اخبار

« March 2005 | Main | May 2005 »

April 27, 2005

فروش یکصد بمب هدایت شونده آمریکا به اسرائیل

افزایش نگرانیها در مورد حمله اسرائیل به تاسیسات نظامی ایران درپی اعلام احتمال فروش یکصد بمب هدایت شونده آمریکا به این کشور 


 منبع: پیک ایران
رادیو فردا : پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا روز سه شنبه از کنگره این کشور خواست که با فروش یکصد بمب هدایت شونده برای انهدام تاسیسات زیرزمینی به اسرائیل موافقت کند. کنگره آمریکا حداکثر سی روز فرصت دارد تا به این درخواست پاسخ دهد.


در درخواست آژانس همکاریهای امنیت دفاعی پنتاگون آمده است، اسرائیل می خواهد یکصد بمب هدایت شونده انهدام تاسیسات زیرزمینی را که ارزشی بالغ بر 30 میلیون دلار دارد، خریداری کند و پنتاگون از کنگره می خواهد که بر طبق قانون فروش تجهیزات نظامی دولت آمریکا به دولتی دیگر، با این درخواست موافقت شود. نیروی هوایی اسرائیل شماری جنگنده F15 آمریکا را در اختیار دارد و این بمبها قابل استفاده توسط همین جنگنده هاست.


اگرچه آژانس همکاریهای امنیت دفاعی پنتاگون در درخواست خود از کنگره می گوید فروش این بمبها به اسرائیل بر اساس توازن نظامی منطقه اثری نمی گذارد، اما جان ایساکس John Isaacs، رئیس موسسه ای در آمریکا به نام شورایی برای یک جهان قابل زیست Council for a Livable World به خبرگزاری رویتر گفت که پیشنهاد فروش این بمبها به اسرائیل، آشکارا گامی است تحریک آمیز که نگرانیها درباره اقدامات نظامی اسرائیل علیه ایران را گسترش می دهد. به گفته کارشناسان این بمبها برای انهدام تاسیساتی که در عمق زیاد در دل زمین تعبیه شده، به کار می رود. مانند مراکز فرماندهی نظامی و یا تاسیسات سلاح هسته ای. به گفته جان ایساکس رئیس موسسه جهانی قابل زیست، میزان موفقیت چنین عملیات احتمالی علیه تاسیسات هسته ای ایران، بستگی به این دارد که اطلاعات مربوط به آدرس این تاسیسات و میزان عمق جایگاه آنها در زمین چقدر دقیق باشد.


در یکسال گذشته، در پی تهدیدات گاه به گاه شماری از مقامات اسرائیلی مبنی بر احتمال دست زدن به چنین حمله ای، برخی کارشناسان، تعدد و پراکندگی تاسیسات هسته ای زیرزمینی ایران را یادآور شده اند و این که اطلاعات غرب و مشخصا آمریکا در این زمینه کامل نیست. دیک چینی معاون رئیس جمهوری آمریکا، حدود سه ماه پیش در ژانویه امسال، نسبت به آنچه حمله نظامی احتمالی اسرائیل علیه تاسیسات اتمی ایران، در صورت عدم توقف فعالیتهای پنهان جمهوری اسلامی خواند، هشدار داد.


اخیرا دولت اسرائیل، علیرغم تهدیدهای نظامی مقامات این کشور در چند ماه اخیر علیه تاسیسات اتمی ایران که بیشتر از زبان وزیر دفاع اسرائیل مطرح می شده است، احتمال هر گونه اقدام نظامی علیه ایران را مردود خواند. آریل شارون نخست وزیر اسرائیل در گفتگو با شبکه تلویزیونی CNN در اوایل ماه جاری میلادی گفت کشورش طرح هیچگونه حمله نظامی به ایران را ندارد. شارون در گفتگویی دیگر با شبکه فاکس نیوز آمریکا نیز گفت: البته اسرائیل هر گام پیشگیرانه ای را برای دفاع از خود برمی دارد، اما این طور نیست که نگرانی جامعه بین الملل از قابلیت دستیابی ایران به بمب اتم را اسرائیل است که باید برطرف کند. اسرائیل یک بار در سال 1981 میلادی، تاسیسات اتمی عراق را بمباران و منهدم کرد.

حسن زارع زاده اردشیر : حضور رفسنجانی در انتخابات موجب بروز ناآرامی در جامعه خواهد شد.

 منبع: پیک ایران
حسن زارع زاده اردشیر سخنگوی حزب دمکرات ایران در گفتگویی با تلویزیون تماشا اعلام کرد: انتخابات امسال از حساسیت زیادی برخوردار است و بهترین گزینه در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری« تحریم»  و تبدیل آن به یک فرصتی برای سلب مشروعیت از رژیم راهکار مناسبی است.


سخنگوی حزب دمکرات ایران افزود: حتی آمریکا تا زمان برگزاری انتخابات ایران سیاستهای اصلی خود را اعلام نکرده و تصمیم قطعی خود را به بعد از انتخابات موکول کرده است. پس اپوزیسیون ایران نیز می تواند با ایجاد یک آلترناتیو از این فرصت به نحو شایسته ای استفاده نماید و به اراده جامعه جهانی سمت و سویی در راستای اراده ایرانیان بدهد.


زارع زاده شرکت هیچ کاندیدای مستقل و مردمی را در انتحابات نمایشی و فرمایشی رژیم را منطقی نداسته و گفت: در گذشته تعدادی شرکت نموده و سپس ردصلاحیت شدند و اتفاق خاصی نیفتاد، لذا بهترین راه همان تحریم انتخابات و شرکت در حرکت های اعتراضی و مدنی است.


وی همچنین در گفتگویی با رادیو صدای ایران گفت : اگر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری حضور پیدا کند احتمال بروز ناآرامی هایی در جامعه وجود دارد و عده ای از مبارزان سیاسی و دانشجویان در صدد برنامه ریزی برای مقابله با او و سیاست های رژیم هستند. چرا که او در مفاصد اقتصادی و ترورهای سیاسی نقش خود را روشن نکرده و  با فضاوت ایرانین مقصر شناخته شده است.


زارع زاده در ارتباط با حوادث خوزستان ضمن محکوم کردن حمله به تجمع کنندگان و بازداشت صدها تن در این تظاهرات، تصریح کرد: ایران نیاز به یک سیتم دمکراتیک و فدرال دارد و طرح تجزیه طلبی از سوی رژیم و تعداد اندکی دیگر دلیل بر خواست قومیت ها نیست.

ديدارملك عبدالله و جورش بوش همسوئی نفتی عربستان با طرح حمله امريكا به ايران

منبع: پیک نت
    
  
  جورج بوش با پيش بينی كاهش صدور نفت در صورت حمله به ايران، از عربستان سعودی خواست تا سطح توليد خود را بالا ببرد.


اين خواست در ديدار با ملك عبدالله وليعهد عربستان سعودی كه با بوش در امريكا ملاقات كرد مطرح شد. بوش، با وليعهد همه كاره عربستان سعودی  در همان مزرعه‌ای ديدار و گفتگو كرد كه دو هفته پيش با نخست وزير اسرائيل ديدار و گفتگو كرده و طرح حمله به تاسيسات نظامی- اتمی ايران را بررسی كرد. خواست امريكا از عربستان سعودی درحالی مطرح شده كه مقامات امريكا و مطبوعات اين كشور در هفته‌های اخير مسئله قطع صدور نفت ايران به جهان و بحران ناشی از كاهش نفت در بازار جهانی در صورت بسته شدن تنگه هرمز را بعنوان يكی از موانع حمله نظامی به ايران اعلام كرده بودند.


تمام شواهد و قرائن حاكی از اطمينان امريكا از برگزاری انتخابات رياست جمهوری ايران بصورت فرمايشی و كاهش شديد شركت مردم درانتخابات است، اگر جز اين بود و حضور وسيع مردم در انتخابات و برگزيده شدن يك شخصيت مستقل و مورد حمايت مردم  گمان برده می‌شد، اينچنين با اطمينان مقدمات اقتصادی، نفتی و نظامی حمله به ايران دنبال نمی شد.


خبرگزاری‌ها گزارش دادند كه محور گفتگوهای وليعهد عربستان در امريكا بهای نفت و ميزان توليد آن و همچنين مبارزه با تروريسم و طرح خاورميانه بزرگ امريكا بوده است.


عربستان سعودی، در حال حاضر نه ميليون و پانصد هزار بشكه نفت خام در روز توليد می‌كند كه قرار شده است سقف توليد خود را به دوازده ميليون و پانصد هزار بشكه و احتمالا 15 ميليون بشكه در روز برساند.


( اخبار مربوط به هشدار "اجويت" نخست وزير اسبق تركيه و همچنين نشانه‌های آمادگی پاكستان برای حمله به ايران را در شماره امروز و شماره روز يكشنبه گذشته پيك نت دنبال كنيد) لینک این مطلب
 
 

هشدار نخست وزير اسبق تركيه قراردادی محرمانه عليه ايران ميان دولت تركيه و امريكا

هفته گذشته اخبار مشابهی از پاكستان رسيد
 منبع: پیک نت
  
  
 
  ايرنا(خبرگزاری جمهوری اسلامی) گزارش داد:


روزنامه حريت به نقل از اطلاعيه اجويت نخست وزير اسبق تركيه نوشت:


"بعد از اشغال عراق، محافلی برای تجزيه تركيه توطئه چينی را آغاز كرده‌اند. آمريكا قصد امضای يك قرارداد محرمانه و مشكوك با تركيه را دارد و تلاش می‌شود كه از مطرح شدن مفاد اين قرارداد در افكارعمومی و مجلس تركيه جلوگيری شود. تركيه نبايد آلت دست مطامع آمريكا در سياستهای آن كشور در قبال ايران و سوريه شود. هر گونه چانه زنی دولت آنكارا با دولتهای خارجی بايد بر سر ميز مذاكره و بطور آشكار باشد.
پيشنهاد آمريكا برای استفاده گسترده‌تر از پايگاه نظامی اينجرليك در تركيه اخيرا شك و شبهاتی را در مورد انگيزه‌های واشنگتن از اين درخواست در محافل سياسی تركيه ايجاد كرده است.
 
 

مصطفی معين جنگ سرد ايران و امريكا به پايان خود نزديك شده


منبع پیک نت
 
سياست‌های ايران در قبال آمريكا همچون ساير جنبه‌های سياست خارجی، نسبی و متأثر از تحولات جهانی و شرايط بين المللی است. آن چه در سياست خارجی كشورها به عنوان شاخص و ملاك می‌تواند و بايد ماندگار باشد، منافع ملی و دفاع از امنيت ملی است. اگر منافع و امنيت ملی ايجاب نمايد، طبعاً هر سياستی تجديد نظرپذير است؛ از جمله سياست‌های ايران در قبال آمريكا. بايد هزينه‌ها و منافع سياست كنونی و تغييرات آن را سنجيد و بر اساس مصالح كشور در مورد آن تصميم گرفت. به عقيده من به اين دلايل سياست ايران در قبال آمريكا بايد مورد تجديد نظر قرار گيرد.


جهان پس از فروپاشی اتحاد شوروی دارای مؤلفه‌هايی است كه بر تمامی جنبه‌های سياست جهانی تأثير گذاشته و تكرار سياست‌های دوران جنگ سرد برای اين دوره كارساز نيست. سياست خارجی ما نسبت به آمريكا عموماً متأثر از باورهای دوران جنگ سرد است.
 
 

ابراهيم يزدی: رابطه با امريكا اجماع مقامات حكومت و فعالان سياسی ايران

منبع: پیک نت  
 
  در جهان متنوع كنونی، هيچ دولت و كشوری نه شر مطلق و نه خير مطلق است و دوست يا دشمن مطلق وجود ندارد.


سياست خارجی نمی تواند بر اساس پيش فرض‌های مطلق گرايانه، خواه ايدئولوژيك، دينی يا سياسی تنظيم شود. سياست خارجی علی الاصول و علی الاطلاق بر محور منافع و مصالح ملی تنظيم می‌شود. بخشی از استراتژی سياست خارجی را برنامه‌های كلان ملی تعريف می‌كند. بر اساس اين معيارها، ادامه سياست كنونی ميان ايران و آمريكا، بيش از آمريكا به ضرر منافع ملی كشورمان می‌باشد.


بهبود روابط ايران و آمريكا و حتی برقراری روابط ديپلماتيك، به معنا يا معادل صرف نظر كردن از منافع ملی نيست. سياست خارجی هر كشوری بر اين اساس است كه با ساير كشورها، بر محور منافع ملی از هر گونه تنش آفرينی پرهيز كند و راه دوستی و مدارا را باز نمايد. تنش زدايی در روابط بين المللی يك سياست راهبردی است و روابط ايران با آمريكا نيز نمی تواند از اين قاعده مستثنا باشد. در ميان مقام‌های مسؤول كشور و فعالان سياسی اجماع نظر درباره ضرورت بهبود روابط ايران و آمريكا وجود دارد، اما شايد مشكل در اين باشد كه هر گروه و جناحی، سعی می‌كند امتياز گشودن اين گره كور تاريخی را منحصراً به نام خود ثبت نمايد.


ما بارها در مصاحبه‌ها و تحليل‌های گذشته خود تأكيد داشته ايم كه منافع ملی ايران ايجاب می‌كند روابط ايران و آمريكا بهبود پيدا كند و اين كه دولت ايران مذاكره رسمی و علنی با نمايندگان رسمی دولت آمريكا را برای حل اختلافات بپذيرد و آن را را اعلام نمايد و اعضای ايرانی مذاكره كننده و موضوعات و ميزان پيشرفت در مذاكرات را به اطلاع عموم برساند. در مواردی هم كه بنا به مصالحی انتشار گزارش علنی مذاكرات مصلحت نباشد، به جلسه غير علنی مجلس شورای اسلامی گزارش داده شود.
 
 

مهدی كروبی: زمان مذاكرات مستقيم با امريكا فرا رسيده!

 منبع: پیک نت
مهدی كروبی رئيس مجلس ششم و دبيركل مجمع روحانيون مبارز، بعنوان يكی از كانديداهای انتخابات رياست جمهوری گفت:


دعوای ايران و آمريكا ريشه دار شده است كه البته با گذشت دوره‌های مختلف، فكر می‌كنم زمان آن فرا رسيده است كه گام‌های مؤثر و محكمی برای مذاكره و ارتباط با آمريكا برداريم. آن چه به ما مربوط می‌شود، ما آمادگی آن را خواهيم داشت. چنان چه آمريكا نيز به عنوان يك كشور در نظام جهانی با شرايط برابر با ما برخورد نمايد و اعتماد ما را به دست آورد، چه اشكالی دارد كه با اين كشور قدرت مند نيز همانند ساير كشورها رابطه داشته باشيم؟ انعطاف ما صرفاً بر اساس حفظ منافع ملی ماست و لاغير؛ البته منافعی كه با موازين حقوقی و علمی سازگار باشد و مورد تأييد ملت نيز قرار گيرد.
  
 
 

یک نفر از ان سار حزب الله

 
متاسفانه چند یوم است اصوات خبیثه‌ای به سمع میرسد که عده‌ای خواهان حضور خواهران در جمع نامزدهای ریاست جمهور هستند. اینجانب به عنوان یک مومن ناب، مخالفت و استدلالات خود را بدینوسیله بیان میکنم.
 
اولا: چون رییس جمهور باید در تمام نمازهای جمعه حاضر باشد حایظ بودن او در بعضی جمعه ها ممکن است برکت نماز جمعه را از بین ببرد.
 
ثانیا: در نظام عمودی اسلامی، رییس جمهور باید خایه‌های رهبری را مورد عنایت قرار داده و مسح نماید. انجام این کار توسط نسوان نامحرم، شایسته نظام اسلامی مان نیست.
 
ثالثا: در همان نظام عمودی خود رییس جمهور باید مورد خایمالی زیردستان قرار گیرد. بی خایه بودن رییس جمهور موجب عقیم ماندن این اصل مهم قانون اساسی خواهد شد.
 
رابعا: رییس جمهور باید قادر باشد در پاسخ مشکلات مردم بگوید به تخمم. رییس جمهوری که تخم ندارد در مقابل مشکلات مردم چه حرفی برای گفتن خواهد داشت؟
 
خامسا: یک زن رییس جمهور ممکن است مانع از صدور دختر به امارات شده که باعث کاهش صادرات غیر نفتی و بر هم خوردن برنامه و بودجه کشور خواهد شد.
 
سادسا:  بر همگان واضح و مبرهن است که این نظام یک نظام تخمی است. حضور یک بی تخم باعث شکاف در ارکان نظام خواهد شد.
 
سابعا: در مذاکرات سیاسی با دول اروپایی، چین و روسیه، رییس جمهور باید خایمالی آنان را نماید. آیا غیرت ما اجازه میدهد که یک زن مسلمان خایمالی غیرمسلمان را بکند؟ پس غیرت دینی چه میشود؟
 
پیشنهاد میکنم در قانون اساسی کلمه   رجل  حذف و به جای آن کلمه   خایه دار    قرار گیرد تا امکان هر نوع سواستفاده مسدود شود.
 
 

The senator's story, good laugh but true

 
 
 
While walking down the street one day, a senator is tragically hit by a truck and dies. (Editor's Note: OK, if you say so. Tragic isn't the word that comes to mind here. Now back to our story.) His soul arrives in heaven and is met by St. Peter at the entrance.
 
"Welcome to Heaven," says St. Peter. "Before you settle in, it seems there is a problem. We seldom see a high official around these parts, you see, so we're not sure what to do with you.
 
"No problem, just let me in," says the senator.
 
"Well, I'd like to, but I have orders from higher up. What we'll do is have you spend one day in Hell and one in Heaven. Then you can choose where to spend eternity."
 
"Really, I've made up my mind. I want to be in Heaven," says the senator.
 
"I'm sorry but we have our rules." And with that, St. Peter escorts him to the elevator. And he goes down, down, down to Hell. The doors open, and he finds himself in the middle of a green golf course. In the distance is a club and standing in front of it are all his friends and other politicians who had worked with him. Everyone is very happy and in evening dress. They run to greet him, hug him, and reminisce about the good times they had while getting rich at expense of the people. They play a friendly game of golf and then dine on lobster and caviar. Also present is the Devil, who really is a very friendly guy who has a good time dancing and telling jokes. They are having such a good time that, before he realizes it, it is time to go. Everyone gives him a big hug and waves while the elevator rises.
 
The elevator goes up, up, up, and the door reopens on Heaven where St. Peter is waiting. "Now it's time to visit Heaven," he says.
 
So 24 hours pass with the senator joining a group of contented souls moving from cloud to cloud, playing the harp and singing. They have a good time and, before he realizes it, the 24 hours have gone by, and St. Peter returns.
 
"Well, then, you've spent a day in Hell and another in Heaven. Now, choose the place where you want to spend eternity."
 
He reflects for a minute and then answers: "Well, I would never have said it, I mean Heaven has been delightful, but I think I would be better off in Hell."
 
So Saint Peter escorts him to the elevator, and he goes down, down, down to Hell. Now, the doors of the elevator open, and he is in the barren land covered with waste and garbage. He sees all his friends, dressed in rags, picking up the trash and putting it in black bags. And it's hot, hot, hot. Sweltering hot. Hot and miserable. The Devil comes over to him and lays his arm on his neck.
 
"I don't understand," stammers the senator. "Yesterday I was here, and there was a golf course and club, and we ate lobster and caviar and danced and had a great time. Now all there is a wasteland full of garbage, and my friends look miserable."
 
The Devil looks at him, smiles and says, "Yesterday we were campaigning... today you voted for us."

.: آقاي دکتر يزدي لطفا درباره اين اظهارات توضيح دهيد :.

منبع: وبلاگ ناصرانه


با توجه به آنکه جناب آقاي دکتر يزدي خود را کانديد مشروط رياست جمهوري نموده اند و ايشان به عنوان يک کانديد منتقد نظام شناخته مي شوند و از سوي ديگر در بين عموم مردم دسته بندي هاي داخل اپوزوسيون (نيروهاي منتقد و مخالف) شناخته شده نمي باشد و بسياري به غلط تصور آن را خواهند داشت که ايشان کانديد مخالفان نظام هستند و البته با توجه به حمايت نسبي آقاي مهندس سحابي از شروط کانديداتوري آقاي يزدي در مراسم سالگرد مرحوم دکتر سحابي، اين ذهنيت که ايشان مورد حمايت ملي- مذهبي ها نيز هستند در افکار عمومي شکل گرفته است: بنابراين حساسيت ويژه اي به بيانات ايشان در بين فعالان سياسي و مردم پيگير مباحث انتخابات وجود دارد و البته بعضي از صحبتهاي ايشان از کيسه شخصيت هايي خرج مي شود که باعث تاسف و ناراحتي مضاعف مي گردد.
در اين نوشته کوتاه که آنرا هشداري مي دانم که بايد به ايشان به شکل نقد صريح متذکر شد سه نوع بيان و اظهار نظر ايشان را در روزهاي اخير که البته هر کدام درجات مختلفي از انتقاد را بر مي انگيزد ذکر ميکنم:
1- درباره مسئله سند منتسب به بنيانگذار جمهوري اسلامي درباره نهضت آزادي که چندين بار در طول هفته گذشته محل بحث و پاسخ از طرفين بوده است ايشان (و البته در قالب پاسخ نهضت آزادي) مفصلا به پاسخگويي در باره صحت و سقم آن نامه و يا ذکر دليل از اظهارات اين و آن مي پردازند و در آخر بحث این بند را می آورند که "در هر حال، حتي با فرض انتساب قطعي نامه مورد بحث به رهبر فقيد انقلاب، اين موضوع كه نظر يك شخص، گرچه در جايگاه مقام رهبري، در حكم قانون محسوب شود و بر پايه آن براي هميشه بتوان يكي از ريشه‌دارترين احزاب سياسي ـ اسلامي كشور را از حق حيات سياسي محروم كرد فاقد هرگونه وجاهت حقوقي و جايگاه قانوني است."(1) . انتقاد به ايشان که معتقد به روش قانوني هستند اين است که اين همه بحث و جدل در صحت و سقم نامه چيست که اصلا باعث اظهار نظر آقايان محتشمي پور و منتجب نيا گردد که بر خلاف انتظارتان در رد نظر شما اظهار نظر نمایند. شما اگر بخواهيد پاسخي دهيد بايد همان يک بند باشد که در بالا آورده شد و بعنوان بند اول و آخر و نه بعنوان بند چهارم يک پاسخ 5 بندي.دوستي مي گفت که ايشان اينگونه پاسخ مي دهند تا شايد صلاحيتشان تاييد شود.آيا براستي چنين است؟
2- آقاي يزدي در نشستي در محل انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران با عنوان «آزادي بيان، آزادي مطبوعات، پيشتاز آزادي انتخابات» بياناتي داشتند به این شرح که "من با اعتبار تاريخي دكتر مصدق و مهندس بازرگان به صحنه آمده‌ام و در نهضت آزادي جانشين اين دو بزرگوار هستم؛"(2)احتمالا بسياري از طرفداران و رهروان راه مصدق و حتي بازرگان بيانات ايشان را نشنيده اند و گرنه يقينا به ايشان اعتراض مي کردند که شما به چه حقي اين ادعا را کرده ايد؟ نکته ديگر آنکه اگر شما به حاکميت انتقاد داريد که به نام و اعتبار و جانشيني پيامبر و امامان باعث فريب و سواستفاده از احساسات مردم مي شوند و بر آن بزرگواران نيز جفا مي کنند، آيا اين صحبت هاي شما نمونه ديگري از اين روش در استفاده از شخصيت هاي ملي نمي باشد؟
3- و آخرين نکته و دردناکترين و عجيبترين اظهار نظر ايشان آنست که در روزنامه شرق نوشته شده بود که" يزدى با اشاره به برخورد جدى خاتمى با مسئله قتل هاى زنجيره اى گفت: همه سازمان هاى اطلاعاتى دنيا آدم مى كشند، اما حتى يك كشور وجود ندارد كه مسئولان اطلاعاتى اش بگويند ما اين كار را كرديم واقعاً اين امر سابقه ندارد. "(3) اما چيزي که در اين سالهاي اخير سابقه ندارد صحبتي است که آقاي يزدي فرمودند و حتي هيچيک از نيروهاي جناح اقتدارگرا نيز جرات به گفتن همچنين جملاتي را در باره قتلهاي زنجيره اي نداشته اند. براستي آيا اين موضع آقاي يزدي درباره سرانجام پرونده قتل هاي زنجيره ايست؟ و ديگر آنکه آقاي يزدي اگر مي خواهد از دستاورد اصلاحات بگويد چرا اتفاقا از يکي از نقطه ضعف هاي آن مي گويد که حتي کانديداي اصلاح طلبان آنرا ضعف خاتمي در عدم موفقيت در سرانجام رساندن آن مي دانند(به بيانات آقاي معين مراجعه شود) و آقاي يزدي از عادي بودن اين کار توسط سازمانهاي اطلاعاتي مي گويند . آيا براستي دوباره بايد شک کرد که تمامي اين اظهار نظرها براي آنست که صلاحيت ايشان تاييد شود يا بايد تفکر سياسي ايشان را در اين اظهار نظرات جستجو نمود؟
آقاي دکتر يزدي لطفا درباره اين موارد توضيح دهيد .


مراجع:
(1)- http://www.nehzateazadi.org/bayanieh/84/19131.htm
(2)- http://www.nehzateazadi.org/news/1384/00month00/01/sahabi/t_isna_eyazdi.htm
(3)-http://www.sharghnewspaper.com/840204/html/vs2.htm روزنامه شرق 1 شنبه 24 ارديبهشت 84 صفحه انتخابات


 

April 26, 2005

اتنخابات - چهار سؤال ساده

منبع: وبلاگ سرزمین آفتاب
۱. آیا کاندیداهای موجود اگر معتقد به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن نباشند میتوانند کاندید و در نهایت رئیس جمهور بشوند؟


۲. آیا با رای دادن به هر یک از این کاندیدا ها, نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آنرا مشروعیت نبخشیده ام؟


۳. آیا رژیمی که انسانی را به خاطر باورها و عقایدش به زندان می اندازد از دید من سزاوار این مشروعیت است؟


۴. آیا اگر به رژیمی که موازین اولیه حقوق بشر را زیر پا میگذارد مشروعیت دادم، هنوز میتوانم خود را طرفدار حقوق بشر بخوانم؟


 

نشانه هاي بلوغ در جمهوري اسلامي از ديدگاه دکتر ولايتي، طنزنوشته اي از ف. م. سخن

منبع: گویا نیوز
خواهران، برادران
يک بار ديگر در آستانه ي انتخابات رياست جمهوري اين افتخار را دارم که در خدمت شما عزيزان باشم. خداوند اين سعادت را نصيب ما کرد که در سفرهاي خود به بورکينافاسو و گينه بيسائو و جزاير بي نام و نشان خاور دور، دچار مالاريا و تب مالت و آبله مرغان نشويم و همچنان به امت اسلام خدمت کنيم. ما در طول شانزده سال وزارت خود با بدوي ترين قبايل آفريقائي و کم اهميت ترين کشورهاي جهان ارتباط برقرار کرديم و موفق شديم پروازهاي ايران ار را به مقصد آن کشورها برقرار کنيم. اين پروازها البته براي هيچ کس سودي نداشت چون مسافري نبود ولي توانستيم مِهر و محبت ملت ايران را به اين کشورهاي فلک زده صادر کنيم و آنها را از ميزان علاقه ي خود آگاه نمائيم.


اما امروز قصد ندارم راجع به مردم خونگرم و مهربان بورکينافاسو و کتابخانه و مسجدي که در آنجا راه انداختيم صحبت کنم بلکه قصد دارم در باره انتخابات رياست جمهوري چند کلمه اي به استحضار برسانم بلکه اين خدمتگزار کوچک را براي پست رياست جمهوري شايسته بدانيد و او را انتخاب کنيد.


مشکل بزرگي که در کشور ما حاکم است نبود تخصص در پست هاي اجرائي کشور است. مثلا آقائي که نظامي و خلبان است مي خواهد رئيس جمهور مملکت شود! آخر برادر! مگر کلانتري و هواپيما ربطي به رياست جمهوري دارد که شما مي خواهي رئيس جمهور شوي؟ يا آن يکي به جاي اين که دوربين دستش بگيرد و از سبزه و گل و گياه پارک ملت فيلم تهيه کند مي خواهد بر صندلي رياست کشور تکيه بزند! تو اول برو بده مو و ريشت را اصلاح کنند تا از اين وضع نابسامان خارج شوي بعد بيا رئيس جمهور شو! فکر کرده است هي مي گويد "موقف" "موقف" مردم فکر مي کنند او عالم و دانشمند است. حالا داداش هايش را بگوئيد يک چيزي! يا آن آقاي لر که مي خواهد ماهي پنجاه هزار تومان به مردم بدهد براي رئيس جمهور شدن خيز برداشته. لابد تا مسئله ي حادي پيش بيايد مي رود دفترش بست مي نشيند و يکي دو بار کلمه ي داروي نظافت را به زبان مي آورد و اينکه آن شهيد ِ سعيد اين دارو را کجا خريده بود که اينقدر قوي بود و با يک قُلُپ کارش ساخته شد، تا او را با سلام و صلوات بيرون بياورند و امتيازي را که مي خواهد به او بدهند تا لوس بازي و تهديد را کنار بگذارد و آشتي کند.


خب ممکن است سوال کنيد که تخصص بنده که پزشک اطفالم چه ربطي به پست رياست ِ جمهوري دارد. من در اين جلسه مي خواهم به شما نشان دهم که دارد و خوب هم دارد. به همين خاطر مي خواهم در باره بلوغ جمهوري اسلامي که خيلي شبيه بلوغ بچه هاست با شما صحبت کنم.


خواهران، برادران
وقتي جمهوري اسلامي به دنيا آمد او را به دست ما سپردند تا بزرگش کنيم. اکنون بيست و شش هفت سال از آن موقع مي گذرد ولي متاسفانه اين نوزاد به دليل ضربه هاي پي در پي ئي که در دوران طفوليت خورد مونگول شد و رشد فکري و جسمي اش عقب افتاد. اکنون بعد از بيست و خرده اي سال اين جمهوري مقدس، احساس بلوغ مي کند و نشانه هائي از خود بروز مي دهد.


ما اگر جمهوري مقدس اسلامي را پسر در نظر بگيريم بلوغ او را در دو قسمت داخلي و خارجي مي توانيم تشخيص دهيم که عبارتند از آلت تناسلي، دو عدد بيضه -که هر کدام در داخل کيسه بيضه (اسکروتوم) قرار دارند- ، مجاري خروجي (وازدفران يا اسپرم بر) و دو غده به نام سمينال وزيکول. تشبيه اينها به حضرت رهبر در مرکز، و مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي نگهبان در طرفين ِ ايشان، تشبيه دور از ذهني نيست. علت اين تشبيه هم آن است که ما معتقديم غرب خونخوار مي خواهد با زدن ِ ريشه ي رهبري و مجمع تشخيص و شوراي نگهبان، جمهوري اسلامي را ابتر و خنثي کند و زاد و ولد او را در سطح جهان مانع شود. اما مجاري خروجي يعني لوله هاي سمينيفر و اپيديديم که در نهايت به پيشابراه منتهي مي گردد هم همين نهادهاي اجرائي هستند که زياد وارد "ديتيل" آن ها نمي شوم چون خود ما هم در نهايت اگر انتخاب شويم قسمتي از اين مجاري و پيشابراه خواهيم شد.


اما نشانه هاي بلوغ چيست؟ يکم تغيير صدا. تکامل اين صدا از زمان حضرت امام آغاز شد و تا خاتمي ادامه يافت. آنهائي که سن شان قد مي دهد مي دانند که در دوران نوزادي جمهوري اسلامي، امام نمي توانست درست حرف بزند و جمله ها را سر و ته ادا مي کرد و فعل و فاعل و مغعول در کلام ايشان همه در هم ريخته بود. بعد ها طفل، قاعده ي سخنگوئي اش وضع بهتري پيدا کرد ولي کوتاه سخن مي گفت و سوال را با سوال جواب مي داد، و اين در زمان آقاي هاشمي بود. چند سال بعد صداي نسبتا گوشنواز ِ خاتمي نويد نوجواني سخنور و سرحال مي داد که متاسفانه به دليل همين تغييرات فيزيولوژيک، تبديل به صداي دو رگه و گوشخراش حضرت آيت الله جنتي شد که البته دوران حاد بلوغ را نشان مي داد.


دوم پيدايش موهاي ناحيه زير بغل و نواحي حساس ديگر که اين را مي توانيم با يک نمونه گيري آماري در مجلس محترم هفتم به طور دقيق اندازه گيري کنيم که قطعا رشد بسياري داشته است.


سوم تحولات در غدد عرق که باز بهترين محيط ِ تحقيق همان مجلس محترم و استنشاق هواي آنجاست که به خوبي کار کرد اين غدد و ترشح بيش از حد آن را نشان مي دهد.


مي دانيم که تحولات سريع و عميق در سيستم مغزي و بدني باعث تغييرات در عواطف هيجانات و روان و رفتار نوجوان مي شود. اين علايم عبارتند از گوشه گيري و انزوا طلبي -که ما به خوبي در سطح جهاني آن را نمايش مي دهيم-؛ پاسخ نامناسب نسبت به محرک ها -که رفتار آيت الله خامنه اي بهترين نمودار آن است-؛ بي تفاوتي و بي اعتنائي -که در همه ي دستگاه هاي کشور به خصوص قوه قضائيه مشهود است-؛ فرو رفتن در رويا -که در حضرت رهبر به وضوح قابل رويت است-؛ خود رائي و عدم تحمل انتقاد و نصيحت و چيزهاي ديگري که خودتان بهتر مي دانيد و نمودهاي آن را در تمام ارگان هاي جمهوري اسلامي مي توان مشاهده کرد.


اگر هم جمهوري اسلامي را –معاذالله- با دوشيزگان مقايسه کنيم بايد بگوييم که هيپوتالاموس در ارتباط با هيپوفيز و تخمدان موجب توليد آندروژن و پروژسترون و استروژن مي شوند که موجد صفات ثانويه جنسي هستند و مسائلي در طفل به وجود مي آيد که به دليل حضور خواهران، زياد اين بحث را نمي شکافم ولي جمهوري اسلامي با نابساماني هائي که در ايران و جهان به وجود آورده به خوبي اين علائم را هم نشان داده است.


پس همان طور که ملاحظه فرموديد امر رياست جمهوري کاملا مرتبط با مسائل پزشکي است و يک پزشک حاذق که پرونده ي بيمارش را ازبدو تولد تا کنون در دست دارد و به تمام قسمت هاي بدن بيمار –بالاخص قسمت هاي حساس- آشناست بهتر مي تواند او را اداره و در صورت لزوم درمان نمايد.


من از شما مي خواهم که در مجامع علمي براي اينجانب تبليغ کنيد و مطمئن باشيد که با رياست جمهوري اينجانب، آينده ي روشني در انتظار همه ي ما خواهد بود.


از توجه شما متشکرم.
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

سروش یکی از صد اثرگذارِ عالم؟...، ناصر زراعتی

منبع: گویا نیوز
["خط و ربط"، وبلاگ ناصر زراعتي]


اولین بار که چشمم به این تیتر افتاد، با خودم فکر کردم این «سروش» کیست که یکی از صد اثرگذار عالمِ فانی ما شده است؟


اول فکر کردم یکی از دانشمندان ایرانی‌ست که سال‌هاست در یکی از دانشگاه‌های اروپا یا آمریکا مشغول پژوهش‌های علمی بوده که کشفی یا اختراعی کرده و کارِ مهمی انجام داده است. بعد تصور کردم ممکن است این جمله‌ای تمثیلی باشد و به«سروش» مثلا مام میهن و پیام توده‌های مردم ایران در داخل یا خارج، در این ــ به‌قولِ ادبای امروزی ــ «بُرهه از زمان» که گویا قرار است بُرهه‌ی مهمی باشد، اشاره دارند. اما وقتی مطلب را خواندم دیدم خیر، سخن از آقای دکتر عبدالکریم سروش است، «فیلسوفِ»‌ معاصر!


و ایشان را همراه با 99 تن دیگر مجله‌ی آمریکایی «تایم» برگزیده و به خلق‌الله معرفی کرده است و البته ما هم باید به خود ببالیم که افتخاری به افتخارات تاریخی و جهانی‌مان اضافه شده است و فی‌الواقع هم که مایه‌ی افتخار است!


خیلی دوست دارم بدانم آن 99 اثرگذار دیگرِ عالم از دیدگاه «تایم»‌ی‌های آمریکایی چه کسانی هستند و چه و چگونه «اثر»ی بر عالم معاصرِ ما گذاشته‌اند؟ آیا آنان هم اثرگذاری‌شان مثل اثرگذاری این فیلسوف هموطن ما بوده است یا نه؟


من البته هیچ عداوتی شخصی یا خانوادگی با آقای دکتر عبدالکریم سروش نداشته و ندارم و گمانم در آینده هم نخواهم داشت. هیچ‌گاه ایشان را زیارت نکرده‌ام، مگر در سال‌های آغازِ انقلاب در «صدا و سیما»ی خودشان. راستش اصلا نمی‌دانم این فیلسوفِ هموطن چه گفته است و چه می‌گوید که در خیلِ صد اثرگذار عالم قرارش داده‌اند. دلیلش هم این است که چیزی از ایشان نخوانده‌ام. یعنی واقعیتش این است که نتوانسته‌ام بخوانم. چندین بار شروع کردم به خواندن مقاله‌ها و کتاب‌های ایشان. اما هنوز چند صفحه جلو نرفته بودم که سرم شروع کرد به آماس کردن و لابه‌لای جمله‌های طویل و نثرِ ادبی ایشان گیر کردم. شاید هم دلیل مهمش آن مباحثِ دشوار و سنگین «قبض و بسط» ایشان بوده باشد. من هرچه تلاش کردم نفهمیدم این قبض و بسط یعنی چه؟ چه چیزی قرار است بسط یابد و چه چیزی قبض؟ اصلا کدام یک از این دو پدیده نیک است و کدام بد؟ و حالا فرض کنیم که قبض و بسط هم انجام شد، خُب، چه می‌شود؟


(همین‌جا به بیسوادی و نادانی خود اعتراف کنم و برسم به یکی دو موردی که به نظرم رسیده است.)


خوشبختانه هنوز آنقدرها پیر نشده‌ام و الزایمر هم نگرفته‌ام و از آن سال‌ها هم زمان طولانی نگذشته است، پس باید یادمان باشد که در بیست و چهار پنج سال پیش بود که «انقلابِ فرهنگی» شد؛ یعنی در دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها را بستند و بنا کردند به بیرون ریختن دانشجویان و تصفیه (یا تسویه؟) کردن استادان و تغییر برنامه‌ها و برنامه‌ریزی جدید و خلاصه دو سه سالی طول کشید تا دانشگاه‌ها باز شد و....


گمانم لزومی به تکرارِ رویدادهای آن سال‌ها و اثرات مخرب از یک نظر و سازنده از نظر دیگران (از جمله همین آقای دکتر)، نباشد.


یادم می‌آید که آقای دکتر یکی از اعضای شورای این «انقلاب فرهنگی» بودند و مدتی هم به انجام وظیفه مشغول، اما بعد کنار کشیدند.


می‌دانم... لطفا کمی تأمل بفرمایید.... همین الان است که صدای اعتراض بلند می‌شود که: ای بابا! ول کن! الان را نگاه کن! چه کار به گذشته داری!


این را هم خوب می‌دانم که انگار نباید از اینگونه یادآوری‌ها کرد. چشم...


من قبول دارم که آدمیزاد شیر خام خورده عوض می‌شود، تغییر می‌کند، ترقی می‌کند، گاهی هم البته وامی‌ترقد... هیچ اشکالی ندارد، خیلی هم خوب است....


اما اجازه بدهید یک کلمه بگویم و تمام کنم که: آیا این آقای دکتر عبدالکریم سروش، فیلسوف بزرگِ هموطن ما، این شخصیت اندیشمند که یکی از صد اثرگذارِ عالم نامیده شده و ما هم خیلی باید از این بابت خوشحال و مفتخر باشیم و هی بر خودمان ببالیم، یک بار، بله فقط یک بار آمدند بگویند: ای ملتِ نادان! ای کسانی که نه قبض حالی‌تان می‌شود و نه از بسط سر درمی‌آورید! من آن زمان اشتباه کردم و بعد چون فیلسوف بودم و دانشمند و به قبض و بسط اندیشیدم و تئوری‌های فیلسوفانه صادر کردم، فهمیدم که آن صراط مستقیم نبوده بوده است و شدم اثرگذار...


من که ندیدم و نشنیدم. شما چی؟


البته یک آقای دیگری بود که ایشان هم یکی از اعضای شورای آن انقلاب فرهنگی بودند و فکرشان عوض شد و در کمال صداقت آمدند، گفتند و نوشتند که خطا کرده بوده‌اند. (هر کار می‌کنم اسم ایشان این آخر شبی یادم نمی‌آید. هر وقت یادم آمد می‌نویسم). هیچ کس هم نیامد ایشان را تنبیه کند و خدای ناکرده بگوید: بالای دو چشم آقای دکتر ابرو....


بگذریم...


 

امتياز 20 ميلياردي رايگان ايران به اروپا، بازتاب

منبع: گویا نیوز
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: در حالي كه كسري تراز بازرگاني جمهوري اسلامي در سال گذشته با اروپا، به رقم بيست ميليارد دلار رسيد، اين اتحاديه در مجامع بين‌المللي، بيشترين موضعگيري را عليه ايران اتخاذ كرده است.
بنا بر اين گزارش، رقم واردات مستقيم ايران در سال گذشته از شش كشور اروپايي، بالغ بر چهارده ميليارد دلار بوده است، در حالي كه صادرات غيرنفتي مستقيم ايران به كشورهاي مذكور، حدود يك ميليارد دلار است.
بيشترين واردات مستقيم ايران از كشورهاي اروپايي از آلمان با 5/4 ميليارد دلار مي‌باشد و پس از آن فرانسه با 6/2، ايتاليا با 4/2، سوئيس با 4/1 و سوئد و انگليس با بيش از يك ميليارد دلار بيشترين صادرات به ايران را داشته‌اند. سهم اروپا در واردات غيرمستقيم ايران نيز قابل توجه است، به گونه‌اي كه حدود نيمي از شش ميليارد دلار واردات كالا از دبي، متعلق به اروپاست.
اين در حالي است كه صادرات غيرنفتي ايران به اروپا در سال گذشته، بسيار ناچيز بوده و ايتاليا با 330 و آلمان با 320 ميليون دلار واردات غيرنفتي از ايران، مهم‌ترين بازار كالاهاي ايراني در اروپا به شمار مي‌روند.
تراز بازرگاني يكسويه و منفي ايران با اروپا، در حالي ايجاد شده است كه كشورهاي اروپايي در پرونده هسته‌اي ايران و پرونده حقوق بشر، مواضع شديدي عليه ايران در پيش گرفته‌اند.


گفتني است، بيست ميليارد دلار تراز مثبت تجاري اروپا با ايران براي اقتصاد شكننده كشورهاي اروپايي بسيار حياتي مي‌باشد.


 

رييس كل دادگستري استان تهران : انتشار نام وبلاگنويسان محکوم شده منع قانونی دارد!؛ تعدادي از متهمان حتي قصوري نيز مرتكب نشده بودند

 منبع: پیک ایران
ايرنا : رييس كل دادگستري استان تهران، تاكيد كرد: تعدادي از متهمان پرونده وبلاگ نويسان نه تنها تقصيري نداشته‌اند، بلكه حتي قصوري نيز مرتكب نشده بودند.


حجت‌الاسلام والمسلمين "عباسعلي عليزاده" روز دوشنبه در جمع خبرنگاران به منع قانوني براي انتشار اسامي محكوم‌شدگان و يا تبريه‌شدگان اشاره كرد، اما در عين حال گفت: حنيف مزروعي از جمله تبريه‌شدگان است.


وي، همچنين درباره ميزان دخالت افراد در اين اتهام، خاطرنشان كرد كه برخي متهمان در اين پرونده كارمند و كارگر بوده ‌و بعضي نيز اطلاعي از موضوع نداشته و شماري ديگر هم مسووليتي در اين امر نداشته‌اند.


عليزاده در ادامه گفت: گرچه در گذشته نحوه عملكرد برخي مطبوعات تعطيل شده بطور ناخواسته در جهت براندازي بود، اما اكنون مطبوعات ما در جهت تحكيم مباني جمهوري اسلامي حركت مي‌كنند.
 

انتقاد از نقش شورای نگهبان در انتخابات ايران

 منبع: پیک ایران 
بی بی سی : اعضای کانون مدافعان حقوق بشر در ايران ديدگاه شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی در مورد تعيين صلاحيت نامزدهای انتخابات رياست جمهوری را به شدت مورد انتقاد قرار داده اند.
در جلسه کانون مدافعان حقوق بشر در ايران، شيرين عبادی، حقوقدان برنده جايزه نوبل و عضو اين کانون، به برداشت شورای نگهبان که ظاهرا زنان را فاقد صلاحيت نامزدی در انتخابات رياست جمهوری می داند، اعتراض کرده و آن را مردود دانسته است.


اين کانون با صدور بيانيه ای در تهران با نقش شورای نگهبان، که به عنوان يک نهاد غيرانتخابی وظيفه تاييد و رد صلاحيت نامزدهای انتخاباتی را بر عهده دارد، مخالفت کرده است.


خانم عبادی در نشست کانون مدافعان حقوق بشر گفت که همه مردم حق دارند خود را برای انتخابات نامزد کنند.


شورای نگهبان با اشاره به ذکر واژه "رجال سياسی" در تعريف قانون اساسی از صلاحيت افرادی که می توانند به مقام رياست جمهوری برسند، زنان را دارای صلاحيت نامزدی انتخابات نمی داند.


ساير شرکت کنندگان در جلسه کانون نيز نقش شورای نگهبان در تعيين صلاحيت نامزدهای انتخاباتی را غير قابل قبول خواندند.


در انتخابات مجلس هفتم که در سال گذشته برگزار شد، شورای نگهبان صلاحيت گروه کثيری از داوطلبان نمايندگی، از جمله تعداد زيادی از نمايندگان اصلاخ طلب مجلس ششم را رد کرد.


در ادامه اين نشست، ابراهيم يزدی، دبيرکل نهضت آزادی، گفت که با مداخله شورای نگهبان در انتخابات، سخن گفتن از انتخابات آزاد بی معنی است.


صلاحيت شورا


آقای يزدی اعضای شورای نگهبان را فاقد صلاحيت اعلام کرد.


وی گفت که يکی از معيارهای صلاحيت عضويت در شورای نگهبان عدالت است و افزود که از آنجا که اعضای شورا قانون انتخابات، قانون اساسی و تعاليم اصولی اسلامی را ناديده گرفته اند صلاحيت خود را از دست داده اند.


ابراهيم يزدی گفت که نخستين قدم در راه برگزاری انتخاباتی آزاد برکنار کردن يا استعفای اعضای شورای نگهبان است و در آن صورت است که می توان مردم را قانع کرد که در انتخابات شرکت کنند.


صلاحيت آقای يزدی برای نامزدی در انتخابات متعدد توسط شورای نگهبان رد شده و اين شورا نهضت آزادی را غير قانونی می داند.


يکی از سخنرانان در نشست کانون مدافعان حقوق بشر در ايران از مردم دعوت کرد به عنوان اعتراض به آزاد نبودن انتخابات، از شرکت در رای گيری خودداری ورزند.


سخنران ديگری گفت که انتخابات رياست جمهوری، که روز 17 ژوئن برگزار می شود، آخرين فرصت نظام جمهوری اسلامی برای دست زدن به اصلاحات است.


بسياری از شرکت کنندگان در اين جلسه گفتند که ميزان شرکت مردم در انتخابات برای جمهوری اسلامی اهميت بسيار دارد.


به گفته آنان، مشارکت اندک مردم نمی تواند نشانه حمايت و تاييد مردم از "دموکراسی اسلامی" در ايران باشد.


 

رفسنجانی : بايد اين داروی تلخ (نامزدی انتخابات رياست جمهوری) را مصرف كنم

منبع: پیک ایران 
Iran's millionaire Mullahsبی بی سی  : اكبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام روز دوشنبه 25 آوريل، با نارضايتی، از افزايش احتمال نامزدی خود در انتخابات رياست جمهوری ايران خبر داد.
تا کنون بيش از پانزده نفر از جناح های گوناگون برای شرکت در انتخابات رياست جمهوری اعلام آمادگی کرده اند اما اکبر هاشمی رفسنجانی تنها کسی است که می گويد با وجود اينکه تمايلی به شرکت در انتخابات ندارد، وارد اين عرصه می شود.


به گزارش ايرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی آقای هاشمی اگرچه به طور قطعی صحبت نکرده، اما اعلام کرده است: "فكر می ‌كنم بايد اين داروی تلخ (نامزدی انتخابات رياست جمهوری) را مصرف كنم و اتفاقی كه مايل نبودم، بيافتد، ظاهرا در حال وقوع است."


وی تا کنون از دادن پاسخ روشن به اينکه سرانجام در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری که قرار است در روز 27 خرداد (17 ژوئن) برگزار شود، شرکت می کند يا خير طفره رفته بود.


اما وی سرانجام گفته است: "مساله رياست جمهوری از اشتغالات كنونی ذهنم است و با اينكه تمايل دارم شخص ديگری اين مسئوليت را به عهده گيرد، ولی فكر می ‌كنم بايد اين داروی تلخ را مصرف كنم."


رئيس مجمع تشخيص مصلحت جمهوری اسلامی تا پيش از اين تاکيد می کرد چنانچه "نيروهای خوب و توانا" وارد عرصه انتخابات شوند، وی در انتخابات شرکت نخواهد کرد. اما وی اکنون می گويد: "نيروهای خوب و توانا برای اداره كشور زياد هستند ولی احزاب قوی برای معرفی آنها وجود ندارد و مردم نيز تا شناخت روی كسی پيدا نكنند به وی برای رای دادن اعتماد نخواهند كرد."


دو دور رياست جمهوری


اکبر هاشمی رفسنجانی از سال 1989 تا 1997، دو دوره پياپی رئيس جمهور ايران بود. اگرچه آقای هاشمی در دور نخست رياست جمهوريش با اختلاف زيادی از ساير رقبا به پيروزی رسيد اما در دور دوم که مشکلات حاد اقتصادی نظير حجم بالای بدهی های خارجی، تورم و کاهش شديد ارزش ريال گريبانگير ايران شده بود، وی در رقابت های انتخاباتی با مشکلاتی روبرو شد. رقيب اصلی وی در آن انتخابات احمد توکلی (که اين دور نيز قصد نامزدی دارد) بود که صرفا با به نقد کشيدن سياست های اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی، رای نزديک به 4 ميليون نفر را به خود اختصاص داد و هاشمی رفسنجانی با آرای کمتری نسبت دور نخست، بار ديگر رئيس جمهور شد.


يکی ديگر از مشکلات هاشمی رفسنجانی در دوران رياست جمهوريش، برپايی دادگاه معروف به "ميکونوس" در آلمان بود که به قتل چهار تن از رهبران حزب دموکرات کردستان ايران در رستورانی به نام ميکونوس در برلين رسيدگی می کرد و طی آن نام تعدادی از مقام های ارشد جمهوری اسلامی و از جمله هاشمی رفسنجانی به عنوان مطلع يا متهم مطرح شد. دادگاه ميکونوس نهايتا برای علی فلاحيان، وزير وقت اطلاعات ايران، دستور بازداشت بين المللی صادر کرد و برای مدتی روابط ايران و اتحاديه اروپا را تيره شد.


تجربه تلخ و شيرين مجلس


اکبر هاشمی رفسنجانی پيش از دو دور رياست جمهوری خود، دو دور نيز نمايندگی مجلس و هشت سال رياست بر پارلمان ايران را از سال 1980 تا 1988 تجربه کرده بود.


وی پس از پايان دوران رياست جمهوريش بار ديگر تلاش کرد تا در دوره مجلس ششم به پارلمان باز گردد که تجربه چندان موفقی نبود و اگرچه وی پس از باطل شدن آرای شمار قابل توجهی از صندوق های رای توسط شورای نگهبان که معتقد به مخدوش بودن آرای اين صندوقها بود، در ميان چند نماينده آخر شهر تهران قرار گرفت اما از ورود به مجلسی که اصلاح طلبان اکثريت آن را تشکيل می دادند منصرف شد و در مجمع تشخيص مصلحت نظام باقی ماند.


ورود اکبر هاشمی رفسنجانی به انتخابات اکنون معادلات گروه های سياسی فعال در انتخابات به ويژه گروه های محافظه کار را دچار تحولات اساسی خواهد کرد.


گروه های موسوم به "محافظه کار" که پس از پيروزی در انتخابات شوراهای شهر و مجلس هفتم اعتماد به نفس از دست رفته خود را به دست آورده اند، اکبر هاشمی رفسنجانی را يکی از موانع اصلی در راه کسب صندلی رياست جمهوری می بينند. هاشمی رفسنجانی در عين اينکه مورد حمايت برخی گروه های تکنوکرات و نوگرا همچون کارگزاران است، خود از اعضای ارشد جامعه روحانيت مبارز، عمده ترين تشکل روحانيون محافظه کار نيز هست و با ورود به صحنه انتخابات در واقع می تواند آرای بخشی از محافظه کاران را نيز به خود جذب کند.


حضور آقای هاشمی در عين حال می تواند تشکل محافظه کاران را با خطر از هم پاشيدگی روبرو کند. تشکل محافظه کاران شامل گروه های متعددی است که از نيروهای تندرو موسوم به اصولگرايان و ايثارگران تا گروه های سنتی مانند جمعيت موتلفه و بازار را در بر می گيرد که علی رقم اتحادی که تا کنون داشته اند، اولويت ها و برنامه های متفاوتی را دنبال می کنند. اين تشکل حتی پيش از ورود هاشمی به عرصه انتخابات نيز با مشکلات داخلی روبرو شده بود به طوری که نامزدهای احتمالی اين گروه حاضر نشدند از تصميم نهايی شورای هماهنگی نيروهای انقلاب (نامی که محافظه کاران بر خود گذاشته اند) در انتخابات پيروی کنند و شش نامزد آنها با هم وارد انتخابات شده اند. پيروزی چهره های جوان که به طيف های تندرو تر محافظه کاران تعلق دارند، آنها را به صف آرايی در مقابل گروه های سنتی و ميانه رو متمايل کرده و اين شکافی است که به سرعت در حال عمق يافتن است.


بودن يا نبودن


از سوی ديگر گروه های اصلاح طلب که پس از چند پيروزی، اکنون دو شکست پی در پی را در دو انتخابات متحمل شده اند، با دو کانديدا (مهدی کروبی به نمايندگی از اصلاح طلبان سنتی و مصطفی معين به نمايندگی از تشکل های راديکال) در صحنه حضور دارند، احتمالا از ورود آقای هاشمی به صحنه به خاطر تاثيرات آن بر محافظه کاران، استقبال خواهند کرد. اصلاح طلبان اميدوارند با شکسته شدن آرای محافظه کاران و از طريق به ميدان کشاندن جوانان، جايگاه خود را در قوه مجريه و از ان طريق در درون حاکميت تثبيت کنند.

محتشمی‌پور: تاریخ مصرف مفید هاشمی رفسنجانی تمام شده است

  منبع: پیک ایران


 
خبرگزاری فارس: رئیس ستاد انتخاباتی مهدی کروبی با انتقاد شدید از تلاش هاشمی رفسنجانی برای مصادره اقدامات اجرایی دولت خاتمی به نام خود گفت: تاریخ مصرف مفید هاشمی رفسنجانی برای کشور به دهه50 و 60 برمی‌گردد و با تفکر و اندیشه مرتبط با همان زمان است.


به گزارش خبرگزاری فارس علی اکبر محتشمی پور که در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی در اصفهان سخن می گفت، با بیان این مطلب افزود: آقای رفسنجانی را 45 سال است می‌شناسم، وی استعداد و نبوغ خاصی دارد. هر کار کوچکی را چنان بزرگ می کند که بگویند حرکت جهانی صورت گرفته است و هر حرکت بزرگی را آنچنان کوچک نشان می‌دهد که همگان می گویند کار مهمی نبوده است.
عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز ادامه داد: به عنوان مثال هاشمی بزرگترین پروژه اجرایی بی‌سابقه ایران را که طرح عسلویه و توسعه صنعت گاز کشور است و آقای خاتمی توانسته صدها میلیارد دلار را از این طریق زنده کند در سخن رانی نماز جمعه به اسم خود تمام کرد.
محتشمی پور با اشاره به سخنان وزیر نیرو دوران هاشمی رفسنجانی افزود: آقای رفسنجانی در دیدار از مجتمع عسلویه می‌گوید این کارها همه در زمان ما انجام شده است. او این حرف را رد کرده و می گوید این طرح در آبان 76 و در زمان خاتمی اولین قراردادش شروع شد ولی هاشمی 4 ماه پیش و از تریبون نماز جمعه گفت من قرارداد اولیه این طرح را خودم شخصاً با یک شرکت آمریکایی امضاء کردم.
رئیس ستاد انتخاباتی کروبی با انتقاد شدید از این رفتار هاشمی افزود: آقای رفسنجانی، مال دیگران را مصادره کرده اید؟ اگر در این 8 ساله دولت خود کاری کاری کرده اید حق دارید آن را مشخص کرده و بگویید.
وی با اشاره به ضعف دیپلماسی دولت رفسنجانی خطاب به دانشجویان بیان داشت: آقای هاشمی چند رئیس جمهور به ایران آمده و به چند کشور خارجی سفر کرده‌اید؟ هاشمی اگر توانایی گشایش سیاسی داشت و یا برقراری رابطه، در آن دوران انجام می‌داد و آن وقت می‌کرد نه الان که سنش به مرز 75 سال رسیده است.
عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در پاسخ به سوالی درباره توانایی هاشمی رفسنجانی برای ایجاد رابطه با آمریکا، بیان داشت: اگر هاشمی قدرت و توانایی مدیریت چنین پروژه ای را داشت و در همان 8 سال ریاست جمهوری خود کرده بود.

April 25, 2005

خطاب به دوست ناديده‌ام خورشيد و چرا من به معين يا کس ديگری رای نمی‌دهم؟

منبع:وبلاگ آزادی برای ایران


خورشيد عزيز، نوشته‌ی بی‌تکلف و به گمان من احساسيت را خواندم. خيلی جاهايش را درست می‌گويی. من هم مثل تو هر دو دوره به خاتمی به دلايلی تقريبا مشابه با دلايل تو رای دادم و من هم با پوست و گوشت و استخوانم دغدغه‌هايت را می‌فهمم اما:

من شايد بيشتر از تو حس کنم وقتی يک گروه تئاتری، نمايشی را يک‌سال تمرين می‌کند، يک‌سال شب و روز می‌گذارد، ‌يک‌سال با آن زندگی می‌کند، اما پس از همه‌ی اين‌ها از فلان مامور فلان‌بخش فلان‌اداره يک‌جمله می‌شنود که: « نه، امکان اجرای اين نمايش وجود ندارد.» چه حالی به اعضای گروه دست می‌دهد و چه توهينی به شعور آدمی می‌شود. به همين خاطر من هم بسيار خوش‌حال می‌شوم وقتی می‌بينم پچپچه‌های پشت خط نبرد علی‌رضا نادری ( که وقتی در دوره‌ی هاشمی در جشن‌واره اجرا شد، اواسط اجرا انصار به روی صحنه ريختند و به خاطر نجاستی که اين تئاتر ايجاد کرده بود روی صحنه نماز خواندند)، در دوره‌ی خاتمی به راحتی اجرا می‌شود.

من هم بسيار خوش‌حال می‌شوم که در انتظار گودو که تا سال ۷۶ به خاطر دليل موهوم « زير سوال بردن فلسفه‌ی انتظار» امکان اجرا پيدا نکرده بود، در دوره‌ی خاتمی به روی صحنه می‌رود.

من وقتی می‌بينم در اين ۸ سال بسياری از کتاب‌هايی که دوست‌شان داشته‌ام چاپ می‌شوند مطمئن باش کم‌تر از تو خوش‌حال نمی‌شوم. من هم مثل تو وقتی درياروندگان جزيره‌ی آبی‌تر را در نمايش‌گاه کناب پارسال می‌بينم که چاپ شده، هم تعجب می‌کنم و هم خوش‌حال می‌شوم. من هم وقتی می‌بينم کتاب‌های کوندرا، کتاب‌های مارکز و کتاب‌های بسياری ديگر که بسيار دوست‌شان دارم و بدون اغراق بهترين لحظه‌های زندگی را برايم خلق کرده‌اند چاپ می‌شود، حس بسيارخوبی دارم.

و البته بديهی است که من و هر انسان ديگری از اين‌که ديگر نويسنده‌ها و فعالين سياسی در روز روشن ‌کشته نمی‌شوند، اتوبوس‌شان به صورت تصادفی به ته دره نمی‌رود و در خانه مثله نمی‌شوند، بسيار خوش‌حال‌تريم، اما همه‌ی اين‌ها باعث نمی‌شود که من به اندازه‌ی تو احساساتی شوم، يک اشتباه را بار ديگر تکرار کنم، در انتخابات شرکت کنم و به معين يا کس ديگری رای دهم.

چرا به خاتمی در هر دو دوره رای دادم؟

ساده اگر بخواهم بگويم، به اميد تغييرات. تغيیراتی که البته اتفاق نيفتاد. راست می‌گويی. اگر وضعيت را در ابتدای دوره‌ی خاتمی صفر فرض کنيم، خاتمی در ذهنش بود که ما را به ۲۰ برساند، اما مردم ما به کم‌تر از ۱۰۰ راضی نبودند.

اگر قبول کنيم برای تغيير ساختار سياسی هر حکومتی دو راه کلی انقلاب و اصلاح وجود دارد، من هم مثل خيلی‌های ديگر روش درست را در اصلاح ( بخوان اصلاحات تدريجی ) می‌دانستم و البته هنوز می‌دانم. چرا که تجربه‌ی تاريخی نشان داده است که انقلاب هم بسيار پر هزينه‌تر است و هم بسيار غيرقابل پيش‌بينی‌تر.‌

من به خاتمی در هر دو دوره رای دادم چون فکر می‌کردم که او می‌تواند اصلاحات را پيش ببرد اما او نتوانست. قبول دارم فضای خوبی به وجود آمد، قبول که آزادی‌های حداقلی‌مان کمی بيشتر شد. اما آيا ما همين‌قدر را می‌خواستيم؟

شايد تو هم مانند بسياری از دوستان مشارکتی‌مان بگويی که خب اين ذات اصلاح است، زمان می‌برد و ... اما من فکر می‌کنم که کلا اين‌، راه نيست که ‌بی‌راهه است.

تجربه‌ی اين هشت ساله نشان داد قدرت نهاد رياست‌جمهوری و ساير نهادهای انتخابی ( نهادهايی که با رای مردم انتخاب می‌شوند، مثل رياست‌جمهوری و مجلس) در اين کشور هم‌ارز با صفر است! و به نظر می‌رسد تصميم‌ها در جای ديگری گرفته می‌شود!

شايد بگويی اشکال از خاتمی بود و اگر يک آدم با عرضه‌تر بيايد اوضاع بهتر می‌شود. اما من موافق نيستم. اول اين‌که تو مطمئن باش اگر کسی حداقل عرضه را داشته باشد، شورای نگهبان امکان ندارد صلاحيتش را تايید کند ( مجلس هفتم را که فراموش نکرده‌ای؟) و دوم اين‌که بر فرض محال اگر صلاحيت چنين فردی تايید شد، آيا ساختار قدرت در جمهوری اسلامی به گونه‌ای هست که او بتواند تاثير گذار باشد؟ البته فراموش نکن من تاثيرگذاری را کمی فراتر از چاپ‌شدن چند کتاب يا روی صحنه‌رفتن چند تئاتر و يا بالاتر رفتن چند سانت بيشتر از پاچه‌ها‌ی شلوار دختران‌مان می‌دانم.

من و خيلی‌های ديگر مثل من، هشت سال به خاتمی و بقيه‌ی اصلاح‌طلبان از نوع مشارکتی فرصت داديم که از تمام توان‌شان برای پيش‌برد اصلاحات استفاده کنند و نتيجه اين شد. تجربه نشان داد که امکان اصلاح ساختار نظام سياسی اجتماعی ايران به اين صورت وجود ندارد. با خيلی از اين دوستان مشارکتی که بحث می‌کنی ته استدلالشان اين است که درست که ما از فرصت به دست‌آمده استفاده‌ی لازم را نبرديم؛ اما اين‌بار چون تجربه‌ی هشت سال پيش را داريم، ‌اشتباهات گذشته را تکرار نمی‌کنيم؛ ما من اين گونه گمان نمی‌کنم. من حاضر نيستم به خاطر تجربه‌ی امر يک‌بار تجربه شده، مشروعيتی حتی به اندازه‌ی يک رای بيشتر به جمهوری اسلامی بدهم.

اوضاع جهانی

در ابتدای دوره‌ی خاتمی ايران از نظر وجهه‌ی جهانی تقريبا در بدترين وضعيت ممکن بود. خاتمی در چند سال ابتديی رياست‌جمهوريش، اندکی به اعتبار بين‌المللی ايران در جهان کمک کرد و با سياست تنش زدايی چهره‌ی نسبتا معقول‌تری از ايران به نمايش گذاشت.

اما در حال حاضر و با توجه به وضعيت پيش‌آمده و در مظان اتهام قرار گرفتن ايران به عنوان کشوری که در جهت دستيابی به سلاح اتمی حرکت می‌کند و تهديدهای پيدا و پنهان آمريکا مبنی بر حمله‌ی نظامی به ايران، جامعه‌ی جهانی هر حرکت حکومت و مردم ايران را به دقت بررسی می‌کند.

فشارهای جهانی بر ايران روز به روز در حال بيشتر شدن است و با هر موردی از نقض حقوق بشر ( احکام ناعادلانه، بسته شدن مطبوعات و ...) که در ايران صورت می‌گيرد، سيل بيانيه‌ها و اعتراضات جدی است که عليه حکومت ايران از طرف اتحاديه‌ی اروپا و ساير سازمان‌های جهانی سرازير می‌شود. در اين ميان حکومت ايران از امتياز مشروعيتش مدام در حال خرج کردن است و طرف‌های اروپايی و ديگران رژيم را به‌خاطر انتخاباتی که برگزار می‌کند و رايی که از مردم می‌گيرد، صاحب مشروعيت سياسی می‌داند. فکر می‌کنی با وجود چنين شرايطی انتخاب فردی مثل معين ارزش آن را دارد که به کليت نظام مشروعيت ببخشی؟

و بالاخره: چرا به معين رای نمی‌دهم و اگر به معين رای ندهيم چه می‌شود؟

فکر می‌کنم تقريبا بيشتر دلايلم را برای اين‌که چرا به معين رای نمی‌دهم در بالا گفته‌ام. اما اگر به معين رای ندهيم چه می‌شود؟ تو تصميم گرفته‌ای به معين رای بدهی چون می‌گويی هيچ راه‌کار عملی ديگری پيش روی خودت نمی‌بينی و به همين خاطر ساده‌ترين راه حلی که به ذهنت رسيده انتخاب کرده‌ای. من به تصميمت احترام می‌گذارم اما با آن مخالفم و چون حس می‌کنم هر رايی به جمهوری اسلامی در اين برهه نوعی خيانت به ايران است ( البته اين نظر شخصی من است! ) سعی می‌کنم با بحث و گفت‌وگو تو را از تصميمت منصرف کنم.

خيلی‌ها رای می‌دهند چون فکر می‌کنند رای دادن يک نوع حق انتخاب و يک نوع ابراز وجود است در حالی که توجه نمی‌کنند رای ندادن نيز اگر دليلی محکم پشتش باشد نوع ديگری از اعمال اين حق انتخاب است! چرا فکر می‌کنی رای ندادن عملی منفعلانه است؟ اگر اتفاق عملی‌ای که منتظرش هستی رخ نداده است، به‌خاطر آن نيست که هيچ راه‌کاری وجود ندارد. چرا فکر می‌کنی اصلاحات را فقط معين و امثال آن می‌توانند پيش برند؟ روش مبارزه‌ی گاندی را يه ياد بياور. نافرمانی مدنی! يکی از زاه‌های پيش‌برد اصلاحات می‌تواند مثلا همين باشد.

و اما در آخر: بله! رای ندادن مضراتی هم البته دارد. اين که به قول تو شرايط برگردد به شرايط دهه‌ی ۶۰. نمی‌دانم، اما بعيد می‌دانم چنين اتفاقی بيفتد. در اين مدت که مجلس و شوراها به روی کار آمده‌اند تغيیرات، آن‌طور که تو گفته‌ای به‌نظر نمی‌رسد. محدوديت‌ها کمی بيشتر شده و طبيعتا بيشتر هم می‌شود اما فضايی که تو نگرانش هستی، لااقل تابه‌حال، آن‌قدرها هم بدتر نشده! در اين که عقلانيتی برای راست‌ها متصور نيست شکی نيست، اما مطمئن باش فشارهای جهانی و منتقدين داخلی‌ای مثل من و تو اجازه‌ی به راحتی محدودتر شدن و جزيره شدن ايران را نمی‌دهند. تو در ايران نبودی و فکر می‌کنی الان مثلا فضا برگشته به سال‌های ۷۶ و قبل‌تر اما باور کن اگر اين‌جا باشی، آن‌قدرها هم اين حس به تو دست نمی‌دهد چون شوراها و مجلس از دست رفته، فاجعه‌ای رخ داده. و گمان کنم اگر منطقی فکر کنی به اين نتيجه خواهی رسيد اگر رياست‌جمهوری نيم‌بند اصلاح‌طلبان مدل خاتمی هم نباشد، چيز بيشتری از دست نمی‌رود.

البته دروغ اگر نخواهم بگويم، گاهی اين محدود شدن‌ها را حس می‌کنی، مثل همين کارنامه که بسته شد يا چيزهای ديگر. ولی خب يادت باشد اين بهای انتخاب تو است و بايد بپردازيش. من ترجيح می‌دهم به‌جای آن‌که مدافعی ضعيف درون نظامی که دوستش ندارم داشته باشم، منتقدينی قوی و سازمان‌یافته به تعداد مردم ايران در خارج از آن نظام داشته باشم.


April 21, 2005

گزارش ماهانه (فروردين1384) در مورد نقض گسترده ، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران

منبع: پیک ایران


 
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی


گزارش ماهانه (فروردين1384) در مورد نقض گسترده ، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق  بشر در ايران


نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !


در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گردآوری شده است به اطلاع می رسانيم :


اخبار بين المللی :
1 ـ به گزارش سازمان عفو بين اللمل در سال 2004 ميلادی حکومت ايران با اعدام 159 نفر در رده دوم کشورهايي قراردارد که در آنها حکم اعدام اجرا مي شود . ( بي بي سي 16/1/84 )


2 ـ به گزارش سازمان مدافع آزاديهای مذهبي و ديني « خانه آزادی » حميد پورمند کشيش کليسای رباني که سال گذشته توسط حکومت ايران دستگير و زنداني شد ، هفته آينده در بوشهر به اتهام « ارتداد » محاکمه خواهد شد. احتمال صدور حکم اعدام وی وجود دارد.
 ( راديو فردا 19/1/84 )


اخبارجنبش دانشجويي :
 3ـ حميد ترکاشوند دانشجوی دانشگاه تهران به دادگاه انقلاب احضار شد. ( ايسنا 16/1/84 )


4ـ انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي بوشهر به حکم هيئت نظارت بر تشکلهای دانشجويي منحل شد و نشريه منتشره از سوی دانشجويان اين دانشگاه توقيف گرديد.
 ( دفتر تحکيم وحدت 17/1/84 )


5 ـ کاوه پور عبدالرحيم  دانشجوی معماری دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی ، به اتهام تبليغ عليه نظام و توهين به خامنه ای در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به يکسال زندان و 300000 تومان جريمه نقدی محکوم شد. وی سال گذشته توسط وزارت اطلاعات دستگير و مدتها در سلول انفرادی بند 209 زندان اوين بسر برد و با قرار وثيقه از زندان آزاد شد.
( کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي 17/1/84 )
6 ـ بهروز صفری ، اتابک موسوی نسب و محسن نوربخش اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی سهند تبريز در شعبه دوم دادگاه انقلاب تبريز به رياست قاضی علی اکبر محکوم به زندان شدند نامبردگان به ترتيب محکوم به 54ماه ، 36ماه ، و 9ماه و يک روز زندان تعليقی شدند . اتهامات اين دانشجويان عبارت است از :
1ـ اجتماع و تبانی بر ضد امنيت داخلی کشور 2ـ اخلال در نظم 3ـ اهانت و توهين به خامنه ای و تبليغ عليه جمهوری اسلامی 4ـ صدور بيانيه در نشريات و سايت های ضد انقلابی بر عليه نظام و مسئولين 5 ـ دعوت از افراد مسئله دار و معناد نظام به دانشگاه 6ـ حمايت از محکومين سياسی 7ـ ايجاد تشنج و تحريک دانشجويان 8 ـ بدنام کردن نظام و زير سئوال بردن عمل کرد آن در اذهان عمومی و بين المللی . گفتنی است که اين دانشجويان توسط کميته انضباطی دو ترم از تحصيل تعليق شده بودند . (تبريز نيوز19/1/84)


7 ـ  سه دانشجو بنامهای خالقی ، اصلانی و سيد عسگری جهت محاکمه به شعبه 3 دادگاه انقلاب تهران احضار شدند . (ايسنا 21/1/84 )


8 ـ فريد مدرسی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام توهين به رئيس جمهور و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به شعبه 115 دادگاه عمومی قم احضار شد . ( ايلنا 21/1/84 )


9 ـ کميته انضباطي دانشگاه علم وصنعت در جلسه تجديد نظر در رابطه با رسيدگي به پرونده اتهامي 12 دانشجو به علت شرکت در اعتراضات دانشجويي سال گذشته حکم تعليقي تبعيد به ساير دانشگاهها را صادر کرد. ( فارس 22/1/84 )


10 ـ انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی همدان به اتهام نشر اکاذيب و توهين به مسئولان ، با شکايت معاونت دانشجويي و فرهنگی دانشگاه به حکم هيات نظارت بر فعاليت تشکل های دانشجوئی ، برای مدت يکماه به حالت تعليق درآمد . ( ايسنا 23/1/84)


11 ـ محمد صادقي عضو سابق انجمن اسلامی دانشجويان  دانشگاه اصفهان به اتهام اقدام عليه امنيت داخلي در شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامي اصفهان محاکمه شد. ( ايلنا 24/1/84 )


12 ـ محمد رئيسي عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان  دانشگاه تربيت معلم به علت شرکت در اعتراضات دانشجويي خرداد82 در شعبه يک دادگاه انقلاب به يکسال حبس تعليقي محکوم شد. ( ايسنا 24/1/84 )


13 ـ آرش هاشمي نايب دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان  دانشگاه صنعتي شريف به اتهام اقدام عليه امنيت ملي ، تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی ، نوشتن نامه به دبير کل سازمان ملل متحد ، برهم زدن امنيت عمومی و تحريک دانشجويان در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به شش ماه حبس تعليقي محکوم شد. ( ايلنا 24/1/84 )


14 ـ نشريه دانشجويي « هيمه » به مدير مسئولي ياشار حکاک پور به اتهام دفاع از رفراندوم قانون اساسي ، توهين به قانون اساسي و تشويش اذهان عمومی پس از انتشار 3 شماره توسط کميته ناظر بر نشريات  دانشجويي دانشگاه زنجان توقيف گرديد. ( ايلنا 30/1/84 )


15 ـ سعيد حبيبي عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت به علت سخنرانی در روز دانشجو در دانشگاه زنجان به اتهام تشويش اذهان عمومي ، اقدام عليه امنيت ملی و تحريک دانشجويان به براندازی نظام در زنجان بازداشت شد. ( ايلنا 29/1/84 )


16 ـ يک دانشجوی دانشگاه علوم پزشکي شهر کرد ، در جلسه سخنراني علي لاريجاني به علت سوال از وی در رابطه با تحقيق و تفحص مجلس ششم و موضوع 525 ميليارد تومان تخلف مالي سازمان صدا و سيما ، از سوی محافظين او مورد ضرب وشتم قرارگرفت . ( ايلنا 30/1/84 )


17 ـ عليرضا ابرين دبيرسابق انجمن اسلامي دانشگاه سيستان و بلوچستان به اتهام اختلال در امنيت ملی ، توهين به رئيس جمهور  و مطرح کردن بحث تحريم انتخابات به يکسال حبس تعزيری بدل از چهار سال حبس تعليقي محکوم شد. چهار نفر از اعضای اين انجمن توسط کميته انضباطي محکوم شدند و شورای نظارت بر تشکلهای دانشگاه انجمن اسلامی دانشکده مهندسی و علوم پايه اين دانشگاه را غير قانونی اعلام کرد . ( ايلنا 30/1/84 )


18 ـ سعيد نعيمي و علي اصغر ذوالقدر  از اعضای سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه زنجان به علت برگزاری برنامه ای در سال 1380 تحت عنوان  « نقد عملکرد نهادهای زير نظر رهبری » به اتهام توهين به رهبری در دادگاه زنجان  به 3 ماه حبس تعليقي محکوم شدند. ( ايسنا 31/1/84 )


اخبارمطبوعات :
19ـ محمد رضا فتحی روزنامه نگار و وبلاگ نويس « ساوه جم » به اتهام تشويش اذهان عمومي ، نشر اکاذيب ، توهين و افترا با شکايت عليرضا آشنا گر فرماندار ساوه ، توسط فلاح زاده از افسران اطلاعاتی در اداره اماکن نيروی انتظامی مورد بازجويي قرار گرفت . نامبرده با نشريات مجنون ، گفتگو ، لاله سرخ ، آوای ساوه و ندای اصلاحات همکاری داشته است . ( ساوه جم 6/1/84 )
20 ـ دکتر رويا طلوعي سردبير نشريه « راسان » و عضو « کانون زنان کرد مدافع صلح و حقوق بشر » به علت مصاحبه با راديوهای بين اللملی فارسي زبان ، به اتهام خدشه دار کردن امنيت ملی و افتراء به نظام با شکايت حفاظت اطلاعات نيروی انتظامي سنندج به شعبه چهار بازپرسي که زير نظر دادگاه انقلاب است احضار شد. ( ايران 10/1/84 )


21ـ مسيح علي نژاد خبرنگار پارلمانی خبرگزاری ايلنا و روزنامه همبستگي به علت افشای فيش حقوقی نمايندگان مجلس و مبلغ عيدی و پاداش يک ميليون و صد هزارتوماني آنها ، توسط حراست از مجلس اخراج شد . هشتاد نفر از نمايندگان مجلس با امضای طوماری خواستار اخراج وی شده بودند . ( آفتاب 15/1/84 )


22 ـ کيوان صميمي مدير مسئول ماهنامه سياسي « نامه » به اتهام تبليغ عليه نظام و توهين به برخي نهادها به شعبه 6 دادسرای کارکنان دولت و رسانه ها احضار شد. ( ايسنا 17/1/84 )


23 ـ مهدی رحمانيان مدير مسئول روزنامه « شرق » به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و انتشار مطالب خلاف در شعبه ششم دادسرای کارکنان دولت و رسانه ها مورد بازجويی قرار گرفت . ( ايلنا 17/1/84)


24 ـ ماهنامه ادبي « کارنامه » به مدير مسئولي نگار اسکندر فر به اتهام درج مطالب خلاف عفت عمومي بدستور هيئت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد توقيف گرديد. ( ايسنا 17/1/84 )


25 ـ امير عزتی خبرنگار مجله « دنيای فيلم » به اتهام اقدام عليه امنيت ملی با شکايت مدعی العموم در دادگاه تجديد نظر غياباٌ به پرداخت يک ميليون تومان جزاي نقدی و سه سال زندان محکوم شد . نامبرده در حال حاضر با وثيقه 50 ميليون تومانی آزاد است . ( ايسنا 20/1/84)


26 ـ ابوالفضل وصالي مدير مسئول  روزنامه « ندای آذرآبادگان » به اتهام تشويش اذهان عمومی ، با شکايت معاونت اطلاعات نيروی انتظامي آذربايجان شرقي در شعبه 33 دادگستری تبريز به پرداخت 3 ميليون تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ايرنا 24/1/84 )


27 ـ حسين احمدی نياز مدير مسئول هفته نامه « ئاسو » به اتهام نشر اکاذيب ، با شکايت حفاظت  اطلاعات نيروی انتظامي استان کردستان به شعبه چهارم بازپرسي دادگاه عمومی و انقلاب سنندج احضار شد. ( ايلنا 24/1/84 )


28ـ عبدالله سهرابي مدير مسئول و سامان سليماني سردبير هفته نامه « روژ هلات  » به اتهام تشويش اذهان عمومي و اقدام عليه امنيت ملي ، با شکايت فرماندهي نيروی انتظامي استان کردستان به شعبه چهارم بازپرسي دادگاه عمومی و انقلاب سنندج احضار شد. ( ايلنا 24/1/84 )


29 ـ  فريد مدرسي روزنامه نگار  به علت دفاع از حقوق انسانی دکتر هاشم آغاجری به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران احضار شد. ( ايلنا 26/1/84 )


30 ـ محمد صديق کبودوند مدير مسئول هفته نامه توقيف شده « پيام مردم کردستان » با اتهامات جديدی به شعبه اول دادگاه عمومی و انقلاب سنندج احضار شد. ( ايسنا 28/1/84 )



اخبار مربوط به فعالين سياسی ، فرهنگی و زندانيان سياسی :
31 ـ همزمان با تحويل سال نو شهرهای کردنشين سنندج ، قروه ، بانه ، و مهاباد شاهد ناآرامي و تجمع مردم  بودند. تعدادی از مردم در اين ناآرامي ها توسط نيروهای امنيتی دستگير شدند. ( بازتاب 1/1/84 )


32ـ اسماعيل دهقان از فعالان حرکت ملي آذربايجان در اورميه به دادگاه انقلاب شهرستان کلبير احضار شد. وی سال گذشته مدتی در تبريز زندانی بود. ( کميته آذربايجان ـ سوئد 8/1/84 )


33 ـ چهار نفر از اعضای دو « گروه مخالف رژيم » هنگام ورود غير مجاز از مرز سردشت به ايران توسط نيروهای امنيتي دستگير شدند. ( بازتاب 10/1/84 )


34 ـ پدر يکي از کشته شدگان در ورزشگاه آزادی اعلام کرد: « جسد فرزندم را با يک شورت و تي شرت از بيمارستان تحويل گرفتم . وی گفت : از گردن به پائين سالم وکوچکترين آثاری از لگدشدگي نبود. گوشها خون ريزی مي کرد . يک قسمت صورتش هم کبودی داشت ضربه به سرش خورده بود. ديده بودند که اين بچه را با باطوم زده اند و انداختندش آنجا.
( راديوفردا 10/1/84 )


35 ـ ولي الله فيض مهدوی زندانی سياسی وابسته به سازمان مجاهدين خلق ايران ، که از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده حکم وی جهت اجرا به شعبه 8 اجرای احکام دادگاه انقلاب کرج ارجاع شده است . مأمورين امنيتی در زندان رجايي شهر به وی گفته اند « اگر حاضر به نوشتن توبه نامه شود از اجرای حکم او خود داری خواهند کرد » .
 ( کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي 14/1/84 )
36 ـ ده نفر از اعضای « يک گروه مخالف رژيم » توسط مأموران امنيتي در شهرستان اشنويه واقع در استان آذربايجان غربي دستگير شدند. ( بازتاب 14/1/84 )


37 ـ نجمه اميد پرور وبلاگ نويس پس از يک ماه بازداشت توسط اطلاعات رفسنجان ، با قرار وثيقه پنج ميليون تومانی از زندان آزاد شد. (کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي 14/1/84 )


38 ـ کاظم جلالي نماينده شاهرود در مجلس شورای اسلامی ، به علت سوال از مسعود پزشکيان وزير بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در رابطه با مرگ پاسدار جانباز محمد رجبی ثانی که بر اثر شکنجه در زندان کشته شد، به عنوان متهم به شعبه دوم بازپرسي مجتمع قضايي احضار شد.
( آفتاب 15/1/84 )


39 ـ عليرضا علوی تبار فعال سياسي به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع و نشر اکاذيب در سايت امروز با شکايت مدعی العموم به شعبه 1083 دادگاه کيفری استان تهران احضار شد.
(ايلنا 15/1/84 )


40ـ محسن حکيمی عضو کانون نويسندگان ايران ، به اتهام شرکت در تجمع غير قانونی روز جهاني کارگر ، در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي سقز بصورت غير علنی محاکمه شد.
(ايلنا 15/1/84 )


 41ـ محمود صالحی و برهان ديوانگر از اعضای سنديکای خبازان سقز و از بازداشت شدگان تجمع روز جهانی کارگر ، به اتهام شرکت در تجمع غير قانونی و اغتشاش در دادگاه شهرستان سقز محاکمه شدند . ( ايسنا 16/1/84 )


42 ـ سه تن از متهمان پرونده « جشنواره تئاتر ايران زمين» به اتهام مشارکت در فراهم کردن موجبات فساد و فحشاء با استناد به قانون مجازات اسلامی، در شعبه 112 دادگاه جزائی اهواز به سه سال حبس تعزيری و پنج سال محروميت از اشتغال در مشاغل فرهنگی محکوم شدند.
 (ايسنا 17/1/84 )


43 ـ رجبعلی مزروعی رئيس انجمن صنفی روزنامه نگاران ، که بدعوت فدارسيون بين المللی روزنامه نگاران عازم دانمارک بود  در فرودگاه مهرآباد ممنوع الخروج شد . ( ايلنا 17/1/84)


44 ـ کريم صابر فعال سياسی و جانباز جنگ بدليل سخنرانی در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا به اتهام توهين به مقدسات ، تشويش اذهان عمومی و نسبت دادن بدهی ارزی و تخريب جنگل به يکی از مقامات کشوری در شعبه اول دادگاه شهرستان ماسال به چهار سال زندان محکوم شد . ( ايلنا 18/1/84)


45 ـ حکم اعدام حجت زمانی زنداني سياسي 29 ساله عضو سازمان مجاهدين خلق ايران از سوی ديوانعالي کشور تائيد شد. لازم به يادآوری است فلاح و خزعل زمانی برادران وی توسط حکومت ايران اعدام شده اند. ( شورای ملي مقاومت ايران 20/1/84  )


46ـ حسين عبدالله پور و مسعود رهبری عضو جبهه مشارکت قم به اتهام توهين به شعبه 115 دادگاه عمومی قم احضار شدند . ( ايسنا 21/1/84 )


47 ـ شيرزاد عبداللهی دبير آموزش و پرورش شهر تهران در ارتباط با ناآرامی ها و اعتراضات صنفی معلمان در زمستان سال 80  به شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران احضار شد . جرم وی سخنرانی در تجمع اعتراضی معلمان در مرکز تربيت معلم در خيابان حافظ تهران است . ( شرق21/1/84 )


48 ـ رجبعلی مزروعی دبير انجمن روزنامه نگاران به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و انتشار مطالب خلاف واقع با شکايت سپاه پاسداران غياباٌ در شعبه 76 دادگاه کيفری استان تهران محاکمه شد . ( ايلنا 22/1/84 )


49 ـ به گفته عباس حسنخاني فرماندار سردشت 20 نفر از تجمع کنندگان در مراسم شادماني انتخاب جلال طالبانی به عنوان رئيس جمهور عراق ، توسط نيروی انتظامی بازداشت و سپس با قيد ضمانت آزاد شدند. ( ايلنا 22/1/84 )


50 ـ مراسم بزرگداشت سالگرد دکتر يدالله سحابي در دانشگاه اراک به حکم هيئت نظارت دانشگاه لغو شد. قرار بود در اين مراسم ابوالفضل بازرگان عضو نهضت آزادی ايران و مهدی اميني زاده  عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت سخنرانی کنند. ( شرق 23/1/84 )


51 ـ گروه فشار حکومتي مراسم سخنراني مصطفي تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت را در شهرستان اهر به علت انتقاد از تفکرات مصباح يزدی برهم زدند. ( تبريز نيوز 26/1/84 )


52 ـ هاشم خواستار ، عضو کانون صنفي فرهنگيان خراسان به اتهام اقدام عليه امنيت کشور و ارتباط با  گروههای « ضد انقلاب » به 3 سال حبس تعليقي محکوم شد . ( ايسنا 28/1/84 )


  دستگيريهای دستجمعي :
53 ـ به گفته سرهنگ حسن اسد مسجدی معاون اجتماعی و ارشاد نيروی انتظامي استان خوزستان  137 نفر از شرکت کنندگان در تظاهرات اعتراضي مردم اهواز توسط نيروهای امنيتی دستگير و 8 نفر زخمي شدند. ( بازتاب 27/1/84 )


54 ـ بر اثرتيراندازی نيروی انتظامي به مردم معترض حميديه و اهواز سه نفر کشته تعدادی زخمي و 250 نفر بازداشت شدند. ( بي بي سي 27/1/84 )


55 ـ  به گفته امير خاني دادستان اهواز کار تشکيل پرونده برای بيش از 100 نفر از دستگير شدگان  در حرکات اعتراضي مردم اهواز آغاز شده است . ( ايسنا 28/1/84 )


56 ـ  به گفته علي يونسي وزير اطلاعات 200 نفر از شرکت کنندگان در حرکات اعتراضي مردم اهواز توسط نيروهای امنيتي دستگير شده اند. ( ايرنا 29/1/84 )


57  ـ به گفته جهانبخش خانجاني سخنگوی وزارت کشور 2 نفر از شرکت کنندگان در حرکات اعتراضي مردم ماهشهر بر اثر تيراندازی نيروهای امنيتي کشته شده اند. ( ايسنا 29/1/84 )


58 ـ به گفته علی شمخاني وزير دفاع  در حرکات اعتراضي مردم اهواز 310 نفر توسط نيروهای امنيتی دستگير و بين 3 تا 4 نفر کشته شده اند . ( ايسنا 30/1/84 )


59 ـ به گفته مجتبي گهستاني روزنامه نگار ساکن اهواز در حرکات اعتراضي مردم اهواز بر اثر تير اندازی نيروهای امنيتی حدود 30 نفر زخمي و 5تا 6 نفر کشته شده اند . ( راديوفردا 31/1/84 )
لازم به ياد آوری است بر اساس اطلاعيه های صادره از سوی اپوزسيون خارج از کشور تعداد دستگير شدگان ، زخمی ها وکشته شدگان در درگيريهای نيروهای امنيتي با مردم  در استان خوزستان بسيار بيشتر از آماری است که در داخل اعلام شده است.


60 ـ مأموران مبارزه با مفاسد اجتماعي نيروی انتظامي استان خراسان رضوی 20 مرد و 15 زن شرکت کننده در يک پارتي را دستگير کردند. ( ايران 25/1/84 )


محکومين به اعدام :
61 ـ  خانمي بنام کبرا 50 ساله به جرم قتل همسرصيغه ای اش  احمد رحيمی 62 ساله در شعبه 71 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضي نورالله عزيز محمدی محکوم به اعدام شد.
( اعتماد 17/1/84 )
62 ـ داود به جرم قتل پسر دايي اش روح الله در شعبه 71 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضي نورالله عزيز محمدی و با تائيد شعبه 32 ديوانعالي کشور محکوم به اعدام شد. اين حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنايي تهران به رياست قاضي قريشي زاده فرستاده شد. ( شرق 17/1/84 )


63 ـ آقايي بنام ساقی به جرم تجاوز و آدم ربايی در شعبه 5 دادگاه کيفری استان خراسان محکوم به اعدام شد . ( ايران 18/1/84)


64 ـ  فردی بنام علی به جرم قتل مهرداد در زندان رجايي شهر در شعبه 71 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضي نورالله عزيز محمدی و با تائيد شعبه 26 ديوانعالي کشور محکوم به اعدام شد. اين حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنايي تهران به رياست قاضي قريشي زاده فرستاده شد. ( شرق 18/1/84 )


65 ـ فردی بنام صديق به جرم قتل محمدرضا 27 ساله در شعبه 1154 دادگاه عمومی تهران به رياست قاضی محمد جواد اسماعيلی محکوم به اعدام شد . ( شرق 21/1/84)


66 ـ عبدالحسين قربانخانی 22 ساله به جرم قتل همسرش ، مرجان 19ساله در شعبه 74 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی قاسم کوه کمره ای محکوم به اعدام شد .
( اعتماد 22/1/84 )


67 ـ دو پسر جوان 18 و 22 ساله به اتهام تجاوز به يک پير زن 70ساله ، در شعبه 101 دادگاه عمومی و جزائی کرمان به رياست قاضی اميری تبار محکوم به اعدام در ملاء عام شدند .
 ( ايران 22/1/84)


68 ـ حاتم گرگي به جرم قتل آيدين 26 ساله در شعبه 1154 دادگاه عمومی ـ جزايي تهران به رياست قاضی محمد جواد اسماعيلی و با تائيد ديوانعالي کشورمحکوم به اعدام شد . اين حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنايي تهران به رياست قاضي ناصر قريشي زاده فرستاده شد. ( شرق 23/1/84 )


69 ـ فردی بنام سعيد 31 ساله به جرم قتل حسين نوروزی 17 ساله  در شعبه 71 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضي نورالله عزيز محمدی و با تائيد شعبه 41 ديوانعالي کشور محکوم به اعدام شد. اين حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنايي تهران به رياست قاضي ناصر قريشي زاده فرستاده شد. ( قدس 25/1/84 )
70ـ رسول علي محمدی 17 ساله به جرم آدم ربايي و تجاوز به عنف به حکم شعبه 53 دادگستری اصفهان و با تائيد شعبه 33 ديوانعالي کشور به اعدام در زندان مرکزی اصفهان محکوم شد . به درخواست جامعه وکلای دادگستری ، کانون مدافعان حقوق بشر و سازمان عفو بين الملل حکم وی موقتا اجرا نشد . پدر وی موسي علي محمدی در ملاء عام به دار