اخبار

« February 2003 | Main | April 2003 »

March 31, 2003

عفوبین الملل نسبت به تشدید نقض حقوق بشر بر اثر جنگ هشدار داد

سازمان عفو بین الملل توماری با بیش از یک و نیم میلیون امضا برای نخست وزیر انگلستان ارسال کرد

آتش سوزی مهیب مرکز شهر بغداد را در کام کشید
آخرین خبرها از ادامه نبردها در جنوب عراق
در ده روز، آمریکا شش هزار بمب بر عراق فرو ریخته است
کشورهای مختلف جهان، همچنان صحنه تظاهرات گسترده ضدجنگ است


دوشنبه ١١ فروردین ١٣٨١ – ٣١ مارس ٢٠٠٣

دفتر مرکزی سازمان عفوبین الملل روز یکشنبه با انتشار بیانیه ای در لندن نسبت به تشدید نقض حقوق بشر در سراسر جهان در پی آغاز جنگ با عراق هشدار داد. این سازمان در بیانیه خود تاکید کرد که نقض شدید حقوق بشر در عراق تنها نگرانی موجود در این زمینه همزمان با آغاز جنگ آمریکا و انگلیس علیه آن کشور نیست بلکه طی چند روز گذشته گزارشهای زیادی از نقض حقوق بشر در ١٤ کشور دیگر در ارتباط با جنگ ثبت شده است.

عفو بین الملل از ایجاد محدویت برای برگزاری اعتراضات ضد جنگ، حمله پلیس به تجمعات مخالفان جنگ و تشدید محدودیت نسبت به پناهجویان به عنوان سه مورد مشخص از نقض حقوق بشر در برخی از کشورها نام برده است.

در این بیانیه تصریح شده است که در برخی از کشورها از جمله آمریکا، انگلیس و بلژیک جهت ایجاد محدویت برای راهپیماییها و تجمعات ضد جنگ به قوانین ضد تروریستی متوسل می شوند.

عفو بین الملل همچنین در این مورد به ایجاد درگیریهای خشونت آمیز در کشورهای سودان، مصر، ترکیه و یونان علیه مخالفان جنگ اشاره کرده است که منجر به کشته یا زخمی شدن تعدادی از مردم شده است. به نوشته این بیانیه، از آغاز جنگ تاکنون محدودیت علیه پناهجویان خارجی بویژه عراقیها افزایش یافته بطوری که چند کشور اروپایی از جمله انگلیس پاسخگویی به درخواست پناهجویان عراقی را معلق نموده اند.

عفو بین الملل ، در بیانیه خود از دولتها خواسته است تا به حق آزادی برگزاری اعتراضات مردمی علیه جنگ احترام گذاشته و محدودیت های ایجاد شده برای پناهجویان را از بین ببرند.

به گزارش بی بی سی عفو بین الملل، از سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر، گفته است که تعدادی از کشورهای جهان از جنگ با عراق به عنوان فرصتی برای نقض حقوق بشر سوء استفاده کرده اند. در گزارش عفو بین الملل آمده است که در تعدادی از کشورها، مقامات دولتی مانع از برگزاری تظاهرات ضد جنگ شده اند.

از جمله در بلژیک، بیش از چهارصد و پنجاه معترض به جنگ به طور موقت بازداشت شدند و در بریتانیا، ماموران پلیس تعدادی از کسانی را که عازم تظاهرات بودند بدون دلیل موجه متوقف کرد و به بازرسی بدنی آنان پرداخت.
این سازمان همچنین ماموران امنیتی تعدادی از کشورها را به استفاده خشونت بیش از حد علیه تظاهر کنندگان متهم کرده است.

بدترین مورد در سودان روی داده که گفته می شود سه دانشجو در جریان تظاهرات ضد جنگ عراق در آن کشور کشته شدند.

عفو بین الملل از تعدادی از کشورها، از جمله ایالات متحده، به دلیل محدودیت هایی که برای پناهجویان وضع کرده اند به شدت انتفاد کرده است.

در گزارش عفو بین الملل از دولت های اردن، اسپانیا، آلمان، آمریکا، بریتانیا، بلژیک، ترکیه، دانمارک، سودان، سوئد، مصر، نروژ، یمن و یونان به دلیل نحوه برخورد آنان با وضعیت حقوق بشر در ارتباط با جنگ عراق انتقاد شده است.

سازمان عفو بین الملل همچنین روز یکشنبه با ارسال توماری برای نخست وزیر انگلیس از وی خواست تا نسبت به قوانین بین المللی و رعایت حقوق بشر در طول جنگ با عراق وفادار بماند. در این تومار که عصر روز گذشته تحویل دفتر "تونی بلر" در خانه شماره ١٦ داونینگ استریت شد، از نخست وزیر انگلیس خواسته شده است تا از نفوذ خود بر رییس جمهوری آمریکا استفاده کرده و وی را نیز وادار به رعایت اصل یک از کنوانسیون سال ١٩٤٩ ژنو نماید.

در این تومار نسبت به بمباران مراکز غیرنظامی از قبیل مرکز رادیو و تلویزیون عراق و نیز کشتار غیرنظامیان ان کشور ابراز نگرانی شده است. این تومار را که گفته شده به نمایندگی از یک میلیون و ٦٦٦ هزار تن از اعضای عفوبین الملل نوشته شده است، مسوولان دفاتر عفو بین الملل در شیلی، تونس، اسراییل، ژاپن، آمریکا و انگلیس به همراه تعدادی از مادران انگلیسی مخالف جنگ تحویل دفتر نخست وزیری دادند.

علت حمل و تحویل تومار توسط تعدادی از مادران انگلیسی مخالف جنگ همزمانی آن با روز مادر در این کشور اعلام شد.

بازجوی دوم

March 30, 2003

طرح بی ثبات سازی ایران را سرعت خواهند بخشید

منبع: پیک نت
امریکا وانگلیس از اپریل 2003 تا نوامبر 2004

ایران وارد سال سرنوشت ساز شد!


حملات موشکی و پروازهوائی بر فراز ایران در روزهای اخیر، اشتباهات نظامی نیست، بلکه یک طرح حساب شده برای ارزیابی توان نظامی ایران است!

امریکا و انگلیس به جمهوری اسلامی اخطار کرده اند که بهیچ وجه در جبهه شرقی جنگ عراق دخالت نکند.

عملیات آزاد سازی ایران، که ماموران سیا در ایران و اطراف ایران مشغول تدارک آن هستند از استراتژی و تاکتیک عملیات کشتار عراق پیروی خواهد کرد.

هنگامی که عراق با موافقیت به اشغال در آید، رسانه ها متوجه ایران و این دعوا خواهند شد!

John Stanton(1)

نقل از بولتن سیاسی Counter Punch 24 مارچ 2003

ترجمه :افشین

آیا صلیبی ها برای تهاجمی دیگر در سال 2004 آماده می شوند؟

در حالیکه کشتار مردم در عراق ادامه دارد، ایالات متحده چشم به طعمه اصلی دوخته است: جمهوری اسلامی ایران.

به گفته "ریچارد پرل" و "Danglas Feith" حتی اگر سوریه هدف بعدی این "پاکسازی”، یعنی استراتژی جدید برای امنیت منطقه باشد، این ایران است که مورد نظر آنهاست. در نظر آنها اکنون زمان تلافی سرنگونی شاه و به قدرت رسیدن آیت الله خمینی در دهه 1970، اشغال سفارت امریکا، بحران گروگان ها، شکست عملیات "نجات گروگان ها"(طبس) که شهرت ارتش امریکا را زیر سئول برد و سالها عملیات متناوب تروریستی بین ایران و ایالات متحده است( برای مثال سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران توسط ناوگان امریکا و حمله به نیروهای امریکائی و غیره)، درحقیقت آنچه منجر به جنگ ایران و عراق و تنفر از ایالات متحده در منطقه تا به امروز شده است، ریشه در دخالت و مسئولیت سیستم های اطلاعاتی امریکا، انگلیس و اسرائیل در سال 1953 در سرنگونی حکومت دکتر مصدق دارد.

این سازمان های اطلاعاتی مجددا در سال 1963 چنین حمایتی را با دخالت در برکناری نخست وزیر "قاسم" در عراق مرتکب شدند( در این واقعه صدام حسین 25 ساله نقش کلیدی داشت) از عواقب این امر نیز بروز جنگ عراق با ایران و کویت و تنفر روزافزون از ایالات متحده بود.

در سال 2003 نیز ظاهرا قضیه تغییری نکرده و باز اقتصاد محور تمام این تحولات است. در دهه 1950 و 1960 امریکا و انگلیستان نگران ملی گرائی و حاکمیت مردم بر تولید نفت در ایران و عراق بودند و امروز نیز همین بحث است.

ایالات متحده تقریبا 30 در صد تولید انرژی جهان را به تنهائی مصرف می کند. این درحالی است که تنها 5 در صد جمعیت جهان در امریکا زندگی می کند.

"گورگی کنن" در سال 1948 چنین می گوید:

" ما 50 در صد ثروت جهان را در دست داریم، در حالی که فقط 2ر6 در صد جمعیت جهان را در خود جای داده ایم. در این وضعیت کار اصلی ما ایجاد یک سری روابط است که بتوانیم چنین اختلافی را حفظ کنیم. برای این منظور باید احساسات را کنار بگذاریم... باید تفکر در باره حقوق بشر، بالا بردن سطح استانداردهای زندگی ومردم سالاری را متوقف کنیم.."

ایالات متحده و اروپای غربی کاملا به این نصیحت عمل کرده و باعث چنین آشوبی در خاورمیانه و خلیج فارس هستند.

امریکا، انگلیس، اسرائیل، فرانسه و سایر دول اروپائی بیشتر از 50 سال است، که از طریق عوامل نظامی، حملات هوائی و تبلیغات مسموم سعی در تعویض یا سرنگونی رهبران و حکومت های منطقه داشته و بدین ترتیب در آنچه که آن را "پیشگیری از وقوع" نام میدادند دخالت داشته اند. و باز هم این سئوال احمقانه را می پرسند که "چرا آنها از ما متنفرند؟"

جنایتکاران جنگی امریکا در مقام عمل
دیک چینی، پل ول ویتز، دونالد رامسفلد، ریجاد آرمیتاژ، الیوت آبرامز، زلمای خلیل زاد و سایر جنایتکاران جنگی نگران سرو سامان گرفتن امور در ایران هستند.

اینک نوبت ایران است که مورد هدف عملیات "شوک و بهت" امریکا قرار گیرد. اصطلاحی که توسط "هالان اولمان" که خود یک جنایتکار جنگی است ابداع شد. اولمان نویسنده واشگتن تایمز است و مشاور ارشد مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل. جائی که نطفه امنیت داخلی امریکا در آنجا بسته شد.

از 21 تا 24 مارچ 2003 فضای ایران توسط موشک ها و جنگ افزارهای امریکا مورد تجاوز قرار گرفت. امریکا به مراکز صنعت نفت ایران در خرمشهر و آبادان حمله کرد. این مناطق فاصله زیادی با جزیره فاو که در کنترل نیروهای کویتی، امریکائی و انگلیسی است و همچنین بندر "ام القصر" در دهانه شط العرب که از آن میلیاردها بشکه نفت خام به سوی امریکا، انگلیس و ژاپن حمل می شود ندارد.

پالایشگاه و انبارهای نفت آبادان هدف های اولیه بودند. کسی در این عملیات کشته نشد ولی مجروحانی در پی داشت. بمب افکن های امریکائی و انگلیسی همچنین بر روی روخانه اروند رود ایران، در مسیر خود به عراق گشت زدند.

مقامات رسمی ایران به این تجاوزات اعتراض کرده اند اما بی ثمر بوده است.

مقامات پنتاگون گفته اند این ها موشک ها و بمب های "سرگردان" بوده اند. این امری غیر محتمل است. به نظر می رسد این حملات بخشی از برنامه از پیش طراحی شده فرماندهان ارتش امریکا برای آزمون توان دفاع هوائی ایران در صورت بروز تهاجم باشد. تهاجمی که اگر جورج دبلیو بوش در سال 2004 بازهم به مقام ریاست جمهوری برسد جدی ترانجام خواهد گرفت.

آنها به ایران اخطار جدی داده اند که در آنچه اینک "فضای عملیاتی” امریکا- انگلیس و کویت در جنوب شرقی عراق خوانده می شود دخالت نکند.

برنامه های حمله به ایران

بین اپریل 2003 تا نوامبر 2004 امریکا، انگلیس و اسرائیل عملیات عدم ثبات در ایران را سرعت خواهند بخشید و با راه اندازی یک جنگ تبلیغاتی در دنیا، رهبری سیاسی و نظامی ایران را کم اهمیت و حقیر نشان خواهند داد. آنها در افکار عمومی امریکائی ها، ایرانی را ترسیم خواهند کرد که درگیر مناقشات داخلی و هرج و مرج است. رسانه های تبلیغی به سراغ بحران گروگانگیری ایران بین سالهای 1980-1978 خواهند رفت و آن را برای امریکائی های تشنه جنگ زنده خواهند کرد. این همراه خواهد بود با تصاویری از آیت الله خمینی و همراهانش که ساواکی های دوران شاه را اعدام یا تیرباران می کنند.

فیلم هائی چون "بدون دخترم هرگز" که ایرانیان را چون "نیروهای شیطان" به تصویر می کشند در تمام شبکه ها پخش شده و رضا پهلوی پسر شاه سابق ایران به تناوب در C.N.N - A.B.C – N.B.C – C.B.S – FOX- P.B.S ظاهر خواهد شد.

تصاویری از بمب گذاری 1983 در مقر تفنگداران امریکائی در لبنان که گفته می شود توسط حزب الله، گروه تحت حمایت ایران صورت گرفته بر روی آنتن خواهد رفت.

بطور خیلی اتفاقی! در 17 مارچ 2003 در واشنگتن خانواده های قربانیان مقر تفنگداران دریائی امریکا در لبنان علیه ایران اقامه دعوی کرده و ادعای 2 میلیارد دلار خسارت کردند.

به نقل از واشنگتن پست قاضی محلی امریکا بنام "رویس لمبرت" رای خود را چنین صادر کرد:

" بازماندگان و اعضای خانواده قربانیان می توانند با استناد به قانون 1996 که اجازه می دهد شهروندان امریکا علیه دوستان حامی تروریسم اقامه دعوی کنند، ایران را محکوم نمایند. ارتش امریکا می تواند هر آنچه از این دشمنان در امریکا باقی مانده ضبط کند... هرگونه تعلل در این زمینه گشورهای حامی تروریزم را تشویق به هدف قرار دادن پرسنل نظامی غیر درگیر در جنگ می کند.

صدها عضو خانواده قربانیان در روز اول دادگاه برای ادای شهادت وارائه مدارک دال بر نقش ایران در این واقعه حاضر شدند. ایران هیچ نماینده ای به دادگاه نفرستاد."

هنگامی که عراق با موافقیت به اشغال در آید، رسانه ها متوجه ایران و این دعوا خواهند شد!

آیا چاره ای هست؟
به نقل از برخی منابع، هم اینک نیروهای اطلاعاتی CIA در ایران و اطراف آن مشغول هستند. تیم های ویژه عملیاتی امریکا، انگلیس و استرالیا خارج از افغانستان و کویت و ایالت عراق امریکا(نامی که احتمالا برای شمال عراق انتخاب شده)، ماههاست که مخفیانه بر روی ایران کار می کنند.اکنون ایران خود را در محاصره همه سویه توسط نیروهای حامی امریکا و انگلیس می بیند.

عملیات آزاد سازی ایران نیز از استراتژی و تاکتیک عملیات کشتار عراق پیروی خواهد کرد.

ایران چند راه بیشتر ندارد:

1- سرعت بخشیدن به برنامه های عملیات اتمی و یک آزمایش موفق از توان اتمی اش می تواند تهاجم امریکا را به تاخیر بیاندازد.

2- قرار گرفتن در جبهه جدید کشورهای مخالف امریکا متشکل از روسیه، هند، فرانسه، آلمان و چین.

و آخرین گزینه: خلع سلاح یا تبعید!
فرمانده صلیبی قرن 21، یعنی جورج دبلیو بوش و میشل لدون مشاور او به مبارزه یهودی- مسیحی علیه اسلام که به اعتقاد آنان دینی غیر مشروع و خطرناک است و سر راه استخراج نفت قرار گرفته اعتقاد دارند.

عملیات جاری در منطقه چیزی جز ادامه جنگ های صلیبی قرن 11 نیست. لدون حرف اصلی خود را قبل از تهاجم به عراق اینگونه بیان کرد:

" به امید خدا روز رستاخیز و آزادی برای خاورمیانه و مردم زجر کشیده عراق، سوریه، ایران و عربستان سعودی فرا رسیده است!"

اما آنگونه که احمد فاروقی در "آسیا تایمز" می نویسد، این تنها دوباره سازی تاریخ است:

" دنیای عرب به خوبی سخنان ژنرال انگلیسی "آلن بای” در هنگام ورود به اورشلیم در 9 دسامبر 1917 را به یاد می آورد که گفت: جنگ صلیبی اینک به پایان رسید. همینطور مضمون جملات ژنرال فرانسوی "هاری گراند" را وقتی در جولای 1920 وارد دمشق شد فراموش نخواهد شد. او در حالی که با پا به مقبره صلاح الدین در کنار مسجد اعظم می زد گفت: بیدار شو صلاح الدین! ما برگشتیم. حضور من در اینجا نشانه پیروزی "صلیب" بر "هلال ماه" است."

به همین تقدیر رجز خوانی های جورج دبلیو بوش و تونی بلر در 100 سال دیگر نیز از یاد نخواهد رفت.

* جان استان تون اهل ویرجینیا و متخصص امنیت ملی در امریکاست.

پدر خوانده (رفسنجانی)

نگارایراندوست

آرا دائما تغییرات جزئى داشت نفر سى و سه، نفر سى و یک، نفر بیست و نه، ولى بالاخره در نفر سى ام تثبیت شد؛ آنهم به همت والاى شوراى نگهبان! فردى که همیشه نفر اول هر لیستى بود و اخوى گرامیش شرکت ایشان را در هر لیستى افتخار آن لیست می دانست هم اینک با دوپینگ شوراى نگهبان توانسته بود به مجلس راه یابد او هنوز از یاد نبرده بود که در هر انتخاباتى اول بود و حتى در دور قبل مجلس، دخترش فقط به واسطه نسبت با او نفر اول لیست شده بود. مگر او نبود که ایران را آن چنان ساخت که از آغاز سلطنت مادها بى نظیر بود! مگر او نبود که سطح زندگى مردم را آن چنان ارتقا بخشیده بود که همه در یک رفاه نسبى به سر می بردند! او به خوبى کسانى را به یاد می آورد که قبل از انقلاب نان شب هم نداشتند اما حالا جزو بزرگترین سرمایه داران و بازاریان بودند. آیا این دلیل محکمى براى بهبود وضعیت مستضعفین نبود؟ مگر او نبود که رشد دو رقمى را در اقتصاد ایران به وجود آورد ( سال 69 ) . مگر او دو دوره نماینده ی اول تهران نبود؛ پس چرا حالا همه چیز عوض شده بود؟ جواب از نظر او فقط یک چیز بود؛ اصلاح طلبان! او آن ها را عامل همه این مسائل می دانست. همان اصلاح طلبانى که از نظر او اگر او نبودند، در انتخابات ریاست جمهورى با تقلب رقیب، ناچار به واگذار کردن قدرت بودند؛ اما حالا با ناسپاسى تمام حتى حاضر نشدند او را در لیستشان جاى دهند. او اصلا فکر نمی کرد این امر مهم باشد، اما حالا این مسئله را سرآغاز همه چیز می دانست. براستى چرا مردم اینقدر ناسپاس شده بودند؟ او تصمیم خود را گرفته بود تصمیمى که تاکنون بسیاری مشابه آن را از دوره مادها تاکنون گرفته بودند.
هنوز نتایج انتخابات تهران به طور رسمى اعلام نشده بود که تیرى شقیقه سعید حجاریان، کسى که مغز اصلاحات را لقب گرفته بود توسط جوانى نوزده سال هدف قرار داد. هر چند سعید حجاریان جان به در برد اما ویلچرنشین شد و قسمت اعظم وقت خود را به معالجات می گذراند. این ترور توسط تمامى ذخایر انقلاب محکوم شد ولى ضارب آن کمتر از دو سال بعد آزاد شد؛ این در حالى بود که ضارب على رازینى به اعدام محکوم شده بود. دادگاه وى نیز از کنار تمام شایعات مربوط به وجود فتوا در مورد این ترور گذشت و حقیقت امر هیچگاه آشکار نشد و در حالى که مجازات ترور تا آن زمان در جمهورى اسلامى مرگ بود، متهمان دادگاه را با خنده و گاهى شوخى و صلوات به پایان رساندند. مغز اصلاحات باید می دانست نباید پا را فرارتر از گلیم خود دراز کند.
اکبر گنجى که افشاگری هایش در مورد قتلهاى زنجیره اى و مخالفتش با قرار گرفتن هر کسى که در لیست جناح راست قرار داشت، در لیست جبهه دوم خرداد زبانزد خاص و عام بود و کتابهاى وى از قبیل عالیجناب سرخپوش به چاپ هاى متعددى رسیده بود، به محض بازگشت از کنفرانس برلین دستگیر شد. وى به رغم گذراندن چند ماه انفرادى سرسختانه بر مواضعش ایستاد اما سرانجام قاضى دادگاه تجدید نظر او را به چند ماه زندان محکوم کرد و چون وى بیش از مدت حکم در زندان بود باید آزاد می شد ولى بر خلاف رویه معمول با شکایت و اعتراض رئیس دادگسترى استان تهران به چند سال حبس محکوم گشت. خوب سزاى کسى که ذخیره هاى انقلاب را زیر سوال می برد همین است.
روزنامه هاى اصلاح طلب که نقش مهمى در افشاگری هاى قبل از انتخابات مجلس داشتند و از نظر جناح راست عامل اصلى باخت محافظه کاران بودند نیز در اقدامى بی سابقه در ظرف مدت چند روز براى همیشه توقیف موقت(!) شدند، آن هم با توجه به قانون اقدامات تامینى که در سال 1338 براى پیشگیرى از جرائمى مانند چاقوکشى تصویب شده بود. علی رغم اقدام مجلس اصلاح طلب در تفسیر این قانون شوراى نگهبان این تفسیر را نپذیرفت و این تفسیر براى داورى به مجمع تشخیص مصلحت فرستاده شد، اما تاکنون در بایگانى مجمع تشخیص مصلحت نظام در نوبت رسیدگى است و این در حالى است که تقریبا 80 نشریه عمدتا اصلاح طلب با این قانون تعطیل شده اند. خوب حقشان بود؛ همین روزنامه چى هاى اصلاح طلب بودند که آن جو مسموم انتخابات مجلس ششم را به وجود آوردند.
اما با مجلسى که حالا اکثریت آن با گنجى و باقى و نورى همدل بود نباید مدارا می شد. این مجلس گوش به فرمان دلسوزان نظام (!) نداشت و در مصوباتش نظر ذخایر نظام را رعایت نمی کرد. خوب شوراى نگهبان هم از مصوباتش رضایت نداشت چون با ارزشهاى والاى ذخیره هاى انقلاب همخوانى نداشت و مهمتر از همه آن که مصلحت نظام را رعایت نمی کرد. خوب پس باید تمام لوایحش را بزرگان و دلسوزان مجمع تشخیص مصلحت که جملگى از ذخایر انقلاب بودند فیلتر می کردند تا ارکان نظام آسیب نبیند.
اما این که می گویند آقازاده ها در حال کار اقتصادى و رانت خوارى هستند چه اشکالى دارد؟ همه در حال کار اقتصادى اند! او دورانى طلائى براى ایران بوجود آورد که از زمان مادها تاکنون بی نظیر بوده حالا مگر چه شده است؟ طورى می گویند که انگار سراسر دوران او بخور بخور بوده حالا اگر در قبال این همه زحمت سهم اندکى به او برسد که سراسر عمرش را در مبارزه با طاغوت بوده چه می شود؟ ضمن آنکه مسئله را بزرگش کرده اند. همه اش کار روزنامه هاى مزدور است، اصلا تمام این ها توطئه است، اصلا به مردم چه مربوط است، باید سزاى کسانى را که چنین می گویند را کف دستشان گذاشت، این ها می خواهند ذخیره هاى انقلاب را بدنام کنند، می خواهند زحمات او را زیر سوال ببرند، می خواهند روحانیت را بدنام کنند، سزاى چنین کسانى جز زندان است؟ هر کسى بخواهد این مسائل انحرافى را در وضعیت کنونى و شرایط حساس فعلى مطرح کند عامل استکبار است. این ها با اصل نظام مخالفند. "زیادى پررو شده اند و باید ادبشان کرد" درست مثل مهندس سحابى.
اما مردم قدرنشناس تهران هم باید سزاى قدرنشناسى خود را ببینند، به خصوص جوانان خود باخته اى که از راه نرسیده می خواهند تمام دستاوردهایى که سال ها ذخایر نظام با ایستادگى و مقاومت در برابر استکبار به دست آورده بودند، بر باد دهند. این ها باید بفهمند که هر چه دارند از دولتى سر قبل از 2 خرداد است. خوب حالا که حاضر به درک عظمت کارى که ذخایر انقلاب انجام داده اند نیستند باید آن ها را به خود آورد. این ها همه در سن ازدواجند و محتاج مسکن خوب اگر شهردار گوش به فرمان ذخیره هاى انقلاب ناگهان فروش تراکم را متوقف کند، شوکى که به بازار مسکن وارد می آید، آن ها را بیدار می کند. ضمن آن که با خرید تراکم قبل از توقف فروش تراکم و فروش آن بعد از آن و سودى که بدست می آید می توان هزینه ی کار فرهنگى که قرار است روى این خودباختگان انجام شود را نیز بدست آورد و ضمن آنکه با تبلیغ صحیح می توان ذخایر انقلاب را دوباره مطرح کرد. خوب با اینکار صواب مضاعف هدایت این گمراهان هم نصیب بزرگان نظام می شود. هم اثر تنبیهى دارد و هم اثر تربیتى!
این ها باید بفهمند که حق راى تنها وقتى ارزش دارد که راى دهندگان به نظر دلسوختگان نظام ارج نهند. اگر قرار باشد با راى مردم ارکان نظام زیر سوال رود باید به آن ها فهمانده شود که راى شما دیگر نباید اثرى داشته باشد، چون ثابت کردید که اهل تشخیص مصلحت نیستید و صلاح خود را نمی دانید و باید صاحبان تشخیص مصلحت برایتان تصمیم بگیرند.
اما آیا پدرخوانده نمی داند که این بار با ملتى درافتاده که قدمت چندهزارساله اش گواه آنست که هر مانعى که بخواهد جلوى او را سد کند، را نابود می نماید؟ آیا او تاریخ دوره ی مادها تاکنون را نخوانده است؟

negar@SiahSepid.com
siahsepid.com

March 29, 2003

طنز : پیام جناب آقای ولی فقیه به مناسبت محرم سال جدید

اسد مذنبی
پیام جناب آقای ولی فقیه به مناسبت محرم سال جدید - اسد مذنبی hezb_ kharan@hotmail.com بسم قاسم الجبارین. از شما ملت شریف، نجیب، مظلوم و سر به زیر میخواهم که تسلیت ما را به مناسبت ماه محرم و عزا بپذیرید و دوازده ماه سال به یاد عزاداری باشید ولی ضمنا یادتان نرود که نوروز مصادف شده با ماه محرم و عزای ما را خراب کرده و من مطمئن هستم که اندوه شما به خاطر نداری در شب عید نیست بلکه این شمر و یزید و شریح قاضی هستند که شب عید شما را عزادار کرده اند و اینجانب امیدوارم که در سال جدید شما مثل سالهای قبل بی خیال از کنار مغازه ها عبور کرده و مشت و لگد محکمی به دهان اهل و عیال معترض خویش بکوبید. مبارزه با فساد و فرمان هشتاد ماده ای خدمت مسئولان نظام عرض بنمایم که نهضت "خدمت مردم رسیدن" مبارزه ای است بس سنگین و بزرگ و هراس به دل راه ندهید که نیروی انتظامی در کنار شماست و باید در سال جدید پیگیر جدی مبارزه با بیکاران و فاسدان مالی باشید و مثل قضیه شرکت المکاسب کارآمدی نظام را به رخ مردم بکشید به گونه ای که شیرینی آن، یعنی جوکهای ساخته شده پیرامون آن واقعا به کام مردم بنشیند و در این راه باید کارهای عمیق صورت بگیرد. مثل ایجاد تسهیلات برای فروش کلیه و کلیه اعضای بدن؛ کارهای ماندگار مثل تاسیس خانه های عفاف و تامین انواع نشئه جات؛ و کارهای زود بازده مثل فریضه شرعی صیغه. رقابت مسئولان اگرچه رقابت و عزم راسخ مسئولان شرط است اما آن رقابتی برای ما مقبولیت دارد که هر چه سریعتر بتوان خدمت مردم رسید حالا بماند که ما خودمان ذره ای بین مردم مقبولیت و مشروعیت نداریم ولی رقابتهای سیاسی هیچ و پوچ که همراه با چاقوکشی و فحش و دشنام و پاره کردن عبای همدیگر برای تصاحب کرسی ها صورت میپذیرد، پذیرفتنی نیست و رقابتهای سالم باید پنهانی و با واسطه و همراه با زد و بند و به دور از چشم مردم صورت گیرد. و اینجانب تاکید میکنم مبارزه برای ریشه کن کردن فساد مالی باید در اولیت باشد زیرا که کارهای انجام شده در این زمینه مثل قضیه شرکت المکاسب واقعا تحسین برانگیز بوده به طوری که حتی خود متهمان و مسئولان بانک ملی و حتی تولیت آستان قدس نیز انگشت به دهان مانده اند؛ و درست به همین دلیل است که فرمان هشتاد ماده ای ما بسیار جالب و غم انگیز و مسخره شده است. جنگ آمریکا و عراق با کمال تأسف باید بگویم که تهاجم نظامی آمریکا و انگلیس به عراق کاملا انگیزه شیطانی داشته و این را جناب شیطان شخصا خدمت ما عرض کرده و حالا که این جنگ با خواست آمریکا و انگلیس و اسپانیا انجام شده معلوم نیست شیطان این وسط چکاره است و ما به شیطان هشدار داده ایم که مبادا انگلیس و آمریکا را تحریک بنماید تا پس از صدام به سراغ ما بیایند و همه میدانند که هدف از این جنگ نفت سوز که سابقا خانمان سوز خوانده میشد تسلط بر نفت منطقه است و ما از این بابت بسیار متعجبیم چون نفت منطقه در تسلط ما و امثال ما قرار دارد و مگر ما بیل به کمرمان خورده که آمریکا میخواهد بر آن تسلط پیدا کند و ما در عین حال که معتقدیم "جنگ نعمت است" اما به هیچ وجه روی اسب مرده شرط بندی نمیکنیم و ما فقط مدافع ملت عراق میباشیم بجز ملت ایران، مدافع تمام ملل جهان هستیم و معتقدیم که سرنوشت همه ملتهای دنیا باید به دست خود آنان رقم بخورد و فقط ملت ایران است که احتیاج مبرم به ولی (فقیه) دارد و سرنوشتش را ما رقم میزنیم. و اینجانب تأکید میکنم که ما در عین مخالفت با حمله نظامی آمریکا با هیچ ملتی به جز ملت شریف ایران سر جنگ نداریم. البته ما با آمریکا جنگ نظامی نداریم اما جنگ زرگری حتما خواهیم داشت، به همین دلیل به جوانان عزیز هشدار میدهم که شجاعانه در میدانهای نبرد مثل 18 تیر، چهارشنبه سوری و بخصوص میدان محسنی حضور پیدا کنند. در خاتمه به ملت همیشه عجیب ایران اخطار میدهم که به هیچ وجه خواهان مداخله آمریکا در مملکت امام زمان نباشند چون آمریکا ما را ول نمیکند تا ملت را بچسبد. و به رحمت خدا برود نوروزکم و خالی باد جیب کم و رو سیاه حاجی فیروزکم. از شهروند

March 28, 2003

نامه شجاعانه یک زندانی سیاسی به علی خامنه‌ای

سعید کمالیها/ بند ۳ سیاسی/ زندان اوین
آبان ماه

‏ به نام یزدان پاک
اتحادیه ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان ایران
نامه سرگشاده سعید کمالیها از زندان اوین

دلم از این خرابیها خوش بود، زانکه می دانم
خرابی چون از حد بگذرد، آباد می گردد ‏

زبیداد فزون آهنگری گمنام و زحمتکش
علم دار الم چون کاوه حداد می گردد

‏ جناب آقای خامنه ای،
همانطور که شما و ما ملت ایران مستحضر هستیم، ۲۳ سال است که از انقلاب به انحراف کشیده شده ‏جمهوری اسلامی می گذرد و هرروز بر فقر و مشکلات و نارضایتی ملت ایران افزوده می گردد، اما ‏افسوس که جنابعالی در جایگاهی نشسته اید که هیچ غم و اندوهی را نه می بینید و نه احساس می کنید. ‏جایگاهی که شما و امثال شما لیاقت آن را نداشته و نخواهد داشت، اما دست سرنوشت بود که شما را به ‏اشتباه بر آن تخت نشاند. بطور واقع بینانه در خصوص نظام جمهوری اسلامی باید گفت که این ‏حکومت، یک حکومت الیگارشی است. شاید در ابتدا مردم ایران ندانسته و فناتیک مابانه به آن رای ‏مثبت دادند ولی در حال حاضر با گذشت بیش از ۲ دهه از انقلاب، آنان که نوع حکومت (جمهوری ‏اسلامی) را پذیرفته بودند، حال از کرده خود پشیمانند و آنان که نبودند تا بپذیرند ( نسل جوان) یک ‏نظام و حکومت تحمیلی را برخود احساس می کنند و در کل فی الحال عده ای برای رهایی از آن ‏ازکشور می گریزند و عده ای خواهان اصلاحاتند و عده ای دیگر خواهان براندازی آن، و کسانی که ‏خواهان همین استبداد هستند یا نمی فهمند و یا خود جزو مستبدانند، در هر صورت اقلیت این جامعه را ‏این گروه آخر تشکیل می دهند.‏
شما و حامیان شما، مخالفین خود(یعنی قریب به ۴۰ میلیون از جمعیت بالای ۱۵ سال کشور) را ‏آنارشیست می خوانید و به همین بهانه هر نوع حرکتی که بیانگر نوعی مخالفت باشد سرکوب کرده و ‏با تشکیل پرونده ای برای اشخاص، سکوتی موقتی در جامعه ایجاد کرده اید. استبداد جاهلانه ناشی از ‏قرار گرفتن شخصی نالایق در مقام ارشد قدرت در این جامعه، باعث تمام این نارضایتی ها گشته و ‏حال دیگر زمان آن فرا رسیده که جوانان این مرزوبوم بار دیگر از جان خویش بگذرند و باردیگر خود ‏را فدای این دیار کنند، زیرا بسیار واضح و روشن است که اصلاحات با قوانین موجود به مشکل ‏برخورده و به بیان دیگر، در چهارچوب قانون اساسی این کشور غیرقابل اجرا بوده و خواهد بود.‏
جناب آقای خامنه ای، حادثه ۱۸ تیر سال ۷۸ و موج پرخروش مردم را به خاطر بیاورید و لحظه ای ‏را تجسم کنید که این موج یک هدایتگر داشته باشد، در آن زمان دیگر هیچ نیروی انتظامی و هیچ گروه ‏فشاری توانایی مقابله با آن را نخواهد داشت و روزی را به خاطر بیاورید که شما را در دادگاه ملت ‏محاکمه کنند، زیرا به گفته علی ( ع) : اگر این تاج و تخت وفادار بود، هیچگاه به تو نمی رسید". ما ‏یعنی مخالفین شما و حکومت شما، در حال حاضر آزاد نیستیم ولی انسانهائی هستیم آزاده و آزاد می ‏اندیشیم و حتی اگر ما و امثال ما را در حصاری بی ارزش محصور نمائید، بدانید که روح و قلم ما در ‏گرو جسم ما نیست و همچنان در تلاش است، در تلاش برای رهایی، نه رهایی از این حصار کوچک ‏بلکه رهایی از حصاری که در این کشور برای همه ملت ایجاد کرده اید و نه برای رهایی خود، بلکه ‏برای رهایی همه ملت ایران از بند استبداد آخوندی، استبدادی که تا بحال در تاریخ ایران سابقه نداشته و ‏نخواهد داشت. جمهوری اسلامی با صدور احکام ظالمانه همچون حبس طولانی مدت و صدور حکم ‏اعدام برای اشخاصی بی گناه به جهت داشتن افکاری خاص، روی همه حاکمان جبار را سفید کرد و ‏ستون های کاخ ظلم را در ملاطی از خون انسانهای بی گناه فرو برد، بی خبر از آن که روزی همین ‏خونها دوباره به جوش می آید و این ستون ها فرو می ریزد و کاخ ظلم بر سر صاحبان آن خراب می ‏شود.‏
گرچه اینجانب خود روزی پاسدار اهداف و ارزشهای این انقلاب بودم، ولی پس از رسیدن به این ‏واقعیت که پیشوای رژیم از ثمره انقلاب به نفع خود و حامیانش استفاده می کند و اهداف و ارزشها را ‏پتکی کرده و با آن بر سر ملت ایران می کوبد، دشمن خونین دشمنان مردم شدم و خواهان خواسته ‏مردم. در خاتمه، انزجار و ارتداد خویش را در خصوص اسلام ناب محمدی که مبلغ و پیشوای پیشین و ‏خودتان نیز از آن دم می زنید، اعلام می دارم و نهایت عواقب آن را نیز پذیرا هستم.‏

زین تخت و تاج سرنگون، تا کی رود سیلاب خون
این تخت را ویران کنید، این تاج را وارون کنید

چندین که از خم در سبو، خون در دل ما می رود
ای شاهدان بزم کین، پیمانه ها پر خون کنید


سعید کمالیها/ بند ۳ سیاسی/ زندان اوین
آبان ماه ‏


‏* سعید کمالیها در ۱۱/۲/۷۹ به جرم فعالیت سیاسی بر ضد رژیم، دستگیر و ۱۰ ماه در انفرادی ۵۹ ‏سپاه پاسداران بسر برده است. وی محکوم به ۶ سال حبس شده که تاکنون نزدیک به ۳ سال آن را ‏سپری کرده است. وی حاضر به تسلیم نشده است. در رابطه با این نامه که آن را ا ززندان برای ‏دیکتاتورایران و نهادهای مختلف رژیم ارسال نموده است، پرونده وی مفتوح بوده و امکان افزایش ‏حبس یا مجازات شدیدتر از سوی رژیم، وجود دارد.‏


زنده باد آزادی/ برقرارباد دموکراسی/ سرنگون باد استبداد
اتحادیه ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان ایران ‏

March 24, 2003

از آغاز جنگ عراق محل سکونت علی خامنه ای هر شب عوض می شود

نشریه میهن

از آغاز دخالت نظامی آمریکا در عراق تاکنون محل سکونت علی خامنه ای هر شب عوض می شود. منابع موثق می گویند که خامنه ای که سخت نگران جان خویش است از آن می ترسد که نیروهای آمریکائی یا مخالفان داخلی او را ترور کنند.

گویا اطرافیان و نزدیکان خامنه ای به این تحلیل رسیده اند که آمریکا برای تضعییف اقتدارگرایان ترور وی را در دستور قرار داده است.

گفته می شود که دولت سوریه در مورد خطر ترور رهبران جمهوری اسلامی و سوریه اطلاعاتی در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده است و بر اساس همین اطلاعات تصفیه هائی نیز در نیروهای محافظ رهبران جمهوری اسلامی صورت گرفته است.

در ضمن گفته می شود که در میان اقتدارگرایان بر سر چگونگی موضعگیری در قبال جنگ اختلافات عمیقی بروز کرده است.

March 22, 2003

آنچه باعراق شروع می شود، با جنگ جهانی خاتمه می یابد روی نقشه جنگی امریکا، قفقاز علامت گذاری شده

تقسیر روزنامه "پراودا" - مسکو

برگردان فارس "توکا سرداری”


الکساندر درابیکین، مفسر روزنامه پراودا، در شماره 12 ماه مارس این روزنامه، پیرامون حمله نظامی امریکا به عراق و نقش ترکیه در این حمله نوشت:

"هرایتیج فوندیشن" – بنیاد میراث- یکی از سازمان های پرنفوذ محافظه کاران آمریکا به حساب می آید که شهرت خود را در اواخر دهه 80 واوائل سالهای 90 قرن 20 بدست آورد. زمانی که این سازمان مامورانش را برای کار در اتحاد شوروی و دیگر کشورهای متحد آن، با نام "سفیران آزادی” استخدام می کرد.

نمایندگان و سفرای این سازمان از هر نظر بررسی میشدند و دستچین شدگان دوره آمادگی خود را در ایالات متحده می گذراندند. به آنها پس از پایان دوره کمک می شد تا در کشورهای خود مقام مهمی را در سازمان های دولتی، منابع خبری و بازرگانی کشور بدست آورند. در زمینه تجارت ممکن بود که سرمایه ای هم برایشان در نظر گرفته شود تا با ماموریت های آینده خود آن را جبران کنند. به این ترتیب، شخصیت های حکومتی و سیاسی اتحاد شوروی و دیگر کشورهای متحد با علاقمندی شدید اقتصادی در دامن امریکا قرار می گرفتند.

امروزه با کنجکاوی بیشتری می توان به فعالیت این سازمان پی برد. درشرایطی که بشریت شاهد آغاز جنگی جدید است، جنگی که با عراق ممکن است آغاز شده و با جنگی جهانی خاتمه یابد.

اکنون "سفیران آزادی” امریکا و دیگر هم پیمان هایش سعی دارند عراق را خلع سلاح کنند و امکان حمایت از تروریسم را از این کشور بگیرند. ایالات متحده می گوید با فروپاشی حکومت صدام حسین، می خواهد برای نخستین بار در این سرزمین حکومتی دمکرات بر سر کار آورد و ملت را از رژیم دیکتاتوری نجات دهد. روسیه هم باید از امریکا حمایت کند و چنین شانس بزرگی را غنیمت شمارد و جائی برای خود در "جامعه عالی” و در میدان بازی و بازیکنان صحنه اقتصاد عظیم جهانی باز کند. در این صورت، قرار است امریکا نیز منافع روسیه را در نظر بگیرد. ظاهرا فکر بدی نیست! اما باورکردنی هم نیست.

تجربه افغانستان تلخ بود. با فروپاشی زیربنای یک کشور آسیائی، ایالات متحده باعث باز شدن گره جنگ های درونی کشور شد که تلفات بسیاری نیز به همراه خود داشت. با این وعده که افغانستان را به بهشت تبدیل خواهد ساخت. اما، هنگام عمل معلوم شد که برای کمک به این کشور در بودجه امریکا، حتی یک سنت هم در نظر گرفته نشده است. همین شیوه را در مقابل روسیه نیز در پیش گرفتند.

امریکا از روسیه خواستار حامی عملیات ضد تروریستی در افغانستان شود و روسیه هم موافقت کرد. به نظر می رسید با همرزم و حمایت کننده خود باید دوستانه رفتار کرد! اما، دولت امریکا حتی یک گام نیز به سود کشور ما برنداشت. هیچ تغییری در "جنگ سرد" به عمل نیآمد و این مسئله منافع اقتصادی روسیه را در بازار امریکا محدود می کند. روشن است که مشابه این نوع مسائل در رابطه با عراق نیز تکرار خواهد شد.

بنیاد میراث که در ابتدا به آن اشاره کردم، برگ برنده را در اختیار دارد: عراق پس از صدام حسین و منابع نفتی که امروز سرمایه ملی عراق است با دقت بسیار میان شرکت های بزرگ نفتی امریکا تقسیم شده اند. جائی برای منافع روسیه در آنجا در نظر گرفته نشده است و این به معنای امتناع از تعهدات گذشته است. این بدان معناست که سرمایه گذاری اتحاد شوروی در منابع نفت عراق، بطور اتوماتیک در اختیار امریکا قرار می گیرد و این یک سرقت آشکار است. پس از چنین حرکتی می خواهند ما باور کنیم که در رژیم آینده عراق امریکا بدهی 8 میلیاردی عراق به ما را، آنهم به دلار پرداخت خواهد کرد!

جنگ امریکا و انگلستان با عراق اکنون ده سال است ادامه دارد و تازگی ندارد. زمانی که این جنگ آغاز شد، این دو کشور آسمان عراق را با نیروی هوائی خود تحت کنترل قرار دادند. در ظاهر این عمل هدف بشردوستانه ای را دنبال می کرد. گویا هواپیماهای گشتی در شمال عراق از کردها دفاع می کردند و درجنوب از شیعیان، اما در عمل چنین کنترلی موجب تحریک نیروهای مسلح زمینی کشور می شد. طی این ده سال، بسیاری از مسائل تغییر کرده است. روحانیون اسلامی، صدام حسین را از بستگان نزدیک یکی از امام های شیعیان معرفی کردند و بدین گونه از شدت اختلاف میان رهبر سنی بغداد و مردم شیعه در جنوب کشور کاستند. کردهای شمال عراق، امروز خطربزرگ را نه در بغداد، بلکه در آنکارا می بینند. سیاستمداران کرد، یک صدا اعلام کرده اند که اگر در خاک آنها حتی یک سرباز ترک دیده شود حکومت خود مختار منطقه موصل و کرکوک مردم خویش را برای جنگ با ترکیه به صف خواهند کرد.

کسانی که در صدد برقراری حکومت دمکراتیک و برکناری رژیم دیکتاتوری هستند، در حال حاضر سرگرم نابودی هر آنچه که باعث انعکاس خشم ملت است می باشند.

بعنوان نمونه: نابودی ایستگاه های اپتیک الیافی که هیچ ارتباطی به هدف رسمی گشت های هوائی ندارد و در عین حال برای سیستم دفاعی عراق بسیار مهم است. این یک راهزنی آشگار هوائی است.

ترکیه در خواست امریکا در رابطه با مستقر کردن نیروهایش در خاک خود را رد کرد. بدین ترتیب جبهه شمالی که باید همزمان با جبهه جنوبی بغداد را در جنگ های آهنین خود می گرفتند مختل شد.

حکومت امریکا با خشم، دولت ترکیه را به ورشکستگی اقتصادی تهدید کرد و سرنوشت آلبانی ها را به آنها یادآور شد!

آنگونه که مشخص است نقش آلبانی ها را به عهده کردهای ترکیه گذاشته اند. این موضوع باعث تعجب برخی از ناظران شد، زیرا ترکیه در پیمان ناتو می باشد و گذشته از آن امریکا و انگلستان در خلیج فارس و دریای مدیترانه از نیروی عظیمی برخوردارند. چنین نیروئی قادرند هر قسمتی از کره زمین را با خاک یکسان سازند. آیا چنین خشمی در مقابل هم پیمان خود جایز است؟ شاید اساسا صحبت بر سر حمله به عراق نیست؟

برخی مفسران بر این نظرند که امریکا روی نقشه جهان، در جبهه شمالی خود قفقاز را علامت گذاری کرده است.

در اینجا باید کمی به تاریخ بازگشت. در آستانه جنگ جهانی دوم، در ستاد کل آلمان، مارش نظامی به سمت قفقاز از خاک ترکیه و ایران برنامه ریزی شده بود. هدف آن مارش محاصره منابع نفت در گرجستان و باکو بود و از این راه، ارتش سرخ را از سوخت محروم ساختن. ارتش هیتلری از اطریش، مجارستان، رومانی و بلغارستان باید راه ترکیه و ایران را در پیش می گرفت.

حکومت آن دوره در مسکو، این مسئله را جدی گرفت و در مرز جنوبی خود نیروی هوائی عظیمی را بسیج کرد. سالها بعد مشخص شد که ترک ها با تجربه از جنگ های تاریخی 200 ساله میان روسیه و ترک ها که در پایان همه آنها چیزی نصیب ترک ها نشد، این بار صلاح خویش را در گلاویز نشدن با همسایه مصمم خویش دیدند. آنها خود را کنار کشیدند و این درحالی بود که نیروی عظیم ارتش آلمان از آنها پشتیبانی می کرد.

اکنون تاریخ تکرار می شود. البته حمله امریکا به قفقاز از راه ترکیه می تواند موفقیت آمیز باشد. شوارناتزه در رویاهای خویش ارتش ناتو را در کشورش می بیند. دیگر جمهوری های ماوراء قفقاز، حتی اگر بخواهند با امریکا مقابله کنند نیز نیروئی نیستند. روسیه باید پایگاه و نیروی اندک خویش را از این مناطق بیرون ببرد و بدین گونه سایه نفوذ او از قفقاز خارج می شد. در ترکیه هم در سطح حکومتی مسائلی بررسی شده و تصمیم بر آنست که خود را به دام نیاندازند.

در حال حاضر، ترکیه سود کلانی در تجارت با روسیه و عراق می برد. آیا نیاز است که سود موجود را با تشکر ناچیز هم پیمانی از آن سوی اقیانوس عوض کند؟ عاقلانه است که در جبهه جنگی امریکا قرار نگیرد. البته با توجه به نظر برخی از سیاستمداران، امریکا می تواند دست پارلمان ترکیه را از پشت بست و به هدف خود رسید!

شادباش نوروزی نخست وزیر سوئد

یوران پرشون نخست وزیر سوئد در پیام شادباشی بمناسبت فرا رسیدن نوروز و سال نو ایرانی که به اتحادیه سراسری ایرانیان در سوئد ارسال گردید ضمن شادباش نوروزی به ایرانیان اطمینان داد که وقایع ایران را دنبال خواهد کرد و از هر فرصتی چه در سطح دولت سوئد, چه در سطح اتحادیه اروپا و چه در سطح سازمان ملل متحد استفاده خواهد نمود تا نسبت به نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی اعتراض بعمل آورد.

در 48 ساعت گذشته 7 موشک امریکایی به خاک ایران اصابت کرده است

به گزارش خبرنگار بازتاب از مناطق مرزی 3 فروند از این موشکها به شهرستان سردشت 3فروند به خسرو آباد ویک فروند به آبادان اصابت کرده است که بر اثر این حملات 2 نفر زخمی شده اند .

بنا بر این گزارش بر اثر صدای انفجار وغرش هواپیماهای آمریکایی و انگلیسی فضای عمومی شهرهای خرمشهر وآبادان متشنج است .
گفتنی است تا کنون این اخبار در رسانه های گروهی ایران منعکس نشده وتنها وزارت خارجه کارداران سوئیس وانگلستان را در این خصوص احضار کرده است.

March 21, 2003

در مراسم چهارشنبه سوری هفتاد نفر از جوانان تبریزی بازداشت شدند

پیمان پاک مهر

عضو فدرا سیون روزنامه نگاران بین الملل I.F.J

Pakmehr88@hotmail.com
بیش از هفتاد نفر از جوانان تبریزی در مراسم چهارشنبه سوری دستگیر و بازداشت شدند.

در این بازداشت ها ماموران لباس شخصی نیز حضور فعال داشتند که دارای بی سیم و موتور سیکلت هوندا و چندین دستگاه اتومبیل شخصی بودند و در ضرب و شتم جوانان تبریزی نقش فعالی ایفا می کردند.

شهروندان تبریزی با پرتاب ترقه، روشن کردن آتش و فشفشه در جشن چهارشنبه سوری شرکت کرده بودند. این شادی ها در کوی ولیعصر تبریز بیش از هر جای آن دیده می شد که یگانهای ویژه پلیس مجهز به باطوم، گاز اشک آور، اسلحه، گاز بی حس کننده بودند. به طوریکه در فلکه بازار این کوی نیرویهای انتظامی با چیدن بلوکهای بتونی این میدان را به چند قسمت کرده بودند تا مانع از گردش اتومبیلها در این میدان شوند در چند نقطه از این منطقه دهها تن از جوانان و نوجوانان در حالی که مشغول پرتاب ترقه بودند، توسط لباس شخصی هایی که دارای اتومبیل های شخصی و موتور سیکلت بودند، دستگیر شدند و در جلوی چشم پدران و مادرانشان مورد ضرب وشتم گرفتند.

برخی از این نیروها با گشتن جیب های دختران و پسران جوان، در صورت مشاهده ترقه، آنها را زیر مشت و لگد و فحاشی قرار می دادند.

در فلکه اعتصامی کوی ولیعصر تبریز، اتومبیل پژویی، توسط چند موتور سوار پلیس مورد بازرسی قرار گرفتند. راننده و سرنشینان آن اتومبیل را پیاده کرده، دست های آنها را به روی دیوار گذاشتند و با باتوم به سر و بدن آنها زدند و جیب های آنها را بازرسی نمودند. در این زمان، نیروهای لباس شخصی نیز به آنها پیوسته و آنها راً زیر مشت و لگد بیشتر گرفتند. یکی از سرنشینان را نیز با زور در کاپوت عقب اتومبیل خودشان جا دادند و همه سرنشینان را به محل نامعلومی انتقال دادند.

لازم به ذکر است که تدابیر امنیتی و انتظامی در سایر نقاط شهر ضعیف تر از کوی ولیعصر بود. بطوری که در کوی ولیعصر، زن و شوهر جوانی که جعبه شیرینی، گل و تنگ ماهی داشتند و می خواستند از منطقه ممنوعه پلیس عبور کنند، مورد ضرب و شتم لباس شخصی ها قرار گرفتند. با صدای بلند بر سر آن خانم جوان فریاد زدند: "در ماه محرم شما چرا به قصد جشن به بیرون آمده اید."

شوهر وی در پاسخ به لباس شخصی ها گفت: "ما از خرید شب عید برمی گردیم."

در همان شب بیش از بیست نفر از جوانان کوی ولیعصر تبریز با مینی بوسها به مراکز انتظامی تحویل داده شدند.

تا پاسی از شب خانواده های دستگیر شده گان، دربدر به دنبال فرزندان خودشان بودند و هیچ اطلاعی از محل بازداشت آنها نداشتند.

این در حالی است که بسیاری از مادران و پدران دیشب را با مراجعه به کلانتری ها به دنبال جوانان خود بودند.

بنا به گزارشهای رسیده تعدادی از دستگیر شده گان دیشب پس از شناسایی و اخذ تعهد، آزاد شدند ولی تا کنون آماری دقیقی از دستگیر شده گان چهارشنبه سوری تبریز از سوی پلیس و فرمانداری اعلام نشده است.

سردار سرتیپ عینی باهر فرمانده نیروی انتظامی استان آذربایجان شرقی طی گفتگوی کوتاه تلفنی ضمن تایید خبر دستگیری ها اظهار داشت: اغلب دستگیر شدگان آزاد ولی بقیه به دلیل شکایت های وارده از سوی افرادی که زیر پای آنها ترقه پرتاب کردند پرونده های تشکیل شده ،وی ضمن اظهار بی اطلاعی از آمار دستگیر شدگان ارایه جزئیات را منوط به پاسخ روابط عمومی ناحیه انتظامی استان سرهنگ فرامرزی نمود که وی نیز طی گفتگوی تلفنی کوتاه پاسخ داد، که در محل کار خود نبوده لذا از جزئیات دستگیری های اخیر بی خبر است.

یک مقام مسئول و چند منبع موثق ضمن تایید دستگیری بیش از هفتاد نفر از جوانان اعلام نمود همگی به دلیل نزدیکی به پایان سال با قرار ضمانت آزاد و پس از تعطیلات با طی مراحل قانونی پس از تکمیل پرونده در اختیار مقامات قضایی استان آذربایجان شرقی قرار خواهند گرفت.

درگیری در جشن چهارشنبه سوری در تهران

چهارشنبه سوری در حالی پایان گرفت که رفتارهای متفاوتی از نیروی انتظامی دیده شد.
دیشب که مصادف با جشن کهن چهارشنبه سوری در ایران بود مردم به شادی و پایکوبی پرداختند و نیروی انتظامی در مناطق مختلف عکس العمل های متفاوتی به این شادی نشان داد. بنا به گفته ی منابع موثق در اکثر نقاط بالای شهر تهران نیروی انتظامی جلوی شادی و جشن مردم را نگرفته و فقط مراقب مواد منفجره ی خطرناک بوده ولی در عین حال در پایین شهر در بعضی نقاط درگیری هایی بین مردم و نیروی انتظامی صورت گرفته است.
در خصوص همین درگیری ها شایعاتی وجود دارد که در خیابان دامپزشکی یک نفر در این درگیری ها جان باخته که هنوز از طرف نیروی انتظامی این شایعه تأیید نشده است.

اخبار ایننا

اعدام دو تن در خرم آباد

بنا به گزارش کیهان محمدرضا- ن و نورالدین- م به اتهام سرقت مسلحانه و شرارت مسلح صبح دیروز در یکی از میادین خرم آباد در ملأعام اعدام شدند.
ولی گفته میشود علیرغم ادعای روزنامه کیهان افراد اعدام شده بخاطر افکار و فعالیت های سیاسی شان اعدام شده اند و در پی اعدام آنان درگیریهایی پراکنده ای بین نیروهای امنیتی رژیم و جوانان خشمگین در گرفته که از جزئیات آن گزارشی دریافت نشده است.

March 20, 2003

گزارش چهارشنبه سوری از رشت

گزارش تصویری از درگیری در شهرک غرب تهران

یک شهروند

شب چهارشنبه سوری واقع در مکانی که قبلا ذکر شد (فاز 5 - خیابان سیمای ایران-مقابل کوچه 9) درگیری رخ داد. تعدادی افراد گروه فشار (2 پیکان که 5-6 نفر در آن بودند و 4 یا 5 موتور که دو نفر بر هر کدام سوار بودند) به جمعیت مردم حمله میکنند که تعدادی مجروح میشوند و مردم فرار میکنند و بعضی ها به خانه های اطراف پناه می برند. در این بین دختر جوانی به طرز فجیعی توسط یکی از آنها که با زنجیر به سر و صورت وی میزد صدمه میبیند . پس از چند دقیقه آنها محل را ترک میکنند .


سپس یکی از جوانان با فندک موتور را به آتش میکشد، بعد از اینک شعله آتش کم شد مردم از روی آن میپریدند! مردم تا مدتی در محل حضور داشتند و به دست زدن و شادی پرداختند و شعار مرگ بر بسیجی سر دادند. گروه فشار تعداد بیشتری نیرو جمع کردند و در ابتدای خیابان سیمای ایران با موبایل و بیسیم با یکدیگر هماهنگی میکردند ، ولی بدلیل حضور مردم و کم بودنشان جرات حمله دوباره را نداشتند. گفته میشود که آنها به دنبال خودرو ای که به آن موتور زده هستند.

در ضمن عکسهای فرستاده شده از فیلم مونتاژ شده به همین دلیل دارای کیفیت نیستند ولی در آن هنگام کسانی بودند که با دوربین دیجیتال از صحنه های حادثه عکس گرفتند، به محض بدست آوردن عکس های بیشتر و بهتر برای این سایت میفرستم. به امید داشتن ایرانی آزاد و بدون ریا - یک شاهد عینی

گزارش یک شهروند از تهران*

منبع: گویا نیوز

امشب تقریبا در ساعت 10:10 در منطقه شهرک غرب تهران در خیابان سیمای ایران مقابل کوچه نهم درگیری میان گروه فشار (بسیج) و مردم بوجود آمد.

ماجرا از آنجاشروع شد که مردم درحال رقصیدن بودند که ناگهان عده ای موتور سوار (حدود 7 موتور و 14 نفر) به جمعیت حمله کردند و با باتوم و زنجیر مردم را زدند .

در این میان دختری بوسیله زنجیر یکی از آنان صدمه سنگینی میبیند.

موتور سواران پس از چند دقیقه محل را ترک میکنند و مردم پس از فریاد یک جوان مبنی بر جمع کردن سنگ شروع به جمع آوری سنگ میکنند.

مرتبه دوم که موتور سواران آمدند مردم به طرف آنان سنگ پرتاب میکنند و در خیابان ترافیکی ایجاد شد که باعث شد آخرین موتور نتواند خود را کنترل کند به ماشینی خورده و روی زمین افتادند (2 نفر بودند) مردم به طرف آنان هجوم بردند و با سنگ و لگد به آنان حلمه کردند سپس موتورشان را آتش زدند.

جالب این بود که تا 1 ساعت بعد جمعیت آن محل را ترک نکردند و شعار مرگ بر بسیجی سر دادند.

*(خبرنامه گویا تا زمان تایید این خبر توسط منابع خبری مستقل برای اطلاع از صحت و سقم این نوع اخبار امکانی ندارد )

March 18, 2003

دفاع علنی حمیدرضا ترقی، قائم مقام جمعیت مؤتلفه ازآقازاده ها

منبع: پیک نت
موتلفه اسلامی و تبرئه آقازاده طبسی :

یکصد میلیارد تومان زیاد نیست

مطبوعات بزرگش کردند!

حمیدرضا ترقی، قائم مقام مرکز سیاسی جمعیت مؤتلفه اسلامی(رئیس این دفتر اسدالله بادامچیان است) در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایسنا، در مورد حکم صادره شده در پرونده المکاسب و تبرئه آقازاده آیت الله واعظ طبسی گفت:

"شاهد بزرگنمایی در پرونده‌های مفاسد اقتصادی و پرونده‌هایی که منتسب به شخصیت ها یا آقازاده‌هاست، از سوی مطبوعات و رسانه‌ها هستیم و طبیعتا ذهنیتی را که برای مردم به صورت غیرواقعی و برخلاف محتوای پرونده ‌ساخته می‌شود، با آنچه که به عنوان حکم قانونی در مورد آنها صادر می‌شود،‌ کاملا متفاوت است."

حمیدرضا ترقی که از کارمندان سابق دفتر واعظ طبسی در خراسان و نماینده واعظ طبسی در جمعیت موتلفه اسلامی، پیرامون پرونده ناصر واعظ طبسی که در یک قلم یکصد میلیارد تومان از بانک ملی کشور کلاهبرداری کرده گفت:

" پرونده المکاسب با نگرش سیاسی و برخلاف واقعیتهای موجود در پرونده، بزرگنمایی شد و عده‌ای سعی کردند ذهنیتی سوء نسبت به آقازاده‌ها در مردم ایجاد کنند و از این طریق شخصیتهای سیاسی و روحانی کشور را زیر سئوال ببرند.
پس از بررسی محتوای پرونده المکاسب توسط قاضی مشخص شد که فساد اقتصادی در این معاملات صورت نگرفته، بلکه اختلافات مالی واقع شده است."

رهبر، فرمان گسترش تشکیلاتی شورای نگهبان را داده است

منبع: پیک نت
در پی اعتراض های همه جانبه به بودجه شورای نگهبان فاش شد

در پی اعتراضات اخیر چند تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به گسترش تشکیلاتی شورای نگهبان و تاسیسات هسته های اطلاعاتی در سراسر کشور، که اکنون منجر به درخواست بودجه 10 میلیارد تومانی از سوی این شورا شده، روابط عمومی شورای نگهبان خطاب به رئیس مجلس توضیحاتی داد. این توضیحات خود افشاگر بخش دیگری از مسائل پشت پرده حکومتی شد که تاکنون اینگونه بصورتی رسمی در باره آن سخن گفته نشده بود. شورای نگهبان در توضیح به رئیس مجلس فاش ساخت:

لازم است بخشی از رهنمودهای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای محترم شورای نگهبان مورخ ‌٢٨/٤/٧٩ بار دیگر مورد توجه قرار گیرد.

معظم‌له در آن دیدار خطاب به اعضای این نهاد قانونی تصریح کرده‌اند که

"... یک تشکیلات ثابت، قوی و چابک و آماده به کاری را در تمام سال داشته باشید، شما می‌توانید به تعداد حوزه‌هایی که مهم‌اند و در کشور هستند، عناصر ثابت داشته باشید ... یک مرکز تحقیقات فقهی و حقوقی تشکیل بدهید که کارآمد باشد ... باید شما بانک اطلاعات داشته باشید ... البته بودجه لازم دارد. باید دولت این بودجه را به شما بدهد. این جزو مخارج حتمی است و از خیلی از کارهایی که می‌شود اهمیتش بیشتر است ..."

شورای نگهبان در توضیحات خود، این گفته رهبر را قانون تلقی کرده و در ادامه می نویسد:

" براین اساس، شورای نگهبان قانون اساسی در راستای انجام وظایف قانونی خود، از همان سال اقدام به ساماندهی سازمان اداری خود و نیز تشکیل دفاتر نظارت و بازرسی بر انتخابات استان‌ها کرده است. "

سخن روز در رکاب هاشمی چه کسی شمشیر می زند؟

منبع: پیک نت

از روزی که مردم تهران اقای هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت را که قرار بود نماینده اول تهران و رئیس مجلس ششم شود به نفر سی و پنجم فهرست انتخاباتی فرستادند، ایشان در هر مصاحبه ای گریزی هم به دهه 60 می زد و شرایط امروز کشور را با ان دوران مقایسه می کرد. دوران جنگ و کشتار و ترور و زندان و شکنجه و اعتراف و اعدام و تغییر قانون اساسی و پذیرش برنامه تعدیل اقتصادی.

سلسله ای از فجایع که هر یک بدنبال خود دیگری را آورد و دور خونین انحراف از مسیر واقعی انقلاب 57 را کامل کرد.

دوم خرداد 76 نخستین تلاش برای گسست از ادامه این دوران بود. دورانی که اتفاقا در مورد مسئولیت شخص ایشان در همه این وقایع خونین هنوز سخن های ناگفته و اطلاعات انتشار نایافته بسیار است و هنوز اکبر گنجی را از جمله به جرم بازگویی و نه بازگویی که اشاره به گوشه ای از انها از زندان رها نمی کنند.

از فردای انتخابات اخیر شوراها، به رویای خونین دهه 60 هاشمی رفسنجانی، عاشورای حسینی هم اضافه شده است.

او چند روز پیش در مصاحبه ای با روزنامه جمهوری اسلامی که خلاصه ای از آن در شماره 25 اسفند پیک منتشر شد، گفت : الان شرایطی است که باید مثل امام حسین(ع) قیام کرد و برخورد کرد و شمشیر کشید و یا به طرف شمشیری که دیگران کشیده‌اند، رفت و به جهاد پرداخت و مانند دوره امام حسن(ع) نیست که باید کوتاه بیاییم و صبر کنیم و یک چیزهایی را از سرمان بگذرانیم."

همه مردم ما در این بیست و پنج سال تجربه عاشورائی و دهه شصتی را که هاشمی رفسنجانی درباره آن سخن می گوید از سر گذرانده اند. حاصل آن را هم در برابر دیدگان دارند: گورستان هائی که همانند شهرک ها در کنار شهرهای بزرگ و کوچک ایران آباد شده اند و شمار عزادارانی که آمار آنها کم نمی شود.

تکرار رویاروی خونینی که مجاهدین را به کام خود کشید و از دل ان گام به گام خیانت به انقلاب بیرون آمد، بدون هیچ تردید یک کابوس ملی است.

نه آن دهه خونین از کارنامه هاشمی رفسنجانی پاک می شود و نه راه اندازی یک عاشورای حسینی از شمار شاهدان زنده آن دهه می کاهد. همه می دانند، همانگونه که آن دهه خونین برای رسیدن به این جاه و مقام و ثروت بود، این عاشورای حسینی و گریز به کربلا هم نه برای اسلام، که برای دفاع از آن ثروتی است که با ثروت شیوخ بزرگ عربستان سعودی اکنون برابری می کند. برای این ثروت البته هم باید شمشیر زد، اما آن ها که قرار است در این رکاب هاشمی رفسنجانی شمشیر بزنند قطعا مردم نیستند. زمان "سردار"ی سالهاست گذشته؛ زمان گذشته!

پشت پرده یک ترورناتمام مرگ ناگهانی طراح ترور رئیس دادگاه ویژه روحانیت

حجت الاسلام سید محمد حسینی میلانی، رهبر گروه مسلح مهدویت که از 4 سال پیش به جرم شرکت درترور علی رازینی رئیس وقت دادگستری تهران و رئیس دادگاه ویژه روحانیت دوران زندان خود را می گذراندمحکومیت خود را می‌گذراند، در یکی از بیمارستان‌های تهران در گذشت. علت مرگ ناگهانی و سئوال برانگیز او عمل جراحی قلب ذکر شد.
وکیل میلانی گفت:

موکل من بیماری قلبی داشت و به لحاظ گرفتگی رگ‌های قلب و عمل جراحی به این بیمارستان منتقل شد که در روز پنج‌شنبه بعد از عمل جراحی و انتقال به بخش، دچار مشکل ریوی پیدا شد و فوت ‌کرد.
برزگر افزود: عصر پنج‌شنبه، فرزند وی به من اطلاع داد که پدرش فوت کرده است و چون خانواده وی قصد تحویل گرفتن جنازه وی را داشتند و نمی‌خواستند جنازه وی به پزشکی قانونی انتقال یابد و یا احیانا تشییع شود، فرم مربوطه‌ در بیمارستان را تکمیل و ابراز رضایت خود را اعلام کردند.
وکیل میلانی افزود: تقاضای مرخصی وی در دست انجام بود و چون مکاتبات اداری آن انجام نشده بود، بعد از بروز عارضه قلبی با دستور قاضی و معاونت ناظر بر زندان، از طریق بازداشتگاه به بیمارستان اعزام شده و بستری شد.
وکیل میلانی خاطرنشان کرد: وی در طول چهار سال گذشته به طور معمول با خانواده خود ملاقات داشته و دو بار هم در شش ماهه گذشته امسال به مرخصی رفته بود.
وی درخصوص اتهام میلانی گفت: حجت‌الاسلام رازینی اعلام رضایت کرده ولی اتهام دیگر میلانی که جنبه عمومی داشت، محاربه بود و البته برای وی تقاضای عفو هم شده که مراحل آن در حال انجام بود.
برزگر در مورد بسته شدن حساب‌های بانکی میلانی گفت: در زمان بازداشت، دادگاه در مورد هرکسی اقدامات تامینی و احتیاطی را انجام می‌دهد و در مورد وی نیز حساب‌های بانکی وی توقیف شده بود؛ بنابراین هر از چندگاهی از طرف فرزندانش برای مواردی که ضروری بود خانواده میلانی تقاضا داشتند، مبالغی از طریق دادگاه با تقاضای خود مرحوم میلانی در اختیار خانواده وی قرار داده می‌شد.
هم‌چنین حجت‌الاسلام علی رازینی، رییس دادگاه ویژه روحانیت در تماس تلفنی خبرنگار حقوقی ایسنا با تایید مرگ میلانی گفت: وی شاکی خصوصی ندارد و من چند ماه پیش از حق خود گذشت کرده و وی را بخشیده بودم ولی به دلیل اتهامات دیگر، در محکومیت به سر می‌برد.

سوابق ماجرای ترور رازینی


ماجرای اقدام به ترور علی رازینی و نقش حجت الاسلام میلانی و گروه وی در این ترور، هرگز آنگونه منتشر نشد تا همگان دلیل واقعی آن را بدانند. با توجه به اینکه میلانی و گروه او در مشهد فعالیت می کردند و از نظر فکری نزدیک به حجتیه بودند، از همان ابتدا نخستین سئوال مطرح این بود که چرا از مشهد کسی باید اقدام به ترور رئیس دادگستری وقت را در تهران بکند؟!

زمانی که این ترور انجام شد، روشنگر گوشه ای از واقعیات پشت پرده است. علی رازینی که نقش مهمی در اجرای طرح قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 داشت و از روحانیون وابسته به طیف مدرسه حقانی است، زمانی ترور شد که بحث بر سر یافتن جانشینی برای آیت الله یزدی در راس قوه قضائیه بود. دراین دوران از چند تن بعنوان جانشین محمد یزدی نام برده می شد که یکی از آنها علی رازینی بود. او در همین دوران همراه با محمد ریشهری جمعیت ارزش ها را تشکیل داده بود. جمعیتی که برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری توسط ریشهری خیز برداشته بود. علی رازینی در نیمه راه از جمعیت ارزش ها جدا شد تا خود غیر وابسته به احزاب معرفی کرده و پست ریاست قوه قضائیه را به فرمان رهبر تحویل بگیرد. این درحالی بود که در مشهد، آیت الله طبسی برای ریاست قوه قضائیه هاشمی شاهرودی را در نظر گرفته بود و علیزاده را نیز می خواست جانشین علی رازینی در دادگستری تهران کند. نزدیکی علی رازینی به رهبر و افزایش شانس رازینی برای رسیدن به ریاست قوه قضائیه، ظاهرا همان انگیزه های اصلی برای ترور وی بود. او به تلاش مستقیمی برای گرفتن حکم ریاست قوه قضائیه از دست رهبر دست زده و حتی برای همین منظور از جمعیت ارزش ها نیز جدا شده بود تا بقول مذهبیون "شائبه" وابستگی حزبی هم نداشته باشد.

پس از ترور رازینی و انتقال وی به بیمارستان، رهبر از جمله نخستین مقاماتی بود که بر بالین وی حاضر شد و این دیالوگ میان آن دو ثبت تاریخی شد:

- خواست خداوند نبود که من به فیض شهادت نائل شوم.

- انشاء الله خواهید شد!

اعضای تیم ترور که وابستگاه تشکیلات میلانی بودند، سرانجام پس از کشاکش های مختلف محاکمه و زندانی شدند و شایعات در باره موقعیت عامل اصلی اجرای ترور درمیان زندانیان عادی وجود دارد، که این نیز در کارنامه مدیریت زندان های جمهوری اسلامی ثبت است!

با مرگ سئوال برانگیز حجت الاسلام میلانی، شاید پرونده قضائی این ترور بسته شود، اما دفتر این ترور و مرگ مشکوک سازماندهنده آن همانگونه باز است که دفتر دهها ترور و مرگ مشکوک دیگر در جمهوری اسلامی.

اکبرشا!

یاور استوار

شعر زیر بدلیل چند نکته‌ی باریکتر از مو سروده شده است. نخست: بروز اختلاف میان رییس جمهور، رییس مجلس شورای اسلامی و انصاری از یکسو و شورای نگهبان و مجلس تشخیص مصلحت نظام از دیگر سوی، بر سر تقسیم غنایم! دوم: فرا رسیدن آتشبازی چهارشنبه‌سوری و آیین‌های نوروزی و سوم پیشکش نوروزی شاعری به رهبران میهنش، که امید است مورد قبول واقع گردد. پس پیشکش می‌گردد به آقایان بترتیب اجرای نقش، ولی فقیه، رییس مجلس تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان، رییس جمهور محترم، و ریاست با کیاست دیوان قضا و... البته اگر مردم هم دوست داشتند می‌توانند آن را بخوانند!


 


کروبی گفت:

این علی اکبر ما کز خود رفسنجان ست

تو مپندار که چون شلغم و بادنجان ست

فلفل ناتوی تندی ست، گلو گیر و حریف

زنجفیلی ست که در چایی لاهیجان ست


خاتمی گفت:

این علی اکبر ما پادشه ی ایران است

چشم «جمهوری ما» از ستمش گریان ست

 نه فقط بنده که مجلس همه در بند غمند

وای از ابر جنابش که ستم باران ست


انصاری گفت:

این علی اکبر ما، عاشق پوند است و دلار

پسته خور، «کیش» زن و ملک فروش و طرار

سنگ پاماله ی قزوین فراموش مکن

وای از روی مهش، خانه خرابست، هوار!


مشکینی گفت:

این علی کبر ما جان دل و جان من است

مرحم زخم من و دارو و درمان من است

حقشناس است به مولا، که نظر بر ما کرد

تو ببین حافظ شورای نگهبان من است!


جنتی گفت:

این علی اکبر ما پادشه خوبان است

پاک، معصوم و خداترس و خود ایمان است

حی و حاضر همه جا دادرس دین خدا

این زبان بسته بهر جای بلاگردان است


خامنه ای گفت:

این علی اکبر ما، منشا بیم است و امید

«ریش» جمهوری ما از اثر اوست سپید

گر که یک ذره نمایید بحرفم تردید

ای به حق «ره» ما کرشده و کور شوید


مردم گفتند:

این علی اکبر ما، آیت جمهوری ماست

خود جمهور ما باعث مهجوری ماست

چون که جمهموری ما باعث مهجوری ماست

بیقین باعث این پخمگی و کوری ماست


ما اگر خمره نخواهیم، که را باید دید؟

روضه خوان جمله نخواهیم، که را باید دید؟

گر ببخشیم عطاتان به لقاتان از دم

«شکر خورده» نخواهیم، که را باید دید؟


مجلس و مصلحت و والی خونخوار بدر

ناظر و حافظ و شورای نگهدار بدر

قاضی عادل و اطوار رییس جمهور

جملگی از وطن و خانه و بازار بدر


بیست و ششم اسفند ۱۳۸۱ برابر با ۱۷ مارس ۲۰۰۳

نمایندگان فرصت طلب و رئیس جمهور بی خاصیت

س- سلطانپور

soltanpour@hotmail.com

رابین کوک وزیر امور خارجه قبلی انگلیس و رئیس اکثریت در مجلس در اعتراض به تصمیم تونی بلر در مورد شرکت در جنگ با عراق بدون حمایت بین المللی ا اضطراری دولت بلر استعفای خود را از حزب کارگر بعد از 20 سال عضویت در آن اعلام کرد.

حقوق وی از مبلغ 127979 پوند به 55118پوند تقلیل یافت . در موقع آماده شدن مقاله مطلع شدم که لرد هانت وزیر بهداشت هم به کوک پیوست.در عین حال 130 نماینده حزب کارگر به بلر رای منفی دادند.

2 سال و اندی است که مجلس ششم بر سر کار است نمایندگان تایید شده که با شعار اصلاح طلبی به صحنه آمده بودند، توانستند با رای اقشاری از مردم که امید به تغییرات( از درون یک سیستم کاملا بسته) را داشتند، به مجلس راه پیدا کنند.

آنها از ابتدا تنها سعی کرده اند که با چانه زنی از بالا از رقیب اقلیتی ولی قدرتمند خود که کنترل نظامی (‌سپاه،‌نیروهای انتظامی و جناحی از وزارت اطلاعات )‌، کنترل کامل تبلیغاتی (‌رادیو تلویزیون) ،‌ کنترل مالی و دسترسی به بودجه و در آمدهای کلان نهادهای زیر نظر ولی فقیه که خودشان را پاسخگو به مردم وقابل حسابرسی نمی دانند، سهم بیشتری بگیرند.

این نمایندگان امر به آنان مشتبه شده بود که قرار است تغییراتی انجام شود .

در اولین قدم عقب نشینی مجلس در انتخاب ریاست مجلس ( که نقش محوری در جهت گیری خط مجلس دارد)‌بود .

آنها به ریاست کروبی تن دادند که با اصلاحات( دولتی) بیگانه بود . کروبی که کارنامه ای ضعیف و پر از ابهامات مالی در بنیاد شهیدرا در پرونده خو د داشت . یک مدیریت بدون برنامه و بدون حسابرسی در بنیاد شهید که باعث گسترش مافیای تجارت در این سالها شد. شرکتهائی در کنار بنیاد شهید تاسیس شدند که کنترل بسیاری از اقلام وادراتی را بصورت انحصاری در دست گرفتند.

همسر وی خانم فاطمه کروبی با استفاده از اختیارات نا محدود بنیاد شهید بخشی از انحصار واردات پزشکی و داروئی را داشت . وی هنوز کنترل کامل خود را بر مجهز ترین بیمارستانهای تهران متعلق به بنیاد شهید در اختیار دارد.

دومین مرحله عقب نشینی نمایندگان در برابر حکم حکومتی خامنه ای در مورد تصویب قانون مطبوعات بود .

عده ای ازین نمایندگان بخاطر مخالفت با جناح رقیب به دادگاه احضار شدند. روزنامه های وابسته به آنان فله ای با توسل به قانون 1339 بسته شد. عقب نشینی های آنان شروع شد.

مجلس عملا قفل شد.

زنانی که در انتخابات و انتخاب خاتمی و نمایندگان تقش زیادی داشتند بزودی امیدشان را قطع کردند. چرا؟زیرا هنوز نمایندکان زن درمجلس در حل مسئله مانتو و یا چادر گیر کرده بودند . این یک مسئله جدی در راه آنان شده بود. خانم فاطمه کولائی قرار شد با مانتو در مجلس حاضر شود و البته صحبتهائی شد که ایشان را بدون چادر راه ندهند.

یعنی از نظر پوششی هنوز به سال قبل از 60 نرسیده اند. چه برسد به حق برابری و دیه و حق طلاق و برابری که در رژیم ولایت فقیه شوخی ای بیشتری نیست. البته می تواند شوخی مرگباری هم باشد.

یک معاونت زن در قوه مجریه پاداش زنان شرکت کننده و حامیان خاتمی بود.

مشکل این مجلس در این است که فقط حرف میزند. آنها به خوبی می دانند که کاره ای بیش نیستند . اما بارها تهدید به استعفا کرده اند و خودشان می دانند که اینکاره نیستند و نمی توانند از برکات مالی آن چشم بپوشند. بطور نمونه 295 نماینده در این دوره 1850 سفر خارجی داشته اندو ماشینهای صفر کیلومتر برای نمایندکان.

آخرین نمونه آن در مورد مصوبه مجمع تشخیص مصلحت است که برای شورای نگهبان بودجه تعیین کرد

و نمایندگان امروز( 26 اسفند) تهدید کردند که دسته جمعی استعفا می دهند. و البته که استعفا ندادند

مثل مجلسیان را مولانا بیان میکند در وصف کسانی که در موقع جنگ لاف میزنند و لی موقع عمل فرار می کنند.

وقت لاف غزو ،مستان کف کنند وقت جوش جنگ چون کف بیتنند

وقت ذکر غزو شمشیرش دراز وقت کرو فر تیغش چون پیاز

وقت اندیشه دل او زخم جو وقت ضربت می گریزد کوبکو
مثنوی دفتر سوم 298


بدون و یا نبودن چنین مجلسی علی السویه است .

عملکرد خاتمی
ازین بدتر بی عملی آقای خاتمی است که در 2دوره ریاست جمهوری اش هر روز با سکو تش و مماشاتش در عمل آب به آسیاب اختناق ریخته است .

وی وزرای کابینه را علی الخصوص اقتصاد، نفت ، دفاع و بانک مرکزی را از کسانی انتخاب کرد که پرونده شان در نابودی اقتصاد ایران و برابری ارزش ریال در برابر دلار پاک نبود..

دوستان نزدیکش را دستگیر و به زندان محکوم کردند ولی از آنان دفاع علنی نکرد. بعدا در جریان اعتراضات داتشجوئی با موضع گیری ضد دانشجوئی اش جنبش را به یک رکود موقت کشاند در حالیکه خامنه ای مجبور شد که به همدردری با دانشجویان بپردازد .

موضع گیری خاتمی علیه دانشجویان عملا دست جناح رقیب را در سرکوب و زندانی کردن دانشجویان باز گذاشت . در حالیکه خاتمی می توانست در همان دوران با استفاده از عامل مردم که به خیابان آمده بودند بسیاری از امتیازات را برای مردم در تحدید اختیارات ولایت فقیه مطلقه بگیرد.

و از آن به بعد هر روز یک مرحله عقب نشینی می کنند ولی به روی خودشان نمی آورند.

در دوره دوم تا آخرین لحظه از اعلام کانداتوری خودداری کرد و این بار هم بدون هیچ برنامه ای کاندید شد. خاتمی شرط ( نا گفته ) اتحادیه اروپا در حمایت ازا ایران بود. وی مجد دا انتخاب شد.

در زمان ریاست جمهوری و ی روزنامه نگاران بسیاری به زندان افتادند. نیروهای ملی مذهبی به اتهام بر اندازی دستگیر و ماهها در انفرادی نگه داشته شدند. هنوز حکم آنان اعلام نشده است.

در زمانی، طرح خروج از حاکمیت را مطرح می کنند . جناح مقابل دست آنها را خواند ه است . با دستگیری طرا ح ( عیاس عبدی) عملا طرح به بن بست می رسد.

نزذیکان خاتمی اعلام می کنند که اگر دو طرح اختیارات رئیس جمهوری تصویب نشود خاتمی استعفا خواهد کرد.

آمروز 3 روز است که خاتمی جلسه مجمع تشخیص مملکت را ترک کرده است کروبی مجبور است که بگوید آنان (وی و خاتمی و انصاری) جلسه را در اعتراض به تصویب بودجه برای شورای نگهبان توسط مجمع ترک کرده اند. زیرا محسن رضائی( دبیر مجمع و مشوق راه سوم )‌ گفته بود که آنان جلسه را برای نماز ظهر ترک کرده اند. ؟ّّّ!!!! وی می گوید آقای خاتمی هم به عنوان اعتراض جلسه را ترک نکرده زیرا چند وزیر و معاونین وی در جلسه ماندند.

شورای نگهبان بیانیه در این رابطه داده است.

مجمع تشخیص در طی اطلاعیه ای کاسه و کوزه ها را سر خاتمی و خروج بی دلیل وی شکسته اند.

بسیج دانشجوئی در بیانیه میانجیگرانه نسبت به شرایط هشدار می دهند.

ولی رئیس جمهور شجاع !! در این مدت هیچ سخنی نگفته است . وی حتی حاضر نیست دلیل خروج خودش را از مجمع تشخیص مصلحت بیان کند تا نکند به کسی بر بخورد.

بجز فرصت طلبی و ترس چه نام دیگری بر این سکوت می شود گذاشت؟

خاتمی که سیاست مدار قاطعی نیست ،‌نمی تواند موضع گیری صریحی بکند وی می گوید“ تا وقتی که مردم من را می خواهند استعفا نمی دهم “. سوال این است که مردم چگونه می توانند این رای عدم اعتماد را بدهند. آیا عدم شرکت مردم کلان شهرها مانند تهران و اصفهان رای عدم اعتماد به خاتمی و اصلاح طلبان دولتی نیست. ؟

دزدان به خانه فرد ی وارد می شوند دور مرد را دایره می کشند و میگن اگر پایت را از ین خط بیرون بگذاری هر چی دیدی از چشم خودت دیدی ! بعد از چند ساعتی همسایه ها آمدند از وی پرسیدند توهیچ کاری نکردی ؟ مرد گفت چرا، تا آنها روشون را بر می گرداندند من پایم را از خط بیرون می گذاشتم. حالا این هم قصه اصلاح طلبان دولتی است.

این تهدید به استعفا و بولوف های سیاسی مال کشورها و سیستم هائی است که به حداقل توافقات در مورد بازی اقلیت و اکثریت دولتی معتقد باشند. نه کشوری مثل ایران که ملوک الطوایفی است و رژیم آن به هیچ اصلی پای بند نیست.

اگر ادعا می کنید که الگویتان علی است و نمی خواستید در امت؟! شکاف بیفتد چرا به صحنه آمدید؟ علی 25 سال سکوت کرد ولی وقتی مردم به وی رجعت کردند وی در حمایت از منافع مردم ذره ای کوتاه نیامد و جانش را بر سر اعتقادش گذاشت. علی(ع) مانند شما جماعت سیاست باز نبود.

اگر مردانی مانند امیر کبیر ومدرس و مصدق در تاریخ ایران به نیکی یاد میشوند چون فرصت طلب نبوده اند و حاضر بوده اند بهای لازم را هم برای اعتقادشان به سیاست بپردازند. امیر کبیر و مدرس با خون خویش و مصدق با زندان و تبعید در احمد آباد این بها را پرداختند.

در سیاست یا اعلام موضع نکنید ویا اگرموضع گرفتیدباید عمل کرد.

27 اسفند 1381 برابر با 18 مارس 2003

March 17, 2003

سخنرانی هاشمی رفسنجانی نیمه کاره رها شد!

منبع: پیک نت
هاشمی رفسنجانی برای دیدار و سخنرانی به بوئین زهرای قزوین رفت. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، طی سخنان نیمه کاره مانده ای به زلزله‌های اخیر در این منطقه اشاره کرد و گفت: آنان که ایران را از زاویه‌ی تنگ شرق‌زدگی و غرب‌زدگی نگاه می‌کنند، در اشتباهند. متن ایران، توده‌ مردمی هستند که برای انقلاب خویش جان و مال داده‌اند و همچنان نسبت به آرمانی که 25 سال پیش انتخاب کرده‌اندوفادارند.

بنابراین گزارش خبرگزاری ایسنا، این سخنان و ادعاهای هاشمی رفسنجانی، آنهم از دهان کسی که مردم او و خانواده وی را یکی از ثروت اندوزان بعد از انقلاب در جمهوری اسلامی می شناسند به دلیل ازدحام جمعیت ناتمام ماند. خبرگزاری ایسنا گزارش نداد که در یک منطقه کوچک و با حضور جمع زیادی نیروی امنیتی و دولتی، چه نوع ازدحام و یا شعارهائی از سوی مردم مانع سخنرانی هاشمی رفسنجانی شده است.

نشان غرور ملی

سیر تحول پرچم ایران

آرش داور
arash@SiahSepid.com

ایران از سالها و سده های کهن دارای پرچم و درفش بوده است. نخستین پرچمی که در تاریخ افسانه ای ما از آن نام برده شده درفش کاویانی است، که پیش بند چرمی آهنگری بنام کاوه بوده، این آهنگر در برابر ستم و بی داد آژیدهاک بپاخواست و به یاری فریدون او را فرو نشاند و فریدون را به پادشاهی رساند، فریدون نیز به پاس این یاوری و دلاوری آن پاره پوست را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش و گوهرهای فراوان بیاراست و درفش کاویانی نام نهاد، پس نخستین رنگهای پرچم ایران « زرد، سرخ، بنفش » بوده است. در اینجا باید یاد آور این نکته شد که درفش کاویانی یک درفش افسانه ای نبوده و وجود داشته، زیرا آنگونه که از برگه های تاریخی برمی آید، هخامنشیان و ساسانیان نیز درفش ملی و نظامی خود را درفش کاویانی می نامیدند که بسیار بزرگ و از پوست پلنگ بوده و گوهرهای فراوانی را به آن دوخته بودند.

این درفش در تگ و تافت تاریان و چیرگی آنان بر ایران زمین به دست آن ها افتاد و آنگونه که فتح الله ... قزوینی در کتاب المعجم می نویسد: درفش را نزد عمر بردند و عمر دستور داد تا گوهر ها را بردارند و پوست را بسوزانند.

سپس تا دویست سال ایران زیر چیرگی تازیان بود و پرچمی نداشت اما در درازای این دو سده قهرمانانی برای بیرون کشیدن میهن خود از زیر بار ستم بیگانگان بپا خواستند ، که دو تن از آنها دارای پرچم بودند : یکی ابومسلم خراسانی که پرچمی سیاهرنگ داشت و دیگری بابک خرم دین که پرچمی یکسره سرخ رنگ داشت .

به سال سیصد و پنجاه و پنج خورشیدی، سلطان محمود غزنوی نقش یک ماه را بروی پرچم خود که یکپارچه سیاه بود قرار داد و این نخستین باری بود که پس از چیرگی تازیان بر ایران نقش یک پدیده بروی پرچم ما آمد. سپس سلطان مسعود به انگیزه ی دلبستگی فراوانی که به شکار شیر داشت دستور داد نقش ماه را از روی پرچم برداشتند و بجای آن نقش شیر را گذاشتند بدین گونه در نهصد و پنج سال پیش شیر بروی پرچم ایران آمد.

در این میان به نمونه هایی برمی خوریم که نشان می دهد در میان اتابکان پارس و خوارزمشاهیان نه تنها پیکره ی شیر از روی پرچم برداشته نشد بلکه نقش خورشید نیز بر پشت و بالای سر شیر آمد.

پژوهندگان نگاره های گوناگونی درباره ی انگیزه ی نقش خورشید بروی پرچم دارند: برخی این باور را دارند که تاثیر کیش میتراییسم و مهر پرستی ایرانیان کهن بزرگترین انگیزه نگارش خورشید بروی پرچم و سپس بروی سکه ها بوده است.

تا زمان صفویه نقش شیر و خورشید در تمامی پرچم های ایران بوده است. شیر و خورشید یک نماد ملی بوده و با دگرگون شدن پادشاهان این نشان ملی دگرگون نمی شد. تنها شاه اسماعیل و شاه تهماست بر روی پرچم خود نشان شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یکسره سبز و بر بالای آن نقش ماه بوده است. شاه تهماسب که در ماه (حمل) گوسپند بدنیا آمده نقش گوسپند را در روی پرچم نقش کرد. در زمان صفویه آیات قران و کلمات تازی (عربی) بر روی پرچم ظاهر شد.

تا زمان نادر شاه افشار پرچم ها در بیشتر موارد نوک تیز بوده و از همه ی رنگ ها استفاده می شد. نادر شاه این مرد خود ساخته و میهن پرست که از دل مردم برخاسته بود، ایران تکه پاره را به زیر یک پرچم آورد تا آن زمان پرچم یک رنگ بوده (سبز یا سرخ یا سیاه)