اخبار

« August 2005 | Main | October 2005 »

September 30, 2005

پرونده‌ي كبري رحمان‌پور به اجراي احكام ارسال مي‌شود، ايسنا

گویا نیور
پرونده‌ي كبري رحمان‌پور (عروس بيست ساله‌اي كه چند سال پيش، مادر همسرش را به قتل رساند)‌، به دايره‌ي اجراي احكام ارسال مي‌شود.

پن لاگ نیوز:لازم بذکر است که این دختر جوان توسط پدر خوددر مقابل مبلغی بصیغه مرد55ساله ایکه در این خبر از او بعنوان شوهر وی یاد شده درمی آید تا پس از مدتی ازدواج رسمی صورت پذیرد .اما پس از چندماه مرد مذکور (پسرمقتوله)زن جوان را با تمام آرزوهای برباد رفته اش در خیابانهای تهران رها میسازد .زن جوان هنگامیکه برای بازخواست وعده های عمل نشده بخانه این مرد مراجعه میکند با باصطلاح مادر شوهرش درگیر شده و طی این حادثه باصطلاح مادر شوهر بقتل میرسد.و حال باقی ماجرا.....
به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پس از برگزاري چندين جلسه‌ي شوراي حل اختلاف براي ايجاد صلح و سازش در پرونده‌ي كبري رحمان‌پور و عدم حضور اولياي دم و اعلام نظر در اين پرونده، احتمالا اين پرونده، ديگر در شوراي حل اختلاف رسيدگي نمي‌شود و به اجراي احكام ارجاع خواهد شد.

اين پرونده پس از ارجاع به اجراي احكام، جهت تاييد نهايي براي رييس قوه‌ي قضاييه ارسال خواهد شد.

خُسن آقا پس از مردن به زمین باز خواهد شگت!!

پیک ایران : بازگشت دو گروه از مردگان پس از ظهور موعود
رسا، گروه فرهنگي ـ كتاب «بازگشت به دنيا در پايان تايخ» به قلم خداداد سليميان از سوي مؤسسه فرهنگي انتظار نور، در 256 صفحه و با شمارگان هزار و پانصد نسخه منتشر شد.
به گزارش خبرنگار رسا، انتشارات بوستان كتاب قم، كتاب بازگشت به دنيا در پايان تاريخ را به قلم خداداد سليميان كه در مؤسسه فرهنگي انتظار نور تهيه شده است، منتشر كرد.
موضوع اين كتاب رجعت است. رجعت، بازگشت دو گروه از مردگان، شامل مؤمنان محض و كافران محض، پس از ظهور حضرت مهدي موعود ـ ع ـ است تا مؤمنان از برپايي حكومت جهاني عدل شاد شوند و كافران در اندوه و تألم به سر برند.
اما اين رجعت و پايان يافتن تاريخ، چه زماني به وقوع مي‌پيوندد؟ رجعت كنندگان چه كساني هستند؟ در آن روز كار، تكليف و مسئول بودن چه معنا دارد؟ پرسش‌هايي از اين دست در اين كتاب مورد بررسي قرار گرفته است.
كتاب از دو فصل و يك مقدمه و همچنين كتاب‌نامه و فهرست آيات و روايات تشكيل شده است.
گفتني است بازگشت به دنيا در پايان تاريخ در 256 صفحه و با شمارگان هزار و پانصد نسخه به بازار كتاب عرضه شده است.

با محرومان

ایسنا:
عکس‌هایی از
منطقه ‌٢٠ تهران - اسماعیل آباد

وهشت را در چهره و سخنان حکومتیان بخوبی می توان دید

ایسنا: مصاف با ایران برای شما مین‌گذاری شده است
* مسوولان بجای شعار، به دیپلماسی و مذاکره بپردازند
هشدار شدیداللحن هاشمی رفسنجانی به آمریکا و اروپا:

خطیب نماز جمعه این هفته تهران با اشاره به آنچه که شرایط کاملا جدید و خطیر ایران در مساله هسته‌یی می‌نامید، گفت: «هیچ‌کس نمی‌تواند به این آسانی از این حق مسلم بگذرد. اگر ما امروز از حقمان در این زمینه بگذریم، در تاریخ چیزی مثل قضیه‌ کاپیتولاسیون و قرارداد ترکمانچای برایمان ثبت خواهد شد و قطعا هیچ‌کس مسوولان نظام را در این مقطع نخواهد بخشید.»

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حجت‌الاسلام‌والمسلمین هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اینکه ملت ایران نباید در مساله انرژی هسته‌یی تهدید شود، اضافه کرد: «تکنولوژی هسته‌یی برای کشور ما حیاتی است، اما متاسفانه در این مساله با کسانی مواجه هستیم که این قدرت عظیم و دانش مهم را تنها برای خود می‌خواهند. اما ما در کسب این دانش قاطع هستیم و از این حق تا جایی که برایمان مقدور باشد دفاع خواهیم کرد.»

خطیب نماز جمعه‌ این هفته تهران با ابراز تاسف از اینکه طرف ما قاطعانه می‌گوید ایران نباید چرخه‌ سوخت داشته باشد، اضافه کرد: «ما هم در مقابل صراحتا می‌گوییم این حق را می‌خواهیم و ایران باید چرخه‌ سوخت داشته باشد. آنها می‌گویند ما به ایران اعتماد و اطمینان نداریم. لذا ما باید حسن نیت خود را ثابت کنیم و اثبات کنیم ما اهل استفاده از سلاح‌های هسته‌یی نیستیم و سابقه‌ افتخارآمیزی هم در این زمینه داریم.»

هاشمی رفسنجانی خطاب به آمریکا و اروپا گفت: «برای شما هم این بزرگراه راه عبور نیست و مصاف با ایران برای شما مین‌گذاری شده است. اگر وارد شوید، هزینه‌های بزرگی را به خود تحمیل می‌کنید. ایران کشوری نیست که به محض حمله شما تسلیم شود. لذا با تدبیر عمل کنید و اگر منظورتان از این قطعنامه‌ها ارعاب است، بدانید که نتیجه‌ای برایتان ندارد.»

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام خطاب به تصمیم‌گیران پرونده هسته‌ای نیز گفت: «اینجا بیشتر از اینکه برایتان جای شعار باشد، جای دیپلماسی و مذاکره است. باید فعالیت‌های وسیع دیپلماسی، مدبرانه و عاقلانه داشته باشید و صبر و متانت را بدون آنکه دشمن را خوشحال و تحریک کند پیشه کنید. نباید به دست دشمنان بهانه دهید.»

هاشمی رفسنجانی در ادامه سخنانش با اشاره به اوضاع عراق، فلسطین و لبنان، اظهار داشت: «در عراق شرارتهای زشتی انجام می‌شود که به ملت این کشور آسیب می‌زند. در لبنان نیز عوامل مرموزی نمی‌خواهند امنیت این کشور پابرجا باشد و البته در فلسطین، اسراییل با عقب‌نشینی از غزه نفوذ خود را کم کرده است. سوریه نیز مورد تهدید است. لذا می‌توان گفت منطقه آفت‌زده شده، بنابراین به وحدت اسلامی و وحدت نیروهای وفادار به انقلاب احتیاج داریم.»

خطیب نماز جمعه‌ این هفته تهران، یاد شهیدان هاشمی‌نژاد، فکوری، فلاحی، نامجو، جهان‌آرا و کلاهدوز را گرامی داشت و با اشاره به آغاز هفته نیروی انتظامی، بر ضرورت تقویت این نیرو تاکید کرد.

وی افزود: «نیروی انتظامی و پلیس باید بانشاط و شاداب در صحنه حضور داشته باشد، چراکه امنیت و سعادت جامعه‌ ما با حضور موثر پلیس در ارتباط است.»

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنانش به سفر اخیر خود به عربستان اشاره کرد و با بیان اینکه امتناع خادم‌الحرمین از زیارت بقیع توسط زنان، افزود: «در این سفر این مساله را با خادم‌الحرمین به طور مبسوطی مطرح کردم و البته آنها نیز علاقه‌مند بودند این مشکل حل شود و در کنار آن به برخی اهانت‌ها و غلوهای بعضی از مداحان نسبت به ائمه اطهار اعتراض داشتند. در این سفر قرار بر این شد که آنها مانع زیارت زنان نشوند و ما نیز به مبلغان کاروان‌ها تذکر دادیم که زواران را در این زمینه توجیه کنند. این مساله نیاز به همکاری و استمداد دارد.»

امام جمعه موقت تهران با تاکید بر اینکه محور همه‌ بحث‌های ما وحدت جهان اسلام و پرهیز از تفرقه در شرایطی است که جهان اسلام را مشکلات بسیاری تهدید می‌کند، خاطرنشان کرد: «روا نیست در این شرایط به گونه‌ای عمل شود که نتیجه‌اش درگیری بین مسلمانان باشد. متاسفانه امروز کسانی هستند که می‌خواهند بین شیعه و سنی تفرقه بیندازند. لذا نباید بگذاریم خواسته‌ی آنها تحقق یابد.»

به گزارش ایسنا، هاشمی رفسنجانی آغاز سال تحصیلی را مورد توجه قرار داد و با مناسب عنوان کردن فضای آموزشی کشور تاکید کرد که این فضا احتیاج به مراقبت و مواظبت دارد.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به پایان هفته دفاع مقدس، یادآور شد: «متاسفانه این مقطع مهم تاریخ ایران بعضا مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد و به نظر می‌رسد هر قدر قهرمانان جنگ از بین ما می‌روند، افتخارات دفاع مقدس نیز به فراموشی سپرده می‌شود.»

وی با اشاره به حمله‌ عراق به کشورمان در سال 1359 ، اضافه کرد: «در آن مقطع مجموعه‌ای شکل گرفت که ایران را از پا درآورد. در آن مقطع ارتش و سپاه و بسیج آمادگی لازم را نداشتند و ما با دست خالی و گرفتاری‌های فراوان سیاسی درون کشور مورد تجاوز وسیع قرار گرفتیم اما خوشبختانه نیروهای سه‌گانه ارتش ما علی‌رغم عدم آمادگی نقش خوبی را در این جنگ ایفا کردند.»

خطیب جمعه تهران با ابراز ناخشنودی از فرماندهی بنی‌صدر در آن مقطع زمانی، گفت: «به دلیل فرماندهی بد، سپاه و ارتش زمین‌گیر بودند و تا زمانی که این فرماندهی بر سر کار بود کار زیادی انجام نشد. سیاست نظام بعد از فتح خرمشهر با محوریت نظر حضرت امام خمینی این بود که در داخل عراق جایی را تصرف کرده و از آن نقطه‌ تصرف خواسته‌های خودمان را عملی کنیم. با این وجود عملیات خیبر و سایر عملیات‌ها و قدرت پیشروی نیروهای اسلام به دنیا ثابت کرد روزی سدهای مقابل ایران می‌شکند. از این رو استکبار جهانی با همه‌ وجود وارد میدان شد اما ما با قدرت و پشتوانه‌ نیروهای مسلح، در قطعنامه سازمان ملل توانستیم خواسته‌هایمان را بگنجانیم تا حدی که عراق متجاوز شناخته شد و کارشناسان سازمان ملل برای تعیین غرامت آمدند.»

هاشمی رفسنجانی با ابراز تاسف از اینکه امروز نیز کسانی هستند که می‌خواهند دوران ارزشمند دفاع مقدس را زیر سوال ببرند، تاکید کرد: «ایرانیان باید بدانند در تاریخ ایران چنین قطعه‌ مشعشعی پیدا نمی‌شود.»

به گزارش ایسنا، خطیب نماز جمعه این هفته تهران در خطبه‌های اول نماز جمعه،‌ نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان را مورد توجه قرار داد و در عین حال به استفاده درست از فرصت‌های ویژه الهی در این ماه مبارک تاکید کرد.

وی با بیان اینکه در این ماه به فرموده‌ پیامبر اکرم (ص) درهای بهشت بازتر و ورود به آن آسان‌تر است، اضافه کرد: «در این ماه شیاطین در غل و زنجیرند.»

September 28, 2005

تردید نکنید، آمریکا جرات حمله به ایران را ندارد

مهرنیوز: علی لاریجانی گفت: تردید نکنید که آمریکاییها جرات و توان حمله نظامی به ایران را ندارند، آنها فقط تهدید می کنند تا اراده ما را تضعیف کنند.
به گزارش خبرنگار "مهر" در قم، دبیر شورای عالی امنیت ملی طی سخنانی در پنجمین اجلاس مشترک جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با علمای سراسر کشور به تشریح شرایط موجود مسئله هسته ای ایران پرداخت.

دکتر لاریجانی با بیان تاریخچه مسئله هسته ای ایران گفت: دستیابی به فناوری هسته ای یک عامل بزرگ برای بالا بردن توان کشور است و دولتهای غربی هم از همین مسئله هراس دارند.

وی درادامه به فواید فناوری هسته ای در علوم مختلف اشاره کرد و اظهار داشت: آمریکا و و برخی کشورهای اروپایی در مسئله فناوری هسته ای از نیت ما ایراد می گیرند. این مسئله در صحنه بین المللی بی سابقه بوده که به جای توجه به عملکرد دولتها به نیت های آنها توجه شود.

دبیر شورای عالی امنیت ملی در ادامه بیان کرد: ایران شرایطی دارد که با به دست آوردن فناوری هسته ای شرایط قدرت در منطقه را تغییر خواهد داد.

وی گفت: طی 2 سال اخیر تلاش ایران این بود که از یک راه مسالمت آمیز دیپلماتیک و مسئله انرژی هسته ای حل و فصل کند اما اگر طرفهای مقابل تندروی کنند در مقابل آنها ایستادگی خواهیم کرد.

دکتر لاریجانی خاطر نشان کرد: غرب باید بداند دست یابی به فناوری هسته ای خواست ملی است و ما اگر در این زمینه مقاومت کنیم حتما به فناوری هسته ای دست خواهیم یافت.

وی دربخش پایانی سخنان خود گفت: تا زمانی که رفتار زورگویانه و جنگ طلبانه و تهدیدها صورت عملی پیدا نکند دلیلی برای خروج از ان پی تی نداریم.

وی تاکید کرد: در مقطع حساس کنونی ملت ایران باید با راهبری علما و روحانیت با یک عزم ملی از حقوق مسلم خود دفاع کند.

معاون وزیر خارجه آمریکا : در چند هفته و چند ماه آینده‌ها یک استراژی بلند مدت و صبورانه داریم؛ این استراتژی منزوی کردن ایران است

پیک ایران: معاون وزیر خارجه آمریکا حمایت هند را از قطعنامه شورای حکام علیه برنامه‌ی هسته‌یی ایران بسیار مهم خواند و از آن به عنوان ضربه‌ای به ایران یاد کرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ایندیا مانیتور به نقل از نیکلاس برنز، معاون و وزارت خارجه آمریکا، در بیانیه‌ای که پس از رای‌گیری در مورد قعطنامه شورای حکام اظهار و امروز توسط وزارت خارجه آمریکا منتشر، شد گفت: برای آمریکا خیلی مهم است که هند همراه با اکثریت رای داده است، این قطعنامه در ضربه‌ای به اقدام ایران بود که می‌کوشید این موضوع را به بحث کشورهای توسعه یافته در برابر جهان در حال توسعه تبدیل کند.

برنز ادعا کرد: اکنون ایران منزوی شده و باید فعالیت‌های هسته‌یی‌اش را متوقف کرده و به مذاکره با اتحادیه اروپا بازگردد.

وی ادامه داد: در چند هفته و چند ماه آینده‌ها یک استراژی بلند مدت و صبورانه داریم؛ این استراتژی منزوی کردن ایران، تضمین فشار بین‌المللی بر ایران و گردهم آوردن ائتلاف بین‌المللی علیه ایران همانگونه که در مقابل کره شمالی عمل کرده‌ایم است و اکنون لازم است ایران گزینه‌هایش را به خوبی بررسی کند.

وی ادامه داد: کشورهای مهمی که ایران به حمایت آن‌ها تکیه کرده بود و فکر می‌کرد احتمالا رای مخالف می‌دهند کشورهایی مانند روسیه، چین، آفریقای جنوبی، از این کار امتناع کردند.

اسامی تعدادی از زندانیان سیاسی کرد در زندانهای ارومیه و سنندج

پیک ایران: سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان : سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان با انتشار اسامی زندانیان سیاسی کرد و استمداد از مراجع ذیصلاح و نهادهای مدافع حقوق بشری، مترصد است توجه وجدانهای بیدار را نسبت به وضعیت زندانیان سیاسی کرد جلب کند. تلاش برای آزادی و یا تخفیف درمحکومیت اینگونه زندانیان، بعنوان اقدامی انسانی مورد درخواست این سازمان است، سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ازتمامی انسانهای آزادیخواه و بشر دوست در سراسر جهان تقاضای یاری و مساعدت دارد. ذیلا لیست اسامی تعدادی از زندانیان سیاسی کرد در زندانهای ارومیه و سنندج آورده میشود، هرچند این لیست تنها معدودی از زندانیان کرد را دربرمیگیرد، اما سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، امیدوار است در آینده بتواند اسامی تمامی زندانیان سیاسی کرد را منتشر کند: .

۱. عثمان مصطفی پور، فرزند حسین، متولد۱۳۴۷، اهل پیرانشهر، تاریخ دستگیری 24/۴/۱۳۷۰، نوع جرم: ارتباط و وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: 25 سال.

۲. ابراهیم خورندی، فرزند عبدالکریم، متولد 1352، اهل بوکان، تاریخ دستگیری ۱۳۶۹، نوع جرم : ارتباط یاوابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: 25 سال.

۳. محمد وارونه، فرزند رحمان، متولد ۱۳۴۹، اهل بوکان، تاریخ دستگیری: 25/8/۱۳۷۵، نوع جرم: ارتباط یا وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: 18 سال. تخفیف و عفو ۹ سال.

۴. خالد استاد قادری، فرزند شریف، متولد 1347، اهل بوکان، تاریخ دستگیری:22/۴/۱۳۷۵، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: 20 سال.

۵. عزیز محمد جانی، فرزند رحمت اله، متولد 1338، اهل مهاباد، تاریخ دستگیری: 7/۲/۱۳۷۱، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: 20 سال.

۶. حسین کرمی، فرزند حمزه، متولد 1342، اهل سردشت، تاریخ دستگیری:9/9/۱۳۷۲، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: 20 سال.

۷. محمد امین فروتن، فرزند قادر، متولد 1337، اهل کلور بوکان، تاریخ دستگیری: ۱۳۷۵، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: 15 سال.

۸. اسعد مازوجی، متولد 1350، اهل مهاباد، تاریخ دستگیری: ۱۳۷۴، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: 10 سال.

۹. خالد فریدونی، فرزند حسن، متولد 1342، اهل مهاباد، تاریخ دستگیری: 10/6/۱۳۷۹، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۱۰. عمر تقی پور، فرزند محمد رسول، متولد 1345، اهل بوکان، تاریخ دستگیری: 10/6/۱۳۷۹، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۱۱. محمد نظری، فرزند حمداله، متولد 1350، اهل شاهیندژ، تاریخ دستگیری: 18/2/ ۱۳۷۳، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۱۲. سید طاهر عبداله پور ، فرزند سید صالح، متولد 1350، اهل مهاباد، تاریخ دستگیری: ۱۳۷۱، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۱۳. رسول عبداله پور، اهل نقده، تاریخ دستگیری: نامشخص، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به حزب دموکرات کردستان ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۱۴. سعید سنگر، فرزند مصطفی، متولد ۱۳۵۲، اهل پیرانشهر، تاریخ دستگیری: 10/۶/۱۳۷۹، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به سازمان مجاهدین خلق ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۱۵. حسین حمزه ولی شجاع، فرزند حمزه، متولد ۱۳۵۷، اهل پیرانشهر، تاریخ دستگیری: ۲/۵/۱۳۸۰، نوع جرم : ارتباط وابستگی به سازمان مجاهدین خلق ایران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۱۶. حسن محمودی، فرزند ابراهیم، متولد ۱۳۵۴، اهل پیرانشهر، تاریخ دستگیری 23/۸/۱۳۷۷نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به یکیتی شورشگیران، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۱۷. حامد مینازاده ، فرزند عزیز، متولد ۱۳۴۹، اهل بوکان، تاریخ دستگیری 22/۵/۱۳۷۱، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به حزب خبات، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: 20 سال.

۱۸. ناصر ساطوری، فرزند غفور، متولد ۱۳۴۸، اهل سقز، تاریخ دستگیری: 17/2/۱۳۷۰، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به سازمان کومه له، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: 20 سال.

۱۹. مهدی زایله یا زاویه، فرزند یداله، متولد ۱۳۴۹، اهل سنندج، تاریخ دستگیری ۱۳۷۲، نوع جرم : ارتباط یا وابستگی به سازمان کومه له، نام زندان: مرکزی ارومیه، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۲۰. مجید رحمانی، اهل تازه آباد جوانرود، تاریخ دستگیری: ۱۳۷۹، نوع جرم : اتهام جاسوسی برای دولت عراق ، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت: 16 سال.

۲۱. محمود رحمانی، اهل تازه آباد جوانرود، تاریخ دستگیری: ۱۳۷۹، نوع جرم: اتهام جاسوسی برای دولت عراق، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت: 17 سال.

۲۲. محمد ویسی، اهل تازه آباد جوانرود، تاریخ دستگیری: ۱۳۷۹، نوع جرم : اتهام جاسوسی برای دولت عراق، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت: 18 سال.

۲۳. حبیب اله نادری، اهل جوانرود، تاریخ دستگیری: ۱۳۷۹، نوع جرم : اتهام جاسوسی برای دولت عراق، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت: 18 سال.

۲۴. مسعود حسین پناه، اهل سنندج، تاریخ دستگیری: ۱۳۸۱، نوع جرم :همکاری با سازمان کومه له، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت: زندان ابد.

۲۵. جمال زارعی، اهل سنندج، تاریخ دستگیری: ۱۳۸۲، نوع جرم : وابستگی یا همکاری با سازمان کومه له، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت: 7 سال.

۲۶. آزاد صادقی، اهل سنندج، تاریخ دستگیری: ۱۳۸۲، نوع جرم : وابستگی یا همکاری با سازمان کومه له، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۲۷. توفیق مرادی، اهل مریوان، تاریخ دستگیری: ۱۳۸۱، نوع جرم: وابستگی یا همکاری با سازمان کومه له، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۲۸. ناصر صدقی، اهل سنندج، تاریخ دستگیری: ۱۳۸۰، نوع جرم : وابستگی یا همکاری با سازمان کومه له، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت: اعدام با یک درجه تخفیف تبدیل به ابد.

۲۹. سید حجت ابراهیمی، اهل سنندج، تاریخ دستگیری: ۱۳۸۲، نوع جرم : وابستگی یا همکاری با سازمان کومه له، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت: 3 سال و تبعید به زندان ملایر.

۳۰. جمال حسینی، اهل سنندج، تاریخ دستگیری: ۱۳۸۱، نوع جرم : وابستگی یا همکاری با سازمان کومه له، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت: 5 سال.

۳۱. انور عزیزی، اهل سقز، تاریخ دستگیری: ۱۳۸۲، نوع جرم : وابستگی یا همکاری با حزب خبات، نام زندان: مرکزی سنندج، مدت محکومیت:3 سال.

شایان ذکر است ملا جاسم دلنشین و ایوب جهانگیری که در تاریخ 24 / 4 /1370 به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران دستگیر شده بودند و همچنین صالح گودرزی و ساسان علی کنعان که به اتهام ارتباط با سازمان کومه له در سالهای ۱۳۷۹ و 1382 دستگیر شده بودند اعدام گردیده اند.

همسر گنجی: 33 روز است که از گنجی بی خبرم

پیک ایران :امروز: سی و سه روز است که از گنجی بی‌خبرم.
معصومه شفیعی، همسر اکبر گنجی ضمن بیان مطلب فوق به خبرنگار سایت امروز گفت: در حال حاضر بیش از 33 روز است که از گنجی خبر ندارم هنوز به من اجازه ملاقات ندادند و من برای سلامتی گنجی با وجود این بی‌خبری نگرانم.
وی در ادامه افزود: به آقای مولایی وکیل ایشان در زمان بستری بودن آقای گنجی در بیمارستان میلاد اجازه ملاقات ندادند و به ایشان متذکر شدند که وکیل باید در زندان با موکل خود ملاقات کند و بیمارستان جای ملاقات نیست.
شفیعی تصریح کرد: من آخرین بار نامه‌ای سرگشاده به آقای شاهرودی در مورد وضعیت گنجی نوشتم اما متاسفانه هنوز اقدامی صورت نگرفته است.

آنچه از تذكر حدادعادل استنباط می‌شود مجلس هفتم، شده "حمام زنانه"

پیک نت: در حين صحبت‌های موافق و مخالف در مورد مواد لايحه الحاق موادی به قانون تنظيم بخشی از مقررات مالی دولت، حدادعادل خطاب به نمايندگان گفت: وقتی پيشنهادی مطرح می‌شود بيشتر نمايندگان با همديگر صحبت می‌كنند و به كارهای اداری خود می‌رسند و به اصل پيشنهاد و صحبت‌های موافق و مخالف توجه نمی‌شود. وقتی ندانيد موضوع چيست به چه چيزی می‌خواهيد رأی دهيد، اگر طرحی به اشتباه به تصويب رسد به كشور ضرر می‌رساند و اگر خوب باشد كشور پيشرفت می‌كند. صحبت‌های خود را برای وقت ديگر بگذاريد. به جايگاه هيأت رييسه مراجعه نكنيد تا ما هم با دقت به مسائل گوش كنيم و رأی آگاهانه و عالمانه دهيد.

September 27, 2005

قاليباف: تنها 3 ميليارد تومان هزينه تبليغات كرده ام !

پیک ایران: محمد باقر قاليباف شهردار تهران در نظر دارد مديريت فرهنگسراهاي وابسته به شهرداري را به سازمان تبليغات اسلامي واگذار كند.
يك منبع آگاه در شهرداري تهران به خبرنگار «فردا» گفت كه قاليباف همچنين تصميم دارد محسن بهرامي مديرمسئول روزنامه حيات نو و از مسئولان ستاد انتخاباتي خود را به سمت معاون اداري و مالي شهرداري منصوب كند. تاكنون علي سعيدلو اين سمت را بر عهده داشته اما اخيرا احمدي نژاد وي را به عنوان معاون اجرايي رئيس جمهوري منصوب كرده است.
همچنين گفته مي شود شهردار تهران، محمد رضا زائري روحاني جوان و مسئول همشهري محله را به عنوان معاون فرهنگي و اجتماعي خود منصوب خواهد كرد.
قاليباف همچنين در جلسه شوراي شهر تهران كه براي انتخاب شهردار تشكيل شده بود در پاسخ به سخنان يكي از مخالفانش كه هزينه تبليغاتي وي در دوران مبارزات انتخاباتي را بسيار زياد عنوان كرده بود گفته است كه صرفا سه ميليارد تومان براي تبليغات انتخاباتي خود هزينه كرده است.
برخي از اعضاي شوراي شهر كه مخالف انتخاب قاليباف به عنوان شهردار بوده اند در اين جلسه هزينه تبليغاتي وي را از 18 تا 80 ميليارد تومان عنوان كرده بودند.
گفته مي شود توضيحات قاليباف در اين زمينه براي آنها قانع كننده بوده است.

------------------------------------------------
* رييس آژانس انرژي اتمي روسيه : ايران تهديدات خود را مبني بر ازسرگيري غني سازي اورانيوم عملي نكند
* مديرعامل جديدايسنا كيست؟

رييس آژانس انرژي اتمي روسيه : ايران تهديدات خود را مبني بر ازسرگيري غني سازي اورانيوم عملي نكند

رييس آژانس انرژي اتمي روسيه اظهار داشت: به ايران توصيه مي‌كنيم كه تهديدات خود را مبني بر ازسرگيري غني سازي اورانيوم عملي نكند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان (ايسنا)، پايگاه اينترنتي ايلاف افزود، ‌الكساندر روميانتسف، رييس آژانس انرژي اتمي روسيه امروز (سه‌شنبه) در حاشيه نشست شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي در وين اظهار داشت: به رغم به رسميت شناختن حق ايران در دستيابي به تكنولوژي هسته‌يي از سوي مسكو، همچنان به تهران توصيه مي‌كنيم كه غني سازي اورانيوم را ازسرنگيرد.
اين گزارش افزود: اين در حالي است كه ايران امروز (سه شنبه) هشدار داد كه در صورت ارجاع پرونده هسته‌يي‌اش به شوراي امنيت غني سازي اورانيوم را از سرخواهد گرفت.
-------------------------------------------------
مديرعامل جديدايسنا كيست؟

سايت "عارف نيوز" نوشت: با برگزاري مراسم توديع ابوالفضل فاتح مديرعامل خبرگزاري دانشجويان ايران ( ايسنا ) در روز شنبه علي نادعلي زاده جايگزين وي مي شود.
نادعلي كه چندين دوره عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي و از همفكران فاتح در اين انجمن بوده است ، پيش از اين مديركلي اداره اخبار سياسي و بين الملل ايسنا را برعهده داشت.
نادعلي از جانبازان جنگ است. وي در رشته مهندسي برق و سپس مديريت دانشگاه تهران تحصيل نموده است.

علی افشاری : حكم صادر شده براي من سياسي است

پیک ایران: تنها مرجع ذيصلاح براي بررسي موارد اتهاميم هيات منصفه است

عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، گفت: اتهام اقدام عليه امنيت ملي در حالي به من نسبت داده شده كه اقدامات من در راستاي تقويت امنيت ملي به معناي امنيت شهروندان بوده است.

علي افشاري در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، حكم صادر شده براي خود را فاقد وجاهت قانوني و در تعارض با ويژگي‌‏هاي احكام قضايي دانست و افزود: اتهاماتي نظير اقدام عليه امنيت ملي در مورد فعاليت‌‏هايي به من نسبت داده شد كه اين فعاليت‌‏ها مانند حادثه كوي دانشگاه، حادثه خرم آباد و نشست‌‏هاي دفتر تحكيم وحدت جزو پرونده‌‏هاي ملي محسوب مي‌‏شود و ديدگاه هاي متفاوتي در جامعه نسبت به اين مسايل وجود دارد و بر اين اساس تنها مرجع ذيصلاح براي بررسي آنها، هيات منصفه به عنوان وجدان بيدار افكار عمومي است.
وي حكم صادر شده را در تعارض با گزارش شوراي امنيت ملي دانست و افزود: شوراي امنيت ملي در مورد حادثه خرم‌‏آباد و كوي دانشگاه نظر مثبتي به دفتر تحكيم وحدت داشته است، ضمن اين كه وزارت اطلاعات به عنوان مرجع تشخيص حركت‌‏هاي مخالف امنيت ملي، هيچ اظهار نظري در اين خصوص نداشته است، حتي اگر صادركنندگان حكم، وزارت اطلاعات را تحت تاثير گروه‌‏هاي دوم خردادي دانسته باشند، بايد به نظر شوراي امنيت ملي به عنوان نهادي كه جريان محافظه‌‏كار در آن در موضع بالا دستي قرار داشته‌‏اند، توجه مي‌‏كردند.
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، تصريح كرد: در نظام مجازات كشور، كيفري به نام محروميت از حقوق اجتماعي كه من به آن محكوم شده‌‏ام، وجود ندارد و اين مساله نيز از نقاط ابهام اين حكم است.
وي در پايان با استناد به دلايل ياد شده حكم صادر شده را فاقد وجاهت قانوني و حكمي سياسي خواند.

اصلاح طلبان حکومتی و آقای خاتمی مسئول رویدادهای امروز ایران هستند، ف.م.سخن

گویا نیوز: گفته می شود که سخنرانی آقای احمدی نژاد در سازمان ملل موجب تصویب قطعنامه ی اخیر شورای حکام و فراهم آمدن زمینه های ارجاع پرونده ی ایران به شورای امنیت شده است اما کمتر کسی به این موضوع اساسی می پردازد که چرا بعد از هشت سال حاکمیت اصلاح طلبان و در اختیار داشتن دو قوه مجریه و مقننه، آقای احمدی نژاد و یاران شان توانسته اند سکان هدایت کشور را در اختیار بگیرند و ما را به سمتی برانند که انتهای آن جنگ و ویرانی خواهد بود.

مسئولیت اصلاح طلبان حکومتی و شخص آقای خاتمی کمتر از آقای رئیس جمهور فعلی نیست و با فرافکنی نمی توان تمام مسئولیت را متوجه مسئولان امروزی قوه ی مجریه کرد. اصلاح طلبان حکومتی و شخص آقای خاتمی با ضعف و تذبذب زمینه های روی کار آمدن هواداران حجتیه را فراهم آوردند و اکنون با پا پس کشیدن و سکوت، منتظر آشکار شدن نقاط ضعف حریف و در بوق و کرنا کردن آن هستند.

اصلاح طلبان حکومتی و شخص آقای خاتمی به رغم فشار رهبری و قوه ی قضائیه می توانستند با اتکا به مردم و وارد کردن اصولی و عقلانی آن ها به عرصه ی قانونی اعتراض های مدنی، رهبری و قوه ی قضائیه را گام به گام به عقب برانند و با تحکیم و گسترش نهادهای غیردولتی و افزایش مشارکت واقعی مردم، اصلاح طلبان و تفکر اصلاح طلبی را در انتخابات به پیروزی قاطع برسانند. تکرار این موضوع که تحریم انتخابات و مخالفت شخصیت هایی چون سرکار خانم عبادی و اکبر گنجی و آقای نوری باعث پیروزی تفکر حجتیه-حقانی در انتخابات اخیر شده است نوعی عوامفریبی و خودفریبی است و حاصلی جز دامن زدن به بحث های بی نتیجه ندارد.

روزی که آقای خاتمی در سازمان ملل حضور یافت و بیل کلینتون با تغییر برنامه اش به سخنان او با دقت گوش فرا داد می توانست سرآغاز تغییرات اساسی در روابط خارجی ایران شود ولی ایشان از ترس کفن پوشان قم حتی حاضر به گرفتن عکس دسته جمعی نشد. آن روز اولین پیروزی سیاست خارجی آقای احمدی نژاد به دست آمد هر چند از او و تفکرش هیچ خبر و اثری نبود. روزی که به فرمان آقا روزنامه ها یکجا تعطیل شدند و مسئولان قوه ی قضائیه برخورد با بزرگانی چون موسوی خوئینی ها و محتشمی را تجربه کردند، آقای خاتمی می توانست با حمایت قاطع و عدم عقب نشینی، مطبوعات اصلاح طلب را از چنگال خفقان بیرون بکشد که نکشید و تفکر رسانه ای احمدی نژاد همانجا پیروز شد که امروز بی هیچ شرم و خجالتی می تواند سخنرانی او را در سازمان ملل به ظهور امام زمان ارتباط بدهد و متعصبان مذهبی را به نام امام زمان به میدان جنگ فرا بخواند و صدا از هیچ آیت الله العظمی و حجةالاسلام والمسلمینی هم به اعتراض بلند نشود.

نمونه ها از حد شمارش بیرون است. اصلاح طلبان حکومتی و شخص آقای خاتمی باید به جای منتظر ماندن و بر نقطه ی ضعف حریف تکیه کردن، هر چه سریع تر آستین ها را بالا بزنند و تلاش ورزند که آب رفته را به جوی باز گردانند و مردم و عقلای قوم را رسما و علنا به مقابله با سیاست هایی که کشور را به آتش خواهد کشید دعوت کنند. این کار از جان گذشتگی و صداقت و پایمردی می خواهد که شاید آخرین فرصت ِ نشان دادن آن همین امروز باشد.

اعتراض همسر عبدالفتاح سلطانی نسبت به وضعیت بازداشت همسرش

گویا نیوز:
همسر عبدالفتاح سلطانی نسبت به وضعیت بازداشت همسرش اعتراض کرد.

معصومه دهقان با ارسال نمابری به" ایلنا" با بیان این مطلب که" امروز سه شنبه 5/7/84 پنجاه و هشتمین روز بازداشت آقای سلطانی است" آورده است: هنوز هیچ وکیلی نتوانسته با وی ملاقات کند، فک قرار پذیرفته نشده است و وسایل شخصی فرزندانم را پس نگرفته‌‏ام.

همسر عبدالفتاح سلطانی در این نمابر کوتاه خود از عدم تشکیل دادگاه همسرش انتقاد کرده است.

دفتر تحكيم وحدت از زبان علی افشاری

پیک نت ایلنا- دفتر تحکیم وحدت توسط 50 تشکل انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه‌‏های سراسر کشور تشکیل شد. حبیب بی‌‏طرف , محسن میردامادی, عباس عبدی, وفا تابش, شمس وهابی, ابراهیم اصغرزاده, بهزادیان از فعالین و موسسین اصلی دفتر تحکیم وحدت بودند. البته باید به این نکته اشاره کنم که بر خلاف تصور برخی‌‏ها که می‌‏گویند آقای احمدی‌‏نژاد نیز در تشکیل این اتحادیه کمک کرده است، باید گفت وی به هیچ وجه در تشکیل دفتر تحکیم وحدت نقش نداشته است. در آن مقطع مجموعه تحکیم وحدت در بلوک چپ قدرت قرار داشت. در آن زمان مجمع روحانیون مبارز رهبری بلوک چپ قدرت را بر عهده گرفته بود، آنها معتقد بودند که بلوک چپ قدرت مبلغ واقعی و اصلی خط امام است و با همین اندیشه، بلوک چپ توانستند در مجلس سوم پیروز شود. در آن زمان هم ابراهیم اصغرزاده, بهزادیان و حبیب بی‌‏طرف به عنوان نماینده دفتر تحکیم وحدت در مجلس سوم که در دست جناح چپ (مذهبی) بود حضور داشتند. در سال 68 پس از رحلت حضرت امام (ره) تغییرات اساسی در ساختار سیاسی کشور بوجود آمد و به تبع آن مجموعه دفتر تحکیم وحدت هم دچار دگردیسی شد. در آن زمان بخش راست قدرت بر عرصه سیاسی کشور مسلط شد و با اتفاقاتی که در مجلس چهارم افتاد، جریان چپ از صحنه قدرت بیرون رانده شد و تمامی پست‌‏ها از این جریان گرفته شد. مجموع دفتر تحکیم وحدت در این زمان به نفع جریان چپ موضع‌‏گیری کرد. جریان راست در ابتدا سعی کرد تشکل‌‏های موازی را مقابل مجموعه دفتر تحکیم وحدت شکل بدهد. مجموعه گروه طبرزدی مجموعه‌‏ای موازی را تحت عنوان "انجمن‌‏های اسلامی دانشجویان و فارغ التحصیلان و موسسات آموزش عالی» تشکیل داد. این مجموعه گرایش راست بسیار تند داشت، بطور مثال برای اولین بار لفظ "امام خامنه‌‏ای» از سوی این گروه مطرح شد. تشکل‌‏های دیگری مانند بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دانشجویان تشکیل شد و جریان راست بروی این تشکل‌‏ها سرمایه‌‏گذاری کرد، ولی زمانی که از این روند نتیجه نگرفتند، با مجموعه دفتر تحکیم وحدت برخورد کردند. ساختمان تحکیم و آن جایگاهی که دفتر تحکیم وحدت تا آن روز داشت را گرفتند. در آن دوران برخوردهای امنیتی با انجمن‌‏های اسلامی دانشجویان صورت گرفت و برخی از فعالین این مجموعه بازداشت شدند. در ادامه برخورد با تحکیم با پایان یافتن کار مجلس سوم، ابراهیم اصغرزاده و صالح‌‏آبای که از افراد مورد حمایت مجموعه تحکیم بودند، بازداشت شدند. در آن مقطع مجموعه تحکیم عملاً حالت حکومتی سابق خود را از دست داد، فعالیت در انجمن‌‏های اسلامی دیگر مصونیت نداشت و حتی ممکن بود هزینه‌‏هایی را هم در بر داشته باشد. به دلیل اتفاقاتی که از سال 68 به بعد رخ داده بود، تحکیم از حالت مدافع مطلق حاکمیت به رویکرد انتقادی تغییر موضع داد و انتقاد خود را بیشتر متوجه بخش جناح راست حاکمیت کرد، البته این امر برای تحکیم وحدت هزینه‌‏های زیای داشت. سال 68 تا 73 ، سال‌‏های رکود تحکیم است. در این سال‌‏ها تحکیم عملاً هیچ نشست رسمی نداشت، البته تنها اختلاف‌‏های داخل دفتر تحکیم وحدت موجب این رکود نشده بود، بلکه سیاست‌‏های دولت، مهمترین عامل رکود در این مجموعه بود، عملکرد غلط، کار را به آنجا کشاند که رهبری نسبت به وضعیت سیاسی دانشگاه‌‏ها موضع انتقادی گرفت و عملاً در یک سخنرانی گفتند که "بشکند دستهایی که دانشگاهها را غیر سیاسی کرد". با این رویکرد جدید رهبری، فضایی فراهم شد تا مجموعه تحکیم تلاش و تحرک مجددی پیدا کند، در سال 73 پس از دو سال، نشست دفتر رسمی شد و تحکیم از حالت رکود خارج شد. تا آن زمان دفتر تحکیم وحدت مجموعه‌‏ای از دل حکومت و ابزار دولت در داخل دانشگاه‌‏ها بود. بخشی از این مجوعه قصد داشتند نقش سابق خود را در دانشگاه‌‏ها ایفا کند و بخشی دیگر در جست‌‏وجوی راه تازه برای فعالیت بودند، اما دلیل اصلی رکود در سالهای 68 تا 73 در دفتر تحکیم وحدت بیشتر نتیجه عملکرد و سردرگمی اعضای آن زمان این مجموعه بود. علی شکوری‌‏راد, داوود سلیمانی, سعید شیرکوند, سید شمس‌‏الدین سیاسی‌‏راد, علی باقری, علی‌‏رضا بابایی از چهره‌‏های فعال این دوران بودند که از سال آخر حیات امام(ره) تا پایان سال 73 یعنی؛ دوران رکود دفتر تحکیم وحدت فعالیت می‌‏کردند. به غیر از بوجود آمدن فضای جدید بعد از سال 73، عامل مهم دیگری که در شرایط جدید تحکیم نقش داشت، حضور جریان روشنفکری در داخل دانشگاه‌‏ها بود. دفتر تحکیم تحکیم وحدت تا قبل از این جریان از ایدئولوژی اسلام فقاهتی با گرایش چپ حمایت می‌‏کرد، ولی از دهه 70 به بعد بطور مشخص طرف‌‏دار روشنفکری دینی شد. به طور مثال دکتر سروش موج جدیدی را وارد انجمن‌‏های اسلامی کرد که این موج از دانشگاه امیرکبیر آغاز شد. همین جریان جدید نطفه اولیه فراکسیون مدرن را در دفتر تحکیم رقم زد. فراکسیون مدرن در آن زمان در اقلیت محض بود ولی به مرور زمان بخش مسلط مجموعه تحکیم شد. بخش گرایش راست بعدها با حمایت حاکمیت و بخشی از احزاب در قالب تحکیم شیراز مشغول به فعالیت شد و جریان چپ سنتی نیز پس از مدتی به تحکیم شیراز پیوست و مابقی بدنه تحکیم در قالب نیروهای سمپات جبهه مشارکت یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در دفتر تحکیم وحدت فعالیت می‌‏کردند. در ابتدای سال‌‏های دهه 70 دفتر تحکیم وحدت در حالی که نسبت به وضعیت موجود انتقاد داشت ولی از کلیت ساختار نظام دفاع می‌‏کرد. پس از چند سال تحکیم به سمت انتقاد صرف و در حال حاضر مخالف ساختار بخش مسلط است. در آن سال‌‏ها گفتمان حاکم بر انجمن‌‏های اسلامی عوض ‌‏شد. در آن سال‌‏ها گفتمان روشنفکری، جایگزین گفتمان سنت‌‏گرایی, دموکراسی‌‏خواهی جایگزین حکومت دینی و تجدد و مدرنیته جایگزین اسلام فقاهتی تغییر شکل ‌‏داد. طرفداران اسلام فقاهتی به سمت سکولاریسم تغییر موضع ‏دادند و گفتمان آزادی و عدالت را از منظر روشنفکری مورد بررسی قرار دادند. این دگردیسی تنها شامل نسل جدید اعضای دفتر تحکیم وحدت نبود، بسیاری از موسسین و شکل دهندگان و فعالین دهه شصت دفتر تحکیم وحدت نیز دچار این دگردیسی شده بودند. همین افراد در شکل‌‏گیری وضعیت کنونی دفتر تحکیم موثر بودند. از سال 73 به بعد دفتر تحکیم وحدت با رویکرد جدیدی شروع به فعالیت کرد. مبنای معرفتی فعالیت خود را آراء دکتر سروش قرار داد. برخی از اعضای آن زمان این مجموعه معتقد بودند که انجمن‌‏های اسلامی دانشجویان باید به فضای قبل از انقلاب فرهنگی باز گردند و باید مشروعیت خود را از دانشجویان بگیرند. در آن مقطع گرایش راست تکلیفش مشخص بود و گرایش چپ سنتی هم معتقد بود که انحراف از اندیشه‌‏های امام باعث تمام مشکلات جامعه شده است. آنها معتقد بودند اگر جریان راست سنتی کنار برود، مشکلات حل می‌‏شود. مجموعه جدید، مدرنیته و تجدد را به عنوان پایگاه معرفت شناسی خودش قبول کرده است. این مجموعه به تمام جریان‌‏های سیاسی نگاه انتقادی داشته و معتقد بود که خط قرمزها باید در عرصه سیاست شکسته شود. تمام نیروهایی که در داخل کشور التزام عملی به قانون اساسی دارند، باید بر اساس آزادی بیان اظهار عقیده ‏کنند. مجموعه جدید معتقد بود؛ شکستن خط قرمز به معنی فراهم کردن محیطی مناسب برای سخنرانی افرادی که تا آن زمان اجازه سخنرانی نداشتند، تحکیم در آن زمان از نیروهایی که یک دهه از دانشگاهها بیرون رفته بودند جهت سخنرانی دعوت می‌‏کردند، این گروه که پایه گذار اصلی فراکسیون مدرن در دفتر تحکیم وحدت بودند و معتقد بودند که تحکیم باید در راستای اهداف جامعه مدنی فعالیت کند. رویکرد جدید باعث برخی اختلافات شد. برخی از افراد در همان مقطع معتقد بودن انجمن اسلامی نباید از عناصر مطرود امام(ره) برای سخنرانی دعوت کند و به آنها تریبون بدهد. این افراد معتقد بودند که تحکیم باید بر اصول ایدئولوژیک خود تکیه کند و در چارچوب ایدئولوژی خود عمل کند و نباید تریبون جریانات خارج از این چارچوب باشد. در آن مقطع اختلاف نظرهای زیادی در میان اعضای انجمن‌‏های اسلامی دانشگاه‌‏ها وجود داشت و برخی جریانات مانند روزنامه کیهان به این اختلافات و منازعات دامن می‌‏زدند. برای مثال این جریان که در ابتدا از دانشگاه امیرکبیر آغاز به کار کرده بود، برای اولین بار انتخابات باز در انجمن اسلامی دانشجویان برگزار کرد. در این انتخابات تمام دانشجویان توانستند در فرآیند تصمیم‌‏سازی انجمن‌‏ دخالت داشته باشند. در آن مقطع فضای سنگینی بر جامعه به خصوص دانشگاه‌‏ها حاکم بود، به همین جهت جریان مدرن با نیروهای چپ سنتی ائتلاف کردند، البته در آن زمان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی, انجمن اسلامی مدرسین و جامعه پزشکی؛ گروه‌‏هایی بودند که با دفترتحکیم وحدت ارتباط داشتند و خود این ارتباط موجب پیوندی میان ائتلاف جریان چپ سنتی و جریان مدرن دفتر تحکیم وحدت شده بودند و این گروه‌‏ها بر ائتلاف میان این دو جریان تأکید داشتند. اوج فعالیت دفتر تحکیم وحدت بین سال‌‏های 73 تا 75 بود. در سال 73 پس از آنکه مجلس طرح خصوصی‌‏سازی دانشگاه‌‏ها را تصویب کرد، انجمن‌‏های اسلامی نسبت به این امر اعتراضات زیادی کردند و این حرکت نقطه عطف حرکت‌‏های افراطی بعدی شد. در آن زمان برای اولین بار در دانشگاه‌‏ها تریبون آزاد برگزار شد. این اقدام‌‏های سراسری باعث شد که مجلس این طرح را پس بگیرد و این پیروزی بزرگی برای دانشجویان بشمار می‌‏آمد. در سال 74 سخنرانی دکتر سروش در دانشگاه تهران با حمله گروه‌‏های فشار بهم خورد و باعث اعتراض و موضع‌‏گیری تند دفتر تحکیم وحدت نسبت به این امر شد و دانشجویان نیز از این اعتراضات استقبال خوبی کردند،‌‏ البته در همان مقطع در دانشگاه تهران به دلیل اختلافاتی که بین این انجمن با مجموعه تحکیم بود، این اعتراضات به نتیجه نرسید، چون بر خلاف انتظار در همان مقطع عده‌‏ای به "حسین الله‌‏کرم" نیز برای سخنرانی تریبون دادند، تا او نیز نظرات خود را بگوید، مجموعه این حرکت‌‏ها باعث شد تا دفتر تحکیم وحدت که در دهه 60 میان دانشجویان وجه خوبی نداشت، وجهه مناسبی کسب کند. در سال 75 مجموعه‌‏های امنیتی با تحکیم به خصوص با انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر برخورد کرند، ولی این برخوردها اثری در کار این مجموعه نداشت و مجموعه دفتر تحکیم وحدت با دلگرمی بیشتری به سمت حرکت‌‏های رادیکالی به پیش می‌‏رفتند. بین سال‌‏های 73 تا 76 فاطمه حقیقت‌‏جو, علی باقری, معین, سیدسراج‌‏الدینی میردامادی, میثم سعیدی, مجید فراهانی, علی توکلی، سیدعلی‌هاشمی‌‏نسب و فاضل ابیات از فعالین دفتر تحکیم وحدت بودند، ولی فاضل ابیات فعال‌‏ترین عضو دفتر تحکیم وحدت در آن سال‌‏ها بود، شاید بتوانیم او را پدر فراکسیون مدرن دفتر تحکیم وحدت بنامیم، من خودم سال 75 وارد تحکیم شدم. در سال 76 نیروهای چپ سنتی و مدرن دفتر تحکیم وحدت به طور جدی وارد فعالیت‌‏های انتخاباتی شدند. در ابتدا از میرحسین موسوی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری حمایت شد، البته در آن موقع تمامی گروه‌‏های چپ بر روی آقای میرحسن موسوی اجماع داشتند، ولی زمانی که مهندس موسوی وارد عرصه انتخابات نشد، اختلافات میان جریان چپ برای حمایت از یک کاندیدا به وجود آمد. گرایش طیف مدرن دفتر تحکیم وحدت در انتخابات از خاتمی حمایت کرد و جناح چپ سنتی تحکیم به سمت محتشمی‌‏پور و بهزاد نبوی گرایش داشتند، جناح راست مجموعه قائل به شرکت در انتخابات نبود، ولی در پشت پرده با آقای ری‌‏شهری گفت‌‏وگوهایی را انجام داده بود، در نهایت مجموعه دفتر تحکیم وحدت در انتخابات دوم خرداد برروی کاندیداتوری خاتمی اجماع کرد، فعالیت دفتر تحکیم وحدت در آن مقطع زمانی مهمترین عامل پیروزی خاتمی در دوم خرداد 76 بود. با حادثه دوم خرداد دفتر تحکیم وحدت در سطح عمومی ارتقاء پیدا کرد و تحکیم به طور جدی وارد عرصه کلان سیاسی و اجتماعی جامعه شد و به عنوان بزرگترین و متشکل‌‏ترین پایگاه حامی خاتمی شروع به فعالیت کرد. در این دوره فراکسیون مدرن دفتر تحکیم وحدت رشد پیدا کرده بود و نماینده جریان دانشجویی در سطح دانشگاه‌‏ها شد و عملاً نقش حافظ دولت و فضاسازی برای حرکت رو به جلو برای اصلاحات در پیش‌‏گرفت. نقش طیف راست مجموعه تحکیم در آن مقطع زمانی ضعیف شده بود. تحکیم در این سال‌‏ها فضای بسته آزادی بیان را شکست و خط قرمزهای داخل دانشگاه را توسعه داد. به طور مثال در آن زمان نیروهای ملی-مذهبی جزو خط قرمزی‌‏های حاکمیت بودند و دفتر تحکیم از آنها جهت سخنرانی دعوت می‌‏کرد. حتی مرز خودی و غیر خودی که نیروهایی مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی قائل به این امر بودند را شکست. مجموعه دفتر تحکیم وحدت در همان زمان دست به افشاگری‌‏های مختلف در خصوص عملکرد حاکمیت زد. به طور مثال پس از قتل‌‏های زنجیره‌‏ای قبل از آنکه دولت این موضوع را اعلام کند، تحکیم دست به افشاگری‌‏های سازماندهی شده در این خصوص زد و به طور مشخص انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در این خصوص میتینگ اعتراضی گذاشت. در آن زمان شعار "فشار از پایین و چانه زنی از بالا" مطرح بود و تحکیم در این سال‌‏ها نقش تولید فشار را در جامعه ایفا می‌‏کرد، البته در زمان حادثه 18 تیر لطمات زیادی به بدنه جریان دانشجویی وارد شد و بعد از آن حادثه فضای نشاط و سرزندگی داخل دانشگاه‌‏ها کمتر شد. مجموعه تحکیم وحدت در ادامه استراتژی اصلاح از درون تا انتخابات مجلس ششم این روند را ادامه داد و معتقد بود برای ادامه روند اصلاحات باید بخش مخالف جریان اصلاحات کنار گذاشته شود، به همین جهت به طور فعال وارد انتخابات مجلس ششم شد و در آن انتخابات لیستی نیز برای شرکت در انتخابات ارایه داد. پس از انتخابات مجلس ششم و پذیرش حکم حکومتی توسط نمایندگان مجلس، فضای جدیدی داخل تحکیم وحدت بوجود آمد. مجموعه عملکرد دولت و تمکینی که مجلس ششم مقابل حکم حکومتی کرد و همچنین تصمیم نمایندگان مجلس برای ادامه فعالیت خود در ساختار حکومت باعث شد که بخشی از دفتر تحکیم وحدت به این نتیجه برسند که دیگر در چارچوب اصلاحات دوم خردادی امکان فعالیت وجود ندارد و نمی‌‏توان در این ساختار به مطالبات و خواسته‌‏های دانشجویان پاسخ داد. به همین جهت بحث "عبور از خاتمی" را مطرح کردند. این بخش تحکیم که این طرح را ارائه داده بود، عملاً به دنبال برنامه‌‏ای جدیدی برای پیشبرد اصلاحات بود و "استراتژی مقاومت مدنی" در برابر "استراتژی آرامش فعال" نیروهای جبهه مشارکت مطرح کرد. از این زمان مجموعه تحکیم به دو دسته تقسیم می‌‏شود، عده‌‏ای معتقد به فعالیت در چارچوب جبهه دوم خرداد بودند و می‌‏گفتند که نباید از خاتمی انتقاد کرد. در مقابل این افراد؛ عده‌‏ای دیگر معتقد بودند که مجموعه تحکیم نباید خود را به جبهه دوم خرداد محدود کند و باید به دنبال رویکرد جدیدی در جبهه اصلاحات باشد و بر نقد همه جانبه ساختار قدرت بپردازد. مجموعه اختلاف این دو دیدگاه باعث عمیق‌‏تر شدن شکاف در دفتر تحکیم وحدت شد. یکی از عوارض انتخابات مجلس ششم و انتخابات اولین دوره شوراها این بود که برخی از اعضای دفتر تحکیم وحدت، نماینده مجلس ششم و شوراهای شهر شدند. این امر باعث ایجاد منازعات جدید میان اعضای دفتر تحکیم وحدت شد. در آن زمان بحث استفاده از امتیازات قدرت توسط برخی از اعضای تحکیم، عنوان شد و این سوال بوجود آمد که "آیا کارکرد دفتر تحکیم وحدت به عنوان بخشی از جریان دانشجویی کارکردی حزبی است؟، آیا جریان دانشجویی می‌‏تواند شریک قدرت شود و در ساختار قدرت قرار بگیرد؟ و بر اساس خواست ساختار قدرت عمل کند؟ یا اینکه وظیفه مجموعه تحکیم نقد ساختار قدرت است و نباید وارد قدرت شود؟ حضور آن عده‌‏ای که وارد ساختار قدرت شدند و امتیازاتی از این ساختار گرفته بودند، باعث ناراحتی برخی از اعضای دفتر تحکیم شد وفکر می‌‏کردند کلاه سرشان رفته و از این قافله عقب ماندند. بخش دیگر دفتر تحکیم معتقد به برخورد انتقادی با کلیت ساختار قدرت بود و اینکه در چارچوب این ساختار جایی برای امتیاز گرفتن از قدرت باقی نمی‌‏ماند، این بخش نسبت به افرادی که وارد ساختار قدرت شده بودند به واکنش پرداختند. این دیدگاه مخالفانی نیز داشت، مخالفان این دیدگاه می‌‏گفتند که تحکیم از چارچوب گذشته خود خارج شده است، آنها که خود را نیروهای ارزشی تحکیم معرفی کرده بودند به روند جدید دفتر تحکیم معترض شدند. تفاوت این بخش سنتی با مدرن به قدری زیاد بود که اعضای این دو گروه از نظر ظاهری و پوشش لباس نیز با همدیگر فرق داشتند، این اختلافات جدید باعث شد که شکاف میان دفتر تحکیم وحدت شدت پیدا کند. مجموع این اختلافات باعث شد نشست تحکیم در زمان برگزار نشود، البته این بار نه به خاطر عوامل خارجی، بلکه به دلیل اختلافهای بین اعضای دفتر تحکیم وحدت این نشست برگزار نشد. با شرایط جدید در دفتر تحکیم وحدت، عناصر نفوذی وارد تحکیم شده بودند. این عناصر نفوذی در ابتدا چراغ خاموش وارد مجموعه می‌‏شدند و حتی مواضع رادیکال هم می‌‏گرفتند و بعد در زمان مقتضی شکافهای موجود را تشدید می‌‏کردند. اختلافات گذشته در دفتر تحکیم وحدت به دلیل تکثرگرایی این تشکل وجود داشت و معمولاً این اختلافها قابل حل بود، ولی این افراد این اختلافها را به سمت تضاد آشتی‌‏ناپذیر سوق می‌‏دادند. در آن مقطع نیز نیروهای راست تحکیم به این اختلافات دامن می‌‏زدند. مجموعه این اختلافات و اقدامات مقدمات انشقاق در تحکیم را فراهم کرد. احزاب سیاسی هم که در انتخابات مجلس ششم همراهی جنبش دانشجویی را به همراه داشت، پس از رسیدن به قدرت همسویی تحکیم برای آنها مهم نبود، این گروهها نیز در تصمیم‌‏گیریهای دفتر تحکیم وحدت دخالت می‌‏کردند و دخالت احزاب باعث تشدید اختلافات در تحکیم شد. البته من نقش نیروهای امنیتی را در این انشقاق پررنگ‌‏تر می‌‏دانم. دفتر تحکیم وحدت شیراز به کمک همین عوامل شکل گرفت. البته اختلاف نظر همیشه وجود داشته است و این اختلاف نظر نقطه قوت تحکیم است، ولی مشکل جدید تحکیم بازتولید همان مشکل قبلی است، یعنی دو نگاه متفاوت به تحکیم وجود دارد، یک نگاه معتقد است که تحکیم باید در حوزه جامعه مدنی فعالیت کند و نگاه دیگر معتقد است نقطه قدرت تحکیم همسویی با ساختار قدرت است، این افراد اگرچه جزء اکثریت در دفتر تحکیم وحدت نیستند و از سهم ناچیزی در دفتر تحکیم برخوردارند، ولی به دلیل پیوند آنها با ساختار قدرت خواهان سهم برابر در مجموعه هستند، این عده حاضر نیستند اقدامات دموکراتیک را بپذیرند، نگاه این افراد با نگاه اکثریت تحکیم همسویی نداشت به طور مثال آقای مومنی نگاهش با دیگر اعضای شورای مرکزی سنخیت نداشته است و چون انتظارات مورد نظر او در دفتر تحکیم برآورده نشد از دفتر تحکیم استعفا داد، ولی به هر جهت دفتر تحکیم وحدت در این دوره از انسجام بهتری نسبت به گذشته برخوردار است. به طور قطع تحکیم دیگر نمی‌‏تواند ایفاگر نقش کنونی خودش باشد, به نظر می‌‏رسد در آینده نقش رهبری جنبش دانشجویی به نهادی متناسب با ویژگی‌‏های شرایط فعلی جامعه منتقل شود. تحکیم به نقطه عظمت خود باز خواهد گشت و در نقش یک تشکل فرهنگی، نیروهای دانشجویی مسلمان نوگرا و نواندیش را تربیت خواهد کرد و رهبری حوزه‌‏های سیاسی و صنفی توسط نهادی همانند پارلمان دانشجویی که زمانی در قالب تحکیم دموکراسی مطرح شده بود، قرار خواهد گرفت. البته این امکان نیز وجود دارد که تحکیم دچار تغییر بنیادی شود و رهبری پارلمان دانشجویی را بر عهده بگیرد ولی به نظر من امکان تحقق گزینه اول بیشتر است. در پایان امیدوارم با انتخاب شورایی جوان در دفتر تحکیم وحدت تلاشهای گذشته دفتر تحکیم وحدت به ثمر برسد و ما شاهد روند مولد و رو به رشد جریان دانشجویی باشیم.

علی جنتی، با معاون سياسی جديد وزارت كشور آشنا شويد!

پیک نت: علی جنتی فرزند آيت ا.. جنتی دبير شورای نگهبان به عنوان معاون سياسی وزير كشور معرفی شد. "علی جنتی در سال 1328 متولد شد و از محصلين مدرسه حقانی قم است كه حرف و حديث درباره اين مدرسه بسيار است. وی بعد از انقلاب همراه با شهيد محمد منتظری ، نهضت‌های آزاديبخش را ياری می‌كرد. در سال 59 رييس صدا و سيما استان خوزستان شد و در سال 63 استاندار خوزستان شد.علی جنتی در سال 67 به دليل پيوندهايی كه با‌هاشمی رفسنجانی داشت مسؤوليت دفتر وی را برعهده گرفت. در مورد مسايل مالی وی در دوران تصدی دفتر‌هاشمی رفسنجانی، اخبار بسياری نقل قول می‌شود و يكبار نيز جزو آقازاده‌هائی بود كه همراه با آقازاده واعظ طبسی و آقازاده دری نجف آبادی احضار شد.

دوران استانداری وی درخوزستان حركت‌های تفرقه افكنانه و قوميت گرايانه افراطی دامن زده شد. تنش و آشوب در خوزستان چنان بالا گرفت كه موجب بركناری وی شد.

در دوران رياست جمهوری‌هاشمی رفسنجانی استانداری خراسان شد ولی به دليل آشوب‌هايی كه در اين استان شكل گرفت و كشته شدن تعدادی از مردم اين استان و همچنين گسترش ترانزيت مواد مخدر در اين استان بركنار شد. برخی نقل می‌كنند كه حتی دستور محاكمه وی نيز داده شده بود ولی با پادرميانی احمد جنتی و رهبر موضوع منتفی شد و وی سفير جمهوری اسلامی در كويت شد. در سالهای اخير وی عامل برخی قراردادهای نفتی بود .

حسين جنتي

ديگر فرزند آيت ا.. جنتی، حسين جنتی است. وی از فعالان سازمان مجاهدين خلق بود. حسين در سال 1354 به دنبال اعترافات وحيد افراخته ، دستگير و به زندان افتاد و در زندان به گروه رجوی پيوست. وی بعد از انقلاب در ترورهای مجاهدين شركت كرد و سرانجام نيز در درگيريهای سازمان مجاهدين با سپاه كشته شد.

September 26, 2005

ادعای يك ماهنامه چاپ آلمان امين زرقاوی از ايران عمليات تروريستی را رهبری می‌كند

پیک نت :
ماهنامه آلمانی "سيسرو" در گزارش تحريك آميزی نوشت: ميان برخی نهادهای جمهوری اسلامی و ابومعصب زرقاوی از رهبران اردنی القاعده و متهم به بزرگترين عمليات انفجاری در عراق و ترور در برخی كشورها رابطه برقرار است!

اين اتهام كه همزمان با قطعنامه حكام اتمی مطرح شده، عملا می‌تواند زمينه قبول افكار عمومی برای حمله نظامی به ايران را تقويت كند.

نشريه آلمانی نوشت:

زرقاوی بدون كمك ايران امكان عمليات تروريستی را ندارد. وی در سال 1994 بموجب برنامه ريزی‌های تروريستی در اردن به حبس ابد محكوم شد اما 5 سال پس از آن مشمول عفو عمومی شد و از زندان بيرون آمد. پس از سقوط طالبان در افغانستانبه ايران رفت و مراكزی را در زاهدان، اصفهان و تهران تبديل به پايگاههای آموزش تروريستی كرد. اروپائی‌ها به تهران رفته، دستوارات خود را از او می‌گرفتند. ارتباط با او از طريق تلفن برقرار می‌شد و می‌شود. مكالمات آنها را سازمان اطلاعات آلمان از طريق كنترل موبايل سويسی زرقاوی با شماره 0041793686306 و دو شماره موبايل وی در ايران (...) ثبت شد.

او با حمايتی كه سازمان‌های اطلاعاتی ايران و سپاه پاسداران از وی می‌كنند، قادر است بدون هيچ خطری از طريق شماره تلفن‌های خود در تهران و اصفهان كارهای تروريستی را در خارج از ايران سازمان بدهد و از طريق شماره فاكسی كه در اختيار دارد، طرفدارانش می‌توانند در موارد ضروری با وی تماس برقرار نمايند. زرقاوی با انصار اسلام كردستان عراق نيز همكاری دارد و در آنسوی كوه‌های مرزی ايران و عراق يك لابراتوار كوچك شيميائی دراختيار دارد. معاون زرقاوی عضو شورای انصار اسلام است.

استقبال ظریفیان از دستور هاشمی‌شاهرودی برای انجام مقدمات آزادی دانشجویان زندانی

این خبر را با دقت بخوانید. گویا فشارهای بین‌المللی در زمینه هسته‌ای دارد اثر بخش می‌شود و رژیم بخاطر نجات خود از دست فشارهای خارجی مجبور شده مقداری در داخل چهره خودش را مردمی تر کند

ایسنا:
رییس قوه‌ی قضاییه به مناسبت آغاز سال تحصیلی دستور انجام مقدمات اجرایی برای آزادی دانشجویان زندانی را صادر کرد.


به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، آیت‌الله هاشمی شاهرودی در دیدار روز دوشنبه وزیر علوم از وی خواست، هرچه سریع‌تر صورت اسامی دانشجویان زندانی را به قوه‌ی قضاییه جهت آزادی یا مرخصی آنها ارایه کند. وی تاکید کرد: شرایط کنونی جامعه‌ی ما معرفتی و مهرورزی است و بر این اساس دانشجویان ما همیشه و همه جا باید مورد رافت اسلامی هستند.


بنابر گزارش ایسنا، دکتر ظریفیان درباره‌ی صدور دستور رییس قوه‌ی قضاییه برای انجام مقدمات اجرایی برای آزادی دانشجویان زندانی، گفت: از این اقدام به شدت استقبال می‌کنیم و امیدواریم که با همین نگاه به فعالیت‌های دانشجویی نگریسته شود.


معاون دانشجویی وزیر علوم در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایسنا، تصریح کرد: به هر حال زیبنده‌ی یک جامعه‌ای مثل ما نیست که در آن دانشجویی زندانی باشد. هرچند معتقد نیستم دانشجو باید خلاف قوانین رفتار کند اما برخی اتفاقاتی که منجر به زندانی شدن دانشجو شد، مربوط به مسایل اجتماعی و سیاسی می‌شد که طبیعتا وقتی دانشجو در عرصه‌ی اجتماعی و سیاسی وارد می‌شود، بیانگر این است که او احساس نوعی تعهد و التزام اجتماعی می‌کند که حساسیت نشان می‌دهد یا در صحنه وارد می‌شود. حال ممکن است برخی مواقع به دلیل بی‌تجربگی یا برخی اقدامات ناپخته، چارچوب‌ها یا حریم‌هایی را هم زیر پا بگذارد ولی در مجموع باید به این توجه کرد که دانشجو وقتی وارد عرصه‌ی سیاسی می‌شود از کسانی که نسبت به مسایل سیاسی بی‌تفاوتند متمایز می‌شود. اگر به این نکته توجه کنیم، نوع برخوردمان با دانشجو و پی‌گیری‌های قضایی با او متفاوت خواهد شد.


وی افزود: این اقدام را باید به فال نیک گرفت. اگر این نوع نگاه تسری پیدا کند که دانشجو باید در صحنه‌های سیاسی اجتماعی حضور خود را اعلام کند و تعهد خود را نشان دهد، اگر با این نگاه به فعالیت‌ها نگاه کنیم، اشتباهات احتمالی او را هم راحت‌تر به دیده‌ی اغماض می‌نگریم یا نحوه‌ی برخورد ما با او در مورد خطاهای او به شکل دیگری خواهد بود و به زندان یا قوه‌ی قضاییه نخواهد کشید.


ظریفیان ادامه داد: این نوع تخلفات را عمدتا می‌شود در آیین‌نامه‌های انضباطی که در دانشگاه است رتق و فتق کرد. جامعه‌ی ما در ارتباط با برخی برخوردها با دانشجویان هزینه پرداخته است. این هزینه ممکن است منجر به این شود که دانشجو احساس کند وقتی وارد صحنه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی می‌شود باید هزینه پرداخت کند، طبیعتا این بر روی فضای سیاسی فرهنگی دانشگاه تاثیر می‌گذارد و آن را در درون خود فرو می‌برد و منجر می‌شود که دانشگاه در آن جامعه احساس تعهد اجتماعی نکند یا احساس کند که برای این تعهد اجتماعی باید هزینه‌های سنگینی پرداخت کند.


وی گفت: برای جامعه‌ی ما که نسبت به آزادی اندیشه و تبادل افکار حساسیت ویژه و نگاهی مثبت دارد و بنیان‌گذار انقلاب و مسوولان کشور نیز بر آن تاکید کرده‌اند، باید تلاش کرد با آموزش و در جریان قرار دادن دانشجو به او کمک کرد تا برخی از احیانا ناهنجاری‌ها را رفع کرد، نه با برخورد قضایی. این اقدام مثبتی است و امیدواریم یک رویه شود تا هم دانشجو احساس کند نباید برای التزام اجتماعی خود هزینه‌های سنگین پرداخت کند، در عین حال هم متذکر شود که برای فعالیت‌ها چارچوب‌هایی را رعایت کند.


ظریفیان که به گفته‌ی خود روزهای پایانی مسوولیت چندساله‌اش در وزارت علوم را می‌گذراند، اظهار داشت: از این اقدام به شدت استقبال می‌کنیم و امیدواریم که با همین نگاه به فعالیت‌های دانشجویی نگریسته شود؛ چرا که اگر این نگاه نهادینه شود، دانشجو و دانشگاهی پرنشاط، پرطراوت، شاداب و دانشگاهی با طرح پرسش‌های مناسب و نهایتا نگاه انتقادی به جامعه داریم. طبیعی است که وقتی دانشگاه و دانشجو پرسشگر می‌شود، قطعا منافع او برای جامعه بسیار بیشتر از دانشگاه و دانشجویی است که خاموش باشد و پرسشگر نباشد.

جان يک وبلاگ نويس در زندان تبريز در خطر است

پیک ایران: پيمان پاک مهر . روزنامه نگار در تبريز
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر: جان"احمد سراجي"، وبلاگ نويس تبريزي در زندان مرکزي تبريز در خطر است.
گزارش رسيده به سرويس حقوق بشر تبريز نيوز حاکي از آن است، جان " احمد سراجي" وبلاگ نويس تبريزي که به اتهام تبليغ عليه نظام در 8 تير 84 دستگير و در زندان مرکزي تبريز دوران محکوميت خود را مي گذراند در خطر است .
وي در زندان تبريز توسط افرادي به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
"سراجي" از سوي ضاربين تهديد شده که در نيمه هاي شب رگ دستش را بريده و طوري وانمود خواهند کرد که "سراجي خودکشي کرده است".
"احمد سراجي" وبلاگ نويس 38 ساله تبريزي که مديريت چند وبلاگ را به عهده داشته فارغ التحصيل رشته مديريت صنعتي از دانشگاه آزاد تبريز است که به گفته خود ابتدا در سال 82 دستگير و به اتهام نظير تبليغ عليه نظام و ... در دادگاه بدوي شعبه 3 دادگاه انقلاب تبريز محکوم شده که محکوميت 6 ماهه وي مورد تاييد شعبه 4 تجديد نظر استان آذربايجان شرقي قرار مي گيرد.
اين وبلاگ نويس از زمان دستگيري تا چند روز اخير در بند "موقت" زندان تبريز با معتادان ، قاتلين و سارقين هم بند بود.
وضعيت روحي و جسمي مادر هفتاد و دو ساله و بيمار اين وبلاگ نويس تبريزي پس از شنيدن خبر ضرب و شتم و تهديد به قتل فرزندش در زندان تبريز به شدت نگران کننده است.
pakmehr88@hotmail.com
Tel:00989144157400

بازخواني پرونده سميعي نژاد

روز: محمد سيف زاده
۳۱ شهریور ۱۳۸۴
آقاي مجتبي سميع نژاد دانشجوي وبلاگ نويس در تاريخ ۱۰ آبان ۸۳ توسط چهارنفر از مامورين دادسراي تهران در خانه بازداشت و کيس کامپيوتر و تعدادي کتاب و نوشته‌هاي او توقيف و به زندان تحويل شد. وی مدت ۸۸ روز در سلول انفرادي توام با بازجويي گذراند و حسب اظهاراتش در دادگاه کيفري استان تحت شکنجه قرار گرفت و روزهاي سختي را گذراند، تا اینکه بالاخره در تاريخ ۸ بهمن ۸۳ با قرار وثيقه ۵۰ ميليون توماني آزاد شد و به او گفته شد اگر به خانم عبادي يا سيف زاده وکالت بدهي، دوباره بازداشت خواهي شد !

به هر حال، بعد از آزادي بلافاصله با نامه اي که به کانون مدافعان نوشته بود به دفترم آمد و وکالت داد ، لذا در تاريخ ۱۳ بهمن ۸۳ تلفني احضار و پس از تفهيم اتهام مجدد به اتهام:
۱- توهين به امام خميني و مقام رهبري ماده ۵۱۴
۲- اقدام عليه امنيت داخلي کشور از طريق تبليغ عليه نظام بوسيله شايعه پراکني و انتشار مطالب خلاف واقع موضوع ماده ۵۰۰
۳- توهين به مقدسات اسلام و اهانت به مقررات نوراني اسلام موضوع ماده ۵۱۳
۴- نشر اکاذيب از طريق تشويش اذهان عمومي
۵- برقراري رابطه نامشروع و تشويق به فحشاء و فساد ( عموم اتهامات فوق با عناوين معنون قانوني انطباق ندارد به خصوص آنکه اتهامات جديد بعد از سه ماه از زمان دستگيري تفهيم مي شود و اين عمده ترين دليل بر ساختگي بودن اتهامات جديد است). وی با تشديد قرار به وثيقه ۱۵۰ ميليون توماني در بازداشت مانده و تاکنون در زندان به سر مي برد .

بدنبال رسوايي اعمال خلاف قانون مامورين دادسراي تهران آقاي شاهرودي کميته اي متشکل از سه نفر تعيين و پرونده ها را از دادسراي تهران گرفتند . و سپس تمام وبلاگ نويس‌ها آزاد شدند . وکالتنامه تنظيمي را به مجتمع ارشاد نزد بازپرس شعبه دوم برده ، ايشان گفت نزد قاضي مقدس رياست مجتمع برويد ، گفتم به ايشان چه ارتباطي دارد ، شما بازپرس شعبه هستيد و قانونا نميتوانيد وکالتنامه را نگيريد. گفت آقا بحث نکنيد ، برويد نزد ايشان ، ناچار نزد ايشان رفتم ، که با چند نفر از اتاقش بيرون آمد ، گفت آقاي سيف زاده شما بازداشت هستيد گفتم قانونش را بياوريد ، اگر جرم بود ، آنرا بازخواهم نمود گفتم ظاهرا اصل قانوني بودن جرم را قبول نداريد اصل 36 قانون اساسي و ماده 2 قانون مجازات اسلامي آنرا به رسميت شناخته ، شما مي توانيد بگوييد من قانون را قبول ندارم . گفت شما توقيف هستيد و دستور توقيف مرا به افسري داد ، که مدتي در توقيف بوده و آزادم کردند و وکالت روي پرونده به اتفاق همکار محترم جناب آقاي فريدون شامي گذاشتيم. فشار به موکل جهت عزلم از وکالت فزوني يافت و آقاي سميع نژاد هم مقاومت مي کرد. با خانواده او صحبت کرده ، آنها زير بار اين فشار نرفتند و مجتبي هم از زندان تماس مي گرفت و بر ادامه وکالت اصرار و تاکيد داشت .

لذا براي فشار و آزار و اذيت بيشتر براي موکل سه پرونده به شرح زير ساختند :

۱- اتهام ارتداد : پرونده تشکيلي با قرارعدم صلاحيت به نفع دادگاه کيفري استان ارسال و به شعبه ۷۸ دادگاه کيفري استان ارجاع گرديد ، رياست شعبه که روحاني باسواد و روشن ضمير و انساني بود ، پرونده را مسترد داشت و نوشت اولا بر طبق اصل قانوني بودن جرم ومجازات جرمي بنام ارتداد نداريم، ثانيا اگر در جرمي اعتقاد به تعقيب دارند بايد با صدور کيفرخواست پرونده را به دادگاه صالح بفرستيد [ قاضي مقدس و ابواب جمعي او اين امور ابتدايي را که دانشجوي سال اول حقوق ميداند را هم نميدانستند و يا اگر ميدانستند، قبول نداشتند که آن بسيار بدتر است] پرونده به شعبه دوم بازپرسي اعاده گرديد . قاضي مقدس دوباره دست به کار شد وبدون احضار موکل و وکلا در سطري که قبلا تفهيم اتهام به موکل کرده بود، اتهام ساب النبي را داخل پرانتزي الحاق و کيفرخواست جديدي به استناد ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامي تقاضاي مجازات براي موکل نمود . [توجه داشته باشيم مجازات ارتداد در مقررات شرعي و ساب النبي در شرع و قانون اگر ثابت شود اعدام است] پرونده به کلاسه ۸۳/۶ در شعبه ۷۸ تشکيل و وقت رسيدگي براي ۳۱/۳/۸۴ ساعت ده صبح تعيين شد. در وقت مقرر در دادگاه حاضر شديم ، نظر به اينکه در مجازات اعدام بايد پنج قاضي حضور داشته باشند ، دادگاه با تاخير تشکيل شد .

هنگام ورود به دادگاه ديديم علاوه بر نماينده دادستان ، مقدس معاون مرتضوي هم با پرونده اي در دادگاه حاضر شد و در گوشه اي نشست. حضور ايشان با توجه به حضور نماينده دادستان قانوني نبود ، به اين امر اعتراض داشتيم که مورد قبول واقع نشد . نماينده دادستان از کيفرخواست دفاع کرد . اتهامي که مجازات آن اعدام بود، متکي به هيچ دليل قانوني و محکمه پسندي نبود . ضمن آنکه چند لحظه قبل از شروع دادگاه مجتبي را با غل و زنجير و دستبند و پا بند آورده بودند که به آن اعتراض کرديم. رئيس دادگاه خطاب به مامور گفت اين چه وضعي است؟ اينها را باز کنيد. مقدس گفت نيروي انتظامي حرف ما را هم گوش نمي کند، ما هم مي گوييم اين کار خلاف قانون است، ولي نيروي انتظامي دستور ما را اجرا نمي کند ؟ گفتم واي به حال جامعه اي که مامورين انتظامي دستور دادستان را اجرا نکنند. مطمئن بودم که دروغ مي گويد .

به هرحال غل و زنجير از دست و پاي مجتبي برداشته شد و محاکمه ادامه يافت. رئيس دادگاه خطاب به نماينده دادستان گفت شما که به اتهام ساب النبي تقاضاي اعدام براي متهم نموده ايد ميتوانيد ساب النبي را توضيح دهيد ؟ نماينده دادستان و قاضي مقدس منتظر چنين سووالی نبودند. دو نفر از مستشاران دادگاه به داد آنها رسيدند و گفتند دادگاه حق ندارد چنين مطلبي را از نماينده دادستان سئوال کند. رئيس دادگاه بر سووال خود استوار بود، ناچار نماينده دادستان مطالب موهومي را سرهم کرد و تحويل دادگاه داد و گفت مقصود ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامي اهانت به امام زمان بوده ، که بحث قانوني و فقهي در گرفت. من هم اضافه کردم آقاي رئيس دادگاه آن کلمات موهن و مصاديقش را هم از ايشان بخواهيد ارائه نمايند. اين موضوع بيشتر قاضي مقدس و نماينده دادستان را مشوش و عصباني کرد. قاضي مقدس با عصبانيت بلند شد و در دادگاه را محکم به هم کوبيد و از دادگاه خارج شد . پس از مباحثاتي، دادگاه حدود ساعت ۴ بعدازظهر بعنوان تنفس تعطيل و مجتبي را با خود بردند و وقت رسيدگي براي چهارشنبه ۱/۶/۸۴ تعيين و به همه مامورين ابلاغ گرديد . چهارشنبه وقت کمي به رسيدگي گذشت و وقت براي پنج شنبه ۲/۴/۸۴ تعيين گرديد ، که مقامات دادسرا با زندان تماس و ميگويند سميع نژاد را پنج شنبه به دادگاه نياوريد. لذا وقت رسيدگي براي شنبه مورخ ۴/۴/۸۴ تعيين شد .

وقت دفاع به وکلا رسيد. برخاستم و شرح مفصلي از اعمال خلاف قانون و شرع دادسرا را به عرض دادگاه رساندم و اصول مربوطه در قانون اساسي و قانون آيين دادرسي کيفري و قانون احترام به حقوق شهروندي را تشريح نمودم . در هنگام تشريح قانون اساسي و اعلاميه جهاني حقوق بشر مرتب با تذکر مستشاران روبرو شده ، که رئيس دادگاه به آن وقعي نمي گذاشت تا بالاخره سه نفر ازمستشاران به دفاعياتم معترض شده ، من هم با ناراحتي گفتم براي انساني تقاضاي اعدام شده، حال اجازه دفاع مشروع و آزاد بما نمي دهيد !

رئيس دادگاه متاثر شد و گفت جناب سيف زاده! شما چرا ناراحت هستيد؟ گفتم آقاي رئيس دادگاه ما در مورد جان انساني صحبت مي کنيم. مگر مي شود اينهمه ظلم و ستم را ديد و سکوت کرد؟ نماينده دادستان گفت وکيل محترم خطابه سياسي خواندند . گفتم باعث تاسف است که استناد به قانون اساسي و قانون آيين دادرسي کيفري واعلاميه جهاني حقوق بشر به زعم حضرتعالي خطابه سياسي است . نماينده دادستان گفت موکل شما ضمن اهانت به امام زمان منکر وجود ايشان نيز شد. اولا مصداقش را خواستم ارائه کند که شعري را ارائه کرد، ثانيا قسمتي از وبلاگ موکل را از نويسنده اي تحت عنوان [ امام زمان ميخواهي بيايي چه کني ؟ ] نقل و مورد نقد موکل قرار گرفته تقديم دادگاه نمود . رئيس دادگاه خطاب به نماينده دادستان گفت آقا پس شما مدعي هستيد که ايشان به امام زمان توهين کرده و نيز وجود امام زمان را منکر شده که اولا يک ميليارد مسلمان اهل تسنن معتقد به امام زمان نيستند، آيا اينها مشمول ارتداد و يا ساب النبي هستند ؟ و بايد اعدام شوند ؟ ثانيا موضوع کيفرخواست فعلي فقط ساب النبي است و موضوع ارتداد منتفي شده .

نماينده دادستان به تناقض گويي عجيبي افتاد. دفاعياتم تمام شد. جناب آقاي شامي همکار محترم موازين شرعي ساب النبي و ارتداد را بخوبي تشريح نموده و دفاعيات پايان پذيرفت . نماينده دادستان وقت خواست و سخنراني غرايي عليه من به عرض دادگاه رساند. خواستم پاسخ بگويم ، رئيس دادگاه موافق و مستشاران مخالف بودند ، گفتم آقاي رئيس دادگاه! نماينده محتمرم دادستان مطالب خلاف وکذبي را بعرض دادگاه رساند ، که عدل و قانون حکم مي کند اظهارات ايشان پاسخ داده شود . گفتم بعد از اظهارات وکلاي مدافع نماينده دادستان حق صحبت نداشت ، حال که به او اجازه داديد ، بايد جهت ايجاد تعادل در دفاع و بيطرفي اجازه پاسخ بدهيد که موافقت نشد ، دادگاه آماده اخذ آخرين دفاع گرديد . آماده آخرين دفاع شدم و پشت ميز خطابه قرار گرفتم که با اعتراض مستشاران روبرو شدم !

رئيس دادگاه موافق بود. بالاخره با اجماعي که بين مستشاران ايجاد شد، از ما خواستند يا يکي از وکلاء صحبت کند يا موکل. چون راهي برايمان باقي نگذاشتند صلاح ديديم که مجتبي صحبت کند . مجتبي شرح مبسوطي بعرض دادگاه رساند که در دوران دانش آموزي برنده بزرگترين جايزه فهم و درک نهج البلاغه شده و از اعمال خلاف شرع و قانون بازپرس و قاضي مقدس و بازجويان او پرده برداشت که دادگاه را بسيار تحت تاثير قرار داد . سپس لايحه اي فورا تهيه و پاسخ اظهارات نماينده دادستان داده شده وبه استناد موازين قانوني و شرعي تقاضاي برائت موکل را نموديم . دادگاه خاتمه پذيرفت و بعد از چند روز دادنامه برائت موکل از اتهام ساب النبي صادر و ابلاغ گرديد .يکي از مستشاران بعد از ختم رسيدگي و قبل از صدور حکم مرا خواست و گفت شما از قضات با سواد ، و از حقوقدانان مطرح کشور هستيد. چرا اجازه مي دهيد چنين مطالبي در دادگاه گفته شود؟ موکل را مي آورديد معذرت مي خواست و کار را تمام مي کرديد ! وظيفه من دفاع از حق و قانون و حقوق موکلم است، و با مامورين و قضات متخلف مماشات نخواهم کرد . گفت کار ما ساده تر مي شد. گفتم شما وجدان خودتان را قاضي قرار دهيد و با توجه به خدا وقانون و حق راي دهيد و دادگاه را ترک کردم . بر طبق دادنامه شماره ۹ مورخ ۱۲/۴/۸۴ در پرونده کلاسه۸۳/۶۰ با توجه به دفاعيات وکلاي وي و مجتبي سميع نژاد و رعايت اصول حقوقي حکم برائت موکل صادر شد . دادگاه معتقد بود نظر به برائت مجتبي سميع نژاد از مجازات حکم ساب النبي و ارتفاع موضوع ارتداد و برائت حکم اقدام عليه امنيت ، بايد نامبرده آزاد شود. لذا جهت آزادي فوري وي حکم برائتش به دادسراي ارشاد ، اعلام و با عصبانيت بازپرس و قاض مقدس روبرو شد. که چرا سميع نژاد در دادگاه کيفري استان صحبت از شکنجه خود کرده ، لذا بايد مجازات شديدتري شده و آزاد نخواهد شد ، لذا فعاليتهاي ما تا به امروز مثمر ثمر واقع نشد .

۲- اتهام توهين به رهبري و اقدام عليه امنيت ملي : دومين پرونده اي که براي مجتبي سميع نژاد ساخته و به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب ارسال شد توهين به رهبري و اقدام عليه امنيت ملي بود که تحت اين عناوين کيفرخواستي عليه مجتبي سميع نژاد از طرف قاضي مقدس صادر و به مرجع فوق ارسال شد و به کلاسه ۸۳/۷۵۱۵/ط/د ثبت شعبه فوق شد. وقت رسيدگي براي ۹ صبح مورخ ۲/۲/۸۴ تعيين شد. من چون دادگاههاي انقلاب را به استناد اصول ۱۵۹و ۱۷۲ قانون اساسي از زمان تصويب قانون اساسي سال ۵۸ غير قانوني مي دانم، همکار محترم جناب آقاي شامي عهده دار دفاع از موکل در شعبه مذکور بودند . طبق معمول موکل را با غل و زنجير به دادگاه آوردند و چند نفر از بازجويان او را هم در دادگاه حاضر کردند تا امکان دفاع مشروع را از وکيل و موکل سلب کنند. همکار محترم به اين نحوه دادرسي اعتراض کرد که مورد توجه قرار نگرفت.

نهايتا موکل به اتهام توهين به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و رهبري بدون کوچکترين دليل محکمه پسندي به استناد ماده ۵۱۴ قانون مجازات اسلامي مطابق با دادنامه شماره ۷۰ مورخ ۱/۳/ ۸۴ حداکثر مجازات يعني دو سال حبس محکوم و از اتهام اقدام عليه امنيت ملي تبرئه شد. در اثر اعتراض به راي صادره پرونده در شعبه ۳۶ دادگاه تجديد نظر استان تهران که مقر آن در دادگاه انقلاب است، مطرح رسيدگي قرار گرفت. کلاسه پرونده ۸۴/۴۱۸ بوده که بموجب دادنامه شماره ۵۷۳ دادنامه شعبه ۱۳ دادگاه عمومي تهران بدون تعيين کردن کلمات موهن عليرغم تکليف قانوني بموجب قانون استفساريه نسبت به کلمه اهانت ، توهين و يا هتک حرمت ( از نظر مقررات کيفري اهانت وتوهين و... عبارت است از بکار بردن الفاظي که صريح يا ظاهر باشد و يا ارتکاب اعمال و انجام حرکاتي که به لحاظ عرفيات جامعه و با در نظر گرفتن شرايط زماني و مکاني و موقعيت اشخاص موجب تخفيف و تحقير آنان شود و با عدم حضور الفاظ ، توهين تلقي نمي شود ) راي صادره عينا تائيد و نتيجتا موکل به دوسال حبس قطعي محکوم شد. در حواشي اين دادگاه گفته شد در هنگام صدور راي يکي از مقامات دادسراي تهران در دادگاه حاضر شد و با ارائه مصاحبه هاي اينجانب در مورد سميع نژاد خواهان برخورد شديد با موکل شده ، که دادگاه با توجه به اين وضعيت حکم حبس حداکثري را تائيد کرد .

۳- اتهامات برقراري رابطه نامشروع ، تشويق به فساد و فحشاء و تشويش اذهان عمومي موضوع مواد ۶۷۳ و ۶۳۹ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامي بود که از طرف قاضي مقدس عليه موکل ، کيفرخواست صادره پرونده به شعبه ۱۰۸۴ دادگاه عمومي جزايي تهران مستقر در مجتمع ارشاد ( محل استقرار قاضي مقدس ) مورد رسيدگي قرار گرفت . دو اتهام اول و دوم به استناد عکسهاي خانوادگي که از منزل موکل برده بودند ، دختران فاميل موکل را به دادگاه احضار و تحت فشار قصد داشته اند اقاريري عليه مجتبي جمع آوري کنند. اين عمل قاضي مقدس و شعبه دوم بازپرسي خلاف شرع و اخلاق به صراحت مغاير با بندهاي ۱ و ۳ و ۴ و ۶ و ۸ و ۱۱ ماده واحده قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي بوده و جالب توجه آنکه دادگاه ، کوچکترين توجهي به اعمال خلاف دادسرا نکرده و در محاکمه اي فوري که ابتدا هم قصد داشتند بدون حضور موکل بر پا کنند ، مجتمع سميع نژاد از اتهامات اول محکوم به جزاي نقدي و دوم تبرئه و در مورد اتهام سوم به ۱۰ ماه حبس محکوم شد . اين دادگاه نيز عليرغم برائت موکل از اتهامات ارتداد ، ساب البني، اقدام عليه امنيت ، تشويق به فحشاء عليرغم تصريح قانوني حاضر به تخفيف قرار تامين و آزادي موکل نشد ، تا همچنان فشار روي موکل ادامه داشته باشد .

چند نکته ظريف :
۱- اتهامات مجتبي سميع نژاد بر مبناي وبلاگ وي بود که پس از دستگيري password آنرا بزور از موکل گرفته و با استخراج مقالات ايشان چنين اتهاماتي براي او مي سازند. در هر سه دادگاه بعد فني قضيه تشريح شد که وبلاگ دفترچه خاطرات خصوصي افراد است که با دسترسي به password ميتوان مطالب آنرا مطالعه و ملاحظه کرد . بدون داشتن آن کليد رمز امکان دسترسي به آن مقالات وجود نداشت ، لذا در صورتي که اکثر جرايم فوق در وبلاگ محقق مي شد. رکن مادي حقيقي جرم يعني نشر وانتشار اصولا واقع نشده تا بتوان متهمي را تحت تعقيب قرار داد . به اين موضوع در دادگاه بدوي شعبه ۱۳ و ۱۰۸۴ و شعبه ۳۶دادگاه تجديد نظر مطلقا توجهي نکرده و شعبه ۷۸ اين دفاع را قبول نمود ، چه پس از دسترسي دادسرا به رمز مقالات،وبلاگ مجتبي سميع نژاد در معرض ديد و مطالعه و بعضا تغيير و تحريف قرار گرفته است .

۲- در تمام دادگاهها قاضي مقدس يکي از بازجويان را بعنوان اهل خبره به دادگاه تحميل مي کرد که علاوه بر نماينده دادستان او هم عليه متهم مطالبي به عرض مي رساند ، که با اعتراض وکلا روبرو، زيرا دادرسي را از حالت انصاف و تعادل به نفع دادسرا خارج مي کرد، که دادگاهها به اين اعتراض توجهي نکردند . اما شعبه 78 دادگاه کيفري استان مانع حضور وي در دادگاه نشد ولي اجازه نطق هم در اثر اعتراض ، به وي نداد .

۳- گر چه سالهاست انتظار عدالت و اجراي قانون از قوه قضاييه ندارم، اما به رعايت و غبطه و صلاح موکل به هيات تشخيص و دادگاه تجديد نظر استان تهران نسبت به دو راي محکوميت اعتراض خواهيم نمود .

مدتي است فاجعه اي نامبارک بصورت ترور قضات در جامعه شروع شده ، اين امر موجب نگراني مردم شده ، در لحظه نوشتن اين سطور رئيس دادگاه ملارد هم ترور نافرجام شد ، که اميدوارم قوه قضاييه با کا