3 پسر اسامه بن لادن در تهران و در پناه سپاه پاسداران و دولت احمدی نژاد مستقرند
پیک نت: گزارش مجله "سيسرو" چاپ آلمان – ترجمه درخشنده اسكندری
رئيس جمهوری
كه به زبان ترور سخن میگويد!
۲۵ كادر برجسته و برنامه ريز القاعده، كادرهای سازمانده و تئوری پرداز از سازمانهای موسوم به جهاداسلامی از كشورهای مصر، ازبكستان، عربستان، شمال آفريقا و همينطور اروپا. در راس هرم القاعده سه پسراسامه بن لادن: سعيد، محمد و عصمان.... سخنگوی القاعده؛ ابوغايب و همينطور ابودجنا الآلمانی (معروف به آلمانی) كه از ايران فعاليت شبكههای جهادیها را هماهنگ میكند در خانههای امن سازمان امنيت سپاه در تهران سكونت دارند. سناريويی موجب نگرانی سازمانهای امنيتی میشود و آن اينكه ايران راديكال تر شده و چيزی را در اختيار القاعده بگذارد كه تا امروز تروريستها خوابش را میديدند: سلاحهای شيميايی و بيولوژيك برای جنك مقدس عليه غرب.
مجله آلمانی "سيسرو" اخيرا گزارشهای تعجب انگيزی پيرامون رابطه جمهوری اسلامی با سازمان القاعده و شبكههای تروريستی منتشر میكند. اطلاعاتی كه نشان دهنده عمق نفوذ شبكههای جاسوسی امريكا و اسرائيل در حساس ترين ارگانهای امنيتی و نظامی جمهوری اسلامي(بويژه سپاه پاسداران) است.
دريكی از اين گزارشها، آخرين اطلاعات پيرامون پناه گرفتن زرقاوی در ايران و حتی شماره تلفن و فاكس و موبايل او نيز فاش شده بود. اين اطلاعات به گونهای دقيق بود، كه باعث حساس شدن مقامات قضايی و امنيتی آلمان نسبت به اين مجله شده و بدستور دادگاه آلمان تحقيقاتی پيرامون منبع اطلاعاتی اين مجله صورت گرفت. از جمله دفتر آن در برلين مورد تفتيش قرار گرفت كه اين خود باعث بالا گرفتن بحث بر سر آزادی مطبوعات و ... شد.
همين مجله در آخرين شماره خود مطلب ديگری تحت عنوان "ايران چقدر خطرناك است؟" بقلم "برونو شيرا" به چاپ رسانده است. اين مطلب بسيار طولانی است و از آنجا كه اطلاعات مربوط به القاعده در آن نگرانیهای بسيار زيادی را برانگيخته است، به ترجمه خلاصهای از اين گزارش اكتفا كرده ام كه در پی میآيد:
گزارش سيسرو ابتدا به ماجرای تكان دهنده اعدام دختر بچه پانزده سالهای آغاز میشود كه هنگامی كه دست در دست مردی بيست و پنج ساله در پارك میگشته دستگير شده و به حكم دادگاه در ملا عام اعدام شده است. صحنه اعدام چنان مشمئز كننده بوده كه جلاد نيز از اجرای حكم سرباز میزند و قاضی رجايی، قاضی پرونده ، خود طناب دار را بر گردن اين نوجوان میاندازد و عاطقه رجبی پس از يازده دقيقه مقاومت به مرگ تسليم میشود.
خبرنگار سيسرو در اين ارتباط با محمد علی ابطحی ماهها پيش از انتخابات مصاحبهای میكند و مدعی میشود كه ابطحی پرونده اين دختر پانزده ساله را از نزديك دنبال میكرده. در حين اين مصاحبه ابطحی اشاراتی نيز به مسائل سياسی و انتخابات پيش رو دارد. سيسرو از ابطحی نقل میكند كه « ما در كشورمان گروههای راست افراطی در قدرت داريم كه میتوانند در انتخابات آتی آخرين سنگر اصلاح طلبان را نيزباز پس بگيرند. نيم سال آينده سخت ترين دوران خواهد بود، نه تنها برای ايران، بلكه اين دشواری دامن اروپا و ايالات متحده را نيز خواهد گرفت.»
ماهها بعد ابطحی در ايميلی به خبرنگار سيسرو در آلمان مینويسد:« من هر چه در توانم بود انجام دادم و جنگيدم اما بيهوده بود. ما بازنده شديم، كشور از دست میرود...»
سپس سيسرو به معرفی احمدی نژاد با استفاده از سخنان وی میپردازد:
« ما انقلاب نكرديم كه دمكراسی برپا كنيم.»
«انقلاب ما در تلاش برای دستيابی به حاكميت جهانی است.»
و ديگر اينكه« من يك بنيادگرای خالص هستم.»
« انقلاب نوين اسلامی نا عدالتیها در سطح جهان را ريشه كن خواهد كرد».
سيسرو ادامه میدهد كه حقوق زنان و معاهدات جهانی كه مورد قبول دنياست برای رئيس جمهور جديد ايران توهين به ارزشهای اسلام به حساب میآيند.
سيسرو به سابقه تروريستی احمدی نژاد در ترور عبدالرحمان قاسملو رهبر حزب دمكرات كردستان ايران در كشور اطريش اشاره میكند.
سيسرو ادامه میدهد:
سناريويی موجب نگرانی سازمانهای امنيتی میشود و آن اينكه ايران راديكال تر شده و چيزی را در اختيار القاعده بگذارد كه تا امروز تروريستها خوابش را میديدند: سلاحهای شيميايی و بيولوژيك برای جنك مقدس عليه غرب.
سيسرو سپس با اشاره به سابقه احمدی نژاد در سپاه پاسداران و اداره اطلاعات سپاه نتيجه گيری میكند: اين سناريو برای ايجاد ترس و پانيك مطرح نمی شود. يك مامور امنيتی اردن مینويسد: «احمدی نژاد ميتواند برای باج گرفتن از غرب هر زمان كه بخواهد از برگ تروريسم بهره بگيرد، چنانچه اروپا در مسئله هستهای جانب ملاها را نگيرد، آنها تهديد به ترور سربازان انگليسی در عراق و به خطر انداختن منافع فرانسه در لبنان خواهند كرد.»
يك مامور امنيتی غربی به سيسرو میگويد:«تهديد به ترور برای احمدی نژاد تنها يك بازی ديپلماتيك نيست. او به تهديداتش عمل خواهد كرد.»
سيسرو مینويسد:« سالهاست كه سازمان امنيت سپاه پاسداران به رهبری كادرهای رهبری القاعده پناه میدهد و از لحاظ لجيستيكی آنها را پشتيبانی میكند، به آنها آموزش نظامی میدهد و تجهيزات نظامی در اختيارشان میگذارد. سازمانهای امنيتی غرب از اين واقعيت اطلاع دارند كه جهادیهای سنی و شيعه از يكديگر نفرت دارند اما اين نفرت مانع همكاری كردن آنها با يكديگر نيست.»
نويسنده مقاله سيسرو ادعا میكند كه ليستی را مشاهده كرده كه در آن نام اعضايی از القاعده كه در ايران پناه يافته اند ثبت است. وی مینويسد:
در اين ليست نام ۲۵ كادر برجسته و برنامه ريز القاعده، كادرهای سازمانده و تئوری پرداز از سازمانهای موسوم به جهاداسلامی از كشورهای مصر، ازبكستان، عربستان، شمال آفريقا و همينطور اروپا. در راس هرم القاعده سه پسراسامه بن لادن: سعيد، محمد و عصمان.... سخنگوی القاعده؛ ابوغايب و همينطور ابودجنا الآلمانی (معروف به آلمانی) كه از ايران فعاليت شبكههای جهادیها را هماهنگ میكند در خانههای امن سازمان امنيت سپاه در تهران سكونت دارند. يك مقام عاليرتبه امنيتی میگويد:« اينها در قرنطينه زندگی نمی كنند، آنها هر كاری كه بخواهند آزادند انجام دهند.» همانطور كه فرد سوم و رهبر نظامی القاعده صائيف العادل از تهران تحت الحمايه سازمان امنيت ايران عمل میكند و دستور اجرای حملات تروريستی را صادر میكند. اوايل ماه مارس ۲۰۰۳ سازمان امنيت عربستان موفق به شنود تماس تلفنی وی با سازمانده عمليات انتحاری رياض در ماه مه ۲۰۰۳ شد. عملياتی كه طی آن 30 تن و از جمله 7 خارجی كشته شدند.
سازمانهای امنيت منطقه خاور ميانه و نيز غرب مطلع اند كه نيروهای امنيتی ايران سالهاست كه با سازمانهای سنی القاعده همكاری میكنند. يك مامور امنيتی اردنی میگويد:« بعنوان يك اسلاميست اگر به پول نياز داشته باشم به سراغ عربهای سعودی میروم و اگر به سلاح، كمك لجيستيكی يا نظامی و يا آموزش نظامی- تروريستی نيازداشته باشم به سراغ ايرانیها. » سيسرو مینويسد كه اين مامورامنيتی اردنی، ايران را با انفجارهای كنيا و تانزانيا مرتبط میداند و اطلاعاتی از طريق شهود دارد. همچنان كه مداركی در اختيار دارد.
سيسرو در ادامه به صداهای جنگ طلبانهای كه از داخل ايران شنيده میشوند اشاره میكند و با يادآوری بمب گذاریها و گروگانگيریهای نيروهای امنيتی سپاه يا حزب الله لبنان در دهه هشتاد در لبنان و انفجار سفارت اسرائيل در بوينس آيرس و همينطور انفجار مركز يهودیها در پايتخت آرژانتين، نگرانی سازمانهای امنيتی غربی از تكرار اين نوع حوادث را گوشزد میكند. اين مجله اشارهای نيز به آگهی عمليات استشهادی منتشره در مجله پرتو سخن دارد و از قول فرمانده كماندوهای داوطلب شهادت، محمد رضا جعفری، كه وابسته به انصار حزب الله ايران است مینويسد كه آنها (كماندوها) از پنجاه هزار رزمنده را تا بحال ثبت نام كرده اند؛ حتی در آمريكا و ساير كشورهای عضو ناتو آنها در حالت آماده باش هستند. محمد رضا جعفری میگويد: «دشمن وحشت دارد كه فرهنگ شهادت به فرهنگ جهانی تبديل شود.»
سيسرو ادامه میدهد: « پشت انصار حزب الله و مجريان عمليات انتحاری، صاحب نشريه پرتو سخن قرار دارد: آيه الله مصباح يزدی، روحانی بنيادگرائی كه از پشت صحنه رياست جمهوری محمود احمدی نژاد را سازمان داد. وی دولت احمدی نژاد را "اولين دولت اسلامی در تاريخ جمهوری اسلامی» ناميده است!»
سيسرو مطلب خود را با نقل و قولی از يك مامور امنيتی غربی بدين شكل پايان میدهد:« هر كس - ايالات متحده و يا اسرائيل- به اين فكر بيافتد كه جلوگيری از ساخت بمب اتمی در ايران را، حتی با بمباران اين تاسيسات 10 سال به عقب بياندازد، دراينصورت فرصت داده است تا تمام شبكههای ترور شيعه و سنی، به كمك جمهوری اسلامی در سطح جهان سازماندهی شوند...»
مهاجمان ناشناس سر چند دختر مدرسه اي مسيحي را در اندونزي از بدن جدا كردند
رادیو فردا: مهاجمان ناشناس سر چند دختر مدرسه اي مسيحي را در اندونزي از بدن جدا كردند. اين دختران 16 ساله هنگام رفتن به مدرسه از ميان يك مزرعه كاكائو در نزديكي شهر پوزو استان سولاوزي بودند كه مورد حمله مردان ناشناس قرار گرفتند. سه تن از آنان كشته و نفر چهارم به شدت آسيب ديد. به گفته پليس دو ساعت بعد از پيدان شدن اجساد، سر آنها توسط ساكنان محلي در نقاط مختلفي پيدا شد. اگرچه هنوز مشخص نيست چه كسي مسئول اين حمله بوده، اما سر يكي از اين دختران در حدود صدمتري يك كليسا پيدا شده است و به اين گمانه زني دامن زده است كه شايد قتل ها با انگيزه مذهبي صورت گرفته باشد. اوگرو سنو رئيس پليس استان سولاوزي گفت: به عقيده او اين كار توسط جنايتكاران معمولي صورت نگرفته است. سوسيلو بامباگ يونو رئيس جمهوري اندونزي نيز با ساديستي و غيرانساني خواندن اين حمله جلسه اضطراري با معاون خود و مقام هاي امنيتي ارشد كشور تشكيل داد
October 29, 2005
خروج جواهرات سلطنتي از ايران با امضاي فردي كه 8 سال پيش فوت كرده است
پیک ایران: عارف نيوز : جواهرات سلطنتي به جا مانده از دورههاي قاجار و پهلوي با امضاي فردي كه 8 سال پيش فوت كرده است به خارج از كشور فرستاده ميشود.
به گزارش سايت"عارف نيوز"شورايي به نام شوراي نظارت بر جواهرات سلطنتي وجود دارد كه اين شورا كار نظارت و نگهداري بر جواهرات به جا مانده از چندين سال پيش را در ايران برعهده دارد
اين شورا را يكي از سناتورهاي زمان شاه مديريت ميكرده است كه اين فرد نزديك به 8 سال پيش فوت كرده است ،اما اين جواهرات چندين بار با امضاي فرد مذكور به خارج از كشور ارسال شده است.
گفته ميشود هدف ارسال اين جواهرات نشان دادن در موزهها براي بازديد مردم و يا تعمير آنها بوده است، اما هر دوره پس از بازگشت نواقصي بر جواهرات بوجود آمده است كه اذعان ميشود به خاطر تعمير آنها اين مشكل بوجود آمده است
شايان ذكر است اين جواهرات سلطنتي نزد بانك ملي و يا بانك مركزي ايران به صورت امانت نگهداري ميشود.
غلط كرد احمدی نژاد
پیک نت
بصورت يك بيانيه از سوی سفارت ايران در مسكو صادرشد
روز گذشته و همزمان با تظاهرات نمايشی روز قدس در تهران و صحنههای تكراری و مضحك تيراندازی بچه مدرسه ایها به پرچمهای امريكا و اسرائيل، سفارت ايران در مسكو، برای نفی حرفهای احمدی نژاد درهمايش بسيج دانشجوئی به ميدان آمد. سفارت جمهوری اسلامی در مسكو نوشت كه رئيس جمهور نمی خواسته اينطوری صحبت كند، بلكه از دستش (دهانش) در رفته است!
صدور چنين اطلاعيه در مسكوبیدليل نبود. درواقع مسكو تنها امكانی است كه برای جلوگيری از ارجاع پرونده اتمی ايران به شورای امنيت سازمان ملل باقی مانده است و كوندا ليزا رايس در آخرين سفر خود به مسكو كه تاريخ آن به 10 روز پيش باز میگردد عليرغم همه وعدههائی كه به مسكو داد و ذكر همه خطراتی اتمی شدن ايران در پی دارد، حاضر به همسوئی با وی نشد و دست خالی به واشنگتن بازگشت. سپس جك استرا وزير خارجه انگلستان راهی امريكا شد و پس از مذاكرات پنهان و طولانی با وزيرخارجه امريكا، همراه وی در يك مصاحبه مطبوعاتی شركت كرده و هر دو اعلام داشتند حمله به ايران در دستور نيست و مذاكرات هنوز میتواند به نتيجه برسد. يعنی، به نوعی همسوئی با مسكو.
تنها 48 ساعت پس از اين مصاحبه مطبوعاتی، از مراكز غيبی به احمدی نژاد خط داده شد كه چنان سخنانی در همايش بسيج دانش آموزی بگويد و عملا مسكو را خلع سلاح كرده و دركنار امريكا و انگلستان قرار دهد. سخنان احمدی نژاد كه چكيده آن بلافاصله بعنوان اولين خبر سياسی "پيك هفته" با عنوان" احمدی نژاد به امريكا و اسرائيل اعلام جنگ داد" منتشر شد، با چنان واكنش سنگين جهانی روبرو شد كه مسكو نه يك گام، بلگه دهها گام بايد به عقب بر میداشت و پشت سر امريكا و انگلستان قرار میگرفت. واكنش متحد 25 كشور اروپائی عضو اتحاديه اروپا و تكيه مقامات كاخ سفيد روی كلمات تهديد آميز سخنان احمدی نژاد جای فرار برای مسكو بعنوان طرف قراردادهای اتمی ايران باقی نگذاشت. بدين ترتيب است كه بيانيه سفارت جمهوری اسلامی در مسكو اهميت میيابد. در واقع: غلط كرد حرفهای زيادی زد. شما توجه نكنيد!
اما، مسكو هم كوتاه بيايد، از اين هديهای كه احمدی نژاد به اسرائيل و كاخ سفيد داد، آنها كوتاه خواهند آمد؟ سوژهای بهتر از اين برای قانع سازی افكار عمومی جهان برای بمباران مراكز نظامی و اتمی ايران؟
بر سر مردم چه خواهد آمد؟
اين بزرگترين سئوال است!
October 28, 2005
قطعنامه (حکومتی) پایانی راهپیمایی روز جهانی قدس در تهران؛ موضع رئیس جمهور مبنی بر محو رژیم صهیونیستی نظر مردم انقلابی ایران است
پیک ایران
خبرگزاری فارس:راهپیمایان روز جهانی قدس در تهران با صدور قطعنامهای ضمن حمایت از موضع رئیس جمهوری اسلامیایران مبنی برمحو رژیم اشغالگر صهیونیستی تاكید كردند:این نظر قطعی و فقهی امام راحل و عظیمالشان و همه مسلمانان بهویژه مردم قهرمان و انقلابی ایران است و از بیانات ایشان قاطعانه حمایت میكنیم.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در این قطعنامه آمده است :
- ما ملت مسلمان شركتكننده در راهپیمایی روز جهانی قدس قاطعانه اعلام میكنیم كه رژیم اشغالگر صهیونیستی یك غده سرطانی برای كل جهان و بشریت است و لذا خواست عمومی مردم آزاده جهان بهویژه آحاد مسلمانان نابودی و محو كامل این غده چركین سرطانی است.
موضع اعلامشده ازطرف رئیس جمهوری اسلامیایران (مبنی برمحو رژیم اشغالگر صهیونیستی) نظر قطعی و فقهی امام راحل و عظیمالشان و همه مسلمانان بهویژه مردم قهرمان و انقلابی ایران است و از بیانات ایشان قاطعانه حمایت میكنیم.
برای تحقق این آرمان عزیز، همدوش تمام مسلمانان آمادگی فداكاری و جان نثاری داریم و به سازمان ملل اعلاممیكنیم كه عاقلانهترین نظریه برای بازگشت امنیت و آرامش به منطقه و حل جنگ چندین ساله میان فلسطینیها و رژیم اشغالگر قدس بازگشت همه آوارگان فلسطینی به سرزمین فلسطین و اجرای یك انتخابات آزاد و سراسری است.
اتاق کار رييس جمهور "دو" نفر ساکن دارد شخصيت پشت پرده دولت احمدي نژاد
روز: مديران ارشد دولت احمدي نژاد و اعضاي کابينه اش، با پديده اي کاملاً جديد روبه رو شده اند که تا کنون سابقه نداشته است: محمود احمدي نژاد، بر خلاف رويه روساي جمهور قبلي که همواره اتاق کارشان اختصاصي بوده است، يک "هم اتاقي" ثابت دارد. هم اتاقي بسيار با نفوذي که عنوان "مشاور ارشد" را يدک مي کشد.
اين مشاور کسي نيست جز "مجتبي ثمره هاشمي" که از اولين روز انتخاب احمدي نژاد، مسووليت خود را به طور غير رسمي به عهده داشت؛ تا اين که با معرفي دولت جديد، رسماً به سمتي که دارد منصوب شد. در حکمي که رييس جمهور براي او صادر کرده بود، هيچ ويژگي خاصي به چشم نمي خورد که او را از ديگر مديران و مشاوران متمايز کند، اما در واقع، او براي رييس جمهور با ديگران فرق هاي اساسي دارد.
بنا به گزارش هاي موثق، رييس جمهور هيچ ديدار خصوصي با هيچ يک از اعضاي دولتش را بدون حضور اين مشاور ارشد برگزار نمي کند و همين موضوع، باعث نارضايتي برخي از اعضاي کابينه شده است؛ به نحوي که برخي از آنان به اين موضوع به صورت تلويحي اعتراض کرده اند. خبر مي رسد در مواردي هم که طي برخي ديدارها، هاشمي ثمره در اتاق حضور نداشته، گاهي رييس جمهور او را صدا زده و بعد جلسه به رسميت رسيده است.
به گواهي همکاران سابق رييس جمهور در شهرداري تهران، ثمره هاشمي در شهرداري دوره احمدي نژاد هم داراي چنين موقعيتي بوده و فرامين او در شهرداري بلافاصله اجرا مي شده است.
هاشمي ثمره با مصباح يزدي رابطه بسيار نزديکي دارد و برخي همکاران رييس جمهور معتقدند که او در حکم ناظري از سوي مصباح انجام وظيفه مي کند و از سوي او نظارت بر عملکرد احمدي نژاد را به عهده دارد. حتي عده اي، ديدگاه هاي رايج در دولت فعلي درباره امام زمان [عج] را به او نسبت مي دهند و معتقدند که رفتار احمدي نژاد نسبت با او، بيش از اين که رابطه رئيس و مشاور باشد، رابطه مريد و مرادي است.
البته، ظاهراً اين رابطه ويژه، از ديرباز به نوعي وجود داشته است. زيرا در گذشته هم رابطه اي ويژه بين آن ها حاکم بوده و در دوره جنگ، هاشمي فرمانده احمدي نژاد بوده است.
در ايام انتخاب کابينه و رايزني هاي پشت پرده نيز که هنوز اعضاي دولت خاتمي در مسووليت هاي فعاليت داشتند، کسي که از طرف احمدي نژاد با آن ها تماس مي گرفت و ديدگاه هايش را منتقل مي کرد و در مواردي هشدار مي داد، کسي نبود جز ثمره هاشمي. او در يک مورد حتي با معاون وزير خارجه تماس گرفته و به او حکم کرده بود که تا معرفي وزير خارجه جديد، از هر نوع صدور حکم کارکنان و معرفي سفرا خود داري شود. هاشمي، همچنين يکي از مسافران نيويورکي همراه احمدي نژاد بود و در سفر نيز به عنوان مشاور ارشد فعاليت چشمگيري داشت.
اما اين رابطه هر شکلي داشته باشد و به هر دليلي باشد، به نارضايتي همکارانش از او انجاميده است. البته اين را تنها همکاران رييس جمهور نمي گويند، بلکه اعضاي ساير گروه هاي محافظه کار نيز که در روزهاي اخير به ديدار رييس جمهور رفته اند، گلايه دارند که طي اين ديدار با "دو" نفر ديدار و گفت و گو کرده اند: محمود احمدي نژاد و مجتبي ثمره هاشمي .
يکي از مهم ترين دلايل نارضايتي همکاران از وي طي مدت زمان شروع به کار دولت جديد، دخالت بيش از حد رييس جمهور و مشاور ارشدش در جزييات اداره وزارتخانه ها و سازمان هاي دولتي است. رييس جمهور و مشاور وي در تمام عزل و نصب هاي وزارت خانه دخالت مي کنند و تلاش مي کنند تا آنچه را که فکر مي کنند در معرفي کابينه - تحت فشار ساير مراجع قدرت - باخته اند؛ در انتخاب هاي بعدي به دست بياورند .
اما حتي همه اين ها، به اندازه برخورد تحقيرآميز رييس جمهور با همکارانش مساله ساز نشده است. چرا که رييس جمهور در جلسات مختلف، برخوردي تحکم آميزي با اعضاي کابينه و برخي معاونانش دارد و اين برخورد ها حتي تا جلسات دولت نيز امتداد مي يابد. او در مقابل کوچک ترين انتقاد يا مخالفتي از سوي همکارانش برخورد هاي تندي نشان داده و به تحقير همکارانش مي پردازد . برخوردي که در قياس با رفتار وي مشاور ارشدش، کاملا متفاوت است. آنان که به هر دليلي از پشت پرده رفتارهاي اعضاي دولت و رييس جمهور اطلاع دارند، در اين ارتباط ماجراهايي نقل مي کنند که باور نکردني است .
October 27, 2005
آر يو مازلم ؟
وبلاگ زیتون: تو که ميداني ولگرد اصلا اهل شوخی نيست و لی اين همزاد من دوست دارد گاهی سر به سر ادمها بگذارد معمولا دريکی از اين کانوينيت استور ها که صاحب اش پاکستانی است ما ماشينمان را بنزين ميزنیم
ديروز باهم رفتيم آن *کانوی نيت استور* که بنزين بزنيم ايشان هم با من امد.
ناگفته نماند اين همزاد ولگرد هر گزلحطه ای مرا تنها نميگذارد هرجا ولگرد ميرود با اوست حتی توی رختخوابش
بهر صورت رفتيم تو مغاره تصادفا صاحب اصلی بقالی نبود شاگردش بود که او هم پاکستانی است نگاهی به ما انداخت
از همزاد من به انگليسی پرسيد :
ور آر يو فرام ؟
همزادگفت: ايرانين
پرسيد: آر يو مازلم ؟
همزاد گفت : يس
در جواب گفت : الحمدالله الحمدالله
بفيه اش را فارسی ميگويم
گفت: شما روزه هستيد؟
همزاد گفت : نه .
بقال گفت :چرا؟
همزاد :چون قصد اقامت نکرده ام
بفال گفت: در امريکا مسافر هستيد ؟
همزاد گفت: نه مسافر دنيا هستم قصد اقامت هم در دنیا ندارم . بنابر اين روزه بر من واجب نيست.بقال نفهميد همزاد دارد شوخی ميکنديا مسخره اش ميکند..
با کمی عصبانيت گفت:
کا مان ..کامان..
نمار که ميخوانيد؟
همزادگفت: نه
بقال: شما گفنيد مسلمان هستيد ..
همزاد گفت: بله مسلمان هستم
ولی نميتوانم در امريکا نماز بخوانم چون زمين های امريکا غصبی هستند و از سرخ پوست ها اين زمين ها به زور گرفته اند انها راضی نيستند نماز هم ندارد..
بقال در حاليکه بنطر عصبانی ميامد خنده اش هم گرفته بود
همزاد ادامه داد ..
از طرفی اگر به کانادا يا مکزيک هم بروم نميتوانم نماز بخوانم جون شما ميدانيد زمين کروی است اگر رو به مکه نماز بخوانم نمازم مستفيم به به فضا ميرود.. و به دست خدا نمیرسد .
بقال پاکستانی گفت:
يو آر جاست کريزی ..کريزی
همزاد پرسيد :
شما مسلمان هستيد ؟
بقال گقت : *يس ای ام مازلم *الحمدالله..
همزاد گفت:
پس چرا شما الکل و مجله سکسی بليط لاتو {بخت ازامائی} می فروشيد مگر فروش اينها در اسلام حرام نيست ؟
بقال گفت: بله ولی ما به مسلمان ها نميفروشيم... با امدن يک مشتری ديگر
همزاد گفت: عجله داريم رفت اخر مغازه يک *۶ پک *ابجو ازيخچال برداشت امدجلو پيشخوان
و به بقا ل گفت : لطفا ۲ تا هم بليط لاتو {بخت ازمائی} بدين
کارت پلاستيکی اش را به دست بقال داد .. که حساب کند
? و به بقال گفت *مای برا.در* چرا اين منکرات را به من فروختيد ؟ مگر من به شما نگفتم که من مسلمان هستم...
بقال در جواب همزاد گفت :
يو آر اين فيدل!۱
تعداد وبلاگها در ماه اکتبر 2005 صد میلیون تخمین زده میشود
The Blog Herald آماری را از تعداد وبلاگهای موجود اعلام کرده که مطالعه آن با اینکه از حقیقت فاصله زیادی دارد دست کم آماری را بدست میدهد در باره وبلاگهای ایرانی، تعداد این وبلاگها را 700000 اعلام کرده و منبع آمار خود را تنها از سرویس دهندگان ایرانی مثل پرشین بلاگ و بلاگفا و چندتای دیگر ذکر کرده درصورتی که همگی میدانیم که تعداد زیادی از وبلاگهای ایرانی از سرویس بلاگ اسپات استفاده میکنند و همچنین تعداد زیادی از وبلاگ نویسها خود سایت شخصی دارند پس چنانچه این آمار داده شده صحیح باشد باید تعداد کل وبلاگهای ایرانی را بسیار بیشتر از 700000 دانست. البته تعداد وبلاگها به این معنی نیست که تعداد وبلاگهای فعال هم همین تعداد باشد.
The Blog Herald Blog Count October 2005: over 100 million blogs created
Related entries in In the News
Its been three months since the last Blog Herald Blog Count due to the richness of the figures I’ve been collecting and the time its takes, but the Blog Count returns for October, and will now be published quarterly.
Now for the good stuff: the number of blogs in existence: over 100 million blogs
There are two sets of figures: based on major blog using countries the figure would be around 75 million, which is a patchy figure because its difficult to count blogs based on the country of origin due to the worldwide phenomenon of people using US companies. Based on blogs created at major hosts (a more accurate measure) the figure is actually 134-144 million. So I’m taking a round 100 million + blogs figure.
As always I’ll qualify that the Blog Count is about counting blogs, not active blogs, legitimate blogs (vs spam blogs) or bloggers. Are there a lot of inactive blogs? yes. Are there a lot of spam blogs? yes as well, indeed I’d suggest maybe 40-50% of every blog on Googles Blogspot domain is a spam blog, but the vast majority of blogs out there aren’t.
The history of this count: it started because I was tired of reading press reports that there were 4 or 5 million blogs out there when some countries had more than this alone. The figures still aren’t good in the press. In this last week I’ve read that there were 14 million blogs out there. Technorati is now nearly upto 20 million, but its still no where near the true number of blogs out there based on reported numbers. If SixApart alone counts 11 million users, then surely there are a lot more than the nearly 20 million Technorati and others track!
So here we go: October 2005.
By country:
Australia: approx 450,000
Still not a lot of hard figures here, but based on report in the Australian Newspaper 19 May 05 and allowing for growth since. Like other members of the Anglosphere though its hard to quantify blog numbers due to the dominance of US blogging firms and .com domains
Austria: approx 20,000
Ref: Loic Le Meur
Belgium: approx 100,000
Skynet: 68,000. There are problems with a definite Belgium count because of the split between French and Dutch speakers. It’s likely that some Belgium bloggers use services in the Netherlands and France, + naturally the Anglosphere offerings.
Bosnia and Herzegovina: less than 3,000
LJ: 1300. Rest unknown
Brunei: less than 3,000
LJ, Blogshares and others.
Canada: approx 700,000
approximation, difficult to ascertain due to the Anglosphere problem, LJ shows 285,000
China: 6 million and growing
ref: http://www.asiamedia.ucla.edu/article.asp?parentid=26700“>South IHT, South China Morning Post. Note the IHT article incorrectly reports 14.2 million which is a Technorati overall figure, however the earlier SCMP piece reported 5 million so we’d think 6 million, possibly more at this stage.
Croatia: approx 50,000
blog.hr which now has just short of 40,000 blogs + a little more for other sites.
Czech Republic: approx 10,000
Ref: Loic
Denmark: approx 15,000
Overskrift.dk has nearly 6,000, Smartlog 2,200, Loic has some earlier figures here.
Finland: approx 100,000
Media=blogi
Same as last quater, unable to ascertain any new figures.
France: approx 3.5 million
Businessweek called it 3 million back in July, and yet Skyblog alone now has 3 million. Ublog 65,000, Canalblog 64,200, Loic for other older figures.
Germany: 300,000
Hugo Martin from June + a little growth on this figure. Unlike France which is dominated by Skyblogs, German bloggers appear to be all over the place.
Greece: less than 5,000
ref: Loic
India: approx 100,000
Financial Express, same figure as last quarter as I couldn’t find anything more up to date but I suspect the number may be a lot more. Certainly India has its own blog awards now as well, and are mentioned in the press.
Iran: 700,000
Yes, this is a remarkable number, but I have it on research from Koorosh Eslamzade, but would note like all the figures here these are total blog numbers and not active blog numbers (which are between 40,000 and 110,000).
Persian Blog: 520,000 , Blogfa : 55,000, Blogsky: 20,000, Mihanblog: 25,000, Parsiblog: 7,000 , Perianlog: 9,500
Ireland: approx 75,000
Loic says 9,000, I don’t believe the figure could be low considering the “Irish economic miracle” of the 1990’s and Irelands continued status of growth and IT friendliness, although the population of just over 4 million people is always going to produce a fairly low figure. Problem again that most Irish bloggers would use Anglosphere blogging sites.
Israel: approx 100,000
thanks Jariv
Italy: approx 250,000
Splinder: 144,000, Excite: 17,500, Bloggers.it: 13,500, Timblog: 12,000, ilcannocchiale.it: 12,000, Aruba: 6,000, LJ: 7,500 + others per Loic.
Japan: at least 5.5 million
Ask Jeeves Japan is currently tracking 5.2 million blogs, suspect the number is much higher again.
Malaysia: approx 20,000
The Star + LJ. Difficult to ascertain as many would blog on anglosphere services such as Blogger.
The Netherlands: approx 600,000
ref: Loic
Philippines: approx 75,000
LJ + Pinoy. Could be significantly larger as writers are using Anglosphere services.
Poland: approx 1.5 million
onet.pl 825,000, Tenbit 228,000 , mylog.pl: 134,500, eblog.pl: 90,00, Blog.pl: 70,000, Blogi.pl: 37,500, Blogx.pl: 44,000 and Ownlog.pl: 13,500 = 1,442,500 + minor services= 1.5 million
Russia: approx 400,000
LJ: 218,000 users. Loic claims 800,000 but I’m putting the figure at 400,000 without any hard evidence, although likely more
South Korea: approx 20 million
See posts here and here + notes from previous blog counts.
Spain: approx 1.5 million
Terra.es reports 1 million MSN Spaces + others.
Ukraine: 50,000
Loic, not updates from last quarter
United Kingdom: 2.5 million
1.5 million UK residents using Spaces as of the end of June (Terra.es ). 227,000+ UK users on Live Journal. Anglosphere problem in estimating figure as many UK bloggers using US services, see notes from July blog count.
United States: approx 30-50 million
Impossible to calculate although there are 4 million on LiveJournal and 3 million on Spaces. Reports that Myspaces hosts 20 million and I’d be guessing that most of these are US based. The US figure would also represent the highest number of abandoned blogs as well.
By host (over 500,000)
Note: these are based on known and rough figures based on media reports and other sources. If you are a blog hosting company and are not included here please send me your user data and I’m happy to add it.
Xanga: 40 million
re: WPXI
MySpace: 20-30 million
most recent number here. Not sure how many are blogging though, have read the figure was 20 million hence 20-30 million, these are also “private blogs” and are not indexed on sites such as Technorati.
MSN Spaces: 18 million
Terra.es + growth over the quarter
Blogger: 15 million +
Cyworld: 13 million
SixApart (Live Journal/ TypePad, MT): 11 million
SixApart figure in recent media releases
Planet Weblog Service: 6 million
Leading South Korean blogging provider (same as last qaurter as no new figure available)
Yahoo Blogs Korea: 3 million
Skyblog: 3 million
Bokee: 2 million
Greatest Journal: 1.16 million
Other US Live Journal clones: 1 million
ref: Perseus
onet.pl 825,000,
Persian Blog: 520,000
خواست آريل شارون: نشست ويژه برای اخراج ايران از سازمان ملل، راديو آلمان
گویانیوز
تل آويو: اسراييل خواستار اخراج ايران از سازمان ملل متحد شد. محمود احمدى نژاد، رييس جمهور محافظه كار ايران، در مراسمى اظهار داشت كه اسراييل به خواست جهان اسلام بايد نابود و از نقشهى جهان برداشته شود. در اين بين خبرگزاريها گزارش دادند كه آريل شارون، نخست وزير اسراييل، به سفير اين كشور در سازمان ملل مأموريت داد تا با برپا كردن يك نشست ويژه در اين سازمان درخواست اخراج ايران را از سازمان ملل مطرح كند. سخنان اخير رياست جمهورى ايران در مورد اسراييل اعتراضهاى وسيعى را در ميان جهانيان برانگيخت. در همين خصوص فرانسه سفير ايران در اين كشور را فراخواند. دولت آمريكا اعلام كرد، سخنان خصومتبار احمدىنژاد در مورد اسراييل اين اتهام را كه ايران در پى توليد سلاح اتمى است، تاييد مىكند.
چهار سفیر مهم جمهور ی اسلامی ایران برکنار شدند
گویانیوز: خبرنامه گویا - به گزارش یک منبع موثق، دو روز قبل با تصمیم محمود احمدی نژاد رئیس جمهور اسلامی ایران، چهار سفیر اصلی جمهوری اسلامی برکنار شدند. این چهار سفیر که هر کدام از وزنه های سیاست خارجی دوران خاتمی بشمار می آمدند، در ابتدای روی کار آمدن احمدی نژاد استعفا داده بودند، اما استعفای ایشان توسط رهبری کشور پذیرفته نشده بود.
خبرنامه گویا مطلع شده است که صادق خرازی، سفیر ایران در فرانسه، حسين عادلی سفیر ایران در انگلستان، سيد شمس الدين خارقاني سفیر ایران در آلمان و محمدرضا البرزي نماينده دايم دفتر اروپايي سازمان ملل متحد در ژنو چهار سفیری هستند که دو روز قبل با حکم احمدی نژاد برکنار شده اند و تا دو هفته دیگر باید به ایران بازگردند.
بسیاری از ناظران در ایران معتقدند که برکناری این چهار سفیر که معمولا انتصاب یا برکناری آنان با نظر رهبری صورت می گیرد به معنی تلاش احمدی نژاد برای افزایش اقتدار خود و قدرت نمایی وی در مقابل نهادهایی مانند شورای امنیت ملی و مجمع تشخیص مصلحت نظام است.
October 26, 2005
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی
گزارش ماهانه ( مهر 1384 ) در مورد نقض گسترده ، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران
نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !
در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم :
بین المللی :
1 ـ سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای نگرانی عمیق خود را در رابطه با خطر آزار و شکنجه سه زندانی عرب بنامهای حمید قاطع پور آموزگار ، علی رفیعی آموزگار و محمد حزباوی سردبیر روزنامه محلی « همسایه ها » در اهواز اعلام نمود و از مقامات ایران خواست تا فورا آزاد شوند. در صورت ادامه بازداشت محل بازداشت آنها مشخص شود و این زندانیان امکان دسترسی به وکیلی مستقل ، اجازه ملاقات با خانواده ، حق معالجه پزشکی و در صورت نیاز از داشتن حق مترجم برخوردار شوند.(سازمان عفوبین الملل1/7/84 )
2 ـ اتحادیه اروپا با انتقاد شدید از سیاستهای حقوق بشر جمهوری اسلامی اعلام کرد ، در ایران شمار مجازات اعدام بیشتر شده و آزادی بیان و آزادی مذهب هم محدوتر شده است . صدور حکم اعدام برای نوجوانان زیر 18 سال ، اعدام وابستگان به اقلیت های قومی ، پیگرد مدافعان حقوق بشر ، روزنامه نگاران و وبلاگ نویسها از جمله موارد نقض حقوق بشر در ایران اعلام گردید. ( رادیو فردا 20/7/84 )
3 ـ کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری در گزارش سالیانه خود از ایران به عنوان یکی از خطرناکترین کشورهای جهان برای اتحادیه های کارگری نام برده است. بنابراین گزارش تشکلهای صنفی در ایران اغلب به نحوی به حکومت وابسته اند و سندیکا هها و اتحادیه ها کارگری حتی اگر در قوانین به رسمیت شناخته شده باشند عملا امکان فعالیت مستقل ندارند. گزارش کنفدراسیون حاکی از قتل چهار نفر به دست پلیس و بازداشت دهها نفر و همچنین مواردی از هجوم خانگی و شکنجه در ارتباط با تظاهرات کارگری با انگیزه صنفی است . این کنفدراسیون در بروکسل ، پایتخت بلژیک استقرار دارد و از سال 1949 میلادی سابقه فعالیت دارد ، از 234 اتحادیه کارگری از 154 کشور جهان تشکیل شده که در مجموع 145 میلیون عضو دارد. ( بی بی سی 26/7/84 )
4 ـ گزارشگران بدون مرز با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد ، حکومت ایران به تلاشهای خود برای تشدید کنترل بر روی شبکه اینترنت ادامه می دهد . در ماههای اخیر سایتهای « زنان ایران » ، « کانون زنان ایران » ، « تربیون فمنیستی » و « زنان ایران ، جهان » که به مسائل و حقوق زنان می پرداختند توسط دستگاه سانسور مسدود شدند. ( گزارشگران بدون مرز 27/7/84 )
5 ـ گزارشگران بدون مرز چهارمین گزارش در رابطه با آزادی مطبوعات در 167 کشور جهان را منتشر کرد. براساس این گزارش ایران در رده 164 قرار دارد و کشورهای ترکمنستان ، اریتره و کره شمالی در رده آخر جدول قرار دارند. براساس این گزارش ایران هنوز در عرصه آزادی مطبوعات ، با 7 روزنامه نگار زندانی و 4 روزنامه نگار دیگر که هر لحظه امکان بازگشت به زندان را دارند ، چراغ قرمز کل منطقه محسوب می شود. اکبر گنجی علیرغم بیش از 60 روز اعتصاب غذا و حمایت جهانی هنوز در سلول انفرادی در تنهایی مطلق بسر می برد.
( گزارشگران بدون مرز 28/7/84 )
دانشجویان :بازجویی
6 ـ آرمین سلماسی دانشجوی دانشگاه امیر کبیر و سردبیر نشریه دانشجویی « سپیده » به علت چاپ گزارشی از مرگ یک دانشجو ، به اتهام نشر اکاذیب با شکایت سپاه پاسداران در شعبه 6 دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت . ( ایلنا 11/7/ 84 )
توقیف نشریات دانشجویی :
7 ـ نشریه دانشجویی«انجمن » ارگان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم وصنعت پس از انتشار یک شماره بدستور هیئت نظارت بر نشریات دانشجویی توقیف گردید.(ایلنا 4/7/84 )
دانشجویان :احضار به دادگاه
8 ـ عباس شکوهمند عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج به اتهام اهانت به مقامات بلند مرتبه نظام در اعتراضات دانشجویی خرداد 82 به شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج احضار شد. (ایلنا 16/7/84 )
9 ـ حامد ایرانشاهی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک به اتهام نشر اکاذیب، توهین و افتراء با شکایت شورای نگهبان جهت محاکمه به شعبه دوم دادگاه عمومی اراک احضار شد. ( ایلنا 22/7/84 )
10 ـ مباشری دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت کشور جهت محاکمه به شعبه دوم دادگاه استهبان شیراز احضار شد. (ایلنا 27/7/84 )
دانشجويان : احکام صادره شده توسط دادگاه ها
11 ـ علی افشاری عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به اتهام اقدام علیه امنیت کشور در جهت براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ، اجتماع و تبانی با گروه ها و افراد دیگر از جمله ملی مذهبی ها به منظور انجام اقداماتی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی،برگزاری نشست های فراوان از جمله انسداد سیاسی در دانشگاه امیرکبیر، تحصن دانشجویان ، غائله خرم آباد ، تبلیغ علیه نظام به نفع گروههای بیگانه ، توهین و اهانت به مسئولان و مقامات رسمی کشور ، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، دادن اطلاعات به عناصر بیگانه و تحریک نیروهای مسلح به عدم انجام وظیفه با شکایت مدعی العموم در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به 6 سال حبس تعزیری و 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردید. ( ایلنا 4/7/84 )
دانشجويان : محاکمات
12 ـ محمد رضا رحیمی راد عضو انجمن جمهوری خواه دانشگاه یزد به اتهام ایجاد اغتشاش و درگیری با بسیج دانشجویی در زمستان 81 در دانشگاه یزد ، در شعبه 3 بازپرسی دادگستری یزد محاکمه شد. ( فارس 11/ 7/ 84 )
13 ـ اکبر عطری عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت غیابا به اتهام راه اندازی تجمعات غیر قانونی ، اغتشاش ، توهین به مقدسات ، توهین به مقامات و مصاحبه با رادیوهای بیگانه با شکایت مدعی العموم و بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه اهواز در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ایلنا 17/7/84 )
مطبوعات :
14 ـ نهضت آزادی ایران با صدور بیانیه ای اعلام کرد: طی هفته های گذشته شرکت مخابرات به عنوان متولی رسمی ارائه خدمات اینترنتی ، اقدام به فیلتر گذاری و مسدود کردن پایگاههای اطلاع رسانی سیاسی و فرهنگی مانند سایت رسمی نهضت آزادی ، پایگاه خبری ملی مذهبی و ... نموده است . ( میزان نیوز 1/7/84 )
15 ـ به گفته ماشاالله شمس الواعظین سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ، هیئت منصفه مطبوعات از طرف نهادهای حکومتی و قضایی منصوب شده اند. وی اعلام کرد: حق انتشار آزادانه مطبوعات در ایران سلب شده است ، حق تضمین امنیت شغلی روزنامه نگاران و مطبوعات آزاد در ایران سلب شده است ، حق رسیدگی عادلانه به دعاوی حقوقی علیه روزنامه نگاران و مطبوعات در ایران سلب شده است . وی با اشاره به توقیف گسترده مطبوعات و بیکار کردن روزنامه نگاران گفت : دادستانی سایه سنگین خودش را بر مطبوعات حاکم کرده ، آنها با ایجاد رعب و وحشت مطبوعات را کنترل و مهار می کنند. لازم به یادآوری است نهادهای حکومتی که هیئت منصفه مطبوعات را مشخص می کنند عبارتند از : وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ، رئیس دادگستری ، رئیس شورای شهر ، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی ، رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه . ( دویچه وله 7/7/84 )
16 ـ معصومه باباپور خبرنگار نشریات محلی در تبریز در روز 11 مهر توسط چهار نفر ربوده و پس از ضرب و شتم با ضربات چاقو وی را شدیدا مجروح و در روز 13 مهر در زیر پلی رها کردند . ربایندگان قبلا این خبرنگار را از طریق تلفن تهدید کرده بودند. ( تبریز نیوز 13/7/84 )
17ـ حسن قربانی عکاس خبری مطبوعات محلی در تبریز در حین عکسبرداری از محوطه عمارت شهرداری تبریز ، توسط سید حسن شکوری عضو شورای شهر رئیس ستاد انتخاباتی محموداحمدی نژاد در استان آذربایجان شرقی مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
(تبریز نیوز 14/7/84 )
18 ـ در سیزدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن در تهران ، محافظین محمود احمدی نژاد رئیس جمهور با الفاظ رکیک خبرنگاران را مورد ضرب و شتم قرار دادند و خبرنگاران را تهدید کردند که دیگر اجازه نخواهند داد که به راحتی به تهیه خبر بپردازند. ( ایلنا 28/7/84 )
19 ـ رویا طلوعی، اجلال قوامی و سعید ساعدی روزنامه نگاران بازداشت شده در جریان اعتراضات مردمی در سنندج پس از 66 روز هر یک با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی بطور موقت از زندان آزاد شدند. قرار است این روزنامه نگاران در روز 30 آذر به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، همکاری با پژاک ، رهبری اغتشاشات اخیر در کردستان ، دیدار با سران احزاب کومله ، تشویش اذهان عمومی ، و برخی اتهامات دیگر به عنوان محارب در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شوند. ( ایلنا 19/ 7/84 )
20 ـ به گفته ناصر سراج رئیس دادگاههای کیفری استان تهران 130 پرونده مطبوعاتی در انتظار محاکمه بسر می برند. وی افزود تا کنون 84 نشریه توسط محاکم قضایی توقیف و 17 نشریه توسط هیئت نظارت بر نشریات توقیف شده اند. ( ایلنا 25/7/84 )
21 ـ شورای انقلاب فرهنگی به ریاست محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ، سیاستهای عرضه و نمایش فیلمهای سینمایی و مواد سمعی و بصری را تصویب کرد. بر اساس این سیاستها توزیع و نمایش فیلمهایی که به تبلیغ مکاتبی همچون « سکولاریسم » ، « لیبرالیسم » ، «نیهلیسم » یا « فمنیسم » می پردازد و فرهنگ های اصیل جوامع شرقی (دینی ) را تخریب و تحقیر می کنند و فیلمهایی که به تلویح و یا تصریح ، حاکمیت دین در زندگی دنیوی را نفی کرده و نظامهای غیر دینی را برتر از نظامهای دینی معرفی می کنند ممنوع اعلام شده است. این سیاستها شامل تمام فعالیتهای مربوط به ترویج و نمایش فیلمهای سینمایی و آثار سمعی و بصری خارجی خواهد بود که از طریق سینماها ، فرهنگسراها ، تالارهای نمایش عمومی ، شبکه های قانونی توزیع نوارهای ویدئویی و لوح های فشرده صوتی و تصویری « ویدئو سی دی » و « دی وی دی » یا شبکه های تلوزیونی سراسری ، استانی یا محلی که به نمایش در می آیند . صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مسئول اجرای مفاد این مصوبه خواهند بود. ( ایلنا 27/7/84 )
مطبوعات : محاکمه روزنامه نگاران
22 ـ علی کوزه گر مدیر مسئول نشریه « اندیشه فردا » به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع با شکایت مدیر کل زندان قزل حصار در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد. ( ایلنا 24/7/84 )
23 ـ امیر سعید نقی زاده مدیر مسئول نشریه « فیلم و سینما » به علت چاپ عکس لیلا حاتمی به اتهام استفاده ابزاری از تصاویر زنان با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد. ( ایلنا 24/7/84 )
24 ـ علی معلم مدیر مسئول ماهنامه « دنیای تصویر » به اتهام انتشار تصاویر خلاف عفت عمومی و استفاده ابزاری از تصاویر با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد. ( ایلنا 24/7/84 )
25 ـ اردلان عطاپور مدیر مسئول نشریه « اکنون » به علت چاپ عکس نیکی کریمی ، مهران مدیری و محمد گلزار به اتهام استفاده ابزاری از افراد در تصاویر ، اشاعه تصاویر خلاف عفت عمومی و انتشار تصاویری از خانم ها بدون رعایت حجاب شرعی با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد. این نشریه 15 ماه پیش توقیف گردیده. هیئت منصفه مطبوعات با اکثریت آرا مدیر مسئول این نشریه را مجرم شناخت و او را مستحق تخفیف ندانست . ( ایسنا 27/7/84 )
26 ـ صدیقه طالعی مدیر مسئول نشریه «هنر زندگی » به اتهام انتشار تصاویر خلاف عفت عمومی با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد. به گفته قاضی پرونده ، این نشریه در سال 83 به پرداخت 150 هزار تومان جزای نقدی و 6 ماه محرومیت از حقوق اجتماعی در شعبه 32 دیوان عالی کشور محکوم شده و در آینده این حکم اجرا خواهد شد. ( ایسنا 27/7/84 )
مطبوعات : احضار روزنامه نگاران
27 ـ جلال جلالی زاده مدیر مسئول هفته نامه « سیروان » چاپ سنندج به اتهام نشر اکاذیب و افتراء به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. ( ایسنا 26/ 7/84)
28 ـ عدنان حسن پور عضو تحریریه هفته نامه توقیف شده « آسو » چاپ سنندج به اتهام اقدام بر علیه امنیت ملی ، تجزیه طلبی ، درخواست از بیگانگان برای دخالت در مسائل داخلی ایران ، تشویش و تحریک اذهان عمومی در شعبه 4 دادگاه انقلاب سنندج تفهیم اتهام شد و با قرار وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد شد. ( وبلاگ مریوان 9/7/84 )
مطبوعات : احکام صادره شده توسط دادگاه ها
29 ـ محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « پیام مردم کردستان » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، ایجاد اختلاف بین اقشار جامعه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی ، درج تیترهای تحریک آمیز با شکایت اداره اطلاعات کردستان ، فرماندهی انتظامی استان کردستان و مدعی العموم در شعبه اول دادگستری سنندج به ریاست امجدیان به یک سال زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت در عرصه مطبوعات محکوم و امتیاز نشریه « پیام مردم کردستان » لغو گردید. (ایلنا 24/7/84)
30 ـ امید شیخان وبلاگ نویس ، پس از آزادی موقت از زندان با قرار وثیقه 60 میلیون تومانی درشعبه 1090 دادگاه عمومی تهران مستقر در دادسرای ارشاد به یکسال زندان و دو ضربه شلاق محکوم گردید.(رویداد 26/7/84)
31 ـ حکم عیسی سحر خیز مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده « آفتاب » که از سوی شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به پرداخت 200 هزار تومان جزای نقدی و 6 ماه محرومیت از فعالیت های مطبوعاتی محکوم شده بود به مرحله اجرا در آمد.(ایلنا 26/7/84)
32 ـ سایت خبری « بازتاب » با شکایت شورای عالی امنیت ملی و 24 مورد شکایت دیگر بدستور قوه قضائیه توقیف گردید. ( ایلنا 26/ 7/84)
کتابهای توقیف شده :
33 ـ چاپ جدید کتاب « سگ ولگرد » نوشته صادق هدایت به زبانهای انگلیسی ، فرانسوی و ترکی استانبولی که از طرف انتشارات ورجاوند برای کسب مجوز به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فرستاده شده بود رد گردید. ( امروز 4/7/84 )
34 ـ حسین صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دستور جمع آوری کتاب « از کورش تا پهلوی » را به اتهام فرآورده مسموم فرهنگی از بازار فروش محصولات فرهنگی صادر کرد.
( کیهان 18/7/84 )
35 ـ نامه 120 صفحه ای ابراهیم گلستان به سیمین دانشور که از سوی انتشارات اختران برای گرفتن مجوز نشر به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فرستاده شده بود ممنوع الچاپ اعلام گردید. نامه به سیمین 15 سال پیش نوشته شده و در آن به مسائل مختلف تاریخی، اجتماعی و سیاسی پرداخته شده است . ( ایسنا 20/7/84 )
اخبار مربوط به فعالين سياسی ، فرهنگی
36 ـ لقمان مهری ، محمد صالح ناصری ، جعفر شریفی ، سعدی خادمی ، عباس رضازاده ، فتاح رضازاده ، لقمان خیاط باشی ، پیمان مهری و رضا عزیزی از بازداشت شدگان اعتراضات مردمی در سقز اعلام کردند : بدون هیچ مدرک و جرمی از جانب نیروی انتظامی و مرکز اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شدیم و با تناوب و با وثیقه های سنگین آزاد شدیم . دستگیری ، زندانی و ضرب وشتم ما چیزی جز زیرپا گذاشتن ابتدایی ترین حقوق انسانی ما نبود . ما اعلام می کنیم که هیچ امکانی برای گرفتن وکیل نداریم ، امید ما این است که کس یا کسانی وکالت ما را قبول کنند . امید ما مردم انساندوست و شرافتمند ایران و صدها وکیلی است که خدمت به بشریت را بالاتر از هر چیز می دانند.(اطلاعیه مشترک 9 زندانی 2/7/84 )
37 ـ کیانوش سنجری فعال سیاسی و عضو جبهه متحد دانشجویی پس از تحمل حدود 4 ماه بازداشت ، با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی بطور موقت از زندان آزاد شد. وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و با شکایت مدعی العموم توسط نیروهای امنیتی در خرداد ماه بازداشت شده بود . پرونده نامبرده در شعبه 26 دادگاه انقلاب مفتوح است . ( ایلنا 19/7/84 )
38 ـ عرفان قانعی فرد که به منظور شرکت در کنفرانس زبانشناسی «رم»قصد خروج از کشور را داشت بدستور دادسرای انقلاب اسلامی ممنوع الخروج اعلام شد. ( امروز 10/7/84 )
39 ـ احمد قابل محقق و پژوهشگر دینی پس از ممنوع الخروج شدنش طی نامه ای خطاب به «کمیسیون حقوق بشر اسلامی » نوشت : پیش از این در سه نوبت بازداشت شده و یا منزلم مورد بازرسی شبانه قرار گرفته ، اکنون 3 سال و اندی است که بر خلاف قوانین کشور ، سند آپارتمان شخصی ام در تهران را بازداشت کرده و بدون تمدید قرار از طرق قانونی ، زیانهای مالی ناشی از عدم امکان اعمال آزادانه ی تصمیمات اقتصادی در مورد ملک مورد نظر را به من تحمیل کرده اند.هیچ مرجعی را در ایران نمی شناسم که رسیدگی عادلانه به ادعاهایم را به او واگذارم و از بیدادی که بر من رفته به آن شکایت برم ، شانزده سال محرومیت از تدریس ، محرومیت از موسسه علمی و یا داشتن نشریه قانونی نشان می دهد که این آقایان حق شهروندی را از مخالفان سیاسی خویش دریغ می کنند. وی در بخش دیگری از نامه خود نوشته : به اطلاع می رسانم که در شرایط فعلی حاکم بر ایران عزیز ، حتی زندگی در فقیرترین کشور آسیای میانه ( تاجیکستان ) را بر زندگی در وطن ترجیح می دهم ، بهانه جویی های اخیر دستگاههای قضایی و امنیتی دقیقا بخاطر نامه های خیر خواهانه ای است که اخیرا با مراعات احترام به رهبر جمهوری اسلامی نوشته بودم و در سایتهای اینترنتی منتشر شد. از آنجایی که رسیدگی به مفاد آن مستلزم شکایت شخصی و اعلام جرم از سوی رهبری است و ایشان این روند را دون شأن خویش می داند ، گویا دستگاههای یاد شده ، در پی پرونده سازی و بهانه جویی های دیگر برای بازداشت و محاکمه اینجانب برآمده اند . وی در پایان نامه گفته است : به تمامی«مجامع بین المللی حقوق بشر» رونوشت می دهم و آنها را به وکالت خود در رساندن صدای ستم دیده ای از ایران به مراکز بین ا لمللی رسیدگی به وضعیت نقض حقوق بشر فرا می خوانم.( میزان نیوز 13/7/84 )
40 ـ به گفته فاطمه شعبانی مدیر « کانون فرهنگی اجتماعی زنان » محل فعالیت این کانون و دوازده تشکل غیر دولتی زنان در شهرستان خدابنده بدستور فرماندار پلمب شد.
( کانون زنان ایرانی 13/7/84 )
فعالين سياسی ، فرهنگی : احکام صادره شده توسط دادگاه ها
41 ـ به گفته شیرزاد حیدری وکیل مدافع محسن سازگارا ، موکل وی در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به 5 سال حبس تعزیری و 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده است .
( ایلنا 10/7/84 )
42 ـ آیت الله مهرعلی بیگلو ، داریوش حاتمی ، اکبر آزاد علی بابالو و رسول قهرمانی از فعالین سیاسی آذربایجان به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و به نفع سازمانهای مخالف نظام در دادگاه انقلاب شهرستان کلیبر به یکسال زندان محکوم شدند. همچنین آنها به مدت 10 سال از ورود، اقامت و حضور در شهرستان کلیبر منع شده اند. بر اساس این حکم 16 نفر دیگر از فعالین سیاسی آذربایجان بنامهای علیرضا بیات ، سهراب فتحی ، غلامرضا تندران ، فرهنگ نصیرنیا، عبدالرضا علایی نیازی ، مهدی کتابچی خیاوی ، مهدی سرخی شمس ، وحید قلی زاده ، کاظم قوچی ، علی جامع مغانلو ، وحید علیرضایی ، مرتضی عینی ، رامین صادق اصل ، حسین محمدی فرد، مرتضی اجاقلو و حمید بهجت خاتونی به 91 روز حبس که به مدت پنج سال به تعلیق در آمده محکوم شدند. و 10 نفر از دستگیر شدگان تبرئه شدند. لازم به یاد آوری است که ماه قبل نیز 73 نفر از فعالان سیاسی آذربایجان در دادگاهها محاکمه شدند.
( کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 3/7/84 )
43 ـ نماینده زنجان در دوره پنجم مجلس شورای اسلامی به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت استاندار سابق زنجان در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسینیان به پرداخت جزای نقدی محکوم گردید. ( ایلنا 15/7/84 )
44 ـ فاروق سامانی و هژار مامندی از فعالین مدنی مهاباد به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و همکاری با حزب « حیات آزاد کردستان » هر کدام به 10 ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 24/7/84 )
فعالين سياسی ، فرهنگی : بازجويی و تفهيم اتهام
45 ـ غلام حیدر ابراهیم بای سلامی نماینده شهرستان خواف در دوره ششم مجلس شورای اسلامی به علت دفاع از حقوق اهل سنت ، اعتراض به شورای نگهبان و شرکت در تحصن نمایندگان مجلس ششم به اتهام جوسازی علیه برخی ارگانها و تضعیف روحانیت شیعه با شکایت یک ارگان نظامی با 17 مورد شکایت در دادسرای کارکنان دولت محاکمه شد .
(ایلنا 23/7/84 )
46 ـ بهاءالدین ادب نماینده سنندج در دوره ششم مجلس شورای اسلامی به علت نطق های پیش از دستور و اعتراض به رد صلاحیت نمایندگان توسط شورای نگهبان در مجلس هفتم در شعبه دوم بازپرسی کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت . (ایلنا 24/7/84 )
اخبار مربوط به زندانيان سياسی :
47 ـ مهدی قاسمیان و علی عطایی که به اتهام شرکت در نماز جمعه غیر قانونی به امامت سید مصطفی حسینی طباطبایی در مرداد ماه بازداشت و به زندان کرج منقل شده بودند با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند. ( ایلنا 1/7/84 )
48 ـ جان احمد سراجی وبلاگ نویس زندانی 38 ساله تبریزی ، که به اتهام تبلیغ علیه نظام در تاریخ 8 تیر در تبریز و در زندان مرکزی دوران محکومیت خود را می گذراند در خطر است . وی در زندان توسط افرادی بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است نامبرده از سوی ضاربین تهدید شده که در نیمه های شب رگ دستش را بریده و طوری وانمود خواهند کرد که «سراجی خودکشی کرده است » . این وبلاگ نویس از زمان دستگیری تا چند روز پیش در بند موقت زندان تبریز با معتادان ، قاتلین و سارقین هم بند بود. ( تبریز نیوز 2/7/84 )
49 ـ بهروز جاوید تهرانی ، بینا داراب زند و حجت زمانی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر ، به ترتیب از روزهای 8 ، 13 و 17 شهریور در اعتراض به بدرفتاری و پرونده سازی برای زندانیان سیاسی در زندانها و عدم تفکیک جرایم و طبقه بندی زندانها دست به اعتصاب غذا زده اند. این عمل با واکنش مقامات قوه قضائیه مواجه شد بطوریکه هنگام بازدید هیئت اعزامی سازمان بهداشت جهانی آنها را در سلولهای خود مخفی کرده و هشدار داده اند که این اقدامات به نظام ضربه می زند. این زندانیان تهدید به تبعید به زندانهای جنوب کشور شده اند . در روز 31 شهریور ارژنگ داودی از زندانیان سیاسی که در اعتصاب غذای قبلی شرکت کرده بود به زندان برازجان تبعید گردید. ( حزب دمکرات ایران 4/7/84 )
50 ـ بدنبال ارسال نامه انجمن دفاع از حقوق زندانیان خطاب به محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در رابطه با رسیدگی به وضعیت 35 نفر از زندانیان سیاسی ، جبهه دمکراتیک ایران با انتشار بیانیه ای اعلام نمود اسامی بسیاری از زندانیان سیاسی در لیست ارائه شده از سوی انجمن مذکور خالی است . اسامی و مدت محکومیت 26 نفر از زندانیان سیاسی را به این شرح اعلام نمود : 1 ـ سعید ماسوری محکوم به اعدام 2 ـ غلامحسین کلبی محکوم به اعدام 3 ـ حجت زمانی محکوم به سه بار اعدام 4 ـ ولی الله فیض مهدوی محکوم به اعدام 5 ـ علیرضا کرمی خیر آبادی محکوم به اعدام 6 ـ رضا عامری نسب اعدام با یک درجه تخفیف ابد 7 ـ افشین بایمانی اعدام با یک درجه تخفیف ابد 8 ـ صادق سیستانی ابد 9 ـ یوسف شفیعی ابد 10 ـ خلیل شالچی 15 سال 11 ـ جمشید امینی اعدام سپس 14 سال 12 ـ ابراهیم مومنی 10 سال 13 ـ رضا ملک 12 سال 14 ـ علیرضا بهبودی 5 سال 15 ـ محمد حسین قاسمی 15 سال 16 ـ جعفر اقدامی 6 سال 17 ـ هاشم شاهین نیا قبلا 3 سال زندان بوده و مجددا مدتهاست که در بازداشت بسر می برد 18 ـ علیرضا شریعت پناه قبلا بارها زندانی شده و اکنون مجددا در بازداشت بسر می برد 19 ـ مهدی سنجری باف 20 ـ حمید پور مند 21 ـ حسین غضنفری 22 ـ بهرام مشهدی 23 ـ مصطفی جوکار 24 ـ بهنام وفا سرشت از سال 81 در زندان بسر می برد 25 ـ رضا گل پور 26 ـ مهران کوثری 1 سال . لازم به یاد آوری است این زندانیان از حق داشتن وکیل و یک محاکمه علنی و عادلانه محروم بوده اند.
( جبهه دمکراتیک ایران 4/7/84 )
51ـ سازمان حقوق بشر اهواز با انتشار اطلاعیه ای خطاب به نهادهای حقوق بشری خواستار آزادی 14 نفر از زندانیان سیاسی عرب در زندانهای اهواز شد.اسامی زندانیان به این شرح است: ریسان سواری، محمدعلی سواری، حمید عفراوی ، علی حلفی ، حبیب حلفی ، احمد عفراوی ، محمد عبیات ، عبدالله عبیداوی، غالب منابی ، طارق عبیات ، جعفر سواری ، ناصر منبوهی ، حاتم عبیات و عبدالساده آلبوغبیش .( سازمان حقوق بشر اهواز 5/7/84 )
52 ـ سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان با انتشار اطلاعیه ای خطاب به وجدانهای بیدار و نهادهای مدافع حقوق بشر در رابطه با وضعیت 31 نفر از زندانیان سیاسی کرد در زندانهای اورمیه و سنندج درخواست نمود تا برای آزادی این زندانیان و یا تخفیف در محکومیت آنها تلاش شود . اسامی و مدت محکومیت زندانیان به این شرح است. 1 ـ عثمان مصطفی پور 25 سال 2 ـ ابراهیم خورندی 25 سال 3 ـ محمد وارونه 18 سال 4 ـ خالد استاد قادری 20 سال 5 ـ عزیز جان محمدی 20 سال 6 ـ حسین کرمی 20 سال 7 ـ محمدامین فروتن 15 سال 8 ـ اسعد مازوجی 10 سال 9 ـ خالد فریدونی اعدام با یک درجه تخفیف ابد 10 ـ عمر تقی پور اعدام با یک درجه تخفیف ابد 11 ـ محمد نظری اعدام با یک درجه تخفیف ابد 12 ـ سیدطاهر عبدالله پور اعدام با یک درجه تخفیف ابد 13 ـ رسول عبدالله پور اعدام با یک درجه تخفیف ابد 14 ـ سعید سنگر اعدام با یک درجه تخفیف ابد 15 ـ حسین حمزه ولی شجاع اعدام با یک درجه تخفیف ابد 16 ـ حسن محمودی اعدام با یک درجه تخفیف ابد 17 ـ حامد مینا زاده 20 سال 18 ـ مهدی زایله اعدام با یک درجه تخفیف ابد 19 ـ آزاد صادقی اعدام با یک درجه تخفیف ابد 20 ـ توفیق مرادی اعدام با یک درجه تخفیف ابد 21 ـ ناصر صدقی اعدام با یک درجه تخفیف ابد 22 ـ ناصر ساطوری 20 سال 23 ـ مجید رحمانی 16 سال 24 ـ محمود رحمانی 17 سال 25 ـ محمد ویسی 18 سال 26 ـ حبیب الله نادری 18 سال 27 ـ مسعود حسین پناه ابد 28 ـ جمال زارعی 7 سال 29 ـ سید حجت ابراهیمی 3 سال و تبعید به زندان ملایر 30 ـ جمال حسینی 5 سال 31 ـ انور عزیزی 3 سال . لازم به یاد آوری است که این زندانیان از حق داشتن وکیل و یک محاکمه علنی و عادلانه محروم بوده اند و تعدادی از این زندانیان حدود 15 سال است که در زندان بسر می برند. (سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان 5/7/84 )
53 ـ بهروز جاوید تهرانی از زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر اعلام کرد : در جریان بازجویی در بند 209 زندان اوین مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته ، دنده راست وی دچار شکستگی شده ، سر وی آسیب دیده ، دچار سرگیجه های شدید و دچار کمبود بینایی شده است . همچنین علیزاده دادیار کل زندانهای استان تهران ، ولی الله فیض مهدوی از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام را تهدید به اجرای حکم اعدام کرده است .
( کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی 13/7/84 )
54 ـ پیمان پیران از زندانیان سیاسی در زندان اوین ممنوع الملاقات شد. مقامات قضایی تاکنون مرخصی استحقاقی یا استعلاجی این زندانی سیاسی را که 18 ماه از دوره محکومیت 6 ساله خود را سپری کرده موافقت نکرده اند. ( تبریز نیوز 14/7/84 )
55 ـ معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی اعلام کرد: 72 روز از بازداشت همسرش میگذرد، هنوز هیچ وکیلی نتوانسته با وی ملاقات کند.قرار بازداشت به قرار وثیقه تبدیل نشده و وسایل شخصی فرزندان اش را پس نداده اند. سلطانی مجددا ممنوع الملاقات شده است . اولین اتهام وی توهین به دادستان است . خانم دهقان سوال کرده است آیا قانون شرع و عرف اجازه می دهد شاکی و قاضی یک نفر باشد. ( ایلنا 19/7/84 )
56 ـ مصطفی جوکار از زندانیان سیاسی زندان اوین دچار حمله قلبی شد و با آمبولانس به بیمارستان مدرس منتقل گردید. با توجه به اینکه پزشکی قانونی برای ایشان بدلیل بیماری حاد قلبی قرار منع تعقیب صادر کرده است و نگهداری وی را در زندان خطرناک دانسته ، نامبرده حدود 9 ماه است که در زندان اوین در وضعیت بلاتکلیفی بسر می برد . همچنین دادگاه انقلاب از دادن مرخصی به تعدادی از زندانیان سیاسی از جمله مهرداد حید پور ، بهنام وفا سرشت و مهران کوثری خود داری کرده است و اعطای مرخصی را منوط به گزارش وزارت اطلاعات در مورد آنان کرده است .( کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی 22/7/84 )
57ـ معصومه شفیعی همسر اکبرگنجی روزنامه نگار زندانی اعلام کرد:گنجی در بخش انفرادی2 الف زندان اوین که دارای مدیریتی ویژه است نگهداری می شود و پس از 52 روز بی خبری مطلق از وضعیت همسرم ، به اتفاق مادر و وکیل گنجی موفق به ملاقات با وی شدیم . وی گفت:وضعیت گنجی خطرناکتر از آن چیزی است که تصورش را می کردیم.(ایلنا 26/7/84)
58 ـ زارعی مسئول حراست وزارت علوم گفت: اسامی دانشجویان زندانی که از سوی این وزارتخانه تنظیم شده 18 نفر است که بایدبا لیست قوه قضائیه تطبیق دهیم.(ایسنا 27/7/84)
59 ـ شعبه 7 اجرای احکام دادگستری تبریز حکم 30 ضربه شلاق تعزیری احمد سراجی وبلاگ نویس زندانی را در زندان تبریز اجرا کرد. ( تبریز نیوز 27/7/84 )
بازداشتهای دستجمعی :
60 ـ به گفته سخنگوی ستاد پیشگیری و حفاظت اجتماعی استان قم بیش از 70 نفر به اتهام مزاحم خیابانی بدستور مقامات قضایی دستگیر شدند. ( ایسنا 3/7/84 )
61 ـ به گفته حجت اسلام اکبر فیض رئیس دادگستری استان آذربایجان غربی در نیمه اول سال 84 توسط ضابطان قضایی و ستاد پیشگیری از وقوع جرم و حفاظت اجتماعی بیش از 40 هزار مورد تذکر لسانی داده شده و حدود 7 هزار پرونده نیز در این زمینه تشکیل و به مراجع صلاحیت دار قانونی ارجاع شده است . ( ایسنا 4/7/84 )
62 ـ به گفته خامسی رئیس دادگستری استان کردستان در جریان اعتراضات مردمی مرداد ماه 150 نفر در سقز و 150 نفر در سنندج توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. تعدادی بی گناه شناخته شده و عده ای با قرار وثیقه آزاد شدند و 15 نفر نیز در بازداشت بسر می برند . تعدادی از پرونده ها با صدور کیفر خواست به دادگاه ارسال شده است لازم به یاد آوری است که این مقام حکومتی با طرح اتهاماتی از قبیل ، تعدادی از دستگیرشدگان اسلحه گرم و سابقه داشته اند و برخی با آنسوی مرزها ارتباط داشتند ، زمینه محکومیت روزنامه نگاران و فعالین سیاسی ، فرهنگی و مدنی بازداشت شده را آماده می کند. ( ایسنا 8/7/84 )
63 ـ به گفته سردار رضا زارعی فرمانده نیروی انتظامی استان تهران ، در جریان اجرای طرح افزایش امنیت اجتماعی 95 نفر در « شهرک اندیشه» از توابع شهریار به اتهام اشرار ، اراذل ، اوباش و معتاد دستگیر شدند. ( ایسنا 13/7/84 )
64 ـ در پی اجرای طرح افزایش امنیت اجتماعی ، نیروی انتظامی استان فارس 75 نفر را به اتهام اراذل ، اوباش و مزاحم خیابانی دستگیر کردند. ( شرق 18/7/84 )
65ـ به گفته غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ، در ارتباط با بمب گذاریهای اهواز در مجموع بیش از 20 نفر دستگیر شده اند. ( ایسنا 26/ 7/84)
66 ـ به گفته جمال کریمی راد وزیر دادگستری و سخنگوی قوه قضائیه در شهریور ماه جاری آمار زندانیان سراسر کشور به رقم 136 هزار و 427 نفر رسید که نسبت به مردادماه افزایش نشان می دهد. ( ایلنا 26/ 7/84)
قتل مردم توسط نیروهای انتظامی و امنیتی :
67 ـ بر اثر تیراندازی سروان تولابی از افسران نیروی انتظامی در منطقه باشماق مریوان محمد حاج عبدالله از کاسبکاران منطقه کشته شد. ( سایت پیام 6/7/84 )
محکومين به اعدام :
68 ـ امید کریم نیا 19 ساله به جرم قتل فریدون به حکم دادگستری سردشت محکوم به اعدام شد. امید در زمان دستگیری دستگیری 17 ساله بود . کریم فهیمی به جرم شراب خواری به حکم داد گستری شهرستان سردشت و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد.
( حزب کمونیست کارگری ـ حکمتیست 3/7/84 )
69 ـ عباس به جرم قتل رقیه در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 6/7/84 )
70 ـ پرونده کبری رحمانپور عروس 20 ساله ای که چند سال پیش ، مادر همسرش را به قتل رسانده و در دادگاه بدوی و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شده بود به شعبه اجرای احکام فرستاده می شود . ( ایسنا 8/7/84 )
71 ـ شهلا جاهد به جرم قتل لاله سحرخیزان در شعبه 15 تشخیص دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( شرق 10/7/84 )
72 ـ رضا رجبعلی 27 ساله به جرم قتل عصمت 26 ساله و علیرضا 4 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی به سه بار اعدام محکوم شد. ( اعتماد 11/7/84 )
73 ـ اسماعیل 22 ساله به جرم قتل محمد رضا در شعبه 1157 دادگاه عمومی و جزایی تهران و با تائید شعبه 26 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. (ایسنا 11/7/84 )
74 ـ بنیامین «ر» 17 ساله به جرم قتل حسین « ت » 15 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 20 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. (اعتماد 12/7/84 )
75 ـ حمید 17 ساله به جرم قتل داود 23 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. ( شرق 17/7/84 )
76 ـ علیرضا تبعه افغانستان به جرم قتل عبدالله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. ( کیهان 23/7/84 )
77 ـ صغری به جرم زنای محصنه در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به سنگسار شد. (شرق 23/7/84 )
78 ـ حسن 29 ساله به جرم قتل همسرش مینا 29 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قاسم کوه کمره ای و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 24/7/84 )
79 ـ مسعود به جرم قتل و خلع سلاح یک سرباز در شعبه 106 دادگاه جزایی اصفهان و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد.( شرق 24/7/84 )
80 ـ راحله 25 ساله به جرم قتل همسرش محمد 33 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قاسم کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 26/7/84 )
81 ـ امیر علی 37 ساله به جرم قتل یدالله « ع » در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محکوم به اعدام شد. ( ایسنا 27/7/84 )
82 ـ احمد به جرم قتل مجید و مسعود در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به دو بار اعدام محکوم شد.( شرق 28/7/84 )
83 ـ یک زن روستایی که در سن 14 سالگی مجبور به ازدواج با یک بیمار قلبی می شود ، در سال 1360 در سن 23 سالگی به اتهام قتل مادر شوهرش محکوم به اعدام می شود و مدت 24 سال است که در زندانی در استان گیلان بسر می برد خانواده وی به علت نداشتن 20 میلیون تومان وثیقه نمی توانند وی را از زندان آزاد کنند. ( اعتماد 30/7/84 )
احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
84 ـ نبی « پ » به جرم قاچاق مسلحانه مواد مخدر به حکم دادگاه در زندان شهرستان ساری به دار آویخته شد. ( اعتماد 3/7/84 )
اخبار اجتماعی:
85 ـ به گفته علی همت نژاد مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق معلولان ، 85 درصد معلولان کشور در شرایط زیر خط فقر زندگی می کنند . وی در ادامه گفت : مسائل توانبخشی،اشتغال ، مسکن و اجرای ماده 16 قانون حمایت از معلولان مباحثی است که رئیس سازمان بهزیستی باید به آن توجه کند. ( ایلنا 17/7/84 )
86 ـ سازمان پزشکی قانونی کشور اعلام کرد : در سال گذشته 697 نفر در کشور جان خود را بر اثر بیماریها و حوادث ناشی از کار از دست داده اند.این تلفات نسبت به سال 82 افزایش داشته است . ( شرق 18/7/84 )
ihrnena@gmail.com 22/10/2005
30/7/1384
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی
انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253@hotmail.com
info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
noranali2003@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
کميته اتحاد برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
kupg_iran@yahoo.de کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین:
info@irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر
تطاهرات مردم مهاباد در اعتراض به مجازات مرگ برای جوان مهابادی
پیک ایران : کانون زندان سیاسی ایران(در تبعید) : بر اساس گزارش دریافتی از مهاباد، هزاران تن از مردم این شهر بعد از طهر روز سهشنبه ۳ آبان، در اعتراض به صدور مجازات مرگ برای مصطفی رسولی نیا، جوان مهابادی که تابستان سال جاری در پی اعتراضات مردم شهرهای کردستان در مهاباد دستگیر شد، به خیابانها ریخته و با به صدا در آوردن بوق وسایل نقلیه، اعتراض خود را نسبت به حکم مرگ برای این جوان اعلام کردند. مردم به تدریج در میدان شورش، میدان استقلال و خیابانهای اطراف و اطراف مدرسه حسنزاده تجمع کردند و به تدریح با افزایش جمعیت، اعتراض به سایر مناطق مرکزی شهر گسترش یافت. نیروهای سرکوبگر رژیم که شهر را به محاصره خود در آورده بودند، به تظاهرکنندگان با پرتاب گاز اشک آور حمله کردند. جمعیت خشمگین به درگیری با سرکوبگران پرداختند و شعارهائی علیه رژیم سر دادند. بنا به این گزاش، شهر امروز نیز ناآرام و متشنج بوده و شهر به حالت نیمه تعظیل در آمده است.
گفتنی است که رژیم این جوان مهابادی را به اتهام قتل یک افسر نیروی انتطامی به نام "حنگجو" دستگیر و به مرگ محکوم کرد. مصطفی رسولی نیا در جلسه دادگاه، اتهام وارده به خود را قویا مردود اعلام کرد و گفت که او را شدیدا شکنجه کردهاند و تحت فشار مجبور به اعتراف شده است.
واکنش شديد غرب به اظهارات احمدی نژاد عليه اسرائيل
بی بی سی: در آستانه روز قدس، دولت ايران اقدامات گسترده ای برای فراخوان مردم به شرکت در راهپيمايی در اين روز می کند و بر حجم تبليغات ضداسرائيلی خود می افزايد
در حالی که تنش ميان ايران و غرب بر سر برنامه هسته ای اين کشور ادامه دارد، محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران با اظهاراتی شديداللحن عليه اسرائيل بار ديگر واکنش غرب را عليه کشورش برانگيخته است.
آقای احمدی نژاد طی سخنرانی در نشستی با عنوان "جهان بدون صهيونيسم" که با شرکت نمايندگان چند گروه فلسطينی، اعضای جمعيت موسوم به دفاع از ملت فلسطين و اعضای اتحاديه انجمنهای اسلامی دانش آموزان در تالار اجتماعات وزارت کشور ايران برگزار شده بود از تحقق دنيای بدون آمريکا و اسرائيل سخن گفته و هشدار داده است: "اگر کسانی تحت فشار نظام سلطه يا از روی کج فهمی، خودخواهی و دنياپرسی گامی برای به رسميت شناختن رژيم صهيونيستی بردارند، به آتش قهر امت اسلام خواهند سوخت و لکه ننگ ابدی را در پيشانی خود خواهند نشاند".
اين اظهارات، واکنش دولتهای آمريکا، بريتانيا، فرانسه، آلمان و اسرائيل را به همراه داشته است.
درباره اين خبر نظر دهيد
اسکات مک کللان، سخنگوی کاخ سفيد گفته است که اظهارات آقای احمدی نژاد درباره اسرائيل تأييدی است بر نگرانی آمريکا از اهداف برنامه هسته ای ايران و سخنگوی وزارت خارجه بريتانيا گفته که اگر اظهارات آقای احمدی نژاد همان گونه باشد که نقل شده است، چنين سخنانی عميقاً تکان دهنده است و نگرانيهايی را که در مورد برنامه هسته ای اين کشور در سطح جهانی وجود دارد افزايش می دهد.
ژان باپتيست ماتئی، سخنگوی وزارت خارجه فرانسه نيز گفته که در صورت صحت نقل قولی که از آقای احمدی نژاد شده، دولت فرانسه اين اظهارات را به شديدترين وجه ممکن محکوم می کند و والتر ليندنر، سخنگوی وزارت خارجه آلمان نيز چنين اظهاراتی را کاملاً غيرقابل قبول خوانده و گفته که چنين موضعگيری ای بايد با شديدترين لحن محکوم شود.
بلندپايه ترين مقام خارجی که به اظهارات آقای احمدی نژاد واکنش نشان داده، سيلوان شالوم، وزيرخارجه اسرائيل بوده که جمهوری اسلامی را خطری آشکار برای کشورش خوانده است.
او که در پايتخت روسيه به سر می برد طی نشست خبری مشترکی با همتای روس خود، سرگئی لاوروف، اقدامات ديپلماتيک ايران برای رفع نگرانی غرب از برنامه هسته ای اش را وقت کشی و استفاده از گذشت زمان به نفع ايران دانسته است تا اين کشور بتواند برای ساخت سلاح هسته ای و تهديد اسرائيل با آن فرصت کافی بيابد.
بريتانيا، فرانسه و آلمان که در محکوم کردن اظهارات آقای احمدی نژاد به آمريکا و اسرائيل پيوسته اند سه دولتی اند که طی دو سال گذشته نقش ميانجی ميان ايران و غرب را ايفا کرده و گفتگو با اين کشور را با هدف کسب اطمينان از صلح آميز بودن برنامه هسته ای آن دنبال کرده اند.
از سوی ديگر اظهارات آقای احمدی نژاد دو روز پيش از آخرين جمعه ماه رمضان ايراد شده که قرار است در ايران و تعدادی از کشورهای اسلامی، همچون سالهای گذشته تظاهراتی عليه اسرائيل انجام شود.
اين تظاهرات که راهپيمايی روز قدس نام دارد به ابتکار آيت الله خمينی از 26 سال پيش باب شده و معمولاً در آستانه آن، دولت ايران اقدامات گسترده ای برای فراخوان مردم به شرکت در اين راهپيمايی می کند و بر حجم تبليغات ضداسرائيلی خود می افزايد.
آقای احمدی نژاد در سخنرانی خود ابراز اطمينان کرده که "موج جديدی که در فلسطين به راه افتاده است و موج معنويت و بيداری در دنيای اسلام، بزودی اين لکه ننگ (يعنی اسرائيل) را از دامان دنيای اسلام پاک خواهد کرد".
وی عقب نشينی ارتش اسرائيل از باريکه فلسطينی غزه را "فتنه تازه ای" برای به رسميت شناختن اسرائيل از سوی کشورهای اسلامی دانست و گفت آمريکا و اسرائيل "درتلاشند گروههای مبارز فلسطينی را به جان يکديگر اندازند و به بهانه تشکيل دولت فلسطينی، جمعی از کشورهای اسلامی اين رژيم فاسد را به رسميت بشناسند".
وی در دفاع از نظريه امکانپذير بودن محو شدن آمريکا و اسرائيل از صحنه جهان به موضعگيريهای آيت الله خمينی، بنيانگذار حکومت جمهوری اسلامی در ايران استناد کرده که به گفته وی، سقوط نظام شاهنشاهی در ايران، فروپاشی اتحاد جماهير شوروی و سرنوشت صدام حسين، رهبر عراق را پيش بينی کرده بود.
وی همچنين به انتقاد از آن دسته کشورهای اسلامی پرداخت که اسرائيل را به رسميت شناخته و با آن رابطه برقرار کرده اند.
افشاگری تکاندهنده معصومه شفیعی ار برخوردهای غیر انسانی با اکبرگنجی درمدت 52 روز بی خبری
پیک ایران: امروز: معصومه شفیعی همسر اکبرگنجی با انتشار نامه ای پرده از برخی از رفتار های غیرقانونی که درمدت 52 روز بی خبری در قبال گنجی انجام شده بود برداشت.
به گزارش سایت امروز متن کامل این نامه در ادامه می آید:
به نام خدا
ايام، ايام سوگواري اسوه عدالت و تقوي، ياور يتيمان، غمخوار بي پناهنان و احياگر حقوق پايمال شده مظلومان، حضرت علي(ع) است. به سوگ كسي نشستهايم كه يكي از دغدغههايش در واپسين دم حيات، بي عدالتي در حق قاتلش بود: "او به من يك ضربت زد، شما نيز به او يك ضربت بزنيد." از روح بزرگش استمداد ميكنيم و در برابر حقانيت و ابهت نظر و عملش سر تعظيم فرود ميآوريم.
دوستان، سروران! بنا نداشتم در اين ساعات ملكوتي، مزاحم اوقاتتان شوم و با سخنان ملال انگيزم، باري هر چند خُرد بر دوشتان بگذارم، اما چه كنم؟ وقتي كارد به استخوان ميرسد، وقتي بعض در گلو ميشكند و تو نميخواهي فرزندت، شريك اين سيل اشك باشد، وقتي همه درها را بسته ميبيني، وقتي هر چه بيشتر تلاش ميكني كمتر نتيجه ميگيري، وقتي شاهد ذره ذره آب شدن و از دست رفتن عزيزت و شريك همه هستيات هستي و جز او چيزي براي از دست دادن نداري، وقتي سخن حقات را همه تأييد ميكنند ولي ياراي ياريت را ندارند، وقتي كه لحظه لحظة زندگيت، خوابت، خوراكت از نگراني و اضطراب پُر ميشود، وقتي كه خود را در انتهاي خط ميبيني، آنگاه مثل من ميشوي و مثل من تصميم ميگيري.
اميد داشتم كه در ليالي قدر، آقاي گنجي را روانه منزل كنند تا دل خانوادهاش شاد شود، مخصوصاً دل مادر پرپر، بيمار و غمگينش، ولي اين كار را نكردند. اميد داشتم كه بعد از 52 روز كه او را ملاقات ميكنم، دلشاد شوم، نيرو بگيرم و دست پر به منزل برگردم و با لبي خندان كل ملاقات را براي بچهها تعريف كنم تا آنها نيز در شاديم شريك شوند، ولي نشد.
دوستان! واقعيت اين است كه روز دوشنبه 25/4/84 بعد از 52 روز بي خبري محض، به همراه مادر آقاي گنجي و وكيل ايشان – آقاي دكتر مولايي- به ملاقات رفتم. وقتي گنجي را ديديم در نگاه اول او را نشناخيتم؛ بسيار نحيف و تكيده شده، با موها و ريشي ژوليده و بلند.
همه گريه ميكرديم او نيز ما را همراهي ميكرد. چيزهايي كه او براي ما تعريف كرد دلمان را ريش و آه همه ما مخصوصا مادر ايشان را دو چندان كرد. آقاي گنجي اينگونه تعريف كرد كه:
دو سه روز بعد از آخرين ملاقات ما- چهارم شهريور- در بيمارستان ميلاد، تيم ويژه عملياتي دستگاه قضايي كاغذ و خودكار براي گنجي مي آورند و از او مي خواهند كه كتباً مانيفست جمهوريخواهي و پاسخ نامه آيت ا... منتظري و آقاي دكتر سروش را پس بگيرد؛ او قبول نميكند؛ در مرحله بعد از او ميخواهند دو نامه مذكور را پس بگيرد، او باز هم قبول نميكند؛ در مرحله آخر به او ميگويند كتباً تعهد بده اگر بيرون رفتي،هيچ حرفي نزني و هيچ مصاحبه اي نكني؛ گنجي باز هم زير بار نميرود. سپس آنها در محل بيمارستان ميلاد در قرنطينه طبقه 12، چند نفري بر سر گنجي ميريزند و طي يك روز او را سه بار به شدت مورد ضرب و شتم قرار ميدهند به طوري كه غرق خون ميشود و دستش جراحت عميقي بر ميدارد؛ سرش را به شدت به تخت ميكوبند و در حالي كه الفاظي بسيار ركيك و زننده به كار ميبردند، ميگفتند: كسي كه چنين است، "خودش بايد برود" ما با او فلان و بهمان ميكنيم. ماجرا به همين جا ختم نميشود، پس از چند روز سرپرست آن تيم عملياتي، كه "سماواتي" ناميده ميشود به آقاي گنجي ميگويد ميخواهيم تو را مرخص كنيم، سپس همان افرادي كه ضرب و شتم گنجي را به عهده داشتند، براي ترخيص او ميآيند. گنجي اعتراض ميكند، سماواتي ميگويد: "اينها ميخواهند از تو دلجويي و عذرخواهي كنند" لذا گنجي را از بيمارستان سوار ماشين ميكنند به بزرگراه چمران كه ميرسند يكي از ماموران از صندلي جلو به عقب ميآيد و روي پاهاي گنجي مينشيند به او چشم بند ميزنند و در حالي كه فحاشي ميكردند دستهاي او را به صورت قپاني از پشت دستبند ميزنند. دستبند قپاني زدن باعث آسيب ديدگي شديد كتف چپ آقاي گنجي مي شود. با وجود در رفتگي و درد شديد كتف او را به درمانگاه نميبرند، بلكه به بند انفرادي 2 الف ميبرند، به او دارو هم نميدهند، دريغ از يك قرص؛ مسئول بهداري را به بند 2 الف مي آورند تا چند جلسه كتف او را فيزيوتراپي كند.
عزيزان! فرصت ملاقات محدود و بيشتر به گريه و زاري گذشت. من نميدانم چگونه با او رفتار كردهاند كه وزنش به 51 كيلوگرم و فشار خونش به 5/7 روي 5 رسيده است.
حال و روز گنجي بسيار بدتر از زماني است كه در بيمارستان ميلاد بود. در آخرين ملاقاتي كه در چهارم شهريور با او در بيمارستان داشتيم نسبتاً رو به راه شده بود و با تغديه، بسياري از مشكلاتي در حال حل شدن بود. زندان، موظف به تغذيه و دارو_ درمان زنداني است چرا مدتهاست در زندان انفرادي به او غذا نميدهند و هيچ ملاقاتي ندارد؟ چرا از دادن داروهايش به او خودداري ميكنند؟ مگر مسئولين زندان موظف به رعايت حقوق انساني زنداني نيستند؟
دوستان! ميدانم كه شما نيز مثل من كاري از دستتان برنميآيد فقط ميخواهم از ظلمي كه بر ما ميرود، مطلع باشيد. مسبب و مسئول اصلي اين وضعيت، كساني هستند كه طرف اصلي انتقادات گنجي بودند و هستند.
برايش دعا كنيد و از روح بزرگ پرچمدار عدالت، علي (ع) گشايش و فرجي بجوييد.
با تقديم احترام
معصومه شفيعي
4/آبان/84
«پورنجاتي» قرباني فيلترينگ «هوشمند» شد
انتخاب: خبرگزاري انتخاب : جستجوي كلمه «پورنجاتي» تحت هر شرايطي در آي .اس . پي «پارس آنلاين» و بسياري از آي .اس .پي هاي تهران به علت در اختيار داشتن تنكنولوژي فيلترينگ هوشمند، فيلتر شد.
به گزارش «انتخاب»، در ادامه فيلتر شدن «جنسيت» و «عشق» و كلماتي «از اين دست» ، جستجوي كلمه «پورنجاتي» در پايگاههاي مختلف جستجوگر فيلتر شد.
گفتني ست ، پورنجاتي نماينده مجلس ششم بود!
October 25, 2005
رييس جدید دانشگاه اصفهان: ما شش سال تشکیلات زیر زمینی درست کرده ایم و آدمها را با هم متحد کرده ایم، حالا می خواهیم حکومت کنیم
پیک ایران
امروز:دكتررامشت رييس جدید دانشگاه اصفهان اعلام کرد هر کسی که می گوید جناحی عمل نمی کند دروغ می گوید!!
به گزارش رسیده به سایت امروز از اصفهان دکتر رامشت رييس دانشگاه اصفهان در ضیافت افطاری با کار آفرینان دانشگاه تاکید کرد:چه کسی گفته ما جناحی عمل نمی کنیم ؟ آیا کسی گفته ما نباید جناحی عمل کنیم؟ما نمی توانیم جناحی عمل نکنیم ، مگر میشود؟ما شش سال سختی کشیده ایم و تشکیلات زیز زمینی درست کرده ایم و آدمها را با هم متحد کرده ایم ، رای گرفته ایم از مردم!!و حالا می خواهیم حکومت کنیم . ما تعیین می کنيم که چه کسی باشد و چه کسی برود . ما اجازه می دهیم کسانی که همفکر ما نیستند و در جناح ما نیستند برای خودشان فعالیت کنند . ولی نمی گذاریم مدیر زیر مجموعه ما کسی به جز همفکران خودمان باشد در عملکرد تشکیلاتی مورد علاقه ما حتی معاونین دانشگاه را تشکیلات انتخاب نموده است و سهم کسانی که زحمت کشیده اند را ادا نموده است .
وی در مورد تغییر و تحولات سریع و صدور بیش از 40 حکم دردانشگاه اصفهان رادركمترازيكماه نیز خاطر نشان کرد:شما تاریخ را نخوانده اید ، علی (ع) از روزی که حاکم شد ظرف یک هفته عزل ونصب ها را انجام داد.
رامشت در مورد عدم تودیع و معارفه مدیران سابق در دانشگاه اصفهان نیز گفت :ما توی این دانشگاه هیچکس را تودیع نکردیم و هیچکس را هم معارفه نکردیم . چرا باید از کسانی که خیانت کردند به بیت المال، خیانت کردند به ملت ، کسانی که به نوامیس مردم تجاوز کردند تشکر کنیم !
اینها چهار روز قبل از آمدن من استعفای خودشان را به رئیس قبلی دادند و سرکار نبودند و سیستم یک معاونت را فشل کردند. چرا باید از آنها تشکر کنم؟
معاونی که چهار روز بعد از استعفا دادن می رود در دفترش قرارداد امضا می کند و تاریخش را برای بیست روز قبل می زند ، چرا باید از او تشکر کرد؟
مدیران قبلی کارمندان را بدبخت کردند ، 280 نفر از 450 نفر پرسنل دانشگاه از بستگان درجه یک مدیران سابق می باشند.
وی در مورد پاسخگویی مدیران دولت خاتمی مدعی شد: یکی از معاونین دانشگاه چند صفحه از عملکردهایش را ردیف کرده بود هر کس نداند و این لیست را میدید فکر می کرد عجب مدیر کارآمد و پاسخگویی است ولی ما میدانیم ایشان 9میلیارد تومان بودجه پژوهشی را وقتی می خواستند تقسیم کنند ، نامه زدند که 24 ساعت وقت دارید پروپزالهای طرحهایتان را برای دریافت بودجه تحویل نمایید او فکر می کردکه خم رنگرزی است که می توان پروپزال را 24 ساعته نوشت ، این است پاسخگویی مدیرانی که در پی نشانها هستند.
وی در پایان همچنين افزود:بر اساس یک نظریه آمریکایی که یکی از مشاوران کاخ سفید داده است اگر 25٪ مردم طرفدار شما باشند 50٪ هم به صورت اتوماتیک هواداری مي کنند ، 10 الی 12 درصد را می توان خرید همچنین 10 الی 12 درصدديگر را می شود ترساند و 3 الی 4 درصد بقیه که به هیچ صراطی مستقیم نمی شوند را می توان با نیروی واکنش سریع در نطفه خفه کرد.
October 24, 2005
اعتراض به آغاز طرح تخريب قطعه ۳۳ بهشتزهرای تهران
آشوب: بنا به گزارش ارسالی برخی دوستان، سازمان بهشت زهرای تهران طرح بازسازی و ساماندهی قطعه 33 آن مجموعه را که منجر به تخریب گورستان شهدای انقلاب 57 می گردد، آغاز کرده است. این طرح در سال گذشته نیز مطرح شده بود که با عتراض گسترده و نامه نگاری ها به حالت مسکوت گذاشته شد. قبر تعدادی از برجسته ترین جوانان و مبارزانی که به دست رژیم پهلوی پیش از انقلاب 57 کشته شده اند در این گورستان قرار دارد. سازمان بهشت زهرای تهران ادعا دارد که با اجرای طرح بازسازی و ساماندهی (در واقع دو طبقه کردن قبرها) هیچ آسیبی به قبر پائین نمی رسد و تنها یک قبر جدید در بالای آن ساخته می شود که قابل خرید و فروش است. این اقدام بی شرمانه در ادامه طرح های ضد ملی در دست اجرایی چون آبگیری سد سیوند که منجر به نابودی آثار ملی ـ تاریخی ایرانیان می گردد، به هیچ روی قابل توجیه و دفاع نیست. برای همین از کلیه خوانندگان تقاضا می شود با امضای این متن اعتراض خود را نسبت به این عمل سازمان بهشت زهرای تهران که زیر نظر شهرداری تهران بزرگ اداره می شود اعلام کنند و از هیچ اقدامی جهت متوقف کردن طرح مذکور چشم پوشی ننمایند. قطعه 33 بهشت زهرا بخشی از تاریخ و هویت ما است. با تخریب آن تاریخ ما را تخریب می کنند.
اسامی برخی از مبارزان سیاسی که مدفن آن ها در این قطعه قرار گرفته بدین شرح است:
1. محمد آبشناس
2. سيف الله آشوری زاده
3. جواد ابراهيمی
4. منيژه ابراهيم زاده
5. مرضيه احمدی اسكوئی
6. مسعود احمد زاده
7. حميد اشرف
8. علی رضا اردلان
9. علی اكبر اسكندری
10. شكرالله اسكندری
11. اشرف اسكندری
12. عظيم اسماعيلی
13. عقيل احمدی
14. اسماعيل افشارها
15. اسماعيل اكبريان
16. مارال ايامنی
17. محمد بازرگانی
18. علی باکری
19. علی اصغر بدیع زادگان
20. حبيب برادران خسروشاهی
21. عزيز برزنده شيرازی
22. مهدی برنجكار
23. محبوب بهروزی
24. رمضان بيك محمدی
25. فرهنگ بيگدلی
26. حسين بيگی
27. هوشنگ ترگل
28. حسين تندرلو
29. ربابه تقی زاده
30. فاطمه جان نعيمی
31. جمشيد جاويد تهرانی
32. بيژن جزنی
33. دولت جفرودی
34. احمد جليلی افشار
35. مصطفی جوان خوشدل
36. محمد چوپانزاده
37. حاجيه چوپانی
38. علی اكبر حاجی فرج
39. پرويز حكمت جو
40. محمد حنيف نژاد
41. رحيمه حسينی
42. محمد موسی حيدری
43. عجب خوش الفتی
44. علی خوشبختی
45. معصومه خوش قدم شكوری
46. جعفردارايی
47. كرامت الله دانشيان
48. احمد دليريان
49. بهار دروند
50. بهروز دهقاني
51. محمد كاظم ذوالنوار
52. غلام راهداری
53. اكبر رجبی
54. فاطمه رحيمی
55. حسين رستمی
56. مهدی رضایی
57. نزهت السادات روحی آهنگران
58. منصوره رياحيمی
59. عزيزسرمدی
60. فاطمه سلطان قبادی
61. رقيه سلطانی
62. مقصود علی سميعی
63. خدامراد شاهسون
64. سعيد شايسته پور
65. محمود شامخی
66. احمد شجريانی
67. سلطانقلی شعبان
68. معصومه شعبانی
69. ناصر صادق
70. مرتضی صالحی
71. محمد صالحی نهاوندی
72. اصفر صفائی
73. نگار صفاری نژاد
74. علي اكبر صفايي فراهاني
75. حسن ضياء ظريفی
76. بهرام طاهر زاده
77. رمضان طاهرخانی
78. مريم طوايفی
79. حسن عباسی
80. اسحق عزيزی
81. توكل عسگری
82. علی اكبر علائی بيرك سفلي
83. گوهر علی نژاد
84. قاسم غريبه
85. جلال غزنوی
86. سعيد فردی
87. علی اكبر فريدون جعفری
88. تاجر قريشی
89. محمد تقی قشقائی
90. همایون کتيرايی
91. فاطمه كربلائی مطلب
92. ناصر كريمي
93. عباسعلی كريمی
94. -صياد كشاورز بهستانی
95. مشعوف كلانتری
96. علی كليوند
97. علی كيانی پوران
98. محمد گيوه كش
99. خسرو گلسرخي
100. حسن مافی
101. سعید محسن
102. حسين محمودپور
103. ناصر مدني
104. جعفرمرادی
105. عباس معروف
106. رحمت الله منيرنژاد
107. منصور مختاری
108. علی میهن دوست
109. كلثوم نادری
110. محمد مهدی نداف
111. احمد نصيری
112. اكبر نظامی تقاعدی
113. محمود نمازی
114. رعنا وظيفه شناس
115. فاطمه يوسفی
116. يدالله يونسی
117. .....
و جدای از افراد مذکور تعداد زیادی از قبور این قطعه با عنوان جوان ناکام و بدون هیچ توضیح دیگری دیده می شود که نشان دهنده ترس رژیم سابق از آوردن نام اعدام شدگان و فعالان سیاسی حتا بر روی سنگ قبر آنها بوده. اما هیچ دلیلی برای تخریب این قطعه توسط رژیم جمهوری اسلامی وجود ندارد، جز بی ارزش شمردن مبارزانی که راه را برای انقلاب مردمی 1357 مهیا کردند و اکنون در محاق فراموشی قرار گرفته اند. قطعه 33 بهشت زهرای تهران که اکنون دور آن دیوار کشیده شده جنب قطعه مشهور هنرمندان قرار گرفته است و بازدید از آن هیچ ممنوعیتی نداشته و ندارد. با امضای این پتیشن فارسی، وب سایت آشوب را در اعتراض به این اقدام سازمان بهشت زهرا همرائی نمائید.
برای امضا و اعتراض اینجا کلیلک کنید
توضیح: تصاویر فوق تنها تعدادی از قبور مشخص را در بر می گیرد، اما اکثریت قبور به دلیل شکسته شدن سنگها توسط مخالفان در سالهای اخیر و یا فرسودگی ناشی از بی توجهی قابل شناسایی نیستند!
تصاویر اختصاصی سایت آشوب است و استفاده از آنها در جهت معرفی قطعه 33 مجاز می باشد.
October 23, 2005
همبستگی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد
پنلاگ: به دفاع از امید امیدی برخیزید!
شب ۱۸ اکتبر ۲۰۰۵ امید امیدی٬ پناهنده ایرانی مقیم مالمو٬ با خوردن مقادیرقابل توجه ای قرص خواب آور در صدد برآمد که به حیات خود پایان دهد. امید زمانی دست به انجام این کار زد که از انتظار طولانی مدت برای رسیدگی به درخواست پناهندگی اش به ستوه آمده بود و در همانحال خبر جانگداز مرگ مادرش را از ایران گرفته بود. رنج و عذاب دوری از خانواده٬ همسر و سه فرزندش٬ بعلاوه برخورد غیرعادلانه نهادهای پناهندگی سوئد به درخواست پناهندگی وی٬ در کنار مرگ غم انگیز مادرش باعث شد که پیمانه صبر و تحمل امید پر شود و تصمیم به عمل نادرست خودکشی بگیرد. خوشبختانه امید با همکاری دوستان و نزدیکان بسرعت به بیمارستان منتقل شد و کادر پزشکی بیمارستان شهر مالمو موفق به نجات وی گردید. رویداد ناگوار شب ۱۸ اکتبر ما را برآن داشت که یکبار دیگر بر حق پناهندگی امید امیدی تاکید کنیم و از نهادهای ذیربط سوئدی اکیدا بخواهیم که این حق را برسمیت بشناسند. همچنین ما از همه سازمانهای بشر دوست و مدافع حقوق انسان می خواهیم که از حق پناهندگی امید به دفاع برخیزند.
رئيس مساجد رژیم: مردم برای شب قدرهم مسجد نمی آيند
پیک نت: آيت الله محمدحسين ابراهيمی، رييس مساجد، ازبیرونق ماندن مساجد حتی در شبهای احياء و قدر كه در زمان شاه هم مملو از مردم محل میشد، تقصير اينبیرونقی را انداخت گردن سيمای جمهوری اسلامی. او گفت:
«سه سريالی كه بعد از افطار از تلويزيون پخش میشود، در تعداد اجتماعات مساجد تاثيرگذار بوده است.
سال گذشته نيز به دليل تلاقی زمان بخش سريالها و فعاليت مساجد، با رئيس سازمان صدا و سيما مذاكراتی داشتيم، اما متاسفانه در سال جاری نيز ساعت پخش سريالها، دقيقا موازی با زمان برگزاری نماز و مراسم ماه رمضان در مساجد است و بخش پشت سر هم اين سريالها، مردم را ساعتها به خود مشغول میكند.»
ابراهيمی كه خودش هم مانند مردم میداند سيمای جمهوری اسلامی خود يكپا مسجد است و اين شبها انواع مراسم مذهبی پخش میكند و حتی سريالهايش هم درهمين چارچوب است، در توجيهبیرونقی مساجد و اينكه مردم حتی سريال مذهبی تلويزيون را به مسجد ترجيح میدهند گفت:
اصل جذابيت در سريالهای ماه رمضان قابل تقدير است، اما انصاف نيست كه پخش آنها در اجتماعات مساجد تاثير منفی داشته باشد.
وزير كشور: توصيه هايى در مورد محدوديت واردات كالا شده است
ادعاهای رژیم در باره تحریم اقتصادی انگلیس و کره جنوبی تهدیدی توخالی بیش نبود
پیک یران
شرق : مصطفى پورمحمدى ،وزير كشور جمهوری اسلامی روزگذشته در حاشيه مراسم توديع و معارفه پنج مدير وزارت كشور در جمع خبرنگاران حضور يافت و به پرسش هاى آنها پيرامون اختلافات خانه احزاب، محدوديت هاى تجارى با كره جنوبى و انگليس، عدم دعوت از شهردار تهران در جلسات هيات دولت و دوشغله بودن برخى اعضاى دولت پاسخ داد. پورمحمدى در پاسخ به اين سئوال كه آيا در هيات دولت در مورد ممنوعيت واردات كالا از دو كشور انگلستان و كره تصميمى گرفته شده و آيا قرار است كه در اين ارتباط اعمال محدوديت شود، گفت: «بحث كلى شده و توصيه هايى صورت گرفته است. ولى به هرحال ما بايد دقت كنيم كه مراودات اقتصادى از مراودات سياسى تاثيرپذير است و لزومى نمى بينيم كشورى كه به منافع ملى ما توجهى ندارد بازار اقتصادى آن را رونق دهيم.»
قاضی دادگستری بخاطر شلیک مرگبار که منجبر به کشته شدن جوانی شد تنها به پرداخت دیه محكوم گردید
پیک ایران: اعتماد: دادگاه كیفری تهران، قاضی دادگستری شهرستان رودسر را كه با شلیک گلوله مرتكب قتل یک جوان شده بود، به پرداخت دیه محكوم كرد و این قتل را شبه عمد تشخیص داد.
به گفته این قاضی، وی در فروردینماه امسال به همراه اعضای خانوادهاش با اتومبیل از تنكابن به قائمشهر میرفت كه بینراه وارد پمپ بنزین شد. سه جوانی را دید كه سوار بر اتومبیلی بودند. آنها ضمن متلک پرانی به یک دختر سد راه اتومبیلش شدند و قاضی جوان وقتی اعتراض كرد یكی از جوانان به اتومبیل وی هجوم آورد و باعث وحشت خانوادهاش شد.
این قاضی به چشمان پسرجوان گاز اشکآور پاشید و توانست از پمپ بنزین بیرون بیاید. كمی جلوتر همان جوان مزاحم، در پشت چراغ قرمز چهار راه به اتومبیل قاضی جوان رسید و به مزاحمت ادامه داد. قاضی میگوید: جوان شرور با چاقو به ما هجوم آورد و به شیشه اتومبیل كوبید كه زن و بچهام به وحشت افتادند یک تیر هوایی شلیک كردم تا او را بترسانم اما دست از شرارت برنداشت و من تیر دیگری شلیک كردم ( حتما این گلوله هم هوائی بوده اسست!)كه باعث مرگ آن پسر جوان شد.
--- جناب قاضی هم مسلح به گاز اشک آورهستند و هم مسلح به سلاح گرم! احتمال زیاد گزاشگر ماجرا ، شاهد و مدعی نیز خودشان بوده اند!
5 پاسدار و بسيجی به عنوان عاملين قتل رئيس منابع طبيعی استان گيلان معرفی شدند
پیک ایران: پيک ايران : در پی قتل قتل رئيس منابع طبيعی استان گيلان در ارديبهشت ماه امسال، دادگستری استان گيلان عاملين آنرا معرفی و نخستين جلسه دادگاه انان را هفته گذشته برگزار کرد .
در ابتدا اين جلسه "واهبی" نماينده دادستانی از کيفر خواست خود دفاع کرد و با اشاره به جزئيات پرونده به معرفی متهمين به قتل و آدم ربائی پرداخت .
سرهنگ افراسيابی نصيری ۴۶ ساله ، نظامی و پاسدار و پرويز کاظمی ۴۴ ساله شغل آزاد با سابقه کيفری به عنوان متهمان رديف اول و متهم به قتل ناصر پيروی رئيس منابع طبيعی استان گيلان معرفی شدند . همچين حسن رهنما ۳۹ ساله ، نظامی و پاسدار به عنوان معاونت در آدم ربائی و ۳ نفر ديگر به نام های عليرضا خيرجو ، اکبر شهير قدرچهره و محمد علی بينا که هر سه بسيجی هستند را به عنوان ديگر متهمان پرونده نمود .
وکيل مدافع مقتول از دادگاه خواستار حکم قصاص برای متهمان رديف اول و برای ما باقی مجازات طبق ماده ۶۲۱ مجازات اسلامی را خواستار شد .
ناصر پيروی، رئيس منابع طبيعی استان گيلان، صبح روز ۷ ارديبهشت ماه سال جاری در مسير جاده رشت به ماسال توسط ۴ نفر با لباس نظامی که اقدام به ايست و بازرسی در اين جاده ميکردند ربوده شد و سپس توسط اين گروه به جنگل های اطراف صومعه سرا منتقل و توسط ۲ متهم رديف اول سر بريده شد که ۱۰ روز بعد جسد وی توسط نيروی انتظامی منطقه کشف گرديد .
دادگاه دليل اصلی اين قتل را عنوان نکرد اما طبق شنيدهها ماجرا به قاچاق چوب های جنگل و آگاهی و ممانعت مقتول و قصد پيگيری قانونی باعث قتل وی شده است .
October 21, 2005
سفیر عربستان در بحرین: ایران در جریان انتخابات قبلی در عراق مبلغ 80 میلیون دینار هزینه كرده است، انتخاب
گویانیوز: سايت خبري تحليلي انتخاب: دکتر عبدالله بن ابراهیم القویز، سفیر عربستان سعودی در بحرین در مصاحبه مورخ 28/7/84 خود با روزنامه بحرینی اخبار الخلیج، ضمن حمایت ازاظهارات اخیر وزیر خارجه عربستان مبنی بر خطرات مداخله ایران در امور عراق، که در برابر اعضای شورای روابط خارجی آمریکا ایراد شده بود، اعلام کرد: سخنان امیر سعود الفیصل وزیر امورخارجه ، خواب و خیال نبود و ما اوضاع عراق را کاملا زیر نظر داریم.
۲۹ مهر ماه ۱۳۸۴ ساعت : ۵۲ , ۱۶
سايت خبري تحليلي انتخاب : دکتر عبدالله بن ابراهیم القویز، سفیر عربستان سعودی در بحرین در مصاحبه مورخ 28/7/84 خود با روزنامه بحرینی اخبار الخلیج، ضمن حمایت ازاظهارات اخیر وزیر خارجه عربستان مبنی بر خطرات مداخله ایران در امور عراق، که در برابر اعضای شورای روابط خارجی آمریکا ایراد شده بود، اعلام کرد: سخنان امیر سعود الفیصل وزیر امورخارجه ، خواب و خیال نبود و ما اوضاع عراق را کاملا زیر نظر داریم.
سفیر عربستان در مصاحبه خود گفت: ایران علاوه برمداخله مستقیم در روند امور عراق، در جریان انتخابات قبلی در عراق مبلغ 80 میلیون دینار هزینه نمود.
وی ضمن حمله به وزیر کشورعراق که اظهارات وزیر خارجه عربستان را تکذیب کرده بود، گفت: مقامات عراقی همچون هوشیار زیباری وزیر خارجه عراق و سایر مسئولان آمریکایی، به سخنان وزیر کشور عراق پاسخ گفتند و جواب ما به این ادعاها اینست که وزیر کشور عراق به مشکلات خود برسد و آنها را حل کند.
مصاحبه سفیر عربستان و اظهارات یاد شده در حالی صورت می گیرد که قرار بود وزیر امور خارجه ایران در آخرین مرحله از سفر منطقه ای خود به کشورهای حاشیه خلیج فارس، به ریاض سفر کرده و با مقامات این کشور دیدار و گفتگو نماید که بنا براعلام مطبوعات این سفر بدلیل عدم هماهنگی زمانی، به بعد موکول شد.
یاد آور می شود که روزنامه های بحرینی در ماههای اخیر شدیدترین حملات خود را متوجه ایران و نقش آن در عراق نموده اند. سفارت ایران در بحرین و وزارت امورخارجه تاکنون در برابر این اتهامات سفیر عربستان، واکنشی نشان نداده اند.
با اعلام نزدیک شدن توافق دو جانبه روسیه و ترکمنستان بر سر تقسیم منابع خزر، ایران در میان پنج کشور ساحلی منزوی شد
رادیو فردا: در پی دیدار وزرای دفاع و امورخارجه روسیه از جمهوری ترکمنستان، به نظر میرسد که عشقآباد و مسکو نیز به زودی بر سر بهرهبرداری از دریای خزر به توافقی دوجانبه دست خواهند یافت. روسیه تاکنون با جمهوریهای آذربایجان و قزاقستان بر سر بهرهبرداری از خزر به توافقهای دوجانبه دست یافته است، که دریای خزر را نه یک دریاچه، بلکه یک دریای ویژه بین المللی قلمداد می کنند. با این حال وزیر امور خارجه روسیه گفت تا زمان دستیابی به قراردادی که نظام حقوقی دریای خزر را مشخص سازد، روسیه به توافقهای شوروی سابق با ایران پایبند خواهد ماند. براساس قراردادهائی که هنوز نافذ هستند، ایران و شوروی از منابع خزر به عنوان یک دریاچه مشترک، به طور مشاع و به تساوی بهره مند می شوند اما توافق های دو جانبه روسیه با کشورهای دیگر، دریا را بر اساس مرز ساحلی تقسیم می کند.
علیرضا طاهری (رادیوفردا): دیدارهای رسمی سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجه، و سرگئی ایوانف، وزیر دفاع روسیه، از عشقآباد، یا اشکآباد، پایتخت جمهوری ترکمنستان، نزدیکترشدن هر چه سریعتر مواضع این دوکشور را در قبال دریای خزر نشان میدهد.
در این دیدارها هر دو طرف تمایل خود را به پرداختن به خزر به عنوان دریائی ویژه، نه به عنوان یک دریاچه، به روشنی نشان دادند. به این ترتیب، جمهوری اسلامی تنها کشور ساحلی خزر خواهد بود که همچنان بر مشاع بودن این دریا تاکید میورزد.
روسیه تاکنون با جمهوریهای آذربایجان و قزاقستان بر سر بهرهبرداری از خزر به توافقهای دوجانبه دست یافته است. اکنون جمهوری ترکمنستان نیز برای دستیابی به توافقی مشابه با مسکو ابراز علاقه کرده است. مسکو در حالی به دنبال توافقهای دوجانبه با کشورهای ساحلی خزر است که همزمان، با یادآوری دو قراردادی که شوروی سابق با ایران بسته است، به جمهوریهای آذربایجان، قزاقستان، و ترکمنستان هشدار میگوید که منافع آنها تنها از راه سازش با کرملین تامین میشود.
سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجه روسیه در دیدار روز پنجشنبه خود با صفرمراد نیازاف، رئیس جمهوری ترکمنستان، از همین حربه یادآوری بهره گرفت و گفت همزمان با همکاری در زمینه قضایای مربوط به خزر، دستیابی به توافقهای فرعی و جنبی ضرورت دارد. لاوروف افزود تا زمان دستیابی به قراردادی که نظام حقوقی دریای خزر را مشخص سازد، روسیه به توافقهای شوروی سابق با ایران پایبند خواهد ماند.
به تعبیر ایران این دو قرارداد که در دهههای 1920 و 1940 میلادی بسته شدند، دریای خزر به صورت مشاع در مالکیت بالمناصفه ایران و شوروی سابق است. برپایه قوانین بینالمللی، این دو قرارداد همچنان معتبر شناخته میشوند اما در عمل قضییه به گونه دیگری است.
روسیه با دو جمهوری شوروی سابق، یعنی جمهوری آذربایجان و جمهوری قزاقستان، قراردادهای دو جانبه بر سر خزر بسته است و اکنون تا بستن قراردادی مشابه با جمهوری ترکمنستان نیز گامی بیشتر فاصله ندارد.
از سوی دیگر، با افتتاح خط لوله نفتی باکو – تفلیس – جیهان، صدور نفت خزر از جمهوری آذربایجان نیز عملا آغاز شده است در حالیکه اختلاف میان جمهوری اسلامی و باکو بر سر منابع خزر به قوت خود باقی است.
لالائی های رهبر
رادیو فردا: در دیدار اخیرش با هیات دولت رهبری فرازهائی از نامه حضرت علی به مالک اشتر را بازگو کرد: توصیه به نرنجیدن از درشت گویان، به پرهیز از خود شیفتگی، به شنیدن مطالبات مردم بدون پیشداوری ..... از قدیم گفته اند عمل سراسر به گفتار نیست. اگر مالک اشتر زنده نماند که توصیه های حضرت علی را اجرا کند اما از آنجائی که رهبری به حمد الله در قید حیات است می توان میزان تبعیت او را از نصایح علوی خودش دریافت
تشديد خروج اطلاعات محرمانه از ايران در چند ماه اخير
پیک ایران: فردا : روند رو به رشد خروج اطلاعات محرمانه از كشور موجب نگراني كارشناسان سياسي و اطلاعاتي شده است.
به گزارش خبرنگار «فردا» برخي اخبار تاييد نشده حكايت از شدت يافتن خروج اطلاعات محرمانه از كشور ظرف چند ماه گذشته داشته به گونه اي كه برخي كارشناسان مي گويند حجم اطلاعات خارج شده در اين مدت به اندازه دستكم 10 سال گذشته بوده است.
گفته مي شود بيشترين حجم خروج اطلاعات از طريق تخليه اطلاعاتي برخي مسئولان بوده است.
بر اساس برخي گزارشهاي تاييد نشده، داده ها و اطلاعاتي كه از طريق تخليه اطلاعاتي همراهان يك مقام ارشد در يك سفر خارجي در اختيار بيگانگان قرار گرفته، قابل توجه است.
يك كارشناس سياسي در اين باره به خبرنگار «فردا» گفت: يكي از روشهاي كسب اطلاعات از داخل ايران براي سرويسهاي جاسوسي خارجي و يا گروههاي اپوزيسيون تماس با مديران و كارشناسان كشورمان و تخليه اطلاعاتي آنهاست.
وي افزود: متاسفانه بعضا در گذشته برخي مسئولان مياني كشورمان بدون توجه به هشدارهاي موجود و صرفا بر اساس حسن ظن به افراد، بدون آنكه متوجه باشند هويت واقعي طرف گفتگوي آنها چيست اقدام به ارائه اطلاعات و يا اخبار ارزشمند به آنها كرده اند.
به گفته وي، بي تجربگي برخي مديران مياني در دوره جديد و عدم رعايت احتياطهاي لازم از سوي آنها، احتمال خروج اطلاعات از كشور را بيشتر كرده است.
تشديد فشار نيروهای حراست برای ايجاد جو خفقان بيشتر در دانشگاهها
پیک ایران : بر اساس گزارشهای دريافتی در دانشگاه هاي آزاد اسلامی سراسر استانهای شمالی بخصوص استان گيلان، نيرو های حراست دانشگاه ها که اکثرا متشکل از گروه های شبه نظامی بسيج بوده ، طبق دستوری به صورت گسترده دست به ايجاد فضای سرکوب و خفقان شديدتر از گذشته زده اند. بر پايه اخبار رسيده نيرو های حراست با حضور در جلوی درب دانشگاه و در محوطه آن به بهانه بد حجابی برای دختران و پوشش نامناسب برای پسران آنان را مورد سئوال قرار ميدهند تا ضمن ايجاد فضای خفقان بتوانند در صورت لزوم برای آنان پرونده سازی کنند
.در اين رابطه حتی چند هفته پيش در دانشگاه آزاد شهر رشت تعدای از دانشجويان را بوسيله مينی بوس به مکانی در اطراف شهر منتقل کردند و از دانشجويان تعهد گرفتند .
همچين يک منبع آگاه نيز اعلام کرد در اکثر دانشگاه های آزاد سراسر استان های شمالی حراست اقدام به نصب دوربين هايی مدار بسته کرده تا هر گونه رفتار دانشجويان را زير نظر گرفته و حرکات دانشجويان در دانشگاه تحت کنترل اين نهاد باشد .
اين دوربين ها در 2 دانشگاه آزاد رشت و قايم شهر ديده شده ، البته تعداد ان در سطح دانشگاه مشخص نيست چرا که به صورت مخفيانه نصب گرديده و شايد استتار شده باشند .
در همين حال نيرو های حراست دانشگاه آزاد اسلامی در بيشتر موارد به دنبال بهانه جوئی از دانشجويان هستند و موارد اعتصابات صنفی برای خواستهای گوناگون مانند درخواست کولر و بدی غذا و...را با کنجکاوی پيگيری ميکنند.
----------------------------------------------------
در رابطه با تشديد فعاليت نيروهای حراست در دانشگاهها توجه شما را به خبر 24 مهر ماه (16 اکتبر ) پيک ايران جلب ميکنيم :
گزارش دريافتی : امروز صبح (ديروز، شنبه) دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد در اعتراض به اقدام حراست این دانشگاه مبنی بر جدا سازی ورودی خواهران و برادران به دانشکده فنی و مهندسی همچنین اجرای طرحی موسوم به جامعیت که مانع ورود دانشجویان با موی بلندتر از زیر گوش - آستین کوتاهتر از مچ و داشتن ریش در صورت نداشتن سبیل – لباسهای رنگی – کفشهای اسپرت رنگی به دانشگاه میشد و حتی در مواردی تعرض به بلندی قد و طرز راه رفتن دانشجویان ، اقدام به شکستن کلیه شیشه های این دانشکده و تجمع در روبروی این دانشکده نمودند .
دانشجویان در اعتراض به محدودیتهای اعمال شده توسط حراست دانشگاه مبنی بر ورود از ورودیهای جداگانه و استفاده آقایان از راه پله های صورتی و استفاده خواهران از راه پله های زرد و محدودیتهای اعمال شده به نوع آرایش صورت و لباس که البته در گذشته نیز اعمال میشده ولی از امروز رنگ تازه ای به خود گرفته بود با پرسنل حراست در دانشکده فنی درگیر شده و پرسنل حراست تعدادی از دانشجویان را به عنوان گروگان و به جهت ترساندن دیگر دانشجویان به داخل اتاق حراست کشاندند و دانشجویان با شعار رهاش کن رهاش کن و یورش به محل دفتر مدیریت حراست واقع در طبقه سوم دانشکده باعث شدند دانشجویان دستگیری در کمتر از 30 ثانیه آزاد شوند.
رئیس حراست دانشگاه که شخصی است بنام معتمدی با روحیه بسیار بالا در تجمع دانشجویان حاضر شد و شروع به تهدید دانشجویان نمود. که البته با هجوم دانشجویان مجبور به ترک محل گردید و بعضا چند مشت و لگد هم نثار ایشان گردید.
بسیاری از دانشجویان که در محل حظور داشتند تهدید به اخراج و به طعنه فارغ التحصیلی شدند که این حربه نیز کارساز نبود و دانشجویان به سر دادن شعارهایی همچون :
معتمدی حیا کن دانشجو را رها کن
جاسبی جنایت میکند دولت حمایت میکند
و شعارهای پراکنده نمودند.
حضور قریب به اتفاق 7 تا 10 هزار دانشجو که از دانشکده فنی و مهندسی و دانشکده های دیگر که روبروی این دانشکده تجمع کرده بودند نشان از ناراحتی کل دانشجویان دانشگاه از رفتار ناشایست پرسنل حراست با دانشجویان بود.
رده بندی جهاني آزادی مطبوعات ٢٠٠٥، ایران مقام چهارم از آخر
گزارشگران بدون مرز: ايران در رده ی ۱٤٦ هنوز در عرصه ی آزادی مطبوعات، با ٧ روزنامه نگار زنداني و ٤ روزنامه نگار ديگر که هر لحظه امکان بازگشت به زندان را دارند، چراغ قرمز کل منطقه محسوب مي شود.
رده بندی جهاني آزادی مطبوعات
گزارشگران بدون مرز چهارمين رده بندی آزادی مطبوعات در جهان را منتشر کرد. در پايين ترين رده ها کره شمالي (۱٦٧) اريتره (۱٦٦) و ترکمنستان (۱٦٥) قرار دارند که نقاط سياه اطلاع رساني در جهان را تشکيل مي دهند. در اين کشورها مطبوعات خصوصي وجود ندارد و آزادی بيان در مدار صفر درجه است. خبرنگاران رسانه های رسمي انتقال دهندگان تبليغات حکومتي هستند و هرگونه سرپيچي شديدا مجازات مي شود، يک کلمه ی اضافه، اشتباهي املايي در نوشتن نامي، تحليلي جدا از خط رسمي مي تواند به زنداني شدن روزنامه نگار بينجامد و يا مورد وی را مورد غضب حکومت قرار دهد.
در آسيای شرقي [ برمه (۱٦٣)، چين(۱٥٩)، ويتنام (۱٥٨) لائوس (۱٥٥) ] در آسيای مرکزی [ ترکمنستان(۱٦٥)، اوزبکستان(۱٥٥)، افغانستان(۱٢٥)، و قزاقستان(۱۱٩)] در خاورميانه [ ايران (۱٦٤)، عراق (۱٥٧)، عربستان سعودی (۱٥٤)، سوريه (۱٤٥)] دشوارترين مناطق جهان در رابطه با آزادی مطبوعات محسوب مي شوند. در اين کشورها سرکوب حکومتي و خشونت اعمال شده توسط گروه های نظامي عليه مطبوعات، مانع بيان آزد رسانه هستند.
عراق (۱٥٧) نسبت به گزارش ساليانه ٢٠٠٤ بازهم سير نزولي را طي کرده است. از آغاز سال ميلادی ٢٠٠٥ تا امروز دست کم ٢٤ شاغل در رسانه در اين کشور کشته شده اند،از آغاز جنگ در ماه مارس ٢٠٠٣ تا امروز در کل ٧٢ روزنامه نگار و همکار مطبوعاتي در عراق کشته شده اند. امری که از نظر تعداد کشتار روزنامه نگاران در بعد از جنگ جهاني دوم بي سابقه است.
در عوض تعداد بيشتری از کشورهای آفريقايي و امريکای لاتين [بنين، نامبيا (٢٥)، السالوادور (٢٨)، جزيره موريس (٣٤)، مالي (٣٧) کستاريکا (٤۱) و يا بوليوی (٤٥) ] به رده های عالي تری ارتقا يافته اند.
نزول دمکراسي های غربي
چند کشور دمکراتيک غربي در رده بندی کنوني به رده های پائين تری سقوط کرده اند. از جمله ايالات متحده امريکا (٤۱) که بيش از ٢٠ رده نزول کرده است. علت اصلي اين امر بازداشت جوديت ميلر گزارشگر نيويورک تايمز و رويه های قضايي ست که حفظ امنيت منبع خبری را دشوار کرده است. همچنين کانادا(٢۱) چند رده به پائين آمده است، در آنجا نيز علت تصميمات قضايي است که حفظ ناشناسي منبع خبری را شکننده و روزنامه نگار را به "همکار" دستگاه قضايي تبديل کرده است. فرانسه نيز(٣٠) در حال نزول است، بازرسي دفاتر رسانه ها و بازداشت روزنامه نگاران و وضع جرايم جديد مطبوعاتي از جمله عوامل اين سقوط هستند.
در راس رده بندی همچون سال گذشته کشورهای اروپای شمالي قرار دارند( دانمارک، فنلاند، ايرلند، ايسلند، نروژ و هلند) که آزادی مطبوعات واقعي و پايداری را تضمين مي کنند. ده کشور اول رده بندی اروپايي هستند و سپس زلاند نو (۱٢)، تريلند و توباگو (۱٢) و بنين(٢٥)، و کره جنوبي (٣٤) در صدر قاره های ديگر قرار مي گيرند.
آزادی مطبوعات، رشد اقتصادی و استقلال
کشورهايي که اخيرا استقلال خود را يافته اند احترام بسيار بيشتری به آزادی مطبوعات از خود نشان مي دهند. اينگونه راه را بر توجيهات تحريف آميز بسياری از رهبران اقتدارگرا که مي گويند سالها بايد برای استقرار دمکراسي صبر کرد بسته اند. ٩ کشور که در طي ۱٥ سال اخير استقلال خود را بازيافته اند در ميان ٦٠ کشور اول رده بندی قرار دارند. اسلواني(٩ )، استوني (۱۱ )، لتوني (16 )، ليتواني(٢۱ )، نامبيا( ٢٥) ، بوسني هرزوگوين( ٣٣) ، مسدوني(٤٣)، کرواسي(٥٦)، و تيمور شرقي (٥٨)
پيشرفتي اندک در خاور نزديک
در اين منطقه کمتر کشوری وجود دارد که جايي مناسب در رده بندی داشته باشد. اسرائيل(٤٧) نيز که در صدر کشورهای منطقه قرار دارد به دليل تهديدها و اقدامات سخت گيرانه ی ارتش در مناطق اشغالي نسبت به روزنامه نگاران، چندين رده تنزل داشته است. اعمال خشونتي در ٢٠٠٥ به وضوح کمتر شده اند و همچون سال گذشته موضوع طرح جداگانه ای نخواهند بود. اخراج يک روزنامه نگار فرانسوی در ماه ژوئيه گذشته در نزول اين کشور نقش داشته است.
در عوض هنوز نا امني در نوار غزه حاکم است و روزنامه نگاران هزينه آن را مي پردازند. در سال جاری جهار روزنامه نگار ربوده شده اند و تشکيلات خود مختار فلسطين(۱٣٢) به نظر مي رسد در جلوگيری از وخامت اوضاع ناتوان است.
دستگيری و ترور منطقه را در بر گرفته است
ايران در رده ی ۱٤٦ هنوز در عرصه ی آزادی مطبوعات، با ٧ روزنامه نگار زنداني و ٤ روزنامه نگار ديگر که هر لحظه امکان بازگشت به زندان را دارند، چراغ قرمز کل منطقه محسوب مي شود. اکبر گنجي عليرغم بيش از ٦٠ روز اعتصاب غذا و حمايت جهاني و قول های عديده مسئولان برای آزادی وی هنوز در سلول انفرادی و در تنهايي مطلق بسر مي برد. از سوی ديگر مجتبي سميعي نژاد وبلاگ نويس معترض از آبان ماه سال گذشته در زندان است، وی در دادگاهي به دوسال و ده ماه زندان محکوم شده است.
در الجزاير (۱٢٩) رئيس جمهور عبدالعزيز بوتفليقا تلاش دارد مطبوعات خصوصي را سر پا نگاه دارد. محمود بن شيکو از ۱٦ ماه پيش در زندان بسر مي برد، صدور احکام زندان قطعي برای روزنامه نگاران در رابطه با جرائم مطبوعاتي همچنان ادامه دارد. شرايط در شهرستانها برای روزنامه نگاران محلي که تحت فشار و تهديد بسر مي برند دشوارتر شده است.
لبنان که به شکل سنتي رهبری جهان عرب در عرصه آزادی مطبوعات را در دست داشت در طي دو سال بيش از٢٠رده پائين تر آمده است. قتل سمير قيصر در ژوئن سال جاری يکي از اصلي ترين دلايل اين سقوط بوده است. حمله به مای شيدياک خبرنگار ديگر که منجر به نقض عضو وی شده است در سپتامبر سال جاری اين وضعيت را در ماه های آينده بهبود نمي بخشد.کارکنان رسانه ها در بعد از ترور رفيق حريری در فوريه ٢٠٠٥ به هدف عمده حملات بدل شده اند و بهای گزاف شرايط ناامني اسف بار در لبنان را مي پردازند. برای اولين باربعد ازسالها روزنامه نگاران در وحشت و نا امني از کشور مي گريزند.
ارتش امريکا در عراق (عراق در امريکا ۱٣٧) همچون دو سال گذشته محکوم به تجاوز آشکار به آزادی مطبوعات در عراق شده است. دست کم ٦ روزنامه نگار بدون هيچ توضيحي در زندان ابوغريب زنداني شده اند. اين روزنامه نگاران حق ملاقات با افراد خانواده، وکلا و کارفرمايان خود را ندارند. ٤ روزنامه نگار در فاصله سپتامبر ٢٠٠٤ تا سپتامبر ٢٠٠٥ با تيراندازی سربازان امريکايي کشته شده اند.
غيبت رسانه های مستقل
در سوريه(۱٤٥)، عربستان سعودی (۱٥٤) و ليبي (۱٦٢) مطبوعات آزاد و مستقل وجود ندارد. تنها منبع اطلاعات مردم اين کشورها رسانه های دولتي هستند که انتقال دهندگان تبليغ حکومتي اند. مصر (۱٤٣) به وضوح نسبت به سال گذشته تنزلي جشمگير داشته است. رئيس جمهور حسني مبارک به وعده های سال گذشته خود مبني بر حذف جرايم مطبوعاتي از قوانين جزايي عمل نکرد و تعداد بسياری از روزنامه نگاران مورد تهاجم قرار گرفتند. درتونس (۱٤٧) طناب بر گردن روزنامه نگاران محکم تر مي شود و تعهدات زين العابدين بن علي در عرصه آزادی مطبوعات گسترده فقط خاک به چشم جهان پاشيدن است. سانسور رسمي برای جلوگيری از تاسيس رسانه های مستقل مورد استفاده قرار مي گيرد، در سپتامبر گذشته از برگزاری اولين مجمع عمومي سنديکای مستقل روزنامه نگاران که در برگيرنده ی ۱٥٠ رسانه است، جلوگيری به عمل آمد. در کشوری که از ٢٥ تا ٢٧ آبان ماه ميزبان دور دوم مذاکرات جامعه جهاني اطلاعات است . سر بر آوردن مطبوعات آزاد سرابي بيش نيست.
October 20, 2005
4 روز بعد از نا آرامیهای دانشگاه آزاد نجف آباد
پیک ایران: بعد از سانسور شدید مطلب و اخبار درگيری دانشجویان با حراست دانشگاه آزاد نجف آباد جناب آقای دکتر امیری در مصاحبه با خبرگزاری مهر نیوز گزارشهای درگيری در دانشگاه را بی اساس خواند و کل ماجرا را به اعتراض دانشجویان دانشکده فنی و مهندسی با دانشجویان دیگر که به دانشکده فنی آمده و روزه خواری میکنند تغییر داده و خسارات وارده به دانشکده فنی را محدود به شکستن 3 یا 4 شیشه بوردهای اطلاع رسانی نمودند.
دانشجویان دانشگاه نیز با پوشش خبری مناسب و ارسال مطالب و عکسهای گرفته شده به خبرگزاریهای داخل و خارج از کشور اطلاع رسانی جامع و کاملی را انجام دادند و خبرگزاریهای داخلی بعد از آن موفق به مصاحبه با هیچیک از مسئولین دانشگاه جهت پاسخگویی و تایید مطالب و عکسها نشده اند.
در چنین جامعه ای که ریاست بزرگترین و جامعترین دانشگاهش آن هم از مدل آزاد این چنین اقدام به دروغ پردازی و سانسور خبری میکند شما در ابعاد بزرگتر پی به بی خردی و چهره ننگین مسئولین کشور می برید.
وقتی پرسنل حراست با داشتن مدرک سیکل یا نهایتا دیپلم به خود اجازه هر گونه برخوردی چه قانونی و چه سلیقه ای را با دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی میدهند چگونه میتوان به رشد علمی و فکری دانشجویان فکر کرد چه رسد به اینکه این موضوع جامع عمل بپوشد.
از دوستان شنیدم که پرسنل حراست در اوقات انجام وظیفه خود با بیسیمهای دستی دائم در مورد چیزهای بی ربط مانند گرفتن قند و شکر یا برنج کوپنی از تعاونی دانشگاه صحبت میکنند.
حالا شما تصور کنید پرسنل حراست که اکثرا بی سواد هستند و شکل ظاهری لباس و آرایش سر و صورت آنها واقعا" شایسته انتظامات دانشگاه نیست به چه مواردی گیر میدهند!!
این مطلب را برای دسته ای از آنها مینویسم که اگر روزی فردی از خانواده شما دچار بیماری گردید و نیاز به معاینه پزشک داشت فرض کنیم پزشکی که به او مراجعه میکنید یکی از دانشجویان قبلی همین دانشگاه باشد. ایا شما از رفتار خود در طی خدمت در حراست با دانشجویان شرمزده نمیشوید؟
یا مهندسی که برای شما راه یا ساختمان میسازد، آیا دینی در خود احساس نمی کنید.
امیدوارم حداقل اگر تحصیلات عالی ندارید شرف و عزت داشته باشید تا خدای متعال از شما راضی باشد و در این دنیا نیز به جای نعل و نفرین روزانه هزاران دانشجو ثواب دنیوی و اخروی نصیبتان شود.
لینک مصاحبه دکتر امیری ریاست دانشگاه نجف اباد با خبرگزاری مهر نیوز
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=241495
دانشجوی دانشگاه آزاد نجف آباد
دریافت آدرس پراکسی از طریق رادیو صدای آمریکا
رادیو صدای آمریکا
صدای آمریکا اخیرا اقدام به ارسال آدرس های پراکسی برای علاقمندان کرده با وارد کردن آدرس میل خود اخبار و آدرسهای جدید پراکسی را از طریق میل دریافت خواهید کرد
قائم مقام شرح جنایت را از "کتاب کوچه" احمد شاملو بخوانید
پیک نت: اگرچه معاهده تحمیلی ترکمن چای پیشاپیش رسیدن محمد میرزا ) نوه فتحعلی شاه( به سلطنت را مسجل کرده درآن جای شکی باقی نگذاشته بود، معذالک آخوند ملا عباسی ماکوئی، مربی شیاد محمد میرزا، درایام ولیعهدی او بدو چنین تلقین کرده بود که " رسیدن تو به سلطنت جزبه اراده من ومساعدت انفاس قدسی من محال خواهد بود". لاجرم آخوند ریاکاراطمینان کامل داشت که با رسیدن شاگرد ضعیف النفس او به سلطنت، مقام صدارت عظمای ایران متعلق به او خواهد بود. گیرم با درنظرگرفتن آن همه مدعیان سلطنت که در ابتدای کاروجود داشت ترجیح میداد که قوام یافتن امرسلطنت وسرکوب شدن مدعیان، کاروزارت وصدارت با قائم مقام باشد. اما همین که اساس سلطنت قوام گرفت ومدعی ومزاحمی باقی نماند. آقاسیبیدرنگ دست به کارشد. تنی چند ازروسای خلوت شاهی را که هریک ازطریقی درمزاج محمدشاه نفوذ داشتند با خود همداستان کرد وبرای تیره کردن روابط شاه و قائم مقام لحظه ئی را ازدست نداد.
اعضای این " حوزه منحوسه" دیرآمدن قائم مقام را به حضورشاه، که معلول تراکم شدید کارها بود، چنین جلوه دادند که " دلیلبیاعتنائی اوبه شماست" و سکههای تازه ضرب را که عبارت روی آنها " شاهنشه انبیا محمد" بود دستاویزقراردادند که به شاه بگویند " این محمد شما نیستید؛ پسرخودش میرزا محمد است که خیال دارد اورا به جای شما به سلطنت برساند؛"
قائم مقام که ازاین بازیهای زیرپرده خبری نداشت همه وقت ونیروی خود را صرف اصلاح امورکشورکرده بود. دست بیکارگان مفتخوار را ازکارها ومقامات مهم کوتاه میکرد وناگزیرافراد دلسوزوفعالی را که خود میشناخت ومورد اعتمادش بودند برکارها میگماشت. خزانه کشوررا که تا آن هنگام حساب وکتابی درکارش نبود تحت قاعده ئی درآورد وبرای هرکار بودجه ئی مشخص کرد وچون دربارمی بایست نشان بدهد که پیشقدم قبول اصلاحات است نخست به محدود کردن حقوق ومزایای درباریان وازآن جمله شخص شاه پرداختبیآن که یک دم بیندیشد که با این کارخود خنجردرکف دشمنان نابکارخویش میگذارد.
این کاردربار را به یکباره براو برانگیخت وشمشیرها همه از روبسته شد. قائم مقام که عاقبت به وجود نطفه خطری دردربار پی برده بود به قصد پیشگیری ازاقدامات مخالفان وخاموش کردن شعله فتنههای درباریان رئیس قراولان درباری را که ازهمدستان حاج میرزا آقاسی بود برکنارکرد وافسری از متعمدان خود را براین کارگماشت. لیکن دیگرکارازکارگذشته بود، مخالفان که تا آن هنگام به قدرکفایت پایههای اعتماد شاه را سست کرده بودند این عمل را نزد او مقدمات کودتائی قریب الوقوع جلوه دادند ومتقاعدش کردند که دیگرجزدستگیری واعدام سریع قائم مقام هیچ راه نجاتی باقی نمانده است. شاه این همه را پذیرفت لیکن به اعدام اوتن درنداد. زیرا با سوگندی که چند سال پیش ازآن یاد کرده بود نمی توانست به ریختن خون اورضا دهد.
ماجرا ازاین قرار بود:
به سال 1246 هجری قمری که قائم مقام درمعیت عباس میرزا ) نایب السلطنه( وپسراو محمد میرزا ) یا محمد شاه آینده ( برای سرکوبی فتنهء عبدالرضا خان یزدی به صفحات یزد وکرمان اردو میکشیدند، قائم مقام در نائین ازحاج محمدحسن کوزه کنانی، عارف معروف 1152- 1247 که پیرو مراد او بود زیارتی به عمل آورد. دراین دیدارمحمدمیرزا نیزقائم مقام را همراه کرده بود. شیخ محمدحسن که دراین هنگام نودوپنج ساله و در نهایت ضعف پیری بود، به هنگام وداع مهمانان پاره کاغذی درمشت قائم مقام نهاد که درآن نوشته بود: " توبه دست این محمد میرزا کشته خواهی شد!"
دوسال پس ازاین ماجرا، یعنی به سال 1248، هنگامی که محمدمیرزا و قائم مقام شهرهرات را درمحاصره دارند، عباس میرزا که به سبب بیماری شدید به مشهد آمده است مرگ خود را نزدیک یافته آن دو را به بالین خویش خواند و قائم مقام را سوگند میدهد که برای رسانیدن محمدمیرزا به سلطنت ازهیچ کوششی فروگذارنکند- قائم مقام که محمدمیرزای خشکه مقدس نالایق را به جهات بسیاروازآن جمله اسارت معنوی او در چنگال حاجی میرزا آقاسی شیاد شایسته پادشاهی نمی دانست به عباس میرزا محتضرتوصیه کرد که دیگری از اولاد خود را بدین کارنامزد کند. وچون عباس میرزا نپذیرفت بدو گفت: " برمن معلوم است که محمدمیرزا مرا به قتل خواهد آورد. وهرگزکسی قاتل خود را نمی پرورد!
نایب السلطنه به محمدمیرزا امرکرد به اتفاق قائم مقام به حرم امام رضا بروند، محمدمیرزا سوگندی خورد که هرگزخون قائم مقام را نمی ریزد و شمشیررا به روی اوحرام کند، وقائم مقام نیزمتقابلا سوگند بخورد که هرگز به محمدمیرزا خیانت نورزد وازهیچ گونه خدمتی درحق اوکوتاهی نکند و چون این تحلیف ازدوطرف به جای آمد نایب السلطنه دست پسرش محمد را دردست قائم مقام گذاشت وگفت: " اکنون با خاطرآسوده میمیرم.
چنین بود که محمدشاه به اعدام قائم مقام رضا نمی داد ودربرابروسوسههای ملا عباس مکاروهمدستانش مقاومت میکرد. ازجمله این همدستان، یکی امام جمعه وقت بود ودیگری کمیل- وزیرمختارانگلیس درایران". ازگزارش 21 ژوئن 1835 سفیربه وزارت خارجه بریتانیا درباب قتل قائم مقام، ونیزاز روزنامه خاطرات وی چنین برمی آید که او نیزدرهلاک آن مرد بزرگ نقشی تمام بازی کرده است. چنانکه وقتی شاه را مردد یافته بدوگفته است: " اگر تنها به عزل وتبعید اواکتفا کنید دوباره بازمی گردد؛ همان طورکه ازتبریز به خراسان تبعیدش کردند وبازروی کارآمد!"
اما سرانجام ملای شیاد راهی پیش پای شاه نهاد تا هم تاج وتخت ) که به زعم اوسخت درخطرافتاده بود( ازخطربرهد وهم پادشاه به سوگندی که یاد کرده استبیوفائی نکرده باشد. قائم مقام را خفه میکنیم تا " خونش را نریخته باشیم وتیغ به رویش نکشیده باشیم!"
محمد شاه سست عنصروحشت زده، این فکررا پسندید وبراین تصمیم نبوغ آسا صحه گذاشت؛
غروب روز24 صفر1251 هجری قمری پیشخدمتی ازباغ نگارستان به باغ لاله زارآمد که شاه قائم مقام را احضارفرموده است. قائم مقام اسب طلبید، کربلائی قربان، نوکرپیرمورد علاقه او- پدرمیرزا تقی خان، امیرکبیرآینده- )که به احتمال زیاد مخاطب فرضی ضرب المثل نیزهموست ( هنگامی که قائم مقام پادررکاب میکرده پیش دویده بدو گفته است:- قربانت برم، کجا میری؟ خواب دیده ام که خدا نکرده اتفاق بدی برات میافتد.
قائم مقام میخندد ومی گوید" – زود برمی گردم پیرمرد!
باری، درباغ نگارستان به قائم مقام میگویند شاه درعمارت سردرمنتظراوست، اما چون شاه را درآنجا نمی یابد میگویند"- باشید، تشریف میآورند.
وچند دقیقه بعد، یکی میآید وقلمدان ولوله کاغذ اورا که )معمولا وزرا همیشه دربرشال آماده داشته اند( بدین بهانه که " شاه خواسته اند" ازاو گرفته با خود میبرد.
انتظاربه طول میانجامد. چون وقت نمازمی گذشته نمازمغرب وعشاء را میخواند وبالاخره میگوید" – اگرشاه فرمایشی با من ندارند بهترست بروم چون که درمنزل با کشی وعده ئی دارم.
می گویند:- فرموده اند- کارلازمی با شما دارم، خارج نشوید تا احضارتان کنم.
می گوید:- پس قدری استراحت میکنم.
شال کمررا بازکرده زیرسرمی گذارد، جبه را روی خود میکشد ومی خوابد. ازخواب که بیدارمی شود دوساعتی ازشب گذشته است.
می گوید:- اگرشاه تشریف نمی آورند من بروم خدمت شان ببینم فرمایش شان چیست.
وچون بازهم جوابهایبیسروته میشنود به مزاح میگوید"- نکند من اینجا محبوسم؟
می گویند:- شاید!
تعریف کرده اند که یا شنیدن این پاسخ دراتاق شروع به قدم زدن کرده است.
قائم مقام را پنج یا شش روزگرسنه وتشنه درحوضخانه زیرزمینی عمارت نگارستان بازمی دارند تا خود ازبی آبی وبی غذائی بمیرد. ازدیدارهائی که در این مدت با اوشده وگفت وگوهائی که با اورفته خبری دردست نیست. این قدرهست که سرانجام، شب آخرماه صفر، اسماعیل خان قرچه داغی، سرهنگ فراشخانه شاهی، به اتفاق میرغضب باشی وتنی چند ازآدمکشان خود درهمان حوضخانه برسراومی ریزند و به زمینش میافکنند، قائم مقام با همه ضعف وناتوانی جسمی ناشی ازگرسنگی وتشنگی چندروزه مقاومت سختی ازخود نشان میدهد، چنان که به گفته کمیل انگلیسی " درکشمکش با جلاد، سرودستش میشکند وغرقه خون میشود" ودرآخرکارموفق میشوند دستمالی به حلق اوفروبرند وخفه اش کنند. آنگاه جنازه اش را درگلیمی میپیچند وبر استری میاندازند وشبانه به شاه عبدالعظیم میفرستند.
ازقول متولی آستانه نقل کرده اند: " اذان صبح بود که دررا کوبیدند، چون از خدام کسی نبود خودم دررا بازکردم. دیدم چند تن ازغلامان کشیکخانه اند و نعشی آورده اند که " شاه فرموده این را دفن کنید." پرسیدم جنازه کیست؟ - گفتند جنازه قائم مقام است- خواستم غسلش بدهم وکفنش کنم، نگذاشتند. گفتند مجال نیست".
والبته این را دستورداشتند. نمی خواستند کسی ازمشاهده نعش دریابد که با او چه کرده اند. باری جنازه به همان صورت دفن شد. درصحن امامزاده حمزه، کنارمزارشیخ ابوالفنوح رازی .
با استفاده ازمنابع مختلف وسپاسگران دوره قاجار
خان ملک ساسانی، جلد2، حاج میرزا آقاسی. ص 152
حکم ۳۰ ضربه شلاق يک وبلاگ نويس در زندان تبريز اجرا شد، پيمان پاک مهر
گویانیوز: سيداحمد سيدسراجي
پيمان پاک مهر . روزنامه نگار در تبريز
www.tabriznews.com
pakmehr88@hotmail.com
Tel:00989144157400
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر: حکم 30 ضربه شلاق تعزيري "سيد احمد سيد سراجي "وبلاگ نويس زنداني در زندان تبريز اجرا شد.
"سيد احمد سيد سراجي " در تماس تلفني کوتاه از زندان تبريز به سرويس حقوق بشر تبريز نيوز گفت:شعبه 7 اجراي احکام دادگستري تبريز حکم تعزيري 30 ضربه شلاق را در مورد من به اجرا گذاشت.
سراجي افزود:اهانت به رهبري نظام و مسيولين بلند پايه از موارد اتهامي من در اين پرونده بود که شعبه 7 اجراي احکام دادگستري تبريز آن را اجرا کرد.
"سيد احمد سيد سراجي " وبلاگ نويس تبريزي در زندان مرکزي تبريز که به اتهام تبليغ عليه نظام در 8 تير 84 دستگير و در زندان مرکزي تبريز دوران محکوميت خود را مي گذراند مديريت چند وبلاگ را به عهده داشته و به گفته خود ابتدا در سال 82 دستگير و به اتهام نظير تبليغ عليه نظام و ... در دادگاه بدوي شعبه 3 دادگاه انقلاب تبريز محکوم شده که محکوميت 6 ماهه وي مورد تاييد شعبه 4 تجديد نظر استان آذربايجان شرقي قرار مي گيرد.
اين زنداني سياسي بيشتر دوران محکوميت خود را در بند "موقت" زندان تبريز با معتادان ، قاتلين و سارقين هم بند بود که پس از انتقال به بند ديگر توسط افرادي به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و ضاربين وي را تهديد کرده بودند که در نيمه هاي شب رگ دستش را بريده و طوري وانمود خواهند نمود که "سراجي خودکشي کرده است".
در اين خصوص "راديو آزادگان" گفتگويي با "پيمان پاک مهر" انجام داده است .
October 19, 2005
یکی از روش های دور زدن سیستم فیلتر ایران، تبديل کامپيوتر خانگی به سرور و فيلترشکن با چند کليک! کانون وبلاگ نويسان ايران
گویانیوز: سانسور اندیشه و آگاهی در ایران بیداد می کند. اگر تیغ سانسور تا کنون بر گردن روزنامه ها و نشر کتاب حاکم بود، امروز گریبان گیر اینترنت هم شده است. رشد و توسعه روزافزون اینترنت در چند سال اخیر و نقش گسترده آن در پراکندن خبر و آگاهی و آزادی بیان و عقیده، ترس سنگینی بر دل نظام های استبدادی افکنده است
مبارزه با سانسور در اینترنت
سانسور اندیشه و آگاهی در ایران بیداد می کند. اگر تیغ سانسور تا کنون بر گردن روزنامه ها و نشر کتاب حاکم بود ، امروز گریبان گیر اینترنت هم شده است. رشد و توسعه روزافزون اینترنت در چند سال اخیر و نقش گسترده آن در پراکندن خبر و آگاهی و آزادی بیان و عقیده، ترس سنگینی بر دل نظام های استبدادی افکنده است.
ادامه
روش های جديد برای محدود کردن معترضان و سانسور اينترنت در ايران
گزارشگران بدون مرز: اقدامات اخير دستگاه اجرايي ايران نشانگر تمايل به تشديد کنترل بر روی شبکه اينترنت است. شرکت ايراني دلتا گلوبال برنده ی مناقصه ای ست که بايد سيستم جديدی از مسدود سازی بر روی وب را به اجرا بگذارد. گزارشگران بدون مرز اين روش آزادی ستيزانه کنترل شبکه اينترنت را محکوم مي کند و متذکر مي شود که ايران به شکل فعالي در مباحث هدايت اينترنت که در چارچوب مباحث جامعه جهاني اطلاعاتي برگزار مي شود شرکت دارد.
گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي کند " اين اقدامات از يک سو سختگيری ايدئولوژيک حاکميت جمهوری اسلامي ست که خواست رئيس جمهور جديد ايران محمود احمدی نژاد برای در دست گرفتن متمرکز کردن قدرت و سانسور و از سوی ديگر نشان از درگيری و جنگ قدرت در درون جناح محافظه کاران است. مسدود سازی سايت بازتاب که توسط نزديکان آيت اله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامي هدايت مي شد، از نشانه های اين درگيری است. ما همچنين نگران اقدامات شرکت ايراني دلتا گلوبال هستيم که در صورت صحت گفته های يکي از رهبران آن، مسدود سازی و سانسور اينترنت در ايران تشديد و متمرکز خواهد شد و اين خبری ناگوار برای وبلاگ نويسان و کاربران ايراني است."
رحيم معظمي عضو هيئت مديره شرکت دلتا گلوبال در ۱٨ شهريور ماه سال جاری اعلام کرده است که "شركت دلتا گلوبال برندهى مناقصهى شده است که نهاد دولتي ديتا براى ايجاد پايگاه مركزى فيلترينگ برگزار كرده است" وی ههمچنين اعلام کرده است که شرکت وی با ايجاد پايگاه مركزى فيلترينگ سراسر كشور را تحت پوشش قرار مىدهد و همچنين از اعمال سليقه در فيلتر كردن سايتها جلوگيرى و به "هرج و هرج" در عرصه مسدود سازی پايان داده مي شود، ايشان مدعي شده است که با روش شرکت دلتا گلوبال طی ۵ روز همه فيلترشکن ها مسدود میشوند.
در حال حاضر در ايران مسدود سازی با استفاده از تکنولوژی "smart filter" متعلق به شرکت امريکايي Websense انجام مي گيرد. اين شرکت اعلام کرده اند که مقامات ايران بدون داشتن گواهينامه از اين نرم افزار استفاده مي کند. مسدود سازی سايت ها در ايران بشکل منسجمي انجام نمي گيرد و تا حدودی بستگي به شرکت های خدامات دهنده ی اينترنتي دارد. به گونه ای که ممکن است سايتي توسط شرکتي مسدود و در مکان ديگری همان سايت قابل دسترسي باشد.
در ماه های اخير دست کم چهار سايت زنان در ايران که به مسائل و حقوق زنان مي پرداختند توسط دستگاه سانسور مسدود شدند. سايت های : زنان ايران http://www.womeniniran.org/ ، کانون زنان ايران http://irwomen.com ، تريبون فمينيستي www.iftribune.com و زنان، ايران، جهان www.womeniw.com از جمله اين سايت ها هستند. فعالان زن ايراني با انتشار طوماری به اين سانسور اعتراض کرده اند
از سوی ديگر در تاريخ ٢٠ مهر ماه سايت بازتاب Baztab.com توسط دستگاه قضايي مسدود شد. اين سايت متعلق به محسن رضايي يکي از فرماندهان سابق سپاه پاسداران و از نزديکان آيت اله خامنه ای است و از حمايت و همکاری سرويس های اطلاعاتي ايران نيز بهرمند مي شد. بازتاب به انتشار اخباری افشاگرانه برای دولت ايران اقدام مي کرد. بنا بر گفته ی فواد صادقي مدير مسئول بازتاب علت مسدود شدن موقت اين سايت "شکايت دبيرخانه ی سابق شورای عالي امنيت ملي به خاطر انتشار اخباری در باره ی مذاکرات اتمي ايران" است مسدود کردن اين سايت نشانگر آغاز جنگ قدرت در ميان جناح محافظه کاران يعني طرفداران جناح آبادگران رئيس جمهور احمدی نژاد و طرفداران آيت اله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامي است. به نظر مي رسد که اين درگيری با هدف به دست گيری سکان اصلي حاکميت توسط احمدی نژاد و نظاميان حامي وی برای به قدرت رساندن آيت اله مصباح به جای علي خامنه ای است.
دور دوم مذاکرات جامعه جهاني اطلاعات در تئنس در فاصله ی ٢٥ تا ٢٧ آبان ماه در تونس برگزار مي شود ايران به نفع پايان دادن به سلطه امريکا و برای " نوع ديگری از هدايت اينترنت " اعلام موضع کرده است.
دی ولت : کسی احمدی نژاد را جدی نميگيرد
پیک ایران: سايت فردا : روزنامه آلماني «دي ولت» در شماره اخير خود به انفجارهاي اهواز كه به كشته شدن 4 ايراني انجاميد پرداخته و با انتقاد از سخنان احمدي نژاد كه انگليس را يكي از مظنونان اين انفجارها دانسته، نوشت: دشوار است كه بگوييم آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور ايران نمي داند يا پررو مي باشد و يا هردو آنها .
اين روزنامه به دفاع از انگليس در برابر ايران پرداخته و نوشته است: متهم نمودن انگليسي ها به دست داشتن در انفجارها در ايران حاكي از نداشتن قدرت تشخيص واقعيت است . مگر انگليسي ها بقدر كافي در جنوب عراق مشكل ندارند كه آنها را به مناقشه ديگري در كشور همسايه عراق متهم كنند؟
دي ولت افزوده است: رهبران ايران اشتياق زيادي دارند كه غرب را مورد سرزنش قرار دهند مثلا اينكه غرب مي خواهد در ارتباط با برنامه هاي اتمي ايران اين كشور را غير قابل اعتماد بداند و با آن رفتار تبعيض آميز داشته باشد .
اين روزنامه در ادامه نوشته است: اما آنچه موجب نگراني رئيس جمهور ايران شده آن است كه كسي او را جدي نمي گيرد .
دي ولت سپس به عنوان نمره ارزشيابي به سياستمداران ، به احمدي نژاد نمره 6 داده است ( در المان نمره شش برابر با صفر ميباشد چرا که مراتب شماره گذاري از يک تا شش ميباشد).
دو خبر کوتاه : لاجوردي ثاني
پیک ایران: امروز:انصار حزب الله اصفهان از انتصاب استاندار جدید اصفهان استقبال کرد.
بنا به گزارش رسیده به سایت امروز،نشريه عبرتهاي عاشورا، ارگان انصار حزب ا... اصفهان در آخرين شماره خود با ابراز خوشحالی نسبت به حضور استاندار جدید اصفهان آورده است که به دنبال انتصاب مرتضي اعتماد الاسلام بختياري به استانداري اصفهان اميدهاي زيادي براي رفع معضلات اقتصادي، سياسي و فرهنگي اين استان بوجود آمده است.
اين نشریه در ادامه می افزاید : مردم متدين اصفهان آمادگي خود را براي حمايت همه جانبه از اين استانداری كه به لاجوردي ثاني مشهور است اعلام کرده اند.
October 18, 2005
جمهوری اسلامی در تورنتو؟
شهروند: حسن زرهی
رعایت حقوق شهروندی دیگران در جوامع آزاد امر بسیار شناخته شده و محترمی است. و این امر را همه ی اهالی این جوامع فارغ از عقاید و سنن و مذاهبشان مراعات میكنند. از همه مهمتر رسانه های جوامع آزاد اعم از اصلی و یا قومی مراقب هستند كه پایشان در چاله ی خود محوربینی و تعمیم عقاید و سلایق خاصی نلغزد كه هم به لحاظ اخلاقی و هم از منظر قانونی ملاحظات و مكافات هایی در پی خواهد داشت.
دو هفته پیش یكی از كاسبان محترم این شهر در یكی از نشریات فارسی زبان آگهی داده بود و به مناسبت ماه رمضان ایرانیان را ترغیب و تشویق به روزه داری کرده بود و نه تنها این که یک قدم پا پیش تر گذاشته بود و درخواست کرده بود که کسی تظاهر به روزه خواری نکند و یا به عبارت دیگر بهتر است تظاهر به روزه داری کند. یعنی همان فرهنگ تقیه!
جا افتادن این فرهنگ در بین جوامعی مثل جامعه ما که در کشورهای میزبان در رده مسلمان ارزیابی می شوند خطرناک و مضر است، چرا که به راحتی می تواند حقوق دیگرانی را که مسلمان نیستند اما متعلق به آن جامعه هستند و احساس تعلق به آن جامعه می کنند و با آن جامعه بده بستان دارند مورد تعرض قرار دهد و خود را چنان محق بداند که برای دفاع از این حق اعتقادات خود را به دیگران تحمیل و دیکته کند، و احتمالا اعضا و افراد یک جامعه مجبور شوند همان ضرب المثل قدیمی و ضد حقوق بشری خودمان که "گر نخواهی شوی رسوا همرنگ جماعت شو" را ناچارا پیشه خود کنند و در واقع با این کار آگاهانه و یا ناآگاهانه فرهنگ ضد حقوق بشرانه را ترویج و تحکیم کنند.
متاسفانه مراعات حقوق بشر در جامعه ما بسیار بسیار جوان و شکننده است و برای رشد و تحکیم آن ما نیاز داریم که بسیار هوشیارانه عمل کنیم. در بین ما ایرانیان اعتقادات مذهبی گوناگون و متفاوتی هست که اگر بخواهیم درخواست آن کاسب محترم را رعایت کنیم احتمالا مجبوریم دائم خود را مسلمان و روزه دار نشان دهیم، و یا روی پیشانی خود یا بازوی خود آرمی و نشانی وصل کنیم و اعتقادات خود را توضیح دهیم که هر دوی این کارها مغایر با حقوق بشر است و همان به که همدیگر را تفتیش عقاید نکنیم و آزادی عمل، داد و ستد و کار و زندگی را از هم سلب نکنیم.
آن كاسب محترم در متن آگهی خود می گوید: "توصیه میشود كسانی كه به هر دلیل نمیتوانند یا نمیخواهند روزه بگیرند، به احترام این ماه و به احترام روزه داران از تظاهر به روزه خواری پرهیز كنند."
حالا بیاییم و این درخواست ایشان را تعمیم بدهیم به صدها مذهب و باور و سنن و مراسم مورد احترام اقوام و مذاهب مختلف در كانادا و در همین جهانشهر تورنتو، و از حدود 3 میلیون جمعیت جهان چهره ی این شهر بخواهیم كه هر ماه به دستور یكی از كاسبان مذاهب و عقاید و سلایق و سنن چندصدگانه مجبور به مراعات مراسم و موارد ویژه ای بشوند.
شما چطور می توانید كه زرتشتیان و بهاییان و مسیحیان و یهودیان و پیروان دیگر مذاهب و مناسك را مجبور به رعایت قوانین دینی خویش کنید؟
شما فکر نمی کنید که این جا را با جمهوری اسلامی اشتباه گرفته اید؟ نکند فردا روزی حکم صادر کنید و بخواهید که زنان حجاب بپوشند تا روزه تان باطل نشود، و دخترها و پسرها با هم راه نروند و یا معاشرت نكنند تا مقررات جمهوری اسلامی در اینجا مراعات شود!
در آن آگهی كاسب محترم كه نانش را از مسیر سرویس دهی به ایرانیان گریخته از جهنم جمهوری اسلامی به دست میآورد، میخواهد آنان را مجبور به همان اعمالی كند كه رژیم در ایران میكرده و میكند. در حالی كه خوانندگان آن نشریه میتوانند ایرانیانی با هر مذهب و سلیقه و عقیده و باوری باشند و در بسیاری موارد حتی مسلمان و مخالف شیوه های رفتاری و كرداری ظالمانه حكومتی مانند حكومت تهران باشند. پس بنا به كدام حق و ضرورت آن آقا و یا هر كاسب و صاحب سلیقه و عقیده ی دیگری به خود حق میدهد كه مردم را ملزم و یا مجبور و یا برحذر از انجام و یا عدم انجام كاری كند كه قانونا و اخلاقا و بنابر عرف این جامعه از زمره ی حقوق انكار ناكردنی هر فرد است.
به هوش باشیم كه برای به دست آوردن دل رژیم تهران و یا به هر مقصد و منظور دیگری كاری نكنیم كه چهره ی نادرستی از جامعه ایرانیان اینجا نشان دهیم.
به جاست ما ایرانیان به اشخاصی مانند این كاسب محترم و تفکری مثل تفکر ایشان اجازه دخالت در امور خصوصی و عقاید دینی و مسلكی و یا هر مرام و مذهبی كه داریم را ندهیم.
هشیار باشیم کسانی در خیال خام خود نپرورانند که می شود شعبه ی جمهوری اسلامی را در تورنتو فعال کرد!
مذاکرات تلفنی نبوی و احمدی نژاد فاش شد
باز باران: ابراهيم نبوی احمدی نژاد: مدتی است شبکه وسیعی از بیرون مرزها که برای من شناخته شده و شماره موبایل های شان را گرفته ام و با آنها صحبت کرده ام و آدرس های شان را می دانم، برای تخریب من فعال شده اند… چهار ساعت پیش، بروکسل، خانه ابراهیم نبوی احمدی نژاد: آلو، السلام علیکم من: و علیکم السلام احمدی نژاد: و رحمه الله و برکاته من: سمع الله لمن حمده احمدی نژاد: آقای نبوی! من: بله، بفرمائید، شما؟ احمدی نژاد: من رئیس جمهور هستم. من: سلام آقای خاتمی، الهی قربون صداتون بشم… احمدی نژاد: من خاتمی نیستم، من رئیس جمهور هستم. من: سلام آقای هاشمی، بچه ها چطورن؟ شما که هنوز رئیس جمهور نشدین… احمدی نژاد: من هاشمی نیستم، من رئیس جمهور هستم. من: بون ژوق موسیو شیقاک! وو زت لو پقه زیدان؟ احمدی نژاد: هین! چرا صدات خراب شد؟ من می گم رئیس جمهورم، تو آلمانی حرف می زنی؟ من: ببخشید آقای بوش، گفتید من رئیس جمهورم، من فکر کردم شما رئیس جمهور ایران هستین. لورا خانم چطورن؟ احمدی نژاد: من که جزو لرا نیستم که حال لرا رو از من می پرسی. آقای کروبی جزو لراست. من رئیس جمهورم. من: مگر شما بوش نیستی آقای رئیس جمهور؟ احمدی نژاد: نه، من بوش نیستم. من: پس چرا من احساس می کنم بوش می آد؟ احمدی نژاد: یعنی تلفن های استکباری بلژیک بو رو هم منتقل می کنه؟ من: بعضی اوقات، الآن یه دفعه بوی بدی اومد. می شه کفشتون رو بپوشی. احمدی نژاد( کفشش را می پوشد): پوشیدم من: بهتر شد، خب حالا شما کدوم رئیس جمهور هستی که اینقدر بو می دی؟ احمدی نژاد: برادر نبوی! من احمدی نژاد هستم. من: سلام ماشاء الله! الاغ! چطوری؟ احمدی نژاد: ماشاء الله کیه؟ گفتی الاغ من فکر کردم قبلا تو دانشگاه با هم همکلاسی بودیم منو می شناسی. من: ماشو! ما تو دانشگاه با هم همکلاسی نبودیم، تو دبیرستان با هم بودیم، کرمان، یادت نیست؟ مگه تو همون ماشاء الله احمدی نژاد نیستی که توی مدرسه شاهپور با هم همکلاسی بودیم؟ احمدی نژاد: من ماشاء الله نیستم، من محمود احمدی نژاد شهردار تهران هستم. (من یک دفعه پرت می شوم روی زمین، سرم می خورد به دیوار، گوشی را دوباره برمی دارم.) احمدی نژاد: من احمدی نژاد هستم بهت زنگ زدم که بگم ای مزدور! شماره موبایلت رو دارم، تا بفهمی که من می دونم کجایی. من: اگر شماره موبایلم رو داری پس چرا به خونه ام زنگ زدی و به موبایلم زنگ نزدی؟ احمدی نژاد: پس اگر شماره خونه هست پس چرا اینقدر درازه؟ من: حالا شما ببخشید، فرمایش تون چیه؟ احمدی نژاد: من آدرس خونه ات رو هم دارم. من: خب، چقدر خوب، انشاء الله کی تشریف می آرین؟ احمدی نژاد: ما آدرس خونه همه شما رو داریم. من: ولی لازم نیست، وقتی اومدین خودم می آم فرودگاه دنبالتون. احمدی نژاد: من خودم نمی آم، اونایی که باید می آن. من: من خودم دارم می آم ایران، شما زحمت نکشین، وقتی اومدم ایران می بینم شون. احمدی نژاد: من می دونم کی بهت پول می ده که علیه من بنویسی. من: جدا می دونی؟ احمدی نژاد: بله که می دونم. من: جان مادرت محمود جان! اگر می دونی کی به من پول می ده بگو خودم برم ازش بگیرم، اوضاع خرابه. احمدی نژاد: ما همه چیز رو در موردت می دونیم. من: ای بی ادب، راست می گی؟ احمدی نژاد: بله که می دونیم. من: یعنی شما همه چی رو در مورد من می دونین؟ مثلا این محله رو می شناسین؟ احمدی نژاد: بله، مثل کف دست. من: کف دست من یا کف دست شما؟ احمدی نژاد: کف دست من من: ولی محله من مثل کف دست نیست، درازه، مثل کف پاست، راستی اگر می دونین بگین این خشکشویی این محل کجاست برم بهش سربزنم. احمدی نژاد: بغل مغازه قصابی مراکشی است. من: یا ابوالفضل! ( یک دفعه یک صدایی می آید، انگار یکی روی خط است: می تونی بهم بگی عباس!) احمدی نژاد: می خواستم بهت اخطار کنم که به فکر عواقب حرفات باش من: کدوم حرف ها؟ احمدی نژاد: ما می دونیم تو کی و چند بار با عوامل استکباری ملاقات کردی. من: پس شما می دونین من کجا با عوامل استکباری ملاقات کردم؟ احمدی نژاد: دقیقا می دونیم. من: پس تو رو خدا آدرس عوامل استکباری رو به من بدین، من از وقتی اینجا اومدیم از هرکی می پرسم آدرس عوامل استکباری کجاست هیچ کس نمی دونه. احمدی نژاد: برو نبوی! خودت رو به اون راه نزن! من: کدوم راه، بیشتر توضیح بده، من اینجا دقیقا راهها رو بلد نیستم. احمدی نژاد: من زنگ زدم بهت بگم در انتخابات نباید طرف یکی رو بگیری و به من بد و بیراه بگی. من: پس باید چی کار کنم؟ احمدی نژاد: باید طرف من رو بگیری و به یکی دیگه بد و بیراه بگی. من: من قبول دارم، به کی بد و بیراه بگم؟ احمدی نژاد: همونی که خودت می دونی. من: به اون که همه بد و بیراه می گن. احمدی نژاد: من دیگه باید برم، می خواستم بهت اخطار بدم، من باید برم سخنرانی. من: می شه با هم یک مصاحبه بکنیم؟ احمدی نژاد: نه، من با عوامل استکباری مصاحبه نمی کنم؟ من: آقای احمدی نژاد! می خواستم ببینم احساس شما از اینکه به مرحله دوم رسیدید چی بود؟ احمدی نژاد: من با تو مصاحبه نمی کنم. من: خواهش می کنم، یه مصاحبه کوچیک، برنامه شما برای جوون ها چیه؟ احمدی نژاد( فریاد می کشد): برادر! یکی بیاد منو از دست این نجات بده. من: می خواستم ببینم قضیه کمک های دو میلیونی شما و نگرفتن عوارض نوسازی در این دوماه و مسائلی مانند فرهنگسراها و قرار دادها با سپاه…. (تلفن قطع می شود.) من: الو، محمود، الو، الو، الو توضیح: شماره موبایل من در بلژیک 00324778669 است، هر کس هر پیشنهادی برای انتخابات دارد با همین شماره تماس بگیرد. آدرس در اطلاعیه بعدی اعلام می شود.اميد شيخان، وبلاگنويس بازداشتی، به يك سال حبس محكوم شد، ايلنا
گویانیوز: اميد شيخان، وبلاگنويسي كه چندي را در بازداشت به سر برد، از سوي شعبه 1090 دادگاه عمومي تهران مستقر در مجتمع قضايي ارشاد به تحمل يك سال حبس و دو ضربه شلاق محكوم شد.
محمد سيفزاده، وكيل مدافع اين وبلاگنويس با اعلام اين مطلب گفت: پس از ابلاغ اين راي، تجديدنظرخواهي كردهايم كه به زودي در دستور كار دادگاه تجديدنظر استان تهران قرار ميگيرد.
وي با ابراز اميدواري نسبت به اينكه موكلش در دادگاه تجديدنظر تبرئه شود، گفت: در پرونده شيخان دليلي بر متهم بودن وي به دليل ارتكاب جرم اينترنتي وجود نداشت اما پس از مدتي برخي اتهامات ناروا به وي نسبت داده شد.
کتابی در خصوص بلاگرهای ایرانی.
وبلاگ خبری پنلاگ: تایمز آنلاین( لندن) در روز شنبه 14 اکتبر مقاله ای منتشر کرده و در آن کتابی از نسرین علوی در باره وبلاگ نویسی در ایران را معرفی کرده است به نام
Bloggers Behind the veil
(بلاگرهای پشت چادر)
در این مقاله نوشته هایی از بامداد- باکره -گل کو و شبح در باره زنان آمده است.
بامداد در باره اینکه چرا زنان روستایی در رعایت حجاب خیلی آزادتر از زنان شهری هستند نوشته است. باکره در باره این نوشته که فرهنگ ایرانی اجازه بی حجابی را نمیدهد .. گل کو در جواب باکره نوشته است که ما باید یاد بگیریم به همه احترام بگذاریم و اگر نمی خواهیم چیزی را ببینیم رویمان را برگردانیم نه اینکه طرف مقابل را محدود کنیم. شبح نامه ای به همسرش در شانزدهمین سالگرد ازدواجشان نوشته است و در آن از تولد کودکانشان و از سختی ها یی که هر دو با هم تحمل کرده اند و عشقشان را بارورتر کرده است سخن گفته است
طنز: خبر تازه، بعد ازارسال ميثاق نامه به جمکران: ظهور امام زمان تا ۲ سال ديگر
روز: آرش معتمد
انتشار خبر ارسال ميثاق نامه هيئت دولت احمدي نژاد براي امام زمان، با طرح اخبار ديگري کامل شد که حکايت از تبليغ براي ظهور امام زمان تا ۲ سال آينده و تهيه نقشه راه امام زمان دارد.
محسن آرمين ، نماينده مجلس ششم وعضو رهبري سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، گفت :" وقتي بخشي از حاکميت درصدد تهيه نقشه راه امام زمان است و يا مي گويد امام زمان تا دوسال آينده ظهور مي کند نتيجهاي جز تضعيف اعتقادات توده مردم ندارد. ترويج اين گفتمان از سوي نهادهايي خاص تهديدهاي را براي آينده ما متصور مي سازد، وقتي در جلسه کابينه احمدي نژاد به مناسبت نيمه شعبان پرداخت ۱۰ ميليارد تومان به مسجد جمکران تصويب مي شود و با نظر وزير راه مبني بر اينکه با اين پول به توسعه جاده آن مسير کمک کنيم با تغير با وي برخورد مي کنند که متوجه ارزش جمکران نيستي اين حرکتها مجموعا براي نيل به هدفي خاص است."
آرمين ادامه داد:" در نطق آقاي احمدي نژاد در سازمان ملل در فرصت نيم ساعته، ايشان به اظهار عقايد شيعي آن هم به شکل غلو آميز آن با ذکر مداوم مسائل مربوط به امام زمان مي پردازند. اين مساله به نوعي باعث تغيير نگرش کشورهاي مسلمان به ما خواهد شد."
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب در مورد ريشه هاي اين تفکر و ترويج تحجر گفت:" وقتي در شهرستانها ما شاهديم هياتهاي مذهبي با يک نام خاص، ساختمان هايي نوسازدرکنار يک نهاد خاص نظامي ايجاد نموده اند. ويا صدا و سيما برخي مراسم هيات هاي خاص را حتي مستقيم پخش مي کند اينها همه نشان از حمايت اين مسائل از سوي نهادهايي خاص دارد."
سئوال در موردارتباط احمدي نژاد با امام زمان
در همين حال، يک عضوفراکسيون اصولگرايان مجلس هفتم در نامه سرگشاده اي از احمدي نژاد پرسيد که آيا خود را منتخب امام زمان مي داند يا نه؟ به گزارش خبرگزاري ايلنا، منبع اين پرسش خبر منتشره درتيتر اول "روز" در يکشنبه ۲۷ مهرماه است که بلافاصله درسايت انتخاب و سپس دراغلب سايت هاي فارسي زبان منتشر شد.
نامه علي زادسر جيرفتي خطاب به محمود احمدينژاد به شرح زير است:
نوشته خويش را با عنوان" به بهانه يك سوال" كه حمايت بيدريغ نگارنده از جناب عالي و دولت جمهوري اسلامي ايران را به تصوير ميكشاند، به همراه خبرمربوطه كه با تيتر: اقدام بيسابقه پرويز داودي [معاون اول رييس جمهور] و هيات دولت، منتشر شده است را به حضور شريفتان تقديم داشته و مطالبي رامتذكرميگردد:
به اصطلاح رايج سايتهاي اينترنتي كه همان پايگاههاي اطلاع رساني رايانهاي الكترونيكي ميباشد، لاينقطع مطالبي از قبيل آنچه كه در پي ميآيد بر روي خروجيهاي خود ارسال ميكنند:
الف - احمدينژاد خود را منتخب امام زمان-عليه السلام- ميداند.
ب - احمدي نژاد از آيت الله مصباح يزدي دستور ميگيرد.
ج - احمدينژاد حامي و مروج انجمن حجتيه ميباشد.
د - احمدينژاد متحجرين را مورد توجه قرار ميدهد.
ه - احمدينژاد مداحان خرافهپرور را پر و بال داده است.
و مواردي ديگر از اين دست را كه مستقيم و غيرمستقيم طرح و القاء ميكنند و غالبا سعي ميكنند تا خوانندگان خود را به اين باور برسانند كه اميدشان به رييسجمهوري و دولت، اميدي"ابتر" است.
جدا تقاضا دارد كه به هر نحو كه صلاح ميدانيد يك بار و براي هميشه مواضع اعتقادي و مديريتي خود و دولت را راجع به چنين مباحثي به استحضارمردم برسانيد و اهل ايمان و اسلام را از تاثيرپذيري احتمالي را در برابر اين گونه شايعات انشاءالله بياساس برحذر داريد.
چنانچه مقامات ارشد قوه مجريه را نيز سفارش كنيد كه بهانههايي از اين نمونه به دست بهانهجويان ندهند، مطمئنا مفيد خواهد بود.
چه خبر است؟
حجت الاسلام مصلحی در دولت چه میكند؟
پیک نت: توطئه احمدی نژاد برای تبديل بسيج به گارد دولت
احمدی نژاد برای وصل كردن بسيج به كابينه خود و دراختيار داشتن يك بازوی نظامی، نماينده ولی فقيه در بسيج را بعنوان مشاور امور روحانيت به كابينه خود برده است. اين فرد حجت الاسلام مصلحی نام دارد كه عمده فعاليت هفتههای اخير او، نه ديدار با روحانيون بلكه سركشی به پايگاههای بسيج و سخنرانیهای تحريك آميز عليه اصلاح طلبان دوران خاتمی برای آنهاست. مصلحی از شاگردان مصباح يزدی است و معلوم نيست احمدی نژاد بموجب كدام سنت و يا محمل قانونی چنين سمتی برای كابينه خود در نظر گرفته است، گرچه هدف از اين انتصاب مثل روز آشكار است.
بخشی از نگرانیها نسبت به آينده، كه در فعال شدن شورای رهبری تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت خود را تاكنون نشان داده و بيم از نقش آفرينی فراكسيون بسيج و سپاه در مجلس و تدارك اقدامات شبه نظامی دولت در آينده، در نامه اخير نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران "آيت الله موحدی كرمانی» خطاب به "حيدرمصلحی" مشاور امور روحانيت احمدی نژاد منعكس است. موحدی كرمانی در اين نامه نوشته است:
«با عنايت به تدبير فرماندهی معظم كل قوا حضرت آيتالله خامنهای (مد ظله العالی) در خصوص ممنوعيت شغل دوم برای شاغلين نيروهای مسلح و مواد قانونی مطرح در اين موضوع، انتصاب شما به عنوان مشاور رئيسجمهوری در امور علما و روحانيون از آنجايی كه اشتغال هم زمان در دو پست مشاورت رياست محترم جمهور و نمايندگی ولی فقيه نيروی مقاومت بسيج، عملاً موجب اختلال در هر دو وظيفه میشود، به همين جهت و با توجه به اين كه شما سپاه را برای ادامه انجام وظيفه انتخاب كردهايد، تمام وقت و همت خود را صرف انجام مأموريتهای ولی فقيه در نيروی مقاومت بسيج كنيد.»
October 17, 2005
مصاف خامنهای با گنجی: صفر بر صفر به نفع گنجی!!
گویا نیوز
عشرت شايق، عضو كميسيون اصل نود در رابطه با اظهارات همسر گنجی: "خيلي از زندانيان هستند كه خانوادههايشان از آن ها خبري ندارند"، ايلنا
نايب رييس كميسيون اصل نود مجلس هفتم:
گنجي نبايد مساله هر روز كشور ما باشد
نايب رييس كميسيون اصل نود مجلس هفتم، گفت: گنجي نبايد مساله هر روز كشور ما باشد.
علي عسگري؛ نماينده مشهد در خصوص ادعاي بيخبري خانواده گنجي از وضعيت وي در زندان، به خبرنگار پارلماني "ايلنا" گفت: عليالقاعده بايد بگذاريم گنجي صفر بر صفر پيروز شود.
عشرت شايق، عضو ديگر كميسيون اصل نود نيز به خبرنگار ما در خصوص اظهارات معصومه شفيعي و 46 روز بيخبري خانواده گنجي از وضعيت عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم، گفت: خيلي از زندانيان هستند كه خانوادههايشان از آنها خبري ندارند.
شايق تصريح كرد: مگر نماد كل زندانيان كشور گنجي است؟
صحنه يي تكاندهنده از گرداندن يك جوان در كرج
همبستگی ملی :
عكسي كه مشاهده مي كنيد توسط يكي از نيروهاي مقاومت در داخل كشور برايمان ارسال شده است. آخوندهاي ضدبشر و ضد ايراني جواني به نام اكبر سماوات را ساعتها ,درحالي كه به او مرفين تزريق كرده و پستانك در دهانش كرده و چند آفتابه به او آويزان و دستش را با چوب به صورت صليب درآورده بودند به اتهام شرارت درمحلههاي فرديس كرج گرداندند. اين عمل شنيع و تكاندهنده كه بين ساعت 10 تا 2 روز سه شنبه 12مهر براي تشديد جو اختناق عمومي به ويژه ارعاب جوانان صورت گرفت، انزجار مردم كرج را بيش از پيش برانگيخت. مردم آخوندهاي ضدبشر را كه عامل اصلي تمامي اين نگونبختيها هستند هزاران بار لعن و نفرين كردند.
تصویر
احمدی نژاد : به نيروهاي انگليسي در ارتكاب اقدامات تروريستي به شدت مشكوك هستيم
بی بی سی: در ادامه اظهارات مقامات جمهوری اسلامی در مورد ارتباط بريتانيا با بمب گذاری های اخير در شهر اهواز، محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری نيز اين کشور را مستقيما هدف اتهام قرار داده است.
به گزارش خبرگزاری ها، شامگاه روز يکشنبه، 16 اکتبر، محمود احمدی نژاد پس از شرکت در جلسه هيات دولت ضمن ابراز همدردی با خانواده کسانی که در بمب گذاری روز شنبه در اهواز کشته شده اند گفت که "ماموران ا طلاعات و امنيت ايران در موارد قبلی نيز به رد پای انگليس در اين توطئه برخورد کرده اند."
روز شنبه، 15 اکتبر، انفجار دو بمب دست ساز که در سطل های زباله در اهواز، مرکز خوزستان، جا سازی شده بود تعدادی کشته و زخمی برجای نهاد.
آقای احمدی نژاد با اشاره به استقرار نيروهای بريتانيايی در مناطق جنوبی عراق گفت حضور اين نيروها در مناطق مرزی عامل نا امنی برای مردم ايران و عراق است.
وی افزود "ما به نيروهای انگليسی در ارتکاب اقدامات تروريستی به شدت مشکوک هستيم."
اظهارات آقای احمدی نژاد در پی اتهامات ساير مقامات دولتی جمهوری اسلامی در مورد دست داشتن ماموران بريتانيايی در انفجارهای اهواز انتشار می يابد.
پيشتر، مصطفی پور محمدی، وزير کشور، گفته بود اين بمب گذاری ها "ادامه نا امنی هايی است که از آن سوز مرزها می آيند" و محمد حجازی، فرمانده بسيج، مشخصا بريتانيا را در اين اقدام دخيل دانسته بود.
بمب گذاری روز شنبه چند کشته و دهها زخمی برجای نهاد
در ماه آوريل سال جاری، شهر اهواز شاهد تظاهراتی بود که عامل آن جدايی طلبان خوزستان معرفی شدند و در جريان مقابله نيروهای انتظامی با تظاهرکنندگان، چند نفر کشته شدند.
همچنين، در ماه ژوئن و در جريان مبارزات انتخابات رياست جمهوری در ايران نيز وقوع انفجارهايی در اهواز - و نقاط ديگر ايران - چند کشته برجای نهاد.
در پی اتهامات دولت ايران عليه بريتانيا در مورد انفجارهای اخير، سفارت اين کشور در تهران با انتشار بيانيه ای در سايت اينترنتی خود اين اتهام را رد و ضمن محکوم کردن هرگونه اقدامات تروريستی، مراتب همدردی خود را با خانواده کشته و زخمی شدگان حادثه اهواز ابراز کرده است.
روابط ايران و بريتانيا در ماه های اخير به خصوص پس از قطع مذاکرات هسته ای ايران و سه کشور آلمان، بريتانيا و فرانسه در ماه اوت و آغاز به کار دولت جديد در ايران رو به تيرگی گذاشته است.
در تهران، تظاهرات متعددی در برابر سفارت بريتانيا در حمايت از موضع هسته ای جمهوری اسلامی برگزار شده و مقامات بريتانيايی نيز اخيرا جمهوری اسلامی را متهم کرده اند که به شورشيان جنوب عراق کمک می کنند و تجهيزات پيشرفته تر در اختيار آنان می گذارند.
دولت ايران اين اتهام را تکذيب کرده و ارتباط با نا آرامی در جنوب عراق را، که تحت کنترل نيروهای بريتانيايی قرار دارد و تا ماه های اخير در مقايسه با ساير نقاط عراق از آرامش نسبی برخوردار بود، تکذيب کرده است.
در مورد کشته و زخمی شدگان انفجار روز شنبه، خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - از قول منابع بيمارستانی گفته است که تا کنون شش نفر در اثر اين حادثه کشته و حدود يکصد نفر زخمی شده اند که حال برخی از زخمی های اين انفجار وخيم است.
يک زن به سنگسار محکوم شد
پیک ایران: اعتماد : يك زن ايراني كه با همدستي مردي افغاني (عليرضا) شوهر خود را به قتل رسانده بود، به جرم زناي محصنه به مرگ محكوم شد.
به گزارش خبرگزاري فارس عصر روز 29 دي ماه سال 82 ماموران آگاهي ورامين در جريان قتل مردي در روستاي حصار كوچك اين شهر قرار گرفتند.
ماموران پس از حضور در محل با جسد غرق در خون مردي به نام عبدالله روبرو شدند كه با ضربات چاقو به قتل رسيده بود.
صغرا كه يك زن ايراني است در بازجويي گفت: چند سال پيش پدرم به زور مرا به عقد عبدالله كه يك مرد افغاني بود، در آورد. من اصلا او را دوست نداشتم و مرتب آزارم ميداد. ولي با اين حال قصد كشتن شوهرم را نداشتم. شب حادثه كه عليرضا به خانه ما آمد، بعد از اينكه شوهرم را كشت، من ترسيدم در خانه بمانم با خود فكر ميكردم كه برادران شوهرم مرا ميكشند، بخاطر همين با عليرضا (متهم) فرار كردم.
هر دو متهم چندي پيش در شعبه 71 دادگاه كيفري محاكمه شدند و قضات اين شعبه عليرضا را بخاطر قتل عمدي به قصاص (اعدام)و به اتهام رابطه نامشروع به 100 ضربه شلاق محكوم كردند. همچنين صغرا )همسر مقتول( هم بخاطر معاونت در قتل به 15 سال حبس و از لحاظ زناي محصنه به سنگسار محكوم شد.
احكام صادره به ديوان عالي كشور فرستاده شد.
October 16, 2005
ميثاق وزيران و امام زمان به جمکران رفت : وزیر ارشاد از طرف وزيران آن را به چاه عريضه انداخت
پیک ایران: روزنت "روز" کمال تهراني : پيش از اين همواره در داستان ها مرز خيال و واقعيت به هم مي ريخت و حالا در هيأت دولت جمهوري اسلامي ايران. اين روزها خبرهايي از هيأت دولت به گوش مي رسد که باور کردنش سخت است؛ اما واقعيت دارد.
چندي پيش در نشست هيأت دولت که به رياست پرويز داوودي معاون اول رييس جمهور برگزار شده بود، ميثاق نامه اي را با امام زمان تدوين و به امضاي وزيران رسيد.
در آغاز نشست، داوودي به وزيران پيشنهاد داد همان گونه که ميثاق نامه اي بين آن ها و احمدي نژاد تدوين و به امضا رسيد، بايد وزرا ميثاق نامه اي نيز با امام زمان بنويسند. اين پيشنهاد با موافقت اعضای کابينه روبه رو شده و در همان نشست درباره مفاد آن مورد بحث قرار گرفت. در نهايت، ميثاق نامه اي تدوين شد و اعضاي هيأت دولت آن را امضا کردند. از آن جايي که گفته شد هر ميثاق نامه دو طرف دارد، سپس اين پرسش پيش آمد که امضاي آن حضرت [عج] چه مي شود؟
هيأت دولت در اين زمينه نيز تمهيدي انديشيد و صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مأمور بردن نامه خدمت امام زمان شد. وی شب جمعه بعد نامه امضا شده اعضای کابينه را به جمکران برد و در چاهي انداخت که زائران نامه ها و حاجاتشان را مي اندازند.
اين در حالي است که به فاصله اندکي از تصميم گيري درباره اين ميثاق نامه هيأت وزيران، همزمان با نيمه شعبان [سالروز تولد امام زمان] دولت هفت ميليارد تومان براي اطعام زائران مسجد جمکران تصويب کرد.
روزي که پيشنهاد اختصاص بودجه براي اطعام زائران مسجد جمکران در هيأت دولت مطرح شد، رحمتي وزير راه با ارائه گزارشي از وضعيت جاده منتهي به جمکران، آن جاده را پر خطر و خراب توصيف کرد و پيشنهاد داد از آن جا که در صندوق نذورات مسجد جمکران به اندازه کافی پول جمع آوری برای هزينه اطعام زائران جمع آوری می شود، اين بودجه به مصرف ساختن جاده منتهی به جمکران برسد. بنا به گزارش هائی که همان زمان در يکی از خبرگزاری ها منتشر شد پيشنهاد رحمتي با واکنش تند رييس جمهور روبه رو شد و به وي گفت مثل اين که رسوبات دولت هاي قبلي در ذهن شما مانده است. احمدي نژاد تأکيد کرد که ما براي جاده ساختن نيامده ايم و نبايد بودجه درباره امام زمان با واکنش هاي اين چنيني مواجه شود؛ و بعد اضافه کرد که ما هر چه داريم از امام زمان داريم .
اما از همه اين ها تأمل برانگيزتر، آن است که برخي از چهره هاي افراطي نزديک به رييس جمهور که مدام از آماده شدن زمينه ظهور امام زمان سخن مي گويند، به صراحت اين زمينه سازي را به ماجراي پرونده هسته اي ايران مرتبط مي دانند. بنا بر اخبار موثق، اينان در نشست هاي خصوصي مختلف به تأکيد می گويند که مقاومت در برابر فشارهاي جهاني و اصرار بر حق برخورداري از نيروي هسته اي، يکي از راه هاي فراهم کردن زمينه ظهور آقاست .
گفتمان رايج شده در دولت جديد در ارتباط با مقوله امام زمان را برخي تحليلگران به رابطه ويژه ميان رييس جمهور و مصباح يزدي و گرايش هاي مصباح و شاگردان او نسبت مي دهند. به ويژه آن که اين گروه، به گونه اي بي سابقه در هيأت دولت و تيم مشاوران و مديران نهاد رياست جمهوري قرار گرفته اند.
اعتراضات دانشجوئی و درگيری در دانشگاه نجف آباد : جاسبی جنایت میکند دولت حمایت میکند
پیک ایران: گزارش دريافتی : امروز صبح (ديروز، شنبه) دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد در اعتراض به اقدام حراست این دانشگاه مبنی بر جدا سازی ورودی خواهران و برادران به دانشکده فنی و مهندسی همچنین اجرای طرحی موسوم به جامعیت که مانع ورود دانشجویان با موی بلندتر از زیر گوش - آستین کوتاهتر از مچ و داشتن ریش در صورت نداشتن سبیل – لباسهای رنگی – کفشهای اسپرت رنگی به دانشگاه میشد و حتی در مواردی تعرض به بلندی قد و طرز راه رفتن دانشجویان ، اقدام به شکستن کلیه شیشه های این دانشکده و تجمع در روبروی این دانشکده نمودند .
دانشجویان در اعتراض به محدودیتهای اعمال شده توسط حراست دانشگاه مبنی بر ورود از ورودیهای جداگانه و استفاده آقایان از راه پله های صورتی و استفاده خواهران از راه پله های زرد و محدودیتهای اعمال شده به نوع آرایش صورت و لباس که البته در گذشته نیز اعمال میشده ولی از امروز رنگ تازه ای به خود گرفته بود با پرسنل حراست در دانشکده فنی درگیر شده و پرسنل حراست تعدادی از دانشجویان را به عنوان گروگان و به جهت ترساندن دیگر دانشجویان به داخل اتاق حراست کشاندند و دانشجویان با شعار رهاش کن رهاش کن و یورش به محل دفتر مدیریت حراست واقع در طبقه سوم دانشکده باعث شدند دانشجویان دستگیری در کمتر از 30 ثانیه آزاد شوند.
رئیس حراست دانشگاه که شخصی است بنام معتمدی با روحیه بسیار بالا در تجمع دانشجویان حاضر شد و شروع به تهدید دانشجویان نمود. که البته با هجوم دانشجویان مجبور به ترک محل گردید و بعضا چند مشت و لگد هم نثار ایشان گردید.
بسیاری از دانشجویان که در محل حظور داشتند تهدید به اخراج و به طعنه فارغ التحصیلی شدند که این حربه نیز کارساز نبود و دانشجویان به سر دادن شعارهایی همچون :
معتمدی حیا کن دانشجو را رها کن
جاسبی جنایت میکند دولت حمایت میکند
و شعارهای پراکنده نمودند.
حضور قریب به اتفاق 7 تا 10 هزار دانشجو که از دانشکده فنی و مهندسی و دانشکده های دیگر که روبروی این دانشکده تجمع کرده بودند نشان از ناراحتی کل دانشجویان دانشگاه از رفتار ناشایست پرسنل حراست با دانشجویان بود.
در جمعیت از زبان یک دانشجوی دختر دانشکده ادبیات شنیدم که میگفت:
آقا تو رو خدا بیایید دانشکده ما را هم داغون کنید
در ذهنم به این فکر فرو رفتم که آیا این تنها راه باقی مانده برای دانشجویان برای زدن حرفشان است؟
وقتی رئیس دانشگاه را در صندلی عقب یک خورو پیکان دانشگاه دیدم که به آرامی از کنار دانشکده فنی و مهندسی رد شد تازه فهمیدم که سیاست دانشگاه به گونه ای بوده اکثر دانشجویان با چهره رئیس دانشگاه آشنا نبوده و پرسنل حراست را هر روز و جلوی درب ورودی ملاقات کرده اند.
چند روز پیش از ارتقاء سطح دانشگاه نجف آباد از خیلی بزرگ به جامع با خبر شدیم.
گویا کلمه دانشگاه جامع به ریاست دانشکده اجازه انجام هر عمل و محدودیتی را میدهد و این از آثار ابتدایی جامع شدن دانشگاه بود.
روابط جنسی زوج و زوجه باید در ساعات معینی باشد
آفتاب: یکی از وزرای کابینه احمدی نژاد، در جمع مسئولان سازمان بهزیستی خواستار آن شده که روابط جنسی زوج و زوجه در ساعات معینی باشد تا مطابق آیات و روایات، معلولیتها کاهش پیدا کند
خبرنگار یک سایت که این خبر را از جلسه مذکور مخابره کرده می نویسد: وی در سخنرانی خود، جلوگیری از ایجاد معلولیت و بیماری را مقدم بر درمان دانست و گفت در صورت رعایت آیات و روایات در این زمینه، درصد معلولیتها کاهش می یابد.
وی در این جلسه رسمی که بانوان نیز شرکت داشتند به روایتی اشاره کرد که اعمال جنسی زن و مرد در چه ساعاتی از شب صورت پذیرد که فرزندان سالمی حاصل شود.
گزارش می افزاید برخی از حاضران با تعجب نگاه خود را به زیر انداخته و برخی از خجالت، سرخ شده بودند. وی دارای لیسانس ریاضیات و فوق لیسانس مهندسی صنایع است.
پدرخوانده مجبور به مداخله مستقیم شد!
ایسنا: رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام:
درپرونده هستهیی آمادگی مذاکره داریم ولی شرط نمیپذیریم
نظارت برحسن اجرای سیاستهای کلی مساله تازهای نبودکه این همه هیاهوبه پاشد
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: نظارت مجمع تشخیص بر حسن اجرای سیاستهای کلی خیلی ساده است. در دستگاههای اجرایی وارد نمیشویم، با مدیران هیچ تماسی نداریم و در مجلس هم مواظبت میکنیم که برنامهها بر خلاف سیاستهای کلی نوشته نشوند و یا آیین نامهها و مصوبات دولت، سیاستهای کلی را نقض نکنند و اگر خلافی محرز شد به رهبری گزارش میشود تا ایشان تصمیم بگیرند. هیچ مسالهی تازهای اتفاق نیافتاده که اینقدر هیاهو داشته باشد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، حجتالاسلام و المسلمین هاشمی هاشمی رفسنجانی در حاشیهی افتتاح موزهی ملی قرآن در گفتوگو با خبرنگاران اظهار داشت: نظارت مجمع تشخیص بر حسن اجرای سیاستهای کلی مسالهی تازهای نبود اما نمیدانم چرا یک دفعه این همه هیاهو به پا شد.
وی افزود: سالها پیش مقام معظم رهبری بر اساس قانون اساسی وظیفهی نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی را به مجمع واگذار کرده بودند و طبق قانون رهبری میتواند بخشی از وظایف و اختیاراتش را به مجمع تشخیص مصلحت واگذار کند.
هاشمی رفسنجانی گفت: نظارت مجمع همیشه وجود داشته اما آییننامهی نظارتی نداشتیم. چیزی که اتفاق افتاده این است که مجمع اخیرا آییننامهی نظارت را تدوین و به رهبری تقدیم کرده است. ایشان هم اخیرا این آییننامه را تایید و ابلاغ کردهاند.
وی همچنین دربارهی عضویت خاتمی در شورای عالی مرکز تحقیقات استراتژیک گفت: در حکم انتصاب ایشان، استفاده از تجربیات مفید آقای خاتمی دلیل اصلی این انتخاب بوده است. مرکز تحقیقات استراتژیک یک شورای عالی دارد؛ سه نفر اعم از رییس مجمع تشخیص، رییس مرکز تحقیقات استراتژیک(روحانی) و یک نفر شخصیت سیاسی و علمی، که ما آقای خاتمی را انتخاب کردیم.
وی ادامه داد: شورای عالی سیاستهای مرکز را تعیین میکند و نیروهای علمی این سیاستها را اجرا میکنند.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص مذاکره با اروپا در خصوص پرونده هستهیی نیز گفت: موضع ایران مذاکره بدون پیش شرط است. ایران آمادگی دارد برای شفاف سازی و اعتماد سازی مذاکره کند، اما شرط نمیپذیریم.
هاشمی رفسنجانی دربارهی شهریهی دانشگاه آزاد و تسهیلاتی برای دانشجویان این دانشگاه نیز گفت: هیات امنای دانشگاه آزاد به دولت پیشنهاد داده است که مبلغی را به عنوان وام در اختیار دانشجویان قرار دهد تا در دوران تحصیل شهریهی خود را بپردازند و پس از فارغ التحصیلی اقساط وام را پرداخت کنند.
وی افزود: دانشگاه آزاد سعی میکند هزینههایش را به نصف هزینهی سایر دانشگاهها تقلیل دهد، البته دولت هنوز با پیشنهاد هیات امنای دانشگاه آزاد موافقت نکرده است.
رییس هیات امنای دانشگاه آزاد گفت: قرار بر این شده که کار کارشناسی انجام شود تا معلوم شود شهریهای که از دانشجویان دانشگاه آزاد گرفته میشود، عادلانه است یا خیر.
به گزارش ایسنا، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین دربارهی افتتاح موزهی قرآن گفت: ساختمان این موزه قدمت تاریخی دارد، قبل از انقلاب برای اهداف دیگری طراحی شده بود. در سال 75 آقای مسجد جامعی و آقای حبیبی در راستای نهضت ترویج قرآن به فکر افتادند که موزهی قرآن را تاسیس کنند.
وی ادامه داد: در این موزه باید کارهای نرم افزاری بسیاری انجام شود، باید به کارهای محتوایی قرآنی در کنار کارهای نمایشی روی بیاوریم. باید صاحبنظران قرآنی در این مکان مقدس به بحث و بررسی در مورد مسایل قرآنی بپردازند و نتایج آن را به دنیا اعلام کنند. افراد محقق میتوانند از این عقبهی وسیع برای تحقیقات خود استفاده کنند و با تاسیس این موزه میتوان به شکلگیری یک نهضت علمی و فرهنگی بر اساس قرآن امیدوار بود.
انفجار دو بمب در اهواز چهار تن را كشت و 102 نفر را زخمي كرد
رادیو فردا: انفجار دو بمب در اهواز چهار تن را كشت و 102 را زخمي كرد. به گزارش آسوشيتدپرسي از تهران و نيز تلويزيون دولتي صدا و سيما اين بمب ها كه در سطل آشغال جاسازي شده بود به فاصله چند دقيقه از هم منفجر شد. انفجارها نزديك يك مركز خريد در مركز شهر اهواز در استان خوزستان روي داد. بمب گذاري هاي پيشين نيز كه به جدايي طلبان عرب زبان خوزستان نسبت داده شده در همين منطقه اتفاق افتاده بود. حال شماري از زخمي ها وخيم اعلام شده و تلويزيون دولتي پياده رويي را نشان داده كه غرق در خون بوده است. غلامرضا شريعتي مقام محلي مي گويد: شمار زخمي ها به اين دليل بالا است كه انفجار هنگام عصر و زماني روي داد كه مردم پس از كار به خانه ها مي رفتند. در انفجارهاي گذشته جمهوري اسلامي عرب هاي افراطي و بريتانيا را به دست داشتن در آنها متهم كرده بود.
October 15, 2005
نامه روبرت مئنار دبير اول گزارشگران بدون مرز به وزرای امور خارجه کشورهای اروپايي در باره ی وضعيت اکبر گنجي
گزارشگران بدون مرز:گزارشگران بدون مرز در ۱٣ مهرماه نامه ای را برای سه وزير خارجه کشورهای لوگزامبورگ، انگليس و اطريش ( که رياست پيشين و کنوني و آينده ی اتحاديه اروپا را بر عهده داشته و دارند) و بسياری از مسئولان اروپايي ارسال کرده است.
در اين نامه از وضعيت اکبر گنجي ابراز نگراني و از اين مقامات خواسته شده بود که با توجه به حمايت اتحاديه اروپا از آزادی اکبر گنجي در اين باره اقدام کنند.
خانم و آقای وزير
گزارشگران بدون مرز انجمن بين المللي دفاع از آزادی مطبوعات خواهان جلب توجه شما به وضعيت روزنامه نگار زنداني ايراني اکبر گنجي است. اين روزنامه نگار در اول شهريور ماه به اعتصاب غذای ٧٢ روزه خود پايان داد، وی در آن مدت بيش از ٢٥ کيلو وزن کم کرده بود. با اين حال مقامات قضايي ايران پس از دو هفته در تاريخ ۱٢ شهريور ماه او را به زندان منتقل کردند.
شنبه ٩ مهرماه سهراب سليماني يکي از مسئولان زندان اوين اعلام کرده است که اين روزنامه نگار در "قرنطينه بسر مي برد و وضعيتش بسيار خوب است" اما ما مي دانيم که مقامات مسئول ايراني در گذشته همواره در باره وضعيت زندانيان سياسي اطلاعات نادرست انتشار مي دهند. دادستان تهران سعيد مرتضوی انتشار هر گونه خبر را در باره ی اکبر گنجي برای رسانه های داخلي ممنوع کرده است.
اکبر گنجي در سلول های انفرادی "بند ويژه" زندان اوين و در تنهايي مطلق بسر مي برد. در قرنطينه قرار دادن زنداني زير پا نهادن صريح همه ميثاق های بين المللي ناظر بر حقوق بشر و حتا قوانين ايران در رابطه با حق ملاقات با وکلا و خانواده است. هدف مقامات قضايي ايران از اين اقدام شکستن پايداری اکبر گنجي است.
رفتار مقامات قضايي ايراني نسبت به اين روزنامه نگار و عدم اجرای تعهدات و قول هايي که به اين روزنامه نگار و خانواده ی وی مبني بر ادامه مرخصي پزشکي اکبر گنجي در نزد خانواده اش داده بودند، شرم آور است. گزارشگران بدون مرز از مذاکراتي که به طور منطقي بايد به آزادی اکبر گنجي منجر مي شد حمايت کرده بود.
اتحاديه اروپا در گذشته بارها خواهان آزادی اکبر گنجي شده است. ما از شما مي خواهيم در اين باره اقدامات ضروری را انجام داده و در اولين گام سفرای کشورهای اروپايي در تهران رسما از مقامات قضايي ايران خواهان اطلاعات دقيق و موثقي از وضعيت اکبر گنجي شوند. خواهشمنديم ما را هرچه سريعتر از اقدامات خود در اين باره مطلع سازيد.
با اميد توجه شما به درخواست ما، خانم ها و آقايان، بهترين احترامات مرا پذيرا باشيد.
روبرت مئنار دبير اول گزارشگران بدون مرز
ابراز خرسندی از صدور قعطنامه ی پارلمان اروپا
پنجشنبه ٢۱ مهرماه پارلمان اروپا با صدور قعطنامه ای نقض مکرر حقوق بشر در ايران را محکوم و از نظام جمهوری اسلامي خواهان بهبود وضعيت حقوق بشر در اين کشور شد.
در اين قعطنامه نمايندگان کشورهای اروپايي خواهان آزادی اکبر گنجي روزنامه نگار زنداني شده اند و از نمايندگان ديپلماتيک کشورهای خود در تهران خواسته اند تا از مقامات مسئول ايران، اطلاعاتي بيشتری در باره ی اين روزنامه گار زنداني خواستار شوند. قعطنامه پارلمان اروپا سرکوب مطبوعات و بازداشت و دستگيری خودسرانه وب نگاران معترض و وبلاگ نويسان و روزنامه نگاران را نيز محکوم کرده است.
http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=26632
درخواست تجديدنظر سيفزاده نسبت به حكم سميعنژاد
پیک ایران: وكيل مدافع مجتبي سميعنژاد از درخواست تجديدنظر خود نسبت به احكام صادره براي موكلش خبر داد.
محمد سيفزاده با اعلام اين خبر به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: در لوايح جداگانهاي نسبت به حكم شعبهي 36 دادگاه تجديدنظر و شعبهي 1084 مجتمع ارشاد، اعتراض و درخواست تجديدنظر خود را به قاضي پرونده ارائه دادم.
وي افزود:در حال حاضر يكي از پروندههاي موكلم در شعبهي تشخيص ديوان عالي و پروندهي ديگر در دادگاه تجديدنظر است.
سيفزاده ابراز اميدواري كرد كه موكلش از اتهامات مطروحه در اين پروندهها تبرئه شود.
October 14, 2005
مكارم شيرازي: اگر مشکلات نباشند قرآن و شريعت را فراموش ميكنيم
پیک ایران: رسا : آيت الله مكارم شيرازي پنجشنبه در جلسه تفسير قرآن در مدرسه امير المؤمنين وجود مشكلات در زندگي انسانها را موجب توجه بيشتر آنها به خداوند عنوان كردند.
استاد دروس خارج حوزه عليمه قم بر اساس سوگندهاي قرآني اين جهان را براي انسانها سرشار از رنج و مشقت ارزيابي كردند و توضيح دادند: خداوند، انسان را در رنج و درد آفريده است و زندگي در اين دنيا همواره با مشكلات فراوان همراه است. اگر مشكلات در زندگي نباشد آن گاه انسان از همه چيز و ياد خدا غافل ميشود. امروز كه اين قدر مشكل داريم غافل هستيم؛ واي به آن روزي كه مشكل نداشته باشيم. در آن صورت خدا، قرآن و شريعت را فراموش ميكنيم.
ايشان ادامه دادند: وجود مشكلات در زندگي باعث مي شود ما به در خانه خدا برويم و بفهميم كه نبايد در زندگي دنيايي در پي بي خبري و نداشتن مشكل باشيم. در اين صورت است كه ديگر از دورنماي فريبكارانه دنيا و زندگي برخي افراد غصه نمي خوريم و كسي دچار بيماري افسردگي نميشود.
یکی دیگر از حلقه دوستان احمدی نژاد نیز به مدیریت عاملی هما رسید
پیک ایران
سعيد حسامي از دوستان نزديك و قديمي محمود احمدي نژاد به عنوان مديرعامل هواپيمايي جمهوري اسلامي ( هما ) شنبه هفته گذشته معارفه شد.
به گزارش سايت"عارف نيوز"در اين جلسه حدود 15 نفر از اقوام وي، از جمله پسر، برادر زن وي و .... حضور داشتند كه همين موضوع به دليل حساسيت بالاي وزير راه، واكنش رحمتي را برانگيخت، به دنبال اين موضوع رحمتي وزير راه به حسامي مي گويد: مي بينم كه هيأت مديره جديد را همراه خود آورده اي!
حسامي از كارمندي درمعاونت ساخت وزارت دفاع و ساخت چند پروژه " آتي ساز" از طرف بنياد مستضعفان به بزرگترين شركت هواپيمايي كشور آمده است.
پرسش و پاسخ با جک استرا در باره دخالت ايران در عراق : در صورت وجود مدارک مستدل ارتش بريتانيا بر اساس قوانين بين المللی واکنش بخرج خواهد داد
پیک ایران
بی بی سی، مهدی پرپنچی : برنامه خبری تحليلی نيوزنايت بی بی سی در 12 اکتبر به عراق و روند رو به تزايد حملات شورشيان در اين کشور اختصاص داشت و وزير خارجه بريتانيا در آن به طرح مطالبی در باره دخالت ايران در عراق پرداخت.
يک نظر سنجی که از سوی بی بی سی انجام شده نشان می دهد اکثريت مردم بريتانيا جنگ عراق را نامشروع می دانند و معتقدند نيروهای بريتانيا بايد از عراق خارج شوند.
در اين برنامه سياستمداران بريتانيايی و عراقی در کنار روزنامه نگاران و والدين سربازان بريتانيايی که در عراق کشته شده اند به انعکاس نظرات خود پرداختند و جک استرا، وزير خارجه بريتانيا، ضمن طرح مواضع دولت در خصوص اين نگرانی ها پرسش های مطرح شده را پاسخ گفت.
بر اساس نظرسنجی بی بی سی ۵۷ درصد مردم بريتانيا شرکت کشورشان در جنگ عراق را نادرست می دانند. از جک استرا پرسيده شد چرا فکر می کند اکثريت اشتباه می کنند و دولت در پيوستن به نيروهای ائتلاف تصميم درستی گرفته است؟
او گفت: "من روی اين موضوع زياد فکر کرده ام و می توانم بفهمم چرا در نظرسنجی شما چنين نتيجه ای به دست آمده است. من به انسان هايی که جانشان را در اين جنگ از دست داده اند از جمله به سربازان بريتانيايی کشته شده در جنگ و خانواده های آنها هم فکر کرده ام اما در عين حال همچنان معتقدم تصميم ما در حمله به عراق تصميم درستی بود و فکر می کنم بايد کاری را که شروع کرده ايم به پايان برسانيم و مطمئنم که در پايان کار عراق به کشوری به مراتب بهتر از چيزی که قبلا بود تبديل خواهد شد."
در حال حاضر حدود ۸۵۰۰ سرباز بريتانيايی عمدتا در مناطق شيعه نشين بصره و اطراف آن مستقرند.
تاکنون ۹۵ سرباز در اين منطقه کشته شده اند و در ماه های اخير ميزان کشته ها افزايش يافته و منطقه روز به روز برای اين نيروها نا امن تر می شود.
دولت بريتانيا ظرف روز های گذشته چندين بار ايران را متهم به آموزش شورشان عراقی در ساخت بمب هايی کرده است که زره پوش های بريتانيايی در مقابل آنها کاملا آسيب پذيرند و اين موضوع جان نيروهای بريتانيايی را به شدت در خطر انداخته است.
از جک استرا پرسيده شد آيا او دولت ايران را مسئول کشته شدن اين سربازان می داند؟
آقای استرا گفت: "نه به طور مستقيم. نخست وزير در کنفرانس مطبوعاتی اخير خود گفت که ما نمی توانيم از دخالت مستقيم دولت ايران در مورد مطمئن باشيم. آنچه که ما می دانيم اين است که حزب الله لبنان در گذشته از اين بمب ها استفاده کرده و معتقديم طراحی اين بمب ها را ايران به نيروهای حزب الله آموزش داده است. از طرف ديگر فکر می کنيم ممکن است برخی عناصر رژيم ايران در طراحی اين حملات نقش داشته اند هرچند که در اين مورد اطمينان کامل نداريم."
هنگامی که از جک استراو در مورد واکنش دولت بريتانيا پرسيده شد او پاسخ داد ما موضع خودمان را ضمن ارائه استدلال های قوی به ايرانی ها اطلاع داده ايم و بديهی است که نيروهای بريتانيايی حق دفاع از خودشان را دارند و اين کار را خواهند کرد.
جک استراو در پاسخ به سوالی در مورد اقدامات عملی ارتش در اين خصوص گفت: "در مورد واکنش ارتش بريتانيا در اين مورد البته به شرطی که مدارک کاملا مستدل و روشن در مورد دخالت ايران وجود داشته باشد فرماندهان ارتش بر اساس قوانين بين المللی تصميم لازم را اتخاذ خواهند کرد."
وی در پاسخ به اين سوال که آيا در صورت لزوم نيروهای بريتانيا وارد خاک ايران خواهند شد، گفت:
"من در مورد تاکتيک هايی که ارتش بريتانيا استفاده خواهد کرد حاضر به حدس و گمان نيستم و فکر می کنم اعلام علنی تاکتيک هايی که ما ممکن است از آن استفاده کنيم به نفع امنيت سربازان ما درمرحله فعلی نيست. "
سو اسميث، مادری است که فرزندش را در عراق از دست داده است. نيروهای امنيتی بريتانيا معتقدند فرزند او در نتيجه انفجار يکی از بمب هايی که کشته شده که تکنولوژی ساخت آن احتمالا از ايران وارد عراق شده است. از او پرسيده شد به اعتقاد وی دولت بريتانيا بايد چه اقدامی در اين مورد انجام دهد.
او گفت: "فايده ای در رفتن نيروهای بريتانيايی به ايران نمی بينم. ما در عراق در يک مخمصه عجيبی گرفتار شده ايم و دولت الان نمی داند که چطور بايد اين مشکل را حل کند."
عليرغم اين مشکلات داگلاس مورای نويسنده و روزنامه نگار که در اين برنامه شرکت داشت معتقد بود دولت بريتانيا بايد موضع قاطع تری را در قبال ايران اتخاذ کند.
آقای مورای گفت: "به نظر من بايد دولت بريتانيا موضع سرسختانه تری در قبال ايران و سوريه داشته باشد. نمی توانم بفهمم چرا از همان آغاز کار اين نکته به دولت سوريه تفهيم نشد که قرار نيست هر پيکارجويی که در عراق به قتل و کشتار می پردازد از مرز سوريه وارد اين کشور شده باشد و ما فقط به اعلام اين مطلب اکتفا کنيم. در مورد ايران هم داستان به همين منوال است. دولت بريتانيا بايد اين موضوع را به ايرانی ها تفهيم کند که اگر آنها نتوانند مرز های خودشان را کنترل کنند ما هم در مقابل هيچ احترامی برای اين مرز قايل نخواهيم شد."
از جک استراو پرسيده شد چرا کشورش در قبال ايران موضع ضعيفی اختيار کرده است؟ وزير خارجه بريتانيا گفت:
"من اين توصيف را نمی پذيرم. به نظر من ما به نسبت مشکلاتی که با آن روبرو شده ايم . واکنش مقتضی را نشان داده ايم. اگر منظور شما رفتار بريتانيا در مورد پرونده هسته ای ايران بوده باشد بايد بگويم تلاش ما بر اين بوده که يک اجماع بين المللی در اين خصوص ايجاد کنيم و از طرفی ما توانستيم با فشار ديپلماتيک ايران را وادار به ادامه تعليق غنی سازی اورانيوم کنيم. در مورد کشته شدن سربازان ما در بصره هم واکنش ما در قبال ايران کاملا متناسب با اين مشکل خواهد بود."
وزرات خارجه ايران امروز در واکنش به اظهارات وزير خارجه بريتانيا گفت که اين اظهارات بی پايه است و هيچ کشوری از مواجهه با ايران سودی نخواهد برد.
يکی ديگر از موضوعات مهم مطرح شده در اين برنامه بحث خروج نيروهای بريتانيايی از عراق بود که جک استراو تاکيد کرد تا هنگامی که نيروهای عراقی آمادگی های نظامی لازم را پيدا نکرده اند . تاريخی برای خروج نيروهای بريتانيايی از عراق تعيين نخواهد شد.
October 13, 2005
فرمانده نيروهاي استشهادي ايران تاكيد كرد؛ مخالفت با مصباح، مخالفت با اسلام است
هاتف: هفته نامه پرتو كه تحت نظر مصباح يزدي فعاليت مي كند در خبري نوشت جعفري، فرمانده قرارگاه عاشقان شهادت، در جمع نيروهاي عمليات استشهادي اصفهان گفت: هركس در هر لباس و در هر مقامي عليه اين شخصيت بزرگ اسلامي (آيتالله مصباح) موضع بگيرد، عليه اسلام موضع گرفته است و ما وظيفه داريم پاسخ آن را بدهيم.
عقب نشینی کامل و بدون قید وشرط حکومت آخوندی برای از سرگیری مذاکرات هسته ای با اروپا
رادیو فردا: وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در بیانیهای آمادگی ایران را بدون هیچ پیش شرطی برای از سرگیری مذاکرات با سه کشوراروپایی و سایر کشورهای عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کرد. کشورهای اروپایی خواهان توقف فعالیتهای هستهای در تاسیسات اصفهان و منتظر نتیجه مذاکرات بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی با مقامات ایران هستند به نظر میرسد علیرغم این که ایران این خواست اروپا را نپذیرفته، با نشان دادن نرمش هایی قصد دارد با اروپاییها به مصالحه برسد. دیپلماتهای غربی نسبت به این که چنین نرمش هائی برای ارجاع نشدن پرونده هستهای ایران به شورای امنیت کافی باشد، خوشبین نیستند.
سياوش اردلان
ایران همچنان تاکید دارد که مایل به از سرگیری مذاکرات هستهای با سه کشور اروپاییست. اما این سه کشور میخواهند ایران فعالیت در تاسیسات اصفهان را متوقف کند. ایران میگوید این کار نمیکند اما نرمشهایی نشان داده تا بلکه با اروپاییها به مصالحه برسد.
سیاوش اردلان (رادیو فردا): برای چندمین بار وزارت خارجه جمهوری اسلامی آمادگی ایران را برای از سرگیری مذاکرات هستهای اعلام کرد. در بیانیه شب گذشته وزارت خارجه ایران آمده است: جمهوری اسلامی آمادگی خود را برای انجام مذاکرات با کلیه کشورهای عضو آژانس از جمله سه کشور اروپایی، بدون هیچ پیش شرطی اعلام میکند.
مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی چندی پیش از طرف این سه کشور قطع شد، زیرا ایران بخشی از فعالیتهای هستهای خود را در تاسیسات اصفهان از سر گرفت. ایران در آن زمان دلیل این کار را به نتیجه نرسیدن مذاکرات و وقت کشی اروپاییها خواند. پس از این اقدام ایران، کشورهای اروپایی با همکاری آمریکا توانستند مقدمات بردن پرونده هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل را فراهم کنند.
ابراز تمایلهای ایران به از سرگیری مذاکرات کمکی به حل بحران موجود نکرد. زیرا کشورهای اروپایی کماکان خواهان توقف فعالیتهای هستهای در تاسیسات اصفهان هستند. ایران حاضر نیست فعالیت در تاسیسات اصفهان را متوقف کند. اینک همگان منتظرند تا ببینند تیم بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی که به ایران رفته است، از سفر برگردد، تا توضیح دهد نتایج گفتگوهایش با مقامات ایرانی چه بوده است؟
گفته میشود ایران احتمالا در نشانی از نرمش اجازه خواهد داد بازرسان آژانس از این پس به اماکن، افراد و اسناد مربوط به پرونده هستهای جمهوری اسلامی دسترسی بهتری داشته باشند.
با این حال دیپلماتهای غربی خوشبین نیستند که این نرمشهای ایران برای سه کشور اروپایی کافی باشد که مذاکره با ایران را از سر بگیرند و برای بردن پرونده ایران به شورای امنیت دیگر تلاش نکنند.
زمین
عیالات متحده اگر ما سن زمین را که غیر قابل تصور است فشرده کنیم و هر 100 میلیون سال آن را یک سال بگیریم، کره زمین ماند فردی 46 ساله خواهد بود. هیچ اطلاعاتی راجع به هفت سال اول این فرد وجود ندارد و در مورد سالهای میانی زندگی او نیز اطلاعات کم و بیش پراکنده و نامطمئنی وجود دارد. اما امروز ما تحقیقا می دانیم که در سن 42 سالگی گیاهان و جنگلها پدیدار شده و شروع به رشد کرده اند. اثری از دایناسورها و خزندگان عظیم الجثه تا یک سال پیش نبوده است؛ یعنی وقتی که زمین 45 ساله بود. پستانداران 8 ماه پیش رسیده اند. در اوایل هفته گذشته میمون های آدم نما به آدمهای میمون نما تبدیل شده و آخر هفته گذشته دوران یخ سراسر زمین را در بر گرفت. انسان جدید فقط حدود 4 ساعت روی زمین بوده که طی همین یک ساعت گذشته کشاورزی را کشف کرده. انقلاب صنعتی فقط همین یک دقیقه پیش اتفاق افتاد... حال ببینیم که در این یک دقیقه انسان چه بلایی بر سر این فرد 46 ساله آورده است. طی این 60 دقیقه بیولوژیکی انسان یک آشغالدانی کامل از این بهشت ساخته است. او تعداد خودش را به نسبت سرسام آوری زیاد کرده و باعث انقراض نسل 500 خانواده از جانداران شده است. او سوختهای این سیاره را غارت کرده و الان مانند یک کودک بی شعور ایستاده و خیره شده به این حمله برق آسا... اخیرا نیز گونه ای دیگر از این نوع جانور دوپا به نام آخوند رشد و تکثیر یافته که اثرات یک تمدن 13 دقیقه ای را تنها در عرض 9 ثانیه به فاک فنا داده است...عقب نشینی وزیر ارشاد
گویانیوز: توضيح مديركل دفتر وزارتي وزارت ارشاد درباره بخشنامه ساعت حضور بانوان در حوزههاي اداري اين وزارتخانه
پرويز كرمي مديركل دفتر وزارتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي درباره اخبار منتشرشده مبني بر صدور بخشنامهاي با محتواي ممنوعيت حضور بانوان در زيرمجموعههاي اين وزارتخانه پس از ساعت 18 توضيح داد.
وي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، با تاكيد بر اينكه مطالب منتشر شده، ناقص بوده است گفت: بخشنامهاي از سوي بنده نه وزير ارشاد آن هم به در خواست تعدادي از بانوان شاغل در بخشهاي اداري و ستادي كه بنا بر برخي رويههاي سابق تا ساعات پايان شب مجبور بودند در محل كار حاضر باشند، صادر شده است، البته بنده گله و درخواست بانوان همكار را ابتدا با وزير در ميان گذاشتم و پس از آن، اين بخشنامه صادر شد.
كرمي با بيان اينكه هدف از صدور اين بخشنامه جلوگيري از اتلاف وقت بانوان كارمند در بخشهاي اداري بوده است افزود: حفظ حرمت و شان بانوان محترم از ديگر دلايل اين امر بوده است.
وي همچنين گفت كه اين بخشنامه صرفا مربوط به بخشهاي اداري بوده و در صورت نياز و با هماهنگي مسوولان اين بخشها، بانوان شاغل در آنها ميتوانند بيشتر از ساعت مقرر نيز در محل كار حضور داشته باشند.
متن اين بخشنامه كه از سوي دفتر وزارتي وزارت ارشاد در اختيار ايسنا قرار گرفته به اين شرح است:
«معاونان محترم وزير
روساي محترم سازمانهاي تابعه
مديران كل محترم ستادي و استاني
با سلام
با توجه به نقش حساس زنان كشورمان در تعالي جامعه انساني از يكسو و نظر به ضرورت حضور موثر بانوان شاغل در كانون گرم خانواده جهت ايفاي وظيفه حساس تربيت فرزندان از سوي ديگر، حسب دستور وزير محترم مقتضي است از حضور همكاران خانم در كليه واحدهاي اداري بعد از ساعت 18 خودداري نمايند.
بديهي است در صورت نياز به خدمات اين دسته از همكاران حضور بانوان شاغل در خارج از محدوده يادشده با هماهنگي دفتر وزارتي بلامانع است.»
October 12, 2005
توقيف موقت سايت «بازتاب»
بازتاب: منابع آگاه، نامه دو ماه پيش دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي را علت ظاهري توقيف «بازتاب» عنوان ميکنند. دسترسي سايت «بازتاب» به مدارک مهمي در رابطه با تخلفات مالي و افشاي بخشي از آنها، اين اقدام را تسريع کرده است.
۲۰ مهر ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۶:۲۶ تعداد بازديد : 6144 كد خبر : ۳۰۲۰۱
با اعلام حكم قوه قضائيه، سايت اينترنتي «بازتاب» توقيف شد.
در اين حكم، نامه شوراي عالي امنيت ملي در ماههاي گذشته و برخي تخلفات، علت توقيف موقت و مسدود شدن سايت «بازتاب» عنوان شده است.
در اين حال، برخي منابع آگاه، نامه دو ماه پيش دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي را علت ظاهري توقيف «بازتاب» عنوان ميکنند.
اين منابع اظهار ميکنند که دستگاه قضائي در پوشش اين نامه، دستور توقيف سايت «بازتاب» را صادر كرده است.
اين در حالي است که تيم جديد دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي که داراي رويکرد متفاوتي با مسئولين قبلي اين شورا هستند، تاکنون هيچگونه نارضايتي از مواضع سايت «بازتاب» در پرونده هستهاي ابراز نکردهاند.
اين منابع، علت پيگيري اين نامه پس از دو ماه از ارسال آن را وجود برخي نارضايتيها در داخل دستگاه قضائي از عملکرد سايت «بازتاب» در رابطه با مقامات اين قوه ميدانند.
دسترسي سايت «بازتاب» به مدارک مهمي در رابطه با تخلفات مالي و افشاي بخشي از آنها، اين اقدام را تسريع کرده است.
October 11, 2005
پاسخ همسر گنجی به ادعاهای مديركل زندانهاي استان تهران
پیک ایران: امروز:معصومه شفیعی، همسر اکبر گنجی با انتشار نامه ای به ادعاهای مديركل زندانهاي استان تهران پاسخ داد.
آقاي سليماني گفته اند كه :"اكبر گنجي مراحل فيزيوتراپي پا را ميگذراند، در حال حاضر در قرنطينه بهداشتي_ درماني زندان اوين به سر ميبرد، وتا زمانیکه مراحل درماني وي به اتمام نرسد امكان انتقال گنجي به بند عمومي وجود ندارد. وي تاكيد كرد كه حال عمومي گنجي مطلوب بوده و وضعيتش بسيار خوب است؟!
اينكه آقاي سليماني انجام فيزيوتراپي پا را دليل پزشكي موجهي براي قطع ارتباط آقاي گنجي با ديگر زندانيان و حتي خانواده و وكلاي ايشان ميداند، نشانگر تخصص ويژه شان در مسائل پزشكي است و اين مورد يكي از پيشرفتهاي علم پزشكي است و ضروری است که مدیریت علوم پزشکی کشور رسمااعلام كند كه كليه بيماران فيزيوتراپي بايد در قرنطينه به سر برند تا مبادا مشكل مينيسك پايشان به ديگران نيز سرايت كند.
آقاي سليماني با سخنان خود به شعور مردم ايران توهين كرده اند آن هم در ماه مبارك رمضان لذا شايسته است كه رسما معذرت خواهي كنند. به نظر مي رسد كه حيطه مسئوليتهاي آقاي سليماني افزايش يافته و ايشان توانسته اند اعتماد رؤساي خود را بيشتر جلب كنند زيرا سابق بر اين مسئولين سازمان زندانها در مورد زندانيان بخش ويژهاي از اوين، مسئوليت نداشته و اظهارنظر نميكردند، لذا پيامدهاي احتمالي اين پرونده بر عهده ايشان نيز هست.با تقديم احترام
معصومه شفيعي
همسر آقاي گنجي
19/مهر/84
آمریکا، محاصره ایران قدم به قدم
روز: تهران از نقشه نومحافظه کاران آگاه است
فرهاد مهدوی
همزمان با سخنان جرج بوش که مانیفست جنگ قرن ۲۱ را بر محور ایران سازمان می دهد، اطلاعات مربوط به کلاهک هسته ای جمهوری اسلامی در اختیار کشورهای مهم جهان قرار می گیرد. فهرست فشارهای اقتصادی فراهم می گردد؛ و طرح کنترل فعالیت های اقتصادی ایران از طریق"دلار" آماده می شود، و ده ها میلیون دلار برای احداث رادار در مرزهای شمالی ایران اختصاص می یابد. اين ها يعنی تبلیغات آمریکا علیه جمهوری اسلامی، دامنه بیشتری می گیرد و با اقدامات مختلف در زمینه های نظامی و مالی، حلقه محاصره ایران را روز به روزتنگ تر می کند.
سخنان جرج بوش در مرکز تجارت بین المللی"رونالد ریگان" در روز ۶ اکتبر، چیزی جز مانیفست جنگ قرن ۲۱ بر محور ایران نیست. این سخنان که فقط در یکی از رسانه های فارسی زبان منتشر شد و خلاصه آن نیز در سایت" امروز" آمد، دکترین جنگی نومحافظه کاران آمریکاست که زیر پوشش مذهب تنظیم و توسط جرج بوش قرائت شده است. در این مانیفست جنگ طلبی، ایران بارها به صورت آشکار و پنهان، مورد اشاره قرار گرفته است. کشوری که در چارچوب طرح خاورمیانه بزرگ باید بر آن غلبه کرد و از آنجا در مقابل چین و روسیه به صف آرایی پرداخت. در واقع هدف اصلی، بازهم نه ایران، که کنترل منطقه آسیای مرکزی است، که روزگاری درباره اهمیتش گفته اند: هرکس آسیای مرکزی را در کنترل داشته باشد، جهان را در کنترل دارد.
سخنان محمد خاتمی که آشکارا" موجودیت ایران" را در خطر می بیند و تحولات اخیر سیاسی در ایران، می تواند نشانه ای از آگاهی تهران بر این مانیفست جنگ صلیبی جدید باشد. مانیفستی که محور آن بر یک جمله استقرار یافته:" ایدئولوژی مرگبار افراط گرایان اسلامی، چالش بزرگ این قرن است".
برنامه موشکی ایران
در مانیفست جنگی نومحافظه کاران آمریکا، به صراحت از برنامه موشکی ایران و تلاش آمریکا برای متوقف ساختن آن سخن گفته شده است. برنامه ای که آمریکا، یکی از وسیع ترین تبلیغات خود علیه ایران را، بر آن استوار کرده است. به گزارش سایت انتخاب:" دیپلمات ها و تحلیلگران اعلام کردند آمریکا برخی از کشورها را در جریان آنچه از آن به عنوان فعالیت های تسلیحات اتمی ایران نام برده، قرار داده است". به گزارش خبرگزاری فرانسه از وین، این دیپلمات ها می گویند فعالیت مزبور شامل تحقیقات در مورد چگونگی انفجار یک موشک با کلاهک هسته ای درارتفاعی است که"نیروی حاصله از یک انفجار هسته ای را به حداکثر" برساند.
این اطلاعات که نخستین بار توسط روزنامه وال استریت ژورنال منتشر شده، شامل اطلاعات آزمایش برای قرار دادن یک جعبه سیاه در داخل مخروط موشک های بالیستیک میان برد شهاب3 است. آمریکا که این اطلاعات را در اختیار کشورهای مهم جهان قرار داده است، مدعی شده این پروژه توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، انجام شده است.
محاصره اقتصادی
بخش ديگری از مانيفست نومحافظه کاران تهيه " فهرست فشارهای اقتصادی" که در نشست مشاورین ارشد رئیس جمهور آمريکا ، مورد بحث قرار گرفته است.
جناح راست در مورد انتشار اين اخبار سياست واحدی دارد با روش های مختلف. چنان که سایت بازتاب از طرح آمریکا برای تنگ کردن حلقه محاصره ایران خبر می دهد اما از طریق"دلار". به نوشته این سایت:" آمریکا قصد دارد با کنترل همه فعالیت های مالی ایران ـ که از طریق دلار انجام می شود ـ به بهانه مقابله با پول شویی، راه را برای جمع آوری اطلاعات و اعمال فشار بر جمهوری اسلامی هموار کند." طبق این گزارش:" آمریکا هم اکنون بر کلیه معاملات دلاری ایران که از طریق بانک های سوییس انجام می شود، نظارت دارد. این نظارت را خزانه داری آمریکا انجام می دهد".
احداث رادار
خبرگزاری های ايران در روزهای گذشته دانشجویان ایران ـ ایسنا ـ از احداث رادارهای آمریکایی در مرزهای ایران ـ آذربایجان خبر داد. بر اساس این گزارش" دولت آمریکا ده ها میلیون دلار به کمک به جمهوری آذربایجان اختصاص داده است تا در مرز خود با ایران و از نزدیکی باکو، ایستگاه رادار احداث کند" بر اساس همین گزارش" یکی از این ایستگاه ها قرار است در بیست کیلومتری مرز ایران و در آن بخش از منطقه مرزی که در خاک آستارا که د خاک آذربایجان واقع است، احداث شود".
خودکشی يک کارگر به دلیل فقر اقتصادی
پیک ایران: پيک ايران : روز يکشنبه يک کارگر سابق کارخانه چيت سازی بهشهر بر آثار فشار های روانی ناشی از فقر اقتصادی دست به خود کشی زد.
وی روز يک شنبه ساعت ۵ صبح خود را به بالای تير برق يکی از از خيابان های بهشهر رسانيد و دور از چشم ديگران خود را به پائين پرت نمود . مراسم تشيع جنازه و خاکسپاری وی ديروز دوشنبه با تاثر و ناراحتی مردم شهر بهشهر برگزار گرديد .
اين کارگر حدودا ۳۵ ساله که دارايی همسر و فرزند نيز بود از آن دسته کارگرانی بود که به دليل ورشکستگی کارخانه چيت سازی بهشهر به اجبار باز خريد و پس از ماه ها سرگردانی و اعتصاب توانست مبلغی را به صورت اقساطی دريافت نمايد .متاسفانه کارگرانی از اين دست بسيارند که بدليل اخراج و پول ناچيزی که به آنها داده ميشود نميتوانند ابتدائی ترين مايحتاج زندگی خانواده خود را تامين نمايند.
October 10, 2005
گزارش "فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی" از وضعیت اعدام در ایران
گویا نیوز: گزارش سال 2005
( اکتبر 2004 تا سپتامبر 2005 )
به مناسبت 18 مهر ( 10 اکتبر)
روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام
مقدمه
به مناسبت، 18 مهر (10 اکتبر)، روز جهانی مبارزه برای لغو اعدام،" فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی" در راستای افشاء نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ایران، گزارش سالانه خود را از وضعیت اعدام در ایران به شرح زیر به اطلاع می رساند.
این گزارش در برگیرنده اسم و برخی مشخصات کسانی است که در فاصله زمانی مهر ماه 1383 (اکتبر 2004) تا شهریور 1384 (سپتامبر 2005) در ایران توسط دولت جمهوری اسلامی محکوم به اعدام شده اند. لازم به ذکر است که این لیست از میان اخبار مندرج در روزنامه ها و سایت های خبری متفاوت داخل و خارج از ایران جمع آوری شده است و با توجه به سانسور موجود در رسانه های خبری ایران و عدم وجود منابع مستقل خبری، این لیست نمی تواند در برگیرنده اسامی تمامی کسانی باشد که در این مقطع زمانی محکوم به اعدام شده اند.
ضمنآ دولت ایران با استفاده از روش های متفاوت در تلاش است که اخبار مربوط به اعدام شدگان بطور خاص و نقض حقوق بشر بطور عام در ایران، به صورت ناقص منتشر شود تا بدینوسیله زمینه را برای پیگیری و تحقیق توسط مدافعان حقوق بشر دشوارتر کند. بطور مثال محکومین را در شهر محل سکونت خود در ملاء عام اعدام می کند و بعد تحت عنوان حفظ آبروی خانواده محکوم، از درج نام آنها در مطبوعات جلوگیری بعمل می آورد و یا اسامی آنها را بصورت ناقص منتشر می کند.
بر مبنای این گزارش 232 نفر اعدام (%5/32/(75 نفر} و یا محکوم به اعدام (%5/67/157 نفر) شده اند.
با احتساب 76 نفر منتظرین اعدام از سال قبل - که در گزارش به آنها نیز اشاره شده است- مجموع اعدامیها و محکومین به اعدام به 308 نفر بالغ می گردد.
اعدام شدگان: از مجموع 75 نفری که در فاصله زمانی این گزارش اعدام شده اند؛ 74 نفر مرد و یک نفر زن هستند. و دو نفر از آنها زندانی سیاسی بوده اند. %65 (49 نفر) آنها در ملاء عام اعدام شده اند، که احکام آنها در 22 شهر به اجرا در آمده است. مشهد با 9 مورد اعدام در ملاء عام در رتبه اول قرار دارد. حدود %19 (14 نفر) از کل اعدامیان متعلق به تهران است .
از 19 نفر از اعدامیان که سنشان در این گزارش آمده است؛ یک نفر زیر 18 سال، 10 نفر بین 18 تا 30 سال و 8 نفر بین 31 تا 50 سال سن دارند.
قابل ذکر است که هویت 4 نفر از اعدام شدگان مشخص نیست.
منتظرِِین اجرای حکم اعدام : از میان 157 نفر منتظرین اجرای حکم اعدام؛ %11 (17 نفر) زن و %89 (140 نفر) مرد هستند، که 5 نفر از آنها از فعالین سیاسی هستند. از میان 82 نفر از منتظرین اجرای اعدام که در مورد سنشان اطلاعاتی موجود بوده است؛ بیش از %7 (6 نفر) زیر 18 سال،%71 (58 نفر) بین 18 تا 30 سال و %22 (18 نفر) بین 31 تا 50 سال سن دارند. ضمنا در مورد هویت 30 نفر از منتظرین اعدام اطلاعاتی در دست نیست . تهران با %5/69 یعنی 109 نفر ، بیشترین منتظرین اجرای حکم اعدام را در فاصله زمانی گزارش داراست.
با احتساب 76 نفر منتظرین اعدام از سال قبل، کل افرادی که تا کنون منتظر اجرای حکم اعدام هستند، بالغ بر 233 نفر است.
بعد از آخرین نشست کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در مارس 2005 در ژنو تا کنون ، بر مبنای لیست شماره 1 (اسامی اعدام شده گان)، 40 نفر اعدام شده اند. و بر اساس لیست شماره 2 (اسامی منتظرین اجرای حکم اعدام) 88 نفر حکم اعدام دریافت کرده اند. بدین ترتیب مجموعا 128 نفر اعدام و یا حکم اعدام دریافت کرده اند، که این تعداد بیش از %55 درصد کل افرادی (232 نفر) است که در فاصله زمانی این گزارش اعدام و یا حکم اعدام دریافت کرده اند.
لیست شماره ۱: اسامی اعدام شده گان
شماره نام نام خانوادگی سن تاریخ اعدام محل اعدام منابع خبر
1 حبیب 45 1383/07/09 کرج روزنامه اعتماد
2 مهرزاد واجب الحقوق 1383/07/14 اصفهان روزنامه شرق
3 حمید رضا صادقی 27 1383/07/14 اصفهان روزنامه شرق
4 مجتبی امیری 1383/07/25 شیراز روزنامه قدس
5 عزیز مردانی 1383/07/25 شیراز روزنامه قدس
6 قاسم سیدی 1383/07/21 مشهد روزنامه قدس
7 رضا نظرپور 1383/07/15 تنکابن خبرگزاری ایسنا
8 حسن قمی 1383/07/15 تنکابن خبرگزاری ایسنا
9 حمید رضا فرخی 1383/07/15 تنکابن خبرگزاری ایسنا
10 محمد رضا محبوبی 1383/07/15 تنکابن خبرگزاری ایسنا
11 محمد د 1383/07/20 اهواز خبرگزاری ایرنا
12 آرش 1383/07/23 تهران روزنامه اعتماد
13 عباس 1383/07/23 تهران روزنامه اعتماد
14 م م 1383/07/22 رشت گیلان امروز
15 حسین حسنوند 1383/09/10 اسلام آباد(کرج) روزنامه اعتماد
16 امیر احمدلی 25 1383/09/10 قم روزنامه ایران
17 محمدرضا ب 1383/10/07 مشهد روزنامه قدس
18 مصطفی 1383/10/16 مشهد روزنامه ایران
19 ممد سیاه 1383/10/29 مشهد روزنامه ایران
20 ولی الله زارعیان 1383/10/30 تهران(زندان اوین) روزنامه ایران
21 ایمان فرخی 1383/10/30 تهران (زندان اوین) روزنامه ایران
22 داود باقری 1383/10/30 تهران(زندان اوین) روزنامه ایران
23 علیرضا 1383/10/30 تهران(زندان اوین) روزنامه ایران
24 مهدی رشید پور 25 1383/11/01 طبس روزنامه ایران
25 اصغر 1383/12/20 مشهد روزنامه کیهان
26 سعید اوج هرمزی 1383/12/24 بندر عباس روزنامه کیهان
27 جلیل مریدی 1383/12/24 بندرعباس روزنامه کیهان
28 علی سوخته زاده 31 1383/12/25 اهواز روزنامه ایران
29 محمد بسیجه 1383/12/26 تهران روزنامه کیهان
30 سهراب محمد د 1384/01/17 تویسرکان خبرگزاری ایسنا
31 احمد ب 1384/01/17 تویسرکان خبرگزاری ایسنا
32 حسن رضایی 37 1384/01/17 ساوه سایت روشنگری
33 حاتم جلیلی کیش 38 1383/01/24 یاسوج ایرانپرس سرویس
34 علی فتح همتی 50 1384/01/24 یاسوج ایرانپرس سرویس
35 قباد سیاه منصور 32 1384/01/25 نجف آباد روزنامه کیهان
36 رئوف 1384/01/25 اهواز روزنامه ایران
37 موسی علی محمدی 40 1384/01/27 اصفهان روزنامه کیهان
38 حاتم گرگی 1384/02/14 تهران خبرگزاری ایسنا
39 محمد بخشش 1384/02/14 تهران خبرگزاری ایسنا
40 علیرضا هژبری 1384/02/16 تهران روزنامه اعتماد
41 علیرضا اکبری 1384/02/16 تهران روزنامه اعتماد
42 ناصر 19 1384/02/22 سوسنگرد روزنامه ایران
43 علی 1384/02/22 سوسنگرد روزنامه ایران
44 عارف 1384/02/22 سوسنگرد روزنامه ایران
45 رحمت الله قنبر زهی گرگیج 20 1384/03/02 زاهدان روزنامه اعتماد
46 محسن غفارزاده 1384/04/16 سلماس روزنامه اعتماد
47 محمد 30 1384/04/15 اصفهان روزنامه اعتماد
48 علی عادل زاده 24 1384/04/16 مشهد روزنامه کیهان
49 آرش غلامیان خراسانی 1384/04/16 مشهد روزنامه کیهان
50 داود دلیران 1384/04/16 مشهد روزنامه کیهان
51 عیوضعلی حسین زاده 1384/04/25 اردبیل روزنامه اعتماد
52 علی صفرپور رجبی 20 1384/04/23 پلدختر روزنامه کیهان
53 محمود عسگری زیر 18 1384/04/28 مشهد خبرگزاری ایسنا
54 اعیاد مرهونی 20 1384/04/28 مشهد خبرگزاری ایسنا
55 حمید رضا 1384/05/19 همدان روزنامه اعتماد
56 نصرت الله 1384/05/19 همدان روزنامه اعتماد
57 رضا 1384/05/19 همدان روزنامه اعتماد
58 اکبر ف 43 1384/05/20 تهران روزنامه ایران
59 اکبر م 1384/05/24 اهواز روزنامه ایران
60 امیر ک 1384/05/24 اهواز روزنامه ایران
61 مهدی ع 1384/05/24 اراک روزنامه ایران
62 فرشید فریقی 21 1384/05/27 بندرعباس روزنامه اعتماد
63 الف پ 1384/06/02 بندرعباس روزنامه کیهان
64 ب ک 1384/06/02 بندرعباس روزنامه کیهان
65 ح ک 1384/06/02 بندرعباس روزنامه کیهان
66 ح ج 1384/06/02 بندرعباس روزنامه کیهان
67 محمد رضا فصاحت 1384/06/25 یزد روزنامه اعتماد
68 جاسم ح 1384/06/26 اهواز روزنامه شرق
- اعدام شده گان با هویت نامعلوم
69 1383/10/30 تهران (زندان اوین) روزنامه ایران
70 1383/10/30 تهران(زندان اوین) روزنامه ایران
71 مرد 1384/05/25 شیراز روزنامه اعتماد
72 جوان 22 1384/06/21 کازرون خبرگزاری فارس
- اسامی زنان اعدام شده
73 رویا 28 1384/04/15 اصفهان روزنامه اعتماد
- زندانیان سیاسی اعدام شده
74 اسماعیل محمدی 40 1384/06/14 ارومیه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
75 محمد پنجوینی 35 1384/06/14 ارومیه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
لیست شماره ۲: اسامی منتظرین اجرای حکم اعدام
شماره نام و نام خانوادگی سن تاریخ محل
1 الف ـ ن 22 ساری
2 آرش 1382/06/31 تهران
3 ح ـ الف 1382/07/07 تهران
4 حمید رضا صادقی 27 1382/07/10 اصفهان
5 محسن بزرگ فر 29 1382/07/10 اصفهان
6 حبیب 1382/09/03 تهران
7 قاسم 1382/09/03 تهران
8 محمد 1382/09/03 تهران
9 علیرضا 1382/09/03 تهران
10 محمد 1382/09/03 تهران
11 سعید ـ ب 1382/11/08 تهران
12 حسن خانی 1382/11/14 بجنورد
13 بابک 1382/11/16 تهران
14 علیرضا 1382/11/16 تهران
15 مصطفی 1382/11/16 تهران
16 قادر 1382/11/18 تهران
17 نبی چهر 1382/11/27 تهران
18 رضا 1382/11/28 تهران
19 احمد 1383/01/18 تهران
20 علیرضا 1383/01/18 تهران
21 عزت الله ـ م 1383/03/11 تبریز
22 شهروز 1383/03/13 مازندران
23 نوروز 1383/03/13 مازندران
24 نبی 1383/03/13 مازندران
25 هاشم 20 1383/03/18 مشهد
26 محمود 1383/03/27 تهران
27 شهروز 24 1383/04/03 تهران
28 آنه دردی 1383/04/16 تهران
29 علی دلداری 1383/04/22 تهران
30 حمید رضا 1383/04/29 تهران
31 سعید 1383/04/30 تهران
32 جواد 1383/05/10 مشهد
33 محمد 1383/05/13 تهران
34 مرتضی 1383/05/13 تهران
35 مجید 1383/05/13 تهران
36 محسن 1383/05/13 تهران
37 گل محمد 1383/05/18 تهران
38 رضا 1383/05/18 تهران
39 حسین 1383/05/27 تهران
40 علی 30 1383/05/28 تهران
41 شهرام 1383/05/31 تهران
42 صمد 1383/05/31 تهران
43 فریدون 30 1383/06/02 تهران
44 فیض محمد 16 1383/06/10 کرج
45 علی ـ م (2) 1383/06/18 تهران
46 مرتضی ـ ف(3) 1383/06/18 تهران
47 میلاد ـ ب (4) 1383/06/18 تهران
48 مسعود سیف 1383/06/30 اصفهان
49 محمد رضا 1383/07/01 تهران
50 بهرام اکبری 1383/07/04 شهرکرد
51 علیرضا 1383/07/06 تهران
52 محسن 1383/07/06 اهواز
53 مهرداد 1383/07/12 تهران
54 محمد 17 1383/07/19
55 مهران 24 1383/07/20
56 جواد 1383/07/21
57 محمد رضا 1383/07/28 تهران
58 خسرو 25 1383/08/03 تهران
59 علیرضا 1383/08/05 تهران
60 رسول علی محمدی 17 1383/08/08 اصفهان
61 علیرضا 1383/08/08 تهران
62 وحید 1383/08/26 تهران
63 محمد عیسی (اهل بنگلادش) 1383/09/08 تهران
64 مصطفی 19 1383/09/09 تهران
65 حسن 39 1383/09/10 تهران
66 حسن کلانی 1383/09/16 تهران
67 ابوالقاسم 1383/10/01 تهران
68 محمد 48 1383/10/07 کرج
69 مهدی بختیاری 18 1383/10/08
70 مهدی 1383/10/08
71 علیرضا 1383/10/08
72 محمد ( ت) 18 1383/10/08
73 سعید بختیاری 30 1383/10/09 تهران
74 مسعود 1383/10/12 تهران
75 علی 1383/10/15 تهران
76 اسماعیل ـ ع 1383/10/15 تهران
77 عباس 30 1383/10/20 تهران
78 غلامرضا 1383/10/21 تهران
79 لطیف 35 1383/10/29 تهران
80 کریم 35 1383/10/30 تهران
81 محمد رضا 25 1383/11/01 تهران
82 محمد 1383/11/04 نیشابور
83 علی 20 1383/11/04 تهران
84 محمد رضا 28 1383/11/05 تهران
85 سعید- ر 22 1383/11/05 اسلام شهر
86 ستار 17 1383/11/07 تهران
87 مرتضی 33 1383/11/07 تهران
88 حمید 19 1383/11/07 تهران
89 بهزاد مارامایی 1383/11/27 تهران
90 هادی 20 1383/12/04 تهران
91 فرشاد 1383/12/05 تهران
92 علی 30 1383/12/10 تهران
93 مهام 20 1383/12/12 تهران
94 حمید 49 1383/12/13 تهران
95 محمد 23 1383/12/13 تهران
96 حمید 27 1383/12/15 تهران
97 ابوالقاسم 22 1383/12/18 تهران
98 سعید 16 1383/12/19 تهران
99 داود 1384/01/17 تهران
100 ساقی 1384/01/18 خراسان
101 علی 1384/01/18 تهران
102 صدیق 1384/01/21 تهران
103 عبدالحسین قربانخانی 22 1384/01/22 تهران
104 سعید 31 1384/01/25 تهران
105 نعمت 1384/01/28 تهران
106 کاوه 1384/01/28 تهران
107 محمد ( م ) 18 1384/02/07 شیراز
108 محسن خوشبخت 33 1384/02/08 تهران
109 اسماعیل 1384/02/08 تهران
110 مسلم 22 1384/02/14 تهران
111 مسعود 35 1384/02/14 تهران
112 عباس 33 1384/02/20 تهران
113 قدیر شیخ جونی 26 1384/02/20
114 مصطفی 21 1384/02/28 تهران
115 حسن قلی 1384/02/28 تهران
116 علی اصغر 1384/02/29 تهران
117 ستار شیری 17 1384/03/02 تهران
118 وحید غضنفری 21 1384/03/02 تهران
119 ابولقاسم 22 1384/03/02 تهران
120 پرویز 48 1384/03/03 تهران
121 رمضان 1384/03/25 تهران
122 حسین 24 1384/03/26 قزوین
123 جواد 1384/03/26 تهران
124 مرتضی 20 1384/03/30 تهران
125 حمید رضا 1384/03/30 تهران
126 نظیر ازبک (تبعه افغانستان) 1384/04/01 تهران
127 حسین 23 1384/04/09 تهران
128 سام 27 1384/04/09 تهران
129 اکبر 1384/04/09 تهران
130 بهنام 27 1384/04/13 تهران
131 مرتضی 1384/04/16 تهران
132 کریم 1384/04/21 تهران
133 رضا دشتی 27 1384/04/26 تهران
134 بهزاد 28 1384/04/27 تهران
135 جمعه گل( تبعه افغانستان) 1384/04/31
136 معشوق ( تبعه افغانستان ) 1384/04/31
137 مهدی 28 1384/05/03 تهران
138 حسین 23 1384/05/09 تهران
139 بهزاد 20 1384/05/09 تهران
140 عبدالرضا 1384/05/20 تهران
141 فاخته 1384/05/20 تهران
142 محمد (ن) 1384/05/24 اهواز
143 رضا 1384/05/25 تهران
144 ایرج نظری 26 1384/05/30 تهران
145 حسن 25 1384/05/30 تهران
146 سعید 1384/05/30 تهران
147 بنیامین 16 1384/05/30 تهران
148 محمد (ش) 21 1384/05/31 تهران
149 علی 1384/06/01 تهران
150 سینا 17 1384/06/02 تهران
151 شمس الله 20 1384/06/02 تهران
152 علی 21 1384/06/08 تهران
153 محمد رضا 22 1384/06/13 تهران
154 ابراهیم 28 1384/06/16 تهران
155 محمد 28 1384/06/16 تهران
156 احمد( تبعه افغانستان ) 1384/06/20 تهران
157 محسن 1384/06/21 تهران
158 عیسی 1384/06/21
159 سرژیک 30 1384/06/27 تهران
160 محمد 17/08/1383 تهران
- افراد منتطر اجرای حکم اعدام با هویت ناشناس
161 چهار مرد 1382/07/13 مرودشت
162 یک مرد 1383/01/17 ساری
163 دو مرد 1383/03/10 تهران
164 یک مرد 19 1383/03/19 مشهد
165 یک مرد 1383/04/08 تهران
166 دو مرد 1383/05/15 زاهدان
167 یک مرد 1383/06/30 اصفهان
168 ع ـ ص 1383/07/12 شهر ری
169 2 نفر 1383/07/12
170 مرد 37 1383/09/25 رودبار
171 سه جوان 1383/10/08
172 جوان 1383/10/14 تهران
173 جوان 1383/10/19 ساری
174 2 نفر 1383/11/07 اهواز
175 مرد 1383/11/25 تهران
176 مرد 45 04/12/1383 تهران
177 مرد(دانشجو ) 1383/12/20 کرج
178 مرد 1383/12/26
179 مرد 1383/12/26
180 مرد 18 1384/01/22 کرمان
181 مرد 22 1384/01/22 کرمان
182 مرد 50 1384/02/08 تهران
183 مرد 1384/03/16 اهواز
184 مرد 1384/03/16 اهواز
185 مرد 1384/03/16 اهواز
186 مرد 23 1384/03/24 تهران
187 مرد 28 1384/03/24 تهران
188 مرد 50 1384/05/09 تهران
189 چهار مرد 1384/06/01 کرمان
تبلیغات خبرنامه گویا
advertisement at gooya dot com
مهاجرت به استرالیا
اقامت دائم ار طریق کار و سرمایه گذاری
www.homemigration.com
آلبوم عکس اینترنتی
چاپ عکس بررسی دوربین های دیجیتال
www.delmarcamera.com
Diamonds
Engagement Rings by Reflecting Concepts
www.reflectingconcepts.com
- زنان منتظر اجرای حکم اعدام
190 سارا 18 1382/06/26 تهران
191 فائزه ـ الف 1382/11/18 تهران
192 زهرا 1383/03/17 کرج
193 شهلا جاهد 1383/03/28 تهران
194 فاطمه 1383/05/18 تهران
195 فاطمه حقیقت پژوه 33 1383/07/22 تهران
196 فاطمه ـ الف 28 1383/07/25 تهران
197 سیما 1383/07/28
198 کبری رحمانپور 22 1383/08/29 تهران
199 نجمه 25 1383/08/30 مشهد
200 حاجیه اسماعیل وند 22 1383/09/29 جلفا
201 معصومه ـ ش 1383/10/15 تهران
202 اعظم - ق 31 1383/11/26
203 کبری 50 1384/01/17 تهران
204 فاطمه 24 1384/02/28 تهران
205 فاطمه 28 1384/03/02 تهران
206 فاطمه 1384/03/05 تهران
207 اکرم 30 1384/04/13 تهران
208 فاطمه (م) 37 1384/05/14 تهران
209 زهرا 25 1384/05/20 تهران
210 لیلا 29 1384/06/20 تهران
211 هاجر وافی 1384/06/21 لنگرود
- زندانیان سیاسی منتظر اجرای حکم اعدام
212 غلام حسیین کلبی تهران
213 ولی الله فیض مهدوی تهران
214 علیرضا کرمی خیر آبادی تهران
215 سعید ماسوری 1382/07/08 تهران
216 حجت زمانی 27 1382/12/16 تهران
217 خالد حردانی 1383/05/14 تهران
218 فرهنگ منصوری 1383/05/14 تهران
219 جهانگیر بادوزاده 1384/06/12 ارومیه
220 مهدی غریب خانیان 22 1384/06/12 اهواز
221 ابوبکر میرزا قادری 1384/06/16 ارومیه
222 عثمان میرزا قادری 1384/06/16 ارومیه
223 قادر احمدی 1384/06/16 ارومیه
18 مهر1384 برابر با 10اکتبر 2005
ihrnena@gmail.com
فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی
انجمن فعالان حقوق بشر در ایران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
انجمن مدافعین حقوق بشر در ایران ـ بلژیک : kanon253@hotmail.com
info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
noranali2003@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
کمیته اتحاد برای دمکراسی در ایران ـ ایتالیا : updi@libero.it
kupg_iran@yahoo.de کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین:
info@irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر
با صدور بخشنامه ای وزیر ارشاد خواستار عدم حضور بانوان بعد از ساعت 18در مراکز وابسته به وزارت ارشاد شد !
پیک ایران: به دستور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی حضور زنان در همه ادارات، سازمانها و نمایندگیهای وابسته به این وزارتخانه از ساعت 18 بعد از ظهر ممنوع شد.
به گزارش خبرنگار "ایلنا"، حسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی طی بخشنامهای که بر روی برد ادارات, سازمانها و نمایندگیهای وابسته به وزارت ارشاد از جمله خبرگزاری دولتی ایران (ایرنا) و روزنامه ایران نصب شده است، خواستار عدم حضور زنان بعد از ساعت 18 در این مراکز شده است.
در این بخشنامه آمده است: با توجه به نقش حساس زنان کشورمان در تعالی جامعه اسلامی و ضرورت حضور موثر بانوان در کانون گرم خانواده جهت ایفای وظیفه حساس تربیت فرزندان به حسب دستور وزیر محترم، مقتضی است از حضور همکاران خانم در کلیه واحدها بعد از ساعت 18 خودداری فرمائید.
میدل ایست نیوز لاین: سازمانملل پناهندگان کرد ایرانی را از اردوگاه پناهندگان به مناطق کردنشین عراق انتقال میدهد
پیک ایران: پایگاه اینترنتی "میدل ایست نیوز لاین" گزارش داد: سازمانملل قصد دارد پناهندگان کرد ایرانی را از اردوگاه پناهندگان به مناطق کردنشین در شمال عراق انتقال دهد.
به گزارش سرویس دیپلماتیک خبرگزاری کار ایران ( ایلنا )، مقامات سازمان مللمتحد گفتند: سازمانملل قصد دارد کردهای ایرانی را از اردوگاه پناهندگان "الرمادی" در عراق به مناطق کردنشین در شمال این کشور انتقال دهد.
به گزارش پایگاه اینترنتی "میدل ایست نیوز لاین"، آنها افزودند: وخامت اوضاع امنیتی در اردوگاه الرمادی نمیتواند امنیت پناهندگان کرد را تضمین کند.
"امین عواد" یک مقامات سازمان ملل متحد گفت: وضعیت ویژهای را برای کردهای ایرانی درخواست کردهایم.
وی با بیان اینکه تعداد پناهندگان افزایش یافته است، گفت: 680 هزار پناهنده از جمله اعراب و کردها ایران را به مقصد عراق ترک کردهاند.
October 09, 2005
محمدعلي دادخواه به دادسرا احضار شد
پیک ایران: محمدعلي دادخواه؛ عضو موسس كانون مدافعان حقوق بشر به شعبه هفتم دادسراي كاركنان دولت احضار شد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، بر اساس احضاريهاي كه به كانون وكلاي دادگستري مركز ابلاغ شده است، اين وكيل دادگستري بايد خود را به شعبه هفتم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت معرفي كند.
بر اساس اين احضاريه، دادخواه به عنوان مطلع به دادسرا احضار شده است.
نامه سرگشاده فعالان فرهنگي، سياسي و دانشگاهي به رئيس قوه قضائيه در اعتراض به وضعيت اكبرگنجي
پیک ایران : رئيس محترم قوه قضائيه
جناب آقاي سيدمحمود هاشمي شاهرودي
با سلام و دعاي خير
همان گونه كه استحضار داريد، مسائل مربوط به زنداني بودن، بيماري، اعتصاب غذا و ديگر موارد مربوط به آقاي اكبر گنجي پس از پادرميانيها و درخواست هاي مكرر شخصيت هاي سياسي،فرهنگي و اجتماعي و وعدههاي ضمني مسئولان براي حل مسئله ، بدون توجه به اين تلاش ها و با انتقال آقاي اكبر گنجي بر حسب ظاهر پايان يافت.
آقاي گنجي در تاريخ 13 /6/84 از بيمارستان به نقطه اي نامشخص در زندان اوين انتقال يافت و از 4/6/84 تاكنون هيچگونه اجازه ملاقاتي با او به خانواده و وكلايش داده نشده است و هيچ خبري درباره وضعيت سلامت و حيات وي از سوي منابع مستقل اعلام يا تأييد نگرديده است.
فارغ از نوع واكنش قوه قضائيه نسبت به درخواست هاي شخصيت هاي ياد شده ـ كه نموداري از نحوه سلوك دستگاه حاكميت با درخواست هاي شهروندان به شمار ميرود ـ حداقل حقوق انساني و شهروندي يك زنداني و خانواده و دوستان وي، ملاقات خانواده ، اقوام و وكلاي مدافع با زنداني و اطلاع يافتن از وضعيت اوست. ما ميدانيم كه اين محدوديت هاي استثنائي و در تنگنا گذاشتن آقاي گنجي نوعي تنبيه و فشار به دليل مواضع سياسي او است. اما مگر قوه قضائيه كشور بايد از ابزارهاي حكومت تنها براي سرپا نگاه داشتن حاكميت به هر قيمت استفاده كند و حقوق شهروندان را به هر بهانه ناديده بگيرد؟
ما، امضاكنندگان اين نامه، ضمن اعتراض به محدوديت هاي جديد ايجاد شده، افزون بر سختگيري هاي گذشته، براي آقاي گنجي، مجدداً و موكداً خواستار رعايت دقيق قانون، عدل و انصاف در مورد ايشان و رعايت حقوق قانوني او، ازجمله امكان تداوم درمان در خارج از زندان و فراهم شدن زمينه آزادي كامل وي هستيم و نسبت به هزينهها و پيامدهاي اين گونه رفتارهاي تنبيهي و انتقام جويانه عليه زندانيان سياسي هشدار ميدهيم.
1384/7/16
زهره آقاجري -هاشم آقاجري ـ محمد آزادي ـ حميد آصفي ـ مسعودآقايي، سامر آقايي - هادي احتظاظي ـ نعمت احمدي ـ مصطفي اخلاقي ـ كريم ارغندهپور ـ حسن افتخار اردبيلي ـ علي اكرمي ـ عبدالمجيد الهامي ـ مهدي اميني زاده ـ حسين انصاريراد ـ مصطفي ايزدي ـ ابوالفضل بازرگان ـ محمدنويد بازرگان ـ مختار باطولي- ايرج باقرزاده- روح الله باقر آبادي - پروين بختيار نژاد- رحمت الله برهاني - محمد بستهنگار ـ محمدحسين بنياسدي ـ محمد بهزادي ـ ـ محمد بهفروزي ـ صفا بيطرف - حسين پاياـ علي پايا ـ مسعود پدرام ـ محمود پيشبين ـ حبيبالله پيمان - عباس تاجالديني ـ علي تاجرنيا ـ سيدمصطفي تاجزاده ـ رضا تهراني ـ غلامعباس توسلي ـ محمد توسلي ـ جلال توكليان ـ مجيد جابري ـ حميدرضا جلائيپور ـ جلال جلاليزاده ـ فريده جمشيدي ـ مجتبي جهاني ـ مجيد حاجي بابايي- سعيد حجاريان ـ طه حجازي ـ حميد حديثي - علي حديثي- بهزاد حقپناه ـ فاطمه حقيقتجو ـ علي حكمت ـ ابوالفضل حكيمي ـ حميد حسامي ـ محمد حيدري ـ ابراهيم خوش سيرت ـ هادي خانيكي ـ امير خرم ـ سيدمحمدعلي دادخواه ـ محمد دادفر ـ رسول دادمهر ـ فريبا داودي مهاجر ـ پرويندخت دفتري ـ محمود دلآسايي ـ مصيب دواني ـ ابراهيم دينوي ـ رضا رئيسطوسيـ محمدجواد رجائيان ـ عليرضا رجايي ـ محمدصادق رسولي ـ احد رضائي ـ بهمن رضاخاني ـ حسين رفيعي ـ پرويز زندينيا ـ محمدرضا زهدي ـ احمد زيدآبادي- احمد ساعي ـ عزت الله سحابي ـ فريدون سحابي ـ هاله سحابي ـ عيسي سحرخيز ـ سيدرضا سيدزاده ـ سيدمحمد سيفزاده ـ محمود شاددل بصير ـ ابراهيم شاكري ـ علي شاملو ـ محمد شانهچي ـ حسين شاهحسيني ـ محمد شريف ـ ماشاءالله شمسالواعظين ـ فيروزه صابر– محمد صاحب محمدي ـ محمود صارمي ـ هاشم صباغيان ـ احمد صدرحاجسيدجوادي ـ احمد صدري ـ محمود صدري ـ مهدي صراف ـ عباس صفائيفر ـ حميد رضا صمدي ــ اعظم طالقاني ـ حسام طالقاني ـ طاهره طالقاني ـ محمد طاهري ـ رضا ظفري - كيان ظهرابي ـ هما عابدي ـ حسن عربزاده ـ روئين عطوفت ـ علي علوي- عليرضا علويتبار ـ محمدجعفر عمادي ـ محمود عمراني ـ علياصغر غروي ـ مسعود غفاري ـ مهدي غني ـ محمدتقي فاضلميبدي ـ ناصر فخرسلطاني ـ غفار فرزدي ـ مرتضي فلاح ـ عباس قائمالصباحي ـ ماهرو قشقايي ـ رحمانقلي قليزاده ـ نظامالدين قهاري ـ اسدالله كارشناس ـ رحمان كارگشا ـ بهزاد كاظمي- مرتضي كاظميان ـ محسن كديور ـ پروين كهزادي ـ يعقوب كوثري ـ بهناز كياني ـ پروين كهزادي- محترم گل بابايي- بيژن گلافزا ـ فاطمه گوارايي ـ مسعود لدني ـ حسين لقمانيان ـ علي مؤمني ـ حسين مجاهد ـ محسن محققي ـ نرگس محمدي ـ نوشين محمدي-محمد محمدي اردهالي- سعيد مدني ـ مرضيه مرتاضيلنگرودي ـ مصطفي مسكين ـ رضا مسموعي ـ احمد معصومي ـ بدرالسادات مفيدي ـ مرتضي مقدم ـ احمد منتظري ـ سعيد منتظري ـ خسرو منصوريان ـ يوسف مولايي ـ وحيد ميرزاده ـ اللهكرم ميرزايي ــ علياكبر نجفي ـ محمود نكوروح ـ سيدحميد نوحي ـ مراد ويسي - سيد هاشم هدايتي – عليرضا هندي ـ احسان هوشمند ـ ناصر هوشمند ـ ابراهيم يزدي ـ حسن يوسفياشكوري ـ رضا يوسفيان
October 08, 2005
خروج علی افشاری از کشور
شهروند: روزنامه اعتماد: با خروج «علی افشاری» از كشور، شمار اعضای شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت كه برای ادامه تحصیل به خارج سفر كردهاند به سه نفر رسید.
پیش از وی «اكبر عطری» و «سعید رضوی فقیه» هم پس از آنكه با پرونده قطوری در دادگستری مواجه شدند، ایران را ترك كردند.
اكنون خبر میرسد كه «علی افشاری» به قصد ادامه تحصیل به ایرلند سفر كرده است. وی پیش از ترك كشور با حكم شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی روبرو شده بود كه حكم شش سال زندان و پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی را برای وی صادر كرده بود.
افشاری كه در زندان دست به اعتراف تلویزیونی زده بود پس از آنكه از زندان آزاد شد در اولین مصاحبه، اعترافاتش را پس گرفت و گفت كه تحت فشار مجبور به اعتراف و عذرخواهی شده است.
با "خالی بندی" ممکن است بشود "چاله میدان" یا "گود زنبورک خانه" را برای چند ساعتی قرق کرد، اما نمی شود برای همیشه "جاهل پا منار" شد!
نامههای ایرونی: واقعیت این است که فکر نمی کنم حتی خود سردمداران رژیم هم به داشتن "فن آوری هسته ای" باور داشته باشند! در تمام هژده سالی که پنهانی مشغول بودند، امیدی داشتند که روزی از این اهرم برای باجگیری در منطقه و جهان استفاده کنند. چرا که اگر اتم را برای "استفاده ی صلح آمیز" می خواستند، دولا دولا شتر سواری نمی کردند. بهر رو، "آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت". پس علت این بحران آفرینی و "هیاهوی بسیار" برای چیست؟ فکر نمی کنی دعوا بر سر لحاف ملاست؟ اعوان و انصار جمهوری بیست و هفت سال است فریاد می زنند؛ "مرگ بر آمریکا" اما از هر طرف که می روند، به آمریکا بر می خورند. مدتی به خوش خیالی پنداشتند می توانند با چین یا روسیه یا کره یا ژاپن یا اروپا نیازهایشان را بر طرف کنند و هم چنان در انظار مردم ساده دل منطقه خود را ضد آمریکایی و ضد اسراییلی جا بزنند. اما حالا دریافته اند که همه ی آن دیگران هم وقتی سر دو راهی برسند، آمریکا را انتخاب می کنند. نه به دلایلی که رژیم در بوق و کرنا می دمد که "آمریکا به دیگران باج می دهد" و "آنها را می خرد" و... نه! بلکه به این دلیل که دولت های دیگر در بسیاری موارد به فکر سرزمین و منافع ملتشان اند و این منافع با پشتیبانی از لات و لوت های جمهوری بخطر می افتد! این نص صریح رابطه در جهان امروز است! همه ی ملل دنیا می دانند که حق را باید گرفت، اما نه با قلدری و جاهل بازی. آقای بوش که عربده کشید، اولا خودش رییس دزدهاست و در ثانی هفت تیرش پر است. با "خالی بندی" ممکن است بشود "چاله میدان" یا "گود زنبورک خانه" را برای چند ساعتی قرق کرد، اما نمی شود برای همیشه "جاهل پا منار" شد!
October 07, 2005
جان مردم برای رژیم پشیزی ارزش ندارد
پیک ایران: فرود اضطراري هواپيماي ايراني در كلن
صدا و سيما : يك فروند هواپيماي ايراني مجبـور به فرود اضطراري در فرودگاه كلن آلمان شد .
هواپيماي ايرباس 300 متعلق به شركـت هواپيمايي ماهان اير كه با 136 مسافـر از تهـران عـازم شـهر دوسلدورف در غرب آلمان بود بامـداد پـنج شنبه به علت اشكال فنـي در چـرخ هـايـش مجبور به فـرود اضــطراري شد.
قرار است مسافران اين هواپيمـا كــه در سـلامـت هستند با اتـوبـــوس از كلـــن بــه دوسلـدورف منتقل شوند.
October 06, 2005
سخنگوي قوه قضاييه: بنده اصلاً 34 نفر زنداني سياسي مورد نظر انجمن دفاع از حقوق زندانيان را نميشناسم! ايلنا
گویانیوز: متهمان اصلي پرونده انفجارهاي اهواز از ساواكيهاي فراري و خانوادههاي منافقين بودند
تهران- خبرگزاري كار ايران
سخنگوي قوه قضاييه، گفت: متهمان اصلي پرونده انفجارهاي اهواز از ساواكيهاي فراري و خانوادههاي منافقين معدوم بودند كه جيرهخوار دشمنان انقلاب هستند.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، جمال كريميراد در نشست خبري هفتگي خود كه با 40 دقيقه تأخير آغاز شد، به پرونده حادثه بمبگذاريهاي اهواز اشاره كرد و گفت: در اين پرونده همكاريهاي خوبي را از سوي دستگاههاي امنيتي، اطلاعاتي و نيروهاي انتظامي و دستگاه قضايي شاهد بوديم كه خيلي از توطئههاي دشمنان را شناسايي و برخورد قانوني كردند.
وي افزود: متهمان اين پرونده از افرادي هستند كه جيرهخوار برخي دشمنان انقلاب بودند و از سوي آنان حمايت ميشدند كه به دنبال اين هستيم كه با رسيدگيهاي قضايي چهرههاي آنان را براي مردم آشكار كنيم.
سخنگوي قوه قضاييه تأكيد كرد: هر كدام از اين توطئهها ميتوانست نظامي را از هم بپاشد، اما اين توطئهها در جمهوري اسلامي با حضور خوب مردم و مسوولين نقش بر آب شد.
وي در مورد آزادي دانشجويان زنداني، گفت: منتظر ليست وزارت علوم براي بررسي موضوع آزادي دانشجويان زنداني هستيم.
كريميراد در مورد زمان ابلاغ راي پرونده زهرا كاظمي، گفت: هر وقت زمان اطلاع رساني در اين پرونده فرا رسد، مفاد راي را اعلام ميكنيم.
كريميراد در پاسخ به اين سوال كه آيا قوه قضاييه قصد ندارد شكواييهاي را عليه اعضاي شوراي حكام به دليل صدور قطعنامههاي عليه ايران در دادگاه بين المللي لاهه، مطرح كند، گفت: يكي از راهكارها اين است كه وقتي يك مرجع بينالمللي برخلاف اساسنامه آئيننامه خود عمل كند، اعضا حق دارند نسبت به اين موضوع به ديوان دادگستري بينالمللي لاهه شكايت كنند كه البته در موضوع پرونده هستهاي ايران نيز وزارت امور خارجه و معاونت حقوقي و امور مجلس و نهاد رياست جمهوري صلاحيت پيگيري اين موضوع را دارند كه قوه قضاييه نيز آمادگي پيگيري حقوقي اين شكايت را نيز دارد.
كريمي راد در واكنش به سوال خبرنگاري كه پرسيد؛ "آيا حضور همزمان شما در قوه قضاييه و دولت به منزله دو شغلي بودن شما نيست؟"، گفت: من دو شغله نيستم چون سخنگويي شغل محسوب نميشود.
سخنگوي قوه قضاييه در پاسخ به اين سوال كه زمان برگزاري دادگاه چهار متهم وبلاگ نويس چه زماني است؟، گفت: دادگاه در اين زمينه بايد تصميمگيري كند.
وي در مورد دستور رئيس قوه قضاييه مبني بر پيگيري نامه انجمن دفاع از حقوق زندانيان مبني بر آزادي 34 زنداني سياسي، گفت: هر نامه اي كه خطاب به آيتالله شاهرودي نوشته شود، ايشان موضوع را جهت بررسي به مراجع ذيصلاح ارجاع ميكند كه در مورد اين 34 زنداني نيز همين امر رعايت شده است، مگر ما در كشور فقط 34 زنداني داريم، ما هزار و 300 زنداني داريم و بنده اصلا اين 34 نفر را نميشناسم.
كريميراد در مورد زمان شروع رسيدگي به پروندههاي مطبوعاتي، گفت: با توجه به اصلاح قانون هياتهاي منصفه در سراسر كشور، اين نوع پروندهها يكي پس از ديگري در حال تشكيل است. در تهران نيز اعضاي هيات منصفه ابلاغ خود را از رئيس قوه قضاييه دريافت كردند، بنابراين بايد شاهد آغاز رسيدگي به پروندههاي مطبوعاتي باشيم تا موجبات نگراني اهالي مطبوعات رفع شود.
وي در توضيح اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مبني بر اين كه با همكاري قوه قضاييه درصدد رفع توقيف از روزنامههاي توقيف شده هستيم، گفت: زماني كه هيات منصفه تشكيل شود، در كمترين فرصت زماني به پرونده روزنامههاي توقيف شده رسيدگي خواهد شد كه چه بسا منجر به رفع توقيف از برخي روزنامهها نيز شود.
زندانيان عقيدتی را آزاد كنيد! كانون نويسندگان ايران
گویانیوز: مردم شريف و آزاده ايران
ما در اين مرحلهی ابهامها و گرفتاریهای روزافزون كه حيات اجتماعی و امنيت مردم سرزمين مارا هر چه بيشتر به مخاطره میافكند، مجبوريم بار ديگر با شما از نگرانیهايمان سخن بگوييم. اين نگرانیها به زندانيان عقيدتی از جمله اعضا و دوستان كانون نويسندگان ايران مربوط میشود كه كماكان در وضعيت نامعلوم يا بسيار سخت نگهداری میشوند و از حقوق انسانی و حتی حقوق ساده يك زندانی عقيدتی محروماند.
مردم آزاده ايران
ناصر زرافشان عضو كانون نويسندگان ايران و وكيل شجاع و حقطلب قربانيان قتلهای سياسی، موسوم به زنجيرهای پس از پايان پافتن اعتصاب غذای خود بیآنكه از حق مرخصی به ويژه مرخصی استعلاجی استفاده كند، در زندان بسر میبرد. شمار زيادی از فعالان اجتماعی و عقيدتی در شرايطی دشوار در زنداناند. وضعيت اكبر گنجی هنوز نامعلوم است. مسعود باستانی روزنامهنگار فعال به اتهامهای واهی در زندان اراك در شرايطی وخيم نگهداری میشود. دانشجويان زندانی به جای آنكه پا به پای جوانان ديگر در كلاسهای درس باشند در زندانها جای گرفتهاند. از زندانيان اهل قلم و مطبوعات معترض در شهرهای مختلف كشور به ويژه كردستان و از آن ميان رويا طلوعی خبری در دست نيست.
شماری از فعالان معترض مانند فريدون عباسی اعدام شدهاند. اين فهرست را میتوان تا دهها تن ادامه داد.
مردم شريف ايران
كانون نويسندگان ايران به حكم منشور و وظيفهی انسانی خود بار ديگر موضوع زندانيان سياسی و گرفتاری اعضای خود و فعالان انديشه را با شما در ميان میگذارد. و در اين حال به پشتوانهی همدلی شما از مسئولان قضايی و امنيتی كشور میخواهيم با آزاد كردن اين زندانيان يكی از معضلات مهم جامعه را حل كنند.
كانون نويسندگان ايران
١٢/٧/١٣٨٤
منبع 20 ميليون راي روساي جمهوري اسلامي مشخص شد
دیدگاه: وزير كشور: 90 ميليون شناسنامه در كشور وجود دارد تهران،
"مصطفي پورمحمدي" وزير كشور گفت: بيش از ۹۰ميليون جمعيت شناسنامه دار در كشور وجود دارد و خيلي از شناسنامهها باطل نشده است و تكليف شناسنامههاي المثني مشخص نيست.
وي روز دوشنبه در همايش سراسري مديران كل سازمان ثبت احوال كشور در محل اين سازمان،گفت: در انتخابات رياست جمهوري جمعيت واجد شرايط راي دادن را با يك شيوه كدخدامنشي و گذاشتن شمشير در وسط، قبول كرديم.
وزير كشور افزود:در سنوات گذشته دعواهاي متعددي به لحاظ جمعيتي و كوپن در كشور وجود داشت و ما تا يك و نيم برابر جمعيت كوپن صادر ميكرديم.
وي ، اطلاعات دقيق را ،اصليترين محور و مبناي توسعه خواند و گفت: هيچ كشوري از اطلاعات دقيق گريزي ندارد و به شدت به آن محتاج است.
وزير كشور افزود: برنامه ريزي بدون اتكا به منابع آماري دقيق و صحيح امكان پذير نيست و كشور به اين منابع به شدت نيازمند است.
وي افزود: شناسنامه،سند معتبري است كه در اختيار افراد است و اگر شناسنامه ارزش نداشت، قطعا آن را نگه نميداشتند و از آن استفاده نميكردند.
"پور محمدي" به عنوان نمونه به جمعيت شهر تهران اشاره كرد و گفت: هنوز عدد رسمي جمعيت تهران را برنامهريزان قبول ندارند.
وزير كشور گفت: ما بايد اين قصه را در عرصههاي مختلف به جد سامان دهيم تا همه مجموعه مديريت كشور بتوانند صحيح تصميمگيري كنند.
"پورمحمدي" به موضوع بهرهوري در كشور اشاره كرد و گفت: بر اساس نيازهاي سازمان ثبت احوال، بيش از سه هزار نيروي كار در اين سازمان كمبود وجود دارد، بايد تعاريف بهرهوري مشخص شود و با شرايط بومي خودمان آن را بسنجيم تا تكليف روشن و شفاف شود.
وزير كشور گفت: نظام خدمت رساني و بهرهوري در كشور معيوب است و دولت جديد مصمم به كاهش عيبهاي اين نظام است.
وي به آمار رييس سازمان ثبت احوال كشور در خصوص ۲۲ميليون عمليات ثبتي در سال گذشته در كشور اشاره كرد و گفت: با حساب سرانگشتي هر پرسنل سازمان ثبت ۴۴۰عمليات ثبتي در سال انجام ميدهد. معني آن اين است كه با بررسي روزهاي كاري مفيد در كشور روزي ۱/۷تا ۱/۸عمليات ثبتي در سازمان صورت ميگيرد. آيا اين عدد نظام بهرهوري كامل را نشان ميدهد؟
وزير كشور وقتي به اين امار استناد كرد، يكي از مديران كل به او يادآور شد كه در محاسبات شما يك صفر از قلم افتاده است و چهار و ۴۰۰ عمليات ثبتي براي هر نيروي سازمان ثبت احوال صحيح است.
"پورمحمدي" پس از اين يادآوري گفت كه "من فقط طرح مساله ميكنم بايد بررسي شود. نه محاسبه سرانگشتي من دقيق است و نه همه عددها كافي هستند.
بايد مبناي محاسبه و مراقبت را جدي گرفت تا از مجموعه اداره تحت امر، يك كار مطلوب و قابل دفاع بخواهيم و در حد توان امكانات را براي آن مجموعه فراهم كنيم.
وي به دغدغههاي خود اشاره كرد و گفت: منابع كشور محدود است و اگر بخواهيم بخشي به موضوعات نگاه كنيم، قطعا همه ناكام خواهيم بود، نظام بهرهوري موجود كشور را با مشكل مواجه ساخته است.
وزير كشور گفت: بايد ايده نو، طرح نو و سازمان نويي ارائه كنيم تا بهرهوري و كيفيت كار افزايش يابد و مجموعه كشور از آن بهرهمند شود.
"پورمحمدي" با اشاره به موضوع ازدواج اتباع خارجي با ايرانيان، خطاب به "محمد رضا آيتالهي" رييس سازمان ثبت احوال كشور پرسيد، "آمار ازدواج اتباع افغان با ايرانيان، چه تعداد است؟"
رييس سازمان ثبت احوال كشور پاسخ داد كه "اين آمار را دفتر اتباع وزارت كشور در اختيار دارد".
وزير كشور گفت: من از آنها امار گرفتم، گفتند كه حدود ۴۰هزار نفر هستند. با اين تعداد افراد بايد چه كنيم؟ با فرزندان آنان چگونه رفتار كنيم؟
"پورمحمدي" گفت: معتقدم فرزندي كه پدر يا مادر او ايراني باشد، او فردي ايراني است و تابعيت ايران بايد داشته باشد.
وي گفت: چنانچه كشور بخواهد به يك جهش در حوزه پيشرفت و كارامدي، توسعه يابد، هدف نخست بايد مديران باشند كه تقيدهاي سازماني دست و پاي آنها را براي توسعه نبندد.
وزير كشور افزود: بزرگترين مانع كشور براي توسعه قيد و بندهاي سازماني براي توسعه است.
"محمد رضا آيت الهي" رييس سازمان ثبت احوال كشور نيز در اين همايش، نقش سازمان ثبت احوال را "حاكميتي" دانست و گفت: اين سازمان وظيفه حفاظت و حراست از مرزهاي تابعيتي كشور را عهده دار است.
وي گفت: سازمان ثبت احوال كشور بايد با قدرت و صلابت از مرزهاي تابعيتي كشور خصوصا با توجه به آشفتگيهايي كه در برخي مناطق وجود دارد، دفاع كند.
رييس سازمان ثبت احوال كشور، گفت كه اين سازمان در سال گذشته بالغ به ۲۲ميليون خدمت ثبتي به شهروندان ايراني ارائه داده است و اين رقم نشان دهنده حجم عمليات سنگين در ۵۰۰اداره سازمان در سطح كشور است.
"آيت الهي" افزود: در سازمان ثبت احوال كشور، شش هزار و ۴۰۰پست سازماني وجود دارد كه يك هزار و ۷۶۰پست در اشغال هيچ فردي نيست و در اين زمينه نيازمند مجوز استخدام از سازمان مديريت و برنامه ريزي هستيم.
منبع: 11 مهر 1384 - ايرنا
October 05, 2005
از سه نقطه در تهران پارازيت ارسال ميشود تا امكان دريافت امواج برخي شبكههاي ماهوارهاي نباشد
پیک ایران: به گزارش «بازتاب»، در حال حاضر از سه نقطه در تهران پارازيت ارسال ميشود تا امكان دريافت امواج برخي شبكههاي ماهوارهاي نباشد، هرچند در برخي مناطق اين پارازيتها تأثيرگذار نيست.
نكته جالب آن كه اين پارازيتها، شبكههاي سياسي را هدف گرفته و شبكههاي پورنو و غيراخلاقي به حال خود را رها شدهاند تا به اين ترتيب، پايههاي فرهنگي و اعتقادي مردم را بيواسطه هدف قرار دهند.
بازتاب در ادامه مينويسد که حال پرسش اينجاست، هرچند حركتهاي مقابلهاي و سلبي، راهكار نخست و اساسي براي رويارويي با ماهواره نيست، ولي حال كه قرار است پارازيت ارسال شود، آيا اولويت نخست، شبكههاي غيراخلاقي است يا شبكههاي سياسي؟
شدت يافتن هرچه بيشتر فاميل سالاری در رياست جمهوری احمدی نژاد
پیک ایران: حکومت ايران ديگر نه تنها يک حکومت سرکوبگر و ضد مردمی است بلکه يک حکومت فاميل سالار نيز ميباشد. روز گذشته خبری در مورد تقسيم مناصب مهم بين سه خانواده لاريجانی، دانشجو و باهنر در سايت منتشر شد. امروز سايت انتخاب عکسهائی از احمدي نژاد ، رئيس جمهور در كنار باجناق خود، احمدي مقدم ، فرمانده نيروي انتظامي را منتشر کرده است.
از سوی ديگر پور محمدی وزير کشور جمهوری اسلامی پسر جنتي را به عنوان معاونت سياسي امنيتي وزارت کشور برگزيده است. باتوجه به اينکه احمد جنتی رئيس شورای نگهبان است و فرزند وی نيز که اکنون مسئول برگزاری انتخابات کشور ميباشد ميتوان گفت که انتخابات غير دموکراتيک و بدون آزادی گذشته در انتخابات آينده بدون هياهو کمتری انجام شود.
بحران بورس تهران
ایسنا: راههای خروج بورس از بحران/
کارشناس مسائل اقتصادی:
* بانکها سهام بخرند، خصوصیسازی سهام نفروشد
* تنها راه خروج بورس از بحران بهبود وضعیت اقتصادی است
« سهامداران باید خونسرد باشند و تبعات ریسک سرمایهگذاری در بورس را پذیرا باشند، چون اگر سهامداران به سرعت به فروش سهام خود اقدام کنند شاخصها سریعتر کاهش مییابد.»
دکتر مهدی تقوی ـ کارشناس مسائل اقتصادی ـ در گفتوگو با خبرنگار بورس ایسنا، با بیان اینکه بحران بورس در همه دنیا وجود دارد و شاخصها سقوط میکنند، تصریح کرد:« علت نوسان شاخص قیمتهای سهام، متغیرهای کلان اقتصادی یا شوکهای سیاسی است.»
به گفته او سهامداران حوصله کرده و به این امر واقف هستند که در بورس بازده بیشتری از سرمایهگذاری در بانکهای خصوصی یا خرید اوراق مشارکت وجود دارد. در این حالت زمانی که بازده بیشتری به مشتری ارائه میشود او باید ریسک بیشتری نیز در قبال آن بپذیرد.
وی با بیان اینکه زمانی که شاخصها افزایش مییابد، هیچیک از سهامداران صحبتی نمیکنند خاطرنشان کرد: « اگر شاخصها کاهش یابد همه سهامداران اعتراض میکنند. اگر دولت بانکها را به خرید سهام مجبور کند و یا خصوصیسازی را متوقف کند در این حالت اوضاع بهتر میشود. البته منظور دخالت دولت نیست. در عین حال سهامداران باید آگاه باشند که بورس یک نهاد سرمایهداری در اقتصاد آزاد است بنابراین عرضه و تقاضا باید قیمتها را تعیین کند. بدین ترتیب زمانی که تقاضا کاهش یابد قیمتها پایین میآیند.»
این کارشناس مسائل اقتصادی با اشاره به تعطیلی چند روزه بورس در بسیاری کشورها برای مقابله با بحران اظهار کرد:« اگر بورس تعطیل شود سهامداران فکر میکنند که وضعیت سهام بسیار بد است بنابراین در این حالت اثرات بدی به بورس وارد میشود. اگر قرار بر تعطیلی چند روزه بورس باشد باید نهادی اتفاقات آینده را تضمین کند.»
وی تاکید کرد:« تنها راه خروج از بحران بورس بهبود وضعیت اقتصادی است، در این حالت شوک اقتصادی بر بورس وارد نمیشود و شاخصها روند صعودی پیدا میکنند.»
تقوی با اشاره به نوسان سایر بورسهای دنیا خاطرنشان کرد:« در حال حاضر مشکل شوک سیاسی است که اگر این شوک رفع شود، شاخصها افزایش و اگر این شوک از بین نرود شاخصها کاهش مییابند.»
ایسنا
راههای خروج بورس از بحران/
دبیرکل بورس اوراق در گفتوگوباایسنا:
* دلیلی برای تعطیلی بورس وجود ندارد
* حساست دولت و مجلس واقعیتی برای عادی کردن بورس است
« سرمایهگذاران نباید اقدامات هیجانی و نگرانی انجام دهند و این اقدامات را با واقعیتهای اقتصادی کشور منطبق کنند. امروز شاخص کل 10 هزار و 200 است.»
دکتر حسین عبدهتبریزی ـ دبیرکل بورس اوراق بهادار ـ در گفتوگو با خبرنگار بورس ایسنا، درباره راههای عبور بورس از مرحله بحران، توضیح داد:« مجلس و دولت به طور جدی معتقد هستند که باید از بورس حمایت شود. طبق جلسات اخیر این حمایتها تکرار شده است و حمایتهای علنی این دو ارگان از بورس بهزودی اعلام میشود.»
وی ضمن تاکید بر مشکل بورس خاطرنشان کرد:« مشکل بورس ابعاد متفاوتی دارد و شامل مسائل داخلی و خارجی است اما حساس شدن دولت و تشکیل جلساتی در روز و شب گذشته با وزیر امور اقتصادی و دارایی واقعیتی در جهت عادی کردن وضع بورس است.»
او ادامه داد:« در حال حاضر قیمتهای بازار و شاخصها پایین هستند و هیچ شخصی نمیتواند مطرح کند که قیمتها و شاخصها بالا هستند. در حال حاضر شرایط برای خروج از بحران مطلوب است و تنها باید جو روانی کنترل و مدیریت شود تا اعتمادسازی مطلوب انجام شود. در این حالت سرمایه بیشتری جذب میشود.»
عبده تبریزی با مطلوب شمردن نقدینگی جامعه بر مکث مردم برای سرمایهگذاری در بورس تاکید کرد و افزود:« امید است با همکاریها و حمایتها و تمهیدات فعلی و آینده دولت، بازار جریان عادی خود را طی کند.»
وی با بیان اینکه در حال حاضر قیمتها برای سرمایهگذاری مناسب است، خاطرنشان کرد:« اشخاصی که از بازار و شرکتهای بزرگ شناخت معقولی دارند باز برای سرمایهگذاری اقدام کنند.»
او با ابراز خرسندی از قیمت نفت و سایر پایههای اقتصادی کشور ضمن تاکید بر تاثیر مثبت این عوامل بر بورس توضیح داد:« در حال حاضر تنها عواملی که بازار بورس را متاثر میکند چند موضوع سیاسی است.»
وی در مورد ابراز عقیده برخی کارگزاران و کارشناسان مبنی بر تعطیلی چند روزه بورس گفت:« دلیلی برای تعطیلی بورس وجود ندارد. در ترکیه چهار سال قبل شاخص از 12 هزار به چهار هزار رسیده اما بورس تعطیل نشده. در حال حاضر نیز در بورس تهران معاملات انجام میشود.»
مطالب دیگر در رابطه با بحران بورس:
عضو كميسيون برنامه و بودجه: راهكار سياسي تعادل را به بورس بازميگرداند تيم اقتصادي دولت مكانيزم روشني براي بازار مالي ارايه دهد
راههاي خروج بورس از بحران:كارشناس بازار سرمايه: پديده رواني بورس بايد معكوس شود
تلاش همه جانبه براي نجات بورس ادامه دارد*
در پي توصيهي اكيد هيات نظارت بر بورس اوراق بهادار تهران؛ روزنامهي «سرمايه» به طور موقت منتشر نميشود
اعلام سياستهاي واقعي دولت بورس را از حالت بحراني فعلي خارج ميكند
عضو كميسيون اقتصادي مجلس: مجلس فردا راههاي خروج از بحران بورس را بررسي ميكند
مديرعامل سازمان خصوصيسازي: اگر عجله نكيم بازگرداندن سرمايههاي خارج شده از بورس بسيار مشكل است
بسته شدن بورس برای مدت 10 روز
محسن رضایی: گولدکوئست غیرقانونی ست، رضایی قبل از انتخابات: این شرکتها قانونی ست؛ از من حمایت هم کرده اند، انتخاب
گویانیوز: سایت خبری تحلیلی انتخاب: محسن رضایی در پاسخ به سوالی مبنی بر مدیریت یکی از شرکتهای گلدگوییست، گلدماین و شرکتی مشابه با فعالیتی هرمی گفت: من هیچ ارتباطی با این شرکتها ندارم و این قبیل شایعات دروغ است و باید با عملکرد خلاف قانون این شرکتها برخورد قاطع صورت گیرد.این درحایست که محسن رضایی پیش از برگزاری انتخابات و در همایشی که توسط شرکت چند ای. بی. ال -که فعالیت هایی شبیه گروه غیرقانونی گولد کوئست، دارند- شرکت کرده و...ادامه
سایت خبری تحلیلی انتخاب : دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از پایان نشست خبری خود با خبرنگاران در پاسخ به سوالی مبنی بر مدیریت یکی از شرکتهای گلدگوییست، گلدماین و شرکتی مشابه با فعالیتی هرمی گفت: من هیچ ارتباطی با این شرکتها ندارم و این قبیل شایعات دروغ است و باید با عملکرد خلاف قانون این شرکتها برخورد قاطع صورت گیرد.
به گزارش «انتخاب»، این درحالیست که محسن رضایی پیش از برگزاری انتخابات و در همایشی که توسط شرکت چند ای. بی. ال -که فعالیت هایی شبیه گروه غیرقانونی گولد کوئست، دارند- به عنوان حامی این شرکت، سخرانی کرده بود.
رضایی در آن جلسه که در گرم ترین روزهای فعالیت های انتخاباتی برگزار شده بود، طی سخنانی اساسا فعالیت این شرکتها را به نفع اقتصاد کشور دانسته بود و ضمن تاکید بر "قانونی بودن" فعالیت این شرکتها، صراحتا اعلام کرده بود: ای.بی.ال خواستار حمایت از اینجانب شده است،چه اشکالی دارد که این شرکت ها از من حمایت کنند،به هر حال آنان به دنبال پیشرفت کشورند.
شایان ذکر است، سخنان وی که در سایت «انتخاب» ، خبرگزاری فارس و بسیاری از رسانه ها منتشر شد، هیچگاه از سوی وی تکذیب نشد.
سخنان محسن رضایی در همایش شرکت «ای.بی.ال»:
محسن رضایی:شرکت ای.بی.ال از من حمایت کرده است
منبع
به گزارش خبرنگار «انتخاب»،فرمانده سابق سپاه گفت:گفت:اي.بي.ال خواستار حمايت از اينجانب شده است،چه اشکالی دارد که این شرکت ها از من حمایت کنند،به هر حال آنان به دنبال پیشرفت کشورند.محسن رضایی ضمن اعلام این مطلب که «اگر رئيس جمهوري شود براي حل معضل بيكاري جوانان،سایتی برای «تجارت الکترونیک» راه اندازی خواهد کرد» گفت:ان شالله از طریق چت،بیشتر در این مورد با دوستان و جوانان عزیز صحبت خواهم کرد.
سرلشگر دکتر محسن رضایی،امروز در همایشی که توسط شركت چند اي. بي. ال -که فعالیت هايي شبیه گروه غیرقانونی گولد کوئست، دارند- در سالن حجاب ضمن حمایت از اقدامات این گروه ها گفت:اي.بي.ال خواستار حمايت از اينجانب شده است،چه اشکالی دارد که این شرکت ها از من حمایت کنند،به هر حال آنان به دنبال پیشرفت کشورند و از لحاظ قانوني مشكلي ندارند.
به گزارش خبرنگار «انتخاب»، وی در پاسخ به یکی از حضار که پرسید: «در صورت رئیس جمهوری شدن برای بیکاری جوانان چه راهکاری پیاده خواهید کرد؟» گفت:در نظر دارم سایتی راه بیاندازم تا از این طریق جوانان از پشت کامپیوتر بتوانند فعالیت کنند.
رضایی ضمن اعلام این مطلب که این سایت به «تجارت الکترونیک» با جوانان این مرز و بوم خواهد پرداخت گفت:ان شالله از طریق چت،بیشتر در این مورد با دوستان و جوانان عزیز صحبت خواهم کرد.
فرمانده سابق سپاه ادامه داد:من مرد عمل هستم و حتما این قولهایی که می دهم به سرانجام خواهم رساند،چرا که كار خود را از ردهاي پايين شروع كردم و امام نيز به من مسئوليت داد و مطمئن باشيد اگر من حرفي را ميزنم به آن عمل ميكنم.
وی همچنین مخالفت خود با فرار مغزها را اعلام کرد و گفت:من دوست دارم جوانان،تکنولوژی را از خارج به ایران بیاورند.
کاندیدای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری در مورد انتقاد عده به حضور نظامیان در انتخابات گفت:من مخالف چنین نظریه ای هستم،چرا که نظامیان را دو دسته می دانم،عدهاي كه براي شغل اين كار را انتخاب ميكنند و عدهاي كه به خاطر ضرورت كشور لباس نظامي ميپوشند.
گفتنی ست موضوع این همایش «محرم با جوانان» بود ، توسط گروهی شبیه به گولد کوئست راه اندازی شده بود که چندی پیش سخنگوی قوه قضاییه در گفتگو با بخش آن سوی خبرهای اخبار ساعت 7 اعلام کرده بود که با حضور گروههای غیر قانونی به مانند گولدکوئست به زودی شدیدا برخورد خواهند کرد.
متن نامه احمد قابل به كميسيون حقوق بشر اسلامی در باره ممنوع الخروج شدنش
گویا نیوز: اينجانب توسط ماموران اداره اطلاعات خراسان از بازگشت به محل اقامتم (تاجيكستان) بازماندم...بهانهجويیهای اخير دستگاههای امنيتی و قضايی، دقيقا بخاطر نامه خيرخواهانهای است كه اخيرا با مراعات احترام در تخاطب، به رهبر جمهوری اسلامی نوشته بودم...به اطلاع میرسانم كه در شرايط فعلی حاكم بر ايران عزيز، حتی زندگی در فقيرترين كشور آسيای ميانه (تاجيكستان) را بر زندگی در وطن ترجيح میدهم
به نام خدا
كميسيون حقوق بشر اسلامی، با سلام و احترام به اطلاع میرسانم؛
اينجانب احمد قابل فرزند شيرمحمد به شماره شناسنامه ٥٣١٦، در تاريخ ٢٥/٦/١٣٨٤ توسط ماموران اداره اطلاعات خراسان از بازگشت به محل اقامتم (تاجيكستان) بازماندم.
در ساعت ١٠ صبح روز جمعه، به اتفاق برخی از دوستان كه مرا بدرقه میكردند، همراه خانوادهام (همسر و دخترم) به گمرك سرخس مراجعه كردم. در بدو ورود، به قسمت خروجی گذرنامه رفتم. مامور نيروی انظامی، بدون معطلی اقدام به بردن پاسپورت به «دفتر نهاد رياست جمهوری» كرد و پس از دقايقی اعلام كرد: «تا پاسپورت شما آماده میشود، برای ترخيص اتومبيل از انبار گمرك و بارگيری لوازم همراه اقدام كنيد».
پس از ٣ ساعت معطلی، مجددا به خروجی گذرنامه مراجعه كرديم كه با اعلام «ممنوع الخروج بودن» مواجه شديم. ماموران اطلاعاتی، ضمن گرفتن پاسپورت، كامپيوتر (نت بوك) سیدیها، نوشتههای علمی و سياسی و بازبينی تمامی وسايل همراه و بازرسی بدنی همسر و دخترم، پس از ٥ ساعت بازرسی و صورتجلسه، تمامی مدارك اتومبيل و اسناد مالكيت و برگههای ترخيص آن از انبار گمرك سرخس را نيز، علاوه بر موارد فوقالذكر، توقيف كرده و اتومبيل را بدون هيچگونه مدركی، مجددا در محوطه گمرك، پارك كردند. فقط اعلام كردند كه: «ما به ماموران گمرك اطلاع خواهيم داد كه مجددا آن را در زمره كالاهای تحويل شده به گمرك محسوب كنند».
آخرالامر، در ساعت ٥/٦ بعدازظهر، به اتفاق همراهان به مشهد بازگشتيم. پس از ٥ روز، با تلفن به من اطلاع دادند كه روز چهارشنبه، به ستاد خبری اداره اطلاعات واقع در خيابان سناباد مشهد مراجعه كنم. ساعت ٥/٤ بعدازظهر همراه خانواده به مكان ياد شده رفتم.
فردی كه خود را «فيضی» معرفی كرد، برای گفتو گو در اتاقی منتظرم بود. نصيحت و تهديد و تهمتهای رايج و تحليلهای مبتنی بر اخبار كذب و سوء ظن مطلق به منتقدان و سياسيون مخالف سياستهای حاكمان، عمده سخنان ايشان را تشكيل میداد. گرچه در تمامی موارد ياد شده، پاسخ در خور را دادم و رسما اعلام كردم كه؛
١- دستگاههای قضايی و امنيتی، در طول ١٥ سال، تمامی محيطهای خصوصی زندگی من و ساير منتقدان را شخم زدهاند و تمامی امكانات نظارتی آشكار و نهان كشور را برای كنترل كسانی هزينه كردهاند كه بارها و بارها، مبرا بودن آنها از اتهامات ناروای ماموران اين دستگاهها به اثبات رسيده است، و در مقابل، ماموران رسمی اطلاعات كشور، با اسناد و مدارك سری نظام از كشور گريخته و شاهدان دادگاههايی چون دادگاه ميكونوس شدهاند و اگر دستگاههای ياد شده در طول اين مدت به فكر جلوگيری از مخدوش شدن چهره نظام جمهوری اسلامی در افكار عمومی جهانيان میبودند، بايد به كنترل ماموران خويش پرداخته و مانع اقدامات ناشايستی میشدند كه حقيقتا عليه نظام بوده است، ولی هنوز هم عبرتی برای آقايان حاصل نشده است.
٢ – قوه قضائيه و وزارت اطلاعات، بارها و بارها از قانون اساسی كشور تخلف كرده و با دريافت اخطار كتبی تخلف از قانون اساسی و اعلام تبديل شدن به كانون هدايت قتلهای زنجيرهای (از سوی مجری قانون اساسی رئيس جمهور خاتمی) مواجه شدهاند. با توجه به اين كه اعلام و اخطارهای ياد شده از مدارك رسمی جمهوری اسلامی است، كه مبتنی بر حق رياست جمهوری به عنوان «مجری قانون اساسی» صادر شده است و نشان میدهد كه مسئولان مربوطه، قانون اساسی و ساير قوانين كشوری را نقض كرده و برخلاف عهد و ميثاق ملی و دينی عمل كردهاند، مسئولان اصلی اين دو كانون، حق تصدی مقامات قضايی و امنيتی و رسيدگی به تخلف ديگران از قوانين را ندارند (رطب خورده منع رطب چون كند) و تا هنگامی كه مبتنی بر روشها و اطلاعات كذب پيشين اقدام میكنند، صلاحيت لازم برای برخورد با تخلفات ديگران را نخواهند داشت.
٣- بازبينی مطالب توقيف شده (در ورقهها يا در فايلهای كامپيوتری)، اگر تاكنون منتشر شده، محتاج دست اندازی به خلوت ديگران نبوده و نيست و اگر اقدامی برای انتشار آن انجام نگرفته، عنوان مجرمانه ندارد و گاه در حكم پيشنويس مطلبی است كه نويسنده نسبت به نهايی كردن متن و انتشار آن تصميمی نگرفته و يا اصولا منصرف شده است. بنابراين، مجوزی برای توقيف كامپيوتر و نوشتههای من وجود نداشته و اقدام به اين كار، تعرض به حوزه خصوصی زندگی من است كه مخالف با صريح احكام شرعی و قانونی و حتی بخشنامه رئيس قوه قضائيه است.
و …
گرچه پس از اين مباحثه ٢ ساعته، اندكی از نوشتهها، مدارك مالكيت اتومبيل، سیدیهای كارتونی دختر ١٠ سالهام و دفاتر تقويم و يادداشت روزانه را تحويل دادند، ولی همچنان به توقيف ساير اموال و مدارك و نوشتهها تاكنون ادامه دادهاند. در روز توقيف، اعلام كردند كه «چون مهندس كامپيوترمان نبود، مجبوريم برای گرفتن كپی از مطالب كامپيوتر، آن را توقيف كنيم و پس از يكی دو روز، آن را باز میگردانيم» ولی اكنون كه بيش از دو هفته از تاريخ توقيف میگذرد، ظاهرا هنوز نتوانستهاند مهندسی پيدا كنند تا نيازشان به كامپيوتر من برطرف شده و آن را برگردانند!
اكنون وضعيت اتومبيل، كامپيوتر و مطالب علمیای كه نتيجه دو سال تلاش علمی من است، در ابهام قرار گرفته و تاكنون خسارتهای فراوان مالی برايم به ارمغان آورده است. وسايل زندگی و نوشتههای علمی ديگری در تاجيكستان مانده كه وضعيت آنها نيز روشن نيست.
با توجه به اصرار طرف صحبت روز چهارشنبه در ستاد خبری اداره اطلاعات خراسان، كه میگفت: «دستگاه امنيتی كشور، مصلحت شما و نظام را در اين ديده است كه شما از كشور خارج نشويد و در ايران بمانيد» (گويی مرا جزء «صغار يا محجورين و يا ايتام» محسوب كردهاند كه نمیتوانم «مصلحت زندگی خويش» را تشخيص دهم) پيشاپيش معلوم است كه نيت دستگاه امنيتی و قضائی، مختل كردن زندگی و جلوگيری از فعاليتهای سياسی و محدودتر شدن امكان انتشار نظريات علمی اينجانب است (خصوصا با محدوديتهای بيش از حد خدمات اينترنتی در ايران كه در تمام اين دو ماه و اندی كه در كشور بودهام، نتوانستهام مطلبی با حجم بيش از يك صفحه را در وبلاگ خود بگذارم و يا فايلی را برای دوستی به صورت ضميمه نامه الكترونيكی بفرستم). علاوه بر آنكه با توقيف كامپيوتر و اطلاع از وضعيت ضعيف مالی من، عملا مرا از ابزار اصلی كارهای علمیام (مطالعه و نگارش پژوهشهای علمی از طريق سیدیها و تايپ و ذخيره در فايلهای كامپيوتری) دور نگه داشتهاند.
البته اين اولين باری نيست كه در زندگی خويش، با رفتارهای نامشروع و غير قانونی نهادهای ياد شده مواجه میشوم و اموال و حريم خصوصی زندگیام در معرض هجوم آنان قرار میگيرند. پيش از اين در سه نوبت (٢ نوبت در سال ٧٦ و يك نوبت در سال ٨٠ تا ٨١) بازداشت شده و يا منزلم مورد بازرسی شبانه قرار گرفته و يا در ساعت ٥/١١ شب دهم ديماه، بدون احضاريه قبلی بازداشت شدهام (در هر سه نوبت، بدون احضاريه قبلی اقدام به بازداشت كردهاند). در يك مورد، عليرغم حكم دادگاه ويژه روحانيت، حتی نوشتههای علمیام را كه در سال ٧٦ بردند، تاكنون به من برنگرداندهاند. يكسال حبس تعليقی به مدت پنج سال را در پروندهام گذاشتند و خود پس از ٣ سال به آن اعتراض كردند تا شايد آن را قطعی كنند و اكنون ٣ سال و اندی است كه برخلاف قوانين كشور، سند آپارتمان شخصیام در تهران را بازداشت كرده و بدون تمديد قرار از طرق قانونی، زيانهای مالی ناشی از عدم امكان اعمال آزادانهی تصميمات اقتصادی در مورد ملك مورد نظر را به من تحميل كردهاند.
اكنون به آن نهاد ملی شكايت بردهام تا اعلام كنم كه؛
١- هيچ مرجعی را در ايران نمیشناسم كه رسيدگی عادلانه به ادعاهايم را به او واگذارم و از بيدادی كه بر من رفته به آن شكايت برم. به شكايتهايم در سال ٧٦ و ٧٧ نيز تاكنون رسيدگی نشده است.
٢- شانزده سال محروميت از تدريس، محروميت از موسسه علمی و يا داشتن نشريهای قانونی، نشان میدهد كه اين آقايان، حق شهروندی (كه تمامی اتباع ايران بايد از آن بهرهمند شوند) را از مخالفان سياسی خويش دريغ میكنند. از سال ١٣٦٥ تاكنون به بهانه غير علمی «ملبس نبودن به لباس روحانيت» امكان شركت در آزمونهای كسب مدارج علمی رسمی حوزوی (كه از نظر دولتی نيز معتبر شمرده میشود) را از من و امثال من دريغ داشتهاند. گرچه اين محروميت تحميلی را خدای سبحان با لطف خويش جبران كرد و به فضل خدا موفق به طی تمامی مراحل تحصيلی حوزوی شده و با افتخار و سربلندی، ارزشمندترين حكم علمی حوزوی كه «رسيدن به مرتبه اجتهاد است» را از دست علامه فقيهی گرفتهام كه اكثر قريب به اتفاق دست اندركاران و حاكمان فعلی كشور نيز پيش از اين، به برتری علمی او (آيتالله منتظری) بر ساير فقيهان اقرار كردهاند، ولی اين توفيق، از مسئوليت كسانی كه انواع محروميتهای علمی را به ديگران تحميل میكنند، نخواهد كاست، چرا كه نداشتن مدرك معتبر دولتی، مانع از ادامه تحصيلات مورد نظرم در دانشگاههای معتبر شده است. برای تكميل چرخه محروميت، اكنون از حق داشتن پاسپورت و خروج از كشور نيز محروم شدهام.
٣- در نظام سابق، شاه رسما اعلام كرد كه: «هر كس سياستهای او را قبول ندارد، میتواند از كشور خارج شود» ولی اين آقايان میگويند «بايد با تمام اين محروميتها بمانيد و بسوزيد و بسازيد».
به اطلاع میرسانم كه در شرايط فعلی حاكم بر ايران عزيز، حتی زندگی در فقيرترين كشور آسيای ميانه (تاجيكستان) را بر زندگی در وطن ترجيح میدهم و همچنان به خروج قانونی از كشور میانديشم.
٤- آشكار كردن چهره مخفی اين رفتارها را شرعا و قانونا وظيفه خود میدانم تا آزادی ظاهری امثال من و رفتارهای غير قانونی و پنهان دستگاههای ياد شده، توهم پايان يافتن رويكردها غير قانونی نسبت به منتقدان سياسی را برطرف كند. جالب است كه اين واقعه مصادف شد با ادعای آقای احمدینژاد در نيويورك و در جمع ايرانيان مقيم خارج كه: «بايد كاری بكنيم تا ايرانيان مقيم خارج به راحتی به كشور خود رفت و آمد كنند». ظاهرا برای اثبات اين رويكرد، احتياج به شاهدی بود كه خوشبختانه از غيب رسيد!!
عجين شدن شعار عدالت محوری با اعمال غير عادلانه، میتواند معياری برای سنجش صداقت مدعيان باشد.
٥- در مدت بازداشت انفرادی ١٢٥ روزه قبلی در زندان اوين، وزير اطلاعات فعلی (دادستان قبلی دادگاه ويژه روحانيت) به «قذف» (بدترين نوع دشنام كه كيفر شرعی آن ٨٠ ضربه تازيانه است و موجب سلب عدالت میشود) در مورد ناموس من اقدام كرده بود. گرچه پس از چند روز، از او خواسته بود كه «وی را عفو كند يا شكايت كند تا حدّ قذف بخورد و يا از مناصب قضائی (بخاطر سلب عدالت) كنارهگيری كند» و كريمانه عفو شده بود! ولی همگان میدانند كه؛ «فرد مسلوب العداله، به فاصله يكروز پس از فسق، مجددا عدالتی در خور تصدی امر قضا، پيدا نمیكند و بايد سالها بگذرد تا شايستگی پيدا كند».
اكنون و در پناه امنيتی كه چنين مسئولی میخواهد برای كشور فراهم كند، من احساسی جز امكان تكرار «قذف اخلاقی و سياسی» نسبت به خود و بستگانم را ندارم. طبيعی است كه در چنين فضايی زندگی كردن برای من، جز تاييد بداخلاقی، خلاف شرع و خلافهای مكرر قانونی آقايان، مفهوم ديگری ندارد.
٦- آنچه را كه تاكنون يادآوری كردم تنها بخشی از مجموعه خسارتهای مادی و معنوی است كه در اين مدت ١٦ ساله از رفتار دستگاههای ياد شده (و سكوت توام با رضايت و يا همراه با تاييدات مكرر حاكمان اصلی از آنان) نصيب اينجانب شده است. مجموعه اين رفتارها بحدی بوده كه توان از هم پاشيدن زندگی مرا در چند نوبت داشته ولی به فضل خدا و همدلی همسر صبور و با ايمانم، تاكنون از تبعات ناخوشايند آن اقدامات در امان ماندهايم (بسا خانوادهها كه در برابر اين شدائد، از هم پاشيدند و زندگیها كه به ويرانهای تبديل شدند). تحمل بيشتر اين اوضاع از جانب من، شركت در ظلم و ستم بر همسر و دخترم خواهد بود كه در حال اختيار، تن به اين كار نبايد داد.
برای رهايی از چنين اوضاعی، (علاوه بر برخی انگيزههای فرهنگی) سال پيش تصميم به خروج از كشور گرفتم و هنوز به عنوان يك شهروند ايرانی، يك همسر و يك پدر، میخواهم امكان خروج از كشور را داشته باشم تا شاهد ستمی بيش از آنچه تاكنون بر من و خانوادهام رفته است نباشم.
٧- خدای سبحان در قرآن كريم و در آيات مختلف دستور داده است: «وقتی امكان تغيير مناسبات ستمگرانه را نداريد، از پديده مهاجرت بهره گيريد. مگر زمين خدا وسيع نيست كه جايی برای شما پيدا شود تا در آن سكنی گزيده و از ستم ستمگران در امان بمانيد».
من خود و كشور خود را مصداق و مخاطب اين آيات كريمه دانسته و اقدام به مهاجرت كردم. اگر امكانات بهداشتی و پزشكی، امكان معالجه و جراحی در محل اقامت را برايم فراهم میكرد، بر ساير نيازها (مثل ديدار با بستگان و دوستانم) چشم میپوشيدم و قصد سفر به ايران نمیكردم. ولی مطمئن نبودم كه انسانيت و اخلاق اقتدارگرايان، در حدی سقوط كرده باشد كه «مسافر بيمار» خود را اينچنين پذيرايی كرده و زندگی او را مختل كنند و اين سفر را مغتنم شمرده و از ستم بيشتر بر او دريغ نكنند.
شايد اگر به جايی رفته بودم كه امكانات پزشكی كافی داشت، امروز مجبور به «سفر استعلاجی» نبودم و پاسپورتم توقيف نمیشد و دستگاههای امنيتی و قضايی كشور، مرتكب رفتاری ديگر بر ضد حقوق بشر، نمیشدند.
آنان از اينكه برخلاف توقعشان توانسته بودم بدون همكاری سفارت جمهوری اسلامی در دوشنبه، ويزای يك ساله بگيرم، شديدا ناراحت بودند و اتهام ارتباط با سفارتهای بيگانه را متوجه اينجانب میكردند. ولی ماموران امنيتی ايرانی مستقر در تاجيكستان و اعضای سفارت ايران بهتر از هر كسی میدانند كه در تمامی يكساله حضورم در تاجيكستان، به هيچ سفارتی مراجعه نكردم و با هيچ ديپلماتی ارتباط نداشتم جز «سفارت جمهوری اسلامی و برخی ديپلماتهای ايرانی».
به ياد میآورم كه در خطبههای نماز جمعهها نيز از «چمدانهای دلاری كه توسط سازمان سيا برای اصطلاح طلبان و روزنامههای اصلاح طلب فرستاده شده» مكررا سخن گفتند و تمامی دستگاههای قضايی و امنيتی، از اثبات يك دلار آن عاجز ماندند. من و امثال من، عمری است كه با اين اتهامات واهی مواجهايم و سعيد امامیها در دستگاه امنيتی و مرتضویها و اژهایها و… در دستگاههای قضايی و شبه قضائی، بسياری از ساعات يكی دو دهه اخير زندگی خود را به ساختن و پرداختن اين اتهامات و تبديل آنها به احكام قضايی، سپری كردهاند. اگر اين مسير، به نفع نظام جمهوری اسلامی است، اين گوی و اين ميدان و اگر نه، ماييم و حقوق تضييع شده خويش، كه حق گذشت و عفو آنها را نداريم، چرا كه با كسانی روبرو شدهايم كه تعرض به حقوق ديگران را شيوه خود قرار دادهاند و هرگونه كوتاهی در احقاق حق، ياری رساندن به متعديان است.
٨- بهانهجويیهای اخير دستگاههای امنيتی و قضايی، دقيقا بخاطر نامه خيرخواهانهای است كه اخيرا با مراعات احترام در تخاطب، به رهبر جمهوری اسلامی نوشته بودم و در سايتهای اينترنتی منتشر شد. از آنجايی كه رسيدگی به مفاد آن (طبق اصل ١٠٧ قانون اساسی كه «رهبر در برابر قوانين با ساير افراد مساوی است») مستلزم شكايت شخصی و اعلام جرم از سوی رهبری است و ايشان اين روند را دون شأن خويش میداند، گويا دستگاههای ياد شده، در پی پروندهسازی و بهانهجويیهای ديگر برای بازداشت و محاكمه اينجانب برآمدهاند. در حالی كه حقيقت امر، نزد همگان روشن است. گرچه به مقتضای روش اسلامی، پاسخ نامه و بيان مكتوب يا شفاهی را بايد با بيان مكتوب يا شفاهی داد و نه با محروميت از حقوق انسانی و شهروندی و محاكمه و زندان و يا ممانعت از خروج، ولی در صورتی كه عزم حاكميت بر روش دوم باشد، آمادگی آن را داشته و دارم تا در حضور قاضی عادل مرضیالطرفين، به دفاع حقوقی از آنچه نوشته و گفتهام بپردازم.
٩- اين نامه سرگشاده را به تمامی «مجامع بينالمللی حقوق بشر» رونوشت میدهم و آنها را به وكالت خود در رساندن صدای ستم ديدهای از ايران به مراكز بينالمللی رسيدگی به وضعيت نقض حقوق بشر فرا میخوانم.
در خاتمه از خدای بزرگ میخواهم كه ساحت شريعت محمدی (ص) را از اتهامات ناشی از اينگونه عملكردها در ايران مبرا بدارد و نام ما را در زمره كسانی كه با ستمگری به نام دين خدا و شريعت مصطفی مقابله كردند، ثبت كند و ملت ستمديده ايران را در كنار ساير ملل محروم، به حقوق انسانیشان واقف گردانده و توفيق احقاق آن را به ايشان عنايت كند. (آمين رب العالمين).
خدايا چنان كن سرانجام كار
تو خوشنود باشی و ما رستگار
احمد قابل
١٢/٧/٨٤
حتی برای گرسنگی کشیدن هم ملت ایران باید منتظر دستور رهبر باشند
فارس نیوز: فردا آغاز ماه رمضان است
خبرگزاري فارس: دفترسید علی گدا امشب با صدور اطلاعيهاي اعلام كرد: فردا (چهارشنبه) سيزدهم مهرماه نخستين روز از مبارك رمضان است.
عضو انجمن جمهوري خواه دانشگاه يزد محاكمه شد، خبرگزاري فارس
گویا نیوز: محمدرضا رحيميراد عضو انجمن جمهوري خواه دانشگاه يزد به اتهام اغتشاشات و درگيري با بسيج دانشجويي كه به دنبال سفر حبيبالله پيمان در اواخر زمستان 81 در دانشگاه يزد رخ داد، در شعبه 3 بازپرس دادگستري يزد محاكمه شد.
محمد استكي سخنگوي انجمن جمهوري خواه دانشگاه يزد در گفتوگو با خبرگزاري فارس با اعلام اين خبر گفت: به دنبال طولاني شدن اين پرونده حجة الاسلام شفيعي قاضي اين شعبه قول مساعد را براي تبرئه اين عضو انجمن اعلام كرده است.
وي همچنين اظهار داشت: پرونده ديگري از رحيمي راد در يكي ديگر از شعب دادگستري در حال پيگيري است.
استكي تصريح كرد: كه اين پرونده به خاطر شكايت شاكي خصوصي و دانشگاه يزد به اتهام اغتشاش، تشويق اذهان عمومي و تهمت است.
October 04, 2005
"معصومه باباپور" خبرنگار تبريزي ناپديد شد
پیک ایران: پيمان پاک مهر . روزنامه نگار در تبريز
تبريز نيوز: "معصومه باباپور"، خبرنگار زن نشريات محلي تبريز ناپديد شده است.
"حسن زاده باقر"،همسر اين خبرنگار تبريزي در تماس تلفني به سرويس اجتماعي تبريز نيوز گفت:همسرم از ساعت 10 صبح دوشنبه 11 مهر 84 جهت انجام کارهاي خبري از منزل خارج شده و تا کنون - ساعت 11:15 سه شنبه 12 مهر - به منزل مراجعت نکرده و تماسي با من نداشته است.
وي افزود:تلفن همراه همسرم ساعاتي پس از خروج از منزل خاموش شده است.
"حسن زاده باقر"،يادآور شد:همسرم از مدتي قبل توسط فرد يا افرادي تهديد به قتل شده بود.تهديد کنندگان با تلفن همراه و محل کار همسرم تماس مي گرفتند.
همسر اين خبرنگار زن ناپديد شده گفت:"پليس تبريز" را در جريان قرار داده ايم و از ديروز تا صبح امروز با همراهي پليس براي يافتن همسرم تلاش مي کنيم.
"احمدي نژاد"،رييس دفتر سياسي فرمانداري تبريز که با جديت پيگير ناپديد شدن خبرنگار زن تبريزي است در تماس تلفني خبرنگار تبريز نيوز گفت: به محض اطلاع از ناپديد شدن "معصومه باباپور"، خبرنگار زن نشريات محلي تبريز، اقدامات لازم و فوري انجام گرفته و با جديت تمام پيگير موضوع هستيم.
خبرنگاران تبريز نيوز و ساير رسانه ها در مناطق شما ل غرب ايران با جديت هر چه تمام تر پيگير وضعيت همکار ناپديد شده خود هستند.
pakmehr88@hotmail.com
Tel:00989144157400
از سه نقطه در تهران پارازيت ارسال ميشود تا امكان دريافت امواج برخي شبكههاي ماهوارهاي نباشد
پیک ایران : به گزارش «بازتاب»، در حال حاضر از سه نقطه در تهران پارازيت ارسال ميشود تا امكان دريافت امواج برخي شبكههاي ماهوارهاي نباشد، هرچند در برخي مناطق اين پارازيتها تأثيرگذار نيست.
نكته جالب آن كه اين پارازيتها، شبكههاي سياسي را هدف گرفته و شبكههاي پورنو و غيراخلاقي به حال خود را رها شدهاند تا به اين ترتيب، پايههاي فرهنگي و اعتقادي مردم را بيواسطه هدف قرار دهند.
بازتاب در ادامه مينويسد که حال پرسش اينجاست، هرچند حركتهاي مقابلهاي و سلبي، راهكار نخست و اساسي براي رويارويي با ماهواره نيست، ولي حال كه قرار است پارازيت ارسال شود، آيا اولويت نخست، شبكههاي غيراخلاقي است يا شبكههاي سياسي؟
حجاريان : وضعيت كشور به سوي سالهاي پاياني حكومت صدام مي رو
پیک ایران: پرونده هسته ای زير نظر مقام رهبري بوده و دولتها كارهاي نبودند انتخاب : سعيد حجاريان، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت كه در صورت ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد، فضاي سياسي داخلي ميليتاريزه و بسته ميشود و در عرصه اقتصادي هم سفرهاي رنگين نميماند.
تئوريسين جبهه اصلاحات كه در سالهاي دهه شصت و هفتاد ار مقام هاي ارشد وزارت اطلاعات بوده است، در حاشيه كنگره هشتم با خبرنگار خبرنامه داخلي جبهه مشاركت گفتوگو ميكرد، با انتقاد از سخنراني محمود احمدي نژاد در نيويورك و اظهارات بعدي علي لاريجاني، دبير شوراي امنيت ملي، گفت: با اين مواضع حتما پرونده ايران به شوراي امنيت خواهد رفت.
اين عضو شوراي مركزي حزب كشاركت ايران اسلامي، همچنين در پاسخ به دعوت علي آقامحمدي، سخنگوي شوراي عالي امنيت ملي از احزاب براي طرح مواضع خود در خصوص پرونده هستهاي، گفت: آقايان چرا تا به حال چنين خواستهاي را مطرح نميكردند، مگر احزاب و گروههاي سياسي تا به حال در اين پرونده چه كاره بودهاند كه در شرايط كنوني كارهاي باشند؟
وي با اشاره به اينكه جبهه مشاركت هيچ روزنامه و تريبوني را در اختيار ندارد، گفت: آقايان اگر واقعاً به دنبال طرح ديدگاههاي مختلف هستند، اول روزنامه حزب را رفع توقيف كنند و بعد چنين خواستههايي را داشته باشند.
حجاريان در ادامه سخنانش، وضعيت كشور را در صورت ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت، مشابه عراق در سالهاي آخر حكومت صدام دانست و گفت: آمريكا ميخواهد همان بلا را به شكل تدريجي بر سر ايران بياورد.
اين تحليلگر سياسي همچنين به سانسور بخشي از سخنان احمدينژاد در اجلاس خبرگان درباره مسائل هستهاي توسط صدا و سيما اشاره كرد و گفت: اعتراض احمدينژاد به عملكرد دولتهاي پيشين در پرونده هستهاي و مرعوب خواندن آنها كاملا نابجاست، چرا كه اين پرونده زير نظر مقام رهبري بوده و دولتها كارهاي نبودند، به همين خاطر صدا و سيما اظهارات احمدينژاد را توهينآميز تلقي و آن را حذف كرد.
اميرعباس فخرآور : براي دستگيري من حكم تير صادر شده است
پیک ایران
به گزارش راديو فردا اميرعباس فخرآور فعال دانشجويي پنهان شدن را به بازگشت به زندان ترجيح داده است. آقاي فخر آور در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: من بعد از انتخابات رياست جمهوري اسلامي همراه با چند تن ديگر از دوستان تصميم گرفتيم به زندان برنگرديم و روش ديگري را ادامه دهيم. امير عباس فخر آور مي گويد: وقتي خواهر من در رابطه با وضعيت شوهر زندانيش مهرداد حيدرپور به دادگاه مي رود، آقاي عليزاده قاضي ناظر بر زندان به او حكم جلب همراه با تير من را نشان مي دهد كه براي كلانتري ها و قرارگاه هاي سپاه و بسيج فرستاده شده و مي توانند براي دستگيري من شليك كنند. آقاي فخر آور مي گويد پيش از اين نيز اين تجربه را داشتم و هنگامي كه در مقابل دستگيري مقاومت نشان دادم، به طرف سر من تيراندازي مي شد و صداي رد شدن گلوله را از كنار گوشم شنيدم. او ابراز نگراني مي كند كه اين خطر ساير زندانيان را نيز تهديد مي كند و سياست بر حذف فيزيكي مخالفان است.
شرايط اضطراری رفسنجانی نظارت و كنترل دولت و مجلس را در اختيارگرفت
پیک نت مهم ترين خبر داخلی روز گذشته ايران، آشكار شدن تصميمی بود كه در روزهای گذشته، طی ديدارها و مذاكراتی كه از جزئيات آن اطلاعی در دست نيست برای نظارت بر دولت و مجلس گرفته شد. با آنكه كسی درباره مذاكرات پشت صحنه خبری ندارد، اما اعلام نظارت مجمع تشخيص مصلحت نظام بر سه قوه و بدنبال آن، رفتن احمدی نژاد به نزدهاشمی رفسنجانی و همآهنگی با وی، نشان داد دولت جديد در سه ماه گذشته مملكت را با بحران اقتصادی و سياسی تكاندهندهای روبرو ساخته و اگر سريعا برای نظارت بر آن فكری نشود وقوع حوادث بنيانكن اجتناب ناپذير است. وزرای ضعيف و ناكارآمد، حرفهایبیدروپيكر احمدی نژاد كه جهان را شهرداری تهران فرض كرده، چالش پيچيده اتمی كه عبور از آن كار احمدی نژاد نيست، بحران اقتصادی و ادامه فرار سرمايه از كشور، موج بزرگ تصفيههای خطی در ادارات و گماردن افراد جديد با كاراكترهای امنيتی در وزارت خانه و ادارات، فلج شدن سيستم اداری كشور، خطر گرانی ناگهانی و شورش مردم، بالا گرفتن اختلافات در مجلس و دسته بندیهای جديد در مجلس و در برابر دولت، چند ترور حكومتی كه شقيقه چند قاضی را نشانه گرفت، سرگردان بودن احمدی نژاد بين فرماندهان نظامی از يك طرف و مشاورانی كه مصباح يزدی به او تحميل كرده، بیوزير ماندن چند وزارتخانه مهم و... همه و همه درهمين ابتدای كار دولتی كه تحميل شده از جمله دلائل واقعی گمارده شدن مجمع تشخيص مصلحت بر سر دولت و مجلس و قوه قضائيه است. اين، تمام ماجرا نيست و هنوز بايد درانتظار حوادث مهمی بود. ملاحسنی امام جمعه اروميه كه بسياری او را ساده لوح تصور میكنند، اما او با همين طرز سخن گفتن ميان كردها و تركهای آذربايجان غربی مانور میكند و منطقه را نگهداشته، در آخرين اظهار نظرش در نماز جمعه اروميه پيشنهادی را مطرح كرد كه بسياری را متعجب كرد. در ابتدای تشكيل دولتی كه قرار بود يكدست تر از مجلس هفتم باشد، پيشنهاد دادن اختيار انحلال مجلس و بركناری رئيس جمهور به رهبر و گنجاندن اين حق در قانون اساسی، حرفی چون باد هوا نبود. همچنان كه توصيه ملاحسنی برای رای دادن بههاشمی رفسنجانی در انتخابات رياست جمهوری حرفیبیپشتوانه نبود. ملا حسنی پيش از جامعه روحانيت مبارز چنين توصيهای را كرده بود! طرح برخی حرفها گويا برعهده ملاحسنی گذاشته شده است تا مردم جدی نگيرند اما حاكميت بداند طرح چيست! براين اساس پيشنهاد جمعه گذشته او برای تغيير قانون اساسی و دادن اختيار انحلال مجلس و بركناری رئيس جمهور به رهبر از يكسو، و واگذاری اختيارات رهبر برای نظارت بر كار سه قوه به مجمع تشخيص مصلحت مكمل يكديگر بايد باشد. اين اختيارات، كه درحقيقت جستجوی راه حلی برای رهائی از نتيجه دو انتخابات مجلس و رياست جمهوری اخير است، با همين پيشنهاد در دوران محمد خاتمی باندازه شمال و جنوب تهران با هم تفاوت دارند. يك دستی حاكميت، به چند دستگی تبديل شده كه دودمان برباد ده است. نه مجلس كنونی مجلس بحران كنونی جمهوری اسلامی است و نه دولت، دولتی كه از پس از اين اوضاع برآيد. دنبال راه حلی برای جبران اشتباهات میگردند؟ فعلا با اختياراتی كه به مجمع تشخيص مصلحت داده شد، گامی در همين جهت برداشتند و عملا احمدی نژاد را تابع مجمع تشخيص مصلحت وهاشمی رفسنجانی كردند. اگر اين تصميم، با تغيير و تركيب جديد مجمع تشخيص مصلحت و همين تغييرات در شورای نگهبان همراه شود، آنوقت بايد پذيرفت كه در هفتههای گذشته مهم ترين ديدارها در راس حاكميت در جريان بوده كه نتايج آن بتدريج بايد آشكار شود. دراين ميان، خيزهای جديد آيتالله شاهرودی رئيس قوه قضائيه برای ايجاد تغييرات در قوه قضائيه را نيز نبايد ناديده گرفت. در ارتباط با موقعيت جديد مجمع تشخيص مصلحت، درهمين شماره پيك نت، مصاحبه محصن رضائی و اخبار مربوط به آن را بخوانيد.October 02, 2005
تشديد اختلافات داخلی و تهديدها، تهديد هاشمی رفسنجانی توسط احمدی نژاد
روز: حميد احدی
همزمان با گلايه های احمدی نژاد از کارشکنی هائی که در کار دولت صورت می گيرد و اشارات روحانيون و هواداران هاشمی رفسنجانی به خطراتی که از کنارگذاشتن با تجربه ها کشور را تهديد می کند، گروه های مخالف دولت با ابراز نگرانی از آينده به فعاليت های خود شدت بخشيدند و رييس جمهور هم به حملات خود به مديران گذشته و تصميم گيرندگان کشور شدت بخشيد. با اين ترتيب به اعتقاد ناظران سياسی اختلافات داخلی از سطح قابل پنهانکاری گذشته است و دو جناح به راستی در برابر هم صف آراسته اند.
روز جمعه همزمان با نماز جمعه هاشمی رفسنجانی که در آن خواستار عقلانيت و مذاکره به جای شعار شد، احمدی نژاد در جمع روحانيون با شدت تمام رييس مجمع تشخيص مصلحت را نشانه گرفت و از کارشکنی ها در کار دولت و فشارهائی که موقع انتخاب کابينه بر وی وارد شده سخن گفت و در نهايت تهديد کرد که اين کارشکنی ها را با مردم در ميان می گذارد. اين نظير همان تهديدی بود که شش سال پيش خاتمی بر زبان آورد و هيچ گاه امکان نيافت که آن را عملی کند.
محمود احمدی نژاد در جمعی از روحانيون سخن می گفت که گرچه از مراجع و روحانيون صاحب نام کسی در ميان آن ها نبود و بيش تر طلاب و روحانيون جوان و هواداران مصباح يزدی در آن جمع بودند اما در عمل معلوم شد که همگان با وی همعقيده نيستند که " اگر بگذارند بچه های نسل دوم نشان می دهند که از نسل اول عاقل تر و کارآمدترند."
بازتاب ها
در بازتاب گفته های هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد در روز جمعه، کيهان و جوان دو روزنامه صبح همچنان به حمايت از احمدی نژاد ادامه دادند، رسالت و جمهوری اسلامی از لازمه رعايت تعادل و استفاده از نيروهای با تجربه نوشتند. نيروهائی که به نوشته مدير روزنامه جمهوری اسلامی پيروزی در صحنه های سخت با کمک و مشورت با آن ها صورت خواهد گرفت. رسالت هم از زبان آيت الله استادی از چهره های سرشناس جناح راست در قم نوشت "وظيفه روحانيون توجيه و تائيد دولت نيست بلکه خيرخواهی برای مردم است." اين اشاره ای روشن به تشکيلات مصباح يزدی است که ارتباطش با دولت و اضافه شدن امکانات دولتی به امکانات و موقعيت های وی، روحانيون بزرگ را نگران کرده است.
در ميان اين مجادله، گروه های رقيب هم آرام آرام وارد صحنه می شوند و سکوت چند ماهه خود را کنار می نهند. جبهه مشارکت در اجلاسی که روزنامه های مختلف آن را با اهميت ديده اند از تجديد سازمان خود سخن گفته و محمد رضا خاتمی که استعفايش پذيرفته نشد گفت"اگر دولت مقيد و مشروط نشود و اگر مطابق اختيارات خود پاسخگو نشود و اگر عرصه حكمرانى شفاف نباشد در پس شعار هاى زيبا، عدالت محقق نخواهد شد بلكه فساد بر فساد افزوده شده و شاهد بدترين شكل سانسور، عوام فريبى و عوام زدگى در عرصه فرهنگ، خفقان در عرصه سياست، تحجر و واپس گرايى در عرصه ديندارى، فرار سرمايه ها و افزايش بيكارى و تورم در عرصه اقتصاد و تنش و بحران در عرصه هاى خارجى خواهيم بود."
به گفته وی همين نگرانى امروز بيش از هر زمان اصلاح گران دلسوز را وادار مى كند تا اصلاحات را به عنوان يك نياز فورى و ضرورى و تنها راه نجات كشور از بحران هاى پيش رو در كانون توجه خود و جامعه قرار دهند و به مدد قوت اجتماعى خود مانع از شكل گيرى حاكميت تحجر و استبداد شوند. در روند اصلاح طلبى ما به اين نكته مهم واقف شده ايم كه به رغم همه ضعف هايى كه در جريان اصلاحات وجود داشته و دارد مهم ترين ايراد ضعف سازماندهى است.
دبيرکل جبهه مشارکت تحليل خود را از شکست اصلاح طلبان در انتخابات اخير چنين آغاز کرد" در جريان انتخابات اخير تشكيلات به شدت تحت فشار اصلاح طلبان پيشرو بدون داشتن حداقل ابزار هاى تبليغاتى و مشكلات فراوان درونى و بيرونى در برابر تشكيلاتى قرار داشت كه از امكانات ملى براى رسيدن به هدف بهره مى گرفت. با اين وجود امروز به طور قاطع مى توان گفت اگر بعضى اشتباهات تاكتيكى در جريان انتخابات صورت نمى گرفت و اگر تشكيلات اصلاح طلبان پيشرو اندكى بيشتر تجربه و گستردگى داشت، بدون ترديد امروز نتيجه انتخابات چيز ديگرى بود. اين امر آنقدر بديهى است كه امروز مى بينيم مهم ترين تلاش جناح مقابل براى تشكل زدايى از جامعه، فشار روزافزون بر نهاد هاى مدنى و به خصوص ايجاد فضاى سنگين براى دور كردن افراد فعال اجتماعى و سياسى از احزاب قرار گرفته است."
گرم شدن فضا
در همين حال اصلاح طلبان با محمد خاتمی که گفته است رهبری جبهه اصلاحات را به دست نخواهد گرفت ملاقات کرده اند تا آغاز کار خود را اعلام دارند و تشکيلاتی که مهدی کروبی آماده کرده است خبر از انتشار روزنامه خود داد و سرانجام علی رغم مخالفت های جدی تندروها و جناح راست اعلام داشت که تلويزيون ماهواره ای را از شب يلدا – سی ام آذر – پخش خواهد کرد.
در اين ميان هنوز نقش و سهم و فعاليت کارگزاران سازندگی – تيم نزديک به هاشمی رفسنجانی – نامعلوم است و هنوز گفتگوهای درونی اين جناح در مورد فعاليت های آينده اش به نتيجه نرسيده است. غلامحسين کرباسچی که هنوز مقام دبيرکلی اين حزب را به عهده دارد بعد از دو اظهار نظر سياسی، گويا با مخالفت بخشی از جناح رهبری اين حزب به سرکردگی محمد هاشمی روبرو شده و بار ديگر چراغ ها خاموش. محمد علی نجفی وزير قديمی کابينه های اول و دوم و سوم، و يکی از شانس های رياست جمهوری حزب کارگزاران با اعلام جداشدن از حزب، نشان داد که همزمان با تمايل بخشی از کارگزاران به شرکت در جبهه اصلاحات بخشی ديگر همچنان ساز خود را می زند. و اين در حالی است که جناح دولت هم نوک پيکان حمله خود را متوجه تيم هاشمی رفسنجانی کرده است. به نظر می رسد اولويت گذاری حذف رقيبان ازديدگاه جناح تندرو، هواداران دولت جديد به اين گونه است.
محمود احمدی نژاد در سخنان تند روز جمعه خود آن جا که به کارشکنی ها اشاره داشت. تندترين سخن وی آن بود که گفت در جمع تصميم گيرندگان نظام کسانی نفوذ کرده اند که همه چشم و زبانشان به خارج از مرزهاست. وی با اشاره به اين که در وزارت نفت خبرهائی هست و اين که همين قدرت مانع از رای اعتماد وزير پيشنهادی وی برای وزارت نفت شده است به استقبال انتقادهائی رفت که در مجلس عليه اين قبيل اظهارات شکل خواهد گرفت.
سياست تبليغاتی
به نظر می رسد که سياست تبليغاتی دولت تازه که با وعده اصلاحات اقتصادی بر سر کار آمده است، به پيروی از يک روش قديمی به جنجال سازی بر سر مفاسد اقتصادی گذشته متمرکز شده است که احمدی نژاد ادعا کرد از هفتاد ميليارد دلار خريدی که در سال گذشته صورت گرفته " هيچ چيز آن ...
وی در عين حال تهديد کرد که عاملان مفاسد اقتصادی را لو خواهد داد و کيهان هم در سرمقاله خود همين موضوع را پی گرفت و نوشت مجرمي را در نظر بگيريد كه به اتهام ميلياردها تومان اختلاس، اخذ رشوه و فساد مالي به بازگرداندن مبالغ اختلاس شده به بيت المال و چند سال زندان محكوم شده است، ولي هيچ كس از جريان دادگاه وي و حكم صادره مطلع نمي شود و در رسانه ها نيز هيچ انعكاسي نمي يابد. اگر فرض بگيريم كه هيچ اعمال نفوذي در جريان رسيدگي به پرونده صورت نگيرد و قاضي يا قضات رسيدگي كننده در مراحل دادگاه بدوي، تجديدنظر و ديوان عالي مورد تهديد و تطميع واقع نشوند و حكم مطابق قانون و بدون هيچگونه اعمال نظر و تخفيف در مجازات، صادر شده باشد، فرد محكوم به زندان مي رود و پس از چند ماه كه از زنداني شدن او گذشت، مدت يك هفته (يا كمتر و بيشتر) به مرخصي مي آيد و اين مرخصي ها در طول گذراندن دوران محكوميت زندان ادامه دارد. وقتي از اعضاي خانواده كه تنها افراد مطلع از محكوميت پدر خانواده هستند، حال وي را جويا مي شوي، پاسخ مي گويند كه به ماموريت خارج از كشور رفته و چند سالي اين ماموريت ادامه دارد! يا مي گويند در فلان كشور سرمايه گذاري كرده و شركتي تاسيس كرده است كه براي سر و سامان گرفتن امور شركت، فعلا نمي تواند به ايران بيايد، مگر فقط چند روز! دوران محكوميت وي هم كه به پايان برسد، سرزنده و سرحال با پول هايي كه سال ها اختلاس كرده و املاك و اموالي كه خريداري كرده و با استفاده از گريزگاه هاي قانوني، براي خود حفظ كرده است، دوباره به صحنه بازمي گردد و...
کيهان در اين سرمقاله گلايه کرده است که چرا قوه قضاييه تصميم گرفته است که تا معلوم نشدن حکم قاضی از اعلام شرح دادگاه و پرونده و اسامی متهمان خودداری کند.
گلايه کيهان در زمانی اهميت می يابد که بدانيم اين جناح چهره های اصلی سازندگی و اصلاحات را، به هر بهانه به دادگاه کشانده و احکامی عليه آن ها صادر کرده، به زندان انداخته و يا در وضعيتی قرار داده که بدون تحولی بزرگ و اساسی بازگشت آن ها به صحنه سياسی کشور ممکن نيست. از آن جمله عبدالله نوری، غلامحسين کرباسچی، عطالله مهاجرانی، فايزه هاشمی، موسوی خوئينی ها، عباس عبدی، اکبر گنجی و افرادی در رده های پائين تر.
اميدواری ها
اما همزمان با بالاگرفتن اختلافاتی که نطفه آن در انتخابات رياست جمهوری بسته شد، محمد قوچانی سردبير شرق به اهل سياست مژده داده است که از دل اين تضاد فرصتی پيدا می شود برای پا گرفتن احزابی که بدون آنان همواره ايران در ميان "درگاه و ديوان" می ماند. وی در نهايت پيش بينی می کند که "اكنون موازنه ميان حكومت و حزب به موازنه اى شكننده تبديل شده است. موازنه اى كه در صورت تداوم ممكن است براى اولين بار ساخت قدرت را در ايران از اين دوگانگى سنتى رهايى بخشد: افزون بر درگاه و ديوان نهاد سومى در راه است كه مى تواند با نقد حكومت و رقابت براى به دست آوردن قدرت در چارچوب همين دولت به سياست ورزى بپردازد. معامله اى دوجانبه كه فرجام آن يا «باخت- باخت» است يا «برد- برد». پيروزى حزب و دولت در اين موازنه بدون پيروزى ديگرى معنا ندارد. در اين صورت نه دولت به درگاه منحصر خواهد شد و نه حزب به ديوان. نه نظام كارفرما خواهد ماند و نه احزاب، كارگزار.اينچنين است كه مى توان به راستى از پايان حاكميت دوگانه سخن گفت و ايجاد دولت مدرن را جشن گرفت."
ناظران سياسی معتقدند از آن جا که اين بار در ميان تضاد بخشی از روحانيت سنتی هم همراه مخالفان تندروی هستند، تجربه تازه ای است که امکان پيروزی تکنوکرات ها و اصلاح طلبان در آن از هميشه بيش ترست.
October 01, 2005
همسر اكبر گنجي: 37 روز است كه از گنجي بياطلاعم
پیک ایران
همسر اكبر گنجي گفت: 37 روز است كه از گنجي بياطلاعم و آخرين ملاقات من با وي، روز چهارم شهريور در بيمارستان ميلاد بود.
معصومه شفيعي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اظهار بياطلاعي از وضعيت اكبر گنجي، گفت: از زماني كه گنجي از بيمارستان به زندان منتقل شده است، نتوانستهايم با وي ملاقات كنيم، بارها به زندان اوين مراجعه كردهايم اما هر بار به ما گفته ميشود كه چرا زماني كه نميتوانيد با گنجي ملاقات كنيد، به زندان مراجعه ميكنيد.
وي اظهار اميدواري كرد كه با توجه به فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، مقامات قضايي تدابيري را جهت اعزام گنجي به منزل اتخاذ كنند.
محمود سالاركيا، معاون امور زندانهاي دادستاني تهران نيز با بيان اينكه گنجي در بخش قرنطينه بهداشتي- درماني زندان اوين به سر ميبرد، وضعيت اين روزنامهنگار زنداني را مطلوب عنوان كرد.
زندان يونسکو «دزفول» و آن تابستان سياه!
اخبار روز:
در باره ی فاجعه ی ملی ی کشتار زندانيان سياسی در تابستان ۱۳۶۷
همراه با گزارشی از کشتار زندانيان در زندان يونسکو دزفول
غلامرضا بقايی
دوشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۲ – اول سپتامبر ۲۰۰۳
پيش گفتار
اگرچه سراسر تاريخ معاصر ميهن مان، روايت سرکوب و به بندکشاندن مخالفان و دگرانديشان سياسی ست، ولی دو رخداد خونين و فراموش ناشدنی به هدف نسل کشی ی سياسی و تثبيت نظام حکومتی، بارزترين و بيرحمانه ترين آنهاست.
رخداد نخست، هجوم همه جانبه ی ارتش «شاهنشاهی» ست به آذربايجان در سال ۱۳۲۵ خورشيدی که به روايت تاريخ نويسان درباری قصد آن بود که «غائله» يا «فتنه» ی «فرقه ی دمکرات آذربايجان» را خاموش کنند! ولی به اعتقاد تاريخ پژوهان، پس از سفر نخست وزير وقت آقای «احمد قوام» به «مسکو» و وعده ی رندانه بر سر «نفت شمال» به آقای «ژوزف استالين» و سکوت با حساب و کتاب «همسايه شمالی»، ژنرال های ارتش «شاهنشاهی» در يورشی وحشيانه هزاران شهروند بی دفاع و غير نظامی ی آذربايجان را از دم تيغ گذراندند. بسياری از پژوهش گران بر اين باورند که انگيزه ی اين سرکوب دولتی چيزی نبود جز تثبيت نظام حکومتی و تداوم استبداد.
دومين سرکوب دولتی و فاجعه بار در ايران معاصر - بعد از اعدام های وسيع و روزانه ی سالهای نخستين دهه ی شصت خورشيدی - کشتار عمومی ی زندانيان سياسی در تابستان و پاييز سال ۱۳۶۷ و بنا به حکم صريح آيت الله خمينی ست (نگاه بکنيد به پيوست شماره (۱) )، هرچند اين زندانيان بر پايه ی احکام صادره از سوی خود «دادگاههای انقلاب اسلامی»، صاحب محکوميت زندان بودند و حتا دوره ی محکوميت بسياری از آنان بسر آمده بود.
هدف نوشتار حاضر بررسی ی اين فاجعه ی ملی در زندانهای سراسر کشور، و بطور خاص بازگويی ی چگونگی ی اين جنايت در يکی از مخوف ترين زندانهای جمهوری ی اسلامی يعنی «زندان يونسکو» در «دزفول» ست، چرا که به دليل تمرکز تاکنونی ی سازمانهای ملی و جهانی ی مدافع حقوق بشر پيرامون زندانهای شناخته شده ای همچون «اوين»، «گوهر دشت»، «توحيد»، «عادل آباد»، «وکيل آباد» و . . . در تهران و ديگر شهرهای بزرگ ايران، چند و چون جنايتی که در آن تابستان سياه در «يونسکو» رخ داد، کمتر به گوش جهانيان و يا شايد برخی مردم کشورمان رسيده است.
چرا دست به کشتار زندانيان سياسی زدند؟
در ماههای پايانی ی سال ۱۳۶۶، مجموعه ی بحرانهای سياسی و اقتصادی، نزاع های فزاينده ی جناح های حکومتی، و خاصه بحران جنگ بی حاصل ايران و عراق، جمهوری ی اسلامی را در شرايط بسيار دشواری قرار داده بود. از يک سو فشارهای جهانی برای خاتمه بخشيدن به جنگ، حلقوم دولتمردان اسلامی را می فشرد، از سوی ديگر نارضايتی های گسترده اما پنهان اجتماعی در اشکال گونه گون سر برآورده، از خيل بسيجيان «يک بار مصرف» و «گوشت دم توپ» خبری در ميدان های جنگ نبود. از يک طرف، نزاع های درونی ی جناح های حکومتی ابعاد آشکار و چشمگيری يافته بود، از طرف ديگر «تنور» جنگ به تعبير خمينی هيچ گرمی و بازاری نداشت. نيز، رشته حمله های زنجيره ای و جنون آسايی همچون «کربلا» و «مجنون» و . . . نه فقط هيچ حاصل نظامی يا دستاورد سياسی نداشت، که قتل عام هزاران سرباز ايرانی در جنوب و غرب کشورمان، نخستين هشدارهای جدی به جنگ طلبان رژيم اسلامی بود برای قبول شرم آور پايان جنگ که جدی گرفته می شد. همچنين، شرايط بين المللی خاصه موضع گيری ی دولت های غربی که خواستار خاتمه ی جنگ بدون هيچ برنده و بازنده ی مشخصی بودند، عرصه ی تصميم گيری ی سياسی بر حاکمان دينی را بيشتر تنگ می کرد.
بدين ترتيب، سال ۱۳۶۶ خورشيدی در حالی به پايان می رسد که حاصل جلسات پنهانی و محرمانه در
«جماران» يک نتيجه گيری ی واحد ناگزير را پيش روی کارگزاران اسلامی می گذارد: پايان جنگ و پذيرش قطعنامه ی صلح سازمان ملل. ولی انجام اين کار - بزعم کاربدستان جمهوری ی اسلامی - بدون تدارک قبلی ميسر نيست. از جمله مهم ترين نگرانی های جدی ی حاکمان اسلامی بويژه مسئولان امنيتی، چگونگی ی مقابله ی آنهاست با واکنش عمومی ی جامعه نسبت به سرنوشت خفت بار جنگ، زيرا در طول هشت سال جنگ در تبليغات رسمی و همه جانبه ی خود هزاران بار از «جنگ حق عليه باطل»، از «راه قدس از کربلا می گذرد»، از «جنگ، جنگ تا رفع فتنه در عالم» و اينکه «صلح با صدام معنا ندارد»، گفته اند. بنابراين طبيعی می نمود که با اعلام خاتمه ی جنگ، نخستين گروههای احتمالی ی معترض به حکومت، خانواده های قربانيان جنگ باشند.
نيز درتمام آن سالها هر اعتراض ابتدايی و هر نارضايتی به وضعيت سرسام آور اقتصادی و معيشتی به بهانه ی جنگ سرکوب شده بود. پس باز طبيعی بنظر می رسيد که پايان جنگ، يعنی پايان بهانه جويی ها و دروغ پردازی های رژيم در اين عرصه ها.
با چنين چشم اندازی از فوران اعتراض ها و نارضايتی های سياسی و اجتماعی در جامعه، هيات حاکمه ی جمهوری اسلامی بجای پوزش خواهی ی ملی و قبول مسئوليت سنگين آن شکست و اعتراف به سياست های نابخردانه ی خويش در تداوم آن جنگ ويرانگر، ولی جستجوی ترفندهای تازه برای استمرار فضای اختناق و استبداد را در دستور فوری و عاجل کار خويش می بيند، که نخستين آنها، زهر چشم گرفتن از معترضان و سنگين تر کردن فضای وحشت ست بگونه ای که سايرين حساب کار خود را بکنند. در اين ميان آسان ترين و در عين حال اثرگذارترين راه، قصابی کردن اسيران زندانی يا به تعبير کارگزاران امنيتی «پاک کردن صورت مسئله ی زندانيان سياسی» در ايران ست (۱)، زيرا با انجام اين جنايت، سرکردگان رژيم اسلامی می پنداشتند که از يک سو از يک نيروی بالقوه مخالف و معترض موجود خلاصی پيدا می کنند، از سوی ديگر با کشتار فجيع آنان، از انفجارهای عظيم اجتماعی ی پس از پايان جنگ جلو می گيرند يا دست کم آنها را به تعويق می اندازند.
از آغاز سال ۱۳۶۷، تدارک ضد انسانی ی قتل عام زندانيان سياسی، با تصميم گيری های پنهانی از سوی عالی ترين مقام های وقت رژيم اسلامی و بدستور شخص آيت الله خمينی انجام می گيرد، و آن گونه که از برخی گزارش های درونی ی امنيتی ها - که بعدها به بيرون درز می کنند - دريافت می شود، تشکيل يک هيات ويژه موسوم به «هيات مرگ» مقدمه ی عملی شدن اين فاجعه ست، که گرچه هنوز ترکيب کامل آن روشن نيست، ولی بسياری از آگاهان سياسی معتقدند که حضور افرادی همچون «هاشمی رفسنجانی»، «علی خامنه ای»، «موسوی اردبيلی»، «ميرحسين موسوی نخست وزير»، «علی فلاحيان» و «احمد خمينی»، در اين «هيات» قطعی ست. حتا برخی بازماندگان آن کشتار معتقدند که افزون بر افراد برشمرده، اعضای هيات دولت و مشاوران ارشد وزارتخانه های درگير از جمله «وزارت ارشاد اسلامی» به سرپرستی ی محمد خاتمی، هر يک نقشی فراخور حال خود، در کمال رازداری به عهده گرفته بودند (۲).
مجريان اصلی ی منصوب اين اقدام خوف انگيز از فروردين سال ۱۳۶۷ يعنی هيات سه نفره ی (حجه السلام نيری «حاکم شرع»، اشراقی «دادستان» و پور محمدی «نماينده ی وزارت اطلاعات») با يک حکم رسمی از سوی آيت الله خمينی آغاز بکار می کنند. (نگاه بکنيد به پيوست شماره (۱)). نخستين وظيفه ی آن «هيات» مرگ آفرين، تعيين فهرست نام و نشان زندانيان سياسی ست که همچنان با نظام اسلامی مخالفند. مبنای تشخيص و تعريف اين مخالفت در حکم صريح خمينی اين گونه اعلام می شود: «هر کس بر موضع نفاق ست»، و مجازات قطعی ی اين ايستادن بر «موضع نفاق» نيز بنا بر همان حکم، چيزی نيست جز: «محارب و محکوم به اعدام می باشند». اين حکم آن قدر بی پايه ست و حتا با خود قوانين جاری ی جمهوری ی اسلامی متناقض، که در همان آغاز کار باصطلاح مشکلاتی برای دست اندرکاران قضايی بوجود می آورد تا جايی که «آيت الله موسوی اردبيلی» که در آن زمان در مقام قاضی القضات شرع اسلامی نشسته ست از طريق «احمد خمينی» و بصورت کتبی از «امام» کسب تکليف می کند و می نويسد «آيت الله موسوی اردبيلی در مورد حکم اخير حضرت عالی . . . ابهاماتی داشته اند که . . . » (نگاه بکنيد به پيوست شماره ی (۲)). البته پاسخ صريح اما وحشتناک «امام» عمق بی باوری ی او به قوانين و مقررات اسلامی ی مورد ادعا را بخوبی نشان می دهد: «هرکس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد، حکمش اعدام است»! (نگاه بکنيد به پيوست شماره (۳)).
برابر گزارش های تکان دهنده ی برخی بازماندگان آن جنايت که امروزه همچون اسنادی غير قابل انکار نزد سازمان های جهانی ی مدافع حقوق بشر موجودست، از جمله سه جلد کتاب روشنگر «حقيقت ساده» نوشته خانم «منيره ی برادران» _ با بيش از نه سال اسارت در زندان های جمهوری اسلامی _ که روزها و ماههای تابستان و پاييز سال ۶۷ را در زندان به تفصيل تصوير می کند، يا کتاب «خاطرات يک زندانی از زندانهای جمهوری اسلامی» نوشته ی «دکتر رضا غفاری» استاد پيشين اقتصاد دانشگاه تهران با سال ها تجربه ی اسارت در زندانهای اسلامی، و دو جلد «کتاب زندان» _ مجموعه ای از گزارش های زندانهای جمهوری اسلامی به کوشش «ناصر مهاجر» و ديگر روايت های تاکنون منتشر شده ی بازماندگان آن کشتار فجيع، تعيين فرد مخالف نظام يا «سر موضع» با طرح يک يا چند پرسش کلی، غير حقوقی و غيرقضايی انجام می شد: « آيا با نظام جمهوری اسلامی موافقيد؟»، «آيا سازمان سياسی ی خود را محکوم می کنيد؟»، و «آيا حاضريد به جبهه برويد؟». بنا به اظهار همه ی جان بدربردگان از آن جنايت، پاسخ منفی به هر کدام از اين پرسش ها يعنی جدا کردن زندانی از سايرين و سپردن به جوخه های مرگ! در اعتراض به همين رويه ی تبهکارانه و ضدانسانی ست که صدای «جانشين امام» يعنی آيت الله منتظری بالا می گيرد. او در يکی از مکاتبه های خود در اين زمينه، اشاره دارد به نامه ی «حجت السلام احمدی» حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی در خوزستان، و در خصوص تصميم گيری پيرامون «فرد سر موضع» و به احکام اعدامی که صادر شده، اعتراض می کند (نگاه بکنيد به پيوست شماره (۴)).
از ديگر تمهيدات کشتار عمومی ی زندانيان سياسی در سال ۱۳۶۷ در سراسر ايران، پنهان نگاه داشتن اين جنايت ست از چشم افکار عمومی. ابتدا ارتباط تمام زندانيان را با دنيای خارج قطع می کنند. تلويزيونها از بندها جمع آوری می شود. برای خالی کردن فضای اطراف زندانها از خانواده های زندانيان، ملاقات ها ممنوع می شود. زندانيان در گروه های کم شمار در سلول ها و انفرادی ها حبس می شوند. بجز هيات های اعزامی ی مرگ از مرکز و افراد مورد اعتماد دادستانی و نيروهای اطلاعاتی، حتا زندانبانان و کارگزاران محلی ی رژيم در زندانها از تدارک چنين اعدام های سريع جمعی بی خبر نگاه داشته می شوند، و در واقع مراحل مختلف بازجويی ی زندانيان، صدور «حکم سر موضع»، اعدام، و به خاک سپاری ی قربانيان در گورهای جمعی ی ناشناس، توسط افرادی خاص و در زمانی بسيار کوتاه انجام می شود. بدين ترتيب خواست «امام» اجابت شده و در ماههای پايانی و در برخی زندانها تا نيمه های پاييز سال ۱۳۶۷ زندانها از وجود زندانيان سياسی ی مخالف نظام «پاک سازی» می شوند.
اين جنايت در حالی انجام می گيرد که خانواده های زندانی ی سياسی همچنان در بی خبری ی کامل از عزيزان دربندشان هستند. آنان ولی بر حسب تجربه ی خويش در می يابند که حادثه ای در حال وقوع ست. پس با تلاش و تکاپوی شبانه روزی در جستجوی خبری از درون يا بيرون زندانها هستند، و سرانجام با پيدا شدن اولين گور دسته جمعی در منطقه ی «خاوران» - در شرق تهران - درشهريور همين سال، و پس از آن يک گور جمعی ی مشابه در منطقه ی «باغشاه» در شمال ايران، جنايت بزرگ افشا می شود. از اين قرار که برخی خانواده های زندانيان سياسی در تهران و کرج با خبر می شوند که «کاميون های گوشت» شبانه، شتابزده و در زمانی کوتاه، پيکرهای انبوه زندانيان سياسی را در منطقه ی خاوران در گورهای جمعی ی از پيش آماده شده می ريزند و سريعا محل را ترک می کنند (۳). با قبول خطر از سوی برخی خانواده های جان باختگان و نبش قبر و تهيه عکس از اجساد اعدام شدگان و انتقال سريع آن به خارج از کشورست که سازمانهای مدافع حقوق انسانی در سطح جهان از آن جنايت فجيع باخبر می شوند.
زندان يونسکو: جهنمی در جنوب!
پيش از پرداختن به فاجعه ی کشتار جمعی ی زندانيان سياسی در تابستان سال ۶۷ در زندان يونسکو - دزفول، نگاهی به اين زندان و کارنامه ی خونبار آن از فردای به قدرت رسيدن حاکمان اسلامی، ضروری ست. زندان يونسکو که در حال حاضر جای خود را به يک زندان بزرگتر در حد فاصله ی جاده ی دزفول - شوشتر داده، در مرکز شهر واقع ست. همان گونه که از نامش پيداست، «يونسکو» در ابتدا - در رژيم گذشته - بنيادی بود که با همکاری ی «سازمان ملل» و بخاطر پروژه ای برای «مبارزه با بيسوادی» و حمايت از کودکان در «دزفول» ايجاد شد. در سالهای پايانی ی رژيم گذشته اين مرکز در اختيار «اداره ی آموزش و پرورش» شهر گذاشته شد، سپس به «باشگاه فرهنگيان» تبديل، و بعد از «انقلاب اسلامی» به زندان بزرگ جوانان و فعالان سياسی بدل گشت!
در آغاز دهه ی شصت خورشيدی، زندان يونسکو، دارای چهار اطاق بود که بيش از ۳۵۰ زندانی را در خود می فشرد. در همين سالها (سالهای ۶۰ تا ۶۵) بدليل سرکوب ها و دستگيری های گسترده، و کمبود جا برای انباشتن زندانيان، نزديک به شش اتاق قرنطينه، و ۴۰ بند و سلول از جنس بلوک های سيمانی که در تابستانهای گُر گرفته ی اين شهر جنوبی حکم جهنم را دارند، ساخته شد. همچنين قسمتی از ساختمان يونسکو در اختيار دادستانی ی انقلاب اسلامی قرار گرفت. زير زمين زندان بونسکو با پله های زياد در اعماق زمين نيز بدل شد به اتاق شکنجه يا بزبان بازجويان «اتاق تمشيت»، جايی که فرياد و ناله ی زندانيان زير شکنجه به گوش کسی نمی رسيد (۴).
در اين سالها، شايد کمتر کسی از زندانيان سياسی ی يونسکو را می توان سراغ گرفت که با بازجويان و شکنجه گرانی همچون «خلف رضايی» معروف به «خلف رينگو»، «عليرضا آوايی»، «شمس الدين کاظمی»، «نداف» (۵)، «هردوانه»، «کف شيری» (۶)، «عبدالرضا سالمی»، «عبدالعظيم توسلی» و «علی خلف» آشنايی نداشته باشد.
اگرچه تا بحال شر