February 27, 2003
شما اسم این را چه مىگذارید ؟
نیما راشدان
Rashedan@gmx.ch
www.Rashedan.com
لیست انتخاباتى با عنوان "دانشوران و کارشناسان شهرتهران" ارائه مىشود. سه نفر اول این لیست را آقایان X وY و Z تشکیل مىدهند(X=ابراهیم اصغرزاده).
تهیه کننده این لیست یکى از سرشناسترین مخالفان چپگراى افراطى جمهورى اسلامى ایران و عضو موثر کانون نویسندگان ایران مىباشد ما او را آقاى M مىنامیم.
اهل مطبوعات در ایران مىگویند : آقاى X هفته گذشته با حجه الاسلام سیدعلى خامنه اى دیدار نموده . چکى به مبلغ 800 میلیون تومان دریافت نموده و مشغول تبلیغات انتخاباتى گردیده که از قضا مورد حمایت M عضو سرشناس کانون نویسندگان نیز قرارگرفته است. حالا کجایش را دیده اید؟ همین آقاى X موصوف پس از دیدار با رهبر یکهو از دفتر آقاى هاشمى شاهرودى سر در مىآورد. هاشمى شاهرودى در جلسه سران سه قوه با پوزخند به رئیس قوه مقننه رو مىکند و مىفرماید : آقاى X در ملاقات با من وعده دادند اگر ایشان را مدد رسانیم بساط خاتمى و خاتمى بازى را جمع مىکنم و جالب اینجاست که حتى شاهرودى نیز عقیده دارد ایشان دودوزه بازى مىکنند.
بگذریم که باقى ماجرا جالبتر است.
نفر دوم لیست دانشوران آقایى است که زندگى سیاسى خود را در سپاه پاسداران زنجان و در ضل توجهات حضرت آیت لله بیات آغازیده است. اگر تا کنون به زنجان نرفته اید یکبار به آنجا سفر کنید جلوى هر عابر و رهگذر خیابان را بگیرید و از پیشینه آقاى Y بپرسید ، مىدانید چه خواهید شنید ؟ "روزى روزگارى جوانى بود ، سبزپوش و جویاى نام منافق و چریک و امتى را مىگرفت و بدون آنکه زحمت معرفى ایشان به دستگاه دادگسترى و قضا را متحمل شود همینجا در پشت بام مسجد با دو تیر خلاص راهى رحمت حقشان مىنمود. روزگار گذشت و گذشت و گذشت ایشان نیز از سازمان اموال تملیکى شهردارى تهران و از خیابان میرداماد تهران سردرآورد. دوران درخشان چپاول به همدستى آقاى X اى که سهام نرگس شیراز و روغن جهان و ... را از برکت تلفنچى رهبر بودن تا توبه نامه نویسى پس از بازداشت در اختیار داشت. آغاز گردید و تعجب نکنید که آقایان X وY و Z شوراى شهر تهران را در غیاب عبدالله نورى دربند و سعید حجاریان مضروب"به لجن" کشیدند و عذرمىخواهم اگر گریزى از این واژه براى توصیف آنچه اینان در شورا نمودند نیست.
حکایت همچنان باقىاست آقاى X و Y و Z به شدت از سوى یکى از دوستان سرشناس و قدیمى حمایت مىشوند او را آقاى N مىخوانیم کارنامه آقاى Z متولد خرمشهر در مشاغل کلان اقتصادى بنیاد مهاجران جنگ تحمیلى مشعشع است و همچنین هنگام حضور در مدیریت فرهنگى این نهاد. از این مهمتر پدرخوانده سیاسى آقاى Z است که او را N نامیدیم N چشم راست فلاحیان و رىشهرى بود از جمعیت دفاع از ارزشهاى خیابان مقدس اردبیلى سردرآورد و امروز جاى دیگرى مشغول خدمت است.
آقاى N عزیز مىبایست در زندانها حضور یابد او و دو نفر دیگر ماموریت داشتند از زندان سیاسى بجان آمده از گرماى شهریور 67 روى یک برگه کاغذ بخواهند : "آیا هنوز بر سر موضع هستى؟!" زندانى مىگفت : نه ! ایشان نیز نظر کارشناسى خود را مىنوشت آقاى N و آقاى نیرى مشهور امضاء مىکردند زندانى اعدام مىشد و بیش از 2000 نفر همینطور اعدام شدند ، این امضاها موجود است این ان و ضد آدمهایى حقیقى هستند! خدایا به که بگوییم : آقاى M نویسنده و اقتصاددانى که صمیمى ترین دوستان نویسنده خود را همین چند سال پیش با دست خود به خاک سپرده است از افرادى نظیر N و Z با عنوان "دانشوران و کارشناسان شهر تهران" حمایت انتخاباتى مىکند ؟
چهار سال پیش مقالاتى مىنوشتم با عنوان "جامعه شناسى سیاسى و سازمانهاى غیردولتى در ایران" آنجا باور داشتم و نوشتم که "گذشته کانون نویسندگان و چپ سکولار ایران" افتخارآفرین است ، نوشتم که هر کارشناس و تحلیلگر آینده ایران بخت این جریان را براى نقش آفرینى در حدوث جامعه مدنى ایرانى بسیار بلند مىداند نوشتم که چپ ایران گذشته دارد آینده دارد و از همه مهمتر وظیفه دارد اما ننوشتم که این وظیفه گنجاندن دزدها بسازبفروشها و جنایتکاران فرصت طلب در لیستهاى انتخاباتى به صرف دشمنى مشترک با جریانات لیبرال و تکنوکرات مىباشد ننوشتم فکر هم نمىکردم و هنوز هم باور نمىکنم که انشاءالله گربه است.
جریانات مغضوب حکومت آنها که دو سال گذشته را در زندان 59 گذرانیده اند به همت منتخبان ملت ایران پس از ربع قرن اختناق براى نخستین بار در یک انتخابات نسبتا آزاد فرصت شرکت یافته اند.
آقاى "M" از پشت به زخم خوردگان سالهاى اخیر به روزنامهنگاران زندانى و به مردم ایران خنجر مىزند حیثیت جریان روشنفکرى خویش را به خطر مىاندازد و براى جمعى کاسه به دست گرفته است که بسیار کمتر از "علىاکبر فلاحیان" راى خواهند آورد ؟ در دنیاى دانش انتخابات چیزى به نام نظرسنجى سالهاست که وجود دارد اکنون حتى انصارحزب الله و جنتى نیز قبل از شرکت در انتخابات نظرسنجى مىکنند آیا آقاى دکتر "M" استاد عزیز دانشگاه ما نمىتوانست تنها نظر 10 نفر از عابران خیابانهاى تهران را در خصوص آقایان X وY و Z جویا شود و دریابد ایشان منفورترین و مطرودترین بازىگران سیاسى چهارسال گذشتهاند ؟ خودسوزى با کدام استدلال ؟ خودزنى با چه نیتى ؟ بر اساس کدام برآورد ؟ چرا ؟ آخر چرا ؟
مردم ایران به امثال آقاى دکتر "M" امید بسته اند او و دوستانش را دوست دارند . من نیز او را دوست دارم و اطمینان دارم که مورد اخیر از عدم اطلاع و تحقیق ایشان از سوابق و عملکرد افرادى چون X وY و Z ناشى مىشود و قطعا تعمدى درکار نیست. اما نباید قدرى بیشتر دقت ؟ قدرى فراتر تحقیق؟ قدرى عاقلانه تر محاسبه ؟
شما اسم این را چه مىگذارید؟
قوه قضائیه دستور بازداشت و آزادی «سازگارا» را داده است
در حالی که روزنامه «رسالت» وزارت اطلاعات را مسؤول بازداشت «محسن سازگارا» معرفی کرده، سخنگوی دولت دیروز تأکید کرد که این امر «براساس دستور قضایی» صورت گرفته است.
روزنامه «رسالت» در شماره روز چهارشنبه خود با اشاره به یادداشت اخیر «مراد ویسی» در سایت «رویداد» مدعی شده بود: «نویسنده رویداد که بهنظر میرسد با علم به این که میداند وزارت اطلاعات عامل بازداشت سازگارا بوده اما در راستای اجرایی کردن شعار «دانستن هرچیز حق مردم نیست» بدون اشاره به نقش وزارت اطلاعات در این بازداشت، حملات خود را متوجه قوه قضائیه کرده».
در اینباره، سخنگوی دولت روز چهارشنبه در جلسه هفتگی خود با خبرنگاران گفت: «دستگیری آقای سازگارا براساس دستور قضایی انجام شده و پس از پایان کار تحقیقاتی وزارت اطلاعات براساس دستور قضایی آزاد شده است».
گفتنی است روزنامههای «رسالت» و «کیهان» بازداشت سازگارا همزمان با سفر هیأت سازمان ملل به تهران و نیز انتخابات شورا، را «مشکوک» و «قابل تأمل» دانستهاند.
رویداد
گزارشی درباره دزدیهای مسلحانه باند سردار نقدی
سردار غلامرضا نقدی که از خانواده های معاودین عراقی است، یکی از اعضای ثابت محفل خواص نزدیک به آیت الله خامنه ای محسوب می شود.
او همان شخصی است که در شکنجه شهرداران مناطق مختلف تهران، در نقشه ترور عبدالله نوری و در ضرب و شتم مهاجرانی و نوری در نمازجمعه شایستگی خود را در دفاع از حریم ولایت به اثبات رسانده است.
غلامرضا نقدی در سازماندهی گروههای فشار و دسته هایی که به لباس شخصی ها معروفند و البته اعضای اصلی آن را مسئوولان وماموران اطلاعات نیروی انتظامی تشکیل می دهند، ازآغازنقش موثری برعهده داشته است. از زمان رهبری آقای خامنه ای نقدی در زمره افراد صددرصد مورد اعتماد رهبر بوده است. این گونه افراد که در دایره نزدیکان خامنه ای قرار دارند همگی در سالهای گذشته ازامکانات نظامی و پرسنلی وسیعی برخورداربوده اند و در سرکوب و ارعاب مردم اختیارات تام داشته اند واز نظررهبر و بیت رهبر اختیارات و ابتکارات آنان لازمه پاسداری ازهیبت و اقتدار نظام بوده است.
علی الاصول هرگونه گله و شکایت از این گونه معتمدان و خواص رهبری خود جرمی نابخشودنی است و شکایت برنده هر که باشد مورد غضب قرار می گیرد. و در بسیاری از موارد اساسا این گونه شکایات برای رسیدگی به همان اشخاص محول می شود که مورد شکایت هستند. مثلا در سالهای گذشته و در مورد شخص غلامرضا نقدی دهها مورد شکایت از جانب اصلاح طلبان و دیگران به دفتر رهبری ارسال شده بود که به هیچ یک از آنها ترتیب اثر داده نشد و فقط شاکیان مورد تردید و حتی تعقیب قرار گرفتند. که یک نمونه آن همین آقای فرشاد ابراهیمی است که وقتی لب به شکایت گشود دستگیر و زندانی شد و البته یکی از شاکیان او خود غلامرضا نقدی بود. در حکومت جمهوری اسلامی همه می دانند که آقای خامنه ای فقط به آدم های چاپلوس و چاکرمنش که خود را خیلی سرسپرده و وفادار به رهبر نشان دهند اعتماد می کند و اگر رهبر و اطرافیانش کوچکترین اثری از شخصیت و آزادگی در کسی پیدا کنند، بی درنگ به وی مظنون می شوند و او را به حاشیه می رانند. باری آقای نقدی در راس گروهی از ماموران اطلاعاتی نیروهای انتظامی با استفاده از نفوذ و امکانات نظامی و قضایی و اعتماد رهبر در این سالها بیش از صد فقره سرقت و باج گیری، آدم ربایی، قتل و تجاوز به زنان و دختران مردم را در پرونده خود جمع کرده است و در همه این مدت زیر چتر حمایت و عنایت رهبری و قوه قضائیه قرار داشته است. یکی از موارد این پرونده آن است که این باند با استفاده از پرونده ها و اطلاعاتی که از افراد داشته اند از آنها باج می گرفتند و از زنان سوء استفاده های جنسی می کردند. پرونده باند نقدی در دادگستری تهران الان به یکی از معضلات بیت آقای خامنه ای تبدیل شده است. اما چگونه سروکار این باند جنایتکار و سردار نقدی به دادگاه و زندان کشیده شده است؟ ماجرا از این قرار است که در آبانماه سال ۸۰ یعنی بیش از یکسال پیش درادامه سرقت های مسلحانه زنجیره ای غرب تهران منزل یکی از تجار سرشناس (حاج حسین ت) که با سران نظام هم آشنائی داشته و دختروی همسر یکی از فرماندهان نیروی هوایی است مورد دستبرد قرار می گیرد و مبالغ هنگفتی جواهرات، پول و قالی ها و اشیاء قیمتی به سرقت می رود. درجریان این سرقت یکی از همسایگان این تاجر سرشناس که متوجه وضع غیرعادی پیرامون منزل خود و همسایه می شود با مرکز نیروی انتظامی محل تماس می گیرد. پس از لحظاتی ماموران انتظامی محل با افرادی از این باند درگیر می شوند و چندنفری را دستگیر می کنند که بعدا هم آزاد می شوند.
مراجعات و شکایات حاج حسین ت به نیروی انتظامی هم به جائی نمی رسد. منتها یکی ازفرماندهان پیشین نیروی انتظامی که بخاطر اختلافات خود با غلامرضا نقدی از چندی پیش از نیروی انتطامی بیرون آمده و به بنیاد شهید منتقل شده بود از طریق برادرش که از افسران نیروی انتظامی یکی از محلات غرب تهران است در جریان سرقت منزل حاج حسین ت توسط باند نقدی قرار می گیرد و در تماس با تاجر مذکور وی را به شکایت ترغیب می کند. به این ترتیب شکایتی علیه دو نفر از اعضای اصلی این باند که در سرقت منزل آقای حسین ت دستگیر و بعدا آزاد شده بودند با شهادت ماموران انتظامی آن محل تنظیم می شود. به توصیه وکیل مامور پیگیری این پرونده، همزمان با ارجاع شکایت به دادگاه محل نسخه هایی از این شکایت نامه را داماد حاج حسین ت که افسر نیروی هوایی است به دفتر رئیس جمهور و دفتر مهدی کروبی می برد و نسخه ای نیز به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ارسال می دارند. گفته می شود که پس از انتشار خبر این پرونده دهها شکایت جدید از باند نقدی به دادگستری تهران و به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ارسال شده است. پیگیری این پرونده تا این لحظه مشخص کرده است که غلامرضا نقدی به همراه ۸ تن از ماموران نیروی انتظامی و امنیتی در چند سال گذشته مسئولیت ارتکاب بیش از صد فقره سرقت مسلحانه، ۱۳ فقره قتل و موارد بیشماری از تجاوز به نوامیس مردم را به عهده دارند. در همه این مدت این جنایتکاران در زیر چتر حمایتی رهبر جمهوری اسلامی و در نهادهای مستقیما زیر نظروی فعالیت داشته اند. اینک ماجرای این سرقت های مسلحانه زنجیره ای درهمه محافل حکومتی ورد زبانها است و با توجه به این که عده ای از افسران ارتش و نمایندگان مجلس و گروهی از فرماندهان نیروی انتظامی خواهان پیگیری آن هستند، دادگستری تهران نمی تواند به آسانی پرونده این جنایات را مختومه اعلام کند.
از میهن mihan.net
گزارش نماینده سازمان ملل متحد از وضع زندان در ایران
"لویی ژوانه" رئیس گروه کاری سازمان ملل متحد برای رسیدگی به بازداشت ها در ایران، در ابتدای این بیانیه مفصل ابراز خوشحالی می کند از این که بعد از 7 سال برای اولین بار هیئت کاری سازمان ملل برای رسیدگی به وضعیت نقض حقوق بشر در ایران به این کشور سفر کرده است.
آقای ژوانه تاکید می کند که این سفر فقط برای بررسی وضعیت قانونی و قضایی بازداشت ها و زندانیان در ایران بوده است. برای بررسی مطابقت نحوه بازداشت ها، نگهداری افراد در زندان، محاکمه و صدور حکم محکومیت افراد در ایران با استانداردها و روندهای بین المللی و اینکه چرا و چطور مواردی از برخورد بین مقامات حاکم و ماموران پلیس و نیروهای امنیتی با مردم سوال برانگیز بوده است.
او تاکید می کند که کمیسیون حقوق بشر اسلامی در ایران همکاری بیسابقه ای با این هیئت کاری سازمان ملل داشته است.
آقای ژوانه در این بیانیه به آنچه مشکل عدم وجود فرهنگ وکالت و روند صحیح دفاع از متهم و ارائه دفاعیه خوانده اشاره می کند و می گوید مهم ترین قسمت مشکلات این گروه به طور خاص در مورد وضعیت زندانیان سیاسی محبوس در سلول های انفرادی بوده است.
او تاکید می کند که از شروط این هیئت کاری این بوده است که خودشان محل بازدید با زندانی ها را انتخاب کنند و خودشان افراد زندانی را برای دیدار و مصاحبه انتخاب کنند.
او در ضمن از کسانی که در این تحقیقات و ماموریت به این گروه کمک کرده اند تشکر و قدردانی می کند.
زمینه های تحقیق
آقای ژوانه اشاره می کند که عملکرد قضاوت در دادگاه های انقلاب، دادگاه های ویژه روحانیت و دادگاه های نظامی، وضعیت قانونی بودن بازداشت ها و وضعیت آزادی بیان از جمله زمینه های تحقیقات این گروه بوده است.
رئیس گروه کاری سازمان ملل خاطرنشان می کند که برخلاف شایعه هایی که در این مورد مطرح شده بود، مقامات ایران به آنها بسیار احترام گذاشته اند و تمام تسهیلات را برای بازدید دقیق از تمامی اماکن مورد درخواست از جمله زندان اوین و بند 209 که سرویس امنیتی یا اطلاعاتی ایران آن را در دست دارد در اختیار آنها نهاده اند.
اما وی ابراز تاسف می کند که از آنجا که دیدار شش ساعته شان از زندان اوین در دو روز انجام شد آنها ناچار شدند ملاقات با زندانیان و خانواده هایشان در شهر یزد را لغو کنند.
آقای ژوانه در قسمتی دیگر از این بیانیه 5 صفحه ای اشاره می کند که مشکل در ایران آزادی بیان نیست بلکه مشکل پیامدهایی است که بعد از بیان مطالب سیاسی برای افراد پیش می آید و می گوید در مواردی که پیمان جهانی حقوق مدنی افراد در مورد اشخاص نقض می شود، بازداشت این گونه افراد جنبه خودسرانه و بدون ضابطه پیدا می کند، و می افزاید از آنجا که ایران به این پیمان جهانی پیوسته، بازداشت شماری از زندانیانی که با آنها ملاقات کرده ایم در این طبقه بندی قرار می گیرد.
آقای ژوانه تاکید می کند که این مساله را با مقامات ایران به طور خاص مطرح خواهد کرد.
زندان و حکم هر دو نامتناسب
آقای ژوانه در قسمتی دیگر می گوید: "این گروه به این نتیجه رسیده است که بازداشت های افراد در سلول های انفرادی که در ابعاد گسترده و برای مدت های طولانی در بند 209 زندان اوین صورت می گیرد، با توجه به معیارهایی که این گروه در دیدارهایش در همه کشورها در نظر می گیرد، در مورد ایران طوری است که به زندانی درون زندان می ماند که در این صورت می توان این وضعیت را به عنوان مواردی از بازداشت خودسرانه یا بدون ضابطه نامید. به هر حال باید گفت که این اولین باری است که این گروه کاری شاهد چنین برخوردی در چنین ابعاد گسترده ای بوده است."
او می افزاید: "در مصاحبه های اعضای گروه کاری سازمان ملل با زندانیان سیاسی و زندانیان عادی مشاهده کرده ایم که در مواردی میزان محکومیت ها با طبیعت جرم ها ناهمخوان بوده است. و این نشان دهنده غیرمتناسب بودن شدت محکومیت های صادر شده توسط قاضی های متعدد است."
رئیس هیئت کاری سازمان ملل در پایان این بیانیه یادآوری می کند همه اینها برداشت و یافته های اولیه این گروه از دیدارهایشان در ایران است و می گوید که هنگامی که ماموریت آنها تکمیل شود، بدون شک گزارش دقیق تر و مفصل تری به نهادها و مقامات و مردم تسلیم خواهند کرد.
نامه سرگشاده بیژن صف سری ، سردبیر روزنامه های توقیف شده "آزاد" و "صدای عدالت" به خاتمی
سه شنبه، 6 اسفند، 1381
آقای رئیس جمهور فقط جهت اطلاع بدانید
بسمه تعالی
آقای رئیس جمهور آنچه در این نوشتار معروض می دارم عرض حال قلم به دستی از قبیله بی یاور مطبوعات است که نه برای استجاب نیاز که بی نیاز می باشم. اما به اقتضای حرفه اطلاع رسانی ام حتی به رئیس جمهور قصد بیان پاره ای از واقعیت های پنهان شده در پشت پرده مطبوعات این آب و خاک را دارم که ادای دین است که برخورد فرض و واجب دانسته تا در هر زمان و مکان بر عهد و پیمانم با قلم باقی بمانم اگرچه حتی در زندان ما این گورستان زندگان باشم که به راه بادیه رفتن به از نشستی باطل است.
آقای رئیس جمهور
من از زندان این عرض حال را تقدیمتان می کنم اگرچه گمانم نیست که صاحب این قلم را بخاطر داشته باشید چرا که همواره این چنین بوده است که اهالی قبیله قلم ، آنهائیکه نه قصد فریب بلکه به جهت آگاهی رسانی ، قلم زدن را پیشه خود ساخته اند گمنام باقی بمانند آن چنانکه حتی فرهیختگان چون شما هم از وجود وکیلان بی جیره و مواجب ملت بی خبرید هرچند قلم بدستان بی شماری برخوان نعمتتان نشسته اند و از الطاف بیدریغشان بهره مند می گردند با اینهمه بر این باورم که سعی و تلاش همچون منی در عرصه اطلاع رسانی مطبوعات این کهنه دیار آنچنان اثرگذار و نمایان است که از دیده هیچ دل سوخته این گستره تاریخی و مخاطبان قلم ، پنهان نمانده و نخواهد ماند.
آقای رئیس جمهور
اجازه دهید آغاز این شقشقه با شرح انتشار روزنامه (صدای عدالت) باشد که در بحبوحه انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری شما منتشر گردید ، روزنامه ای که به دلیل روحانی بودن صاحب امتیاز و مدیر مسئولش که منتسب به جناح مخالف شما بوده گمان آن نمی رفت که مشی حمایت از رای مردم و اصلاحات را پیش گیرد اما در عین ناباوری جناحین سیاسی با سرمایه و مدیریت و سردبیری حقیر در مشی خواست ملت که همانا اصلاحات نوید داده شده شما به مردم بود منتشر نمودم هرچند که پس از 84 شماره به دلیل مخالفت آن گروه از مخالفان ارزش نهادن به رای ملت با تحت فشار قرار دادن مدیر مسئول و صاحب امتیازش از ادامه انتشار بازماند بطوریکه حتی با حکمیت وزیر ارشاد هم نتوانستم نسبت به احقاق حقم و سرمایه ای که در انتشار و راه اندازی آن روزنامه هزینه کرده بودم پس گرفته و مانع از انتقال روزنامه به افراد مورد قبول مافیای مطبوعات شوم.
آقای رئیس جمهور
روزنامه آزاد را به خاطر دارید؟ روزنامه ای که از بین تمامی روزنامه های کشور به اتهام واهی عدم رعایت بخشنامه دیر هنگام دبیرخانه شورای امنیت ملی به محاق توقیف گرفتار شد در حالیکه دیگر جراید کشور به مفاد آن بخشنامه سوال برانگیز که مطبوعات از درج هرگونه اطلاع رسانی نسبت به استعفای امام جمعه اصفهان منع می کرد ، بی اعتنایی نموده بودند تنها قرعه فال را بنام (آزاد) زدند چراکه به هیچ یک از جناحین وابسته نبود و از سوی هیچیک از صاحبان قدرت و احزاب حمایت نمی شد طرفه آنکه پس از بازتاب توقیف مظلومانه آزاد و انعکاس آن در خارج از مرزهای این آب و خاک که باعث گردید شورای امنیت ملی از شکایت خود صرفنظر نماید باز هم آزاد از محاق توقیف نرهید زیرا بازتاب استعفای امام جمعه اصفهان آنقدر بود که قربانی می طلبید و قوه قضاییه بره ای پروارتر از (آزاد) را در بین خیل مطبوعات وابسته به جناحین نیافته بود لاجرم یک شبه با طرح 32 شکایت از سوی دادستان همچنان در توقیف باقی ماند.
آقای رئیس جمهور
پس از توقیف با وجود آنکه حقیر تنها سردبیر و سرمایه گذار آن بودم و نه مدیر مسئول بارها از سوی قاضی جوان دادگاه مطبوعات احضار شدم و مورد بازخواست قرارگرفتم چرا که به دلیل سردبیری چندین هفته نامه ای که با سرمایه و مدیریت اینجانب منتشر می گردید و به محاق توقیف گرفتار گردیده بودم و هم چنین با انتشار روزنامه صدای عدالت و پس از آن روزنامه آزاد از دید قاضی جوان از عوامل دست اند کار انتشار نشریات زنجیره ای شناخته شدم که نهایتا باید به این امریه شفاهی قاضی جوان تن می دادم که همانا کناره گیری از فعالیت مطبوعاتی بوده است اما حقیر بی اعتنا به چنین امریه ای روزنامه مدبر را منتشر نمودم چراکه بر این باور بودم که:
گر مرد رهی میان خون باید رفت........از پای فتاده سرنگون باید رفت
اما زهی خیال باطل که مافیای مطبوعات هم که در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد رخنه کرده است و هم هم داستان با مخالفان روزنامه ای مستقل مردمی عمل می نماید ، خواهان حذف اینجانب از فعالیتهای مطبوعاتی می باشد تا جای که با عمل غیر قانونی پاسخ ندادن به استعلام ثبت شرکتها مانع از ثبت قانونی شراکت اینجانب با صاحب امتیاز (مدبر) گردیدند و با تهدید مدیر مسئول و صاحب امتیاز مدبر او را وادار به انصراف شراکت و ثبت شرکت نمودند بطوریکه پس از انتشار 38 شماره از روزنامه مدبر مانع ادامه انتشار آن شدند که نهایتا حقیر عملا با بازماندن از فعالیت نسبت به پرداخت دیون ناشی از توقیفات نشریاتم به کنج زندان گرفتار آمدم زیرا چمدانهای به اصطلاح پر از دلار مورد ادعای مخالفان روزنامه های مستقل از بداقبالی تهی به دستم رسید!!! بهر تقدیر این نوع هم نوعی دیگر از حذف فعالان مطبوعاتی است که برای صدق و گواه آنچه گفته آمد همین قدر بس که امروز برای رهایی از این حبس ناخواسته مجبور به واگذاری امتیاز روزنامه توقیف شده ام می کنند و خواهان کناره گیری اجباری از مدبر و کلا فعالیت مطبوعاتی می باشند که این خواسته مافیای مطبوعات است.
آقای رئیس جمهور
از آنجایکه مایل نیستم از این عرض حال استنباط درخواست کمک مالی گردد از شرح ظلمی که مافیای مطبوعات بر من روا داشته اند و اینکه بگویم چگونه و چرا به زندان افتاده ام صرف نظر کرده که مقصود این نوشتار تنها اطلاع رسانی از پاره ای از واقعیات پنهان شده در پشت پرده مطبوعات است تا حضرت عالی اولا نسبت به حال و روز آندسته از اهالی مطبوعات که بدون اتکا به اربابان قدرت و احزاب سیاسی در امر اطلاع رسانی همت گمارده اند واقف گردیده ثانیا با نوعی دیگر از هزینه و تاوان اصلاحات بی نتیجه شما که مسئول القاء واهی آن به مردم می باشید آشنا گردید زیرا همانطوریکه گروهی از روزنامه نگاران به جرم واهی سیاسی به زندان افتاده اند آگاه باشید که گروهی همچون من با حربه عدم پرداخت تعهدات مالی که حاصل خیمه شب بازی های سیاسی می باشد به گوشه زندان گرفتار می باشم که نوعی دیگر حذف قلم بدستان مطبوعاتی است و اینکه از امید داشتن به تحقق شعارهای زیبا و دلفریب شما نشات گرفته است که آبرو و حیثیت حرفه ای چون من را از امروز زیر سوال برده است زیرا به آنچه که نوید آن را می دادید قادر به انجامش نبودید.
آقای رئیس جمهور
آنچنانکه مسبوق به سابقه است این عرض حال همچون دیگر عریضه های بسیاری که هر روز به دستتان می رسد جهت رسیدگی به مسئول یا وزیران مربوطه ارجاع خواهید نمود اما از باب صرفه جویی در اتلاف وقت به اطلاع می رساند که نه تنها وزیر محترم ارشاد از طریق نامه ای مفصل تر از این عرض حال از کم و کیف آنچه گفته آمد با خبر هستند بلکه با مراجعه حضوری دوستان و همکارانم از ریز آنچه شاید گفتنش باعث تکدر خاطر شما گردد مطلع می باشند خاصه آنکه مقصود از این عرض حال تنها اطلاع رسانی از واقعیتهای پنهان پشت پرده مطبوعات است و نه دادخواهی که امیدی به آن نیست و تنها نظر به وجدان بیدارتان دارم که بی تردید برای امثال چون من حکم التیام زخم کهنه را دارد می تواند تحمل این حبس ناخواسته را آسانتر نماید. آقای رئیس جمهور گرچه وقت عزیزتان با خواندن این نوشتار به نظر به هدر گذشت ولی حتما تصدیق خواهید فرمود که عمر و حیثیت کاری این جانب هم از امید داشتن شما به بطالت گذشته و می گذرد در خاتمه ضمن سپاسگذاری از تخصیص وقتتان به این عرض حال اجازه می خواهم این تقاضا را هم داشته باشم که از شما بخواهم حداقل
یاد آر ز شمع خاموش یاد آر
با احترام
بیژن صف سری *
اندرزگاه 8 بند 5
جمعه 2/12/81
* در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است.
February 25, 2003
چه برسر فرشته علیزاده آمده است؟
موسوی خوئینی نماینده مجلس شورای اسلامی در نشست پاسداشت پایداری افشاری در دانشگاه امیرکبیر در مورد وضعیت فرشته علیزاده دانشجوی دانشگاه الزهرا اعلام کرد این دانشجوی سبزواری که مسئول برد انجمن دانشگاه الزهرا نیز بوده است در پی حوادث کوی دانشگاه ربوده شده و ناپدید میشود. مادر این دانشجو ۶ ماه پس از این ماجرا در اثر فشار و رابطه عاطفی قوی با فرزند خود در اثر عارضه قلبی فوت میکند. برادر این دانشجو که معلم میباشد تمام تلاش خود را میکند ولی اثری از خواهر خود در هیچکدام از بازداشتگاه ها و زندانها نمی یابد. خانواده فرشته علیزاده در حال حاضر در تلاش برای برقراری ارتباط با بازرسان سازمان ملل هستند.
سه تن در اهواز و تهران حلق آویز شدند
در تهران یک زندانی به نام جواد خداشناس به جرم سرقت مسلحانه از طلافروشی های تهران و کشتن صاحب یک طلافروشی ، در تاریخ 27/11/81 ساعت 6 صبح با حضور نمایندگان اجرای احکام دادگاه انقلاب اسلامی تهران، زندان رجائی شهر، نیروی انتظامی و نماینده پزشک قانونی، به دار مجازات آویخته شد
در اهواز دو جوان صبح روز گذشته در خیابان نادری حلق آویز شدند. این دو جوان بهروز حمید و علی شومالی نام داشتند.بر اساس این گزارش صحنه اعدام در محاصره بیش از ٤٠٠ تن از ماموران انتظامی قرار داشت. بسیج گسترده نیروی انتظامی در وحشت از خشم و انزجار مردم اهواز بود که با چشمانی بهت زده، شاهد به دار آویخته شده دو جوان بودند. در این گزارش به اتهام افراد اعدام شده اشاره ای نشده، اما خاطرنشان شده دستگاه قضایی حکم دو جوان دیگر را نیز در اسلام شهر به جرم قتل صادر کرده است.
61 درصد در انتخابات شرکت نمی کنند
سایت «بازتاب»، علاوه بر نظرسنجی اینترنتی در مورد انتخابات شوراها، حوالی ظهر امروز، نظرسنجی حضوری را در چهار گذرگاه پرتردد شهر تهران در مورد شرکت در انتخابات شوراها برگزار کرد.
در این نظرسنجی حدود 1000 تن از شهروندان تهرانی مورد پرسش قرار گرفتند که حدود 300 نفر از پاسخ دادن در مورد شوراها امتناع کردند و از میان 700 پاسخ ارایه شده، 2/61 درصد پاسخ دهندگان اعلام کردند در انتخابات شوراها شرکت نمی کنند و 7/15 درصد پاسخ دهندگان گفتند به تلفیقی از لیست های مختلف رأی خواهند داد. کسانی که به لیست غیرسیاسی رأی می دهند نیز 7/14 درصد پاسخ دهندگان را تشکیل می دهند و شهروندانی که لیست یک گروه سیاسی را انتخاب می کنند تنها 7/8 درصد پاسخ دهندگان هستند.
60 درصد پاسخ دهندگان سطح تحصیلات خود را دیپلم به بالا عنوان کرده اند.
گفتنی است در نظرسنجی اینترنتی «بازتاب» تا ساعت 15 امروز از 488 پاسخ رسیده 63 درصد پاسخ دهندگان، گزینه عدم شرکت در انتخابات شوراها را برگزیده اند، 14 درصد لیست های تلفیقی، 12 درصد از افراد غیرسیاسی و 11 درصد یک لیست سیاسی را انتخاب کرده اند.
کارشناس آمار «بازتاب» گفت: با توجه به نتایج این نظرسنجی و کسانی که از پاسخگویی د رمورد شوراها اجتناب کرده اند، میزان اقبال عمومی نسبت به شرکت در انتخابات شوراها در حال حاضر حداکثر 25 درصد تخمین زده می شود.
فرار 112 المپیادی از ایران
روزنامه سیاست روز به نقل از رییس باشگاه دانش پژوهان جوان نوشت: 112 نفر از دانشجویان نخبه ایرانی که در المپیادهای جهانی، مدال های طلا، نقره و برنز را کسب کرده اند اکنون در کالج های بزرگ اروپا و آمریکا تحصیل می کنند. وی ادامه داد: 38 نفر از دانشجویان حاضر در المپیادهای جهانی که از طرف ایران اعزام شدند و مدالی کسب نکردند نیز ایران را ترک کرده اند.
احتمال خرابکاری در هواپیما ایلوشن افزایش یافت
بازتاب - با کشف جعبه مکالمات ضبط شده کابین خلبان هواپیمای حامل اعضای توسط گروه تجسس احتمال خرابکاری در هواپیما افزایش یافت.
یک کارشناس ارشد صنایع هوایی در گفت و گو با «بازتاب» گفت: اصولا در دو قسمت مکالمات خلبان ضبط می شود، مکالمات خلبان با برج کنترل در یک جعبه و با داخل کابین در جعبه دیگری ضبط می شود. گرچه جعبه اول هنوز پیدا نشده است اما گروه تجسس روز گذشته توانست جعبه دوم را بیابد و طبق مکالمات ضبط شده در این جعبه، خلبان پس از آنکه تماس او با برج مراقبت قطع می شود یعنی زمانی که هواپیما در 17000 پایی پرواز می کرده است، دقیقا برابر 48 ثانیه با داخل کابین صحبت می کند و سپس مکالمات داخل کابین وی نیز قطع می شود.
وی افزود بر طبق مستندات این جعبه، پس از قطع مکالمات داخل کابین، هواپیما حدود 7 کیلومتر تا محل برخورد به کوه فاصله داشته است که این موضوع، موجب افزایش احتمال خرابکاری یا دخالت عناصر تروریست در حادثه سقوط هواپیما شده است.
این کارشناس ارشد صنایع هواپیمایی در خاتمه گفت: در آخرین جمع بندی، احتمال خرابکاری و احتمال بروز اشکال در مدیریت پرواز و ناهماهنگی بین دستگاه های زمینی و تجهیزات هوایی از بقیه احتمالات قوی تر ارزیابی می شود.
در مراسم گرامی داشت علی افشاری در دانشگاه صنعتی امیر کبیر
شرایط ویژه حاکم بر کشور و منطقه موجب خود داری تحول طلبان از گفتن برخی حقایق شده حضور امیرانتظام، موسوی خوئینی، فاطمه حقیقت جو، خواهر افشاری و جلوگیری از ورود محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد ازانقلاب به محوطه دانشگاه امیرکبیر! نشست سالانه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر با عنوان “پاسداشت پایداری افشاری“در سالن مرکزی این دانشگاه برگزار شد. دراین مراسم،علاوه بر تقی رحمانی که در بار ضرورت دفاع از آزادی بیان و حقوق بشر سخن گفت، خواهر علی افشاری دبیر وقت و زندانی دفتر تحکیم وحدت نیز از جمله سخنران مراسم بود. وی با اشاره به محکومیت اخیر برادرش گفت: وقتی گروه اعزامی سازمان ملل نتوانست به دلایلی با بعضی از زندانیان ملاقات کند، برادرم نامهای نوشت که به دلیل انتشار آن به بند دیگری منتقل شد. فاطمه حقیقتجو، نماینده مردم تهران نیز که در این جلسه حضور داشت گفت: نظر نمایندگان جنبش دانشجویی در مجلس این است که وزارت اطلاعات فعال باشد ولی طبیعی است که هرگونه دخالت و جریانسازی در جنبش دانشجویی برای ما غیرقابل قبول است. علیاکبر موسوی خوئینی، نماینده مردم تهران نیز در همین مراسم گفت: شرایط حال حاضر کشور شرایطی استثنایی و نزدیک به فوقالعاده، هم از حیث تحولات داخلی و هم در عرصه بینالمللی و منطقهای است. به نظر میرسد بسیاری از مسائلی که امروز باید به آن توجه شود، تحت یک سری از ملاحظات به محاق سکوت یا محافظهکاری پیش رود. هنوز از وضعیت یکی از دانشجویان دانشگاه الزهرا که در ایام کوی دانشگاه ربوده شده، خبری در دست نیست. موسوی ادامه داد: خانواده این دانشجو برای پیگیری وضعیت او خواهان گفتوگو با کمیته سازمان ملل است و این مسائل، قطعا به نفع ما نیست. در حاشیه : در زمان برگزاری این برنامه، از تریبون اعلام شد که محمد شریف و محمد ملکی نیز از سخنرانان دیگر این مراسم بودند که حفاظت دانشگاه مانع از ورود آنان شده است. عباس امیرانتظام نیز که در جلسه حضور داشت در سخنان کوتاهی گفت: شخصا از آینده ناامید نیستم. وی جزو سخنرانان برنامه نبود.
قاسم شعله سعدی چرا باز داشت شد؟
صادق صبا
قاسم شعله سعدی، نماینده سابق مجلس ایران، که با انتشار نامه ها و مقالات انتقاد آمیز خطاب به آیت الله خامنه ای، رهبر ایران، به چهره ای خبرساز تبدیل شده بود، روز دوشنبه (24 فوریه) به محض بازگشت از یک سفر خارجی، در تهران بازداشت شد.
قاسم شعله سعدی یکی از نخستین فعالان اسلامی ایران است که در سالهای اخیر با انتشار نامه های سرگشاده آیت الله خامنه ای را صریحا مسئول کلیه نابسامانی ها در کشور معرفی کرده است.
آقای شعله سعدی در رشته حقوق از فرانسه دکترا گرفته و استاد دانشگاه در تهران و وکیل دادگستری است. او برای چند دوره نماینده شیراز در مجلس بود تا آنکه دو دوره پیش شورای نگهبان صلاحیت اور ا برای انتخاب مجدد رد کرد.
او علاوه بر حمله شدید به آیت الله خامنه ای و جناح محافظه کار، از رییس جمهوری ایران، محمد خاتمی، و طرفداران او نیز انتقاد می کند و معتقد است که اصلاح طلبان برای دفاع از آزادی و دموکراسی از خود قاطعیت نشان نمی دهند.
آقای شعله سعدی چندی پیش به همراه محسن سازگارا، یکی دیگر از منتقدان آیت الله خامنه ای، گروه " ائتلاف ملی آزادیخواهان" را تشکیل داد تا برای ایجاد تغییرات بنیادی در ایران مبارزه کنند.
این دو فعال سیاسی معتقدند که برنامه اصلاحات مبتنی بر قانون اساسی جمهوری اسلامی به بن بست رسیده و راه برون رفت در جامعه را تغییر قانون اساسی و جدایی دین از دولت می دانند.
جناح محافظه کار آقای شعله سعدی را متهم می کند که او صرفا به دنبال نام جویی است و انتقادات شدید او از آیت الله خامنه ای را ناشی از این می دانند که او می خواهد بازداشت شود و به شهرت برسد.
دقیقا معلوم نیست که چه نهادی آقای شعله سعدی و پیش از او آقای سازگارا را در هفته گذشته باز داشت کرده است و اتهام آنان چیست؟ ولی از شواهد چنین پیداست که وزارت اطلاعات در این کار نقش داشته است. که در آن صورت با توجه به اینکه ظاهرا این وزارتخانه در کنترل دولت خاتمی قرار دارد این پرسش مطرح می شود که هدف از این بازداشت ها چیست؟
بعضی از صاحب نظران معتقدند که شاید منظور اصلاح طلبان این است که به رهبر و جناح محافظه کار نشان دهند که آنها اجازه نمی دهند که کسی از به اصطلاح خط قرمز رهبری عبور کند.
ولی واقعیت مهم در جامعه ایران این است که در سالهای اخیر اقشار مختلفی هر چه بیشتر به این نتیجه می رسند که آیت الله خامنه ای به جناح محافظه کار نزدیک تر است و از این رو او را یکی از موانع عمده در مقابل حرکت مردم ایران به سمت دمو کراسی و آزادی می دانند.
به نظر می رسد که قاسم شعله سعدی و محسن سازگارا این واقعیت را به خوبی در یافته اند و می خواهند به سخنگویان آن اقشار جامعه تبدیل شوند که معتقدند برنامه اصلاحات آقای خاتمی به بن رسیده و راه چاره در ایران ایجاد یک حکومت دموکراتیک غیر دینی است.
بی بی سی
February 24, 2003
قاسم شعله سعدی در تهران دستگیر شد
بنا به یک گزارش دریافتی دکتر قاسم شعله سعدی در تاریخ 5 اسفند از پاریس به تهران مراجعت نمود و در فرودگاه مهرآباد توسط ماموران اطلاعاتی دستگیر گردید.
از جزئیات این دستگیری تا کنون گزارشی دریافت نکرده ایم.
در حاشیه دیدار خامنه ای از زاهدان : استقبال مردمی؟
شهر زاهدان یکپارچه تعطیل است چرا که آقای خامنه ای قرار است از این شهر دیدن کند. تلویزیون وابسته به رهبری از روزهای قبل برنامه های مخصوصی را جهت تشویق و ترغیب مردم برای استقبال تدارک دیده است .ادارات دولتی همه امکانات پرسنلی و مالی خود را بسیج کرده اند و هر کدام بخشی از هزینه های هنگفت این دیدار را بر عهده گرفته اند. تقریبا یک هفته است که همه ادارات و نهادهای شهرستان زاهدان در گیر این مسئله هستند و نتوانسته اند مسئولیت های روزمره خود را به خوبی انجام دهند. آذین بندی خیابان های محل عبور بیشتر نشان از مشارکت نهادهای وابسته به رهبری و ارگان های دولتی در امر استقبال دارد تا مشارکت مردمی. اگر هم نام و عناوین که بیانگر مشارکت مردمی باشد به چشم بخورد - آن هم حکایتی از رقابت قبیله ای و عشیره ای دارد که بدون حمایت های مالی نهادهای وابسته به رهبری نیز ممکن نبوده است. البته هزینه های هنگفتی که جهت حفظ امنیت این دیدار شده است همه به یک تحقیق و تفحص نیاز دارد ولی همین بس که از روزهای قبل نظامیان بیشماری به شهر زاهدان در حال تردد بوده اند که یک نمونه آن 276 نفر سرنشینان آن هواپیما یی است که در کوه های نزدیک کرمان همگی فدای رهبری شدند. آن ها پرسنل سپاه بوده اند که برای فراهم آوردن تدارکات سفر رهبری به زاهدان گسیل شده بودند.ا
مدارس هم که طبق معمول این مراسم تعطیل شده و دانش آموزان به صورت دسته جمعی در مراسم شرکت داده می شوند . ا
همه مغازه های این شهر براساس دستور کمیته امور صنفی اجبارا تعطیل شده است و به صاحبان آن ها دستور داده شده که در مقابل اتحادیه های صنفی خود تجمع نموده در مراسم استقبال شرکت کنند. در ادارات نیز مدیران دستگاه ها پرسنل را جهت شرکت در مراسم فراخوانده اند . مدیران ادارات برای جلوگیری از خوردن هر گونه بر چسب و از ترس از دست دادن موقعیت خود در یک مسابقه سرسام آور با یکدیگر شرکت کرده اند پرسنل و امکانات مالی ادارات همگی در اختیار وابستگان به رهبری قرار گرفته است اموال ادارات مهانسراها - کامپیوترها و بسیاری از تجهیزات دیگر برای تدارک این دیدار جابجا شده اند که از این رهگذر نیز خسارات زیادی به اموال دولتی که همه جزو بیت! المال هستند وارد شده است. هتل ها مملو از پرسنل نظامی و امنیتی است که با عنایت به ریخت و پاش و حیف و میلی که عموما در اینگونه مراسم وجود دارد - - می توان رقم هزینه سرسام آور این دیدار پر خرج و بسیار تشریفاتی که شاید در تاریخ یدار با پادشاهان و گردنکشان سابقه نداشته باشد حدس زد . به راستی سئوال اینست که هدف از گونه دیدارها چیست آن هم با این همه هزینه و اتئلاف وقت و سرمایه چیست؟
آیا صرفا هدف دیدار با مردم و یا افتتاح یک یا چند پروره عمرانی است ؟ یا اینکه اهداف قدرت طلبانه در پشت آن نهفته است که اگر چنین باشد فقط باید به خدا پناه برد و بس.
والسلام
امضا محفوظ
ملاقات بازرسان سازمان ملل با امیرانتظام
فعالان حقوق بشر در ایران از اینکه بازرسان تاکنون با خانواده های زندانیان سیاسی تماس نگرفته اند گله داشته اند.
ولی بر اساس آخرین گزارش ها بازرسان حقوق بشر با عباس امیرانتظام، با سابقه ترین زندانی سیاسی در جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه 19 فوریه ملاقات کرده اند.
آقای امیرانتظام عضو کابینه دولت موقت پس از انقلاب اسلامی بود که 24 سال پیش به اتهام جاسوسی بازداشت شد و بیش از دو دهه را در زندان بسر برده است.
پنج عضو از "گروه کاری پیگیری بازداشت های خودسرانه" وابسته به سازمان ملل متحد، روز شنبه 15 فوریه دیدار خود را از ایران آغاز کردند.
از هفت سال پیش تاکنون، این نخستین بار است که ایران اجازه بازدید به بازرسان سازمان ملل داده است.
اعضای این گروه در روزهای گذشته با اعضای کمیسیون اصل 90 مجلس نیز دیدار کرده اند.
آقای امیرانتظام که در مرخصی از زندان اوین، اکنون در منزل به سر می برد، گفت که اتهامات وارد شده به خود را از همان ابتدای دستگیری رد کرده، حکم حبس ابد دادگاه را امضا نکرده و اعتراض خود را به این حکم نوشته است.
او گفت که پیشنهاد ملاقات با گروه سازمان ملل از طرف دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد به وی داده شده است. وی گفت که درباره "نقض حقوق بشر در مورد وی" با بازرسان به طور مفصل گفتگو کرده است.
به گفته آقای امیرانتظام، بازرسان به طور ضمنی تایید کرده اند که موضوع پرونده وی را پیگیری خواهند کرد.
بی بی سی
حکم جلب علی خامنه ای به اتهام فعالیتهای تروریستی از سوی دادگستری آرژانتین صادر شد
حکم جلب علی خامنه ای به اتهام فعالیتهای تروریستی از سوی دادگستری آرژانتین صادر شد. دادگستری آرژانتین حکم جلب خامنه ای به اتهام دخالت در انفجار مرکز یهودیان بوئنس آیرس در سال 1994 را صادر کرد. در این انفجار 85 تن کشته شدند.
به نوشته روزنامه آرژاتینی " لا ناسیون" دادگستری آرژانتین علاوه بر خامنه ای حکم جلب 20 مقام دیگر جمهوری اسلامی از جمله هادی سبحانی پور، سفیر پیشین ایران در آرژانتین ، و محسن ربانی ،رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آرژانتین را نیز صادرکرده است .
حمید رضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران دخالت ایران را در انفجار مرکز یهودیان بوئنس آیرس را تکذیب کرد
در گیرها واعتراضات در مقابل مقر سازمان ملل امروز نیز ادامه یافت
بنابر گزارشهای دریافتی از تهران، نیروهای انتظامی با بستن خیابانهای منتهی به مقر سازمان ملل متحد، مانع از برگزاری تجمع اعتراضی خانواده های زندانیان سیاسی و مردم در برابر دفتر سازمان ملل می شوند.
نیروهای اطلاعاتی و لباس شخصی نیز با جوانان درگیر شده و به دستگیری آنها پرداختند. بنابر همین گزارشها، خیابانهای اطراف مقر سازمان ملل در تهران، از خیابان بهشتی (عباس آباد سابق) تا بخارست و از مدرس تا خیابان ولیعصر و مطهری ( تخت طاووس سابق) توسط گماشتگان انتظامی بسته شده است.
با این حال تظاهرکنندگان که شعارهای ضدحکومتی سر می دادند، در مقابل تهدیدها و یورش های نیروهای سرکوبگر مقاومت کرده و حاضر به ترک محل نمی شوند.
برگرفته از دادنامه
با 8 میلیارد دلار کالای قاچاق سلطنت بر امپراتوری اسکله های کالای قاچاق
هنگامی که آقای «شین»(شهرام جزایری) وابسته به نهاد «سین» در جریان تجارت غیرقانونی خود با شریکش اختلاف پیدا کرد، به سراغ یک ارگان تشنه خبرهای ضددولتی رفت و رفیق خود را لو داد. دستگاه تشنه خبر، جنجالی آفرید که مثل یک واکنش زنجیرهای هستهای ادامه یافت و به خود آقای «شین» هم رسید. به این ترتیب پرونده موسوم به گوشتهای آلوده تولد یافت و عرصه سیاست را درنوردید و شعاع خود را تا آشپزخانه مردمان کوچه و بازار تداوم داد. دو ماه بعد، هنگامی که افشاگریهای ثانویه مشخص ساخته بود جنجال وسیع مربوط به ورود چهارصد تن گوشت قاچاق [وارد شده در شرایط غیرکنترلشده و نه الزاماً آلوده] بیشتر برمبنای اهدافی سیاسی اوج گرفته است، امواج حاصل از قاچاق در بنادر جنوبی به مرزهای شمالی کشور رسید: به گمرک جلفا.
کارکنان گمرک جلفا مانع حرکت 25 کامیون حامل کالای ترانزیتی به مقصد ارمنستان شدند. گویا علت توقیف، تلفن مبهمی بود که به مسوِولین مبارزه با جرایم اقتصادی بندرعباس شده بود دایر بر اینکه گوشتهای وارده به بندرعباس به مقصد ارمنستان آلوده است. ماموران وظیفهشناس گمرک جلفا فک پلمب و نمونهبرداری کردند، به آزمایشگاه فرستادند و شش روز منتظر شدند تا معلوم شود گوشتهای ترانزیتی به مقصد ارمنستان جز آنکه گوشت خوک است هیچ مشکل دیگری ندارد. در مدت انتظار، شرکتهای ترانزیتکننده به ارزیابی وضع اسفناک خود نشستند. ارمنیها اعلام کردند پس از این کالای خود را از بندر پوتی ترانزیت خواهند کرد و کالای تران زیتی هم در معرض فاسد شدن قرار گرفت. در آخر کار، وزارت اطلاعات به داد مدیران شرکتهای حملکننده رسید: ترانزیت گوشت خوک برای ارامنه اشکال شرعی و قانونی نداشت. کامیونها پس از 7 روز انتظار (که یک روز آن هم هدیه دستگاه مبارزه با قاچاق بود) به راه افتادند.
دقت کارکنان گمرک برای دفاع از سلامت بیگانگانی که قصد دارند کباب گوشت خوک بخورند واقعاً ستودنی بود. ستایشی که پنج سال پیش نصیب همکاران آنها در مرز افغانستان شده بود قابل عرضه به آنان نیز بود. در آن سال، ماموران گمرک، کامیونهایی را که در حال حمل بار متعلق به وزارت خارجه طالبان بودند متوقف ساخته و فکپلمب کرده بودند. علت آنها هم دغدغه بهشت و جهنم دیگران بود؛ از روی بارنامه فهمیده بودند کامیونهای ترانزیت حامل «دیش» (کاسه و بشقاب چینی برای وزارت خارجه طالبان) است و چون سواد انگلیسی درست و حسابی نداشتند، از کلمه «ریش» تعبیر آنتنهای شیطانی ماهوارهای درآوردند و چون حس نهی از منکر آنها، از طالبان بیشتر بود بار وزارت خارجه طالبان را باز کردند. در همان موقعِ چاپ ماجرای مرز افغانستان در ترابران، این مجله خبر میداد که در مرزهای شمال غرب کشور، ماموران گمرک ترکیه که میان ماه آنها و ماه ما تفاوت از زمین تا آسمان است مجوز عبور کامیونهای محتوی نوع خاصی از لولههای استیل را به حملکنندگان ایرانی ندادهاند با این فرض که نکند کاربرد تسلیحاتی داشته باشد...
به سراغ قصههای قدیمی نرویم، چون در مورد گمرک هم مثل سایر سازمانهای دولتی ایران همیشه موارد دست اول و شاهکارهای «به روز» دمدست هست تا نشانگر دغدغههای نظام اداری ما باشد. نگران سلامت گوشت کباب مردم ارمنستان، دلواپس شیوع استفاده از ماهواره در افغانستان، مشتاق تشکیل هزاران پرونده در ماه برای قاچاقچیان خردهپا، و منفعل در مقابل استفاده از پوششهای متعدد برای دور زدن گمرک توسط انواع آقایان «شین» و نهادهای «سین».
گزارش اصلی این شماره ماهنامه ترابران به مسایل گمرک ایران اختصاص یافته است که البته همه میپذیرند صرفاً شاهکار خلق نمیکند، بلکه در امور روزمره کشور نیز نقش مهمی دارد. عمدهترین شاخص این نقش مهم با معیار کشور ما میزان درآمدزایی آن برای دولت است و از آنجا که گویا جایگاه سوم را در مورد درآمدهای دولتی به خود اختصاص میدهد حتماً «مهم» است، هرچند خودش چندان اعتباری برای خویش قائل نیست. رئیس گمرک در جا یی در مقابل این پرسش که اگر توصیه خاصی از شخص بانفوذی دریافت کنید که اجازه ترخیص فلان کالا را بدهید چه میکنید؟ گفته است اگر آن شخص نفوذ داشته باشد احتیاجی به سفارش من ندارد. میرود و از جاهایی وا رد میکند که احتیاجی به عبور از گمرک نداشته باشد.
معنای حرف او این است که آدمهای فراقانون در این کشور یکی دو تا نیست و فراقانون بودنِ قابل تفویض هم داریم «اسکله نامرئی» داریم، داریم [مثل پنج واردکننده چای و واردکنندگان فولاد که مسعود کرباسیان میگوید چون بهطور رسمی وارد میکنند، گمرک محرم آنهاست و نامشان را نخواهد گفت] و... «گمرک نامرئی» هم داریم...
نماینده دولت، در استان جنوب شرقی کشور ابتکاری زده است. شاهدان عینی میگویند صفی از جوانان را در حال خروج از مرزهای تحت کنترل این مقام محلی دیدهاند که کارتنی از فلاسکهای ساخت ایران بر دوش، در مقابل چشم مرزبانان به خاک پاکستان رفته و با کارتنی از میوه انبه بر دوش، به کشور بازگشتهاند. آن مقام محلی گفته بود اجازه این کار را شخصاً صادر کرده تا ممر درآمدی برای جوانان و جلوگیری از قاچاق موادمخدر باشد! گویا مردم هم به جان این نماینده دولت دعا میکردهاند، مثل آن کشیش و مردم محنتزده داستان معروف رابینهود...
... «گمرک نامرئی» هم داریم. اشتباه میکنند آنها که فکر میکنند اسکههای نامریی «گمرکچی» ندارند. اگر درست است که دو میلیون نفر در ایران دستگاه گیرنده ماهواره خریدهاند، اگر درست است حرف برخی مقامات که از واردات غیررسمی [خارج از نفوذ گمرک] 4 تا 8 میلیارد دلاری حرف میزنند، معنای آن این است که کسانی در جایی به کسان دیگر مجوزهایی دادهاند. در این یگانهترین جمهوری عالم، همه قصههای باستانی به واق عیت میپیوندند. رابینهود، سمک عیار، آقای «شین»، نهاد «سین»، اژدهای هفتسر... و «گمرک نامرئی». آدمهایی که 15 میلیون دلار میگیرند، و فقط برای تخلیه کالاهای خاص در اسکلههایی که غریبهای جز کلاغها در آن نیست، علامت میدهند!
دولت پنهان
بازخوانی پرونده اسکلههای نامریی
ماندهای که این لقمه داغداغی که زبانت را میسوزاند بیرون بیندازی یا فرو دهی، راحتترین کار بیرون انداختن این لقمه لذیذ اما خطرناک است.
وقتی در گرمای تابستان 81 یک مقام مسوِول که دست به افشاگری بیسابقهای در مورد میزان قاچاق کالازده بود از سوی خبرنگاران مورد پرسش قرار گرفت که این دستهای پنهان و صاحبان اسکلههای نامرئی چه کسانی هستند، در حالیکه راه را برای عبور از میان خبرنگاران باز میکرد گفت: منظور او روزنامهنگارانی بود که در طول سالهای اخیر، نهایت دیوانگی و جنون خود را در نزدیکی به مراکز قدرت و پر توافکنی به تاریکخانهها به اثبات رسانده بودند. آدمهایی که همواره جور کسانی را میکشند که از بیان حقایق واهمه دارند. چرا که صاحبان اسرار، قتل سردبیر مجلهای در کلمبیا که پا در کفش مافیای کوکائین کرد ه بود و یا تصویر جسد بیجان پدر روزنامهنویسی ایتالیا را که در مورد فعالیتهای پلیس شهر رم تحقیق میکرد به یاد داشتند.
تصمیم خاتمی مبنی بر سپردن مسوِولیت پرونده قاچاق کالاو اسکلههای نامریی به وزارت اطلاعات نشان از آن داشت که مبارزه با قاچاق کالابرخلاف دهه شصت و هفتاد که تنها محدود به سیگارهای وینستون و اودکلنهای فرنگی میشد، با افزایش سرسامآور چهار میلیارد دلاری (و به گفته حسین نصیری دبیر شورای عالی مناطق آزاد هشت میلیارد دلاری آنهم توسط برخی نهادها) وارد مرحله خطرناک و پیچیدهای شده است. خطرناک، هم به وا سطه رقمهای میلیارد دلاری و حجیم بودن کالاها و هم به دلیل وجود نامهای افراد صاحب نفوذ و نهادهای [ ...] و شاید هم برای مصون ماندن ماموران بختبرگشته دولت.
فریاد فرشته مقرب از زمین
گفته میشود به واسطه شغل پدرانش نام خانوادگیاش کاه روب بوده اما بعدها این خانواده متدین نامخانوادگیشان را از کاه روب به کروبی تغییر دادند. کروب در فرهنگ لغات، معنای (جمع کرب) دارد اما در فارسی، کروبی یعنی فرشته مقرب، و این بار کروبی، فرشته مقربی بود که در دهم بهمنماه سال گذشته در گرماگرم دادگاه جزایری از تریبون عمومی مجلس با عصبانیت فریاد زد. کروبی تهدید کرد اگر به وضعیت اسکلههای نامریی رسیدگی نشود به زودی مسائلی را با مردم در میان خواهد گذاشت. به اعتقاد صاحبنظران اتفاقات دادگاه جزا یری و به میان آمدن نام برخی از اصلاحطلبان، از جمله دلایل عصبانیت رییس مجلس بود، اما عدهای نیز معتقد بودند حرفهای کروبی تکمله سخنان خاتمی در دهم تیرماه سال 80 است؛ خاتمی در مراسم روز صنعت گفته بود:
با پیش افتادن کروبی، برخی مسوولین و مطبوعات جرات یافتند به افشاگریهایی دست بزنند که حکایت از وجود دهها اسکله مرئی و نامریی در کشور داشت و دامنه آن از مرزهای شرقی و غربی و جنوب کشور تا قلب پایتخت (فرودگاه مهرآباد که گفته میشود ده در نامریی دارد) کشیده میشد.
کدام اسکله؟!
محافظهکاران که به خوبی منظور اصلاحطلبان از اسکلههای نامرئی و صاحبان این اسکلهها را میدانستند در موضعی انفعالی کوشیدند توجه افکار عمومی را از پرداختن به مافیای پرقدرتی که خاتمی از آن سخن میگفت به قایقهای موتوری و قاطرها و خردهفروشهای که در مرزها به عنوان چترباز، اسیربران و بدوک زندگی میگذراندند معطوف و نیروی انتظامی را به برخورد با فروشندگان کالاهای خارجی تشویق کنند. حتی کار به جایی رسید که یک روزنامه محافظهکار صبح، مشکل اصلی قاچاق را ناشی از فرهنگ مردم دانست و روی آوردن مردم به خرید کالاهای خارجی را شبیخون فرهنگی و اقتصادی دشمنان اسلام و انقلاب نامید.
در اقدامی دیگر با کِل رسانهای کوشیدند نگاهها را متوجه مناطق آزاد کشور کنند که رییس کل گمرک در واکنش به این داستان گفت: و حسین نصیری دبیر شورای عالی مناطق آزاد که افشاگریهایش مدتی است سوژه داغ مطبوعات شده اعلام کرد:
اما خبرنگار سمج روزنامه حیاتنو که میخواست قفل زبان رئیس کل گمرک ایران را بشکند از او پرسید: کرباسیان میگوید:
واقعاًاینطور است؟!
منظور کرباسیان مرزهای آبی و خاکی سواحل گسترده جنوب استان هرمزگان و استانهای مجاور به طول تقریبی چهارصد کیلومتر و نیز وجود تعداد غیرقابل کنترل شناورهای کوچک و بزرگ در منطقه بود. علاوه بر این، قشم به عنوان یکی از مناطق آزاد تجاری با داشتن اسکلههای متعدد طبیعی، تخلیه و بارگیری کالاهای قاچاق ]در اندازههای کوچک[ در نقاط قابل ملاحظهای از طول 230 کیلومتری سواحل خود را امکانپذیر میسازد. ضمن ا ینکه بعضی کالاهای قاچاق از بنادر امارات متحده از طریق عبور مخفیانه از گذرگاهها و جنگلهای اطراف قشم به این منطقه حمل و سپس از قشم توسط صدها قایقی که با ظرفیتهای بین یک تا 5 تن دائماً بین قشم و بندرعباس در تردد هستند به بندرعباس منتقل میشوند.
محاسباتی که در سال 71 در این زمینه انجام شده نشان میدهد روزانه حداقل 5100 مورد مسافرت، توسط این قایقها به اسکله شهرداری بندرعباس و اسکلههای فرعی صورت میگیرد، حجم تقریبی این کالاها با احتساب میا نگین متوسط یک تن برای هر قایق، روزانه متجاوز از یک هزار تن و سالیانه حدود سیصد هزار تن است.
از سوی دیگر وسعت مرزهای آبی و خاکی در طول سالهای گذشته تبدیل به توجیهی برای عملکرد ضعیف نهادهای مبارزه با قاچاق کالاشده است، گویی کشورهای دیگر چیزی به نام مرز ندارند! فرمانده نیروی انتظامی هرمزگا ن ضمن آنکه معتقد است اگر فرهنگ استفاده از تولیدات داخلی تقویت شود قاچاق کالاکاهش پیدا میکند، میگوید:
از دیگر دلایل عدم موفقیت این نیرو، [که تنها قادر است پنج درصد از محمولههای قاچاق را کشف کند] میتوان به سخنان فرماندهان آن مبنی بر کمبود نیازها و امکانات فنی و لجستیکی در مبارزه با قاچاق کالااشاره کرد. اما حسین شریعتمداری وزیر بازرگانی نظر دیگری دارد:
برخی معتقدند یکی از دلایل واگذاری مسئولیت مبارزه با قاچاق کالابه وزارت اطلاعات، عدم کارایی این نیرو در مبارزه با قاچاق کالاست. گرچه جانشین فرماندهی ناجا مسئولیت وزارت اطلاعات را به معنای سلب مسوولیت از نیروی انتظامی و سایر دستگاهها نمیداند و معتقد است:
اسکلههایی پشتپرده
روزنامهها خبر از شناسایی 60 اسکله دادند که هیچ نظارتی از سوی گمرک جمهوری اسلامی ایران بر فعالیتهای آنان نمیشود. موسوی لاری که کمتر حاضر به موضعگیری انتقادی در مورد مسائل روز کشور است به عنوان رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالادر واکنش به اخبار روزنامهها گفت: منظور لاری از کالاهای حجیم اشارهای بود به سخنان اکبر ترکان رییس سابق سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران: و همچنین حرفهای اسحاق جهانگیری مبنی بر اینکه ورود سالانه یک میلیون دستگاه تلویزیون خارجی به بازار، نمونهای از عرضهکالاهای قاچاق در سطح بسیار گسترده در تهران و دیگر شهرهای کشور است. مدیرعامل شرکت پارسالکتریک میگوید: یقیناً ترابری این مقدار کالای حجیم نمیتواند با تجارت چمدانی و یا توس ط چند نفر چترباز آنهم با قایقموتوری و قاطر و با گذر از مناطق صعبالعبور انجام شود. شواهد نشان میدهد این کار در مقیاسی بزرگ و به وسیله کشتی در کانتینرهای 30 تنی وارد کشور میشود. همانطور که عبدال رضا سپهوند معاون وزیر صنایع و معادن میگوید:
موسوی لاری نیز معتقد است: وی به اعضای ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: لاری با انتقاد از نحوه مبارزه با افرادی که به شکل جزیی و به خاطر تنگناهای معیشتی به طور غیرقانونی کالاهایی مختصر با خود حمل میکنند و به فراموشی سپردن حجم 60 درصدی قاچاق کالاتوسط بعضی نهادها گفت:
چهار روز بعد در یکشنبه آخرین روزهای سال 80 حمید عبدالوهاب دبیر ستاد، از تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت اسکلههایی که تحت نظارت گمرک نیستند خبر داد و اعلام کرد در این کمیته نمایندگان وزارتخانههای اطلاعات و کشور، ستاد کل نیروهای مسلح، نیروی انتظامی، گمرک، سازمان بنادر و کشتیرانی و نماینده سازمانهایی که این اسکلهها زیر نظر آنها فعالیت میکنند حضور دارند هر چند ترکیب ستاد نشاندهندهنام نه ادعایی بود که وزیر کشور از آنان به عنوان نهادهای مقدس نام میبرد، اما چهار ماه بعد حسین شریعتمداری وزیر بازرگانی به خبرنگاران گفت:
اگر چه کرباسیان رئیس کل گمرک ایران، پیشتر از اعزام یک گروه کارشناس برای شناسایی اسکلههای غیرقانونی در خلیجفارس و دریای عمان و ارائه آییننامه به هیات دولت خبر داده بود ،اما ناگهان در یک چرخش سیصد و شصت درجه اعلام کرد گمرک مسوِولیتی درخصوص نظارت بر اسکلههای نامرئی ندارد نکته جالبتر اینکه وی در موضعی ارشادی میگوید:
اما اینکه چرا رئیس کل گمرک ایران از پذیرش استقرار گمرک در اسکلههای نهادها و نظارت بر ورود و خروج کالاها طفره رفته و خود را گرفتار یک پارادوکس گفتاری میکند پرسشی است که باز هم خود او به آن پاسخ میگوید: در ادامه برای آنکه خیال همه را راحتکند میگوید: اما وی در مورد اینکه چه کسی باید قانون را اجرا کند و چرا گمرک مسئولیت نظارت بر این اسکله ها را نمیپذیرد چیزی نمیگوید.
هر چقدر مطبوعات در این زمینه پیش رفتند مسئولین آرامآرام عقب نشستند. و حتی شریعتمداری وزیر بازرگانی که همواره از افشای مافیای قاچاق کالاسخن میگفت اعلام کرد و مدتی بعد با کنار گذاردن ادبیات چپ و لفظ مافیا، تنها در مظلومیت تولیدکنندگان داخلی به مرثیهسرایی پرداخت ، قاچاق کالا به دلیل ، یا قاچاق با شیوههای پیچیده قاچاقچیان، برخورد همهجانبه و با عزم ملی انجام نشود، اجرای ماده 115 قانون برنامه سوم (ایجاد نظام تعرفهای برای واردات) چیزی جز یک نمایش بیحاصل نخواهد بود وقتی سیدمحمد خاتمی بار دیگر از مافیای قاچاق به عنوان بحران ملی یاد کرد شریعتمداری آرام زیرلب گفت:
در همین حال عدهای با استناد به سخنان شریعتمداری یعنی و کوشیدند نگاهها را از اسکلههای نامرئی به اسکلههای مرئی تحت نظارت گمرک در مناطق آ زاد معطوف کرده و مدتی بعد نیز سخنان رئیس کل گمرک ایران را در مقابل شریعتمداری قرار دهند
با آنکه برداشت از سخنان شریعتمداری در مورد مبادی مجاز هیچ ارتباطی به اسکلههای مرئی و قانونی نداشت اما اگر هم چنین بود، منظور شریعتمداری از ورود کالای قاچاق تنها رشوه دادن و رد کردن مقداری کالان بود. او از تفاوت فاحش آمارهای گمرک در زمینه واردات کالابه ایران از مبدا امارات و صادرات کالااز ایران به امارات که ناشی از وجود قاچاق کالادر روابط دو کشور است سخن میگفت:
دشمنی در خانه؟!
برخی معتقدند قاچاق کالاهای حجیم از مرزهای غیرگمرکی که در حوزه مسوولیت نیروی انتظامی است امکانپذیر نبوده و برای قاچاقچی نیز این شیوه مقرونبهصرفه نیست، بنابراین این نوع کالاها از مبادی مجاز و با لطایفالحیل وارد کشور میشوند. نیز اسکلههای نامرئی نهادها و اسکلههای مرئی تحت نظارت گمرک هستند.
حجم نقدینگی بالاو صدور مجوزهای قانونی مبنی بر ورود نزدیک به 1/5 میلیارد دلار کالااز طریق مناطق آزاد، بازارچههای مرزی و کالاهای ملوانی سبب شده بود حتی اعضای ستاد مبارزه با قاچاق کالاو ارز نیز در تشخیص کالاهای قاچاق دچار مشکل جدی شوند، به طوریکه بر همین اساس در برههای شایع شد 50 نماینده انحصاری کالابا شبکه ای قاچاق در مناطق آزاد ارتباط دارند. این شبکهها به نمایندگان انحصاری انواع کالادر ایران پیشنهاد تحویل اجناس خارجی به شرکتهای تجاری در هر نقطهای از خاک ایران را میدهند که میزان سود آن برای شرکت های خارجی 20 درصد بیشتر از سود با کارتهای سبز است. گفته میشد برای انجام اینکار علاوه بر در اختیار داشتن مجوزهای خاص، به دلیل فقدان کنترلکنندههای الکتریکی و اشعه ایکس برای شناسایی محتویات کامی ونها، بار کامیونها با کالاهای دیگری عوض شده و بار اولیه در بازار داخلی به فروش میرسد. همچنین یکی دیگر از ترفندهای قاچاقچیان، انتقال کالاهای اروپایی به ایران از طریق کشورهای آسیایمیانه است. در این روش، پس از انتقال محموله، بستهبندی و نشان کالاهای وارداتی با نشان و بستهبندی این کشورها عوض میشود و با پرداخت عوارض بسیار نازل که مختص محصولات وارداتی از مبدا کشورهای آسیایمیانه است وارد کشور شده و پس از ورود، دوباره با تغییر بستهبندی (اروپایی) روانه بازار مصرف ایران میشوند. اما دبیر شورای عالی مناطق آزاد با تکذیب ارتباط قاچاقچیان مناطق آزاد با شرکتهای تجاری میگوید: او در مقابل برخی پافشاریها میگوید:
ذبیحالله صفایی عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس نیز به خبرنگاران گفت: اما یکی دیگر از اعضای این کمیسیون به نکته جالبتری اشاره دارد. او پیشنهاد میکند در همان زمان که گزارشهای رسمی و غیررسمی خبر از وجود دهها اسکله غیرمجاز در مرزهای دریایی و زمینی و ده در نامریی در دل پایتخت (فرودگاه مهرآباد) میداد برخی گزارشها نیز حاکی از وجود 40 تا 60 مرجع صدور کالابو د، آنهم توسط نهادهایی که صدور مجوز اصلاً در حیطه اختیاراتشان نیست.
دکتر محمدتقی گیلک در مصاحبه با روزنامه جامجم اعلام میکند: جالب توجه اینکه وی میگوید:
گفتههای دکتر گیلک این شایعه را که برخی نهادها برای اهداف سیاسی و یا تامین بودجههایی فراتر از مصوبات دولت از اسکلههای خود برای ورودی کالااستفاده میکنند، بیش از پیش قوت بخشید. اعترافات یکی از مسوولین نیروهای انتظامی در شهرهای مرزی که به جرم قاچاق کالادستگیر شده بود نیز حاکی از این موضوع بود. متهم میگوید:
علی نظری نماینده مجلس معتقد است کار، کار آقازادههاست:
اما حسین نصیری دبیر شورای عالی مناطق آزاد همچنان اصرار دارد که و وقتی خبرنگار سمجی از مدیرکل گمرک ایران سوال میکند: گمرک ایران محرم اسرار رازهای مالی چه کسانی است و چه نامهایی در این لیست فوق محرمانه قرار دارند که مسوِول گمرک کل ایران را وا میدارد بیش از آنکه حافظ منافع یک ملت باشد، خود را رازدار عدهای خاص بداند؟ در همین حال از ساختمان ولیعصر ساز دیگری به گوش میرسید که برای مردم جذابتر بود. حسین شریعتمداری میگفت: راهاندازی کردهایم که بزودی میزان ثبت سفارش و مقدار اجناس وارداتی به همراه نام واردکننده برای ایجاد شفافیت در فعالیتهای اقتصادی سرزمینی که حیات اقتصادیاش در زیر زمین است بر روی شبکه در دسترس همگان قرار خواهد گرفت.
گرچه این ساز هم سوزی نداشت و چند ماهی بعد همه ساکنان ساختمان خیابان ولیعصر از سرنوشت این طرح چنان اظهار بیاطلاعی میکردند که گویی اصلاً چنین موضوعی مطرح نشده و همه اینها اوهام خبرنگاران بوده است .
... نقطه
حجم مبادلات در این نوع تجارت [سیاه] در سال 1347 (به قیمت ثابت سال 1361) 329 میلیارد ریال بود، در حالی که این میزان در سال 1377 به 3752 میلیارد ریال افزایش یافت و نسبت اقتصاد سیاه به تولید ناخالص دا خلی ایران از 8 درصد در سال 1347 به 22 درصد در سال 77 رسید (اوج این افزایش مربوط به سال 75 و در حدود 25 درصد بوده است.) شاید هنوز هم برای برخی پذیرش رقم سرسامآور سالانه 8 میلیارد دلاری قاچاق کالا(که از سوی یکی از بالاترین مقامهای اقتصادی کشور افشاء شده است) موجب وهن مدیریت کشور باشد اما با نگاهی به نامهایی که حسین شریعتمداری براساس حروف الفبا تنظیم کرده و نوید آن را داده بود که بزودی نا م آنان را از زیرزمین بر روی شبکه بیاورد، در مییابیم که این ارقام نزدیک به واقعیت است. گرچه ارقام این اجازه را دارند که بر روی کاغذ آورده شوند و هر چقدر هم بزرگتر باشند برای مردم غیرقابل باورترند اما نامها وقتی بر روی کاغذ میآیند ناگهان تبدیل به ... نقطههایی میشوند که سالهاست بین ما و جهان پیشرفته فاصله انداختهاند و عدهای ذرهبین به دست همواره مراقبند تا مبادا کسی، این فاصلهها را پر کند.
ممانعت ماموران امنیتی از سفر آیت الله منتظری به تهران
آقای منتظری که دچار ناراحتی قلبی است، قصد داشت روز یکشنبه جهت انجام معاینات پزشکی راهی بیمارستانی در تهران شود که با مخالفت ماموران امنیتی روبرو شد.ماموران جهت جلوگیری از حرکت خودور حامل آقای منتظری، موانعی بر سر راه آن ایجاد کرده اند.
دفتر آیت الله منتظری با صدور اطلاعیه ای که ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، آن را منتشر کرده اعلام کرد: "پیرو معاینات پزشکی از آیت الله منتظری، تصمیم بر این گرفته شد که برخی آزمایش های تکمیلی به عمل آید تا میزان گرفتگی عروق قلب مشخص شود که جهت انجام این امور ساعت ٥/٨ صبح یکشنبه در یکی از بیمارستان های تهران تعیین وقت شده بود که در ساعت ٥/٦ صبح آماده حرکت به سوی تهران شدیم."
در ادامه این اطلاعیه آمده است: "مامورین که حفاظت ایشان (آقای منتظری) را بر عهده دارند، با اینکه دو اتومبیل جداگانه در اختیار داشتند، اصرار بر این می نمودند که یکی از ماموران آنها در اتومبیل شخصی ایشان سوار شود که این امر با مخالفت روبه رو شد و بر اثر همین مساله، از حرکت به سوی تهران جلوگیری به عمل آمد."
بر اساس اطلاعیه دفتر آقای منتظری، ممانعت به صورت قرار دادن دو اتومبیل در دو طرف کوچه انجام گرفت که حداقل تا عصر روز یکشنبه ادامه داشته است.
خبرنامه امیر کبیر
February 23, 2003
محمد رضا خاتمی: مردم برای رفراندوم منتظر اجازه عسگراولادی نمی مانند
احزاب و افراد جناح انتصابی انتخابات شوراها را تحریم کرده اند آقای عسگراولادی فقط در یک کلام بگوید، حاضر است با هم قفل کلید قتل های زنجیره ای را باز کنیم؟
محمدرضا خاتمی، دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در آستانه انتخابات شوراها و در پاسخ به برخی مطالب مطرح شده در نامه دبیرکل موتلفه اسلامی به دبیرکل جبهه مشارکت در میزگرد مطبوعاتی این جبهه گفت:
یکی از اصلیترین کارهای دوم خرداد، استقرار و پیاده کردن اصل شوراها بود. چون بدون شوراها مردمسالاری مفهوم نخواهد داشت.
وی انتخابات شوراها را از دو بعد داخلی و خارجی مهم ارزیابی کرد و افزود: از بعد داخلی در وضعیت بیم و امید به سر میبریم.
خاتمی با بیان اینکه درباره سرنوشت اصلاحات دیدگاههای متفاوتی وجود دارد گفت:
جبهه مشارکت به آینده اصلاحات امیدوار است. در یک سال گذشته مخالفان اصلاحات هر چه از دستشان برآمده انجام دادهاند. با این وجود، تنور اصلاحات هنوز گرم است. هر چند ادامه این روند با تحمل هزینههای بیشتر امکانپذیر است.
دبیرکل جبهه مشارکت گفت: مخالفان اصلاحات کار جدیدی نمیتوانند بکنند مگر اینکه رسما اعلام کنند با مردمسالاری مخالفند، که در این صورت مردم نیز باید تکلیف خود را با آنها روشن کنند.
وی افزود: در یک سال گذشته اصلاحات از گذرگاه نفسگیر و مشکلی عبور کرده و به مصونیتی دست یافته است. هر چند این مصونیت سبب نمیشود که دیگر مشکلی در آینده پیش نیاید.
خاتمی درباره مسائل منطقه اظهار داشت: مشکلات موجود، بویژه درباره عراق و حضور آمریکا در منطقه، بیانگر آن است که در منطقه ما هیچ حکومت و نظامی بدون تکیه بر مردم و مردمسالاری قدرت پایداری و حفظ نظام و تمامیت ارضی خود را نخواهد داشت.
دبیرکل جبهه مشارکت یادآور شد: با در نظر گرفتن وضعیت داخلی و خارجی برای هر ایرانی وطنپرستی، حضور در انتخابات شوراها حائز اهمیت ویژهای خواهد بود. چه برای کاندیداها و چهرههای سیاسی و چه برای مردم که به هر حال به کشورشان علاقمندند و ناچارند که با خوب و بد مملکتشان بسازند و تلاش کنند تا کشور را به پیش ببرند.
دبیرکل جبههی مشارکت خاطرنشان کرد: حادثه جالبی در تاریخ انقلاب اسلامی رخ داده و آن عدم حضور جناح راست در این انتخابات است. اولین پیام این امر آن است که آنها امکان رقابت در فضای آزاد انتخاباتی را ندارند و پیشاپیش اعلام کردهاند که در صورت فقدان رانت نظارت استصوابی قدرت رقابت ندارند و شکست را قبول کردهاند.
این فعال سیاسی یادآور شد: احساس ما این است که آنان احتیاجی به رای و نظر مردم ندارند.آنان میتوانند قدرت را از کانالهای غیر از انتخابات و غیر از حضور مردم به دست بیاورند. بنابراین دلیلی برای پرداخت هزینه نمیبینند که در داخل و خارج اعلام شود که آنان رای ندارند. آنها ریسک نمیکنند که رای نداشتنشان بین مردم مشخص شود؛ ضمن اینکه از کانالها و مجاری دیگر قدرت را در اختیار دارند و میتوانند برنامهشان را به پیش ببرند.
مجموعه عوامل فوق دلیل بر آن آنست که با پدیدهای - هر چند به طور غیر رسمی - به نام تحریم از سوی جناح راست مواجه هستیم که با اصل نظام جمهوری اسلامی زوایه قابل توجهی دارد.
وی با اشاره به فهرستی که تحت عنوان آبادگران ارائه شده است گفت: عذر بدتر از گناه است که کسی ( جناح راست ) حتی به نام خودش هم در انتخابات شرکت نکند.
خاتمی در پاسخ به سؤال خبرنگاری پیرامون مضمون نامه اخیر دبیرکل جمعیت مؤتلفه اسلامی به وی مبنی بر اینکه اگر امکان همهپرسی دارید چرا این کار را نمیکنید گفت:
در مورد رفراندوم هرگز منتظر اجازه آقای عسگر اولادی یا دیگران نخواهیم ماند. ولی ایشان همواره در نامههایشان منظور ما را از رفراندوم پرسیدهاند. ایشان قصد داشتند که منظور ما از رفراندوم را با رفراندوم سلطنتطلبهای خارج از کشور شبیهسازی کنند. ما نیز در مقابل، در نامههایمان سعی کردهایم منظورمان از فراندوم را مشخص کنیم.
پاسخ عسگراولادی گامی به جلو است چرا که ایشان اصل رفراندوم را پذیرفته است. زمانی که دو سوم نمایندگان مجلس نیز به رفراندوم رای دهند، ایشان نیز با آن موافق خواهند بود.
خاتمی در مورد بخش دیگر این نامه تصریح کرد: ما، مردم و آقای عسگراولادی، همه، میدانیم که دربارهی قتلهای زنجیرهای چه میگوییم. کلید این قتلها هم دست هر کس باشد مهم نیست. ما در نامهمان پرسیدهایم که « آقای عسگراولادی! آیا حاضرید با هم در گشودن این گره و این قفل پیش رویم؟ هرگاه ایشان به این سؤال ما جواب بدهد، ما کلید را در دست ایشان خواهیم گذاشت تا قفل را باز کنند.
یک گروه وابسته به القاعده مدعی مسئولیت سقوط هواپیمای ایرانی شد
روزنامه «الشرقالاوسط» روز شنبه اطلاعیه گروهی را درج کرد و نوشت که این گروه که از شاخههای القاعده هستند، مسؤولیت سقوط هواپیمای نیروی هوایی سپاه را پذیرفته است.
بنابراین خبر، یک عضو نفوذی القاعده در هواپیما حضور داشته و دست به اقدام انتحاری در این زمینه زده است.
پیش از این، همزمانی سقوط هواپیمای سپاه با سقوط هواپیمایی در پاکستان تحلیلهایی را در محافل سیاسی شکل داده بود که طبق آن، مقابله ایران و پاکستان با عوامل القاعده در ماههای اخیر و ممانعت از ورود آنها به کشورشان انگیزه انجام اقدامات تروریستی را در نزد این گروه فراهم میآورد.
طی 2 روز گذشته 5 دختر در شیراز خود را به آتش کشیدند
شیراز - خبرنگار آفرینش :
طی 2 روز گذشته 5 دختر از اهالی روستای اطراف شیراز در پی درگیری و اختلافات خانوادگی، خود را با نفت به آتش کشیدند که هر 5 نفر بر اثر شدت سوختگی در بیمارستان جان باختند.
<نرگس> یکی از 5 دختری که در پی مشاجره خانوادگی اقدام به خودسوزی کرده بود وی که فارغ التحصیل الهیات در مقطع کارشناسی بود علت خودسوزی را مخالفت پدرش در رفتن او به سر کار اعلام کرد. وی به دلیل 95 درصد سوختگی در بیمارستان جان باخت .
مریم 17 ساله با 73 درصد سوختگی، فهیمه 15 ساله با 100 درصد سوختگی، گلرخ 14 ساله با 67 درصد سوختگی و زهره 14 ساله با 90 درصد سوختگی از دیگر مصدومینی بودند که قبل از مرگ علت خودسوزی را تعصبات خانوادگی، درگیریها و کتک خوردن توسط آنها اعلام کردهاند.
کلید قتل های زنجیره ای" در دست کیست؟
"محمد رضا خاتمی" دبیر کل جبهه مشارکت در پاسخ به نامه اخیر دبیر کل جمعیت موتلفه اسلامی گفت: که حاضر است کلید قتل های زنجیره ای را در اختیار وی بگذارد.
مدتی است که نامه هایی بین آقای خاتمی و حبیب الله عسکر اولادی دبیر کل جمعیت موتلفه اسلامی رد و بدل می شود که در آنها هریک، پرسش هایی مطرح و طرف مقابل خود را ترغیب به پاسخگویی می کنند.
آقای عسکر اولادی هفته گذشته در نامه خود به محمد رضا خاتمی درباره همکاری دو حزب برای تحقیق پیرامون علل و جزییات قتل های زنجیره ای نوشته بود: "هم قفل و هم کلید تحقیق درباره علل و عوامل قتل های در دست شماست. چرا آن را باز نمی کنید؟"
پیش از آن برادر محمد خاتمی رییس جمهوری، از آقای عسکر اولادی خواسته بود نظر خود را درباره همکاری در سه زمینه "اجرای اصل 59 قانون اساسی"، که مربوط به برگزاری همه پرسی است، "تحقیق پیرامون نحوه هزینه بودجه های نهادهای خارج از قوه مجریه" و "تحقیق پیرامون علل و جزییات قتل های زنجیره ای"، اعلام کند.
محمد رضا خاتمی، گفت که دبیر کل حزب موتلفه در نامه اخیر خود گفته است وقتی دو سوم نمایندگان رفراندوم را قبول کنند، ایشان با آن موافق است. وی افزود که این اظهارات آقای عسکر اولادی یک گام به پیش است.
بی بی سی
February 20, 2003
خامنه ای در پاسخ به یک سئوال : تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در صورت تعارض با اراده و اختیار مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد ملت، مقدم و حاکم اس
هفتهنامه حریم (28/11) در استفنا از مقام رهبری نوشت: کلمه ولایت مطلقه در عصر پیامبر اکرم (ص) به این معنا استعمال شده است که اگر رسول اکرم (ص)، شخصی را به انجام کاری امر کنند، انجام آن حتی اگر از سختترین کارها هم باشد، بر آن فرد واجب است. به طور مثال اگر پیامبر (ص) به کسی دستور خودکشی بدهند، آن فرد باید خود را به قتل برساند. سوال این است که آیا ولایت مطلقه فقیه در عصر ما با توجه به این که پیامبر اکرم (ص) معصوم بودند، و در این زمان ولی معصوم وجود ندارد، به همان معنای عصر پیامبر (ص) است؟
پاسخ: مراد از ولایت مطلقه فقیه جامعالشرایط این است که دین حنیف اسلام (که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد) دین حکومت و اداره آمور جامعه است لذا طبقات جامعه اسلامی ناگزیر از داشتن ولی امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید و از نظام جامعه اسلامی پاسداری نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید و وسایل پیشرفت و شکوفایی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تامین کند. این کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادی بعضی از اشخاص منافات داشته باشد.
حاکم مسلمان پس از این که وظیفه خطیر رهبری را طبق موازین شرعی به عهده گرفت، باید در هر مورد که لازم بداند تصمیمات مقتضی را براساس فقه اسلامی اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید.
تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در مورادی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد ملت، مقدم و حاکم است و این توضیح مختصری درباره ولایت مطلقه است.