حدود ۳ هزار بسيجى در حاليكه لباس مخصوص بسيجيان را به تن داشتند، در برابر محمود احمدى‌نژاد، رييس جمهورى ايران رژه رفته و فرياد ”الله و اكبر“ سردادند.

احمدى‌نژاد گفت كه حاكميت فرهنگ بسيجى در همه عرصه‌هاى كشور باعث خواهد شد تا آنانى كه برنامه‌هاى اتمى ايران را به باد انتقاد گرفته و با آن مخالفت مى‌ورزند، شكست بخورند. وى افزود: در عرصه هسته‌اى گام‌هايى برمى‌داريم، ولى دشمنان ما ناراحت مى‌شوند، ولى ما امروز شاهد تجلى فرهنگ و روحيه‌ى بسيجى در همه‌ى عرصه‌ها هستيم. آنها مى‌بينند كه ما با فرهنگ و اقتدار بسيجى در صحنه‌هاى بين‌المللى و ديپلماسى حضور داريم و مذاكره مى‌كنيم و دشمنان ما از دست ما عصبانى هستند، من يك جمله بيشتر به آنها نمى‌گويم، از دست ما عصبانى هستيد،‌ مى‌دانم عصبانى باشيد.

درخواست بيش از ۱۸۲ تن از وكلا و حقوق‌دانان كشور براي آزادي عبدالفتاح سلطاني

گویانیوز: با سپري شدن 4 ماه از بازداشت عبدالفتاح سلطاني وكيل پايه يك دادگستري و عضو هيات مديره كانون وكلا و طولاني شدن غيرمنطقي دادرسي و بلا تكليف ماندن وضعيت وي بيش از 182 تن از وكلا و حقوق‌دانان كشور طي نامه‌اي به آيت‌الله شاهرودي رييس قوه قضاييه خواستار رسيدگي عاجل به پرونده و آزادي نامبرده با تخفيف قرار گرديدند. لازم به توضيح است كه در چند ماه گذشته درخواست‌ها و اقدامات متعددي از سوي شخصيت‌هاي فرهنگي ، مطبوعاتي، حقوقي و سياسي و نهادهاي داخلي و بين‌المللي در همين زمينه مطرح شده و تاكنون بي‌پاسخ مانده‌است. نكته درخور توجه اين است كه در دهه‌هاي گذشته در ايران اقدام جمعي و مشترك اين تعداد از وكلا و حقوق‌دانان در چنين موضوعاتي بي‌سابقه بوده است و همين امر حاكي ازاهميت مسئله مي‌باشد. گمان مي رود با توجه به ابعاد وسيع‌ حقوقي اين اقدام در داخل و خارج تاثيرات مثبتي بر روند پرونده عبدالفتاح سلطاني جاي نهد.


بسمه‌تعالي
رياست محترم قوه قضائيه
حضرت آيت‌الله هاشمي شاهرودي
با سلام‎؛

احتراماً همچنان كه مستحضر هستيد وكيل مبرز و توانا جناب آقاي عبدالفتاح سلطاني نزديك به چهارماه است كه بدون ارائه دلايل مستند و قابل قبول بازداشت مي‌باشد كه 42 روز از آن در سلول انفرادي و مابقي نيز در شرايطي مشابه سلول انفرادي و تنها با حضور فرد ديگر در سلول بوده است. طي اين مدت عليرغم پيگيري متعدد وكلاي نامبرده اجازه ملاقات به آنها داده نشده است. از اين گذشته در اين مدت اطلاعات متناقضي از سوي دادستاني انقلاب عليه ايشان مطرح شده كه در مغايرت كامل با حقوق شهروندي و رعايت بي‌طرفي و استقلال امر قضاء است.

حضرت آيت‌الله هاشمي شاهرودي
جنابعالي طي بخشنامه‌هاي متعدد و همچنين در بيانات خود بر ضرورت رعايت حقوق شهروندي و حفظ حقوق متهمين تأكيد كرده‌ايد‏، اما متأسفانه شواهد بسياري دال بر عدم توجه به اين اظهارات در نظام قضايي كشور وجود دارد كه روند پرونده همكار محترم و ارجمند ما عبدالفتاح سلطاني از مصاديق بارز آن مي‌باشد.
لذا از جنابعالي تقاضا داريم به منظور تأمين امنيت حرفه‌اي حقوقدانان و رفع شائبه هرگونه اراده سياسي در پرونده جناب آقاي سلطاني دستور فرماييد نامبرده بلافاصله با تبديل قرار به قيد كفالت از زندان آزاد و در صورت هرگونه ادعا مبني بر انجام بزه از سوي ايشان سريعاَ دادگاه صالحه و علني به منظور بررسي اتهامات تشكيل گردد.

1. آزري، مجتبي 10161
2. آشوري، رضا
3. ابراهيمي، عاطفه
4. ابوطالبي، شهرانگيز
5. اسماعيل‌زاده، هادي
6. اصولي
7. اعتمادزاده، مزدك
8. اعزازي، محمد رضا
9. اعلامي
10. افتخار جهرمي، گودرز
11. افلاكي، نصرالله
12. اقبالي، سعيد
13. امين زاده
14. اويسي كيا، محمد
15. اويسي، محمدرضا
16. ايوبي، ابراهيم
17. باجلان، عباس
18. بخشي، پروانه
19. برات حسين
20. براتي، ناصر
21. بردبار، محمد رضا
22. برزگر، مرتضي
23. بزرگ‌نيا، احمد
24. بزرگي كوشاشاهي، مهدي
25. بزرگي، مهدي
26. بهاري، محمد علي
27. بهشتي‌نژاد، زهره
28. بي‌آلايش، كيان
29. بياباني
30. بيك‌وردي، حبيب
31. پارسا منش، عباس
32. پاك نژاد، عليرضا
33. پراكند، مهناز
34. پرسته
35. پور استاد، مجيد
36. پور رستگار
37. پورآذر، شاپور
38. پيري‌زاده، فرح
39. تمدن، رضا
40. ثابت
41. ثابت‌قدم سيد، ابراهيم
42. جاهد، نرگس
43. جليل
44. چهار لنگ
45. حائري
46. حاجي پور عبدالغفار
47. حاجي‌پور جفروردي، عليرضا
48. حبيب‌نژاد، كريم
49. حداد عادل، شهاب‌الدين
50. حسن زاده، طاهر
51. حسين آبادي امير
52. حسيني
53. حق پايدار اعتمادي مهردخت
54. حيدري‌نژاد بهمن
55. خاقاني، مرتضي
56. خاني، جليل 10000
57. خضريان، امين
58. خليلي، حميد
59. خليلي، سعيد
60. خواجوي، راد، علي
61. خوش نظر، سيده مريم
62. دادخواه، محمد علي

63. درويش
64. دريا بيگي، دبير
65. دزفولي، سهيلا
66. رافع، فريدون
67. رجبي، نصرت‌الله
68. رسول‌زاده
69. رضايي
70. رضوي نژاد
71. رفيعي
72. رمضاني، غلامرضا
73. رمضاني، فتانه
74. رهامي، محسن
75. رياحي، غلامعلي
76. زبردست، فرناز
77. زرافشان، شهرام
78. زركلام، ستار
79. زعيم، هاجر
80. زكي‌خاني، عباس
81. زماني، عباس 5250
82. زنجاني، رجبي
83. ستوده، نسرين
84. سجادي، سيد حسن
85. سلاجقه، روح‌الله
86. سليمي، علي
87. سهيلي ليرواي، جمشيد
88. سيف‌زاده، سيد محمد
89. شادماني‌فر، محمد رضا
90. شجاعيان، محمد
91. شريعت، سرور
92. شريف، محمد
93. شريفي، حسن
94. شعبانعلي، سامان
95. شعباني
96. شكيب، ابوالقاسم
97. شهبازي
98. شهرياري، توران
99. صادق
100. صباغيان
101. صبوري، آزاده
102. صدر شادي
103. طالبي، سحر
104. عادلي، اعظم
105. عاشوري، عبدالحسين
106. عبادي، شيرين
107. عبدالهي، مسلم
108. عسكري، فاطمه
109. عطارديان، ندا
110. علم، محمود
111. علوي‌پور
112. علي كرمي، ليلا
113. عليزاده طباطبايي، محمود
114. غفاري، صائب
115. غيرت، فريده
116. فتحي، احمد
117. فتحي‌نژاد، شهرام
118. فدائي، فاطمه
119. فدائي، محمد رضا
120. فرح بخش، قدرت‌الله
121. فرض‌پور، محمد
122. فرهادي، فريده
123. فشنگچي
124. فقيهي، محمد رضا
125. فهيمي، الهام
126. قاسمي، مجيد
127. قدس، فتح الله
128. كاتوزيان، مانلي
129. كاسه، گرمي‌161 قزوين
130. كاشي، رضا
131. كاكاي، افشار علي
132. كامران‌زاده، محمود
133. كرمي، منصور
134. كريمي پور
135. كريمي، محمد رضا
136. كشاورز
137. كمالي، سيد محمد
138. كوبر، فائضه
139. كيان ارثي، مريم
140. كياني، نصرت‌الله
141. كيواني، مهدي
142. لاري دشتي، حجت‌الله
143. لاري‌دشتي، حجت‌الله
144. لطيفيان ،حسيني
145. مالكي، جليل
146. محجوب مهران
147. نصيري، مرتضي
148. نعمتي، ناهيد
149. نقري، مهدي
150. نقي‌زاده، حسن
151. نمازي، ليلا
152. نوروزي، عارف
153. نيك بخت صالح
154. نيك‌آرا مرضيه
155. نيكو احمد كرزاي حيمد رضا
156. وفا، بهزاد
157. هاشمي، پيرنقي
158. هاشمي‌فرد، حميدرضا
159. هروي، احمد
160. يزداني
161. يزداني، اكبر
162. يزدي، رضا
163. يغمايي، بهروز
164. محرري، يوسف
165. محمد پور، حسين
166. محمدي تركماني، ‌رضا محمد
167. محمدي، عباس
168. محمدي، منيژه
169. مختاري
170. مختاري، الهام
171. مستوفي، جهانگير
172. مشفق سيروس
173. مصباح كياني، سيد محمود
174. مظاهري، راضيه
175. مظفري، علي اشرف
176. مقدم‌زاده كاشي، سيد محمد
177. موسوي
178. مولايي، مهدي
179. مومني‌زاده، هوشنگ
180. مهدي‌زاده، علي
181. نجفي، توانا علي
182. نجم‌آبادي، سعيد
183. و چند امضاي ناخوانا

تحصن در هشتمين روز اعتصاب دانشجويان دانشكده داروسازي اصفهان

منبع: از طرق میل

اعتصاب دانشجويان دانشكده داروسازي اصفهان كه از تاريخ 28/8/84 آغاز گرديده است ديروز(يكشنبه 6/9/84) با تحصن دانشجويان داروسازي در مقابل دفتر رييس دانشگاه هشتمين روز خود را پشت سر گذاشت. اين اعتصاب كه در پي طرح پيشنهادي نماينده مجلس ( رضا عبدالهي) و تغيير قوانين كار داروسازي و مجوز تاسيس داروخانه صورت گرفته به تعطيلي كليه كلاس هاي درسي و لغو امتحانات انجاميده است. دانشجويان دانشكده داروسازي اصفهان همگام با دانشجويان داروسازي سراسر كشور اعتصاب نموده و از شركت در جلسات امتحاني و كلاس هاي درس خودداري كرده اند.

محكوميت يدالله شعباني از فعالان جنبش معلمان اصفهان
يدالله شعباني، بازرس سابق كانون فرهنگيان استان اصفهان به اتهامات مختلف به شش ماه حبس تعزيري مبدل به چهار سال حبس تعليقي توسط شعبه سه دادگاه انقلاب اصفهان محكوم گرديد.
نامبرده فعلا با قيد وثيقه يكصد ميليون توماني آزاد مي باشد.
مستندات پرونده وي بر اساس گزارش هاي رسيده بدين شرح مي باشد:
1. گزارش دانش آموزان و اولياء آنها
2. گزارش دوستان
3. نوشتن نامه به وزير اطلاعات وقت از طريق كانون
4. جايگزين كردن اعضاي تندرو به جاي افراد ملايم كانون
5. تلقي "فرومايگان" نسبت به اعضاي معتدل كانون
6. تشكركردن از اعتصاب كنندگان در اسفندماه 1383
7. شركت در تشكلهاي فرهنگيان(يزد، رشت و كرمانشاه)

November 26, 2005

امدادهای غیبی نمایشگاه بسیج را در آتش سوزاند

پیک ایران: نمایشگاه بسیج که به منظور ارایه دستاوردهای بسیجیان در محل خیابان خاوران تهران برپا بود ، شب گذشته و به هنگام پخش فیلم سینمایی برای بازدید کنندگان ، دچار آتش سوزی شد.
به گزارش خبرگزاری مهر ، ساعت 22 شب گذشته چادر نمایشگاهی بسیج در محله خاوران که محل بازدید اقشار مختلف مردم از دستاوردهای بسیج بود ، بنا به دلایل نامعلومی دچار حریق شد و در آتش سوخت.
این حادثه زمانی اتفاق افتاد که مسئولان نمایشگاه مشغول پخش فیلم سینمایی دوئل برای عده ای از خانواده ها بودند که چادر برزنتی دچار حریق شد.
بنابرهمین گزارش ، حدود 140 نفر از مردم به هنگام وقوع حادثه در محل نمایشگاه حضور داشته اند که حضور به موقع مسئولان و وجود چند عدد کپسول آتش نشانی باعث شد کسی دچار آسیب جانی نشود.
بنابر شنیده ها، مسئولان نمایشگاه مدعی شده اند این آتش سوزی عمدی بوده است اما مسئولان سازمان آتش نشانی و نیروی انتظامی تهران بزرگ چنین ادعایی را منتفی دانسته اند.

چمران یار دیروز فریب خورده امروز و انتقام جوی فردا !

پیک ایران:نکته ای از يک خواننده سايت : تا چندی پیش همه جا در کنار احمدی نژاد می توانستید چهره چمران عضو شورای شهر تهران را ببینید . او که تا عضو گروهی است که خود را وابسته به سرچشمه ولایت دانسته و خود را به عنوان نیروهای ذوب در ولایت معرفی می کنند تا چندی پیش در صدد تصاحب سمت معاونت اولی رئیس جمهور بود اما وقتی کارکرد و تاریخ مصرفش برای احمدی نژاد از دست داد رفته رفته از میان تصاویر محو شد و جایش را اعضای انجمن حجتیه داد وقتی انتخاب شهردار در شرایط بحرانی منوط به رای وی شد او به احمدی نژاد پشت کرد و به خیل سهم نیافتگان شاکی پیوست و در گوشه و کنار انتقادهایی می کند .

مصونيت آهنين مرد هزارچهره كنكور از كجاست؟

بازتاب: پيرو انتشار گزارشي با نام «اختاپوس اقتصاد ايران در دستگاه قضايي چه مي‌كند؟»، خبرنگار «بازتاب» بخش ديگري از تخلفات دكتر «و»، عنصر محوري اين تخلفات را منتشر كرد.

در اين گزارش آمده است: دكتر «و» كه حدود 38 سال سن دارد، از چند سال پيش با استفاده از ارتباطات خود و آلوده كردن بسياري از چهره‌هاي قضائي و امنيتي، به محور يكي از مخوف‌ترين شبكه‌هاي فساد در سيستم آموزشي كشور تبديل شده است.

دكتر «و»، علاوه بر مشاركت در خريدوفروش سؤالات كنكور، اقدام به ايجاد شبكه فساد و اغفال ده‌ها دختر دانش‌آموز كرده و به اين ترتيب، شاخه‌هاي اختاپوسي فساد را به صورت گسترده‌اي رشد مي‌دهد.

همچنين مواردي چون جعل مدارك دانشگاهي و اسناد دولتي، قاچاق دولتي و دادن رشوه به مديران دولتي، قضائي و امنيتي و حتي جرايمي چون قاچاق دارو و قرص‌هاي غيرمجاز از جمله اقدامات غيرقانوني وي است.

يكي از شگردهاي دكتر «و»، شناسايي دانش‌آموزاني است كه خانواده‌هاي ثروتمند يا قدرتمند دارند تا با ارائه كليد سؤالات كنكور به آنان، امتيازات سنگيني از آنان بگيرد.

دكتر «و» همچنين اقدام به استفاده از دختري به نام «س ـ گ» از خانواده مرتبط با اپوزيسيون خارج از كشور و مجاهدين خلق كرده و به وسيله او، تعدادي از مديران و افراد را آلوده مي‌كند.

دكتر «و» در بخش جعل اسناد دولتي نيز فعاليت درخشاني داشته كه از جمله مي‌توان به جعل برگ سبز گمرك براي قاچاق دارو، كارت نظام پزشكي و كارت نظام دارويي، كارت نهادهاي امنيتي و... اشاره كرد.

هم‌اكنون دكتر «و» با اتكا به روابط ويژه خود، از زندان آزاد شده و بدون هيچ‌گونه مشكلي، مشغول رسيدگي به امور اختاپوس زير نظر خود است.

بازتاب: تلاش براي سرپوش گذاشتن اختاپوس فساد در آموزشگاه‌هاي كنكور

به رغم گذشت بيش از دو سال از كشف شبكه بزرگ فساد و خريد و فروش سؤالات كنكور در آموزشگاه‌هاي مشهور تهران، تعدادي از چهره‌هاي متنفذ، سعي در مختومه كردن اين پرونده دارند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در اين شبكه، تعداد قابل‌توجهي از آموزشگاه‌هاي مشهور كنكور تهران، به ويژه آموزشگاه‌هاي «ا ـ خ»، «ت ـ خ» با اقداماتي چون خريد و فروش سؤالات كنكور، نسبت به كسب درآمدهاي هنگفت اقدام كرده‌اند.

همچنين افراد اين شبكه با اغفال صدها دختر دانش‌آموز، سعي در فاسد كردن اين افراد داشته‌اند، به گونه‌اي كه يكي از دبيران مشهور كلاس‌هاي كنكور تهران و عضو اصلي اين شبكه، حدود سيصد دختر دانش‌آموز تهراني را آلوده كرده است.

همچنين افراد اين شبكه با برقراري ارتباطات ناسالم با برخي ضابطان و عوامل قضائي، به سوءاستفاده‌هاي ديگري نيز مي‌پرداختند.

مغز متفكر شبكه يادشده، فردي به نام دكتر «و» است كه «بازتاب» در آينده، گزارش‌هاي تكان‌دهنده‌اي درباره تخلفات وي، منتشر خواهد كرد.

تصاحب سه ميليون متر زمين بيت‌المال در پوشش يك تعاوني

بازتاب: خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: بيش از سه ميليون مترمربع زمين از اراضي ملي در استان تهران با دستور مديريت پيشين وزارت جهاد، تحت پوشش يك تعاوني، تصاحب شده و به فروش رسيده است.

بنا بر اين گزارش، اين حجم انبوه زمين در نقاط مختلف استان تهران به ويژه اطراف كرج، شمال غرب و شمال شرق تهران قرار داشته و ارزش كنوني آن سيصد تا ششصد ميليارد تومان برآورده مي‌شود.

وزير پيشين جهاد سازندگي، اين زمين‌ها را به قيمتي ناچيز به تعاوني واگذار و تعاوني نيز برخلاف قوانين آن را تقسيم كرده و به ده‌ها و صدها برابر قيمت به فروش مي‌رساند.

براي نمونه؛ وزير پيشين جهاد سازندگي در سال 1374، دستور واگذاري 262 هزار متر زمين منابع طبيعي در حوالي كرج را به تعاوني صادر كرده كه اين زمين‌ها به قيمت متري 79 تومان و مجموعا بيست ميليون تومان به تعاوني واگذار مي‌شود.

مديركل وقت منابع طبيعي استان تهران نيز با مشاركت در اين حراج بيت‌المال، بيش از يك هزار متر زمين ديگر نيز به صورت رايگان به تعاوني هديه مي‌كند.

بنا بر بررسي انجام شده، تاكنون دوازده مورد از اين اقدامات غيرقانوني وزير مربوطه، كشف شده كه طي آن، بيش از سه ميليون متر مربع زمين ملي در استان تهران، تحت پوشش اين تعاوني‌ها تصاحب و واگذار شده است.

گفتگوئي با سعيد حجاريان

روز: هاشمی هم داغدار است
سعيد حجاريان، مشاور سابق رييس جمهور، در مصاحبه اي از وضعيت جناح راست و اصلاح طلب، آينده دولت احمدي نژاد و حالتي که ممکن است اتفاق افتد که اصلاح طلبان و جناح راست با يکديگر اتفاق کنند گفته است و به سئوالات گاه گزنده اي درباره اصلاح طلبان پاسخ گفته است.

آيا شما احمدي نژاد را در دو دوره رياست جمهوري مي توانيد تصور كنيد؟ برخي اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب مي گويند احمدي نژاد به پايان دوره اول هم نمي رسد. نظر شما چيست؟
اگر فشارهاي خارجي را حل كنند اوضاع بهتر مي شود.

پس به نظر شما تنها مشكل دولت احمدي نژاد اين است كه نتوانسته فشارهاي خارجي را كم يا حل كند؟
بله او نتوانسته انرژي هسته اي، اتهام ها و احياناً تحريم ها را حل كند.

چه مشكلاتي ممكن است به وجود آيد كه احمدي نژاد نتواند دوره اول خود را به پايان برساند؟
به شما قول مي دهم كه اين مقدس نمايي ها درباره احمدي نژاد ظرف 6 ماه آينده به پايان مي رسد. او مي ماند و ميدان كار و…

فكر مي كنيد كه طرح عدم كفايت جديت دارد؟
خير، اين كار را نمي كنند.

با روي كار آمدن دولت جديد بسياري از مديران تغيير كرده اند، شما موافق تسويه مديران پس از تغيير هر دولت هستيد؟
بله هستم.

چون زماني خودتان اين كار را كرده ايد اين موضوع را تأييد مي كنيد؟
نه. اين عادي است. مگر اينكه قانوني تصويب شود كه مثل كشورهاي اروپايي فقط تا حدي بتواند دست به تغيير مديران بزنند و آن هم در صورتي كه اصل مديريت جداي ازسياست درنظر گرفته شود.

از لحاظ عرفي اشكالي ندارد؟
با قانون فعلي نه.

آقاي بادامچيان گفته اند اصلاح طلبان اين كار را كردند، ما هم مي كنيم.
خاتمي اين كار را نكرد.

آنها مي گويند ليستي 2000 نفره از مديراني كه خاتمي تسويه كرده در اختيار دارند.
بله ما اين كار را كرديم اما دولت فعلي در اين تسويه ها تا حد كم كردن اضافه كار محافظ من و ميرحسين موسوي و نوري پيش رفته است.

شما اخيراً تمايل زيادي به اجماع نشان مي دهيد ممكن است حتي با راست سنتي ها همسنگر شويد؟
وقتي مملكت در خطر بيفتد و بقا در خطر باشد بله. البته ممكن است كه عده اي جنگ افروزي كنند تا ناكارآمدي خود را با بحران ماله بكشند. اما وقتي شرايط به سمتي رفت كه با هم باشيم من و بادامچيان هم در كنار هم قرار مي گيريم.

حجاريان و بادامچيان در كنارهم؟
مگر در شرايط جنگ كنار هم و در يك سنگر نبوديم درحالي كه با هم اختلاف داشتيم.

اكنون شرايط اجماع فراهم است؟
بعضي آن شرايط را فراهم مي كنند. اكنون حرف هاي خطرناكي زده مي شود كه به اين سمت مي رويم. شما اين حرفها را نمي شنويد.

چرا اين حرفها زده مي شود؟
همان بحث بحران زا و بحران زي است. برخي حيات خود را با وجود بحران ها مي بينند. يعني هرچه شرايط بحراني باشد، بقاي آنها هم بيشتر مي شود.

پس اگر شرايط به همين ترتيب پيش برود شرايط اجماع شما فراهم مي شود؟
بله.

پس از انتخابات و آمدن احمد ي نژاد اتفاقات مهمي در جناح چپ افتاد. كروبي مي گويد من اول بودم يك ساعت خوابيدم آخر شدم. حالا هم كه از همه شما خود را دور كرده است و مي گويد ديگر با شما اجماع نمي كنم. معين هم مي گويد خود مردم رأي دادند و…
هاشمي هم داغدار است…

هاشمي گفت به خدا مي سپارمتان و حرفهايي از اين دست. آيا اصلاح طلبان دوباره پتانسيل و قصد فتح سنگر به سنگر را دارند آيا اين پتانسيل را دارند دوباره صبح امروز و سلام راه بيندازند و باز هم امثال آيت الله موسوي خوئيني ها را جلو بيندازند؟
الزاماً نه اين افراد و اين روزنامه ها…

ببينيد، سعيد حجاريان يك نفر است. نمي توان گفت شخص ديگري الان سعيد حجاريان است حجاريان يكي است. آيت الله موسوي خوئيني ها با توانايي كه دارد يكي است.
من قبل از ترور تا بعد از ترور خيلي فرق كرده ام.

همه همين را مي گويند، خاتمي مي گويد من ديگر وارد نمي شوم. آيت الله موسوي خوئيني ها را كه همه مي شناسيم، اصلاً حرف نمي زند. عبدالله نوري كنار كشيده است. عباس عبدي ديگر كاريزماي قبلي را ندارد. كرباسچي ديگر نيست. خوب ديگر كسي نمي ماند؟
اما من فعالم. ول كه نكرده ام.

همه مي گويند ما فعاليم اما حرف اين است كه چرا هر كدام يك چيز را بهانه كرده ايد و كنار كشيده ايد؟
ببينيد من از 7 روز هفته، 4 روز را به درمان مي گذرانم.

حالا شما يك نمونه ايد. ولي مثلاً آيت الله موسوي خوئيني ها كه اين طورنيست. خوئيني ها چنان پتانسيلي داشت كه روزنامه اش جريان سازي مي كرد.
چيزي كه شما مي گوييد درست است اما يادتان باشد من گفتم اصلاحات مرد ميخ به تابوت اصلاحات را كوبيدند و خلاص شد.

آقاي حجاريان، بادامچيان همين جمله شما را هر روز فرياد مي زند و مي گويد مسيح بايد براي زنده كردن شما بازگردد.اين يعني پايان؟
نه. بادامچيان زرنگي مي كند. اگر راست مي گويد بايد همه جمله مرا فرياد بزند.

يعني همان زنده باد اصلاحات ؟
بله.

آقاي حجاريان، آقاي عسگراولادي در زمان كنگره موتلفه به من گفت كه ما حاضريم پرچم اصلاحات را به دست بگيريم. همان اتفاق درحال وقوع است؟
اين خيلي خوب است. اگر آنها همين حرفهاي ما را بزنند استقبال مي كنيم. چه اشكالي دارد؟

يعني مثلا احمدي نژاد بشود پرچمدار اصلاحات ؟
بله، چه اشكالي دارد. آنوقت خود من حاضرم مشاور احمدي نژاد بشوم.

يعني اگر احمدي نژاد حرفهاي خاتمي را بزند…
نه. حرفها نه. فقط اگر او بخواهد عمل كند.

از خود اصلاح طلبان چه كسي بايد پرچم را دست بگيرد؟ قبول كنيم كه خاتمي، حجاريان، عبدالله نوري، كروبي، … ديگر تمام شده اند.
دوره افراد گذشت، دوره سازمانهاست.

يعني دوره تك ستاره اي گذشته است؟
بلي حالا بايد سازمان قوي درست كرد.

اما آقاي حجاريان حزب در ايران جواب نمي دهد.
مگر مشاركت جواب نداد؟

براي پاسخ به اين سوال، آقاي حجاريان اجازه دهيد به گذشته بازگرديم. يك زماني كوي دانشگاه شلوغ شد، براي اينكه به دانشجويان بگويند ساكت شويد، قهرمان هايشان را فرستادند جلو. دوكلمه صحبت كردند دانشجوها ساكت مي شدند [لااقل براي چند ساعت] اما حالا اگر دانشگاه شلوغ شود مشاركت چه كسي را دارد كه بفرستد؟ آقاي حجاريان، خاتمي با آن عظمت رفت دانشگاه فحشش دادند. همان هايي اين كار را كردند كه پشتش بودند. آقاي حجاريان شما حق نداريد بگويي كه راستي ها بودند. من خودم در مراسم بودم. همان هايي به خاتمي فحش دادند كه روزي مي گفتند زنده باد خاتمي . همان هايي فحش دادند كه روزي براي خاتمي سوت كشيدند. حالا با اين چيزهايي كه من گفتم بگوييد اصلاح طلب ها چه وضعيتي دارند چه خواهند كرد؟
شما مي گوييد مي خواهيم به سمت سازمان برويم، ديگر تك ستاره اي جواب نمي دهد. ديگر سعيد حجاريان جواب نمي دهد، ديگر الهه كولايي جواب نمي دهد. معين، اصغرزاده و… اما با شناختي كه از جامعه ايران داريم لااقل با رأيي كه به احمدي نژاد دادند ديديم كه مردم جمعي عمل مي كنند. همه دوست دارند يك كار كنند به نظر مي رسد سازمان اگر چه آرماني هست ولي در جامعه ايران جواب نمي دهد لااقل در چند سال آينده.
اين به اين معناست كه اصلاح طلب ها را درجامعه براي چندين سال نمي بينيم؟ با پذيرش اين موضوع كه اصلاح طلب ها تئوري سازماني را پيشه كرده اند. در صورتي كه جناح راست مي دانست سازمان جواب نمي دهد آمد فرد محوري راه انداخت.
راست ها وآبادگران خيلي فرد دارند؟

نمي خواهي بگويم آنها قهرمان هاي واقعي دارند ولي مي دانيد كه شما بلندگوي تبليغي نداريد ولي آنها داشتند و قهرمان پروري كردند.
قهرمانشان كيست؟

يك دوره چمران، حالا هم احمدي نژاد .
اينها قهرمانند؟

آقاي حجاريان، نتيجه انتخابات را ببينيد. حتماً مي دانيد كه چرا اينگونه شد. تئوريسين جناح راست به من گفت همه ما به هم قول داديم كه هر كاري احمدي نژاد كرد بگوييم به به! عجب كاري! شوراي شهر هركاري كرد بگوييم به به . مثلاً گفتند 40 روزه تمام چاله هاي خيابان ها را پرمي كنيم. من و شما ديديم كه نكردند. اما با بلندگوهايي كه داشتند جور ديگري جلوه دادند.
همه گفتند به به! حالا لايحه اي را كه دولت برد به مجلس سر بنزين را ببينيد.

نه. آقاي حجاريان بحث را نچرخانيم. آن زمان مي خواستند احمدي نژاد را قهرمان كنند كه كردند. البته تصورشان اين بود كه بعد از شوراي شهر، آنها پرچم آبادگران را پس مي دهند به ناطق نوري و مي گويند يكي هم براي رياست جمهوري انتخاب كن، اما تابلو را خودشان برداشتند وپس هم ندادند. اما به هرحال قهرمان پروري كردند مي دانم با رأي كم آمدند اما توده مردم مي گويند خدا خيرش بدهد. خيلي ها اين جوري اند. بازهم سوال مي كنم اصلاح طلبان كي مي خواهند برگردند! چند سال اصلاح طلب ها را نداريم. مي ايستند تا راست ها خود به شكاف بخورند.
نه، اصلاً.

شما از مشاركت مي گوييد اما مشاركت ديگر جواب نمي دهد.
مشاركت بايد بازسازي شود.

چه كسي بايد بازسازي كند جز اين است كه همان قهرمانان بايد بازسازي كنند؟
خودمان، من و بقيه… اصلاحات مرده است، اما اصلاح طلبان كه نمرده اند. من ترور شدم اما نمردم حالا هم در حال صحبت با شما هستم و كار مي كنم، كروبي هم كار مي كند.

بله 52 نفر را جمع كرده است.
آدم هاي بدي نبودند. هاشمي، خوئيني ها و… كار مي كنند. خوب حالا روزنامه نداشته باشيم. نشريات داخلي ما تيراژ بالايي دارد. از طرف ديگر كروبي به دنبال راه اندازي ماهواره و مشاركت به دنبال تاسيس راديو است.

نقطه آغاز بازگشت براي اصلاح طلبان كجاست؟ انتخابات خبرگان، شوراي شهر يا…؟ اصلاً فرض كنيم كه دور اول احمدي نژاد تمام شد. اصلاح طلبان نامزدي خواهند د اشت تا در مقابل احمدي نژاد راحت رأي بياورد؟
احمدي نژاد در مقابل كانديداي ما مشكل خواهد داشت براي اينكه طي 4 سال مشخص مي شود كه احمدي نژاد نماينده راست است.

همان اتفاقي كه براي ناطق نوري و هاشمي افتاد؟
بله.

آبادگران مي تواند مشاركت ديگري شود؟
نه مثل اينكه شما آبادگران را جدي گرفته ايد.

آنها داشتند كارهايي مي كردند.
چه كسي جلويشان را گرفت؟

سنتي ها، با نفوذي كه داشتند. از تك تك امضا گرفتند كه وارد نشوند. قضيه معرفي كانديداي آبادگران را مي گويم، من آن نامه را دارم. به هرحال مي گوييد آبادگران، مشاركت نمي شود؟
آبادگران اصلاً ثبت نشده است و من معتقدم اصلاً وجود خارجي ندارد.

پس احمدي نژاد بايد چه كند؟ حزب ايجاد كند؟
اگر انجام دهد خوب است. دولت حزبي خوب است. ما اعتقادمان نظام حزبي است. ما هم اگر بياييم دولتمان حزبي خواهد بود.

اگر معين مي آمد دولت حزبي تشكيل مي داديد؟
معين عضو حزب ما نبود.

پس آرمان شما دولت حزبي است؟
بله ما اصلاً به دنبال تاسيس دولت حزبي هستيم و رئيس جمهور ما رئيس حزب خواهد بود.

بسياري را عقيده بر اين است كه سعيد حجاريان تمام شد، دوران تئوري پردازي گذشته است. حتي مردم مي گويند ما با طبقه روشنفكر ديگر كاري نداريم آيا اين حكايت از اين دارد كه ما به سمت توده اي شدن پيش مي رويم؟
نه يك مثقال عمل بهتر از يك خروار تئوري است اما پراتيك بدون پشتوانه تئوري هدر مي رود.

تئوري بدون پراتيك هم هدر مي رود.
حداقل در كتابخانه مي ماند و روزي به كار مي آيد.

آقاي حجاريان مي توانيم كاري كنيم كه اينقدر درجا نزنيم؟
بله مي توانيم اما نه با عمل كوركورانه و تقليدي.

ما مي گوييد پراتيك بدون تئوري كوركورانه است. الان همين مشكل بوجود آمده است. زماني كه مي خواستند، لايحه بدهند، سعيد حجاريان حرفي مي زد، عبدي چيزي مي گفت، صفارهرندي و ايماني هريك چيزي مي گفتند بعد از 10 نظر موافق و مخالف و بررسي نتيجه گيري مي كردند. الان اين طور نيست شما حتي يك رسانه نداريد.
*ما قرار نيست درجا بزنيم دولت هم پول بدهد ما روزنامه درمي آوريم. حالا برعكس شده است پول كاغذ روزنامه ها را هم مي خواهند ندهند. بايد از جايي شروع كرد.
زماني با تركيه شروع كرديم نبايد عقب بيفتيم نبايد روزي برسد كه ببينيم عراق هم از ما جلوتر رفته اما هنوز ما در جا مي زنيم.*

منبع: ابرار، 29 و 30 آبان

تبارشناسی بسیج

شیوا : آقا این نیروهای بسیج از وقت توی ایران پا گرفتن تا به امروز حوادث جالب و گاه تلخی رو هم رقم زدن ! کلن در واژه شناسی بالینی و فرهنگ لغت قُطاموف , بسیجی رو میشه اینطور تفسیر کرد :

What is the Hacker's Manifesto?

The following was written shortly after my arrest...

\/\The Conscience of a Hacker/\/

by

+++The Mentor+++

Written on January 8, 1986

Another one got caught today, it's all over the papers. "Teenager
Arrested in Computer Crime Scandal", "Hacker Arrested after Bank Tampering"...
Damn kids. They're all alike.

But did you, in your three-piece psychology and 1950's technobrain,
ever take a look behind the eyes of the hacker? Did you ever wonder what
made him tick, what forces shaped him, what may have molded him?
I am a hacker, enter my world...
Mine is a world that begins with school... I'm smarter than most of
the other kids, this crap they teach us bores me...
Damn underachiever. They're all alike.

I'm in junior high or high school. I've listened to teachers explain
for the fifteenth time how to reduce a fraction. I understand it. "No, Ms.
Smith, I didn't show my work. I did it in my head..."
Damn kid. Probably copied it. They're all alike.

I made a discovery today. I found a computer. Wait a second, this is
cool. It does what I want it to. If it makes a mistake, it's because I
screwed it up. Not because it doesn't like me...
Or feels threatened by me...
Or thinks I'm a smart ass...
Or doesn't like teaching and shouldn't be here...
Damn kid. All he does is play games. They're all alike.

And then it happened... a door opened to a world... rushing through
the phone line like heroin through an addict's veins, an electronic pulse is
sent out, a refuge from the day-to-day incompetencies is sought... a board is
found.
"This is it... this is where I belong..."
I know everyone here... even if I've never met them, never talked to
them, may never hear from them again... I know you all...
Damn kid. Tying up the phone line again. They're all alike...

You bet your ass we're all alike... we've been spoon-fed baby food at
school when we hungered for steak... the bits of meat that you did let slip
through were pre-chewed and tasteless. We've been dominated by sadists, or
ignored by the apathetic. The few that had something to teach found us will-
ing pupils, but those few are like drops of water in the desert.

This is our world now... the world of the electron and the switch, the
beauty of the baud. We make use of a service already existing without paying
for what could be dirt-cheap if it wasn't run by profiteering gluttons, and
you call us criminals. We explore... and you call us criminals. We seek
after knowledge... and you call us criminals. We exist without skin color,
without nationality, without religious bias... and you call us criminals.
You build atomic bombs, you wage wars, you murder, cheat, and lie to us
and try to make us believe it's for our own good, yet we're the criminals.

Yes, I am a criminal. My crime is that of curiosity. My crime is
that of judging people by what they say and think, not what they look like.
My crime is that of outsmarting you, something that you will never forgive me
for.

I am a hacker, and this is my manifesto. You may stop this individual,
but you can't stop us all... after all, we're all alike.

+++The Mentor+++

يک روحانی که که فاقد مدرک دانشگاهی است رئيس دانشگاه تهران شد

بی‌بی‌سی: عميد زنجانی عضو شورائی بوده که آيت الله خمينی بنيانگذار جمهوری اسلامی مدت کوتاهی پيش از مرگش مأمور بازنگری در قانون اساسی و اعمال اصلاحاتی در آن کرد
گزارشها حاکی از برکناری رضا فرجی دانا از رياست دانشگاه تهران و سپردن منصب او به عباسعلی عميد زنجانی، يکی از روحانيون بلندپايه و استاد دانشکده حقوق اين دانشگاه است.
بدين ترتيب رياست نخستين دانشگاه امروزی در ايران برای اولين بار به يک روحانی سپرده می شود که فاقد مدرک دانشگاهی است.


گفتگو با محمد ملکی، اولين رئيس دانشگاه تهران پس از انقلاب -- برنامه جام جهان نما

عباسعلی عميد زنجانی که 68 سال سن دارد عضو هيئت علمی گروه حقوق خصوصی و اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران با رتبه دانشياری است و تأليفاتی همچون کتاب مبانی انقلاب اسلامی و ريشه‌های آن دارد که از سالها پيش به عنوان متن رسمی در دانشگاههای ايران تدريس می شود.

برخی ديگر از تأليفات مهم او عبارتند از: مبانی فقهی کليات قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، تفسير حقوق اسلامی و مبانی آن، فقه سياسی، اقتصاد اسلامی، تاريخ تصوف و عرفان و حقوق اقليتها.

وی بلافاصله پس از پيروزی انقلاب 1979 رئيس کميته انقلاب در منطقه ژاله و فرح آباد تهران شده و در دوره سوم مجلس شورای اسلامی نماينده و عضو کميسيون قضائی مجلس بوده است.

آقای عميد زنجانی همچنين عضو شورائی بوده که آيت الله خمينی بنيانگذار جمهوری اسلامی مدت کوتاهی پيش از مرگش مأمور بازنگری در قانون اساسی و اعمال اصلاحاتی در آن کرد.

عضويت در شورای فرهنگ عمومی که از جمله نهادهای وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی است از جمله ديگر مشاغل آقای عميد زنجانی بوده است.

November 25, 2005

امکان دیگری برای شکستن فیلترهای اینترنتی

ایران پرس نیوز: عليرغم تلاش مذبوحانه رژيم اسلامي براي فيلتر كردن سايت هاي اينترنتي و محدود کردن دسترسي كاربران به سايت هاي خبري - سياسي، گسترش تكنولوژي نرم افزاري مانع از رسیدن رژيمهاي مستبد همچون رژيم آخوندی به اين اهداف شوم شده است.

يك شركت آمريكايي، اقدام به توليد و انتشار رايگان نرم افزاري نموده است كه پس از اتصال كاربر به شاهراه جهاني اينترنت، به صورت خودكار كليه فيلترها و سدهاي اينترنتي را از ميان بر مي دارد و دسترسي آزادانه به اينترنت را ميسر مي سازد.

اين نرم افزار علاوه بر شكستن فيلترهاي اينترنتي ، كليه فعاليت هاي شما روي اينترنت را از طريق تغيير آدرس آي پي ، مخفي نگاه مي دارد و امكان دسترسي بدون دغده به كليه سايتهاي اينرتنتي را مهيا مي سازد.

براي دريافت اين نرم افزار بسيار موثر هر چه سريعتر و پيش از فيلتر شدن لينك هاي منتهي به آن به اين آدرس مراجعه كنيد:

www.securegt.com

پس از ساختن يك نام كاربري و يك رمز ورود براي خود ، نسخه اي از اين نرم افزار را دانلود كنيد.

حجم اين نرم افزار 2.6 مگابايت مي باشد و دانلود آن براي كاربران در داخل كشور ، حداكثر 20 دقيقه طول خواهد كشيد.

پس از دانلود اين نرم افزار ، حدود هشت ساعت طول خواهد كشيد تا كمپاني سكيور جي تي ، نام كاربري و رمز ورود شما را فعال كند .

پس از اين مدت ، ضمن اتصال به اينترنت ، با وارد كردن نام كاربري و رمز ورود خود در جايگاه مخصوص اين نرم افزار، آن را براي نخستين بار فعال كنيد.

از اين پس با هر بار اتصال شما به اينترنت، اين نرم افزار به صورت خوددكار فعال خواهد شد و امكان دسترسي آزادانه شما به شبكه جهاني را مهيا خواهد ساخت.

هموطنان خارج کشور این خبر را برای دوستان و بستگان خود در داخل ایران ایمیل کنند.

از هر ۹۶ دانشجوي اعزامي به خارج از كشور، فقط دو نفر باز مي‌‏گردند! ايلنا

ایلنا:از هر 125 نفر دانش‌‏آموز المپيادي، 90 نفر در دانشگاه‌‏هاي آمريكا تحصيل مي‌‏كنند

معاون علمي سازمان بسيج دانشجويي كشور, گفت: از هر 96 نفر دانشجوي اعزامي به خارج از كشور، تنها دو نفر به كشور باز مي‌‏گردند و از 125 نفر دانش‌‏آموز المپيادي 90 نفر در دانشگاه‌‏‌‏هاي آمريكا تحصيل مي‌‏كنند.
به گزارش خبرنگار ايلنا, آسمند, معاون علمي سازمان بسيج دانشجويي كشور, در نشست مطبوعاتي كه در محل خبرگزاري ايسكانيوز برگزار شد, با اشاره به فرار مغزها، گفت: در گذشته آمار فرار مغزها به دلايلي از جمله جنگ زياد بوده كه تاثير اين عقب‌‏ماندگي را در حال حاضر احساس مي‌‏كنيم.

وي، با اشاره به اين مطلب كه در حال حاضر آمار فرار مغزها كم شده است, تصريح كرد: از هر 96 نفر دانشجو اعزامي خارج دو نفر به كشور باز مي‌‏گردند و از هر 125 نفر دانش‌‏آموز المپيادي، 90 نفر در دانشگاه‌‏هاي آمريكا تحصيل مي‌‏كنند.
معاون علمي سازمان بسيج دانشجويي كشور, تصريح كرد: با وجود اين كه زمينه اعزام دانشجويان از طريق بورس، كم شده است ؛ ولي چون پايداري ايران را در پرتو توليد و پيشرفت علمي مي‌‏دانيم، مساله نخبگان به صورت دغدغه اصلي ما در آمده است.
وي افزود: مشكل نخبگان در جامعه فراتر از نياز مالي است، مشكل اصلي آنان عدم درك آنان توسط جامعه است، به طوري كه ارزش و منزلت برجستگان علمي ما به حدي پايين است و ما نه تنها از آنان انتظار كمك نداريم ؛ بلكه مي‌‏گوييم كه بايد كمكشان كنيم.


تبليغات خبرنامه گويا
advertisement at gooya dot com

Buy Luxury Cars
BMW, Mercedes Benz,... Reviews & Prices
www.12buyacar.com

آلبوم عکس اينترنتي
چاپ عکس بررسي دوربين هاي ديجيتال
www.delmarcamera.com

Diamonds
Engagement Rings by Reflecting Concepts
www.reflectingconcepts.com


آسمند, دليل اين امر را عدم فرهنگ درست در جامعه عنوان كرد و افزود: شان و منزلت اين نخبگان را به حدي پايين آورده‌‏ايم كه هر سازماني مانند بسيج, شاهد و ايثارگر, براي حمايت از اين نخبگان انجمن‌‏هايي را داير كرده‌‏اند.
وي افزود: ما در بحث نخبگان با آشفتگي روبه‌‏رو هستيم، ما همان‌‏طور كه براي مسايل اقتصادي, اجتماعي, سياسي, چشم‌‏انداز داريم, براي نخبگان نيز بايد چشم‌‏انداز ايجاد كنيم.
معاون علمي سازمان بسيج دانشجويي كشور، در خصوص اين‌‏كه فرار مغزها واژه درستي است يا مهاجرت نخبگان، گفت: اصل و نتيجه مهم بوده و آن اين است كه ما از توانمندي‌‏هاي بالفعل كه مي‌‏توانند در پيشرفت كشور موثر باشند، محروم مي‌‏شويم، در واقع ما روي افراد سرمايه‌‏گذاري مي‌‏كنيم و به دليل عدم درك آنان باعث فرار اين افراد مي‌‏شويم.
به اعتقاد وي، كسي كه بر اثر سختي عرصه و تنگ نظري‌‏هاي علمي از كشور خروج مي‌‏كند، در واقع فرار مي‌‏كند و واژه فرار مغزها بهتر است.

ایتالیا دروازه‌های خود را به‌روى گنجی می‌گشاید، اکبر گنجی، شهروند افتخارى ايتاليا، صدای آلمان

گویانیوز: در حاليكه اتحاديه‌ى اروپا امروز پنجشنبه ۲۴ نوامبر ايران ايران را بدليل نقض شديد حقوق بشر مورد سرزنش قرار داد، شهروندان ايتاليايى اكبر گنجى، خبرنگار در بند را كه ماه‌هاست در زندان‌هاى جمهورى اسلامى ايران تحت فشار و تضييقات روحى و جسمى قرار دارد، به عنوان شهروند افتخارى خود برگزيده‌اند.

تلاش برای آزادی اکبر گنجی روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی روز به روز در ایتالیا و شهرهای آن بیشتر می‌شود. شورای شهر فلورانس در نشستی فوق‌العاده با توافق تمامی احزاب اعطای شهروندی افتخاری به اکبر گنجی را به تصویب رساند. همزمان با طی شدن مراحل قانونی اهدای شهروندی شهر فلورانس فردا ۲۵ نوامبر شهرداری پراتو نیز جلسه‌ای برای اهدای شهروندی افتخاری به گنجی تشکیل خواهد داد. پراتو بزرگترین شهر صنعتی ایالت توسکانا و بزرگترین تولید کننده پارچه در ایتالیا است.

نمایش پیام ویدئویی معصومه شفیعی همسر گنجی تاثیر زیادی در کارزار به وجود آمده در ایتالیا برای حمایت از گنجی داشت . او در این پیام گفته بود :"همسر من برای دفاع از آزادی بیان و دموکراسی در زندان و تحت فشار است. من از تمام کسانی که برای آزادی او تلاش می کنند تشکر می‌کنم."

پس از شنیدن این سخنان احزاب و مقامات سیاسی ایتالیا در راه آزادی و حمایت گنجی بسیج شده‌اند و کارزار اعطای شهروندی در شهرهای مختلف در ایتالیا به راه افتاده است. زمزمه‌های تشکیل جلسه در رم نیز برای اعطای شهروندی به گنجی شنیده می‌شود. چرا که شهردار رم نیز هفته گذشته اعلام کرد:"شهرداری رم هر کاری را که بتواند برای حمایت و آزادی گنجی انجام خواهد داد."

پس از اعطای جایزه آزادی مطبوعات شهر سی ینا به اکبر گنجی انجمن جهانی مطبوعات نیز در نشستی در کپنهاگ او را برنده جایزه قلم طلایی آزادی شناخت.

روز گذشته کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خانم لوئیس آربور در نامه‌ای به انجمن دفاع از آزادی مطبوعات نگرانی عمیق خود و کوفی عنان را از تداوم حبس و شرایط جسمی نامناسب اکبر گنجی و گزارش‌های منتشره در زمینه محدود شدن حق آزادی عقیده و بیان دیگر روزنامه‌نگاران و نویسندگان ایران اعلام کرد.

در سکوت مطبوعات و رسانه های ایران و عدم پوشش خبری درباره اتفاقات و جوایز اهدایی در روزهای اخیر به گنجی روزنامه های ایتالیا از پرتیرازترین آنها تا روزنامه های محلی صفحات زیادی را به پوشش اخبار درباره گنجی اختصاص داده‌اند.

همچنین در این روزها صدها پیام همبستگی از اقصی نقاط ایتالیا در حمایت از اکبر گنجی به سایت "اصل ۲۱ " می‌رسد. اصل ۲۱ در قانون اساسی ایتالیا ضامن آزادی بیان در این کشور است و سازمان اصل ۲۱ نظارت بر اجرای این قانون را به عهده دارد.

مريم افشنگ، گزارشگر بخش فارسى صداى آلمان از رم

هفتمين سالگرد درگذشت پوينده و مختاري برگزار مي‌‏شود

پیک ایران: هفتمين سالگرد " محمد جعفر پوينده "و" محمد مختاري" برگزار مي شود.
به گزارش "ايلنا"،‌‏ هفتمين سالگرد درگذشت " محمد جعفر پوينده " و " محمد مختاري " جمعه؛ 11 آذرماه ساعت 14 در امامزاده طاهر كرج برگزار مي‌‏شود.

«پرتو سخن» متعلق به آیت الله مصباح یزدی : دست غیب پرندگان ناقل آنفلوانرای مرغی را از کشور دور کرده است

پیک ایران: به گزارش راديو فردا رسانه های جمهوری اسلامی در حالی نسبت به شیوع آنفلوآنزای مرغی در ایران هشداد دادند که اخیرا هفته نامه «پرتو سخن» متعلق به آیت الله مصباح یزدی و از جمله مهمترین حامیان محمود احمدی نژاد، مدعی شد دست غیب پرندگان ناقل این ویروس مرگبار را از کشور دور کرده است. کیهان در شماره سوم آذرماه به نقل از اطلاعیه دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به شهروندان ایرانی هشدار داد امکان شیوع آنفلوآنزای مرغی از طریق کود حیوانی وجود دارد و ضمن هشدار به کشاورزان در خصوص استفاده از کود پرندگان، از عموم مردم خواست برای حفظ سلامت خود از تماس با فضولات پرندگان خودداری کنند. در این اطلاعیه پرندگان بخصوص پرندگان آبزی عامل شیوع بیماری آنفلوآنزای مرغی معرفی شدند

احمد سراجي وبلاگ نويس تبريزي درخواست پناهندگي کرد

پیک ایران: تبريز نيوز: "سيد احمد سيد سراجي"،وبلاگ نويس زنداني پس از خروج از کشور از دفتر امور پناهندگي سازمان ملل در ترکيه درخواست پناهندگي کرد.
"سراجي"،در تماس تلفني کوتاه با سرويس حقوق بشر تبريز نيوز گفت:با توجه به اين که پاسپورتم ضبط شده بود ، بدون پاسپورت از ايران به کشور "ترکيه" آمده و به دفتر امور پناهندگان سازمان ملل در شهر " وان "جهت اخذ پناهندگي مراجعه کردم و هم اکنون در حال طي مراحل قانوني هستم.

وي افزود:در فرصت ايجاد شده براي اجراي حکم جديد يک سال زندان که پس از سپري کردن 6 ماه زندان و تحمل 30 ضربه شلاق بايد اجرا مي شد خودم را از زندان تبريز به دفتر امور پناهندگان سازمان ملل در شهر " وان " ترکيه رساندم.
"سراجي"،گفت:پس از تحمل 6 ماه زندان و 30 ضربه شلاق تعزيري،در حاليکه شعبه دوم دادگاه تجديد نظر دادگستري آذربايجان شرقي نيز راي يک سال زندان شعبه 10 حقوقي دادگستري تبريز را مبني بر تلاش بر براندازي و توهين به رهبري نظام را مورد تاييد قرار داده و از ديگر اتهامم که "ارتداد" بود تبريه شدم نه تنها بايد يک سال ديگر بلکه علاوه بر اين 3 حکم ، چون پرونده ي ديگري نيز داشتم که 2 سال تعليقي مشروط به عدم فعاليت و محکوميت بود (با احتساب همه احکام) بايد 3 سال ديگر در زندان مي ماندم.
اين"وبلاگ نويس"،افزود:حکم 2 سال تعليقي صادره از دادگاه انقلاب تهران مربوط به (تاريخ 21/11/83 )تجمع در برابر دفتر سازمان ملل در تهران در اعتراض به مسايل پيرامون حقوق بشر بود که من خود به صورت سمبليک با زنجير به درب ورودي بسته بودم.
وي يادآورشد:در طي 4 ماه اخير از دوران محکوميت 6 ماهه ام ممنوع الملاقات بوده و وکيل نداشتم و بيشتر دوران محکوميت خود را در بند "موقت" زندان تبريز با معتادان ، قاتلين و سارقين هم بند بودم . پس از انتقال به بند ديگر توسط افرادي به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و ضاربين مرا را تهديد کردند که رگ دستم را در نيمه هاي شب بريده و طوري وانمود خواهند نمود که "خودکشي کرده ام".
گفتني است،"سيد احمد سيد سراجي"وبلاگ نويس تبريزي که مديريت چند وبلاگ را به عهده داشته ابتدا در سال 82 دستگير و سپس در 8 تير 84 به اتهام نظير تبليغ عليه نظام و ... در دادگاه بدوي شعبه 3 دادگاه انقلاب تبريز محکوم شده بود که محکوميت 6 ماه زندان وي مورد تاييد شعبه 4 تجديد نظر استان آذربايجان شرقي قرار گرفته که دوران محکوميت خود را سپري کرد.همچنين وي در ديگر حکم شعبه 7 اجراي احکام دادگستري تبريز 30 ضربه شلاق تعزيري را تحمل کرده و شعبه دوم دادگاه تجديد نظر دادگستري آذربايجان شرقي نيز حکم يک سال زندان شعبه 10 حقوقي دادگستري تبريز را مورد تاييد قرار داده بود.

بازار مهاباد در اعتراض به کشتن شیرکو امینی تعطیل شد

پیک ایران: به گزارش سازمان حکمتيست صبح امروز پنجشنبه ٣ آذر ١٣٨٤ برابر با ١ دسامبر ٢٠٠٥ (تاریخ صحیح 24 نوامبر می باشد) بازار مهاباد در اعتراض به کشتن شیرکو امینی که بعد از ظهر شنبه ٥ آذر توسط نیروی انتظامی به قتل رسید و همچنین دستگیری تعدادی از جوانان و فضای نظامی که بر این شهر حاکم کرده اند، بسته شد.
شیرکو امینی را ماموران رژیم در روز شنبه در محله باغ شایگان به ضرب گلوله از پای در آوردند. بعد از این ماجرا هر روز در محلات این شهر و مخصوصا در میدان حیوانات و باغ شایگان شاهد اعتراضات جوانان و مردم این شهر به این جنایت و اعمال زور نیروهای انتظامی هستیم.
در ادامه این اعتراضات امروز نیز تا دریافت این خبر در ساعت ٢ بعد از ظهر به وقت تهران مغازه ها کلا تعطیل شدند و شهر عملا سیمای دیگری به خود گرفته است. نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها در سطح شهر مستقر هستند و اوضاع ملتهب است.

سايت وابسته به احمدی نژاد : یکی از وزرای سابق دولت خاتمی، چهار اتومبیل 100 تا 150 میلیون تومانی را به نام وزارت خانه متبوعش وارد کرده و سپس آنها

پیک ایران: سايت خدمت : پس از آنکه دکتر احمدی نژاد در سخنانی از « کسانی كه اتومبیل های زرهی 400-300 میلیون تومانی وارد می کنند و سپس به دولت حمله می کنند» یاد کرد، برخی چهره های سیاسی از جمله احمد شیرزاد عضو شورای مرکزی حزب مشارکت به سخنان رییس جمهور انتقاد کردند. شیرزاد در مطلبی که در سایت شخصی اش نوشته است، اظهار داشته:« به نظر حقير، اين تو بميری از آن تو بميری ها نيست و بايد شخص آقای پرزيدنت تا آخر پای آن بايستند. جناب ايشان بايد روشن فرمايند که آن خودروهای زرهی چه زمانی وارد کشور شده و چه کسانی سوار آن می شوند. اين غزل شيوايی که ايشان فقط بيت الغزلش را به عنوان چشمه آوده اند بايد تا آخر تکميل کنند تا لااقل همه مردم تکليف شان را با نظامی که 27 سال برايش سينه زدند بفهمند. من به عنوان يک شهروند ساده وبه عنوان يک اهل قلم اين را خيانت به کشور می دانم اگر اين قبيل صحبت ها تا آخر روشن نشود. »
در این باره یک منبع آگاه به خبرنگار سایت خدمت گفت:« اگر مردم ما این گونه خودروها را ندیده بودند و فاصله عمیق میان مسئولین سابق ، که از دوستان صمیمی و هم حزبی آقای شیرزاد هستند، و خودشان را ندیده بودند ، که به معین و یا هاشمی رفسنجانی رای می دادند و یا خود شخص حسن روحانی را دعوت می کردند و ریاست جمهوری را تقدیم او می کردند. قطعا یکی از دلایل رای مردم به آقای احمدی نژاد سادگی و صداقت وی بود.»
وی افزود:« قرار رییس جمهور به افشاگری نیست وگرنه او می توانست بگوید، کدام مسئول ارشد دولتی به فلان رییس سابق قوه مقننه یک ماشین تک ساخت سفارشی از فرانسه را هدیه داده است و ایشان نیز در پاسخ به اداره تشریفات نهاد ریاست جمهوری مبنی بر بازپسگیری این خودرو 600 میلیون تومانی گفته است، رییس جمهور سابق شخصا این خودرو را به من هدیه داده است و من آن را پس نمی دهم . حال اگر ایشان اعلام کند خارج شدم آیا باید حرف او را قبول کرد."
وی در ادامه با بیان این مطلب که یکی از وزرای مشارکتی دولت خاتمی به خاطر تخلف چندین میلیارد تومانی از سوی کمیسیون اصل نود مجلس مقصر دانسته شده است، افزود: یکی دیگر از وزرای سابق دولت خاتمی، چهار اتومبیل 100 تا 150 میلیون تومانی را به نام وزارت خانه متبوعش وارد کرده و سپس آنها را به نام خود سند زده است . وزیر مشارکتی دیگر هنوز پس از گذشت سه ماه از استقرار دولت به درخواست تشریفات این وزارت خانه مبنی بر بازگرداندن چندین دستگاه خودرو که در اختیار وی و خانواده اش بوده پاسخ نداده است.»

November 24, 2005

برای نجات تاریخ میهن خود تلاش کنید

کمیته نجات پاسارگاد:
پاسارگاد

روزهای هشدار بین المللی برای نجات دشت پاسارگاد

امضاء کنندگان گرامی نامه سرگشاده برای حفظ آثار دشت پاسارگاد!

و مردم علاقمند به ميرات فرهنگی بشری!

اکنون بسياری از مردم جهان واقفند که ما، به عنوان نيرويی چند ده هزار نفری و متشکل از تحصيل کرده ترين و فعال ترين اقشار جوامع خود، چه در ايران و چه خارج از ايران، اعلام داشته ايم که خواستار جلوگيری از آبگيری شتابزده سد سیوند در دشت پاسارگاد استان فارس ايران بوده و نيز از مسئولان سازمان های بين المللی خواسته ایم که در این مورد اقداماتی را که در حوزه مسئوليت آن ها به عنوان حافظ آثار بشری است انجام دهند. ما تا کنون جوابی رسمی و قانع کننده از اين سازمان ها دريافت نکرده ايم و تا به حال واکنشی رسمی نيز نسبت به مقامات مربوطه در ايران از جانب آنان ديده نشده است و از سويي ديگر مقامات ايرانی در حالی که برخی شان وعده های عقب انداختن آبگيری را می دهند اداره نيرو، با بی اعتنايی کامل به اهميت آثار باستانی اين کشور، رسما اعلام داشته که قصد دارد آبگيری اين سد را، به عنوان بزرگداشت سالگرد ورود آيت الله خمينی به ایران، در آغاز فوريه سال 2006 (يعنی کمتر از سه ماه ديگر) عملی سازد.

اين امر نشانه آن است که ما با اراده ای بی منطق و ضد تاريخ روبرو هستيم و لازم است، تا با دست زدن به اقداماتی گوناگون، بار ديگر مقامات بين المللی مسئول حفظ آثار بشری را به عواقب اين اعمال خودسرانه در ايران توجه دهيم.

برای انجام اين کار، کميته بين المللی تصميم گرفته است که از اول تا سوم آذر ماه 1384 (برابر با 22تا 24 ماه نوامبر) را که همزمان است با «آذرگان»، يکی از مهمترين جشن های ايرانی، به نام «روزهای هشدار بين المللی برای نجات پاسارگاد» بخواند و از همه امضاء کنندگان نامه سرگشاده، همه علاقمندان به ميراث فرهنگی جهان، و همه ايرانيان وطن دوست دعوت کند که در این روزها دست به اقدامات زير بزنند:

1. ارسال فکس و ای – ميل به سازمان يونسکو در پاريس.

2. زدن تلفن به سازمان يونسکو.

3. مراجعه شخصی و دادن نامه های اعتراض به شعب اين سازمان در شهرهای مختلف جهان.

4. نوشتن نامه و زدن تلفن به جرايد، راديوها و تلويزيون های محل اقامت خود (چه ايرانی و چه غير ايرانی).

مهم آن است که بتوانيم در اين سه روز افکار عمومی و رسانه های گروهی را متوجه خطری که در کمين تاريخ ايران است کرده و به همگان نشان دهيم که بی اعتنايی به اين امر ملی و جهانی چه عواقب وخيمی می تواند داشته باشد. مهم آن است که صدايمان در زير سقف اين گيتی چنان بپيچد که حداقل کسی نتواند از ماجرای دشت پاسارگاد بی خبر بماند.

بدين منظور کميته نجات پاسارگاد متن ضميمه را به عنوان نمونه ی نامه ای که می توان به يونسکو ارسال داشت تهيه کرده و در دسترس عموم گذاشته است، اما هر کس می تواند يا متن شخصی خود را تهيه کرده و يا در این متن بصورتی که می خواهد دخل و تصرف کند.

بيائيد در اين سه روز قدرت معنوی و فرهنگی خود را يک بار ديگر به صورتی عملی و متحد به سازمان های بين المللی نشان دهيم.

ما تا وقتی سازمان های بين المللی مربوط به آثار باستانی رسما بی خطر بودن سد را اعلام نکنند به کار خود ادامه خواهيم داد.

با مهر و احترام

کميته بين المللی برای نجات آثار باستانی پاسارگاد

*******

آدرس و متن نامه ای که بايد برای يونسکو فرستاده شود:

Your name and address نان و آدرس شما

Date:...............................

To: Mr. Koïchiro Matsuura,

Director-General

UNESCO

7, Place de Fontenoy

75007 Paris

E-mail: spokesperson@unesco.org

Fax:33-1-45 68 55 96

Dear Sir,

Following the letter of International Committee to Save the Archeological Sites of the Pasargad Plains to you, dated 10/10/2005, and since you have ignored our request for acting to stop this horrendous act of cultural catastrophe, I would like to bring this case to your attention once again. The time is short. The dam will begin its operations at the beginning of February 2006 and your active response to this situation is highly recommended and expected by all responsible members of the human society

Sincerely,

می توانيد به اين آدرس ها نيز همان نامه را بفرستيد:

ICOMOS - International Council on Monuments and Sites
49-51 Rue de la Federation

Paris 75015 , France
Fax: 33-1-45 66 06 22

OWHC The Organization of World Heritage Cities
Rue Saint 55 Pierre
Quebec G1K4A1, CANADA
Fax:1-418-692 5558

ترجمه ی فارسی متنی که به يونسکو فرستاده می شود:

آقای عزيز،

در پی نامه ی مورخ 10 اکتبر 2005 کميته بین المللی برای نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد به شما، و از آنجا که تاکنون درخواست اين کميته مبنی بر اقدام برای توقف شکل گرفتن يک فاجعه وحشتناک فرهنگی مورد توجه شما قرار نگرفته است، من، بعنوان عضوی از جامعه متمدن بشری، علاقمندم که اين موضوع را بار ديگر به شما خاطر نشان سازم. وقت زيادی باقی نمانده است و عمليات آبگيری سد در ابتدای ماه فوريه2006 آغاز خواهد شد. لذا، اقدام فعالانه ی شما از جانب همه اعضاء مسئول جامعه بشری بشدت قابل توصيه و مورد توقع است.

با احترام

امضا

تلاش کنید کمیته نجات پاسارگاد:
روزهای هشدار بین المللی برای نجات دشت پاسارگاد امضاء کنندگان گرامی نامه سرگشاده برای حفظ آثار دشت پاسارگاد! و مردم علاقمند به ميرات

ابراز نگرانی مجدد اتحاديه اروپا از وضع آزادی بيان در ايران

بی‌بی‌سی: اتحاديه اروپا در بيانيه خود از اجلال قوامی، رؤيا طلوعی، سعيد ساعدی، محمدصديق کبودوند و محمد حزباوی که در ارتباط با نا آراميهای اخير قومی در کردستان و خوزستان بازداشت شده اند به عنوان افرادی نام برده که به دليل ابراز عقيده خود در ايران بازداشت شده اند
سفارت بريتانيا در تهران به عنوان دفتر نمايندگی رئيس دوره ای اتحاديه اروپا در ايران بيانيه ای انتشار داده و در آن از آنچه نقض آزادی بيان و حق برگزاری تجمعات اعتراضی در آرامش در اين کشور دانسته ابراز نگرانی کرده است.
اصل نوزدهم ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی، دولت ايران را که امضاکننده اين ميثاق است از تفتيش عقايد شهروندان و نقض آزادی بيان آنان منع می کند اما آن گونه که در اين بيانيه آمده، مواردی همچون پرونده های حبس اکبرگنجی روزنامه نگار و عبدالفتاح سلطانی نشان می دهد که دولت جمهوری اسلامی به تعهدات خود نسبت به اين ميثاق عمل نکرده است.

اتحاديه اروپا همچنين در بيانيه خود از اجلال قوامی، رؤيا طلوعی، سعيد ساعدی، محمدصديق کبودوند و محمد حزباوی که در ارتباط با نا آراميهای اخير قومی در کردستان و خوزستان بازداشت شده اند به عنوان افرادی نام برده که به دليل ابراز عقيده خود در ايران بازداشت شده اند.

نقض حقوق کارگری از جمله اتهامات ديگری است که در بيانيه اتحاديه اروپا عليه دولت جمهوری اسلامی مطرح شده و گزارش ساليانه کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری به عنوان مبنای طرح اين اتهام مطرح شده است.

اتحاديه اروپا در پايان بيانيه خود از اينکه مردم ايران "آن گونه که شايسته آنند، از حق آزادی بيان و تشکيل تجمعات به صورت کامل بهره مند نيستند" ابراز تأسف کرده و بار ديگر از دولت جمهوری اسلامی است به تعهدات خود در زمينه حقوق بشر پايبند باشد.

آن گونه که سفارت بريتانيا در تهران اعلام کرده، کروآسی به عنوان نامزد عضويت در اتحاديه اروپا و مقدونيه به عنوان نامزد بالقوه عضويت اين اتحاديه همراه با دولتهای ايسلند، ليختن اشتاين و نروژ که دارای پيوند آزاد تجاری با اتحاديه اروپا هستند و همچنين کانادا نيز بيانيه عليه ايران را امضا کرده اند.

سازمان ديدبان حقوق بشر در مورد گزارش اعدام دو همجنس گرا در ايران به شدت اظهار نگراني كرد

پیک ایران : (نیویورک، 22 نوامبر 2005)، سازمان دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد اعدام هفته گذشته دو مرد دیگر به علت همجنس بازی بیانگر روند آزار و اذیت همجنس گرایان در ایران بوده و نقض صریح حق زندگی و آزادی های شخصی محسوب می شود.
روزنامه نیمه دولتی کیهان روز یکشنبه 13 نوامبر گزارش داد که دولت ایران دو مرد بنام های مختار ن. (24 ساله) و علی الف. (25 ساله) را در میدان شهید باهنر شهر گرگان در ملاء عام به دار آویخت.
بر اساس گزارش های منتشر شده، دولت ایران این دو تن را به جرم لواط اعدام کرده است. قوانین کیفری ایران که مبتنی بر شریعت می باشند لواط را تماس جنسی با دخول و بدون دخول (تفخیذ) تعریف می کند. بر اساس قوانین ایران ارتکاب به لواط با دخول بین مردان بزرگسال مجازات اعدام به همراه دارد. مجازات ارتکاب به لواط بدون دخول (تفخیذ) شلاق می باشد اما اگر این جرم بیش از سه مرتبه تکرار شود مجازات آن اعدام است.
جسیکا استرن پژوهشگر "برنامه حقوق زنان و مردان همجنس گرا، دوجنسی و فراجنسیتی" دیده بان حقوق بشر گفت: "اعدام دو مرد بعلت ارتباط جنسی مبتنی بر رضایت طرفین خشم آور می باشد." وی افزود: "دولت ایران با آزار و اذیت مردان همجنس گرا معیارهای بین المللی حقوق بشر را مورد بی حرمتی قرار می دهد."
علاوه بر دو اعدام هفته گذشته، موارد دیگری از آزار و اذیت و اعدام مردان همجنس گرا طی سالهای اخیر در ایران گزارش شده اند.
در سپتامبر 2003 پلیس یک گروه از مردان را در یک مهمانی خصوصی در شیراز دستگیر و برای چند روز حبس نمود. به گفته امیر که یکی از دستگیرشدگان می باشد، پلیس برای گرفتن اعتراف این مردان را مورد شکنجه قرار داد. قوه قضائیه پنج تن از مدافعین را متهم "به شرکت در محفل فساد"، نمود و آن ها را مورد جریمه قرار داد.
در ژوئن 2004 پلیس مخفی شیراز ملاقات هایی را با مردان از طریق چت روم های اینترنتی ترتیب داد و سپس آنها را دستگیر نمود. پلیس، جوان 21 ساله ای بنام امیر را دستگیر و برای یک هفته مورد حبس و شکنجه قرار داد. مقام های قوه قضائیه شیراز وی را به 175 ضربه شلاق محکوم کردند که 100 ضربه از آن بلافاصله به مورد اجرا گذارده شد. پس از آن، نیروهای امنیتی امیر را بطور مرتب زیر نظر داشته و هر از چندگاهی وی را دستگیر نمودند. پلیس از ژوئیه 2005 تا مدتی بعد که امیر از کشور گریخت، وی را تهدید به اعدام قریب الوقوع می کرد.
در 15 مارس 2005 روزنامه اعتماد گزارش داد دادگاه کیفری تهران دو مرد را پس از آنکه نوار ویدئویی حاوی ارتباط جنسی آنها را با یکدیگر کشف نمود محکوم به مرگ کرد. بر اساس این گزارش، یکی از این مردان اعتراف کرد که این نوار ویدئویی را برای این تهیه نمود که مانع از قطع کمک های مالی فرد دیگر شود که در قبال این رابطه جنسی به او پرداخت می کرد. بدنبال اعترافات این مرد، شخص دیگر نیز احضار و سپس هر دو به مرگ محکوم شدند. چنین بنظر می رسد که حکم اعدام صادر شده علیه این دو تن مبتنی بر روابط جنسی آنها بوده است.
استرن گفت: "این گونه اقدامات برای زنان و مردان همجنس گرا، دو جنسی و فراجنسیتی در سراسر ایران فضای ترور ایجاد کرده است." وی افزود: "اما دستگیری، شکنجه و اعدامها محدود به زنان و مردان همجنس گرا نیستند. هر گروهی که "غیراخلاقی" پنداشته می شوند مورد آزار و اذیت حکومت و حتی قتل قرار می گیرند."
اعدام و شلاق در ایران ابزاری عادی برای تنبیه طیف وسیعی از جرائم بوده و تنها شامل جرائم مربوط به همجنس گرایی نمی شوند. قضات اغلب اعترافهای زوری را می پذیرند و نیروهای امنیتی مانع از دسترسی مدافعین به وکیل می شوند. اواخر سال گذشته قوه قضائیه ایران که مرکز بسیاری از موارد گزارش شده نقض حقوق بشر بوده است اقدام به ایجاد "بخش حمایت ویژه" نمود. این بخش نهاد جدیدی است که به افراد داوطلب اجازه می دهد به جنایت اخلاقی در محله ها، مساجد، ادارات و سایر اماکنی که مردم در آن اجتماع می کنند رسیدگی کنند. "بخش حمایت ویژه" مکانیزم نظارتی دخالت جویانه ای است که مروج تعقیب شهروندان و رفتارهای آنها در حریم شخصیشان می باشد.
سازمان دیده بان حقوق بشر از حکومت ایران خواست از همجنس گرایی جرم زدایی نماید. این سازمان همچنین یادآور تعهداتی شد که ایران در چهارچوب "تونن در برابر استرالیا" (1994) بر عهده دارد. کمیته حقوق بشر در تصمیم گیری بر سر پرونده "تونن در برابر استرالیا" با تفسیر مقتدرانه خود از پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران نیز عضو آن می باشد، حق آزادی های شخصی و حق آزادی از تبعیض های جنسیتی را به سراسر قوانین مربوط به حقوق بشر بسط داد.

سازمان دیده بان حقوق بشر

فاميل گرائی همچنان در دولت احمدی نژاد ادامه دارد

پیک ایران: جمهوری اسلامی : ديروز جلسه توديع دكتر غلامرضا سليماني , رئيس سابق سازمان تامين اجتماعي و معارفه مهندس مددي , رئيس جديد اين سازمان , بسيار ديدني بود. خبرنگاران حاضر در جلسه ميگويند : حضار , كه مديران و كاركنان سازمان تامين اجتماعي بودند , سليماني را به گرمي بدرقه كردند و از جانشين وي استقبال سردي بعمل آوردند. رئيس جديد , از بستگان آقاي زريبافان است و همين امر موجب شده است دلسوزان اين توقع را ابراز نمايند كه اطرافيان آقاي احمدي نژاد براي حفظ جايگاه رئيس جمهور هم كه شده , از تبارگرائي اجتناب نمايند.

افزايش خروج سرمايه از ايران : با هجوم روزافزون سرمايه‌گذاران ايراني با سرمايه‌هاي كلان به بورس دوبي و ابوظبي، اين بازارها جان تازه‌اي يافت

پیک ایران: ايسنا : امسال هجوم سرمايه‌گذاران ايراني به امارات روزانه رو به افزايش است به طوري كه آمار نشان مي‌دهد در شش‌ماه نخست امسال حدود 400 هزار ايراني بيش از 200 ميليارد دلار در امارات سرمايه‌گذاري كرده‌اند. اين در حاليست كه اكثر آنها در امر مسكن سرمايه‌گذاري كرده‌اند و كارشناسان اقتصادي پيش‌بيني كرده‌اند كه تا آخر امسال سرمايه‌گذاري ايرانيان در امارات به بيش از 350 ميليارد دلار خواهد رسيد.
در چند هفته اخير با ركود ناگهاني بازار بورس ايران عده‌اي با خارج كردن سرمايه‌ها و فروش سهام‌هاي خود بهترين مكان را امارات متحده‌عربي شناخته و به اين اميرنشين هجوم آوردند.
با هجوم روزافزون سرمايه‌گذاران ايراني با سرمايه‌هاي كلان به بورس دوبي و ابوظبي، اين بازارها جان تازه‌اي يافته‌اند و باعث صعود سرسام‌آور سهام‌ها شدند.
سهام شركت‌هاي پيمانكاري در امر ساخت و ساز و شركت‌هاي وابسته به مسكن افزايشي بيش از 280 درصد داشتند همانند شركت ”اعمار“ كه تا پايان يك هفته سود سهام اين شركت افزايش 110 درصدي داشت و سرمايه اين شركت نيز افزايش يافت.
شركت‌هاي اماراتي كه از هجوم سرمايه‌گذاران ايراني مطلع شدند از اين فرصت خوب براي جلب سرمايه استفاده كرده و با افزايش اوراق بهادار خود در بازار بورس فراخوان پذيره‌نويسي كردند كه مثال بارز آن شركت ” دانه گاز“ بود.
اين شركت كه در امر توسعه گازرساني در امارات و در خارج از امارات در مناقصه‌هاي ميليارد دلاري پيروز شده است در مناقصه انتقال و توسعه گاز ايران به امارات نيز برنده شده است.
اين شركت كه وابسته به امارت شارجه است با هجوم سرمايه‌گذاران ايراني به امارات سهام خود را افزايش داد و به بورس روانه كرد و اعلام پذير‌ه‌نويسي كرد كه در دو روز اول فروش سهام اين شركت با استقبال شديدي روبرو شد كه پس از آن شرايط خاصي ايجاد كرد و از اين موقعيت سوء استفاده كرد و براي سرمايه‌گذاران ايراني و غيره تبعيض قايل شد.
به اين صورت كه سرمايه‌گذران ايراني كمترين سهامي كه مي‌توانند بخرند 150 هزار سهم است ولي اين شرط براي شهروندان امارات و اتباع كشورهاي خليج‌فارس حداقل 5000 سهم بود.
واقعا جاي تاسف دارد كه ما با سرمايه‌هاي كلان در جايي سرمايه‌گذاري كنيم كه بين ما و ديگران تبعيض قايل شوند در حالي كه اقتصاد اين كشور به همت و به دست ايرانيان مي‌چرخد.
همچنين در آماري كه چند هفته پيش از سوي شهرداري دوبي اعلام شد 4/1 درصد از مديران دوبي ايراني هستند.
در نيمه اول سال 2005 ميلادي نيز چهار بازار سهام در خاورميانه از نظر رونق و رشد سرمايه چهار رتبه نخست جهاني را از آن خود كردند.
بانك استاندارد چارتر طي گزارشي اعلام كرد: بازار سهام امارات با رشد سرمايه‌اي بالغ بر 114 درصد به‌عنوان پررونق‌ترين بازار سهام جهان در نيمه نخست سال 2005 شناخته شد.
پس از بورس امارات، بورس‌هاي مصر، اردن و عربستان به ترتيب با رشد سرمايه‌اي بالغ بر 98 درصد، 75 درصد و 65 درصد رتبه‌هاي دوم تا چهارم جهاني از نظر رشد سرمايه را به خود اختصاص داده‌اند.
بر اساس اين گزارش به دنبال حوداث 11 سبتامبر در سال 2001 و اتخاذ سياست‌هاي ضد اسلامي و ضد عربي از سوي دولت آمريكا، روند خروج دلارهاي نفتي از كشورهاي عربي كند شده و لذا بازار سهام در اين كشورها رونق گرفته است.

وزیر نفت را مجمع مصلحت معرفی می کند؟!

سومین وزیر پیشنهادی احمدی نژاد برای وزارت نفت نیز رای نیآورد. یعنی مجلس به آن رای نداد. این درحالی است که باهنر نایب رئیس مجلس در رایزنی با احمدی نژاد قرار بود رای مجلس را برای وی بگیرد! به این ترتیب احمدی نژاد برای سومین بار در مجلس هفتم سنگ روی یخ شد و تهدیدهایش نیز بی نتیجه ماند. جنگ بر سر فتح وزارت نفت، جنگ سنگر به سنگر است و فراکسیون اکثریت مجلس با چفیه فلسطینی به گردن به چند دسته و گروه تقسیم شدند. همه چفیه داشتند؛ حتی احمدی نژاد. اما اینها ظاهر یکسان است، باطن و وابستگی ها و گرایش ها چیز دیگری می گوید. تقسیم بندی که نه تنها ادامه خواهد یافت، بلکه بیشتر هم خواهد شد. باحتمال بسیار تعیین وزیر نفت به مجمع تشخیص مصلحت واگذار خواهد شد. لوله کشی نفت به سر سفره مردم، فعلا منتفی است، زیرا لوله کشی وجود ندارد. فعلا سفرهای خارجی را خاتمی می کند، استانداران نظامی را بدست جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران سپردند و وزارت اطلاعات و امنیت نیز مستقیما به بیت رهبری و حجت الاسلام میرحجازی وصل است. وزیر نفت هم تابع مجمع تشخیص مصلحت نظام خواهد شد.

November 23, 2005

چرا از اتحاد نیروها حول جنبش رفراندم ملی می هراسید؟ احمد پناهنده

گویانیوز: این روزها پس از" نشست برلین " و نزدیک شدن کنگره جهانی َ" جنبش رفراندم " اینجا و آنجا صداهایی شنیده می شود که بر طبل تفرقه و تخریب می کوبند و با تمامی نیرو و جان در صدد آشفته کردن اذهان مردم و تقلیل دان آنها به پاسیویسم و بی حرکتی و تسلیم و نظاره کردن مرگ آلود به شرایط امروز جامعه طاعون زده ایران هستند. با خود می گویم که این نیروها به چه حقی خود را نیروی مخالف جمهوری اسلامی قلمداد می کنند، اما در پراتیک روزانه شان در جهت ابقای رژیم گام بر می دارند؟
بر من معلوم نیست که این نیروها آیا به جدّ مخالف جمهوری اسلامی هستند یا خیر؟ اگر هستند، پس چرا در مبارزه با جمهوری اسلامی، تضاد درون گروهی اپوزیسیون را عمده می نمایند و در مقابل ِ نیروهای طیف مشروطه خواه پادشاهی صف آرایی می کنند؟ آیا می دانند که عمده کردن چنین تضادی در این شرایط شکننده همگرایی، نفعش در جیب جمهوری اسلامی می رود که در کمین نشسته است تا در یک ماراتون نفس گیر جدال بین نیروها، حاکمیت جنایتکارانه خودشان را بیمه کنند؟ آیا می دانند که گذشتن از سد جمهوری اسلامی که بر انبانی از جهل و خرافات در سطح عامه مردم و حتی متأسفانه " روشنفکران" و " گروهای سیاسی" سوار است، هیچ نیروی به تنهایی قادر نیست از این سد بگذرد؟ آیا می دانند همه نیروهایی که زیر ستم این رژیم واپسگرا در ایران زندگی می کنند و یا در دیار غربت غریب آواره هستند، در کنار مردم ایران قربانی این رژیم ستمگر هستند؟ آیا می دانند که ایران برای همه ایرانیان است و کسی را بر کسی دیگر فرق و تبعیضی نیست و همگی از حقوق برابر نسبت به نیاخاکمان برخوردار هستند؟ آیا و صد آیای دیگر...
اگر جواب سئوالات بالا مثبت است و رژیم جمهوری اسلامی باید سرنگون شود و هیچ نیرویی به تنهایی قادر نیست این رژیم را سرنگون کند و همگی ما قربانی این رژیم ددمنش هستیم و...، بنابراین اولین و پایه ای ترین اصل برای سرنگونی رژیم، اتحاد نیروها است. واضح است که برای زمینه سازی چنین اتحادی بایستی هر نیرو ویا شخصیتی با مباحثات تئوریک در تریبونهای مختلف بر سر مسئله اصلی که درد مشترک همه نیروها و شخصیتهای آگاه است، نقاط افتراق و جدایی ساز را با انعطاف دموکراتیک حول نجات ایران به حداقل برسانیم و در عوض نقاط اشتراک فی مابین را برجسته تر کنیم تا به جایی برسیم که همه در آن نقطه به اشتراک مواضع دست پیدا کنیم و دست یکدیگر را برای رهایی از این معضل مبتلا به ایلغار آخوندی بفشاریم. فراموش نکنیم که دشمن همه ما علی رغم اختلافات سلیقه ای در بین خود، آنجا که به حفظ جمهوری اسلامی برمی گردد، اختلافات را کنار می گذارند و چون یک تن واحد از " خیمه و عمود نظام " دفاع می کنند.
با این توضیحات حال پرسش اینجا است که چرا نیروهای مخالف رژیم جمهوری اسلامی، در امر مسئله مهم ملی َ ملت ایران در تمامیتش که اینچنین مورد تجاوز ایلغار از گور گریختگان جمهوری اسلامی قرار گرفته است و می رود که " نه از تاک نشان ماند و نه ازتاک نشان "، کنار هم قرار نمی گیرند تا با مشت به سرو صورت این رژیم ضد ایرانی بکوبند؟ نه اینکه تا کنون قرار نگرفتند بلکه فقط در فکر " شمردن گردوهای " خودشان هستند و در این میان آواز خوانان تفرقه و تخریب و جدایی و واگرایی، آنانی را که بدور از این هیاهو و سمفونی تخریب، دامن همت به تن کردند و اینجا و آنجا برای همگرایی، از زندگی و جان و خرد خود مایه گذاشتند تا نیروهای پراکنده در دیار یار و غربت غریب را تحت یک پلاتفرم مشترک جمع کنند، با ناجوانمردانه ترین الفاظ به زیر ضرب گرفتند و شخصیت آنها را تخریب می کنند. زیرا صدای پای اتحاد نیروها را شنیدند و این زنگ خطری است برای آنهائیکه دوست دارند در تنهایی آواز بخوانند و قامت خود را در خلوت در آئینه ببینند و برای خود دسته گل پخش کنند.
در این باره اخیراً مقالاتی خوانده ام که بنظر می رسد، نویسندگان مقاله " دعایشان " را گم کرده اند و آنچنان بند را آب داده اند که ترسیدم، نکند دیگر علاج پذیر نباشند. زیرا موضع گیری و برخوردهای جنون آمیزشان مرا به دوران کودکی و نوجوانی برد و برخوردهای غیر متعارف افرادی را که اصطلاحاً به آنها " سید " می گفتند و بدلیل تند بودن " جدشان "، مرتکب رفتاری می شدند که از نرم و عرف جامعه خارج بود و به اصطلاح امروزی " پنچری " داشتند، جلوی چشمانم تداعی کرد. در آن زمان اولیای چنین افرادی برای گرفتن " پنچری " ، پیش دعانویسی می رفتند تا برای فرزندشان " سرکتاب " باز کند و بعد دعایی بنویسد و آن را به بازوی فرزندشان ببندند تا در محیط اجتماعی دچار چنین حرکت غیر معقولی نشود و به اصطلاح قدری آرام و رام شود. و اگر از این طریق شفا پیدا نمی کردند ناچاراً آنها را با طناب و یا زنجیر به امامزاده ای دخیل می بستند. چنین حرکتی در آن روز در جامعه مرسوم شده بود که هر کس یک حرکت غیر عادی انجام می داد ، بلافاصله می گفتند که طرف حتماً دعایش را گم کرده است.
اما دیگر فکر نمی کردم که در عرصه سیاسی که " عاقلان " در آن دست بالا را دارند، کسانی پیدا شوند که به اصطلاح آن روز دعایشان را گم کرده باشند و سخنانی بگویند که دور از شأن و مرتبه یک فرد مبارز و سیاسی است ویا اندیشه ای را نشر دهند که برخواسته از مکتب مالیخولیا باشد. آخر عمو جان! مگر درد امروز جامعه ما و استمرار بقای حکومت ننگین جمهوری اسلامی در پراکندگی نیروهای مخالف رژیم نیست؟ اگر قبول دارید، پس چرا هر حرکتی را که می خواهد به اتحاد نیروها رهنمون شود، افسار گسیخته یورش می برید و به سر و صورت نیروهای خواهان اتحاد چنگال فرو می کنید و می خواهید هر گونه نزدیکی را به دوری بکشانید و هر بار برای این عمل تفرقه افکنانه و تخریب شخصیت ها، با یک بهانه به میدان می آئید؟ تا دیروز سخن می راندید که طرح رفراندم ملی از طرف رژیم انتشار یافته و محسن سازگارا مأمور رژیم است و می خواهند از این طریق نیروهای مخالف را سرگرم کنند و در داخل آنها نفوذ نمایند و موجب تخریب نیروهای مخالف رژیم گردند. چندی بعد با این حملات تخریب گرایانه مدعی شده اید که طرح رفراندم شکست خورده است و سپس با کمال بی شرمی مرگ آن را اعلام کرده اید و فاتحانه، فاتحهء این طرح را هم خوانده بودید. امروز همینکه جمع شدن شخصیت ها و گروها را جهت پایه ریزی و سازماندهی اتحاد در " نشست برلین " و اعلان برگزاری کنگره جهانی رفراندم را شنیدید، از نهانگاه خود بیرون جستید و تیر زهرآگین را به سمت نیروهای خواهان" اتحاد" نشانه رفتید و تا آنجا پیش رفتید که حتی آنهائیکه مدت زمان طولانی پس از " دولت اصلاحات " دچار جنون و افسردگی شده بودند، سراسیمه به میدان شتافتند و علَم انقلابی گری را بلند کردند که وا مصیبتا! چطور ممکن است ما اینجا ساکت بنشینیم و نظاره گر باشیم که اتحادی صورت گیرد و رژیم سرنگون شود؟ وای بر ما که بینیم رژیم سرنگون شده است و ما از " کندم ری " نخورده ایم. آخر ماهم در استوار نگه داشتن این رژیم شریک هستیم. بنابراین سقوط این رژیم، سقوط فکری و ایدئولوژی ما هم است. پس بهتر که آنروز ناید. به همین منظور هر کدام از این افراد با این ترفند جلو آمدند که آری ما رفراندم را قبول داریم، منتها رفراندومی که صد درصد به " جمهوری خواهان " حق بدهد و مشروطه خواهان هیچ حقی نداشته باشند. به عبارت دیگر رفراندم حول " فقط جمهوری آری " باشد. به عبارت ساده تر و قابل فهم تر یعنی همین جمهوری اسلامی باشد و اصلاً نبایستی این رژیم سرنگون شود.
حال برای روشن شدن مواضح تخریب و تفرقه گرایانه آنها، قسمتی از نوشته هایشان را به عنوان نمونه با هم می خوانیم. "... منتها این هموطنان، علاوه بر نعل وارونهای که می زنند، از یک نکتهی بدیهی غافل ماندهاند و آن این است که شرکت در یک همهپرسی با آراستن و پیراستن و نمایش در رقابتهای صحنهی سیاست کشور بسیار متفاوت است. این سخن که ما بر روال دموکراسی خواهی باید حق تمام اندیشههای گوناگون را پذیرا بوده و برای هر دگراندیشی قائل به ابراز وجود باشیم، از الزامات مردمسالاری در تمام کشورهای دموکرات و مردمسالار است و باید صحنهی سیاست هرکشور دموکرات در گزینشهای گوناگون به آن مزین باشد. اما رفراندم روشی دیگر و راهکاری دیگر را می طلبد. آری گوناگونی ایده، تنوع دیدگاه و دگرخواهی، در هرگزینشی شایستهی پذیرش است مگر در همهپرسی. در گزینش رئیس جمهوری، نمایندگان مجلس، شهرداریها و دیگر انتخابهای شهری و کشوری، هر ده نفر هم می توانند دیدگاه خود را بنمایانند و حتا نامزد خود را پیشنهاد کنند. و در نهایت این مردماناند که به آنها گرایش نشان میدهند و یا ناخوشنودی ابراز میدارند. اما در همه پرسی در برابر ملت، همواره یا یک خواسته مطرح است که به پاسخ «آری یا نه» نیاز دارد و یا ملت بین دو خواسته باید یکی را برگزیند."
"بی تردید در یک همهپرسی توجه به تمام اندیشههای گوناگون و بها دادن به تمام دیدگاههای متفاوت به انگیزهی احترام به دگراندیشی، دقیقاً سر از برهوتی درمی آورد که آغاز و پایانی ندارد. اصولاً آیا ممکن است که ما از مردم بپرسیم که شما کدام یک از این ده تا بیست گزینه را می خواهید؟ در اینجا پرسش من از آنهائی که واژهی دموکراسی را جنگافزار بحثها کرده و مرتب آن را بر روی ما نشانه می روند این است که، در فردای تاریک و ناپیدای موعود، دریک همهپرسی چه ارمغانی را برای گزینش در پیشروی ملت می نهید و از مردم بی سواد و اندک سواد و باسواد چه پاسخی را می طلبید؟ آیا برآنید که یک لیست از تمام اندیشهها و دیدگاهها و خواستهی تمام گروههای سیاسی را در برابر مردم بگذارید تا برحسب شمار هواداران هرگروه و نظریه، تعدادی رأی به دست آید و برای چنین رفراندمی خنده و تمسخر جهانیان را سبب شوید؟ یا خیر این ترفندی است تا به این وسیله علم پادشاهیی مرده و سلطنت برافتادهی خانوادهی پهلوی را دو باره برافرازید و به جای نجات، کشور را بازهم به فلاکت اعصار گذشته دراندازید؟"
" کسانی که در کنگرهی بروکسل شرکت خواهند کرد، اگر سلطنت طلبند برآنان حرجی نیست زیرا آنها برابر آرزو و خواستهی خویش گام برداشتهاند و اصولاً مبدّع اینگونه همایشها همان عاشقان خاندان پهلویاند؛ اما اگر ادعای جمهوریخواهی دارند و نظام مورد پسندشان جمهوری لائیک است، خواسته و ناخواسته، آگاه و ناآگاه، خودرا در دامچالهی سلطنت می اندازند؛ و دولا دولا به شتر سواری پرداختهاند. پوستکنده بگویم، در این میان جمهوریخواهان آگاه به ماوقع که علیرغم آگاهی به راز و رمزها در این سناریو شریک می شوند از هر طیف و گروهی که باشند، به گفتهی «برشت» خائناند."

ملاحظه می کنید که اینگونه افراد از همه پرسی، خود پرسی و خود طلبی می فهمند و هیچ حقی برای دیگر اندیشه ها قایل نیستند. آنها معتقد هستند که همین جمهوری را به رفراندم بگذارند تا مردم بدون انتخاب دیگری همین جمهوری را انتخاب کنند. اگر چنین است، پس چرا دیگر می خواهید رفراندم کنید؟ ایا بهتر نیست مثل سالهای گذشته در کنار این رژیم قرار بگیرد و صدای هر آزادیخواهی را در گلو خفه کنید؟ اما به نظر می رسد مسئله فراتر از اینها است و مردم با کسب آگاهی و شناحتن ماهیت نیروها به این نتیجه رسیده اند که در یک محیط دموکراتیک نوع نظام دلخواه خودشان را به رفراندم بگذارند. شما به خوبی می دانید که گرایش غالب در جامعه امروز، مشروطه طلبی است و این همان و حشتی است که خواب را بر چشمان تان حرام کرده و روزگار را برحالتان سیاه: و به همین منظور هر آنچه در توان دارید روی سر مشروطه خواهان خالی می کنید. خانمها و آقایان! شما مگر اعلان نکردید که طرح رفراندم مرده است و کسی از آن پشتیبانی نمی کند؟ پس چرا امروز، همینکه فعالین و آزادیخواهانی که دل در گرو ایران دارند و خواهان سرنگونی تمامیت رژیم جمهوری اسلامی هستند و دور هم جمع شدند تا اتحادی بدور از کینه و عداوت بچگانه و ایدئولوژی واگرایانه، حول جنبش رفراندم انجام دهند، شیون و ناله شما در آمده است و چشم دیدن نزدیک شدن نیروها را ندارید؟ چرا از اتحاد و همگرایی می ترسید؟ چرا نمی خواهید نیروها به هم نزدیک شوند تا این رژیم ضد بشری را سرنگون کنند؟ چه خطری در اتحاد نیروها می بینید؟ آیا می دانید که چنین حملات ناجوانمردانه به این نیروها ی خواهان اتحاد حول جنبش رفراندم ملی، فقط می تواند رژیم ملاها را دلشاد کند؟ اگر می دانید، می توانیم بگوئیم که شماها هم از جنس رژیم هستید و آینده خودتان را در بقای این رژیم می دانید؟ آیا حق داریم با این موضع گیری غیرمنصفانه گفته " برشت " را به پیشانی شما بچسبانیم و در بازار " شام " بگردانیم؟ اگر نه پس چه دردی دارید و چرا وقتی خبر نزدیک شدن نیروها را برای خروج از این معضل اجتماعی می شنوید، سراسر تن و جان و ذهن و خردتان " کهیر " می زند و به خارش می افتید؟ چرا نمی خواهید بپذیرید که مشروطه خواهان واقعیت دارند و در کنار این واقعیت عینی و قابل لمس و احساس، همچنین یک نیروی منسجم، با برنامه و منطبق با جامعه امروزی هستند؟ چرا نمی خواهید بپذیرید که بدون این نیروی دموکراتیک مشروطه خواه، هرگونه حرکتی که رو به جلو و رها شونده و آزاد کننده داشته باشد، محال و ابتر است؟ چرا از یک همه پرسی در فردای سرنگونی این رژیم منحوس جمهوری اسلامی وحشت دارید؟ مگر شما به عقیده، سلیقه و رأی مردم معتقد و وفادار نیستید و به آن احترام نمی گذارید؟ اگر معتقد هستید، پس چرا جویده جویده حرف می زنید و با لکنت زبان صحبت می کنید و در این امر مهم پای خودتان را عقب می کشید و آن ذات غیر دموکراتیک که سرشار از کینه و خشم و نفی دیگران است را نشان می دهید؟ مگر نمی گوئید که مردم نظام پادشاهی را به زیر کشیدند و آنها دیگر جایگاهی در میان مردم ندارند؟ اگر چنین است پس ترس و هراستان از همی پرسی برای تعیین نوع نظام از کجا ناشی می شود؟
فراموش نکنیم که در رفراندم کذایی که در 12 فروردین ماه 1358 برگزار شد و شماها که امروز بر طبل تفرقه و تخریب می کوبید، در آن روز با طیب خاطر شرکت کردید و جمهوری اسلامی را بر جان و مُلک ایران زمین حاکم کردید و به شکرانه این پیروزی " فرشته بر دیو " با آخوندهای واپسگرا نماز " جمهوری " خواندید، از هیچ گونه مشروعیتی برخوردار نیست. زیرا در آن رفراندم کذایی مردم را در مقابل فقط یک انتخاب گذاشته بودند و آن " جمهوری اسلامی آری یا نه " بود. بنابراین نظام پادشاهی به لحاظ حقوقی و قانون اساسی مشروطه به قوت خود با قی است. و مردم حق دارند در یک شرایط آزاد و دموکراتیک نوع نظام دلخواه خودشان را انتخاب کنند. زیرا در آن رفراندم کذایی چنین فضایی حاکم نشده بود تا مردم و نیروها در یک شرایط آزاد بدور از هیاهوی انقلابی گری کور، نمایندگان واقعی خود را انتخاب کنند تا بتوانند با تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی را منطبق با نوع نظام تدوین و به رأی بگذارند. امروز همان نیروهایی که تا پایان دولت به اصطلاح اصلاحات از این رژیم حمایت نموده و به عنوان چوب زیر بغل ِ این رژیم انجام وظیفه کرده بودند، حق دارند آن رفراندم کذایی را از دستاوردهای " انقلاب شکوهمند " بدانند.
با این توضیحات واضحات به نظر می رسد که مشروطه خواهان را نمیشود انکار و حذف کرد. زیرا وجود دارند و هروز در دل و جان جامعه نفوذ بیشتری می کنند. بطوریکه امروز وحشتی در همه نیروهای واگرا و از خود ممنون ایجاد کرده است که مبادا در فردا آزادی قدرت را در یک همه پرسی کسب کنند. زیرا از فحوای کلام و موضع گیریشان اینگونه استنباط می شود. و گرنه لزومی ندارد که در نوشته هایشان مشروطه خواهان را غیر منصفانه به زهر کلام هیستریک مورد حمله قرار دهند. هر چند چنین منظری جالب است. جالب به این دلیل که شماها یکبار فاتحه این طرز تفکر و نگاه را خوانده بودید و شادمان بودید که از طریق همدستی با عقب افتاده ترین قشر ایرانزمین و رجّاله های حاکم، دنیا و زمان به کامتان خواهد گشت. به همین سبب در برهه ای از سرنوشت سازترین دوران تاریخ ایران، آنجا که بین انتخاب " هستی و نیستی " قرار گرفته بودید، به طرف " نیستی " شتابان گام گذاشتید و" هستی " ایران را فدای امیال پست گروهی خود کردید و به جای اینکه در پشت یار و رفیق و همرزم و سازمان و جبهه تان قرار بگیرید، بطور ناجوانمردانه به او پشت کردید و رهبرتان سجده کنان به پای " درخت سیب " شتافت و آن بیانیه کذایی اتحاد را با دیو ارتجاع به امضاء رساند. زیرا معتقد بودید که چون " دیو بیرون رود، فرشته در آید ". هر چند این " فرشته " کریه منظر و جنایت کردار برای بالا رفتن از پله قدرت و رسیدن به مقام " ولایت " از اجساد شماها استفاده کرد، اما سبب ساز آلاف و الوف در دولت " امام زمان " را برای شما فراهم کرد. ولی در مدت کوتاهی پس از استفاده از شماها، چون دستمالی که با آن دماغ را پاک می کنند، دماغش را پاک کرد و بدور انداخت. امروز اما وقتی که مشاهده می کنید مردم ایران با مطالعه تاریخی از اوضاع آن زمان و این زمان و عملکرد شماها به این نتیجه رسیده اند، که نبایستی مسایل و عملکرد نیروها را از پشت عینک کبود نگاه کرد بلکه باید با تمامی نیروهایی را که دارای پتانسیل روز هستند و ظرفیت انطباق با شرایط را دارند، همکاری کرد، برافروخته می شوید و رگ گردن برجسته می نمایید و مردم را " بی سواد " ارزیابی می کنید. می بینید با این طرز تلقی از خواسته ها و میزان فهم مردم در انجام تصمیم گیری برای سرنوشت آینده خودشان ارزشی قائل نیستید. آیا میتوانیم از شما سئوال کنیم، چرا؟
همانطوری که امروز شاهد هستیم مردم ایران تصمیم گرفته اند که از چه نیروهایی حمایت کنند و چه نیروهایی را پشت پرانتز بگذارند و مطمئن باشیم که دیگر از دست من و تو وما شما خارج است و مردم برای این هارت و پورتها و مظلوم نمائیها برای شما دیگر" تره " خرد نمی کنند. من و تو و ما فقط می توانیم نسبت به مسایل روز روشنگری کنیم در این باره بخوانیم و بیاموزیم و بیاموزانیم و بدانیم که اولین آموزش، بیرون کردن کینه، عداوت و خشم کور از سینه مان است که سالها در تن و جان و ذهن و فکر و خردمان نهادینه شده است و صد البته با بیرون کردن این عناصر تخریب کننده و هرز برنده، جایش را باید با آشتی و عشق و دوستی و مهر پر کنیم. و این مهر و دوستی و عشق است که راه گشای مسیر اتحاد و همگرایی را فراهم می کند. و گرنه دشمنی و خشم و کینه فقط می تواند صداها را بالا ببرد و رگ کردن را برجسته نماید و کف در دهان جمع و چشمان را کور کند و روز را شب و سفید را سیاه ببیند. حال بیائید هر چه در دل تنگتان دارید بر روی کاغذ جاری کنید و آواز جدایی و تفرقه و تخریب بخوانید و از اینکه بر عمر رژیم می افزایید جشن بگیرید. اما باید بدانید که اینگونه حربه ها و داد و قالها ممکن است افراد و یا کسانی را دلشاد کند که از جنس شماها هستند، ولی همینکه با تابیدن نور و روشنایی در نهانگاه نمور گرفته و ذهن رسوب کرده در زنگار واگرایی و کینه و خشم و تفرقه، دیوارهای ذهنیشان تَرَک بر می دارد و موانع گچ گرفته ذهن فرو می ریزد، دنیای نوین و جدیدی جلوی دیدگانشان باز می شود که پر از امید و حرکت است. این امید به فردای روشن، آنها را آنچنان بی تاب می کند که حتی یک غفلت لحظه ای اندک را بر خود روا نمی دارند و به همین منظور دست دوستی به سمت همه آنهائیکه دل در گرو ایرانی یکپارچه، آزاد ، آباد و رها دارند، دراز می کنند و دستشان را می فشارند تا بتوانند در کنار یکدیگر با سرنگون کردن این رژیم، فردای آزادی ایران را جشن بگیرند و مطمئناً برایشان فرق نخواهد کرد که این دوست، جمهوری خواه است یا مشروطه خواه.


زیرا در این شرایط تفرقه نیروها آنچه که برای آنها مهم است، اتحاد نیروها حول منشور حقوق بشر است و تعیین نوع نظام در فردای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی با یک همه پرسی انجام می گیرد.
و راستی گناه مردم ایران چیست که امروز به سمت مشروطه خواهی گرایش پیدا کرده اند؟ بد نیست بدانید که این مردم امروز شامل قشرهای مختلف هستند که از رهبران سیاسی گرفته تا مردم عادی را در بر می گیرد. یعنی همین مردم و الیت های سیاسی جامعه که تا دیروز کور کورانه و کلیشه ای فحش چاروداری نثار مشروطه خواهان می کردند، امروز اما با مطالعه همه جانبه از تاریخ و عملکرد به غایت انحرافی خود به این نتیجه رسیده اند که مواضع مشروطه خواهان منطبق تر با جامعه امروزی است. به همین سبب است که هر روز اینجا و آنجا می شنویم و یا می بینیم که عناصر سرشناس نیروهای سیاسی به این سمت یعنی اتحاد با مشروطه خواهان کشیده می شوند. حال شما بیائید هر چه دلتان می خواهد و یا در توان دارید به آنهاییکه به سمت اتحاد فراگیر نیروها می آیند، فحش بدهید و آنها را خائن خطاب کنید. ولی بدانید که عاقبت کف در جریان خروشان دریا به کناری می رود و زلالیت دریا رخ می نماید و در این راستا تاریخ به راه خود می رود و عملکرد انحرافی و ناجوانمردانه را در فردا آزادی ایران جلوی چشمان همگی چون پرده سینما به نمایش می گذارد. در پایان
این قلم ناچار است که در پیشگاه مردم ایران اعتراف کند که با این روشنگریها، هم مورد تشویق مردم قدر شناس ایران قرار گرفته است و هم مورد توهین و تهدید نیروهایی که این روشنگری را برنمی تابند. به عنوان مشت نمونه خروار یکی از این تهدیدها و یا توهین ها را در اینجا به عرض ملت ایران می رسانم و قضاوت را به عهده وجدان هر فرد واگذار می کنم.

" جناب آقای پناهنده بد نیست که شما و آقای میر فطروس جواب مقالات خود را از لابلای مصاحبه شوندگان رادیو آزادگان دریافت نمایید و این خیال که رژیم گذشته را سرخ ، سفید آب کرده و به هجله آورده از سر بدر کنید ، که این بار سفیدی دستمال دلیل باگره نبودن و بی آبرویست"

در پایان به اطلاع آندسته از هموطنانم که از طریق ایمیل ابهاماتی که در مورد منشور" نشست برلین" بویژه بند 3 برایشان ایجاد کرده بود و می خواستند نظرم را بدانند. بایستی بگویم که این بند ربطی به انتخاب نوع نظام دلخواه در یک همه پرسی را ندارد. زیرا بند 3 به صراحت می گوید.
3 ـــ ما خواهان استقرار نظام سیاسی ای هستیم كه در آن دولت (= ستیت = اتا) فقط ناشی از اراده مردم باشد. این اصل به این معنا ست كه حقانیت حاكمیت نه موروثی است، نه الاهی و نه برخاسته از هیچ مكتب و مسلك یا جباریتی بیرون از اراده شهروندان جامعه. حاكمیت فقط برخاسته از خواست و اراده ملت ایران است.
همانطوریکه ملاحظه می کنید، این بند می گویدکه "حقانیت حاکمیت نه موروثی است، نه الاهی و نه برخاسته از هیچ مکتب و مسلک یا جباریتی بیرون از اراده شهروندان جامعه" معنی اش این است که قوانین و حاکمیت ناشی از اراده مردم است و حتی تعیین نوع نظام در یک همه پرسی بر اساس رأی مردم تعیین می شود. و همانطوریکه در قوانین مشروطه آمده است، در آنجا قید شده است که سلطنت موهبتی است الاهی که بوسیله مردم به شخص پادشاه اعطاء می شود. ( نقل به مضمون )
در بند 15 چنین ابهامی برای آندسته که در بند 3 ایجاد شده بود با کمال صراحت رفع می کند. با هم می خوانیم.
15 ــ ما برآنیم كه اصول یاد شده در بندهای 2 تا 13 این منشور مبنا و اساس تدوین قانون اساسی آینده ایران قرار گیرد؛ پیش نویس چنین قانونی كه در مجلس موسسان تدوین خواهد شد، در یك همه پرسی آزاد و نظارت شده از سوی ارگانهای بی طرف داخلی و بین المللی به آرای عمومی شهروندان ایران گذارده می شود. در همین همه‌پرسی است كه شكل نظام آینده كشور نیز با آرای عمومی مردم تعیین خواهد شد.

تأکید از من است.

دکتر احمد پناهنده
کلن 23 نوامبر 2005 برابر با 2 آذر 1384
a_panahan@yahoo.de

واردات شکر درعرض 6 ماه به رقم 14 هزار تن رسید!

پیک نت: پشت قباله موسسه پژوهش های مصباح یزدی

در شش ماهه اول سال 84 آمار واردات شكر به منطقه آزاد چابهار 14 هزار و 208 تن و ميزان توليد قند در واحدهاي توليدي قند منطقه در مدت مذكور 13 هزار و 618 تن بوده است.

به گزارش ايسنا حوزه بازرگاني سازمان منطقه آزاد چابهار اعلام كرد: آمار واردات شكر در سال 83 به منطقه آزاد چابهار 21 هزار و 362 تن و ميزان توليد قند در سال مذكور 15 هزار و 929 تن بوده است.

در منطقه آزاد چابهار 14 واحد توليد قند وجود دارد كه در شش ماه اخير مسوولان سازمان كنترل و نظارت خود را بر ورود مواد اوليه و توليدات اين كارخانجات افزايش داده‌اند.

واردات شکر، کمر نیشکر هفت تپه را شکسته است و کارخانه های تولید شکر و قند را نیز خوابانده است. این واردات پشت قباله موسسه پژوهش های مصباح یزدی در قم است که اسم آن را گذاشته موسسه پژوهش های امام خمینی!

November 22, 2005

طنز سال: از سوي مقامات بلندپايه ايران ، کاسترو، رهبر انقلاب کوبا به پذيرش دين اسلام دعوت شد !

پیک ایران : فردا : مقامات روحاني جمهوري اسلامي ايران، فيدل كاسترو رهبر كمونيست كوبا را به پذيرش دين اسلام دعوت كردند.
به گزارش خبرنگار «فردا»، در پي اظهار تمايل چندي پيش كاسترو براي احياي دين در كشور كمونيستي كوبا، اين دعوت صورت گرفته است.
يك مقام آگاه به خبرنگار «فردا» گفت كه رهبر كوبا چندي پيش در ديدار با يك مقام ايراني گفته است "ما احساس مي كنيم يك چيزي مانند دين در جامعه‌امان كم داريم و خلا آن را احساس مي كنيم."
پس از اين اظهار تمايل كاسترو و گزارش آن به مسئولان ايراني، از محمد رضا حكيمي، فيلسوف اسلامي، خواسته شده است در نامه‌اي به كاسترو به تشريح و تبيين اصول متعالي و حيات‌بخش دين مبين اسلام و قرآن حكيم بپردازد.
محمدرضا حكيمي همچنين ضمن ارائه ترجمه اسپانيولي دو جلد از كتاب ارزشمند «الحياة» به فيدل كاسترو، تعاليم اسلام را از سه منبع مهم اسلامي و اسلام‌شناختي (قرآن‌كريم، پيامبر اكرم و امام علي) براي رهبر كوبا به نگارش درآورده است.
اين مقام آگاه افزود: سه هفته قبل در جريان سفر سعيد جليلي معاون اروپا و آمريكا وزارت امور خارجه و نماينده ويژه رئيس جمهور ايران به كوبا، وي با فيدل كاسترو ديدار و چند كتاب اسلامي را از سوي رهبر انقلاب به وي تقديم مي كند.
گفته مي‌شود جليلي كه دانش آموخته دانشگاه امام صادق بوده و با معارف اسلامي آشناست در اين ديدار پيام شفاهي مقامات ايراني براي دعوت به اسلام را به كاسترو ابلاغ كرده است.
كاسترو نيز در اين ديدار با تمجيد از انقلاب اسلامي ايران آن را پديده قرن توصيف كرده و از علائق خود و ملت كوبا به انقلاب ايران و امام خميني سخن گفته است.
او گفته است كه وقايع انقلاب اسلامي را كه به براندازي ژاندارم آمريكا در منطقه منتهي شد، دنبال كرده و "با هيجان بسيار زيادي از انقلاب ايران صحبت مي كرده است." پيش از اين امام خميني در سال 1989 در پيام مهمي به ميخائيل گورباچف رهبر سابق اتحاد جماهير شوروي، وي را به اسلام دعوت كرده بود.

هفتمين سالروز قتل داريوش و پروانه فروهر در منزل مسكوني آنان برگزار شد

رادیوفردا : با تصميم مسئولان استانداري تهران به رد درخواست پرستو فروهر براي برگزاري هفتمين سالروز قتل پدر و مادرش در مكاني عمومي، مراسم يادبود داريوش فروهر و پروانه اسكندري در منزل مسكوني آنها برگزار شد. يك روزنامه نگار در محل برگزاري مراسم در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: بيش از 500 نفر از ساعت چهار بعد از ظهر در كنار چهره هاي شاخصي همچون ناصر زرافشان، خانم شيرين عبادي و فرستاده اي از سوي آيت الله منتظري حضور پيدا كردند. پرستو فروهر با اشاره به يكي از سروده هاي مادرش سخنراني خود را آغاز كرد و از جمله گفت: «مرگتان داغ رسوايي بر آنان زد كه دشمن مي دانستنتان. آنان رو سياه تاريخ هستند و شما بيرقي در دست مردم رو به آينده و زندگي و ما اگرچه هنوز توان گفتن آنچه شما گفتيد نداريم، هنوز همت چون شما بودن نداريم، اما يادتان را چون عزيزترين قصه ها زنده مي داريم.». بازماندگان محمد مختاري و محمدجعفر پوينده از قربانيان بعدي قتل هاي سياسي پاييز 77 نيز در تلاشند تا مراسم يادبودي در ايران و خارج از كشور برگزار كنند.
امير مصدق کاتوزيان


مراسم سالروز قتل پروانه اسكندري و داريوش فروهر كه با ضربات پياپي چاقوي تعدادي از ماموران وقت وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي هفت سال پيش به قتل رسيدند، امروز سه شنبه در منزل مسكوني آنان در تهران با شعارهاي حاضران برگزار شد. با اين كه قوه قضاييه پرونده قتل اين دو رهبر دگرانديش حزب ملت ايران را در كنار قتلهاي محمد مختاري و محمدجعفر پوينده دو عضو هيات دبيران كانون نويسندگان ايران پرونده قتل هاي زنجيره اي پاييز 77 ناميده، از يك سال بعد از اين قتل هاي سياسي بازماندگان اين قربانيان مراسم سالروز قتل ها را به صحنه اي براي دادخواهي و روشن شدن تمامي حقايق مربوط به اين قتل ها تبديل كردند.
اميرمصدق كاتوزيان (راديو فردا): با تصميم هفته گذشته مسئولان استانداري تهران به رد درخواست پرستو فروهر براي برگزاري هفتمين سالروز قتل پدر و مادرش در مكاني عمومي، مراسم يادبود داريوش فروهر و پروانه اسكندري، امسال هم مانند سال گذشته در خانه مسكوني آنها در تهران برگزار شد. در حالي كه روز شنبه گذشته 460 نفر از فعالان سياسي و مطبوعاتي و چهره هاي دانشگاهي با انتشار نامه اي سرگشاده مردم را به شركت در اين مراسم فراخوانده بودند. يك روزنامه نگار در محل برگزاري مراسم از شمار حاضران در اين يادبود به راديو فردا مي گويد:

يك روزنامه نگار در محل برگزاري مراسم سالگرد قتل داريوش و پروانه فروهر: بيش از 500 نفر از ساعت چهار بعد از ظهر گردهم آمدند. در كنار چهره هاي شاخصي كه از جناح هاي مختلف ملي و ملي مذهبي حضور داشتند. همچنين آقاي ناصر زرافشان و خانم شيرين عبادي حضور پيدا كردند. آقاي ناصر زرافشان خطاب به مردم گفتند: حضور شما در اينجا دلگرمي دهد به كساني كه در داخل زندان هستند و خانم شيرين عبادي هم از مردم خواستند تا براي اكبر گنجي شعار دهند. فرستاده اي از سوي آيت الله منتظري نيز حضور داشت كه با استقبال گرم مردم و شعارهايي در حمايت از ايشان همراه بود. در اين برنامه سعي شد شعارها رو به تندي نرود و اعضاي حزب ملت ايران و كهنسالاني از جبهه ملي سعي كردند شعارها را كنترل كنند. نيروي انتظامي هم سعي كرد كه زياد با مردم اصطكاك نداشته باشد. هرچند خيابان هاي منتهي به پيچ شمران و ميدان بهارستان تماما توسط نيروهاي انتظامي و نيروهايي با لباس شخصي تحت كنترل بود.

ا . م . ك: پرستو فروهر در سخنراني خود در مراسم هفتمين سالگرد قتل پدر و مادرش با اشاره به يكي از سروده هاي مادرش پروانه آغاز كرد و سپس ادامه داد:

صداي پرستو فروهر: هفت سال است كه سنگ فاجعه بر دوش مي كشم. هفت سال است كه در لابلاي هزاران شايعه و دروغ كه به ما گفته اند، در جستجوي تكه هاي كوچك حقيقت مي گردم تا در كنار هم بگذارمشان و شما را اي عزيز پدر، اي نازنين مادر باز يابم. در آخرين نفس هاي زندگيتان كه در اين خانه به سر آمد، چه كرديد در حصار بسته اين خانه؟ كجاي اين خانه فريادتان به ديوار خورد؟ زير دست هاي اين جماعت پليد چگونه جان داديد؟

ا . م . ك: فرزند داريوش و پروانه فروهر با اشاره به هفت سالي كه در انتظار روشن شدن حقيقت قتل هاي پدر و مادرش و ساير دگرانديشان گذرانده گفت:

صداي پرستو فروهر: مرگتان داغ رسوايي بر آنان زد كه دشمن مي دانستنتان. آنان كه فرمان قتلتان دادند، آنان رو سياه تاريخ هستند و شما بيرقي در دست مردم رو به آينده، رو به زندگي و ما اگرچه هنوز توان گفتن آنچه شما گفتيد نداريم، هنوز همت چون شما بودن نداريم، اما يادتان را چون عزيزترين قصه ها زنده مي داريم.

ا . م . ك: گزارش هاي رسيده از ايران حاكي است بازماندگان محمد مختاري و محمدجعفر پوينده دو عضو هيات دبيران كانون نويسندگان كه قربانيان بعدي قتل هاي سياسي پاييز 77 بودند، در تلاشند تا مراسم يادبود آنان را مانند سال هاي گذشته در هفته هاي آينده در ايران و خارج از كشور برگزار كنند.

تصفيه شده وزارت اطلاعات مدير کل وزارت کشور شد، مديري ديگر از تيم سعيد امامي

روز: ميثم تواب

محمود سعيدي، مدير کل سابق اطلاعات استان اصفهان، که در پي واقعه قتل هاي زنجيره اي از اين وزارتخانه تصفيه شده بود، به سمت مدير کل دفتر وزارتي وزارت کشور منصوب شد.

در زمان مسووليت سعيدي [معروف به شهيدي] در اداره کل اطلاعات اصفهان، اتهامات مختلفي متوجه اين اداره کل شد که مهم ترين آنها، قتل چند کشيش مسيحي بود. قتل اين کشيش ها، با واکنش گسترده بين المللي و هزينه هاي زياد براي ايران همراه شد که متعاقب آن، چند تن از زندانيان گروه تروريستي مجاهدين خلق به تلويزيون آورده شدند تا جلوي دوربي،ن مسووليت انجام قتل را به عهده بگيرند.

اين در حالي بود که در جريان تحقيقات دولت خاتمي در پي حادثه قتل هاي روشنفکران در سال 77، برخي اصلاح طلبان مدعي شدند قتل کشيش هاي مسيحي، توسط مرکز عمليات تهران [زير نظر سعيد امامي] هدايت شده و توسط پرسنل اداره کل اطلاعات اصفهان به انجام رسيده است.

محمود سعيدي، به دنبال کنار رفتن قربانعلي دري نجف آبادي از وزارت اطلاعات از اين وزارتخانه تصفيه شد و پس از آن، به همکاري با "دستگاه اطلاعات موازي" به مديريت مصطفي پور محمدي معاون سابق علي فلاحيان و وزير فعلي کشور پرداخت. وزيري که در پي تحويل گرفتن پست جديد خود در دولت احمدي نژاد، يک حکم حساس مدير کلي را براي سعيدي صادر کرده است.

اين در حالي است که همزمان، طي حکمي جداگانه، معاون سعيدي در اداره اطلاعات اصفهان موسوم به گودرزي [با نام مستعار "شهاب"] نيز سمت مدير حراست وزارت کشور محسوب شده است.

يک منبع آگاه با اعلام خبر انتصاب هاي فوق به "روز" افزود: با توجه به قابل ترديد نبودن وقوع اتفاقاتي چون قتل کشيش ها در دوره مسووليت آقايان سعيدي و گودرزي در اداره کل اطلاعات اصفهان، سه احتمال قابل طرح است. نخست آنکه دولت جديد، اتهامات حاکي از ارتباط اين دو نفر با قتل هاي مزبور را قبول ندارد؛ دوم آنکه مسوولان دولتي، قتل کشيشان را کار "عناصر خودسر" اداره کل اطلاعات اصفهان دانسته و دو مدير جديد را در آن وقايع بي تقصير شناخته اند؛ و سوم اينکه، مسوولان، اساساً آن قتل ها را در حدي از اهميت نديده اند که مانع از انتصابات جديد در وزارت کشور بشوند.

در گفت و گو با فرح کریمی: ناگفته‌هايي از پروژه شبکه ماهواره‌اي هلند

روز: دولت هلند، هفته پيش مانع از به ثمر رسيدن تلاش مشترک قانونگذاران هلندي و گروهي از روزنامه نگاران ايراني مقيم خارج براي تأسيس يک شبکه تلويزيوني ماهواره اي شد.

اين اقدام، ۱۱ ماه پس از آن صورت گرفت که مجلس هلند به اتفاق آرا، الحاقيه اي را بر بودجه سال 2005 وزارت امور خارجه اين کشور به تصويب رساند که توسط "فرح کریمی" [به نمايندگي از حزب سبز] و "ون بالن" [به نمايندگي از حزب ليبرال] پيشنهاد شده بود. موضوع اين ماده الحاقي، حمايت از ابتکار تعدادي از روزنامه نگاران شناخته شده ايراني بود که به تازگي از کشور خارج شده بودند و ايده تأسيس يک شبکه تلويويزني ماهواره اي را براي کمک به جريان آزاد اطلاعات در ايران دنبال مي کردند." روز" برای روشن شدن افکار عمومی در مصاحبه ای با خانم فرح کریمی درباره این مصوبه و سرنوشت" شبکه تلویزیونی ماهواره ای" پرسیده است.

چه شد که پروژه تلویزیون هلند در دستور کار قرار گرفت؟

در اوايل ژوئن ۲۰۰۴، در گفت و گو با روزنامه نگاران شناخته شده ايراني مهاجر به خارج از کشور، تأسيس يک شبکه تلويزيوني ماهواره اي معتدل و حرفه اي، با خط مشي مشابه نشريات مستقل و منتقد داخل ايران که در سال هاي گذشته از ادامه فعاليت باز مانده بودند، مطرح شد. ايده تاسيس يک شبکه تلويزيوني ماهواره اي، البته براي اولين بار نبود که طرح مي شد، اما به نتيجه رساندن آن، به برنامه ريزي پي گيرانه و فعاليت مستمر نياز داشت که گفت و گوهای فوق، اولين قدم عملي در اين زمينه بود.

به دنبال این گفت و گوها ، من با برخي از سازمان هاي غير دولتي هلند تماس گرفتم و نظر آنها را به زمينه هاي موجود براي تأسيس چنين شبکه ماهواره اي جديدي جلب کردم. همزمان با آن، گروهي از روزنامه نگاران معروف ايراني [که عموماً مدت کمي از ترک کشور توسط آنها مي گذشت] کار بر روي اين پروژه را آغاز کردند.

به اين ترتيب بود که در لاهه، جلسات مختلف کارشناسی در این زمینه برگزار شد و عاقبت من طرح پیشنهادی اولیه را طي نامه اي غير رسمي با "برنارد بوت"، وزير خارجه هلند در ميان گذاشتم. اين نامه، پس از مدتي با پاسخي از سوي وزير مواجه شد که حکايت از اولين اعلام مخالفت وي با اين ايده داشت.

در نامه اي که در همين ارتباط از طرف وزارتخانه دريافت کردم، سه دليل براي اين مخالفت ذکر شده بود. نخستين دليل اين بود که وزارتخانه معتقد بود پخش برنامه هاي ماهواره اي، تنها از کشورهاي همسايه ايران ممکن است [در حالي که به لحاظ فني، چنين الزامي وجود ندارد و اغلب شبکه هاي ماهواره اي موجود، برنامه هاي خود را از کشورهاي همسايه ايران پخش نمي کنند]. دومين دليل، آن بود که وزارتخانه با نام بردن از برخي راديوهاي فارسي مقيم خارج، تصريح مي کرد که وقتي چنين تريبون هايي وجود دارند، نيازي به ايجاد تريبون هاي جديد نيست [در حالي که گذشته از تفاوت خط مشي، اساساً طرح مزبور در مورد "شبکه تلويزيوني" بود و نه "راديو"!] و اما سومين دليل وزارتخانه اين بود که نگران بود راه افتادن اين پروژه، در روند مذاکرات با ايران در خصوص موضوعات مختلف ايجاد اختلال کند [که مي شد فهميد که تنها دليل واقعي مخالفت وزارتخانه با طرح روزنامه نگاران ايران، همين نکته سوم است].

در پي اين تحولات بود که من گفت و گوهايي را نيز با برخي قانونگذاران حزب ليبرال در مورد پروژه شبکه ماهواره اي تلويزيوني به انجام رساندم. حاصل اين گفت و گوها، تنظيم ماده اي الحاقي بر بودجه سال ۲۰۰۵ هلند، از سوي دو حزب سبز و ليبرال بود که در جريان بررسي بودجه ۲۰۰۵ وزارت امور خارجه تقديم مجلس شد. الحاقيه مزبور [موسوم به "کريمي – ون بالن"] در تاريخ ۱۶ دسامبر ۲۰۰۴ با رأي مثبت تمام اعضاي پارلمان هلند به تصويب رسيد. مطابق اين اصلاحيه، دولت هلند موظف مي شد که در بودجه سال ۲۰۰۵ کشور، مبلغ ۱۵ ميليون يورو را به منظور کمک به آزادي بيان، حقوق بشر و دموکراسي در ايران اختصاص دهد تا براي تأسيس يک شبکه ماهواره اي تلويزيوني فارسي توسط روزنامه نگاران ايراني مقيم خارج از کشور مورد استفاده قرار گيرد.

تصويب قاطع اين الحاقيه توسط نمايندگان مردم، به معني آن بود که دولت هلند، ملزم مي شد با وجود مخالفت خود با تأسيس شبکه ماهواره اي تلويزيوني توسط روزنامه نگاران ايراني، بودجه لازم براي اين کار را آزاد نمايد. در نگاه ما، اين اتفاق يکي از جلوه هاي دموکراسي پارلماني بود که به نمايندگان مردم هلند در مجلس، امکان مي داد تا با رأي خود، دولت را به اجراي تصميمي وادارند که با آن موافق نبود.

در پي تصويب ماده الحاقي پارلمان هلند بود که در فوريه ۲۰۰۵، طرح پيشنهادي مربوط به شبکه ماهواره اي با همفکري تعدادي از کارشناسان سازمان هاي غير دولتي تهيه و به وزارت امور خارجه ارسال شد.

در این مرحله بود که خبر به صورت رسمی اعلام شد؟

بله، من از ابتدا مبنا را بر اطلاع رسانی شفاف قرار دادم و ماجرا را از لحظه تصویب الحاقیه مجلس، با افکار عمومی در میان گذاشتم، اما اعلام تصويب الحاقيه مجلس هلند، بلافاصله واکنش مقامات ايراني را نيز برانگيخت. در اين راستا بود که در ژانويه ۲۰۰۵، فرستادگاني از سوي وزارت امور خارجه ايران به لاهه سفر کردند. آنان در اين ديدار، با رييس مجلس، رييس کميسيون سياست خارجي، وزارت امور خارجه هلند و شخص من ديدار کرده و مراتب اعتراض خود را به مصوبه مجلس اعلام کردند. متعاقباً، "کمال خرازي" نيز در نخستين سفر يک وزير امور خارجه ايران به هلند پس از انقلاب، به ابراز نگراني در مورد دورنماي تاسيس يک شبکه تلويزيوني ماهواره اي فارسي در هلند پرداخت. در واکنشي جداگانه، خود من نيز در آخرين مسافرتي که به تهران داشتم، در ديداري با يکي از معاونان وزارت امور خارجه، مجدداً در جريان اعلام مخالفت شديد وزارتخانه متبوع وي با پروژه تلويزيون ماهواره اي قرار گرفتم. در آستانه ترک فرودگاه مهرآباد نيز، در اقدامي خلاف عرف ديپلماتيک، توسط فردي که خود را مأمور دستگاه اطلاعاتي معرفي مي کرد مورد سوال و جواب قرار گرفتم. مأموري که ضمن ابراز نگراني شديد در مورد احتمال راه اندازي شبکه مورد بحث، به شخص من در مورد عواقب اين اقدام هشدار مي داد. اين رفتار، البته با واکنش شديد مجلس و دولت هلند مواجه شد، اما به خوبي ميزان حساسيت بر روي پروژه شبکه ماهواره اي را نشان مي داد.

همگام با مقامات ايراني، در داخل هلند نيز فشارهاي فراواني عليه مصوبه مجلس و ايده تاسيس تلويزيون ماهواره اي فارسي زبان به جريان افتاد. وارد کننده اين فشارها، در درجه اول وزارت امور خارجه هلند بود که از همان ابتدا نيز مخالفت خود را با اين پروژه نشان داده بود. اين وزارتخانه، در راستاي همين سياست خود مذاکرات پي گيرانه اي را با نمايندگان مجلس و به ويژه نمايندگان عضو ائتلاف حاکم [ليبرال ها و دموکرات مسيحي ها] انجام داد تا آنان را به قطع حمايت از پروژه متقاعد کند.

همچنين، "اتحاديه کارفرمايان بزرگ هلند" [VNO – NCV] نيز عليه مصوبه مجلس وارد ميدان شده و لابي هاي گسترده اي را با احزاب مختلف انجام دادند. مخالفت شديد اين اتحاديه با پروژه تاسيس يک شبکه ماهواره اي توسط روزنامه نگاران ايراني مهاجر، از آن رو بود که تاکيد داشتند در صورت راه افتادن پروژه مزبور، روابط آنها با مقامات حکومتي ايران دچار آسيب شده و منافع اقتصادي شان در ايران به خطر مي افتد.

اما خوشبختانه، نمايندگان مردم در پارلمان هلند در مقابل تمامي اين فشارها تسليم نشده و به حمايت خود از پروژه تلويزيون ماهواره اي فارسي زبان ادامه دادند. اين در حالي بود که انتشار خبر مصوبه پارلمان، واکنش چشمگير ايرانيان سراسر جهان را نيز به دنبال داشت که از ايده تشکيل يک شبکه ماهواره اي توسط روزنامه نگاران حرفه اي حمايت کرده و حتي براي همکاري با آن ابراز تمايل مي کردند.

اما باز هم طرح اجرا نشد.

عملاً خير. چون به ناگهان، وزارت امور خارجه هلند تفسير حقوقي غير منتظره اي را راجع به مصوبه پارلمان اعلام کرد. مطابق تفسير مزبور، مصوبه پارلمان، داراي دو بخش محسوب مي شد که به لحاظ "حقوقي" الزام آور به حساب مي آمدند: نخست؛ آزاد کردن ۱۵ ميليون يورو. دوم؛ اختصاص اين بودجه به ارتقاي جريان آزاد اطلاعات در ايران. البته، واضح بود که در مصوبه پارلمان هلند، دو بخش ديگر نيز وجود داشت که عبارت بودند از اختصاص مبلغ فوق براي "تأسيس يک شبکه ماهواره اي تلويزيوني فارسي زبان" و ديگر، اختصاص اين مبلغ به پروژه "روزنامه نگاراني ايراني که به تازگي ايران را ترکت کرده بودند". اما مطابق تفسير دولت هلند، اين دو قسمت اخير مصوبه، الزامات "سياسي" - و نه "حقوقي" - مصوبه پارلمان محسوب مي شدند و براي دولت، تکليف "قطعي" ايجاد نمي کردند.

وزارت امور خارجه هلند، با استفاده از همين تفسير بود که در ماه ژوئن ۲۰۰۵، طي نامه اي به مجلس، چارچوب اجرايي مورد نظر خود را براي انجام مصوبه مجلس ارائه کرد. نامه مزبور تاکيد داشت که بودجه مصوب مجلس، براي حمايت از"تکثر رسانه اي" در ايران هزينه خواهد شد. در اين نامه، دو نکته غير منتظره ديگر نيز به چشم مي خورد که اعتراض نمايندگان مجلس را به دنبال داشت. يکي از اين دو نکته، آن بود که وزارت خارجه، در توضيح هدف هزينه شدن بودجه مصوب مجلس، اساساً هيچ اشاره اي به "تاسيس شبکه ماهواره اي تلويزيوني" نکرده بود. و نکته دوم، آن بود که وزارتخانه، "همکاري با حکومت ايران" را يکي از پيش شرط هاي لازم براي گروه هايي دانست که ممکن بود براي دريافت بودجه مصوب مجلس واجد شرايط تشخيص داده شوند! يعني، دقيقاً همان شرايطي که خواست هاي سرمايه داران هلندي و سياستمداران ايراني را تامين مي کرد.

ما در مجلس، به اين نامه وزارت امور خارجه واکنشي جدي نشان داديم. ما در يک موضع گيري رسمي، مجدداً بر سرفصل هاي مصوبه خود تاکيد کرده و ضمن مردود دانستن شرط همکاري با مسوولان حکومتي در نامه وزارت امور خارجه، بر تاسيس يک "شبکه تلويزيوني فارسي زبان" - به عنوان هدف اصلي مصوبه خود - پافشاري کرديم... به نظر مي رسيد که از آن به بعد، مانعي بر سر تاسيس شبکه تلويزيوني باقي نمانده و وزارت امور خارجه، خود را مکلف به اجراي خواست نمايندگان بداند.

و بدين ترتيب بود که وزارت امور خارجه هلند، کار اجراي مصوبه مجلس را آغاز کرد. از اين مرحله به بعد، نمايندگان ديگر نقشي در نحوه اجراي اين مصوبه نداشتند؛ چون صحبت از "اجرا" در ميان بود که در حيطه وظايف دولت قرار مي گرفت.

وزارت امور خارجه، در نخستين گام از اجراي اين مصوبه، به اطلاع سازمان هاي غير دولتي فعال در زمينه هاي رسانه اي رساند که تا تاريخ ۱۵ سپتامبر، براي استفاده از بودجه تصويب شده در مجلس هلند طرح هاي پيشنهادي خود را بفرستند. فراخوان مزبور، در روزنامه رسمي دولت هلند نيز آگهي شد.

اين کار، طيف وسيعي از گروه هاي ايراني و غير ايراني ساکن در غرب را وا داشت تا به روزنامه نگاران مزبور و پروژه آنها، به چشم يک "رقيب" نگاه کنند. اين فرايند، طبيعتاً باعث مي شد تا پروژه گروه روزنامه نگاران ايراني مهاجر – که انگيزه اصلي مصوبه مجلس هلند بود - به گونه اي فزاينده تحت فشار قرار بگيرد.

نتیجه چه شد؟

در اوايل ماه نوامبر، وزارت امور خارجه هلند، طي نامه اي، نتايج بررسي طرح هاي پيشنهادي دريافت شده توسط اين وزارت خانه را براي استفاده از بودجه مصوب پارلمان اعلام کرد. در نامه وزارت امور خارجه، تصويب شده بود که ۷ پروژه آموزشي، ۲ پروژه وب سايت، ۱ پروژه در موضوع حقوق کودکان و مطبوعات و ۱ راديو، حائز شرايط لازم براي دريافت بودجه مزبور تشخيص داده شده اند. اگرچه اين نامه، اسامي سازمان هاي دريافت کننده بودجه را ذکر نکرده بود، اما مشخصاً روشن مي ساخت که وزارت امور خارجه، پروژه مورد پشتيباني مجلس هلند [شبکه ماهواره اي روزنامه نگاران مهاجر ايراني] را رد کرده است. بدين ترتيب، حتي يک يورو از بودجه مصوب مجلس نيز تحت هيچ عنوان به گروه روزنامه نگاران مهاجر، که مجلس قصد حمايت از آنان را داشت، اختصاص نيافت.

به نظر شما علت مخالفت دولت هلند و رد پروژه تلویزیونی روزنامه نگاران مهاجر چه بود؟

جالب بود که در نامه وزارت امور خارجه هلند - ظاهراً با علم به سوال برانگيز بودن مخالفت با تأسيس شبکه تلويزيوني مورد تأکيد در مصوبه نمايندگان پارلمان- قسمتي ويژه نيز به توضيح دلايل رد پروژه شبکه ماهواره اي اختصاص داده شده بود. دلايلي که اگرچه، طيفي متنوع از بهانه هاي اداري و اجرايي را شامل مي شوند، ولي براي من کاملاً روشن است که "بهانه" هايي بيش نيستند. دلايل اصلي رد پروژه، از نوع همان علل سياسي – تجاري شناخته شده اي هستند که از ابتدا، در جريان لابي هاي مخالفان پروژه تلويزيون ماهواره اي مطرح شده بودند!

آيا در نامه وزارت خارجه، اسامي سازمان ها يا موسساتي که پروژه هايشان مورد تصويب قرار گرفته هم ذکر شده است؟

نه. اما همين قدر مشخص است که اکنون بودجه مصوب مجلس، به ترتيبي که ذکر شد، از هدف اصلي خود که کمک به تاسيس يک شبکه تلويزيوني فارسي زبان بوده، باز مانده است. هرچند اميدواريم که پروژه هاي قبول شده نيز، بتوانند منشا تغييرات مثبت باشند. به هر حال، من و دوستانم در پارلمان هلند، مراتب اعتراض خود را به اين شيوه ناديده گرفتن مصوبه مجلس توسط وزارت امور خارجه اعلام خواهيم کرد.
تصميم دولت هلند، مجدداً نشان داد که به رغم تمام شعارهاي دولت هاي اروپايي در زمينه دموکراسي و حقوق بشر، وقتي پاي عمل به ميان مي آيد، اين دولت ها حاضر نيستند به الزامات سياسي و اقتصادي عملي کردن چنان شعارهايي تن بدهند.

انتقاد شديد نماينده زرتشتيان از اظهارات جنتي، امروز

گویانیوز: «كورش نيكنام»، نماينده زرتشتيان در مجلس، به سخنان دبير شوراي نگهبان در مورد غيرمسلمانان، اعتراض كرد.

به گزارش ايرنا، وي روز سه‌شنبه در بيانيه‌اي كه در اختيار خبرنگاران پارلماني قرار گرفت، نوشت: دبير شوراي نگهبان در نخستين يادواره سرداران شهيد گفته‌اند، «بشر غير از اسلام، همان حيواناتي هستند كه روي زمين مي‌چرخند و فساد مي‌كنند».

نيكنام، اصل ۱۳‬ قانون اساسي درمورد حق پيروان اديان توحيدي را يادآور شد و افزود: من در جايگاه نماينده زرتشتيان ايران در مجلس باور دارم نظر مكتب اسلام، وجود چنين تفاوت‌هايي بين انسان‌ها نيست.

نماينده زرتشتيان اضافه كرد: اگر سخنان آيت‌الله جنتي همان بوده كه در گزارش روزنامه «شرق» آمده، از روان نياكان خردمند خود در اين سرزمين پوزش مي‌خواهم كه اين چنين به آنان توهين شده است.

وي گفت: زيرا آنان نه تنها حيوانات نبودند و منشأ فساد نشده‌اند، بلكه با هوشمندي و تلاش خود بنيانگذار و گسترش‌دهنده تمدن وفرهنگ درزمان خود بودند.
نيكنام افزود: بي‌گمان پيروان اديان الهي غير مسلمان نيز انسانهاي فرهيخته و دانايي در دنيا هستند.

نماينده زرتشتيان در اين بيانيه نوشت: در پايان، از حيوانات نيز پوزش مي‌خواهم چون آنها موجب فساد بر روي زمين نيستند، بلكه از فساد بعضي از ما انسان‌ها نگران و بيزارند.

وي نامه خود را به اين شعر از مولانا به پايان رسانده كه:
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر
كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

انتقاد شديد نماينده زرتشتيان از اظهارات جنتي، امروز

گویانیوز: «كورش نيكنام»، نماينده زرتشتيان در مجلس، به سخنان دبير شوراي نگهبان در مورد غيرمسلمانان، اعتراض كرد.

به گزارش ايرنا، وي روز سه‌شنبه در بيانيه‌اي كه در اختيار خبرنگاران پارلماني قرار گرفت، نوشت: دبير شوراي نگهبان در نخستين يادواره سرداران شهيد گفته‌اند، «بشر غير از اسلام، همان حيواناتي هستند كه روي زمين مي‌چرخند و فساد مي‌كنند».

نيكنام، اصل ۱۳‬ قانون اساسي درمورد حق پيروان اديان توحيدي را يادآور شد و افزود: من در جايگاه نماينده زرتشتيان ايران در مجلس باور دارم نظر مكتب اسلام، وجود چنين تفاوت‌هايي بين انسان‌ها نيست.

نماينده زرتشتيان اضافه كرد: اگر سخنان آيت‌الله جنتي همان بوده كه در گزارش روزنامه «شرق» آمده، از روان نياكان خردمند خود در اين سرزمين پوزش مي‌خواهم كه اين چنين به آنان توهين شده است.

وي گفت: زيرا آنان نه تنها حيوانات نبودند و منشأ فساد نشده‌اند، بلكه با هوشمندي و تلاش خود بنيانگذار و گسترش‌دهنده تمدن وفرهنگ درزمان خود بودند.
نيكنام افزود: بي‌گمان پيروان اديان الهي غير مسلمان نيز انسانهاي فرهيخته و دانايي در دنيا هستند.

نماينده زرتشتيان در اين بيانيه نوشت: در پايان، از حيوانات نيز پوزش مي‌خواهم چون آنها موجب فساد بر روي زمين نيستند، بلكه از فساد بعضي از ما انسان‌ها نگران و بيزارند.

وي نامه خود را به اين شعر از مولانا به پايان رسانده كه:
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر
كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

يک روزنامه نگار کرد در زندان مريوان دهان خود را دوخت

تبریز نیوز: تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:"مادح احمدي" روزنامه نگار کرد زنداني در زندان مريوان پس از اعتصاب غذا دهان خود را دوخت.

" احمدي" روزنامه نگار سنندجي در زندان مريوان که در رابطه با نا آرامي هاي ماه هاي گذشته کردستان دستگير و روانه زندان مريوان شده است در اعتراض به عدم تبديل قرار بازداشت به قرار وثيقه پس از اعتصاب غذا دهان خود را با نخ دوخت.

يکي از اقوام نزديک اين روزنامه نگار در گفتگو با پيمان پا ک مهر با تاييد اين خبر گفت: "مادح احمدي" از لحاظ جسمي در وضعيت خطرناکي قرار گرفته است.

وكيل اولياي دم زهرا كاظمي: به هيات تشخيص ديوان عالي كشور شكايت مي‌‏كنيم

پیک ایران : يكي از وكلاي اولياي دم زهرا كاظمي، گفت: منتظر ابلاغ حكم پرونده هستيم و به احتمال زياد به هيات تشخيص ديوان عالي كشور شكايت خواهيم كرد.
محمد سيف‌‏زاده در گفت‌‏و‌‏گو با خبرنگار "ايلنا" با بيان اين كه در راي صادره از سوي شعبه 34 دادگاه تجديد نظر تناقضاتي مشاهده مي‌‏شود، گفت: تا آنجايي كه در جريان هستم دادگاه قتل را عمد ندانسته است، يا اين كه اين حق را به ما داده است كه به ديوان عالي كشور شكايت بريم.
وي افزود: ايراد ديگري كه ما به راي صادره داريم، اين است كه ابتدا بايد نوع قتل مشخص شود تا پس صلاحيت دادگاه مشخص شود.
سيف‌‏زاده با اشاره به توجه دادگاه تجديد نظر به اعتراضات وكلاي اولياي دم زهرا كاظمي، گفت: دادگاه اعتراض‌‏هاي ما در مورد وجود نقض در رسيدگي به پرونده در دادسرا، عدم استماع شهادت شهود در دادسرا و دادگاه بدوي، همچنين نسبت به اين كه اين پرونده مشمول ماده 255 قانون مجازات اسلامي نيست را، وارد دانسته است و خواستار رفع اين اشكالات در دادسرا و دادگاه بدوي شده است.

November 21, 2005

اصلاح نژاد ملاها در بروجرد میسر شد

akhond.jpg
گفته می شود نژاد این نوع آخوند با جفت گیری خواهران خزب الله با یک ملای بروجردی میسر شده است. ادامه خبر:
انتخاب
بره انسان ‌نماي در بروجرد متولد شد

خبرگزاري انتخاب : مسئول اداره دامپزشكي بروجرد گفت: بره‌اي با چهره‌اي انسان نما از شكم گوسفندي در حين كشتار در اين شهرستان خارج شد.

محمدرضا جباري روز يكشنبه در گفت‌وگو با ايرنا افزود: اين بره كه در حين كشتار در كشتارگاه صنعتي بروجرد مشاهده شده است، فاقد پوزه بوده و از نظر ترتيب قرار گرفتن گوش و چشم‌ها همانند انسان مي‌باشد.

وي تصريح كرد: اين گونه پديده‌هاي نادر به دلايلي از جمله جهش ژنتيكي، هم‌خون بودن، خوردن علف‌هاي سمي در هنگام تشكيل نطفه و همچنين تزريق داروهاي شيميايي ايجاد مي‌شوند.

جباري اضافه كرد: طي سال‌هاي گذشته نيز حدود پنج مورد تولد حيوانات اهلي به صورت استثنايي و غير طبيعي از جمله تولد گوساله دوسر، تولد گوساله هشت پا و همچنين چسبيده بودن دو گوساله از ناحيه سر در بروجرد مشاهده شده است.

براساس آمار موجود، روزانه ‪ ۴۵۰‬راس گوسفند و بز و ‪ ۴۰‬راس گاو در كشتارگاه صنعتي بروجرد كشتار مي‌شود.

فقط برای ثبت در تاریخ تا فردای سرنگونی رژیم این جانیان بتوانیم به وسیله این اسناد خدمت آقایان برسیم

گفتگوي داريوش سجادي با وزير اسبق فرهنگ و ارشاد پيرامون انتخابات و نقش آيت الله هاشمي رفسنجاني

مهاجراني : به هيچ عنوان اپوزوسيون نيستم/ مطلقاً قصد براندازي ندارم/ اصلاح طلباني كه هاشمي را تخريب كردند، اشتباه كردند/مکرراً به اصلاح طلبان می گفتم که این شیوه ها، شیوه های اشتباهی است، ولی آنها سرمست پیروزی بودند/ دولت بوش به دليل نظامي بودنش حرف دولت احمدي نژاد را مي فهمد؛ همانطور كه دولت خاتمی و کلینتون برای حل مسائلی فی مابين سازگارتر بودند


--------------------------------------------------------------------------------


۳۰ آبان ماه ۱۳۸۴ ساعت : ۵۷ , ۱۴
خبرگزاري انتخاب : داريوش سجادی در گفتگويي با با دکتر عطاالله مهاجرانی از سري برنامه هاي «از نگاه ميهمانان» شكبه ماهواره اي هما، مسائل مطرح شده در انتخابات رياست جمهوری و نقش هاشمی رفسنجانی را به بحث گذاشته است.

به گزارش خبرگزاري «انتخاب»، متن اين مصاحبه در پي مي آيد:

داریوش سجادی:
جناب آقای مهاجرانی؛ سوالی که در حال حاضر در افکار عمومی در خصوص جنابعالی مطرح است ، آنست که سکوت چند سال اخیرتان نوعی اعتکاف سیاسی از رفتار شما را متبادر به ذهن می کند. خصوصاً آنکه بعد از خروج از کشور کمتر رغبتی جهت حضور فعال در مسائل سیاسی ایران از خود نشان داده اید. در پاره ای از محافل سیاسی این انزوا و سکوت را نوعی خروج از حاکمیت و یا پیوستن به گروههای اپوزیسیون تلقی کرده اند.آیا این سکوت معنای اپوزیسیونی دارد؟

عطاء الله مهاجرانی:
در مورد اين سوال لازم می دانم اين توضيح را بدهم که لازم نیست یک نفر تمام عمرش را در سیاست بگذراند.آن هم به عنوان یک انسان که در زندگی فقط یکبار فرصت زندگی کردن داریم.

بنابراين گمان می کنم که بایستی برای زندگی یک بار هم از منظر دیگری فکر کرد ضمن اینکه اگر بخاطر داشته باشید وقتی وزیر فرهنگ و ارشاد بودم، اعلام کردم که این آخرین سمت دولتی من خواهد بود و بعد از آن تمام تلاش خودم را به نوشتن خواهم کرد و این وعده ای بود که من در سال 1378 دادم و موضوع جدیدی نیست. از همان موقع هم به دلیل شرایطی که پیش آمده بود از وزارت فرهنگ و ارشاد استعفا دادم و در صدد بودم زندگی دانشگاهی و نویسندگی را به عنوان کار اصلی خودم ادامه بدهم. در طی سالهائی که گذشت من 4 رُمان منتشر کردم و احتمالاً تا پایان امسال رُمان ديگری را هم منتشر خواهم کرد و بطور کلی وقتم را بیشتر صرف کارهای پژوهشی و فرهنگی خواهم کرد. اما اين بمعنای آن نيست که از حوزه مباحث سیاسی غافل و برکنار بودم. من به اتفاق همسرم خانم دکتر کدیور سایت اینترنتی داریم که خوشبختانه مراجعین خوبی هم دارد و در آنجا درمورد مسائل اصلی کشور هم مطلب می نویسیم و مطالب ما هم در سایتهای دیگر و روزنامه ها هم طرح می شود. من به هیچ عنوان در موضع خروج از حاکمیت و پيوستن به اپوزیسیون نیستم. البته موضع انتقادی بر آنچه که در کشور می گذرد دارم. اما گمان می کنم که منتقد نگاهش به اصلاح امور است و از درون نگاه می کند در حالیکه کسی که موضعش خروج از حاکمیت باشد از بیرون نگاه می کند و در جهت تغییر نظام و یا دگرگونی نظام تلاش می کند. من مطلقاً چنین قصد و هدفی ندارم و تمام تلاشم در نوشتن وصرف آموختن می شود.
25 سال اول عمرم را صرف آموختن کردم. 25 سال دوم را صرف کار سیاسی کردم و آنچه که باقی مانده را امیدوار هستم صرف رُمان کنم.

داریوش سجادی:
بسيار خوب حال که بنا به گفته خودتان در کنار دنیای نگارش و تدریس کماکان نظری هم بر سياست دارید، اجازه بدهيد چند سوال سياسی خدمتتان داشته باشيم. يازده سال پیش شخصاً در خدمتتان مصاحبه ای داشتم که در آن مصاحبه جنابعالی پیشنهاد دهنده تغییر قانون اساسی شـُديد تا بدينوسيله آقای هاشمی رفسنجانی امکان مجدد برای شرکت در دور سوم ریاست جمهوری را پيدا کنند. در آن تاريخ،جنابعالی معاونت پارلمانی ریاست جمهوری آقای هاشمی را به عهده داشتید و بخاطر دارم پیشنهاد آن موقع جنابعالی منشاء مجادلات سياسی و رسانه ای گسترده ای در کشور شد و نهایتاً هم مورد موافقت قرار نگرفت. از آن مقطع به بعد شاهد آن بوديم که جناب آقای رفسنجانی در چند انتخاباتی که خودشان را نامزد کردند (مجلس ششم وانتخابات اخیر رياست جمهوری) در فرجام انتخابات ناکام ماندند. در مقطع کنونی بی مناسبت نيست تا يک بازتعريف مجدد از ايشان داشته باشيم. جنابعالی به عنوان کسی که به هر حال قرابت های فکری وسیاسی با آقای هاشمی داشتید، جایگاه امروز آقای هاشمی را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا ایشان فرد تمام شده ای هستند و اگر نه، در کجا قرار دارند؟

عطاالله مهاجرانی:
بحث تغيير قانون اساسی که شما مطرح کرديد در مقطعی بود که همه ما احساس می کردیم که کشور به طرف یک استبداد و یک دوره تاریک خواهد رفت. تقریباً هیچ عنصر امیدی در ایران پس از آقای رفسنجانی مطرح نبود. چنانچه حتی در آن مقطع آقای مهندس موسوی هم که برای نامزدی ریاست جمهوری مطرح بودند، اطلاعیه ای دادند که در انتخابات شرکت نخواهند کرد. در چنان وضعيتی آن پيشنهاد مطرح شد و پيشنهاد تنها تعلق به من نداشت و ديگرانی هم قائل به آن بودند چرا که به دلیل شرایط موجود ما بيم آنرا داشتيم تا پس از دوره ای که دوره سازندگی و تلاش بود دوره استبداد حاکم شود. در کل مجموعه شرایط در دوران آقای رفسنجانی ، دوران کار وتلاش بود و بالطبع در آن شرايط آن بحث مطرح شد و ما می دانستیم این بحث مورد موافقت قرار نخواهد گرفت اما طرح اين بحث یک فرصتی بود برای مجموع دوستانی که نگران آینده کشور بودند و خوشبختانه فرصتی فراهم شد تا جناب آقای خاتمی به عنوان کاندیدا مطرح شدند و شرایط هم بگونه ای پیش رفت که محصول 8 سال دوران سازندگی آقای هاشمی، تحویل آقای خاتمی شد تا قضایائی به نام دوم خرداد شکل گرفت.

نکته دیگر اینکه من گمان می کنم آقای هاشمی در مقاطعی که خودشان را بعنوان کانديدا عرضه کردند به رغم کهولت سن و مجموعه شرایطی که بوجود آمد نقش تاریخی و سیاسی و مدیریتی خودشان را انجام دادند.
شما ملاحظه کرديد که در همين انتخابات اخير رياست جمهوری ایشان تعبیری را به کار بردند به این مضمون که شرکت در انتخابات برای من به منزله یک داروی تلخ است. من گمان می کنم این را باید به عنوان یک امتیاز تلقی کرد، که یکنفر به هیچ عنوان حاضر نیست خودش را از صحنه کنار بکشد.
اما علی رغم آن ديديم که هم در انتخابات مجلس ششم ايشان توسط برخی از دوستان اصلاح طلب و روزنامه نگاران تخريب شدند و هم در انتخابات رياست جمهوری توسط برخی از دوستان محافظه کارشان تخريب شدند.
اما من گمانم این است که آقای هاشمی با توجه به دلبستگی هائی که اول به اسلام و دوم به انقلاب و سوم به نظام جمهوری اسلامی دارند کسی نيستند که در حاشیه قرار بگیرند و تاثیرگذار نباشند. طبیعی است اگر ایشان در موضع ریاست جمهوری بودند نوع تاثیرگزاری شان مجال بروز و ظهور بیشتری پیدا می کرد و در حال حاضرهم در کسوت رياست مجمع تشخیص مصلحت نظام مجمعی را اداره می کنند که هر سه قوا اعضایی در این مجمع دارند. در مجموع من گمان نمی کنم که نقش سیاسی ایشان با این انتخابات تمام شده باشد.

داریوش سجادی:
اشاره فرمودید که در مجلس ششم جناب آقای هاشمی توسط بخشهائی از جناح اصلاح طلب تخریب شدند، اما در انتخابات اخیر ریاست جمهوری مشاهده کردیم که تصادفاًهمان اقشار در این انتخابات نقش خودشان را جایگزین کردند و به طرفداران آقای هاشمی خصوصاً در دوردوم مُبدل شدند. این جابجایی را چطور می توان ارزیابی کرد؟ آيا اصلاح طلبان تغيير رويه داده بودند يا آقای هاشمی تغيير رويه و ماهيت داده بود؟

عطاءالله مهاجرانی:
البته در انتخابات مجلس ششم همه تخريب گران آقای هاشمی، اصلاح طلبان نبودند، اما همان بخش های اصلاح طلب هم که عمل تخریب را انجام دادند اشتباه کردند، اشتباه استراتژکی هم کردند. البته من در آن زمان به عنوان وزیر فرهنگ و ارتباطی که با آقای خاتمی و ديگر دوستان داشتم مکرراً به آنها می گفتم که این شیوه ها، شیوه های اشتباهی است و به نفع جریان اصلاحات تمام نمی شود. ولی آن دوستان به نظر می رسید که سرمست پیروزی هستند و گمان می کنند که فقط یک گام مانده که مجلس را تماماً در اختیار گرفته و اداره کنند. لذا حضور آقای هاشمی را در مجلس به عنوان یک خطر تلقی می کردند. به زعم ايشان اگر آقای هاشمی در مجلس باشد طبیعتاً بعنوان رئيس مجلس انتخاب خواهند شد و در آنصورت دوستان آنطور که می خواهند نمی توانستند مجلس را در دست بگیرند. اما در انتخابات ریاست جمهوری من گمان می کنم که اولاً دوستان متوجه شدند که اشتباه کردند و دوم اینکه شرایطی را پیش بینی می کردند که در صورت عدم رای آقای هاشمی شرایطی پیش خواهد آمد که دست اصلاح طلبان تنگ خواهد شد و ناگزیر پذیرفتند که از آقای هاشمی حمایت کنند.

داریوش سجادی:
اما علی رغم این حمایت مشاهده شد که در انتخابات اخير آقای هاشمی توفیق آنرا پیدا نکردند تا بيش از 10 میلیون رای را کسب کنند. در تحولات سیاسی آینده ایران این 10 میلیون رای ريخته شده در سبد آقای هاشمی را چطور می توان ارزیابی کرد؟

عطاء الله مهاجرانی:
تصور من آنست که 10 میلیون رای آقای هاشمی را می شود در کفه آراء کیفی کشور قرار داد، چرا که اين آراء محصول وحدت و همدلی و هماهنگی بین نخبگان کشور و نیروهای سیاسی وحتی روحانیت بود. ما شاهد بودیم که چهره های شاخص روحانیت با اطلاعیه ای که دادند رسماً از آقای هاشمی حمایت کردند. همچنانکه عموم نخبگان و چهره های دانشگاهی و فرهنگی نيز مجموعاً در صف حاميان ايشان قرار گرفتند. ولی خوب مجموعه شرایط به گونه ای پیش رفت که مشاهده کرديد کاميابی نصيب رقيب ايشان شد.

داریوش سجادی:
آیا آقای هاشمی می توانند روی این 10 میلیون رای حساب ویژه ای باز کنند؟ از این جهت این سوال را مطرح می کنم که بعضاً مشاهده شد این اجماع آرایی که بر روی آقای هاشمی صورت گرفت، تعلق به دور دوم انتخابات داشت و بیشتر برخوردار از جنبه سلبی بود تا ایجابی. آیا با توجه به ماهیت چنین اجماعی آقای هاشمی می توانند برای برنامه های آتی شان روی این 10 میلیون سرمایه گذاری ويژه ای بکنند؟

عطاءالله مهاجرانی:
اين بستگی دارد که آقای هاشمی یا شخصیت های دیگر چطور بتوانند از این وحدت بهره ببرند. ما گاهی ملت و جامعه را به عنوان یک ظرفیت کلان می بینیم. درست مثل اینکه یک حساب بانکی عظیمی داریم بدون اینکه امکان برداشت یا استفاده از آن را داشته باشیم. کسی می تواند ازاین ذخیره استفاده کند که بتواند راه کارهای سازمان دهی سیاسی آنرا هم پیدا کند. البته ما شاهد بودیم در انتخابات اخیر هم گروهی که سازمان دهی سیاسی داشت، توانستند در تمام شهرها با دفاتری که داشتند از قبيل از دفاتر کمیته امداد و ائمه جماعت و بسیج و ... پيروز انتخابات شوند. اين نکته را هم بايد در نظر داشت که در دمکراسی، آرا ماهيت کمّی دارند، یعنی اینگونه نیست که در انتخابات رای يک استاد دانشگاه يا مرجع تقليد، ارزش و اعتبار بیشتری نسبت به فردی که ممکن است حتی به لحاظ ذهنی هم انسان سردرگم و پریشانی باشد، مُرجح باشد.
لذا اين ذخيره و ظرفيت در کشور وجود دارد اما شرط استفاده از آن سازماندهی کردن آن است در غير اين صورت اگر این 10 میلیون سازمان دهی نشوند تقریباً شبیه به لشگری در سایه هستند که فقط می شود به آن اشاره ای کرد و رد شد.


داریوش سجادی:
يعنی می توان چنين تلقی از پاسخ شما داشته باشم که شرط عملیاتی شدن پتانسیل های موجود در این 10 میلیون رای قالب بندی آن ذيل يک تشکل يا حزب سياسی است؟

عطاء الله مهاجرانی:
بدون تردید. حالا شايد بدليل تعريف سياسی روشن حزب ممکن است اين کار عملی نباشد، ولی بالاخره این مجموعه را در یک جبهه به خوبی می توان سازمان دهی کرد چون ما شاهد تنوع حامیان آقای هاشمی در انتخابات بودیم. لذا ممکن است این تنوع حامیان در قالب یک حزب مجتمع نشود ولی در چهار چوب یک جبهه به خوبی می توان آنها را سازمان داد.

داریوش سجادی:
بسيار خوب. اجازه بدهيد اين بحث را در اينجا مختومه کنيم. سوال بعدی من در ارتباط با مشکل ديرينه در سياست خارجی جمهوری اسلامی است.

تا آنجایی که بيآد دارم شخص آقای مهاجرانی یکی از صف شکنان در بحث مذاکره با آمریکا بود. همانطور که خود مطلع هستيد بحث مناسبات ایران و آمریکا طی 27 سال گذشته مُبدل به يک تابو شده اما علی رغم این، جنابعالی يکی از اولین کسانی بودید که حدود 15 یا 16 سال پیش طی مقاله « مذاکره مستقیم» تان که در روزنامه اطلاعات چاپ شد، اولین بار پیشنهاد این را دادید تا برای حل و فصل مشکلات مبتلا بین دو کشور بايد با دولت آمریکا مستقيماً وارد مذاکره شد. اما علی رغم آن شاهد آن هستيم که هنوز کمترین گشايشی در مناسبات دو کشور ایجاد نشده. حال با توجه به روی کار آمدن دولت جدیدی که به صفت ظاهر مواضع پرخاشگرانه ای هم با دولت آمریکا دارد، آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی می کنيد؟

عطاء الله مهاجرانی:
البته از یک زاویه ممکن است تلقی کنیم که دولت جدید در ایران امکان انتخاب یک راه معتدل در رابطه با آمریکا را پیدا نخواهد کرد، اما از سوی دیگر هم به نظر می رسد که همانگونه که بوش و تیم او بیشتر یک تیم نظامی هستند و تیم جدیدی هم که در ایران روی کار آمده گرایش نخست اش، نظامی خواهد بود لذا ممکن است که این دو مجموعه حرف يکديگر را بهتر بفهمند. همانگونه که دولت آقای خاتمی و کلینتون برای حل مسائلی فی مابين سازگارتر بودند، من گمان می کنم که آقای احمدی نژاد و بوش هم نسبت های نزدیک تری به هم دارند و ممکن است که این تفاهم و نزديکی در اين دوره اتفاق بیافتد. نکته دیگر اینکه ما شاهد بودیم وقتی دولت های قبلی برای حل مشکلات با آمریکا گام هائی را بر می داشت بدليل مواضعی که رهبری داشتند آن گام ها با ثمر نبود و تلاش ها به حال تعلیق باقی می ماند.

در واقع می شود گفت که اگر دولت آقای هاشمی دولت سازندگی بود و دولت آقای خاتمی دولت اصلاحات، دولت آقای احمدی نژاد دولت ولایت است. دولتی که ارتباط مستقیم با رهبری دارد. این یکپارچگی و یکدستی که اتفاق افتاده و گويا قرار است کشور با یک بال پرواز کند، از این زاویه می شود این جریان را مثبت تلقی کرد، چرا که بالاخره دولت، دولتی است که هیچ نیازی برای اینکه نهادهای موازی در کنار او فعال باشند ندارد و در واقع می شود گفت اين دولت، دولتی است نه هماهنگ با رهبری بلکه یک آهنگ با رهبری.

داریوش سجادی:
اما تحلیل ديگری هم مطرح است و آن اينکه طی 8 سال گذشته با توجه به شکاف موجود در حکومت ميان اصلاح طلبان و محافظه کاران، آمریکا از وجود چنين شکافی سوء استفاده می کرد اما اکنون که حاکمیت یکدست شده، آمریکا ديگر نمی تواند بر روی چنين گـُُسلی سرمایه گذاری کند، لذا اين يکپارچگی تمهيد کننده فرصتی است مناسب تا طرفين در صورت داشتن انگيزه تنش های فی مابين را مرتفع نمايند.

عطاء الله مهاجرانی:
مشکلی که وجود دارد این است که بالاخره محافظه کاران و رهبری در پيشينه خود مواضع سخت سرانه ای در مقابل آمریکا داشته و همواره بر آن مواضع اصرار هم ورزيده اند، لذا من نمی دانم این مجموعه چطور می توانند افکار عمومی برای مذاکره با آمريکا توجیه کنند ... ولی به هر حال باید پیش داوری نکنیم و صبر کنیم ببنیم با این مسئله چگونه رفتار خواهند کرد.

نکته دیگر آنکه زمانی که من آن مقاله را نوشتم، شرایطی طلائی برای گفتگوی ایران با آمریکا فراهم بود. در آن مقطع ما شاهد یک وحدت و همدلی در کشور بودیم، جنگ تمام شده بود و ما در موقعيت خیلی خوب و مثبتی قرار داشتیم. از سوی ديگر در آن مقطع پیشنهاد گفتگو با ایران را جورج بوش پدر، رئيس جمهور وقت آمریکا مطرح کرده بود. اما در وضع فعلی که ما صحبت می کنیم به کلی شرایط دنیا دگرگون شده. ارتش آمریکا دراطراف مرزهای ما در آماده باش کامل است. اين ارتش در عراق وافغانستان کاملاً مسلط شده و در کشورهای دیگر منطقه هم پایگاه هائی دارد و این شرایط با شرایط آن موقع کاملاً متفاوت است. گمان می کنم در این مقطع گفتگو با آمریکا را بايد با حساسیت بیشتری بررسی کرد.


داریوش سجادی:
اساساً مشکل ایران با آمریکا چیست و متقابلاً آمریکا از ایران چه می خواهد؟ من کاری به ظواهر امر ندارم که همواره مسئله سلاح های کشتار جمعی یا صلح خاورمیانه و تروریست موضوع مناقشه برانگيز ميان دو کشور تلقی شده. پرسش اصلی من آنست که اختلاف اصلی ایران و آمریکا چیست؟

عطاء الله مهاجرانی:
آمریکا در وضعیت فعلی به گونه ای به جهان نگاه می کند که گويا رهبری جهان را برعهده دارد و در واقع خود را در قالب مجموعه ای می بيند که گويا برخوردار از يک رسالت تاریخی و دینی می باشند. اتفاقاً ما آن رسالت تاریخی و دینی را در طرف مقابل هم می بینیم. از يک طرف می بينيم جانشین فرمانده سپاه می گوید گام اول ما این است که دولت را اسلامی کنیم و گام دوم اسلامی کردن جامعه و نهايتاً در گام سوم بدنبال اسلامی کردن جهان هستيم و هم زمان با اين اظهارات می بينيم اتفاقاً آمریکائی ها هم درست همین نگاه را دارند تا بتوانند اراده خود را بر دنیا حاکم کنند.
طبعاً در اين راستا آمریکائی ها نمی خواهند دولتی که در جهت اراده خودشان حرکت نمی کند، بر روی کار باشد. آمریکائی ها پذیرفته اند تا اراده شان را در کشورهای منطقه تحکیم کنند. ما شاهد آن بودیم که در یکی از کشورهای منطقه وقتی آمریکائی ها تشخیص دادند که ولیعهد آن کشور با بیش از 30 سال سلبقه ولیعهدی ديگر نمی تواند کارگزار خوبی برای آنها باشد، وی را تغییر داده و بعد هم ولیعهد جديد بلافاصله پادشاه اردن شد. این نوع نگاه آمریکا به کشورهای منطقه است. يعنی کشورها باید در طول اراده آمریکاحرکت کنند، سوگولی آمریکا هم که در منطقه، اسرائیل است. لذا این کاملاً طبیعی است که کشوری مانند ایران را نمی پسندند همچنانکه هیچ ایرانی آزاده ای هم نمی پسندد که بر اراده کشورش نوعی دخالت خارجی حاکم باشد.

داریوش سجادی:
پيش از اين در فرصتی که خدمت جناب آقای عباس عبدی بودم همين سوال را مطرح کردم و به اتفاق بر روی اين پاسخ به توافق رسيديم که:
از نظر آمریکا جُرم يا اتهام اصلی جمهوری اسلامی، آن است که در سال 57 متحد استراتژیک آمریکا در منطقه را از قدرت به زیر کشیده و به این هم بسنده نکرده بلکه با اشغال سفارت آمریکا در آن نظام دو قطبی چند جوان انقلابی و مذهبی به رهبری آیت الله خمینی توانستند اُبهت آمريکا را نيز بشکنند. این دو، اتهام سنگینی برای ایران بود و آمریکا نمی خواهد اجازه دهد که چنين رفتاری به تاسی از ايران در منطقه سرايت کند. بواقع نظام برآمده از انقلاب اسلامی سال 57 بايد به زانو درآيد تا نتواند الگوی موفقی برای ديگر کشورهای منطقه شود.

عطاء الله مهاجرانی:
بله من با این تلقی موافق هستم. ضمن اینکه در واقع این اتفاق در جهان افتاده، اخیراً من کتابی را می خواندم از پرویز ذکریا به نام آینده آزادی. ايشان در آن کتاب می گوید الان در خیابان های اندونزی هزاران هزار نفر حرکت می کنند و در مورد فلسطین صحبت می کنند. اگر ما برگردیم به دوره قبل از انقلاب اسلامی ایران، هیچکدام از جوان های ما نمی دانستند فلسطین کجاست. نوع حرکتی که انقلاب اسلامی داشت تاثیر خودش را در منطقه گذاشته. چه در شرق دور مانند اندونزی ودر شمال آفریقا و چه در کشورهای عربی، مسلمانها نسبت به سرنوشت شان توجه پیدا کرده اند و طبیعی است که این توجه مسلمانان مورد پسند آمریکا نیست.

داریوش سجادی:
با توجه به چنين ماهیتی نسبت به آینده مناسبات ایران با آمریکا باید خوش بین بود يا بدبین یا واقع بین؟

عطاء الله مهاجرانی:
به راحتی نمی توان سه فرضی را که شما پیشنهاد کردید انتخاب کرد. اين بستگی به شیوه آمریکائی ها دارد. اگر آمریکائی ها بخواهند اراده خودشان را تحمیل کرده و ایران را به عنوان یک کشور آزاد و مستقل که به هیچ عنوان هیچ اراده خارجی بر حکومت او تحمیل نمی شود، برسميت نشناسند در این صورت من آینده متفاوتی را نسبت به دهه ای که گذشت پیش بینی نمی کنم.

اما واقع بينانه ترين فرض آنست که: ممکن است در درون جریان های سیاسی ایران نسبت به برخی مسائل داخلی يا خارجی خیلی اختلاف نظر باشد. اما مردم ایران در مورد استقلال و وحدت ملی و دفاع از انقلابی که در کشورشان اتفاق افتاده هیچ تردیدی ندارند. لذا چنانچه آمریکائی ها اين واقعيات را به رسمیت بشناسند، طبیعی است که گفتگو با آمریکا هم عملی خواهد بود.

داریوش سجادی:
سوال ديگر خود را مايلم در حوزه مسائل داخلی طرح کنم. جنابعالی به عنوان کارشناسی که شخصاً در بالاترین سطح با آقای خاتمی طی هشت سال رياست جمهوری شان همراه بودید، آن 8 سال چگونه ارزيابی می کنيد؟

عطاء الله مهاجرانی:
البته دشوار است که ما اين 8 سال را بتوانيم بسادگی تحلیل کنیم.اتفاقی که در این 8 سال افتاد این بود که فکر اصلاح در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی واجتماعی مطرح شد و جامعه توانائی ها و گرایش های خودش را در این حوزه ها پيدا کرد. به عنوان نمونه ما دیدیم که تمامی کاندیداهای ریاست جمهوری دوره اخیر، حرف های مشابهی می زدند. نوع واژگانی که بکار می بردند، واژگانی بود که در واقع محصول همان 8 سال اصلاحات بود. قبل از این ما چنین واژگانی را شاهد نبودیم و این طنز تاريخ است که محصول عملکرد 8 ساله دوران سازندگی آقای هاشمی که توسط بعضی از دوستان اصلاح طلب متهم به بسته بودن فضای فرهنگی هم می شد، تولد دوران اصلاحات بود. به نظر می رسد محصول 8 سال دوران اصلاحات آقای خاتمی هم منجر به حاکمیت آقای احمدی نژاد شده.

داریوش سجادی:
آیا می توانم این تعبیر را هم از شما و هم از آقای هاشمی به عاریت بگیرم که نخستين بار آنرا در جريان محاکمه جناب آقای کرباسچی بکار برديد؛ تحت عنوان « سنمار معمار» آيا اجازه دارم همان فرجام «سنمارمعمار» را برای آقای هاشمی هم بکار ببرم؟

عطاء الله مهاجرانی:
بله، بالاخره در شرق سرنوشت سياستمداران سرنوشتی غريب است. آقای هاشمی در دهه 20 عمرش کتاب امیر کبیر را نوشت و گمان نمی کرد در دهه 70 عمرش هم با مشکلی از این قبیل مواجه شود. من معتقدم که شاید برخی از این تلخی ها و تخریب ها که بوجود آمد، توجه به خود را ایجاب می کند. بالاخره ما در انقلاب اسلامی وقتی که دیگران تخریب می شدند گاهی سکوت می کردیم. چهره هائی مانند مهندس بازرگان که در آن زمان آنگونه دچار تخریب شدند،که شايد خود ما هم به اعتبار جوانی سخن تندی عليه ايشان داشتيم بزرگان باید جلوی این تخریب را می گرفتند که نگرفتند. مرجعی مانند آقای شریعتمداری را تخریب کردند. آقای منتظری را به خاطر یک سخنرانی به 5 سال خانه نشینی محکوم کردند و درب خانه شان را بر روی وی جوش دادند، دیگران سکوت کردند. وقتی آقای کرباسچی به زندان رفتند، سکوت کردند.وقتی عبدالله نوری سه سال در زندان بود و حذف شد، سکوت کردند.طبيعی است که اين آسياب به نوبت است.

اگر در همان آغاز که حرکت های حذفی شروع شد، از آن جلوگیری به عمل می آمد در حال حاضر وضع طور دیگری بود و طبیعی است که در چنين صورتی روزی شاهد هتک کسانی خواهیم شد که جايگاه آنها در قلب نظام قرار داشته.

داریوش سجادی:
اما بيآد دارم همین گلایه را آقای هاشمی از دوستان کارگزارانی خودشان در مصاحبه ای که سال گذشته با روزنامه کیهان داشتند، مطرح کردند مبنی بر آنکه آن زمانی که کابینه سازندگی در اوج درخشش بود، دوستان از اعتبار من بهره می گرفتند اما بعد از دوم خرداد که آن پرخاشگری ها علیه من شروع شد، هیچکدام از آقايان حاضر به دفاع از من نشدند.

عطاء الله مهاجرانی:
من گمان نمی کنم این گلایه در مورد من صادق باشد. در سالهایی که گذشت هر موقع که فرصت و مناسبتی پیش آمد چه در نوشته هايم و چه در صحبت هايم من همیشه از ایشان دفاع کرده ام.


...
علاقه مندان به اظهار نظر پيرامون اين مطلب می توانند نقطه نظرات خود را به آدرس ايميل اين برنامه
dariush@homa.tv و يا dariushsajjadi@yahoo.com
ارسال نمايند
روابط عمومی بنياد پژوهش های ايرانی ـ تلويزيون هما

اگر این نژاد پرستی کور نیست پس چیست!؟

انتخاب جنتي: بشر غير از اسلام، همان حيواناتي هستند كه روي زمين مي‌چرند و فساد مي‌كنند
خبرگزاري انتخاب : دبير شوراي نگهبان گفت: جوانان وقتي ديدند دوباره مساله حكومت اسلامي مطرح است درانتخابات شركت كردند.

آيت‌الله احمد جنتي در اولين يادواره سرداران شهيد و 313شهيد بهداري شمال شرق افزود: اگر نظامي به نام نظام اسلامي پابرجاست اين را مديون شهدا هستيم. اگر شهدا نبودند، جوانان ارزشمند ما با اين روحيات زنده اسلامي باقي نمانده بودند.

وي با اشاره به اين‌كه هرچه داريم از بركت شهداست، گفت: اين روحيه در انتخابات متبلور شد و ديديد كه چگونه در انتخابات، اسلام خود را نشان داد و جوانان وقتي ديدند دوباره مساله حكومت اسلامي مطرح است و دولتي مي‌خواهد خدمت صادقانه اسلامي ارايه كند، سر از پا نمي‌شناختند و در انتخابات شركت كردند و به حكومتي اميد بستند كه مي‌خواهد دوباره همان صحنه‌هاي اول اسلام و جنگ را به نمايش بگذارد، راي دادند.

دبير شوراي نگهبان، درباره‌ي فرهنگ شهادت در اوايل اسلام گفت: اگر شهداي احد و بدر نبودند، معاندان به پيامبر اجازه نمي‌دادند كه فرياد عدالت خواهي سر بدهد.

وي ادامه داد: اگر پيامبر زنده بود و توانست اين رسالت را ابلاغ كند و فرصت پيدا كرد علي را به خلافت منصوب دارد و اگر علي توانست به خلافت برسد و اگر هنوز نهج البلاغه علي زنده است همه به بركت خون همين شهداست كه از جنگ بدر شروع شد و تا مساله عاشورا ادامه پيدا كرد.

جنتي با تجليل از شهداي كربلا گفت: اگر شهداي كربلا نبودند، معاويه نام پيامبر (ص) را دفن مي‌كرد و تاكنون اسلام نابود مي‌شد و آن خليفه‌اي كه در حال مستي نماز مي‌خواند، مگر مي‌گذاشت هيچ نوري از اسلام روي اين زمين باقي بماند.

وي با تجليل از اين مراسم و نقش آن در روحيات فردي افراد، گفت: اگر انسان گاه به گاهي از اين فيض‌ها بهر‌ه‌مند شود و خاطرات شهدا را تجربه نكند و ارزش‌هايي كه آنها را آفريد از ياد ببرد، انسان مانند حيوان مي‌شود.

جنتي افزود: اگر شهدا نبودند، اين زمين سراسر فتنه و خون ريزي و جنگ و دعوا مي‌شد و آن چيزي كه سبب شد اين بشر زنده بماند و خودش را قتل عام نكند، شهدا بودند.

وي گفت: بشر غير از اسلام همان حيواناتي هستند كه روي زمين مي‌چرند و فساد مي‌كنند ولي با اين وجود در جهان اسلام هم قدر شهدا را درست نمي‌شناسيم.

دبير شوراي نگهبانان با اشاره به معنويتي كه در وجود امام خميني (ره) تبلور يافته بود، گفت: اگر امام خميني (ره) نبود، شهادت در ميدان جنگ وجود نداشت، امام آمد و پرچم شهادت را برافراشت و در بهشت را گشود و جوانان ما عاشقانه به سمت اين در شتافتند.

وي با بيان اين كه «همه دنيا حتي دنياي غير اسلام بدهكار شهدا هستند» تصريح كرد: اين برنامه‌ها به ما روح مي‌دهد و خون عشق و اسلام را در ما به جريان مي‌اندازند و زنده مي‌كنند، اين برنامه‌ها براي ما مثل اين است كه گرسنه‌اي و تشنه كه ميت است، غذا نخورده،

حسني: يكي در راه خدا به احمدي نژاد كمك كند!

بخوانید ولی قول بدهید نخندید!
انتخاب
خبرگزاري انتخاب : غلامرضا حسني گفت: بايد به دولت آقاي احمدي نژاد كمك كنيم تا برنامه هايش را در جامعه اجرا كند. آقاي احمدي نژاد در شعارهاي خود گفته است عدالت محوري برنامه اول من است.

خبرگزاري انتخاب : كساني كه از چهار اداره يا شركت حقوق مي‌گيرند يكي از [درآمدش] را هم در راه خدا به آقاي احمدي نژاد كمك كنند تا او بتواند عدالت محوري را در جامعه پياده كند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري «انتخاب»، غلامرضا حسني ضمن بيان مطلب فوق تاكيد كرد: بايد به دولت آقاي احمدي نژاد كمك كرد تا برنامه هايش را در جامعه اجرا كند.

وي ضمن بيان اين مطلب كه «خرجهاي كلان در برخي مسائل بي مورد بسيار است» و گفت: در جامعه ما براي برخي امور خرجهاي كلان مي‌شود ولي به نيازمند واقعي كمك نمي‌كنند كه خلاف عدالت است

حسني به برنامه هاي احمدي نژاد اشاره كرد و گفت: آقاي احمدي نژاد در شعارهاي خود گفته است عدالت محوري برنامه اول من است.

امام جمعه اروميه در پايان ، سخنان خود را به معضل «طلاق در كشور» رساند و گفت: الان در جامعه ما مد شده است كه براي يك عروس يكصد سكه طلا مهريه مي‌بندند كه همين مساله باعث مي‌شود كه در جامعه طلاق بيشتر شود.

سفر دولت با سه هواپيماي اختصاصي به ايلام

havapeymaye_dolat.jpgخبرنگار «بازتاب» گزارش داد: هيأت دولت و همراهان آن، فردا با سه هواپيماي اختصاصي به استان ايلام سفر خواهند كرد.

بنا بر اين گزارش، رئيس‌جمهور و هيأت وزيران، روز سه‌شنبه با هواپيماي 737 تشريفاتي (VIP) دولت، عازم استان ايلام مي‌شوند.

همچنين بخشي از همراهان هيأت دولت با يك فروند هواپيماي فوكر 100 به استان ايلام سفر مي‌كنند؛ همه بليت‌هاي هواپيماي مذكور توسط نهاد رياست‌جمهوري خريداري شده است.

از سوي ديگر، گروه خبري صداوسيما، كه پوشش‌دهنده سفر رئيس‌جمهور به استان ايلام هستند، قصد دارند، فردا صبح و پيش از سفر هيأت، با يك هواپيماي نه‌نفره فالكون، عازم استان ايلام شوند.

سفر دو هفته پيش رئيس‌جمهور به استان بيرجند نيز به همين شيوه انجام شد و هيأت وزيران با هواپيماي تشريفاتي 737 دولت به بيرجند سفر كردند و هواپيماي ديگر نيز به انتقال همراهان اختصاص يافت.

همچنين رئيس‌جمهور و هيأت وزيران از طريق پاويون دولت در فرودگاه مهرآباد به بيرجند سفر كردند و تردد هيأت از ترمينال عادي مسافران انجام نشد.

گفتني است، سفر رئيس‌جمهور به عسلويه و سفر هيأت دولت به مشهد، از طريق ترمينال و پرواز عادي با تهيه بليت انجام شده بود.

همسر عبدالفتاح سلطاني در نامه‌‏اي به رييس قوه قضاييه: فك قرار بازداشت و رسيدگي به پرونده سلطاني را خواستاريم

پیک ایران: همسر عبدالفتاح سلطاني در نامه‌‏اي به رييس قوه قضاييه خواستار فك قرار بازداشت و رسيدگي به پرونده سلطاني شد.
در بخشي از نمابر معصومه دهقان كه به " ايلنا" ارسال شده، آمده است: با توجه به اينكه امروز 30 آبان ماه 84 است و 115 روز از بازداشت موقت آقاي سلطاني مي‌‏گذرد ولي متأسفانه وضعيت سلطاني همچنان نامشخص است. اينجانب همسر عبدالفتاح سلطاني به جهت عدم رسيدگي به نامه‌‏هاي قبلي خودم مجبور هستم شكوائيه‌‏ام را سرگشاده به سمع آن جناب برسانم.
وي در ادامه نامه خود آورده است: اينجانب به تمامي مراجع ذي‌‏صلاح مراجعه كرده‌‏ام اما پرونده آقاي سلطاني گويي در هاله‌‏اي از ابهام فرو رفته است. براي چندمين بار باز هم به خود شما رجوع مي‌‏كنيم، باشد كه گشايشي حاصل شود.
همسر عبدالفتاح سلطاني در ادامه نامه خود آورده است: در شرايطي كه نياز به وحدت و ‌‏آرامش از ضروريات كشور است، آيا منصفانه است وكيل پايه يك دادگستري و عضو هيات مديره كانون وكلا چهار ماه بدون دليل و مدرك در بازداشت غيرقانوني به سر برد؟
آيا درخواست ما مبني برتوجه به فك قرار بازپرس (براي چندين بار)، ارجاع پرونده به دادگاه جهت رفع تناقضات بين نظر بازپرس و دادستان غيرقانوني است؟ آيا درخواست اجراي فرمايشات حضرت‌‏عالي در زمينه حقوق شهروندي، پذيرفتن وكيل و عدم اطاله دادرسي غيرقانوني است؟
معصومه دهقان در پايان نامه خود آورده است: درخواست مكرر و موكد اينجانب از حضرتعالي اولا ارجاع پرونده سلطاني به هياتي بي‌‏طرف ثانيا ملاقات حضوري وكلا و خانواده متهم با شخص جنابعالي است.

اگر مملكت صاحب و قانون داشته باشد

پیک نت: كار از عدم كفايت گذشته احمدی نژاد با اين كيفرخواست بايد تسليم دادگاه ملی شود تكليف آنها كه او را از چاه جمكران در آورده و رئيس جمهور كردند نيز در يك چنين دادگاهی بايد روشن شود. مقاله منتشره در عصرنو( عناوين برداشت و انتخاب پيك نت است)- حدود صد روز از مراسم تحليف آقای احمدی نژاد می‌گذرد. مقايسه وضعيت كشور در فاصله مرداد 76 (مراسم تحليف خاتمی) تا آذر ماه همان سال، با وقايع مرداد 84 تا آذرماه امسال و چگونگی برخورد مخالفان با نامبردگان فوق، پاسخگوی بسياری از شبهات ايجاد شده در مورد چگونگی برخورد با آقای احمدی‌نژاد، پس از تصدی پست جديد و در عين حال روشنگر بسياری از مسائل است. اكنون به طور خلاصه ويژگی‌های هر دوره را ذكر می‌كنيم و قضاوت را در اين زمينه به عهده خوانندگان محترم می‌گذاريم. 1- در فاصله دوم خرداد و تشكل كابينه آقای خاتمی، شهردار تهران به همراه تعدادی از معاونان و مشاوران او و نيز تعدادی از شهرداران مناطق تهران به اتهام آن‌چه غارت‌ بيت‌المال در دولت قبلی خوانده می‌شد، دستگير، شكنجه، محاكمه و بعضاً محكوم شدند و هرگز كسی توضيح نداد چرا اين محاكمات، بلافاصله پس از شروع كار دولت جديد آغاز شد. جالب آن‌كه آقای نقدی (سردار) نيز كه به شكنجه شهرداران محكوم شد، امروز به مشاورت رئيس‌جمهور ارتقاء مقام يافته است. 2- پس از دوم خرداد، به مجلس پيغام داده شد كه آقای ناطق حتماً به رياست مجلس برگزيده شود تا شكست در انتخابات به موقعيت ايشان لطمه نزند. فراكسيون اكثريت مجلس پنجم كه در اختيار محافظه‌كاران بود با تمام توان به مقابله با وزرای پيشنهادی آقای خاتمی در عرصه فرهنگ و سياست پرداخت. آقايان مهاجرانی، نوری و معين، علی رغم شديدترين تهاجم محافظه‌كاران، با زحمت توانستند رأی اعتماد بگيرند. 3- آقای علی لاريجانی كه صداوسيما را در ايام تبليغات انتخاباتی در خدمت رقيب آقای خاتمی قرار داده بود به گونه‌ای بعدها مورد اعتراض آقای ناطق قرار گرفت كه تبليغات صداوسيما به شكلی بود كه گويی می‌خواست ناطق نوری را به مردم حقنه كند و در نتيجه به ضرر وی تمام شده بود، به جای توبيخ شدن يا دست كم اصلاح رويه خود، معدود مديران غيرمحافظه‌كار را از صداوسيما اخراج كرد تا اين دستگاه به طور كامل در برابر اصلاحات صف‌آرايی كند و بتواند بحران‌های 9 روز يكبار را سامان دهد. -4 قرار بود به پرونده آقای جواد لاريجانی كه در لندن از آقای نيك براون حمايت دولت فخيمه انگلستان از آقای ناطق نوری و عدم حمايت از آقای خاتمی را كه به زعم او اشغال‌كنندگان سفارت آمريكا، طرفداران ترور سلمان رشدی و مخالفان خصوصی‌سازی اقتصادی، حاميان اصلی وی بودند، خواسته بود بعد از انتخابات رسيدگی شود. با وجود سكوت اصلاح‌طلبان در ايام تبليغات انتخاباتی، اين پرونده بعد از برگزاری انتخابات نه تنها هرگز گشوده نشد، بلكه آقای جواد لاريجانی پس از مدتی به معاونت رئيس قوه قضائيه منصوب شد و اكنون همراه علی لاريجانی سكان سياست خارجی كشور را در دست دارد. 5- علاوه بر صداوسيما، روزنامه‌های منتقد آقای خاتمی، پس از يكماه سكوت ناشی از شوك شكست، در كمال آزادی و امنيت به نقد دولت اصلاحات پرداختند و بعدها چند روزنامه جديد نيز تأسيس كردند. جناح ناكام در انتخابات دوم خرداد هرگز از نظر رسانه در فشار قرار نگرفت. علاوه بر تريبون مجلس و صداوسيما، اكثريت ائمه جمعه و جماعات نيز به جمع انتقادكنندگان از دولت پيوستند. خاتمی در حالی رئيس‌جمهور شد كه 5 كشور بزرگ اروپايی سفرای خود را از تهران فراخوانده بودند. روابط ما با تركيه و پاكستان با تنش همراه بود و آمريكا درصدد حمله محدود موشكی به ايران بود. با وجود مشكلات داخلی و خارجی فوق و تلاش اقتدارگراها برای ترويج اين فكر كه سرنوشت خاتمی همچون بنی‌صدر است و دولت وی حداكثر شش ماه ادامه خواهد يافت، در همان 100 روز اول كارهای بزرگی انجام گرفت كه علاوه بر ايجاد اميد در مردم و بويژه در زنان و جوانان، موقعيت جمهوری اسلامی ايران در سطح منطقه و جهان ارتقا يافت؛ كنفرانس سران كشورهای اسلامی با شكل آبرومندی برگزار شد؛ سفرای پنج كشور اروپايی به ايران برگشتند؛ آمريكا از حمله به ايران منصرف شد و مصاحبه آقای خاتمی با CNN، چندی پس از آن، بخش عظيمی از تبليغات سوء عليه ايران در ايالات متحده را خنثی كرد. همچنين اقتصاد كشور در مسير آرامش و پيشرفت قرار گرفت در حالی كه در هنگام روی كار آمدن خاتمی، بررسی شود به نظر می‌رسد پس از صد روز بود و كشور با حدود سی ميليارد دلار بدهی مواجه بود. خشكسالی نيز مزيد برعلت شده بود. آن‌چه در آن دوره ايران را سربلند كرد تشخيص درست مردم و حمايت آنان از خاتمی در كنار درايت رئيس جمهور و گفتمان مردم‌سالارانه مدنی و صلح‌طلبانه او بود. اما در صد روز اخير چه گذشت؟ آقای احمدی‌نژاد در حالی اداره كشور را عهده‌دار شد كه ذخاير ارزی ايران در بهترين وضعيت 30 سال گذشته قرار دارد، هر بشكه نفت بيش از 50 دلار به فروش می‌رسد، صداوسيما، ائمه جمعه، اكثريت قاطع مجلس، همه نهادهای انتصابی و... كاملاً همسو با اقتدارگرايان هستند و برای نخستين بار پس از پيروزی انقلاب، حاكميت يكدست شده است. از سوی ديگر اصلاح‌طلبان كه حضوری در مديريت كشور ندارند، با كمبود رسانه‌ مواجهند (مشاركت، مجاهدين انقلاب و... فاقد روزنامه‌اند) و روزنامه‌های موجود آنها نيز به شدت تحت فشارند و افزون بر سانسور، به خودسانسوری می‌پردازند تا با توقيف و تعطيلی مواجه نشوند. به اين ترتيب: 1- فراكسيون اقليت مجلس هفتم در برابر وزرای پيشنهادی آقای احمدی‌نژاد سكوت كرد. اختلاف‌نظرهای كنونی درباره كابينه متعلق به خود اقتدارگراهاست. - 2 قرار بود كسانی كه به اعتراف رهبری تبليغات سوء و اقدامات تخريبی به صورت سازمان يافته عليه رقيب آقای احمدی‌نژاد در دور دوم انتخابات انجام داده بودند، محاكمه شوند. از آن محاكمات خبری نيست، با اين‌كه شورای عالی امنيت ملی گزارش مفصلی را در اين باره تهيه و تسليم قوه قضائيه كرده است. در عوض نيروهای سياسی دعوت می‌شوند كدورت‌های انتخاباتی را كنار گذارند. 3- اصلاح‌طلبان برای تحقق وعده‌ها و شعارهای آقای احمدی‌نژاد حداقل يكسال به دولت فرصت داده‌اند. پس از آن به طور جدی به طرح مطالبات واقعی مردم خواهند پرداخت و از حاكميت يكدست درباره وضعيت سفره مردم و پول نفت توضيح خواهند خواست. منتقدان اصلاح‌طلب آقای احمدی‌نژاد نه معتقد به كارشكنی عليه دولت هستند و نه ابزاری در اختيار دارند كه به اين روش متمسك شوند. اگر هم موانعی ديده می‌شود، عليه اصلاح‌طلبان است كه يا به دادگاه احضار می‌شوند يا مورد ضرب و شتم قرار می‌گيرند كه چرا به استان‌ها سفر می‌كنند و با دوستان خود به گفت‌وگو می‌نشينند! جالب آن‌كه در اين مدت تهاجم بی‌سابقه به دولت‌های پيشين توسط دولت جديد و رئيس‌ آن به صورت روزافزون ادامه داشته و بنا به اطلاعات واصله، گويا در اين مورد توصيه‌هايی هم شده‌است. با توجه به توضيحات فوق معلوم می‌شود كه آقای احمدی‌نژاد از ناحيه منتقدان خود با مشكل مواجه نيست. بلكه رفتار و گفتار خود او در همين مدت كوتاه نگرانی‌های زيادی ايجاد و كشور را آسيب‌پذير كرده است. ذكر چند نمونه روشن می‌كند كه چرا جايگاه رياست جمهوری در داخل و خارج حكومت و كشور در حال افول و سقوط است. الف. ايراد سخنان غيرموجه در نيويورك (در اختيار گذاشتن صنايع هسته‌ای به كشورهای اسلامی، فروش زير قيمت اورانيوم غنی‌سازی شده، هماوردطلبی با قدرت‌های بزرگ يك هفته قبل از طرح پرونده ايران در اجلاس سران آژانس بين‌المللی انرژی اتمی و...). مطالب فوق و از دست دادن فرصت بزرگ جلب افكار عمومی جهانی به سوی ايران در سازمان ملل همراه با تغيير كادر مسئول اين پرونده منجر به صدور توهين‌آميزترين قطعنامه عليه جمهوری اسلامی ايران در بيست و هفت سال گذشته گرديد و موقعيت جمهوری اسلامی را چنان تضعيف كرد كه بی‌سابقه است. ب. طرح سخنان نسنجيده درباره ضرورت محو نقشه اسرائيل و طرح جهان بدون آمريكا و اسرائيل حلقه محاصره عليه جمهوری اسلامی را تنگ‌تر كرد و راه را برای ارجاع پرونده هسته‌ای ايران به شورای امنيت هموارتر نمود. ج. ناقص گذاشتن كابينه به مدت بيش از دو ماه و سپس معرفی چهار وزير كه در روز طرح در مجلس، به دلايلی كه عنداللزوم اعلام خواهيم كرد، وزير پيشنهادی نفت انصراف و سؤال‌ها و ابهامات زيادی ايجاد كرد. د. بدعت‌هايی مانند ميثاق‌نامه با امام زمان در روز تولد ايشان در هيأت وزيران و اعزام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان نماينده به مسجد جمكران برای قرائت آن و پخش مستقيم اين مراسم از تلويزيون. اين موارد غير از بيان ادعاهايی درباره ظهور امام عصر در آينده نزديك در جلسات خصوصی است. ه. طرح ادعاهای عجيب در دولت جديد مانند گذراندن 100 مصوبه در يك جلسه سه ساعته هيأت دولت، ارائه گزارش 30 استاندار از وضعيت مناطق خود در يك جلسه دولت، تهديد منتقدان و اين‌كه آنها نمی‌فهمند كه سخنان رئيس‌جمهور نمی‌تواند اقتصاد كشور را برهم زند، جرم محرز خواندن توهين به رئيس‌جمهور، اعلام شماره تلفن همراه وزير كشاورزی در صداوسيما تا همه مردم بتوانند مشكل‌شان را بيست و چهار ساعته و مستقيماً با آقای وزير در ميان بگذارند و... و. عدم ارائه راه‌حل درباره كاهش روزانه ارزش سهام بورس تهران كه سرانجام چهار رقمی شد و به اقتصاد كشور شوك وارد كرد. ز. مصوبات غيرمنطقی كه چهره‌ای غير موجه از جمهوری اسلامی ايران ارائه می‌كند. مانند آن‌چه درباره محدوديت و ممنوعيت فيلم‌های سينمايی به تصويب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسيد. ح. احضار سفرای ايران در كشورهای مهم بدون آن‌كه جايگزين مناسب آنان تعيين شده باشد. جالب آن‌كه يك ماه است معاونت امور بين‌الملل وزارت امور خارجه در سخت‌ترين شرايط بين‌المللی بدون سرپرست است و... . مجموعه عوامل فوق نشانگر نوعی بلاتكليفی، بی‌ثباتی و ندانم‌كاری در سيستم اداری، اقتصادی و سياسی كشور است كه نتيجه آن نگرانی عمومی و فرار مغزها و سرمايه‌ها از ميهن است. اگر نجابت و درايت منتقدان نبود موقعيت اقتدارگرايان به مراتب از آن‌چه هست اسفناك‌تر می‌شد. البته اصلاح‌طلبان از مدت‌ها پيش درباره پيامدهای سوء حاكميت يكدست هشدار داده بودند كه متأسفانه مورد توجه قرار نگرفت. اكنون نيز صرفاً انتظار دارند حكومت يكدست، حداقل با اقدامات سنجيده مانع ارجاع پرونده هسته‌ای ايران به شورای امنيت شود و با سياست‌های مناسب، ثبات و آرامش را به اقتصاد كشور برگرداند و سخنان و رفتار ناسنجيده را تكرار نكند. برای تحقق وعده‌ها به حكومت يكدست فرصت خواهيم داد.

November 20, 2005

منوچهر آتشی درگذشت

ایسنا: منوچهر آتشی - شاعر معاصر - درگذشت.

این شاعر معاصر پس از جراحی کلیه در بیمارستان سینا بستری و به‌خاطر ناراحتی قلبی به بخش ccu منتقل شده و تحت مراقبت‌های پزشکی بود.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حال وی از حدود یک ساعت پیش رو به وخامت نهاده بود و طبق اعلام پزشک معالج، دقایقی پیش درگذشت.

منوچهر آتشی ـ شاعر و مترجم - دوم مهرماه سال 1310 در دهرود دشتستان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بوشهر به پایان رسانید و به خدمت دولت درآمد. مدتی آموزگار فرهنگ بود و سپس در سال 1339 به تهران آمد و در دانشسرای عالی، به تحصیل پرداخت. او در مقطع کارشناسی رشته‌ی زبان وادبیات انگلیسی، فارغ‌التحصیل شد و در دبیرستان‌های قزوین، به امر دبیری پرداخت.

آتشی از سال 1333 انتشار شعرهایش را شروع کرد و در فاصله‌ی چند سال توانست در شمار شاعران مطرح معاصر درآید. نخستین مجموعه‌ی شعر او با عنوان “آهنگ دیگر” در سال 1339 در تهران چاپ شد و پس از این مجموعه، دو مجموعه دیگر با نام‌های “آواز خاک” (تهران، 1347) و ”دیدار در فلق” (تهران 1348) از او انتشار یافت. جز این مجموعه‌های شعر، داستان “فونتامارا” اثر ایگناتسیو سیلونه را هم به زبان فارسی ترجمه کرد که در سال 1348 به‌وسیله سازمان کتاب‌های جیبی انتشار یافت.

علاوه بر مجموعه‌های ”وصف گل سوری” (1367)، ”گندم و گیلاس” (1368)، ”زیباتر از شکل قدیم جهان” (1376)، ”چه تلخ است این سیب” (1378) و ”حادثه در بامداد” (1380)، ترجمه‌ی آثاری چون دلاله (تورنتون وایلدر) و لنین (مایاکوفسکی) نیز در کارنامه‌ی ادبی آتشی به‌چشم می‌خورد.

ضمن آن‌که درباره‌ی آثار او دو کتاب نوشته شده است؛ اولی با عنوان “منوچهر آتشی” به قلم محمد مختاری و دیگری “پلنگ دره‌ی دیزاشکن” از فرخ تمیمی.

منوچهر آتشی دو سال پیش برگزیده‌ی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و امسال نیز برگزیده‌ی همایش چهره‌های ماندگار بود.

وی قرار بود تا چندی دیگر یک مجله‌ی ادبی منتشر کند.

در اثر تیراندازی نیروی انتظامی در مهاباد یک نفر کشته شد : مردم مهاباد در اعتراض به این جنایت دست به تظاهرات زدند

پیک ایران: بنا به گزارش حزب حکمتيست صبح امروز یکشنبه ٢٩ آبان ١٣٨٤ برابر با ٢٠ نوامبر ٢٠٠٥ در اثر تیراندازی نیروهای انتظامی مستقر در پست تازه تاسیس شده میدان حیوانات یک نفر از مردم کشته شد. بدنبال این ماجرا و در اعتراض به جنایت نیروی انتظامی، مردم مبارز مهاباد در میدان حیوانات دست به تجمعی اعتراضی زدند. مزدوران رژیم علیه مردم به میدان میایند و با آنها درگیر میشوند. در این ماجرا یک ماشین نیروی انتظامی سوزانده میشود.
در حال حاضر مردم زیادی در این منطقه تجمع کرده اند. اعتراضات آنها ادامه دارد. نیروهای انتظامی وسیعا در محل و در کل شهر و میادین اصلی مستقر شده اند.
ما در اطلاعیه های بعدی خود شما را در جریان جزئیات این خبر و سرانجام این اعتراضات قرار خواهیم داد.

به دستور دادستان ، مسعود باستانی حق مکاتبه با قاضی پرونده خود را ندارد

پیک ایران: شهروند - خسرو شمیرانی
مسعود باستانی روزنامه نگار زندانی طی دیداری با همسرش، به وی گفت: با دستور مستقیم دادستان اراک تنها توان مکاتبه با ایشان را دارم .

باستانی طی نامه ای از قاضی تجدید نظر درخواست اعمال ماده 8 قانون آیین دادرسی کیفری کرده بود با مخالفت دادستان اراک و مسولین زندان مواجه شد .

مهسا امرآبادی همسر مسعود باستانی در گفتگو با شهروند اظهار داشت : "از آنجایی که شکات هفته نامه "ندای اصلاحات" از شکایت خود صرف نظر کرده اند و همسر من بر اساس شکایت آنها در زندان به سر میبرد، اکنون بنابر ماده ی 8 قانون آیین دادرسی کیفری خکم باید متوقف شود."

خانم امرآبادی افزود: " به دلیل قانون شکنی مسوولین قضایی استان مرکزی و به کور مشخص آقای دادستان، همسر من در شرائط سخت و در میان تبهکاران عادی همچنان در زندان به سر می برد. حبس غیر قانونی مسعود اکنون 100 مین روز خود را پشت سر گذاشته است."

در جلسه اصولگرايان در خصوص تسلطی ، وزير پيشنهادی احمدی نژاد برای وزرات نفت مطرح شد : تسلطی 17 سال است كه از امكانات پتروشيمي در جهت منافع خود

پیک ایران: در جلسه تعدادي از نمايندگان مؤثر جريان اصولگرا درخصوص سيدمحسن تسلطي وزير پيشنهادي نفت، بحث و تبادل نظر صورت گرفت كه جمع بندي اين چند جلسه اين بود كه وي صلاحيت لازم را براي تصدي اين وزارتخانه ندارد. به گزارش سايت"عارف نيوز"دلايل مطرح شده در اين جلسه اين بوده است كه:
ـ ما با تسلطي صحبت كرديم وي اظهار داشته كه به چيزي با عنوان مافياي نفت، اعتقادي ندارد كه با آن مبارزه كند.
ـ وي از طريق كاشفي قائم مقام شركت پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي و فردي با عنوان حسن چراغي با ستاد معين ارتباط داشته است.
ـ وي 17 سال است كه از امكانات پتروشيمي در جهت منافع خود و خانواده اش استفاده مي كند.
ـ داماد آقاي تسلطي با استفاده از موقعيت پدرزن اش در يكي از شركتهاي نفتي انگليس مشغول به كار است و دختر وي نيز همراه با آقاي داماد در انگليس ساكن است.
ـ پيشينه تسلطي نشان مي دهد كه وي تفكر احمدي نژاد را قبول ندارد، به طوري كه احمدي نژاد را در قد و قواره رييس جمهور نمي دانسته است.
ـ وي در زمينه بالادستي نفت هيچ تجربه اي در امور بالادستي نفت ندارد و فقط در زمينه ساخت و ساز ساختمان و راه در وزارت نفت فعاليت مي كرده است.

سازمان‌های غیردولتی در ایران و مشارکت جوان‌ها

رادیوفردا: جوان‌هائی که می‌خواهند خارج از فضای دولتی برای بهبود اوضاع زندگی اوضاع زندگی خود ودیگران کاری انجام دهند، به NGO ها یا سازمان‌های غیردولتی روی آورده‌اند. اما فعالیت در NGO ها با مشکلاتی روبرو است. «نگاه تازه» در یک گزارش ویژه با چند جوان که در ایجاد و مشارکت با سازمان های غیردولتی همکاری داشته اند، به مصاحبه می پردازد و آنها از دشواری هائی می گویند که حکومت ایران اخیرا برای فعالیت سازمان های غیردولتی فراهم ساخته است.
جوان‌هائی که می‌خواهند خارج از فضای دولتی برای بهبود اوضاع زندگی اوضاع زندگی خود ودیگران کاری انجام دهند، به NGO ها یا سازمان‌های غیردولتی روی آورده‌اند. اما فعالیت در NGO ها با مشکلاتی روبرو است.
عباس، می‌گوید در یک سازمان غیردولتی فرهنگی شرکت دارد که روی تاریخ باستان ایران مطالعه می‌کند و در سازمان دیگری، برای بهبود محیط زیست تلاش می‌کند. وی می‌گوید مشکل عدم آشنائی مردم با فرهنگ سازمان‌های غیردولتی است، زیرا لازم نیست وارد فعالیت سیاسی شوند.

نگین می‌گوید بعد از گرفتن مجوز برای یک انجمن دفاع از حقوق زنان یک سال و نیم فعال بود ولی بعد به خاطر مسائل مالی و عدم کمک‌های دولتی و کنترل شدید دولت و مزاحمت‌های ارگان‌های دولتی کار خود را محدود کرد. آقای دیگری می‌گوید سالها در سازمان‌های غیردولتی فعال بود. براساس مصوبه سازمان ملل هر سه نفر که برای پیگیری یک هدف کنار هم قرار گیرند یک NGO محسوب می‌شود اما در ایران به مجوز احتیاج دارند. وی می‌گوید در ایران و به خصوص در کردستان، سنت‌های جامعه اجازه فعالیت به سازمان وی را نمی‌داد.

شعله محدودیت‌های موجود در جامعه را مهم‌ترین عامل بازدارنده برای فعالیت NGO ها می‌داند. وی می‌افزاید درجامعه ما امکانات لازم در اختیار سازمان‌های غیردولتی قرار نمی‌گیرد.

فرید می‌گوید NGO ها در اروپا و آمریکا از پول اعضا به کار خود ادامه می‌دهند. وی می‌افزاید در کشورهائی مثل ایران باید مراقب باشند که مسئولان جلوی کار آنها را نگیرند.

امید معماریان، روزنامه‌نگار، در مصاحبه با رادیو فردا، مشکلات فرهنگی مردم را مهم‌ترین مانع پیشرفت NGO ها می‌داند. وی می‌گوید مشارکت درایران پدیده دشواری است و کار گروهی و کار جمعی کردن با مشکلات و موانع زیادی روبرو است. وی می آفزاید مردم هم امکانات و ساختار سازمان‌های غیردولتی آشنائی ندارند زیرا اینگونه سازمان‌ها در همه زمینه‌ها می‌توانند فعال باشند.

فرید می‌گوید مهم‌ترین علت کناره‌‌گیری جوانان از فعالیت مستمر در سازمان‌های غیردولتی مشکلات مالی است. وی می‌افزاید الان جوان‌ها آشنائی دارند اما این آشنائی محدود است به سالهای آخر دبیرستان و چند سال اول دانشگاه که هنوز کسی به فکر زندگی نیست.

امید معماریان می‌گوید در دوره ریاست جمهوری اسلامی خاتمی فعالیت سازمان‌های غیردولتی انجام گرفت، اما قبل از آن به صورت خیریه و سنتی بود. وی می‌گوید از دل سازمان‌هائی که در دوران خاتمی راه افتادند، سازمان‌های خیلی خوبی شکل گرفتند.

عباس معتقد است مدت زمان کوتاهی است که فعالیت در سازمان‌های غیردولتی در ایران پرطرفدار شده است. وی می‌گوید تاسیس سازمان ملی جوانان بزرگترین مشکلی بود که دولت برای کارسازمان‌های غیردولتی به وجود آورد زیرا مجوز فعالیت NGO ها را این سازمان صادر می‌کرد و الان ممکن است دولت جدید با این جوازها موافقت نکند. وی می‌افزاید تداوم نوع فعالیت‌ها مشکل دیگر سازمان‌های غیردولتی است. وی می‌گوید سازمان‌های غیردولتی د در شکل‌گیری فرآیند دمکراسی نقش عمد‌ه‌ای دارند.

شعله می‌گوید در دوران فعالیت خود در NGO زنان دمکراسی که عباس می‌گوید را تجربه کرده است.

بعد از آغاز کار مجلس هفتم، NGO ها بارها منشاء ورود دشمن به ایران و به ضرر منافع داخلی و امنیتی قلمداد شدند تا جائی که برخی از مسئولین گفتند مجوز تاسیس آنها باید مجددا تائید شود و فعالیت‌های آنها باید به مساجد سپرده شود. فرید می‌گوید این کار به صورت غیرعلنی عملی شده است. وی می‌افزایدامسال اعلام شد که برای طرح آموزش حدیث و قران فقط پول داده می‌شود.

مجتبي سميعي نژاد بلاگر در قزل حصار؛ انتقال دانشجو به ميان قاتلان زنداني، روز

گویانیوز: کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي بر اساس اطلاعي از داخل زندان قرل حصار اطلاع داده است که مجتبي سميع نژاد نويسنده وبلاگ "من نه منم" که در آن زندان به سر مي برد، به بندي برده شده که در آن فقط متهمان به قتل زنداني هستند.

بنا به اطلاع رسيده در بند ۲ زندان که از دو روز پيش سميعي نژاد به آن جا منتقل شده است هاي رسيده در اين بند ۳۰ تبعه افغانستان به سر مي برند که اتهام همگي آنان قتل نفس است.

مسوولان انتقال سميعي نژاد را ايجاد آشوب در زندان عنوان کرده اند، بنا به اخبار رسيده نيز وي پس از اعتراض به رفتار خشن و غير قانوني نگهبانان زندان، به آن بند منتقل شده که شرايط در آن بسيار نامساعد است و وي اعلام کرده که در اين بند امنيت جاني ندارد.

مجتبي سميع نژاد دانشجو و بلاگ نويس در آبان ماه سال گذشته به جهت نوشتن مطالب انتقادي در وبلاگ "من نه منم" دستگير و از آن زمان در زندان به سر مي برد. وي از سوي دادگاه به ۲ سال و ۱۰ ماه زندان محکوم شده است.

افشين زارعي ديگر وبلاگ نويس زنداني، که همزمان با سميعي نژاد دستگير شد، روز گذشته از سوي شعبه ي ۱۳ دادگاه انقلاب استان تهران به ۱ سال حبس تعزيري محکوم شد و او نيز در زندان قزل حصار زنداني است و ۱۱ ماه بدون رأي دادگاه تاکنون در بازداشت بوده است.

November 19, 2005

افراد ناشناس قبرهاي اعداميان سياسي دهه 60 را در گورستان خاوران تخريب كردند

رادیو فردا از طریق خبرنامه پن‌لاگ
عده اي از بازماندگان فعالان سياسي مخالف جمهوري اسلامي كه در دهه 60 اعدام شدند، مي گويند هفته گذشته عده اي ناشناس گورهاي عزيزانشان را در گورستان خاوران ويران كردند. پيش از اين نماينده دادستاني تهران در گورستان بهشت زهرا و مسئول طرح ساماندهي گورستان هاي تهران به اين خانواده ها گفته بودد بدون اطلاع آنان دست به تركيب گورهاي فرضي و بي نام و نشان اعدام شدگان نخواهند زد. پروانه ميلاني خواهر رحيم ميلاني، فعال سياسي مخالف جمهوري اسلامي كه در آبان ماه سال 60 اعدام شد، در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: جمعه گذشته كه ما به خاوران رفتيم، مشاهده كرديم نشانه هاي قبرهاي عزيزانمان را از جا كندند و به نوعي مي خواهند همانطور كه بچه هاي ما را حذف فيزيكي كردند، خاوران را كه آثار جناياتشان است، حذف كنند. خانم ميلاني مي گويد: اين در حالي است كه نماينده دادستان در بهشت زهرا به ما قول داده بود دست به تركيب اين گورستان زده نخواهد شد و اكنون هم هيچ كس پاسخگوي ما نيست و ما را حتي از رفتن بر سر مزار عزيزانمان و گريستن محروم كردند.
امير مصدق کاتوزيان (rm) صدا | (wma) صدا [ 3:55 mins ]


عده اي از بازماندگان فعالان سياسي مخالف جمهوري اسلامي كه در دهه 60 اعدام شدند و از جمله بستگان كساني كه در سال 67 به طور دسته جمعي اعدام شدند، مي گويند هفته گذشته عده اي ناشناس گورهاي عزيزانشان را در گورستان خاوران ويران كردند. پيش از اين نماينده دادستاني تهران در گورستان بهشت زهرا و مسئول طرح ساماندهي گورستان هاي تهران به اين خانواده ها گفته بودد بدون اطلاع آنان دست به تركيب گورهاي فرضي و بي نام و نشان اعدام شدگان نخواهند زد. پروانه ميلاني خواهر رحيم ميلاني، فعال سياسي مخالف جمهوري اسلامي كه در آبان ماه سال 60 اعدام شد، در مصاحبه با راديو فردا مي گويد:
پروانه ميلاني: جمعه گذشته كه ما به خاوران رفتيم، ديديم يك سري از سنگ هايي كه خانواده ها گذاشته بودند به مرور زمان، آنها را شكستند و انداختند كنار، كرت هايي ساخته شده بود سر برخي خاك ها كه آنها را هم كنده بودند و درواقع تخريب خاوران. به نوعي مي خواهند همانطور كه بچه هاي ما را حذف فيزيكي كردند، خاوران را كه آثار جناياتشان است، حذف كنند.

اميرمصدق كاتوزيان (راديو فردا): اين سنگ هايي كه گذاشته بوديد، آيا نشان مي داد كه چه كسي در چه مكاني دفن است؟

پروانه ميلاني: برخي همان زمان نقش قبر كرده بودند و شناسايي كرده بودند و ديده بودند بله درسته است همان جايي است كه در بهشت زهرا به آنها آدرس داده شده. ولي براي ما را نگفته بودند دقيقا كجاست مزار مثلا برادر من و گفتند با ذغال روي ديوار نوشته شده رديف 69. رديف 69 را 13 قدم برويد جلو، خاك برادر شما بايد باشد. ما هم به همين ترتيب رفتيم جلو. ما با دادستاني حرفمان اين بود كه اينجا گورهاي دسته جمعي وجود دارد. چون به ما قول داده بودند حالا كه شما نمي خواهيد ما اينجا را ساماندهي كنيم، بگذاريد همينطوري بماند و ما را خاطرجمع كرده بودند آقاي صادقي فر نماينده دادستان در بهشت زهرا. ما هم آمديم، ولي متاسفانه بين دو جمعه رفتند آنجا اين كارها را انجام دادند.

ا . م . ك: مشخص است اين افراد چه كساني بودند؟

پروانه ميلاني: ما نمي دانيم. در فاصله دو جمعه آمدند اين تخريب را انجام دادند و ما خبر نداريم از كجا آمدند. ما رفتيم بهشت زهرا و خواستيم با آقاي صادقي فر مجددا صحبت كنيم، گفتند نيستند. و ما گفتيم يادداشت بگذاريد كه ما عده اي از خانواده ها كه رفتيم ديديم آنجا را تخريب كردند، شما به قول داده بوديد كه دست به تركيب خاوران نزنيد. چرا مجددا آمدند ريختند و آثار تخريبي را اين جمعه آنجا ديديم؟

ا . م. ك: پاسخي تا كنون گرفتيد؟ به ما تا كنون هيچ پاسخي ندادند.

پروانه ميلاني: به ما تا كنون هيچ پاسخي ندادند.

ا . م. ك: اقدامي تا كنون انجام داديد؟

پروانه ميلاني: از دست ما كاري برنمي آيد، جز اين كه حقوق بشر جهاني اينها را تحت فشار قرار دهد، شايد فكري با حالمان كنند. بعد از كشته شدن بچه هاي ما، مي رويم آنجا مي نشينيم سر خاك بچه هايمان و گريه مي كنيم. اين تنها چيزي است كه براي ما باقي مانده و اين را هم دارند از ما مي گيرند. اين است كه از دست ما در داخل هيچ كاري ساخته نيست.

خبرهائی از جهل و خرافات : یک سگ با دخیل شدن به حرم امام رضا در چند متری ضریح زانو زد ، سرش را به سنگهای حرم چسباند و شروع به گریه کرد

پیک ایران:

انتخاب : ماجرای شگفت انگیز ورود یک سگ گله و غیر ولگرد به حریم مقدس ثامن الحجج در روزهای میانی هفته گذشته زائران حرم امام رضا (ع) که مشغول زیارت در پایین پای مبارک بودند ار شگفت زده کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» از مشهد به نقل از شاهدان عینی و فیلم و عکس تهیه شده توسط دوربینهای مداربسته حرم، در روزهای میانی هفته گذشته ، زائران حرم امام رضا (ع) ناگهان با سگ سفیدی مواجه شدندکه تا چند متری ضریح مطهر ، پیش آمده بود و به صورت ویژه ای سرش را در درست مقابل پایین پای مبارک روی زمین گذاشته و با صداهای عجیب، گریه می کرد.
بنابراین گزارش، پس از آنکه یکی از دربانها با سگی مواجه شد که بدون سر و صدا و سری پایین افتاده، قصد ورود به حرم رضوی را داشت، از ورود او به حرم جلوگیری می کند.
خود دربان در این مورد به «انتخاب» می گوید: باورم نمی شد که این سگ چگونه به اینجا آمده و با هیچ مانعی رو به رو نشده است.سگ وقتی به طرف من آمد به شکل ارامی و فقط با کلمه "برو" سرش را برگرداند و بدون مقاومت از آنجا دور شد.
سگ یاد شده اینبار با ورود به پاکینگ ویژه ، وارد محوطه می شود و با مخفی کردن خود در کنار یک کمپرسی حامل سنگ (انطور که در تصاویر دوربین مدار بسته دیده شده) ، خود را به صحن‌آزادی می رساند.
این سگ با ورود به داخل صحن به هیچ وجه از روی فرشها عبور نمی کند و به شکلی هیچ کس متوجه نمی شود (اما دوربین ها آن را ضبط کرده اند) در حالی که به شکلی شگفت آور پشت به ضریح نمی کند، تا دو سه متری ضریح مطرح پیش می رود.
این سگ در دو سه متری ضریح زانو زده و سرش را به سنگهای حرم چسبانده و با درآوردن صداهای عجیب ، شروع به نوعی گریه و می کند، به طوریکه خدامی که در اطراف این سگ پس از ساعتی حلقه می زنند سر سگ یاد شده را خیس از اشک تعریف می کنند.
پس از ساعتی یکی از زائرین سگ را مشاهده می کند و خدام را خبر می کند.خدام پارچه ای را روی گردن سگ انداخته و با پهن کردن پارچه برزنتی از سگ می خواهند که روی برزنت برود.سگ نیز به آرامی روی پارچه می نشیند و اجازه می دهد که خدام شگفت زده، او را به داخل صحن هدایت کنند.
بنا بر گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، سگ یاد شده به دستور مقامات برای نگهداری به مزرعه ویژه آستان قدس رضوی منتقل شد.
خبرنگار ما اضافه می کند که ماجرای شگفت انگیز این سگ، چند روزیست که بحث داغ مردم و زائران حرم امام رضا (ع) است.
شایان ذکر است «انتخاب» بجز این عکس به تصاویر و بخشهایی از فیلم این ماجرا دست یافته که آنرا طی چند روز آینده منتشر خواهد ساخت.

بیانیه رضا پهلوی پیرامون نامه ۷۰ دانشجوی ایرانی و فراخوان اخیر ۶۷۴ فعّال سیاسی و فرهنگی

گویانیوز:
هم میهنان عزیزم:

نامه بیش از ۷۰ دانشجوی آزادیخواه خطاب به احزاب و شخصیّت های اپوزیسیون ایران و نیز نامه اخیر ۶۷۴ نفر از فعّالان سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و دانشجوئی، بار دیگر رهبران سیاسی و روشنفکران ایران (خصوصاً در خارج از کشور) را مورد خطاب (و گاه «عتاب») قرار داده است. این دو نامه، در شرایطی انتشار یافته اند که با سخنرانی های جنون آمیز رئیس جمهور و دیگر رهبران رژیم اسلامی، میهن ما اینک در پرتگاه هولناک ماجراجوئی ها و جنگ افروزی های جدید قرار گرفته است. این دو نامه – در عین حال – نشانة بیداری ملّی و تلاش ملّت ما در تحقّق خواست های آزادیخواهانه و مطالبات عادلانه ای است که بی اعتنائی رهبران جمهوری اسلامی به آنها، اینک محور مشترک مبارزات مردم ما را شکل می دهد: مبارزة مشترکی که اساس آن، آزادی ایران از چنگ رژیم حاکم و سپس تعیین نوع نظام سیاسی آینده برمبنای حقوق بشر و با آراء و ارادة آزادانة ملت ایران می باشد.

این خواست معقول، مدنی، مسالمت آمیز و دموکراتیک، امروزه حتّی برای «ابجدخوانان کلاس سیاست» نیز قابل درک و قبول است، لذا اگر هنوز کسانی هستند که با الهام از «گورستان» ها یا بقول زندانی شجاع و سرفراز (اکبر گنجی): با ایجاد «سنگرهای مصنوعی» و طرح «شبه مسئله ها»، مردم را از «مسائل اساسی» باز می دارند ... در واقع به دوام و بقای رژیم حاکم کمک می کنند.


تبليغات خبرنامه گويا
advertisement at gooya dot com

Buy Luxury Cars
BMW, Mercedes Benz,... Reviews & Prices
www.12buyacar.com

آلبوم عکس اينترنتي
چاپ عکس بررسي دوربين هاي ديجيتال
www.delmarcamera.com

Diamonds
Engagement Rings by Reflecting Concepts
www.reflectingconcepts.com


در این شرایط حسّاس و سرنوشت ساز، همة احزاب، سازمان ها و شخصیّت های سیاسی باید «منافع ملّی ایران» را بر «مصالح سیاسی – ایدئولوژیکِ» خود ترجیح دهند تا با تفاهم، اتحاد و مبارزه مشترک برای پایان دادن به کُلیّت این رژیم جهل و جنون و جنایت، به مسئولیّت ملّی و وظیفة تاریخی خویش عمل کنند.

در این اتحاد و مبارزة مشترک، من در کنار همة آزادیخواهان ایران بوده ام و خواهم بود.

پاینده ایران
رضا پهلوی

کشف طرحهای تازه در برنامه اتمی ايرا

پیک ایران: آژانس بين المللی انرژی اتمی گزارش تازه ای از فعاليت اتمی ايران داده که نشان می دهد اين کشور از طريق بازار سياه طرحهايی به دست آورده بوده است تا فلز اورانيوم را چه در حالت غنی شده و چه در حالتی که بخشهای راديواکتيو آن مصرف شده باشد به حالت نيم کروی شکل دهد.
اين گزارش محرمانه است اما بی بی سی به آن دست يافته و يکی از ديپلماتهای غربی در مقر آژانس بين المللی انرژی اتمی به خبرنگار بی بی سی گفته است که طرحهايی که در اين گزارش از آنها ياد شده می تواند بخش مهمی از برنامه ساخت جنگ افزار اتمی باشد.
آن گونه که در گزارش آمده، ايران اعلام کرده که اين طرحها را بدون اينکه خود بخواهد دريافت کرده است.
به گفته يکی از مقامات برجسته نزديک به آژانس بين المللی انرژی اتمی، ايران اعلام کرده که شبکه مرتبط با عبدالقدير خان، سازنده بمب اتم پاکستان، اين طرحها را بدون دريافت درخواستی از ايران در اختيار آن کشور گذاشته است.
اين مقام می گويد که آژانس بين المللی انرژی اتمی همچنان در حال بررسی اهميت اطلاعات تازه ای است که در مورد فعاليت اتمی ايران به دست آورده و شفافيت ايران در اين زمينه ضروری می داند.
گريگوری شولت نماينده آمريکا در آژانس کشف طرحهای تازه در برنامه اتمی ايران را دليل ديگری بر نگرانی از اهداف اين برنامه دانسته و از ايران انتقاد کرده که چرا دستيابی به اين طرحها را زودتر به آژانس اطلاع نداده است.
يکی از سخنگويان وزارت خارجه بريتانيا نيز گفته که يافته های تازه درباره برنامه اتمی ايران نگرانيهای موجود درباره اهداف واقعی اين برنامه را شدت می بخشد.
اما ديويد آلبرايت، کارشناس مؤسسه آمريکايی علوم و امنيت بين المللی که در زمينه برنامه هسته ای ايران تحقيقاتی کرده و خود از بازرسان هسته ای سازمان ملل بوده است به خبرگزاری رويتر گفته اينکه اين طرحها را دستورالعمل ساخت بمب اتمی بدانيم زياده روی است و با واقعيت فاصله زيادی دارد.
گزارش اخير بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی از فعاليت هسته ای ايران در نشست آتی شورای حکام آژانس که قرار است 24 نوامبر تشکيل شود بررسی خواهد شد.
در اين نشست همچنين قرار است در مورد سرپيچی ايران از اجرای قطعنامه شورا که اين کشور را ملزم به توقف کليه فعاليتهای مرتبط با غنی سازی اورانيوم کرده است تصميم گيری شود.
شورای حکام که در قطعنامه اخير خود ايران را نسبت به پيمان بين المللی منع گسترش جنگ افزارهای اتمی متخلف شناخته است می تواند برخورد با اين "تخلف" را به شورای امنيت سازمان ملل متحد ارجاع دهد.
همزمان با اعلام کشف طرحهای بحث برانگيز در فعاليت اتمی ايران، شماری از دانشجويان و طلاب ايرانی دست به تشکيل حلقه انسانی چندلايه ای گرداگرد تأسيسات غنی سازی اورانيوم نطنز در مرکز ايران زدند تا از برنامه هسته ای کشورشان اعلام حمايت کنند.
بنابر گزارشها اين دانشجويان از نقاط مختلف ايران به تأسيسات نطنز اعزام شده بودند.
تأسيسات نطنز برای سانتريفوژ اورانيوم که از مراحل نهايی غنی سازی اين عنصر شيميايی است ساخته شده اما از سال گذشته تاکنون بر اساس توافقی که ميان ايران و دولتهای بريتانيا، آلمان و فرانسه امضا شد، فعاليت اين تأسيسات متوقف شده است.

جزئيات قطعنامه محکومیت ایران در سازمان ملل متحد

پیک ایران: طبق خبرهای موثق رسیده از نیویورک، در روز جمعه قطعنامه پیشنهادی کانادا در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد به رای گذاشته شده و با کسب 77 رای مثبت، 51 رای منفی و 46 رای ممتنع تصویب گردیده است. مجموعا 44 کشور شامل کشورهای اروپائی، امریکا، استرالیا، زلاند نو، ... از حامیان قطعنامه بوده اند. فرازهائی از قطعنامه تصویب شده بشرح زیر هستند:
در بخش اول از دعوت و پذیرش گزارشگران ویژه کمیسیون حقوق بشر در مورد خشونت علیه زنان و مسکن، صدوربخشنامه رئیس قوه قضائیه در خصوص جایگزین کردن مجازاتهای دیگر بجای سنگسار، و همکاری ایران با آژانسهای وابسته به سازمان ملل متحد در زمینه حقوق بشر و حاکمیت قانون استقبال شده است.
بخش دوم قطعنامه دارای نکات زیردر مورد وضعیت حقوق بشر در ایران است:
- ادامه اذیت و آزار مدافعان حقوق بشر، سازمانهای غیر دولتی، مخالفین سیاسی و مذهبی، اصلاح طلبان سیاسی، روزنامه نگاران، نمایندگان مجلس، دانشجویان، روحانیون، دانشگاهیان و وبلاگ نویسان.
- نقض دائم موافقتنامه های بین المللی در مورد دستگاه قضائی بخصوص فقدان روند دادرسی قانونی، عدم وجود دادگاه منصفانه و علنی، رد حق دسترسی به وکیل و اذیت و آزار وکلای مدافع، نقض حقوق زندانیان از جمله نگهداری طولانی در زندان انفرادی، عدم فراهم آوردن مراقبتهای پزشکی و تماس با خانواده.
- ادامه استفاده از شکنجه و برخوردها و مجازاتهای غیر انسانی و تحقیرامیز.
- ادامه اعدامها در ملاء عموم و در سطح وسیع، انجام دیگر اعدامها بدون توجه به قوانین پذیرفته شده بین- المللی، واعدام افراد و کودکان زیر 18 سال.
- ادامه خشونت و تبعیض علیه زنان و دختران در قوانین و عمل، رد انجام اصلاحات در قوانین تبعیض-آمیز توسط شورای نگهبان از جمله رد مصوبه مجلس در سال 1382 در الحاق به کنوانسیون حذف تبعیض علیه زنان.
- ادامه تبعیض علیه اقلیتهای قومی و مذهبی و نقض حقوق آنان.

در قطعنامه از دولت ایران خواسته شده است که به آزادی بیان و عقیده و تجمع، حق دادرسی قانونی، دسترسی به وکیل، و داشتن دادگاه بیطرف منصفانه و علنی احترام کامل بگذارد. از اذیت و آزار وکلای مدافع دست برداشته ازکلیه افراد از جمله گروههای اقلیت دینی و نژادی محافظت نماید. از اعمال شکنجه و برخوردهای غیر انسانی و تحقیرامیز دست برداشته به مصونیت ناقضین حقوق بشر از مجازات در قانون و عمل خاتمه دهد. از اعدام در ملاء عموم و اعدام کودکان زیر 18 سال خودداری کند. تبعیض علیه زنان و دختران را کنار بگذارد. به تبعیض علیه گروه های قومی و زبانی و نقض حقوق اقلیتها شامل اعراب، اکراد، بلوچها، مسیحیان، یهودیها، مسلمانان سنی، و... پایان دهد.
در قطعنامه از کلیه گزارشگران موضوعی کمیسیون حقوق بشر خواسته شده که درهردو صورت امکان یا عدم امکان سفر به ایران، بررسی وضعیت حقوق بشر در این کشوررا ادامه دهند و از دولت ایران مصرا خواسته شده با گزارشگران همکاری کند.

حدود 20 روز دیگر این قطعنامه برای تصویب نهائی در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح خواهد گردید.
هیات ایرانی شامل آقای اعلایی زئیس اداره حقوق بشر وزارت خارجه و خانم هسته ای بوده است. قبل از تصویب قطعنامه، نماینده ایران طی سخنانی علاوه بر حملات مکرر به کانادا بخاطر ارائه متن قطعنامه، تهدید کرده است که تصویب احتمالی آن مانع همکاری دو! لت ایران با نهادهای حقوق بشری بین المللی خواهد شد.

افزایش موارد محکومیت دولت ایران در ماههای اخیردر مجامع مختلف بین المللی و نیزتعداد قابل توجه آرای مثبت به قطعنامه مذکورنشان میدهد که وجهه سردمداران کشور در جهان روز به روز مخدوش تر شده آنان در انزوای بیشتری فرو میروند. آیا هنوز وقت به سر عقل آمدن آنان فرا نرسیده است؟

محکومیت ایران در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، شهروند

گویانیوز: خسرو شمیرانی

جمعه 18 نوامبر 2005 - امروز در ساعت 12:45 ظهر به وقت شرق آمریکا، قطعنامه پیشنهادی کانادا در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران در کمیته سوم سازمان ملل متحد، به تصویب رسید. ایران که در آخرین لحظه با حمایت روسیه و زیمبابوه تلاش کرده بود تا از تصویب این قظعنامه جلوگیری کند، ناکام ماند.
قطعنامه کانادا با هفتاد و هفت رای مثبت ، پنجاه یک رای منفی و چهل و شش رای ممتنع توسط کمیته سوم مجمع عمومی پذیرفته شد و به این ترتیب راه تصویب این قطعنامه در نشست مجمع عمومی که در اوایل ماه دسامبر برگزار خواهد شد، باز شد.
هر گاه نشست دسامبر به محکومیت ایران برای نقض حقوق بشر رای دهد این سومین سال متوالی خواهد بود که درخواست کانادا برای محکومیت نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران توسط جامعه جهانی پذیرفته شده است.
طبق اظهارات یکی از نمایندگان حاضر در نشست، خانم پیمانه هسته ای نماینده ایران در کمیته سوم سازمان ملل در آخرین لحظات پیش از رای گیری، با ارائه درخواست عدم رسیدگی به این قطعنامه، تلاش کرد تا از رای گیری در باره قطعنامه کانادا جلوگیری کند.

در خواست ایران توسط دو سخنران موافق از روسیه و زیمبابوه حمایت شد. نمایندگان کانادا و استرالیا به مخالفت با این در خواست که در زبان اداری سازمان ملل “NO Action Motion” نامیده میشود صحبت کردند. در ساعت 12:25 ظهر نیویورک این درخواست ایران با هفتادو هفت رای مخالف ، هفتاد رای موافق و بیست و سه رای ممتنع به شکست انجامید.

کورش کبیر در محکمه عدل الهی

شهروند: اسد مذنبی
قاضی: خود را معرفی کنید
ــ کوروش ملقب به کبیر فرزند کمبوجیه.
قاضی: اینجا محکمه عدل الهی است اخطار میشود از به کار بردن القاب طاغوتی خودداری کنید!
ــ‌ ما نام خودمان و نام پدرمان کمبوجیه را گفتیم.
قاضی: منظورم پدرتان است که گویا از طاغوتی های کامبوج بوده اند!
ــ چنین سرزمینی را نمی شناسیم، پدر من از خاندان شاهی پارس و نامش کمبوجیه است.
قاضی: یعنی جد اندر جد طاغوتی هستید اما پدرتان " کم بودجه" تشریف داشته اند!
ــ اهورامزدا ببخشاید شما را ما همیشه صاحب گنج هایی بوده ایم که اهورا مزدا بر ما ارزانی داشته . . .
قاضی: عجب پس در کار زیر خاکی و قاچاق عتیقه هم بوده اید و اینطور که پیداست این اهورا از لوس آنجلس شما را هدایت میکرده!
ــ ما بر دیگران فرمان میراندیم و سرزمین های پهناور از آمودریا تا نینوا را ساختیم.
قاضی: یعنی رفتید تو کار بساز بفروشی، خب بفرمایید که از صهیونیست ها چقدر پول گرفته اید؟‌
ــ ما چنین کسانی را نمی شناختیم.
قاضی: منظورمان یهودی ها هستند!
ــ ما بابل را گرفتیم و یهودیان را آزاد کردیم تا به سرزمین خود در اورشلیم بازگردند.
قاضی: یعنی با همکاری سازشکاران فلسطینی اورشلیم را دو دستی تقدیم کردید به یهودی ها!؟
ــ ما به تنهایی فرمان می راندیم، ما همه سرزمین بابل را گرفتیم.
قاضی: یعنی توانستید مانند شهرام جزایری همه مملکت را بخرید!؟
ــ ما با همکاری برخی بزرگان ماد بر آسیتاگ شوریدیم و مادها را پراکندیم.
قاضی: پس حضرتعالی در شورش های خیابانی هیجده تیر نیز مشارکت کرده و فعالیت براندازی داشته اید، بفرمایید که هدف تان چه بوده؟
ــ پادشاهی هخامنشیان را بنیان گذاردیم.
قاضی: یعنی با کمک سلطنت طلب ها درصدد براندازی نظام مقدس مادها بودید، اعترافات هولناکی است در این صورت بفرمایید چرا به کشور مسلمان عراق یا به قول خودتان بابل حمله کردید؟
ــ هنگامی که ما بر سرزمین پارس فرمان میراندیم، گزارش میرسید که بابلی ها تهدیدی برای ما هستند.
قاضی: لابد به شما گزارش میدادند که آنها دارای سلاحهای کشتار جمعی هستند!؟
ــ آنان آتش زنه هایی درست کرده و بر سر پارسیان و آشوریان فرو میریختند و بر سر اکراد در حلبچه!
قاضی: پس چرا منتظر نتیجه تحقیقات سازمان ملل و گزارش "هانس بلقیس" نشدید؟‌
ــ اهورامزدا ما را از دروغ و دشمن ایمن بدارد.
قاضی: چرا قوم یهود را از روی نقشه محو و اسرائیل را نابود نکردید؟
ــ منشور جهانی حقوق بشر ما، آزادی آدمیان را پاس داشته نه نابودی آنان را!
قاضی: اولا این آزادی و حقوق بشر ساخته و پرداخته غربی ها و بهانه ای برای تهاجم فرنگی است و در ثانی چرا شما از رژیم اشغالگر قدس نمیخواهید تا به منشور سازمان ملل احترام گذارده و حقوق فلسطینی ها را محترم بشمارد؟ علاوه بر این حضرتعالی به عنوان یک مسلمان وظیفه داشته اید بر طبق دستور رئیس جمهوری محترم سرزمین اسرائیل را از روی نقشه محوکنید؟
ــ ‌یکایک بگویم. منشور جهانی آزادی حقوق بشر به دستور ما بر لوحی سنگی نبشته شده است، ما شاه شاهان هستیم و رئیس هر ساتراپ از ما فرمان میگیرد و ما از آنان فرمان نمی بریم، مردمان پارسی پیرو دستورات اهورامزدا هستند و ما نیز به فرمان اهورامزدا زمین ها را بارور کردیم و هیچ سرزمینی را نابود نگردانیدیم!
قاضی: ‌اولا توهین به رئیس جمهوری محترم جرم است، ثانیا اینطور که پیداست حضرتعالی مرتد هستید، ثالثا محکمه عدل الهی نه از اهورامزدا میترسد و نه از اهوراهوندا ونه از اهورا تویوتا و نه از اهورای لوس آنجلسی و اینطور که معلوم است مرتکب زنای محصنه نیز شده اید چرا که اقرار به حامله و بارور کردن همشیره زمین کردید! حالا به عنوان آخرین دفاع بفرمایید چرا در کتاب تورات از حضرتعالی تعریف و تمجید به عمل آمده؟
ــ چون ما با مردم یهود مدارا کرده و سرزمین مقدس اورشلیم را به آنان بازگرداندیم .
منشی محکمه عدل الهی:
با توجه به مستندات مدعی العموم که در کیفرخواست آمده و اقاریر صریح متهم و ادله غیرقابل انکار، محکمه عدل الهی کورش فرزند‌ کمبوجیه را بنابر دلایل زیر مجرم میشناسد:
1ــ فراری دادن و آزاد کردن یهودیان که به حکم دادگاه انقلاب در بابل و بند 209 زندان بابلاوین زندانی بوده اند
2ــ تعریف و تمجید یهودیان خصوصا تورات از نامبرده
3ــ حمل و نگهداری سلاح و مهمات جنگی
4ــ عدم اطاعت از فرمان رئیس جمهوری محترم مبنی بر محو و نابودی اسرائیل
5ــ توهین به رئیس جمهوری محترم در جریان محکمه
6ــ ارتداد و انکار مسلمات دین
7ــ نگهداری اشیا عتیقه و گنج که متعلق به دولت می باشد
8ــ اقدام جهت براندازی و همکاری با عوامل سلطنت طلب در لوس آنجلس
9ــ تشویش افکار عمومی
10ــ اقدام علیه امنیت ملی
11ــ شرکت در شورشهای خیابانی
12ــ ساختن کاخ و رواج فرهنگ کاخ نشینی
13ــ ایجاد مجالس لهو و لعب در کاخ های خود
14ــ زنای محصنه و حامله و بارور کردن همشیره زمین
نامبرده همچنین به مصادره اموال و کاخ های مربوطه، خصوصا کاخ تخت جمشید محکوم میگردد اما چون نامبرده قبلا از دار دنیا رفته بنابر این محکمه عدل الهی حق خود میداند جهت اجرای "ادالت" مقبره و بقایای جسد ایشان را از بین ببرد و لذا از سازمان آب و وزارت توانیر میخواهیم در اجرای ادالت محکمه عدل الهی را یاری دهند.
و من الله توفیق ــ محکمه عدل الهی

پاسخ رييس جمهوري به خواست هاي ترکمان ها/ از همان بخواهيد که به او رأي داديد!

شهروند: روز: محمود احمدي نژاد، طي ديداري مردمي، در پاسخ به تقاضاي تعدادي از شخصيت هاي ترکمان براي رسيدگي به مشکلاتشان، به آنها گفته است: "برويد از همان کانديدايي که به آن رأي داده ايد بخواهيد که خواسته هايتان را پيگيري کند." اشاره رييس جمهور، ظاهراً به اعلام حمايت مردم مناطق ترکمان نشين از سيد مصطفي معين در جريان رقابت هاي انتخاباتي رياست جمهوري بوده است.
سخنان احمدي نژاد، در جريان يک ديدار مردمي بيان شده که در آن، تعدادي از مردم نواحي ترکمان نشين، به همراه برخي صنعت گران خراساني، براي بيان مشکلات منطقه اي و صنفي خود، به حضور رييس جمهور رسيده بودند. اين ديدار، در چارچوب ملاقات هاي عمومي رييس جمهور بوده که مطابق سنت معمول در ايران، براي در ميان گذاشتن مشکلات مردم با رياست جمهوري تشکيل مي شود. اما اين دفعه، پس از پايان نقطه نظرات و تقاضاهاي ترکمانان رييس جمهور با ارجاع مطالبات آنها به کانديداهاي رقيب، آنها را در حيرت و شگفتي فرو برده است.
به گفته يک تحليلگر مسائل سياسي، به کاربردن چنين لحن گزنده اي از سوي آقاي احمدي نژاد ــ که از فرط صراحت، باورنکردني مي نمايد ــ نمودي از روحيات خاص نامبرده است که اصرار دارد به عنوان فردي "صريح اللهجه" شناخته شود

پاسخ معاون اول رئيس جمهور ايران به انتقادات هاشمی رفسنجانی

بی‌بی‌سی: آنهايی که به دولت می‌ گويند طی اين دو ماه و اندی چه کرده کارنامه خود را نشان دهند و توضيح دهند که اين اسرافها، واگذاری ناعادلانه‌ ثروتها و اين نابسامانيها از کجا آمده است


پرويز داوودی
يک روز پس از آنکه اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران از سياستهای اقتصادی دولت جديد ايران و تغيير گسترده مديران اقتصادی در اين کشور انتقاد کرد، پرويز داوودی معاون اول رئيس جمهور ايران طی سخنرانی برای شماری از بسيجيان گفت که در دوران رياست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی و جانشين او، محمد خاتمی، ميلياردها ريال از منابع عظيم بانکی ايران در اختيار "فاسدان" بوده و "اکنون برخی با برگرداندن اين منابع به مسير اسلامی مخالفند".

گزارش محمد امينی را بشنويد

آقای داوودی گفت: "طی سالهای گذشته ميلياردها تومان به فاسدان اقتصادی وام داده شده اما برای جوانی که برای ازدواجش نياز به صدهزار تومان دارد وامی پرداخت نشده است".

او با متهم کردن دولتهای هاشمی رفسنجانی و خاتمی به اينکه که طی شانزده سال اداره امور ايران، "کاری برای مردم نکردند و اثری از خود بر جای نگذاشتند، گفت: "آنهايی که به دولت می‌ گويند طی اين دو ماه و اندی چه کرده کارنامه خود را نشان دهند و توضيح دهند که اين اسرافها، واگذاری ناعادلانه‌ ثروتها و اين نابسامانيها از کجا آمده است".

معاون اول رئيس جمهور در دفاع از عملکرد اقتصادی دولت تازه به طرح تأسيس صندوق موسوم به "مهر رضا" برای دادن وام بدون بهره به جوانان جهت ازدواج و طرح ديگری به نام "سهام عدالت" اشاره کرد که بنابرآن افراد کم درآمد می توانند سهام شرکتهای دولتی را خريداری و بهای آن را طی اقساط بيست ساله پرداخت کنند.

وی همچنين گفت که دولت محمود احمدی نژاد طی دوران کوتاه تصدی خود موفق شده است "منابع عظيم بانکی را در مسير اصلی خود هدايت کند".

يک روز پيش از اين اظهارت، آقای هاشمی رفسنجانی در جمع امامان جمعه ايران گفته بود که دولتهای او و محمد خاتمی حرکتهای بسيار زياد و مثبتی انجام داده اند اما اکنون عده ای با زير سؤال بردن اقدامات آنان "سرمايه‌ های گذشته را غارت می‌ کنند" و فکر می ‌کنند "هر کار کوچکی که خودشان انجام می ‌دهند درست و صحيح است".

وی همچنين از سياست دولت محمود احمدی نژاد در صرف بودجه کشور برای ياری رسانی به افراد کم درآمد انتقاد کرده و گفته بود: "اگر سياستمان اين باشد که بودجه را صرف امور جاری کنيم و از سازندگی و امور زيربنايی غفلت کنيم، فاجعه عظيمی رخ خواهد داد، رونق واقعی اقتصادی در اين است که سرمايه‌ ها در گردش باشد و گرفتار زمينخواری و رباخواری نشود، در غير اين صورت شک نکنيد که چهار سال ديگر شخص ديگری از پس از اين فاجعه برنخواهد آمد".

اما معاون اول رئيس جمهور ايران با سياستهای اقتصادی مورد نظر آقای هاشمی مخالفت ورزيده و گفته است: "ما نمی‌ خواهيم مانند سالهای پيش قطبهای بزرگ اقتصادی ايجاد شود، دولت می‌ خواهد اين سياستها را با تمام توان برگرداند ... با تمام توان تلاش می‌ کنيم منابع [بانکی] را به سمت محرومان سوق دهيم، طرحهای بعدی ما مسکن روستاييان و مواردی از اين دست خواهد بود".

پرويز داوودی که در اردوی بسيجيان در پادگان آيت ‌الله بهاء ‌الدينی شهر قم سخنرانی می کرد اهداف دولت جديد را کمک به محرومان و حمايت از تفکر بسيجی اعلام کرد و از دولت، سپاه پاسداران و قوه قضائيه خواست تا با حمايت از "تفکر بسيجی" به تبديل اين تفکر به تفکری رسمی در جامعه کمک کنند.

در انتخاباتی که به روی کارآمدن محمود احمدی نژاد انجاميد، برخی از رقيبان انتخاباتی اش همچون اکبر هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی پيروزی او را مرهون "تخلف انتخاباتی" تعدادی از نيروهای بسيج و سپاه پاسداران دانستند.

آقای داوودی با اشاره به اين اتهامات به بسيجيان گفت: "دشمنان در انتخابات رياست جمهوری با تبليغات عظيم و تيترهای پرهزينه خود قصد داشتند حرکتهای بسيجی را منحرف کنند ... همه ديدند که در زمان انتخابات رياست جمهوری تبليغات عظيم با کيفهای پر از پول عليه بسيج شد اما اين حرکت بسيجی که ريشه در انقلاب دوانده است توانست بار ديگر خود را در عرصه‌ انتخابات نشان دهد و عنوان کرد که هيچ قدرتی نمی ‌تواند ريشه‌ آن را بخشکاند".

تصميم اتحاديه اروپا مرزهای اروپا به روی مجلس ايران بسته شد

پیک نت: درايران اعلام شد كه سفر گروه‌های پارلمانی جمهوری اسلامی به برخی از كشورهای اروپايی از سوی اين كشورها لغو شده است.

يك نماينده مجلس فرمايشی هفتم بنام رضا طلايی نيك گفت: اين اقدام احتمالا برای كاهش تاثيرگذاری مذاكرات پارلمانی در اجلاس شورای حكام است! كشورهای اروپايی (غير از جمهوری چك) علی‌رغم دعوت قبلی، عدم آمادگی برای مذاكره در شرايط كنونی را اعلام كردند. )برخی از نمايندگان مجلس هفتم، سوابق عمليات ترور در خارج از كشور دارند. حتی "سعيد طالبی” كه اكنون درمجلس است، درابتدای سقوط صدام حسين تحت پوشش "مستند ساز" راهی عراق شده بود كه توسط امريكائی ها باتهام عمليات كسب اطلاعات محرمانه بازداشت شده بود و سرانجام در يك معامله سياسی همراه با همكار خود "سهيل" آزاد شد و رهبر از آنها در حياط بيت خود استقبال كرد و هر دو را بوسيد!)

November 18, 2005

دعوت به شرکت در سالروز قتل داریوش و پروانه فروهر

خبرگزاری جبهه ملی ایران
خون هرگز نخسبد/ دبیرخانه حزب ملت ایران

پاینده ایران ای آفریدگار پاک
ترا پرستش می کنم و از تو یاری می جویم


خون هرگز نخسبد

هم میهنان !
سه شنبه یکم آذرماه هفتمین سالگرد شاد روانان داریوش و پروانه فروهر رهبران حزب ملت ایران ، رهروان راستین نهضت ملی و مصدق بزرگ است .
بعلت عدم موافقت مسئولان دولت عدالتخواه !! مراسم در مکان های عمومی برگزار نمی شود ، ناگزیر مراسم سالگرد در منزل آن شهیدان واقع در خیابان هدایت کوچه مرادی برگزار خواهد شد .

هم میهنان !
با شرکت خود در آئین بزرگداشت این فرزندان خلف ملت ، از خون به ناحق ریخته شده آنان پاسداری کنیم .

زمان ، سه شنبه یکم آذرماه 1384 ساعت شانزده و نیم الی نوزده بعد از ظهر

تهران- دبیرخانه حزب ملت ایران

بیانیه نشست برلین (جمعی از پشتیبانان طرح رفراندوم برای تغییر نظام سیاسی در ایران)

گویانیوز: ایران گرفتار بیداد نظامی ضد تاریخ است. ادامه 26 سال جباریت و استبداد خانمان سوز حكومت مذهبی در ایران عمدتا جز ویرانی بنیان‌های ملی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی كشور و بر باد رفتن نیرو و توان مادی و معنوی ملت ایران ثمری نداشته است. بقای غیر طبیعی این نظام تا امروزعلاوه بر وجود دستگاه سركوب و شرایط داخلی و بین المللی، بیش از همه مدیون قصور مخالفان و آزادی خواهان دموكراتی است كه نتوانسته‌اند در جهت تاریخ به سوی قطب مخالف استبداد مذهبی با یكدیگر همكاری كنند. حاصل تجاوز مستمر حكومت اسلامی به حقوق مردم ما، ایران را در معرض خطر و تلاشی قرار داده است. اكنون ادامه حاكمیت رژیم جمهوری اسلامی بزرگترین خطری است كه كشورما را تهدید میكند.

برای مقابله با این خطر خانمان سوز تنها یك حركت فراگیر سیاسی ــ اجتماعی كه نیروهای دمكرات جامعه را در بر گیرد میتواند چاره اساسی فراهم كند و برای نجات ایران از استبداد و ارتجاع داخلی و تهدیدهای خارجی پیكار موثری را سازمان دهد. در سالهای سیاهی كه بر میهن ما گذشته است ، نیروها و سازمانهای اپوزیسیون با همه كوشش و مبارزه خود علیه رژیم حاكم ، نتوانسته‌اند به عنوان یك جنبش ملی ــ دمكراتیك، بدیلی متناسب در برابر رژیم جمهوری اسلامی به وجود آورند. وقت آنست كه همه این نیروها ضرورت زمانه را درك كنند و در عین تاكید برهویت تشكیلاتی ، آرمانی و سیاسی خود، با توافق و تعهد بر روی یك سلسله اصول و ارزشهای دمكراتیك و حقوق بشری با یكدیگر همكاری كنند. در بستر همین همكاریها است كه می توان به گفتمان جدیدی در جهت شكل گیری یك حركت ملی دست یافت.

نشست سپتامبر 2005 برلین با شركت ما، جمعی از پشتیبانان طرح رفراندوم برای تغییر نظام سیاسی در ایران، به منظور چاره جوئی برای گشودن راه همكاری به سوی دمكراسی و چگونگی جایگزینی نظامی دمكراتیك بجای رژیم جمهوری اسلامی برگزار شد. شركت كنندگان در این نشست به نام خود و نه به نمایندگی از سوی سازمانها و نیروها گرد هم آمده بودند.

این جمع نه ائتلاف و نه اتحاد جبهه ای و نه در صدد تشكیل حزب و سازمان سیاسی جدیدی است و نه ادعای رهبری دارد. هدف اصلی آن آسان سازی امر ضروری همكاری و همسوئی آزادیخواهان طرفدار استقرار دمكراسی در ایران است. مخاطب ما همه كسان و نیروهائی هستند كه ضرورت این همكاری را دریافته اند. علاوه بر این، طیف وسیعی از جوانان ، دانشجویان ، زنان و فعالان فرهنگی و سیاسی مبارزی كه به دلایل مختلف در سازمان‌ها ی سیاسی موجود متشكل نیستند، نیز مخاطبان این حركت دمكراتیك اند. اگر نیروی عظیم آزادیخواهان میهن ما این سرمایه درخشان مادی و معنوی ایران به هماهنگی و همسوئی لازم سیاسی دست یابد، پایان كار رژیم جمهوری اسلامی اعلام شده است. یكی از اهداف مهم ما امضا كنندگان منشور زیر زمینه سازی در این امر است.
.
بعنوان گامی در این جهت ما منشور خود را برای آگاهی هم میهنان عزیز منتشر می كنیم و برای تحقق اهداف آن فعالانه تلاش خواهیم كرد.

1 ـــ ما معتقدیم جمهوری اسلامی نظامی است تام گرا (توتالیتر) مبتنی بر استبداد مذهبی، كه حق حاكمیت و قانونگذاری را از شهروندان ایران سلب كرده است. تجربه ثابت كرده كه این نظام اصلاح ناپذیر است؛ بنابراین هیجگونه سازش یا مصالحه ای با این نظام ممكن نیست. از این رو نظام جمهوری اسلامی باید كلا برچیده شود و جای خود را به نظامی مبتنی بر حق حاكمیت و آراء شهروندان ایران دهد.
2 ـــ مامدافع كلیه حقوق و آزادی های تصریح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر و ملحقات آن و خواستار نهادینه شدن آن ها در قانون اساسی نوین ایران هستیم.
3 ـــ ما خواهان استقرار نظام سیاسی ای هستیم كه در آن دولت (= ستیت = اتا) فقط ناشی از اراده مردم باشد. این اصل به این معنا ست كه حقانیت حاكمیت نه موروثی است، نه الاهی و نه برخاسته از هیچ مكتب و مسلك یا جباریتی بیرون از اراده شهروندان جامعه. حاكمیت فقط برخاسته از خواست و اراده ملت ایران است.
4 ـــ بیان مشخص این خواست در نظام دمكراسی پارلمانی است. ما معتقدیم كه این نوع دمكراسی نتیجه تجربه بشریت و توفیق نسبی آن در پاسخگویی به دو امر مهم تامین آزادی‌های سیاسی و عدالت اجتماعی است.
5 ــ ما خواستار جدایی دین از دولت (= ستیت = اتا) هستیم. ما انسان را در انتخاب باور وجدانی خود - دینی یا غیر دینی ـ صاحب حق، مختار و آزاد می شناسیم.
6 ــ ما به برابری حقوقی كامل ایرانیان، صرف نظر از جنسیت، نژاد، قومیت، زبان، عقیده، مذهب و دیگر خصوصیات شخصی افراد بشر، اعتقاد دا ریم، و هرگونه تبعیض ونابرابری مبتنی بر این گونه تفاوت ها را نفی می‌كنیم.
7 ــ ما خواستار برابری حقوقی کامل زنان با مردان در همۀ عرصه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هستیم و بر رفع خشونت و آزارجنسی و جنسیتی تاکید می کنیم.
8 ـــ ما دخالت حكومت در حوزه زند گی شخصی و روابط خصوصی افراد را نفی می كنیم. وظیفه اصلی حكومت در مورد روابط بین افراد جلوگیری از تجاوز شهروندان به حقوق یكد یگر است.


تبليغات خبرنامه گويا
advertisement at gooya dot com

Buy Luxury Cars
BMW, Mercedes Benz,... Reviews & Prices
www.12buyacar.com

آلبوم عکس اينترنتي
چاپ عکس بررسي دوربين هاي ديجيتال
www.delmarcamera.com

Diamonds
Engagement Rings by Reflecting Concepts
www.reflectingconcepts.com


9 ـــ ما معتقد یم به رسمیت شناختن حقوق سیاسی، فرهنگی و اجتماعی اقوام ایرانی (بر اساس اعلامیه جهانی‌حقوق بشر و ملحقات آن) به تحكیم اتحاد ملی و یكپارچگی كشور ایران مدد خواهد رساند. ما ضمن باور به حفظ تمامیت ارضی ایران تاكید می‌كنیم كه این امر نباید بهانه ای برای هرچه متمركزتر كردن نظام حكومتی شود. ما معتقد به سازماندهی نظام اداری كشور بر اساس اصل عدم تمركز (= سپردن حدا كثر ممكن امور اداری و چگونگی مصرف بودجه های عمرانی به نهاد های محلی) و رعایت حقوق فرهنگی همه اقوام كشوریم. تصمیم گیری در باب مناسبترین شكل این گونه نظام به عهده نماینده گان مردم در مجلس موسسان است.
10 ــ ما مخالف كاربرد هرگونه خشونت از سوی ارگان های حكومت هستیم، و توسل به شكنجه، مجازات های خشن و ناانسانی و از جمله اعدام، را نفی می كنیم.
11 ــ ما معتقد یم كه یكی از وظایف بزرگ دولت كمك به گسترش عدالت اجتماعی، حمایت از اقشار محروم و زحمتكش جامعه و كمك به توسعه و پیشرفت هر چه بیشتر در مناطق محروم و عقب افتاده كشور است. اجرای سیاست عدم تمركز اداری باید در چشم انداز گسترش هر چه بیشتر عدالت اجتماعی صورت گیرد.
12 ــ ما مخالف تروریزم و تبلیغ و ترویج خشونت به هر شكل و در هر شرایطی هستیم و خواهان آ نیم كه رو ابط بین المللی ایران با همه كشورهای جهان بر اساس موازین صلح و احترام متقابل، و رعایت منشور سازمان ملل متحد و مصالح ملی ایران گسترش یابد. ما مدافع پیمان های جهانی ناظر بر تثبیت صلح و امنیت، د فاع از حقوق بشر، و حمایت از توسعه اجتماعی، اقتصادی و حفظ محیط زیست هستیم.
13 ــ ما مدافع حل صلح آمیز اختلافات بین المللی و خواستار عدم گسترش سلاح های كشتار جمعی و محو كامل این سلاح ها هستیم.
14 ــ ما ضمن مخالفت با هرگونه برخورد انتقام جویانه و خشونت‌آمیز، به حق ایرانیان برای تعقیب و مجازات قانونی كسانی كه در گذشته به حقوق مردم تجاوز كرده اند، در چهارچوب اصول این منشور، احترام قایلیم و معتقد یم به این گونه مسایل باید از طریق كمیسیون‌های حقیقت یاب آشتی ملی یا در داد گاه هایی صالح به صورت عادلانه و علنی رسیدگی شود.
15 ــ ما برآنیم كه اصول یاد شده در بندهای 2 تا 13 این منشور مبنا و اساس تدوین قانون اساسی آینده ایران قرار گیرد؛ پیش نویس چنین قانونی كه در مجلس موسسان تدوین خواهد شد، در یك همه پرسی آزاد و نظارت شده از سوی ارگانهای بی طرف داخلی و بین المللی به آرای عمومی شهروندان ایران گذارده می شود. در همین همه‌پرسی است كه شكل نظام آینده كشور نیز با آرای عمومی مردم تعیین خواهد شد.

November 17, 2005

مصباح يزدي: تشكيل دولت احمدی نژاد نعمتي الهي است، آفتاب

گویانیوز: آفتاب: رييس موسسه‌ي آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در قم، روز چهارشنبه در ديدار گروهي از فرماندهان سپاه سراسر كشور، با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب در حمايت از دولت دكتر احمدي نژاد، گفت: بايد از تشكيك در كارآمدي دولت كه توسط دشمنان دامن زده مي‌شود جلوگيري شود.
------------------------------------------

به گزارش سایت حوزوی رسا، آيت‌الله مصباح يزدي در اين ديدار با اشاره به روي كار آمدن دولتي اسلامي و انقلابي، اظهار داشت: در اين دوران كه نغمه‌هاي الهي و شور ديني زنده شده است و پس از سال‌هاي طولاني كه شاهد كمرنگ شدن ارزش‌ها بوديم، دولتي ارزشي تشكيل شده است؛ از اين رو بايد قدر آن را بدانيم.
وي با شاره به سخنان رهبر معظم انقلاب را در ديدار كارگزاران نظام خاطرنشان كرد: با توجه به سخنان رهبرمعظم انقلاب كه حمايت بي‌دريغي از دولت داشتند، بايد وظيفه خود بدانيم تا از تشكيك در كارآمدي دولت كه توسط دشمنان دامن زده مي‌شود جلوگيري شود.

رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، تشكيل دولت جديد را نعمتي الهي دانست و اظهار داشت: اگر شكر اين نعمت الهي كه به ما داده شده است خوب به جاي آورده شود، براساس وعده الهي خداوند اين نعمت را افزون خواهد كرد.

اين استاد حوزه علميه‌ي قم، در ادامه ايجاد شبهه در ذهن جوانان و مشغول كردن آنها به كارهاي بيهوده را از تلاش‌هاي دشمنان براي از بين بردن ايمان ارزيابي كرد و خطاب به پاسداران افزود: يكي از راه‌هاي تضعيف ايمان به وجود آوردن تشكيك در ذهن افراد است؛ از اين رو اگر شبهه‌اي ايجاد شد بايد بلافاصله در صدد رفع آن باشيد.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ايمان را سرمايه و هستي ملت ايران را دانست و تاكيد كرد: ايمان، سرمايه گذشتگان ما و آينده اين كشور است. همه چيز ما به ايمان بستگي دارد، اما متاسفانه عده‌اي با سخنراني‌ها و مقالات خود به دنبال از بين بردن ايمان جوانان هستند.

آيت‌الله مصباح يزدي ادامه داد: اگر در برابر اين شبهات ايستادگي نكنيم، كار به جايي خواهد رسيد كه ديگر از ايمان در كشور خبري نخواهد بود. آن وقت است كه بهترين طعمه براي دشمنان خواهيم بود.

محمد سيف‌زاده: قاتل زهرا كاظمى مشخص است، ترفندی زده بودند تا بتوانند قاتلین اصلی زهرا كاظمى را فراری بدهند، صداي آلمان