اخبار

« February 2003 | Main | April 2003 »

March 31, 2003

عفوبین الملل نسبت به تشدید نقض حقوق بشر بر اثر جنگ هشدار داد

سازمان عفو بین الملل توماری با بیش از یک و نیم میلیون امضا برای نخست وزیر انگلستان ارسال کرد

آتش سوزی مهیب مرکز شهر بغداد را در کام کشید
آخرین خبرها از ادامه نبردها در جنوب عراق
در ده روز، آمریکا شش هزار بمب بر عراق فرو ریخته است
کشورهای مختلف جهان، همچنان صحنه تظاهرات گسترده ضدجنگ است


دوشنبه ١١ فروردین ١٣٨١ – ٣١ مارس ٢٠٠٣

دفتر مرکزی سازمان عفوبین الملل روز یکشنبه با انتشار بیانیه ای در لندن نسبت به تشدید نقض حقوق بشر در سراسر جهان در پی آغاز جنگ با عراق هشدار داد. این سازمان در بیانیه خود تاکید کرد که نقض شدید حقوق بشر در عراق تنها نگرانی موجود در این زمینه همزمان با آغاز جنگ آمریکا و انگلیس علیه آن کشور نیست بلکه طی چند روز گذشته گزارشهای زیادی از نقض حقوق بشر در ١٤ کشور دیگر در ارتباط با جنگ ثبت شده است.

عفو بین الملل از ایجاد محدویت برای برگزاری اعتراضات ضد جنگ، حمله پلیس به تجمعات مخالفان جنگ و تشدید محدودیت نسبت به پناهجویان به عنوان سه مورد مشخص از نقض حقوق بشر در برخی از کشورها نام برده است.

در این بیانیه تصریح شده است که در برخی از کشورها از جمله آمریکا، انگلیس و بلژیک جهت ایجاد محدویت برای راهپیماییها و تجمعات ضد جنگ به قوانین ضد تروریستی متوسل می شوند.

عفو بین الملل همچنین در این مورد به ایجاد درگیریهای خشونت آمیز در کشورهای سودان، مصر، ترکیه و یونان علیه مخالفان جنگ اشاره کرده است که منجر به کشته یا زخمی شدن تعدادی از مردم شده است. به نوشته این بیانیه، از آغاز جنگ تاکنون محدودیت علیه پناهجویان خارجی بویژه عراقیها افزایش یافته بطوری که چند کشور اروپایی از جمله انگلیس پاسخگویی به درخواست پناهجویان عراقی را معلق نموده اند.

عفو بین الملل ، در بیانیه خود از دولتها خواسته است تا به حق آزادی برگزاری اعتراضات مردمی علیه جنگ احترام گذاشته و محدودیت های ایجاد شده برای پناهجویان را از بین ببرند.

به گزارش بی بی سی عفو بین الملل، از سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر، گفته است که تعدادی از کشورهای جهان از جنگ با عراق به عنوان فرصتی برای نقض حقوق بشر سوء استفاده کرده اند. در گزارش عفو بین الملل آمده است که در تعدادی از کشورها، مقامات دولتی مانع از برگزاری تظاهرات ضد جنگ شده اند.

از جمله در بلژیک، بیش از چهارصد و پنجاه معترض به جنگ به طور موقت بازداشت شدند و در بریتانیا، ماموران پلیس تعدادی از کسانی را که عازم تظاهرات بودند بدون دلیل موجه متوقف کرد و به بازرسی بدنی آنان پرداخت.
این سازمان همچنین ماموران امنیتی تعدادی از کشورها را به استفاده خشونت بیش از حد علیه تظاهر کنندگان متهم کرده است.

بدترین مورد در سودان روی داده که گفته می شود سه دانشجو در جریان تظاهرات ضد جنگ عراق در آن کشور کشته شدند.

عفو بین الملل از تعدادی از کشورها، از جمله ایالات متحده، به دلیل محدودیت هایی که برای پناهجویان وضع کرده اند به شدت انتفاد کرده است.

در گزارش عفو بین الملل از دولت های اردن، اسپانیا، آلمان، آمریکا، بریتانیا، بلژیک، ترکیه، دانمارک، سودان، سوئد، مصر، نروژ، یمن و یونان به دلیل نحوه برخورد آنان با وضعیت حقوق بشر در ارتباط با جنگ عراق انتقاد شده است.

سازمان عفو بین الملل همچنین روز یکشنبه با ارسال توماری برای نخست وزیر انگلیس از وی خواست تا نسبت به قوانین بین المللی و رعایت حقوق بشر در طول جنگ با عراق وفادار بماند. در این تومار که عصر روز گذشته تحویل دفتر "تونی بلر" در خانه شماره ١٦ داونینگ استریت شد، از نخست وزیر انگلیس خواسته شده است تا از نفوذ خود بر رییس جمهوری آمریکا استفاده کرده و وی را نیز وادار به رعایت اصل یک از کنوانسیون سال ١٩٤٩ ژنو نماید.

در این تومار نسبت به بمباران مراکز غیرنظامی از قبیل مرکز رادیو و تلویزیون عراق و نیز کشتار غیرنظامیان ان کشور ابراز نگرانی شده است. این تومار را که گفته شده به نمایندگی از یک میلیون و ٦٦٦ هزار تن از اعضای عفوبین الملل نوشته شده است، مسوولان دفاتر عفو بین الملل در شیلی، تونس، اسراییل، ژاپن، آمریکا و انگلیس به همراه تعدادی از مادران انگلیسی مخالف جنگ تحویل دفتر نخست وزیری دادند.

علت حمل و تحویل تومار توسط تعدادی از مادران انگلیسی مخالف جنگ همزمانی آن با روز مادر در این کشور اعلام شد.

بازجوی دوم

March 30, 2003

طرح بی ثبات سازی ایران را سرعت خواهند بخشید

منبع: پیک نت
امریکا وانگلیس از اپریل 2003 تا نوامبر 2004

ایران وارد سال سرنوشت ساز شد!


حملات موشکی و پروازهوائی بر فراز ایران در روزهای اخیر، اشتباهات نظامی نیست، بلکه یک طرح حساب شده برای ارزیابی توان نظامی ایران است!

امریکا و انگلیس به جمهوری اسلامی اخطار کرده اند که بهیچ وجه در جبهه شرقی جنگ عراق دخالت نکند.

عملیات آزاد سازی ایران، که ماموران سیا در ایران و اطراف ایران مشغول تدارک آن هستند از استراتژی و تاکتیک عملیات کشتار عراق پیروی خواهد کرد.

هنگامی که عراق با موافقیت به اشغال در آید، رسانه ها متوجه ایران و این دعوا خواهند شد!

John Stanton(1)

نقل از بولتن سیاسی Counter Punch 24 مارچ 2003

ترجمه :افشین

آیا صلیبی ها برای تهاجمی دیگر در سال 2004 آماده می شوند؟

در حالیکه کشتار مردم در عراق ادامه دارد، ایالات متحده چشم به طعمه اصلی دوخته است: جمهوری اسلامی ایران.

به گفته "ریچارد پرل" و "Danglas Feith" حتی اگر سوریه هدف بعدی این "پاکسازی”، یعنی استراتژی جدید برای امنیت منطقه باشد، این ایران است که مورد نظر آنهاست. در نظر آنها اکنون زمان تلافی سرنگونی شاه و به قدرت رسیدن آیت الله خمینی در دهه 1970، اشغال سفارت امریکا، بحران گروگان ها، شکست عملیات "نجات گروگان ها"(طبس) که شهرت ارتش امریکا را زیر سئول برد و سالها عملیات متناوب تروریستی بین ایران و ایالات متحده است( برای مثال سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران توسط ناوگان امریکا و حمله به نیروهای امریکائی و غیره)، درحقیقت آنچه منجر به جنگ ایران و عراق و تنفر از ایالات متحده در منطقه تا به امروز شده است، ریشه در دخالت و مسئولیت سیستم های اطلاعاتی امریکا، انگلیس و اسرائیل در سال 1953 در سرنگونی حکومت دکتر مصدق دارد.

این سازمان های اطلاعاتی مجددا در سال 1963 چنین حمایتی را با دخالت در برکناری نخست وزیر "قاسم" در عراق مرتکب شدند( در این واقعه صدام حسین 25 ساله نقش کلیدی داشت) از عواقب این امر نیز بروز جنگ عراق با ایران و کویت و تنفر روزافزون از ایالات متحده بود.

در سال 2003 نیز ظاهرا قضیه تغییری نکرده و باز اقتصاد محور تمام این تحولات است. در دهه 1950 و 1960 امریکا و انگلیستان نگران ملی گرائی و حاکمیت مردم بر تولید نفت در ایران و عراق بودند و امروز نیز همین بحث است.

ایالات متحده تقریبا 30 در صد تولید انرژی جهان را به تنهائی مصرف می کند. این درحالی است که تنها 5 در صد جمعیت جهان در امریکا زندگی می کند.

"گورگی کنن" در سال 1948 چنین می گوید:

" ما 50 در صد ثروت جهان را در دست داریم، در حالی که فقط 2ر6 در صد جمعیت جهان را در خود جای داده ایم. در این وضعیت کار اصلی ما ایجاد یک سری روابط است که بتوانیم چنین اختلافی را حفظ کنیم. برای این منظور باید احساسات را کنار بگذاریم... باید تفکر در باره حقوق بشر، بالا بردن سطح استانداردهای زندگی ومردم سالاری را متوقف کنیم.."

ایالات متحده و اروپای غربی کاملا به این نصیحت عمل کرده و باعث چنین آشوبی در خاورمیانه و خلیج فارس هستند.

امریکا، انگلیس، اسرائیل، فرانسه و سایر دول اروپائی بیشتر از 50 سال است، که از طریق عوامل نظامی، حملات هوائی و تبلیغات مسموم سعی در تعویض یا سرنگونی رهبران و حکومت های منطقه داشته و بدین ترتیب در آنچه که آن را "پیشگیری از وقوع" نام میدادند دخالت داشته اند. و باز هم این سئوال احمقانه را می پرسند که "چرا آنها از ما متنفرند؟"

جنایتکاران جنگی امریکا در مقام عمل
دیک چینی، پل ول ویتز، دونالد رامسفلد، ریجاد آرمیتاژ، الیوت آبرامز، زلمای خلیل زاد و سایر جنایتکاران جنگی نگران سرو سامان گرفتن امور در ایران هستند.

اینک نوبت ایران است که مورد هدف عملیات "شوک و بهت" امریکا قرار گیرد. اصطلاحی که توسط "هالان اولمان" که خود یک جنایتکار جنگی است ابداع شد. اولمان نویسنده واشگتن تایمز است و مشاور ارشد مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل. جائی که نطفه امنیت داخلی امریکا در آنجا بسته شد.

از 21 تا 24 مارچ 2003 فضای ایران توسط موشک ها و جنگ افزارهای امریکا مورد تجاوز قرار گرفت. امریکا به مراکز صنعت نفت ایران در خرمشهر و آبادان حمله کرد. این مناطق فاصله زیادی با جزیره فاو که در کنترل نیروهای کویتی، امریکائی و انگلیسی است و همچنین بندر "ام القصر" در دهانه شط العرب که از آن میلیاردها بشکه نفت خام به سوی امریکا، انگلیس و ژاپن حمل می شود ندارد.

پالایشگاه و انبارهای نفت آبادان هدف های اولیه بودند. کسی در این عملیات کشته نشد ولی مجروحانی در پی داشت. بمب افکن های امریکائی و انگلیسی همچنین بر روی روخانه اروند رود ایران، در مسیر خود به عراق گشت زدند.

مقامات رسمی ایران به این تجاوزات اعتراض کرده اند اما بی ثمر بوده است.

مقامات پنتاگون گفته اند این ها موشک ها و بمب های "سرگردان" بوده اند. این امری غیر محتمل است. به نظر می رسد این حملات بخشی از برنامه از پیش طراحی شده فرماندهان ارتش امریکا برای آزمون توان دفاع هوائی ایران در صورت بروز تهاجم باشد. تهاجمی که اگر جورج دبلیو بوش در سال 2004 بازهم به مقام ریاست جمهوری برسد جدی ترانجام خواهد گرفت.

آنها به ایران اخطار جدی داده اند که در آنچه اینک "فضای عملیاتی” امریکا- انگلیس و کویت در جنوب شرقی عراق خوانده می شود دخالت نکند.

برنامه های حمله به ایران

بین اپریل 2003 تا نوامبر 2004 امریکا، انگلیس و اسرائیل عملیات عدم ثبات در ایران را سرعت خواهند بخشید و با راه اندازی یک جنگ تبلیغاتی در دنیا، رهبری سیاسی و نظامی ایران را کم اهمیت و حقیر نشان خواهند داد. آنها در افکار عمومی امریکائی ها، ایرانی را ترسیم خواهند کرد که درگیر مناقشات داخلی و هرج و مرج است. رسانه های تبلیغی به سراغ بحران گروگانگیری ایران بین سالهای 1980-1978 خواهند رفت و آن را برای امریکائی های تشنه جنگ زنده خواهند کرد. این همراه خواهد بود با تصاویری از آیت الله خمینی و همراهانش که ساواکی های دوران شاه را اعدام یا تیرباران می کنند.

فیلم هائی چون "بدون دخترم هرگز" که ایرانیان را چون "نیروهای شیطان" به تصویر می کشند در تمام شبکه ها پخش شده و رضا پهلوی پسر شاه سابق ایران به تناوب در C.N.N - A.B.C – N.B.C – C.B.S – FOX- P.B.S ظاهر خواهد شد.

تصاویری از بمب گذاری 1983 در مقر تفنگداران امریکائی در لبنان که گفته می شود توسط حزب الله، گروه تحت حمایت ایران صورت گرفته بر روی آنتن خواهد رفت.

بطور خیلی اتفاقی! در 17 مارچ 2003 در واشنگتن خانواده های قربانیان مقر تفنگداران دریائی امریکا در لبنان علیه ایران اقامه دعوی کرده و ادعای 2 میلیارد دلار خسارت کردند.

به نقل از واشنگتن پست قاضی محلی امریکا بنام "رویس لمبرت" رای خود را چنین صادر کرد:

" بازماندگان و اعضای خانواده قربانیان می توانند با استناد به قانون 1996 که اجازه می دهد شهروندان امریکا علیه دوستان حامی تروریسم اقامه دعوی کنند، ایران را محکوم نمایند. ارتش امریکا می تواند هر آنچه از این دشمنان در امریکا باقی مانده ضبط کند... هرگونه تعلل در این زمینه گشورهای حامی تروریزم را تشویق به هدف قرار دادن پرسنل نظامی غیر درگیر در جنگ می کند.

صدها عضو خانواده قربانیان در روز اول دادگاه برای ادای شهادت وارائه مدارک دال بر نقش ایران در این واقعه حاضر شدند. ایران هیچ نماینده ای به دادگاه نفرستاد."

هنگامی که عراق با موافقیت به اشغال در آید، رسانه ها متوجه ایران و این دعوا خواهند شد!

آیا چاره ای هست؟
به نقل از برخی منابع، هم اینک نیروهای اطلاعاتی CIA در ایران و اطراف آن مشغول هستند. تیم های ویژه عملیاتی امریکا، انگلیس و استرالیا خارج از افغانستان و کویت و ایالت عراق امریکا(نامی که احتمالا برای شمال عراق انتخاب شده)، ماههاست که مخفیانه بر روی ایران کار می کنند.اکنون ایران خود را در محاصره همه سویه توسط نیروهای حامی امریکا و انگلیس می بیند.

عملیات آزاد سازی ایران نیز از استراتژی و تاکتیک عملیات کشتار عراق پیروی خواهد کرد.

ایران چند راه بیشتر ندارد:

1- سرعت بخشیدن به برنامه های عملیات اتمی و یک آزمایش موفق از توان اتمی اش می تواند تهاجم امریکا را به تاخیر بیاندازد.

2- قرار گرفتن در جبهه جدید کشورهای مخالف امریکا متشکل از روسیه، هند، فرانسه، آلمان و چین.

و آخرین گزینه: خلع سلاح یا تبعید!
فرمانده صلیبی قرن 21، یعنی جورج دبلیو بوش و میشل لدون مشاور او به مبارزه یهودی- مسیحی علیه اسلام که به اعتقاد آنان دینی غیر مشروع و خطرناک است و سر راه استخراج نفت قرار گرفته اعتقاد دارند.

عملیات جاری در منطقه چیزی جز ادامه جنگ های صلیبی قرن 11 نیست. لدون حرف اصلی خود را قبل از تهاجم به عراق اینگونه بیان کرد:

" به امید خدا روز رستاخیز و آزادی برای خاورمیانه و مردم زجر کشیده عراق، سوریه، ایران و عربستان سعودی فرا رسیده است!"

اما آنگونه که احمد فاروقی در "آسیا تایمز" می نویسد، این تنها دوباره سازی تاریخ است:

" دنیای عرب به خوبی سخنان ژنرال انگلیسی "آلن بای” در هنگام ورود به اورشلیم در 9 دسامبر 1917 را به یاد می آورد که گفت: جنگ صلیبی اینک به پایان رسید. همینطور مضمون جملات ژنرال فرانسوی "هاری گراند" را وقتی در جولای 1920 وارد دمشق شد فراموش نخواهد شد. او در حالی که با پا به مقبره صلاح الدین در کنار مسجد اعظم می زد گفت: بیدار شو صلاح الدین! ما برگشتیم. حضور من در اینجا نشانه پیروزی "صلیب" بر "هلال ماه" است."

به همین تقدیر رجز خوانی های جورج دبلیو بوش و تونی بلر در 100 سال دیگر نیز از یاد نخواهد رفت.

* جان استان تون اهل ویرجینیا و متخصص امنیت ملی در امریکاست.

پدر خوانده (رفسنجانی)

نگارایراندوست

آرا دائما تغییرات جزئى داشت نفر سى و سه، نفر سى و یک، نفر بیست و نه، ولى بالاخره در نفر سى ام تثبیت شد؛ آنهم به همت والاى شوراى نگهبان! فردى که همیشه نفر اول هر لیستى بود و اخوى گرامیش شرکت ایشان را در هر لیستى افتخار آن لیست می دانست هم اینک با دوپینگ شوراى نگهبان توانسته بود به مجلس راه یابد او هنوز از یاد نبرده بود که در هر انتخاباتى اول بود و حتى در دور قبل مجلس، دخترش فقط به واسطه نسبت با او نفر اول لیست شده بود. مگر او نبود که ایران را آن چنان ساخت که از آغاز سلطنت مادها بى نظیر بود! مگر او نبود که سطح زندگى مردم را آن چنان ارتقا بخشیده بود که همه در یک رفاه نسبى به سر می بردند! او به خوبى کسانى را به یاد می آورد که قبل از انقلاب نان شب هم نداشتند اما حالا جزو بزرگترین سرمایه داران و بازاریان بودند. آیا این دلیل محکمى براى بهبود وضعیت مستضعفین نبود؟ مگر او نبود که رشد دو رقمى را در اقتصاد ایران به وجود آورد ( سال 69 ) . مگر او دو دوره نماینده ی اول تهران نبود؛ پس چرا حالا همه چیز عوض شده بود؟ جواب از نظر او فقط یک چیز بود؛ اصلاح طلبان! او آن ها را عامل همه این مسائل می دانست. همان اصلاح طلبانى که از نظر او اگر او نبودند، در انتخابات ریاست جمهورى با تقلب رقیب، ناچار به واگذار کردن قدرت بودند؛ اما حالا با ناسپاسى تمام حتى حاضر نشدند او را در لیستشان جاى دهند. او اصلا فکر نمی کرد این امر مهم باشد، اما حالا این مسئله را سرآغاز همه چیز می دانست. براستى چرا مردم اینقدر ناسپاس شده بودند؟ او تصمیم خود را گرفته بود تصمیمى که تاکنون بسیاری مشابه آن را از دوره مادها تاکنون گرفته بودند.
هنوز نتایج انتخابات تهران به طور رسمى اعلام نشده بود که تیرى شقیقه سعید حجاریان، کسى که مغز اصلاحات را لقب گرفته بود توسط جوانى نوزده سال هدف قرار داد. هر چند سعید حجاریان جان به در برد اما ویلچرنشین شد و قسمت اعظم وقت خود را به معالجات می گذراند. این ترور توسط تمامى ذخایر انقلاب محکوم شد ولى ضارب آن کمتر از دو سال بعد آزاد شد؛ این در حالى بود که ضارب على رازینى به اعدام محکوم شده بود. دادگاه وى نیز از کنار تمام شایعات مربوط به وجود فتوا در مورد این ترور گذشت و حقیقت امر هیچگاه آشکار نشد و در حالى که مجازات ترور تا آن زمان در جمهورى اسلامى مرگ بود، متهمان دادگاه را با خنده و گاهى شوخى و صلوات به پایان رساندند. مغز اصلاحات باید می دانست نباید پا را فرارتر از گلیم خود دراز کند.
اکبر گنجى که افشاگری هایش در مورد قتلهاى زنجیره اى و مخالفتش با قرار گرفتن هر کسى که در لیست جناح راست قرار داشت، در لیست جبهه دوم خرداد زبانزد خاص و عام بود و کتابهاى وى از قبیل عالیجناب سرخپوش به چاپ هاى متعددى رسیده بود، به محض بازگشت از کنفرانس برلین دستگیر شد. وى به رغم گذراندن چند ماه انفرادى سرسختانه بر مواضعش ایستاد اما سرانجام قاضى دادگاه تجدید نظر او را به چند ماه زندان محکوم کرد و چون وى بیش از مدت حکم در زندان بود باید آزاد می شد ولى بر خلاف رویه معمول با شکایت و اعتراض رئیس دادگسترى استان تهران به چند سال حبس محکوم گشت. خوب سزاى کسى که ذخیره هاى انقلاب را زیر سوال می برد همین است.
روزنامه هاى اصلاح طلب که نقش مهمى در افشاگری هاى قبل از انتخابات مجلس داشتند و از نظر جناح راست عامل اصلى باخت محافظه کاران بودند نیز در اقدامى بی سابقه در ظرف مدت چند روز براى همیشه توقیف موقت(!) شدند، آن هم با توجه به قانون اقدامات تامینى که در سال 1338 براى پیشگیرى از جرائمى مانند چاقوکشى تصویب شده بود. علی رغم اقدام مجلس اصلاح طلب در تفسیر این قانون شوراى نگهبان این تفسیر را نپذیرفت و این تفسیر براى داورى به مجمع تشخیص مصلحت فرستاده شد، اما تاکنون در بایگانى مجمع تشخیص مصلحت نظام در نوبت رسیدگى است و این در حالى است که تقریبا 80 نشریه عمدتا اصلاح طلب با این قانون تعطیل شده اند. خوب حقشان بود؛ همین روزنامه چى هاى اصلاح طلب بودند که آن جو مسموم انتخابات مجلس ششم را به وجود آوردند.
اما با مجلسى که حالا اکثریت آن با گنجى و باقى و نورى همدل بود نباید مدارا می شد. این مجلس گوش به فرمان دلسوزان نظام (!) نداشت و در مصوباتش نظر ذخایر نظام را رعایت نمی کرد. خوب شوراى نگهبان هم از مصوباتش رضایت نداشت چون با ارزشهاى والاى ذخیره هاى انقلاب همخوانى نداشت و مهمتر از همه آن که مصلحت نظام را رعایت نمی کرد. خوب پس باید تمام لوایحش را بزرگان و دلسوزان مجمع تشخیص مصلحت که جملگى از ذخایر انقلاب بودند فیلتر می کردند تا ارکان نظام آسیب نبیند.
اما این که می گویند آقازاده ها در حال کار اقتصادى و رانت خوارى هستند چه اشکالى دارد؟ همه در حال کار اقتصادى اند! او دورانى طلائى براى ایران بوجود آورد که از زمان مادها تاکنون بی نظیر بوده حالا مگر چه شده است؟ طورى می گویند که انگار سراسر دوران او بخور بخور بوده حالا اگر در قبال این همه زحمت سهم اندکى به او برسد که سراسر عمرش را در مبارزه با طاغوت بوده چه می شود؟ ضمن آنکه مسئله را بزرگش کرده اند. همه اش کار روزنامه هاى مزدور است، اصلا تمام این ها توطئه است، اصلا به مردم چه مربوط است، باید سزاى کسانى را که چنین می گویند را کف دستشان گذاشت، این ها می خواهند ذخیره هاى انقلاب را بدنام کنند، می خواهند زحمات او را زیر سوال ببرند، می خواهند روحانیت را بدنام کنند، سزاى چنین کسانى جز زندان است؟ هر کسى بخواهد این مسائل انحرافى را در وضعیت کنونى و شرایط حساس فعلى مطرح کند عامل استکبار است. این ها با اصل نظام مخالفند. "زیادى پررو شده اند و باید ادبشان کرد" درست مثل مهندس سحابى.
اما مردم قدرنشناس تهران هم باید سزاى قدرنشناسى خود را ببینند، به خصوص جوانان خود باخته اى که از راه نرسیده می خواهند تمام دستاوردهایى که سال ها ذخایر نظام با ایستادگى و مقاومت در برابر استکبار به دست آورده بودند، بر باد دهند. این ها باید بفهمند که هر چه دارند از دولتى سر قبل از 2 خرداد است. خوب حالا که حاضر به درک عظمت کارى که ذخایر انقلاب انجام داده اند نیستند باید آن ها را به خود آورد. این ها همه در سن ازدواجند و محتاج مسکن خوب اگر شهردار گوش به فرمان ذخیره هاى انقلاب ناگهان فروش تراکم را متوقف کند، شوکى که به بازار مسکن وارد می آید، آن ها را بیدار می کند. ضمن آن که با خرید تراکم قبل از توقف فروش تراکم و فروش آن بعد از آن و سودى که بدست می آید می توان هزینه ی کار فرهنگى که قرار است روى این خودباختگان انجام شود را نیز بدست آورد و ضمن آنکه با تبلیغ صحیح می توان ذخایر انقلاب را دوباره مطرح کرد. خوب با اینکار صواب مضاعف هدایت این گمراهان هم نصیب بزرگان نظام می شود. هم اثر تنبیهى دارد و هم اثر تربیتى!
این ها باید بفهمند که حق راى تنها وقتى ارزش دارد که راى دهندگان به نظر دلسوختگان نظام ارج نهند. اگر قرار باشد با راى مردم ارکان نظام زیر سوال رود باید به آن ها فهمانده شود که راى شما دیگر نباید اثرى داشته باشد، چون ثابت کردید که اهل تشخیص مصلحت نیستید و صلاح خود را نمی دانید و باید صاحبان تشخیص مصلحت برایتان تصمیم بگیرند.
اما آیا پدرخوانده نمی داند که این بار با ملتى درافتاده که قدمت چندهزارساله اش گواه آنست که هر مانعى که بخواهد جلوى او را سد کند، را نابود می نماید؟ آیا او تاریخ دوره ی مادها تاکنون را نخوانده است؟

negar@SiahSepid.com
siahsepid.com

March 29, 2003

طنز : پیام جناب آقای ولی فقیه به مناسبت محرم سال جدید

اسد مذنبی
پیام جناب آقای ولی فقیه به مناسبت محرم سال جدید - اسد مذنبی hezb_ kharan@hotmail.com بسم قاسم الجبارین. از شما ملت شریف، نجیب، مظلوم و سر به زیر میخواهم که تسلیت ما را به مناسبت ماه محرم و عزا بپذیرید و دوازده ماه سال به یاد عزاداری باشید ولی ضمنا یادتان نرود که نوروز مصادف شده با ماه محرم و عزای ما را خراب کرده و من مطمئن هستم که اندوه شما به خاطر نداری در شب عید نیست بلکه این شمر و یزید و شریح قاضی هستند که شب عید شما را عزادار کرده اند و اینجانب امیدوارم که در سال جدید شما مثل سالهای قبل بی خیال از کنار مغازه ها عبور کرده و مشت و لگد محکمی به دهان اهل و عیال معترض خویش بکوبید. مبارزه با فساد و فرمان هشتاد ماده ای خدمت مسئولان نظام عرض بنمایم که نهضت "خدمت مردم رسیدن" مبارزه ای است بس سنگین و بزرگ و هراس به دل راه ندهید که نیروی انتظامی در کنار شماست و باید در سال جدید پیگیر جدی مبارزه با بیکاران و فاسدان مالی باشید و مثل قضیه شرکت المکاسب کارآمدی نظام را به رخ مردم بکشید به گونه ای که شیرینی آن، یعنی جوکهای ساخته شده پیرامون آن واقعا به کام مردم بنشیند و در این راه باید کارهای عمیق صورت بگیرد. مثل ایجاد تسهیلات برای فروش کلیه و کلیه اعضای بدن؛ کارهای ماندگار مثل تاسیس خانه های عفاف و تامین انواع نشئه جات؛ و کارهای زود بازده مثل فریضه شرعی صیغه. رقابت مسئولان اگرچه رقابت و عزم راسخ مسئولان شرط است اما آن رقابتی برای ما مقبولیت دارد که هر چه سریعتر بتوان خدمت مردم رسید حالا بماند که ما خودمان ذره ای بین مردم مقبولیت و مشروعیت نداریم ولی رقابتهای سیاسی هیچ و پوچ که همراه با چاقوکشی و فحش و دشنام و پاره کردن عبای همدیگر برای تصاحب کرسی ها صورت میپذیرد، پذیرفتنی نیست و رقابتهای سالم باید پنهانی و با واسطه و همراه با زد و بند و به دور از چشم مردم صورت گیرد. و اینجانب تاکید میکنم مبارزه برای ریشه کن کردن فساد مالی باید در اولیت باشد زیرا که کارهای انجام شده در این زمینه مثل قضیه شرکت المکاسب واقعا تحسین برانگیز بوده به طوری که حتی خود متهمان و مسئولان بانک ملی و حتی تولیت آستان قدس نیز انگشت به دهان مانده اند؛ و درست به همین دلیل است که فرمان هشتاد ماده ای ما بسیار جالب و غم انگیز و مسخره شده است. جنگ آمریکا و عراق با کمال تأسف باید بگویم که تهاجم نظامی آمریکا و انگلیس به عراق کاملا انگیزه شیطانی داشته و این را جناب شیطان شخصا خدمت ما عرض کرده و حالا که این جنگ با خواست آمریکا و انگلیس و اسپانیا انجام شده معلوم نیست شیطان این وسط چکاره است و ما به شیطان هشدار داده ایم که مبادا انگلیس و آمریکا را تحریک بنماید تا پس از صدام به سراغ ما بیایند و همه میدانند که هدف از این جنگ نفت سوز که سابقا خانمان سوز خوانده میشد تسلط بر نفت منطقه است و ما از این بابت بسیار متعجبیم چون نفت منطقه در تسلط ما و امثال ما قرار دارد و مگر ما بیل به کمرمان خورده که آمریکا میخواهد بر آن تسلط پیدا کند و ما در عین حال که معتقدیم "جنگ نعمت است" اما به هیچ وجه روی اسب مرده شرط بندی نمیکنیم و ما فقط مدافع ملت عراق میباشیم بجز ملت ایران، مدافع تمام ملل جهان هستیم و معتقدیم که سرنوشت همه ملتهای دنیا باید به دست خود آنان رقم بخورد و فقط ملت ایران است که احتیاج مبرم به ولی (فقیه) دارد و سرنوشتش را ما رقم میزنیم. و اینجانب تأکید میکنم که ما در عین مخالفت با حمله نظامی آمریکا با هیچ ملتی به جز ملت شریف ایران سر جنگ نداریم. البته ما با آمریکا جنگ نظامی نداریم اما جنگ زرگری حتما خواهیم داشت، به همین دلیل به جوانان عزیز هشدار میدهم که شجاعانه در میدانهای نبرد مثل 18 تیر، چهارشنبه سوری و بخصوص میدان محسنی حضور پیدا کنند. در خاتمه به ملت همیشه عجیب ایران اخطار میدهم که به هیچ وجه خواهان مداخله آمریکا در مملکت امام زمان نباشند چون آمریکا ما را ول نمیکند تا ملت را بچسبد. و به رحمت خدا برود نوروزکم و خالی باد جیب کم و رو سیاه حاجی فیروزکم. از شهروند

March 28, 2003

نامه شجاعانه یک زندانی سیاسی به علی خامنه‌ای

سعید کمالیها/ بند ۳ سیاسی/ زندان اوین
آبان ماه

‏ به نام یزدان پاک
اتحادیه ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان ایران
نامه سرگشاده سعید کمالیها از زندان اوین

دلم از این خرابیها خوش بود، زانکه می دانم
خرابی چون از حد بگذرد، آباد می گردد ‏

زبیداد فزون آهنگری گمنام و زحمتکش
علم دار الم چون کاوه حداد می گردد

‏ جناب آقای خامنه ای،
همانطور که شما و ما ملت ایران مستحضر هستیم، ۲۳ سال است که از انقلاب به انحراف کشیده شده ‏جمهوری اسلامی می گذرد و هرروز بر فقر و مشکلات و نارضایتی ملت ایران افزوده می گردد، اما ‏افسوس که جنابعالی در جایگاهی نشسته اید که هیچ غم و اندوهی را نه می بینید و نه احساس می کنید. ‏جایگاهی که شما و امثال شما لیاقت آن را نداشته و نخواهد داشت، اما دست سرنوشت بود که شما را به ‏اشتباه بر آن تخت نشاند. بطور واقع بینانه در خصوص نظام جمهوری اسلامی باید گفت که این ‏حکومت، یک حکومت الیگارشی است. شاید در ابتدا مردم ایران ندانسته و فناتیک مابانه به آن رای ‏مثبت دادند ولی در حال حاضر با گذشت بیش از ۲ دهه از انقلاب، آنان که نوع حکومت (جمهوری ‏اسلامی) را پذیرفته بودند، حال از کرده خود پشیمانند و آنان که نبودند تا بپذیرند ( نسل جوان) یک ‏نظام و حکومت تحمیلی را برخود احساس می کنند و در کل فی الحال عده ای برای رهایی از آن ‏ازکشور می گریزند و عده ای خواهان اصلاحاتند و عده ای دیگر خواهان براندازی آن، و کسانی که ‏خواهان همین استبداد هستند یا نمی فهمند و یا خود جزو مستبدانند، در هر صورت اقلیت این جامعه را ‏این گروه آخر تشکیل می دهند.‏
شما و حامیان شما، مخالفین خود(یعنی قریب به ۴۰ میلیون از جمعیت بالای ۱۵ سال کشور) را ‏آنارشیست می خوانید و به همین بهانه هر نوع حرکتی که بیانگر نوعی مخالفت باشد سرکوب کرده و ‏با تشکیل پرونده ای برای اشخاص، سکوتی موقتی در جامعه ایجاد کرده اید. استبداد جاهلانه ناشی از ‏قرار گرفتن شخصی نالایق در مقام ارشد قدرت در این جامعه، باعث تمام این نارضایتی ها گشته و ‏حال دیگر زمان آن فرا رسیده که جوانان این مرزوبوم بار دیگر از جان خویش بگذرند و باردیگر خود ‏را فدای این دیار کنند، زیرا بسیار واضح و روشن است که اصلاحات با قوانین موجود به مشکل ‏برخورده و به بیان دیگر، در چهارچوب قانون اساسی این کشور غیرقابل اجرا بوده و خواهد بود.‏
جناب آقای خامنه ای، حادثه ۱۸ تیر سال ۷۸ و موج پرخروش مردم را به خاطر بیاورید و لحظه ای ‏را تجسم کنید که این موج یک هدایتگر داشته باشد، در آن زمان دیگر هیچ نیروی انتظامی و هیچ گروه ‏فشاری توانایی مقابله با آن را نخواهد داشت و روزی را به خاطر بیاورید که شما را در دادگاه ملت ‏محاکمه کنند، زیرا به گفته علی ( ع) : اگر این تاج و تخت وفادار بود، هیچگاه به تو نمی رسید". ما ‏یعنی مخالفین شما و حکومت شما، در حال حاضر آزاد نیستیم ولی انسانهائی هستیم آزاده و آزاد می ‏اندیشیم و حتی اگر ما و امثال ما را در حصاری بی ارزش محصور نمائید، بدانید که روح و قلم ما در ‏گرو جسم ما نیست و همچنان در تلاش است، در تلاش برای رهایی، نه رهایی از این حصار کوچک ‏بلکه رهایی از حصاری که در این کشور برای همه ملت ایجاد کرده اید و نه برای رهایی خود، بلکه ‏برای رهایی همه ملت ایران از بند استبداد آخوندی، استبدادی که تا بحال در تاریخ ایران سابقه نداشته و ‏نخواهد داشت. جمهوری اسلامی با صدور احکام ظالمانه همچون حبس طولانی مدت و صدور حکم ‏اعدام برای اشخاصی بی گناه به جهت داشتن افکاری خاص، روی همه حاکمان جبار را سفید کرد و ‏ستون های کاخ ظلم را در ملاطی از خون انسانهای بی گناه فرو برد، بی خبر از آن که روزی همین ‏خونها دوباره به جوش می آید و این ستون ها فرو می ریزد و کاخ ظلم بر سر صاحبان آن خراب می ‏شود.‏
گرچه اینجانب خود روزی پاسدار اهداف و ارزشهای این انقلاب بودم، ولی پس از رسیدن به این ‏واقعیت که پیشوای رژیم از ثمره انقلاب به نفع خود و حامیانش استفاده می کند و اهداف و ارزشها را ‏پتکی کرده و با آن بر سر ملت ایران می کوبد، دشمن خونین دشمنان مردم شدم و خواهان خواسته ‏مردم. در خاتمه، انزجار و ارتداد خویش را در خصوص اسلام ناب محمدی که مبلغ و پیشوای پیشین و ‏خودتان نیز از آن دم می زنید، اعلام می دارم و نهایت عواقب آن را نیز پذیرا هستم.‏

زین تخت و تاج سرنگون، تا کی رود سیلاب خون
این تخت را ویران کنید، این تاج را وارون کنید

چندین که از خم در سبو، خون در دل ما می رود
ای شاهدان بزم کین، پیمانه ها پر خون کنید


سعید کمالیها/ بند ۳ سیاسی/ زندان اوین
آبان ماه ‏


‏* سعید کمالیها در ۱۱/۲/۷۹ به جرم فعالیت سیاسی بر ضد رژیم، دستگیر و ۱۰ ماه در انفرادی ۵۹ ‏سپاه پاسداران بسر برده است. وی محکوم به ۶ سال حبس شده که تاکنون نزدیک به ۳ سال آن را ‏سپری کرده است. وی حاضر به تسلیم نشده است. در رابطه با این نامه که آن را ا ززندان برای ‏دیکتاتورایران و نهادهای مختلف رژیم ارسال نموده است، پرونده وی مفتوح بوده و امکان افزایش ‏حبس یا مجازات شدیدتر از سوی رژیم، وجود دارد.‏


زنده باد آزادی/ برقرارباد دموکراسی/ سرنگون باد استبداد
اتحادیه ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان ایران ‏

March 24, 2003

از آغاز جنگ عراق محل سکونت علی خامنه ای هر شب عوض می شود

نشریه میهن

از آغاز دخالت نظامی آمریکا در عراق تاکنون محل سکونت علی خامنه ای هر شب عوض می شود. منابع موثق می گویند که خامنه ای که سخت نگران جان خویش است از آن می ترسد که نیروهای آمریکائی یا مخالفان داخلی او را ترور کنند.

گویا اطرافیان و نزدیکان خامنه ای به این تحلیل رسیده اند که آمریکا برای تضعییف اقتدارگرایان ترور وی را در دستور قرار داده است.

گفته می شود که دولت سوریه در مورد خطر ترور رهبران جمهوری اسلامی و سوریه اطلاعاتی در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده است و بر اساس همین اطلاعات تصفیه هائی نیز در نیروهای محافظ رهبران جمهوری اسلامی صورت گرفته است.

در ضمن گفته می شود که در میان اقتدارگرایان بر سر چگونگی موضعگیری در قبال جنگ اختلافات عمیقی بروز کرده است.

March 22, 2003

آنچه باعراق شروع می شود، با جنگ جهانی خاتمه می یابد روی نقشه جنگی امریکا، قفقاز علامت گذاری شده

تقسیر روزنامه "پراودا" - مسکو

برگردان فارس "توکا سرداری”


الکساندر درابیکین، مفسر روزنامه پراودا، در شماره 12 ماه مارس این روزنامه، پیرامون حمله نظامی امریکا به عراق و نقش ترکیه در این حمله نوشت:

"هرایتیج فوندیشن" – بنیاد میراث- یکی از سازمان های پرنفوذ محافظه کاران آمریکا به حساب می آید که شهرت خود را در اواخر دهه 80 واوائل سالهای 90 قرن 20 بدست آورد. زمانی که این سازمان مامورانش را برای کار در اتحاد شوروی و دیگر کشورهای متحد آن، با نام "سفیران آزادی” استخدام می کرد.

نمایندگان و سفرای این سازمان از هر نظر بررسی میشدند و دستچین شدگان دوره آمادگی خود را در ایالات متحده می گذراندند. به آنها پس از پایان دوره کمک می شد تا در کشورهای خود مقام مهمی را در سازمان های دولتی، منابع خبری و بازرگانی کشور بدست آورند. در زمینه تجارت ممکن بود که سرمایه ای هم برایشان در نظر گرفته شود تا با ماموریت های آینده خود آن را جبران کنند. به این ترتیب، شخصیت های حکومتی و سیاسی اتحاد شوروی و دیگر کشورهای متحد با علاقمندی شدید اقتصادی در دامن امریکا قرار می گرفتند.

امروزه با کنجکاوی بیشتری می توان به فعالیت این سازمان پی برد. درشرایطی که بشریت شاهد آغاز جنگی جدید است، جنگی که با عراق ممکن است آغاز شده و با جنگی جهانی خاتمه یابد.

اکنون "سفیران آزادی” امریکا و دیگر هم پیمان هایش سعی دارند عراق را خلع سلاح کنند و امکان حمایت از تروریسم را از این کشور بگیرند. ایالات متحده می گوید با فروپاشی حکومت صدام حسین، می خواهد برای نخستین بار در این سرزمین حکومتی دمکرات بر سر کار آورد و ملت را از رژیم دیکتاتوری نجات دهد. روسیه هم باید از امریکا حمایت کند و چنین شانس بزرگی را غنیمت شمارد و جائی برای خود در "جامعه عالی” و در میدان بازی و بازیکنان صحنه اقتصاد عظیم جهانی باز کند. در این صورت، قرار است امریکا نیز منافع روسیه را در نظر بگیرد. ظاهرا فکر بدی نیست! اما باورکردنی هم نیست.

تجربه افغانستان تلخ بود. با فروپاشی زیربنای یک کشور آسیائی، ایالات متحده باعث باز شدن گره جنگ های درونی کشور شد که تلفات بسیاری نیز به همراه خود داشت. با این وعده که افغانستان را به بهشت تبدیل خواهد ساخت. اما، هنگام عمل معلوم شد که برای کمک به این کشور در بودجه امریکا، حتی یک سنت هم در نظر گرفته نشده است. همین شیوه را در مقابل روسیه نیز در پیش گرفتند.

امریکا از روسیه خواستار حامی عملیات ضد تروریستی در افغانستان شود و روسیه هم موافقت کرد. به نظر می رسید با همرزم و حمایت کننده خود باید دوستانه رفتار کرد! اما، دولت امریکا حتی یک گام نیز به سود کشور ما برنداشت. هیچ تغییری در "جنگ سرد" به عمل نیآمد و این مسئله منافع اقتصادی روسیه را در بازار امریکا محدود می کند. روشن است که مشابه این نوع مسائل در رابطه با عراق نیز تکرار خواهد شد.

بنیاد میراث که در ابتدا به آن اشاره کردم، برگ برنده را در اختیار دارد: عراق پس از صدام حسین و منابع نفتی که امروز سرمایه ملی عراق است با دقت بسیار میان شرکت های بزرگ نفتی امریکا تقسیم شده اند. جائی برای منافع روسیه در آنجا در نظر گرفته نشده است و این به معنای امتناع از تعهدات گذشته است. این بدان معناست که سرمایه گذاری اتحاد شوروی در منابع نفت عراق، بطور اتوماتیک در اختیار امریکا قرار می گیرد و این یک سرقت آشکار است. پس از چنین حرکتی می خواهند ما باور کنیم که در رژیم آینده عراق امریکا بدهی 8 میلیاردی عراق به ما را، آنهم به دلار پرداخت خواهد کرد!

جنگ امریکا و انگلستان با عراق اکنون ده سال است ادامه دارد و تازگی ندارد. زمانی که این جنگ آغاز شد، این دو کشور آسمان عراق را با نیروی هوائی خود تحت کنترل قرار دادند. در ظاهر این عمل هدف بشردوستانه ای را دنبال می کرد. گویا هواپیماهای گشتی در شمال عراق از کردها دفاع می کردند و درجنوب از شیعیان، اما در عمل چنین کنترلی موجب تحریک نیروهای مسلح زمینی کشور می شد. طی این ده سال، بسیاری از مسائل تغییر کرده است. روحانیون اسلامی، صدام حسین را از بستگان نزدیک یکی از امام های شیعیان معرفی کردند و بدین گونه از شدت اختلاف میان رهبر سنی بغداد و مردم شیعه در جنوب کشور کاستند. کردهای شمال عراق، امروز خطربزرگ را نه در بغداد، بلکه در آنکارا می بینند. سیاستمداران کرد، یک صدا اعلام کرده اند که اگر در خاک آنها حتی یک سرباز ترک دیده شود حکومت خود مختار منطقه موصل و کرکوک مردم خویش را برای جنگ با ترکیه به صف خواهند کرد.

کسانی که در صدد برقراری حکومت دمکراتیک و برکناری رژیم دیکتاتوری هستند، در حال حاضر سرگرم نابودی هر آنچه که باعث انعکاس خشم ملت است می باشند.

بعنوان نمونه: نابودی ایستگاه های اپتیک الیافی که هیچ ارتباطی به هدف رسمی گشت های هوائی ندارد و در عین حال برای سیستم دفاعی عراق بسیار مهم است. این یک راهزنی آشگار هوائی است.

ترکیه در خواست امریکا در رابطه با مستقر کردن نیروهایش در خاک خود را رد کرد. بدین ترتیب جبهه شمالی که باید همزمان با جبهه جنوبی بغداد را در جنگ های آهنین خود می گرفتند مختل شد.

حکومت امریکا با خشم، دولت ترکیه را به ورشکستگی اقتصادی تهدید کرد و سرنوشت آلبانی ها را به آنها یادآور شد!

آنگونه که مشخص است نقش آلبانی ها را به عهده کردهای ترکیه گذاشته اند. این موضوع باعث تعجب برخی از ناظران شد، زیرا ترکیه در پیمان ناتو می باشد و گذشته از آن امریکا و انگلستان در خلیج فارس و دریای مدیترانه از نیروی عظیمی برخوردارند. چنین نیروئی قادرند هر قسمتی از کره زمین را با خاک یکسان سازند. آیا چنین خشمی در مقابل هم پیمان خود جایز است؟ شاید اساسا صحبت بر سر حمله به عراق نیست؟

برخی مفسران بر این نظرند که امریکا روی نقشه جهان، در جبهه شمالی خود قفقاز را علامت گذاری کرده است.

در اینجا باید کمی به تاریخ بازگشت. در آستانه جنگ جهانی دوم، در ستاد کل آلمان، مارش نظامی به سمت قفقاز از خاک ترکیه و ایران برنامه ریزی شده بود. هدف آن مارش محاصره منابع نفت در گرجستان و باکو بود و از این راه، ارتش سرخ را از سوخت محروم ساختن. ارتش هیتلری از اطریش، مجارستان، رومانی و بلغارستان باید راه ترکیه و ایران را در پیش می گرفت.

حکومت آن دوره در مسکو، این مسئله را جدی گرفت و در مرز جنوبی خود نیروی هوائی عظیمی را بسیج کرد. سالها بعد مشخص شد که ترک ها با تجربه از جنگ های تاریخی 200 ساله میان روسیه و ترک ها که در پایان همه آنها چیزی نصیب ترک ها نشد، این بار صلاح خویش را در گلاویز نشدن با همسایه مصمم خویش دیدند. آنها خود را کنار کشیدند و این درحالی بود که نیروی عظیم ارتش آلمان از آنها پشتیبانی می کرد.

اکنون تاریخ تکرار می شود. البته حمله امریکا به قفقاز از راه ترکیه می تواند موفقیت آمیز باشد. شوارناتزه در رویاهای خویش ارتش ناتو را در کشورش می بیند. دیگر جمهوری های ماوراء قفقاز، حتی اگر بخواهند با امریکا مقابله کنند نیز نیروئی نیستند. روسیه باید پایگاه و نیروی اندک خویش را از این مناطق بیرون ببرد و بدین گونه سایه نفوذ او از قفقاز خارج می شد. در ترکیه هم در سطح حکومتی مسائلی بررسی شده و تصمیم بر آنست که خود را به دام نیاندازند.

در حال حاضر، ترکیه سود کلانی در تجارت با روسیه و عراق می برد. آیا نیاز است که سود موجود را با تشکر ناچیز هم پیمانی از آن سوی اقیانوس عوض کند؟ عاقلانه است که در جبهه جنگی امریکا قرار نگیرد. البته با توجه به نظر برخی از سیاستمداران، امریکا می تواند دست پارلمان ترکیه را از پشت بست و به هدف خود رسید!

شادباش نوروزی نخست وزیر سوئد

یوران پرشون نخست وزیر سوئد در پیام شادباشی بمناسبت فرا رسیدن نوروز و سال نو ایرانی که به اتحادیه سراسری ایرانیان در سوئد ارسال گردید ضمن شادباش نوروزی به ایرانیان اطمینان داد که وقایع ایران را دنبال خواهد کرد و از هر فرصتی چه در سطح دولت سوئد, چه در سطح اتحادیه اروپا و چه در سطح سازمان ملل متحد استفاده خواهد نمود تا نسبت به نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی اعتراض بعمل آورد.

در 48 ساعت گذشته 7 موشک امریکایی به خاک ایران اصابت کرده است

به گزارش خبرنگار بازتاب از مناطق مرزی 3 فروند از این موشکها به شهرستان سردشت 3فروند به خسرو آباد ویک فروند به آبادان اصابت کرده است که بر اثر این حملات 2 نفر زخمی شده اند .

بنا بر این گزارش بر اثر صدای انفجار وغرش هواپیماهای آمریکایی و انگلیسی فضای عمومی شهرهای خرمشهر وآبادان متشنج است .
گفتنی است تا کنون این اخبار در رسانه های گروهی ایران منعکس نشده وتنها وزارت خارجه کارداران سوئیس وانگلستان را در این خصوص احضار کرده است.

March 21, 2003

در مراسم چهارشنبه سوری هفتاد نفر از جوانان تبریزی بازداشت شدند

پیمان پاک مهر

عضو فدرا سیون روزنامه نگاران بین الملل I.F.J

Pakmehr88@hotmail.com
بیش از هفتاد نفر از جوانان تبریزی در مراسم چهارشنبه سوری دستگیر و بازداشت شدند.

در این بازداشت ها ماموران لباس شخصی نیز حضور فعال داشتند که دارای بی سیم و موتور سیکلت هوندا و چندین دستگاه اتومبیل شخصی بودند و در ضرب و شتم جوانان تبریزی نقش فعالی ایفا می کردند.

شهروندان تبریزی با پرتاب ترقه، روشن کردن آتش و فشفشه در جشن چهارشنبه سوری شرکت کرده بودند. این شادی ها در کوی ولیعصر تبریز بیش از هر جای آن دیده می شد که یگانهای ویژه پلیس مجهز به باطوم، گاز اشک آور، اسلحه، گاز بی حس کننده بودند. به طوریکه در فلکه بازار این کوی نیرویهای انتظامی با چیدن بلوکهای بتونی این میدان را به چند قسمت کرده بودند تا مانع از گردش اتومبیلها در این میدان شوند در چند نقطه از این منطقه دهها تن از جوانان و نوجوانان در حالی که مشغول پرتاب ترقه بودند، توسط لباس شخصی هایی که دارای اتومبیل های شخصی و موتور سیکلت بودند، دستگیر شدند و در جلوی چشم پدران و مادرانشان مورد ضرب وشتم گرفتند.

برخی از این نیروها با گشتن جیب های دختران و پسران جوان، در صورت مشاهده ترقه، آنها را زیر مشت و لگد و فحاشی قرار می دادند.

در فلکه اعتصامی کوی ولیعصر تبریز، اتومبیل پژویی، توسط چند موتور سوار پلیس مورد بازرسی قرار گرفتند. راننده و سرنشینان آن اتومبیل را پیاده کرده، دست های آنها را به روی دیوار گذاشتند و با باتوم به سر و بدن آنها زدند و جیب های آنها را بازرسی نمودند. در این زمان، نیروهای لباس شخصی نیز به آنها پیوسته و آنها راً زیر مشت و لگد بیشتر گرفتند. یکی از سرنشینان را نیز با زور در کاپوت عقب اتومبیل خودشان جا دادند و همه سرنشینان را به محل نامعلومی انتقال دادند.

لازم به ذکر است که تدابیر امنیتی و انتظامی در سایر نقاط شهر ضعیف تر از کوی ولیعصر بود. بطوری که در کوی ولیعصر، زن و شوهر جوانی که جعبه شیرینی، گل و تنگ ماهی داشتند و می خواستند از منطقه ممنوعه پلیس عبور کنند، مورد ضرب و شتم لباس شخصی ها قرار گرفتند. با صدای بلند بر سر آن خانم جوان فریاد زدند: "در ماه محرم شما چرا به قصد جشن به بیرون آمده اید."

شوهر وی در پاسخ به لباس شخصی ها گفت: "ما از خرید شب عید برمی گردیم."

در همان شب بیش از بیست نفر از جوانان کوی ولیعصر تبریز با مینی بوسها به مراکز انتظامی تحویل داده شدند.

تا پاسی از شب خانواده های دستگیر شده گان، دربدر به دنبال فرزندان خودشان بودند و هیچ اطلاعی از محل بازداشت آنها نداشتند.

این در حالی است که بسیاری از مادران و پدران دیشب را با مراجعه به کلانتری ها به دنبال جوانان خود بودند.

بنا به گزارشهای رسیده تعدادی از دستگیر شده گان دیشب پس از شناسایی و اخذ تعهد، آزاد شدند ولی تا کنون آماری دقیقی از دستگیر شده گان چهارشنبه سوری تبریز از سوی پلیس و فرمانداری اعلام نشده است.

سردار سرتیپ عینی باهر فرمانده نیروی انتظامی استان آذربایجان شرقی طی گفتگوی کوتاه تلفنی ضمن تایید خبر دستگیری ها اظهار داشت: اغلب دستگیر شدگان آزاد ولی بقیه به دلیل شکایت های وارده از سوی افرادی که زیر پای آنها ترقه پرتاب کردند پرونده های تشکیل شده ،وی ضمن اظهار بی اطلاعی از آمار دستگیر شدگان ارایه جزئیات را منوط به پاسخ روابط عمومی ناحیه انتظامی استان سرهنگ فرامرزی نمود که وی نیز طی گفتگوی تلفنی کوتاه پاسخ داد، که در محل کار خود نبوده لذا از جزئیات دستگیری های اخیر بی خبر است.

یک مقام مسئول و چند منبع موثق ضمن تایید دستگیری بیش از هفتاد نفر از جوانان اعلام نمود همگی به دلیل نزدیکی به پایان سال با قرار ضمانت آزاد و پس از تعطیلات با طی مراحل قانونی پس از تکمیل پرونده در اختیار مقامات قضایی استان آذربایجان شرقی قرار خواهند گرفت.

درگیری در جشن چهارشنبه سوری در تهران

چهارشنبه سوری در حالی پایان گرفت که رفتارهای متفاوتی از نیروی انتظامی دیده شد.
دیشب که مصادف با جشن کهن چهارشنبه سوری در ایران بود مردم به شادی و پایکوبی پرداختند و نیروی انتظامی در مناطق مختلف عکس العمل های متفاوتی به این شادی نشان داد. بنا به گفته ی منابع موثق در اکثر نقاط بالای شهر تهران نیروی انتظامی جلوی شادی و جشن مردم را نگرفته و فقط مراقب مواد منفجره ی خطرناک بوده ولی در عین حال در پایین شهر در بعضی نقاط درگیری هایی بین مردم و نیروی انتظامی صورت گرفته است.
در خصوص همین درگیری ها شایعاتی وجود دارد که در خیابان دامپزشکی یک نفر در این درگیری ها جان باخته که هنوز از طرف نیروی انتظامی این شایعه تأیید نشده است.

اخبار ایننا

اعدام دو تن در خرم آباد

بنا به گزارش کیهان محمدرضا- ن و نورالدین- م به اتهام سرقت مسلحانه و شرارت مسلح صبح دیروز در یکی از میادین خرم آباد در ملأعام اعدام شدند.
ولی گفته میشود علیرغم ادعای روزنامه کیهان افراد اعدام شده بخاطر افکار و فعالیت های سیاسی شان اعدام شده اند و در پی اعدام آنان درگیریهایی پراکنده ای بین نیروهای امنیتی رژیم و جوانان خشمگین در گرفته که از جزئیات آن گزارشی دریافت نشده است.

March 20, 2003

گزارش چهارشنبه سوری از رشت

گزارش تصویری از درگیری در شهرک غرب تهران

یک شهروند

شب چهارشنبه سوری واقع در مکانی که قبلا ذکر شد (فاز 5 - خیابان سیمای ایران-مقابل کوچه 9) درگیری رخ داد. تعدادی افراد گروه فشار (2 پیکان که 5-6 نفر در آن بودند و 4 یا 5 موتور که دو نفر بر هر کدام سوار بودند) به جمعیت مردم حمله میکنند که تعدادی مجروح میشوند و مردم فرار میکنند و بعضی ها به خانه های اطراف پناه می برند. در این بین دختر جوانی به طرز فجیعی توسط یکی از آنها که با زنجیر به سر و صورت وی میزد صدمه میبیند . پس از چند دقیقه آنها محل را ترک میکنند .


سپس یکی از جوانان با فندک موتور را به آتش میکشد، بعد از اینک شعله آتش کم شد مردم از روی آن میپریدند! مردم تا مدتی در محل حضور داشتند و به دست زدن و شادی پرداختند و شعار مرگ بر بسیجی سر دادند. گروه فشار تعداد بیشتری نیرو جمع کردند و در ابتدای خیابان سیمای ایران با موبایل و بیسیم با یکدیگر هماهنگی میکردند ، ولی بدلیل حضور مردم و کم بودنشان جرات حمله دوباره را نداشتند. گفته میشود که آنها به دنبال خودرو ای که به آن موتور زده هستند.

در ضمن عکسهای فرستاده شده از فیلم مونتاژ شده به همین دلیل دارای کیفیت نیستند ولی در آن هنگام کسانی بودند که با دوربین دیجیتال از صحنه های حادثه عکس گرفتند، به محض بدست آوردن عکس های بیشتر و بهتر برای این سایت میفرستم. به امید داشتن ایرانی آزاد و بدون ریا - یک شاهد عینی

گزارش یک شهروند از تهران*

منبع: گویا نیوز

امشب تقریبا در ساعت 10:10 در منطقه شهرک غرب تهران در خیابان سیمای ایران مقابل کوچه نهم درگیری میان گروه فشار (بسیج) و مردم بوجود آمد.

ماجرا از آنجاشروع شد که مردم درحال رقصیدن بودند که ناگهان عده ای موتور سوار (حدود 7 موتور و 14 نفر) به جمعیت حمله کردند و با باتوم و زنجیر مردم را زدند .

در این میان دختری بوسیله زنجیر یکی از آنان صدمه سنگینی میبیند.

موتور سواران پس از چند دقیقه محل را ترک میکنند و مردم پس از فریاد یک جوان مبنی بر جمع کردن سنگ شروع به جمع آوری سنگ میکنند.

مرتبه دوم که موتور سواران آمدند مردم به طرف آنان سنگ پرتاب میکنند و در خیابان ترافیکی ایجاد شد که باعث شد آخرین موتور نتواند خود را کنترل کند به ماشینی خورده و روی زمین افتادند (2 نفر بودند) مردم به طرف آنان هجوم بردند و با سنگ و لگد به آنان حلمه کردند سپس موتورشان را آتش زدند.

جالب این بود که تا 1 ساعت بعد جمعیت آن محل را ترک نکردند و شعار مرگ بر بسیجی سر دادند.

*(خبرنامه گویا تا زمان تایید این خبر توسط منابع خبری مستقل برای اطلاع از صحت و سقم این نوع اخبار امکانی ندارد )

March 18, 2003

دفاع علنی حمیدرضا ترقی، قائم مقام جمعیت مؤتلفه ازآقازاده ها

منبع: پیک نت
موتلفه اسلامی و تبرئه آقازاده طبسی :

یکصد میلیارد تومان زیاد نیست

مطبوعات بزرگش کردند!

حمیدرضا ترقی، قائم مقام مرکز سیاسی جمعیت مؤتلفه اسلامی(رئیس این دفتر اسدالله بادامچیان است) در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایسنا، در مورد حکم صادره شده در پرونده المکاسب و تبرئه آقازاده آیت الله واعظ طبسی گفت:

"شاهد بزرگنمایی در پرونده‌های مفاسد اقتصادی و پرونده‌هایی که منتسب به شخصیت ها یا آقازاده‌هاست، از سوی مطبوعات و رسانه‌ها هستیم و طبیعتا ذهنیتی را که برای مردم به صورت غیرواقعی و برخلاف محتوای پرونده ‌ساخته می‌شود، با آنچه که به عنوان حکم قانونی در مورد آنها صادر می‌شود،‌ کاملا متفاوت است."

حمیدرضا ترقی که از کارمندان سابق دفتر واعظ طبسی در خراسان و نماینده واعظ طبسی در جمعیت موتلفه اسلامی، پیرامون پرونده ناصر واعظ طبسی که در یک قلم یکصد میلیارد تومان از بانک ملی کشور کلاهبرداری کرده گفت:

" پرونده المکاسب با نگرش سیاسی و برخلاف واقعیتهای موجود در پرونده، بزرگنمایی شد و عده‌ای سعی کردند ذهنیتی سوء نسبت به آقازاده‌ها در مردم ایجاد کنند و از این طریق شخصیتهای سیاسی و روحانی کشور را زیر سئوال ببرند.
پس از بررسی محتوای پرونده المکاسب توسط قاضی مشخص شد که فساد اقتصادی در این معاملات صورت نگرفته، بلکه اختلافات مالی واقع شده است."

رهبر، فرمان گسترش تشکیلاتی شورای نگهبان را داده است

منبع: پیک نت
در پی اعتراض های همه جانبه به بودجه شورای نگهبان فاش شد

در پی اعتراضات اخیر چند تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به گسترش تشکیلاتی شورای نگهبان و تاسیسات هسته های اطلاعاتی در سراسر کشور، که اکنون منجر به درخواست بودجه 10 میلیارد تومانی از سوی این شورا شده، روابط عمومی شورای نگهبان خطاب به رئیس مجلس توضیحاتی داد. این توضیحات خود افشاگر بخش دیگری از مسائل پشت پرده حکومتی شد که تاکنون اینگونه بصورتی رسمی در باره آن سخن گفته نشده بود. شورای نگهبان در توضیح به رئیس مجلس فاش ساخت:

لازم است بخشی از رهنمودهای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای محترم شورای نگهبان مورخ ‌٢٨/٤/٧٩ بار دیگر مورد توجه قرار گیرد.

معظم‌له در آن دیدار خطاب به اعضای این نهاد قانونی تصریح کرده‌اند که

"... یک تشکیلات ثابت، قوی و چابک و آماده به کاری را در تمام سال داشته باشید، شما می‌توانید به تعداد حوزه‌هایی که مهم‌اند و در کشور هستند، عناصر ثابت داشته باشید ... یک مرکز تحقیقات فقهی و حقوقی تشکیل بدهید که کارآمد باشد ... باید شما بانک اطلاعات داشته باشید ... البته بودجه لازم دارد. باید دولت این بودجه را به شما بدهد. این جزو مخارج حتمی است و از خیلی از کارهایی که می‌شود اهمیتش بیشتر است ..."

شورای نگهبان در توضیحات خود، این گفته رهبر را قانون تلقی کرده و در ادامه می نویسد:

" براین اساس، شورای نگهبان قانون اساسی در راستای انجام وظایف قانونی خود، از همان سال اقدام به ساماندهی سازمان اداری خود و نیز تشکیل دفاتر نظارت و بازرسی بر انتخابات استان‌ها کرده است. "

سخن روز در رکاب هاشمی چه کسی شمشیر می زند؟

منبع: پیک نت

از روزی که مردم تهران اقای هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت را که قرار بود نماینده اول تهران و رئیس مجلس ششم شود به نفر سی و پنجم فهرست انتخاباتی فرستادند، ایشان در هر مصاحبه ای گریزی هم به دهه 60 می زد و شرایط امروز کشور را با ان دوران مقایسه می کرد. دوران جنگ و کشتار و ترور و زندان و شکنجه و اعتراف و اعدام و تغییر قانون اساسی و پذیرش برنامه تعدیل اقتصادی.

سلسله ای از فجایع که هر یک بدنبال خود دیگری را آورد و دور خونین انحراف از مسیر واقعی انقلاب 57 را کامل کرد.

دوم خرداد 76 نخستین تلاش برای گسست از ادامه این دوران بود. دورانی که اتفاقا در مورد مسئولیت شخص ایشان در همه این وقایع خونین هنوز سخن های ناگفته و اطلاعات انتشار نایافته بسیار است و هنوز اکبر گنجی را از جمله به جرم بازگویی و نه بازگویی که اشاره به گوشه ای از انها از زندان رها نمی کنند.

از فردای انتخابات اخیر شوراها، به رویای خونین دهه 60 هاشمی رفسنجانی، عاشورای حسینی هم اضافه شده است.

او چند روز پیش در مصاحبه ای با روزنامه جمهوری اسلامی که خلاصه ای از آن در شماره 25 اسفند پیک منتشر شد، گفت : الان شرایطی است که باید مثل امام حسین(ع) قیام کرد و برخورد کرد و شمشیر کشید و یا به طرف شمشیری که دیگران کشیده‌اند، رفت و به جهاد پرداخت و مانند دوره امام حسن(ع) نیست که باید کوتاه بیاییم و صبر کنیم و یک چیزهایی را از سرمان بگذرانیم."

همه مردم ما در این بیست و پنج سال تجربه عاشورائی و دهه شصتی را که هاشمی رفسنجانی درباره آن سخن می گوید از سر گذرانده اند. حاصل آن را هم در برابر دیدگان دارند: گورستان هائی که همانند شهرک ها در کنار شهرهای بزرگ و کوچک ایران آباد شده اند و شمار عزادارانی که آمار آنها کم نمی شود.

تکرار رویاروی خونینی که مجاهدین را به کام خود کشید و از دل ان گام به گام خیانت به انقلاب بیرون آمد، بدون هیچ تردید یک کابوس ملی است.

نه آن دهه خونین از کارنامه هاشمی رفسنجانی پاک می شود و نه راه اندازی یک عاشورای حسینی از شمار شاهدان زنده آن دهه می کاهد. همه می دانند، همانگونه که آن دهه خونین برای رسیدن به این جاه و مقام و ثروت بود، این عاشورای حسینی و گریز به کربلا هم نه برای اسلام، که برای دفاع از آن ثروتی است که با ثروت شیوخ بزرگ عربستان سعودی اکنون برابری می کند. برای این ثروت البته هم باید شمشیر زد، اما آن ها که قرار است در این رکاب هاشمی رفسنجانی شمشیر بزنند قطعا مردم نیستند. زمان "سردار"ی سالهاست گذشته؛ زمان گذشته!

پشت پرده یک ترورناتمام مرگ ناگهانی طراح ترور رئیس دادگاه ویژه روحانیت

حجت الاسلام سید محمد حسینی میلانی، رهبر گروه مسلح مهدویت که از 4 سال پیش به جرم شرکت درترور علی رازینی رئیس وقت دادگستری تهران و رئیس دادگاه ویژه روحانیت دوران زندان خود را می گذراندمحکومیت خود را می‌گذراند، در یکی از بیمارستان‌های تهران در گذشت. علت مرگ ناگهانی و سئوال برانگیز او عمل جراحی قلب ذکر شد.
وکیل میلانی گفت:

موکل من بیماری قلبی داشت و به لحاظ گرفتگی رگ‌های قلب و عمل جراحی به این بیمارستان منتقل شد که در روز پنج‌شنبه بعد از عمل جراحی و انتقال به بخش، دچار مشکل ریوی پیدا شد و فوت ‌کرد.
برزگر افزود: عصر پنج‌شنبه، فرزند وی به من اطلاع داد که پدرش فوت کرده است و چون خانواده وی قصد تحویل گرفتن جنازه وی را داشتند و نمی‌خواستند جنازه وی به پزشکی قانونی انتقال یابد و یا احیانا تشییع شود، فرم مربوطه‌ در بیمارستان را تکمیل و ابراز رضایت خود را اعلام کردند.
وکیل میلانی افزود: تقاضای مرخصی وی در دست انجام بود و چون مکاتبات اداری آن انجام نشده بود، بعد از بروز عارضه قلبی با دستور قاضی و معاونت ناظر بر زندان، از طریق بازداشتگاه به بیمارستان اعزام شده و بستری شد.
وکیل میلانی خاطرنشان کرد: وی در طول چهار سال گذشته به طور معمول با خانواده خود ملاقات داشته و دو بار هم در شش ماهه گذشته امسال به مرخصی رفته بود.
وی درخصوص اتهام میلانی گفت: حجت‌الاسلام رازینی اعلام رضایت کرده ولی اتهام دیگر میلانی که جنبه عمومی داشت، محاربه بود و البته برای وی تقاضای عفو هم شده که مراحل آن در حال انجام بود.
برزگر در مورد بسته شدن حساب‌های بانکی میلانی گفت: در زمان بازداشت، دادگاه در مورد هرکسی اقدامات تامینی و احتیاطی را انجام می‌دهد و در مورد وی نیز حساب‌های بانکی وی توقیف شده بود؛ بنابراین هر از چندگاهی از طرف فرزندانش برای مواردی که ضروری بود خانواده میلانی تقاضا داشتند، مبالغی از طریق دادگاه با تقاضای خود مرحوم میلانی در اختیار خانواده وی قرار داده می‌شد.
هم‌چنین حجت‌الاسلام علی رازینی، رییس دادگاه ویژه روحانیت در تماس تلفنی خبرنگار حقوقی ایسنا با تایید مرگ میلانی گفت: وی شاکی خصوصی ندارد و من چند ماه پیش از حق خود گذشت کرده و وی را بخشیده بودم ولی به دلیل اتهامات دیگر، در محکومیت به سر می‌برد.

سوابق ماجرای ترور رازینی


ماجرای اقدام به ترور علی رازینی و نقش حجت الاسلام میلانی و گروه وی در این ترور، هرگز آنگونه منتشر نشد تا همگان دلیل واقعی آن را بدانند. با توجه به اینکه میلانی و گروه او در مشهد فعالیت می کردند و از نظر فکری نزدیک به حجتیه بودند، از همان ابتدا نخستین سئوال مطرح این بود که چرا از مشهد کسی باید اقدام به ترور رئیس دادگستری وقت را در تهران بکند؟!

زمانی که این ترور انجام شد، روشنگر گوشه ای از واقعیات پشت پرده است. علی رازینی که نقش مهمی در اجرای طرح قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 داشت و از روحانیون وابسته به طیف مدرسه حقانی است، زمانی ترور شد که بحث بر سر یافتن جانشینی برای آیت الله یزدی در راس قوه قضائیه بود. دراین دوران از چند تن بعنوان جانشین محمد یزدی نام برده می شد که یکی از آنها علی رازینی بود. او در همین دوران همراه با محمد ریشهری جمعیت ارزش ها را تشکیل داده بود. جمعیتی که برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری توسط ریشهری خیز برداشته بود. علی رازینی در نیمه راه از جمعیت ارزش ها جدا شد تا خود غیر وابسته به احزاب معرفی کرده و پست ریاست قوه قضائیه را به فرمان رهبر تحویل بگیرد. این درحالی بود که در مشهد، آیت الله طبسی برای ریاست قوه قضائیه هاشمی شاهرودی را در نظر گرفته بود و علیزاده را نیز می خواست جانشین علی رازینی در دادگستری تهران کند. نزدیکی علی رازینی به رهبر و افزایش شانس رازینی برای رسیدن به ریاست قوه قضائیه، ظاهرا همان انگیزه های اصلی برای ترور وی بود. او به تلاش مستقیمی برای گرفتن حکم ریاست قوه قضائیه از دست رهبر دست زده و حتی برای همین منظور از جمعیت ارزش ها نیز جدا شده بود تا بقول مذهبیون "شائبه" وابستگی حزبی هم نداشته باشد.

پس از ترور رازینی و انتقال وی به بیمارستان، رهبر از جمله نخستین مقاماتی بود که بر بالین وی حاضر شد و این دیالوگ میان آن دو ثبت تاریخی شد:

- خواست خداوند نبود که من به فیض شهادت نائل شوم.

- انشاء الله خواهید شد!

اعضای تیم ترور که وابستگاه تشکیلات میلانی بودند، سرانجام پس از کشاکش های مختلف محاکمه و زندانی شدند و شایعات در باره موقعیت عامل اصلی اجرای ترور درمیان زندانیان عادی وجود دارد، که این نیز در کارنامه مدیریت زندان های جمهوری اسلامی ثبت است!

با مرگ سئوال برانگیز حجت الاسلام میلانی، شاید پرونده قضائی این ترور بسته شود، اما دفتر این ترور و مرگ مشکوک سازماندهنده آن همانگونه باز است که دفتر دهها ترور و مرگ مشکوک دیگر در جمهوری اسلامی.

اکبرشا!

یاور استوار

شعر زیر بدلیل چند نکته‌ی باریکتر از مو سروده شده است. نخست: بروز اختلاف میان رییس جمهور، رییس مجلس شورای اسلامی و انصاری از یکسو و شورای نگهبان و مجلس تشخیص مصلحت نظام از دیگر سوی، بر سر تقسیم غنایم! دوم: فرا رسیدن آتشبازی چهارشنبه‌سوری و آیین‌های نوروزی و سوم پیشکش نوروزی شاعری به رهبران میهنش، که امید است مورد قبول واقع گردد. پس پیشکش می‌گردد به آقایان بترتیب اجرای نقش، ولی فقیه، رییس مجلس تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان، رییس جمهور محترم، و ریاست با کیاست دیوان قضا و... البته اگر مردم هم دوست داشتند می‌توانند آن را بخوانند!


 


کروبی گفت:

این علی اکبر ما کز خود رفسنجان ست

تو مپندار که چون شلغم و بادنجان ست

فلفل ناتوی تندی ست، گلو گیر و حریف

زنجفیلی ست که در چایی لاهیجان ست


خاتمی گفت:

این علی اکبر ما پادشه ی ایران است

چشم «جمهوری ما» از ستمش گریان ست

 نه فقط بنده که مجلس همه در بند غمند

وای از ابر جنابش که ستم باران ست


انصاری گفت:

این علی اکبر ما، عاشق پوند است و دلار

پسته خور، «کیش» زن و ملک فروش و طرار

سنگ پاماله ی قزوین فراموش مکن

وای از روی مهش، خانه خرابست، هوار!


مشکینی گفت:

این علی کبر ما جان دل و جان من است

مرحم زخم من و دارو و درمان من است

حقشناس است به مولا، که نظر بر ما کرد

تو ببین حافظ شورای نگهبان من است!


جنتی گفت:

این علی اکبر ما پادشه خوبان است

پاک، معصوم و خداترس و خود ایمان است

حی و حاضر همه جا دادرس دین خدا

این زبان بسته بهر جای بلاگردان است


خامنه ای گفت:

این علی اکبر ما، منشا بیم است و امید

«ریش» جمهوری ما از اثر اوست سپید

گر که یک ذره نمایید بحرفم تردید

ای به حق «ره» ما کرشده و کور شوید


مردم گفتند:

این علی اکبر ما، آیت جمهوری ماست

خود جمهور ما باعث مهجوری ماست

چون که جمهموری ما باعث مهجوری ماست

بیقین باعث این پخمگی و کوری ماست


ما اگر خمره نخواهیم، که را باید دید؟

روضه خوان جمله نخواهیم، که را باید دید؟

گر ببخشیم عطاتان به لقاتان از دم

«شکر خورده» نخواهیم، که را باید دید؟


مجلس و مصلحت و والی خونخوار بدر

ناظر و حافظ و شورای نگهدار بدر

قاضی عادل و اطوار رییس جمهور

جملگی از وطن و خانه و بازار بدر


بیست و ششم اسفند ۱۳۸۱ برابر با ۱۷ مارس ۲۰۰۳

نمایندگان فرصت طلب و رئیس جمهور بی خاصیت

س- سلطانپور

soltanpour@hotmail.com

رابین کوک وزیر امور خارجه قبلی انگلیس و رئیس اکثریت در مجلس در اعتراض به تصمیم تونی بلر در مورد شرکت در جنگ با عراق بدون حمایت بین المللی ا اضطراری دولت بلر استعفای خود را از حزب کارگر بعد از 20 سال عضویت در آن اعلام کرد.

حقوق وی از مبلغ 127979 پوند به 55118پوند تقلیل یافت . در موقع آماده شدن مقاله مطلع شدم که لرد هانت وزیر بهداشت هم به کوک پیوست.در عین حال 130 نماینده حزب کارگر به بلر رای منفی دادند.

2 سال و اندی است که مجلس ششم بر سر کار است نمایندگان تایید شده که با شعار اصلاح طلبی به صحنه آمده بودند، توانستند با رای اقشاری از مردم که امید به تغییرات( از درون یک سیستم کاملا بسته) را داشتند، به مجلس راه پیدا کنند.

آنها از ابتدا تنها سعی کرده اند که با چانه زنی از بالا از رقیب اقلیتی ولی قدرتمند خود که کنترل نظامی (‌سپاه،‌نیروهای انتظامی و جناحی از وزارت اطلاعات )‌، کنترل کامل تبلیغاتی (‌رادیو تلویزیون) ،‌ کنترل مالی و دسترسی به بودجه و در آمدهای کلان نهادهای زیر نظر ولی فقیه که خودشان را پاسخگو به مردم وقابل حسابرسی نمی دانند، سهم بیشتری بگیرند.

این نمایندگان امر به آنان مشتبه شده بود که قرار است تغییراتی انجام شود .

در اولین قدم عقب نشینی مجلس در انتخاب ریاست مجلس ( که نقش محوری در جهت گیری خط مجلس دارد)‌بود .

آنها به ریاست کروبی تن دادند که با اصلاحات( دولتی) بیگانه بود . کروبی که کارنامه ای ضعیف و پر از ابهامات مالی در بنیاد شهیدرا در پرونده خو د داشت . یک مدیریت بدون برنامه و بدون حسابرسی در بنیاد شهید که باعث گسترش مافیای تجارت در این سالها شد. شرکتهائی در کنار بنیاد شهید تاسیس شدند که کنترل بسیاری از اقلام وادراتی را بصورت انحصاری در دست گرفتند.

همسر وی خانم فاطمه کروبی با استفاده از اختیارات نا محدود بنیاد شهید بخشی از انحصار واردات پزشکی و داروئی را داشت . وی هنوز کنترل کامل خود را بر مجهز ترین بیمارستانهای تهران متعلق به بنیاد شهید در اختیار دارد.

دومین مرحله عقب نشینی نمایندگان در برابر حکم حکومتی خامنه ای در مورد تصویب قانون مطبوعات بود .

عده ای ازین نمایندگان بخاطر مخالفت با جناح رقیب به دادگاه احضار شدند. روزنامه های وابسته به آنان فله ای با توسل به قانون 1339 بسته شد. عقب نشینی های آنان شروع شد.

مجلس عملا قفل شد.

زنانی که در انتخابات و انتخاب خاتمی و نمایندگان تقش زیادی داشتند بزودی امیدشان را قطع کردند. چرا؟زیرا هنوز نمایندکان زن درمجلس در حل مسئله مانتو و یا چادر گیر کرده بودند . این یک مسئله جدی در راه آنان شده بود. خانم فاطمه کولائی قرار شد با مانتو در مجلس حاضر شود و البته صحبتهائی شد که ایشان را بدون چادر راه ندهند.

یعنی از نظر پوششی هنوز به سال قبل از 60 نرسیده اند. چه برسد به حق برابری و دیه و حق طلاق و برابری که در رژیم ولایت فقیه شوخی ای بیشتری نیست. البته می تواند شوخی مرگباری هم باشد.

یک معاونت زن در قوه مجریه پاداش زنان شرکت کننده و حامیان خاتمی بود.

مشکل این مجلس در این است که فقط حرف میزند. آنها به خوبی می دانند که کاره ای بیش نیستند . اما بارها تهدید به استعفا کرده اند و خودشان می دانند که اینکاره نیستند و نمی توانند از برکات مالی آن چشم بپوشند. بطور نمونه 295 نماینده در این دوره 1850 سفر خارجی داشته اندو ماشینهای صفر کیلومتر برای نمایندکان.

آخرین نمونه آن در مورد مصوبه مجمع تشخیص مصلحت است که برای شورای نگهبان بودجه تعیین کرد

و نمایندگان امروز( 26 اسفند) تهدید کردند که دسته جمعی استعفا می دهند. و البته که استعفا ندادند

مثل مجلسیان را مولانا بیان میکند در وصف کسانی که در موقع جنگ لاف میزنند و لی موقع عمل فرار می کنند.

وقت لاف غزو ،مستان کف کنند وقت جوش جنگ چون کف بیتنند

وقت ذکر غزو شمشیرش دراز وقت کرو فر تیغش چون پیاز

وقت اندیشه دل او زخم جو وقت ضربت می گریزد کوبکو
مثنوی دفتر سوم 298


بدون و یا نبودن چنین مجلسی علی السویه است .

عملکرد خاتمی
ازین بدتر بی عملی آقای خاتمی است که در 2دوره ریاست جمهوری اش هر روز با سکو تش و مماشاتش در عمل آب به آسیاب اختناق ریخته است .

وی وزرای کابینه را علی الخصوص اقتصاد، نفت ، دفاع و بانک مرکزی را از کسانی انتخاب کرد که پرونده شان در نابودی اقتصاد ایران و برابری ارزش ریال در برابر دلار پاک نبود..

دوستان نزدیکش را دستگیر و به زندان محکوم کردند ولی از آنان دفاع علنی نکرد. بعدا در جریان اعتراضات داتشجوئی با موضع گیری ضد دانشجوئی اش جنبش را به یک رکود موقت کشاند در حالیکه خامنه ای مجبور شد که به همدردری با دانشجویان بپردازد .

موضع گیری خاتمی علیه دانشجویان عملا دست جناح رقیب را در سرکوب و زندانی کردن دانشجویان باز گذاشت . در حالیکه خاتمی می توانست در همان دوران با استفاده از عامل مردم که به خیابان آمده بودند بسیاری از امتیازات را برای مردم در تحدید اختیارات ولایت فقیه مطلقه بگیرد.

و از آن به بعد هر روز یک مرحله عقب نشینی می کنند ولی به روی خودشان نمی آورند.

در دوره دوم تا آخرین لحظه از اعلام کانداتوری خودداری کرد و این بار هم بدون هیچ برنامه ای کاندید شد. خاتمی شرط ( نا گفته ) اتحادیه اروپا در حمایت ازا ایران بود. وی مجد دا انتخاب شد.

در زمان ریاست جمهوری و ی روزنامه نگاران بسیاری به زندان افتادند. نیروهای ملی مذهبی به اتهام بر اندازی دستگیر و ماهها در انفرادی نگه داشته شدند. هنوز حکم آنان اعلام نشده است.

در زمانی، طرح خروج از حاکمیت را مطرح می کنند . جناح مقابل دست آنها را خواند ه است . با دستگیری طرا ح ( عیاس عبدی) عملا طرح به بن بست می رسد.

نزذیکان خاتمی اعلام می کنند که اگر دو طرح اختیارات رئیس جمهوری تصویب نشود خاتمی استعفا خواهد کرد.

آمروز 3 روز است که خاتمی جلسه مجمع تشخیص مملکت را ترک کرده است کروبی مجبور است که بگوید آنان (وی و خاتمی و انصاری) جلسه را در اعتراض به تصویب بودجه برای شورای نگهبان توسط مجمع ترک کرده اند. زیرا محسن رضائی( دبیر مجمع و مشوق راه سوم )‌ گفته بود که آنان جلسه را برای نماز ظهر ترک کرده اند. ؟ّّّ!!!! وی می گوید آقای خاتمی هم به عنوان اعتراض جلسه را ترک نکرده زیرا چند وزیر و معاونین وی در جلسه ماندند.

شورای نگهبان بیانیه در این رابطه داده است.

مجمع تشخیص در طی اطلاعیه ای کاسه و کوزه ها را سر خاتمی و خروج بی دلیل وی شکسته اند.

بسیج دانشجوئی در بیانیه میانجیگرانه نسبت به شرایط هشدار می دهند.

ولی رئیس جمهور شجاع !! در این مدت هیچ سخنی نگفته است . وی حتی حاضر نیست دلیل خروج خودش را از مجمع تشخیص مصلحت بیان کند تا نکند به کسی بر بخورد.

بجز فرصت طلبی و ترس چه نام دیگری بر این سکوت می شود گذاشت؟

خاتمی که سیاست مدار قاطعی نیست ،‌نمی تواند موضع گیری صریحی بکند وی می گوید“ تا وقتی که مردم من را می خواهند استعفا نمی دهم “. سوال این است که مردم چگونه می توانند این رای عدم اعتماد را بدهند. آیا عدم شرکت مردم کلان شهرها مانند تهران و اصفهان رای عدم اعتماد به خاتمی و اصلاح طلبان دولتی نیست. ؟

دزدان به خانه فرد ی وارد می شوند دور مرد را دایره می کشند و میگن اگر پایت را از ین خط بیرون بگذاری هر چی دیدی از چشم خودت دیدی ! بعد از چند ساعتی همسایه ها آمدند از وی پرسیدند توهیچ کاری نکردی ؟ مرد گفت چرا، تا آنها روشون را بر می گرداندند من پایم را از خط بیرون می گذاشتم. حالا این هم قصه اصلاح طلبان دولتی است.

این تهدید به استعفا و بولوف های سیاسی مال کشورها و سیستم هائی است که به حداقل توافقات در مورد بازی اقلیت و اکثریت دولتی معتقد باشند. نه کشوری مثل ایران که ملوک الطوایفی است و رژیم آن به هیچ اصلی پای بند نیست.

اگر ادعا می کنید که الگویتان علی است و نمی خواستید در امت؟! شکاف بیفتد چرا به صحنه آمدید؟ علی 25 سال سکوت کرد ولی وقتی مردم به وی رجعت کردند وی در حمایت از منافع مردم ذره ای کوتاه نیامد و جانش را بر سر اعتقادش گذاشت. علی(ع) مانند شما جماعت سیاست باز نبود.

اگر مردانی مانند امیر کبیر ومدرس و مصدق در تاریخ ایران به نیکی یاد میشوند چون فرصت طلب نبوده اند و حاضر بوده اند بهای لازم را هم برای اعتقادشان به سیاست بپردازند. امیر کبیر و مدرس با خون خویش و مصدق با زندان و تبعید در احمد آباد این بها را پرداختند.

در سیاست یا اعلام موضع نکنید ویا اگرموضع گرفتیدباید عمل کرد.

27 اسفند 1381 برابر با 18 مارس 2003

March 17, 2003

سخنرانی هاشمی رفسنجانی نیمه کاره رها شد!

منبع: پیک نت
هاشمی رفسنجانی برای دیدار و سخنرانی به بوئین زهرای قزوین رفت. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، طی سخنان نیمه کاره مانده ای به زلزله‌های اخیر در این منطقه اشاره کرد و گفت: آنان که ایران را از زاویه‌ی تنگ شرق‌زدگی و غرب‌زدگی نگاه می‌کنند، در اشتباهند. متن ایران، توده‌ مردمی هستند که برای انقلاب خویش جان و مال داده‌اند و همچنان نسبت به آرمانی که 25 سال پیش انتخاب کرده‌اندوفادارند.

بنابراین گزارش خبرگزاری ایسنا، این سخنان و ادعاهای هاشمی رفسنجانی، آنهم از دهان کسی که مردم او و خانواده وی را یکی از ثروت اندوزان بعد از انقلاب در جمهوری اسلامی می شناسند به دلیل ازدحام جمعیت ناتمام ماند. خبرگزاری ایسنا گزارش نداد که در یک منطقه کوچک و با حضور جمع زیادی نیروی امنیتی و دولتی، چه نوع ازدحام و یا شعارهائی از سوی مردم مانع سخنرانی هاشمی رفسنجانی شده است.

نشان غرور ملی

سیر تحول پرچم ایران

آرش داور
arash@SiahSepid.com

ایران از سالها و سده های کهن دارای پرچم و درفش بوده است. نخستین پرچمی که در تاریخ افسانه ای ما از آن نام برده شده درفش کاویانی است، که پیش بند چرمی آهنگری بنام کاوه بوده، این آهنگر در برابر ستم و بی داد آژیدهاک بپاخواست و به یاری فریدون او را فرو نشاند و فریدون را به پادشاهی رساند، فریدون نیز به پاس این یاوری و دلاوری آن پاره پوست را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش و گوهرهای فراوان بیاراست و درفش کاویانی نام نهاد، پس نخستین رنگهای پرچم ایران « زرد، سرخ، بنفش » بوده است. در اینجا باید یاد آور این نکته شد که درفش کاویانی یک درفش افسانه ای نبوده و وجود داشته، زیرا آنگونه که از برگه های تاریخی برمی آید، هخامنشیان و ساسانیان نیز درفش ملی و نظامی خود را درفش کاویانی می نامیدند که بسیار بزرگ و از پوست پلنگ بوده و گوهرهای فراوانی را به آن دوخته بودند.

این درفش در تگ و تافت تاریان و چیرگی آنان بر ایران زمین به دست آن ها افتاد و آنگونه که فتح الله ... قزوینی در کتاب المعجم می نویسد: درفش را نزد عمر بردند و عمر دستور داد تا گوهر ها را بردارند و پوست را بسوزانند.

سپس تا دویست سال ایران زیر چیرگی تازیان بود و پرچمی نداشت اما در درازای این دو سده قهرمانانی برای بیرون کشیدن میهن خود از زیر بار ستم بیگانگان بپا خواستند ، که دو تن از آنها دارای پرچم بودند : یکی ابومسلم خراسانی که پرچمی سیاهرنگ داشت و دیگری بابک خرم دین که پرچمی یکسره سرخ رنگ داشت .

به سال سیصد و پنجاه و پنج خورشیدی، سلطان محمود غزنوی نقش یک ماه را بروی پرچم خود که یکپارچه سیاه بود قرار داد و این نخستین باری بود که پس از چیرگی تازیان بر ایران نقش یک پدیده بروی پرچم ما آمد. سپس سلطان مسعود به انگیزه ی دلبستگی فراوانی که به شکار شیر داشت دستور داد نقش ماه را از روی پرچم برداشتند و بجای آن نقش شیر را گذاشتند بدین گونه در نهصد و پنج سال پیش شیر بروی پرچم ایران آمد.

در این میان به نمونه هایی برمی خوریم که نشان می دهد در میان اتابکان پارس و خوارزمشاهیان نه تنها پیکره ی شیر از روی پرچم برداشته نشد بلکه نقش خورشید نیز بر پشت و بالای سر شیر آمد.

پژوهندگان نگاره های گوناگونی درباره ی انگیزه ی نقش خورشید بروی پرچم دارند: برخی این باور را دارند که تاثیر کیش میتراییسم و مهر پرستی ایرانیان کهن بزرگترین انگیزه نگارش خورشید بروی پرچم و سپس بروی سکه ها بوده است.

تا زمان صفویه نقش شیر و خورشید در تمامی پرچم های ایران بوده است. شیر و خورشید یک نماد ملی بوده و با دگرگون شدن پادشاهان این نشان ملی دگرگون نمی شد. تنها شاه اسماعیل و شاه تهماست بر روی پرچم خود نشان شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یکسره سبز و بر بالای آن نقش ماه بوده است. شاه تهماسب که در ماه (حمل) گوسپند بدنیا آمده نقش گوسپند را در روی پرچم نقش کرد. در زمان صفویه آیات قران و کلمات تازی (عربی) بر روی پرچم ظاهر شد.

تا زمان نادر شاه افشار پرچم ها در بیشتر موارد نوک تیز بوده و از همه ی رنگ ها استفاده می شد. نادر شاه این مرد خود ساخته و میهن پرست که از دل مردم برخاسته بود، ایران تکه پاره را به زیر یک پرچم آورد تا آن زمان پرچم یک رنگ بوده (سبز یا سرخ یا سیاه) و او این پرچم را دارای سه رنگ سبز و سپید و سرخ کرد. درفش شاهی نادر، سرخ و زرد و دارای نقش شیر می بود. پرچم در زمان نادر چهار گوش بود. بنابر این پرچم مستطیل و سه رنگ نادر شاه مادر پرچم سه رنگ ایران است که نقش شیر و خورشید بر آن نشسته ولی هنوز شیر شمشیری در دست ندارد.

در هیچ یک از نگاره ها، سکه ها، نوشته ها، سنگ نبشته هاو قالیچه های ایرانی تا زمان قاجار نقشی از شمشیر دیده نمی شود و هنوز شیر و خورشید تنها نماد ملی ایران باقی مانده بود.

آقا محمد خان قاجار با تمام کینه ای که از افشاری ها داشت از سه رنگ تنها سبز را از پرچم جدا کرد و و و رنگ سرخ را رنگ پرچم معرفی کرد و در میان آن دایره ی سپیدی را نگاه داشت و شیر و خورشید را که از پیشینیان رسیده از میان نبرد. گرچه شاهان و امیران همدیگر را از بین می برند ولی شیر و خورشید را که نماد ملی است بر جای می گذاشتند.

چون آقا محمد خان بشدت مذهبی بود و در بعضی از پرچمهای صفویان شیر و خورشید و برخی دیگر شمشیر دو سر علی بود او آنها را در هم آمیخت و شمشیر بدست شیر داد.

در زمان فتحعلی شاه دو گونه پرچم بوده؛ یکی پرچمی یکسره سرخ رنگ با شیری نشسته (بی شمشـــیر) و خورشید بر پشت آن در میان پرچم، بالای چوب پرچم، دستی از سیم ناب کار گذارده بودند که شاید نمادی از دست علی بوده است. این درفش برای زمان جنگ بوده است. دیگری درفشی بود یکسره سبز رنگ باز هم شیری نشسته (با شمشیر) و خورشید بر پشت وبر بالای چوب پرچم، پیکانی زرین کار گذارده بودند؛ این پرچم، پرچم زمان صلح بود. در هر دو پرچم پرتوهای خورشید سراسر پهنه پرچم را می پوشانده است.

سفیر فتحعلی شاه در هنگام ورود به شهر پترو گراد نگاره زیبائی از شیر و خورشید که بر پرچمی یکسره سپید کشیده شده را در جلو حرکت میداد. با نگرش به پرچم زمان جنگ و صلح و پرچم سپید زمان دوستی می توان انگاشت که در آن زمان سه رنگ پرچم مشتمل بود بر :سرخ، سبز و سپید.

در زمان محمد شاه قاجار تاج بر بالای نشان شیر و خورشید ظاهر می شود وسر انجام در یکصد و پنجاه سال پیش دستگاه فرمانروائی ایران می پذیرد که نشان شیر و خورشید یک نشان فرهنگی، تاریخی و دینی است که ریشه در هزاره های کهن (از زمان زرتشت) دارد.

در سال هزار و دویست و هشتاد و چهار خورشیدی که جنبش مشروطه را مظفر الدین شاه دستینه نهاد، در متمم قانون اساسی شکل درفش به این صورت آمده است: « الوان رسمی بیرق ایران، سبز، سفید و سرخ و نشان شیر و خورشید است» در این برگه تاریخی از کنار هم قرار گرفتن و اندازه رنگ ها و پهنای درفش سخن به میان نیامده است.

در مجلس یکم شماری از روحانیون بودند که به پیروی از دین اسلام نگاشتن نگاره ها را ناروا می دانستند. گروهی نو اندیش که شمارشان بسیار بود برآن شدند که نگذارند نازش های فرهنگ گذشته پایمال شود. از جمله اینان شادروان ارباب کیخسرو و شاهرخ نماینده زرتشتیان بودند. با رایزنی و برنامه ای حساب شده در جلسه ی مجلس پس از سر آغازی شیوا بیان نمودند: « همه میدانیم که نود در صد ایرانیان مسلمانند. و رنگ سبز رنگ دلخواه پیامبر اسلام و رنگ دین است. پس بر بالای پرچم جای گیرد. زرتشتیان هزاران سال پشت اندر پشت در این سرزمین زاده و زندگی کرده اند در قرآن نیز اشاره ای به این دین شده. رنگ سپید که رنگ ویژه کیش زرتشتی است و همچنین رنگ آشتی و پاکدلی است بپاس بزرگداشت این مردم آزاده در زیر رنگ سبز جایگزین کنیم. به پاس خون شهیدان راه اندیشه و باور بویژه فرزند علی و انقلاب مشروطه رنگ سرخ را در آن جای دهیم. » هنگامی که مجلس کاملا آماده شده سخن به نشان شیر خورشید می کشد و گفته می شود. « انقلاب مشروطه در امرداد به پیروزی رسید، ماه امرداد در برج اسد (شیر) جای دارد، از سوی دیگر چون بیشتر مسلمانان ایرانی "شیعه" و پیرو علی هستند و شیر همچنین پیشنامی از نام های علی است و او را "اسد الله" می خوانند بر این پایه شیر را هم که نشانه امرداد و هم نشانه پیشوای یکم است بیادگار به پرچم نقش کنیم. چون مشروطیت در میانه امرداد به پیروزی رسید و خورشید در این روز در اوج نیرو مندی و گرمای خود است پیشنهاد می کنیم خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنیم که هم نشانه علی باشد هم نشانه امرداد و هم یادآور روز چهاردهم امرداد و هم نشانه کهن ایرانیان. » (نکته در خور توجه اینکه به «میترا» و ارتباط آن با خورشید و مهر اشاره نگشته تا مبادا روحانیان درون مجلس بر آشفته شوند.) و در زمانی که زمینه را مساعد دانسته، بیان نمودند: « حال که شیر را نشانه علی دانستیم باید "ذوالفقار" را نیز به دستش بدهیم. »

نمایندگان دور اندیش با شتاب بر اساس اصل پنجم متمم قانون اساسی پیشنهاد و به تصویب رساندند. در این برگه تاریخی اشاره ای به تاج در بالای شیر و خورشید نشده است.

این درحالی بود که اصل پنجم قانون اساسی گنک و نارسا بود و به همین انگیزه درسال هزارو سیصدو سی و شش خورشیدی به هنگام نخست وزیری دکتر منوچهر اقبال این نارسایی برطرف شد.

هنوز یکی دو سه ماه بیشتر از بهمن پنجاه و هفت نگذشته بود که آیت الله خمینی در یک سخرانی گفت: « بیاندازید این شیر و خورشید منحوس (!) را. بیاندازید این علامت شاهنشاهی را (!!). »

به دنبال این سخن ناسنجیده عده ای از هواداران چشم و گوش بسته با چکش نادانی بجان آثار باستانی و ساختمان ها افتادند که «مهندس مهدی بازرگان» زیان چشمگیر را به او گوشزد کرد ولی با وجود کوشش های فراوان و هشدارها، آیت الله خمینی اظهار نمود: « اگر از میان بردن این علامت منحوس (!) شیر و خورشید، هشتاد میلیون هم ضرر میزند – که نمیزند (!) – مانعی ندارد، آنها را از بین ببرید (!!). »

از آن پس رنگهای پرچم همان سه رنگ سبز و سپید و سرخ رنگ باقی ماند ولی نشان تاریخی و ملی شیر و خورشید از روی پرچم برداشته شد و واژه ی تازی الله روی آن نقش بست.

اختیارات رهبر را به رفراندوم بگذارید تا تکیف روشن شود

منبع: پیک نت
مصطفی تاج‌زاده : 99 در صد مردم وقتی به قانون اساسی بازبینی شده و اختیارات ولی فقیه رای دادند، هرگز تصور چنین اختیاراتی را نداشتند که اکنون بعنوان "اختیارات مطلقه" جانشین قانون اساسی شده!
کار را به آنجا کشاندند که عده ای بدنبال یک نجات دهنده خارجی اند!

عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، در گفت و گو با (ایسنا)، افزود:

نزدیک به 90 درصد مردم تهران در انتخابات اخیر شرکت نکردند؛ این امری خطرناک و تهدیدکننده است.

از مشروطه تاکنون همیشه آزادبودن انتخابات با مشارکت گسترده مردم و فرمایشی‌شدن انتخابات با تحریم ملی توام بود. اما برای اولین بار در یک صد سال گذشته انتخابات کاملا آزاد بود، اما مشارکت مردم به ویژه در شهرهای بزرگ، به صورت معناداری کم بود.
تاج‌زاده با انتقاد از «کسانی که می‌گویند جامعه ما ظرفیت تحقق دموکراسی را ندارد»، گفت: اتفاقا نتیجه این انتخابات نشان داد که عکس این نظر صحیح است. در جوامعی می‌گویند ظرفیت دموکراسی وجود ندارد که نخبگان، قشر فرهیخته و سیاسی‌اش، خواهان دموکراسی هستند ولی توده مردم خواهان اعمال حاکمیت خود بر سرنوشتش نیست، اما انتخابات اخیر نشان داد که در شهرهای کوچکتر، مشارکت بیشتر بوده است.
یعنی جامعه کاملا مایل است که بر سرنوشت خود اعمال حاکمیت کند، در حالی که نیروهای سیاسی و شهرهای سیاسی‌تر که از امکان اطلاع‌رسانی بیشتر برخوردارند و سطح رفاه و شهرنشینی آنها بالاتر است، کمتر مشارکت کردند. به همین لحاظ معتقدم مشارکت آنها نه ناشی از سرخوردگی از دموکراسی است و نه ناشی از بی‌اطلاعی و ناآگاهی؛ بلکه تصمیمی سیاسی گرفته‌اند که این تصمیم آنها بیش از آنکه از سوی ما مورد سرزنش واقع شود، باید همدلانه با آن برخورد کنیم و بفهمیم که چرا این تصمیم را گرفته‌اند، اگر علت آن را نفهمیم، شاید نتوانیم زمینه مشارکت بیشتر مردم را فراهم کنیم .
وی با بیان این که « عده‌ای معتقدند انتخابات فایده‌ای ندارد»، گفت: برخلاف جوامع دیگر که تحریم دلیل می‌خواهد، وارد دوره‌ای شده‌ایم که مردم برای شرکت کردن دلیل می‌خواهند؛ می‌گویند« چه تضمینی هست که اگر ما رای دادیم، وضع بهتر شود، خواست ما اجرا شود و اعلام نشود که هیچ چیزی تغییر پیدا نکرده و رای ما برای بعضی از دولتمردان و حاکمان زینتی نباشد؟»
تاج‌زاده پیام این انتخابات را « با وجود عدم شرکت»، در راستای پیام دوم خرداد و انقلاب اسلامی 22 بهمن دانست. البته بعضی ها به دنبال منجی خارجی می‌گردند و معتقدند که فشار بین‌المللی باید ما را بر سر عقل بیاورد، اما این خواست هنوز به یک نیرو، جریان و حزب سیاسی که با برنامه مشخصی به صحنه بیاید، تبدیل نشده و امیدوارم هیچ وقت نشود که البته بسته به عملکرد ماست.
بعد از دوم خرداد ، ارده‌ای درصدد برآمد که نگذارد کارها پیش برود تا مردم را از انتخاب خودشان پیشمان کند و به مردم بگوید چرا برخلاف نظر آنها انتخابی صورت گرفته؟ اشتباهی کرده‌اند و باید تاوان اشتباهشان را بپردازند!
وی با اشاره به سخنان رییس‌جمهور درباره سیاه‌نمایی شرایط از سوی عده‌ای گفت: آقای خاتمی نجابت کرده است، مشکل ما اصلا سیاه‌نمایی نیست، بلکه سیاه‌نمایی بخش کوچکی از مساله است؛ مشکل، بحران آفرینی و ایجاد کارشکنی در مقابل حرکت‌های دولت، مجلس و حتی شوراها بود، همانطور که رییس جمهور گفت: هر 9 روز یک بار، دولت را با بحران مواجه کردند. ببینید رفتار شورای نگهبان در مقابل مجلس، بی‌سابقه است؛ به استناد مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی که در قانونی بودن آن بسیاری از حقوقدانان تردید دارند، مصوبه مجلس را رد می‌کنند! خب مردم می‌گویند ما چرا باید نماینده‌ انتخاب کنیم که حق قانونگذاری نداشته باشد؟ یا استدلال می‌کنند که تمام سخنان رهبری برای ما حکم قانون دارد و هر چه را که مجلس بر خلاف آن تصویب کند رد می‌شود؛ این یک بدعت آشکار است، در زمان امام مواردی پیش آمد که مصوبه مجلس با نظر امام متفاوت بود ولی قانون آن چیزی بود که مجلس تصویب می‌کرد.
دخالت شورای نگهبان در بودجه و یا تفاسیر شاذی که از اختیارات رهبری ارایه می‌دهند، کار را به جایی می‌رساند که نه تنها انتخابات را بی‌معنا می‌کند، بلکه اساسا قانون اساسی را فاقد معنا می‌کنند. اگر قرار باشد که اختیارات، مطلقه باشد، قانون اساسی را برای چه تدوین کردیم؟ قانون اساسی یعنی مقیدکردن اختیارات حکومت و تعیین حقوق ملت؛ اگر نظامی، قانون اساسی تدوین می‌کند، یعنی این که آن حکومت، مطلقه نیست. اگر کسی می‌گوید حکومت مطلقه است، یک اصل را به رفراندوم بگذارد و بگوید که اختیارات رهبری مطلقه است، اگر به آن رای دادند، دیگر قانون اساسی هم نمی‌خواهیم.
تاج‌زاده در پاسخ به این پرسش که « مگر مردم در سال 68 به ولایت مطلقه فقیه رای ندادند؟»، گفت: بله، اما این تفسیرها مطرح نبود. در هر حال اگر فکر می‌کنند مردم با این تفسیر به آن رای دادند، دوباره رای‌گیری می‌کنیم. طبق نظر امام در بهشت‌زهرا، هر نسلی باید سرنوشت خود را تعیین کند،امام همیشه بر ملت باالفعل تاکید داشت. رای مردم تکلیف را روشن می‌کند. البته در سال 68 که به آن رای دادیم ، به هیچ وجه چنین تلقی‌ای از آن نداشتیم و به نظرم تلقی 99 درصد مردم این نبود. الان هم به رای بگذارند، اگر رای آورد، حتما می‌پذیریم. رفتار اصلا‌ح‌طلبان در این مدت ثابت کرده است که هر گاه ملت به چیزی رای دادند، تمکین کرده‌اند و فقط در مقابل اعمال غیرقانونی یا خلاف اخلاق تمکین نکرده‌ایم، اتفاقا انتقادمان به جناح رقیب این است که چرا هر وقت ملت به ضرر آنان رای می‌دهند، تمکین نمی‌کنند.
.
تاج‌زاده درباره ضعف‌های کارآمدی اصلاح‌طلبان، گفت: عدم رای حتی به اپوزسیون قانونی به این معنا است که از نظر مردم، موانع این قدر جدی است که هیچ نیرویی نمی‌تواند کار کند، مگر این که در برخی از رفتارها تجدیدنظر جدی صورت بگیرد .
حرف ما این است که اگر قرار است همه اختیارات به یک کانون مربوط باشد، اعلام شود که همه مسوولیت‌ها هم بر عهده همان کانون است، بنابراین اگر وضع جامعه خوب است، همه آن کانون را دعا کنند و اگر وضع جامعه بد است، همه به آن کانون انتقاد کنند.
وی تصریح کرد: مهمترین کار برای کارآمد کردن نظام این است که هر کسی در هر حدی که اختیار دارد، مسوولیت داشته باشد. مثلا سیاست خارجی یا مسائل اقتصادی را بر عهده دولت بگذارند و بگویند اگر پاسخگو بودی ،مردم دوباره شما را انتخاب می‌کنند و اگر پاسخگو نبودید، رقیبتان را انتخاب می‌کنند، یعنی کاری که قبل از دوم خرداد در جامعه ما اتفاق می‌افتاد، بنابراین نه صحبت از حاکمیت دوگانه بود و نه صحبت از کارشکنی و بحران آفرینی بود، بلکه انتقاد بود البته بعضی وقت‌ها هم انتقادها از مدار انصاف خارج می‌شد اما بالاخره طرفین جواب هم را می‌دادند و مشکلی پیش نمی‌آمد .پس در جامعه ما اولا باید اختیارات با مسوولیت‌ها مساوی شود، ثانیا نهادهای موازی باید از بین بروند، چون انرژی‌بر هستند، بازده ندارند. در آن صورت عملکرد نهادها مورد قضاوت شهروندان قرار خواهد گرفت، یعنی مردم که صاحب مملکت هستند نظر می‌دهند که عملکرد آنها خوب بوده یا نه؛ نه این که بگوییم مجلس هر ترکیبی داشته باشد، هیچ چیزی در جامعه تغییر نمی‌کند! اگر این حرف را بزنیم ، پس شرکت مردم در انتخابات چه دلیلی و چه تاثیری خواهد داشت؟

جامعه ما دنبال انقلاب و هرج و مرج نیست. خیلی هم با یک نهاد ضدیت ندارد که بگوید این نهاد باید حذف شود یا چیزی باید جایگزین آن شود،در غیر این صورت ما انقلاب می‌کنیم،اما می‌خواهد که به رای، اراده و خواست او احترام گذاشته شود و در آن چارچوب امور پیش رود. وقتی 80 درصد از واجدان شرایط به رییس‌جمهوری که برنامه‌هایش را ارایه کرده، رای می‌دهند، معنایش این است که ما چیزی خیلی فراتر از این نمی‌خوهیم اما بگذارید این حد اجرا شود.
تاج‌زاده از احترام به حقوق شهروندی،ثبات اقتصادی،عدالت اجتماعی،عدم ماجراجویی در سیاست خارجی، شکوفایی فرهنگی، عدم درگیری در سطوح عالی نظام به عنوان مطالبات مردم یاد کرد و در پاسخ به این پرسش که «به نظر شما پاسخگویی به این مطالبات در حوزه کاری اصلاح‌طلبان و نهادهای در اختیار آن‌ها نیست؟» گفت: قطعا نیست؛ وگرنه این اتفاقات نمی‌افتاد. بخش اعظم قدرت در دست کسانی است که با حمایت 15درصد مردم اراده خود را به زور بر اکثریت تحمیل کنند.البته انتخابات اخیر نشان داد که اگر مردم را مایوس کنند اقلیت،با انتخابات آزاد بر کشور حکومت می کند.
تاج‌زاده در زمینه اصلاح ساختاری اظهار داشت: اگر منظور از اصلاح ساختار این باشد که هر نهادی در چارچوب قانون، اختیارات داشته باشد و طبق مکانیزم قانون اساسی، پاسخگو باشد، ما اصلاح ساختاری می‌خواهیم اما این‌که گفته شود مشکلات ما بدون تغییر قانون اساسی حل نمی‌شود، موافق نیستم؛ چون معتقدم مشکل جامعه ما قانون اساسی نیست؛ هرچند عملکرد برخی از افراد و نهادها جامعه را به سمتی سوق می‌دهد که راهی جز تغییر قانون اساسی باقی نگذارد.
وی گفت:ما می‌توانیم با تفاسیری از ولایت‌فقیه، دموکراسی را در جامعه داشته باشیم، ولی با تفاسیری دیگر، نمی‌توانیم. بعضی تفاسیر از ولایت فقیه به گونه‌ای است که می‌تواند در مقابل کل سیستم انتخاباتی قرار بگیرد. در آن صورت، حرف آقای حسنی، حرف کاملا درستی می‌شود که مانند عربستان، مجلس مشورتی راه بیندازیم و حکم بدهیم که صد نفر عضو آن شوند! با چنین تفسیری دیگر چرا مردم انتخاب کنند تا ناهماهنگی، دوگانگی و چندگانگی در قدرت ایجاد شود؟

طبق قانون اساسی، امکان نظارت بر همه نهادها وجود دارد اما متاسفانه اکنون به تمام آن عمل نمی‌شود. یعنی مجلس خبرگان طبق قانون اساسی می‌تواند بر عملکرد رهبری و نهادهای زیر نظر رهبری نظارت کند، کما این‌که خبرگان در اجلاس اخیر خود به لحاظ شکلی کمیته‌ای را تصویب کردند که بر همه نهادها زیر نظر رهبری نظارت کند اما اشکال این‌جاست که کسانی انتخاب شده‌اند که خودشان از مسوولان این نهادها هستند.

تاج‌زاده گفت: اکنون درگیر یک بحث جدی هستیم. اگر این روند بخواهد ادامه پیدا کند، به یاس بیشتر مردم و عبور مردم از نظام جمهوری اسلامی، از اصلاحات و از اپوزسیون قانونی منجر می‌شود.بنابراین ممکن است اگر ببینیم فایده‌ای ندارد، در انتخابات نامزد معرفی نکنیم و یا برای آمدن شرط بگذاریم.

بعید می‌دانم که دوم خردادی‌ها این دفعه چشم بسته به صحنه بیایند و اعتماد کنند که انشاءالله قرار است مسائل و مشکلات حل شود. پیشنهاد من این است که باید با شرایط مشخص به صحنه بیاییم و اگر نشد، به مردم بگوییم که ما شرکت در انتخابات را مفید نمی‌دانیم. انتخاباتی که قرار باشد مجلس با هر ترکیب شکل بگیرد، برنامه‌ها تغییر نکند، شرکت در آن لغو است.

با انتخابات اخیرشوراها، وارد مرحله جدیدی شده‌ایم که باید نسبتمان را با صندوق رای مشخص کنیم. یعنی فقط بحث نظارت استصوابی نیست که آیا صلاحیت کاندیدایی را تایید می‌کنند یا نه، بلکه بحث روش‌های استصوابی است که مانع قانونی شدن مصوبات می‌شود.اگر قرار باشد مجلس تشکیل شود اما نتواند هیچ کاری انجام دهد، با چه توجیهی می‌توانیم مردم را دعوت کنیم که بایند و رای بدهند؟
تنها حربه ما افکار عمومی است و معتقدیم که بعضی‌ها را به فکر می‌برد. یعنی کاهش مشارکت و افزایش تهدیدات خارجی، به تدریج آثار خود را نشان می‌دهد که آقایان مجبور شوند بین مشارکت بیشتر و تعهد به اعمال بیشتر نظر مردم یا مشارکت کمتر و در نتیجه، تهدیدات بیشتر داخلی و بین‌المللی یکی را انتخاب کنند.

اگر به رای مردم تمکین نشود،تمیکن به قدرت خارجی اجباری خواهد بود.به این معنا نیست که ما از قدرت خارجی می‌خواهیم برای ما کاری کند و یا آن‌ها را تحت فشار قرار دهد بلکه حرف این است که در جامعه ما افکار عمومی و مردم را در پشت سرخود نداشته باشد،نمی‌تواند حکومت کند؛ مگر این‌که قدرت بیگانه پشت او باشد. موقعیت، منابع و شرایط ایران به گونه‌ای است که طمع خیلی از کشورها نسبت به آن جدی است. بنابراین حکومت یا با پشتوانه مردم می‌تواند در مقابل آن طمع بایستد،در غیر این صورت آنان برنامه‌های خود را اجرا کنند.

بیش از 150 نماینده مجلس: مجمع تشخیص و شورای نگهبان از حاکمیت ملی خارج شده اند

منبع: پیک نت
بیش از 150 نماینده مجلس شورای اسلامی، درباره مصوبه دیروز مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص افزایش بودجه شورای نگهبان، بیانیه‌ای را صادر کرده‌اند، که در صحن مجلس نیز قرائت شد.

در این نامه آمده است: در ادامه تضییقاتی که در چند سال اخیر از جانب نهادهای مختلف و مهمتر از همه شورای نگهبان قانون اساسی برای ایفای وظیفه قانونی مجلس شورای اسلامی فراهم آمده است بدعت دیگری توسط این نهاد بر جای ماند که حتی مجلس نتواند میزان بودجه مورد نیاز شورای نگهبان را نیز تعیین و تصویب کند.

نمایندگان مجلس در ادامه آورده‌اند: به همین دلیل و در اعتراض به این بدعت خطرناک، روسای دولت و مجلس با ترک اعتراض آمیز جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام نه تنها حاضر به همراهی با این حرکت نشدند، بلکه با عدم حضور خود عدم مشروعیت چنین اقدامی را بیان کردند.

ما این بدعت را رسمیت یافتن دولت پنهان و علنی شدن آن، تعطیل قانون اساسی و آغازی بر خروج بعضی دستگاه‌ها از حاکمیت ملی می‌دانیم و به مثابه سلب نظارت ملت، آن را منشا فساد فراوان در ارکان حکومت تلقی می‌کنیم.

امضاکنندگان نامه در پایان نامه خود تصریح کرده‌اند: ما ضمن ابراز تعجب از موضع رییس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام که اجازه بروز و رشد این ناهنجاری را در امور نظام داده‌اند و بی توجه به استدلالها و نظرات دو منتخب اصلی ملت، یعنی رییس جمهور و رییس مجلس که منطقا نمایندگان اصلی ملت در مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده و اولی از هرکس به تشخیص مصلحت مردم هستند، موجبات ترک اعتراض آمیز این دو را فراهم کرده‌اند و در غیاب آنها این تصمیم‌ را اتخاذ کرده‌اند، اعلام می‌کنیم تداوم این روند به هیچ وجه از سوی مجلس شورای اسلامی، قانونی تلقی نمی‌شود و این تصمیمات غیر موجه باید سریعا لغو و امور به مجاری عادی و طبیعی آن برگردانده شود؛ در غیر این صورت، مجلس و دولت مجاز به تمکین از آن نخواهند بود و عواقب آن را همگان باید متحمل شوند.

ارتش امریکا و هاشمی رفسنجانی: بمب بر سرعراقی‌ها شمشیر بر فرق ایرانی‌ها!

منبع: پیک نت
"اکبر هاشمی رفسنجانی” ، در حالیکه امریکا در تدارک یک کربلای واقعی در عراق است و مردم ایران در بیم و هراس ناشی از شعله ور شدن جنگ درهمسایگی ایران هستند، همسو با سیاست جنگ و مرگ و خون امریکا در منطقه در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی گفت:

وضعیت کنونی کشور همانند زمان عاشوراست و نامگذاری سال 81 به عنوان «سال عزت و افتخار حسینی» نیز به این دلیل صورت گرفته است.

"هاشمی رفسنجانی، درحالیکه کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند وحدت ملی و خاتمه بخشیدن به سیاست های خانمان براندازی است که خود وی در آن نقش مستقیم داشته گفت: الان یک واقعیتی در صحنه سیاسی اجتماعی زندگی ما هست و آن اینکه یک جریانی در کشور فعال است که می‌خواهد سکولاریزم و جدایی سیاست از دین را بر مردم تحمیل کند و ما را از حرکت حکومت دینی جدا کند. حالا اینها بعضی‌شان قبلاً در انقلاب هم بودند، طرفدار حکومت دینی هم بودند ولی از این راه پشیمان شده‌اند. می‌بینند از این راه مثلاً اشکالاتی پیش می‌آید. بعضی‌شان هم ذاتاً همین گونه بودند و هیچ‌وقت با حکومت دینی در کشور ما موافق نبودند، حال یا ابراز هم می‌کردند یا جرأت نمی‌کردند ابراز کنند و حالا موقعیتی شده که ابراز کنند."

این سخنان که آشکارا بخشی از روحانیون به ثروت و مکنت دست یافته در جمهوری اسلامی را مجسمه اسلام معرفی می کند، همچنان دو دهه گذشته، در راستای تفرقه ملی و تقسیم جامعه به انواع خودی هاست. هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از مصاحبه خود گفت:

"الان خارجیها نیز، بخصوص آمریکا واقعاً می‌خواهند حکومت در ایران، حکومت سکولار باشد و افرادی هم این را دنبال می‌کنند. اخیراً هم که شما دیدید صریحاً و خیلی بی‌پروا در روزنامه‌ها می‌نویسند و در سخنرانی‌ها می‌گویند، حتی در اجتماعات دانشجویی و دانشگاه‌ها می‌روند سخنرانی می‌کنند، بعضی از طلبه‌ها هم می‌روند با آنها همصدا می‌شوند، این یک جریان واقعی در کشور است."

این اعتراف به سقوط اعتبار روحانیت در جامعه ایران که شخص رفسنجانی و جمع قابل توجه دیگری از روحانیون در آن نقش تاریخی داشته اند، نشان داد که مردم ساکن تهران بزرگ بدرستی در انتخابات مجلس ششم دست رد بر سینه وی نهاده و حاضر نشدند نام او را در برگ های انتخاباتی بنویسند.

هاشمی رفسنجانی، که وی و خانواده اش در جمهوری اسلامی تبدیل به شیوع عربستان سعودی شدند و نهضت امام حسین را به نهضت مافیای ثروت تبدیل کردند، در بخش دیگری از مصاحبه خود گفت:

« تحقیقاً جای استفاده از روح کربلا و دفاع اینجاست که ما بگوییم این همانی است که امام حسین(ع) نمی‌خواست بشود، چرا که همه حرکت امام حسین(ع) این بود که آن نظام اسلامی را برقرار کند. ممکن است ما الان در پیاده کردن نظام اشکالات جدی داشته باشیم، این یک بحث دیگری است، اما اینکه بخواهند به این نتیجه برسند که برگردیم به حکومتی مثل حکومت ترکیه، این دیکر واقعاً درست در نقطه مقابل اهداف است، همان اهدافی که ما تشخیص می‌دهیم اینها اهداف انقلاب است و از اول به دنبالش بودیم من اینجا را حق می‌دانم که ما از ادبیات عاشورا و از قداست عاشورا استفاده بکنیم، این استفاده ابزاری نیست، این استفاده در جهت راه است، یعنی راه گم نکردن است».

رفسنجانی در ادامه گفت:

«در شرایطی که رهبری بررسی و احساس می‌کنند الان شرایطی است که باید مثل امام حسین(ع) قیام کرد و برخورد کرد و شمشیر کشید و یا به طرف شمشیری که دیگران کشیده‌اند، رفت و به جهاد پرداخت و مانند دوره امام حسن(ع) نیست که باید کوتاه بیاییم و صبر کنیم و یک چیزهایی را از سرمان بگذرانیم، ایشان در این فضا سال عزت و افتخار حسینی اعلام کردند، یعنی وقتی که آمریکا تهدیدش را رو کرد و به طرف منطقه ما حرکت کرد و صریحاً اعلام کرد که هدف او سرنگونی نظام اسلامی در ایران است و وقتی که می‌بینیم کسانی در داخل صریحاً با آمریکا همصدایی نشان می‌دهند، موقعی است که جای مجاهدت و جانبازی و به استقبال خطر رفتن وجود دارد. ما در شرایطی هستیم که باید خودمان را آماده کنیم برای اینکه ممکن است واقعاً‌ خطری برایمان پیش بیاید و باز ممکن است صحبت از شهادت باشد و صحبت از جنگ و فداکاری باشد. خوب گاهی با ستون پنجم آن دشمن در داخل مواجهیم، گاهی با خودش مواجهیم، البته تشخیص این با مدیریت نظام است که چه کار بکند. من فکر می‌کنم آن که ایشان سال عزت و افتخار حسینی اعلام کردند مفهومش این بود».

رفسنجانی در سخنان بالا، ضمن پذیرش خطر خارجی و حتی سقوط جمهوری اسلامی، امریکا را بهانه کرده و چون با قدرت خارجی توان مقابله باقی نمانده، شمشیر به روی نیروئی در داخل کشور می کشد که اتفاقا اگر راه نجاتی برای نیروهای مذهبی در جمهوری اسلامی باقی مانده باشد بدست آنهاست و نه روحانیون از مشروعیت سقوط کرده و ثروت اندوزی که مردم به آنها پشت کرده اند!

عجله‌هاشمی رفسنجانی برای رأی گیری

منبع: پیک نت
بلافاصله پس از ترک مجمع تشخیص مصلحت توسط رئیس جمهور، رئیس مجلس و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، رئیس مجمع تشخیص مصلحت بدلیل نگرانی از ترک جلسه توسط معاون اول رئیس جمهور و بعضی اعضای کابینه، فوراً اقدام به رای گیری کرد تا جلسه از رسمیت خارج نشود. یک مقام آگاه با اعلام این خبر به سایت امروز افزود: هاشمی رفسنجانی موضع رئیس جمهور و رئیس مجلس را پس از انتخابات شورا ضعیف ارزیابی می‌کند و بر آن اساس تصمیم می‌گیرد.

مافیای کامپیوتر و انفورماتیک زیر نگین آیت الله واعظ طبسی

منبع: پیک نت
مصطفی الهی- کارگزار انفورماتیک مافیا

مافیای کامپیوتر و انفورماتیک زیر نگین آیت الله واعظ طبسی

شرکت ملی انفورماتیک به ظاهر متعلق به بانک مرکزی است ولی در اصل متعقل به مصطفی الهی از بستگان واعظ طبسی است. این شرکت به کمک وهاجی معاون بانک مرکزی شرکت کامپیوتری بانک صادرات بنام خوارزمی ، کامپیوتر بانک ملی بنام خدامات انفورماتیک و خدمات کاممپیوتری بورس را در اختیار دارد و تا کنون میلیون ها دلار ارز هفت تومان و حتی پارسال با ارز 300 تومان خریداری کرده است. پورسانت این خرید خود میلیون ها دلار است که به کمک این دلارهاست که برای خود گرین کارد گرفته است.

سال گذشته مظاهری وزیر افتصاد فساد وی را برملا کرد و او را به دادگاه کشاند ولی علیزاده رئیس دادگستری تهران وی را مانند ناصر طبسی تبرئه کرد.

روز گذشته در بورس تهران وی سهام شرکت داده پردازی بزرگترین شرکت کامپیوتری ایران را به یک دهم قیمت واقعی در یک معامله صوری به قیمت 4 میلیارد تومان خریداری کرد. در حالیکه قیمت یکی از ساختمانهای این شرکت بیش از این ارزش دارد.

خلاصه وی انحصار انفورماتیک بانک و بورس را در اختیار دارد.

(کارمند شرکت داده پردازی )

باز این چه شورش است؟!!

نخستین ترکش تاشورا(تاسوعا +عاشورا=حسین پارتی) غروب روزپیش ازتاسوعا توی میدان خودش (میدان امام حسین!!) گریبان گیرمن یک لا قبا شد!!یک باران دم اسبی سمجی می بارید که بیا وببین!!مقصد من چهارراه نظام آباد بود!!نه خبری ازاتوبوس بود نه خبری ازسواری!!انگارمی دانستند که دسته ها راه را بند آورده اند وقید نان درآوردن رازده بودند.تازه بسیاری شان هم نان درآوردن درچنین روزهای عزیزی را حرام می شمارند!!چاره ای نبودباید راه را پیاده گز می کردم!!ازبدبیاری کلاه هم همراهم نبود!!ازچترکه متنفرم!!دردسرتان ندهم دودقیقه بیشترراه رفته بودم که سرتاپاخیس شدم عین موش آب کشیده!!(الان دیگرچنین قیاسی مع الفارق نیست. موش های تهران ازلحاظ هیکل سرترازمن نباشند چیزی کم ندارند!!)لامصب زیر باران روزنامه یاکتاب هم نمی شودخواند(ای کاش من هم مثل بامدادک کتاب های پلاستیکی داشتم!!) تنها کاری که می توان کرداندیشیدن به نوشته های آینده است!!نیمی ازراه را رفته بودم که دیدم ازپشت سرصدایم می زنند!!برادرعیال بوداستکانی چای ،ازآن کمرباریک- لب طلایی ها به دست داشت!!تا بیایم به خودم بجنبنم به داخل مغازه ای کشاندم که جماعتی ،همه اشان سیاه پوش، داشتند بازی استقلال- الاهلی را تماشا می کردند!!اواخربازی بود واستقلال دویک جلوبود.روی پیراهن استقلال واژه ی یاحسین هم توی چشم وهم توی ذوق می زد!!پشت سرم چندنفردیگرهم درگریز ازباران به درون آمدندیکی شان مردشکم گنده ای باکمربند منجوق کاری بودوهمین که درراپشت سرش بست استقلال گل دوم را خورد!!یکی گفت ابرام قدمتو گاییدم!!تا اومدی گل خوردیم!!
تماشا کردن شان هم جالب بودهم نگاه می کردند هم بلند بلند حرف می زدند!!بیشترشان ازبارندگی ناراحت بودند چون هیات محله نمی توانست دسته را ه بیاندازد!!چرا؟!!چون پرهای رنگارنگ علم ها خیس می شد!!توی مغازه عکس بزرگی ازسالارشهیدان زده بودندکه این روزها فراوان روی درودیوارمی توان دید.آبی چشمان مایکل داگلاس و بوری ریش وسبیل براد پیت!!بابااین ملت تامغزاستخوان غرب زده است حتی امامان عرب تبارش راهم چشم آبی وریش طلایی به تصویر می کشد!!خداراچه دیدی شاید آن موقع هم لنزآبی اختراع شده بود وماخبرنداشتیم!!یا عرب ها هم ازپاریس رنگ موی طلایی وارد می کردند وبه جایش شیرشترمی دادند!!(گفتم رنگ مویادچیزدیگری افتادم!!یکی اززنان قوم وخویش، شب تاسوعا برای مان قیمه ی امام حسین آورده بودقیمه راخودش درست نکرده برایش درست کرده اند!!می گفت هرکه اززیرعلم امام حسین بگذردودعا کند دعایش بی بروبرگردبرآورده می شود!!درتمام مدتی که این حرف ها راداشت می زد به رنگ موهای اش نگاه می کردم باورتان نمی شود تمام موهای اش سیاه بودفقط دوبافه دردوسوی سرش ازبالای شقیقه طلایی بود!!بعضی به جای طلایی قرمزمی کنند!!جل الخالق !!گمانم به آخرالزمان داریم نزدیک می شویم!!!)
برگردیم به مغازه ی پناهگاه من!!استقلال گل سوم راهم خورد!!حالا دیگرواژه ی یاحسین روی پیراهن استقلالی ها راستی راستی زارمی زد!!حالادیگربازیکنان افتاده بودند به جان هم!!مردشکم گنده فریاد می زد بگین یا حسین وخوارمادرعرب هاروحریف بدین!!قمه بکشین!!(به روی خودش هم نمی آورد که امام شان خودش عرب تشریف دارد!!)
بازی تمام شد واستقلال هم باخت!!باران بندآمده بودجماعت سیاه پوش نیزهمان طورکه به خواهرومادرهرچه عرب است فحش می دادند یکی یکی بیرون می رفتند !!کجا؟هیات محل !!شکم چرانی وآروغ تاشورایی وسینه زنی برای امام عرب تبارشان!!!
من هم آخرازهمه بیرون آمدم هنوزنیمی ازراه مانده بودخوشبختانه آسمان دیگربرای فاجعه ی کربلا نمی گریست!!
دختروپسرریخته بودندتوی خیابان!!دخترکوتاه قد وتپلی جلوی من راه می رفت ودوپسرهم پی اش گذاشته بودندوباهم دم گرفته بودند:
یاحسین گفتیم ورفتیم تکیه
تکیه پله نداشت خوردیم به دخترخیکیه!!
به خانه که رسیدم ساعت ده شب بود!!دیگرصدای طبل ها حسابی بلند شده بود!!بامدادک هم هربارکه صدای طبل رامی شنید می گفت اوه اوه اوه!!!

March 16, 2003

فشارهای پنهان برای بایکوت خبری ماجرای مجمع تشخیص

شواهد و قراین و نیز اطلاعات کسب شده توسط "رویداد" حاکی از فشارهای پیدا و پنهان به رسانه‌های داخلی برای بایکوت خبری ماجرای مجمع تشخیص مصلحت و خروج اعتراض آمیز کروبی، خاتمی و انصاری از جلسه روز شنبه دارد.

بنابه اطلاعات کسب شده، پس از خروج کروبی، خاتمی و انصاری به آنها گفته شده مبنی بر آنکه از طرح موضوع و بیان اعتراضات خود در این زمینه از تریبونها خودداری کنند. همچنین وعده داده شده که «موضوع به شکلی حل و فصل شود».

از سوی دیگر "محسن رضایی" نیز که منبع اصلی اعلام این خبر بود به دلایلی نامشخص در تماس با ایرنا و ایسنا سخنان خود را درباره خروج کروبی و انصاری تعدیل کرده و همچنین مدعی شده که خروج خاتمی از جلسه به ادای نماز اول وقت بوده است!

همچنین، گفته می‌شود در پی تماسهای کروبی و انصاری از ایراد نطق پیش از دستور درباره اقدام مجمع تشخیص در جلسه روز یکشنبه مجلس بازداشته شده‌اند. ایرنا نیز با ارسال اصلاحیه‌هایی برای مشترکان مطبوعاتی خود، آنان را از استفاده از اخبار ارسالی خود در این زمینه بازداشت اما ایسنا چنین درخواستی را مخابره نکرد.

فشار و تلاش محافل اقتدارگرا برای بایکوت خبری ماجرای روز شنبه مجمع تشخیص در حالی صورت می‌گیرد که رسانه‌های مختلف بین‌المللی از جمله شبکه الجزیره، بی.بی.سی. و سی.ان.ان اخبار خروج اعتراضی سران و مجلس و دولت از جلسه مجمع تشخیص را به طور گسترده‌ای در روز شنبه منتشر کرده‌اند.

رویداد

اجتماعات پراکنده جوانان در اطراف دسته های عزاداری

سایت امروز نوشت: دو شب گذشته در تهران، گروههایی از جوانان در اطراف هیأتهای عزاداری در منطقه میدان مادر (محسنی) و شهید قندی (پالیزی) اجتماعات پراکنده ای ایجاد کردند.
بنا به اظهارات یک شاهد عینی، در شب عاشورا و شام غریبان، گروه هایی از جوانان تهرانی که جمعیتی در حدود هزار نفر را تشکیل می دادند، در اطراف هیاتهای عزاداری در برخی میادین و خیابانهای شمال شهر تجمع کردند که نیروهای انتظامی پس از ساعتی آنان را به آرامی پراکنده ساختند.
به گفته این شاهدان، برخورد نیروهای انتظامی با جوانان تجمع کننده دوستانه بوده و یکی از فرماندهان نیروی انتظامی از آنان خواسته است برای حفظ امنیت و آرامش شهروندان و روان شدن ترافیک، محل را ترک کنند و جوانان نیز بدون واکنش محسوسی پس از مدتی محل را ترک کرده اند.

معاون پارلمانی رئیس جمهوری: دولت با شیوه افزایش بودجه شورای نگهبان مخالف است

خبرگزاری فارس _ معاون پارلمانی رئیس جمهوری گفت: دولت با افزایش بودجه شورای نگهبان با این شیوه مخالف است.
به گزارش خبرنگار پارلمانی فارس، محمدعلی ابطحی معاون پارلمانی رئیس جمهوری در جمع خبرنگاران پارلمانی، پیرامون بررسی بودجه شورای نگهبان در مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: درست نیست بودجه شورای نگهبان از این طریق تصویب شود.
وی با انتقاد از اقدام مجمع تشخیص مصلحت گفت: بحث رقم بودجه، موضوعی فرعی است اصل مساله بدعت گذاری است.
ابطحی به رایزنی‌های رئیس‌جمهوری و دولت با رئیس مجمع تشخیص مصلحت به جهت عدم طرح بودجه شورای نگهبان در مجمع اشاره کرد و گفت: به رغم مذاکرات، مجمع بررسی بودجه شورای نگهبان را در دستور کار قرار داد و به همین دلیل رئیس جمهور جلسه را ترک کرد.
معاون پارلمانی رئیس‌جمهوری در بخش دیگری از سخنان خود پیرامون موافقت دولت با افزایش بودجه شورای نگهبان گفت: دولت موافق بود به شرطی که موضوع در مجمع مطرح نشود نسبت به حدود رقم بودجه شورای نگهبان توافق به تفاهم کند ولی وقتی مطرح شد این تفاهم نیز از بین رفت.
وی در مورد ماده یک قانون مقررات مالی شورای نگهبان که بر اساس آن شورا اجازه دارد بودجه پیشنهادی خود را به دولت ارائه و دولت نیز آن را عینا در لایحه بودجه قرار دهد گفت: بودجه شورای نگهبان نیز مانند هر دستگاه دیگر باید مورد بررسی و تصویب قرار گیرد.

بیانیه‌ی بیش از 150 نماینده‌ی مجلس درباره‌ی مصوبه‌ی دیروز مجمع تشخیص مصلحت نظام

بیش از 150 نماینده‌ی مجلس شورای اسلامی، درباره‌ی مصوبه‌ی دیروز مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص افزایش بودجه‌ی شورای نگهبان، بیانیه‌ای را صادر کرده‌اند، که در صحن مجلس نیز قرائت شد.

به گزارش خبرنگار پارلمانی ایسنا، متن این بیانیه بدین شرح است:

حضرت امام (ره) که هر چه می‌گذرد دست نیافتنی‌تر می‌شود هنگامی که جمله‌ی تاریخی “مجلس در راس امور است” را بیان فرمودند، گویا وضع امروز ما را به خوبی حدس می‌زدند که چگونه رکن رکین جمهوریت و حاکمیت ملی مورد تعرض قرار می‌گیرد و بدیهی‌ترین حق مجلس نادیده گرفته می‌شود. امروز سیر حوادث و برخوردهای غیر قانونی با مجلس شورای اسلامی به خوبی نشانگر درایت امام(ره) و دور‌اندیشی او در آن زمان و نیز نیاز مبرم کشور به آن رهنمودها می‌باشد و هشداری به کسانی که در قالب دفاع از اسلامیت و با تفسیرهای عجیب از قانون اساسی و به نام مصحلت نظام، اعتنایی به موازین و مبانی انقلاب که برگرفته از آرمان امام(ره) است، ندارند.

در ادامه‌ی تضییقاتی که در چند سال اخیر از جانب نهادهای مختلف و مهمتر از همه شورای نگهبان قانون اساسی برای ایفای وظیفه‌ی قانونی مجلس شورای اسالمی فراهم آمده است بدعت دیگری توسط این نهاد بر جای ماند که حتی مجلس نتواند میزان بودجه‌ی مورد نیاز شورای نگهبان را نیز تعیین و تصویب کند (در حالی که با عنایت دولت و مجلس، رشد بودجه شورای نگهبان در سالهای اخیر بسیار زیادتر و چندین برابر همه‌ی دستگاه‌های دولتی بوده است).

عدم تصویب درخواست رشد 550 درصدی نظارت بر انتخابات شورای نگهبان برای سال 82 توسط مجلس، مخالفت با شرع و قانون اساسی تلقی می‌شود و شورای نگهبان با دور زدن مجلس، خواستار افزایش بودجه‌ی خود توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌گردد و این برخلاف قانون اساسی، برخلاف اراده‌ی عمومی و توصیه‌های همه بزرگان مبنی بر رعایت صرفه جویی و جلوگیری از ریخت و پاش و به خصوص بر خلاف سیاستهای کلان نظام دائر بر هدایت بودجه به نفع طبقات کم درآمد می‌باشد و عجیب آنکه این مجمع نیز برخلاف وظیفه‌ی خود اقدام به تصویب 400 درصد افزایش بودجه شورای نگهبان نمود و حق مسلم مجلس و دولت را نادیده انگاشت.

نمایندگان مجلس در ادامه آورده‌اند: به همین دلیل و در اعتراض به این بدعت خطرناک، روسای دولت و مجلس با ترک اعتراض آمیز جلسه‌ی مجمع تشخیص مصلحت نظام نه تنها حاضر به همراهی با این حرکت نشدند، بلکه با عدم حضور خود عدم مشروعیت چنین اقدامی را نیز با صدای واضح بیان کردند که در همین جا لازم است تقدیر و تشکر خود را از این عزیزان و رییس محترم کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی اعلام کنیم. براستی اگر در کشوری مبتنی بر مردمسالاری، دولت و مجلس با داشتن چنین شان رفیعی نتوانند نسبت به استیفای حقوق اساسی خود اقدام نمایند، چگونه می‌توان انتظار داشت شهروندان عادی کشور، امیدی به رعایت حقوق خود داشته باشند؟ و چه کسی باید حامی این مردم بی‌پناه باشد؟ ما این بدعت را رسمیت یافتن دولت پنهان و علنی شدن آن، تعطیل قانون اساسی و آغازی بر خروج بعضی دستگاه‌ها از حاکمیت ملی می‌دانیم و به مثابه سلب نظارت ملت، آن را منشا فساد فراوان در ارکان حکومت تلقی می‌کنیم.

امضاکنندگان نامه در پایان تصریح کرده‌اند: ما ضمن ابراز تعجب از موضع رییس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام که اجازه بروز و رشد این ناهنجاری را در امور نظام داده‌اند و بی توجه به استدلالها و نظرات دو منتخب اصلی ملت، یعنی رییس جمهور و رییس مجلس که منطقا نمایندگان اصلی ملت در مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده و اولی از هرکس به تشخیص مصلحت مردم هستند، موجبات ترک اعتراض آمیز این دو را فراهم کرده‌اند و در غیاب آنها این تصمیم‌ را اتخاذ کرده‌اند، اعلام می‌کنیم تداوم این روند به هیچ وجه از سوی مجلس شورای اسلامی، قانونی تلقی نمی‌شود و این تصمیمات غیر موجه باید سریعا لغو و امور به مجاری عادی و طبیعی آن برگردانده شود؛ در غیر این صورت، مجلس و دولت مجاز به تمکین از آن نخواهند بود و عواقب آن را همگان باید متحمل شوند.

کروبی: کسی جلسه را برای نماز ترک نکرد

خبرگزاری فارس _ رئیس مجلس با اشاره به برخی اخبار در خصوص خروج آقای خاتمی از جلسه مجمع برای نماز گفت: هیچ کس جلسه مجمع تشخیص مصلحت را برای نماز ترک نکرد.

به گزارش خبرنگار پارلمانی فارس، مهدی کروبی در جمع خبرنگاران گفت: ابتدا من با عصبانیت جلسه را ترک کردم و حتی چند نفر دنبال من آمدند که برگردم اما برنگشتم.
کروبی گفت: به دلیل اعتراض به کار مجمع تشخیص بیرون آمدیم زیرا آنها از اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان استفاده کردند حتی ما آن موضوع را به مجمع نفرستاده بودیم اما آنها می‌گفتند ما طبق آئین‌نامه خودمان می‌توانیم وارد شویم.
رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: ما اشکالمان همان بود که بارها گفته‌ایم کم و زیاد کردن بودجه ربطی به شورای نگهبان ندارد و این اختلاف نیست.
کروبی گفت: کارشناسان این طرف می‌گویند آنها بودجه به اندازه کافی دارند و کارشناسان ان طرف می‌گویند بودجه آنها جوابگو نیست و می‌گویند ما نمی‌توانیم مسوؤلیت خود را در انتخابات انجام دهیم
وی افزود: وقتی می‌گوییم اختلاف نیست چون معتقدیم این کار در حوزه کار شورای نگهبان نیست.
وی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که پرسید سرنوشت این مصوبه چه می‌شود، آیا به دیوان عدالت اداری ارتباط پیدا می‌کند گفت: خیر، مربوط به دیوان عدالت اداری نیز نمی‌شود.
کروبی گفت: شنیدیم که مجمع آمده این موضوع را گفته که مجلس و شورای نگهبان توافق کردند یعنی شورا گفته که بودجه کم است و دولت توافق کرده که آن را افزایش دهد.
وی افزود: ما از چنین توافقی خبر نداریم.

عمو نوروز

یکی بود, یکی نبود. پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی, زلف و ریش حنا بسته, کمرچین قدک آبی, شال خلیل خانی, شلوار قصب و گیوة تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازة شهر.

بیرون از دروازة شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباختة عمو نوروز بود و روز اول هر بهار, صبح زود پا می شد, جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط, خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم, از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد. یل ترمه و تنبان قرمز و شلیتة پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد می انداخت رو ایوان, جلو حوضچة فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور درخت میوة پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر, سرکه, سماق, سنجد, سیب, سبزی, و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوة خشک و نقل و نبات می ریخت. بعد منقل را آتش می کرد و می رفت قلیان می آورد می گذاشت دم دستش. اما, سر قلیان آتش نمی گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز می نشست.

چندان طول نمی کشید که پلک های پیرزن سنگین می شد و یواش یواش خواب به سراغش می آمد و کم کم خرناسش می زفت به هوا.

در این بین عمو نوروز از راه می رسید و دلش نمی آمد پیرزن را بیدار کند. یک شاخه گل همیشه بهار از باغچه می چید رو سینة او می گذاشت و می نشست کنارش. از منقل یک گله آتش برمی داشت می گذاشت سر قلیان و چند پک به آن می زد و یک نارنج از وسط نصف می کرد؛ یک پاره اش را با قندآب می خورد. آتش منقل را برای اینکه زود سرد نشود می کرد زیر خاکستر؛ روی پیرزن را می بوسید و پا می شد راه می افتاد.

آفتاب یواش یواش تو ایوان پهن می شد و پیرزن بیدار می شد. اول چیزی دستگیرش نمی شد. اما یک خرده که چشمش را باز می کرد می دید ای داد بی داد همه چیز دست خورده. آتش رفته سر قلیان. نارنج از وسط نصف شده. آتش ها رفته اند زیر خاکستر, لپش هم تر است. آن وقت می فهمید که عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بیدار کند.

پیر زن خیلی غصه می خورد که چرا بعد از آن همه زحمتی که برای دیدن عمو نوروز کشیده, درست همان موقعی که باید بیدار می ماند خوابش برده و نتوانسته عمو نوروز را ببیند و هر روز پیش این و آن درد دل می کرد که چه کند و چه نکند تا بتواند عمو نوروز را ببیند؛ تا یک روزی کسی به او گفت چاره ای ندارد جز یک دفعة دیگر باد بهار بوزد و روز اول بهار برسد و عمو نوروز باز از سر کوه راه بیفتد به سمت شهر و او بتواند چشم به دیدارش روشن کند.

پیر زن هم قبول کرد. اما هیچ کس نمی داند که سال دیگر پیرزن توانست عمو نوروز را ببیند یا نه. چون بعضی ها می گویند اگر این ها همدیگر را ببینند دنیا به آخر می رسد و از آنجا که دنیا هنوز به آخر نرسیده پیرزن و عمو نوروز همدیگر را ندیده اند

March 15, 2003

بیانیه انجمن اسلامی امیرکبیر

نهم اسفند ماه ، فریاد پایان اصلاحات حکومتی

بیانیه تحلیلی انجمن اسلامی دانشجویان امیرکبیر در رابطه با وضعیت اصلاحات نهم اسفند ، فریاد پایان اصلاحات حکومتی


انتخابات 9 اسفند و نتایج تامل برانگیز آن ، واقعه ای بود که می تواند به روشن شدن وضعیت اصلاحات در ایران کمک کند . تحلیل آنچه منجر به عدم مشارکت مردم در انتخابات شد می تواند فضا را برای یافتن مسیر صحیح برای به جلو بردن اصلاحات و برقراری دموکراسی در ایران روشن سازد .تحلیل نادرست پیامی که ملت در انتخابات 9 اسفنده ماه به دولتمردان دادند توسط آنهایی که سر در برف فرو کرده و خود را به ناشنوایی زده اند و رفتارهای مردم را هنوز در چارچوب نظام ارزیابی می کنند آینده شومی را برای مملکت تدارک خواهد دید و دیری نخواهد پایید که کشتی ای را که سوراخ کرده اند به گل نشیند .
اما با این وجود، گویا آنها که سکان کشور را به دست دارند خود را از غرق شدن در این توفان سهمگین در امان می‌بینند که اینگونه بر مرام و روشهای خود پای می فشرند و بیمی از بازتاب سهمگین اعمال ناصواب خود ندارند .
مردم ایران در چند انتخابات متوالی پیام هشدار آمیز خود را به گوش ناشنوای بخش بزرگی از حاکمیت رسانده بودند اما در دو انتخابات 18 خرداد ماه و 9 اسفند ماه روی سخن مردم با اصلاح طلبان حکومتی و آن بخش از اپوزیسیون بود که با حضور خود و با سرمایه کردن از عنوانی به نام اصلاحات ، سرمایة مشروعیت نامشروعانی را فراهم کرده بودند که مردم دیری است از آنها دل بریده اند . به این ترتیب انتخابات 9 اسفند دارای نکاتی ظریف و در عین حال رسایی بود که اگر درست رمزگشایی نشود ، فاجعه ای عظیم را برای مردم ، کشور و سکان داران آن ببار خواهد آورد .

***

نهم اسفند ماه ، فریاد رسای ملت ؛
انتخابات بهترین جایی است که ملت خواست ها و پیام های خویش را به گوش آنهایی که در مسند قدرت نشسته اند می‌رسانند. مردم ایران نیز در انتخابات 76 به بعد با آهنگ های مختلف پیام ها و خواسته های خود را به حاکمیت ابلاغ کرده اند پیام هایی که با داشتن هوشی حداقلی نیز می شد آن را به درستی دریافت .
مردم در دوم خرداد 76 یکصدا به سالها مدیریت خفقان آمیز اقتدارگرایان اعتراض کردند و تغییر و اصلاح روش ها ومنش ها را به شیوه هایی مسالمت آمیز خواستار شدند و با رای به محمد خاتمی آن بخش از حاکمیت را که مدعی اصلاح روشها و منش ها بر پایه انسان مدارای و مردم سالاری بود بر مسند قدرت نشاندند تا شاید به بخشی از خواستهای خویش دست یابند. مردم حتی در انتخابات دور اول شورا و انتخابات مجلس ششم نیز حمایت خویش را از این بخش حاکمیت اعلام کردند و خواستار استفاده اصلاح طلبان حکومتی از پشتوانه‌های اجتماعیشان برای پیشبرد برنامه ها و شعارهایشان شدند. اما در انتخابات نهم اسفند ماه دیگر اینگونه نبود و مردم اینبار نشان دادند که اکنون مشکلات را نه در اشخاص و نه در شیوه ها و روش ها که در چارچوب هایی که مسیر اصلاحات مورد نظر مردم را مسدود نموده است می بینند. مردم در انتخابات 9 اسفند ماه با سکوت خویش به رویکردهای اصلاحی که تکیه اش بر ظرفیت های پارلمانی اندک نظام بود و به اراده اصلاحی که هر روز کمرنگ تر می شد ریشخندی تلخ زدند . اما گویا نشستگان بر مسند قدرت از درک سکوت معنا دار ملت عاجزند. آخر آنهایی که ملت را تنها در پای صندوق های رای می شناختند و از آرمانهای باخته ملت بی خبر بودند چگونه می توانند فریاد رسای ملت را در سکوتشان بشنوند ؟
آنچه اقتدار گرایان را به ورطه ای انداخت که اکنون 4% رای شهروندان تهرانی را به منزله پیروزیشان در انتخابات و اقبال مردم به خویش تحلیل می کنند نشیندن پیام ملت و یا به نا شنوایی زدن خویش بود و اکنون این بیماری چندی است که اصلاح طلبان حکومتی را نیز مبتلا کرده است و آنها نیز توان تحلیل صحیح از خواست و رای مردم را ندارند .
آنهایی که رای های به صندوق نریخته مردم در انتخابات 18 خرداد ماه را تحلیل های نا صواب می کردند امروز دیگر چه تحلیل نوینی برای رأی های به صندوق نریخته مردم دارند تا بتوانند آن را به عنوان پشتوانه خویش معرفی کنند ؟
عدم حضور اکثریت مردم در انتخابات تهران و شهرهای بزرگ ، آنهم انتخاباتی که بدون شک آزادترین انتخابات در تاریخ نظام جمهوری اسلامی بوده است نشان از عدم اطمینان مردم به حاکمیت و عدم مشروعیت در عالیترین سطح آن می باشد .
انتخابات نهم اسفند ماه نشان داد که امروز دیگر نه حذف نظارت استصوابی و نه حتی حضور نیروهای اپوزیسیون در رقابت های سیاسی نیز نمی تواند مطالبات مردم ایران را تضمین کند . حضور آزادانه نیروهای اپوزیسیون در صحنه و عدم استقبال مردم از آنها به وضوح می رساند که اکنون دیگر حتی اپوزیسیون نیز در چارچوب این نظام پذیرفته نیست . و خواسته های مردم بسیار فراتر از این مسائل رفته است .
مردم به خوبی دریافته اند که ظرفیت های پارلمانی و قانونی نظام در مواجهه با نهادهای انتصابی ، دیگر امکان پیشبرد اصلاحات را ندارد و سخنان رهبر نیز در نیمه های روز انتخابات مبنی بر رد صلاحیت نمایندگان مردم ، حتی بعد از انتخاب شدنشان توسط مردم ، میزان پایبندی مجموعه حاکمیت را به رای و نظر مردم نشان داد و به منزله نمادی از عدم پایبندی حاکمیت به آنچه خواست و نظر اکثریت است درآمد و نشان داد که حاکمیت به هیچ وجه حاضر به پذیرش خواست اکثریت نبوده نیست و نخواهد بود .
جامعه ایران دریافته است که اصلاحات سالهاست به دیواره‌های قانون اساسی برخورده است و در چنبره مشکلات ساختاری و غیر دموکراتیک آن گرفتار آمده و اصلاح طلبان نیز سالهاست که تلاش بیهودی می کنند چرا که اراده ای در برداشتن دیواره هایی که سد راه اصلاحات است در انها وجود ندارد . این اصرار اصلاح طلبان حکومتی بر روش ها و منش های به بن بست رسیده یشان ، با وجود هشدار های جنبش دانشجویی در 18 خرداد ماه 80 اکنون به جایی رسیده است که اصلاحات را در محاق کشانده و پتانسیل های اجتماعی آن را به هرز برده است و سرانجام اصلاحات حکومتی تنها به لوث کردن مفاهیمی چون آزادی بیان ، آزادی عقیده ، حقوق بشر ، جامعه مدنی و دموکراسی و از میان بردن نهادهای و جنبش های اجتماعی انجامیده است .
امروز دیگر سخنان تند و صریح خاتمی نیز اثر نخواهد کرد ! که مردم نیک می دانند که این سخنان از کجا می آید و به کجا خواهد انجامید . دیگر حتی مردم به اپوزیسیون های نظام که به دلیل دوری از قدرت با آنها همگام ترند نیز اعتمادی ندارند و این یعنی در معرض خطر بودن امنیت ومنافع ملی ایران !
اگرچه نهم اسفند ماه یک حماسه بود ، حماسه ای که نشان از میزان آگاهی ملت داشت ، اما فاجعه ای بزرگ را نوید داد، فاجعه‌ای که نه در عدم حضور مردم و نه در شکست اصلاح طلبان حکومتی بلکه در عدم اعتماد مردم به اپوزیسیون حاشیه نظام ظهور کرد . آری این دیگر زنگ خطر نیست که ناقوس خطری است که به صدا در آمده وصدای دل بریدن مردم از حاکمیت را به آن سوی مرزها نیز رسانده است .
اما چه چیز اصلاحات را به اینجا رساند؟ ، بدون شک بررسی آنچه منجر به سلب اعتماد مردم از اصلاح طلبان حکومتی و بخشی از اپوزیسیون شد می تواند ما را به یافتن راهکاری برای برون رفت از انسداد سیاسی موجود رهنمون سازد.

***

اصلاح طلبان رفرمیست های محافظه کار ؛
یکی از دلایل بزرگ به بن بست رسیدن اصلاحات روش های بکار گرفته شده توسط اصلاح طلبان حکومتی بود . جبهه دوم خرداد که حول یک تحول اجتماعی بزرگ شکل گرفته بود ، محوریت خود را در نفی محافظه کاران و حمایت از خاتمی قرارداد و همین آنان را بر آن داشت تا با استفاده از ظرفیت های پارلمانی نظام و با جلب حمایت مردم تنها به فتح سنگر به سنگر قدرت بپردازند و شعارهایی چون حقوق بشر ،‌ بسط آزادیهای مدنی و اجتماعی و پیگیری حقوق و منافع ملت نیز تنها بصورت آذینی برای جذب مردم در آمدند .
جبهه دوم خرداد هیچ خط قرمزی رای برای عقب نشینی مشخص نکرد و از هر روش و معامله ای برای کسب قدرت بهره جست . اگرچه شعار مردمسالاری می داد ، اما در برابر حذف نمایندگان منتخب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و ابطال آرای مردم در آن انتخابات سکوت کرد . شعار آزادی بیان می‌داد اما نه برای تصویب قانون مطبوعات قدمی برداشت و نه در برابر توقیف فله ای روزنامه ها و نشریات و بازداشت روزنامه نگاران مقاومتی کرد . اگرچه از حقوق شهروندی سخن می‌گفتند اما در برابر بازداشت های غیر قانونی و محاکمه های قرون وسطی ای قوه قضاییه هیچ عکس العملی نشان ندادند . شعار حقوق بشر سر دادند و در برابر شکنجه های روحی و جسمی زندانیان تنها سکوت کردند. از بسط نهادهای مدنی دم زدند و فعالانه برای حذف جنبش دانشجویی گام برداشتند و با دخالت ، نفوذ و فشار به مضمحل کردن آن پرداختند . و عجیب است که هیچگاه معلوم نشد که جبهه دوم خرداد ، اصلاحات را در چه چیز جستجو می کند ؟
نداشتن خط قرمز حداقلی برای اصلاح طلب بودن منجر به آن شد که برخی اصلاحات را به ماندن خویش در قدرت تفسیر کنند و هرکه به نقد قدرت طلبیشان برخیزد را به تندروی و یا ضد اصلاحات بودن متهم کرده و همگام و همراه با اقتدار گرایان به حذف او بپردازند.
اصلاح طلبان اگرچه با رای مردم بر سر کار آمدند اما آنچه را که فراموش کردند نقش مردم در فرآیند اصلاحات بود .
اگرچه استراتژیی چون فشار از پایین و جانه زنی از بالا در پی استفاده از پتانسیل های اجتماعی بود اما حتی در این استراتژی نیز اصلاح طلبان بر آن بودند که باید فشار های مردم کنترل شده و در راستای خواسته هایی باشد که خود برای آنها مشخص می کنند و از این رو فشار مردم را نه فشاری بر پایه نهادهای مدنی که حضوری توده وار می خواستند و به همین دلیل هیچ تلاشی در حفظ و بسط نهادهایی مدنی چون جنبش دانشجویی نکردند بلکه به سنگ اندازی ، مداخله و مضحمل کردن آن پرداختند .
سایر استراتژی های اصلاح طلبان حکومتی نیز بیشتر به یک بیانیه شباهت داشت که هر از چند گاهی برخی کلمات را وارد فضای سیاسی کشور می کرد. این استراتژی های نیز مبتنی بر نقش و محوریت اصلاح طلبان حکومتی بود ، نه به مشارکت و خواست مردم .
اکنون می بینیم که با گذشت زمان و بدست آوردن تمام ظرفیت های پارلمانی و انتخابی نظام توسط اصلاح طلبان حکومتی نه تنها پیشرفتی در مسیر اصلاحات بوجود نیامد که انسداد سیاسی ناشی از اتخاذ سیاستهای تهاجمی اقتدار گرایان از یکسو و ناکارآمدی روشهای اصلاح طلبان در جبهه دوم خرداد از سوی دیگر منجر به نا امیدی مردم از اصلاح‌طلبان و اصلاحات حکومتی گردیده است .
اگر اصلاح طلبان حکومتی در انتخابات خرداد 80، 14 میلیون رای به صندوق نریخته ملت را می دیدند و بر آن نمی شدند تا با «رای اولیها» کاهش مشارکت مردم را کتمان کنند و به جای ان به تحلیل درست و واقعگرایانه پیام آن رای‌های به صندوق نریخته می پرداختند امروز نه سرنوشت اصلاح طلبان حکومتی اینگونه بود و نه سرنوشت اصلاحات .
فشار اصلاح طلبان بر جنبش دانشجویی برای حمایت از خاتمی در 18 خرداد ماه 80 ، رایزنی با روشنفکران و سرمایه های اجتماعی و هزینه کردن آنها برای جلب حمایت مردم از خاتمی و پس از آن بی نتیجه ماندن 22 میلیون رای داده شده به خاتمی ،‌ مسائلی بود که همگی باعث انفعال و سرخوردگی و یاس از جبهه اصلاحات داخل حاکمیت شد.
اصلاح طلبان که هر رای جز رای ناصواب خود را به دیده رادیکالیسم انگاشتند غافل از آن بودند که خود در ورطه محافظه کاری‌ ( حفظ وضع موجود ) افتاده اند و این شیوه ، آنان را از تحلیل درست فضای سیاسی کشور بازداشته است .
اصلاح طلبان با محور قرار دادن خویش به عنوان فصل الخطاب اصلاحات ، مردم و خواسته هایشان را به فراموشی سپردند و اصلاحات را به آنچیزی تقلیل دادند که توسط یک یا دو نفر در جلسات خصوصی به عنوان استراتژی جبهه اصلاحات به جبهه دوم خرداد تزریق و از طریق آنها به عنوان خواسته های ملت تلقی می گشت .
اصلاحات حکومتی در پی کاستن بحرانهای موجود در حاکمیت ایران بود اما نتوانست در ایران راه توفیقی بدست آورد . تشدید بحران مشارکت ، مشروعیت و کارآمدی اثباتی است بر آنکه اصلاحات حکومتی مدت مدیدی است که به پایان راه خود رسیده است و اکنون بر همگان مشخص شده است که جبهه اصلاحات داخل حکومت توانایی ایجاد تغییرات ساختاری در نظام در جهت خواست و منافع جامعه را ندارد .
انتخابات 9 اسفند ماه زنگ خطر نبود ! زنگ خطر خیلی وقت پیش به صدا در آمد . اگر انتخابات خرداد 80 را زنگ خطری برای به پایان رسیدن اصلاحات حکومتی بدانیم ، انتخابات 9 اسفند 81 مهر تاییدی بود که از سوی مردم بر ابطال پرونده اصلاحات حکومتی زده شد .
و اکنون تنها راه باقی مانده برای اصلاح طلبان حکومتی برای آنکه یاد و خاطره ای خوش از آنها در تاریخ ثبت شود برگزاری رفراندوم قانون اساسی در کشور است تا مردم بتوانند خود سرنوشت خویش را رقم زنند .

* * *

اپوزیسیون ، نخبگان کم هوش ؛
اپوزیسیون قانونی ایران نیز یکی از بزرگترین اشتباهات سیاسی خود را در انتخابات اسفند ماه سال 81 مرتکب شد .
در حالی که بیشتر نخبگان از مشارکت پایین مردم در این انتخابات دم می زدند و از طرفی در حالی که شورای شهر تهران هیچ نقش تاثیر گذاری در جنبش اصلاحی ندارد . مشخص نیست که اپوزیسیون با کدامین تحلیل پای در انتخابات شورای شهر تهران گذارد .
عجیب است که در حالی که نمایندگان منتخب مردم در مجلس که طبق قانون اساسی از مصونیت پارلمانی برخوردار می باشند توانایی برداشتن حتی یک گام در جهت پیشرفت اصلاحات را ندارند و حتی حق اظهار نظر نیز از آنها سلب شده است و رئیس جمهور منتخب 22 میلیون جمعیت ایران نیز در مقابل نهادهای انتصابی بدون کسب اجازه نمی تواند هیچ اقدامی انجام داده و حتی حق مسلم اش یعنی تعیین اعضای کابینه نیز از دست او خارج است و به سادگی از طرف نهادهای انتصابی برنامه های اقتصادی مدون ! و برنامه های مبارزه با مفاسد اقتصادی به او تحمیل می شود ، نیروهای اپوزیسیون به امید کدام پیشرفت و تحقق کدام برنامه در این انتخابات حضور پیدا کردند ؟!
در حالی که سکان هدایت کشور ، دیوانه وار به سمت تهدید امنیت و منافع ملی و ایجاد بحرانهای غیر قابل ترمیم رانده می شود و از سوی دیگر جبهه اصلاح طلبان حکومتی با ورشکستگی روشی و پشتوانه ای مواجه شده است ، باید مراقب بود که نا امیدی مردم از روش های اصلاح طلبان حکومتی به اتخاذ روش های غیر عقلانی ، از روش های خشونت آمیز گرفته تا دل بستن به بیگانگان و یا سلطنت طلبان برای اصلاح امور کشور منجر نگردد .
و این مهم بر عهده اپوزیسیون نظام است که با اتخاذ روشهای مسالمت آمیز و ترسیم افق های روشن و واقع بینانه ای برای اصلاحات و همچنین ابرام بر شکستن بن بست های قانون اساسی مانع از آن شود که مردم ایران برای تحقق آرمانهای از دست رفته اش چشم به بیگانگان بدوزد . آنهم در شرایطی که تجربه افغانستان و آنچه بر عراق می رود بی شک عوامل تشدید کننده این موضوع می باشند .
امروز و در شرایطی که از عدم درایت مراکز قدرت در جلوگیری از چرخش نگاه مردم به خارج و عدم نگرانی آنها از تهدید امنیت و منافع ملی مطمئن گشته ایم ، انتظار این است که نیروهای اپوزیسیون با درک صحیح فضای سیاسی کشور و موقعیت های سیاسی اینگونه هزینه های بیهوده نداده و سرمایه های خویش به هرز نبرند اما متاسفانه حضور و شرکت اپزیسیون در انتخابات شوراها نشان از هوشِ کم نخبگان اپزیسیون داشت .

***

جنبش دانشجویی همانگونه که بارها فریاد زده است باز هم به همگان هشدار می دهد که راه برون رفت از وضعیت موجود و گام گذاردن در راه اصلاحات مورد نظر جامعه نه در حاکمیت که در میان جامعه و روشنفکران دور از قدرت یافت می شود . اصلاحات حکومتی هیچ گاه توان برآورده کردن خواسته های جامعه را ندارد و معرفی اصلاحات حکومتی به منزله تنها راه مسالمت آمیز ممکن در جهت اصلاحات در ایران ، دروغی است برای حفظ مسند بر قدرت نشستگان .
اصلاحات حکومتی روشی بود که بدون بدست آوردن نتیجه ای تنها منجر به هرز رفتن پتانسیل های اجتماعی شد .
اما امروز جنبش دانشجویی برای برون رفت از وضعیت موجود تشکیل جبهه دموکراسی خواهی را پیشنهاد می کند . جبهه ای که باید از تمام نخبگان آزادیخواه و آنهایی که دغدغه دموکراسی در ایران را دارند تشکیل شود جبهه ای مردمی که اینبار نه حول محور کسب قدرت که حول هدف برقراری دموکراسی تمام عیار، حقوق بشر و تامین آزادی های اجتماعی در ایران تشکیل شود. جبهه ای که خطوط قرمزش را از ابتدا مشخص کند و آنها را فدای هیچ مصلحتی نکند .
از این رو انجمن اسلامی دانشجویان امیرکبیر ضمن دعوت از همه نخبگان ایرانی که نه سودای قدرت بلکه دلمشغولی آزادی و دموکراسی در ایران را دارند می خواهیم که با اعلام حضور در جبهه دموکراسی خواهی پیش از آنکه کشور در بحرانهای فجیع تری که امنیت و منافع ارضی و ملی اش را به خطر بیندازد غوطه ور شود به تبین استراتژی هایی برای استفاده از پشتوانه های کشور جهت برقراری خواست اکثریت جامعه بپردازند .

انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
( پلی تکنیک تهران )

تبرئه متهمان «المکاسب» و پرسش‌های باقی مانده

متهمان پرونده شرکت «المکاسب» که مدیریت آن را «ناصر واعظ طبسی» آقازادها تولیت آستان قدس رضوی عهده دار است، به جز یک تن همگی تبرئه شدند. تنها فردی که از این پرونده مانده «علی اکبر.ه‍ « متهم ردیف چهارم پرونده در حال حاضر تحت تعقیب بوده و پرونده در این بخش مفتوح مانده است.

طبق حکمی که روز چهارشنبه از سوی قاضی زارع، رئیس شعبه 41 مجتمع قضایی ویژه جرایم اقتصادی صادر شده، «رضا. ه‍« متهم ردیف اول پرونده (مدیر عامل مؤسسه همیاری کوثر)، «اسدالله امیر اصلانی» متهم ردیف دوم (مدیر عامل وقت بانک ملی ایران در زمان واگذاری المکاسب به مؤسسه کوثر عضو هیأت امنای مؤسسه) و ناصر واعظ طبسی متهم ردیف سوم (مدیر عامل شرکت المکاسب) از اتهامات وارده تبرئه شده‌اند، اتهام متهمان ردیف‌های اول و دوم پرونده، تبانی در معاملات دولتی و اتهام متهم ردیف سوم تحصیل مال از طریق نامشروع در جریان واگذاری سهام المکاسب به مؤسسه کوثر بوده است.

با این حال، دادگاه حکم داده تا معامله مذکور باطل و سهام المکاسب به بانک ملی ایران مسترد شود. در حالیکه در جریان اتهامات گفته می‌شد مدیر عامل سابق بانک ملی که بخشی از سهام شرکت المکاسب را در اختیار داشته در نحوه واگذاری این سهام به یک مؤسسه غیر‌دولتی (مؤسسه«همیاری کوثر» وابسته به آستان قدس رضوی) و پرداخت تسهیلات به شرکت مذکور، مقررات را رعایت نکرده است.

نکته جالب توجه آنکه قاضی پرونده پس از صدور برائت درمصاحبه‌ای با ایسنا گفت که: «هنوز دادگاه معامله انجام شده را خلاف می‌داند». وی در برابر این پرسش که «پس دلیل برائت متهمان چیست؟ گفته: «آنها نسبت به موضوع دولتی بودن المکاسب و معاملات انجام شده بر روی این شرکت جهل داشته‌اند، اتفاقاً پافشاری آنها بر غیر دولتی بودن المکاسب و معاملات آنها دلیلی برای همین جهل است»!

نکته دیگر این پرونده، تضییع‌های مالی است که در جریان این معامله از بانک ملی ایران به عنوان بیت‌المال صورت گرفته است. مسایل مالی پرونده چنان گسترده بود که دادگاه برای آزادی واعظ طبسی درخواست وثیقه 5 میلیارد تومانی کرد.

قاضی پرونده هم خبر داده که بالغ بر 50 میلیون درهم از اموال بیت‌المال در این پرونده تضییع شده بود که به گفته وی، مسترد شده است. پیش از این نیز، گزارش‌هایی مبنی بر آنکه واعظ طبسی طی یک فقره چک پول‌های دریافت شده از بانک ملی را پس داده و در نتیجه بانک شکایت خود را پس گرفته، منتشر شده بود. گفتنی است در جلسات دادگاه نکاتی قابل توجه از جمله «توصیه وزیر اطلاعات و برخی مقامات اطلاعات سپاه» به واعظ طبسی برای راه‌اندازی شرکت در دوبی، وجود ابهامات در مورد ماهیت این شرکت و نیز روشن نبودن ارتباط آن با آستان قدس رضوی که از سوی نماینده مدعی‌العموم مطرح شد، پرسش‌هایی را در افکار عمومی به دنبال داشت که به نظر می‌رسد حکم صادره و سخنان قاضی پاسخ روشنی درباره آنها باشد هر چند که نفس طولانی شدن زمان برگزاری دادگاه و تعویق پیاپی آن به بهانه‌هایی چون «کسالت قاضی» خود نیز سؤال برانگیز بوده است.

بودجه‌ی 16 میلیارد تومانی شورای نگهبان در مجمع تشخیص مصلحت تصویب شد

خاتمی، رییس مجلس و مجید انصاری جلسه را ترک کردند

مجمع تشخیص مصلحت نظام امروز برای بررسی بخش دیگری از موارد اختلافی بودجه‌ی سال آینده، تشکیل جلسه داد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران در حالی که یکی از موارد طرح شده در این جلسه، میزان بودجه‌ی تخصیصی به شورای نگهبان از جمله بودجه نظارت این شورا بر انتخابات بود، خبرنگار ایسنا اطلاع یافت روند مباحثات این جلسه به گونه‌ای پیش رفت که حجت‌الاسلام والمسلمین خاتمی رییس‌جمهور،حجت‌الاسلام والمسلمین کروبی رییس مجلس و حجت‌الاسلام مجید انصاری، این جلسه را ترک کردند.
آخرین اخبار خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران حاکی از تصویب بودجه‌ی تخصیصی به شورای نگهبان در جلسه‌ی امروز مجمع است.
تلاش‌های خبرنگار ایسنا برای یافتن علت ترک جلسه و کم و کیف اعتراض رییس‌جمهور،رییس مجلس و مجید انصاری به هنگام رای‌گیری در این خصوص ادامه دارد.

شایان ذکر است که بودجه پیشنهادی دولت 4 میلیارد تومان تعیین شده بود ولی بودجه درخواستی شورای نگهبان 16 میلیارد تومان بود.

بازتاب خبر تبرئه متهمان المکاسب در روزنامه های صبح تهران

تهران ـ خبرگزاری کار ایران - پرونده المکاسب بسته شد و متهمان آن تبرئه شدند.
حکم برائت متهمان ردیف اول تا سوم پرونده المکاسب و ابطال معامله واگذاری سهام شرکت مذکور به مؤسسه کوثر و استرداد آن به بانک ملی ایران صادر و به متهمان ابلاغ شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کار ایران (ایلنا) اکثریت قریب به اتفاق روزنامه های صبح امروز ( شنبه 24 اسفند 81) به انعکاس خبر تبرئه متهمان این پرونده پرداختند.
روزنامه توسعه تنها روزنامه‌‏ای بود که تیتر اول خود را به این خبر اختصاص داده بود. تیتر این روزنامه چنین بود: بازتاب یک حکم، متهمان المکاسب با "جهل" برائت گرفتند.
روزنامه‌‏های آفتاب یزد، مردم سالاری، همبستگی و سیاست روز از جمله روزنامه هایی بودند که در صفحه اول خود این خبر را تیتر کرده بودند. این خبر تیتر دوم صفحه اول آفتاب یزد و همبستگی و تیتر سوم صفحه اول مردم سالاری بوده است. همچنین این خبر بخشی از نیم‌‏تای پایین صفحه اول روزنامه انتخاب را به خود اختصاص داده است.
از جمله روزنامه‌‏هایی که تنها در صفحات داخلی خود به این خبر پرداخته بودند، می‌‏توان از جمهوری اسلامی (یکی از 25 خبر صفحه اخبار داخلی)، رسالت (تیتر اول صفحه اجتماعی) و جوان (یکی از 11 خبر بخش "گلچین از سیاست") نام برد.
گفتنی است روزنامه‌‏های همشهری‌‏، جام جم و ایران درباره این پرونده خبری درج نکرده بودند.
توسعه ، همبستگی و آفتاب یزد به لحاظ حجم خبری بیش از دیگر روزنامه ها به این خبر پرداخته بودند.
لازم به ذکر است سه متهم این پرونده که تبرئه شدند، رضا (ه)، متهم ردیف اول (مدیر عامل مؤسسه همیاری کوثر)، اسداله (الف)، متهم ردیف دوم (مدیر عامل وقت بانک ملی ایران در زمان واگذاری المکاسب به مؤسسه کوثر) و ناصر (و)، متهم ردیف سوم (مدیر عامل شرکت المکاسب) بودند که پس از سه دادگاه علنی و گذشت حدود دو سال، حکم تبرئه آنها از سوی شعبه 41 مجتمع قضایی ویژه جرایم اقتصادی توسط قاضی زارع صادر شد.
قاضی زارع دلیل برائت متهمان را جهل آنها نسبت به موضوع دولتی بودن المکاسب و معاملات انجام شده بر روی این شرکت اعلام کرد.

یک ترم محرومیت از تحصیل برای یازده دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز

کمیته‌ی انضباطی دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، یازده تن از دانشجویان این دانشگاه را یک ترم از تحصیل محروم کرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از تبریز، در این خبر که در تابلوی اعلانات این دانشگاه نصب شده است، آمده است: علت این محرومیت تحصیلی اختلال در نظم عمومی دانشگاه و مختل نمودن برنامه‌ی آموزشی توسط این دانشجویان است.
همچنین در این اعلان آمده است: این تصمیم به علت شکایت برخی از اساتید و دانشجویان، صورت گرفته است.

مسعود ده نمکی: مگر می شود "آقازاده "مسئولانی که به مستحبات پایبندند، "دزد" باشد!؟

نه در مورد یک پرونده خاص ، کلاً در مورد پرونده مفاسد اقتصادی به این نتیجه رسیدم که مثل اینکه چنین چیزی در کشور ما وجود ندارد ، یعنی هیچ آقازاده‌‏ای و هیچ مسئولی نیست که پایش در پرونده مفاسد اقتصادی گیر باشد .
مسعود ده نمکی ، سردبیر هفته نامه صبح دو کوهه ، که در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری کار ایران، ایلنا ، به نحو خاصی سخن می‌‏گفت، ضمن اشاره به عملکرد غلط برخی مسؤولین در کشور ، اظهار داشت : این بحث ها شایعاتی است که توسط استکبار جهانی و ایادی داخلی اش دامن زده می شود ! مسؤولین ما که این همه به مستحبات پای بندند ، مگر می شود که خود یا بچه هایشان دزد باشند ! آنها پاکند ، شما می بینید که الحمدالله ایام حج صد تا صد تا ، هزار تا هزار تا به حج می روند ، برخی تا بیست و یک بار هم مشرف می شوند ، با این وضعیت مگر می شود ، مسؤولین که این همه به مستحبات پای بندند ، بچه هایشان یا خودشان دزد باشند ! اینها جنگ روانی است که به راه افتاده است !
وی که با همچنان با همان لحن سخن می گفت ، از برخی جریانات قضائی انتقاد کرد و افزود : ما توی مملکتمان دزد نداریم ، هر چی هست تخم مرغ دزدند ، که الحمدالله دارد با شدت برخورد می شود ! نباید اذهان مردم را خواب کرد با این سوالات ! اصلاً چپ نگاه کردن به منسوبین به بزرگان ، باعث بدنامی نظام می شود . پس نباید به آنها چپ نگاه کرد ! اصلاً مسئولین همه ولایت پذیرند ! شما نگاه کنید ، ما چقدر بیانیه در حمایت از بیانات مقام معظم رهبری در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادی داریم ، همین که حمایت می کنند ، نشان دهنده این است که آنها پاک هستند ! و گرنه بعد از یک سال ونیم ، حداقل یک مورد از این به اصلاح آقازاده ها به دلیل مفاسد اقتصادی مورد برخورد قرار می‌‏گرفتند !
وی با بیان این موضوع که با این نوع برخوردها ، نظام به افرادی مثل فاضل خداداد بدهکار می شود ! افزود : فاضل خداداد که در پرونده رفیق دوست به اعدام محکوم شد ، با توجه به حکمهای تبرئه و یا چند سال زندان برای مواردی که شبیه به‌‏نظر می‌‏رسند و یا آنهایی که اصلاً پایشان به پرونده کشیده نشد و اسمهایشان مطرح نشد ، به نظر می رسد که حتی باید با این وضعیت به خانواده فاضل خداداد دیه ای پرداخت شود تا مدیون او نشویم !
ده نمکی مردم را قاضی نهایی در مورد مفاسد اقتصادی دانست و گفت : مردم اگر راست می گویند باید خودشان اقدام کنند ، مردم باید مدعی العموم باشند ، مردم باید در مورد مطالبات خودشان به میدان بیایند ، اگر معتقدند فردی دزد است ، بچه اش دزد است ، به‌‏عنوان مدعی العموم شکایت بکنند ، چطور در دنیا یک شهروند عادی علیه رئیس جمهور اقامه دعوی می کند ؟! در این جامعه کسانی که معتقدند فلان آدم در کیش یا جای دیگر کارخانه دارند ویا فلان جا متعلق به فلان شخص است و وقتی که مقام معظم رهبری اسم جهاد را روی مبارزه با مفاسد اقتصادی می گذارند ، باید در این جهاد سهیم باشند ، اگر کسانی کوتاهی می کنند و یا سرداران این جنگ اقتصادی کوتاهی می کنند ، مردم نباید کوتاه بیایند ، باید مردم مدعی العموم باشند ، این همه طوماری که در محکومیت این و آن یا فلان روزنامه و فلان فیلم و ... تهیه می شود ، اگر همین طومارها ، طومار شکایت رسمی باشد ، علیه همین مسئولین مختلف ، مسئولین قضائی مجبور به پاسخگویی هستند .
سردبیر هفته نامه صبح دو کوهه با اشاره به اینکه در صورت حضور مردم ، ضمانت اجرایی هم هست اضافه کرد : مردم باید بخواهند تا کاری انجام بشود ، درغیر اینصورت این گونه اعمال و رفتار ، آفت هایش بریدن مردم از مسؤولین است و آنها می فهمند که کسانیکه اینگونه در قبال مفاسد کوتاهی می کنند و عدالت را رعایت نمی کنند ، کسانی نیستند که به اسلام عمل کنند .

March 14, 2003

نیویورک تایمز - ملایان بر

نیویورک تایمز - ملایان بر سر یک چیز توافق همگانی دارند:
اگر صدام حسین بمب اتمی داشت، آمریکا او را از کویت بیرون نمی انداخت

در مطالعات مربوط به خاورمیانه، تضاد بین رفتار ایران و عراق قابل بررسی است: صدام حسین به هر دری می زند تا غرب را در مورد سلاح های غیر قانونی اش فریب دهد، ودر همان لحظه، ایران با افتخار و مانند پدری که فرزندی نابغه ای را معرفی می کند، واحد تغذیه اورانیوم خود را به جهانیان نشان می دهد.

سوآل این است که ملا ها، چه واکنشی به پیروزی آمریکا در عراق نشان خواهند داد؟ احتمالاً، جمهوری اسلامی در حال حاضر، با نقشه های آمریکا در مورد عراق سرشاخ نمی شود. چند دلیل برای این رفتار وجود دارد، که مهم ترین دلیل و اصل قضیه این است که تهران می خواهد فرصت برای دستیابی و ساختن سلاح اتمی بدست بیاورد.

وقتی ایالات متحده در ۱۹۹۱ عراق را به آسانی از کویت بیرون انداخت، ملا ها حساب کار خود را کردند و برنامه تحقیقات هسته ای را که پادشاه سابق ایران شروع کرده بود و آنها با آن مخالفت کرده بودند، ادامه دادند.

. بنا بر این، اگر جمهوری اسلامی بتواند سلاح اتمی بسازد، دیگر مجبور نیست مدام نگران باشد که آمریکا، بلایی را که بر سر عراق درآورد، بر سر او نیز درآورد.

بحث های زیادی جریان داشته است که آیا در محور شیطانی، پس از عراق نوبت جمهوری اسلامی است؟ آن چیزی که باعث هراس رهبران جمهوری اسلامی می شود، احساسات طرفداری و موافقت با آمریکا، خاصه در بین جوانان ایرانی است.

در حال حاضر، تهران به هیچ وجه اجازه نخواهد داد که پاسداران انقلاب یا شرکای عراقی آنها، دست به شلوغ بازی در عراق بزنند؛ اما همینکه دست روحانیون به سلاح اتمی رسید، یعنی حدود دو سال دیگر، می توانند با شدت و حدت بیشتری بکوشند نظام سیاسی عراق را دستکاری کنند.

بدترین حالت ممکن برای جمهوری اسلامی این است که آمریکا، ساخت قدرت اعراب سُنی را بطور سیستماتیک تخریب کند و قدرت واقعی را در اختیار اکثریت عراقیان شیعه قرار دهد. وقتی روحانیت ایران ببیند که یک عراق دموکراتیک توسط شیعیان اداره می شود و الگویی است برای ایرانیان، آن وقت است که نگرانی واقعی آنها شروع خواهد شد. شاید، شیعیان عراقی که همیشه چشمشان به الوهیت ایران گذشته بوده است، بتوانند پناه و منبری در اختیار روحانیون مخالف در ایران بگذارند.

نیویورک تایمز، ۱۳ مارس ۲۰۰۳

متن کامل خبر "لاناسیون" درباره حکم جلب خامنه‌ای و ۲۱ نفر دیگر

روز۲۱ فوریه درخواست جلب بین المللی سفیر پیشین ایران در بوینوس آیرس و ۲۱ دیپلمات و مقامات ‏سیاسی و مذهبی ایران توسط قاضیان دادگاه بوینوس آیرس توسط خوزه بارباچیا و آلبرتو نیس من ‏صادر شد. جلب شدگان متهم اند که درگروه تروریستی که سوء قصد ۱۸ ژوئیه ۱۹۹۴ را در بوینوس ‏آیرس طراحی و پیاده کرد عضویت داشته اند. سوءقصدی که علیه دفتر مرکزی یهودیان (‏AMIA‏) ‏موجب مرگ ۸۵ نفر و زخمی شدن صدها نفر گردید.‏
مقامات حکومتی اذعان کردند که این مساله روابط ایران و آرژانتین را بحرانی کرده است.‏
بنابه اطلاعات یک منبع رسمی علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در میان متهمانی است که حکم ‏جلب آنان درخواست شده است. هادی سلیمانپور،محسن ربانی وابسته فرهنگی سفارت جمهوری ‏اسلامی و عماد مونیه که قبلا حکم جلب وی به اتهام سوءقصد ۱۷ مارس ۱۹۹۴ علیه سفارت اسرائیل ‏در بوینوس آیرس صادر شده بود، درمیان متهمان هستند.‏
درخواست دادستان روز ۲۱ فوریه به قاضی فدرال خوان خوزه گالیانو تسلیم شد.‏
بنابر منابع رسمی، درخواست جلب متهمان مبتنی بر پرونده ای سری است که سازمان اطلاعات ‏آرژانتین (‏SIDE‏) در مورد این سوء قصد در تاریخ ۲۲ ژانویه سال جاری به دادگاه تسلیم کرده است.‏
همزمان رئیس جمهور ادوارد دوالده فاش ساخت که در سال ۱۹۹۶ یک سوء قصد سوم در آرژانتین ‏تدارک دیده شده بود که به موقع خنثی شد.‏
رئیس جمهور گفت در مورد جزئیات سوءقصد سوم همچنان تحقیقاتی توسط قاضی پرونده ادامه دارد.‏
پرونده این سوءقصد ها که تاکنون به ۱۵۰ صفحه و ۱۷ ضمیمه رسیده است همگی بعنوان اسناد سری ‏رده بندی شده اند. به همین دلیل وکلا تاکنون حاضر نشده اند اتهامات مشخصی علیه هریک از متهمان ‏عنوان نمایند. هریک از این وکلا دعاوی خود را علیه متهمان مفاد پرونده های سری اعلام داشته اند.‏
همان منابع اطلاعاتی می گویند که پرونده های سری پرازحوادث مشخصی است که نشان می دهد این ‏سوء قصدها چگونه شکل گرفته اند.‏
در این پرونده های سری شهادت ها و تماس های تلفنی شگفت آوری وجود دارد که نشان می دهد که ‏ماهها پیش از این حملات تروریستی تماس هایی تلفنی میان چند شماره در بوینوس آیرس ومرکز ‏فرماندهی حزب الله در جنوب لبنان و تریپولی ( در لیبی) و برخی کشورهای دیگر وجود داشته است.‏
بنا به ادعای وکلا، میان متهمان دو زن وجود دارند که یکی از آنها دست راست ربانی وابسته فرهنگی ‏سفارت ایران در بوینوس آیرس است که در تریپولی سکونت داشته است.‏
مدیر سرویس اطلاعاتی آرژانتین میکل آنجل توما و قاضی گالیانو ( قاضی پرونده) پس از شهادت سوم ‏شاهدc ‎‏ در سال دو هزار و دو در آلمان خود را با مشکل جدیدی روبه رو دیدند. این شاهد کارلوس منم ‏را متهم کرد که حاضر به قبول شرکت ایران در این سوء قصدها نشد.‏
قضات پرونده پریروز(۲۱ فوریه) تصمیم گرفتند که همه ماموران سرویس های اطلاعاتی خود را به ‏عنوان شاهد به دادگاه معرفی کنند و اطلاعات خود را در این باره در اختیار بگذارند.‏
همان روزی که دادستان ها برای درخواست بازداشت بین المللی با قاضی ملاقات کردند، رئیس ‏جمهوری درباره این سوء قصد حرف زد. دوآلده در رادیو پلاتا گفت: ما در جریان جنگ ۱۹۹۱ خلیج ‏‏(فارس)، لحظه های دشواری گذراندیم. من مطمئن نیستم که سوءقصد علیه سفارت اسرائیل در سال ‏‏۱۹۹۲، سوء قصد علیه ‏AMIA‏ در سال ۱۹۹۴ و حمله نافرجام مانده ۱۹۹۶ بی ارتباط با جنگ خلیج ‏فارس بوده باشد" . او درباره این خبر، که تا دیروز فاش نشده بود، اضافه کرد: " به زودی روشن ‏خواهد شد چون پرونده در دادگاه است." دیشب دولت تایید کرد که آنچه دوآلده گفته است براساس ‏گزارش ‏‎ AMIA‎است که نمایندهSIDE ‎‏ به قاضی گالیانو اظهار داشته است.‏
در این پرونده مدارکی وجود دارد که نشان می دهند سوء قصد سومی در کاربوده است،شبیه عملیاتی ‏که تروریست های نفوذ کرده در آرژانتین ضد سفارت اسرائیل انجام داده اند. این عملیات درارتباط ‏است با کارمندان سفارت ایران در آرژانتین.‏
در مورد هدف، هویت طراحان و مجریان سومین سوء قصد نافرجام مانده جزئیات بیشتری ارائه نشد.‏
خبری که رئیس جمهور( دوآلده) افشا کرد باعث تعجب اقلیت یهودیان آرژانتین شد. دراین مورد نماینده ‏انجمن های یهودی آرژانتین، آلفردو ینو برگر" گفت " ما نمی دانیم رئیس جمهور مشخصا به چه چیزی ‏اشاره می کند"‏.
از نشریه میهن

بمب مهیب امریکا بر سر چه کسانی فرود خواهد آمد؟

سایت خبری- تفسیری Afghan-American Freelance Academic، پس از آزمایش دو روز پیش یک بمب مهیب در فلوریدای امریکا، اطلاعات زیر را در باره نتایج بمباران افغانستان منتشر کرد.


ارتش امریکا و انگلستان در اکتبر 2001 در بمباران افغانستان از اورانیوم استفاده کرد. اورانیوم نوعی سلاح کشتار جمعی است که زندگی را برای نسلهای آینده در منطقه ای که بمباران می شود چنان آلوده می سازد که زندگی در آن ناممکن می شود. در چنین بمبارانی نه تنها آنها را که بمباران می شوند کشته می شوند، بلکه نسل های آینده نیز از اثرات آن مصون نخواهند ماند.

انگلستان و امریکا تنها دو کشوری هستند که در گذشته از این سلاح در جنگ خلیج فارس، علیه عراق و در جنگ بالکان استفاده کرده اند. مقدار بمب های اورانیومی بکار رفته در افغانستان سه برابر آن مقداری بود که در جنگ بالکان و خلیج فارس از آن استفاده شد.

در افغانستان اورانیوم و ماده شیمیایی دیگری بکار گرفته شد که همچنان تحقیقات در مورد ماهیت آن ادامه دارد.

آنها که از بمباران امریکا در افغانستان جان سالم بدر برده اند، در اثر خونریزی داخلی و اشکال تنفسی می میرند و کودکان همانند عراقی ناقص الخلقه بدنیا می آیند و پس از مدتی جان می سپارند. لاشه پرندگان مناطق آلوده، اغلب وقتی مرده یافت می شوند دهانشان خونین است.

امریکا به بهانه از پا درآوردن القاعده و طالبان، کانال قدیمی و سد کجاکی را دراین کشور بمباران کرد. سدی که اب اشامیدنی یک میلیون افغان را تامین می کرد؛ و اکنون قصد دارد سد دیگری به نام کارز را بمباران کند که افغان ها برای تامین اب آشامیدنی خود به آن وابسته اند. این بمباران قرار است در آینده صورت گیرد زیرا امریکا مدعی است گروه بن لادن در پشت این کانال پنهان شده است!

آنچه در فلوریدا منفجر آزمایش شد، بر سر چه کسانی در منطقه ای که ایران در آن قرار دارد فرود خواهد آمد؟

March 13, 2003

نامه سرگشاده شورای صنفی دانشجویان به ریاست دانشگا اصفهان

جشن رقص شعله ها!

تاریخ پر فرازو نشیب ایرانزمین، آکنده از قهرمانیها و مقاومت دلیرانه ملتی است که از میراث گرانبهای فرهنگ خویش، در برابر هجوم بربرهای رنگارنگ به دفاع برخاسته است.
این حماسه پاسداری از اصالتهای فرهنگی در مقاطع مختلف تاریخی ، بنا بر شرایط زمانى، اشکال معینی نیز بخود گرفته است. این رشد متحول اشکال گوناگون مقاومت ، از اعماق تاریخ تا زمان ما امتداد یافته و امروز که بار دیگر بربرهای طراز نوین " حزب الله "، تاریخ ما را مورد هجوم خویش قرار داده اند ، ایرانزمین ، دوباره فرزندان خود را به مبارزه و دفاع فرا می خواند .
چهارشنبه سوری ، جشن باستانی ایرانیان و نماد کهن پیروزی روشنائی و روشن بینی بر سیاهی و تاریک اندیشی، از همان ابتدای به قدرت رسیدن فاشیسم " حزب الله " در میهنمان ، مورد کینه و تهاجم ددمنشانه بربرهای پیرو " ولایت فقیه " قرار داشته است.
طی نزدیک به ربع قرن پس از غصب قدرت سیاسی توسط ملایان ، هر کجا که در آن نشانی و یا نوائی از شادی و پایکوبی دیده و یا شنیده شد ، آن مکان مورد هجوم این منادیان مرگ و سیه روزی قرار گرفته است .
حکومتی که شالوده های آن بر روضه خوانی و عزاداری و گریه ریخته شده است ، چگونه می تواند بالندگی و شادمانی فرهنگ ایرانی را که بر انگاره های اسطوره ای درخشش نور و زایندگی آتش بنا نهاده شده اند، تحمل نماید ؟
این نظام اشک و خون و نفرت، بیش از هر چیز از عشق و شادی و پایکوبی وحشت دارد و از همینروست که " نسل نوزائی " ، نسلی که میرود تا سکان آینده میهن را در هزاره سوم بدست گیرد ، بر آنست تا چهارشنبه سوری امسال را به جشن پایکوبان رزمنده فرزندان آتش در مقابله با گزمه های شب پرست ولایت فقیه بدل سازد .
" جنبش نوزائی ایران " تمامی نیروهای هوادار دموکراسی و سکولاریزم را دعوت می نماید تا در فرصت زمانی باقی مانده، به مبارزه ای تبلیغاتی براى هرچه باشکوه تر بر گزار نمودن این جشن ملی و همچنین نوروز خجسته پرداخته و جنبه های گوناگون سیاسی ، اجتماعی و تاریخی آنها را در سطح جامعه به بحث بگذارند . باشد تا این نبرد تبلیغاتی زمینه را برای هرچه شعله ور تر شدن شراره های فرهنگ ایرانی در شب " حزب الله " فراهم سازد .

فرمان 8 ماده ای رهبر برای توسعه اقتصادی آقازاده طبسی تبرئه شد آقاجری درحبس ماند

محاکمه ناصر واعظ طبسی، شروع نشده پایان یافت و با اعلام تبرئه وی، پرونده المکاسب بسته شد.

دادگاه، تنها حکم ابطال معامله واگذاری سهام شرکت المکاسب به موسسه کوثر و استرداد آن به بانک ملی ایران را صادر کرد و به این ترتیب پرونده ای بسته شد که تنها یک فقره اختلاس آن سر به یکصد میلیارد تومان می زد و بانک ملی کشور را فلج کرده بود!

این پرونده بدنبال بیانیه 8 ماده ای رهبر جمهوری اسلامی در ضرورت مبارزه با تبعیض و فساد مالی در جمهوری اسلامی باز شد و شاکی های ناصر واعظ طبسی چندتن از فرماندهان سپاه پاسداران بودند که فرمان رهبر را معتبر ارزیابی کرده و برای توسعه اقتصادی و مبارزه با فساد و تبعیض به سراغ فرزندان هاشمی رفسنجانی و آقا زاده واعظ طبسی رفته بودند.

این فرماندهان در خراسان با ناصر واعظ طبسی درگیری شدند و وی آنها را از اتاق کار خود بیرون کرد. آیت الله واعظ طبسی نیز به شکایت آنها وقعی ننهاد و به این فرماندهان که نسبت به فساد مالی و اخلاقی ناصر واعظ طبسی معترض بودند گفت: " در آن دنیا قرار نیست شما بجای ناصر حساب پس بدهید"

ماجرای المکاسب از اینجا آغاز شد و سرانجام هیات قضائی که ستاد قضائی مبارزه با مفاسد اقتصادی را تشکیل داده بود برای ناصر واعظ طبسی حکم بازداشت صادر کرد. این حکم به چند ساعت احضار ناصر واعظ طبسی به تهران انجامید ولی چندان ادامه نیافت و خانه ای که هنوز بر سر مالکیت آن بحث است به مبلغ 5 میلیارد تومان وثیقه بازداشت ناصر واعظ طبسی شد. بسیاری بر این عقیده اند که این خانه متعلق به علی اکبر ناطق نوری است اما دفتر وی این مالکیت را تکذیب کرد، درعین حال که هنوز رسما اعلام نشده آن خانه 5 میلیارد تومانی متعلق به چه مقامی است؟

قاضی صادر کننده حکم بازداشت ناصر واعظ طبسی از کار برکنار شد و این پرونده را به قاضی دیگری بنام زارع دادند تا سرو ته ماجرا را همانگونه خاتمه ببخشد که دیروز خاتمه بخشید و حکم برائت صادر کرد.

برای تنبیه قاضی اول و برگماری قاضی زارع، هم رئیس قوه قضائیه و هم رئیس دادگستری تهران به مشهد فراخوانده شده و با پرخاش آیت الله واعظ طبسی روبرو شدند. روحانی پرقدرتی که بسیاری او را رهبر اصلی جمهوری اسلامی می دانند و نه علی خامنه ای را.

ناصر واعظ طبسی، اگر بزرگترین تاجر و در عین حال جوان ترین آقازاده ای در جمهوری اسلامی نباشد که به ثروتی افسانه دست یافته و نام او در بانک های دوبی اعتبار این بانک هاست، بی شک جزو چند تنی است که پنج انگشت یک دست توانای واردات و صادرات را در ایران تشکیل میدهند.

در شرکت المکاسب تعدادی از فرماندهان سپاه و ماموران عالیرتبه امنیتی جمهوری اسلامی نیز شریک هستند و بخشی از اسکله های غیر قانونی کشور دراختیار این شرکت است. ناصر واعظ طبسی بخشی از گاز سرخس را هم در اختیار دارد و با جمهوری های آسیائی اتحاد شوروی سابق مستقیما معامله می کند.

پیش از ناصر واعظ طبسی، محاکمه فرزند حجت الاسلام دری نجف آبادی وزیر سابق اطلاعات و امنیت و عضو جدید رهبری مجلس خبرگان و همچنین آیت الله مقتدائی دادستان پیشین کل جمهوری اسلامی به اتهام رشوه و اختلاس محاکمه غیر علنی شدند اما خبر نتیجه دادگاه آنها هر گز در مطبوعات منتشر نشد. آن دادگاه نیز سرنوشت دادگاه ناصر واعظ طبسی را پیدا کرد و در یک جلسه خصوصی که به دیدار آشتی کنان پدران این آقازاده ها شبیه بود، آنها نیز تبرئه شده و به سر کارهای سابق خود بازگشتند!


پرونده المکاسب دو سال مفتوح بود. ارجاع این پرونده به مجتمع قضایی ویژه جرائم اقتصادی و بعد از برگزاری سه دادگاه علنی، بالاخره حکم قاضی زارع، به متهمان ابلاغ شد.

اتهام متهمان ردیف‌های اول و دوم این پرونده تبانی در معاملات دولتی و اتهام متهم ردیف سوم تحصیل مال از طریق نامشروع عنوان شد.


ناصر واعظ طبسی بی اعتناء به قوانین جاری در قوه قضائیه، هنگام قرائت رای در دادگاه حاضر نبود و حکم تبرئه به وکیل وی ابلاغ شد تا خدمت ایشان ارسال دارد!

گفتگو با منوچهر معتمر،از مطلعین انفجار آرژانتین

بازگشائی پرونده عملیات تروریستی

فلاحیان، پرورش و دیگران...

منوچهر معتمر، که همراه با اسناد و عکس های انفجار مرکز همیاری یهیودیان آرژانتین به امریکا پناهنده شد، بدنبال اعلام حکم بازداشت علی اکبر پرورش، علی فلاحیان و محسن ربانی به اتهام سازماندهی این انفجار در یک گفتگوی کوتاه گفت:

در 7 سال گذشته، کسانی از داخل ایران با صرف پول و هزینه کوشش کردند پرونده این انفجار را ببندند و حتی به حساب بانکی "کارلوس منم" رئیس جمهور سابق آرژانتین پول واریز کردند اما این تلاش ها نتوانست موثر واقع شود و قاضی جدید این پرونده حکم خود را صادر کرد.

منوچهر معتمر که اصفهانی است و اکنون 7 سال است همراه با خانواده خود در امریکا بعنوان پناهنده زندگی می کند، چند سال عضو سپاه و مامور در زندان اوین بوده است. چند تن از دولتمردان زمان شاه که بعد از انقلاب مدتی در زندان بوده اند او را بخوبی می شناسند و با او در زندان آشنا بوده اند. نه تنها آشنا بوده اند بلکه برخی از آنها توسط وی ضرب و شتم شده اند!

منوچهر معتمر که ظاهرا نقش تدارکاتی درجریان انفجار مرکز همیاری یهودیان در آرژانتین را داشته؛ پیش از انفجار، وقوع آن را به مقامات محلی اطلاع می دهد و سپس از دوستان و همراهان خود در آرژانتین جدا شده و به ونزوئلا می رود. ساعاتی پس از ورود به ونزوئلا انفجار مرکز همیاری در آرژانتین به وقوع می پیوندد. به گفته معتمر، وی پس از شنیدن خبر انفجار که آن را با چنین وسعت و سرعتی حدس نمی زده قصد مراجعه به پلیس محلی را داشته که آنها به سراغ وی می آیند! عکس های ساختمان مذکور پیش از انفجار و یک سلسله اسناد مربوط به سفر مقامات و ماموران ایرانی نزد وی پیدا می شود و به این ترتیب پرونده انفجار مرکز همیاری یهودیان در آرژانتین باز شد.

او چند نامه و مکاتبه با علی فلاحیان را دراختیار داشته که همه آنها را تحویل پلیس محلی می دهد. در میان اسناد وی علاوه بر علی فلاحیان، علی اکبر پرورش و محسن ربانی، نام و نقش نامدار زنگنه وزیر نفت جمهوری اسلامی نیز در تدارک مالی و ارتباطی این انفجار بدست می آید. با آنکه بسیاری بر این عقیده اند که منوچهر معتمر نفر چهارم متهمین ردیف اول انفجار آرژانتین است، اما او خود اعتقاد دارد نفر چهار نامدار زنگنه است و بعد از نامدار زنگنه نیز نام حداقل 6 مقام امنیتی و دولتی دیگر جمهوری اسلامی نیز در این ماجرا مطرح است.

March 11, 2003

خطبه ای ویژه امریکا

هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران مدعی شد که در دوران ریاست جمهوری وی مردم بیشتر در انتخابات شرکت می کردند و دلسردی مردم برای شرکت در انتخابات شوراها حاصل سیاه جلوه دادن دوران سازندگی اوست! هاشمی رفسنجانی بدون آنکه اشاره کند، اگر این واقعیت است، چرا مردم در انتخابات مجلس ششم در تهران به او رای ندادند و نفر سی و پنجم لیست تهران شد، آشکارا علیه اصلاحات، اصلاح طلبان و حتی شخص محمد خاتمی موضع گیری کرد.

هاشمی رفسنجانی کوشید خود را از زیر آوار آن شکست - که همگان یقین دارند اگر ده بار دیگر هم در ایران تکرار شود، نتیجه آن اگر بدتر نباشد بهتر نیست - ییرون آورد. این تلاش به گونه ای بود که همگان استنباط انتقام از آن کردند. گرچه این انتقام از فردای انتخابات مجلس ششم نه بصورت سخنرانی، بلکه بصورت عملی پیگیری شده است، که زندانی شدن عباس عبدی یک نمونه آنست!

این موضع گیری هاشمی رفسنجانی که در واقع استفاده از فرصت پیش آماده برای توجیه شکست خود در انتخابات مجلس ششم بود، همزمان شده است با بحث های بسیار جدی که در جبهه اصلاحات برای مقابله جدی با برنامه تعدیل اقتصادی (با عنوان سازندگی) آغاز شده است. حضور کارگزاران سازندگی در کابینه خاتمی و در جبهه دوم خرداد، اکنون بیش از هر زمان دیگری زیر علامت سئوال قرار گرفته است، زیرا فقر و تبعیض، بحران اقتصادی و حضور مافیای اقتصادی در کشور، مانند همه کشورهای دیگری که برنامه تعدیل اقتصادی و خصوصی سازی را پیاده کرده اند، درایران نیز، از جمله حاصل همین برنامه است.

کلیدی ترین کارگزاران برنامه تعدیل اقتصادی اکنون در مجمع تشخیص مصلحت حضور دارند و این درحالی است که در دولت نیز، که دولتی ائتلافی با کارگزاران است، مجریان همین برنامه حضور قاطع دارند. اکنون و با شرکت مستقل کارگزاران سازندگی در انتخابات شوراها که شکست سنگین آنها را به همراه داشت، بحث بسیار جدی در جبهه اصلاحات، جدائی و پالایش دولت و جبهه دوم خرداد از کارگزاران سازندگی است.

هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از سخنرانی خود در نماز جمعه تهران، در یک پیام آشکار به امریکا گفت: شما روی چندتا جوان حساب کرده بودید و دیدید که حساب بی خودی بود!

اشاره او به امثال عبدی، میردامادی، تاج زاده و دیگرانی بود که وابستگان به جبهه منتخبین محسوب می شوند و در برابر جبهه انتصابیون در جمهوری اسلامی قرار دارند.

هاشمی رفسنجانی با اشاره به شکست جبهه مشارکت در انتخابات شوراها در تهران، آشکارا امریکا را دعوت به پذیرش قدرت جبهه انتصابیون و حساب کردن روی آن کرد.

این اظهارات هاشمی رفسنجانی که تائیدی است بر ادامه اجرای برنامه خانمان برانداز تعدیل اقتصادی در جمهوری اسلامی، ادامه سازش با امریکا و دادن همه نوع امتیاز برای پذیرش آن از امریکا بعنوان نیروی برتر و قدرتمند در جمهوری اسلامی تاکنون هیچ واکنشی از سوی رهبر که شعار مقابله با امریکا و مبارزه با فقر و تبعیض را میدهد همراه نداشته است، اما از سوی برخی چهره های شناخته شده مخالف برنامه تعدیل اقتصادی و نقش مهره های کلیدی و راست کارگزاران سازندگی در پیاده کردن این برنامه واکنش هائی را در پی داشته است، که در همین شماره و بویژه از قول افرادی نظیر حجت الاسلام قوامی، رئیس کمیسیون قضائی مجلس ششم می خوانید.

رضا پهلوی دریک مصاحبه رادیوئی: پیش از آنکه امریکا تکلیف ایران را روشن کند باید دست بکار شویم

رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران با شرکت در یک مصاحبه رادیوئی ( رادیو صدای ایران) نتیجه گیری های خود از انتخابات اخیر شوراهای شهر در ایران را مطرح کرد. این رادیو ازامریکا به سمت ایران برنامه پخش می کند و مصاحبه با ابتکار "حسین مهری” مترجم و روزنامه نگار قدیمی ایران انجام شد.

رضا پهلوی در این مصاحبه (نقل به مضمون) گفت:

مردم با شرکت نکردن در انتخابات شوارها نشان دادند که در حال گذار از نظام جمهوری اسلامی میباشند و بخشی از این نظام نیز در این راستا دارد حرکت می کند.

بوجود آمدن یک سازماندهی بین نیروهای مختلف نظام، حول تغییر آن و برپا کردن یک رفراندوم سراسری اکنون به یک نیاز مبرم درایران تبدیل شده است، البته محور این سازماندهی باید خارج از ایران شکل بگیرد.

در بخش دیگری از این مصاحبه رضا پهلوی پیرامون تحولات منطقه و حوادث ماه های آینده در ایران گفت:

آنچه که امروز در جهان غرب نسبت به ایران می گذرد بازگشت به وجدان و انسانیت است. آنها حس می کنند که اکنون باید با حرکت مردم ما همسو شوند.

جهان غرب اگر طبع آزادیخواهی داشته باشد، باید از مردم ما پشتیبانی کند و دست مردم ما را بگیرد و دیگر این نظام را مورد تائید قرار ندهد.

در مورد حوادث عراق و نقش نظامی امریکا در این حوادث نیز رضا پهلوی نقطه نظراتی شبیه نظرات دیلی تلگراف را مطرح کرد که سه روز پیش در لندن منتشر شده است. او گفت:

برای تغییر نظام ایران بمانند عراق و افغانستان به عملیات نیازی نیست. مردم در داخل کشور و با دست زدن به نا فرمانی مدنی و پشتیبانی کشور های غربی توان تغییر نظام را دارند. البته، این شکل را نیز می توان تصور کرد که بخشی از همین نظام رفراندوم را بپذیرد و مردم را فرا بخواند.

روند حوادث دو سال گذشته نشان می دهد که 80 در صد پیش بینی های سیاسی من درست بوده و نیازی به عملیات نظامی نیست.

شرایط در دو یا سه ماه آینده روشن می شود و ایران نیز در کمتر از یک سال شاهد تغییرات اساسی خواهد بود. این نکته را در نظر بگیرید که اگر مردم ما دست روی دست بگذارند و در جهت تغییر نظام بر نیآیند امریکا به همراه دیگر کشورها خودش بمانند عراق از طریق نظامی در ایران تغییرات را بوجود می آورد، زیرا ایران یکی از مراکز کمک به تروریسم جهانی است و آنها نمی توانند ایران را به حال خود رها کنند. این وظیفه ماست که سریع تر دست بکار شویم.

سخنان کروبی درباره‌ی بخشی از نطق قبل از دستور بهزاد نبوی

حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدی کروبی رئیس قوه مقننه امروز سه‌شنبه در بخشی از سخنان خود در جلسه‌ی علنی مجلس شورای اسلامی با اشاره به نطق پیش از دستور بهزاد نبوی با تاکید بر اینکه هر نماینده در نطق کردن آزاد است، از بیان کردن یک نقطه نظر شخصی و بحث خصوصی در نطق پیش از دستور توسط نبوی گلایه کرد.
به گزارش خبرنگار سرویس پارلمانی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) کروبی گفت: من از طرف هیات رئیسه از نبوی به خاطر مطرح کردن یک نظر شخصی که در جلسه‌ای عنوان شده است، در نطق پیش از دستور گلایه دارم. در عین حال که من با آن نقطه‌نظر هم موافق نیستم.
گفتنی است، بهزاد نبوی امروز در نطق قبل از دستور خود تصریح کرد: در خصوص جرم سیاسی در جلسه‌ای که میان اعضای هیات رییسه‌ی مجلس و شورای نگهبان بوده یکی از اعضای شورای نگهبان گفته که “مجرم سیاسی نداریم، ما موافق و یا معارض و معاند نظام داریم”، که رییس مجلس در این باره گفت: من نه از نمایندگان می‌ترسم و نه از شورای نگهبان، اما برای حل مشکلات، جلساتی تشکیل و نقطه نظرات بیان می‌شود، ولی گفتن آن به صورت عمومی جای گله دارد.

نفر چهارم بقیه را لو داد؟

منبع: پیک نت


چهره ناآشنای عکسهای بالا "ربانی" نفر سوم انفجار آرژانتین است که مامور دیپلماتیک در سفارت جمهوری اسلامی بوده است. دو متهم دیگر این انفجار علی فلاحیان و علی اکبر پرورش اند و نفر چهارم که غایب است و عکسش هیچ کجا پیدا نمی شود منوچهر معتمد است که به امریکا پناهنده شده و همه اطلاعات مربوط به این ماجرا را دراختیار سازمان های اطلاعاتی این کشور گذاشته است. بسیاری بر این عقیده اند که وی از ابتدا مامور نفوذی سازمان های جاسوسی غرب و اسرائیل در این ماجرا بوده است

بودجه ١٦ میلیارد تومانی برای شورای نگهبان

روزنامه یاس نو روز دوشنبه خبر داد که مجمع تشخیص مصلحت نظام روز گذشته فرصت بررسی تقاضای افزایش بودجه شورای نگهبان در لایحه بودجه سال ١٣٨٢ را پیدا نکرد. شورای نگهبان به نوشته این روزنامه برای سال آتی تقاضای ١٦ میلیارد تومان بودجه کرده است و این در حالی می باشد که بودجه وزارت کشور ٥/٨ میلیارد تومان برای تمام مراحل این انتخابات مصوب شده است. بیشترین رقم بودجه شورای نگهبان به نوشته "یاس نو" در سال ١٣٨٠ حدود یک میلیارد تومان بوده که مدعی شده اند در انتخابات ریاست جمهوری کم آورده اند و لذا دولت به آنها ٧٠٠ میلیون تومان کمک می کند. امسال نیز دولت در لایحه بودجه دو میلیارد و ٤٠٠ میلیون تومان را برای شورای نگهبان در نظر گرفته است که مجلس هنگام بررسی این لایحه آن را تصویب کرد اما وقتی برای تایید نزد شورای نگهبان رفت، با ایراد کم بودن این بودجه مواجه شد و لذا آنان ١٦ میلیارد تومان را مطالبه کردند که مجلس با آن موافقت نکرده و در نهایت تصمیم درباره آن به مجمع تشخیص مصلحت نظام کشیده شد.

چقدر «بز» در مملکت زیاد شده است!



صدای مردم ایران 
            طبرستان دوره جدید سال اول شماره 51
            شه شنبه 19 اسفند 1382
            8 صفحه-200 تومان

منبع

همه بدبختی ما از این «بز»ها و «بز»زاده هاست!
با آنکه کارشناسان کشاورزی و سازمان مرتع و متخصصان حفظ و احیای مراتع بارها و بارها و جود «بز» را خطر بزرگی برای مراتع و آب و خاک کشور دانسته اند معهذا مشاهده می شود هر روز به تعداد «بز»های کشور اضافه می گردد و حتی «بز» گر هم در میان این همه «بز» دیده می شود!
«بز»ها که علامت مشخصه آنها ریش بلندشان است و این ریش بلند آنها را در میان گله گوسفندان متمایز می سازد
1-دارای پنجه های تیزی هستند و با پنجه های تیز خود بروی منبع باارزش دست اندازی(!) می کنند!
آنها روی دوپای عقب خود می ایستند و به تنه درختان پنجه می کشند و باعث نابودی درختان می شوند.
(سرشاخه های درختان را هم می خورند و باعث خشک شدن درخت می شوند!)
2-با پنجه های تیز خود پای ریشه درختان و گیاهان را شخم می زنند و باعث تخریب خاک می شوند.
3- بز حیوان ناسازگاری است و مرتبآ در میان گله گوسفندان به دنبال قدرت طلبی و خودنمایی و زیرپا گذاشتن حقوق گله گوسفندان می باشند و در این رهگذر بعضآ با استفاده از «رانت» شاخ خود(!) به چشم و چار گوسفندان بینوا می کوبد و با اعمال خشونت و سرکوب گوسفندان را مرعوب کرده، خفقان سیاسی  راه می اندازد و آزادی بع بع گوسفندان را سلب می نماید!
بزها معمولآ تعدادی بزغاله هم دارند و این «بز»زاده ها(!) که معمولآ در سایه پدران خود حرکت می کنند چمن ها و علف های مرغوب  صحرا را تصاحب کرده و قسمت های مرغوب زمین و امکانات طبیعی و خدادادی را غارت می نمایند!
درگذشته برنامه وسیعی برای «بز» زدایی از کشور وجود داشت و قرار بود نسل «بز» در کشور برانداخته شود اما متسفانه به این وعده ها و برنامه ها عمل نشد حالیه «بز»ها در اکثر نقاط کشور دیده می شوند جا دارد مسئولین امر برای احیای جامعه گوسفندان و پیشرفت و توسعه  مراتع و حشم دارای و رفاه جامعه احشام، پنجه تیز این «بز»های زبان نفهم سیری ناپذیر را از سر گوسفندان کوتاه نماید. در حال حاضر در بسیاری از کشورهای جهان به «بز» به عنوان یک جانور مزاحم نگاه می کنند و «بز»ها فقط در کشورهای عربی و گرم و سوزان و بعضی ممالک آفریقایی، آن هم در صحاری گرم و بی آب و علف وجود دارند.
اکنون که مضرات «بز» و بززاده ها (بزغاله) بر همگان روشن شده است جادارد گوسفندان محترم و حشم داران و مرتع داران عزیز اوپوزیسیون فعالی برای مبارزه قاطع با «بز»ها تاسیس  و پنجه «بز»ها را از این آب و خاک کوتاه کنند!
به هر حال به نظر می رسد بخش اعظم بدبختی ما ناشی از «بز»بیاری باشد و خدا لعنت کند کسی را که پای «بز»  را به این مملکت باز کرد!

March 10, 2003

بسیاری از مراجع تقلید اقدام به برپایی سایت های اینترنتی برای استفاده‌ی مقلدانشان کرده اند....


خلــــــق را تقلــــــــیدشان بر باد داد ای دو صد لعنت بـــــر این تقلــید باد

March 09, 2003

نقش بریتانیا در مرحله ی دوم جنگ با ترور- ایران- حیاتی است. تلگراف - ترجمه ف. کوشا

لینک به اصل مقاله
نوشته ی استفان پلار
7 مارس 2003

اگر چوب دستی ای برای به دست گرفتن وجود داشته باشد، می توانید روی بی بی سی جساب کنید که طرف نادرست آن را می گیرد. در گزارش آخرین دور مانوورهای سازمان ملل مخبر دیپلماتیک این خبرگزاری می گوید سفیر بریتانیا در حال کوشش برای فراهم کردن قطعنامه ای ” سازشی “ است، که با دادن مهلتی نهایی نهایی نهایی (از آنجا که پیش تر 17 قطعنامه سازمان ملل صادر شده است باید ” نهایی“ را 18 بار نوشت) به صدام داده شود تا هم او را امتحان کند و هم نظر فرانسه و آلمان و روسیه را برگرداند.

کاملاً برعکس است. هدف از قطعنامه ای جدید تعیین مهلت های جدید نیست، بلکه ارائه ی گزینه ی روشنی به محور به اصطلاح دورویی است. این کشورها اگر نتوانند خود را حتی به امضا کردن این ضرب الاجل راضی کنند سفسطه کاری شان برملا می شود. چنین برداشت خواهد شد که انگیزه هایشان ربطی به بازرسان تسلیحاتی یا زمان بندی بازرسی ندارد، بلکه مبتنی بر آن است که اصلاً هیچ اقدامی نباید برعلیه صدام صورت گیرد. بدین ترتیب نخست وزیر (بلر) برای حمایت از اقدام آمریکا بدون حکم جدید سازمان ملل استدلالی قوی (و قدری هم پوشش سیاسی داخلی) خواهد داشت.

برخلاف پوشش خبری رابطه ی بوش- بلر، پرزیدنت جرج دبلیو بوش همواره دغدغه ی آن را داشته است که سرمایه ی سیاسی آقای بلر را محفوظ نگاه دارد. درواقع درست پیش از راهپیمایی ضدجنگ، نخست وزیر پیامی تلفنی از کوندولیزا رایس، مشاور امنیت ملی آفای بوش دریافت کرد. محتوای آن پیام تاکنون فاش نشده است. خانم رایس به آقای بلر گفت رئیس جمهور درک می کند که در شرایطی که بیشتر اعضای حزب کارگر، و اکثریت مردم با سیاست او [بلر] مخالف اند، موقعیتش متزلزل شده است، اما او متحدی چنان مهم است که نمی توان از دستش داد.

سخنان مطبوع و حمایت آمیزی بود که بی تردید آقای بوش از بابت آنها ممنون شد. اما حاوی چرخش چشمگیری بودند. خانم رایس ادامه داد، اگر نخست وزیر به این نتیجه برسد که نیاز دارد لحنش را نرم تر کند، و مشخصاً، از آقای بوش فاصله بگیرد، رئیس جمهور ناراحت نخواهد شد. علت آن، به طوری که خانم رایس بیان کرد آن بود که برای تصویر بزرگ تر لازم بود که تا حد ممکن سرمایه ی سیاسی آقای بلر محفوظ بماند. آقای بلر و خانم رایس، بدون آنکه بر زبان بیاورند می دانستند ” تصویر بزرگ تر “ چبست. تصویر بزرگ تر ایران است.

چنان همه ی حواس ها به عراق جلب شده است که اکثر ناظران به آنکه به چهره ی مان ’زل زده است توجه نکرده اند. هنگامی که پرزیدنت بوش نطق ” محور شر “ خود را ادا کرد، و در آن عراق، کره ی شمالی، و ایران را مورد سرزنش قرار داد، صرفاً به فکر تیترهای خبری خوب نبود. او الگویی را برای اقدام برملا کرد.

جنگ با ترور صرفاً از بین بردن طالبان و به زیر کشیدن صدام از قدرت نیست؛ عملیات بسیار پیچیده تری است. رئیس جمهور اقدام را به دقت به طور صعودی به ترتیب دشواری برنامه ریزی کرده است. اول طالبان. بعد صدام. سپس گام بعدی، ایران – بزرگ ترین سرمایه گذار ترور در جهان. کره ی شمالی به چین واگذاشته خواهد شد تا تر تیب کارش را بدهد، و این در شرایطی است که آقای بوش برای چین روشن کرده است که اگر مسئولیت هایش را جدی نگیرد به ژاپن سلاح های شیمیایی داده خواهد شد.

اینها حدس و گمان نیست؛ مانند من، با کسانی که در دایره ی بوش هستند صحبت کنید – با کسانی که دیدگاه های مشترکی با شخصیت هایی چون ریچارد پرل، دانلد رامسفلد، و پل ’ولف ویتز دارند و بر آنها تاثیر می گذارند، همان کسانی که بسیار پیش تر از 11 سپتامبر به تهدید ترور اشاره می کردند – آنگاه طرح را گام به گام برایتان تشریح خواهند کرد.

به طوری که مایکل لدین، از آمریکن انترپرایز اینستیتیوت، که نزدیک ترین متفکر به دولت بوش است می گوید: ” ایران مادر تروریزم اسلامی امروزی است. پنداره ی خشنی که اکنون از اسامه بن لادن در ذهن داریم بیش از یک دهه ی پیش توسط آیت اله خمینی با چزئیات کامل طرح ریزی و در جمهوری اسلامی نهادینه شد. موعظه های هردوی آنها تنفر از آمریکا، یهودیان، و هرآنچه نماینده ی دولت سکولار امروزی است را بر می انگیخت.“

ایران، به روایتی، هنری فورد ترور امروزی است: خط مونتاژی را از مسجد محل تا اردوگاه تربیت تروریست ابداع کرد که اکنون در همه جا کپی برداری شده است. این خط مونتاژ امروزه مقیاسی جهانی پیدا کرده، و از همه نوع اسلامی استفاده می کند: شیعه، سنی، وهابی، و همچنین اسلام سَلَف گرا که در عراق تبلیغ می شود و حتی تندروتر از وهابی گری است، و پیوند تنگاتنگی با بن لادن دارد. به طوری که لدین می گوید: ” بهترین شیوه ی فکر کردن به شبکه ی ترور تجسم آن به صورت مجموعه ای از خانواده های مافیایی است. گاهی باهم همکاری می کنند، گاهی بحث می کنند، گاهی حتی یکدیگر را می کشند. اما همیشه هرگاه دشمن مشترکی داشته باشند اختلافاتشان را کنار می گذارند.“

توقیف کشتی کارین اِی توسط اسرائیل در سال گذشته، کشتی ای که حامل چندین تن مواد منفجره و تسلیحات ساخت ایران بود، و از دوبی – یکی از پایگاه های عملیاتی عمده ی ایران – به فلسطین می رفت نمومه ی بارزی از این همکاری است. ایرانی ها شیعه اند، فلسطینی ها سنی.

اما ظاهراً واداشتن سازمان ملل به پشتیبانی از اقدام برعلیه عراق بسیار مشکل شده است. بنیادین ترین اعتقاد آقای بوش آن است که هر اقدامی پی آمدی دارد. اگر سازمان ملل رفتار غیر مسئولانه ای داشته باشد بهای آن را خواهد پرداخت. عبارتی دارد زمزمه می شود: آمریکا از سازمان ملل خارج شود، و سازمان ملل از آمریکا.

مشاورانی که با مقامات عالی رتبه ارتباط دارند به من گفته اند که اگر، به طوری که اکنون محتمل به نظر می رسد، سازمان ملل از پشتیبانی از اقدام برعلیه ترور خودداری کند، آقای بوش تعلیق ” موقت “ عضویت آمریکا از سازمان ملل را اعلام خواهد کرد، که پیشنهادی را نیز به همراه خواهد داشت: اگر سازمان ملل خودش را جمع و جور کند و اصلاحاتی که از دیرباز معوق مانده اند را انجام دهد، آمریکا (و پولش) باز خواهند گشت. اما اگر اصلاحاتی صورت نگیرد، خروج موقت عملاً همیشگی خواهد شد.

اما با آنکه حمایت بریتانیا ارزشمند تلقی خواهد شد، خواسته ی واقعی بسیار سودمندتر است. جنگ با ایران از نوع نظامی نخواهد بود. این جنگی از نظر اطلاعاتی هدایت شده خواهد بود، و برمبنای نیروهای موجود در درون ایران شکل خواهد گرفت. اما پس از 20 سال صرف وقت برای منزوی کردن ایران، باید به حال تشکیلات اطلاعاتی آمریکا تاسف خورد. از سوی دیگر، اِم آی سیکس (MI6) این مدت را صرف بازسازی ارتباطات خود و به کارگماری ماموران رده بالاکرده است. آمریکا اگر بخواهد کار ایران را سامان دهد به بریتانیا احتیاج دارد. و این بدان معنا است که آقای بلر باید در مقام خود باقی بماند.

به همین دلیل است که، کاملا سوای مفید بودن حمایت فعلی آقای بلر، توجه رئیس جمهور به ” تصویر بزرگتر “ است. حمایت نخست وزیر در مورد عراق ارزشمند است. اما در مورد ایران، مرحله ی بعدی جنگ با ترور، حیاتی خواهد بود.

(استفان پلار (Stephen Pollard) مشاور و کارشناس برجسته ساکن بروکسل و یکی از کارکنان ارشد Centre for the New Europe است.)

March 08, 2003

با صدهزار رای تهران را بردند!

نیمروز 9 اسفند صدهاتلفن‌همراه یک "کد" را تکرارکردند

نیمروز 9 اسفند ماه، زنگ تلفن علی لاریجانی سرپرست سیمای جمهوری اسلامی حامل پیامی بود که بموجب آن سرنوشت انتخابات شوراها در تهران تعیین شد. او که اخبار و گزارش های گزارشگران سیمای جمهوری اسلامی از گوشه و کنار شهر را دنبال می کرد، از آنسوی خط به اسدالله بادامچیان و محمدرضا باهنر گفت: اگر صدتا رای جمع کنید شوراها را برده اید! جمع آوری این صد رای در آن ظهری که تهران در سکوت و انتظار فرو رفته بود؛ برای رهبران موتلفه اسلامی آسان نبود. آنها بسیج مساجد و لباس شخصی ها را برای بهم زدن حوزه هائی که حدس زده می شد در آنها ملی- مذهبی ها رای خواهند آورد بسیج کرده بودند و باید برای ابطال انتخابات این حوزه ها صحنه را فراهم می ساختند و اکنون تغییر این ماموریت آسان نبود. وزارت کشور برای تمدید مهلت رای گیری نه تنها در تردید بود، بلکه ضرورتی هم برای آن احساس نمی کرد، اما این بار، برخلاف همه انتخاباتی که در 6 سال گذشته برگزار شده جناح راست و رهبران موتلفه اسلامی که خود انتخابات را تحریم کرده بودند، مبتکر تمدید مهلت رای گیری شده بودند و جدالی برای این تعیین مهلت وجود نداشت. نه یک بار، بلکه دوبار این مهلت تمدید شد و این درحالی بود که در حوزه های رای گیری نه ازدحامی بود و نه صفی از مردم که نیازمند تمدید انتخابات باشد! رهبران گروه های ایجاد بلوا در حوزه های رای گیری، و بقول خودشان مچ گیری بالای صندوق های رای و زمینه سازی برای فشار به وزارت کشور برای ابطال صندوق ها، با چند کد ضبط شده روی تلفن های همراه به ستاد مرکزی خود وصل بودند و این یگانه امکان بادامچیان و باهنر برای تماس سریع با این گروه ها و جمع آوری صدهزار رای بود. کار به دشواری پیش رفت، زیرا سیاست تحریم و نرفتن پای صندوق های رای، حالا باید ظرف چند ساعت به سیاست رفتن و رای دادن تبدیل می شد! ابتدا تراکت های بدقواره گروه آبادگران، که شتابزده چاپ شده بود را به نماز جمعه تهران بردند و پس از پایان نماز جمعه بین نمازگزاران توزیع کردند. این اقدامی بود که نباید در اجرای آن تاخیر می شد زیرا اگر نمازگزاران پخش می شدند و به خانه های خود می رفتند، یک امکان بزرگ از دست رفته بود. آنها که حوزه ها را باید بهم می ریختند حالا در مقابل چشمان حیرت زده ناظران رای گیری شال و کلاه کرده و بی سرو صدا اما شتابزده حوزه ها را برای ماموریتی دیگر ترک می کردند. بعد از نماز جمعه، بسیج مساجد سنگر بعدی بود و از این سنگر خانواده بسیجی ها را به پای صندوق های رای فراخواندند. کنار حوزه های رای گیری گروه هائی که صبح مشوق تحریم بودند، حالا مشوق رای گیری شده بودند و لیستی آماده در اختیار داشتند که با احترام بسیار در اختیار هرکس که برای رای به حوزه ها مراجعه می کرد می گذاشتند. گزارش این تغییر ماموریت ساعت به ساعت به ستاد بادامچیان- باهنر داده می شد. سیب رسیده در دامن موتلفه اسلامی می افتاد. آن "کد" گذاری و صدها تلفن موبایل همراهی که بین لباس شخصی ها و بسیجی ها تقسیم کرده بودند، بزرگترین وسیله خبررسانی و فرمان تغییر ماموریت شد. سیمای جمهوری اسلامی نیز که از صبح 9 اسفند بر طبل تحریم می کوبید، از نیمروز 9 اسفند، با علم و آگاهی از استقرار شبکه های موتلفه اسلامی در کنار حوزه های رای و توزیع لیست حاضر و آماده انتخاباتی، طبل شرکت در انتخابات را به صدا در آورد. از 1 بعد از ظهر تا پایان دو نوبت تمدید مهلت رای گیری جمع کردن یکصد هزار رای دشوار بود، واقعا دشوار بود، اما آنها از پس این کار دشوار برآمدند و طی 7- 8 ساعت توانستند آن صدهزار رای را که علی لاریجانی فرمان آن را صادر کرده بود جمع کنند و به صندوق ها بریزند. خورشید 9 اسفند نه بامداد ، بلکه نیمروز طلوع کرد. زنده باد تلفن همراه، زنده باد سیاست تحریم!

March 03, 2003

محمد گلابی از زندانیان سیاسی قدیمی سحر گاه روز گذشته در زندان سقز اعدام شد

بنا به اطلاعیه دفتر نمایندگی کومه له در خارج، محمد گلابی از زندانیان سیاسی قدیمی سحر گاه روز گذشته ، یکشنبه ، در زندان سقز اعدام شد.
در این اطلاعیه آمده است : " رفیق محمد گلابی در تاریخ 4/5/1378 که از ناحیه پای به شدت مجروح شده بود توسط نیروهای انتظامی رژیم اسلامی دستگیر و مورد وحشیانه ترین شکنجه های روحی و جسمی در زندان قرار گرفت و بیش از 6 ماه در سلول انفرادی به سر برد و عدم معالجه وی منجر به فلج شدن پای وی شد. گودینی ، دادستان شهر سقز شخصا به شکنجه او پرداخت وتلاش کرد تا او را به تسلیم وادارد اما محمد گلابی وی را ناکام گذاشت."
" چهارشنبه گذشته که محمد گلابی ملاقات عادی داشت به او اجازه ملاقات ندادند. فضای مملو از نگرانی همسر ، فرزندان و پدر ومادر و دیگر بستگان محمد را فراگرفت. روز پنجشنبه رفیق محمد گلابی از زندان به خانواده اش زنگ زد و از آنان خواست به دیدارش بیایند و آنان برای ملاقات به دیدارش رفتند و این آخرین دیدار آنها بود."

March 02, 2003

شکست سنگین جبهه مشارکت در تهران

صادق صبا

نتیجه انتخابات شورای شهر تهران (بر اساس آنجه که تاکنون اعلام شده) شکست سنگین و غیر منتظره ای است برای جبهه مشارکت و سایر گروه های اصلاح طلب نزدیک به رییس جمهوری ایران، محمد خاتمی.

کاندیدای اول جبهه مشارکت ، مصطفی تاجزاده، حتی در بین پانزده نفر اولی که برای شورای شهر تهران لازم است قرار ندارد و در ردیف شانزدهم جای گرفته است.
اکثریت کسانی که در تهران بیشترین آرا را به دست آورده اند به جناح محافظه کار نزدیک اند.

هیچ یک از کاندیداهای وابسته به نهضت آزادی نیز، که برای اولین بار پس از دو دهه اجازه یافتند در یک انتخابات در ایران شرکت کنند، نتوانستند درخشش قابل ملاحظه ای داشته باشند.

بعضی از محافظه کاران مدعی شده اند که کاندیداهای نزدیک به این جناح در سراسر ایران به پیروزی دست یافته اند که البته این ارزیابی هنوز از سوی منابع دیگر تایید نشده است.

نکته قابل ملاحظه در انتخابات شورای شهر تهران عدم شرکت گسترده مردم در رای گیری بوده است. از قول مقامات مسئول در شهر تهران نقل شده که تنها حدود یک چهارم واجدین شرایط در تهران رای داده اند. ولی بعضی از گزارش ها حاکی است که تعداد کل شرکت کنندگان در پایتخت شاید به ده درصد نرسد.
حتی آیت الله خامنه ای، رهبر کشور، که در روز انتخابات در شهر دیگری به سر می برد، در انتخابات شرکت نکرد. این اولین بار است که در دوران جمهوری اسلامی رهبر کشور در یک رای گیری شرکت نمی کند. این در حالی است که در جمهوری اسلامی از رای دادن به عنوان یک وظیفه شرعی نام برده می شود.

بعضی از اصلاح طلبان در توجیه عدم موفقیت شان چنین استدلال کرده اند که عدم استقبال مردم از انتخابات باعث شده که صرفا طرفداران سنتی محافظه کاران به پای صندوق های رای بروند و به افراد نزدیک به این جناح رای بدهند.

ولی پرسش اساسی این است که چرا مردم تهران به دعوت اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات این گونه پاسخ منفی داده اند.

به نظر می رسد که پیام اصلی شهروندان تهرانی این است که آنها به اصلاح طلبان نیز دیگر اعتماد ندارند و از قول های آنها برای ایجاد بهبود در اوضاع کشور شدیدا سرخورده شده اند.

محافظه کاران از پیروزی بزرگ در انتخابات تهران سخن می گویند. ولی در حالی که اکثریت قریب به اتفاق ساکنان تهران این انتخابات را تحریم کرده اند، محافظه کاران کمتر می توانند از پیروزی صحبت کنند.

نتیجه انتخابات در تهران هشدار مهمی است به رییس جمهور خاتمی و اصلاح طلبان نزیک به او. اگر این نتیجه در انتخابات مجلس در سال آینده تکرار شود، جریان اصلاح طلبی دولتی در شکل فعلی اش به پایان عمر خود نزدیک خواهد شد.

البته معمولا در سایر کشورها نیز مردم در تعداد کمتری در انتخابات شرکت می کنند و در بسیاری از موارد نیز رای آنها برای تعیین نمایندگان مجلس و یا رییس دولت، که از اهمیت بیشتری برخورداراست، تغییر می کند.

ولی در هر صورت پیام مردم ایران به اصلاح طلبان روشن است. اگر به وعده های خود عمل نکنیذ، شما را نیز طرد خواهیم کرد.

اصلاح طلبان برای آنکه همچنان به عنوان یک قدرت در صحنه سیاسی ایران حضور داشته باشند، باید در فرصت کمی که دارند دست به اقداماتی بزنند تا دل مردم را به دست آورند. مردم این استدلال اصلاح طلبان را که محافظه کاران مانع پیشرفت برنامه های آنها شده اند برای توجیه بی عملی شان کافی نمی دانند.

مردم ایران تشنه تغییرات اساسی در کشور اند و بار دیگر نشان داده اند که با هیچ گروهی به اصطلاح تعارف ندارند.
بی بی سی

ارتباط متهمان «المکاسب» با نیروهای امنیتی

یکی از متهمان پرونده «المکاسب» از ارتباط سران این شرکت با نهادهای اطلاعاتی در مورد مسائل اقتصادی خبر داد.

طبق خبری که ایسنا به نقل از دومین جلسه محاکمه آقازاده واعظ طبسی و همدستان وی منتشر کرده، یکی از متهمان پرونده در پاسخ به سؤال رئیس دادگاه مبنی بر این که «چرا شرکت المکاسب را در دبی تأسیس کرده‌اید؟» اظهار داشت که «از طرف نهادهای اطلاعاتی به وی پیشنهادات زیادی می‌شده و به این علت ترجیح داده که المکاسب را در دبی راه‌اندازی کند.»

این متهم در عین حال تأکید کرده که «تاکنون با هیچ وزیر و سرداری ارتباط نداشته است.»

گفتنی است یکی از مسائلی که درباره عملکرد وزارت اطلاعات در سال‌های قبل از دوم خرداد مطرح بوده فعالیت‌های اقتصادی این وزارتخانه است که پس از روی کار آمدن «علی یونسی» حذف این پروژه‌ها در رأس برنامه وزارت اطلاعات قرار گرفت.

اعتراض چهره های سیاسی و فرهنگی به سخنان امام جمعه تهران در خطبه های نماز

سخنان محمد یزدی امام جمعه تهران در خطبه های نماز و حمایت شدید وی از سانسور کتاب اعتراض چهره های سیاسی و فرهنگی را به دنبال آورد. آقای یزدی که پیشتر رئیس قوه قضائیه بوده و اکنون عضو فقیهان شورای نگهبان است در خطبه های روز جمعه در انتقاد از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یعنی مسئول سانسور کتاب و روزنامه گفت: از میان 600 جلد کتاب دارای مجوز وزارت ارشاد، فقط 40 عنوان کم و بیش بی اشکال است. و بقیه آنها مروج فساد و فحشا هستند. سیروس زنوزی جلالی نویسنده ادبیات داستانی ایران گفت: بزرگوارانی که بیشتر کتابهای دارای مجوز را رواج دهنده فساد و فحشا می دانند، حداقل دو نمونه از آنها را نام ببرند و کلی گویی نکنند. زنوزی که بیشتر داستانهایش پیرامون جنگ ایران و عراق نوشته شده، می گوید نویسندگان ایران امروز تا آنجا به مطالب مورد نگارش حساسند که به نوعی دچار خودسانسوری شده اند. به گفته این نویسنده کسانی هم اگر امروزه بخواهند به دنبال فساد و فحشا بروند به دنبال فرآورده های تصویری می روند نه کتاب، آنهم به حضور امواج ماهواره ها در همه خانه ها. زنوزی گفت کلمات در شرایط حاضر منشاء فساد نیست. وی به طور ضمنی به آقای یزدی و همفکرانشان توصیه کرد اهل قلم را بیش از این مهجور نکنند. اهل قلم به اندازه کافی مهجور و تک افتاده است. منصفانه تر به قضیه نگاه کنند. جلیل سازگارنژاد نماینده شیراز و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس داوری شیخ محمد یزدی درباره کتابها را شتابزده خواند و به دور از انصاف و عدالت. و گفت بهتر بود آقای یزدی ابتدا نام کتابهای مورد نظر را به وزارت ارشاد اعلام می کرد تا مسئولان بررسی و اقدام کنند. به گفته آقای سازگار نژاد در 5 سال گذشته 70000 عنوان کتاب از وزارت ارشاد مجوز گرفته و 600 کتاب یعنی یک درصد کل آنها هم اگر اشکالی داشته باشد امری طبیعی است. سازگار نژاد گفت حتی در میان کتابهای حوزه های درسی قم هم ضریب یک درصد وجود دارد و نوشته های آقایان علما از وضع عصمت نوشته نشده و عاری از گناه نیست. نماینده شیراز گفت جامعه ادبی ایران با داشتن نویسندگان و کتابهای متعدد شایسته نسبتی ناروا چون مروج فساد نیست. وی سخنان آقای یزدی را به دور از عدالتی دانست که باید امام داشته باشد.

کاریکاتور روزنامه کیهان یک روز قبل از انجام انتخابات شوراهای شهر و روستا

پوزش نیما راشدان از فریبرز رئیس دانا

مدیریت محترم سایت گویا

با سلام

آخرین مقاله اینجانب با عنوان "شما اسم این را چه مى‏گذارید؟" بر پایه اطلاعات موجود در محافل سیاسى رسمى ایران٬ رادیو و سایتهاى اینترنتى (روزنت‏ها) تنظیم گردیده بود در این مقاله مطلب متنوعى مطرح گردیده‏ بود از آن جمله "حمایت یکى از اعضاى سرشناس کانون نویسندگان ایران از محمدابراهیم اصغرزاده ٬ حکیمى‏پور و لطفی" .
نفس درج چنین خبرى در جراید به تاریخ ۶/۱۲/1381 برای من و بسیاری از دوستان دیگر شوک‏ آور و اعجاب‏ انگیز بود چراکه کانون نویسندگان ایران و دست‏اندرکاران آن همگى‏حداقل دو برابر سالیان عمرامثال آقایان اصغرزاده و حکیمى‏پور در را رویارویى مستقیم با ارباب قدرت گذرانیده و پیشینه افتخارآمیز کانون اعضا و شهداى آن روشن خدشه‏ناپذیر و بى‏ابهام مى‏باشد.
اعلام چنین خبرى که بعدها مشخص شد با سوءاستفاده "باند ابراهیم اصغرزاده" از سفر جناب آقاى دکتررئیس دانا صورت پذیرفته است٬ متاسفانه در مقاله اخیر بنده مبناى تحلیل قرارگرفته بود . بدینوسیله پس از تکذیب صریح این اخبار توسط جناب آقاى دکتر رئیس دانا که هرگونه ابهامى را از میان برداشت از ایشان و دیگر سروران عذرخواهى نموده و جدا امید عفو دارم.
لازم به ذکر است این حقیر مسئولیت کامل الباقى نوشتار از جمله دریافت وجه بیت رهبرى ملاقات با شاهرودى و ... از سوى اصغرزاده و سوابق اعمال آقاى حکیمى پور در کمیته و سپاه زنجان در دهه 60 و همچنین مطالب مربوط به آقاى لطفى در بنیاد امور مهاجرین جنگ تحمیلى را مى‏پذیرم و قضاوت در مورد این سه تن و دیگرانى چون فیاض‏زاهد را به همشهریان خوب تهرانى‏ام در روز انتخابات وامى‏گذارم.
براى اثبات ارتباطات نامرئى آقایان با دستگاه قضایى و شاهرودى کافیست تیتر پنج‏شنبه روزنامه مردمسالارى مورد توجه قرار گیرد که حکایت از مصونیت آهنین قضایى به شیوه روزنامه وزین کیهان دارد. بى‏هیچ تردید اینجانب بحث درباره سوابق سیاسى جریان نوظهورموسوم به چپ نو اصغرزاده یا مدافعین جامعه مدنى یا .... را با تکیه بر شخصیت و پیشینه سیاسى بازیگرانى نظیر اصغرزاده حکیمى پور و کواکبیان پى‏خواهم گرفت.

تا سیه روى شود هرکه در او غش باشد

نیما راشدان
زوریخ 27 فوریه 2003

March 01, 2003

در محافل ایران گفته می شود هواپیمای حامل افراد سپاه با موشک استینگر سقوط کرد

در محافل سیاسی ایران گفته می شود: هواپیمای حامل بیش از 300 عضو سپاه پاسداران براثر شلیک موشک زمین به هوای "استینگر" سرنگون شده است. در محل سقوط هواپیما و در جریان جمع آوری لاشه این هواپیما قطعات موشک استینگر یافت شده است. اکنون پرسش مهمی که در این ارتباط مطرح است، اینست که چه کسانی این موشک را به سمت هواپیما شلیک کرده اند و شلیک کنندگان از مسیر هواپیما و زمان و محل پائین آمدن آن برای نشستن در فرودگاه کرمان چگونه مطلع شده اند. در این ارتباط نیز گفته میشود: لشکر امیرالمومنین (علی بن ابی طالب) یکی از آلوده ترین واحدهای سپاه پاسداران است که شبکه های القاعده و مافیای مواد مخدر بر آن سلطه دارد. واحدهائی از این لشکر همراه با واحدهای اعزامی از مرکز برای تامین امنیت سفر رهبر به سیستان و زاهدان به محل فرستاده شده بودند. با آنکه واحدهای ویژه تامین امنیت رهبر برای این نوع سفرها معمولا مستقل از واحدهای محلی ماموریت خود را انجام میدهند، در این ماموریت، با توجه به آشنائی لشکر امیرالمومنین به منطقه و شرکت همیشگی آن در امور مربوط به مبارزه با شبکه های قاچاق مواد مخدر و آشنائی به راه های منطقه از افرادی این لشکر نیز استفاده شده بود. این گمان که از درون همین افراد اطلاعات دقیق مربوط به پرواز هواپیما به شبکه های قاچاق و القاعده رسانده شده باشد روز به روز قوی تر می شود. در جریان عملیات تامین امنیت سفر رهبر، درگیری هائی نیز با شبکه های نظامی القاعده و مواد مخدر در منطقه پیش آمده بود که کشف سه فروند موشک زمین به هوا در این عملیات اعلام شده بود. القاعده که با طالبان افغانستان پیوند نزدیک دارد و از طرف دیگر با واحدهای نظامی حزب اسلامی گلبدین حکمتیار در پیوند و ارتباط است بخش مهمی از شبکه انتقال مواد مخدر از افغانستان به ایران و ترکیه و جمهوری های آسیائی اتحاد شوروی سابق را رهبری می کند. از جمع سرنشینان هواپیمای ایلوشین حامل واحد امنیت رهبر و لشکر امیرالمومنین یک تن بنام مراد مظفری زنده مانده است که در قرنطیقه پزشکی و امنیتی بسر می برد. ضمنا دو جعبه سیاه هواپیما نیز بدست آمده است. در همین ارتباط گفته می شود، مجلس قراراست با توجه به مجموعه این اطلاعات وزیر دفاع را برای پاسخگوئی و تحقیق پیرامون حادثه سقوط هواپیمای حامل افراد سپاه پاسداران به جلسه غیر علنی مجلس فرا بخوانند. موشک استینگر، در زمان حضور ارتش شوروی در خاک افغانستان از سوی امریکا در اختیار نیروهای مخالف دولت مرکزی قرار گرفت و نحوه کار با آن را در اردوگاه های نظامی افغان ها در خاک پاکستان آموزش دادند. تعداد زیادی از هواپیماها و هلیکوپترهای ارتش شوروی در آن دوران توسط همین موشک ها مورد اصابت قرار گرفته و سقوط کردند.

خامنه‌ای در انتخابات شوراها شرکت نکرد!

امضا محفوظ

پس از صحبتهای بادامچیان دبیر سیاسی جمعیت مؤتلفه اسلامی مبنی بر تحریم تلویحی انتخابات شوراها، بسیاری از گروههای سیاسی درون نظام و حتی اعضای مؤتلفه هم با آن مخالفت کردند. در همین حال، بسیاری از گروههای مهم اپوزیسیون خارج کشور نیز مردم را به شرکت در انتخابات تشویق کردند. اما امروز در این انتخابات مهم و سراسری، اتفاقات بااهمیتی هم رخ داد که در تاریخ بیست و چندساله جمهوری اسلامی بی‌سابقه بود.

آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در انتخابات شوراها شرکت نکرد. خامنه‌ای که تا روزهای آخر در این باره سکوت کرده بود، بالاخره در واپسین روزها، و آنطور که گفته می‌شود بعد از کشاکش‌هایی در بین نزدیکان خود، مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کرد. او درعین حال نتوانست جلوی خود را بگیرد تا به تجربه ناموفق شورای شهر تهران، و درحقیقت در پوشش آن به اصلاح‌طلبان، طعنه نزند.

اما اتفاقاتی که در روز 9 اسفند افتاد، نشان از این داشت که مشکل او با این انتخابات، که درواقع اولین انتخابات بی‌محدودیت پس از خرداد 76 است، بسیار دامنه‌دارتر و بلکه خطرناک‌تر است. خامنه‌ای در مهمترین عکس‌العمل خود، تصمیم گرفت در انتخابات شرکت نکند. او که برخلاف تمامی انتخابات گذشته، در زمان انتخابات در پایتخت حضور ندارد و در استان سیستان و بلوچستان به سر می‌برد، برای همین منظور در روز انتخابات شوراهای شهر و روستا، به شهر کوچکی به نام کنارک در حاشیه شهر چابهار سفر کرد. این سفر باعث شد که او بتواند از شرکت در انتخابات بگریزد، چرا که طبق یک ماده از قانون انتخابات شوراها، افراد غیربومی نمی‌توانند در انتخاب شورای شهرهایی با جمعیت کمتر از صدهزار نفر شرکت کنند.

مسئله به همین جا ختم نشد، و رهبر جمهوری اسلامی نه تنها به این انتخابات بی‌اعتنایی کرد، بلکه تلویحا فضای انتخاباتی را تهدید هم کرد. از زمان انتصاب رهبر فعلی به این سمت، او در تمام انتخابات در اولین ساعات صبح روز انتخابات بر سر صندوق رأی سیاری که به محل سکونتش می‌آوردند حاضر می‌شد و رأی می‌داد. به‌علاوه در همین زمان با تلویزیون هم مصاحبه می‌کرد و از اهمیت انتخابات می‌گفت و مردم را شرعا به شرکت در آن مکلف می‌کرد. اما در صبح روز 9 اسفند، رهبر جمهوری اسلامی به جای صندوق رأی، در رژه مشترک نیروهای دریایی سپاه و ارتش حضور یافت، و از آنها سان دید. او در این زمان وزیر دفاع و بسیاری از فرماندهان عالی‌رتبه سپاه و ارتش را نیز به دور خود جمع کرده بود، و درحقیقت با این عمل تلویحا تمام فضای انتخاباتی و رقابتهای احزاب اصلاح‌طلب را روبروی خود و نیروهای نظامی پیرامونش نشان داد. انتخابات شوراهای امسال، تنها انتخاباتی بود که در آن برای صندوق‌های رأی رقیبی تازه پیدا شده بود: چفیه روی دوش خامنه‌ای، و لباسهای نظامی اطرافیانش.

خامنه‌ای به مانور نظامی در روز انتخابات بسنده نکرد، و درحالی که بسیاری از مقامات عالی‌رتبه کشور و مسؤولان برگزاری انتخابات با نگرانی به حضور رهبری در روز انتخابات در جمع نظامیان و معنا و مفهوم آن فکر می‌کردند، او تیر خلاص خود را هم به توجیهات ساده‌انگارانه آنها که می‌خواستند همه داستان را اتفاقی تلقی کنند، نشانه رفت. رهبر جمهوری اسلامی ساعاتی بعد از این مانور در یکی از حوزه‌های انتخابی شهر کوچک کنارک حضور یافت، و درحالی که با لحنی حق به جانب درباره بهانه خود برای عدم شرکت در انتخابات توضیح می‌داد، برخلاف تمام مسؤولیت‌ها و محدودیت‌های قانونی خود به صراحت مسؤولان ناظر انتخابات و کاندیداهایی را که برای اولین بار در دو دهه گذشته تأیید شده بودند، تهدید کرد. او از گزارش‌هایی سخن گفت که «برای من رسیده»، گزارشهایی که از تأیید غیرقانونی صلاحیت‌ها (البته به‌زعم گزارش‌کنندگان) حکایت داشت. خامنه‌ای تصریح کرد: «اگر افرادی نابجا و به خلاف مقررات، به انتخابات راه یافته باشند، انتخاب آنها اعتبار ندارد.» جالب است که ذکر شود در روز گذشته نیز روزنامه کیهان «با توجه به اینکه طبق قانون اساسی، قوه قضائیه وظیفه نظارت بر اجرای قانون را برعهده دارد» صراحتا خواستار تعقیب قضایی هیأت نظارت بر انتخابات شده بود.

روز انتخابات شوراها درحالی به پایان خود نزدیک شد که اخبار دیگر نیز موضع‌گیری بی‌سر و صدا ولی پرمعنای رهبر و اطرافیانش درمقابل انتخابات را نشان می‌داد: سیدمحمود هاشمی رئیس قوه قضائیه نیز در روز انتخابات به قم سفر کرد تا در انتخابات شبهه‌ناک شورای شهر تهران شرکت نکند. علی لاریجانی رئیس صدا و سیما نیز با برگزاری جشن پرسروصدایی به نام انتخاب قهرمان قهرمانان، در روز یک انتخابات سراسری سعی داشت توجه مردم را به خود جلب کرده و از انتخابات منحرف سازد. و صحبتهای رهبر درباره بی‌اعتباری انتخاب‌های غیرقانونی (آنهم براساس یکسری گزارش‌هایی که تازه باید بررسی شود!) تا آخرین ساعات اخذ رأی از تمام بخشهای خبری رادیو و تلویزیون پخش شد.

بدیهی است که باید در روزهای آینده منتظر موضع‌گیری‌های شدیدتر و جدی‌تری درباره انتخابات و مسائل حول و حوش آن باشیم. اما مسلما این روز در تاریخ ایران ثبت خواهد شد: روزی که رهبر نظام در انتخابات شرکت نکرد، و بلکه در میان نظامیان کشور حضور یافت تا از آنها سان ببیند. روزی که رهبر به صریح‌ترین شکل ممکن در مقابل صندوق‌های رأی موضع گرفت.