متن نامه دانشجويان به نخست وزير کانادا درارتباط با پذيرش قاضی مرتضوی در يکی از دانشگاههای اين کشور
در پی شنیده هايی مبنی بر اخذ بورسيه تحصيلی کانادا توسط قاضی مرتضوی جمعی از دانشجويان نامه سرگشاده ای برای نخست وزير کانادا تدارک ديده اند. متن کامل اين نامه که درحال حاضر برای جمع آوری امضا بين دانشجويان دانشگاههای ايران دست به دست می گردد به شرح زیر است
عاليجناب ژان ژوزف ژاک کرتين صدر اعظم کانادا
با تقديم سلام و احترام به ملت و دولت کانادا و اميد به تقويت پيوندهای دو ملت ايران و کانادا
ما دانشجويان امضا کننده زير لازم می دانيم ضمن آرزوی گسترش روابط فرهنگی ميان برگزيدگان دو کشور نکته ای را به عرض برسانيم.
اخيرا در محافل مطبوعاتی و خبری کشور ما شنيده شده که شخصی موسوم به سعيد مرتضوی ( قاضی دست نشانده دادگا مطبوعات در ایران) می خواهد با استفاده از بورسيه دولتی جهت ادامه تحصيل در دانشگاههای کانادا به آن کشور عزيمت نمايد.
عاليجناب
از آنجا که در کارنامه شغلی اين قاضی جوان که در دستگاه قضايی ايران ترقی جهش وار و غير متعارف داشته صدور احکام تعطيل و توقيف بی مبنا و غير قانونی برای نزديک به صد روزنامه و نشريه مستقل و اصلاح طلب ثبت شده و جامعه حقوقدانان و اهل فرهنگ و مطبوعات در ايران به شدت به عملکرد مشکوک وغير مستقل نامبرده اعتراض دارند و نيز از آنجا که قرار است هزينه تحصِيل اين قاضی مبتدی به عنوان جايزه قتل عام فجيع فرهنگی در سال های اخير به وی اعطا شود خواهشمنديم برای حفظ شأن و حرمت دانش و فرهنگ و حفظ اعتبار دانشگاههای کانادايی در چشم دانشجويان، استادان و روشنفکران ايرانی از پذيرش اين عنصر ضد فرهنگ و دانش در هر يک از دانشگاههای کانادا خودداری نماييد. بی شک پرونده اين جنايتکار عليه فرهنگ و اطلاع رسانی جامعه ايران پرونده ای سياه تر از آن دارد که با اخذ مدرک از يک دانشگاه بين المللی تبرئه شود.
باسپاس و ابراز احترام دوباره
جمعی از دانشجويان دانشگاه های ايران
April 22, 2003
کشمکش بر سر ادامه پخش پارازيتهای ماهواره ای
نايب رييس كميته مخابرات مجلس نتايج جلسه كميسيون صنايع مجلس در بارهرسيدگي به تخلفات برخي دستگاهها در پخش پارازيتهاي ماهوارهاي را اعلام كرد و گفت مجلس و رييسجمهور دستور شناسايي و برخورد با متخلفان انتشار امواج و پارازيتهاي ماهوارهاي را صادر كردند.
علي اكبر موسوي خوئيني، نماينده مردم تهران گفت: در اين جلسه براساس نتايج گزارشات رسمي سال 81 كارشناسان و دستگاه اجرايي زيربط اعلام شد اماكني در تهران كه تداخلات يادشده از آن ناحيه منتشر شده به ثبت رسيدهاند و علاوه بر فرستندههاي ثابت، تعدادي مجموعهي سيار (كاميونت) نيز در اين امور دخالت دارند و عمدتا مراكز تحت اختيار يكي از مجموعههاي نظامي براي اين كار مورد استفاده قرار ميگيرند.
موسوي افزود: همچنين نظرات يكي از كارشناسان ارشد سازمان بهداشت جهاني و متخصص ژنتيك (كه مقر آن در سوييس قرار دارد) راجع به آثار خطرناك و مخرب اين امواج در اختلالات باروري و غيره مطرح شد.
موسوي ادامه داد: دراين جلسه معاونان وزارتخانهها و كارشناسان وزارت دفاع پست، تلگراف و تلفن،اطلاعات، بهداشت و درمان، و محيط زيست حضور داشتند و معاون وزير دفاع از قول يكي از دستگاههاي نظامي (كه در جلسهي دبيرخانهشوراي امنيت بر غير مضر بودن امواج ياد شده تاكيد نموده بود) ضمن اظهار بياطلاعي از انتشار چنين امواجي از دولت و مجلس خواست گزارشات تخلفات و محلهاي احتمالي انتشار پارازيتها را در اختيار اين وزارتخانه بابت پيگيري و برخورد لازم با متخلفان قرار داده و تاكيد كرد اگر تخلفي گزارش شود تعارف با كسي نداشته و وزارت دفاع به عنوان مسوول نظارت بر حسن اجراي قوانين در نيروهاي مسلح بر وظيفه خود عمل خواهد كرد.
نماينده تهران ادامه داد: همچنين در اين جلسه معاون وزير پست، تلگراف و تلفن ضمن ارايه گزارشي از فعاليتهاي فني و كارشناسي در خصوص شناسايي و رديابي امواج مورد اشاره اظهار كرد:« متاسفانه اين وزارتخانه در برخورد با دستگاههايي كه اقدام به تداخل در سيستمهاي مخابراتي كشور ميكنند با مشكل مواجه است و از اين رهگذر خسارات عديدهاي تحميل ميشود.
وي گفت: معاون وزير پست و تلگراف هشدار داد كه در برخي مواقع در اثر تداخل امواج بر روي سيستم ناوبري هواپيما نيز تاثير گذاشته و خطرات فراواني در پي دارد كه نمونههاي مشخصي از آن موجود است.
امروز
فاجعه آفرينان، كشور را تا كدام ورطه رهبری خواهند كرد؟
مثلث ديپلماسی پنهان ايران- عراق- امريكا
سقوط برق آسای رژيم صدام حسين عبرت آموز است، به آن شرط كه كسانی در جمهوری اسلامی، اگر موئی از عرق ملی بر تن دارند اهل عبرت باشند! حساب آنها كه چنين موئی برتن ندارند جداست!
بخش پايانی گزارش "اسناد دو دهه مناسبات پنهان امريكا با ايران"- كه تمركز اصلی روی مسئله توليد و فروش سلاح به عراق است و بخش مربوط به ايران آن در اينجا بسيار ضعيف است- نشان می دهد كه امريكا محرمانه ترين و گرم ترين مناسبات را با رژيم صدام حسين داشته است. آنچنان محرمانه كه بندرت كسی در عراق از آن مطلع بوده و محرمانه چنان كه تا مرز فروش مرگبارترين سلاح ها و مواد اوليه توليد اين سلاح ها به عراق پيش رفته بود. همه اين مناسبات برای امريكا( بی تفاوت نسبت به اينكه چه دولتی، از چه حزبی بر سر كار است) تا آن لحظه ايست كه صدام حسين همسو با سياست ها و منافع امريكا حركت می كند. ديديم كه به محض تغيير اين تناسب – چه در جنگ 1991 و چه در تهاجم اخير- بسرعت می تواند دگرگون شود. دوستان امريكائی صدام حسين كه از ديدار و مذاكره با وی با شادمانی در محافل سياسی امريكايی ياد می كردند، به دشمنان آشكار وی تبديل شدند و زمانی كه عكس های او را در كاخ هايش در بغداد پائين می كشيدند، تنها به طلاكاريهای اطراف آن می انديشيدند و آيه های قرآنی اطراف اين قاب ها را كه با طلا نوشته شده بود با خود به امريكا و انگلستان بردند تا آب كنند و پشتوانه اسكناس ملی شان!
صدام حسين سقوط كرده است، اما آن انديشه جدا از مردم و طرفدار زدوبند پنهان برای باقی ماندن بر سر قدرت همچنان در كشورهای منطقه و از جمله در جمهوری اسلامی باقی است و اتفاقا خطر برای ميهن ما از همين نقطه بر می خيزد. از اين نقطه كه بموجب طرح های پشت صحنه در كاخ سفيد ايران را يكبار ديگر به كام جنگی مرگبارتر از جنگ 8 ساله با عراق بكشانند. جنگی كه هاشمی رفسنجانی و رهبر كنونی جمهوری اسلامی فرماندهان اتاق جنگش بودند و امثال محسن رضائی استراتژيست نظامی آن و اكنون بموجب همين اسناد می بينيم كه چگونه از پشت صحنه ادامه ابلهانه جنگ با عراق را به اين ستادهای جنگی در جمهوری اسلامی تحميل و انقلاب 57 و ملت ايران را با عوارض و عواقب آن درگير كردند. همان انديشه كه می خواست جمهوری اسلامی را صادر كند و كمربند سبز بسته و چفيه عراقی به گردن می بست تا كربلا را فتح كند، امروز يكبار ديگر در قالب معاودان عراقی و امثال آيت الله شاهرودی می خواهد جمهوری اسلامی را جايگزين جمهوری عراق بعد از صدام كند. آنها كه خواب جنگ مذهبي- منطقه ای و "عرب- عجم" و كشاندن ايران به اين ورطه را در سر دارند، بسيار خوب می دانند و به تجربه جنگ با عراق بسيار خوب مجهزند و راه های كشاندن رهبری جمهوری اسلامی را به ورطه ای كه روز به روز بايد بيشتر نگران آن بود بلدند.
رهبران جنگی امروز امريكا، در آن سالها هواپيماهای ويژه برای سفرهای شخصی صدام حسين در اختيارش می گذاشتند، عراق را تا آستانه توليد بمب اتمی و خوشه ای پيش بردند، محرمانه ترين مناسبات اطلاعاتی را با كاخ صدام حسين برقرار كردند و به ادامه جنگ دامن زدند.
در ايران، هركس در اين باره هشدار داد، ابتدا در نماز جمعه های تهران آماج حملات تبليغاتی قرار گرفت و سپس سر از زندان در آورد و نابود شد. حتی هنوز رهبران نهضت آزادی ايران، از جمله به همين جرم در تيررس انواع اتهامات حكومتی اند. آنها نيز مانند رهبران حزب توده ايران متهم اند كه با ادامه جنگ مخالفت كرده و آن را عليه منافع ملی كشور می دانستند. دومی ها را در سال 67 قتل عام كردند و اولی ها، كه ملی – مذهبی ها باشند فعلا بيش از زندان و بازجوئی تحت فشار روانی شامل حالشان نشده است.
بخش پايانی اين گزارش را در ادامه می خوانيد و برای مطالعه از قسمت های پيشين می توانيد به آرشيو اين گزارش كه در ادامه ستون سخن روز جمع آوری شده مراجعه كنيد.
بخش پايانی گزارش دو دهه مناسبات پنهان
ميان امريكا- عراق و ايران
بخش چهارم
سند36
از بخش حافظ منافع امريكا در عراق- از ويليام ايگلتون به وزارت امور خارجه
موضوع: "ملاقات با طارق عزيز: "گسترش تسهيلات صادرات نفت عراق"
طارق عزير پس از گفتگوهايش با دانالد رامسفلد به ويليام ايگلتون می گويد كه صدام حسين از ملاقات با رامسفلد و فضای مثبتی كه اين ملاقات بوجود آورد خرسند است.
سند37
از بخش حافظ منافع امريكا درعراق- از ويليام ايگلتون به وزارت امور خارجه
موضوع: تاسيس خط لوله نفتی عراق به اردن- 10 ژانويه 1984
ويليام ايگلتون به وزارت امور خارجه امريكا می گويد:" رهبری عراق از سفر رامسفلد به اين كشور بشدت خشنود است. طاريق عزيز تا آنجا پيش رفت كه رامسفلد را فردی... ناميد."
سند 38
از جورج شولتز وزير امور خارجه به كنسولگری امريكا در اورشليم
موضوع: پيگيری مسئله ايران و عراق- 14 ژانويه 1984
ايالات متحده ضمن تشديد تلاش های ديپلماتيك برای جلوگيری از فروش اسلحه به ايران، كنترل های بيشتری در مورد فعاليت های تروريستی اين كشور به عمل می آورد. دراينمورد ايالات متحده هر گونه خريد نفتی از ايران را ممنوع اعلام می دارد.
ايالات متحده باترسيم طرح هايی سياست صادراتی كالا به عراق را گسترش داد. اين كشور با تجديد نظر در يك سری قوانين اجازه داد تا لوازم الكترونيكی برای آمبولانس های مسلح ونيز ديگر تجهيزات الكترونيك برای هواپيماهای شخصی صدام حسين به عراق صادر شود. دولت ريگان همچنان به تلاش هايش برای تشويق بانك صادرات و واردات امريكا به منظور اختصاص وام به عراق ادامه داد. به عقيده دولت ريگان موافقت بانك مذكور می تواند اعتبار مالی عراق را افزايش داده و به اين كشور اجازه دهد تا از نهادهای مالی بين المللی وام هائی دريافت كند.
سند 39
از ديويد اشنايدر، اداره دستيار وزارت امور خارجه در مسايل خاور نزديك و جنوب آسيا به جورج شولتز.
موضوع: "ايجاد تسهيلات صادراتی به عراق"- 30 ژانويه 1984
وزرات خارجه تسهيلاتی در زمينه صادرات ابزار مفيد نظامی به عراق قائل می شود. اين وزارتخانه بخصوص در زمينه صادرات كاميون هائی با امكانات استفاده دوگانه از خود نرمش بخرج می دهد. فروش چنين كاميون های سنگينی به عراق وايران پيش از اين ممنوع اعلام شده بود. جورج شولتز فروش مجدد آنها را به عراق تصويب می كند.
سند 40
بانك صادرات و واردات امريكا. نامه بخش تحليل گران اين بانك به بانك صادرات و واردات ايالات متحده امريكا، خاورميانه و هيات مديره
موضوع: بازنگری و پيشنهاد در مورد برنامه های بانك
21 فوريه 1984
بانك صادرات و واردات امريكا عراق را بخاطر بدهی های كلان و همچنين عدم ثبات اين كشور بخاطر جنگ با ايران، كشوری می داند كه وام دادن به آن توام باخطر می باشد.
ضميمه ای به اين يادداشت نام شركت هايی را ذكر می كند كه در صورت معتبر بودن عراق از لحاظ مالی می توانند به اين كشور صادرات داشته باشند، با شركت هائی مثل وستينگهاوس، جنرال الكتريك، بكتل و هالی برتون.
سند 41
بخش حافظ منافع امريكا درعراق. از ويليام ايگلتون به وزارت امور خارجه
موضوع: "اخطار عراق در مورد تهاجم مجدد ايران"
22 فوريه 1984
در فاصله دو سفر رامسفلد به عراق برای دستيابی به راههايی به منظور توسعه روابط امريكا و عراق و نيز مشخص نمودن معيارهايی برای همكاری با تلاش های جنگی عراق، ارتش عراق بيانيه ای صادر می كند با اين مضمون كه "متجاوزين بايد بدانند كه برای هر حشره خطرناكی سمومی وجود دارد كه با تنفس آن از ميان خواهد رفت. تعداد اين حشرات اهميتی ندارد چرا كه عراق دارای چنين حشره كش هايی می باشد."
سند 42
از جورج شولتر در وزارت امور خارجه به بخش حافظ منافع امريكا درعراق
موضوع: "ارسال مواد شيميائی امريكائی به عراق"
4 مارچ 1984
اين سند گزارش می دهد كه محموله ای به وزن 22 هزار پوند حاوی فلورايد فسفر به مقصد عراق در فرودگاه جان كندی نيويورك توقيف می شود. علت اين توقيف" امكان استفاده عراق از اين مواد برای ساختن سلاح های شيميائی” ذكر شده است.
واشنگتن از بخش حافظ منافع خود در بغداد می خواهد تا به وزارت امور خارجه اين كشور يادآور شوند كه ايالات متحده شديدا در مورد سلاح های شيميائی حساسيت دارد و به آنها گوشزد نمايد كه اين كشور علنا استفاده آنها در آينده نزديك را محكوم خواهد كرد. بخش حافظ منافع بايد تصريح كند كه عراق نبايد از سلاح های شيميائی استفاده كند و اينك ايالات متحده مخالف تلاش های عراق در دستيابی به سلاح های شيميائی است كه مواد آن از ايالات متحده خريداری شده باشد." هنگامی كه ما از چنين تلاش هائی با خبر شويم با صادرات چنين مواد شيميائی به عراق مخالفت خواهيم كرد."
سند 43
اداره امور مربوط به خاورنزديك و جنوب آسيا. از جيمز پليك به جيمز ايلام
موضوع: محكوميت استفاده عراق از سلاح های شيميائی توسط امريكا- 14 مارج 1984
وزارت امور خارجه متن يادداشتی مبنی بر محكوميت عراق در استفاده از سلاح های شيميائی را در اختيار مطبوعات قرار ميدهد. اين بيانيه اظهار می دارد:" ايالات متحده ضمن محكوميت عراق در استفاده از سلاح های شيميائی ... معتقد است كه رژيم ايران به مردود شمردن تلاش هايش در سرنگونی دولت قانونی كشور همسايه اش عراق، هنجارهای رفتاری پذيرفته شده در ميان كشورها و اصول اخلاقی و مذهبی كه ادعا می كند به آنها اعتقاد دارد را زير پا می گذارد."
سند 44
نامه وزارت امور خارجه به كنگره امريكا
موضوع: "آگاه كردن كنگره از فروش كاميون"- 5 مارچ 1984
وزارت امور خارجه به اطلاع كميته خارجی مجلس نمايندگان می رساند كه اين وزارتخانه با فروش دو هزار كاميون سنگين به عراق كه قطعات آن در ايالت های ايلينوی، اينديانا، اوهايو، پنسيلوانيا، نيويورك و ميشيگان ساخته شده است مخالفت به عمل نيآورده است. سياست رسمی ايالات متحده براساس عدم فروش وسائل نظامی به ايران وعراق قرار دارد. وقتی كه از نماينده وزارت امور خارجه سئوال شد كه كاميون ها برای مقاصد نظامی بكارگرفته شده اند، وی پاسخ داد:" ما معتقديم كه اين تصميم عراق بوده است و ما چنين اجازه ای به اين كشور نداديم."
سند 45
بخش حافظ منافع امريكا در عراق. از ويليام ايگلتون به وزارت امور خارجه
موضوع: عكس العمل خشمگينانه عراق در مورد محكوميت استفاده از سلاح های شيميائی توسط امريكا
اين سند نشان می دهد كه وزارت دفاع عراق محكوميت استفاده از سلاح های شيميائی توسط عراق از سوی امريكا را بشدت رد می كند.
بخش حافظ منافع امريكا در عراق می گويد: "عراقی ها ظاهرا از محكوميت علنی توسط امريكا بهت زده شده اند."
سند 46
سفارت امريكا در اطريش. از هلن دام به وزارت امور خارجه
يك زخمی ايران در اطريش- 13 مارچ 1984
سفير امريكا در اطريش به وزارت امور خارجه اطلاع داده است كه يك لابراتور بلژيكی به باقيمانده مواد گازهای سمی و ميكوتوكسين در خون يك مجروح جنگی ايرانی كه برای مداوای پزشكی به وين فرستاده شده يافته است.
سند 47
وزارت امور خارجه. از جورج شولتز به دفاتر خود در كشورهای اروپائی، سازمان ملل و ديگر سازمان های بين المللي
موضوع: كميسيون حقوق بشر سازمان ملل: بند 12: قطعنامه ايران در مورد استفاده عراق از سلاح های شيميائي- 14 مارج 1984
وزارت امور خارجه به هيات نمايندگی خود در سازمان ملل دستور می دهد تا با جلب حمايت كشورهای اروپائی در راستای "عدم تصميم گيری” در قبال پيش نويس قطعنامه ايران مبنی بر محكوميت عراق بخاطر استفاده از سلاح های شيميائی عمل كند. در صورت عدم توفيق در اين زمينه ايالات متحده در رای گيری شركت نخواهد كرد.
ايالات متحده بر نكاتی تاكيد خواهد كرد كه اخيرا در كنفرانس مطبوعاتی به آن اشاره كرده بود. اين كه "دولت امريكا استفاده غير قانونی و ممنوع شده از سلاح های شيميائی را هر جا كه رخ دهد، بطور يكسان محكوم می كند."
سند 48
از جورج شولتز وزير امور خارجه امريكا به سفارت امريكا در سودان
موضوع: يادداشت وزارت امور خارجه در مورد سفر رامسفلد به بغداد- 24 مارچ 1984
درارتباط با نگرانی مقامات عراقی از محكوميت علنی اين كشور در استفاده از سلاح های شيميائی. دولت امريكا معتقد است كه "عليرغم اخطارهای مكرر كه اين مسئله دير يا زود مطرح خواهد شد، عراق همچنان به استفاده از اين سلاح ها ادامه خواهد داد." بيشتر اين يادداشت در برگيرنده علاقه دولت ريگان در اطمينان دادن به مقامات عراقی در اين مورد است كه تخصيص وام از سوی امريكا برای احداث خط لوله نفتی عراق به بندر عقبه در اردن و نيز در چارچوب منافع امريكا در منطقه ممكن است صورت گيرد. در اين يادداشت آمده است كه مقامات عراقی " از استفاده امريكا از هر نوع وسيله ای برای رسيدن به اهداف خود در منطقه" دچار سردرگمی شده اند.
سند 49
از دونالد چارلزسيدل، سفارت امريكا در بحرين به وزارت امور خارجه امريكا
موضوع: ماموريت خاورميانه- تلاش های امريكا برای متوقف كردن ارسال اسلحه به ايران- 24 مارچ 1984
دانالد رامسفلد در چارچوب تهيه مقدمات سفر دوم خود به بغداد ليستی از كشورها تهيه كرده است تا آنها را مجبور به قطع ارسال اسلحه به ايران نمايد.
سند 50
از جين كرك پاتريك نماينده امريكا در سازمان ملل به وزارت امور خارجه
موضوع: گزارش سازمان ملل در مورد استفاده از سلاح های شيميائی در جنگ ايران وعراق: توجه شورای امنيت به اين مسئله- 28 مارس 1984
اين سند ضمن نشان دادن تلاش های بريتانيا و هلند در ارائه پيش نويس قطعنامه ای به سازمان ملل در محكوميت استفاده از سلاح های شيميائی در جنگ ميان ايران و عراق، به وجود مداركی اشاره می كند كه براساس آن عراق از سلاح های شيميائی استفاده كرده است. در اين سند نقطه نظر يك مقام رسمی سازمان ملل ذكر شده است كه براساس آن " اگر جوامع بين المللی عراق را محكوم نكنند، ايران ممكن است دست به توليد سلاح های شيميائی بزند."
سند 51
از الن اورماير دراداره امور خاور نزديك و جنوب آسيا به جيمزپليك
موضوع: پاسخ شورای امنيت سازمان ملل به شكايت ايران در مورد سلاح های شيميائي- 30 مارچ 1984
اين سند گزارشی از شورای امنيت سازمان ملل در مورد پيش نويس قطعنامه پيشنهادی هلند در مورد سلاح های شيميائی می باشد كه به عنوان بيانيه رئيس شورای امنيت منتشر می شود." اين بيانيه شامل اصول سه گانه ايست كه حمدون خواستار آن بوده است."
سند 52
از جورج شولتز وزير امور خارجه امريكا به سفارت اين كشور در لبنان
موضوع: گزارش وزارت امور خارجه- 31 مارچ 1984
وزارت امور خارجه در اين گزارش گفته است كه كنترل هائی را بر روی صادرات به ايران و عراق در زمينه سلاح های شيميائی اعمال كرده است. اين گزارش پاسخی است به سئوال های مطبوعاتی در مورد سياست خارجی امريكا در قبال جنگ ايران وعراق. يكی از سخنگويان وزارت امور خارجه امريكا گفته است كه استفاده عراق از سلاح های شيميائی تاثيری در تلاش های امريكا بمنظور ايجاد روابط نزديك تر با عراق نخواهد داشت.
سند 53
از رونالد ريگان
موضوع: اقداماتی به منظور بهبود وضعيت فعلی و آمادگی امريكا در واكنش نسبت به تغييرات آينده در جنگ ايران و عراق- 5 اپريل 1984
رونالد ريگان در اين يادداشت می گويد كه تمهيداتی به منظور افزايش قابليت های نظامی امريكا و "كسب اطلاعات لازم" در خليج فارس بايد صورت گيرد. دراين رابطه از جورج شولتز وزير امور خارجه، واين برگر وزير دفاع و ويليام كيسی رئيس سيا خواسته شده است تا برنامه ای تنظيم كنند تا از شكست عراق در جنگ با ايران جلوگيری شود. ريگان از شولتز می خواهد تا عراق را مطمئن سازد كه محكوميت استفاده از سلاح های شيميائی از سوی امريكا شفاف است و اين درحالی می باشد كه وی بايد "در مورد نياز فوری در بازداشتن ايران از ادامه تاكتيك های غير انسانی و بيرحمانه ای كه اين كشور در حملات اخير بكار گرفته است تاكيدی برابر داشته باشد."
سند 54
از جورج شولتز وزير امور خارجه به سفارت امريكا در اردن
موضوع: سلاحهای شيميائی: ملاقات با مسئول عراقي- 6 اپريل 1984
دراين گزارش آمده است كه جيمزپليك معاون دستيار وزارت امور خارجه در تاريخ 29 مارچ با نزارحمدون نماينده بخش حافظ منافع عراق در امريكا راجع به پيش نويس قطعنامه سازمان ملل در مورد استفاده از سلاح های شيميائی در جنگ ايران و عراق مذاكره كرده است. حمدون گفته است كه عراق بيانيه رئيس شورای امنيت در مورد اين قطعنامه را ترجيح می دهد. پليك تاكيد كرده كه ايالات متحده پيشنهاد عراق را در گنجانيدن چند نكته در قطعنامه می پذيرد، به آن شرط كه شورای امنيت آنرا تصويب كند. او گفته است كه امريكا از همكاری دولت عراق" درجلوگيری از بوجود آمدن وضعيتی كه اوضاع را در ارتباط با سلاح های شيميائی پيچيده تر كند خوشحال خواهد شد" اما وی تاكيد كرد كه ايالات متحده نه تنها "مايل نيست اين مسئله بر روابط متقابل دو كشور سايه افكند، بلكه نمی خواهد اين موضوع منافع دو كشور را در پايان زود هنگام جنگ به مخاطره اندارد."
سند55
از ويليام ايگلتون در بخش حافظ منافع امريكا در عراق به وزارت امور خارجه
موضوع: مذكره با كمپانی بل در مورد فروش احتمالی هليكوپتر به عراق- 12 اپريل 1984
بخش منافع ايالات متحده در عراق از وزارت امور خارجه خواسته است تا پيشرفت مذاكرات موجود ميان عراق و كمپانی بل هليكوپتر تكسترون در مورد فروش هليكوپتر به وزارت دفاع عراق را كه "نمی تواند در موارد نظامی بكار گرفته شود" ارزيابی های لازم را صورت دهد.
سند 56
نامه ريچارد نيكسون به نيكلای چائوشسكو ( در مورد همكاری مشترك امريكا و رومانی برای فروش يونيفورم به عراق)- 3 می 1984
ريچارد نيكسون رئيس جمهور پيشين امريكا با ارسال نامه ای به نيكلای چائوشسكو رئيس جمهور رومانی از قراردادی كه اين كشور با كلنل جان برنان دستيار و رئيس سابق كاركنان كاخ سفيد و نيز دادستان عالی سابق امريكا به نام جان ميچل برای تهيه يونيفورم های نظامی ساخت رومانی و صدور آنها به عراق بسته است پشتيبانی به عمل آورد.
پس از حمله عراق به كويت تحقيقات جنائی در مورد شركت هايی كه تجهيزات نظامی به عراق فروخته بودند صورت گرفت. بسياری از اين شركت ها با مقامات رسمی دولت پيشين امريكا رابطه داشتند.
سند 57
از ديك گرونت مشاور مخصوص وزير امور خارجه امريكا در مورد سياست های عدم گسترش سلاح های هسته ای و امور مربوط به انرژی اتمی به ريچارد كندی.
موضوع: "صادرات وسائل با امكانات استفاده دو گانه به عراق از سوی امريكا: اقدمات مشخص"( شامل سندی تحت عنوان صادرات وسايلی با امكانات استفاده دوگانه به عراق به تاريخ 27 اپريل)- 9 می 1984
نامه ای كه در داخل وزارت امور خارجه امريكا منتشر شد نشان ميدهد كه دولت امريكا در حال بررسی سياست"فروش محموله ای خاص از وسائل با امكانات استفاده دو گانه به "كارخانه های اتمی است. اين بررسی به توسعه تجارت با عراق می انجامد كه "شامل كارخانه های اتمی اين كشور نيز می شود."
سند 58
گزارش آزانس اطلاعاتی وزارت دفاع
موضوع: پيش بينی هايی در مورد عراق
آژانس اطلاعاتی وزارت دفاع ضمن ارزيابی شرايط سياسی، اقتصادی و نظامی عراق پيش بينی می كند كه اين كشور قادر است به توليد سلاح های معمولی و شيميائی ادامه دهد و "احتمالا سلاح هسته ای نيز توليد كند." اين گزارش اشعار می دارد كه استفاده عراق از سلاح های شيميائی بر عليه اسرائيل بعيد بنظر می رسد زيرا در اين صورت اسرائيل نيز به آن پاسخ خواهد داد و همچنين روابط امريكا و عراق در چارچوب سياست های امريكا در خاورميانه و از جمله كمك به عراق به مخاطره خواهد افتاد.
سند 59
بيانيه اداره امور سياسي- نظامی وزارت امور خارجه
موضوع: استفاده غير قانونی از سلاح های شيميائی توسط عراق- 16 نوامبر 1984
در اين بيانيه اشاره شده است كه ايالات متحده مدت ها پيش به اين نتيجه رسيده بود كه عراق "از سلاح های شيميائی توليد شده درداخل" در جنگ با ايران استفاده كرده است. به اعتقاد ايالات متحده اين " اين سلاح ها بدون كمك كشورهای خارجی و در بعضی مواقع با كمك تعدادی از شركت های اروپائی ساخته شده است." اداره امور سياسي- نظامی وزارت امور خارجه تصور می كند كه عراق در پاسخ به اعتراض امريكا در نوامبر 1983 استفاده از سلاح های شيميائی را متوقف و بار ديگر آنها را در فوريه 1984 بكار برد.
سند 60
از جورج شولتز وزير امور خارجه به سفارت امريكا درعراق
موضوع: ملاقات وزير امور خارجه امريكا با طارق عزير در 26 نوامبر 1984- ساعت ده صبح 29 نوامبر 1984
بدنبال برقراری روابط رسمی ديپلماتيك ميان ايالات متحده و عراق، جورج شولتز در ملاقات با طارق عزير تاكيد می كند كه "ايالات متحده مايل است كه اين روابط براساس اصول برابری و احترام متقابل و عملكرد دو جانبه استوار باشد." پس از آنكه طارق عزير می گويد كه برتری عراق در زمينه تسليحات اين كشور را قادر می سازد تا از خود در مقابل ايران دفاع كند، شولتز پاسخ می دهد" برتری اطلاعاتی بايد فاكتور مهمی در دفاع عراق از خود بشمار آيد، عزيز در جواب می گويد كه اين موضوع می تواند درست باشد." ( ايالات متحده سالهای متمادی اطلاعات محرمانه ای را دراختيار عراق قرار می داد.)
جورج شولتز ضمن استقبال از شفايت موجود در مذاكرات امريكا و عراق تاكيد می كند" عراق می تواند انتظار تداوم مخالفت های امريكا در استفاده و توليد سلاح های شيميائی را داشته باشد. اين موضع گيری بطور مشخص تنها در قبال عراق نيست..."
سند 61
استشهاد يك دادگاه محلی در فلوريدا
شاكی: ايالات متحده
متهم: كارلوس كاردوئن
اتهام: كمپانی تله راين بطور غير قانونی ماده جايگزينی بنام زيركونيوم را دراختيار صنايع كاردئون و كشور عراق قرار داده است- 31 ژانويه 1985
هاوارد ميتچر، عضو شورای امنيت ملی دولت سابق ريگان می گويد كه پس از آنكه رونالد ريگان سندی را به امضاء رساند كه براساس آن امريكا می بايد برای جلوگيری از شكست عراق درجنگ با ايران دست به هر كاری بزند. ويليام كيسی رئيس سيا شخصا تلاش هائی را آغاز كرد تا عراق را مجهز به سلاح هائی از جمله بمب های خوشه ای نمايد. علاوه براين وی با دراختيار گذاردن اعتبارات مالی و اطلاعات جاسوسی واطلاعات استراتژيك نظامی دراين راستا قدم های مهمی برداشت. سيا همچنين از طريق اسرائيل و مصر جنگ افزارهای نظامی در اختيار عراق قرار داد كه می توانستند با سلاح های روسی مطابقت تكنيكی داشته باشند.
اين استشهاد پس از حمله عراق به كويت دراختيار تعداد زيادی از دادستانها قرار گرفت كه در آن ايالات متحده متهم شده بود كه تجهيزات نظامی و وسائل با امكانات استفاده دوگانه ونيز در بعضی موارد در ارتباط با سلاح های هسته ای را بطور غير قانونی تحويل عراق داده است.( در خصوص استشهاد فوق، تله راين متهم شده بود كه ماده ای بنام زيركونيوم را كه در كارخانجات توليد مواد منفجره بكار می رود به شركت شيليائی كارلوس فروخته است. اين ماده كه در توليد بمب های خدشه ای به كار می رود دراختيار عراق قرار گرفته بود)
بسياری از شركت های درگير فروش تسليحات به عراق با اين ادله از خود دفاع می كردند كه تهيه تجهيزات نظامی برای عراق، اگرچه ممكن است مخفی بوده باشد، اما سياست عملی دولت امريكا بوده است.
مطرح كردن اين دعوی بسيار مشكل بود، چرا كه تحقيقاتی كه می بايست انجام شود با مسائل امنيت ملی در تقابل قرار می گرفت.
(پايان)
نامه جمعي از وبلاگنويسان و کاربران اينترنت به خاتمی
جناب آقای خاتمی، رياست محترم جمهوری
با سلام و احترام
جوانان ايرانی كه در جامعه خود از بسياری از آزادیهای اساسی و حقوق پايهای بیبهرهاند، رفتهرفته از همين اندك امكانات موجود هم محروم میشوند. گويا عزمی در كار است كه بهرغم شرايط بحرانی منطقه، حصار كنترل و ممانعت را به حوزههای خصوصی و نيمه خصوصی افراد هم تسری دهد و از حق مسلم دسترسی شهروندان به جهان آزاد اطلاعات جلوگيری كند. در اين ميان حرفهايی هست كه بايد گفته شود پيش از آنكه دير شود، و شما تنها مخاطب رسمی هستيد كه شايد هنوز بتوان با او سخن گفت.
چند روز پيش، سينا مطلبی نويسنده وبلاگ «وبگرد» بازداشت شد. پيش از اين هم خبرهای نگرانكنندهای در رابطه با كنترل و اعمال محدوديت در دسترسی كاربران به اينترنت به گوش میرسيد. وبلاگنويسان شديدا نگران برخوردهای نسنجيده و بیضابطه با مسائل اين حوزه هستند، و شما را، به عنوان مجری قانون اساسی و آخرين اميد داخلی، مسئول تأمين آزادیها و رفع محدوديتها میدانند.
آقای خاتمی!
اين حق نسل نو است كه نخواهد محدود باشد. اين حق هر فرد امروزين است كه افكار جزمی ديروز را نپذيرد و به رفتارهای گرد و خاك گرفته تمكين نكند. اين حق ماست كه نخواهيم سليقه و نگرش برخی نهادهای غيرانتخابی محدودمان كند. ما نمیخواهيم كسانی كه با خواستهها و انديشههای جوانان امروز بيگانهاند، برای ما تصميم بگيرند.
آيا اين مايه تأسف نيست كه در حالی كه كشورهای ديگر بر سر ميزان بهره شهروندان از جهان ارتباطات رقابت میكنند، در كشور ما بايد جوانان بر سر بديهیترين حقوق خود با نهادهای غيرمسئول چانهزنی كنند؟ جوانان تا كی بايد آزادیهای خود را از دست بدهند، و تا كجا بايد تاوان جزميتهای گذشته را بپردازند؟ كجاست عقلانيتی كه باعث شود، دستكم در شرايط پرآشوب منطقهای و وضعيت ناآرام سياسی، اشتباهات قبلی تكرار نشود؟
آقای رئيس جمهور!
كمكاریهای دولت شما و دشواریهای ارتباط با دنيای بيرون برای ما كافی است، و ديگر نمیتوانيم اعمال محدوديت در صفحات شخصی خود را هم بپذيريم. ما میخواهيم به دنيای آزاد اطلاعات و ارتباطات متصل باشيم و از مزايای آن بهره ببريم، بدون اينكه سليقه كسی بخواهد از ما جلوگيری كند يا يك ايدئولوژی بخواهد بر ما نظارت كند. ما معتقد به آزادی بيان و قلم هستيم، و از اين حق خود در فضای مجازی نخواهيم گذشت.
در حالی كه دولت و سازمانهای رسمی در سالهای گذشته با وجود امكانات گسترده نتوانستهاند زمينه حضور شايسته فرهنگ ايرانی را در چرخه گسترده فرهنگ جهانی فراهم كنند، وبلاگنويسان ايرانی در همين اندك مدت فعاليت خود، در عين مشكلات بسيار و امكانات كم، توانستهاند به حضور ايرانيان و فرهنگ ايرانی در فضای مجازی رنگی تازه و حال و هوايی ديگر ببخشند. ما انتظار داريم سازمانهای مسئول، چنين حضور شايستهای را به رسميت بشناسند و مورد قدردانی قرار دهند. اما برعكس، میشنويم كه يكی از بهترين وبلاگنويسان، مجبور به ارائه يك نسخه از تمام مطالب خود میشود تا موارد اتهامی و بهانه بازداشت او فراهم گردد!
آقای خاتمی!
سينا دوست ماست، و قبل از آن يك شهروند جامعه جهانی است. آزادی در عرضه و استفاده از اطلاعات نيز حقی پذيرفته شده و جهانی است. او و هيچكس ديگری نبايد به بهانه افكار و نوشتههای خود بازداشت يا بازجويی شود. هرگونه بررسی احتمالی محتوای وبلاگها، بايد توسط افراد آشنا و پاسخگو و برمبنای قوانين و ضوابط دموكراتيك باشد، و دستمايه سلب آزادیها و بسط موانع قرار نگيرد.
ما نويسندگان وبلاگهای فارسی و كاربران ايرانی اينترنت ضمن محكوم كردن بازداشت سينا مطلبی نويسنده وبلاگ «وبگرد»، خواستار آزادی سريع او هستيم، و از شما به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی میخواهيم طبق سوگندی كه خوردهايد از آزادیهای جوانان ايرانی، خصوصا كاربران اينترنت، حمايت كنيد.
بيانيه شديد الحن انجمن اسلامي اميركبير در رابطه با بازداشت زيد آبادي
انجمن اسلامي اميركبير در رابطه با بازداشت و حكم محروميت احمد زيدآبادي از حقوق اجتماعي بيانيه اي صادر كرد .
در بخشي از اين بيانيه آمده است :
امروز افسوس مي خوريم نه بر زيدآبادي و نه بر افشاري كه بر نظامي و حكومتگراني كه چون كبك سر در برف كرده اند و سرنوشت همسايگانشان را ناديده انگاشته اند.
افسوس مي خوريم بر آنهايي كه چند صباحي باقي ماندن خويش را بر قدرت چنان بي باكانه و قلدرمآبانه طي مي كنند تا سرنوشتشان را با سرنوشت ديگر ديكتاتور هاي جهان پيوند زنند .
در بخشي ديگري از اين بيانيه آمده است :به حاكمان هشدار ميدهيم كه اگر زندان وبازداشت وشكنجه مخالفان و منتقدان كارساز و مايه بقاي حكومت بود ،صدام وحزب بعث سالها ميبايست بر مسند قدرت مي ماند.
اين بيانيه مي افزايد : براي آنهايي كه امروز حقوق انسان ها را در يدالهي خويش مي دانند و بر مسند قضا حكم بر محروميت انسانها از بديهي ترين حقوقشان مي زنند ، دعا مي كنيم كه پيش از آنكه خويش در ورطه اي كه حزب بعث و انديشه هاي طالباني فروافتاد ، گرفتار آيند ، از سرنوشت خويش آگاه شده و دست از شكنجه ها ، بازداشت ها ، اعدامهاي خويش با نام خدمت رساني به ملت بكشند .
و به آنان پيشنهاد مي كنيم امروز كه نه مقبوليت مردمي و نه پايگاه قدرت مستحكمي دارند، از سرنوشت قريب الوقوعشان به خود آيند و با آزادي تمامي زندانيان سياسي و سپردن حكومت به دست متوليان واقعي آن (مردم)، خود را از پيوستن به جرگه اسلاف سياه تاريخ نجات دهند.
كه ديگر در هيچ جايي از دنيا ديكتاتور و ديكتاتوري پذيرفته نيست.
هرجائي گري هاي سياسي هاشمي رفسنجاني
آتش بس ميان ارتش آمريکا و مجاهدين خلق
بی بی سی - ارتش آمريکا در عراق با سران سازمان مجاهدين خلق، گروه مسلح مخالف حکومت جمهوری اسلامی ايران که در عراق مستقر است، پيمان آتش بس امضا کرد.
ژنرال وينسنت بروکس، سخنگوی مرکز فرماندهی ارتش آمريکا در جنگ عراق، روز سه شنبه 22 آوريل، در قطر به خبرنگاران گفت: "ما در چند مورد با نيروهای سازمان مجاهدين خلق درگير شديم و تبادل آتش بين دو طرف صورت گرفت."
وی گفت: برخی عمليات ارتش آمريکا عليه مجاهدين با استفاده از سلاح های مرگبار صورت گرفته است.
ژنرال بروکس گفت که اکنون آتش بس بين دو طرف برقرار شده و گروه هايی از نيروهای سازمان مجاهدين با بر زمين گذاشتن سلاح ها، به محل هايی که برای تجمع آنها تعيين شده مراجعه کرده اند.
نيروهای تحت رهبری آمريکا، سازمان مجاهدين خلق و مقرهای آنان را به خاطر همکاری طولانی مدت آنها با حکومت صدام حسين، يک هدف موجه برای حمله معرفی کرده بودند.
چندين سال قبل پس از اينکه نيروهای اين سازمان که ايدئولوژی آن ترکيبی از مارکسيسم و اسلام است، به خاطر تحت تعقيب بودن در ايران، از اين کشور خارج شدند، صدام حسين به آنها پناه داد.
شاخه نظامی سازمان مجاهدين به سلاح های سنگين و خودروهای زرهی مجهز بود و متهم است که با حکومت صدام حسين و ارتش اين کشور در ماموريت های نظامی عليه گروه های مخالف حکومت صدام حسين همکاری کرده اند.
اين سازمان تا کنون مسئوليت برخی حملات به هدف هايی در شهرهای ايران که به گفته مقام های ايرانی اهداف غير نظامی و به گفته مقام های سازمان های مجاهدين، اهداف نظامی بوده است را بر عهده گرفته است.
ايالات متحده آمريکا، اتحاديه اروپا و ايران اين سازمان را تروريست معرفی کرده اند.
ژنرال بروکس توضيحی در مورد سرنوشت اعضای اين سازمان و اينکه آيا به آنها اجازه باقی ماندن در عراق داده می شود يا اخراج خواهند شد، نداد.
از توصيف های اين مقام نظامی آمريکا بر می آيد که شاخه نظامی سازمان مجاهدين خود را به ارتش آمريکا تسليم کرده است و اکنون تصميم گيری در مورد سرنوشت اين نيروها در اختيار آمريکاست.
در روزهای اخير برخی مقام های ايرانی، از جمله رحيم صفوی، فرمانده سپاه پاسداران خواستار استرداد اعضای سازمان مجاهدين به ايران شده بودند.
اعتراض به صدا و سيما
گروهي از سينماگران در نامهاي خطاب به اعضاي شوراي نظارت بر صدا و سيما، عملكرد اين سازمان را موجب نابودي و ورشكستگي صنعت سينما دانستهاند.
«ايران» نوشت: سازمان صدا و سيما، از زماني كه مديريت سينمايي كشور به دست خود سينماگران افتاد، از پخش تيزر و آگهي فيلمهاي سينمايي خودداري كرد و به گفته سينماگران، اين اتفاق ضربهاي باورنكردني به صنعت سينماي كشور وارد ساخت.
در نامه سينماگران ضمن يادآوري اين موضوع، تأكيد شده كه صدا و سيما، در مقابل سينما، سريالهاي خود را بارها و بارها تبليغ ميكند و به مانعي براي آشنايي مردم با فيلمهاي جديد تبديل شده است.
April 21, 2003
نهضت خدمت رسانی به مردم
آخرين اخبار از عدالتخانه را هر روز در پيك بخوانيد
نوع خدمت نام
مزروعي: ما به دنبال رابطه با آمريكا بوده و هستيم
سياست تنشزدايي در عرصه سياست خارجي ميبايست با همه لوازم و مقتضياتش پذيرفته و اجرا شود.
رجبعلي مزروعي، سخنگوي فراكسيون مشاركت مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با خبرنگار «بازتاب» با اعلام اين مطلب درباره سياست تنشزدايي و دستاوردهاي آن گفت: شايد اگر اين سياست از زماني كه آقاي خاتمي آن را به صورت عمومي اعلام كرد، پيگيري ميشد، وضعيت كشور بهتر از زمان كنوني بود، بنابراين در شرايط خاصي كه ما با آن روبرو هستيم، تنها راهي كه ميتواند براي ما در عرصه سياست خارجي پاسخگو باشد، همين سياست تنشزدايي است.
وي به تحركات و جريانهاي مخالف با اين سياست اشاره كرد و افزود: متأسفانه يك جريان متشكل از برخي افراد نظامي پس از روي كار آمدن آقاي خاتمي هم به صورت نظري با اين سياست مخالفت كردند و هم عملا نگذاشتند كه در عرصه سياست خارجي، اين مسأله به درستي اعمال شود و همواره به دنبال اين بودند كه اين سياست را شكست خورده جلوه دهند. همين جريان هماكنون كه منطقه دچار تحولات عظيمي شده، عموما گزينه سكوت را برگزيده و موضع جديدي نگرفتهاند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، ارتباط با كشورهاي اروپايي را، بزرگترين دستاورد سياست تنشزدايي دانست و تصريح كرد: پيش از دوم خرداد 76، روابط ما با كشورهاي اروپايي به نازلترين وجه رسيده بود ولي، پس از دوم خرداد در راستاي همين سياست، روابط ما با همه كشورهاي اروپايي بازسازي شد و در مجموع دستاوردهاي اين سياست را ميتوانيم به وضوح در عرصه سياست خارجي و اقتصادي مشاهده كنيم.
وي افزود: همچنين با بسياري از كشورهاي منطقه و همچنين آسياي شرقي توانستيم با پيگيري همين سياست روابط حسنهاي داشته و در بسياري از زمينهها با اين كشورها همكاريهاي مستمري داشته باشيم. در مجموع ميتوان گفت، سياست تنشزدايي جايگاه ما را در عرصه جهاني ارتقا بخشيد.
وي در ادامه به بحث ارتباط ايران با آمريكا اشاره كرد و گفت: به دليل مسايل و مشكلات و بينشهاي خاصي كه در كشور وجود داشت، هيچگاه اجازه داده نشدكه بحث رابطه با آمريكا اجرا شود و حتي در اين زمينه بحث و تبادل نظر شود و عملا ما اين فرصت را از دست داديم. اما در زمان كنوني، به نظر ميرسد كه در رابطه با آمريكا بايد اقدام جديدي صورت گيرد و بتوانيم متناسب با رفتار و عمل آنان، اقداماتي را در جهت عاديسازي روابط انجام دهيم كه البته در اين رابطه ما نياز به مجموعه سياستهاي خاصي داريم كه شايد بهتر باشد اول از نهادهاي مدني مثل مجلس آغاز شود بعد نهادهاي حكومتي اين سياست را انجام دهند. در مجلس هم اكثريت موافق اين مسأله هستند، كما اينكه پيشتر هم بحث رابطه با آمريكا مطرح بود و بنا به دلايلي مسكوت ماند.
تاريخ مصرف «مرگ بر آمريكا» تمام شد!
دكتر زيباكلام، سياست تنشزدايي خاتمي در برابر اتحاديه اروپا و كشورهاي منطقه را ثمربخش دانست و گفت: دولت خاتمي در تنشزدايي با آمريكا محكم عمل نكرده است.
«ابرار» به نقل از گفتوگوي وي با خبرگزاري فارس نوشت: تاريخ مصرف شعار «مرگ بر آمريكا» سپري شده و هرقدر كه اين شيوه را ادامه ميدهيم، منافع ملي ما بيشتر آسيب ميبيند.
انصاري راد : آيا باور ميكنيد من با بنيصدر ارتباط داشته باشم؟
مذاكرات آمريكا با سران مجاهدين خلق ايران
به گزارش خبرگزارى فرانسه ، فرانس پرس، در كنار اتوبان شماره ۵ عراق، دقيقآ در پس خروجى اشرف، “شرارت” مقر خود را برپا ساخته است. در منطقه اى به وسعت ۳۶ كيلومتر مربع، بزرگترين نيروى مسلح اپوزيسيون ايران، سازمان مجاهدين خلق در جاده بين بغداد و سليمانيه جاى گرفته است. اين پايگاه عظيم كه در نزديكى مرز عراق و ايران قرار دارد، شبيه يك شهر كوچك است، با حومه آن. مجاهدين خلق ايران، يكى از اسامى قيد شده در فهرست آمريكا براى سازمانهاى تروريستى ميباشند كه، در عراق صدام حسين و در مركز “محور شرارت” جاى گرفته اند. اينك ستون خودروهاى ارتش آمريكا منظمآ از كنار اين پايگاه مجاهدين عبور ميكنند. تا كنون هيچيك از آنها توقف نكرده است. در مبارزه عليه گروههاى ترور، كه يكى از اهداف آمريكا در جنگ عراق بود، آمريكا تا كنون با ملايمت بسيار، با مجاهدين خلق رفتار كرده است. ژنرال بريگاد آمريكا وينسنت بروكس، در مركز فرماندهى نيروهاى آمريكا در قطر در اينباره ميگويد،”در حال حاضر تلاشها ادامه دارند، تا توافقى حاصل آيد كه، به تسليم مجاهدين بيانجامد.” برخى از پايگاههاى مجاهدين خلق در فاز حساس جنگ عراق هدف گلوله نيروهاى موتلف قرار گرفتند. سرپرست كميته امور خارجه شوراى مقاومت ايران، محمد محدثين در گفتگو با نماينده آژانس خبرى فرانسه توضيح داد كه، آمريكا در حال مذاكره با سازمان مجاهدين خلق ميباشد. او افزود:” فرماندهان ما با فرماندهان آمريكائى در حال گفتگو هستند.”همچنين، رهبران واحدها در پايگاه اشرف اين امر را تائيد نمودند. احتمالآ ارتش آمريكا قصد دارد مجاهدين خلق را بعنوان سلاحى عليه دولت جمهورى اسلامى ايران براى خود حفظ كند و از اين واقعيت چشم بپوشد كه، اين گروه، مسئوليت بسيارى از سو قصدهاى تروريستى در ايران را، برعهده گرفته است. سر انجام اينطور است كه، رئيس جمهور آمريكا جورج دبليو بوش، سال گذشته ايران را در كنار عراق و كره شمالى، از اجزاى محور شرارت ناميد. اينجاست كه دشمن دشمن آمريكا، ميتواند مفيد واقع شود، حتى اگر نام خود او، در “فهرست سياه” جاى داشته باشد. پرى بخشائى فرمانده مصمم پايگاه اشرف نيز، چنين اميدى دارد. اين زن ۴۲ ساله، كه در سلسله مراتب سياسى و نظامى مجاهدين خلق، از رتبه بالائى برخوردار است ميگويد،”سران آمريكا بايد درك كنند كه تنها دشمن ما، رژيم آيت ا لله ها در ايران است.” اگر ما مجبور شويم، سلاحهاى خود را كنار بگذاريم، اين فقط و فقط به نفع ملايان در ايران خواهد بود.”نيروهاى موتلف آمريكا و بريتانيا تا كنون سعى در تسخير هيچيك از پايگاههاى مجاهدين خلق نكرده اند.
صدای آلمان
April 20, 2003
انگليسی ها
در روزهای آستانه سقوط صدام و پس از سقوط صدام حسين در عراق مطالب متنوعی در باره شهر نجف، شيعيان عراق و خطر آغاز جنگ مذهبي- قومی منطقه ای و درگير شدن كشورهای همسايه در آن منتشر شده است. از جمله ناشران اين مطالب و تفسيرها راديو دولتی انگلستان "بی . بی. سی” است. از مجموعه مطالبی كه روی سايت بی بی سی همچنان موجود است و می توان مستقيما به آن مراجعه كرد، نقطه نظرات زير قابل تامل است.
پيش از قتل خوئی - راديو بی بی سی در تحليلی با عنوان "ممانعت از ورود باقر حكيم به عراق" ضمن معرفی سيد باقر حكيم، دلايل تعلل او برای ورود به عراق را چنين بر می شمرد:
" نگرانی اصلی مجلس اعلا از روحانی جوانی است كه ناگهان از لندن در نجف ظاهر شد."
پس از قتل خوئی در نجف- پس از تعيين سرنوشت خويی در نجف، سيد باقر حكيم برای رفع موانع موجود و رفع « نگرانی اصلي» با سفير انگلستان در تهران ملاقات كرد.
سپاه بدر- راديو بی بی سی در تحليلی « بنام شيعيان عراق چه می خواهند» می نويسد:
" گروه اصلی شيعه و مسلح عراق نشست گروه های مخالف اين كشور در شهر ناصريه را تحريم كرده است. "
شرط حمايت- بی بی سی با تاكيد بر اينكه 60 درصد مردم عراق شيعه اند می نويسد:
" آمريكا بدليل ارتباط مجلس اعلا ی انقلاب اسلامی عراق با روحانيون حاكم بر ايران به آنها بديده ترديد می نگرد." در عين حال " دقيقا معلوم نيست نماينده سياسی واقعی شيعيان عراق كدام گروه است، مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، بزرگترين گروه شيعه عراق است و خود را نماينده اكثريت شيعيان اين كشور می داند. اين گروه دارای حدود پانزده هزار عضو مسلح است كه اكثريت آنان همچنان در خاك ايران مستقر اند."
بی بی سی در ميان گروه های متفاوت شيعه از آيت الله سيستانی تا صدر ثانی و از چلبی تا حزب الدعوه سخن می گويد و تاكيد می كند كه همه اين گروهها معلوم نيست چقدر در بين مردم عراق نفوذ دارند، اما ادامه می دهد:
" آنچه مسلم است اينكه آن بخش از شيعيان عراق كه در تشكل هايی همچون مجلس اعلا عضويت دارند دارای ايدئولوژی قوی مذهبی هستند و حاضرند برای آرمان خود دست به اسلحه ببرند و بجنگند."
- دليل اين همه علاقه به آيت الله حكيم و مجلس اعلای عراق چيست؟
- آرمان هواداران حكيم چيست كه سپاه بدر ( كه به گفته بی بی سی همچنان اكثريت آن در ايران مستقر است) برای آن می تواند دست به اسلحه ببرد؟
اين تفسيرها چه ارتباطی با ديدار حكيم با سفير انگلستان درتهران دارد؟
قرار است سيد باقر حكيم و سپاه بدر برای بازگرداندن حكيم به نجف و يا در خود نجف و برای برقراری حاكميت وی دست به اسلحه ببرند و يك جبهه از چند جبهه جنگ داخلی در عراق شود؟
با توجه به حضور اكثريت نيروهای سپاه بدر در ايران، با آغاز جنگ در نجف، قرار است ايران به عقبه جبهه جنگ نجف شود؟
April 19, 2003
مصاحبه لوموند با يوسف ابراهيم(1)ا مدير گروه مطبوعات تخصصی اطلاعات انرژی
از پرونده نفت عراق در لوموند
جنگ واقعی برسر نفت تازه آغاز شده است. آمريكا كه چهل درصد نفت جهان را مصرف میكند با تهديد كشورهايی مثل ايران و عراق و عربستان روبروست و حل اين مشكل همان طرح بزرگی است كه در حال انجام ميباشد.
طبق قراردادی كه بين روزولت رئيس جمهور وقت امريكا و ابن سعود پادشاه وقت سعودی در سال 1945 بسته شد، قرار بود عربستان سعودی در قبال حفاظت آمريكا از اين كشور نفت را با بهای نازل در اختيار آمريكا قرار دهد. اين امر منجر به تسريع شديد رشد آمريكا شد، اما تكيه اين كشور بر منابع نفتی را نيز بدنبال آورد، در حاليكه مناسبات 1945 تغيير كرده بود. بازگشت به سالهای پنجاه خواست اولترا آمريكايی ها از نوع پل ولفويتز است.
تشكيل اپك و انقلاب ايران دو ضربه مهمی بود كه به برنامه های آمريكا وارد آمد. ضربه سوم عبارت بود از تلاش برای جايگزينی يورو(پول واحد اروپا) بجای دلار. هدف شركتهای آمريكايی در حال حاضر مالكيت مطلق بر نفت همانند سالهای 50 است. مالكيتی بدون شريك.
يوسف ابراهيم عقيده دارد اولين وظيفه حكومت آينده عراق تبديل ذخاير اين كشور به پول است كه از طريق به فروش آن به 70 تا 150 ميليارد دلار و تامين هزينه بازسازی عراق است.
شركتهای آمريكايی در اين راه ميكوشند چين، روسيه و فرانسه را حذف كنند. قدم بعدی فشار برعربستان و ايران برای قبول همين راه حل و فروش ارزان ذخاير نفت است.
سرنوشت كريمپورشيرازی درانتظار گنجی؟ جرم او ريختن آب درلانه مورچگان بود!
سهشنبه 2 ارديبهشت ماه، سومين سال حبس اكبر گنجی پايان يافت و روزنامه نگاری كه به جرم پيگيری قتل های زنجيره ای و بالا زدن گوشه سراپرده مافيای قتل و غارت و ثروت راهی زندان شد چهارمين سال زندگی در زندان را آغاز كرد.
همسر گنجی گفت: اكنون 31 ماه است تماس تلفنی گنجی با خانواده اش قطع شده است. بدستور عليزاده رئيس دادگستری تهران در شهريور ماه 79 گنجی ديگر نمیتواند تماس تلفنی داشته باشد.
شفيعی در اين نمابر با اشاره به مواد 9 و 10 آييننامه سازمان زندانها، حبس در « زندان باز » و برخورداری از حق قانونی « رأی باز » همچون ديگر زندانيان را از حقوق اكبر گنجی دانسته و با تاكيد بر اينكه طبق آييننامه سازمان زندانها و بر مبنای مواد طبقهبندی زندانيان، همسرش بايد با زندانيان مطبوعاتی، سياسی در يك بند باشد؛ گفت: نه تنها اين مواد در مورد گنجی اجرا نشده، بلكه طی 70 روز او را به زندان انفرادی برده اند و با هيچ زندانی ديگری حق تماس ندارد.
همسر گنجی با يادآوری اين كه ” ماههاست وی از ناراحتی شديد كمردرد و زانودرد رنج میبرد “، افزوده است: از پنج ماه پيش بهداری زندان برای درمان وی در بيرون از زندان درخواست مجوز كرده ولی تاكنون وی به بيمارستان بيرون زندان و نزد پزشك متخصص اعزام نشده است.
معصومه شفيعی با بيان اينكه طی 3 سال حبس، همسرش فقط سه بار از مرخصی استفاده كرده كه اولين بار آن در بيستمين ماه حبس و آخرين بار آن در مردادماه سال گذشته بوده؛ عدم موافقت مسئولان مربوطه با استفاده گنجی از مرخصی در سال نو را اعمال نوعی تبعيض و تفاوت بين زندانيان سياسی و غيرسياسی و تفاوت بين زندانيان سياسی، دانست.
وی افزود: با اينكه سه سال از حبس گنجی میگذرد و علیرغم اينكه شخصا لايحه اعاده دادرسی وی را به آيتالله گيلانی، رياست ديوان عالی كشور تحويل دادهام ولی تاكنون هيچ اقدامی در اين زمينه صورت نگرفته است. اين در حالی است كه چهار سال از محكوميت او بخاطر در اختيار داشتن فتوكپی روزنامهها و نشرياتی است كه در تيراژ هزاران نسخه انتشار میيابد. در اين خصوص رسما از وزارت اطلاعات و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی استعلام شده كه نظرات دو وزارتخانه مذكور به انضمام لايحه اعاده دادرسی به ديوان عالی
كشور تحويل شده است.
* كريمپور شيرازی روزنامه نگار جسور دهه 30 كه پس از سلطه كودتاگران درباری، بدستور اشرف پهلوی در زندان آتشش زدند. جرم او افشای جنايات و دزدی های خانواده دربار و بويژه اشرف پهلوی خواهر شاه بود.
افشاگرى دو تن از بازرسان تسليحاتى سازمان ملل در باره آمريكا
دو تن از بازرسان تسليحاتى سابق سازمان ملل بسيارى از اسناد ارائه شده درباره سلاحهاى كشتار جمعى عراق توسط آمريكا پيش از جنگ را اطلاعات غلط ناميدند. گزارشگر صداى آلمان دراينباره مينويسد: يورن سيليه هولم يك فر د نروژى است. ما او را در بوستون ملاقات ميكنيم. او در اين شهر بعنوان كارشناس امور محيط زيست در زمينه مطالعات نظامى در موسسه معروف تكنولوژى ماساچوست با حروف اختصارى ام آى تى كار ميكند. تا مدتى كوتاه پيش از جنگ عراق، سيليه هولم بعنوان يكى از بازرسان تسليحاتى سازمان ملل متحد در عراق در جستجوى سلاحهاى ممنوعه شيميائى و بيولوژيكى، صدها تاسيسات اين كشور را بازديد كرده است. در اصل او از جانب سازمان ملل موظف شده است، درباره كار خود بعنوان بازرس تسليحاتى، سكوت كند. اما پس از پيش صحبتهاى طولانى، او سرانجام به مصاحبه اى با شبكه اول تلويزيون آلمان راضى شد و اولين بازرس تسليحاتيى بود كه، درمقابل دوربينهاى تلويزيونى ظاهر شد. ما بار ديگر فيلمى از نطق وزير امور خارجه آمريكا كولين پاول، در برابر شوراى امنيت در اوائل ماه فوريه راجع به سلاحهاى كشتار جمعى احتمالى عراق را، براى او به نمايش ميگذاريم. سيليه هولم درباره سخنان پاول ميگويد:”من متوجه اين شدم كه، در كل محتواى ارائه اين مدارك و نشانها، بسيارى چيزهاى غير حقيقى بودند.” اين بازرس تسليحاتى سازمان ملل در سخنان پاول، مدركى را پس از ديگرى بعنوان اطلاعات غلط افشا ميسازد. بطور مثال تصاوير باركشهاى استتار شده، يعنى به اصطلاح “خودروهاى مخصوص پاكسازى از آلودگيهاى شيميائى، اتمى و يا بيولوژيكى .” پاول ادعا كرده بود، اين خودروها مدركى هستند، دال بر وجود سلاحهاى شيميائى ممنوعه. سيليه هولم در اينباره ميگويد:”خودروهاى مخصوص پاكسازى آلودگيها يك مثال خوب است براى نفى اين اظهارات. اينطور نبود كه ما اين خودرو ها را پيدا نكرده بوديم. ما آنها را يافته بوديم اما، آنها خودروهاى ويژه اينكار نبودند. آنها تانكرهاى مخصوص حمل آب آتشنشانى بودند. بنابراين به هيچوجه موضوع بر سر خودروهاى ويژه پاكسازى آلودگيها نبوده، حتى اگر سازمان سيا ادعاى آنرا ميكند.” وزير امور خارجه آمريكا همچنين بر روى تصاوير ماهواره اى جزئيات نامشخصى را بعنوان نشانهاى واضح براى توليد سلاحهاى ممنوعه ارائه كرد. بطور مثال تاسيسات هواكش، بر روى سقف كارخانه ها، كه براى توليد سلاحهاى شيميائى مورد نياز ميباشند. سيليه هولم در اينباره ميافزايد:”ما بر روى اين عكسها بدنبال مداركى گشتيم و سپس كاشف به عمل آمد كه، آنها هيچ ربطى به سلاحهاى كشتار جمعى ندارند.” من موارد روشنى را در اين زمينه ميشناسم. ما بخاطر ميآوريم كه آنزمان كولين پاول گفت:”همكاران، هر سخنى كه من امروز ميگويم، بر پايه منابع مورد اطمينان ميباشند. اينها تنها ادعا نيستند. ما اسناد و قرائن لازم را بر اساس منابع مورد اطمينان، در اختيار شما قرار ميدهيم.” در اين ميان همچنين يك بازرس تسليحاتى آلمانى، متعلق به تيم بازرسان بليكس نيز، سخنان همكار نروژى خود را جز به جز تائيد كرده است. او اما مايل به انجام يك مصاحبه نيست.
April 17, 2003
موسوي خوئيني: ارسال پارازيت بر روي امواج ماهوارهاي بايد متوقف شود
وزارت پست و تلگراف و تلفن موظف به پيگيري و توقف فعاليت دستگاههاي ارسال پارازيت بر روي امواج ماهواره شد.
به گزارش خبرنگار پارلماني «رويداد»، علي اكبر موسوي خوئيني نايب رئيس كميته مخابرات و ارتباطات كميسيون صنايع و معادن با اعلام خبر فوق گفت: به دنبال اخباري كه از پخش پارازيتهاي ماهوارهاي قوي در داخل و حومه شهر تهران به دست ما رسيدما از وزارت پست و تلگراف و تلفن به عنوان متولي حراست از فضاي فركانسي كشور خواستار پيگيري شديم كه اين وزارتخانه وجود اين تجهيزات را در چند نقطه تهران به صورت ثابت و سيار و با توانهاي متفاوت محرز دانست.
وي با اشاره به تشكيل جلسهاي در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي در اواخر سال گذشته گفت: از سوي مجلس علي حسيني در اين جلسه شركت كرد كه در نهايت، تصميمات منجر به آن شد كه از حيث اختلالاتي كه در فضاي فركانسي كشور و اخلال در ديگر دستگاهها و فرستندههاي قانوني ايجاد ميشود وزارت پست و تلگراف و تلفن، پيگيريهاي قانوني را انجام ميدهد.
وي از نظر آسيبها و صدمات احتمالي اين امواج بر سلامت شهروندان نيز گفت: مقرر شد از يك مرجع علمي بيطرف و مستقل در اين باره استعلام شود.
موسوي خوئيني افزود:فعاليتهاي فرستندههاي مربوط به پخش پارازيت بر امواج ماهواره، تنها شبكههاي سياسي و نه اخلاقي و مستهجن را مدنظر قرار داده و منابع مالي فراواني در كشور صرف اين كار ميشودو مقاومتهاي زيادي در برابر توقف فعاليتهاي آنها وجود دارد.
نايب رئيس كميته مخابرات كميسيون صنايع و معادن تأكيد كرد: به دليل همين مقاومت، تصميم گرفتيم هفته آينده كميته مخابرات جلسهاي با مسؤولان وزارت پست و تلگراف و تلفن، نيروهاي مسلح، وزارت بهداشت، سازمان حفاظت محيط زيست و كارشناسان مربوطه برگزار شود.
وي اضافه كرد: در صورتي كه اين اقدامات نتيجه مطلوبي ندهد ناگزيريم سازمان و دستگاهي را كه خودسرانه اقدام به اين كار كرده است به مردم معرفي كنيم.
رويداد
پذيرفتن "قاضی" مرتضوی ، توهين به ملت ايران است
عده ای از دانشجويان دانشگاه های ايران ، قصد دارند ، در اعتراض به بورسيه شدن قاضی مرتضوی ، به دولت کانادا نامه ای ارسال کنند .
به نقل از يک منبع آگاه ، اين جمع عظيم از دانشجويان که از اعضای انجمن های اسلامی و نيروهای فعال سياسی و غير سياسی د ردانشگاه ها هستند ، قرار است در نامه ای خطاب به دولت و وزيرعلوم کانادا اعتراض خود را به اين جريان ابراز کنند .
اين منبع آگاه همچنين اعلام کرد ، در اين نامه دانشجويان به دولت و وزیر علوم کانادا هشدار می دهند که پذيرفتن قاضی مرتضوی ، اين فرهنگ ستيز قصاب مطبوعات ، توهين به ملت ايران و آزادی و فرهنگ آنهاست .
گفتنی است ، چندی پيش از سوی مراجع ذی صلاح اعلام شد که سعيد مرتضوی ، قاضی دادگاه مطبوعات ، برای ادامه تحصيلاتش در کشور کانادا ، بورسيه می شود .
اخبار ايننا
وظيفه معاودان عراقی در قوه قضائيه تحريك امريكا برای حمله به ايران
روحانيون معاود عراقی كه بر قوه قضائيه ايران حاكم شده اند، به بهانه صدور حكم برای عباس عبدی، دولت امريكا را دولت متخاصم با ايران اعلام داشتند. اين حكم درست در روزهائی صادر شد كه امريكا ميان ايران و سوريه در ترديد است كه به كدام يك حمله ور شود و با گسترده ساختن دامنه جنگ در منطقه و روياروی قرار دادن كشورها، مذاهب و قوميت ها خود را ناجی نظامی صلح در منطقه نشان دهد.
اعلام شرايط مخاصمه بين ايران و امريكا دراين شرايط شايد نوعی سهل انگاری قضائی تلقی و تبليغ شود، اما معلوم نيست آن كه در جستجوی بهانه است، اين اعلام شرايط را سهل انگاری تلقی كرده و از آن استقبال نكند! دستگاه رهبری و شخص رهبر كه خود را متخصص و كارشناس شناخت شبكه های اطلاعاتی بيگانگان در كشور معرفی می كند و در بسياری از ديدارها و سخنرانی ها بر اين نكته و توطئه های جاسوسی خارجی در حوادث ايران انگشت می گذارد معلوم نيست چرا در زير مجموعه های انتصابی خود چنين رد پاهائی را پيدا و پيگيری نمی كند!؟
با آنكه مطبوعات كشور با توجه به شرايط ويژه و خطرناك كنونی و برای دفاع از امنيت كشور، چشم بر اعلام تخاصم بين ايران و امريكا از سوی قوه قضائيه بستند اما معلوم نيست امريكا نيز چشم خود را ببندد و به محض استقرار كامل در عراق چنين پرونده هائی را نگشايد!
اين يگانه مورد تحريكات جناح راست، معاودان عراقی، فرماندهان مسئول شكست جنگی در جنگ عراق و ماجرجويان جمع شده در دستگاه های امنيتی غير قانونی و روحانيون نيمه عرب و نيمه ايرانی در روزها اخير نيست. هم درمطبوعات و هم سايت های وابسته به جريانات ياد شده در بالا، در هفته های اخير به كرات مواضعی در تحريك صدام حسين برای استفاده از سلاح شيميائی عليه امريكائی ها در جنگ عراق، تحريك عليه كشور سوريه و دم توپ دادن آن بعنوان گوشت قربانی، ادعای غير مستند فرار صدام حسين و همكاران نزديك نظامی و غير نظامی او به سوريه و بهانه سازی به سود امريكا و يك سلسله از اين نوع اظهارات و موضع گيری ها همگی نشانه های آن نفوذی در ارگان های حساس جمهوری اسلامی است كه نمی تواند بی ارتباط با سازمان های اطلاعاتی امريكا و انگليس و اسرائيل باشد.
درهمين ارتباط، محسن ميردامادی رئيس كميسيون سياست خارجی و امنيت ملی مجلس هشدار باشی منتشر كرده است كه عمده ترين بخش های آن را به نقل از رسانه های داخلی در زير می آوريم:
ميردامادی می گويد:
شرايط خاصی كه امروز بر منطقه ما حاكم شده است در تاريخ ايران كمنظير میباشد. در اين شرايط تهديدهايی جدی متوجه كشور است كه هر بیتوجهی يا اشتباهی میتواند هزينههای سنگينی را بر كشور و نظام تحميل نمايد يا حتی موجوديت آن را به مخاطره اندازد.
متأسفانه كوتهبينیها و كجانديشیها و كارشكنیها اجازه بهرهبرداری از بسياری از اين فرصتها را نداده است و آگاهانه يا ناآگاهانه دستاوردهای عظيم حضور مردم را كه مهمترين تكيهگاه نظام بوده و هست خدشهدار نموده است.
اينك همه چشمها به مسؤولان نظام دوخته شده است كه آيا در عمل تحمل رأی و اراده مردم را خواهند داشت و به آن تمكين خواهند نمود يا با تفسيرهای غلط از خواستههای ملت و ناديده گرفتن بديهیترين اصول مردمسالاری و نهادهای برآمده از ملت نظام را دربرابر تهديد خارجی بیپشتوانه خواهند كرد.
بعضی رفتارها از سوی كسانی كه گويا وظيفه آنها بحرانآفرينی برای كشور و ملت میباشد و مهمتر از آن عدم موضعگيری و برخورد مسؤولان ارشد نظام با اين رفتارها به جد اين شبهه را ايجاد مینمايد كه هنوز درك صحيحی از عمق شرايط بحرانی منطقه و خطراتی كه ما را تهديد میكنند وجود ندارد.
در شرايطی كه آمريكا با تمام توان نظامی خود در كنار مرزهای كشور ما اردو زده و سرمست از پيروزی نظامی بر كشور عراق به دنبال بهانه از ساير كشورهای منطقه و از جمله كشور ما میگردد برخی داوطلبانه در اعلام جنگ با آمريكا پيشقدم میگردند و ديگران نيز تنها نظارهگر آنان هستند.
صدور حكم عليه آقای عباس عبدی تحت عنوان «فروش اطلاعات به دول متخاصم» اگر از روی ناآگاهی از معنای حقوقی دولت متخاصم باشد بايد به حال كشور تأسف خورد كه كسانی كه تا اين حد از درك مفاهيم حقوقی بيگانهاند در مسند قضا نشستهاند و اگر آگاهانه چنين حكمی صادر شده است بايد به حال ملت گريست كه امنيت ملی آنان چه آسان در معرض فروش قرار میگيرد و با سرنوشت كشور بازی میشود.
طبق همه تعاريف حقوق بينالملل، دولت متخاصم به معنای دولتی است كه بالفعل با دولت ديگر در حال جنگ است و رسماً مخاصمه وقتی اطلاق میگردد كه جنگ قانوناً اعلام شده باشد و كنفرانس صلح (1907) لاهه كه ايران در آن شركت داشته و اسناد آن را نيز امضا نموده و به آن متعهد میباشد، بر اين امر تأكيد دارد. آيا قاضی صادركننده حكم میداند كه صدور اين حكم در شرايط فعلی به چه معناست؟ و آيا مسؤولان جمهوری اسلامی با سكوت و عدم مخالفت با چنين اعلام نظر رسمی و اجازه دادن به صدور و انتشار چنين حكمی توجه دارند كه با اين اقدام چه مشكلی برای اين كشور و ملت میتواند ايجاد گردد؟
متخاصم اعلام كردن آمريكا در اين شرايط خطير و بحرانی، دادن بهترين بهانه به آن كشور و به مخاطره انداختن امنيت ملی كشور میباشد و افرادی كه بیمحابا و بدون كمترين احساس مسؤوليت دست به اين اقدامات میزنند مسؤول عواقب آن هم هستند.
انتظار عمومی در شرايطی كه امروز برای كشور به وجود آمده اين است كه در اين شرايط خطير همه به منافع و مصالح ملی و سرنوشت كشور بينديشند و انتقامگيری و تسويهحسابهای سياسی را به زمانی ديگر موكول كنند.
بار ديگر تكرار میكنم كه در شرايط فعلی تنها سرمايه و سلاحی كه میتواند كشور را از اين گردنه خطير تاريخی عبور دهد جلب اعتماد و جذب هر چه بيشتر مردم در درون نظام میباشد و تجربه سالهای گذشته نشان داده است كه اين گونه برخوردها تنها باعث گريز از مركز و فاصله گرفتن مردم از نظام و خالی شدن صندوقهای رأی و بیپشتوانه شدن نظام خواهد شد. امروز بايد به بازسازی روابط ملت با حكومت پرداخت، فردا ممكن است برای اين كار بسيار دير باشد. و بازسازی اين روابط و اعتمادسازی با مردم جز با اقدامات عملی و از همه مهمتر تغيير در رفتارهای ضد مشاركت ملی و اعتمادسوزی كه از سوی بخشی از حاكميت در طول چند سال گذشته صورت گرفته است، ميسر نمیباشد
April 16, 2003
جنگ و جهانی شدن
نگاهی به مصاحبه هاشمی رفسنجانی نه من و نه رهبر وزير خارجه خود بفرمايند!
هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلت در مصاحبه ای با فصلنامه "راهبرد" مطالبی را كه بعنوان ديدگاه های خود در نماز جمعه تهران مطرح می كند، بصورت مشروح و دقيق تر تشريح كرد. مصاحبه كنندگان خبرنگارانی از نوع خبرنگاران آزاد و يا زندانی ( از قبل تا بعد از انقلاب 57) مطبوعات نبودند، بلكه دو معاون پيشين وزارت خارجه كه ظاهرا فصلنامه "راهبرد" را منتشر می كنند و به اهل مطبوعات پيوسته اند اين مصاحبه را انجام دادند: محمود واعظی و عباس ملكي!
بنابراين، با توجه به اعتبار مصاحبه كنندگان و آشنائی آنها به مسائل وزارت خارجه كه طی دو دهه گذشته پيوسته زير فشار نهادهای مختلف از جمله "شورای تبليغات اسلامی”، "وزارت اطلاعات وامنيت"، "بيت رهبری” و... بوده است، و نقشي كه بويژه عباس ملكي در مذاكرات پنهان با آمريكايي ها برعهده دارد، اين مصاحبه برای بيان مسائلی مهم تر از آنچه درنماز جمعه ها طرح می شود انجام شد.
در متن مطالب پرابهام و چند پهلوئی كه هاشمی رفسنجانی دراين مصاحبه بيان داشت و بيشتر آنها تكراری و فاقد جنبه خبری بود، او دو نكته ای را طرح كرد كه از دل آن گفتگوی مطول اين دو نكته را می توان بيرون كشيده و به آن انديشيد.
هاشمی رفسنجانی در بخشی از اين گفتگو به سياست خارجی جمهوری اسلامی طی دو دهه اشاره كرد و گفت:
"احتمال دارد به دليل عدم تجربه در دستگاه ديپلماسی در اوايل انقلاب ما فرصتهايی را از دست داده و يا اقدام كرده باشيم، اما اكنون افراد پخته ای در وزارت خارجه حضور دارند كه بايد بتوانند در مسائل مختلف سريع تصميم گيری كرده و نبايد از جاهای ديگری اجازه بگيرند. در قانون برای تصميم گيری وزارت خارجه الزامی به كسب مجوز از جاهای ديگر وجود ندارد. نمی توان توقع داشت كه مجمع تشخيص در مسائل مربوط به رابطه با آمريكا دخالت كند. "
همگان می دانند كه هم در دولت هاشمی و هم – بويژه در دولت خاتمي- سياست خارجی و عملكرد وزير خارجه و حتی انتخاب وزير خارجه پيوسته متاثر از فشارهای رهبر و بيت رهبری بوده است. اين فشار چنان است كه عليرغم بركناری علی اكبر ولايتی از سمت وزير خارجه، رهبر او را بعنوان مشاور ارشد خويش در امور بين المللی انتصاب كرد و مجمع اهل بيت را بدست وی سپرد. مجمعی كه خود يك وزارت خارجه موازی در جمهوری اسلامی است. بنابراين سوابق، اين اظهارات هاشمی رفسنجانی می تواند عملا به معنای فرا رسيدن زمان كوتاه سازی دست رهبر از سياست خارجی و وزارت خارجه جمهوری اسلامی تلقی شده و نوعی كشمكش جديد را نمايش دهد.
اما ادامه اين مصاحبه و پيشنهادی كه هاشمی رفسنجانی در باره رفراندوم برای آغاز مذاكره با امريكا ارائه داد، آن گمان اوليه در باره كشمكش جديد بين رهبر و مجمع تشخيص مصلحت و يا شخص هاشمی رفسنجانی را مرتفع كرد!
هاشمی رفسنجانی ابتدا وزارت خارجه را آزاد اعلام داشت و سپس رفراندوم مذاكره با امريكا را پيش كشيد تا آغاز اين مذاكرات اولا به گردن مردم و طبع دمكرات مجمع و بيت رهبری برای پذيرش نظر و رای مردم جلوه دهد و ضمنا وزارت خارجه را مسئول و يا مجرم و يا مجری اين مذاكره اعلام كند و نه تصميم رهبر برای مذاكره با امريكا!!
رفسنجانی بلافاصله حساب خود و اعضای مجمع مصلحت را هم از اين مذاكرات جدا كرد تا 6 سال كارشكنی در كار دولت خاتمی برای استفاده از فرصت ها جهت بازگرداندن مناسبات با امريكا به روال عادی و بين المللی و پنهان شدن پشت مخالفت با مناسبات عادی با امريكا با هدف مقابله با اصلاحات و دولت خاتمی را توجيه كرده باشد. اين دمكرات منشی و رفراندوم پذيری لازم است زيرا در اينصورت نبايد به نيروهائی در سپاه و بسيج و روحانيت و مردم پاسخ داد و گفت: آن شعارها اگر عوامفريبی نبوده، حداقل بی كفايتی و ناشيگری بوده است!
تمام آن مقدمه و موخره طولانی كه دراين مصاحبه چيده شده و الصاق كارت خبرنگاری بر سينه دو معاون پيشين وزارت خارجه دراين مصاحبه، برای بيان و توجيه همين عقب نشينی بوده است. حال بايد ديد ايران نيازمند رفراندوم برای مناسبات با امريكاست؟
آن مقامی كه چنين پيشنهادی را طرح می كند، در صورت تحقق آن عملا كشور را تحويل امريكا نمی دهد؟ اگر 80 در صد مردم ايران در چنين رفراندومی رای به گشوده شدن دروازه های كشور به روی امريكا شدند، آيا امريكا نبايد روی اين نيرو و پتانسيل مردمی حساب باز كند؟ و چنين نتيجه ای در شرايط كنونی ايران نا محتمل است؟
حتی اگر تمام فاجعه جنگ 8 ساله و خيانت های توام با جنايتی كه در جمهوری اسلامی انجام شد و انقلاب ايران را به زانو در آورد ناديده انگاريم، همين اظهارنظر خود مويد آن نيست كه ايران نيازمند رفراندومی ملی برای خارج ساختن فاجعه آفرينان ملی از صحنه حكومتی است؟ ايران نيازمند رفراندوم است، اما نه برای مناسبات با امريكا، بلكه برای تغيير حاكميت. اين رفراندوم هرچه زودتر انجام شود شانس امريكا برای فاجعه آفرينی در ايران كمتر خواهد شد.
صرفه جويي 80 درصدي برق با استفاده از لامپ هاي کم مصرف
قلم سبز ايران – گراني لامپ هاي کم مصرف باعث عدم به کارگيري اين گونه لامپ ها از سوي مردم شده است.
به گزارش قلم سبز ايران، استفاده از لامپ هاي کم مصرف نسبت به لامپ هاي رشته اي، توان مصرفي را 80 درصد کاهش مي دهد. اين درحالي است که يک لامپ کم مصرف با توان 20 وات داراي شدت نور يکسان با يک لامپ رشته اي 100 وات است.
اين گزارش حاکي است، باتوجه به اهميت موضوع و پيک بار شبکه کشور که متأثر از روشنايي است استفاده از لامپ هاي کم مصرف بهترين گزينه است.
گزارش فوق مي افزايد: "لامپ هاي کم مصرف در کشورهاي ديگر با هزينه پايين تري توليد مي شود درصورتي که تعرفه هاي گمرکي و ساير حمايت ها نسبت به واردات اين گونه لامپ ها حذف شود اين لامپ ها مي تواند با قيمت پايين تري حدوداٌ معادل يک دلار به دست مصرف کنندگان برسد."
براساس اين گزارش، استفاده از سياست هاي تشويقي نسبت به واردات لامپ هاي کم مصرف با کيفيت بالا مي تواند در آينده معضل پيک بار کشور را حل کند.
روزانه حدود 130 هزار بشکه نفت صرف بازپرداخت تعهدات خارجي مي شود
قلم سبز ايران – با فرض قيمت 20 دلار براي هر بشکه نفت، روزانه بين 120 تا 130 هزار بشکه از توليد نفت صرف بازپرداخت تعهدات خارجي مي شود.
مديرعامل شرکت ملي نفت ايران، با بيان مطلب فوق به قلم سبز ايران گفت: "کل تعهدات شرکت نفت که به صورت بيع متقابل ايجاد شده حدود 27 ميليارد دلار است که تا پايان سال 81، حدود 4 ميليارد دلار آن بازپرداخت شده است."
مهدي ميرمعزي افزود: "70 درصد از 23 ميليارد دلار باقيمانده نيز در بخش گاز است و کمتر از 6 ميليارد دلار آن به بخش نفت اختصاص دارد که بايد ظرف 7 تا 8 سال آينده بازپرداخت شود."
وي ادامه داد: "بنابراين در بخش نفت حدود 800 ميليون دلار در سال تعهد داريم."
وي گفت: "بنابراين اگر هم قيمت نفت به حدود 15 دلار برسد در بدترين شرايط بازپرداخت روزانه ما حدود 150 هزار بشکه صرف تعهدات مي شود که بازهم در مقايسه با ظرفيت توليد 4 ميليون بشکه در روز براي کشور بسيار ناچيز است."
وي با بيان اين که درصورت بروز شرايطي که قيمت نفت به 7 تا 8 دلار به ازاي هر بشکه برسد بازهم جاي نگراني نيست، گفت: "اين بدترين حالت ممکن است که در آن شرايط هم بازپرداخت ما به روزي 300 هزار بشکه مي رسد که بازهم کمتر از 10 درصد توليد روزانه ماست، بنابراين کشور در بازپرداخت قراردادهاي بيع متقابل به هيچ وجه با مشکلي رو به رو نمي شود."
هراس روحانيون حاكم بر ايران از حمله آمريكا به سوريه، از ديد يك مفسر اروپائي
ماه منير رحيمي: (راديوفردا): روزنامه اتريشي دي پرس در شماره امروز خود در مقاله اي با عنوان نگراني روحانيان ايران به تهديد مقامهاي دولتي آمريكا كه بيشتر رو به سوي سوريه دارد تا ايران پرداخته و مي نويسد اگر آمريکا به سوريه حمله کند، آن کشور کوچک به سختي ميتواند از خود دفاع کند.
شهرام ميريان (راديوفردا، کلن): نويسنده در ابتدا ميگويد آمريكا قصد دارد نظريه دومينو را كه براي جنوب شرق آسيا طرح ريزي كرده بود اينبار براي خاورميانه پايه ريزي كند. نظريهاي كه در بطنش اين پيام نهفته بود كه هرگاه كمونيسم در ويتنام حكمفرما شود، ديگر كشورهاي جنوب شرقي آسيا هم چون بازي دومينو يكي پس از ديگري به جنگ كمونيسم ميفتند. حال مسئولان پنتاگون ميگويند هرگاه در عراق حكومتي مردمسالار پديد آيد، يگر حكومتهاي منطقه نيز كه اكنون سياست دشمني با آمريكا را دنبال ميكنند، يكي پس از ديگري فرو ميپاشند و دوست آمريكا ميشوند.
يان كتمان كارشناس و خبرنگار اين روزنامه آنگاه به هشدارهايي كه از سوي مقامات آمريكايي چندي است بيشتر رو به سوي سوريه دارد تا ايران، ميپردازد و مينويسد اين تهديدها نشان ميدهد كه آمريكا بهره گيري نظامي را همچنان مد نظر دارد. اگر آمريكا به سوريه كه هم كوچك است و هم از نظر نظامي ضعيف حمله ور شود آن كشور به سختي ميتواند از خود دفاع كند.
در اين ميان اما حمله نظامي به ايران را به گونه ديگري بايد ارزيابي كرد. ايران سرزميني است وسيع، گسترده و پر جمعيت تر از عراق. علاوه بر اين ريشه مليگرايي در ايران بسيار ژرف و عميق است. اين نويسنده اضافه ميكند سواي حمله نظامي شوراندن اقليت هاي قومي از جمله آذريها و كردها است كه اين روش به قول يان كتمان مفسر اين روزنامه ضررش بر منفعتش ميچربد.
نمايی از يك چهره
زلمای خليل زاد فرستاده ويژه واشنگتن برای "ماموريتهای مهم" در منطقه
* پس از ماموريت عراق شايد ماموريتهای جديدی در انتظار خليل زاد باشد
* خليل زاد به نيروهای اپوزيسيون عراق گفته است كه نقش آنها در دولت موقت مشورتی خواهدبود
* در دوران تحصيل در شيكاگو خليل زاد به محافل راستگرای آمريكا پيوست و در دولت ريگان به مدافع اصلی كمك به بن لادن و مجاهدين افغانی بدل شد
* در اواخر دهه هشتاد خليل زاد دولت بوش را به بريدن از حكومت صدام و دوستی با جمهوری اسلامی توصيه كرد
* خليل زاد در مورد طالبان نوشت كه بنيادگرايی آنها از بنيادگرايی آخوندهای حاكم بر ايران كم خطرتر است
دوشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۸۲
اشاره:
زلمای خليل زاد كه نام او به ويژه در جريان تحولات سياسی افغانستان در ماههای پس ازسقوط طالبان بر سر زبانها افتاد اينك نيز به عنوان فرستاده ويژه آمريكا مسئول سامان دهی به روندهای سياسی عراق در پی سرنگونی خكومت صدام حسين است. وی روز سه شنبه ، در حالی كه عراق كماكان در حالتی از جنگ و بیثباتی به سر میبرد رياست كنفرانسی از مقامات آمريكايی و شخصيتهای اپوزيسيون عراقی را در ناصريه به عهده خواهد گرفت كه قرار است با كنفرانسهای ديگری تكميل شود و به ايجاد دولت موقت عراق بيانجامد. خليل زاد نه به طرحهای وزارت خارجه آمريكا بلكه بيشتر به اجرای طرحهای پنتاگون برای آينده عراق گرايش دارد كه دولتی مركب از ژنرالها و ديپلماتهای آمريكايی ونقشی محوری برای احمد چلبی ، رييس كنگره ملی عراق هسته اصلی آن را تشكيل میدهد. آنچه كه در پی میخوانيد شمايی است از سابقه فكری و شغلی زلمای خليل زاد و چگونگی برآمد او به عنوان يكی از چهرههای شاخص دولت كنونی آمريكا در اموركشورهای حدفاصل ارتفاعات پامير تا دريای مديترانه. اين مطلب با استفاده از دادههای دو روزنامه آلمانی تاتس (٢٩ مارس)و فرانكفورترروندشاو( ٥ آوريل) تهيه شده است.
احمد سمايی
در خارج از آمريكا محافظان او با عينكهای دودی ، بیسيم و اسلحههای خودكار بر كمر همراهی اش میكنند. هرجا كه او و محافظانش ظاهر میشوند حاضران فوری پی میبرند كه اين مرد دستی در قدرت دارد. چهره تيره و شيك پوشی او در نگاه اول يكی از روسای مافيا را در ذهن تداعی میكند.
زلمای خليل زاد كه ٥١ سالگی را پشت سرگذاشته كسی است كه در واشنگتن از او به عنوان "حلال مشكلات " ياد میشود.با آشنايی اش به زبانهای منطقه و با شناختی كه از آن ناحيه دارد و نيز با درك سياسی يی كه با آموزشهای مبتنی بر ا