اخبار

« January 2003 | Main | March 2003 »

February 28, 2003

February 27, 2003

شما اسم این را چه مى‏گذارید ؟

نیما راشدان
Rashedan@gmx.ch
www.Rashedan.com


لیست انتخاباتى با عنوان "دانشوران و کارشناسان شهرتهران" ارائه مى‏شود. سه نفر اول این لیست را آقایان X وY و Z تشکیل مى‏دهند(X=ابراهیم اصغرزاده).
تهیه کننده این لیست یکى از سرشناس‏ترین مخالفان چپگراى افراطى جمهورى اسلامى ایران و عضو موثر کانون نویسندگان ایران مى‏باشد ما او را آقاى M مى‏نامیم.
اهل مطبوعات در ایران مى‏گویند : آقاى X هفته گذشته با حجه ‏الاسلام سیدعلى خامنه‏ اى دیدار نموده . چکى به مبلغ 800 میلیون تومان دریافت نموده و مشغول تبلیغات انتخاباتى گردیده که از قضا مورد حمایت M عضو سرشناس کانون نویسندگان نیز قرارگرفته است. حالا کجایش را دیده‏ اید؟ همین آقاى X موصوف پس از دیدار با رهبر یکهو از دفتر آقاى هاشمى شاهرودى سر در مى‏آورد. هاشمى شاهرودى در جلسه سران سه قوه با پوزخند به رئیس قوه مقننه رو مى‏کند و مى‏فرماید : آقاى X در ملاقات با من وعده دادند اگر ایشان را مدد رسانیم بساط خاتمى و خاتمى بازى را جمع مى‏کنم و جالب اینجاست که حتى شاهرودى نیز عقیده دارد ایشان دودوزه بازى مى‏کنند.
بگذریم که باقى ماجرا جالبتر است.
نفر دوم لیست دانشوران آقایى است که زندگى سیاسى خود را در سپاه ‏پاسداران زنجان و در ضل توجهات حضرت‏ آیت‏ لله بیات آغازیده ‏است. اگر تا کنون به زنجان نرفته ‏اید یکبار به آنجا سفر کنید جلوى هر عابر و رهگذر خیابان را بگیرید و از پیشینه آقاى Y بپرسید ، مى‏دانید چه خواهید شنید ؟ "روزى روزگارى جوانى بود ، سبزپوش و جویاى نام منافق و چریک و امتى را مى‏گرفت و بدون آنکه زحمت معرفى ایشان به دستگاه دادگسترى و قضا را متحمل شود همینجا در پشت‏ بام مسجد با دو تیر خلاص راهى رحمت حقشان مى‏نمود. روزگار گذشت و گذشت و گذشت ایشان نیز از سازمان اموال تملیکى شهردارى تهران و از خیابان میرداماد تهران سردرآورد. دوران درخشان چپاول به همدستى آقاى X اى که سهام نرگس شیراز و روغن جهان و ... را از برکت تلفنچى رهبر بودن تا توبه‏ نامه نویسى پس از بازداشت در اختیار داشت. آغاز گردید و تعجب نکنید که آقایان X وY و Z شوراى شهر تهران را در غیاب عبدالله ‏نورى دربند و سعید حجاریان مضروب"به لجن" کشیدند و عذرمى‏خواهم اگر گریزى از این واژه براى توصیف آنچه اینان در شورا نمودند نیست.
حکایت همچنان باقى‏است آقاى X و Y و Z به شدت از سوى یکى از دوستان سرشناس و قدیمى حمایت مى‏شوند او را آقاى N مى‏خوانیم کارنامه آقاى Z متولد خرمشهر در مشاغل کلان اقتصادى بنیاد مهاجران جنگ تحمیلى مشعشع است و همچنین هنگام حضور در مدیریت فرهنگى این نهاد. از این مهمتر پدرخوانده سیاسى آقاى Z است که او را N نامیدیم N چشم راست فلاحیان و رى‏شهرى بود از جمعیت دفاع از ارزشهاى خیابان مقدس اردبیلى سردرآورد و امروز جاى دیگرى مشغول خدمت است.
آقاى N عزیز مى‏بایست در زندانها حضور یابد او و دو نفر دیگر ماموریت داشتند از زندان سیاسى بجان آمده از گرماى شهریور 67 روى یک برگه کاغذ بخواهند : "آیا هنوز بر سر موضع هستى؟!" زندانى مى‏گفت : نه ! ایشان نیز نظر کارشناسى خود را مى‏نوشت آقاى N و آقاى نیرى مشهور امضاء مى‏کردند زندانى اعدام مى‏شد و بیش از 2000 نفر همینطور اعدام شدند ، این امضاها موجود است این ان و ضد آدمهایى حقیقى هستند! خدایا به که بگوییم : آقاى M نویسنده و اقتصاددانى که صمیمى ترین دوستان نویسنده خود را همین چند سال پیش با دست خود به خاک سپرده است از افرادى نظیر N و Z با عنوان "دانشوران و کارشناسان شهر تهران" حمایت انتخاباتى مى‏کند ؟
چهار سال پیش مقالاتى مى‏نوشتم با عنوان "جامعه ‏شناسى سیاسى و سازمانهاى غیردولتى در ایران" آنجا باور داشتم و نوشتم که "گذشته کانون نویسندگان و چپ ‏سکولار ایران" افتخارآفرین است ، نوشتم که هر کارشناس و تحلیلگر آینده ایران بخت این جریان را براى نقش‏ آفرینى در حدوث جامعه‏ مدنى ایرانى بسیار بلند مى‏داند نوشتم که چپ ایران گذشته دارد آینده دارد و از همه مهمتر وظیفه دارد اما ننوشتم که این وظیفه گنجاندن دزدها بسازبفروشها و جنایتکاران فرصت طلب در لیست‏هاى انتخاباتى به صرف دشمنى مشترک با جریانات لیبرال و تکنوکرات مى‏باشد ننوشتم فکر هم نمى‏کردم و هنوز هم باور نمى‏کنم که انشاءالله گربه است.
جریانات مغضوب حکومت آنها که دو سال گذشته را در زندان 59 گذرانیده ‏اند به همت‏ منتخبان ملت ایران پس از ربع قرن اختناق براى نخستین بار در یک انتخابات نسبتا آزاد فرصت شرکت یافته‏ اند.
آقاى "M" از پشت به زخم خوردگان سالهاى اخیر به روزنامه‏نگاران زندانى و به مردم ایران خنجر مى‏زند حیثیت جریان روشنفکرى خویش را به خطر مى‏اندازد و براى جمعى کاسه به دست گرفته است که بسیار کمتر از "على‏اکبر فلاحیان" راى خواهند آورد ؟ در دنیاى دانش انتخابات چیزى به نام نظرسنجى سالهاست که وجود دارد اکنون حتى انصارحزب الله و جنتى نیز قبل از شرکت در انتخابات نظرسنجى مى‏کنند آیا آقاى دکتر "M" استاد عزیز دانشگاه ما نمى‏توانست تنها نظر 10 نفر از عابران خیابانهاى تهران را در خصوص آقایان X وY و Z جویا شود و دریابد ایشان منفورترین و مطرودترین بازى‏گران سیاسى چهارسال گذشته‏اند ؟ خودسوزى با کدام استدلال ؟ خودزنى با چه نیتى ؟ بر اساس کدام برآورد ؟ چرا ؟ آخر چرا ؟
مردم ایران به امثال آقاى دکتر "M" امید بسته اند او و دوستانش را دوست دارند . من نیز او را دوست دارم و اطمینان دارم که مورد اخیر از عدم اطلاع و تحقیق ایشان از سوابق و عملکرد افرادى چون X وY و Z ناشى مى‏شود و قطعا تعمدى درکار نیست. اما نباید قدرى بیشتر دقت ؟ قدرى فراتر تحقیق؟ قدرى عاقلانه‏ تر محاسبه ؟
شما اسم این را چه مى‏گذارید؟

قوه قضائیه دستور بازداشت و آزادی «سازگارا» را داده است

در حالی که روزنامه «رسالت» وزارت اطلاعات را مسؤول بازداشت «محسن سازگارا» معرفی کرده، سخنگوی دولت دیروز تأکید کرد که این امر «براساس دستور قضایی» صورت گرفته است.

روزنامه «رسالت» در شماره روز چهارشنبه خود با اشاره به یادداشت اخیر «مراد ویسی» در سایت «رویداد» مدعی شده بود: «نویسنده رویداد که به‌نظر می‌رسد با علم به این که می‌داند وزارت اطلاعات عامل بازداشت سازگارا بوده اما در راستای اجرایی کردن شعار «دانستن هرچیز حق مردم نیست» بدون اشاره به نقش وزارت اطلاعات در این بازداشت، حملات خود را متوجه قوه قضائیه کرده».

در این‌باره، سخنگوی دولت روز چهارشنبه در جلسه هفتگی خود با خبرنگاران گفت: «دستگیری آقای سازگارا براساس دستور قضایی انجام شده و پس از پایان کار تحقیقاتی وزارت اطلاعات براساس دستور قضایی آزاد شده است».

گفتنی است روزنامه‌های «رسالت» و «کیهان» بازداشت سازگارا همزمان با سفر هیأت سازمان ملل به تهران و نیز انتخابات شورا، را «مشکوک» و «قابل تأمل» دانسته‌اند.
رویداد

گزارشی درباره دزدی‎های مسلحانه باند سردار نقدی

سردار غلامرضا نقدی که از خانواده های معاودین عراقی است، یکی از اعضای ثابت محفل خواص ‏نزدیک به آیت الله خامنه ای محسوب می شود.‏
او همان شخصی است که در شکنجه شهرداران مناطق مختلف تهران، در نقشه ترور عبدالله نوری و ‏در ضرب و شتم مهاجرانی و نوری در نمازجمعه شایستگی خود را در دفاع از حریم ولایت به اثبات ‏رسانده است.‏
غلامرضا نقدی در سازماندهی گروههای فشار و دسته هایی که به لباس شخصی ها معروفند و البته ‏اعضای اصلی آن را مسئوولان وماموران اطلاعات نیروی انتظامی تشکیل می دهند، ازآغازنقش ‏موثری برعهده داشته است. از زمان رهبری آقای خامنه ای نقدی در زمره افراد صددرصد مورد ‏اعتماد رهبر بوده است. این گونه افراد که در دایره نزدیکان خامنه ای قرار دارند همگی در سالهای ‏گذشته ازامکانات نظامی و پرسنلی وسیعی برخورداربوده اند و در سرکوب و ارعاب مردم اختیارات ‏تام داشته اند واز نظررهبر و بیت رهبر اختیارات و ابتکارات آنان لازمه پاسداری ازهیبت و اقتدار ‏نظام بوده است.‏
علی الاصول هرگونه گله و شکایت از این گونه معتمدان و خواص رهبری خود جرمی نابخشودنی ‏است و شکایت برنده هر که باشد مورد غضب قرار می گیرد. و در بسیاری از موارد اساسا این گونه ‏شکایات برای رسیدگی به همان اشخاص محول می شود که مورد شکایت هستند. مثلا در سالهای ‏گذشته و در مورد شخص غلامرضا نقدی دهها مورد شکایت از جانب اصلاح طلبان و دیگران به دفتر ‏رهبری ارسال شده بود که به هیچ یک از آنها ترتیب اثر داده نشد و فقط شاکیان مورد تردید و حتی ‏تعقیب قرار گرفتند. که یک نمونه آن همین آقای فرشاد ابراهیمی است که وقتی لب به شکایت گشود ‏دستگیر و زندانی شد و البته یکی از شاکیان او خود غلامرضا نقدی بود. در حکومت جمهوری اسلامی ‏همه می دانند که آقای خامنه ای فقط به آدم های چاپلوس و چاکرمنش که خود را خیلی سرسپرده و ‏وفادار به رهبر نشان دهند اعتماد می کند و اگر رهبر و اطرافیانش کوچکترین اثری از شخصیت و ‏آزادگی در کسی پیدا کنند، بی درنگ به وی مظنون می شوند و او را به حاشیه می رانند. باری آقای ‏نقدی در راس گروهی از ماموران اطلاعاتی نیروهای انتظامی با استفاده از نفوذ و امکانات نظامی و ‏قضایی و اعتماد رهبر در این سالها بیش از صد فقره سرقت و باج گیری، آدم ربایی، قتل و تجاوز به ‏زنان و دختران مردم را در پرونده خود جمع کرده است و در همه این مدت زیر چتر حمایت و عنایت ‏رهبری و قوه قضائیه قرار داشته است. یکی از موارد این پرونده آن است که این باند با استفاده از ‏پرونده ها و اطلاعاتی که از افراد داشته اند از آنها باج می گرفتند و از زنان سوء استفاده های جنسی ‏می کردند. پرونده باند نقدی در دادگستری تهران الان به یکی از معضلات بیت آقای خامنه ای تبدیل ‏شده است. اما چگونه سروکار این باند جنایتکار و سردار نقدی به دادگاه و زندان کشیده شده است؟ ‏ماجرا از این قرار است که در آبانماه سال ۸۰ یعنی بیش از یکسال پیش درادامه سرقت های مسلحانه ‏زنجیره ای غرب تهران منزل یکی از تجار سرشناس (حاج حسین ت) که با سران نظام هم آشنائی ‏داشته و دختروی همسر یکی از فرماندهان نیروی هوایی است مورد دستبرد قرار می گیرد و مبالغ ‏هنگفتی جواهرات، پول و قالی ها و اشیاء قیمتی به سرقت می رود. درجریان این سرقت یکی از ‏همسایگان این تاجر سرشناس که متوجه وضع غیرعادی پیرامون منزل خود و همسایه می شود با ‏مرکز نیروی انتظامی محل تماس می گیرد. پس از لحظاتی ماموران انتظامی محل با افرادی از این ‏باند درگیر می شوند و چندنفری را دستگیر می کنند که بعدا هم آزاد می شوند.‏
مراجعات و شکایات حاج حسین ت به نیروی انتظامی هم به جائی نمی رسد. منتها یکی ازفرماندهان ‏پیشین نیروی انتظامی که بخاطر اختلافات خود با غلامرضا نقدی از چندی پیش از نیروی انتطامی ‏بیرون آمده و به بنیاد شهید منتقل شده بود از طریق برادرش که از افسران نیروی انتظامی یکی از ‏محلات غرب تهران است در جریان سرقت منزل حاج حسین ت توسط باند نقدی قرار می گیرد و در ‏تماس با تاجر مذکور وی را به شکایت ترغیب می کند. به این ترتیب شکایتی علیه دو نفر از اعضای ‏اصلی این باند که در سرقت منزل آقای حسین ت دستگیر و بعدا آزاد شده بودند با شهادت ماموران ‏انتظامی آن محل تنظیم می شود. به توصیه وکیل مامور پیگیری این پرونده، همزمان با ارجاع شکایت ‏به دادگاه محل نسخه هایی از این شکایت نامه را داماد حاج حسین ت که افسر نیروی هوایی است به ‏دفتر رئیس جمهور و دفتر مهدی کروبی می برد و نسخه ای نیز به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ارسال ‏می دارند. گفته می شود که پس از انتشار خبر این پرونده دهها شکایت جدید از باند نقدی به دادگستری ‏تهران و به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ارسال شده است. پیگیری این پرونده تا این لحظه مشخص کرده ‏است که غلامرضا نقدی به همراه ۸ تن از ماموران نیروی انتظامی و امنیتی در چند سال گذشته ‏مسئولیت ارتکاب بیش از صد فقره سرقت مسلحانه، ۱۳ فقره قتل و موارد بیشماری از تجاوز به ‏نوامیس مردم را به عهده دارند. در همه این مدت این جنایتکاران در زیر چتر حمایتی رهبر جمهوری ‏اسلامی و در نهادهای مستقیما زیر نظروی فعالیت داشته اند. اینک ماجرای این سرقت های مسلحانه ‏زنجیره ای درهمه محافل حکومتی ورد زبانها است و با توجه به این که عده ای از افسران ارتش و ‏نمایندگان مجلس و گروهی از فرماندهان نیروی انتظامی خواهان پیگیری آن هستند، دادگستری تهران ‏نمی تواند به آسانی پرونده این جنایات را مختومه اعلام کند.‏
از میهن mihan.net

گزارش نماینده سازمان ملل متحد از وضع زندان در ایران

"لویی ژوانه" رئیس گروه کاری سازمان ملل متحد برای رسیدگی به بازداشت ها در ایران، در ابتدای این بیانیه مفصل ابراز خوشحالی می کند از این که بعد از 7 سال برای اولین بار هیئت کاری سازمان ملل برای رسیدگی به وضعیت نقض حقوق بشر در ایران به این کشور سفر کرده است.

آقای ژوانه تاکید می کند که این سفر فقط برای بررسی وضعیت قانونی و قضایی بازداشت ها و زندانیان در ایران بوده است. برای بررسی مطابقت نحوه بازداشت ها، نگهداری افراد در زندان، محاکمه و صدور حکم محکومیت افراد در ایران با استانداردها و روندهای بین المللی و اینکه چرا و چطور مواردی از برخورد بین مقامات حاکم و ماموران پلیس و نیروهای امنیتی با مردم سوال برانگیز بوده است.
او تاکید می کند که کمیسیون حقوق بشر اسلامی در ایران همکاری بیسابقه ای با این هیئت کاری سازمان ملل داشته است.

آقای ژوانه در این بیانیه به آنچه مشکل عدم وجود فرهنگ وکالت و روند صحیح دفاع از متهم و ارائه دفاعیه خوانده اشاره می کند و می گوید مهم ترین قسمت مشکلات این گروه به طور خاص در مورد وضعیت زندانیان سیاسی محبوس در سلول های انفرادی بوده است.

او تاکید می کند که از شروط این هیئت کاری این بوده است که خودشان محل بازدید با زندانی ها را انتخاب کنند و خودشان افراد زندانی را برای دیدار و مصاحبه انتخاب کنند.

او در ضمن از کسانی که در این تحقیقات و ماموریت به این گروه کمک کرده اند تشکر و قدردانی می کند.

زمینه های تحقیق

آقای ژوانه اشاره می کند که عملکرد قضاوت در دادگاه های انقلاب، دادگاه های ویژه روحانیت و دادگاه های نظامی، وضعیت قانونی بودن بازداشت ها و وضعیت آزادی بیان از جمله زمینه های تحقیقات این گروه بوده است.
رئیس گروه کاری سازمان ملل خاطرنشان می کند که برخلاف شایعه هایی که در این مورد مطرح شده بود، مقامات ایران به آنها بسیار احترام گذاشته اند و تمام تسهیلات را برای بازدید دقیق از تمامی اماکن مورد درخواست از جمله زندان اوین و بند 209 که سرویس امنیتی یا اطلاعاتی ایران آن را در دست دارد در اختیار آنها نهاده اند.

اما وی ابراز تاسف می کند که از آنجا که دیدار شش ساعته شان از زندان اوین در دو روز انجام شد آنها ناچار شدند ملاقات با زندانیان و خانواده هایشان در شهر یزد را لغو کنند.

آقای ژوانه در قسمتی دیگر از این بیانیه 5 صفحه ای اشاره می کند که مشکل در ایران آزادی بیان نیست بلکه مشکل پیامدهایی است که بعد از بیان مطالب سیاسی برای افراد پیش می آید و می گوید در مواردی که پیمان جهانی حقوق مدنی افراد در مورد اشخاص نقض می شود، بازداشت این گونه افراد جنبه خودسرانه و بدون ضابطه پیدا می کند، و می افزاید از آنجا که ایران به این پیمان جهانی پیوسته، بازداشت شماری از زندانیانی که با آنها ملاقات کرده ایم در این طبقه بندی قرار می گیرد.

آقای ژوانه تاکید می کند که این مساله را با مقامات ایران به طور خاص مطرح خواهد کرد.

زندان و حکم هر دو نامتناسب

آقای ژوانه در قسمتی دیگر می گوید: "این گروه به این نتیجه رسیده است که بازداشت های افراد در سلول های انفرادی که در ابعاد گسترده و برای مدت های طولانی در بند 209 زندان اوین صورت می گیرد، با توجه به معیارهایی که این گروه در دیدارهایش در همه کشورها در نظر می گیرد، در مورد ایران طوری است که به زندانی درون زندان می ماند که در این صورت می توان این وضعیت را به عنوان مواردی از بازداشت خودسرانه یا بدون ضابطه نامید. به هر حال باید گفت که این اولین باری است که این گروه کاری شاهد چنین برخوردی در چنین ابعاد گسترده ای بوده است."

او می افزاید: "در مصاحبه های اعضای گروه کاری سازمان ملل با زندانیان سیاسی و زندانیان عادی مشاهده کرده ایم که در مواردی میزان محکومیت ها با طبیعت جرم ها ناهمخوان بوده است. و این نشان دهنده غیرمتناسب بودن شدت محکومیت های صادر شده توسط قاضی های متعدد است."

رئیس هیئت کاری سازمان ملل در پایان این بیانیه یادآوری می کند همه اینها برداشت و یافته های اولیه این گروه از دیدارهایشان در ایران است و می گوید که هنگامی که ماموریت آنها تکمیل شود، بدون شک گزارش دقیق تر و مفصل تری به نهادها و مقامات و مردم تسلیم خواهند کرد.

نامه سرگشاده بیژن صف سری ، سردبیر روزنامه های توقیف شده "آزاد" و "صدای عدالت" به خاتمی

سه شنبه، 6 اسفند، 1381


آقای رئیس جمهور فقط جهت اطلاع بدانید
بسمه تعالی
آقای رئیس جمهور آنچه در این نوشتار معروض می دارم عرض حال قلم به دستی از قبیله بی یاور مطبوعات است که نه برای استجاب نیاز که بی نیاز می باشم. اما به اقتضای حرفه اطلاع رسانی ام حتی به رئیس جمهور قصد بیان پاره ای از واقعیت های پنهان شده در پشت پرده مطبوعات این آب و خاک را دارم که ادای دین است که برخورد فرض و واجب دانسته تا در هر زمان و مکان بر عهد و پیمانم با قلم باقی بمانم اگرچه حتی در زندان ما این گورستان زندگان باشم که به راه بادیه رفتن به از نشستی باطل است.

آقای رئیس جمهور
من از زندان این عرض حال را تقدیمتان می کنم اگرچه گمانم نیست که صاحب این قلم را بخاطر داشته باشید چرا که همواره این چنین بوده است که اهالی قبیله قلم ، آنهائیکه نه قصد فریب بلکه به جهت آگاهی رسانی ، قلم زدن را پیشه خود ساخته اند گمنام باقی بمانند آن چنانکه حتی فرهیختگان چون شما هم از وجود وکیلان بی جیره و مواجب ملت بی خبرید هرچند قلم بدستان بی شماری برخوان نعمتتان نشسته اند و از الطاف بیدریغشان بهره مند می گردند با اینهمه بر این باورم که سعی و تلاش همچون منی در عرصه اطلاع رسانی مطبوعات این کهنه دیار آنچنان اثرگذار و نمایان است که از دیده هیچ دل سوخته این گستره تاریخی و مخاطبان قلم ، پنهان نمانده و نخواهد ماند.

آقای رئیس جمهور
اجازه دهید آغاز این شقشقه با شرح انتشار روزنامه (صدای عدالت) باشد که در بحبوحه انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری شما منتشر گردید ، روزنامه ای که به دلیل روحانی بودن صاحب امتیاز و مدیر مسئولش که منتسب به جناح مخالف شما بوده گمان آن نمی رفت که مشی حمایت از رای مردم و اصلاحات را پیش گیرد اما در عین ناباوری جناحین سیاسی با سرمایه و مدیریت و سردبیری حقیر در مشی خواست ملت که همانا اصلاحات نوید داده شده شما به مردم بود منتشر نمودم هرچند که پس از 84 شماره به دلیل مخالفت آن گروه از مخالفان ارزش نهادن به رای ملت با تحت فشار قرار دادن مدیر مسئول و صاحب امتیازش از ادامه انتشار بازماند بطوریکه حتی با حکمیت وزیر ارشاد هم نتوانستم نسبت به احقاق حقم و سرمایه ای که در انتشار و راه اندازی آن روزنامه هزینه کرده بودم پس گرفته و مانع از انتقال روزنامه به افراد مورد قبول مافیای مطبوعات شوم.

آقای رئیس جمهور
روزنامه آزاد را به خاطر دارید؟ روزنامه ای که از بین تمامی روزنامه های کشور به اتهام واهی عدم رعایت بخشنامه دیر هنگام دبیرخانه شورای امنیت ملی به محاق توقیف گرفتار شد در حالیکه دیگر جراید کشور به مفاد آن بخشنامه سوال برانگیز که مطبوعات از درج هرگونه اطلاع رسانی نسبت به استعفای امام جمعه اصفهان منع می کرد ، بی اعتنایی نموده بودند تنها قرعه فال را بنام (آزاد) زدند چراکه به هیچ یک از جناحین وابسته نبود و از سوی هیچیک از صاحبان قدرت و احزاب حمایت نمی شد طرفه آنکه پس از بازتاب توقیف مظلومانه آزاد و انعکاس آن در خارج از مرزهای این آب و خاک که باعث گردید شورای امنیت ملی از شکایت خود صرفنظر نماید باز هم آزاد از محاق توقیف نرهید زیرا بازتاب استعفای امام جمعه اصفهان آنقدر بود که قربانی می طلبید و قوه قضاییه بره ای پروارتر از (آزاد) را در بین خیل مطبوعات وابسته به جناحین نیافته بود لاجرم یک شبه با طرح 32 شکایت از سوی دادستان همچنان در توقیف باقی ماند.

آقای رئیس جمهور
پس از توقیف با وجود آنکه حقیر تنها سردبیر و سرمایه گذار آن بودم و نه مدیر مسئول بارها از سوی قاضی جوان دادگاه مطبوعات احضار شدم و مورد بازخواست قرارگرفتم چرا که به دلیل سردبیری چندین هفته نامه ای که با سرمایه و مدیریت اینجانب منتشر می گردید و به محاق توقیف گرفتار گردیده بودم و هم چنین با انتشار روزنامه صدای عدالت و پس از آن روزنامه آزاد از دید قاضی جوان از عوامل دست اند کار انتشار نشریات زنجیره ای شناخته شدم که نهایتا باید به این امریه شفاهی قاضی جوان تن می دادم که همانا کناره گیری از فعالیت مطبوعاتی بوده است اما حقیر بی اعتنا به چنین امریه ای روزنامه مدبر را منتشر نمودم چراکه بر این باور بودم که:
گر مرد رهی میان خون باید رفت........از پای فتاده سرنگون باید رفت
اما زهی خیال باطل که مافیای مطبوعات هم که در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد رخنه کرده است و هم هم داستان با مخالفان روزنامه ای مستقل مردمی عمل می نماید ، خواهان حذف اینجانب از فعالیتهای مطبوعاتی می باشد تا جای که با عمل غیر قانونی پاسخ ندادن به استعلام ثبت شرکتها مانع از ثبت قانونی شراکت اینجانب با صاحب امتیاز (مدبر) گردیدند و با تهدید مدیر مسئول و صاحب امتیاز مدبر او را وادار به انصراف شراکت و ثبت شرکت نمودند بطوریکه پس از انتشار 38 شماره از روزنامه مدبر مانع ادامه انتشار آن شدند که نهایتا حقیر عملا با بازماندن از فعالیت نسبت به پرداخت دیون ناشی از توقیفات نشریاتم به کنج زندان گرفتار آمدم زیرا چمدانهای به اصطلاح پر از دلار مورد ادعای مخالفان روزنامه های مستقل از بداقبالی تهی به دستم رسید!!! بهر تقدیر این نوع هم نوعی دیگر از حذف فعالان مطبوعاتی است که برای صدق و گواه آنچه گفته آمد همین قدر بس که امروز برای رهایی از این حبس ناخواسته مجبور به واگذاری امتیاز روزنامه توقیف شده ام می کنند و خواهان کناره گیری اجباری از مدبر و کلا فعالیت مطبوعاتی می باشند که این خواسته مافیای مطبوعات است.

آقای رئیس جمهور
از آنجایکه مایل نیستم از این عرض حال استنباط درخواست کمک مالی گردد از شرح ظلمی که مافیای مطبوعات بر من روا داشته اند و اینکه بگویم چگونه و چرا به زندان افتاده ام صرف نظر کرده که مقصود این نوشتار تنها اطلاع رسانی از پاره ای از واقعیات پنهان شده در پشت پرده مطبوعات است تا حضرت عالی اولا نسبت به حال و روز آندسته از اهالی مطبوعات که بدون اتکا به اربابان قدرت و احزاب سیاسی در امر اطلاع رسانی همت گمارده اند واقف گردیده ثانیا با نوعی دیگر از هزینه و تاوان اصلاحات بی نتیجه شما که مسئول القاء واهی آن به مردم می باشید آشنا گردید زیرا همانطوریکه گروهی از روزنامه نگاران به جرم واهی سیاسی به زندان افتاده اند آگاه باشید که گروهی همچون من با حربه عدم پرداخت تعهدات مالی که حاصل خیمه شب بازی های سیاسی می باشد به گوشه زندان گرفتار می باشم که نوعی دیگر حذف قلم بدستان مطبوعاتی است و اینکه از امید داشتن به تحقق شعارهای زیبا و دلفریب شما نشات گرفته است که آبرو و حیثیت حرفه ای چون من را از امروز زیر سوال برده است زیرا به آنچه که نوید آن را می دادید قادر به انجامش نبودید.

آقای رئیس جمهور
آنچنانکه مسبوق به سابقه است این عرض حال همچون دیگر عریضه های بسیاری که هر روز به دستتان می رسد جهت رسیدگی به مسئول یا وزیران مربوطه ارجاع خواهید نمود اما از باب صرفه جویی در اتلاف وقت به اطلاع می رساند که نه تنها وزیر محترم ارشاد از طریق نامه ای مفصل تر از این عرض حال از کم و کیف آنچه گفته آمد با خبر هستند بلکه با مراجعه حضوری دوستان و همکارانم از ریز آنچه شاید گفتنش باعث تکدر خاطر شما گردد مطلع می باشند خاصه آنکه مقصود از این عرض حال تنها اطلاع رسانی از واقعیتهای پنهان پشت پرده مطبوعات است و نه دادخواهی که امیدی به آن نیست و تنها نظر به وجدان بیدارتان دارم که بی تردید برای امثال چون من حکم التیام زخم کهنه را دارد می تواند تحمل این حبس ناخواسته را آسانتر نماید. آقای رئیس جمهور گرچه وقت عزیزتان با خواندن این نوشتار به نظر به هدر گذشت ولی حتما تصدیق خواهید فرمود که عمر و حیثیت کاری این جانب هم از امید داشتن شما به بطالت گذشته و می گذرد در خاتمه ضمن سپاسگذاری از تخصیص وقتتان به این عرض حال اجازه می خواهم این تقاضا را هم داشته باشم که از شما بخواهم حداقل
یاد آر ز شمع خاموش یاد آر

با احترام
بیژن صف سری *
اندرزگاه 8 بند 5
جمعه 2/12/81


* در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است.

February 25, 2003

چه برسر فرشته علیزاده آمده است؟

موسوی خوئینی نماینده مجلس شورای اسلامی در نشست پاسداشت پایداری افشاری در دانشگاه امیرکبیر در مورد وضعیت فرشته علیزاده دانشجوی دانشگاه الزهرا اعلام کرد این دانشجوی سبزواری که مسئول برد انجمن دانشگاه الزهرا نیز بوده است در پی حوادث کوی دانشگاه ربوده شده و ناپدید میشود. مادر این دانشجو ۶ ماه پس از این ماجرا در اثر فشار و رابطه عاطفی قوی با فرزند خود در اثر عارضه قلبی فوت میکند. برادر این دانشجو که معلم میباشد تمام تلاش خود را میکند ولی اثری از خواهر خود در هیچکدام از بازداشتگاه ها و زندانها نمی یابد. خانواده فرشته علیزاده در حال حاضر در تلاش برای برقراری ارتباط با بازرسان سازمان ملل هستند.

سه تن در اهواز و تهران حلق آویز شدند

در تهران یک زندانی به نام جواد خداشناس به جرم سرقت مسلحانه از طلافروشی های تهران و کشتن صاحب یک طلافروشی ، در تاریخ 27/11/81 ساعت 6 صبح با حضور نمایندگان اجرای احکام دادگاه انقلاب اسلامی تهران، زندان رجائی شهر، نیروی انتظامی و نماینده پزشک قانونی، به دار مجازات آویخته شد

در اهواز دو جوان صبح روز گذشته در خیابان نادری حلق آویز شدند. این دو جوان بهروز حمید و علی شومالی نام داشتند.بر اساس این گزارش صحنه اعدام در محاصره بیش از ٤٠٠ تن از ماموران انتظامی قرار داشت. بسیج گسترده نیروی انتظامی در وحشت از خشم و انزجار مردم اهواز بود که با چشمانی بهت زده، شاهد به دار آویخته شده دو جوان بودند. در این گزارش به اتهام افراد اعدام شده اشاره ای نشده، اما خاطرنشان شده دستگاه قضایی حکم دو جوان دیگر را نیز در اسلام شهر به جرم قتل صادر کرده است.

61 درصد در انتخابات شرکت نمی کنند

سایت «بازتاب»، علاوه بر نظرسنجی اینترنتی در مورد انتخابات شوراها، حوالی ظهر امروز، نظرسنجی حضوری را در چهار گذرگاه پرتردد شهر تهران در مورد شرکت در انتخابات شوراها برگزار کرد.
در این نظرسنجی حدود 1000 تن از شهروندان تهرانی مورد پرسش قرار گرفتند که حدود 300 نفر از پاسخ دادن در مورد شوراها امتناع کردند و از میان 700 پاسخ ارایه شده، 2/61 درصد پاسخ دهندگان اعلام کردند در انتخابات شوراها شرکت نمی کنند و 7/15 درصد پاسخ دهندگان گفتند به تلفیقی از لیست های مختلف رأی خواهند داد. کسانی که به لیست غیرسیاسی رأی می دهند نیز 7/14 درصد پاسخ دهندگان را تشکیل می دهند و شهروندانی که لیست یک گروه سیاسی را انتخاب می کنند تنها 7/8 درصد پاسخ دهندگان هستند.
60 درصد پاسخ دهندگان سطح تحصیلات خود را دیپلم به بالا عنوان کرده اند.
گفتنی است در نظرسنجی اینترنتی «بازتاب» تا ساعت 15 امروز از 488 پاسخ رسیده 63 درصد پاسخ دهندگان، گزینه عدم شرکت در انتخابات شوراها را برگزیده اند، 14 درصد لیست های تلفیقی، 12 درصد از افراد غیرسیاسی و 11 درصد یک لیست سیاسی را انتخاب کرده اند.
کارشناس آمار «بازتاب» گفت: با توجه به نتایج این نظرسنجی و کسانی که از پاسخگویی د رمورد شوراها اجتناب کرده اند، میزان اقبال عمومی نسبت به شرکت در انتخابات شوراها در حال حاضر حداکثر 25 درصد تخمین زده می شود.

فرار 112 المپیادی از ایران

روزنامه سیاست روز به نقل از رییس باشگاه دانش پژوهان جوان نوشت: 112 نفر از دانشجویان نخبه ایرانی که در المپیادهای جهانی، مدال های طلا، نقره و برنز را کسب کرده اند اکنون در کالج های بزرگ اروپا و آمریکا تحصیل می کنند. وی ادامه داد: 38 نفر از دانشجویان حاضر در المپیادهای جهانی که از طرف ایران اعزام شدند و مدالی کسب نکردند نیز ایران را ترک کرده اند.

احتمال خرابکاری در هواپیما ایلوشن افزایش یافت

بازتاب - با کشف جعبه مکالمات ضبط شده کابین خلبان هواپیمای حامل اعضای توسط گروه تجسس احتمال خرابکاری در هواپیما افزایش یافت.
یک کارشناس ارشد صنایع هوایی در گفت و گو با «بازتاب» گفت: اصولا در دو قسمت مکالمات خلبان ضبط می شود، مکالمات خلبان با برج کنترل در یک جعبه و با داخل کابین در جعبه دیگری ضبط می شود. گرچه جعبه اول هنوز پیدا نشده است اما گروه تجسس روز گذشته توانست جعبه دوم را بیابد و طبق مکالمات ضبط شده در این جعبه، خلبان پس از آنکه تماس او با برج مراقبت قطع می شود یعنی زمانی که هواپیما در 17000 پایی پرواز می کرده است، دقیقا برابر 48 ثانیه با داخل کابین صحبت می کند و سپس مکالمات داخل کابین وی نیز قطع می شود.
وی افزود بر طبق مستندات این جعبه، پس از قطع مکالمات داخل کابین، هواپیما حدود 7 کیلومتر تا محل برخورد به کوه فاصله داشته است که این موضوع، موجب افزایش احتمال خرابکاری یا دخالت عناصر تروریست در حادثه سقوط هواپیما شده است.
این کارشناس ارشد صنایع هواپیمایی در خاتمه گفت: در آخرین جمع بندی، احتمال خرابکاری و احتمال بروز اشکال در مدیریت پرواز و ناهماهنگی بین دستگاه های زمینی و تجهیزات هوایی از بقیه احتمالات قوی تر ارزیابی می شود.

در مراسم گرامی داشت علی افشاری در دانشگاه صنعتی امیر کبیر

شرایط ویژه حاکم بر کشور و منطقه موجب خود داری تحول طلبان از گفتن برخی حقایق شده حضور امیرانتظام، موسوی خوئینی، فاطمه حقیقت جو، خواهر افشاری و جلوگیری از ورود محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد ازانقلاب به محوطه دانشگاه امیرکبیر! نشست سالانه‌ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر با عنوان “پاسداشت پایداری افشاری“در سالن مرکزی این دانشگاه برگزار شد. دراین مراسم،علاوه بر تقی رحمانی که در بار ضرورت دفاع از آزادی بیان و حقوق بشر سخن گفت، خواهر علی افشاری دبیر وقت و زندانی دفتر تحکیم وحدت نیز از جمله سخنران مراسم بود. وی با اشاره به محکومیت اخیر برادرش گفت: وقتی گروه اعزامی سازمان ملل نتوانست به دلایلی با بعضی از زندانیان ملاقات کند، برادرم نامه‌ای نوشت که به دلیل انتشار آن به بند دیگری منتقل شد. فاطمه حقیقت‌جو، نماینده‌ مردم تهران نیز که در این جلسه حضور داشت گفت: نظر نمایندگان جنبش دانشجویی در مجلس این است که وزارت اطلاعات فعال باشد ولی طبیعی است که هرگونه دخالت و جریان‌سازی در جنبش دانشجویی برای ما غیرقابل قبول است. علی‌اکبر موسوی خوئینی، نماینده‌ مردم تهران نیز در همین مراسم گفت: شرایط حال حاضر کشور شرایطی استثنایی و نزدیک به فوق‌العاده، هم از حیث تحولات داخلی و هم در عرصه‌ بین‌المللی و منطقه‌ای است. به نظر می‌رسد بسیاری از مسائلی که امروز باید به آن توجه شود، تحت یک‌ سری از ملاحظات به محاق سکوت یا محافظه‌کاری پیش رود. هنوز از وضعیت یکی از دانشجویان دانشگاه الزهرا که در ایام کوی دانشگاه ربوده شده، خبری در دست نیست. موسوی ادامه داد: خانواده‌ این دانشجو برای پی‌گیری وضعیت او خواهان گفت‌وگو با کمیته‌ سازمان ملل است و این مسائل، قطعا به نفع ما نیست. در حاشیه : در زمان برگزاری این برنامه، از تریبون اعلام شد که محمد شریف و محمد ملکی نیز از سخنرانان دیگر این مراسم بودند که حفاظت دانشگاه مانع از ورود آنان شده است. عباس امیرانتظام نیز که در جلسه حضور داشت در سخنان کوتاهی گفت: ‌شخصا از آینده ناامید نیستم. وی جزو سخنرانان برنامه نبود.

قاسم شعله سعدی چرا باز داشت شد؟

صادق صبا

قاسم شعله سعدی، نماینده سابق مجلس ایران، که با انتشار نامه ها و مقالات انتقاد آمیز خطاب به آیت الله خامنه ای، رهبر ایران، به چهره ای خبرساز تبدیل شده بود، روز دوشنبه (24 فوریه) به محض بازگشت از یک سفر خارجی، در تهران بازداشت شد.

قاسم شعله سعدی یکی از نخستین فعالان اسلامی ایران است که در سالهای اخیر با انتشار نامه های سرگشاده آیت الله خامنه ای را صریحا مسئول کلیه نابسامانی ها در کشور معرفی کرده است.
آقای شعله سعدی در رشته حقوق از فرانسه دکترا گرفته و استاد دانشگاه در تهران و وکیل دادگستری است. او برای چند دوره نماینده شیراز در مجلس بود تا آنکه دو دوره پیش شورای نگهبان صلاحیت اور ا برای انتخاب مجدد رد کرد.

او علاوه بر حمله شدید به آیت الله خامنه ای و جناح محافظه کار، از رییس جمهوری ایران، محمد خاتمی، و طرفداران او نیز انتقاد می کند و معتقد است که اصلاح طلبان برای دفاع از آزادی و دموکراسی از خود قاطعیت نشان نمی دهند.

آقای شعله سعدی چندی پیش به همراه محسن سازگارا، یکی دیگر از منتقدان آیت الله خامنه ای، گروه " ائتلاف ملی آزادیخواهان" را تشکیل داد تا برای ایجاد تغییرات بنیادی در ایران مبارزه کنند.

این دو فعال سیاسی معتقدند که برنامه اصلاحات مبتنی بر قانون اساسی جمهوری اسلامی به بن بست رسیده و راه برون رفت در جامعه را تغییر قانون اساسی و جدایی دین از دولت می دانند.

جناح محافظه کار آقای شعله سعدی را متهم می کند که او صرفا به دنبال نام جویی است و انتقادات شدید او از آیت الله خامنه ای را ناشی از این می دانند که او می خواهد بازداشت شود و به شهرت برسد.

دقیقا معلوم نیست که چه نهادی آقای شعله سعدی و پیش از او آقای سازگارا را در هفته گذشته باز داشت کرده است و اتهام آنان چیست؟ ولی از شواهد چنین پیداست که وزارت اطلاعات در این کار نقش داشته است. که در آن صورت با توجه به اینکه ظاهرا این وزارتخانه در کنترل دولت خاتمی قرار دارد این پرسش مطرح می شود که هدف از این بازداشت ها چیست؟

بعضی از صاحب نظران معتقدند که شاید منظور اصلاح طلبان این است که به رهبر و جناح محافظه کار نشان دهند که آنها اجازه نمی دهند که کسی از به اصطلاح خط قرمز رهبری عبور کند.

ولی واقعیت مهم در جامعه ایران این است که در سالهای اخیر اقشار مختلفی هر چه بیشتر به این نتیجه می رسند که آیت الله خامنه ای به جناح محافظه کار نزدیک تر است و از این رو او را یکی از موانع عمده در مقابل حرکت مردم ایران به سمت دمو کراسی و آزادی می دانند.

به نظر می رسد که قاسم شعله سعدی و محسن سازگارا این واقعیت را به خوبی در یافته اند و می خواهند به سخنگویان آن اقشار جامعه تبدیل شوند که معتقدند برنامه اصلاحات آقای خاتمی به بن رسیده و راه چاره در ایران ایجاد یک حکومت دموکراتیک غیر دینی است.
بی بی سی

February 24, 2003

قاسم شعله سعدی در تهران دستگیر شد

بنا به یک گزارش دریافتی دکتر قاسم شعله سعدی در تاریخ 5 اسفند از پاریس به تهران مراجعت نمود و در فرودگاه مهرآباد توسط ماموران اطلاعاتی دستگیر گردید.
از جزئیات این دستگیری تا کنون گزارشی دریافت نکرده ایم.

در حاشیه دیدار خامنه ای از زاهدان : استقبال مردمی؟

شهر زاهدان یکپارچه تعطیل است چرا که آقای خامنه ای قرار است از این شهر دیدن کند. تلویزیون وابسته به رهبری از روزهای قبل برنامه های مخصوصی را جهت تشویق و ترغیب مردم برای استقبال تدارک دیده است .ادارات دولتی همه امکانات پرسنلی و مالی خود را بسیج کرده اند و هر کدام بخشی از هزینه های هنگفت این دیدار را بر عهده گرفته اند. تقریبا یک هفته است که همه ادارات و نهادهای شهرستان زاهدان در گیر این مسئله هستند و نتوانسته اند مسئولیت های روزمره خود را به خوبی انجام دهند. آذین بندی خیابان های محل عبور بیشتر نشان از مشارکت نهادهای وابسته به رهبری و ارگان های دولتی در امر استقبال دارد تا مشارکت مردمی. اگر هم نام و عناوین که بیانگر مشارکت مردمی باشد به چشم بخورد - آن هم حکایتی از رقابت قبیله ای و عشیره ای دارد که بدون حمایت های مالی نهادهای وابسته به رهبری نیز ممکن نبوده است. البته هزینه های هنگفتی که جهت حفظ امنیت این دیدار شده است همه به یک تحقیق و تفحص نیاز دارد ولی همین بس که از روزهای قبل نظامیان بیشماری به شهر زاهدان در حال تردد بوده اند که یک نمونه آن 276 نفر سرنشینان آن هواپیما یی است که در کوه های نزدیک کرمان همگی فدای رهبری شدند. آن ها پرسنل سپاه بوده اند که برای فراهم آوردن تدارکات سفر رهبری به زاهدان گسیل شده بودند.ا
مدارس هم که طبق معمول این مراسم تعطیل شده و دانش آموزان به صورت دسته جمعی در مراسم شرکت داده می شوند . ا
همه مغازه های این شهر براساس دستور کمیته امور صنفی اجبارا تعطیل شده است و به صاحبان آن ها دستور داده شده که در مقابل اتحادیه های صنفی خود تجمع نموده در مراسم استقبال شرکت کنند. در ادارات نیز مدیران دستگاه ها پرسنل را جهت شرکت در مراسم فراخوانده اند . مدیران ادارات برای جلوگیری از خوردن هر گونه بر چسب و از ترس از دست دادن موقعیت خود در یک مسابقه سرسام آور با یکدیگر شرکت کرده اند پرسنل و امکانات مالی ادارات همگی در اختیار وابستگان به رهبری قرار گرفته است اموال ادارات مهانسراها - کامپیوترها و بسیاری از تجهیزات دیگر برای تدارک این دیدار جابجا شده اند که از این رهگذر نیز خسارات زیادی به اموال دولتی که همه جزو بیت! المال هستند وارد شده است. هتل ها مملو از پرسنل نظامی و امنیتی است که با عنایت به ریخت و پاش و حیف و میلی که عموما در اینگونه مراسم وجود دارد - - می توان رقم هزینه سرسام آور این دیدار پر خرج و بسیار تشریفاتی که شاید در تاریخ یدار با پادشاهان و گردنکشان سابقه نداشته باشد حدس زد . به راستی سئوال اینست که هدف از گونه دیدارها چیست آن هم با این همه هزینه و اتئلاف وقت و سرمایه چیست؟
آیا صرفا هدف دیدار با مردم و یا افتتاح یک یا چند پروره عمرانی است ؟ یا اینکه اهداف قدرت طلبانه در پشت آن نهفته است که اگر چنین باشد فقط باید به خدا پناه برد و بس.
والسلام
امضا محفوظ

ملاقات بازرسان سازمان ملل با امیرانتظام

فعالان حقوق بشر در ایران از اینکه بازرسان تاکنون با خانواده های زندانیان سیاسی تماس نگرفته اند گله داشته اند.
ولی بر اساس آخرین گزارش ها بازرسان حقوق بشر با عباس امیرانتظام، با سابقه ترین زندانی سیاسی در جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه 19 فوریه ملاقات کرده اند.

آقای امیرانتظام عضو کابینه دولت موقت پس از انقلاب اسلامی بود که 24 سال پیش به اتهام جاسوسی بازداشت شد و بیش از دو دهه را در زندان بسر برده است.

پنج عضو از "گروه کاری پیگیری بازداشت های خودسرانه" وابسته به سازمان ملل متحد، روز شنبه 15 فوریه دیدار خود را از ایران آغاز کردند.

از هفت سال پیش تاکنون، این نخستین بار است که ایران اجازه بازدید به بازرسان سازمان ملل داده است.

اعضای این گروه در روزهای گذشته با اعضای کمیسیون اصل 90 مجلس نیز دیدار کرده اند.

آقای امیرانتظام که در مرخصی از زندان اوین، اکنون در منزل به سر می برد، گفت که اتهامات وارد شده به خود را از همان ابتدای دستگیری رد کرده، حکم حبس ابد دادگاه را امضا نکرده و اعتراض خود را به این حکم نوشته است.

او گفت که پیشنهاد ملاقات با گروه سازمان ملل از طرف دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد به وی داده شده است. وی گفت که درباره "نقض حقوق بشر در مورد وی" با بازرسان به طور مفصل گفتگو کرده است.

به گفته آقای امیرانتظام، بازرسان به طور ضمنی تایید کرده اند که موضوع پرونده وی را پیگیری خواهند کرد.
بی بی سی

حکم جلب علی خامنه ای به اتهام فعالیتهای تروریستی از سوی دادگستری آرژانتین صادر شد

حکم جلب علی خامنه ای به اتهام فعالیتهای تروریستی از سوی دادگستری آرژانتین صادر شد. دادگستری آرژانتین حکم جلب خامنه ای به اتهام دخالت در انفجار مرکز یهودیان بوئنس آیرس در سال 1994 را صادر کرد. در این انفجار 85 تن کشته شدند.
به نوشته روزنامه آرژاتینی " لا ناسیون" دادگستری آرژانتین علاوه بر خامنه ای حکم جلب 20 مقام دیگر جمهوری اسلامی از جمله هادی سبحانی پور، سفیر پیشین ایران در آرژانتین ، و محسن ربانی ،رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آرژانتین را نیز صادرکرده است .
حمید رضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران دخالت ایران را در انفجار مرکز یهودیان بوئنس آیرس را تکذیب کرد

در گیرها واعتراضات در مقابل مقر سازمان ملل امروز نیز ادامه یافت

بنابر گزارشهای دریافتی از تهران، نیروهای انتظامی با بستن خیابانهای منتهی به مقر سازمان ملل متحد، مانع از برگزاری تجمع اعتراضی خانواده های زندانیان سیاسی و مردم در برابر دفتر سازمان ملل می شوند.
نیروهای اطلاعاتی و لباس شخصی نیز با جوانان درگیر شده و به دستگیری آنها پرداختند. بنابر همین گزارشها، خیابانهای اطراف مقر سازمان ملل در تهران، از خیابان بهشتی (عباس آباد سابق) تا بخارست و از مدرس تا خیابان ولیعصر و مطهری ( تخت طاووس سابق) توسط گماشتگان انتظامی بسته شده است.
با این حال تظاهرکنندگان که شعارهای ضدحکومتی سر می دادند، در مقابل تهدیدها و یورش های نیروهای سرکوبگر مقاومت کرده و حاضر به ترک محل نمی شوند.
برگرفته از دادنامه

با 8 میلیارد دلار کالای قاچاق سلطنت بر امپراتوری اسکله های کالای قاچاق

هنگامی که آقای «شین»(شهرام جزایری) وابسته به نهاد «سین» در جریان تجارت غیرقانونی خود با شریکش اختلا‌ف پیدا کرد، به سراغ یک ارگان تشنه خبرهای ضددولتی رفت و رفیق خود را لو داد. دستگاه تشنه خبر، جنجالی آفرید که مثل یک واکنش زنجیره‌ای هسته‌ای ادامه یافت و به خود آقای «شین» هم رسید. به این ترتیب پرونده موسوم به گوشت‌های آلوده تولد یافت و عرصه سیاست را درنوردید و شعاع خود را تا آشپزخانه مردمان کوچه و بازار تداوم داد. دو ماه بعد، هنگامی که افشاگری‌های ثانویه مشخص ساخته بود جنجال وسیع مربوط به ورود چهارصد تن گوشت قاچاق [وارد شده در شرایط غیرکنترل‌شده و نه الزاماً آلوده] بیشتر برمبنای اهدافی سیاسی اوج گرفته است، امواج حاصل از قاچاق در بنادر جنوبی به مرزهای شمالی کشور رسید: به گمرک جلفا.

کارکنان گمرک جلفا مانع حرکت 25 کامیون حامل کالا‌ی ترانزیتی به مقصد ارمنستان شدند. گویا علت توقیف، تلفن مبهمی بود که به مسوِولین مبارزه با جرایم اقتصادی بندرعباس شده بود دایر بر اینکه گوشت‌های وارده به بندرعباس به مقصد ارمنستان آلوده است. ماموران وظیفه‌شناس گمرک جلفا فک پلمب و نمونه‌برداری کردند، به آزمایشگاه فرستادند و شش روز منتظر شدند تا معلوم شود گوشت‌های ترانزیتی به مقصد ارمنستان جز آنکه گوشت خوک است هیچ مشکل دیگری ندارد. در مدت انتظار، شرکت‌های ترانزیت‌کننده به ارزیابی وضع اسفناک خود نشستند. ارمنی‌ها اعلا‌م کردند پس از این کالا‌ی خود را از بندر پوتی ترانزیت خواهند کرد و کالا‌ی تران زیتی هم در معرض فاسد شدن قرار گرفت. در آخر کار، وزارت اطلا‌عات به داد مدیران شرکت‌های حمل‌کننده رسید: ترانزیت گوشت خوک برای ارامنه اشکال شرعی و قانونی نداشت. کامیون‌ها پس از 7 روز انتظار (که یک روز آن هم هدیه دستگاه مبارزه با قاچاق بود) به راه افتادند.

دقت کارکنان گمرک برای دفاع از سلا‌مت بیگانگانی که قصد دارند کباب گوشت خوک بخورند واقعاً ستودنی بود. ستایشی که پنج سال پیش نصیب همکاران آنها در مرز افغانستان شده بود قابل عرضه به آنان نیز بود. در آن سال، ماموران گمرک، کامیون‌هایی را که در حال حمل بار متعلق به وزارت خارجه طالبان بودند متوقف ساخته و فک‌پلمب کرده بودند. علت آنها هم دغدغه بهشت و جهنم دیگران بود؛ از روی بارنامه فهمیده بودند کامیون‌های ترانزیت حامل «دیش» (کاسه و بشقاب چینی برای وزارت خارجه طالبان) است و چون سواد انگلیسی درست و حسابی نداشتند، از کلمه «ریش» تعبیر آنتن‌های شیطانی ماهواره‌ای درآوردند و چون حس نهی از منکر آنها، از طالبان بیشتر بود بار وزارت خارجه طالبان را باز کردند. در همان موقعِ چاپ ماجرای مرز افغانستان در ترابران، این مجله خبر می‌داد که در مرزهای شمال غرب کشور، ماموران گمرک ترکیه که میان ماه آنها و ماه ما تفاوت از زمین تا آسمان است مجوز عبور کامیون‌های محتوی نوع خاصی از لوله‌های استیل را به حمل‌کنندگان ایرانی نداده‌اند با این فرض که نکند کاربرد تسلیحاتی داشته باشد...

به سراغ قصه‌های قدیمی نرویم، چون در مورد گمرک هم مثل سایر سازمان‌های دولتی ایران همیشه موارد دست اول و شاهکارهای «به روز» دم‌دست هست تا نشانگر دغدغه‌های نظام اداری ما باشد. نگران سلا‌مت گوشت کباب مردم ارمنستان، دلواپس شیوع استفاده از ماهواره در افغانستان، مشتاق تشکیل هزاران پرونده در ماه برای قاچاقچیان خرده‌پا، و منفعل در مقابل استفاده از پوشش‌های متعدد برای دور زدن گمرک توسط انواع آقایان «شین» و نهادهای «سین».

گزارش اصلی این شماره ماهنامه ترابران به مسایل گمرک ایران اختصاص یافته است که البته همه می‌پذیرند صرفاً شاهکار خلق نمی‌کند، بلکه در امور روزمره کشور نیز نقش مهمی دارد. عمده‌ترین شاخص این نقش مهم با معیار کشور ما میزان درآمدزایی آن برای دولت است و از آنجا که گویا جایگاه سوم را در مورد درآمدهای دولتی به خود اختصاص می‌دهد حتماً «مهم» است، هرچند خودش چندان اعتباری برای خویش قائل نیست. رئیس گمرک در جا یی در مقابل این پرسش که اگر توصیه خاصی از شخص بانفوذی دریافت کنید که اجازه ترخیص فلا‌ن کالا‌ را بدهید چه می‌کنید؟ گفته است اگر آن شخص نفوذ داشته باشد احتیاجی به سفارش من ندارد. می‌رود و از جاهایی وا رد می‌کند که احتیاجی به عبور از گمرک نداشته باشد.

معنای حرف او این است که آدم‌های فراقانون در این کشور یکی دو تا نیست و فراقانون بودنِ قابل تفویض هم داریم «اسکله نامرئی» داریم، داریم [مثل پنج واردکننده چای و واردکنندگان فولا‌د که مسعود کرباسیان می‌گوید چون به‌طور رسمی وارد می‌کنند، گمرک محرم آنهاست و نامشان را نخواهد گفت] و... «گمرک نامرئی» هم داریم...

نماینده دولت، در استان جنوب شرقی کشور ابتکاری زده است. شاهدان عینی می‌گویند صفی از جوانان را در حال خروج از مرزهای تحت کنترل این مقام محلی دیده‌اند که کارتنی از فلا‌سک‌های ساخت ایران بر دوش، در مقابل چشم مرزبانان به خاک پاکستان رفته و با کارتنی از میوه انبه بر دوش، به کشور بازگشته‌اند. آن مقام محلی گفته بود اجازه این کار را شخصاً صادر کرده تا ممر درآمدی برای جوانان و جلوگیری از قاچاق موادمخدر باشد! گویا مردم هم به جان این نماینده دولت دعا می‌کرده‌اند، مثل آن کشیش و مردم محنت‌زده داستان معروف رابین‌هود...

... «گمرک نامرئی» هم داریم. اشتباه می‌کنند آنها که فکر می‌کنند اسکه‌های نامریی «گمرکچی» ندارند. اگر درست است که دو میلیون نفر در ایران دستگاه گیرنده ماهواره خریده‌اند، اگر درست است حرف برخی مقامات که از واردات غیررسمی [خارج از نفوذ گمرک] 4 تا 8 میلیارد دلا‌ری حرف می‌زنند، معنای آن این است که کسانی در جایی به کسان دیگر مجوزهایی داده‌اند. در این یگانه‌ترین جمهوری عالم، همه قصه‌های باستانی به واق عیت می‌پیوندند. رابین‌هود، سمک عیار، آقای «شین»، نهاد «سین»، اژدهای هفت‌سر... و «گمرک نامرئی». آدم‌هایی که 15 میلیون دلا‌ر می‌گیرند، و فقط برای تخلیه کالا‌های خاص در اسکله‌هایی که غریبه‌ای جز کلا‌غ‌ها در آن نیست، علا‌مت می‌دهند!

دولت پنهان

بازخوانی پرونده اسکله‌های نامریی

مانده‌ای که این لقمه داغ‌داغی که زبانت را می‌سوزاند بیرون بیندازی یا فرو دهی، راحت‌ترین کار بیرون انداختن این لقمه لذیذ اما خطرناک است.

وقتی در گرمای تابستان 81 یک مقام مسوِول که دست به افشاگری بی‌سابقه‌ای در مورد میزان قاچاق کالا‌زده بود از سوی خبرنگاران مورد پرسش قرار گرفت که این دست‌های پنهان و صاحبان اسکله‌های نامرئی چه کسانی هستند، در حالی‌که راه را برای عبور از میان خبرنگاران باز می‌کرد گفت: منظور او روزنامه‌نگارانی بود که در طول سال‌های اخیر، نهایت دیوانگی و جنون خود را در نزدیکی به مراکز قدرت و پر توافکنی به تاریکخانه‌ها به اثبات رسانده بودند. آدم‌هایی که همواره جور کسانی را می‌کشند که از بیان حقایق واهمه دارند. چرا که صاحبان اسرار، قتل سردبیر مجله‌ای در کلمبیا که پا در کفش مافیای کوکائین کرد ه بود و یا تصویر جسد بی‌جان پدر روزنامه‌نویسی ایتالیا را که در مورد فعالیت‌های پلیس شهر رم تحقیق می‌کرد به یاد داشتند.

تصمیم خاتمی مبنی بر سپردن مسوِولیت پرونده قاچاق کالا‌و اسکله‌های نامریی به وزارت اطلا‌عات نشان از آن داشت که مبارزه با قاچاق کالا‌برخلا‌ف دهه شصت و هفتاد که تنها محدود به سیگارهای وینستون و اودکلن‌های فرنگی می‌‌شد، با افزایش سرسام‌آور چهار میلیارد دلا‌ری (و به گفته حسین نصیری دبیر شورای عالی مناطق آزاد هشت میلیارد دلا‌ری آن‌هم توسط برخی نهادها) وارد مرحله خطرناک و پیچیده‌ای شده است. خطرناک، هم به وا سطه رقم‌های میلیارد دلا‌ری و حجیم بودن کالا‌ها و هم به دلیل وجود نام‌های افراد صاحب نفوذ و نهادهای [ ...] و شاید هم برای مصون ماندن ماموران بخت‌برگشته دولت.

فریاد فرشته مقرب از زمین

گفته می‌شود به واسطه شغل پدرانش نام خانوادگی‌اش کاه ‌روب بوده اما بعدها این خانواده متدین نام‌خانوادگی‌شان را از کاه ‌روب به کروبی تغییر دادند. کروب در فرهنگ لغات، معنای (جمع کرب) دارد اما در فارسی، کروبی یعنی فرشته مقرب، و این بار کروبی، فرشته مقربی بود که در دهم بهمن‌ماه سال گذشته در گرما‌گرم دادگاه جزایری از تریبون عمومی مجلس با عصبانیت فریاد زد. کروبی تهدید کرد اگر به وضعیت اسکله‌های نامریی رسیدگی نشود به زودی مسائلی را با مردم در میان خواهد گذاشت. به اعتقاد صاحب‌نظران اتفاقات دادگاه جزا یری و به میان آمدن نام برخی از اصلا‌ح‌طلبان، از جمله دلا‌یل عصبانیت رییس مجلس بود، اما عده‌ای نیز معتقد بودند حرف‌های کروبی تکمله سخنان خاتمی در دهم تیرماه سال 80 است؛ خاتمی در مراسم روز صنعت گفته بود:

با پیش افتادن کروبی، برخی مسوولین و مطبوعات جرات یافتند به افشاگری‌هایی دست بزنند که حکایت از وجود ده‌ها اسکله مرئی و نامریی در کشور داشت و دامنه آن از مرزهای شرقی و غربی و جنوب کشور تا قلب پایتخت (فرودگاه مهرآباد که گفته می‌شود ده در نامریی دارد) کشیده می‌شد.

کدام اسکله؟!

محافظه‌کاران که به خوبی منظور اصلا‌ح‌طلبان از اسکله‌های نامرئی و صاحبان این اسکله‌ها را می‌دانستند در موضعی انفعالی کوشیدند توجه افکار عمومی را از پرداختن به مافیای پرقدرتی که خاتمی از آن سخن می‌گفت به قایق‌های موتوری و قاطرها و خرده‌فروش‌های که در مرزها به عنوان چترباز، اسیربران و بدوک زندگی می‌گذراندند معطوف و نیروی انتظامی را به برخورد با فروشندگان کالا‌های خارجی تشویق کنند. حتی کار به جایی رسید که یک روزنامه محافظه‌کار صبح، مشکل اصلی قاچاق را ناشی از فرهنگ مردم دانست و روی آوردن مردم به خرید کالا‌های خارجی را شبیخون فرهنگی و اقتصادی دشمنان اسلا‌م و انقلا‌ب نامید.

در اقدامی دیگر با کِل رسانه‌ای کوشیدند نگاه‌ها را متوجه مناطق آزاد کشور کنند که رییس کل گمرک در واکنش به این داستان گفت: و حسین نصیری دبیر شورای عالی مناطق آزاد که افشاگری‌هایش مدتی است سوژه داغ مطبوعات شده اعلا‌م کرد:

اما خبرنگار سمج روزنامه حیات‌نو که می‌خواست قفل زبان رئیس کل گمرک ایران را بشکند از او پرسید: کرباسیان می‌گوید:

واقعاً‌این‌طور است؟!

منظور کرباسیان مرزهای آبی و خاکی سواحل گسترده جنوب استان هرمزگان و استان‌های مجاور به طول تقریبی چهارصد کیلومتر و نیز وجود تعداد غیرقابل کنترل شناورهای کوچک و بزرگ در منطقه بود. علا‌وه بر این، قشم به عنوان یکی از مناطق آزاد تجاری با داشتن اسکله‌های متعدد طبیعی، تخلیه و بارگیری کالا‌های قاچاق ]در اندازه‌های کوچک[ در نقاط قابل ملا‌حظه‌ای از طول 230 کیلومتری سواحل خود را امکان‌پذیر می‌سازد. ضمن ا ین‌که بعضی کالا‌های قاچاق از بنادر امارات متحده از طریق عبور مخفیانه از گذرگاه‌‌ها و جنگل‌های اطراف قشم به این منطقه حمل و سپس از قشم توسط صدها قایقی که با ظرفیت‌های بین یک تا 5 تن دائماً بین قشم و بندرعباس در تردد هستند به بندرعباس منتقل می‌شوند.

محاسباتی که در سال 71 در این زمینه انجام شده نشان می‌دهد روزانه حداقل 5100 مورد مسافرت، توسط این قایق‌ها به اسکله شهرداری بندرعباس و اسکله‌های فرعی صورت می‌گیرد، حجم تقریبی این کالا‌ها با احتساب میا نگین متوسط یک تن برای هر قایق، روزانه متجاوز از یک هزار تن و سالیانه حدود سیصد هزار تن است.

از سوی دیگر وسعت مرزهای آبی و خاکی در طول سال‌های گذشته تبدیل به توجیهی برای عملکرد ضعیف نهادهای مبارزه با قاچاق کالا‌شده است، گویی کشورهای دیگر چیزی به نام مرز ندارند! فرمانده نیروی انتظامی هرمزگا ن ضمن آن‌که معتقد است اگر فرهنگ استفاده از تولیدات داخلی تقویت شود قاچاق کالا‌کاهش پیدا می‌کند، می‌گوید:

از دیگر دلا‌یل عدم موفقیت این نیرو، [که تنها قادر است پنج درصد از محموله‌های قاچاق را کشف کند] می‌توان به سخنان فرماندهان آن مبنی بر کمبود نیازها و امکانات فنی و لجستیکی در مبارزه با قاچاق کالا‌اشاره کرد. اما حسین شریعتمداری وزیر بازرگانی نظر دیگری دارد:

برخی معتقدند یکی از دلا‌یل واگذاری مسئولیت مبارزه با قاچاق کالا‌به وزارت اطلا‌عات، عدم کارایی این نیرو در مبارزه با قاچاق کالا‌ست. گرچه جانشین فرماندهی ناجا مسئولیت وزارت اطلا‌عات را به معنای سلب مسوولیت از نیروی انتظامی و سایر دستگاه‌ها نمی‌داند و معتقد است:

اسکله‌هایی پشت‌پرده

روزنامه‌ها خبر از شناسایی 60 اسکله دادند که هیچ نظارتی از سوی گمرک جمهوری اسلا‌می ایران بر فعالیت‌های آنان نمی‌شود. موسوی لا‌ری که کمتر حاضر به موضع‌گیری انتقادی در مورد مسائل روز کشور است به عنوان رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا‌در واکنش به اخبار روزنامه‌ها گفت: منظور لا‌ری از کالا‌های حجیم اشاره‌ای بود به سخنان اکبر ترکان رییس سابق سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران: ‌و همچنین حرف‌های اسحاق جهانگیری مبنی بر اینکه ورود سالا‌نه یک میلیون دستگاه تلویزیون خارجی به بازار، نمونه‌ای از عرضه‌کالا‌های قاچاق در سطح بسیار گسترده در تهران و دیگر شهرهای کشور است. مدیرعامل شرکت پارس‌الکتریک می‌گوید: یقیناً ترابری این مقدار کالا‌ی حجیم نمی‌تواند با تجارت چمدانی و یا توس ط چند نفر چترباز آن‌هم با قایق‌موتوری و قاطر و با گذر از مناطق صعب‌العبور انجام شود. شواهد نشان می‌دهد این کار در مقیاسی بزرگ و به وسیله کشتی در کانتینرهای 30 تنی وارد کشور می‌شود. همان‌طور که عبدال رضا سپهوند معاون وزیر صنایع و معادن می‌گوید:

موسوی لا‌ری نیز معتقد است: وی به اعضای ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: لا‌ری با انتقاد از نحوه مبارزه با افرادی که به شکل جزیی و به خاطر تنگناهای معیشتی به طور غیرقانونی کالا‌هایی مختصر با خود حمل می‌کنند و به فراموشی سپردن حجم 60 درصدی قاچاق کالا‌توسط بعضی نهادها گفت:

چهار روز بعد در یکشنبه آخرین روزهای سال 80 حمید عبدالوهاب دبیر ستاد، از تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت اسکله‌هایی که تحت نظارت گمرک نیستند خبر داد و اعلا‌م کرد در این کمیته نمایندگان وزارتخانه‌های اطلا‌عات و کشور، ستاد کل نیروهای مسلح، نیروی انتظامی، گمرک، سازمان بنادر و کشتیرانی و نماینده سازمان‌هایی که این اسکله‌ها زیر نظر آنها فعالیت می‌کنند حضور دارند هر چند ترکیب ستاد نشان‌دهنده‌نام نه ادعایی بود که وزیر کشور از آنان به عنوان نهادهای مقدس نام می‌برد، اما چهار ماه بعد حسین شریعتمداری وزیر بازرگانی به خبرنگاران گفت:

اگر چه کرباسیان رئیس کل گمرک ایران، پیش‌تر از اعزام یک گروه کارشناس برای شناسایی اسکله‌های غیرقانونی در خلیج‌فارس و دریای عمان و ارائه آیین‌نامه به هیات دولت خبر داده بود ،‌اما ناگهان در یک چرخش سیصد و شصت درجه اعلا‌م کرد گمرک مسوِولیتی درخصوص نظارت بر اسکله‌های نامرئی ندارد نکته جالب‌تر این‌که وی در موضعی ارشادی می‌گوید:

اما این‌که چرا رئیس کل گمرک ایران از پذیرش استقرار گمرک در اسکله‌های نهادها و نظارت بر ورود و خروج کالا‌ها طفره رفته و خود را گرفتار یک پارادوکس گفتاری می‌کند پرسشی است که باز هم خود او به آن پاسخ می‌گوید: در ادامه برای آن‌که خیال همه را راحت‌کند می‌گوید: اما وی در مورد این‌که چه کسی باید قانون را اجرا کند و چرا گمرک مسئولیت نظارت بر این اسکله ‌ها را نمی‌پذیرد چیزی نمی‌گوید.

هر چقدر مطبوعات در این زمینه پیش رفتند مسئولین آرام‌آرام عقب نشستند. و حتی شریعتمداری وزیر بازرگانی که همواره از افشای مافیای قاچاق کالا‌سخن می‌گفت اعلا‌م کرد و مدتی بعد با کنار گذاردن ادبیات چپ و لفظ مافیا، تنها در مظلومیت تولید‌کنندگان داخلی به مرثیه‌سرایی پرداخت ، قاچاق کالا ‌به دلیل ، یا قاچاق با شیوه‌های پیچیده قاچاقچیان، برخورد همه‌جانبه و با عزم ملی انجام نشود، اجرای ماده 115 قانون برنامه سوم (ایجاد نظام تعرفه‌ای برای واردات) چیزی جز یک نمایش بی‌حاصل نخواهد بود وقتی سیدمحمد خاتمی بار دیگر از مافیای قاچاق به عنوان بحران ملی یاد کرد شریعتمداری آرام زیرلب گفت:

در همین حال عده‌ای با استناد به سخنان شریعتمداری یعنی و کوشیدند نگاه‌ها را از اسکله‌های نامرئی به اسکله‌های مرئی تحت نظارت گمرک در مناطق آ زاد معطوف کرده و مدتی بعد نیز سخنان رئیس کل گمرک ایران را در مقابل شریعتمداری قرار دهند

با آن‌که برداشت از سخنان شریعتمداری در مورد مبادی مجاز هیچ ارتباطی به اسکله‌های مرئی و قانونی نداشت اما اگر هم چنین بود، منظور شریعتمداری از ورود کالا‌ی قاچاق تنها رشوه دادن و رد کردن مقداری کالا‌ن بود. او از تفاوت فاحش آمارهای گمرک در زمینه واردات کالا‌به ایران از مبدا امارات و صادرات کالا‌از ایران به امارات که ناشی از وجود قاچاق کالا‌در روابط دو کشور است سخن می‌گفت:

دشمنی در خانه؟!

برخی معتقدند قاچاق کالا‌های حجیم از مرزهای غیرگمرکی که در حوزه مسوولیت نیروی انتظامی است امکان‌پذیر نبوده و برای قاچاقچی نیز این شیوه مقرون‌به‌صرفه نیست، بنابراین این نوع کالا‌ها از مبادی مجاز و با لطایف‌الحیل وارد کشور می‌شوند. نیز اسکله‌های نامرئی نهادها و اسکله‌های مرئی تحت نظارت گمرک هستند.

حجم نقدینگی بالا‌و صدور مجوزهای قانونی مبنی بر ورود نزدیک به 1/5 میلیارد دلا‌ر کالا‌از طریق مناطق آزاد، بازارچه‌های مرزی و کالا‌های ملوانی سبب شده بود حتی اعضای ستاد مبارزه با قاچاق کالا‌و ارز نیز در تشخیص کالا‌های قاچاق دچار مشکل جدی شوند، به طوری‌که بر همین اساس در برهه‌ای شایع شد 50 نماینده انحصاری کالا‌با شبکه‌ ای قاچاق در مناطق آزاد ارتباط دارند. این شبکه‌ها به نمایندگان انحصاری انواع کالا‌در ایران پیشنهاد تحویل اجناس خارجی به شرکت‌های تجاری در هر نقطه‌ای از خاک ایران را می‌دهند که میزان سود آن برای شرکت ‌های خارجی 20 درصد بیشتر از سود با کارت‌های سبز است. گفته می‌شد برای انجام این‌کار علا‌وه بر در اختیار داشتن مجوزهای خاص، به دلیل فقدان کنترل‌کننده‌های الکتریکی و اشعه ایکس برای شناسایی محتویات کامی ون‌ها، بار کامیون‌ها با کالا‌های دیگری عوض شده و بار اولیه در بازار داخلی به فروش می‌رسد. همچنین یکی دیگر از ترفندهای قاچاقچیان، انتقال کالا‌های اروپایی به ایران از طریق کشورهای آسیای‌میانه است. در این روش، پس از انتقال محموله، بسته‌بندی و نشان کالا‌های وارداتی با نشان و بسته‌بندی این کشورها عوض می‌شود و با پرداخت عوارض بسیار نازل که مختص محصولا‌ت وارداتی از مبدا کشورهای آسیای‌میانه است وارد کشور شده و پس از ورود، دوباره با تغییر بسته‌بندی (اروپایی) روانه بازار مصرف ایران می‌شوند. اما دبیر شورای عالی مناطق آزاد با تکذیب ارتباط قاچاقچیان مناطق آزاد با شرکت‌های تجاری می‌گوید: او در مقابل برخی پافشاری‌ها می‌گوید:

ذبیح‌الله صفایی عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس نیز به خبرنگاران گفت: اما یکی دیگر از اعضای این کمیسیون به نکته جالبتری اشاره دارد. او پیشنهاد می‌کند در همان زمان که گزارش‌های رسمی و غیررسمی خبر از وجود ده‌ها اسکله غیرمجاز در مرزهای دریایی و زمینی و ده در نامریی در دل پایتخت (فرودگاه مهرآباد) می‌داد برخی گزارش‌ها نیز حاکی از وجود 40 تا 60 مرجع صدور کالا‌بو د، آن‌هم توسط نهادهایی که صدور مجوز اصلا‌ً در حیطه اختیاراتشان نیست.

دکتر محمدتقی گیلک در مصاحبه با روزنامه جام‌جم اعلا‌م می‌کند: جالب توجه این‌که وی می‌گوید:

گفته‌های دکتر گیلک این شایعه را که برخی نهادها برای اهداف سیاسی و یا تامین بودجه‌هایی فراتر از مصوبات دولت از اسکله‌های خود برای ورودی کالا‌استفاده می‌کنند، بیش از پیش قوت بخشید. اعترافات یکی از مسوولین نیروهای انتظامی در شهرهای مرزی که به جرم قاچاق کالا‌دستگیر شده بود نیز حاکی از این موضوع بود. متهم می‌گوید:

علی ‌نظری نماینده مجلس معتقد است کار، کار آقازاده‌هاست:

اما حسین نصیری دبیر شورای عالی مناطق آزاد هم‌چنان اصرار دارد که و وقتی خبرنگار سمجی از مدیرکل گمرک ایران سوال می‌کند: گمرک ایران محرم اسرار رازهای مالی چه کسانی است و چه نام‌هایی در این لیست فوق محرمانه قرار دارند که مسوِول گمرک کل ایران را وا می‌دارد بیش از آن‌که حافظ منافع یک ملت باشد، خود را رازدار عده‌ای خاص بداند؟ در همین حال از ساختمان ولی‌عصر ساز دیگری به گوش می‌رسید که برای مردم جذاب‌تر بود. حسین شریعتمداری می‌گفت: راه‌اندازی کرده‌ایم که بزودی میزان ثبت سفارش و مقدار اجناس وارداتی به همراه نام واردکننده برای ایجاد شفافیت در فعالیت‌های اقتصادی سرزمینی که حیات اقتصادی‌اش در زیر زمین است بر روی شبکه در دسترس همگان قرار خواهد گرفت.

گرچه این ساز هم سوزی نداشت و چند ماهی بعد همه ساکنان ساختمان خیابان ولیعصر از سرنوشت این طرح چنان اظهار بی‌اطلا‌عی می‌کردند که گویی اصلا‌ً چنین موضوعی مطرح نشده و همه این‌ها اوهام خبرنگاران بوده است .

... نقطه

حجم مبادلا‌ت در این نوع تجارت [سیاه] در سال 1347 (به قیمت ثابت سال 1361) 329 میلیارد ریال بود، در حالی که این میزان در سال 1377 به 3752 میلیارد ریال افزایش یافت و نسبت اقتصاد سیاه به تولید ناخالص دا خلی ایران از 8 درصد در سال 1347 به 22 درصد در سال 77 رسید (اوج این افزایش مربوط به سال 75 و در حدود 25 درصد بوده است.) شاید هنوز هم برای برخی پذیرش رقم سرسام‌آور سالا‌نه 8 میلیارد دلا‌ری قاچاق کالا‌(که از سوی یکی از بالا‌ترین مقام‌های اقتصادی کشور افشاء شده است) موجب وهن مدیریت کشور باشد اما با نگاهی به نام‌هایی که حسین شریعتمداری براساس حروف الفبا تنظیم کرده و نوید آن را داده بود که بزودی نا م آنان را از زیرزمین بر روی شبکه بیاورد، در می‌یابیم که این ارقام نزدیک به واقعیت است. گرچه ارقام این اجازه را دارند که بر روی کاغذ آورده شوند و هر چقدر هم بزرگتر باشند برای مردم غیرقابل باورترند اما نام‌ها وقتی بر روی کاغذ می‌آیند ناگهان تبدیل به ... نقطه‌هایی می‌شوند که سال‌هاست بین ما و جهان پیشرفته فاصله انداخته‌اند و عده‌ای ذره‌بین به دست همواره مراقبند تا مبادا کسی، این فاصله‌ها را پر کند.

ممانعت ماموران امنیتی از سفر آیت الله منتظری به تهران

آقای منتظری که دچار ناراحتی قلبی است، قصد داشت روز یکشنبه جهت انجام معاینات پزشکی راهی بیمارستانی در تهران شود که با مخالفت ماموران امنیتی روبرو شد.ماموران جهت جلوگیری از حرکت خودور حامل آقای منتظری، موانعی بر سر راه آن ایجاد کرده اند.

دفتر آیت ‌الله منتظری با صدور اطلاعیه ای که ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، آن را منتشر کرده اعلام کرد: "پیرو معاینات پزشکی از آیت‌ الله منتظری، تصمیم بر این گرفته شد که برخی آزمایش های تکمیلی به عمل آید تا میزان گرفتگی عروق قلب مشخص شود که جهت انجام این امور ساعت ‌٥/٨ صبح یکشنبه در یکی از بیمارستان‌ های تهران تعیین وقت شده بود که در ساعت ‌٥/٦ صبح آماده حرکت به سوی تهران شدیم."

در ادامه این اطلاعیه آمده است: "مامورین که حفاظت ایشان (آقای منتظری) را بر عهده دارند، با اینکه دو اتومبیل جداگانه در اختیار داشتند، اصرار بر این می ‌نمودند که یکی از ماموران آنها در اتومبیل شخصی ایشان سوار شود که این امر با مخالفت روبه ‌رو شد و بر اثر همین مساله، از حرکت به سوی تهران جلوگیری به عمل آمد."

بر اساس اطلاعیه دفتر آقای منتظری، ممانعت به صورت قرار دادن دو اتومبیل در دو طرف کوچه انجام گرفت که حداقل تا عصر روز یکشنبه ادامه داشته است.
خبرنامه امیر کبیر

February 23, 2003

محمد رضا خاتمی: مردم برای رفراندوم منتظر اجازه عسگراولادی نمی مانند

احزاب و افراد جناح انتصابی انتخابات شوراها را تحریم کرده اند آقای عسگراولادی فقط در یک کلام بگوید، حاضر است با هم قفل کلید قتل های زنجیره ای را باز کنیم؟
محمدرضا خاتمی، دبیرکل جبهه‌ مشارکت ایران اسلامی در آستانه انتخابات شوراها و در پاسخ به برخی مطالب مطرح شده در نامه دبیرکل موتلفه اسلامی به دبیرکل جبهه مشارکت در میزگرد مطبوعاتی این جبهه گفت:

یکی از اصلی‌ترین کارهای دوم خرداد، استقرار و پیاده کردن اصل شوراها بود. چون بدون شوراها مردم‌سالاری مفهوم نخواهد داشت.
وی انتخابات شوراها را از دو بعد داخلی و خارجی مهم ارزیابی کرد و افزود: از بعد داخلی در وضعیت بیم و امید به سر می‌بریم.
خاتمی با بیان اینکه درباره‌ سرنوشت اصلاحات دیدگاههای متفاوتی وجود دارد گفت:

جبهه مشارکت به آینده اصلاحات امیدوار است. در یک سال گذشته مخالفان اصلاحات هر چه از دستشان برآمده انجام داده‌اند. با این وجود، تنور اصلاحات هنوز گرم است. هر چند ادامه‌ این روند با تحمل هزینه‌های بیشتر امکان‌پذیر است.
دبیرکل جبهه‌ مشارکت گفت: مخالفان اصلاحات کار جدیدی نمی‌توانند بکنند مگر اینکه رسما اعلام کنند با مردم‌سالاری مخالفند، که در این صورت مردم نیز باید تکلیف خود را با آنها روشن کنند.
وی افزود: در یک سال گذشته اصلاحات از گذرگاه نفس‌گیر و مشکلی عبور کرده و به مصونیتی دست یافته است. هر چند این مصونیت سبب نمی‌شود که دیگر مشکلی در آینده پیش نیاید.
خاتمی درباره‌ مسائل منطقه‌ اظهار داشت: مشکلات موجود، بویژه درباره‌ عراق و حضور آمریکا در منطقه، بیانگر آن است که در منطقه‌ ما هیچ حکومت و نظامی بدون تکیه بر مردم و مردم‌سالاری قدرت پایداری و حفظ نظام و تمامیت ارضی خود را نخواهد داشت.
دبیرکل جبهه‌ مشارکت یادآور شد: با در نظر گرفتن وضعیت داخلی و خارجی برای هر ایرانی وطن‌پرستی، حضور در انتخابات شوراها حائز اهمیت ویژه‌ای خواهد بود. چه برای کاندیداها و چهره‌های سیاسی و چه برای مردم که به هر حال به کشورشان علاقمندند و ناچارند که با خوب و بد مملکتشان بسازند و تلاش کنند تا کشور را به پیش ببرند.

دبیرکل جبهه‌ی مشارکت خاطرنشان کرد: حادثه‌ جالبی در تاریخ انقلاب اسلامی رخ داده و آن عدم حضور جناح راست در این انتخابات است. اولین پیام این امر آن است که آنها امکان رقابت در فضای آزاد انتخاباتی را ندارند و پیشاپیش اعلام کرده‌اند که در صورت فقدان رانت نظارت استصوابی قدرت رقابت ندارند و شکست را قبول کرده‌اند.
این فعال سیاسی یادآور شد: احساس ما این است که آنان احتیاجی به رای و نظر مردم ندارند.آنان می‌توانند قدرت را از کانالهای غیر از انتخابات و غیر از حضور مردم به دست بیاورند. بنابراین دلیلی برای پرداخت هزینه نمی‌بینند که در داخل و خارج اعلام شود که آنان رای ندارند. آنها ریسک نمی‌کنند که رای نداشتنشان بین مردم مشخص شود؛ ضمن اینکه از کانالها و مجاری دیگر قدرت را در اختیار دارند و می‌توانند برنامه‌شان را به پیش ببرند.
مجموعه‌ عوامل فوق دلیل بر آن آنست که با پدیده‌ای - هر چند به طور غیر رسمی - به نام تحریم از سوی جناح راست مواجه هستیم که با اصل نظام جمهوری اسلامی زوایه قابل توجهی دارد.
وی با اشاره به فهرستی که تحت عنوان آبادگران ارائه شده است گفت: عذر بدتر از گناه است که کسی ( جناح راست ) حتی به نام خودش هم در انتخابات شرکت نکند.

خاتمی در پاسخ به سؤال خبرنگاری پیرامون مضمون نامه‌ اخیر دبیرکل جمعیت مؤتلفه اسلامی به وی مبنی بر اینکه اگر امکان همه‌پرسی دارید چرا این کار را نمی‌کنید گفت:

در مورد رفراندوم هرگز منتظر اجازه‌ آقای عسگر اولادی یا دیگران نخواهیم ماند. ولی ایشان همواره در نامه‌هایشان منظور ما را از رفراندوم پرسیده‌اند. ایشان قصد داشتند که منظور ما از رفراندوم را با رفراندوم سلطنت‌طلبهای خارج از کشور شبیه‌سازی کنند. ما نیز در مقابل، در نامه‌هایمان سعی کرده‌ایم منظورمان از فراندوم را مشخص کنیم.
پاسخ عسگراولادی گامی به جلو است چرا که ایشان اصل رفراندوم را پذیرفته‌ است. زمانی که دو سوم نمایندگان مجلس نیز به رفراندوم رای دهند، ایشان نیز با آن موافق خواهند بود.
خاتمی در مورد بخش دیگر این نامه تصریح کرد: ما، مردم و آقای عسگراولادی، همه، می‌دانیم که درباره‌ی قتل‌های زنجیره‌ای چه می‌گوییم. کلید این قتلها هم دست هر کس باشد مهم نیست. ما در نامه‌مان پرسیده‌ایم که « آقای عسگراولادی! آیا حاضرید با هم در گشودن این گره و این قفل پیش رویم؟ هرگاه ایشان به این سؤال ما جواب بدهد، ما کلید را در دست ایشان خواهیم گذاشت تا قفل را باز کنند.

یک گروه وابسته به القاعده مدعی مسئولیت سقوط هواپیمای ایرانی شد

روزنامه «الشرق‌الاوسط» روز شنبه اطلاعیه گروهی را درج کرد و نوشت که این گروه که از شاخه‌های القاعده هستند، مسؤولیت سقوط هواپیمای نیروی هوایی سپاه را پذیرفته‌ است.

بنابراین خبر، یک عضو نفوذی القاعده در هواپیما حضور داشته و دست به اقدام انتحاری در این زمینه زده است.

پیش از این، همزمانی سقوط هواپیمای سپاه با سقوط هواپیمایی در پاکستان تحلیل‌هایی را در محافل سیاسی شکل داده بود که طبق آن، مقابله ایران و پاکستان با عوامل القاعده در ماههای اخیر و ممانعت از ورود آنها به کشورشان انگیزه انجام اقدامات تروریستی را در نزد این گروه فراهم می‌آورد.

طی‌ 2 روز گذشته‌ 5 دختر در شیراز خود را به‌ آتش‌ کشیدند

شیراز - خبرنگار آفرینش‌ :
طی‌ 2 روز گذشته‌ 5 دختر از اهالی‌ روستای‌ اطراف‌ شیراز در پی‌ درگیری‌ و اختلافات‌ خانوادگی، خود را با نفت‌ به‌ آتش‌ کشیدند که‌ هر 5 نفر بر اثر شدت‌ سوختگی‌ در بیمارستان‌ جان‌ باختند.
<نرگس> یکی‌ از 5 دختری‌ که‌ در پی‌ مشاجره‌ خانوادگی‌ اقدام‌ به‌ خودسوزی‌ کرده‌ بود وی‌ که‌ فارغ‌ التحصیل‌ الهیات‌ در مقطع‌ کارشناسی‌ بود علت‌ خودسوزی‌ را مخالفت‌ پدرش‌ در رفتن‌ او به‌ سر کار اعلام‌ کرد. وی‌ به‌ دلیل‌ 95 درصد سوختگی‌ در بیمارستان‌ جان‌ باخت‌ .
مریم‌ 17 ساله‌ با 73 درصد سوختگی، فهیمه‌ 15 ساله‌ با 100 درصد سوختگی، گلرخ‌ 14 ساله‌ با 67 درصد سوختگی‌ و زهره‌ 14 ساله‌ با 90 درصد سوختگی‌ از دیگر مصدومینی‌ بودند که‌ قبل‌ از مرگ‌ علت‌ خودسوزی‌ را تعصبات‌ خانوادگی، درگیری‌ها و کتک‌ خوردن‌ توسط‌ آنها اعلام‌ کرده‌اند.

کلید قتل های زنجیره ای" در دست کیست؟

"محمد رضا خاتمی" دبیر کل جبهه مشارکت در پاسخ به نامه اخیر دبیر کل جمعیت موتلفه اسلامی گفت: که حاضر است کلید قتل های زنجیره ای را در اختیار وی بگذارد.

مدتی است که نامه هایی بین آقای خاتمی و حبیب الله عسکر اولادی دبیر کل جمعیت موتلفه اسلامی رد و بدل می شود که در آنها هریک، پرسش هایی مطرح و طرف مقابل خود را ترغیب به پاسخگویی می کنند.

آقای عسکر اولادی هفته گذشته در نامه خود به محمد رضا خاتمی درباره همکاری دو حزب برای تحقیق پیرامون علل و جزییات قتل های زنجیره ای نوشته بود: "هم قفل و هم کلید تحقیق درباره علل و عوامل قتل های در دست شماست. چرا آن را باز نمی کنید؟"

پیش از آن برادر محمد خاتمی رییس جمهوری، از آقای عسکر اولادی خواسته بود نظر خود را درباره همکاری در سه زمینه "اجرای اصل 59 قانون اساسی"، که مربوط به برگزاری همه پرسی است، "تحقیق پیرامون نحوه هزینه بودجه های نهادهای خارج از قوه مجریه" و "تحقیق پیرامون علل و جزییات قتل های زنجیره ای"، اعلام کند.

محمد رضا خاتمی، گفت که دبیر کل حزب موتلفه در نامه اخیر خود گفته است وقتی دو سوم نمایندگان رفراندوم را قبول کنند، ایشان با آن موافق است. وی افزود که این اظهارات آقای عسکر اولادی یک گام به پیش است.
بی بی سی

February 20, 2003

خامنه ای در پاسخ به یک سئوال : تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در صورت تعارض با اراده و اختیار مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد ملت، مقدم و حاکم اس

هفته‌نامه حریم (28/11) در استفنا از مقام رهبری نوشت: کلمه ولایت مطلقه در عصر پیامبر اکرم (ص) به این معنا استعمال شده است که اگر رسول اکرم (ص)، شخصی را به انجام کاری امر کنند، انجام آن حتی اگر از سخت‌ترین کارها هم باشد، بر آن فرد واجب است. به طور مثال اگر پیامبر (ص) به کسی دستور خودکشی بدهند، آن فرد باید خود را به قتل برساند. سوال این است که آیا ولایت مطلقه فقیه در عصر ما با توجه به این که پیامبر اکرم (ص) معصوم بودند، و در این زمان ولی معصوم وجود ندارد، به همان معنای عصر پیامبر (ص) است؟
پاسخ: مراد از ولایت مطلقه فقیه جامع‌الشرایط این است که دین حنیف اسلام (که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد) دین حکومت و اداره آمور جامعه است لذا طبقات جامعه اسلامی ناگزیر از داشتن ولی امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید و از نظام جامعه اسلامی پاسداری نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید و وسایل پیشرفت و شکوفایی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تامین کند. این کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادی بعضی از اشخاص منافات داشته باشد.
حاکم مسلمان پس از این که وظیفه خطیر رهبری را طبق موازین شرعی به عهده گرفت، باید در هر مورد که لازم بداند تصمیمات مقتضی را براساس فقه اسلامی اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید.
تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در مورادی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد ملت، مقدم و حاکم است و این توضیح مختصری درباره ولایت مطلقه است.

بسیاری از فرمانده هان و همه اعضاى گردان حفاظت رهبرى در سانحه هوایى کشته شدند

بسیاری از فرمانده هان و همه اعضاى گردان حفاظت رهبرى که براى حفاظت جان آیت الله خامنه اى در زاهدان رفته بودند، هنگام بازگشت در سانحه هوایى جان سپردند. آیت الله خامنه اى که قرار بود به سیستان و بلوچستان سفر کند، ظاهرا سفر خود به منطقه را لغو و یا به تاخیر انداخته است. علل تاخیر این سفر که قرار بود این هفته صورت گیرد معلوم نیست. اخیرا درگیری های شدیدى بین نیروهاى انتظامى و بلوچها در نقاط مختلف بلوچستان از جمله نیکشهر، ایرانشهر، و خاش رخ داده بود. در این درگیرها تعداد زیادى بلوچ و مامورین انتظامى جمهورى اسلامى کشته و زخمى شده اند.

شدیدترین این درگیرها در منطقه ای بنام کوپچ از توابع نیکشهر صورت گرفت که در آن نیروهاى مسلح رژیم با تانک و مجهز به سلاحهاى سنگین به مناطق مسکونى حمله ور شده و در جدالى خونین که پنج ساعت طول کشید تعداد زیادى از مامورین انتظامى جمهورى اسلامى وافراد بلوچ کشته شدند.

هواپیماى فرمانده هان و اعضاى گردان حفاظت رهبرى که از زاهدان عازم تهران بود، بعد از نیم ساعت پرواز هنگامى که بروى منطقه شهداد بود ظاهرا بدلیل هواى نامناسب در خواست فرود در فرودگاه کرمان را کرد. شهداد در شمال شرقى کرمان واقع است. بلافاصله بعد از تماس با برج مراقبت فرودگاه کرمان، هواپیماه که متعلق به نیروى هوایى سپاه پاسداران و از نوع ایلیوشین و ساخت روسیه بوده در منطقه اى بین شهداد و سیرج سقوط کرده و تمامى سرنشینان آن کشته مى شوند. تلویزیون ایران نیز به نقل از منابع دولتی گزارش داده است که سرنشینان هواپیما جهت انجام مأموریتی مهمى به استان سیستان و بلوچستان اعزام شده بودند. منابع دولتی همچنین گزارش داده اند که تعدادی از افسران بلند پایه سپاه پاسداران میان سرنشینان هواپیما بوده اند.

بیش از دویست و هشتاد نفر از فرمانده هان و اعضاى گردان حفاظت رهبرى بهمراه هیجده نفر خدمه هواپیماه در این حادثه جان باختند. منابع جمهورى اسلامى گزارشات ضد و نقیضى در مورد سرنشینان این هواپیما ابراز داشته اند. ابتدا اعلام شد که پاسداران متعلق به گردان امام خمینى هستند. سپس اعلام شد که این گردان متعلق به لشکر ثارالله زاهدان میباشد.

چرا از پرونده آقای «ن» و همدستانش اطلاعاتی منتشر نمی شود؟

نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات یک باند آدمربایی و اخاذی که برخی چهره‌های سابق نظامی و امنیتی در آن عضویت دارند، این هفته در شعبه اول دادگاه عمومی تهران برگزار شد.

آقای «ن» سردسته این گروه است که فعالیت‌های خود را در غرب تهران انجام می‌دادند. آنها متهم به آدم‌ربایی، شکنجه افراد ربوده شده، اخاذی از خانواده آنها و تجاوز جنسی هستند. با این حال دادگستری تهران در مورد این پرونده اطلاعاتی منتشر نکرده و محاکمات به شکل غیرعلنی صورت می‌گیرد.

در این‌باره، یک منبع مطلع به خبرنگار "رویداد" گفت: باید پرسید دادگستری تهران که برای خود وظیفه سازمانی تعریف کرده است که در ارتباط با هر پرونده سیاسی که به اصلاح‌طلبان مربوط می‌شود بیانیه‌های بلندبالا صادر می‌شود، به چه دلیل درباره پرونده مهمی که این هفته در شعبه اول دادگاه عمومی تهران مورد رسیدگی قرارگرفت سکوت شده کرده است و هیچ اطلاعی را دراختیار افکارعمومی قرار نمی گیرد؟

وی افزود: از رئیس شعبه اول دادگاه عمومی تهران که این پرونده دراختیار اوست، نیز باید پرسید، چه تبعیضی میان متهمان پرونده «شهرام جزایری» که در همین شعبه مورد رسیدگی قرارگرفت و متهمان ذی‌نفوذ پرونده قتل و جنایت و آدم‌ربایی در غرب تهران وجود دارد که در آن پرونده همه جریان دادگاه – حتی بخش‌هایی که اسامی افراد غیرمرتبط با پرونده در یک فهرست بلندبالا قرائت شد – از صداوسیما اجازه انتشار یافت ولی متهمان این پرونده که جان و عرض و ناموس و امنیت شهروندان را مورد تهدید قرار داده‌اند، در پشت درهای بسته محاکمه می‌شوند؟

این منبع تأکید کرد: دستگاه قضایی باید روشن کند که آیا این دوگانگی‌ها نشانه رواداری تبعیض نیست و آیا شهروندان نباید در بی‌طرفی دستگاه قضایی تردید کنند؟

رویداد

افشاگری جدید امیرفرشاد ابراهیمی: سرنوشت نسل اول گروه های فشار

قوه قضائیه کلوپ مشترک حزب الدعوه و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، حجتیه و نئوطالبان های مدرسه حقانی ایران است!
شاکیان اعترافات فرشاد ابراهیمی اکنون در چه موقعیتی هستند
- غلامرضا نقدی باتهام قتل و غارت و آدم ربائی در حال محاکمه است.

2- مسعود صدرالسلام بعلت سوء استفاده از مقام خود از فرماندهی اطلاعات ناجا برکنار شده است.

3- حسین صفری تباز زمین خوار اسلام شهر شده و فرزندش مظنون به قتل عزت ابراهیم نژاد است.

4- محتشم متهم اسید پاشی به روی دختران و زنان در میدان محسنی است.

5- مسعود ده نمکی از عقاید خود دست کشیده است.

6- علیرضا صداقت مسئول با دیدن دوره روان گردانی در کره جنوبی مسئول تیم بازجوئی های روان گردان از پورزند؛ افشاری و اکنون "عبدی" است!

ریاست محترم کمیسیون اصل 90 قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی
جناب آقای حجت الاسلام انصاری راد


با گذشت بیش از 2 سال از تقدیم شکایت خود به آن کمیسیون که به مثابة آخرین پناه و مرجع زخم خوردگان از قوای کشور میباشد، لازم دانستم اکنون که قوه قضائیه با لطائف الحیل خویش پرونده را به گونه ای مختومه و ماستمالی نموده است شکایت خویش را یکبار دیگر به جنابعالی و کمیسیون همراه یادآوری نمایم.
شاید نیک بدانید فتنه نوارسازان ساخته شده در اتاق جنگ روانی محافظه کاران به دو علت پا گرفت:
1- درس عبرتی شود برای آنکه دیگر قصد انشعاب یا افشاگری بر علیه خشونت طلبان به ذهن کسی خطورنکند.
2- فرافکنی و جریان سازی برای آنکه مبادا بر اثر فشار افکار عمومی مطالب افشا شده در نوار مورد رسیدگی قرارگیرد.

امروز بعد از گذشت 2 سال، غبار فتنه علیزاده در قبال پرونده در حالی فرو نشسته است و دادگاه تجدید نظر پرونده را قطعی و مختومه اعلام نموده که بیگناهی و حقانیت مطالب بنده اظهر من الشمس شده است؛ قاضی صادرکننده رأی به علت فساد اداری و اتهامات منکراتی در زندان بسر میبرد(1) و از این جمله اند شکات پرونده؛ غلامرضا نقدی به اتهام قتل و غارت و آدمربایی در حال محاکمه است.
مسعود صدرالسلام به علت سوء استفاده از مقام خود و اعمال خودسرانه از فرماندهی اطلاعات ناجا برکنار شده است. حسین صفری تبار به زمین خواری در اسلامشهر معروف شده و فرزند وی همچنان به عنوان یکی از مظنونین اصلی قتل عزت ابراهیم نژاد قلمداد میشود.(2) محتشم (عبدالهی) با افشاگری حجت الاسلام پروازی به خاطر اسیدپاشی بروی دختران و زنان در میدان محسنی رسوای خاص و عام شده است؟ مسعود ده نمکی از عقاید خود دست برکشیده است و علیرضا صداقت مسئول تیم بازجویی پرونده فوق که دانش آموختة تخلیه روانی از کره جنوبی میباشد، همانی که بازجوی افشاری و پورزند و عبدی است و تبحر خاصی در نوشاندن شربت اعتراف و ضبط شوهای ندامت دارد، ماهیتش برای همه افشا شده است.

آیا امروز این سئوال در اذهان عمومی شکل نباید بگیرد که بالاخره چه کسی بر حق بود؟
براستی عدالت در جمهوری اسلامی را از که باید سراغ گرفت؟!

کدام نهاد بدنبال تأمین خواسته های مردمی است؟

حاکمیت نظام که متأسفانه تحت تأثیر نیروها و شبکه فشار محافظه کاران قرار دارد و قوه قضائیه نیز همچنانکه پیشتر در نامه ای به رئیس قوه قضائیه نیز اعلام کرده ام عرصه تاخت و تاز معاندان نظام شده است و به جای عدالتخانة نظام تبدیل شده به کلوپ احزاب بین المللی، از حزب الدعوة گرفته تا انجمن حجتیه از مجلس اعلای عراق گرفته تا نئوطالبانهای داخلی.

جناب آقای انصاری راد!

اینجانب بار دیگر استدعا دارم تا با توجه به سوگندی که ادا نموده اید با رسیدگی عادلانه به شکایت اینجانب فتنه آفرینان و موج سواران پرونده موسوم به نوارسازان را رسوا نمائید تا حداقل با تنویر افکار عمومی چنان شود که دیگر حضرات جسارت پیاده نمودن چنین غائله ای را در خود نبینند؟!
براستی چه کسی باید پاسخگوی هیجده ماه زندان بنده باشد؟

چه کسی مسئول اعمال شدیدترین شکنجه های قرون وسطائی به روی بنده برای اخذ اعترافات دروغین مورد نظر علیزاده است؟! چه کسی جوابگوی ظلمی است که بر خانواده بنده رفته است؟ آیا انتظار رسیدگی عادلانه در ملک اسلامی خواسته بیجائی است؟! بیائید و بر اساس سوگندی که یاد نموده اید خائن و خادم را معرفی نمائید ...

نردبان این جهان ما و منی است

عاقبت این نردبان افتادنی است

لاجرم هر کس که بالاتر نشست

گردن او سختتر خواهد شکست

بسیجی و فرزند کوچک انقلاب - امیر فرشاد ابراهیمی
1- ظاهرا منظور فرشاد ابراهیمی حجت الاسلام صالحی رئیس شعبه 6 مجتمع قضائی است

2- ابراهیم نژاد قربانی مشهور شب حمله به کوی دانشگاه است.

February 19, 2003

مصاحبه تلویزیون دولتى سوئد با رابرت فیسک گزارشگر خاورمیانه روزنامه انگلیسى ایندپند نت

ترجمه : سینا براى روشنگرى


آمریکا دلیل اصلى مشروعیت جنگ با عراق را سلاحهاى کشتار جمعى عراق عنوان مىکند. شما موافقید؟

نه ! در آنصورت باید به کره شمالى حمله مىکردیم نه عراق. و ربطى هم به جنایت علیه بشریت و حقوق بشر ندارد , زیرا در سال 1983 وقتى که عراق علیرغم تمام قراردادهاى بین المللى از گازهاى شیمیایى کشنده بر علیه ارتش ایران استفاده کرده و شکنجه و کشتار در عراق توسط صدام بیداد مىکرد ریگان فرستاده اى به عراق براى بازگشایى دوباره سفارت آمریکا فرستاد و از قضا فرستاده ریگان کسى نبود جز رامزفلد که امروز بخاطر سلاحهاى کشتارجمعى و جنایت علیه بشریت اشک تمساح مىریزد

وسال بعد یعنى 1984 درست در همان روزى که سازمان ملل گزارش استفاده از گازهاى شیمیایى توسط عراق در جنگ با ایران را علنى ساخت رامزفلد با طارق عزیز نزدیکترین شخص به صدام ملاقات کرد . نه , هیچ ربطى این جنگ به سلاحهاى کشتارجمعى یا حقوق بشر ندارد. جنگ براى آن چیزى است که کره شمالى ندارد: نفت . اما صدام حسین نشان داده که یک دیکتاتور بیرحم است

آیا صدام تهدیدى براى همسایگانش نیست ؟

اگر این سئوال را از همسایگان عراق مثل عربستان و اردن و قطر بپرسید جواب خواهند داد بزرگترین تهدید براى آنها آمریکا هست و نه عراق. نه! عراق امروز یک کشور دیکتاتورى درجه سوم هست. شک نیست که صدام دیکتاتور خشن و بیرحمى هست, زنها را روزهاى سه شنبه به دار مىآویزند و اگر نرسیدند پنجشنه ها ادامه مىدهند. شکنجه در آنجا همیشه در جریان هست

اما عراق را ما بوجود آوردیم , بریتانیا عراق را بوجود آورد. غرب صدام را بوجود آورد و از جنگ نفرت انگیز اوعلیه ایران پشتیبانى کرد. آنموقع مىخواستیم عراق به جاىما با ایران مبارزه کند . ما به او اجازه دادیم که مواد شیمیایى را وارد کرده و از آنها براى ساختن گازهاى شیمیایى استفاده کند

من تاجر اسلحه آلمانى را ملاقات کردم که تصاویرفضایى خط جبهه ایران را که پنتاگون تهیه کرده توسط او به صدام رساندند تا حمله دوم عراق به ایران با موفقیت انجام گیرد

بخاطر داشته باشید که ما صدام را بوجود آوردیم , دقیقا همانطورى که بن لادن را وقتى او با سیا برعلیه روسها همکارى

مىکرد.مخلوقات خودمان هستند که امروز ادعا مىشود دنیا را تهدید مىکنند

چرا فکر مىکنید او به همسایگانش حمله نخواهد کرد در حالیکه قبلا این کار را کرده؟

مهمتر ازهمه بخاطر اینکه او به اندازه کافى قوى نیست.سلاحهایى را که او احتمالا قایم کرده کهنه و قدیمى هستند براى اینکه مال ده تا بیست سال پیش هستند. به کى مىتواند حمله کند؟ کویت که انباشته از سربازان آمریکایى هست. همینطور عربستان که بیست هزار سرباز آمریکایى در آنجا هستند.قطر هم که طرف دیگر خلیج فارس قرار دارد. با ایران هم که جنگ قبلى هشت سال طول کشید . ترکیه هم که بسیار قوى هست و اردن که بخش عمده اش تا خود عمان کویر هست .صدام بیرحم و شرور هست , ولى همسایگانش را تهدید نمىکند, و کسى از همسایگان او تقاضاى کمک یا حمایت نکردند, بلکه این آمریکاست که از آنها خواسته تا نیروهاى خود را به منطقه بفرستد

به نظر اتحادیه عرب حمله به عراق عواقب ناگوارى براى منطقه خواهد داشت , با این نظر موافقید؟

با این حرف اتحایه عرب کاملا موافق نیستم... عواقب این کار در کوتاه مدت نیست. حلقه فیلم را کمى جلو مىچرخانیم: پیش خود مجسم کنیم که جنگ شروع مىشود. اگر آمریکاییها عراق را اشغال کنند سه تا چهار روز بعد به بغداد مىرسند. اولین تصاویرى را که به ما نشان مىدهند کودکانى هستند که انگشتانشان را به علامت پیروزى بالا برده اند.پاول و بوش
¨ کیف خواهند کرد. ¨آزاد سازى عراق بعد مردم شروع مىکنند به انتقام گیرى از اعضا حزب بعث. آدمها از دکل چراغهاى خیابانى آویزان خواهند شد.تصاویر خوشایندى نخواهند بود. در ماههاى بعد اشخاص و سازمانهایى که هیچ ارتباطى با صدام ندارند ...همچنین از جمله امامان در مساجد,خواهان خروج آمریکاییها از عراق مىشوند. در آنصورت آمریکاییها چه خواهند کرد؟ همه را مىگیرند؟ امامان را مىگیرند؟ جلوى روزه خوانیها را مىگیرند؟ اشغال عراق حداقل دو سال طول خواهد کشید.آمریکا به همراه اسرائیل مىشود یکى از دو کشورى که خاک کشور دیگرى را اشغال کرده است

شما جریان فعالیت القاعده را دنبال مىکردید و با بن لادن ملاقات کردید.چه رُلى او در این بحران بازى مىکند؟

من مىدانم که او زنده است. شک ندارم که صداى او بود که نوارش اخیرا پخش شد. القاعده در حال حاضر با مشکل ارتباطات مواجه مىباشد, آخر آنها تحت تعقیب قویترین کشور جهان با امکانات تکنیکى عظیم مىباشند. اما اینطور نمىشود بر القاعده پیروز گشت. القاعده از شرایط زندگى بد اعراب مسلمان تغذیه مىکند. تا زمانى که این شرایط بد وجود دارد القاعده هم وجود خواهد داشت, چه با بن لادن و چه بدون او

تعداد زیادى از اعراب احساس مىکنند که بن لادن آن چیزهایى را که سران شان نمىگویند مىگوید. ¨وقتى ما مىخواهیم تایید شویم مجبوریم به یک مرد در غارى در افغانستان , پاکستان یا عربستان و یا هرجایى که او هست گوش دهیم.¨ من اعراب زیادى را در بیروت و تمام خاورمیانه دیدم که مىگویند بن لادن را دوست ندارند ولى او حرف دل آنها را مىزند
وقتى که دیگر صدام نیست _فرار مىکند, تبعید مىشود,یا کشته مىشود..._ تنها صدایى که مىماند و خواستار خروج آمریکا از عراق مىشود صداى بن لادن هست و این قدرتش را بیشتر مىکند. و برنده نهایى هرچه که اتفاق بیافتد بن لادن خواهد بود

اخیرا شاهد تظاهرات عظیم ضدجنگ در سراسر جهان بودیم, آیا تاثیرى خواهند گذاشت؟

در یک دنیاى خوب باید تاثیر مىگذاشت. جالب است که دونالد رامسفلد از ¨اروپاى کهن¨ صحبت مىکند. اروپاى کهن تقریبا شبیه آمریکا بود : مشخصه آن جنگ و خشونت. اما اروپاى جدید موافق جنگ نیست. فکرش را بکنید که آن آلمانى که مسبب این همه رنج و عذاب در صده گذشت بود کاملا محو گشته و آلمانیها امروز صلح براى جهان مىخواهند و

آمریکاییها از این مطلب خوششان نمىآید

مسئله انیجاست که ما اکنون یک اروپاى جدید داریم که جنگ نمىخواهد و یک آمریکاى کهنه , آمریکاى روزولت و غرب

وحشى که جنگ مىخواهد. واقعیت اینچنین است
http://www.roshangari.com

ائتلاف نانوشته میان اصلاح طلبان داخل و خارج حاکمیت

مصاحبه با کاندیدای نهضت آزادی برای شورای شهر تهران
فعالیت گسترده نیروهای ملی – مذهبی و نهضت آزادی در انتخابات شوراها هنگامی صورت می گیرد که اعضای این گروهها سال گذشته در چنین روزهایی به اتهام براندازی در زندان به سر می بردند.
مشاهده اسامی برخی از افراد منفرد یا اعضای نهضت آزادی در لیست انتخاباتی برخی از گروههای دوم خردادی داخل حاکمیت می تواند حکایت او نوعی ائتلاف نانوشته بین نیروهای اصلاح طلب درون و بیرون حاکمیت داشته باشد.

خسرو منصوریان از اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی که خود نیز برای انتخابات شورای شهر تهران کاندیدا شده در همین زمینه گفت:

این ائتلاف ها و همکاری ها در حال حاضر از عمق چندانی برخوردار نیست. شاید بعضی از گروههای دوم خردادی بخواهند با نیروهای ملی – مذهبی(ائتلاف ملی – مذهبی ها) یا نهضت آزادی ائتلاف کنند ولی این خواست و گرایش باید دو طرفه و متقابل باشد.

وی در مورد وجود اعضای گروههای دوم خردادی در لیست نهضت آزادی گفت: ما ضمن احترامی که برای تمام گروهها و افراد قایل هستیم با توجه به معیارها و ضوابط خاص خود برخی از این گونه افراد که وابستگی های حزبی دارند یا منفرد هستند را درون لیست خود قرار خواهیم داد.

ضمن اینکه شورای شهر بر خلاف مجلس جای کار سیاسی نیست و کشاکش ها و اختلافات دور اول شورای شهر تهران به جایگاه این نهاد مدنی در نظر مردم ضربه شدیدی وارد کرده است و مردم دچار یک نوع حساسیت شده اند.

این عضو نهضت آزادی در مورد احتمال اعلام رای دادگاه این گروه پس از انتخابات شوراها و ایجاد مشکلاتی برای کار شوراگفت:

به شخصه نگاهی رو به جلو و امیدوارانه دارم و معتقدم که باید مثبت اندیش بود. اگر بخواهیم چنین ملاحظه کاری کنیم و منتظر بمانیم که دیگران برای ما تصمیم بگیرند، نباید هیچ وقت به صحنه بیاییم. ما صریحا برای فعالیت و خدمت به مردم اعلام آمادگی کرده ایم و امیدواریم کسانی که سالهای قبل مانع از حضور آزادانه احزاب و شهروندان در انتخابات می شدند، رفتارعقلانی را که چندی است در پیش گرفته اند ادامه دهند و شرایط حساس و فوق العاده کشور و مملکت را درک کنند. اگر هم به هردلیلی نتوانستیم وارد شورا شویم یا پس از ورود با مشکل اعلام احکام مواجه شدیم، به قانون احترام می گذاریم و دیگر در پیشگاه ملت عذر موجه خواهیم داشت.

منصوریان در پاسخ به این سوال که اعضای نهضت پس از سالها دوری از کارهای اجرایی ممکن است وارد قدرت شوند و این حالت مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد، اظهار داشت:

کار بزرگ سخت است. در بدو پیروزی انقلاب هم اعضای نهضت با عنایت کامل به این مشکل بخاطر احساس وظیفه و مسئولیتی که داشتند وارد قدرت شدند. الان موقع حساب گری های سیاسی و کنار نشستن نیست. اگر گروهی آبرویی دارد باید این آبرو را برای مردم خرج کند. اگر ما درس خوانده ایم و تخصص داریم همه پول این ملت بوده است و حالا هم باید تمام تلاش خود را برای آسایش مردم بکار ببندیم. نه اینکه کنار بکشیم و آبروی خود را برای روز مبادا حفاظ کنیم.
این عضو شورای مرکزی نهضت آزادی در پایان ضمن اعلام عدم رد صلاحیت کاندیداهای نهضت در تهران زمان اعلام لیست این گروه را حداکثر تا پنچ شنبه همین هفته خواند.

( برگرفته شده از سایت خبری "همه ایران")

توضیحات مجید انصاری درباره نقش حسین شریعتمداری در بازجوئی از زندانیان

به گزارش خبرنگار پارلمانی فارس، به دنبال انتشارمصاحبه حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان مبنی بر ماموریت وی از سوی مجید انصاری، درزندانهای کشور و نقش وی در بازجوییها، مجید انصاری در جمع خبرنگاران درباره علت ماموریت خود در زندانها درسال 1362 را نارسایی در اداره زندانها، وجود زندانها و بازداشتگاههای متعدد از سوی نهادها و دستگاههای متعدد نظام و ناهماهنگی در اداره امور زندانها عنوان کرد.
انصاری تصریح کرد: بعد از اتمام دوره اول مجلس، آیت الله موسوی اردبیلی، رئیس شورای عالی قضایی وقت از من به عنوان نماینده این شورا دعوت کرد تا گزارشی از روند زندانها تهیه کنم و من هم نارسایی های زندانها را گزارش کردم.
انصاری مهمترین نارسایی زندان را وجود زندانهای متعدد و مستقل عنوان کرد و گفت: شهرداری، ژاندارمری، وزارت اطلاعات، دادسرای انقلاب، کمیته ها، نیروهای مسلح و... هر کدام به فراخور فعالیت خود بازداشتگاه و زندان داشتند و ناهماهنگی در اداره زندانها موجب بروز مشکلاتی شده بود.
وی اضافه کرد: بعد از ارایه این گزارش از من خواسته شد تا به ساماندهی امور زندانها بپردازم و ابتدا عضو شورای سرپرستی زندان شدم و طرحی برای ساماندهی امور زندانها به مجلس تقدیم شد و در یک جلسه خصوصی گزارشی از وضع زندانها به نمایندگان ارایه کردم و این موجب شد طرح مذکور به تصویب برسد و به موجب آن سازمان زندانها و اقدامات تامینی کل کشور تشکیل شد.
انصاری تصریح کرد: براساس این قانون کلیه زندانها و بازداشتگاهها می بایست توسط این سازمان و زیر نظر قوه قضاییه اداره شود و دستگاهها و نهادهای مختلف حق داشتن زندان نداشتند حتی وزارت اطلاعات مکلف شد بازداشتگاههای خود را زیر نظر قوه قضاییه قرار دهد.
وی افزود: با این پیگیری برای اولین بار قانونمندی یکسانی برای اداره زندانها اعم از عادی، انقلاب، زنان و ... حاکم شد.
انصاری با اشاره به فعالیت گروههای غیر قانونی مثل منافقین، سازمانهای کمونیستی، فراماسونها و ساواکی ها در آن دوره گفت: تعداد زیادی از دختران و پسران جوان نیز در آن شرایط تحت تاثیر برنامه های فریبنده گروهها قرار گرفته، جذب شده و دست به اقدامات غیر قانونی می زدند.
عضو مجمع روحانیون مبارز تاکید کرد: در این شرایط دو نگاه بر زندانهای کشور حاکم بود یک نگاه معتقد به برخورد خشن و حداکثر مجازات برای زندانیان بود و دیدگاه دیگر متکی بر تاکیدات امام مبتنی بر توجه بیشتر زندانیان و برخورد از نظر رافت و رحمت اسلامی بود. در آن زمان شورای انقلاب خصوصاً آیت الله صانعی و موسوی اردبیلی که در آن زمان دادستان بود بر این نکته تاکید داشتند.
انصاری ادامه داد: در آن زمان این دیدگاه مطرح شد که اگر کمترین اطلاعات از اوضاع کشور، ماهیت وابسته و جنایتکار گروهها به زندانیان داده شود حتماً اصلاح خواهند شد و می توانند در لیست عفو قرار گیرند و به جامعه برگردند، حال آنکه برخورد تند و خشونت بار با آنها می تواند از آنها افرادی عقده ای و در خدمت دشمن بسازد لذا در آن شرایط تحقیق گسترده ای را آغاز کردم و از میان زندانیان قبل از انقلاب، مطلعین از جریانات سیاسی و گروهکی اعم از روحانی و غیر روحانی که با دیدگاه برخورد سازنده گفت و گو، و اقناع موافق بودند را شناسایی و برای همکاری دعوت کردیم.
رئیس فراکسیون مجمع روحانیون در مجلس گفت: در آن زمان از آقای حسین شریعتمداری و چند نفر از همکارانشان که درقسمت فرهنگی سپاه پاسداران و واحدهای فرهنگی مشغول به کار بودند و در این موضوع تسلط کامل داشتند دعوت کردم و آنها چند سالی با سازمان زندانها همکاری کردند.
وی گفت: آقای شریعتمداری ساعت های متمادی، گاهی با یک یا چند نفر از دختران و پسران گروهکی به بحث های نظری، فکری و اعتقادی می پرداختند و بعضاً در جلسه های عمومی تر به پرسش زندانیان پاسخ می‌گفتند، در واقع این اولین بار بود که در زندانها جلسه پرسش و پاسخ برگزار می شد.
انصاری افزود: آقای شریعتمداری در آن زمان به دلیل آشنایی کامل به مبانی نظری گروههای مارکسیستی و چپ و سابقه قبل از انقلاب وتوانایی بالا ، مباحثات ایدئولوژیک زیادی با سران برجسته گروهکهای چپ از جمله با احسان طبری، عمویی و دیگر سران حزب توده و سایر گروهها داشتند که نتیجه این مباحث برای کادرهای پایین تر و جوانانی که فریب تبلیغات آنها را خورده بودند، سازنده بود.

وزارت اطلاعات فرار سه مسؤول امنیتی را تکذیب کرد

بازتاب - یک منبع در وزارت اطلاعات، ادعاهای «حمیدرضا ذاکری» را درباره ارتباط برخی از دستگاه های ایران با سازمان القاعده و دکتر ایمن الظواهری، معاون اسامه بن لادن، رد کرد.
به گزارش روزنامه «الشرق الاوسط»، چاپ لندن، این منبع که خواست نامش فاش نشود، خاطرنشان کرد که ذاکری به خاطر رفتار و ارتباط های مشکوک خود و فعالیت در مراکز دیگر که بدون اطلاع وزیر اطلاعات صورت می گرفت، از این وزارت طرد شد.
حمیدرضا ذاکری که با حمایت علیرضا نوری زاده، جو تبلیغاتی علیه ایران را ایجاد کرده گفته است، بعد از قضیه قتل های زنجیره ای، سازمان امنیت را ترک کرد و به دفتر رهبری پیوست.
این منبع وزارت اطلاعات افزود: ما با دفتر رهبری تماس گرفتیم و از یکی از مسؤولان دفتری سؤال کردیم که آیا ذاکری در دفتر امنیت ویژه فعالیت می کند یا نه؟
اما این مسؤول از قضیه دفتر امنیتی سخنی نگفت و آن را به امور داخلی این دفتر مربوط دانست و ذاکری را به جاسوسی، مزدوری ودسیسه چینی علیه اسلام، انقلاب و همکاری با صهیونیست ها و استکبار جهانی متهم کرد.
اما یک مسؤول در وزارت امور خارجه ایران گفت، شخصی را تحت عنوان ذاکری در سازمان امنیت نمی شناسد و اطلاعی هم از او ندارد. این مسؤول همچنین خاطر نشان کرد که هیچ مسؤول بلندپایه امنیتی، به تازگی از کشور نگریخته است.
به نوشته «الشرق الاوسط»، از سوی دیگر، روزنامه «اعتماد» ایران از پایگاه اینترنتی «یه خبر» وابسته به علی آقامحمدی، یکی از مسؤولان بلندپایه سازمان اطلاعات در گذشته و قائم مقام رییس سازمان صدا و سیما، خبری را نقل کرد که مفاد آن بدین گونه است؛ سه تن از مسؤولان امنیتی که به تازگی از کشور، فرار کردند اسناد زیادی را که در بین آنها نوارهای ویدیویی جلسه استیضاح عناصر امنیتی مرتبط با ترورهای سیاسی وجود داشت، به خارج از کشور انتقال دادند.
روح الله حسینیان، رییس مرکز اسناد اسلامی و یکی از اعضای جناح مخالف اصلاحات که در سازمان اطلاعات، عهده دار مناصب مهمی است، مسؤول دفتر رییس جمهوری را به دسیسه چینی با حمیدرضا ذاکری متهم کرد، تا جایی که حسینیان خاطرنشان کرد، حضور ذاکری در خارج از کشور، دلیل دیگری است که عناصر مخالف انقلاب در داخل دستگاه های نظام وجود دارند که مزدورانی مثل ذاکری با آنها همکاری می کنند.

اعتراض‌ به‌ سفرهای‌ پی‌درپی‌ نمایندگان: بعضی‌ از نمایندگان‌ 30 بار به‌ سفر حج‌ رفته‌اند

محمود اخوان‌ بازارده‌ نماینده‌ مردم‌ لنگرود نسبت‌ به‌ سفرهای‌ پی‌درپی‌ برخی‌ از نمایندگان‌ به‌ حج‌ و مواجه‌ شدن‌ جلسات‌ علنی‌ مجلس‌ با کمبود تعداد نمایندگان‌ اعتراض‌ کرد.
به‌ گزارش‌ ایرنا، وی‌ روز گذشته‌ در قابل‌ تذکری‌ آیین‌نامه‌ای‌ گفت: نمی‌توان‌ جلوی‌ حج‌ واجب‌ افراد را گرفت‌ اما عده‌ای‌ از نمایندگان، بیش‌ از ده‌ بار به‌ مکه‌ مشرف‌ شده‌اند و امسال‌ هم‌ باتوجه‌ به‌ همزمانی‌ بررسی‌ لایحه‌ بودجه‌ و برگزاری‌ حج‌ تمتع، به‌ سفر حج‌ رفته‌اند.
نماینده‌ لنگرود افزود: رفتن‌ به‌ حج‌ مستحبی‌ در مجلس‌ و بسیاری‌ از نهادها سنت‌ شده‌ است. بعضی‌ها تا 30 بار به‌ سفر حج‌ رفته‌اند. اگر پول‌ خودشان‌ بوده‌ است‌ اسراف‌ است، اگر از بیت‌المال‌ است، حرام‌ است.
اخوان‌ از هیات‌ رییسه‌ مجلس‌ خواست‌ به‌ این‌ مساله‌ و نیز "ماموریت‌ تراشی" برخی‌ از نمایندگان‌ توجه‌ کند.
بهزاد نبوی‌ که‌ ریاست‌ جلسه‌ را به‌ عهده‌ داشت،تذکر این‌ نماینده‌ مجلس‌ را وارد دانست‌ و گفت: هیات‌ رییسه‌ مجلس‌ به‌این‌ مساله‌ توجه‌ خواهد کرد. این‌ سخنان‌ نبوی‌ موجب‌ اعتراض‌ برخی‌ از نمایندگان‌ شد.
نایب‌ رییس‌ مجلس‌ در پاسخ‌ به‌ آن‌ها توضیح‌ داد که‌ سخنان‌ اخوان‌ در مورد سفر حج، تذکر نبود و او آن‌ بخش‌ از سخنان‌ اخوان‌ درباره‌ تعداد کم‌ حاضرین‌ در جلسات‌ علنی‌ را وارد دانسته‌ است.
وی‌ افزود: 14 نماینده‌ به‌ سفر حج، 15 نماینده‌ مرخصی‌ معمولی، 10 نماینده‌ به‌ سفر خارج‌ و 15 نماینده‌ هم‌ به‌ مرخصی‌ ساعتی‌ رفته‌اند. اگر غایبین‌ و تاخیرکنندگان‌ را نیز محاسبه‌ کنیم‌ تعداد بیشتر خواهد شد.
نایب‌ رییس‌ مجلس‌ تایید کرد، کار بیشتری‌ از دست‌ هیات‌ رییسه‌ مجلس‌ برنمی‌آید.
محمدباقر ذاکری، نماینده‌ مردم‌ قوچان‌ به‌ تذکر اخوان‌ اعتراض‌ کرد و خطاب‌ به‌ نبوی‌ گفت: چرا در مورد سفرهای‌ کیش‌ و دوبی‌ و سایرکشورها اعتراض‌ نمی‌شود ولی‌ به‌ سفر حج‌ اعتراض‌ می‌کنند؟ شما هم‌ این‌ تذکرات‌ را وارد می‌دانید؟
وی‌ خواستار اعلام‌ اسامی‌ نمایندگانی‌ شد که‌ به‌ حج‌ واجب‌ رفته‌اند یا برای‌ خود ماموریت‌ تراشی‌ کرده‌اند.

آفرینش

نقد خواندنی نشریه حریم به بخشی از آمار وزارت اطلاعات

هفته‌نامه حریم (28/11) در مقاله‌ای بخشی از آمار یک نظرسنجی وزارت اطلاعات را منتشر ساخت این نشریه نوشت: بولتن نظرسنجی از این عزیزان [وزارت اطلاعات] به دستم رسید که انصافا بسیار تعجب کرده و متاسف شدم به خصوص که سیر مراحل و جمع‌بندی نهایی آن اصلا کارشناسنه و علمی نبود!

نظرسنجی اول در خصوص بررسی جایگاه افراد گروه‌های مختلف در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی انجام شده است و جامعه آماری آن 1205 نفر بوده‌اند که از این تعداد متجاوز از 552 نفر زیر سن 20 سال دارند و حدود 300 نفر هم زیر سن 25 سال و به لحاظ تحصیلی حدود 1000 نفر از ایشان از بی‌سواد تا دیپلم هستند! یعنی اکثر افراد در سنین جوانی و در اوج احساسات و به لحاظ تحصیلی هم کم سواد. لذا نتیجه نظرسنجی چیزی بهتر از این نخواهد شد که از حدود 30 جدول فراوانی 13 مورد آن، آن هم با آرای بالا فقط اختصاص به ریاست محترم جمهوری دارد که چند مورد آن جای تعجب و سوال دارد. مثلا در یکی از جدوال،‌مربوط به محبوب‌ترین شخصیت علمی افرادی مانند ابن سینا و انیشتین بسیار کمتر از آقای خاتمی رای داشتند و سوال اینجاست که آیا ایشان کدام فرمول فیزیک یا شیمی و ... را کشف کرده‌اند که به لحاظ علمی بالاتر از دانشمندان قدیم و جدید قرار گرفته‌اند و یا .... مگر با آرای مردم، فردی دانشمند می‌شود؟

در این نظرسنجی جداولی به شرح زیر هم وجود دارد که جای یک سوال دارد: چرا آن وزارتخانه در نظرسنجی خود به این محورها پرداخته است؟ آن هم در یک شهر کاملا مذهبی!

- جدول محبوب‌ترین خوانندگان ایرانی خارج‌نشین.

- جدول محبوب‌ترین خوانندگان یا گروه موسیقی خارجی.

- جدول محبوب‌ترین هنرپیشه‌های ایرانی (قبل از انقلاب) مقیم خارج.

جای تاسف بسیار دارد که ما به یک جوان بگوئیم که به مایکل جکسون علاقه‌مندی یا به ابرام تاتلیس، به ابی علاقه داری یا لیلا فروهر (معلون) و ...

خوب است از عزیزان مجری نظرسنجی سوال شود آیا لازم است نام رضا پهلوی (ملعون)، ابوالحسن بنی‌صدر (فراری) و مسعود رجوی (منافق) در کنار شخصیت مهمی مانند ریاست محترم جمهوری و یا رئیس محترم مجلس قرار بگیرد و از سوال‌شوندگان در خصوص میزان عملکرد مثبت و منفی این افراد سوال کنیم و بعد به نتیجه برسیم که نقش بنی‌صدر و ربع پهلوی در ایجاد تغییر و تحول در جامعه بسیار منفی است. شما را به خدا، آیا بدون نظرسنجی این مطلب به دست نمی‌آید که ملت ایران این افراد کثیف را نمی‌‌خواهند؟ حتما باید به این روش بگوییم 37 درصد بنی‌صدر را منفی می‌دانند؟ و یا اینکه آوردن نام حزب توده، ‌چریک‌های فدایی ضد خلق و ... در کنار حتی دفتر تحکیم و حزب مشارکت برای بررسی عملکرد مثبت و منفی اساساً غلط و غیر عملی است.

حال بگذریم از اینکه جدول کشورهای مناسب برای زندگی نام (رژیم) اسرائیل و آمریکا هم مشاهده می‌شود (اگر چه با درصد فراوانی بسیار پایین)!

رد دعوت شرکت در جشن سفارت جمهوری اسلامی در بروکسل توسط نماینده سوئد در پارلمان اروپا

خانم سیسیلیا مالمستروم نماینده سوئد در پارلمان اروپا از حزب لیبرال مردم که توسط سفارت جمهوری اسلامی ایران در بروکسل جهت شرکت در جشن 22 بهمن به این سفارت دعوت شده بود در نامه ای به سفارت ایران در بروکسل نوشت که بدلیل اعدام 474 انسان در سال گذشته, 20 مورد اعدام فقط در ژانویه سال جاری, شلاق, سنگسار و زیر پا گذاردن حقوق زنان توسط جمهوری اسلامی مایل به شرکت در این جشن نیست.

ناصر زرافشان و علی افشاری : مسوولین مربوطه مانع از دیدار ما با نمایندگان حقوق بشر سازمان ملل شدند

زرافشان و افشاری در نامه ای از زندان اوین عنوان کردند:ظرف چند روز گذشته برای ملاقات با نمایندگان ویژه حقوق بشر سازمان ملل اصرار و پافشاری کرده ایم لیکن مسئولین مربوطه در حالی که ماو سایر زندانیان سیاسی سالن ۳ اندرزگاه شماره ۷ این زندان را پشت درهای بسته محبوس ساخته و از ملاقات مابا نمایندگان مذکور جلوگیری به عمل آورده اند نمایندگان سازمان ملل را به بازدید از ساختمان ها و دستشویی های نو ساز و استفاده نشده و برخی زندانیان عادی برده اند .
متن کامل نامه ناصر زرافشان و علی افشاری:
حسب اطلاع واصله از از برخی شبکه های تلویزیونی خارجی و سایتهای اینترنتی داخلی و خارجی که ناصر زرافشان و علی افشاری از ملاقات با نمایندگان ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در زندان اوین خود داری نموده اند ؛اینجانبان اعلام می داریم این شایعه کذب محض است و حکایت از توطئه ای علیه زندانیان سیاسی می کند .
زرافشان و افشاری ظرف چند روز گذشته برای ملاقات با نمایندگان ویژه حقوق بشر سازمان ملل اصرار و پافشاری کرده اند لیکن مسئولین مربوطه در حالی که این دو تن و سایر زندانیان سیاسی سالن ۳ اندرزگاه شماره ۷ این زندان را پشت درهای بسته محبوس ساخته و از ملاقات آنان با نمایندگان مذکور جلوگیری به عمل آورده اند نمایندگان سازمان ملل را به بازدید از ساختمان ها و دستشویی های نو ساز و استفاده نشده و برخی زندانیان عادی برده اند .
اکنون به نظر می رسد پخش این شایع هجزو برنامه ای باشد که برای لوث کردن ماموریت هیات نمایندگی سازمان ملل متحد صورت گرفته است .
اضافه می کنیم که این جانبان فردای روز بازدید نمایندگان از بازدید نامبردگان از زندان اوین اطلاع یافتیم .
ناصر زرافشان و علی افشاری - زنران اوین ۲۹ /۱۱/۸۱

February 18, 2003

برگرفته از یک هفته با خبر علیرضا نوریزاده

شنبه 25 تا دوشنبه 27 ژانویه

نخست از خوانندگانم پوزش میخواهم که مقدمه مطلبم بیش از مؤخره شد اما در شرایط و لحظاتی زندگی میکنیم که هر غفلت و یا سکوت ما میتواند به آن اصلی که اغلب ما به دنبال آن هستیم یعنی نجات خانه پدری از وضع تلخ و نگران کنندهای که به آن دچار شده است لطمه بزند. حال بپردازیم به یک خبر بسیار مهم.
در همان اوائل انقلاب یعنی خرداد ماه 58 جوانی با ریش و تسبیح و جای مهر بر پیشانی به نام «حسام» به عنوان مأمور اجرای احکام دادگاه انقلاب ــ مصادره، جلب افراد به زندان و تبعید و… ــ وارد خدمت در دادسرای انقلاب شد. حسام به ظاهر بسیار متعصب و نماز شب خوان بود. خلخالی، موسوی تبریزی، اسدالله لاجوردی و... بسیار به او اعتماد داشتند، و تنفیذ احکام سخت را به او می سپردند. حسام برخلاف بسیاری از همکاران و دوستانش در دادگاه انقلاب ماند و تا چندی پیش به عنوان رئیس اجرای احکام دادگاه انقلاب مشغول به کار بود. دستگیری و افول ستاره بخت او خیلی ناگهانی و تعجببرانگیز بود. با بودن پدری که علاوه بر نمایندگی ولی فقیه تولیت امامزاده مشهد اردهال کاشان را نیز عهدهدار است کسی فکر نمیکرد حسام دچار وضعی شود که امروز با آن روبروست. مطابق اعترافاتش او از سال 58 تا امروز با 1200 زن شوهردار که همسرانشان به دلیلی در زندان دادگاه انقلاب بودهاند گاه با تهدید و زمانی با وعده آزادی همسرانشان، ارتباط نامشروع جنسی داشته است. آخرین بار او در حالیکه پس از همبستری با همسر یک روحانی زندانی در خانه او غسل کرده و به نماز ایستاده بود، دستگیر شد... در باب حسام باز هم خواهم نوشت.
چشم ولی فقیه روشن... یادتان هست وقتی ماجرای خانه هدایت اسلامی کرج را در کیهان نوشتم، سه هفته بعد حضرات به این فضیحت اعتراف کردند. منتظر اعترافاتشان درباره برادر حسام باشید.


زاهد ار راه به رندی نبرد، معذور است
سه شنبه 3 تا جمعه 7 فوریه

پیشدرآمد: بی شک بسیاری از خوانندگان این ستون طی دو هفته اخیر حداقل از خبر گریختن حمیدرضا ذاکری یکی از مقامات بلندپایه امنیتی رژیم جمهوری اسلامی به خارج مطلع شده اند. و از آنجا که بنا به تقاضای خود آقای ذاکری، کار پرس و جو و بررسی و تحلیل مطالب ایشان با من است و طی چند برنامه مستقیم رادیویی در رادیو ماهواره ای «یاران» همراه با علیرضا میبدی، مطالب تکاندهنده ای در رابطه با سیاهکاریهای نظام تافته جدا بافته، عنوان شده است لازم دیدم ضمن معرفی ذاکری و اهمیت جدایی او از نظام و دستگاه عریض و طویل امنیتی اش، چند مطلب مهم را که تنها نمیتوان به انتشار شفاهی آن بسنده کرد، با خوانندگان این ستون در میان گذارم.

حمیدرضا ذاکری که پیش از این نامش را به عنوان یکی از کادرهای وزارت اطلاعات در چند مورد آورده ام و در دو کتابم پیرامون قتلهای زنجیره ای از او یاد کرده ام، چهل ساله مردی از یک خانواده مذهبی در اصفهان است که هنگام بالا رفتن رایت انقلاب جوان شانزده ساله ای بوده با همه شور و شر جوانی و البته نگاه و عاطفه ای سرشار از علائق دینی و باورهای مذهبی.
او نیز چون میلیونها جوان ایرانی با این امید که کاروان انقلاب به ساربانی آیت الله خمینی، ره سوی کعبه آزادی و عدالت اجتماعی و اخلاق اسلامی و انسانی دارد، خیلی زود جذب انقلاب میشود. به قول خودش روز پیروزی انقلاب، در نگاه او، روز فرو افتادن پرچم شیطان و فرا شدن رایت به قول خودش «آقا امام زمان» بود. موج فریاد و خشم و خروش، حمیدرضای نوجوان را چنان در خود گرفت که دیگر به چیزی به جز انقلاب، مبارزه با هر که و هرچه در خط مقابل انقلاب قرار داشت، و دفاع از آرمانهایی که میپنداشت خمینی فرشته برای تحقق آنها از سوی حضرت حق مأمور شده است، نمیاندیشید. در آغاز رو سوی کمیته ها و سپس سپاه داشت و هنوز به بیست سالگی نرسیده در جبهه های جنگ جان و جوانیش در آتشی که جنون صدام حسین و آرزوهای اهل ولایت فقیه برای برافراشتن پرچم اسلام ناب محمدی انقلابی بر فراز قصر ریاست جمهوری بغداد، باعث آغاز شدن و ادامه یافتنش بود، سوخت و خاکسترنشین شد. با اینهمه، حمیدرضا نیز همچون هزاران جوان دیگر از همنسلانش فریب لقبی را خورد که ولی فقیه و اصحابش بر آنها گذاشتند. «سربازان گمنام امام زمان».
با آنکه امام زمان ولی فقیه در سلطنت آباد و مقر سابق ساواک مقیم بود، اما حمیدرضاها تصورشان این بود که در جبهه ها «آقا» با لباس سپید و شال سبز گهگاه به سراغشان میآمد و آنها چنان به شبح او دلبسته بودند که وقتی تلویزیون بغداد سه چهار تا از آنها را که اسیر شده بودند به نمایش گذاشت، پوزخندی زده بودند که صدام عفلقی کور خوانده است و با این نمایشها نمیتواند خللی در ایمان ما ایجاد کند.
حمیدرضا ذاکری آنطور که خودش میگوید، دستی آلوده به خون ندارد اما همکارانی را که بسادگی آب خوردن سر میبریدند و سینه میدردیدند ملامت نمیکرد چون به تصور او، دشمنان اسلام و انقلاب و البته ولی فقیه را باید نابود کرد. و هرکه بیشتر نابود کند، نزد خداوند مقربتر و جایگاهش در خلد برین والاتر است.
ذاکری تنها هنگامی به خود آمد و تکان خورد که از ماجرای بمبگذاری در حرم امام رضا مطلع شد. برای انسانی مؤمن و معتقد چون او که بارها در حرم امام هشتم دست به دامان ضامن آهو شده بود که نظام را حفظ کند و از عمر او بکاهد و بر عمر رهبر بیفزاید قابل قبول نبود که با اطلاع وزیر اطلاعات علی فلاحیان که مورد عنایت و لطف ویژه مقام معظم رهبری!! و سردار مربوطه سازندگی و رئیس جمهوری وقت است، معاون وزیر یعنی سعید اسلامی (امامی) برای بد نام کردن اهل سنت و توجیه سرکوبی و قتل روحانیون سنی مذهب و نیز ضربه ای معنوی به مجاهدین زدن، در حرم امام رضا و یکی دو مسجد و میدان شهر مشهد، بمبگذاری میکند، سی چهل نفر در این حوادث کشته و مجروح میشوند و در پایان نیز سه چهار دختری را که روزگاری طرفدار مجاهدین بودند و حالا در زندان هستند به همراه دو بلوچ و یک طلبه اهل سنت حوزه تایباد به عنوان عاملان این اعمال ضد بشری، محاکمه و محکوم میکنند و اعترافات تلویزیونی نیز از آنها میگیرند.
ذاکری با به یاد آوردن جنایت مشهد از صمیم دل متأثر شده بود. از همانجا او تصمیم گرفت برای رسوا کردن دکاندارانی که متاع دین را عرضه میکنند اما در پستوهای دکانشان سر میبرند، آتش میزنند، به نوامیس مردم تجاوز میکنند، و بیت المال ملت دردمند و گرفتار را چون ارثیه پدری بالا میکشند، از جان خود مایه بگذارد.
اگر ذاکری نبود، خیلی از اطلاعات تکان دهنده به دست من و خیلی از ما نرسیده بود. مسائل پشت پرده قتلهای زنجیره ای، فیلم شکنجه همسر سعید امامی و بعضی از متهمان در پروندة قتلهای زنجیره ای از کانال ذاکری به خارج راه یافت. و از این بابت، من به سهم خود از او بسیار سپاسگزارم. گفتگویی طولانی با ذاکری داشته ام که امیدوارم به صورت کتابی مشروح از گذشته و حال امنیت خانه مبارکة ولی فقیه تقدیم هموطنانم شود، بعضی از گفته های ذاکری را اما به مرور در کیهان خواهم آورد. یکی از مهمترین نکاتی را که بازرس ویژه دفتر اطلاعات رهبری و رابط شورایعالی اطلاعات و مقابله با بحران با دیگر ارگانهای امنیتی مطرح کرد، نقش ناطق نوری بعد از دوم خرداد در مسائل امنیتی و چرخاندن چرخ دستگاه اطلاعات رهبری است. علی اکبر ناطق نوری را اگر قبل از انقلاب میشناختید و مسیر زندگی او را تا امروز دنبال میکردید، مثل من از حضور او در رأس سازمان بازرسی رهبری و نیز عضویت و نقش اجرایی اش در کمیته عالی اطلاعات، شگفت زده میشدید. پیش از انقلاب، ناطق نوری در بین اقرانش، از همه بیسوادتر بود و چون به روی منبر دهان و صدایی گرم نداشت، هیچگاه به جمع منبریهای سرشناس راه پیدا نکرد و دستمزدش نیز از ده تومان بالاتر نرفت. در تکیه سارویها (اهل ساری) در دهة اول محرم ناطق میان پرده خوان بود یعنی دو سه آخوند حسابی که در مجلس بودند، اجازه میدادند اواسط مجلس او چند دقیقه ای عاشوراخوانی کند. معمولا آقایان علما که عبا و عمامه بر تن و سر دارند، شئون اهل علم!! را رعایت میکردند اما ناطق در کوتاهترین فرصت عمامه را بر میداشت و لباده را از تن خارج میکرد و با اخوی کشتی میگرفت. داداش احمد نیز باستانی کار بود و گاهی با علی اکبر میل میگرفتند و کباده میزدند. تصویر بی عمامه ناطق در کنار آقای خمینی روز بازگشت آقا از فرانسه، در بهشت زهرا در میان تصاویر انقلاب جای ویژه ای دارد. ناطق در این تصویر، عمامه هشته و قیافه عزادار و غمگین گرفته است. هر بار آقای خمینی اشاره ای به مصائب ملت میکرد، ناطق نوری بر سر و سینه میکوفت. به هرحال با آنکه او از رفقای احمدآقا و آفتابه آبکنه ای ولی فقیه بود اما هرگز در جمع اصحاب صاحب قدرت آقا جایی نداشت. حتی دوران وزارت کشورش با مصیبت و ناکامی به پایان رسید و استیضاحش هنوز از یادها نرفته است. دوران ریاست او بر مجلس نیز از خنثی ترین دورانهای مجلس بود. در سال پایانی مجلس پنجم که با سال اول دولت خاتمی تقارن پیدا کرد، علی اکبرخان که سیلی سختی در انتخابات ریاست جمهوری از ملت دریافت کرده بود و با چشم گریان شاهد به خانه خاتمی رفتن عروس فتان ریاست جمهوری شده بود، مردی که بر کرسی مؤتمن الملک و احتشام السلطنه و سردار فاخر حکمت تکیه زده بود، رهبری اکثریت ضد اصلاحات را به دست گرفت اما آنقدر بی عرضه بود که یک تشر مجید انصاری طرفدار دولت، باعث جا زدنش میشد.
به هرحال ولی فقیه که در بازی انتخابات با حمایت از ناطق نوری آن «نه» بزرگ معروف را از ملت تحویل گرفته بود و تتمة آبرویش را علی اکبرخان به باد داده بود، شیخ را نزد خود خواند و ریاست کل بازرسی رهبری را در کف با کفایت او گذاشت. و حالا آقای ذاکری فاش میکند، شیخ بی دانش عاشق پول و ثروت، در کنار ساختمان سازی و زمین خواری و پورسانتاژگیری، از سفره خونین قدرت نیز سهمی گرفته است و در پرونده سازی و توطئه علیه آزادیخواهان ایران، و بگیر و ببندهای اخیر، نقشی فعال بازی کرده است، ناطق نوری داماد آقای رسولی محلاتی است که از نزدیکان آقای خمینی بود و اینک در صف دشمنان خاتمی و اصلاح طلبان قرار گرفته است. دامادهای دیگر آقای رسولی محلاتی یعنی باجناقهای ناطق نوری، یکی آقای آخوندی. وزیر مسکن سابق و زمینخوار کم اشتهاست که اینک در رویال هالوی مشغول گرفتن دکتراست تا انشاءالله در بازگشت به ایران، با عنوان دکترا، صندلی خالی کنار دست محمدجواد لاریجانی را اشغال کند. (راستی به میمنت و مبارکی اخوی ابن زیاد لشکر ولی فقیه یعنی حاج آقا سلمان رحیم صفوی ــ برادر یحیی رحیم صفوی ــ ماه گذشته در میان جشن و سرور و پایکوبی اهالی مؤمن و ذوب شده نمایندگی ولی فقیه در لندن، دکترای خود را دریافت کرد و قرار است بزودی پس از داماد شدن آقای دکتر، شغل نان و آبداری در وزارت خارجه سید کمال خرازی به ایشان داده شود.) داماد دیگر آقای رسولی محلاتی، روضه خوانی است مثل ناطق نوری به نام شهیدی که برای داشتن برگ سابقه خدمت در خارج به عنوان سرپرست مسجد و حسینیه فرانکفورت چندی به این شهر اعزام شد و از آنجا به عنوان سرکنسول ایران به جده اعزام شد. و مثل دو دیگر باجناق و بر سیره اجدادی، از همان روزهای نخست با مشاهده سفره پررنگ و رونق سعودیها فراموش کرد ایرانی است و حافظ حقوق شهروندان کشورش. آستینها را بالا زد، سوگند و شرف کنسولی کنار گذاشت و به قول صمدآقا دو لُپی مشغول خوردن و پر کردن جیبها شد. و در مقابل، مثل بلبل هرچه را از او میخواستند گفت و اوراق و اسناد محرمانه و خیلی محرمانه را به حراج گذاشت. (از این موارد بسیار است. آقازاده آقای موحدی کرمانی نماینده ولی فقیه در نیروهای انتظامی، چمدان چمدان اسناد محرمانه و نوارهای جلسات شورایعالی امنیت ملی را به آن سوی آبهای خلیج فارس میبرد و میفروخت و وقتی ما در کیهان نوشتیم و گریبانش راگرفتند به فرمان ولی امر مسلمانان ناکجاآباد، او را آزاد کردند. آن وقت عبدی و قاضیان را به 8 سال و 9 سال زندان محکوم میکنند چون نظرسنجی کرده اند، میزان محبوبیت ولی فقیه را بین مردم آشکار ساخته اند و سرانجام به درخواست شورایعالی امنیت ملی، نظر کارشناسی نسبت به بعضی از گزارشهای محرمانه داده اند.)
فرزند ارشد علی اکبر خان ناطق نوری نیز چون ابوی و عموها و دایی جانش عاشق پول و چیزهای دیگر است. در زمانی که آقازاده در لندن اقامت داشت و قرار بود مثلا در همان هالوی کالج درس بخواند، اهالی قریه همپستد در شمال لندن، شاهد شیرینکاریهای ایشان بودند. شبهای شنبه که آقازاده میل دیسکو میکرد و دوستان هم عهد را به «توکیوجو» و «استرینگ فلو» میبرد نیز شبهای به یادماندنی است که اگر آقاجان برای شفا دادن فرزندش از بعضی عادات ناپسند او را به تهران نبرده بود، خدا میداند که امروز ایشان در کجا و چه حالی بودند. بله، فردی که از اداره خانواده و کنترل فرزند خود عاجز است امروز در یکی از مهمترین مناصب امنیتی کشور مشغول خدمت به ولی فقیه است.

عبائی خراسانی : دلیل متوقف شدن پرونده المکاسب بیماری قاضی پرونده نیست . اگر قاضی بیمار هست پرونده را به قاضی دیگری بدهند تا رسیدگی کند

خبرگزاری فارس - محمد عبائی خراسانی نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگارگروه اجتماعی خبرگزاری فارس افزود : دلیل متوقف شدن پرونده المکاسب بیماری قاضی پرونده نیست . اگر قاضی بیمار هست پرونده را به قاضی دیگری بدهند تا رسیدگی کند.
وی درباره پیامدهای توقف رسیدگی به پرونده المکاسب با بیان این که مسکوت ماندن این پرونده باعث بدبینی مردم به قوه قضائیه می شود تاکید کرد :‌ بدبینی مردم باعث سلب علاقه آن ها از قوه قضائیه شده و از منزلت دستگاه قضایی نزد افکار عمومی می کاهد.
وی افزود : قوه قضائیه باید هر طور که شده رضایت مردم را با قانونمندی ، فعالیت و رسیدگی سریع جلب کند و بهانه جویی هایی نظیر این که قاضی مریض است برای مردم قانع کننده نیست.
عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در پاسخ به این سوال که «چه عواملی مردم را از قوه قضاییه ناراضی می کند ؟ گفت: تبعیض در قانون از مواردی است که باعث ایجاد ناراحتی در مردم می شود به عنوان مثال در مورد بعضی از افراد حکم زندان صادر شده ولی آزاد هستند اما بعضی ها بدون این که اتهامشان مسلم باشد در زندان محبوس هستند بنابراین قوه قضائیه عملات بایستی در یک کلمه طبق قانون عمل کند .
عبائی خراسانی در مورد روند رسیدگی به پرونده گوشت های آلوده گفت : روند رسیدگی دستگاه قضایی ،در مقاطع مختلف به این پرونده نیز دچار فراز و نشیب هایی شده است به صورتی که در برخی موارد قوه قضائیه از قاعده شل کن ، سفت کن استفاده کرد در حالی که اگر واقعا گوشت های آلوده در کشور وارد نشده بود نباید مطرح می شد و اگر چنین مسئله ای بود باید با گمرکات کشور و کسانی که اجازه ورود این گوشت ها را داده بودند برخورد می شد. در واقع دانه درشت ها باید تحت پیگرد قرار بگیرند و این نیز از مواردی هستند که مورد ناراحتی مردم قرار گرفته است.

تحریم انتخابات شورا ها توسط جبهه دموکراتیک ایران

جبهه دموکراتیک ایران طی بیانیه ای از مردم خواست تا انتخابات شورا ها را تحریم کنند. در این بیانیه چنین آمده است :
"تبلیغات انتخابات شوراها از اول اسفند ماه آغاز و متعاقب آن انتخابات شوراهای اسلا می شهر و روستا برگزار خواهد شد.
هوطنان عزیز خود خوب آگاهید که عده ای می خواستند شوراها را وسیله ای برای مشروعیت خود قرار دهند و یا دمکراسی و مرد مسالاری را به شوراهای مصلحتی و نمایشی محدود نمایند. از طرفی شوراها کار کرد خوبی برای مردم نداشت و محلی برای نزاعهای سیاسی گروهها و احزاب حکومتی قرار گرفت و بدین ترتیب باری دیگر هزینه های گزاف و کلان صرف بازیهای سیاسی و جنگ قدرت بین اقتدار گرایان جناح های حکومتی شد. این در حالی صورت میگیرد که همچنان گسترش فقر و فساد و اعتیاد و بیکاری را شاهد هستیم.
تا کی باید نظاره گر عده ای باشیم که از جیب ملت ایران به کام خود بکشند و هیچ سودی هم برای ملت نداشته باشند. ثروتهای این ملت و سرمایه های ایرانیان در اختیار چه کسانی هست؟
از جان این ملت چه میخواهند. این مردم آیا اختیاری از خود دارند که شورایی هم تشکیل دهند؟ آیا غیر از این هست که عده ای از مطرح کردن شوراها و هر انتخابات دیگری در فکر تامین منافع خود و منافع حزبی و گروهی شان هستند؟ چگونه می توانیم در انتخاباتی شرکت کنیم که استفاده آنرا عده دیگری می برند و فقط در فکر تامین منافع خودشان هستند. آیا میخواهیم با شرکت در انتخابات از عملکرد ظالمان، غارتگران بیت المال و استبداد گران دفاع کنیم؟ مطمئن هستیم که ملت ایران آگاه تر از آن هستند که تنور انتخابات را داغ کنند. ما میدانیم که همه آحاد شهروندان انتخابات شوراها را تحریم خواهند کرد.
لازم است همه گروههای سیاسی در قالب اطلاعیه ای موضع گیری کرده و انتخابات را تحریم کنند. همانطور که در پیام مهندس طبرزدی دبیر کل این جبهه هم آمده بود از همه کاندیدا می خواهیم با اعلام انصراف به صف شهر وندان بپیوندید.
روابط عمومی جبهه دمکراتیک ایران اعلام می دارد کلیه سازمانها و گروههای عضو در جبهه دمکراتیک ایران و همچنین جبهه متحد دانشجویی انتخابات شوراها را تحریم می کنند."

مکتوبات یک رهبر خودساخته ...

ملت رو که نمیدونم ... ولی ما آخوندها هرچه داریم از اسلام داریم !!!
خودمونیم‌ها ... اگه ملت شهیدپرور به این اراجیفی که ما در مساجد و روی منابر میخونیم اعتقاد نداشتند ، ما کجا میتونستیم اینطوری ازشون سواری بگیریم !!!
قربونت برم یا جد بزرگوار که این نون رو توی دامن ما گذاشتی ... میخوریم ... قربتا” عندالله !

مرقومه حضرت آیت الله العظما خامنه‌ای Monday, February 17, 2003


خواب بودیم که اومد !
گفت : مقام عظمای ولایت ... جناب آقای آیت الله خامنه‌ای ... خواب بودیم دیگه ... به روی خودمان نیاوردیم ! دوباره گفت : حاج آقا ! رهبر معظم ... نشنیدیم ! گفت : آسید علی ... علی آقا ! یه غلتی خوردیم و با همون چشمهای بسته فرمودیم : هــــــــــــون ؟!!! چــــــــــــیه ؟!
خجول از بیدار کردن ما گفت : وقتش نشده ؟!
فکر کردیم آن مامور منقل بیت رهبریست ... از لای پلکها نگاه کردیم ... اه ... باز هم این امام زمان بود ! فرمودیم : اومدیم یه چرت بخوابیم‌ها !!! به آرامی گفت : آخه حوصله‌ام سر رفته بود گفتم بیام ببینم وقتش نشده ؟! فرمودیم : نه آقا ... تو هم انگار سر آورده‌ای ها !!! هنوز وقتش نیست ... مملکت در امن و امان است و همه در حال ذکر کردن و مشغول اعمال نیک ... وقتش که شد خودم خبرت میکنم ... راستی ... زیاد هم اینورها آفتابی نشو ... یه یارو قاضیه هست مرتضوی نام ... میگیره به جرم تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب و سب النبی و اینجور حرفها چوب تو آستینت میکنه ... حالا اون آبروی هزار ساله‌ات که توی تیترهای کیهان بر باد میره به کنار ! برو داداش ... وقتش که شد خودم خبرت میکنم !!! خلاصه ردش کردیم ... بچاره میگفت از بس ته چاه خوابیده واریس و روماتیسم گرفته ... یکی از پاسدارها رو صدا زدیم و گفتیم یه دفترچه بیمه بهش بدن تا بره دکتر و دوا درمون کنه !
اینبار که از قیافه و شکل و شمایل مرتضوی و شریعتمداری ترسوندیمش ... تا دفعه بعد خدا کریمه !!!
مرقومه حضرت آیت الله العظما خامنه‌ای Monday, February 17, 2003

طرحی داده‌ایم برای بررسی به مجلس تشخیص مصلحت اکبر و خانواده ... بموجب این طرح برای کوبیدن مشتی محکم بر دهان دشمنان و برای جلوگیری از تهاجم و تجاوز به ما و فرهنگ اسلامی و همچنین برای کور کردن چشم منافقان کوردل و همه‌ی کافران و برای شاد کردن دل جوانان فریبخورده‌ی میهن اسلامی از امسال برای مقابله با تهاجم دشمن که به بهانه‌ی روز بیناموسی و عشق بازی سنت والنتین انجام میشود ، روز تولد امام حسن را به اسم سُنت حسن نامگذاری میکنیم که ضمن یادآوری مجاهدت آن امام برای فرو کردن میخ اسلام در بلاد کفر جای روز ملعون والنتین کافر را بگیرد و نشانه‌ی عزت اسلامی شود !

مرقومه حضرت آیت الله العظما خامنه‌ای Monday, February 10, 2003

February 15, 2003

بخش سانسور شده گفتگوی ایسنا با شریعتمداری منتشر شد

بخش دوم مصاحبه حسین شریعتمداری سرپرست موسسه کیهان، سرانجام پس از چند روز منتشر شد. دراین بخش شریعتمداری در باره وزارت اطلاعات، برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری، جبهه مشارکت، انتخابات ریاست جمهوری و.... سخن گفت بود اما بی شک محوری ترین بخش این مصاحبه همان گفتگوهای معروف او در زندان ها بوده است. این گفتگوها در واقع همان گفتگوهائی است که اکنون بصورت تکامل یافته مهندس عزت الله سحابی در نامه خود به آن اشاره می کند. ظاهرا این بخش از مصاحبه دلیل تاخیر در انتشار مصاحبه شریعتمداری بوده است. کسی که خود معترف به گفتگو ( به سبک شریعتمداری در زندان های اوین و گوهر دشت) و ارتباط با زندان ها و اتاق های شکنجه بوده طبعا ظهورش بعنوان سرپرست یک موسسه انتشاراتی اگر ننگ نباشد، یک خفت است، برای جامعه مطبوعاتی ایران.
این بخش از مصاحبه شریعتمداری درواقع اشاره به همان مسائلی است که اکبر گنجی در باره وی مطرح کرده بود و حسین شریعتمداری تندترین و خشن ترین برخوردها را در روزنامه کیهان به همین دلیل با گنجی کرده بود. برخوردی که اگر شرایط آن فراهم آید در زندان با گنجی و گنجی ها صورت خواهد گرفت و به قول شریعتمداری باب "گفتگو در زندان" با گنجی نیز باز خواهد شد!

حسین شریعتمداری، مدیرمسوول روزنامه‌ی کیهان در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) درباره‌ی فعالیت خود پس از پیروزی انقلاب اسلامی در زندان‌ها گفت: «من بعد از انقلاب چون در دفتر سیاسی سپاه بودم، بعضی وقت‌ها پیش می‌آمد که بعضی از سران گروه‌ها دستگیر می‌شدند و یا قرار می‌شد با آن‌ها صحبت شود، افرادی می‌رفتند و با آن‌ها صحبت می‌کردند؛ از جمله من . با افرادی نظیر احسان طبری و سران حزب توده، در زندان بحث‌هایی داشتیم. با احسان طبری نزدیک چند ماه مباحثه داشتیم«

در زندان‌ها، یک دیدگاه این بود که کسانی که زندانی می‌شوند دیگر آدم‌بشو نیستند. اما دیدگاه دیگر این بود که کسانی که زندانی می‌شوند، فریب یک جریان و گروهی را خورده‌اند؛ بنابراین خوب است که مشکلات آن‌ها در میان گذاشته شود و با آن‌ها بحث شود. با این انگیزه ما می‌رفتیم و من خودم بحث‌های زیادی می کردم و این را هم بگویم که نه اسم مستعار داشتم و نه چیز مخفی دیگری، بلکه خیلی عادی بودم؛ چون اولا در بین آن‌ها کسانی بودند که قبل از انقلاب در زندان بودند و من را می‌شناختند، از طرفی نیازی به این کارها نبود.»

«در زندان، در جلسات زیادی می‌رفتم، چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی با آن‌ها صحبت می‌کردیم، جلسات پرسش و پاسخ می‌گذاشتیم و تاکید این بود که آزادانه بتوانند سوال‌های خودشان را بپرسند. حتی من خودم به آن‌ها می‌گفتم که شما اگر نگرانید، می‌توانید سوالاتتان را با دست چپ بنویسید و مستقیم هم آن را به ما ندهید، آن را در گوشه‌ای بگذارید، یکی از نگهبان‌ها آن را بیاورد و آن‌ها از این کار خیلی استقبال می‌کردند.»

«آقای مجید انصاری در مقطعی مسوول زندان‌ها شدند. آقای مجید انصاری با بنده تماس گرفتند، گفتند که "من دیدگاه تو را می‌دانم که تو هم اعتقاد داری خیلی از این‌ها بچه‌هایی هستند که فریب خورده‌اند و دچار توهمی هستند که تشکیلات به آن‌ها القا کرده؛ چون چنین سابقه و دیدگاهی داری، دلم می‌خواهد بیایید در زندان با هم همکاری کنیم. من هم همین نظر را دارم" بعد از تماس آقای مجید انصاری و اصرار ایشان، من به اتفاق دو سه تا از بچه‌های دیگر به آن‌جا رفتیم. رفتن ما چند سالی ادامه داشت که هفته‌ای دو یا سه روز به آن‌جا می‌رفتیم. من معمولا بعد از ظهرها می‌رفتم اما بعضی از دوستان هفته‌ای دو ـ سه روز از صبح می‌رفتند.»

«آن دوران، دوران بسیار مشعشعی است که ده‌ها جلد کتاب توسط زندانی‌ها نوشته شده است.

شریعتمداری در جای دیگری از این مصاحبه برای آنکه پای اصلاح طلب ها را جلو کشیده و مواضع امروز آنها و نزدیکی و همکاری مجموعه نیروهای داخل و خارج حاکمیت را تخریب کند، تلویحا این افراد را تهدید کرده و می گوید که صدای ضبط شده آنها را دارم که می گفتند این زندانی ها آدم نمی شوند و با آنها گفتگو نکن!

شریعتمداری اضافه می کند: " طرف پیش ما می‌آمد و حتی می‌گفت می‌خواهم اطلاعاتی را بدهم که موقع دستگیری نداده‌ام. البته ما این‌ها را به بچه‌های اطلاعات معرفی می‌کردیم؛ چون کار ما نبود یا مثلا طرف گریه می‌کرد و می‌گفت که من اصلا نمی‌دانستم که واقعیت نظام این است.»

«ما در آن موقع،‌ نشریات ضدانقلاب را که در خارج از کشور چاپ می‌شد به دیوار زندان می‌زدیم و همه‌ زندانی‌ها می‌خواندند. بعضی‌ها اعتراض می‌کردند که این نشریات ممنوع است. من می‌گفتم که اصلا چیزی ندارند. یک دفعه قرار بود که یک سری از نشرات قبلی آن‌ها را به زندان ببرم اما آن هفته یادم رفت و هفته‌ بعد قرار شد ببرم. چند نفری خبر را به بیرون داده بودند، نشریه‌ سازمان منافقین با این تصور که آن کار را کرده‌ام، در شماره‌ جدید خود اعلام کردند که فلانی نشریاتی را در زندان نصب کرد و همه‌ زندانیان مطالب ما را خوانده‌اند، استقبال می‌کردند و به نفع سازمان در زندان شعار می‌دادند. بعد که این ماجرا را دیدم، گفتم می‌خواستم آن نشریه‌ قبلی را بیاورم؛ این را می‌آورم. منظورم این است که احساس می‌کردیم این مسایل باعث می‌شود که این‌ها آدم شوند. البته عده‌ای به شدت با این روش مخالف بودند.»

« البته با افراد غیره مانند اعضای نهضت‌های خارجی هم بعضا مذاکراتی غیررسمی داشتیم؛ مثلا با آقای راشدالغنوشی. یا مثلا در دوران نزدیک فروپاشی شوروی سابق با بعضی از سران آذربایجان که یکی از آن‌ها بعدا رییس‌جمهور شد، در تبریز مذاکراتی داشتیم. بنابراین این بحث‌ها تا حدود سال 68-67 دایما بود.» ( تا مقطع قتل عام)

شریعتمداری درباره‌ موضع مخالف برخی از کسانی که در زمان حضرت امام (ره) در وزارت اطلاعات بودند، گفت:

شریعتمداری درباره‌ی چگونگی حضور خود در کیهان و سیر تغییر مسوولان آن گفت:

«من خودم از قبل از این‌که مسوولیت سرپرستی موسسه‌ی کیهان و مدیرمسوولی روزنامه را داشته باشم، از سال‌های 64 یا 65 همراه با کارهای دیگر که می‌کردم، بعدها ، رهبر معظم انقلاب، بنده را انتخاب کردند.

شریعتمداری درباره‌ی قاضی مرتضوی و عملکرد او در تعامل با رسانه‌ها، گفت:« وی قاضی هوشمند، قانون دان، متعهد و غیروابسته به هیچ جریان و گروه سیاسی است، به نظر من‌هم، تصمیماتش در بسیاری از مواقع سرنوشت ساز و به نفع مردم و نظام بوده است

پیام پرزیدنت بوش به مناسبت عید قربان


13 Feb 2003, 18:05 UTC


پرزیدنت بوش در پیام تبریک به مسلمانان در آمریکا و سایر نقاط جهان به مناسبت عید قربان میگوید :

مطابق تعالیم قرآن، جشن مذهبی عید قربان، برای مسلمانان، زمان پیوستن به خانواده و دوستان در شکرگزاری وسپاس از خداوند متعال برای مواهب بسیار، و تامل و اندیشه در باره فداکاری بزرگ و ایمان و ایثار ابراهیم است .

در جریان این جشن، انسان های صلح دوست در سراسر جهان، از جمله میلیونها مسلمان آمریکائی با سهیم ساختن نیازمندان در مهر و محبت خود ، و ابراز شفقت به آنان، سرمشق ابراهیم را گرامی میدارند .

جشن امسال با ایامی مصادف شده است که جهان با چالش هائی بزرگ و فرصت هائی مهم روبروست . آمریکا به ارتقاء عدالت، تحمل اعتقادات دیگران و تفاهم در جهان پای بند است و به تلاش وهمکاری با دوستان مسلمان و پیروان تمامی ادیان دیگر ، بمنظور ساختن آینده ای متکی به صلح ، آزادی و ایجاد فرصت برای همگان ادامه میدهد .

پرزیدنت بوش در پایان پیام شادباش خود به مسلمانان میگوید، همسرش لورا نیز در ابراز بهترین آرزوها برای برگزاری جشنی مسرت بار با او همراه است .


I send greetings to Muslims in the United States and around the world as you celebrate the Eid al-Adha holiday. The Qur'an teaches that the sacred feast of Eid al-Adha is a time for Muslims to join family and friends in thanking the Almighty for His many blessings and to reflect on the great sacrifice and devotion of Abraham.

During this festive celebration, peace-loving people around the world, including millions of American Muslims, honor Abraham's example by sharing love and demonstrating compassion for those in need.

This year's celebration comes at a time when our world faces great challenges and important opportunities. The United States remains committed to promoting justice, tolerance, and understanding through-out the world, and we will continue to work together with our Muslim friends and people of all faiths to build a future of peace, freedom, and opportunity for all. Laura joins me in sending our best wishes for a joyous celebration. GEORGE W. BUSH

وزرای خارجه فرانسه و سوریه: ایران در معرض خطراست!

وزیر خارجه فرانسه

ادیبانه ترین و در عین حال سیاسی ترین سخنرانی شورای امنیت را وزیر خارجه فرانسه ایراد کرد. او با تکیه بر لزوم دادن وقت بیشتر به بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل متحد و تاکید بر موفقیت آمیز بودن این بازرسی ها در عرض این مدت گفت: من از طرف یک کشور قدیمی صحبت می کنم. کشوری که به خوبی با بربریت و جنگهای مختلف آشناست و به همین دلیل تاکید می کنم که وظیفه اخلاقی ما این است که تا حد امکان از وقع جنگ جلو گیری کنیم . جنگ می تواند به سرعت در منطقه تسری یابد. او بدون آنکه از ایران نام ببرد، با به کار بردن اصطلاح "دومینو" ی نظامی بعد از حمله نظامی به عراق عملا به حاضران گفت که امریکا بعد از اشغال عراق عازم ایران خواهد شد. سخنان وزیر خارجه فرانسه چنان صمیمانه و ادیبانه بیان شد که بر خلاف معمول حاضران درجلسه برای وی دست زدند..

وزیر خارجه انگلستان

جک استرو ، وزیر خارجه بریتانیا در نطق خود توضیحات ارائه شده توسط بازرسان تسلیحاتی را زیر سئوال برد و به چند ابهام در این خصوص اشاره کرد و تعدادی سئوال برای بازرسان طرح کرد. وی گفت نمی توان زمان نامحدودی را در اختیار صدام قرار داد.

وزیر خارجه امریکا

کالین پاوول، وزیر خارجه آمریکا سخنران عصبی جلسه شورای امنیت سازمان ملل بود. او ابتدا حمله شدید خود را متوجه فرانسه کرد. وی در پاسخ به اظهارات وزیر خارجه فرانسه که به قدیمی بودن فرانسه به عنوان یک کشور اشاره کرده بود گفت: من نماینده یک کشور نسبتا جدید هستم ولی کشوری که قدیمی ترین دموکراسی جهان است. (این اظهار آقای پاوول که آشکار با ناشی از بی اطلاعی تاریخی وزیر خارجه آمریکا حکایت داشت با لبخند بسیاری از حاضران در جلسه روبرو شد) . وزیر خارجه امریکا اضافه کرد:

زمان بازرسان بیشتر و بازرسی های بیشتر گذشته است و شورای امنیت باید یا به مسولیت خود عمل کند یا عملا از مسوولیت خود شانه خالی کند.

روسیه و آلمان

روسها و آلمانها تقریبا همان موضع فرانسوی ها را منعکس کردند. فقط یک نکته در صحبتهای ایگور ایوانف وزیر خارجه روسیه جالب توجه کرد و آن زمانی بود که وی همزمان شدن این جلسه با روز عشاق (والنتین) در امریکا را به فال نیک گرفت و آن را چاشنی مخالفت روسیه با حمله نظامی به عراق کرد. به همین دلیل مورد تشویق حاضران قرار گرفت.

یوشکا فیشر وزیر خارجه آلمان نیز خیلی مختصر صحبت کرد و بر لزوم ادامه اقدامات در چهارچوب توافقات سازمان ملل متحد تاکید کرد.

واکنش جورج بوش

بوش در نخستین واکنش خود به سخنرانی های ایراد شده در شورای امنیت سازمان ملل گفت: اف بی آی به خوبی دریافته است که ما هم اکنون در وضعیت جنگ قرار داریم. علیرغم این سخنان تند و تحریک آمیز، حمله نظامی به عراق تا پایان فوریه به تاخیر افتاد.

بعد از عراق نوبت ایران

پیش از سخنان وزیر خارجه فرانسه که اصطلاح دومینو را در باره در تیررس قرار گرفتن ایران بعد از حمله به عراق بکار برد وزیر خارجه سوریه نیز بر این نکته انگشت نهاده بود. وزیر خارجه فرانسه در باره عواقب حمله نظامی به عراق اشاره به آنارشی و هرج و مرجی کرد که در صورت این حمله برای سالهای طولانی منطقه را در خود فرو خواهد برد.

فاروق الشرع وزیر خارجه سوریه نیز در سخرانی خود که پیش از وزیر خارجه فرانسه ایراد شد همین نکته را، پیش از وزیر خارجه فرانسه بر شمرد و با اشاره به نزدیک شدن خطر به ایران گفته بود: در پس جریان عراق سناریوی پنهان دیگری نهفته است.

وزیر خارجه سوریه شرحی از عملیات اسرائیل در منطقه و کشتار در فلسطین و لبنان ارائه داد که برای همه حاضران جالب توجه بود.

ایتالیا

سخنرانی وزیر امور خارجه ایتالیا در جلسه شورای امنیت تقریبا غافلگیرانه بود. او نیز با حمله نظامی به عراق بدون موافقت سازمان ملل متحد مخالفت کرد و این درحالی است که همگان با توجه به مناسبات دو سال اخیر ایتالیا و امریکا انتظار دیگری داشتند.

چرا حجاریان ترور شد؟

دوشنبه 17 فوریه 2000 ـ ساعت 10 صبح ـ بوستون

خبرنگار واشنگتن پست طی تماسی تلفنی با منزل اینجانب در کمبریج ماساچوست خبر از ارسال پیام مهمی در آینده نزدیک توسط یکی از عالی رتبگان آمریکا برای مقامات ایران به اینجانب داد. یک ماه وقت لازم بود تا در جلسه سالیانه شورای آمریکائیان و ایرانیان (AIC) در " آمنی شرهام هتل " واشنگتن مشخص شود این مقام عالی رتبه کسی نیست جز مادلین آلبرایت وزیر خارجه وقت ایالات متحده و پیام مزبور نیز اشاره به متن سخنرانی آشتی جویانه وی با دولتمردان ایران داشت که طی آن ضمن اعتراف به دست داشتن دولت وقت آمریکا در کودتای 28 مرداد سال 1332 علیه دکتر محمد مصدق از ملت ایران به همین بابت دلجوئی کرد.

این نخستین بار بود که یکی از بلند پایگان دولت آمریکا رسماً تقبل مسئولیت در کودتای 28 مرداد را به عهده می گرفت.

این نکته از آنجا حائز اهمیت است که در جریان مذاکرات ایران با آمریکا در الجزایر طی سال 1381 که بمنظور آزاد سازی گروگانهای آمریکائی در تهران صورت می گرفت، نمایندگان آمریکا به هیچ وجه تن به امضای آن بند از قرار داد الجزایر ندادند که دولت آمریکا را متعهد می کرد تا از دخالت در امور ایران بپرهیزد.

ادله ایشان در استنکاف از امضای این بند آن بود که امضای این بند به معنای پذیرش رسمی دولت آمریکا در دخالت داشتن در امور ایران در سالهای قبل بوده که آمریکا مدعی عدم چنین دخالتی بود و اکنون با سخنرانی آلبرایت وی صریحا بر این نکته صحه می گذاشت.

اما نکته مهم تر از سخنرانی آلبرایت روندی بود که بیش از یک ماه پیش از این و در پشت پرده برای برگزاری این نشست در جریان بود.

برنامه این نشست از 7 هفته قبل هماهنگ شده بود و مطابق آن قرار بود بعد از سخنرانی آلبرایت، در پانل بعدازظهر آقای هادی نژادحسینیان به نمایندگی از جانب جمهوری اسلامی ایران به استقبال گشاده روئی آمریکائیان رفته و پاسخ مناسب را به ایشان بدهد.

این نکته از آنجهت حائز اهمیت است که متن سخنرانی خانم آلبرایت از یک ماه قبل میان دو کشور ایران و آمریکا رد و بدل شده بود و بر روی بند بند آن تشریک مساعی و تفاهمات لازم صورت گرفته بود. [?] به همین دلیل هم نماینده ایران برای نخستین بار از مرکز مجوز لازم را داشت تا در اجلاس مزبور حضور به هم رسانده و مواضع مطلوب ایران را اتخاذ نماید.

اما یک نکته مبهم در این میان وجود داشت و آن اینکه علی رغم استقبال ایران و حضور هادی نژادحسینیان در اجلاس واشنگتن که بمعنای تائید حضور وی توسط رهبری جمهوری اسلامی با عطف توجه به محتوای آشتی جویانه سخنان آلبرایت بود، اما بلافاصله در فردای این اجلاس آیت الله خامنه ای طی سخنرانی خود در اصفهان بشدت به آمریکا تاخته و سخنان آلبرایت را بدون اهمیت عنوان کرد.

طبعاً از آنجا که متن سخنرانی آلبرایت پیشتر به رؤیت مقامات ایران رسانده شده بود این بی معنی بود که آیت الله خامنه ای از سوئی مجوز شرکت نژادحسینیان در اجلاس واشنگتن را بدهد و از سوئی دیگر بلافاصله بعد از اظهارات آشتی جویانه وزیر خارجه آمریکا با بیاناتی تند و پرخاشگرانه به آلبرایت پاسخ دهد!

پاسخ به این ابهام را باید در پاراگراف بیستم از نطق مکتوب آلبرایت یافت، آنجا که بعد از استقبال از روند دمکراسی موجود در ایران ضمن اشاره ای گذرا به قتلهای زنجیره ای پائیز 1377 با تاکید بر ترور حجاریان انگشت اتهام خود را سیاستمدارانه متوجه رهبری جمهوری اسلامی ایران می کند و می گوید:

" همین هفته گذشته یک روزنامه نگار برجسته (سعید حجاریان) که مشاور آقای خاتمی است در جریان یک ترور بشدت مجروح شد. جریانات متعددی در ایران همانند هر جامعه متنوع در حال حرکت هستند، بعضی از این جریانات کشور را رو به جلو و بقیه از این حرکت جلوگیری می کنند.علی رغم روند دموکراسی، کنترل ارتش، قوه قضائیه، دادگاه ها و پلیس در دست افراد غیر منتخب باقی مانده و در اصول سیاست خارجی که در مورد آن بیشترین نگرانی را داریم بهبودی حاصل نشده است "

Moreover, in the fall of 1998, several prominent writers and publishers were murdered, apparently by rogue elements in Iran security forces. And just this past weekend, a prominent editor and advisor to President Khatami (سعید حجاریان) was gravely wounded in an assassination attempt.

As in any diverse society, there are many currents swirling about in Iran. Some are driving the country forward; others are holding it back. Despite the trend towards democracy, control over the military, judiciary, courts and police remains in unelected hands, and the elements of its foreign policy, about which we are most concerned, have not improved. But the momentum in the direction of internal reform, freedom and openness is growing stronger.

این پاراگرافی بود که در تمامی نسخه های سخنرانی آلبرایت که پیش از این در کریدور مشترک دو کشور رد و بدل شده بود وجود نداشت و ظاهراً کمتر از 24 ساعت قبل از اجرای کنفرانس در آخرین لحظه ها و با فشار لابی صهیونیسم، آلبرایت مجبور به اضافه کردن آن در متن نطق خود بدون اطلاع طرفهای ایرانی شده بود. آلبرایت بعدها جزئیات این فشار و اضافه کردن این پاراگراف را در یک گفتگو خصوصی با [?] یکی از اعضای شورای امریکائیان ـ ایرانیان (AIC) فاش ساخت. پاراگرافی که علی رغم خوشبینی تحلیلگران سیاسی مبنی بر آب شدن یخهای موجود میان دو کشور بعد از سخنان آلبرایت، منجر به مواضع سختگیرانه و قابل انتظار آیت الله خامنه ای شد . این در حالیست که بیل کلینتون رئیس جمهور وقت ایالات متحده بعد از اتمام دوره ریاست جمهوریش طی نشستی خصوصی در یک کشتی تفریحی با [?] یکی از اعضاء شورای آمریکائیان ـ ایرانیان (AIC) صریحاً اعلام کرد که " ما برای بهبود مناسبات با ایران عزمی جدی داشتیم "

علی القاعده مواضع آلبرایت در اجلاس واشنگتن برای هادی نژاد حسینیان و هیئت ایرانی آنقدر غیرمترقبه و دور از انتظار بود که مجبور شدند در فاصله دو پانل صبح و بعد از ظهر اجلاس واشنگتن عجولانه اقدام به تغییر در متن سخنرانی از پیش تهیه شده نژادحسینیان دهند.

اما چه چیز باعث شد تا چنین حادثه غیر مترقبه ای در این اجلاس اتفاق بیفتد و از آن مهم تر آنکه چرا لابی صهیونیسم که بالاترین نفوذ را در ساختارهای سیاسی آمریکا و خصوصاً در ساختار سیاسی و اداری میزبانان آن اجلاس (شورای آمریکائیان و ایرانیان AIC ) دارد با وجود اطلاع دقیقشان از برگزاری اجلاس واشنگتن و آغوش گشائی که قرار بوده آلبرایت در آن اجلاس برای جمهوری اسلامی کند عملاً اقدامی برای برگزار نشدن اجلاس واشنگتن به عمل نیآورد و تا آخرین لحظه که مجبور شدند آن پاراگراف را به آلبرایت تحمیل نماید، اقدام دیگری از خود به عمل نیآورده بود؟

پاسخ به این پرسش ها را باید در آگاهی لابی صهیونیسم از آن چیزی دانست که نه میزبان و نه میهمانان اجلاس واشنگتن از آن اطلاعی نداشتند! توطئه ای در دست اقدام بود؟!

ترور سه منظوره حجاریان!

چهارشنبه 21 اسفند 80 ـ تهران ، پارک شهر ـ ساعت 8 صبح (شش روز قبل از کنفرانس AIC)

یک هفته پیش از برگزاری اجلاس واشنگتن کیلومترها دورتر و در قلب تهران بزرگ جوانی بسیجی و وابسته به گروه انصارحزب الله بنام سعید عسگر در حالی که در نماز صبح خود از خداوند طلب پذیرش فریضه ای که تا چند ساعت دیگر قرار بود ادا نماید را کرده بود؛ نشسته بر ترک موتورسیکلتی چهارسیلندر به اتفاق دوستانش از محل سکونت خود در شهرری عازم پارک شهر تهران و ساختمان شورای شهر بود.

ظاهراً قرار بود وی با کشتن سعید حجاریان چهره سرشناس جبهه اصلاح طلبان، فردی که از او تحت عنوان مغز استراتژیک اصلاح طلبان نام می بردند انتقام خود را از جنبش اصلاح طلبی ایران بگیرد.

اما روند ماجرا نشان می داد که ترور مزبور در بطن خود آبستن مسائل جدی تری بود.

چند نکته محوری در جریان این ترور وجود داشت:

نخست آنکه خاستگاه ضاربین بار دیگر به نوعی به شهرری و مرکزیت سرحلقه کانون حقانی بازمی گشت!

دوم آنکه بر خلاف انتظار ضاربین کمترین تمایلی جهت اختفای خود در زمان عملیات نداشتند.

انتخاب ساعت ترور که در آغاز ساعت کاری در تهران و در مقابل ساختمان شورای شهر که محلی پر تردد و پر رفت و آمد است نشان از تعمد ضاربین بر دیده و شناخته شدن داشت!

همچنین استفاده از موتورسیکلتی که در تهران جنبه نماد داشته و استفاده از آن صرفاً در انحصار سازمانهای نظامی و انتظامی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است تعمد ابهام آمیز ضاربین در نشان دادن انگشت اشاره مردم به سپاه پاسداران بعنوان عاملین اصلی ترور حجاریان بود!

تنها نکته ایی که طراحان ترور حجاریان بر روی آن حساب نکرده بودند موفقیت آمیز نبودن این عملیات بود.

طبعاً گلوله ای که توسط سعید عسگر مغز سعید حجاریان را نشانه گرفت بمنظور تنبیه و تنبّه مضروب شلیک نشده و هدفی جز هلاکت وی مطمح نظر ضاربین نبوده است.

اما جان به سلامت بردن حجاریان در این سوء قصد را چه به حساب مشیت الهی و چه به حساب ناشی گری ضارب بگذاریم نتیجه عمل را کاملاً تغییر داد.

ترور حجاریان را در مقام مقایسه می توان با ترور سه منظوره! تیمسار رزم آرا نخست وزیر اسبق در زمان رژیم پهلوی ارزیابی کرد.

در آن ترور هر چند فدائیان اسلام توانستند رزم آرا با استفاده از باز بودن تعمدی! حلقه امنیتی محافظینش مضروب نمایند اما بعدها کاشف به عمل آمد که گلوله تمام کننده از پشت و توسط آجودان شخصی رزم آرا و با دستور بالاتر شلیک شده بود!

اما نتیجه کار هم زمان تامین کننده سه هدف شد:

نخست بدست آمدن توجیه محکم برای هیئت حاکمه جهت سرکوب فدائیان اسلام و دوم حذف یک نخست وزیر مقتدر که با استقلال عمل خود توانسته بود زمینه های دلنگرانی دربار را فراهم آورد و سوم ارسال این پیغام به مسکو که در ایران همه راهها به دربار ختم می شود.

لازم به ذکر است در آن مقطع رزم آرا توانسته بود ارتباطات محکمی با روسها برقرار سازد.

ظاهراً در جریان ترور حجاریان نیز هدف طراحان آن بود که با برخوردار کردن اصلاح طلبان از یک جنازه! افکار عمومی را مستقیماً متوجه سپاه پاسداران و شخص آیت الله خامنه ای بعنوان فرمانده کل قوای نظامی در جموری اسلامی ایران و عاملین اصلی این جنایت کرده و در این صورت وقوع هر حادثه غیر مترقبه و اجتناب ناپذیری در مراسم تشییع جنازه حجاریان را با دمیدن به خشم عمومی از خامنه ای و سپاه تحت امر وی فراهم آورند و از سوی دیگر جنبش اصلاح طلبی را با حذف حجاریان محروم از مغز استراتژیک نمایند.

ظاهراً در زمان تصدی مسئولیت عبدالله نوری در وزارت کشور مشابه همین سناریو در قائله ضرب و شتم وی در مراسم نماز جمعه تهران طراحی شده بود و در جریان درگیری کوی دانشگاه نیز مصطفی تاجزاده کاندیدی دیگر برای کشته شدن در این مسیر بوده است. چنانچه امیرفرشاد ابراهیمی عنصر جدا شده از گروه انصارحزب الله در اعترافات خود صریحا اظهار داشت:

" ... می خواستیم اصلاح طلبان و رفرمیست ها را وارد فاز جدید ناامنی در جامعه کنیم و به آنها بفهمانیم که دولت قدرت تامین امنیت ندارد. آقای الله کرم یکبار گفت: ما ناامنی ایجاد می کنیم و بنیادهای مختلف که تابع دولت نیستند مثل بنیاد جانبازان و ١٥خرداد بحران اقتصادی در جامعه بوجود آوردند تا القا شود که دولت توانایی حل بحران اقتصادی را هم ندارد ... در یکی از جلسات که در موسسه (راه حق) رفتیم آقای مصباح (یزدی) سخنرانی می کرد. جلسه تمام شده بود، بچه ها سوار ماشین شده بودند. یک سری بولتن بود راجع به عملکرد آقای عبدالله نوری به آقای مصباح نشان دادیم. ایشان داشت می خواند که به حسین الله کرم گفت: بالاخره یک نفر مرد از بین شما پیدا می شه جلو اینرا بگیرد؟ ... یک شب، پنج شنبه بود، حدود ساعت ٣٠/١-٢ الله کرم زنگ زد گفت: فلانی آب دستت است بگذار بیا خانه ما. رفتیم. گفت: کار مشهد را اینجا باید تمام کنید. من به فرج هم گفته ام و فرج قرار است با (مکافات) عبدالله نوری را انشاالله بزند. مکافات، اسم چاقوی بلندی بود که فرج همیشه همراه خودش داشت. حقیقاً یک مقدار ترسیدم. چون حالا دیگر صحبت قتل در میان بود و ما می خواستیم عبدالله نوری را بکشیم! "

ابراهیمی در بخش دیگری از اعترافاتش در خصوص درگیری کوی دانشگاه می گوید:

" ... به هرجهت از جبهه دوم خرداد کسانی می آیند داخل کوی سخنرانی کنند. مثلا می گفتند آقای تاج زاده، خانم هاشمی و نمایندگان مجلس می آیند و تحلیل الله کرم این بود که تاج زاده را در کوی با تیر بزنند و کشته شود. دانشجوها کشته شوند و اینها شب هفت می گیرند ما یک بحران ایجاد کنیم، چهلم می گیرند، دوباره حرکت ایجاد کنیم "

در جریان ترور حجاریان هم برآورد طراحان ترور آن بود که با هدایت افکار عمومی به دست داشتن سپاه پاسداران تحت امر آیت الله خامنه ای در این سوء قصد می توانند زمینه یک آشوب اجتماعی بر علیه سپاه و شخص خامنه ای را فراهم آورند و در چنین حالتی به راحتی می شد هیئت حاکمه جمهوری اسلامی را مجاب به کشاندن نیروهای سپاه به سطح شهر بمنظور تامین امنیت عمومی کرد و به این ترتیب موفق می شوند با نظامی کردن فضای سیاسی ایران ضمن برخورد با عوامل ناآرامی و آشوب با اتخاذ طبیعی سیاستهای انقباظی در چنین شرایطی توجیهی منطقی برای جمع کردن بساط اصلاح طلبی را در ایران فراهم ساخت.

طبعاً در چنین حالتی دیگر برای باند حقانی ـ تل آویو جای دلنگرانی از ناحیه اقدامات پشت پرده و در حال وقوع دولتهای ایران و آمریکا برای تنش زدائی از مناسبات سیاسی شان وجود نداشت.

بر این اساس کانون توطئه چنین می پنداشت که به فرض توفیقات دو طرف در تهران و واشنگتن جهت آب کردن یخ های سیاسی موجود میان دو کشور این سوء قصد می تواند دو طرف را در آستانه برگزاری اجلاس واشنگتن آچمز کرده و با بسیج افکار عمومی آمریکا دولت این کشور را در معذور سیاسی جهت نزدیک شدن به کشوری که در آن مشاور رئیس جمهور اصلاح طلبش ترور می شود و محافظه کاران خشونت طلب در آن برخوردار از قدرت برتر می باشند، قرار دهند! لذا واشنگتن نخستین پیغامی که از این ترور و تبعات ناشی از آن می گرفت آن بود که در صورت عدم موافقت جناح اقتدارطلب ایران جائی برای مغازله کاخ سفید با جناح اصلاح طلب ایران وجود ندارد.

تبعات ناموفق ماندن ترور حجاریان را به نوعی می توان با ترور مهاتما گاندی در هند مقایسه کرد!

در جریان ترور گاندی همراهان ضارب در یک هماهنگی حساب شده پس از مضروب شدن گاندی به اتفاق انگشت اشاره خود را متوجه ضارب کردند تا با استفاده از خشم عمومی مردم و علاقه شدیدشان به مهاتما بتوانند ضارب را در همان محل حادثه سر به نیست کرده و برای دیگر طراحان ترور اختفای اطلاعاتی به وجود آورند.

اما نکته جالب قضیه آنجا بود که علی رغم توفیق ضارب در کشتن گاندی حجم تراژدی برای حضار آنقدر بالا بود که بجای انتقام جوئی از ضارب همه مردم هندوستان در یک وفاق جمعی دست به دعا و نیایش برای جان به سلامت بردن رهبرشان برداشتند و عملاً این سوء قصد مبدل به عاملی قوی برای اتحاد بیشتر مردم هندوستان شد

در جریان ترور حجاریان نیز هر چند طراحان حادثه کوشیدند با تشبث به همه ترفندهای موجود انگشت اشاره خود را متوجه سپاه پاسداران بعنوان عاملین سوء قصد به حجاریان جهت انتقام گیری افکار عمومی نمایند اما طرفه آنکه همچون ترور گاندی مردم بجای انتقام گیری از ضاربین، گروه گروه در پشت درهای بیمارستان سینای تهران جمع شده و متفقاً دست به دعا جهت بازگشت سلامت مغز اصلاحات برداشتند. این امر همراه با اظهار نظر پزشکان که 5 روز بعد از این حادثه در باره احتمال زنده ماندن حجاریان نظر مثبت دادند، سوء قصد مزبور را مبدل به یک وفاق شورانگیز و ملی در سرتاسر کشور کرد.

از همینجا بود که کانون توطئه که نقشه خود را در کشتن حجاریان و میلیتاریزه کردن فضای ایران شکست خورده می دید سراسیمه دست به کار شد و شاخه تل آویو را که تاکنون بدون کوچکترین نگرانی در انتظار به ثمر رسیدن ترور حجاریان توسط عاملین داخلی خود در ایران بود، وادار کرد تا بمنظور کارشکنی در اجلاس واشنگتن از طریق فشار سنگین لابی خود در آخرین لحظه و بدون اطلاع طرفهای ایرانی آلبرایت را متقاعد به اضافه کردن پاراگراف مزبور در نطق خود نمایند.

سیاست نعل وارونه

" میر فطروس " روزنامه نگار مقیم انگلستان یکسال بعد از ترور سعید حجاریان طی مقاله ای که در شماره 698 هفته نامه نیمروز چاپ لندن تحت عنوان " چه کسی فرمان شلیک به حجاریان را صادر کرد " اطلاعاتی را برای نخستین بار از ماجرای ترور حجاریان بروز داد که با توجه به نبود وی در ایران و نامحرم بودنش در کانون تعاملات سیاسی جناح های داخلی کشور، بشدت شیوه اطلاع گیری دقیق و بعضاً صحیح وی از مسائل پشت پرده ایران را مشکوک جلوه می داد.

حجم و کیفیت بالای اطلاعات عرضه شده وی در مقالات چاپ شده اش در نیمروز تنها می توانست مبین تغذیه خبری وی از کانالهای اطلاعاتی مرتبط با موساد باشد که بصورتی جهت دار و هدایت شده آن بخش از اطلاعاتی را در معرض رؤیت افکار عمومی قرار داده و می دهد که با آنها بتوان افکار عمومی را بنفع حلقه توطئه حقانی ـ تل آویو مشوه نماید.

وی در مقاله فوق الذکر با ذکر جزئیاتی دقیق و مفصل از حادثه ترور حجاریان بدون کمترین شائبه ای اقدام به معرفی مدیریت پشت پرده این ترور کرده و اظهار داشته:

" فرمان شلیک را پدرخوانده صادر و ری شهری هم مثل همیشه به چغانه ای دستور هاشمی رفسنجانی را به اوباش شهرری منتقل کرده بود "

سه ماه بعد از چاپ این مقاله، همین نویسنده در مقاله دیگری تحت عنوان " عمامه ها را بردارید؛ محمدرضا در راه است! " در شماره 712 هفته نامه نیمروز ضمن یک ارزیابی گسترده از مسائل رویداده طی 5 سال روی کار آمدن خاتمی در انتها می گوید:

" جبهه حجاریان برای انتخابات ریاست جمهوری در آینده کت و شلواری ها را به میدان می فرستد که مسلما محمد رضا خاتمی یکی از آنان خواهد بود و طرف مقابل به پیشنهاد رفسنجانی عبدالله نوری را تا به این ترتیب روحانیت در امور سیاسی باقی بماند و در صورت موفقیت جبهه حجاریان برای به حاشیه راندن روحانیت با توجه به چراغ سبز هایی که اتحادیه اروپاو آمریکا برای حمایت از اصلاح طلبان از خود نشان داده اند دیگر فرصتی برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند "

جالب آنکه بلافاصله بعد از چاپ این مقاله در لندن ، سایت دریچه که گفته می شود متعلق به عوامل اخراجی وزارت اطلاعات در جریان پاکسازی این وزارتخانه بعد از رسوائی قتلهای زنجیره ای است با استناد به همین مقاله در خبرنامه مورخ دهم آذر 1381 با استناد به همان بخش از مقاله مزبور می گوید:

" نشریه نیمروز که از خطوط سلطنت طلب همسو با سیاستهای ایالات متحده دفاع می کند در مقاله ای به قلم میر فطروس حمایت ضمنی از خط مشی حجاریان کرده است " !

دریچه در ادامه مطلب خود آورده:

" اگر سطح تحلیل مخالفان جمهوری اسلامی در همین حد باشد گمان می رود جمهوری اسلامی همان گونه که مایل است به قیام امام زمان (عج) خواهد پیوست. حمایت مشتاقانه سلطنت طلب ها از یک عنصر امنیتی سابق جمهوری اسلامی یا دلیل هوشمندی نظام اسلامی در آلتر ناتیو سازی از میان خودی ها است یا نشانه فقدان هر گونه آلتر ناتیو و فقر سیاسی اپوزیسیون. بعضی از اخبار و شایعات پیرامون سفر حجاریان به آمریکا تحت پوشش معالجه عوارض ناشی از ترور حاکی از تماس هایی با مقامات آمریکایی بود اکنون با حمایت سلطنت طلب ها و احتمال هدایت سلطنت طلب ها زیر پرچم حجاریان از سوی آمریکا این شایعات قوت می یابد "

صرف نظر از جدال زرگری مستتر در هر دو مقاله نیمروز و دریچه ظاهراً هر دو شاخه داخلی و خارجی کانون توطئه حقانی ـ تل آویو می کوشند اذهان عمومی را نسبت به اصلاح طلبان داخلی سم پاشی کرده و ایشان را منتسب به آمریکا معرفی نمایند.

همچنانکه ضمن نعل وارونه زدن و به حاشیه راند نقش حجت الاسلام ری شهری، متقابلاً هاشمی رفسنجانی را آمر در ترور حجاریان معرفی نمایند!

به گفته یک منبع آگاه، انتصاب حجت الاسلام دری نجف آبادی وزیر وقت اطلاعات در زمان قتل های زنجیره ای پائیز 1377 به سمت امامت جمعه شهرری واکنش آیت الله خامنه ای در مقابل تحرکات حلقه حقانی بعد از ترور حجاریان بود تا بدینوسیله ضمن آنکه وقوف خود از تحرکات مافیائی ایشان در شهرری را به زبان ایهام اعلام نماید متقابلاً با تعبیه یکی از محارم خود در مرکز تجمع و ستاد عملیاتی حلقه حقانی این جناح را از یک تریبون موثر محروم نگاه دارد. همچنانکه با این انتصاب معنا دار در شهرری ضمن اعلام برائت دری نجف آبادی از پرونده قتل های زنجیره ای غیر مستقیم انگشت اشاره خود را متوجه آن کسانی کند که خاستگاهشان(شهرری) با نام فامیلشان(ری شهری) همسوئی دارد!

هدف محوری حقانی در جنگ قدرت

یک نکته برجسته در کلیه تحرکات حلقه حقانی ـ تل آویو طی یک دهه گذشته و خصوصاً بعد از روی کار آمدن رئیس جمهور خاتمی اصرار ایشان در تحفظ چهره ای خشن، متصلب و دیکتاتور از شخص آیت الله خامنه ای است.

این در حالیست که این حلقه کمترین انتقادی را از جایگاه ولایت فقیه را برنتافته و به شدیدترین شکل ممکن با منتقدین جایگاه ولایت فقیه و شان ولی فقیه برخورد کرده و می کنند. سه نمونه برجسته از چنین رویکردی نوع مواجهه ایشان با نامه های تند و انتقادی آقایان محسن سازگارا(دو نامه طی سال 1379 و 1381) و قاسم شعله سعدی (نامه مورخ 16/آذر/81) و نامه سرگشاده دفتر تحکیم وحدت به هشتمین اجلاسیه مجلس خبرگان (16/شهریور/81) که در تمامی این نامه نگاریها نگارش گران با تند ترین واژه ها شدیدترین انتقادها را متوجه کیفیت رهبری آیت الله خامنه ای کرده اند اما در کمال تعجب مشاهده شد قوه قضائیه ایران که در انحصار مسلط حلقه حقانی است و پیش از این کمترین انتقاد از جایگاه ولایت فقیه را با خشن ترین نوع برخوردها جواب داده و می دهد در این سه مورد مشخص از اتخاذ سیاست سکوت و انفعال استفاده کرد!

رمز این سکوت و انفعال در آنست که این حلقه در تحلیل نهائی خیز و تلاش اصلی خود برای تصاحب قدرت را برای کسب کرسی ولایت فقیه ذخیره کرده! از همین رو بالشخصه از انتقاداتی که متوجه شخص خامنه ای شده و در مجموع منجر به تضعیف شاکله فقهی و توانائی های مدیریتی و رهبری مشارالیه گردد استقبال می نماید و در بلند مدت این روند را جاده صافکن تلاش خود برای خلع ید رهبری فعلی و جایگزینی گزینه مورد وثوق خود در مسند ولایت فقیه می دانند.

همچنانکه تا پیش از تصاحب این کرسی توسط چهره های خودی شان، ترسیم و تحفظ شمائی خشن و نامتعارف از رهبری فعلی جمهوری اسلامی تامین کننده اهداف منطقه ای شاخه خارجی حلقه حقانی در پشت مرزهای تل آویو خواهد بود که می توانند با توسل به این شما جمهوری اسلامی را به عنوان کانون متمرد و ناسازگار با نظام بین الملل معرفی کرده و برای خود حاشیه امنیتی مناسبی جهت تداوم بزه کاریهای سیاسی خود از طریق تمرکز توجه و افکار بین المللی بر روی ایران تامین نمایند.

طبعاً اگر زیرکی هاشمی رفسنجانی و مرحوم حاج احمد خمینی در اجلاسیه مجلس خبرگان جهت انتخاب رهبر بعد از فوت آیت الله خمینی نبود که توانستند با لابی گری خود بنفع خامنه ای جبهه حقانی را محروم از اشغال این کرسی توسط منتخب خود نمایند، اکنون حلقه حقانی که کمترین انتقاد از جایگاه ولایت فقیه را با خشن ترین شکل ممکن جواب داده و می دهد در مقابل با انتقادات صلاحیت شکنانه از رهبر فعلی ایران اینچنین بی تفاوت نمی ماند!

زیرکی که بعداً در جریان کشف باند سعید امامی منتسب به حلقه حقانی در جریان قتلهای زنجیره ای خبر از زیر آب کردن سر مرحوم حاج احمد خمینی به دلیل همین خاصه خرجی به نفع آیت الله خامنه ای و اعتذار بعدی ایشان از آیت الله منتظری می داد!

اما ظاهراً هاشمی زیرک تر از مرحوم حاج احمد بود و بلافاصله بعد از تصدی مسئولیتش در کاخ ریاست جمهوری با تفویض پست وزارت اطلاعات به علی فلاحیان و باز گذاشتن دست وی در جمیع فعالیتهای وزارت برای خود حاشیه امنیتی خرید.

ریشه کم التفاتی حقانی چی ها به رهبر فعلی ایران نیز تا حدود زیادی بازگشت به این موضوع دارد که ایشان مشارالیه را با توجه به مواضع زمان ریاست جمهوریش که منبعث از اسلام نو اندیش الهام گرفته از تفکرات دکتر شریعتی بود صاحب صلاحیت برای احراز جایگاه رهبری ندانسته خصوصاً آنکه وی در دوران ریاست جمهوریش چندین بار و به صراحت به دفاع از دیدگاههای مرحوم شریعتی پرداخت و به همین سبب در آن دوران خطبه های نماز جمعه ای که توسط وی ادا می شد از پر استقبال ترین خطبه ها نزد جوانان دهه 1360 بود.

نوع برخورد اخیر آیت الله خامنه ای با سخنرانی دکتر هاشم آقاجری که نیشتری مجدد به اندیشه های تحجرگرایانه مخالفین دکتر شریعتی بود ، نزدیکترین نمونه از ناخرسندی حلقه حقانی از مواضع رهبر فعلی ایران است.

اینکه پیاده نظام حلقه حقانی با دامن زدن به شهرآشوبی در قبال سخنرانی دکتر آقاجری کار را تا جائی پیش بردند که آقاجری را با سلمان رشدی مقایسه کرده اما علی رغم آن آیت الله خامنه ای نفیاً یا اثباتاً کمترین موضعی در قبال این قائله اتخاذ نکرد مُبین حزم اندیشی از افتادن در دامچاله ای بود که باند حقانی برای وی مهیا کرده بود.

مقایسه آقاجری با سلمان رشدی توسط حلقه حقانی در واقع مقایسه زیرکانه آیت الله خمینی با آیت الله خامنه ای بود با این تفاوت که در جریان قضیه سلمان رشدی این آیت الله خمینی بود که پیش از همه با صدور فتوای ارتداد رشدی، طلایه دار ماجرای رشدی شد و دیگر علما و روحانیون و جناح های سیاسی را بدنبال خود کشاند.

اما اینبار حلقه حقانی جلوتر از رهبری وقت می کوشیدند با مهیا کردن بستر و فشار سیاسی بر جانشین آیت الله خمینی، ضمن وادار کردن ایشان به اتخاذ موضع مخالف علیه دکترآقاجری مجدداً وزانت و مکانت جایگاه رهبری در جمهوری اسلامی ایران را بنفع منویات سیاسی خود بکار گیرند!

آزادی منتظری، اسب تروای حقانی به اصلاح طلبان!

آیت الله حسینعلی منتظری به دلیل برخورداری از صلاحیتهای فقهی منحصربفردش جهت تصدی مسئولیت رهبری جمهوری اسلامی از ابتدای انتصابش بسمت قائم مقام رهبری در زمان آیت الله خمینی و همچنین بواسطه مواضع آشکار و خصمانه اش با دولت اسرائیل که در این راه یک فرزند خود را نیز بعد از سالها مجاهدت در خط اول مبارزه با صهیونیستها در جنوب لبنان از دست داده، همواره مورد عداوت حلقه حقانی ـ تل آویو بوده است.

این کانون بعد از آنکه موفق شد در جریان سفر مک فارلین به ایران با تشبث به دسایس گوناگون منتظری را از سمت قائم مقامی رهبری معزول کند ضمن آنکه آسوده خاطر از امکان به قدرت رسیدن مشارالیه در ساختار حکومتی ایران شد همواره مساعی خود را صرف در انزوا قرار دادن وی از حاشیه قدرت کرده است. حصر 5 ساله منتظری بعد از سخنرانی 13 رجب سال 1376 اوج توفیقات حلقه حقانی ـ تل آویو بمنظور ایزوله نگاه داشتن منتظری بود.

اما اینکه علی رغم تمایل شدید حلقه حقانی جهت در انزوا نگاه داشتن منتظری ناگهان و علی رغم نظر مساعد شورای عالی امنیت ملی کشور طی دو سال گذشته جهت برداشتن حصر منتظری، ایشان که همواره مخالف برداشتن حصر بودند، به طرفه العینی نظرشان تغییر کرده و از آزادی منتظری استقبال کردند، این امر می تواند مؤید آن باشد که پرده ای دیگر از توطئه های مستمر این کانون فتنه در شرف وقوع است.

خصوصاًٌ آنکه روزنامه کیهان که همواره در صف نخست مخالفت با برداشتن حصر منتظری بود ناگهان موافق این مسئله شد و علی الظاهر دست از مخالفت با این امر برداشت و طی سه یادداشت در ستون اخبار ویژه خود (مورخه های 3 و 6 و 8 بهمن ماه جاری) که معمولاً مکانی جهت تحقیر و متلک گوئی به مخالفان این روزنامه است اما این بار با ادبیاتی قابل قبول و مودبانه خبر از برداشتن حصر منتظری داد و حتی از این امر هم به زبان ایهام استقبال کرد،

این امر می تواند نشانی از سلام لُرگونه ایشان نسبت به این اقدام باشد!

خصوصاً آنکه " محمدرضا باهنر " چهره دست راستی معروف نیز در نخستین واکنش از جانب محافظه کاران نسبت به برداشته شدن حصر منتظری روز یکشنبه 19/11/81 در مسجد " چهار مردان " قم با بیانی معنا دار می گوید:

" اگر بچه های حزب الله به این آزادی واکنش نشان ندهند شاید کسی به او کاری نداشته باشد " !

این نکته از آنجهت هشداردهنده است که علی رغم تضییع حق منتظری در تداوم حصر لیکن در تحلیل نهائی از یک جهت حصر برای تامین امنیت جانی منتظری مفید بود. اما اکنون که حصر برداشته شده منتظری می تواند بمثابه طعمه ای قابل دسترس برای آن کسانی باشد که تا پیش از این در جریان حمله به عبدالله نوری و تهاجم به کوی دانشگاه و ترور حجاریان بدنبال دادن یک شهید به جبهه اصلاح طلب بودند تا از قبال تبعات ناشی از آن بهره برداری نظامی و امنیتی به نفع خود نمایند.

این دقیقاً همان هشداری است که پیش از این و چهار روز قبل از وقوع حادثه یازدهم سپتامبر در آمریکا، در مقاله " صدای پای توطئه " منتشره در سایت گویا پیش بینی آن شده بود.

با توجه به صراحت لهجه آیت الله منتظری و اصرار ایشان بر ایراد انتقادات تند و گزنده اش نسبت به عملکرد مسئولین نظام جمهوری اسلامی، هیچ استبعادی ندارد تا مجدداً یک سعید عسگر دیگر با استناد به یک سخنرانی و یا اعلام موضع تند مشارالیه احساسات دینی اش جریحه دار شده و بمنظور دفاع از صیانت نظام! فرصتی را که در جریان ترور حجاریان و تهاجم به کوی دانشگاه و حمله به عبدالله نوری از حلقه حقانی ـ تل آویو مضایقه شد، مهیا نماید و به توصیه آیت الله یزدی اقدام به " کندن سر فتنه " کند!

این از آنجهت حائز اهمیت است که منتظری در مقام طعمه بمراتب مناسب تر از موارد قبلی خواهد بود. طبعاً هرگونه تعرض به ایشان که دارای پایگاه وسیع مردمی خصوصاً در اصفهان و نجف آباد است امکان بروز یک ناامنی و آشوب گسترده در کشور را بنحو احسن در اختیار پیاده نظام مسلح حلقه حقانی ـ تل آویو قرار خواهد داد.

ناامنی که می تواند کشور را با توجه به تحولات گسترده در منطقه و لشگر کشی عظیم نظامی آمریکا در خلیج فارس بصورتی اجتناب ناپذیر وارد گفتمان امنیت کرده و قهراً بساط اصلاح طلبی را به اتاق سکوت و بایگانی راکد پرتاب نماید.

پیچک انحراف

سقیفه بنی ساعده در ترمینولوژی شیعه برخوردار از باری منفی است و شیعیان از این نشست بمثابه اجلاسی توطئه گرانه جهت تضییع حق قانونی علی ابن ابی طالب برای جانشینی پیغمبر اسلام استنباط می کنند. هر چند امام نخست شیعیان 25 سال بعد از محروم ماندنش از کرسی امامت جامعه اسلامی موفق به جلوس بر این مسند شد اما این زمامداری نیز عمر کوتاهی داشت و بعد از 5 سال شیعیان بدنبال ترور علی ابن ابی طالب محروم از تداوم امامت جامعه مسلمین در خاندان پیغمبر اسلام شدند.

قیام حسین ابن علی در صحرای کربلا و شهادت تراژیک وی و حلقه ای کوچک از مدافعانش نخستین مبارزه جمعی شیعیان برای بازگرداندن کرسی امامت جامعه مسلمین به خاندان پیغمبر بود و بعد از این حادثه بود که شیعه به نبردی طولانی برای اعاده حق غصب شده خود دست زد.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 را می توان فرجام نهائی نبرد جامعه شیعیان جهت استقرار حکومتی منطبق بر آموزه های فقهی و عقیدتی ایشان تلقی کرد که بعد از قریب به 1400 سال موفق به ایجاد حکومتی با اندیکاتورهای مورد وثوق شیعیان در جهان اسلام شد.

آیت الله خمینی رهبر انقلاب اسلامی خواسته یا ناخواسته توفیق آنرا پیدا کرد که در سیر آغاز و انجام و فرجام انقلاب اسلامی با بنیانگذاری جمهوری اسلامی منحصر بفرد شیعیان در ایران بمثابه پیغمبر اسلام حکومتی منطبق با آموزه های اسلامی انقلابی و سلطه ستیز را در جهان معاصر ایجاد نماید.

ذکاوت سیاسی در کنار وجوه و قابلیت های بالای مدیریتی آیت الله ، این تیزبینی و درایت را به وی می داد تا به عنوان رهبر بلامنازع انقلاب ایران در سالهای پایانی عمر خود هوشمندانه امواج فتنه را پیرامون جمهوری تازه تاسیس خود حس کند و طی پیامی به مردم ایران ایشان را خطاب قرار دهد که:

" فرزندان انقلابی ام من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت می کنم نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد "

همه وحشت آیت الله از آن بود تا بار دیگر با تکرار سقیفه بنی ساعده ای دیگر حکومت نوپای جامعه شیعیان به انحراف و اضمحلال کشیده شود.

هر چند در زمان حیات آیت الله خمینی مجلس خبرگان کوشید به تأسی از سنت پیغمبر اسلام در غدیر خم با انتصاب آیت الله منتظری به عنوان جانشین آیت الله خمینی ضریب آسیب پذیری حکومت نوپای شیعیان را کاهش دهد اما با جریان حذف اجتناب ناپذیر! منتظری و نفوذ تدریجی و خاموش اصحاب فتنه در بدنه جمهوری اسلامی تازه تاسیس ایران همه وحشت قابل درکی که آیت الله خمینی از افتادن ارکان انقلابش به دست نااهلان و نامحرمان داشت ، لااقل در بخش های قابل اعتنائی از بدنه مدیریتی جمهوری اسلامی ایران به وقوع پیوست!

تابستان سال 1377 عقبه حلقه حقانی در وزارت اطلاعات تحت پوشش حامیان دلسوز و انقلابی جمهوری اسلامی چند ماه پیش از آغاز پروژه قتلهای زنجیره ای اقدام به برگزاری نمایشگاهی در ساختمان مجلس شورای ملی در میدان بهارستان تهران تحت عنوان " پیچک انحراف " کرد که طی آن با جمع آوری گزینشی بریده نشریات اصلاح طلب و چینش جهت دار آنها بر محوری توطئه آمیز می کوشید به بازدید کنندگان از آن نمایشگاه چنین القاء کند که مطبوعات اصلاح طلب و روزنامه نگاران مشغول به کار در آن جملگی جواسیس و ماموران خفیه سرویسهای اطلاعاتی اجنبی بوده که بمانند پیچکی بر بدنه جامعه مطبوعاتی کشور رخنه کرده و در خفا مشغول به انحراف کشاندن انقلاب اسلامی از مسیر تحقق آرمانهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی مردم ایرانند.

هر چند در آن تاریخ هم استقبال چندانی از آن نمایشگاه نشد، اما بعد از رسوائی قتلهای زنجیره ای و افشای مشارکت داشتن عوامل منتسب به حلقه حقانی در این قتلها مشخص شد که خاستگاه متعفن پیچک اصلی انحراف همانجائی بود که روح الله خمینی پیش از این هشدارش را داده بود:

" روحانیتی که تا قبل از پیروزی انقلاب قائل به جدائی دین از سیاست بود و اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه می شکست اکنون انقلابی تر از انقلابیون شده اند!

(1- این مقاله نخستین بار روی سایت خبری گویا قرار گرفت 2- توضیحاتی که در میان پرانتز داده شده از پیک نت است و نه نویسنده مقاله 3- عنوان اصلی مقاله "پیشینه رقابت های جاسوسی در ایران معاصر" است و عنوان بالا را پیک انتخاب کرده است)

February 13, 2003

مراسم چهارشنبه سوری

به گزارش بازتاب در روزهای اخیر اطلاعیه ای از سوی برگزارکنندگان مراسم چهارشنبه سوری به صورت رسمی در سطح شهر تهران پخش گردیده است. این اطلاعیه که به همراه تصاویری از دینامیت و ترقه منتشر شده است به برگزاری مراسم چهارشنبه سوری در تهران می پردازد.
در این اطلاعیه گفته شده که به دلیل عدم تداخل مراسم چهارشنبه سوری با ایام محرم، این مراسم، دو هفته زودتر و در روز چهارشنبه 13 اسفند برگزار خواهد شد.
شنیده شده است که طرح هایی مبنی بر انتقال مراسم چهارشنبه سوری به خارج از شهر یا پیش بینی مکان های خاصی برای برگزاری این مراسم برای جلوگیری از تلفات و مزاحمت ها، از سوی برخی کارشناسان انتظامی در دست تهیه می باشد.

نامه سرگشاده علی افشاری: درحالیکه جامعه ‌درفحشا، اعتیاد و نا امنی غرق است نیروی انتظامی ناتوانی در وظیفه ‌واقعی خودرا با ایستادن دربرابرج

بسمه تعالی همانگونه که پیش‌بینی می‌نمودم در پایان محکومیت پرونده کنفرانس برلین به یک سال دیگر حبس محکوم شدم . این حکم سیاسی و غیر عادلانه تاوان فعالیتهایم در دفاع از حقوق دانشجویان مظلوم و کیان دانشگاه در جریان فاجعه کوه دانشگاه تهران می باشد. متأسفانه در نهایت شگفتی در پرونده کوی دانشگاه تهران صورت مسأله عوض شد و به جای آنکه مسببان و عامران آن فاجعه دهشتناک محاکمه شوند کسانی به زندان افکنده شدند که گناهشان افشاگری و اعتراض به هتک حرمت دانشگاه و حمله ددمنشان به دانشجویان بود. فردی که در این پرونده در جایگاه شاکی قرار گرفته و با استفاده از رانت قضایی به انتقام جویی می پردازد، می بایست حداقل به واسطه قصور در وظایف و انجام چنین رویداد تلخی در حوزه مسولیتش محاکمه ومجازات می شد. البته او باید بداند اگر در این مقطع بواسطه وجود عده معدودی از قضات غیر مستقل و خائف در برابر قدرت از دست عدالت گریخت ولی در نهایت توان رهایی از دادگاه الهی و داوری مردمی نخواهد داشت. و باز باید تاسف خورد در زمانه‌ای که جرایم مختلف اعم از بزهکاری ، فحشا ، مواد مخدر ، سرقت و ناامنی در جامعه بیداد می کند ، برخی از افراد منتسب به نیروی انتظامی ناتوانی‌شان در انجام وظایف مربوطه را با خوش خدمتی به محافل قدرت و پرونده سازی برای دلسوزان این دیار جبران می کنند . در پایان با روی گشاده وطیب خاطر از محکومیت جدید استقبال می کنم وآنرا هزینه ناچیزی در راه آرمانهای بلند جنبش دانشجویی می دانم . علی افشاری

تبارشناسی جریان سوم وابسته به محسن رضائی (جریان دیکتاتورها)

قسمت اول

مقدمه:

یک ماه قبل از بهمن 1378 تقریبا همزمان با آغاز رقابتهای انتخاباتی مجلس ششم ( مجلس اصلاحات!!!) عده‌ای از جوانان و فرزندان سرداران شهید سپاه گرداگرد محسن رضائی جمع شدند . آنها که نا امید از موفقیت خاتمی در جریان انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی بودند به تصور این که محسن رضائی فرمانده سابق سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام چهره‌ای روشن فکر و از قشر مستضعف جامعه است به او پیشنهاد راه اندازی حرکتی را در راستای فرماندهی جریان اصلاحات دادند ، نام این حرکت جریان سوم گذارده شد .

اکثر جوانانی که به فعالیت سیاسی در حمایت از سردار رضائی پرداختند به دلیل فقدان مهارت سیاسی ، نتوانستند مانع از شکست وی در انتخابات مجلس ششم شوند.

از بین این جوانان تنها فردی که سابقه فعالیت فرهنگی و سیاسی داشت شخصی با نام حسین بروجردی کارشناس احزاب وزارت کشور و فرزند شهید محمد بروجردی فرمانده سپاه کردستان بود.

اما جریان سوم فقط با هدف رقابت در انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی شکل نگرفته بود که بخواهد با پایان این انتخابات به فراموشی سپرده شود و از آن پس جریان سوم با نام محسن رضائی شناخته شد . در این مقاله ما به برسی وضعیت حریان سوم و برسی تحلیلی این جریان پس از انتخابات مجلس ششم می‌پردازیم.

1- جریان سوم چیست ؟

جریان سوم در نخستین مصاحبه سفارشی محسن رضائی با دکتر علی رضا نوری زاده که در روزنامه عرب زبان شرق الاوسط چاپ شده است به شرح زیر توصیف شده:

”جریان سوم در اصل حرکتی مستقل از جناحین چپ و راست در ایران و در راستای اصلاحات واقعی گام بر میدارد. اکثر نیروهایی که در این جریان حضور دارند همان نیروهای بسیجی و سپاهی دوران جنگ هستند که بدلیل 8 سال دوری از جو سیاسی جامعه توسط دوجناح به فراموشی سپرده شده‌اند و اکنون برای جبران این عقب ماندگی خود و اعلام موجودیت سیاسی در قالب این جریان به حرکت در آمده اند“

2- فعالیت های مطبوعاتی محسن رضائی و تریبون های جریان سوم.

محسن رضائی که علاقه زیادی به حضور در مطبوعات و اظهار نظر در رابطه با مسائل سیاسی ، اقتصادی و حتی بین المللی منطقه را دارد تریبونهای متعددی را برای خود ایجاد کرده است و از طریق آنها نسبت به اظهار نظر کارشناسی! و دخالت در سایر امور پرداخته است. البته لازم به ذکر است که برخی اظهار نظر های کوته‌فکرانه او باعث ایجاد بحران در روابط ایران با برخی از کشور های همسایه شده است (بحران مسئله ایران و آذربایجان را به خاطر آورید که نزدیک بود بر سر اظهار نظر ایشان جنگ شدیدی در شمال کشور – خزر - رخ دهد.)

از جمله این تریبونها می‌توان به نشریه دانشجوئی آذر ، نشریه بینش سبز، خانه دانشجو (که با نام جدید اتحادیه تشکلهای علمی و فرهنگی دانشجویان فعالیت جدید خود را آغاز کرده است) نهضت جهاد گران فرهنگی، مؤسسه فرهنگی پیشه وری ( که با همکاری موسسه دنیای جوان اقدام به راه اندازی نمایشگاه بین المللی جوان در ایران نمود)، سایت بی‌تاب ( تنها فعالیت مطبوعاتی و جریان آزاد اطلاع رسانیی که توانست پلی بین نیرو های داخل و اپوزیسون خارج از کشور برای گفتگوی صحیح و تقابل اندیشه ها شود.)، سایت بازتاب (که با استفاده از بولتن های محرمانه دولتی بویژه بولتن های مجمع تشخیص مصلحت نظام و با استفاده از رابط های خبریی که رضائی در ارگانهای امنیتی کشور دارد مشغول به خبر پراکنی‌ست و درد سر هائی را برای محسن رضائی درون حاکمیت ایجاد کرده است) نام برد.

گاهی اوقات اضهار نظر های محسن رضائی سبب شده است که از جانب آقای خامنه‌ای به او تذکراتی داده شود و این تذکرات سبب سکوت چندین ماهه رضائی در عرصه مطبوعات بوده است.

3- جریان سوم و جنبش دانشجوئی

محسن رضائی که خود را به عنوان یک چهره دانش‌پژوه در عرصه اقتصاد کلان می داند سعی و تلاش فراوانی را برای جذب جنبشهای دانشجوئی به سمت خود نموده است که نمونه بارز آن ایجاد خانه دانشجو بود که از سوی دانشجویان مورد استقبال واقع نشد. رضائی در بسیاری از موارد سعی کرده است تا با استفاده از قدرت و توان جنبشهای دانشجوئی آرائی را در سطح قشر تاثیر گذار و روشنفکر جامعه بدست آورد تا از این طریق بتواند خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آماده کند.

4- جریان سوم و انتخابات ریاست جمهوری

رضائی که قصد داست شانس خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری در دور آینده آزمایش کند از دوست تحت امر خود علی شمخانی خواست تا به عنوان نماینده او در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند و در این انتخابات نماینده‌گی جریان سوم را بر عهده گیرد .

February 11, 2003

محسن سازگارا : جمهوری اسلامی نا کارآمد است

به نام خدا
گام اول، حرف آخر

اول- نزدیک به ربع قرن از حاکمیت اسلامگرایان بر کشور ایران می گذرد. ( البته با مسلمانان به معنی اعم اشتباه نشود) تئوری آنان، این بوده است که بر اساس یک توقع حداکثری از دین می توان کلیه وجوه اداره یک جامعه مدرن و تمامی مفاهیم دنیای مدرن را از آن متوقع بود بدون آنکه تخلفی از احکام دینی صورت پذیرد و در واقع در عین طرح یک خواست حداکثری از دین، سقف خرد و عقل بشری را، فهم پاره ای مراجع رسمی از دین قرار می دهند. این تئوری در قانون اساسی جمهوری اسلامی مصوب سال 1358 و سپس در اصلاحیه ده سال بعد آن به روشنی تبیین شده و در واقع قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر تئوری اسلامگرایان شکل گرفته است. اجرای این قانون اساسی منجر به حکومتی شده که در حال حاضر کشور ایران را اداره می کند. بر خلاف رای کسانی که گاهی مطرح می کنند قانون اساسی ظرفیتهای اجرا نشده ای دارد این قلم معتقد است که قانون اساسی تمام و کمال به اجرا در آمده و شاید تنها ده درصد پس و پیش در اجرای بندهایش باشد و الا روشن و مشخص به اجرا در آمدن این قانون اساسی که خود مبتنی بر تئوری اسلامگرایان است مملکت را به شکل و شمایل فعلی در آورده است . به نظر من اصل چهارم این قانون اساسی اصل کلیدی و منعکس کننده تئوری اسلامگرایان می باشد و فرض محوری آنها این است که خرد فردی و در نتیجه خرد جمعی باید زیر سقف فهم شش نفر فقیه حکومتی از دین، قرار گیرد. اصل چهارم از اینقرار است:
"کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر به عهده فقهای شورای نگهبان است."
اگر از تعارفات و یا تناقضات مندرج در قانون اساسی بگذریم تکلیف تمام اصول مندرج در این قانون از جمله اصول " حقوق ملت" را هم همین یک اصل معلوم می کند، ضمن آنکه خود آن اصول هم آنقدر مقید و محدود شده اند که بیشتر به " کاریکاتور حقوق بشر" و حقوق ملت شبیه هستند. در واقع به موجب این اصل و این قرائت از دین، حد خرد جمعی، قرائت شش نفر فقهای شورای نگهبان از دین است. اما اسلامگرایان با این تئوری و بر اساس این قانون اساسی در طول حاکمیت طولانی خود نظامی بشدت ناکارآمد خلق کرده اند و در واقع شکستی همه جانبه خورده اند. بر کسی پوشیده نیست که ایران یکی از سخت ترین و بحرانی ترین ادوار خود را می گذراند. نظام جمهوری اسلامی به دلیل مشکلات تئوریک و ساختاری، اکنون به شدت ناکار آمد شده و کوهی از مسائل و مصائب را بر کشور و ملت تحمیل کرده است.
کاهش سرمایه گذاری ملی و خارجی و در نتیجه بروز بیش از بیست درصد بیکاری در جوان ترین کشور دنیا، فساد اقتصادی حتی در سطوح حکومتی، پایین آمدن درآمد سرانه ملی، رکود تولید و دست و پنجه نرم کردن بخش بزرگی از ایرانیان با فقر و گرسنگی، تنها بخشی از مشکلات عظیم اقتصادی کشور است.
در حوزه سیاست خارجی کار از این هم بدتر است. سردی روابط ایران با کشورهای همسایه همچون ترکمنستان، آذربایجان، ترکیه، عراق و پاکستان، پایمال شدن حقوق ایران در دریای خزر، تحدید حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه خلیج فارس، تهدید قرارداد 1975 الجزایر از سوی عراق و نقض حقوق قانونی ایران بر آب هیرمند که به موجب قرار داد 1351 تثبیت شده، از سوی کشوری چون افغانستان تنها گوشه ای از مشکلات سیاست خارجی ایران با همسایگان خویش است. انزوای سیاسی ایران در صحنه بین المللی و نداشتن حتی یک کشور دوست و یا متحد قابل اتکا، عدم حضور در بازارهای پولی و اقتصادی جهان و ترسیم چهره ای خشن و تروریست پرور از ملت با فرهنگ ایران، بخش دیگری از مصیبت سیاسی خارجی ایران است.
در حوزه فرهنگ، اشاعه چهره ای خشن و زورگو و متحجر از دین رافت و پیامبر رحمت و آیین مسلمانی، محدود سازی امر اطلاع رسانی، تعطیل جراید و نشریات آزاد، حمله به حریم کتاب، قتل و زندانی کردن نویسندگان و روزنامه نگاران تنها گوشه ای از بغض در گلو مانده اهل فرهنگ این کشور و بخش دیگری از مصیبت مردم ایران را ترسیم می کند.
شیوع وحشتناک اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، آمار بالای دزدی و جنایت، رواج رشوه و ارتشا و تبعیض در تمام سطوح حکومتی، افزایش فحشا و قاچاق دختران معصوم، افول ارزش های اخلاقی و دینی در روابط میان مردم و صدها نابسامانی دیگر در عرصه اجتماعی جامعه ایران را در آستانه فروپاشی معنوی قرار داده است.
سرانجام در حوزه سیاست داخلی، فاجعه گسترش استبداد و مافوق قانون قرار دادن حرف و اراده یک فرد، سرکوب و زندانی کردن جوانان و دانشجویان، نزاع دائمی صاحبان قدرت و تعمیق شکاف میان ملت و حکومت، کشور را در آستانه بحرانی سیاسی و فراگیر قرار داده و خطر تکرار حلقه معیوب تاریخ سیاسی ایران یعنی: چرخه استبداد- هرج و مرج- استبداد را تشدید کرده است.

دوم- بحران ناکارامدی نظام جمهوری اسلامی فکر اصلاحات را تقویت کرد. پنج سال پیش این فکر مطرح شد که اسلامگرایان حاکم می توانند با اصلاح نظام حکومتی خود شکاف میان ملت و حکومت را پر کنند و بر بحران ناکارآمدی نظام فائق آیند، پنج سال پیش ملت ایران با مسئولین نظام جمهوری اسلامی اتمام حجتی تاریخی کرد و در یک انتخابات آزاد، خواست خود را روشن و مشخص برای اصلاح وضع کشور بیان کرد. ملت در آن انتخابات و سپس در چهار انتخابات بعدی با رای دادن و یکبار هم با رای ندادن خود با پیام روشنی به مسئولین حکومت گوشزد نمود که می توانند در مسند امور بمانند اما حکومت و شیوه آن را اصلاح کنند که این فرصت تاریخی نیز هدر شد. اگر چه بی برنامه گی، تذبذب و سست گامی اصلاح طلبان از یکسو و خشک سری و خشونت و توطئه اندیشی حافظین وضع موجود از سوی دیگر، عامل موثری در این شکست تاریخی بود اما انصاف باید داد که عامل اصلی در جای دیگری است. مشکل اصلی و محوری، ضعف تئوریک نهفته در قانون اساسی است که تناسبی با دنیای مدرن ندارد. به زبان دیگر اشکال اسلامگرایان و نظام جمهوری اسلامی با لذات است و نه بالعرض، به تعبیری دیگر تجربه پنج سال گذشته نشان داد که نظام جمهوری اسلامی با اصرار بر تئوری محوری خود که در این قانون اساسی منعکس شده اصلاح ناپذیر است و نمی تواند کارآمد شود به همین دلیل، قانون اساسی فعلی ظرف مناسبی برای تحقق شعارهای اصلی اصلاحات نیست. این شعارها که همگی برآمده از دنیای مدرن هستند عبارتند از : 1- بسط آزادی های فردی 2- تعمیق دموکراسی 3- تشکیل جامعه مدنی 4- حضور و مشارکت فعال در عرصه بین المللی، در حالیکه تحقق لااقل سه شعار اول نیازمند فرض انسانی است که خردی نقاد و خود بنیاد داشته باشد، قانون اساسی و اصل چهارم آن، خرد انسانی را محدود می بیند و در عمل ظرفیت لازم را برای تحقق این شعارها ندارد. به همین دلیل جنبش اصلاح طلبی خیلی زود به دیوارهای قانون اساسی برخورد کرد. عجیب تر اینکه کسانی سعی کردند اصلاحات را به مبارزه با فقر و تبعیض و فساد تعبیر کنند تا در عمل از زیر بار حل بنیادی مشکل شانه خالی نمایند. غافل از آنکه حل هر یک از مشکلات فوق نیز در نهایت به جراحی در مدیریت سیاسی کشور نیاز دارد که باز هم در گرو تغییر مبانی تئوریک مفروض توسط اسلامگرایان است و جالب است که پس از پنج سال فریاد هر دو طرف به آسمان بلند شده که اصلاحات موفق نبوده است و هر دو طرف نیز درست می گویند بدون اینکه بخواهند و یا بتوانند به کنه مشکل توجه کنند.
مشکل اساسی دیگر، سیاستهای کلان نظام است. این سیاستها توسط جناح اقتدارگرا با شدت وجدیت پیگیری شده است. این جناح با اعمال قدرت و خشونت طی پنج سال گذشته حتی یک سر سوزن نیز تغییر روش نداده و هر کجا که به ناچار از سوی ملت چند گامی به عقب رفته در اولین فرصت جلو آمده و مجددآَ همان سیاست ها را اعمال و اجرا کرده است. سیاست های کلان نظام عبارتند از :
1- تئوری دشمن جهانی و مقابله حکومت دینی با تمامی حکومت های بر آمده از دنیای مدرن- ایدئولوژی گرایی در سیاست خارجی باعث شده تا امریکا ستیزی و فلسطین محوری در جایگاه مهم ترین مسائل سیاست خارجی نظام قرار گیرند.
2- تئوری هجوم و شبیخون فرهنگی- همان دشمن جهانی شبانه روز با توطئه و ارسال پول برای تبلیغ فرهنگ غربی و تضعیف بنیه های جمهوری اسلامی می کوشد و چون حکومت هم اعتقاد به مداخله در کلیه شئون فرهنگی و احوال و ایمان آحاد مردم باور دارد بنابراین خود را مجاز می داند درامر فرهنگ برای مقابله با توطئه ها و به منظور هدایت مردم، چون یک قشون نظامی عمل کند.
3- حاکمیت بلا منازع و مطلق یک فرد- اعمال کنترل حتی بر قوانین و مقررات مصوب مجلس و یا قانون اساسی و اعمال این حاکمیت از سوی نهادهای وابسته به آن فرد، بدون پاسخ گویی به افکار عمومی در سیاست داخلی و خارجی. بخصوص با اظهار نظرهای اخیر شورای نگهبان که فرمایشات مقام رهبری را عین شرع قلمداد می کند و در نتیجه تمام قوانین مصوب مجلس را هم در تعامل با این فرمایشات می سنجد، در واقع اراده و اندیشه یک فرد در کشور، مساوی با قانون شده است. طبق تعاریف رایج سیاسی، دیکتاتوری سیلان اراده یک فرد است اما مقید به قانون در حالیکه استبداد روش حکومتی است که در آن اراده یک فرد عین قانون قلمداد می شود.
4- حکومت سالاری در اقتصاد- ایجاد رانت برای نورچشمی ها و نهادهای حکومتی، بزرگ تر شدن حکومت و وابسته تر شدن مردم به آن و ایجاد بسترهای مناسب برای رشد فسادهای مالی و از بین رفتن توان رقابت بخش خصوصی صنعتی و تولید کننده در مواجهه با حکومت و محروم شدن از مشارکت در اقتصاد بین الملل آن هم در عصر جهانی شدن.
برابر بند اول اصل " 110 " قانون اساسی فعلی، مسئولیت سیاست های کلان نظام بر عهده رهبری جمهوری اسلامی است. رهبری در سیزده سال تصدی این سمت و بخصوص پنج سال اخیر یعنی دوره جنبش اصلاح طلبی، نشان داده که طراح و مدافع این سیاست ها ی کلان است و با تمام قوا و با استفاده از تمامی امکانات از این سیاست ها دفاع می کند. در حالی که در سوی دیگر صاحب اصلی خانه یعنی اکثریت ملت به خصوص فرزندان جوان این خانه یعنی نسل سوم انقلاب بارها نشان داده اند که با این سیاست ها مخالفند و خواهان تغییر آن هستند.
سوم- اکنون مائیم و یک حکومت ناکارامد و نا موفق که توان اصلاح خود را هم ندارد و در نتیجه شکافش با ملت روز به روز بیشتر می شود و از این رهگذر روز به روز بیشتر کشور را بدامن بحران می برد.
چه باید کرد؟
از این پس در این نوشته می کوشم تا با تفکیک پاسخ این سوال به سه بخش هدف، استراتژی و تاکتیک به ارائه پیشنهاداتی بپردازم و ضمنا پاسخ پاره ای از اشکالات و تئوریهای رقیب را نیز بدهم.
هدف- با توجه به مباحث مطرح شده، برای انتقال کشور از وضع فعلی به وضع مطلوب، دو هدف روشن باید در نظر گرفته شود:
1- اصلاح قانون اساسی
2- تغییر سیاستهای کلان نظام
قانون اساسی چیزی جز وفاق جمعی ملت بر سر اصولی برای اداره کشور نیست و تنها مرجع مشروعیت آن هم همانا رای ملت است. همانطور که مرحوم امام خمینی در پاریس و در روز ورود به ایران در بهشت زهرا طی سخنرانی معروف خود اعلام کرد که قانون اساسی قبلی خواست پدران ما بود و اکنون افراد دیگری هستیم و خواست دیگری داریم لذا عقلا و شرعا حق داریم که خواهان تغییر آن باشیم، جوانان فعلی کشور هم که اکثریت جمعیت کشور را تشکیل می دهند به درستی مطرح می کنند که این قانون اساسی خواست نسل امثال بنده بوده است و بدون حضور آنان تدوین و تصویب شده است لذا حق دارند خواهان تغییر و اصلاح آن باشند. تغییر قانون اساسی محتاج بازنگری تئوری های اساسی آن است و بنظر من هر نوع اصلاحی در قانون اساسی باید در جهت بیطرف ساختن حکومت و قدرت نسبت به دین و ایمان و عقیده مردم و مبتنی و متکی بر به رسمیت شناختن خرد نقاد و خود بنیاد آحاد ملت و در نتیجه برسمیت شناختن خرد جمعی باشد و این یعنی تغییر اصل چهارم قانون اساسی و سایر اصول مرتبط با آن. اما اگر با وجود سیاستهای کلان فعلی و مدافعین آن به سراغ اصلاح قانون اساسی رویم احتمالا حاصل کار بدتر خواهد شد. بنابراین تغییر سیاستهای کلان نظام امر دومی است که همزمان با اصلاح قانون اساسی بعنوان هدف دوم، باید در دستور کار قرار گیرد.
استراتژی- برای رسیدن به این دو هدف باید از مسیر دموکراتیک مبتنی به رای و رای گیری، رفراندوم و مراجعه مردم به صندوق های رای استفاده کرد و در این راه از خشونت پرهیز نمود. کشور و ملت ما در جایی قرار دارد که شایسته اعمال دموکراتیک خواست اکثریت ملت است. پس از سالها کشمکش و مبارزه برای حل مشکل سنت و مدرنیسم در این مرز و بوم که همواره یک وجه مهم آن دعوای استبداد و آزادی بوده است . نخستین باری است که تغییرات مناسب در درون جامعه ایران به گونه ای حاصل شده که با قاطعیت می توان گفت در حال حاضر ملت ایران به لحاظ توسعه سیاسی، از توسعه یافته ترین ملل این منطقه است و انصافا مستحق اعمال حاکمیت و خواست خود بصورت دموکراتیک می باشد. اما از آنجا که قدرتمداران فعلی نشان داده اند که حاضر نیستند بصورت مسالمت آمیز و همپای بلوغ ملت، از خود بلوغی دموکراتیک نشان دهند در واقع به دنبال تحمیل حکومت گروهی اقلیت بر اکثریت هستند. لذا همراه با طی مسیر دموکراتیک باید از اهرم مقاومت مدنی نیز استفاده کرد. مقاومت مدنی عبارتست از استفاده از روش های مدنی چون اعتصاب، تجمع و نافرمانی های مدنی – که حق قانونی هر جماعت و صنفی است- در مقابل قانون شکنانی که یک سره هر قانونی را یا به مسخره میگیرند و یا علنا آن را نقض می کنند و در واقع ساختاری استبدادی و نه قانونی را به ملت تحمیل می کنند. طی کردن مسیر دموکراتیک بدون تکیه بر مقاومت مدنی در عمل ابتر خواهد شد و به هیچ جا نخواهد رسید. قانون شکنان حاکم هر از چندگاهی با دعوت مردم به راهپیمایی از آنان می خواهند تا به شکلی شخصیت های نظام وسیاست های آنان را تایید نمایند. معمولا هم پس از برگزاری این قبیل مراسم، این کشمکش در می گیرد که آیا جمعیت به خیابان آمده اکثریت مردم بوده اند یا اقلیت؟ این روش گره ای از کار فرو بسته کشور نمی گشاید.بشریت مدت ها است که راه حل های بهتری یافته و برای اعمال خواست مردم از مکانیزم رای گیری استفاده می کند بنابراین منطقی ترین راه حل این است که در تداوم یا توقف سیاست های کلان نظام و اصلاح قانون اساسی به رای مردم مراجعه شود و از مردم با فرهنگ ایران بخواهیم که رای خود را روشن و مشخص در تایید رویه رهبری و سیاست های کلان ایشان و اصلاح قانون اساسی به صندوق بریزند. برگزاری یک همه پرسی آزاد با یک سوال دو قسمتی مشخص در جهت رد یا قبول عملکرد و سیاست های سیزده سال گذشته و اصلاح یا حفظ قانون اساسی فعلی، حرکت دموکراتیک و آرامش بخشی است که ملت ایران را در جهت توسعه سیاسی چند گام به پیش می برد. نتیجه همه پرسی از دو حال خارج نیست یا اکثریت ملت با رای "آری" سیاست های کلان و قانون اساسی را تایید می کند که در این حالت شکاف ایجاد شده میان ملت و حکومت کاهش می یابد و کشور با آرامش بیشتری می تواند به التیام زخم هایش بپردازد و یا این که اکثریت ملت با رای " نه" مخالفت خود را در کمال آرامش نشان می دهد که در این حالت کسانی که مستحیل در این سیاست های کلان هستند باید کنار بروند و سپس با اتخاذ تغییرات مناسب در قانون اساسی می توان در کمال نظم و آرامش کشور را به مسیری جدید هدایت کرد. اکنون کشور بر سر یک دوراهی ایستاده است ادامه وضع فعلی و سوق پیدا کردن کشور به سمت فروپاشی یا اعمال خواست اکثریت ملت از طریق رای گیری آزاد و نشان دادن درجه بلوغ و رشد ملت ایران به تمام دنیا و التیام دردهای کشور.
تاکتیک ها- برای دستیابی به دو هدف روشن مذکور و در چهارچوب استراتژی دموکراتیک و غیر خشونت آمیز و متکی بر مقاومت مدنی، در هر مقطع اتخاذ تاکتیک های مناسب وظیفه سازمانهایی است که عملا با اینکار می توانند رهبری مبارزات مردم را بدست گیرند. تعریف تاکتیک ها بستگی به شرایط مشخص دارد ولی بنظر من استفاده از فضای هر انتخابات و متقاعد کردن ملت برای اعمال اراده خود بر هر بخشی ازقدرت برای دستیابی به اهداف بالا، مخالفت با هر نوع قانون گریزی و به مسخره گرفتن قوانین از سوی دستگاهها و مراجع حکومتی و استفاده از هر ظرفیت اطلاع رسانی و امثال این قبیل کارها می تواند زمینه های مناسبی برای اتخاذ تاکتیک های مناسب باشد.
چهارم- در آخرین بخش این نوشته به سراغ تئوریهای رقیب رفته و آنها را یک به یک بررسی می کنم:
الف- مشروطه خواهان- خلاصه حرف این گروه اینست که میگویند چون نیازمند طی کردن مسیر دموکراتیک در جامعه هستیم و ملت باید از طریق یک روند طولانی بتواند به دموکراسی دست یابد لذا در حال حاضر تغییر بنیادی را نباید در دستور گذاشت و در عوض باید با افزایش فشار در درون جامعه، کانون های قدرت را وادار کرد تا سرانجام به مشروط و قانونی شدن حکومتشان تن دهند و سپس بر این پایه ساختمان بعدی را بنا کرد.
به این تئوری چند اشکال وارد است:
1- آمادگی و جوشش درون جامعه حرف درستی است و طی کردن مسیر توسط خود ملت تجویز شایسته ایست اما جامعه ایران تغییرات مهمی در درون خود کرده است. و علت آنکه ملت با حکومت فعلی به مشکل برخورد کرده ناشی از همان تغییرات درون جامعه است. بنابراین تغییر حکومت متناسب با تغییرات درون جامعه، امری لازم و حتمی است که در واقع زمانش فرا رسیده است و به تاخیر انداختن آن با این قبیل تئوریها، تنها مردم را دلسرد و مشکلات را انباشته تر می سازد و جامعه را مستعد اتخاذ استراتژیهای خشونت آمیز می کند.
2- در این تئوری فرض بر اینست که ولایت مطلقه با فشارهای تدریجی به مشروطه شدن تن می دهد. چگونه؟ قانون اساسی فعلی چنین ظرفیتی ندارد، بنابراین در نهایت باید قانون اساسی تغییر کند، چرا نباید این حرف را همین امروز شفاف و روشن به مردم گفت؟
3- استراتژی رسیدن به تغییر قانون اساسی برای مشروطه کردن ولایت مطلقه چیست؟ روشن و مشخص قرار است چه کاری صورت پذیرد؟ تا الان که باری به هر جهت حرکت شده و هراز چند گاهی یک راه مطرح می شود زمانی دموکراسی محدود، دوره ای طرح دوگانگی حکومت و اکنون هم بحث دو لایحه رئیس جمهوری. حتی یک قدم جلوتر در این راه تبیین نمی شود. روشن است که کانونهای قدرت مطلقه و حافظین وضع موجود با تکیه بر تئوریهایشان از هر نوع تغییری جلوگیری می کنند.اگر مقاومت مدنی در چهارچوب یک مبارزه دموکراتیک توصیه نمی شود چه روشی برای مقاومت و مقابله ارائه میگردد.
4- از همه مهم تر صد سال پیش اگر پدران ما می خواستند سلطنت مطلقه را مشروطه کنند کم و بیش متکی بر یک تئوری دموکراتیک بودند اما با تکیه بر قانون اساسی فعلی و تئوری پشتیبان آن یعنی اسلامگرایی اساسا مشروطه کردن قدرت مطلقه معنی ندارد. تا تغییر اساسی در تئوری محوری قانون اساسی فعلی صورت نگیرد هر نوع کوشش آزادیخواهانه به دور باطل منجر خواهد شد و چون بچه گربه ای که دنبال دم خود می دود ره بجایی نخواهد برد. ضمن آنکه چون استبداد در جامعه ما می تواند خود را در بسیاری از نهادهای موجود جامعه حتی به زبان روزمره ما، باز تولید کند لذا وقتی صحبت از تغییر ساختار حکومتی می کنیم تعبیه هر نوع نهاد غیر انتخابی و مادام العمر بسیار خطرناک است. آنچنان که در انقلاب مشروطه تجربه شد. اگر قرار است با تکیه بر پتانسیل های درون جامعه به تغییر در سطوح بالای قدرت دست زد و سپس از آن مسیر به نهادسازی دموکراتیک در حوزه های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در درون جامعه کمک نمود. باید دقت کرد که در تمام سطوح حکومتی، دوره مشخص تصدی و انتخابی بودن، دو اصل مهمی است که برای جلوگیری از باز تولید شدن استبداد، لازم است اگر چه برای رفع خطر کافی نیست.
ب - اصلاح طلبان قانون گرا - خلاصه حرف این گروه این است که می گویند اصلاحات امر تدریجی است و باید مقید به قانون بود. حد فعالیت باید محدود به قوانین فعلی باشد. هم قانون اساسی و هم سایر قوانین. بنابراین اگر حرفی برای اصلاح حکومت می زنیم، حد کار ما تا تدوین قوانین است و اگر به دیواری برخوردیم باید بایستیم. اشکالات اساسی این گروه عبارت است از:
1- وقتی صراحتا شورای نگهبان اعلام می کند که حرف یک نفر عین قانون است در واقع به قول آن هئیت فرانسوی که چند سال پیش برای مطالعه قوانین ایران آمده بود. " ما در این کشور قانون نداریم " و هنوز در حسرت همان یک کلام مستشار الدوله یعنی قانون بسر می بریم.
2- به همین دلیل وقتی طرف مقابل و حافظان وضع موجود در پنج سال گذشته با ترسیم کاریکاتوری از قانون، در واقع به ریش آنها خندیده اند، خلع سلاح شده اند و در قافیه شعری که خودشان گفته اند گیر کرده اند. مثلا نگاه کنید وقتی به استناد ماده ای که در قانون برای پنهان کردن چوب و چماق وضع شده، مطبوعات را می بندند و اشخاصی که هیچ صلاحیتی درامر قانون و قضا ندارند و بیشتر به لومپن ها و چماق کش ها شبیه هستند، به گرفتن و بستن وزندان کردن مشغول می شوند، این حضرات تنها مثل دختر بچه های ناز نازی باید بنشینند و گریه کنند و یا حداکثر نوحه سر دهند. اینها تا زمانی هر نوع مقابله ای را از بیم خشونت، تقبیح می کردند و می گفتند: " نه اصلاحات این طوری نیست و ممکن است انقلاب شود". گویی که تنها وجه ممیزه انقلاب و اصلاحات خشونت است و اکنون هم با یک استدلال سر دستی می گویند چون دولت دست ماست نمی توانیم مقاومت مدنی تجویز کنیم و مثلا دعوت به اعتصاب نمائیم. باز هم امر مبهمی که معلوم نیست چه وجهی دارد؟ اینهمه حزب در دنیا هست که اکثریت پارلمان و در نتیجه دولت ها را در اختیار دارند بارها و بارها در مقابل مخالفین خود از حرکت مردم مدد می گیرند. مثلا معلوم نیست اگر قوه قضائیه تخلف می کند چرا نمی شود از امکانات دولت استفاده کرد و مردم را به مقابله با آن فرا خواند؟ بی عملی که گریبانگیر این گروه است واقعا در تاریخ ایران و دیگر کشورهای جهان بی سابقه است.
3- بالاخره مهم ترین نکته در مورد این گروه، باز هم همان سر در گمی تئوریک است بهمین دلیل هم شعار جامعه مدنی می دهند اما بعد از مدتی می گویند مراد همان مدینه پیامبر است. دفاع از قانون اساسی میکنند اما خودشان هم می دانند که آنچه شورای نگهبان در حق مجلس می کند به موجب همین قانون اساسی، جایز است. از حاکمیت مردم سخن می گویند اما سیاستهای اقتصاد دولتی را تجویز می کنند. از قدرت مطلقه ناله می کنند اما حتی یک قدم برای کاستن از این قدرت و مثلا کم کردن بودجه دستگاههای در اختیار این قدرت و یا به مردم واگذار کردن نهادهای اقتصادی پشتیبان این قدرت بر نمی دارند به همین دلیل ناچارند تنها حرف بزنند و حرف بزنند و باز هم حرف بزنند.
ج- آشوب طلبان- این گروه تنها یک مدل در ذهن دارند و آنهم مدل انقلاب اسلامی ایران است، قهر یکپارچه با هر نهاد و دستگاهی در کشور را تجویز می کنند و در نهایت هم خواهان به کوچه و خیابان آمدن مردم میشوند و گاهی فتوای حمله به کلانتریها و مراکز انتظامی را هم صادر می کنند. اخیرا هم یک واژه رفراندوم به این شلوغ بازیها اضافه کرده اند اما برای چه و بعدش هم چه، معلوم نیست.
اما نقد این گروه:
1- استراتژی هیچگاه جدا از هدف نیست. به عبارت دیگر برای رسیدن به هدف از هر راهی نمی توان رفت، در مسائل انسانی و اجتماعی هدف، مستقل از راه رسیدن به آن، نمی تواند تعریف شود و بر عکس.
در سال 56 و 57 هدف ما بر پا کردن یک انقلاب بود و تشکیل حکومتی انقلابی ایده آل اصلیمان. انقلاب کردن برایمان اصالت داشت و بنابراین استراتژی مبارزه خشونت آمیز و حتی مسلحانه هم در آن تئوری برای رسیدن به آن هدف معنی داشت. خشونت جزء انقلابیگری است و مطمئنا حکومتی هم که از دل این فرایند بیرون بیاید می تواند اعمال خشونت نماید و توتالیتر شود. اما اگر امروزه باز هم به دلیل تغییرات درون جامعه ایران و تجربه همین انقلاب اسلامی خواهان دموکراسی و حکومتی دموکراتیک هستیم مسیر رسیدن به آنهم باید متناسب با این هدف باشد. معلوم نیست از دل هرج و مرج و خشونت، دموکراسی بیرون بیاید بخصوص که سیکل معیوب تاریخ ایران استبداد- هرج و مرج - استبداد است.
2- به دلیل کمبود طبقات اجتماعی شکل یافته و نهادهای برآمده از آنها و توده وار بودن جامعه ناچار از ملاحظه و مراقبت دو چندان هستیم. اگر در فرایند انقلاب اسلامی حرکت مردم، علیه حکومت نظامی ها بود در نهایت تنها بخش سازمان یافته جامعه یعنی روحانیت، توانست قدرت را بدست بگیرد. مطمئنا حرکت هرج و مرج طلبانه علیه روحانی های حاکم، منجر به قدرت یافتن نظامی ها خواهد شد. یعنی بخش دیگر سازمان یافته جامعه که بقول راسل دارای قدرت برهنه هم هست، حاکم خواهد گردید. کما اینکه در دو سه سال گذشته هر گاه دعوت به شلوغی و درگیری خیابانی شده در نهایت بخش نظامی کشور مواضع بیشتری را در قدرت بدست گرفته است. این تئوری که اینها بروند هر که بیاید بهتر از اینهاست تئوری درستی نیست. سوال مهم اینست که به کجا و چگونه می رویم.

و ما توفیقی الا بالله
محمد محسن سازگارا
بهمن ماه 1381

توافق آمریکا - ایران در مورد عراق؟

عبدالله رمضان زاده، سخنگوی دولت ایران، گزارش روزنامه واشنگتن پست را در مورد تماس اخیر بین نمایندگان ایران و آمریکا در مورد مساله عراق، تکذیب کرده است.

آقای رمضان زاده در گفتگو با خبرگزاری فرانسه گفته است که "هیچ تماسی بین مقامات ایرانی و آمریکایی صورت نگرفته است."

پیشتر نیز برخی منابع خبری از دیدارهایی بین مقامات ایرانی و آمریکایی خبر داده بودند اما ایران هیچگاه این خبرها را تایید نکرده است.
روزنامه واشنگتن پست، چاپ آمریکا، در شماره شنبه، 8 فوریه، خود خبر داد که به منظور کسب موافقت ایران در ارایه کمک های بشردوستانه در صورت بروز جنگ در عراق و همچنین، عدم مداخله این کشور در عملیات نظامی آمریکا در این جنگ، نمایندگان ایالات متحده و جمهوری اسلامی به طور خصوصی در اروپا دیدار کردند.

این روزنامه منبع خبر خود را یکی از مقامات ایالات متحده ذکر کرده است.

واشنگتن پست در گزارش خود با عنوان "ملاقات آمریکا و ایرانیان در مورد جنگ" می نویسد "دیپلمات های آمریکایی، که حامل پیامی به دقت طراحی شده بودند، همچنین از ایران خواستند که در ماموریت های جستجو و نجات سرنشینان هواپیماهای ساقط شده آمریکایی شرکت کند."

این روزنامه می نویسد که آمریکا همچنین از ایران خواسته است که به فراریان رژیم عراق اجازه ورود و سازماندهی مجدد در خاک ایران را ندهد تا آنان نتوانند علیه دولت جدیدی که در عراق مستقر خواهد شد دست به اقدامات خصمانه بزنند.

به گزارش واشنگتن پست، آمریکا همچنین از مقامات ایرانی خواسته در راه سرنگونی رژیم صدام حسین، رییس جمهوری کنونی عراق، و استقرار یک دولت غربگرا در آن کشور اخلال نکنند.

نشانه های مثبت

پیتر اسلوین، نویسنده این گزارش، از قول مقامات دولت آمریکا و منابع سازمان ملل نقل می کند که نشانه هایی که در واکنش نسبت به این درخواست ها از تهران رسیده "دلگرم کننده" بوده است هرچند مقامات جمهوری اسلامی همچنان با عملیات نظامی علیه عراق مخالف هستند.
واشنگتن پست می افزاید که درخواست همکاری از ایران، که رییس جمهوری آمریکا رژیم آن را یکی از اعضای "محور شرارت" نامیده است، نشانگر گستردگی دامنه تلاش های دولت ایالات متحده برای جلب حمایت کشورهای حوزه خلیج فارس در جنگ علیه عراق است، جنگی که احتمال وقوع آن هرلحظه بیشتر به نظر می رسد.

به نوشته این روزنامه، در حالیکه تلاش آمریکا برای جلب موافقت اردن و ترکیه، یعنی دو همسایه دیگر عراق، بتدریج ثمر می دهد، جرج بوش، رییس جمهوری آمریکا، با وجود محکوم کردن سیاست های دولت ایران، در صدد جلب همکاری آن کشور در جنگ علیه عراق است.

سفر خرازی

به گزارش واشنگتن پست، کمال خرازی، وزیر خارجه ایران که هفته گذشته به لندن سفر کرده بود، ضمن اعلام اینکه جنگ علیه عراق تبعاتی برای ایران در پی خواهد داشت، وعده داد که ایران آماده است پناهجویان عراقی را در صورت بروز جنگ در طول مرز مشترک خود با عراق اسکان دهد.

در عین حال، آقای خرازی گفت که "ایران اساسا با جنگ مخالف است و از هیچیک از طرفین درگیری حمایت نخواهد کرد."

این روزنامه یادآور می شود که در طول عملیات نظامی ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا علیه رژیم طالبان در افغانستان، ایران پیشنهاد کرده بود در عملیات جستجو و نجات شرکت کند.

گزارشگر واشنگتن پست می افزاید که ایرانیان به صدام حسین، که گفته می شود در طول جنگ هشت ساله عراق و ایران از تسلیحات شیمیایی علیه نیروهای ایرانی استفاده کرد، علاقه ای ندارند.

با اینهمه، به گفته وی، مقامات ایرانی به چشم انداز استقرار یک رژیم جدید توسط آمریکا در همسایگی خود با دیده تردید می نگرند بخصوص اینکه هنوز از تشکیل یک دولت طرفدار آمریکا به جای طالبان در افغانستان زمان چندانی نگذشته است.

ایران و نتیجه جنگ

واشنگتن پست در ادامه می نویسد که به گفته تحلیلگران، نتیجه جنگ در عراق دارای پی آمدهای عمیقی برای دولت ایران خواهد بود.

ایران از مخالفان شیعی مذهب صدام حسین حمایت کرده است که به نوبه خود، مایل هستند در صحنه سیاسی عراق بعد از صدام سهمی مهم را به خود اختصاص دهند.
این روزنامه از قول برخی از کارشناسان نقل می کند که ایران در صدد بر نخواهد آمد نقشی فعال را در درگیری نظامی در عراق ایفا کند اما پس از خاتمه مخاصمات، خواهد کوشید نفوذ خود را در مناطق شیعی نشین جنوب عراق و نیز دولت مرکزی آن کشور گسترش دهد.

روزنامه واشنگتن پست در مورد رویکرد ایران نسبت به آینده عراق از قول یکی از مقامات آمریکایی نقل می کند که "ایرانیان نمی خواهند پشت درهای بسته قرار گیرند."

در گزارش این روزنامه آمده است که همزمان، دولت آمریکا به سازمان های فعال در زمینه کمک های بشردوستانه اطلاع داده است که مجوزهایی برای آنان صادر خواهد شد تا بتوانند در داخل ایران و در مناطق شمال عراق فعالیت کنند.

به دلیل تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران و عراق، کسب این مجوزها ضرورت دارد.

به گفته نمایندگان این سازمان ها و دولت آمریکا، این نهادها به بررسی شرایط می پردازند و آمادگی های تدارکاتی را برای استفاده در صورت بروز جنگ ایجاد می کنند.

روابط ایران و آمریکا

بخشی از گزارش روزنامه واشنگتن پست به تاریخچه روابط آمریکا و ایران در پی انقلاب سال 1979 در ایران اختصاص دارد.
به نوشته این روزنامه، روابط دو کشور، که پس از انقلاب همواره سرد بوده است، در پی سخنرانی جرج بوش، رییس جمهوری آمریکا، که ایران، را در کنار عراق و کره شمالی، از تشکیل دهندگان محور شرارت نامید، به تیرگی بیشتری گرایید.

آقای بوش در بیانیه دیگری، که اواخر سال گذشته میلادی صادر کرد، ضمن انتقاد شدید از محافظه کاران در تشکیلات رهبری ایران، حمایت خود را از طرفداران دمکراسی در این کشور اعلام داشت.

همچنین، رییس جمهوری آمریکا در سخنرانی "وضعیت ایالات متحده" که ماه گذشته در کنگره آمریکا ایراد کرد، گفت که دولت ایران "مردم خود را سرکوب می کند، در پی دستیابی به تسلیحات کشتار جمعی است و از تروریسم حمایت به عمل می آورد."

اما به نوشته واشنگتن پست، مقامات آمریکای به این نتیجه رسیده اند که در جنگ احتمالی علیه عراق، نمی توانند ایران را، که دارای مرزی طولانی با عراق است، نادیده بگیرند.

اطمینان به ایران

به نوشته روزنامه واشنگتن پست، نمایندگان آمریکا، که در صدد جلب کمک نسبی ایرانیان بودند، به مقامات این کشور اطمینان دادند که ایران هدف عملیات نظامی آمریکا برای تصرف بغداد قرار نخواهد گرفت.

روزنامه واشنگتن پست می افزاید که تماس بین نمایندگان ایران و آمریکا با برگزاری اجلاسی در مورد افغانستان، که نمایندگان دو کشور در آن حضور دارند، همزمان شده است.
این روزنامه از قول یکی از مقامات دولت آمریکا نقل می کند که "ما می خواستیم تصریح کنیم که همان طور که در مورد افعانستان با آنان همکاری کردیم، در مورد عراق هم همکاری می کنیم."

این مقام آمریکایی افزوده است که بین دولت های ایران و آمریکا تماس های منظمی از طریق کشورهای اروپایی و خلیج فارس ادامه داشته است.

واشنگتن پست می افزاید که آمریکا حمایت خود را از یک دولت فراگیر در عراق اعلام کرده که رهبران گروه های شیعه عراقی مستقر در ایران نیز در آن مشارکت خواهند داشت.

واشنگتن پست در پایان گزارش خود همچنین خبر می دهد که زلمی خلیل زاد، نماینده آمریکا در امور عراق، به کردهای عراقی اطمینان داده است که سربازان ترکیه که در صورت بروز جنگ وارد این منطقه می شوند، زیر نظر یک فرمانده آمریکایی عمل خواهند کرد و در صدد اشغال اراضی کردنشین شمال عراق برنخواهند آمد.

دولت ترکیه نگران آن است که در صورت سقوط رژیم کنونی عراق، کردهای شمال آن کشور در صدد تسلط بر ذخایر نفتی منطقه و اعلام خودمختاری برآیند.
بی بی سی

February 09, 2003

اقدامات پنهانی برای جلوگیری از افزایش تعداد دختران دانشجو

وزارت آموزش عالی در حال تصمیم گیری درباره راهکارهایی است که به طور پنهان بتوان از زیاد شدن آمار دانشجویان و فارغ التحصیلان دختر نسبت به پسران جلوگیری کرد. یک منبع مطلع در این زمینه به خبرنگار سایت "زنان ایران" گفت: در حال حاضر نگرانی هایی در دستگاههای مختلف درباره افزایش شمار دختران تحصیلکرده وجود دارد که باعث شده مسئولان برای توقف این روند فکرهایی بکنند. وی توضیحی درباره راههای کاهش تعداد دختران دانشجو و فارغ التحصیل نداد. به تازگی خبری در روزنامه ها به چاپ رسید که بر اساس یک نظر سنجی اعلام می کرد که بیشتر دختران تحصیلکرده حاضر نیستند با مردانی که تحصیلات دانشگاهی ندارند ازدواج کنند. همچنین بسیاری از مسئولین و نمایندگان کشور اخیرا هشدار داده اند که بحران دختران تحصیلکرده در راه است. در حال حاضر بیش از 60 درصد دانشجویان و بیشتر از 50 درصد فارغ التحصیلان کشور را زنان تشکیل می دهند.یک کارشناس مسائل اجتماعی در تحلیل این پدیده گفت: این قضیه دو سو دارد. از یکسو پسران به دلایل مختلف انگیزه شرکت در کنکور و رفتن به داشگاه را از دست داده اند و کمتر از نیمی از شرکت کنندگان در کنکور را پسران تشکیل می دهند. از سوی دیگر دختران به خصوص دختران شهرستانی به این دلیل که رفتن به دانشگاه باعث می شود از محدودیتهای محیط خانوادگی و اجتماعی خود خلاص شوند انگیزه بیشتری برای شرکت در کنکور دارند. هرچند عوامل فرعی دیگری مثل کمبود راههای تفریح برای دختران به نسبت پسران که باعث شده دختران وقت بیشتری برای درس خواندن داشته باشند نیز در این قضیه دخیل بوده است. زنان ایران

رسول زاده : شکایت از معاون قوه قضاییه فعلا به جایی نرسیده است

وکیل مدافع جمعی از وکلای دادگستری گفت: شکایت جمعی از وکلای دادگستری از آیت‌الله مرعشی هم چنان بی‌نتیجه مانده است.
علی رسول‌زاده فرساد، وکیل مدافع جمعی از وکلای دادگستری که خود نیز از جمله شکات این پرونده است، در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی ایسنا اظهار داشت: متعاقب اظهارات آیت‌الله مرعشی در جمع کارآموزان ماده‌ی 187 و انتساب فعل مجرمانه اخاذی به مطلق وکلا، شکایتی توسط جمعی از وکلای دادگستری به طرفیت آیت‌الله مرعشی تسلیم دادگاه ویژه‌ی روحانیت انجام و به شعبه‌ی 5 دادیاری ارجاع شد.
وی در خصوص آخرین وضعیت پرونده گفت: پرونده از شعبه‌ی 5 دادیاری به دادستان ویژه‌ی روحانیت فرستاده شده ولی تاکنون تصمیمی اتخاذ نشده است.
رسول زاده اظهار امیدواری کرد که با رسیدگی به این پرونده اثبات شود که در ایران تمام افراد در برابر قانون یکسان هستند.

24 سال پس از انقلاب 57 واعظ طبسی ایشان و آقازاده ایشان دو مجسمه تمام نمای انقلاب!

آیت الله واعظ طبسی نماینده‌ ولی فقیه در خراسان، عضو مجمع تشخیص مصلحت، عضو مجلس خبرگان و تولیت آستان قدس رضوی در یک اظهار نظر بی پروا مهر باطل بر تمام پیشینه مبارزاتی مذهبیونی زد که در زمان شاه علیه نظام استبدادی دربار راهی زندان شده بودند.

آیت الله طبسی که قوه قضائیه تحت هدایت او اداره می شود و رئیس آن به همراه رئیس دادگستری تهران مستقیما بدستور وی برگمار شده اند در اظهار نظری که در ادامه می خوانید مدعی شد که هر کس که در زمان شاه مطلب و کتاب و مقاله نوشته با شاه مبارزه کرده و انقلابی ا ست. این درحالی است که در زمان شاه امکان نداشت کسی علیه دربار و شاه مقاله بنویسد و زندانی نشود، مگر منظور طبسی همان وعاظ السلاطین و وابستگان مستقیم حجتیه و ساواک باشد که مطالبی در روزنامه های زمان شاه در باره اعیاد مذهبی و یا مناسبت های مختلف می نوشتند. واعظ طبسی با نفی مبارزه مبارزان زمان شاه، آنهم در آستانه انقلاب 57 درعین حال که خواست پیشینه غیر مبارزاتی خود را توجیه کند، کوشید ضربه سنگینی که نامه افشاگرانه سحابی، بعنوان یکی از پیشکسوتان مذهبی زندان های شاه بر وی و همفکرانس وی وارد آورده خنثی کند.

آیت الله طبسی که عملا با تبدیل قوه قضائیه به دولت موازی ( دارای وزارت خارجه به سرپرسی جواد لاریجانی، سازمان امنیت موازی به سرپرستی فلاحیان و روح الله حسینیان، نخست وزیر در آستین خوابانده "علی لاریجانی” و احتمالا نشاندن آیت الله شاهرودی به جای رهبری کنونی در تهران و بعنوان کارگزار و نماینده مستقیم خود) در این اظهار نظر آن آینده ای را تشریح کرد که می خواهد برای ایران رقم بزند.

واعظ طبسی در همایش پیشکسوتان انقلاب اسلامی( و نه آقازاده های پیشکسوت در چپاول کشور که ناصر واعظ طبسی در راس آن ها قرار دارد) گفت:

"دستگاههای اطلاعاتی آمریکا در داخل و خارج مشغول فعالیت هستند و متاسفانه عوامل آنها در برخی دستگاههای مدیریتی و تصمیم‌گیرنده‌ کشور نفوذ کرده‌اند و برای بد نام کردن چهره‌های برجسته‌ نظام و تحریف حقایق انقلاب تلاش می‌کنند."

البته طبسی منظورش خود وی نبود که به نوشته هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطراتش از آستانه پیروزی انقلاب 57 پل ارتباط با انگلستان شد، منظورش هاشمی رفسنجانی هم نبود که در ملاقات اخیرش با واعظ طبسی در خراسان شانس خود را در جلب حمایت طبسی آزمود(!) بلکه اصلاح طلبانی بود که سابقه زندان و مبارزه دارند و بشدت نگران نفوذ حجتیه در تمامی ارگان های مهم کشوری و لشکری و تحکیم پیوندهایشان با قدرت های خارجی اند.

واعظ طبسی با آنکه می داند وزرات اطلاعات وامنیت کدام شبکه جاسوسی را در قم کشف کرده و به چه دلیل رئیس کل دادگستری تهران در ارتباط با این شبکه بازجوئی شده است، نعل را وارونه زده و ادامه داد:

" اولین وظیفه‌ انسان مبارز، انقلابی و آرمانی را بی‌اعتنایی به دنیا و علایق و ظواهر دنیوی است ( که با این تعریف ایشان و آقازاده اش حتما انقلابی و آرمانخواه و مبارز نمی توانند باشند!) آنهایی که دلبسته به ثروت و قدرت بودند به انقلاب پشت کردند و اهدافشان را تغییر دادند. کسی را به صرف اینکه زندانی رژیم پهلوی ( توجه کنید که وی از نظام شاهنشاهی نمی گوید بلکه از رژیم پهلوی یاد می کند!) بوده و شکنجه دیده است نمی‌توان پیشکسوت انقلاب اسلامی نامید. هر کس با قلم، زبان، هنر، کلام و کتابش در برابر نظام سلطه‌گر بیگانه و قدرتهای طاغوتی ایستاد و موضع گرفت، جزو پیشکسوتان انقلاب اسلامی است ولو اینکه زندان هم نرفته باشد. ( علیه شاه و دربار دیکتاتوری نوشتن و به زندان نرفتن؟) موضع و دیدگاههای افراد باید مشخص باشد، چون افراد و جریانهایی بودند که برای نابودی شاه تلاش می‌کردند ولی اهدافشان صرفا مادی و برای کسب قدرت بود و این گونه افراد را نمی‌توان در شمار پیشکسوتان انقلاب به حساب آورد. اعضای جبهه‌ی ملی علیه رژیم پهلوی مبارزه می‌کردند ولی اینها نه تنها جزء پیشکسوتان انقلاب نیستند، بلکه به تعبیر حضرت امام (ره) یک جریان ارتدادی و ضد خدا و اسلام است. پیشکسوتان کسانی هستند که در برابر حکومتهای غیر اسلامی موضع دارند و از هر فرصتی به نفع اسلام و مصالح ملی و دینی استفاده می‌کنند و ارتباط و سخن‌شان بر فضای فکری جامعه تاثیر می‌گذارد. ( این همان موضع صریح آیت الله شیخ محمود حلبی بنیانگذار انجمن حجتیه است که رعایت ظاهر اسلامی را برای دربار کافی می دانست. همین اندشه را آیت الله میلانی و خوئی داشتند و برای شاه انگشتری عقیق فرستادند و او را شاه شیعه می نامیدند. طبسی کوچکترین مخالفتی با نظام استبدادی شاهنشاهی نشان نمی دهد زیرا خواهان سلطنت فقیه است) چه بسیارند افراد بیگانه از انقلاب و معارض نظام و رهبری که به عنوان انسانهای مبارز معرفی شده‌اند و چه بسیارند انسانهای متفکر و عمیق و به دور از مسائل اجتماع که در خدمت نظام بوده و هستند. ( مواضع اخیر آیت الله خزعلی که با صراحت بیان داشت اکنون بزرگان نظام خواهان به کار گیری وابستگاه و رهبران حجتیه و قبول مسئولیت های مهم از سوی آنها هستند، بیان صریح تر همین مواضع آیت الله واعظ طبسی است. )

سکوت تازه دستگاه قضائی درباره «هدایای پس فرستاده شده» نمایندگان

رابط قوه قضیه با نمایندگان مجلس، با ارسال نمابری به «رویداد» خبر درج شده در مورد «دیدار جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با رئیس قوه قضائیه» را تکذیب کرد.

در این نمابر خبر مندرجه در «رویداد» کذب خوانده شده در حالی که این خبر دارای دوبخش اصلی بود. نخست اصل دیدار که باتوجه به متن تکذیبیه، نفی نشده است. دومین موضوع پس فرستادن هدایای هاشمی شاهرودی از سوی نمایندگان بود که در خبر ارسالی در مورد آن سکوت شده است. با این حال متن کامل توضیح را درپی می‌آوریم:

«دیدار اخیر جمعی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی با ریاست محترم قوه قضائیه که چندمین دیدار از این نوع در سال‌جاری بوده است و خبر آن نیز توسط اداره‌کل روابط‌عمومی قوه قضائیه منتشر شده است با هدف تعامل بیشتر بین قوای قضائیه و مقننه در جهت تسریع در تصویب لوایح قضایی صورت پذیرفته است که در این دیدار جمعی از نمایندگان محترم از اکثر گروه‌ها و جناح‌ها و فراکسیون‌های مجلس محترم شورای اسلامی حضور داشته‌اند و نتیجه مثبت این دایدار نزدیکی تفکر فی‌مابین قوای مقننه و قضائیه جهت رسیدگی به لوایح قضایی ارسالی به مجلس محترم شورای اسلامی و در نتیجه رفع مشلات مردم بوده است که ظاهراً با سیاست و خط‌مشی سیاسی حاکم بر سایت رویداد که بقای خود را در اختلاف بین قوا می‌بیند در تعارض می‌باشد. لذا اصل و محتوای خبر منتشره در سایت اینترنتی «رویداد» قویاً تکذیب می‌شود».

رویداد

چهار تعهد متقابل ایران و امریکا

ایران متعهد شد:
به سرنشینان و سربازان امریکائی در صورت سقوط هواپیماهای حامل آنها در خاک ایران همه نوع کمک شود.
به اعضای فراری دولت صدام و اپوزیسیون دولت آینده ای که امریکا جانشین صدام می کند اجازه فعالیت ندهد.
به سازمان های امریکائی که برای رسیدگی به کار فراریان و پناهندگان عراقی که در جریان حمله نظامی وارد خاک ایران می شوند اجازه استقرار درخاک ایران بدهد.
در کار سرنگونی رژیم صدام توسط امریکا و همچنین دولت جانشین آن کارشکنی نکند.
امریکا پذیرفت:
امریکا پس از استقرار در بغداد، این کشور را پایگاه مقابله با جمهوری اسلامی نکند.
رهبران گروه های شیعه و میلیشیای عراقی تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران ("سپاه بدر") در کنار اپوزیسیون صدام حضور یابند.
محل دیدار و نام مقامات ایرانی و امریکائی مذاکره کننده فاش نشود.
مذاکرات در باره آینده افغانستان بین ایران و امریکا ادامه یابد.

February 08, 2003

مصاحبه رادیوفردا با عمادالدین باقی، محقق قتل های زنجیره ای

ماه منیر رحیمی (رادیوفردا): آقای باقی ابتدا بفرمایید که شرایط زندان چطور بود ؟ چطور بهتون گذشت ؟ بویژه از دوستان دیگر چه خبر ؟
عمادالدین باقی: زندان زندان است دیگر . اگر هتل هم باشد محدودیت هایی وجود دارد. اگر خوشحالی های من بخاطر خوشحال شدن خانواده ام را صرف نظر کنیم خب وقتی که بسیاری از دوستان ما مقل دکتر آقاجری ، آقای یوسفی اشکوری .زندان هستند پژوهشگرانی مثل آقای عبدی ، آقای قاضیان زندانی هستند . حقوقدانانی مقل دکتر زرافشان مثل آقای دادخواه ،آقای سلطانی و یا برجستگانی از جمله آقای افشاری ، باطبی نمیدانم هست یا نه افرادی مثل مهندس طبرزی یا شخصیت هایی مانند آقای صدر یا رستم خوانی در زندان هستند یا دوست همبندم آقای گنجی یا روزنامه نگار سالخورده ای مثل سیامک پورزند و آخرین آنها آقای اشراقی که در واقع ایشان هم قربانی شد در جنجالی که اتفاق افتاد. علاوه بر آنها بسیاری هم هستند که ما آنها را نمی شناسیم. افرادی که در شهرستان ها زندانیان مطبوعاتی یا سیاسی هستند . بنابر این اخیرا" انجمن بین المللی روزنامه نگاران بدون مکرز اعلام کردند که 110 روزنامه نگار کلا در سراسر جهان زندانی هستند این است که با این وضعیت خیلی نمی تواند انسان ابراز خوشحالی کند اینکه از زندان بیرون آمده است .

م.م.ر.: از آقای گنجی صحبت کردید ایشان در چه وضعیتی هستند و چقدر امید است به آزادی ایشان و چقدر از حکمشان باقی است ؟

عمادالدین باقی: ایشان حکمی که آخرین بار به ایشان دادند حکم 6 سال زندان اگر مسئولین دادگستری بخواهند شرایط مختلفی وجود دارد که ایشان بتوانند آزاد شوند. مثلا فرض کنید مشمول آزادی مشروط بشوند که بعد از گذراندن نیمی از محکومیت از لحاظ قانونی می تواند اتفاق بیفتد و این حق قانونی است برای هر زندانی یا مثلا فرض کنید این بخش نامه های سالانه ای که داده می شود به عنوان 22 بهمن خب ایشان می توانند مشمول این بخشنامه ها شوند و اگر این اتفاق بیفد قاعدا بعد از گذراندن سه سال که همین روزها خواهد بود ایشان می توانند آزاد شوند. خب این مقدار زیادی بستگی دارد به مجموعه شرایط و تصمیماتی که ممکن است گرفته شود.

م.م.ر.: آقای باقی از خودتان بگویید چه پرونده هایی بسته شده در مورد شما و احیانا چه اتهام یا پرونده هایی باز است ؟

عمادالدین باقی: این پرونده ای که دوره زندانش تمام شد مختومه می شود. آن سه پرونده دیگر هم هست که آنجور که من اطلاع دارم فعلا باز است. یکیش حدود یک هفته قبل از آزادی بود که در جریان افتاد یعنی دادگاه انقلاب اعلام کرد شعبه 6 دادگاه انقلاب و در واقع من الان با قرار کفالت آزاد هستم. یعنی همزمان با روزهای آخر زندان پرونده جدید در جریان افتاد. منتها قراری که صادر کردند قرار کفالت بود. حالا زمان بعدی کار و اینها را مشخص نکردند. 17 اسفند من باید مراجعه کنم به دادگاه انقلاب که یک سری مدارک و مستندات مربوط به اتهامات را نسخه های اصلی اش را تحویل بدهم بهشان.

م.م.ر.: ممکن است دقیق بفرمایید که چه اتهاماتی از شما همچنان باقی است ؟

عمادالدین باقی: اتهاماتی که جدید تفهیم کرده اند یکی اش اقدام علیه امنیت کشور بود تمام مستنداتش همان مقالات چند سال پیش بود که در مورد قتل روشنفکران و دگر اندیشان نوشته شده بود به این مقالات یکبار رسیدگی شد حکم صادر شد مجددا دارد در این دادگاه از بعد دیگری مطرح می شود و به آن توجه می شود که این البته از لحاظ قانونی قابل مناقشه است. بسیاری از مستنداتش همان چیزهایی است که در دادگاه قبلی به آنها رسیدگی شد و شکایات هم روی همین مقالات آمده بود مثلا شکایت آقای فلاحیان ، آقای مصطفی پور محمدی و دو تن دیگر از معاونان آقای فلاحیان بود که در وزارت اطلاعات بود که دادگاه آن آقا محکومیت هم صادر کرد و چون آن دادگاه قبلی 7 سال و نیم بود که رفت در دادگاه تجدید نظر شکست و به 3 سال تقلیل پیدا کرد. این 3 سال 2 سالش مربوط به مقاله اعدام و قصاص بود و یک سالش مربوط به شکایت آقای فلاحیان و معاونینشان بود مربوط به همین مقالات مربوط به قتل های زنجیره ای حالا مجددا این را از یک بعد دیگری می خواهند رسیدگی کنند.

م.م.ر.: خب، آقای باقی حالا که از زندان در آمدید چه برنامه ای پیش رویتان دارید ؟ چه کاری قرار است بکنید؟

عمادالدین باقی: کار مطبوعاتی را من خیلی بعید می دانم بتوانم واردش بشوم. ضمن اینکه استانداردهایی که الان تحمیل شده به مطبوعات ، مطبوعات را توی سطحی قرار داده که همکاری ما را با آنها خیلی مشکل می کند. مطبوعات هم خیلی معذور دارند برای درج مطالب یا همکاری ما. کار دانشگاه هم بستگی به این دارد که آموزش عالی در شرایط فعلی بپذیرد یا نه . اگر هم نپذیرد تنها کاری که باقی می ماند برای ما کار کتاب است . کتاب هم بایستی تحویل وزارت ارشاد شود اگر وزارت ارشاد به عنوان تنها مرجع قانونی مجوز کتاب اجازه داد کتاب چاپ شود و اگر هم اجازه نداد کتاب بایگانی بشود.

م.م.ر.: کتاب خاصی را در نظر دارید ؟ آیا ممکن است درمورد همان قتل های زنجیره ای و اینها باشد؟

عمادالدین باقی: کتاب مربوط به قتل های زنجیره ای که آن دو جلد «تراژدی دموکراسی در ایران» بود که دادگاه توقیف کرد. چون دادگاه توقیف کرده عملا امکان انتشار مجدد آن وجود ندارد. ولی کارهای دیگری هست مثلا یک ترجمه ای است در مورد سیستم قضایی آمریکاست . یا یک کتاب دیگری هم در دوره زندان تهیه کردم کارهای تدوینش تقریبا تمام شد در این هفته های آخر پیرامون مسائل نظری و عملی دموکراسی در ایران اسم کتاب هم هست مدلی برای تحقق دموکراسی . خب این کتاب هم باید تحویل وزارت ارشاد شود. اگر وزارت ارشاد مجوز ندهد شیوه دیگری بخواهد منتشر شود، شاید دیگر خودم خیلی نظر مساعدی ندارم. باید ببینیم که وزارت ارشاد چه تصمیمی می گیرد. در صورتی که کار کتاب ها هم به مشکل برخورد معنی اش این است که عملا ما هیچ کار دیگری در ایران نمی توانیم انجام دهیم. یعنی نه تدریس نه کار مطبوعاتی نه نوشتن .

ماه منیر رحیمی

February 07, 2003

مجتهد و دروغ؟ ریاست و بی خبری؟

اسدالله مبشری، رییس دادگاه های انقلاب اسلامی تهران نیز مانند رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی بی آنکه به محتوای نامه عزت الله سحابی بپردازد نظراتی را در باره زمان انتشار این نامه و ضرورت پیگیری ماجرا توسط عزت الله سحابی از طریق قوه قضائیه ارائه داده است. هم مبشری و هم رئیس قوه قضائیه در باره شکنجه های اعمال شده سکوت کرده اند و این درحالی است که شورای نگهبان نیز حاضر نیست لایحه منع شکنجه را تصویب کند و چنانچه این دو روحانی قضائی شکنجه های اعمال شده بر عزت الله سحابی و دیگران را محکوم کنند سخنی خلاف نظر شورای نگهبان گفته اند!

هم ادعاهای رئیس قوه قضائیه و هم اظهارات رئیس دادگاه های انقلاب را اگر بپذیریم، آنگاه باید پذیرفت که قوه قضائیه و این دادگاه ها را دست های دیگری می چرخانند که نه بر مردم و نه بر این دو مسئول برگمار شده برای راس این دو ارگان شناخته شده و آشکار نیستند! پیچیدگی این اظهارات و پرسش اساسی مردم پیرامون اینکه دست های پنهان متعلق به کیست، از زمانی برجسته تر شده است که معلوم شده رئیس قوه قضائیه مدعی است نامه رئیس قوه مقننه خطاب به وی را ندید ه است و حامل این نامه نیز رسما اعلام داشته است رئیس دفتر آیت الله شاهرودی حاضر نشده است نامه رئیس قوه مقننه در باره پیگیری ماجرای شکنجه ها و بازجوئی های عزت الله سحابی را دریافت کند و او ناچار شده این نامه را مانند همه نامه های معمولی به دبیرخانه قوه قضائیه تحویل بدهد و رسید بگیرد. جالب اینکه این دبیرخانه هم نامه را به رئیس قوه قضائیه نداده است. از آن بحث انگیز تر اینکه بعد از انتشار نامه رئیس مجلس در مطبوعات و چند روز بحث پیرامون این نامه و نامه مهندس سحابی در کلیه محافل بالای حکومتی - و طبعا گسترده تر در محافل پائین حکومتی و مردم کوچه و بازار- همچنان رئیس قوه قضائیه از آنچه در دفتر او و دبیرخانه قوه قضائیه گذشته بی اطلاع بوده و در نامه ای خطاب به رئیس مجلس مدعی شده از طریق مطبوعات نامه رئیس مجلس را خوانده است. تکلیف رئیس دادگاه انقلاب و راستگوئی و با اطلاعی و یا نادرست گوئی و بی اطلاعی او هم که مطابق مستندات ارائه شده از سوی عزت الله سحابی در یک گفتگو ( در این شماره می خوانید) از روز روشن تر است.

به این ترتیب اگر رئیس قوه قضائیه نداند در دفتر کارش و در دبیرخانه قوه ای که ریاست آن را بر عهده دارد چه می گذرد، یعنی نداند زیر گوشش چه می گذرد خود به خود از لیاقت ساقط است و اگر بداند( که شک قریب به یقین چنین است) و چنین بی پروا انکار آگاهی کند، که مسلمانی و اجتهاد او باطل است. البته تکلیف وظائف انسانی وی پیش از اینها از نظر مردم روشن است!

گر مسلمانی همین است که حافظ دارد

وای اگر از پس امروز بود فردائی

رفسنجانی : پس از پیروزی انقلاب، کارهای عظیمی در کشور صورت گرفت که از جمله‌ می‌توان به رفع تبعیض در میان مردم و اجرای عدالت اشاره کرد!

امروز ایران دیگر حاضر به نوشتن دیکته‌ی آمریکا و اربابان دیگر نیست و تنها آنچه را که خود می‌خواهد، می‌نویسد.

به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خطبه‌های امروز نماز جمعه‌ی تهران با اشاره به دستاوردهای پیروزی انقلاب اسلامی، گفت: یکی از دلایل پیروزی این انقلاب، وضعیت رژیم پهلوی بود که موجب تنفر مردم شده بود. چرا که آن رژیم به شدت ضد مردمی و دارای سلطنتی موروثی و بدون قاعده بود.

وی ادامه داد: از لحاظ فساد نیز این رژیم به قدری آغشته بود که مسائل دیگر آن به چشم نمی‌آمد. علاوه بر این آنان از لحاظ سیاست بین‌المللی حقیقتا نوکر بودند و بدون اجازه‌ی آمریکا و انگلیس کاری انجام نمی‌دادند.

هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: با وجود اینکه حضرت امام خمینی (ره) 14 سال تبعید شدند، اما خوشبختانه شاگردان ایشان راه او را ادامه دادند و چنانچه دیدیم، در 12 بهمن تمام وظایفشان را به خوبی انجام دادند و در نهایت انقلاب پیروز شد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به مهمترین دستاوردهای پیروزی انقلاب، گفت: اولین دستاورد مهم انفلاب این بود که نظام پوسیده‌ی شاهنشاهی را - که مربوط به قرون وسطی و جریان ارتجاعی و استبداد بود - به دست مردم نابود کرد. لذا این رژیم مستبد به نظامی مردمی با پایه‌های اسلامی تبدیل شد که می‌توان تبلور آن را در قانون اساسی و انتخابات مشاهده کرد. هر چند که در روزهای اخیر شیطنتهایی از جانب برخی افراد صورت می‌گیرد، نباید اجازه دهیم که آنان به کارشان ادامه دهند.

وی، مبارزه با استعمار خارجی و قطع نفوذ خارجیان در کشور را دیگر دستاورد انقلاب اسلامی دانست و افزود: با وجود اینکه استعمارگران تصور می‌کردند حرکت مردم طوفان احساسی است و از بین خواهد رفت، اما عملکرد نیروهای انقلاب این تصور را نقش بر آب کرد. لذا استقلال ایران از کشورهای خارجی مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی است. بنابراین امروز وظیفه داریم از این دستاورد عظیم پاسداری کنیم تا دشمنان انقلاب از بازگشت به شرایط گذشته مایوس شوند.

خطیب جمعه‌ی تهران ادامه داد: پس از پیروزی انقلاب، کارهای عظیمی در کشور صورت گرفت که از جمله‌ می‌توان به رفع تبعیض در میان مردم و اجرای عدالت اشاره کرد. انقلاب توانست بخشهای مستضعف جامعه را زیر پوشش خود قرار دهد. همچنین خارج شدن مدیریت کشور از انحصار بیگانگان خارجی را نیز می‌توان از آن جمله دانست.

هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه قبل از انقلاب 43 درصد از مردم زیر خط فقر به سر می‌بردند اما این رقم در زمان انقلاب به 30 و در دوران سازندگی به 17 درصد رسید، خاطرنشان کرد:‌ ما این پیشرفت عظیم را از عملکردهای انقلاب می‌دانیم، هر چند که باز هم باید بر روی آن کار کنیم.

وی، نجات از فرهنگ مبتذل غرب و قطع ریشه‌های وابستگی را نیز یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب عنوان و تصریح کرد:‌ انقلاب اسلامی افتخارات عظیمی را بدست آورده است که از آن جمله می‌توان به ساختن سازمانهای صنعتی بزرگ، پرورش متخصصان داخلی برای اداره‌ی امور خدماتی و آموزشی، امور مهندسی، طراحی و پژوهشی اشاره کرد.

هاشمی رفسنجانی در خطبه‌ی دوم نماز جمعه‌ی امروز تهران با اشاره به فرارسیدن روز نیروی هوایی، گفت: آمریکا روی نیروی هوایی و این مقوله‌ی عظیم در کشور سرمایه‌گذاری زیادی کرده بود. آنها هواپیماها و موشکهایی را به ایران داده بودند و در اصل با این عمل قصد داشتند منطقه را تصرف کنند؛ اما خداوند از همین نقطه‌ی اتکاء آمریکا، آمریکا و شاه را به زمین زد و این از افتخارات بزرگ نیروی هوایی ماست.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: نیروی هوایی در انقلاب و همچنین در دفاع مقدس سهم مهمی ایفا کرد و صحنه‌های روشنی را به نمایش گذاشت. باید این سرمایه را حفظ کرد و فرزندان انقلاب را در جریان این قطعه‌ی درخشان تاریخ قرار داد.

خطیب جمعه‌ی تهران، با اشاره به بحران عراق، گفت: بحران عراق که یک بحران بین‌المللی است، مساله‌ای است که برای تمام دنیا نگرانی ایجاد می‌کند. مقصر اصلی این بحران آمریکاست که بعد از فروپاشی شوروی سیاست تک‌روی را شروع کرد و امروز نیز با سیاست جنگی فضای دنیا را ناامن کرده است.

وی ادامه داد: آمریکا در سیاست نظامی‌گری، بخصوص در منطقه‌ی خاورمیانه بسیار جدی است. زیرا آمریکا به تنهایی 25 درصد از انرژی دنیا را مصرف و تنها نیمی از آن را تولید می‌کند. لذا انباری بهتر از خلیج فارس برای تامین انرژی نمی‌یابد.

خطیب جمعه‌ی تهران، موضع ایران در خصوص بحران عراق را روشن دانست و گفت: ما با خلع سلاح کشتار جمعی عراق موافق هستیم و تصور می‌کنیم که این سلاحها نباید در اختیار آنها قرار گیرد. زیرا آنها نشان دادند که تعهد ندارند و ما نیز نمونه‌ی آن را در مجروحین و شهدایمان دیدیم.

وی اضافه کرد: اگر این سلاحها درست مصرف نشوند، نتایج معکوسی خواهند داشت. لذا سازمان ملل با تصویب شورای امنیت و ابزار بین‌المللی باید صدام را خلع سلاح کند. هر چند که آمریکا به دنبال این مساله نیست. بنابراین وجود آمریکا در منطقه بدتر از وجود این نوع سلاحها در دست صدام است.

هاشمی رفسنجانی در خاتمه تاکید کرد: ما با آمدن آمریکا به منطقه صریحا مخالف و با گرفتن سلاحهای کشتار جمعی از دست عراق موافق هستیم و امیدواریم که آمریکا دیوانگی نکند و به انبار باروت منطقه کبریت نزند.

انتخاب خامنه ای به رهبری غیرقانونی بود

روایت های مختلف دست اندرکاران حکومت از انتخاب خامنه ای به رهبری حکومت، نشان دهنده این است که این انتخاب به طور غیرقانونی صورت گرفته است

اخبار روز

پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۱ – ۶ فوریه ۲۰۰۲

آیا تصادفی است که همزمان با پایان بازداشت خانگی آیت الله منتظری، جانشین رسمی آیت الله خمینی تا دو ماه پیش از درگذشت او، بحثی در محافل سیاسی کشور در مورد غیرقانونی بودن انتخاب آقای خامنه ای به رهبری جمهوری اسلامی درگرفته است؟

چندی پیش آقای قاسم شعله سعدی نماینده پیشین مجلس، در نامه ای پربازتاب، بدین نکته اشاره کرد که در خرداد ۱۳۶۸، هنگام اعلام انتخاب آقای خامنه ای به مقام رهبری جمهوری اسلامی، هنوز قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ معتبر بود، چرا که بازنگری در قانون اساسی هنوز به نتیجه نرسیده بود و قانون اساسی ۱۳۶۸، در همه پرسی تابستان آن سال اعتبار یافت. بر خلاف قانون ۶۸، قانون سال ۵۸ مقرر کرده بود که یا یک مرجع تقلید یا یک شورای رهبری باید به جانشینی آقای خمینی برگزیده شود. از این رو، آقای خامنه ای که در خرداد ۶۸ مرجع تقلید نبود، نمی توانست رهبر جمهوری اسلامی شود.

ظاهراً در پاسخ به این نامه است که طرفداران آقای خامنه ای به فعالیت برای اثبات شایستگی او در همان خرداد ۶۸ پرداخته اند. یکی از این طرفداران، مدعی است آقای منتظری وقتی در سال ۵۹ از امامت جمعه تهران به نفع آقای خامنه ای کناره گیری کرد، گفت آقای خامنه ای به لحاظ فقهی دست کمی از خود او ندارد. این نقل قول ادعایی از آقای منتظری در حالی به عنوان تاییدی بر «مرجعیت» آقای خامنه ای در سن ۳۸ سالگی مطرح شد که در آن زمان حتی از آیت الله منتظری نیز به عنوان مرجع تقلید یاد نمی شد و رساله او بعدها انتشار یافت.

برای یاری رسانی به خامنه ای، حبیب الله عسکراولادی رهبر جمعیت موتلفه هم به میدان آمده است. در سایت امروز به نقل از وی آمده است:

«بعد از رحلت حضرت امام همه نگاه‌ها به حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای دوخته شد. در اولین نشست خبرگان پس از قرائت وصیتنامه حضرت امام پس از مدت‌ها بحث نگاه‌ها به سوی ایشان رفت و ایشان در نطقی ابتدا استنکاف ورزید اما بالاخره رای قاطع خبرگان به این مهم تعلق گرفت و این انتخاب در دو دوره نشان داد انتخاب درستی بوده است. تا آنجا که بنده اطلاع دارم انتخاب خبرگان تا نهایی شدن بازنگری قانون اساسی موقت بود و قید موقت داشت، چون طبق قانون اساسی قبلی رهبر باید مرجع هم می‌بود و چون مرجعیت ایشان آن موقع فعلیت نداشت این انتخاب قید موقت داشت و بعد از اصلاح قانون اساسی خبرگان مصوبه‌ای داشت که آن قید را برداشت و در ضمن پس از فوت اکابر مراجع که به‌طور طبیعی مردم متوجه مرجعیت ایشان شدند، آن مرجعیت از قوه به فعل در آمد.»

بدین ترتیب عسکراولادی تایید می کند که خامنه ای در زمان انتخاب به رهبری، مرجع تقلید نبوده است. این اعتراف رهبر موتلفه، در عین حال تاییدی بر غیرقانونی بودن انتخاب خامنه ای است. عسگراولادی برای رفع و رجوع این مخمصه، مدعی شده است که خبرگان پس از اصلاح قانون اساسی، قید موقت بودن را از رهبری خامنه ای برداشته است. در مورد این ادعای جدید، باید شاهدان عینی اظهار نظر کنند.

محمد هاشمی برادر رئیس مجمع تشخیص مصلحت که در آن زمان، رئیس رادیو و تلویزیون بود، روایت دیگری دارد:

«شب ارتحال امام شب بسیار سختی بود و تقریبا تمام مسوولین کشور حضور داشتند و در آنجا بود که قبل از اعلام خبر رحلت امام تصمیم گرفتند با توجه به امواج تبلیغاتی که علیه نظام جمهوری اسلامی وجود داشت و آن را قائم به حضور امام می‌دانستند رهبری را برگزینند و آیت‌الله خامنه‌ای با اکثریت آرای حاضران به عنوان رهبر برگزیده شدند.» (محمد هاشمی، مصاحبه با ایسنا، سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۱)

دقت کنید: نه مجلس خبرگان، که جمع «مسوولین کشور» که معلوم نیست جایگاه قانونی آن کجاست، خامنه ای را به رهبری برگزیده است.

یکی می گوید خامنه ای از ۲۰ سال پیش مرجع بوده، دیگری می گوید تا پیش از «فوت اکابر مراجع» خامنه ای مرجع «بالفعل» نبوده (تعریف مرجع بالفعل و بالقوه هم نامعلوم است)، و سومی اصلاً کاری به قانون اساسی ندارد و می گوید یک «جمع مسوولین» برای جمهوری اسلامی رهبر انتخاب کرده است.

آیا وقت آن نرسیده است که قانونی که خود حضرات، آن را تا این حد بی ارزش کرده اند، به تاریخ سپرده شود؟

سخنگوی دولت نباید حرف بزند!

خبرنگار «رویداد» روز چهارشنبه در حاشیه جلسه هفتگی سخنگوی دولت از منابع آگاه کسب اطلاع کرد که 9 مورد شکایت از «عبدالله رمضان‌زاده» مربوط به اعلام مواضع دولت از سوی وی در جلسات گفت‌وگوی هفتگی با خبرنگاران بوده است.

این منابع می‌گویند: قاضی مرتضوی در جلسه روز سه‌شنبه دادگاه، این 9 مورد اتهامی را تحت‌عنوان، «تضعیف قوای نظام» تفهیم اتهام کرده است.

باتوجه به چنین شواهدی، به‌نظر می‌رسد پرونده‌سازی گسترده‌ای علیه وی درحال انجام است. خبرنگاران در جلسه روز چهارشنبه سخنگوی دولت، معتقد بودند که سکوت وی در مورد برخی سؤالات به جلسه روز قبل وی در دادگاه مربوط است.

انتقاد کیهان به تخصیص بودجه برای حفظ و مرمت تخت جمشید

روزنامه کیهان (16/11) نوشت: مجلس که با پایان رسیدگی به تبصره‌های درآمدی لایحه بودجه، مشغول بررسی تبصره‌های هزینه‌ای این لایحه است، در جلسه دیشب خود پیشنهادی مبنی بر کسر 5 درصد از بودجه چند نهاد فرهنگی و افزودن آن به بودجه مربوط به حفظ آثار دفاع مقدس را تصویب نکرد، اما در جلسه صبح امروز خود پیشنهاد کسر 5/4 میلیارد تومان از بودجه مبارزه با اعتیاد و افزودن آن به بودجه حفظ و مرمت تخت جمشید را به تصویب رساند! الگوسازی از نمادهای ملی در برابر نمادهای ملی - مذهبی نظیر میراث گرانبها و حرکت آفرین دفاع مقدس و شهدا، خطری است که از سال‌ها پیش همواره نسل آینده ساز کشور و فرهنگ حاکم بر جامعه را تهدید کرده است.

February 05, 2003

دیدار وزیر خارجه ایران با نخست وزیر انگلستان

آشنائی بیشتر با نقش سپاه بدر در آینده عراق و سوابق نماینده ولی فقیه"سالک" در این سپاه

وزیر خارجه ایران، در آستانه تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل برای تصمیم گیری در باره حمله نظامی امریکا به عراق راهی انگلستان شد. وی قرار است در این سفر با نخست وزیر انگلستان دیدار و مذاکره کند. انگلستان نزدیک ترین متحد امریکا برای لشکر کشی به خلیج فارس و حمله نظامی به عراق است. سفیر جدید انگلستان نیز اخیرا کار خود را در تهران آغاز کرد.

این سفر در حالی انجام می شود که احمد چلبی رئیس کنگره ملی عراق پس از 5 روز مذکره در تهران از طریق مرز "حاج عمران" وارد خاک عراق شد تا زمینه تشکیل جلسه 65 تن از رهبران اپوزیسیون عراق را در خاک این کشور فراهم سازد. این رهبران قبلا در کنفرانس آینده عراق در لندن تشکیل جلسه داده بودند و مقر استقرار کنگره ملی عراق نیز در لندن است.

متاثر از همین پیش زمینه ها، شایع است که انگلستان خواستار اختصاص پایگاه نظامی در خاک ایران برای حمله نظامی امریکا وانگلستان به عراق و همراهی کامل سپاه بدر با کنگره ملی عراق برای ورود به قسمت جنوبی خاک عراق هنگام حمله نظامی امریکا به این کشور است.

سپاه بدر، یکی از سه سپاه برون مرزی ایران است که در کنار سپاه پاسداران جمهوری اسلامی و زیر نظر مستقیم بیت رهبری تشکیل شده است. در این سپاه عده زیادی از معاودین عراقی و نیمه عراقی نیمه ایرانی حضور دارند و فرماندهی اصلی آن نیز در اختیار سپاه پاسداران است. این سپاه در امور عراق فعال است، همچنان که سپاه محمد در امور افغانستان و سپاه قدس در امور لبنان و فلسطین.

زلمای خلیل زاد مشاور ارشد کاخ سفید در امور ایران، افغانستان و عراق در جریان اولین سفر رسمی خود به افغانستان خواهان انحلال این سه سپاه شده و آن را خواست امریکا برای جلوگیری از مداخله جمهوری اسلامی در کشورهای دیگر شده بود. اکنون با قرار گرفتن سپاه بدر در کنار کنگره ملی عراق و همسوئی با سیاست امریکا برای سرنگونی صدام حسین و تشکیل دولتی طرفدار مستقیم امریکا در بغداد معلوم نیست سیاست امریکا همچنان گذشته بر اساس انحلال این سه سپاه قرار دارد و یا این نظر تغییر کرده است. هم رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، هم رئیس حزب الدعوه عراق در جریان سفر اخیرش به واشنگتن و دیدار با زلمای خلیل زاد و هم احمد چلبی رئیس کنگره ملی عراق بر توافق با ایران برای استفاده از سپاه بدر برای ورود به جنوب عراق مهر تائید زده اند و به همین دلیل بعید به نظر نمی رسد که سفر کمال خرازی به لندن در چارچوب همین مناسبات باشد.

با آنکه شورای تبلیغات اسلامی و واحد نهضت های اسلامی سپاه پاسداران رسما مسئولیت سازماندهی و فرماندهی سه سپاه یاد شده در بالا را نمی پذیرند اما حضور نماینده ولی فقیه در این سه سپاه خود مهر تائیدی است بر فعالیت این سه سپاه در کنار سپاه پاسداران ایران.

نماینده ولی فقیه در سپاه بدر

پل ارتباطی آن با احزاب عراقی سه گانه یاد شده در بالا آیت الله شاهردوی رئیس قوه قضائیه ایران و بنیانگذار مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق است. نماینده ولی فقیه در سپاه بدر که اکنون قرار است نقش پیاده نظام امریکا برای حمله به عراق را برعهده بگیرد حجت الاسلام "سالک " نام دارد، که در سال 55 برای مدتی در زندان شیراز زندانی بوده است. از اول سابقه خوبی در زندان شیراز باقی نمانده است و پس از همکاری با مسئولان زندان و بویژه ساواک شاهنشاهی در حالی از زندان آزاد شد که نفرات مرتبط با او برای چند سال در زندان ماندند. سالک پس از انقلاب فرمانده سپاه اصفهان شد و مدتی نیز بسیج اصفهان را برعهده داشت. در تمام این دوران بدلیل همراهی با مخالفان آیت الله منتظری، آیت الله طاهری و بویژه مقابله با سید مهدی هاشمی رئیس و بنیانگذار واحد نهضت های رهائی بخش اسلامی در سپاه پاسداران مورد توجه ارتجاعی ترین بخش روحانیت ایران قرار گرفت. نقشی که او بعنوان نماینده ولی فقیه در سپاه بدر دارد، نقش پل ارتباطی با فرماندهی سپاه از یکسو و ارتباط با مجلس اعلای انقلاب اسلامی و آیت الله شاهرودی از سوی دیگر است. (دو اظهار نظر در باره سفر کمال خرازی به لندن را در همین شماره پیک بخوانید.)

باید نگران صاف شدن جاده امریکا در ایران از سوی انگلیس ها بود

دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

در رابطه با سفر کمال خرازی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی به انگلستان و مذاکرات وی با تونی بلر نخست وزیر انگلستان محمد سلامتی دبیرکل مجاهدین انقلاب اسلامی به خبرگزاری دانشجویی ایسنا گفت: « در شرایط فعلی یعنی شرایطی که منطقه مورد تهدید آمریکا قرار می‌گیرد و آمریکا می‌خواهد حضور نظامی درعراق به وجود بیاورد؛ سیاست خارجی باید تمام توان خود را در این راه به کار برد که از فاجعه‌ای که ممکن است در منطقه رخ دهد؛ جلوگیری نماید.»

وی ادامه داد:« به این منظور باید با کشورهای مختلف، چه کشورهای همسایه‌ی عراق و چه کشورهایی که در منطقه موثرند و چه کشورهایی که در سطح دنیا می‌توانند به عنوان اهرم هم به آمریکا کمک کنند و هم نقش بازدارندگی را برای این که از یک فاجعه جدید در منطقه جلوگیری شود، ایفا نمایند؛ رایزنی‌هایی صورت گیرد و تلاش شود که مساله عراق از طریق مسالمت‌آمیز حل و فصل شود و مشکلی در منطقه از طریق جنگ به وجود نیاید.»

وی ادامه داد:« باید این موضوع را چه در مورد کشورهایی که مدافع جنگ هستند و چه در مورد کشورهایی که در واقع مخالف جنگ هستند تعقیب کرد.» «سیاست‌های انگلیس همواره این بوده که در کنار آمریکا قرار می‌گرفته و سیاستهای آنرا دنبال می‌کرده است و در حال حاضر نیز دنباله‌روی از آمریکا دارد، البته سابقه انگلیس نیز در منطقه به گونه‌ای است که هیچ اطمینانی به این کشور وجود نداشته است و هر توطئه‌ای که اتفاق می‌افتد؛ را ناشی از حرکتهای انگلیس می‌دانند و در حال حاضر نیز کمابیش از این تفکر در منطقه وجود دارد.»

وی افزود: « مردم ایران به دولتمردان و سیاست انگلیس اعتماد ندارند و این کشور را توطئه‌گر تلقی می‌کنند، با توجه به این تصمیم اگر قرار باشد با انگلستان رابطه‌ای تنظیم کنیم؛ باید همه جوانب را بسنجیم و مواظب باشیم که منافع ما به خطر نیافتد و کاری کنیم که انگلستان کمکی برای حضور مسلط آمریکا در منطقه نداشته باشد.»

سلامتی تصریح کرد:« اگر با این کشور (انگلیس) صحبت می‌شود باید خطر حضور انگلیس و آمریکا در کنار هم در منطقه گوشزد شود؛ چرا که این خطر متوجه همه کشورهای منطقه است و این طور نیست که آمریکا وقتی در عراق (به کمک انگلیس) حضور نظامی به هم رساند، فقط عراق را کافی بداند؛ بلکه از این کشور سعی می‌کنند به جاهای دیگر نیز نفوذ بیش از گذشته پیدا کنند و حتی جاهای دیگری را که در منطقه لازم می‌دانندگ به تنشج بکشند و شبیه کاری که در عراق انجام می‌دهند؛ در جاهای دیگر نیز انجام دهند.»

تقاضای پایگاه

در همین ارتباط دکتر نجفقلی حبیبی، رییس دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای مرکزی انجمن مدرسین دانشگاهها گفت:« این که تصور شود در این گفت‌وگوها ممکن است؛ انگلیسی‌ها تصمیم داشته باشند ایران را متقاعد کنند که به پایگاهی برای حمله به عراق تبدیل شود؛ تصور غلطی است و با سیاست کلی جمهوری اسلامی ایران و منافع ملی ما به هیچ وجه سازگاری ندارد و یقینا وزارت خارجه نیز به چنین چیزی فکر نمی‌کند.

نامه رئیس مجلس‌رادفتررئیس قوه قضائیه قبول‌نکرد

رئیس قوه قضائیه‌ازاموردفتر خود کمترازامور دفتر مجلس‌اعلای‌‌‌‌انقلاب اسلامی‌عراق‌اطلاع‌دارد!

در پی انتشار پاسخ رییس قوه‌ی قضاییه به نامه‌ رییس مجلس شورای اسلامی درباره‌ نامه‌ی عزت الله سحابی به سران سه قوه، رییس دفتر کروبی در نامه‌ای به رییس نهاد قوه‌ قضاییه اعلام کرد که “ظاهرا نامه‌ رییس مجلس در مورد نامه‌ سحابی به اطلاع رییس قوه‌ قضاییه نرسیده است.”
در نامه‌ علیرضا صفاریان مشاور و رییس دفتر مهدی کروبی به محمود شیرج رییس نهاد قوه قضاییه آمده است:احتراما، عطف به پاسخ ریاست محترم قوه‌ قضاییه که متن کامل آن در تعدادی از روزنامه‌ها به چاپ رسیده است (در رابطه با مکاتبه‌ی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و پی‌گیری درخواست آقای مهندس سحابی) ضروری است به استحضار حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی رسانده شود:
نامه‌ جناب آقای کروبی با توجه به تأکید ایشان مبنی بر استحضار ریاست محترم قوه‌ی قضاییه قبل از درج در روزنامه‌ها، توسط یکی از نیروهای دفتر ریاست و در ساعت ‌١٠ صبح روز یک‌شنبه ‌١٣/١١/٨١ پس از امتناع دفتر ریاست محترم قوه‌ قضاییه از دریافت و ارجاع به دبیرخانه‌ نهاد، علی‌رغم تأکید بر اهمیت و فوریت آن، نهایتا به دبیرخانه (آقای رحیمی) تحویل داده شده است و به دلیل تأکید بر اهمیت آن انتظار می‌رفت در اسرع وقت به استحضار حضرت آیت الله شاهرودی برسد که ظاهرا چنین نشده است. اضافه می‌نماید نامه‌ ریاست مجلس شورای اسلامی در ساعت ‌٥ بعدازظهر همان روز در اختیار خبرگزاری قرار گرفته است. ( در همین ارتباط گزارش نخست شماره امروز؛ در ارتباط با نامه خانواده ملی – مذهبی ها را بخوانید)

February 04, 2003

سرکوب روزمره اصلاح گرایی در ایران از دید روزنامه لوموند

روزنامه لوموند چاپ پاریس در شماره امروز خود نوشت: با متمرکز شدن افکار عمومی جهان بر بحران عراق، محافظه کاران جمهوری اسلامی فرصت یافته اند و بدون ترس از فشار های بین المللی به سرکوب اصلاح طلبان ادامه می دهند. لوموند در این مقاله به بازداشت روزنامه نگاران و وکلای دادگستری، در زندان ماندن دانشجویان معترض به حکم آغاجری و توقیف روزنامه ها اشاره می کند.

نامه سحابی و واکنش متفاوت روسای سه قوه در ایران

جمشید برزگر

آیت الله محمود هاشمی شاهرودی، رییس قوه قضاییه، یک روز پس از انتشار نامه مهدی کروبی، رییس مجلس درباره نامه سرگشاده عزت الله سحابی، از چهره های شاخص نیروهای ملی – مذهبی، به این نامه پاسخ داد.

مهدی کروبی روز یکشنبه، دوم فوریه، در نامه ای به آیت الله هاشمی شاهرودی، ضمن تاثرانگیز و نگران کننده خواندن مضمون نامه عزت الله سحابی، از وی خواسته بود فرد یا افرادی مجرب و بی طرف را مامور پیگیری موارد مندرج درنامه آقای سحابی کند.

پاسخ رییس قوه قضاییه در حالی منتشر می شود که پیش از این اخباری مبنی بر پیگیری نامه آقای سحابی از سوی رییس جمهوری و رییس مجلس منتشر شده بود.

اما اکنون با توجه به اهمیت فراوان نامه عزت الله سحابی و پیامدهای عمده این نامه، به نظر می رسد آیت الله هاشمی شاهرودی، پاسخی نه چندان دلگرم کننده به نامه رییس مجلس و طبیعتا نامه دادخواهانه آقای سحابی داده است.
او که خود یکی از مخاطبان نامه آقای سحابی بود، تنها هنگامی به اظهارات وی واکنش نشان داد که مخاطب نامه دیگری از سوی رییس مجلس قرار گرفت؛ با این وجود، این واکنش نمی تواند برای منتقدان رویه های جاری در قوه قضاییه، پاسخی درخور و قانع کننده تلقی شود.

آقای شاهرودی در پاسخ خود به مهدی کروبی نوشته است اگر آقای سحابی علیه قاضی یا ضابطان قوه قضاییه ادعایی داشت و در مراجع صالح مربوطه، اقامه شکایت و دعوا می کرد، بی شک رسیدگی لازم و عادلانه انجام می گرفت.

وی افزوده: "مناسب است به آقای مهندس سحابی توصیه گردد به جای نامه نگاری و انعکاس آن در مطبوعات، به دادگاه صالح شکایت نمایند."

آقای شاهرودی، در حالی به صورت غیر مستقیم آقای سحابی را مخاطب قرار می دهد و به او توصیه می کند برای دادخواهی به قوه قضاییه رجوع کند که آقای سحابی در نامه اش این قوه را به دلیل آنچه که بر او گذشته مورد انتقاد قرار داده و به دلیل بی سابقه بودن بازجویی ها در پنجاه سال اخیر و نیز ادامه احضارها پس از آزادی، خواستار صدور حکم اعدام برای خود شده است.

او گفته که آماده است به زندان برود، ولی چون مطمئن است بازجویان در آنجا هم دست از سر او برنخواهند داشت، طالب اعدام خود است.

در عین حال، جواب آقای شاهرودی، بی اعتنایی آشکاری به دغدغه ای است که بارها از سوی منتقدان و نیز اصلاح طلبان درون حاکمیت عنوان شده است.

در واقع، تاکید آقای کروبی بر پیگیری مسایل مطرح شده در نامه آقای سحابی از سوی افراد بی طرف، نشان دهنده نگرانی عمیق اصلاح طلبان از نفوذ طیفی از محافظه کاران تندرو در قوه قضاییه است که گفته می شود بخش امینتی و موازی با وزارت اطلاعات را در دستگاه قضایی شکل داده اند.
پیش از این، محمدرضا خاتمی، نایب رییس مجلس نیز گفته بود نامه عزت الله سحابی نشان می دهد جریان خودسری که دست به قتل های زنجیره ای زده بود، هنوز هم فعال است.

عزت الله سحابی، روز پنج شنبه گذشته 30 ژانویه، در نامه سرگشاده ای به روسای سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه ضمن تشریح شکنجه ها و نحوه بازجویی ها در زمان بازداشت، فاش کرد که پس از آزادی به قید وثیقه، همچنان از سوی تیم بازجویی احضار می شده است.

وی در پایان نامه خود نوشت که چاره ای به جز مراجعه به بازجویان نداشته و اکنون از سران سه قوه می خواهد وی را از فشارها و تعقیب هایی که آنها را غیر قانونی خوانده، رها سازند.

انتشار این نامه، بازتاب های فراوانی یافت و مضمون آن حتی از سوی معاون پارلمانی و حقوقی رییس جمهوری فاجعه و تکان دهنده خوانده شد.

رجبعلی مزروعی، سخنگوی فراکسیون مشارکت مجلس نیز در همین زمینه گفت: "وقتی نامه آقای سحابی را خواندم، از زنده بودن خود شرمسار شدم."

اکنون باید دید رییس جمهوری و رییس مجلس که قول پیگیری نامه آقای سحابی را داده اند، چگونه خواهند توانست در شرایطی که رییس قوه قضاییه، تنها آقای سحابی را به شکایت به دادگاه صالحه توصیه کرده و واکنشی به مضمون نامه او نشان نداده، وعده خود را عملی سازند؛ بویژه آنکه، نه محمد خاتمی و نه مهدی کروبی، هیچ ابزار موثری برای تاثیر گذاری بر فرآیند تصمیم گیری ها در قوه قضاییه ندارند و این نکته را، در پرونده های مختلف گشوده شده در این قوه آزموده اند.
بی بی سی

"«پاتک» احتمالی صداوسیما به عزت الله سحابی"

منابع آگاه می‌گویند که در پی انتشار نامه «عزت‌الله سحابی» خطاب به سران سه قوه، تحرکاتی برای تخریب چهره وی در حال انجام است. به گفته این منابع، مسؤولان قضایی و صداوسیما قصد پخش آخرین مصاحبه سحابی را در زندان در سال 80 دارند.

این در حالی است که مهندس سحابی در نامه خود تأکید کرده بود که اعترافات گرفته شده از وی در زندان تحت شدید‌ترین فشارها بوده که در نیم قرن اخیر بی‌نظیر است.

رویداد

یونسی از احزاب خواست که به دیدار آقای منتظری نروند

بنا به گزارش های رسیده یونسی وزیر اطلاعات در جلسه خانه احزاب کفت : به کسی اجازه نمی دهیم منتظری را وارد فعالیتهای سیاسی کنند .
گفته می شود در جلسه خانه احزاب یونسی (وزیر اطلاعات)در صحبتهاییش در مورد اقای منتظری گفته است : صحبت های امام برای ما حجت است و اجازه نمی دهیم کسی منتظری را وارد فعالیتهای سیاسی کند .این عمل جرم است وبا آن به شدت بر خورد می کنیم.و از احزاب خواسته که به دیدار آقای منتظری نروند.
لازم به ذکر است که این صحبتها با واکنش شدید موسوی تبریزی و شکوری راد مواجه شد که در نهایت صحبتهای یونسی محکوم شد به طوری که حتی افراطیون جناح راست با حالت مودبانه ضمن تاکید بر حقوق شهروندی ایت الله منتظری به نقد خاطرات او پرداختند.

هشدار باش95 وزیر و نماینده مجلس به رهبر

از سوی خبرگزاری های جهان فاش شد

هاشمی رفسنجانی در یک اظهار نظر تحریک آمیز باخت خود در انتخابات

را به یاد رهبر آورده و او را به مقابله با امضاء کنندگان نامه فرا خواند

جرم عبدی از نظر رفسنجانی رهبری عملیات منجر

به باخت سنگین وی در انتخابات مجلس ششم است

خبر گزاری اسوشیتدپرس از تهران و به نقل از یک مقام ایرانی نوشت:

بیش از هشتاد تن از نمایندگان اصلاح طلب و پانزده وزیر دولت خاتمی در نامه ای به رهبر هشدار دادند که سرکوب آزادی ها باعث شده است که جمهوری اسلامی مشروعیت خود را از دست بدهد.

این نامه با کلماتی صریح خطاب به آیت الله خامنه ای نوشته شده است که تصمیم گیرنده نهایی همه مسایل کشوری اوست. امضاء کنندگان نامه تاکید کرده اند که قانونگذاران و وزرای دولت، نگران بقای حکومت اسلامی اند.

امضاء کنندگان نامه، ضمن اشاره به روش و مشی سرکوب گرانه قوه قضائیه، بطور غیر مستقیم رهبر را مسئول محدود کردن آزادی ها می دانند.

خبرگزاری آسوشیتد پرس در ادامه این خبر و در خبری مستقل از نامه یاد شده در بالا می نویسد که در همین رابطه، یک روحانی اصلاح طلب، خامنه ای را مسئول توقیف و بستن روزنامه ها دانست. محسن کدیور دوشنبه به خبرنگاران چنین گفت: " قوه قضائیه می گوید که روزنامه ها را به دستور خامنه ای تعطیل کرده است. چنین عملی، یک رکورد بین المللی از خود بجای گذاشته که حکومتی برای ادامه حیاتش، متکی به زندانی کردن روزنامه نگاران و خفه کردن مطبوعات باشد."

هاشمی رفسنجانی درپی انتقام است

در همین ارتباط، آخرین اظهارات تحریک آمیز علی اکبر هاشمی رفسنجانی که تلویحا رهبر جمهوری اسلامی را به مقابله با 80 نماینده مجلس فراخواند بازتاب گسترده ای در محافل سیاسی ایران و جهان یافت. رفسنجانی در اظهارات خود 80 نماینده مجلس و نویسنده نامه هشدار باش به رهبر در باره اوضاع کشور را با باخت خود در انتخابات مجلس ششم مقایسه کرد و گفت: "کسانی که این نامه را امضاء کرده اند همان هائی هستند که در انتخابات مجلس علیه من عمل کردند و حالا نوبت دیگری است"

بدنبال این اظهارات هاشمی رفسنجانی که اکنون آشکار شده جرم اصلی عباس عبدی از نظر هاشمی رفسنجانی نیز رهبری عملیات منجر به باخت وی در انتخابات مجلس ششم و آشکار شدن موقعیت واقعی او نزد مردم است، در تمامی محافل سیاسی و مطبوعاتی ایران بحث بر سر مضمون نامه محرمانه 80 نماینده مجلس و 15 عضو کابینه دولت خاتمی است. همه می خواهند بدانند مضمون کامل این نامه چیست و نویسندگان آن کیستند. با توجه به اینکه 15 وزیر کابینه محمد خاتمی نیز این نامه را امضاء کرده اند، رقم امضاء کنندگان نامه مذکور در اصل 95 وزیر و وکیل مجلس است!

در روزهای اخیر تنها خبری که مطبوعات به آن اشاره می کردند فشارهای روزنامه های جناح راست به بهزاد نبوی و متهم ساختن او به تحریک نمایندگان برای نوشتن نامه به رهبر بوده است. همین مطبوعات سید محمد ابطحی معاون حقوقی و پارلمانی ریاست جمهوری را نیز در جمع آوری امضای وزراء درپای این نامه متهم ساخته بودند اما هیچ کدام به مضمون نامه اشاره نمی کردند.

جایگاه مردمی مقامات و روحانیون

لازم به یادآوری است که بخشی از دلائل و انگیزه های حمله به موسسات نظرسنجی تهیه یک آن نظر سنجی بود که در آن موقعیت شاخص ترین چهره های حکومتی در میان مردم ارزیابی شده بود که در این میان رهبر کمترین و نازل ترین موقعیت را در میان مردم داشته و بعد از وی هاشمی رفسنجانی قرار داشته است.

این درحالی است که تاکنون و بطور رسمی اعلام شده است که وزیر اطلاعات و امنیت با فراخواندن روحانیون نماینده مجلس و تشکیل جلسه محرمانه با آنها، نتیجه یک نظرسنجی دقیق از سوی این وزارت خانه را به اطلاع آنها رسانده است. به موجب این نظرسنجی اعتبار روحانیت در جامعه و نزد مردم بشدت تضعیف شده است.

February 03, 2003

محمد هاشمی : وضعیت خانواده هاشمی اگر از حد متوسط پایین‌تر نباشد، بالاتر نیست!

محمد هاشمی» اوایل این هفته گفت‌وگویی تفصیلی با ایسنا انجام داد. وی در بخشی از این گفت‌وگو درباره دلایل استفاده از اشخاصی نظیر فلاحیان در تیم دولت هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: عملکرد فلاحیان در وزارت اطلاعات در نشان دادن شایستگی‌های خود در حدی قرار داشت که خود نیروهای وزارت اطلاعات او را به هاشمی رفسنجانی معرفی کردند.

وی همچنین درباره حمایت هاشمی رفسنجانی از کرباسچی در پرونده شهرداران گفت: حمایت‌های هاشمی از کرباسچی در حدی بود که بعد از تشکیل پرونده شهرداران وی در خطبه‌های نماز جمعه به حمایت از کرباسچی پرداخت.

همچنین، بررسی وضعیت مالی خاندان هاشمی و شایعه‌های مطرح شده در این امر محور دیگری بود که محمد هاشمی در این گفت‌وگو به تشریح آن پرداخت و اظهار داشت: سطح زندگی خانواده هاشمی قبل از انقلاب در حد متوسطی قرار داشت و در حال حاضر هم وضعیت خانواده هاشمی اگر از حد متوسط پایین‌تر نباشد، بالاتر نیست و تمام سخنانی که از حضور فرزندان هاشمی در فعالیت‌های نفتی و اقتصادی حکایت می‌کند کذب محض است. البته مهدی هاشمی مدیریت سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت را عهده‌دار است، اما هیچ کدام از منسوبین هاشمی حتی پست کارمندی وزارتخانه‌ای نظیر وزارتخانه نفت را عهده‌دار نیستند. زندگی خاندان هاشمی در مقایسه با قبل از انقلاب از نظر سطح تغییر نکرده و اگر پایین‌تر نیامده باشد بالاتر نرفته و این گونه شایعات نیز فقط با هدف ضربه‌زدن به هاشمی شکل گرفته است.

محمد هاشمی در بخش دیگری از اظهارات خود آورده است:« بازگشت امام به ایران نیز بر اساس دلسوزی‌های آمریکایی‌ها به وقوع

اطلاعیه دفترتحکیم‌وحدت: شورای‌نگهبان‌ازشکنجه‌حمایت می‌کند

نماینده ویژه سازمان ملل برای حقوق بشر تا آخر این هفته با لیست زندانیان و نام زندان ها وارد تهران می شود
هراس ازملاقات گزارشگرسازمان‌ملل با سحابی، گنجی، عبدی‌و دیداراز‌ زندان‌ها

روزنامه جوان که از جمله روزنامه های زنجیره ای جبهه ضد اصلاحات است در واکنش به نامه افشاگرانه مهندس عزت الله سحابی، آن را سرآغاز بحران آفرینی ارزیابی کرد. این روزنامه ننوشت اگر این نامه ها بحران آفرین است، چرا شکنجه می کنید که ایجاد بحران کنید؟

روزنامه جوان ارگان بسیج و شخص سردار ذولقدر است که هم در کمیته های متعدد کودتا و بحران عضو است و هم در برپائی سازمان امنیت موازی و دستگیری ها و قتل ها نقش دارد.

روزنامه های کیهان، رسالت، جام‌جم که همگی همسو باهم عمل می کنند هنوز از شوک اولیه انتشار این نامه بیرون نیآمده اند، بویژه آنکه اکنون تمام گفته های دستگیر شدگان موسسات نظر سنجی بی اعتبار شده است. رهبران وهدایت کنندگان این روزنامه ها روی سخنان دستگیر شدگان این موسسات که معلوم نیست بر سر آنها در بازداشتگاهها چه رفته است سرمایه گذاری کرده و می خواستند آن را تا حد یورش به جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گسترش دهند.

نشانی های دقیق سحابی در باره بازداشتگاه "خانه اشباح" در زندان 59 سپاه و بند روانی زندان اوین اکنون این نگرانی را در گردانندگان این بازداشتگاهها بوجود آورده که هیاتی مامور رسیدگی به آنها شده و راهی دو زندان مذکور شود. یک احتمال در باره سکوت این روزنامه ها آنست که بسرعت بندها را تغییر داده و سپس منکر چنین بندها و سلول هائی شوند! بویژه آنکه گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد برای حقوق بشر بزودی (تا پایان این هفته) وارد ایران خواهد شد و بی شک بازدید از این زندان ها و گفتگو با شخصیت های شکنجه شده ای نظیر مهندس سحابی و یا زندانیانی نظیر عباس عبدی و اکبر گنجی در دستور کار وی می باشد. گفته می شود وی که یک قاضی پرتجربه فرانسوی است که سالها در امور دیپلماتیک نیز فعال بوده از هم اکنون لیست دقیقی از افرادی که می خواهد با آنها گفتگو کند را در اختیار دارد و بازدید از زندان ها جزو برنامه های کار اوست.

بازتاب نامه سحابی در مجلس

سیدمحمدرضا خاتمی» نایب رئیس مجلس روزیکشنبه با بیان این مطلب در جمع خبرنگاران گفت: ما از رشد دوباره جریان خودسر و روش قتل‌های زنجیره‌ای احساس خطر می‌کنیم و باید آن را مورد پیگیری قرار دهیم. مجلس و یا مسؤولان دیگری که قصد دنبال کردن این مسأله را دارند باید جدیت داشته باشند. در نامه 120 نماینده مجلس که برای تشکیل جلسه غیرعلنی در مورد علت مفقود شدن برخی از نویسندگان نوشته شده، نام عزت‌الله سحابی نیز درج شده است.

نایب رئیس مجلس ابراز امیدواری کرد که بعد از بررسی لایحه بودجه در جلسه‌ای که به همین منظور و با حضور مسؤولان مربوطه تشکیل می‌شود، موضوع دخالت افراد و دستگاه‌ها در این ماجراها بررسی و مشخص شود که آنها چه کسانی هستند و برای شیوه‌های خود چه استناد قانونی دارند و چه نهادی مسؤولیت آن را می‌پذیرد؟

کمیسیون اصل 90 مجلس

رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس با اشاره به بررسی پرونده شکایت عزت‌الله سحابی در این کمیسیون گفت: صرف نظر از شخصیت ایشان به عنوان مسلمان معتقد، خدمتگزار انقلاب و اسلام، موارد تخلف بسیاری در برخورد با ایشان وجود داشت که کمیسیون آن را در گزارش خود به جلسه علنی منعکس کرد. اخیراً بر اساس آنچه که ایشان در نامه خود عنوان کرده‌اند، هنوز دست از سر ایشان برنداشته و همچنان مشغول آزار، تهدید، تشکیل پرونده جدید و از سرگرفتن برخوردهای قبلی هستند.

وی نحوه برخورد با مهندس سحابی را مایه ننگ نظام، ملت و مسؤولان جمهوری اسلامی عنوان کرد و گفت: این برخوردها تناسبی با مصالح کشور ندارد و ننگ بشر و نه نقض حقوق بشر است».

رئیس کمیسیون اصل 90 اظهارات سحابی در دوران 14 ماهه حبس انفرادی را ملاک تشخیص افکار و عقاید وی ندانست و گفت: مهندس سحابی دارای 50 سال سابقه سیاسی و مبارزاتی در قبل از انقلاب و دارای سمت‌هایی در شورای انقلاب، ریاست سازمان برنامه و بودجه و فردی شناخته شده در عرصه مطبوعات و سیاست هستند.

انصاری راد نقش سحابی در نظام جمهوری اسلامی را غیر قابل انکار خواند و گفت: چهارده ماه زندان انفرادی ایشان نشانه عدم انضباط در روابط اجتماعی، برخورد غیرقانونی با شهروندان و شخصیت‌های سیاسی است

(برای آگاهی از نظر اقلیت مجلس به سخن روز مراجعه کنید)

دانشجویان و نامه سحابی

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در مورد نامه مهندس سحابی به سران سه قوه بیانیه‌ای با عنوان «مرگ اخلاق انسانیت و عدالت در قاموس اربابان تاریکخانه اشباح» صادر کرد.

در این بیانیه آمده است:

«در آستانه بیست‌وچهارمین سالگرد پیروزی انقلابی که قرار بود منادی عدالت، آزادی و کرامت انسانی باشد با بُغضی نهفته در گلو سوگوار ذبح شرعی عدالت و آزادی و انسانیت در پای مصلحت نامشروع اربابان «تاریکخانه اشباح» می‌باشیم. عزت‌الله سحابی برای مردم ایران نام ناآشنایی نیست. تمام کسانی که دل در گروی ایران و اسلام و ارزشهای انسانی دارند و صفحات تاریخ نیم قرن اخیر ایران را ورق زده‌اند بارها و بارها نام آشنای او را در فهرست مبارزان راه آزادی دیده‌اند، دوازده سال زندان از مجموع بیست‌وپنج سال حکومت کودتایی بیست‌وهشت مرداد و مبارزه در راه آزادی و منافع ملی و اصرار بر آرمانهای انقلاب بهمن 57 نشانگر عشق او به آزادی و منافع ملی می‌باشد، اینک او که به خوبی شرایط زمان و شکنجه‌های مختلف را در دهه‌های سی، چهل، پنجاه و شصت تجربه کرده است در نامه دردمندانه‌ای گواهی می‌دهد که شکنجه‌های زندان اخیرش در نیم قرن گذشته بی‌سابقه بوده است و به این دلیل داوطلب مرگ و اعدام می‌گردد. دریغ و درد که انقلابیون فردای انقلاب چگونه آرمانهای انقلاب بهمن 57 را پایمال کرده و می‌کنند؟

1ـ نامه دردمندانه مهندس سحابی سند گویای دیگری است که حکایتگر رفتار سرکوبگرانه {...} مرگ اخلاق، انسانیت و عدالت در قاموس اربابان «تاریکخانه اشباح» و بازجویان برخوردار از مصونیت آهنین می‌باشد. اعمال غیرانسانی این باند نشانگر بازتولید محفل قتل‌های زنجیره‌ای در قامتی نو می‌باشد. لذا ارسال این نامه خیرخواهانه از سوی سحابی در حقیقت حجت را بر مسؤولان نظام تمام کرده است امیدواریم وعده‌های داده شده به سرنوشت موارد مشابه گذشته دچار نشود و حداقل شاهد برخورد مسؤولانه و صادقانه جناب آقای خاتمی و کروبی با این نامه باشیم.

2ـ از نظر ما شورای نگهبان که به دلایل مختلف از تأیید قانون ممنوعیت شکنجه مصوب مجلس شورای اسلامی سرباز می‌زند و عملاً اصل ممنوعیت شکنجه در قانون اساسی کشور را تعطیل نموده مسؤول بسیاری از فجایع انسانی است که در زندانهای کشور رخ می‌دهد.

3ـ در پایان ضمن ابراز همدردی با جناب آقای مهندس عزت‌الله سحابی وتقدیر از بیش از نیم قرن مبارزه و مقاومت ایشان در راه عدالت، آزادی، منافع ملی و کرامت انسانی از خداوند متعال توفیق صبر در راه هدف را برای ایشان مسألت می‌نماییم

رئیس دادگستری تهران برای کسب تکلیف راهی خراسان و ملاقات با آیت الله طبسی شد

رئیس دادگستری تهران اعترافات زیر شکنجه را قبول دارد

رئیس دادگستری مرکز، علیرغم رسوائی بزرگی که نامه افشاگرانه مهندس عزت الله سحابی در ایران و حتی سطح جهان در باره شکنجه و اعتراف گیری در زندان ها و از سوی شکنجه گران تحت امر قوه قضائیه در باره محاکمه نظرسنجی گفت: متهم ( عبدی ) خودش می گوید با میل خودم این حرف ها را زده ام، ولی این هائی که در بیرون هستند می گویند با زور است!

علیزاده، که گفته میشود پس از پایان حصر آیت الله منتظری و بیانات صریح او در باره آزادی ها و دفاع از شعارهای اصلی انقلاب 57 راهی خراسان و ملاقات با آیت الله طبسی شده تا دستورات جدید بگیرد در تربت حیدریه به بهانه سالگرد انقلاب گفت:

ما مدارک محرمانه داریم و مصلحت نیست که آن‌ها را اعلام کنیم زیرا اگر مدارک را رو کنیم باز همین آقایان که حرف می‌زنند، می‌گویند امنیت ملی به خطر می‌افتد.
علیزاده، ظاهرا در توجیه دستگیری های جدید از میان اعضای کانون نویسندگان و در یک استدلال فاشیستی گفت: ما داد می‌زدیم که توی این روزنامه‌ها کمونیست‌ها هستند تا این که آمدند و اعتراف کردند که ما جزو کمونیست‌ها هستیم، آخر کمونیست می‌خواهد مسائل اسلام را بنویسد؟ چقدر ما باید ساده‌اندیش باشیم که این طور فکر کنیم.

رئیس دادگستری مرکز در مخالفت با ضرورت رعایت حقوق بشر و نقش اتحادیه اروپا در این زمینه گفت:کشورهای آسیای میانه و اروپا نمی‌توانند هیچ کاری برای ما بکنند، اگر ما از درون خراب نشویم، هیچ کس نمی‌تواند از بیرون کاری بکند.( البته او نگفت که او خود از عوامل مستقیم خراب کردن از درون است و هنوز سرانجام تحقیقاتی که در ارتباط با تماس های او با یک شبکه اسرائیلی-امریکائی مطرح معلوم نشده است.)

نامه تکاندهنده سحابی 100 آمده 90هم‌نزداوست!


نامه تکاندهنده مهندس عزت الله سحابی خطاب به سران قوای سه گانه جمهوری اسلامی موجب شد تا یکبار دیگر پرونده شکنجه واعتراف گیری در جمهوری اسلامی باز شود. گشایش این دفتر، در آستانه ورود نماینده کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر و همچنین هیات نمایندگی مجلس عوامل انگلستان به ایران جهت بررسی نقض حقوق بشر از اهمیت سیاسی قابل توجهی برخوردار است. این نامه در کنار نامه ای که مدتی پیش 15 تن از نیروهای ملی- مذهبی نوشته و اشاره به شکنجه های دوران بازداشت خود کرده بودند، پرونده جنایاتی را در جمهوری اسلامی تکمیل می کند که تاکنون قربانیان بزرگی از جنبش انقلابی و ملی کشور ما گرفته است.

افشاگری تاریخی مهندس سحابی و بویژه نشانی کاملی که از سلول های روان گردان و بخش های روانی زندان اوین و سلول اشباح در زندان سپاه پاسداران ( که شرم آور است اگر آن را با این کارنامه پاسدار انقلاب نامید) داده است، تمامی بافته های تبلیغاتی پیرامون کنفرانس برلین و پرونده ملی – مذهبی ها را نقش بر آب کرد. کنفرانسی که هنوز علی افشاری و حجت الاسلام اشکوری به بهانه شرکت درآن در زندان بسر می برند. همینگونه است صحنه آرائی جنایتکارانه ای که به بهانه موسسات نظر سنجی و یا سب نبی برای هاشم آغاجری ساخته اند و یا فعالیت های فرهنگی و اینترنتی اعضای دستگیر شده کانون نویسندگان ایران که همگی دنباله یک سناریوی تکراری و 20 ساله اند!

سناریوی کودتا و براندازی ( برای توده ای ها از نوع نظامی آن، برای نهضت آزادی از نوع قانونی آن، برای عبدی از نوع نظرسنجی آن و... که می رود تا شامل حال جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب و بقیه نیروهای باقی مانده از انقلاب 57 بشود)

جنایاتی که در نامه مهندس سحابی به آن اشاره می شود، در کنار استناد رهبر و رئیس مجمع تشخیص مصلحت به برانداز بودن ملی – مذهبی ها و در عمل، تائید آنچه بر سر بازداشت شدگان رفت معنای صریح دیگری را هم با خود دارد:

هر دو مقام یاد شده در بالا هم دستگیری ها و اعترافات زیر شکنجه مربوط به کنفرانس برلین را در سخنرانی های عمومی و نماز جمعه تهران تائید کردند و هم بر اتهامات وارده بر ملی – مذهبی ها مهر تائید زدند. هم اکنون نیز با اشاره و کنایه بر سناریوی موسسات نظر سنجی مهر تائید می زنند. هم رهبر و هم هاشمی رفسنجانی. اولی در سخنرانی های اخیرش با بکار بردن اصطلاح توطئه نظرسازی و هاشمی رفسنجانی با اشاره به "مدعیان سوابق انقلابی- که اشاره به عبدی بود) در سخنانی که در جریان دیدار از مشهد ایراد کرد.

به این ترتیب، این دو مقام حتی اگر مطلع از آنچه بر سر بازداشت شدگان در زندان های یاد شده در نامه سحابی نباشند، بدلیل بی اطلاعی از آنچه در حیطه اختیارات ومسئولیت هایشان می گذرد فاقد صلاحیت اند و اگر مطلع باشند و تائید کننده آن، متهم به شرکت عالیه در این جنایات اند و همردیف امثال فلاحیان و اژه ای و روح الله حسینیان و بقیه.

بویژه آنکه بسیاری از این جنایات در زندان های سپاه روی داده و فرماندهی و یا بخشی از فرماندهی سپاه پاسداران در آن دخیل است. ارگانی که مسئولیت مستقیم آن برعهده رهبر است، که اگر نداند در زیر فرماندهی اش چه می گذرد بدلیل عدم کفایت خلع است و اگر بداند و خود تائید کننده باشد شریک جرم است. همین استدلال شامل سازمان امنیت موازی نیز می شود که در قوه قضائیه تحت اختیار رهبر شکل گرفته است.

مسئولیت عالیه این جنایات بر عهده مسئولین عالی است و چون که 100 آید 90 هم نزد اوست!

February 02, 2003

موجودی به نام هاشمی رفسنجانی

کیومرث بهگر

هاشمی رفسنجانی موجود عجیبی است که ظاهراً حتی خداوند نیز مسئولیت خلقت وی را به عهده نگرفته است. او پدیده ای است مرموز از جمع میان اضداد که مهمترین ویژگیش پیوند اعجاب آورحماقت و زیرکی در یک جمجمه کوچک است. سری چون کبک دارد که با مهارت آن را به زیر برف فرو می برد. پرهایش چون بوقلمون و پوست خوش خط و خال و زبان تیز و درازش چون مار است. دوست دارد که ”امیرکبیر“ ایران باشد و در این راه تقریباً نصف راه را پیموده و ”امیر اکبر“ شده است. البته مشکل اساسی وی در این مورد این است که از دوران مدرسه و درس تاریخ همیشه امیرکبیر را با امیر تیمور اشتباه میگرفته است. به آزادی علاقه عجیبی دارد، از این رو دانشگاه آزاد را بنیان نهاد. بسیار شیفته هنر است و از آثار داوینچی لبخند ژوکوندش را به یادگار گرفته است. اهل سازندگی است و خود، آقازاده ها و کارگزارانش را حسابی ساخته است. از آفتاب بیزار است و همواره دوست دارد در سایه باشد. از این رو گاه گداری هم که آفتابی می شود حسابی می سوزد!

با تمام این اوصاف باز هم نمی توان در یک جمع به راحتی وی را شناسائی نمود. شاید موارد زیر بتواند در این راه موثر واقع شود:


- جادوگر سرزمین ” آز“ است !

- آمارها نشان می دهند که ۹۷% مردم او را دوست ندارند. آمارها نشان نمی دهند که دل به دل راه دارد!

- او از پیروزی فقط لبخند زدنش را یاد گرفته است و همیشه لبخندی پیروزمندانه بر لب دارد ولی صورتش فریاد ورشکستگی سر می دهد!

- او می خواست امیرکبیر شود، کاریکاتوری از ظل السلطان شد! به نظر می رسد که شیفتگی قسمت اول این نام وی را مسحور خود کرده است!

- معتقد است که حقیقت زیباست، درست به اندازه دروغ!

- در دنیا فقط به دو چیز اعتقاد دارد و از آنها پیروی می کند: واقعیت و غیر آن!

- مشکل او در این است که نمی داند که چگونه نگرانی و پریشانی خود را در پشت یک لبخند پنهان سازد!

- مراسم و کنفرانس با سخنرانی افتتاحیه وی آغاز می شود و فردا او از برگزاری چنین مراسمی اظهار بی اطلاعی می کند، دفتر مجمع تشخیص مصلحت حضور وی را در آن مراسم تکذیب می کند و از جانب او برگزاری چنین مراسمی را محکوم می نماید!

- آبراهام لینکلن گفته است ”نمی توان همه را برای همیشه فریب داد“ و او میگوید برای چند دهه هم خوب است!

- استوانه نظام است ولی بیشتر به خمره نظام شبیه است!

- بازنده بزرگ جنگ است، با این حال معتقد است: ”بازندگی و برازندگی“!

- خود را پدر معنوی انقلاب می خواند، از همین رو به او ”پدرخوانده“ می گویند!

- وقتی در آینه نگاه می کند فقط نصف رویش در آینه جا می گیرد!

February 01, 2003

اطلاعات محتشمی پور در باره سفر مک فارلن به تهران، قتل دکترسامی‌‌‌‌‌‌وطرفداران‌ادامه‌جنگ

همکاران و شاگردان آیت الله خمینی در روزهای اخیر؛ بمناسبت دهه فجر( هفته پیروزی انقلاب 57) خاطرات خود از دوران همکاری و شاگردی آیت الله خمینی را برای مطبوعات نقل می کنند. این در حالی است که اغلب این افراد توسط روحانیونی که نه همکاری آیت الله خمینی بودند و نه مقلد او و حتی مخالف انقلاب، بنام آیت الله خمینی و دفاع از او این روحانیون را یا منزوی کرده اند، یا به حاشیه حکومت رانده اند و یا تسلیم دادگاه ویژه روحانیت کرده اند!

یکی از روحانیونی که در روزهای اخیر با او مصاحبه شده حجت الاسلام محتشمی پور سفیر سابق جمهوری اسلامی در سوریه، وزیر کشور در کابینه میرحسین موسوی و از گردانندگان بیت آیت الله خمینی است. وی که اکنون سخنگوی فراکسیون دوم خرداد در مجلس است، در مصاحبه با ایسنا پیرامون سه رویداد مهم در جمهوری اسلامی سخن گفت. یکی از این سه رویداد مربوط به سفر پنهان مک فارلن امریکانی به تهران بود. محتشمی در ارتباط با این سفر که در دوران تصدی وی بر وزارت کشور روی داد گفت:

جزئیاتی از سفر محرمانه مک فارلن به ایران


مک فارلین در ارتباط با برخی از شخصیت‌ها وارد ایران شد و حضرت امام تنها کسی بود که با ادامه مذاکرات و توافقها مخالفت کردند. اطلاع من از طریق یکی از دوستان بود که به من زنگ زد و اطلاع داد که شنیده‌ام که مک فارلین وارد ایران شده و الان هم در حال مذاکره است. بنده با تعجب ابتدا این موضوع را نفی کردم و گفتم چطور می‌شود که من وزیر کشورم و طبیعتا حفاظت و امنیت فرودگاه به عهده زیر مجموعه‌ وزارت کشور است و ورود و خروج افراد توسط پلیس فرودگاه و شهربانی آن موقع انجام می‌شود و خبر ورود یک هیات آمریکایی به ایران را نداشته باشم . اما بعد متوجه شدیم که این هواپیما روی باند فرودگاه نشسته و با تصمیم که توسط برخی مقامات از جمله آقای هاشمی رفسنجانی، مک فارلین و همراهانشان را از روی باند فرودگاه و بدون ورود و خروج رسمی در دفاتر فرودگاه به هتل برده‌اند و در یکی دو روزی که مک‌فارلین در هتل بوده، این مذاکرات صورت گرفته و با مخالفت حضرت امام به نتیجه نرسیدند و مک فارلین از ایران خارج شد.

جزئیات قتل دکتر سامی


محتشمی پور درباره‌ی قتل دکتر سامی که آن نیز در زمان وزارت کشور وی روی داد، گفت:

ماجرای قتل دکتر سامی همان موقع اعلام شد و اگر خانم دکتر سامی کمک نمی‌کرد، نمی‌توانستیم قاتل را بیابیم. همان طور که آن موقع اعلام کردیم برای رسیدن به قاتل هیچ راهی نداشتیم جز این که تمام سوابق دکتر سامی را بررسی کنیم . من یک ستادی در وزارت کشور تشکیل دادم که عبارت بود از کمیته، دادستانی تهران، آگاهی و شهربانی، مجموعه‌ای از نمایندگان دستگاه‌های مختلف امنیتی، قضایی و اطلاعاتی و همین طور وزارت اطلاعات، این جریان را بررسی می‌کردند که بعد از گام‌هایی که از طرف وزارت اطلاعات و آگاهی و شهربانی برداشته شد در سوابق دکتر سامی به یک مورد مشکوک در پرونده‌های وزارت بهداشت رسیدند و آن اخراج یکی از کارمندان توسط دکتر سامی بود که آنها آمدند این را با خانواده دکتر سامی در میان گذاشتند و عکس آن فرد را که در پرونده بود به خانم دکتر سامی نشان دادند و خانم دکتر سامی آن عکس را تایید کردند.
این‌ها به خانه آن فرد مراجعه کردند و در منزل به موارد مشکوک رسیدند. به کفش‌های قاتل و چاقویی که به وسیله‌ آن دکتر سامی به قتل رسیده بود و همسر قاتل اعلام کرد که شوهرش آن روز با اضطراب آمده و آن وسایل را کنار آشپزخانه گذاشته و رفته و دیگر برنگشته است و برای ما مسلم شد که قاتل همین شخص است و بعد عکس قاتل به سراسر کشور تکثیر و توزیع شد و در نتیجه ما در خوزستان خبردار شدیم که قاتل خودش را در یک حمام حلق‌آویز کرده است. یعنی وقتی قاتل احساس می‌کند شدیدا تحت تعقیب است و راهی ندارد خود را حلق‌آویز کرد و مساله در این حد خاتمه پیدا کرد.

آنها که ادامه جنگ را موجب شدند


محتشمی پور در باره ادامه جنگ با عراق نیز گفت:

در ارتباط با ادامه شرایط جنگی بعد از جریان خرمشهر امام معتقد بودند جنگ تمام شود و آتش‌بس برقرار شود، ولی برخی دیگر از آقایان چنین اعتقادی نداشتند که منجر به ادامه جنگ شد و این نظریه اشتباه بود و نظر امام صائب بود.