عفو عمومی، حالت فوق العاده، عادی سازی رابطه با آمريكا، پايان حصر آيت الله منتظری
جلسه تشريفاتی مجلس خبرگان با نطق آيت الله مشگينی پيرامون دمكراسي اسلامی در ايران و انتخابی بودن اركان نظام برگزار شد و پس از خروج خبرنگاران، درها بسته شد و جلسه رسمی آغاز شد گزارش واقعی پيرامون انچه در اين مجلس دربسته ميگذرد سرانجام به مردم، كه به قول ايت الله مشگينی نمايندگان مجلس خبرگان با رای انها به اين مجلس رفته اند داده خواهد شد؟
مجلس خبرگان رهبری، كه اينبار در نقش مجلس خبرگان مشورتی تشكيل شد چند گزارش بسيار مهم را در دستور كار خود دارد در مراكز سايه، از اين محورها زير بعنوان دستور كار اين مجلس ياد ميشود:
1- پيشبرد مذاكره سياسی با امريكا و رفتن به سوی عادی سازی روابط ميان ايران و امريكا
2- ايجاد تغييرات در تركيب مجمع مصلحت نظام، كه اكنون هاشمی رفسنجانی رياست آن را برعهده دارد و چند تنی از اعضای آن اكنون مدتهاست در آن شركت نميكنند ( عبدالله نوری در زندان است، خوئينیها و ميرحسين موسوی و همچنين مهدوی كني)
3- بررسی مصوبه شورای عالی امنيت ملی برای اعلام حالت فوقالعاده در كشور با توجه به تهديدهای اخير رياست جمهوری امريكا عليه ايران ( اين مصوبه نيز گويا در غياب محمدخاتمی كه با اعلام حالت فوقالعاده در كشور مخالف بوده به تصويب رسيدهاست و اعلام آن با اين خطر روبروست كه خاتمی در اعتراض به آن استعفا كند)
4- خروج برخی نهادهای مالی وابسته به تشكيلات رهبری از زير پوشش معافيت از ماليات دولتي( دراين زمينه نيز دو بنياد بزرگ مالی آستانقدسرضوي و كميته امداد امام مطرح هستند)
5- پايان بخشيدن به حصر آيتالله منتظري
6- اعلام نوعی عفو عمومی و در عين حال تشديد كنترل تشكلها و سازمانهای سياسي
از آنجا كه بسياری از اعضای اين مجلس، خود يا امام جمعه و نماينده رهبر در استانها و شهرهای بزرگ كشور هستند و اعضاي شورای سياستگذاری ائمهجمعه و جماعات نيز در اين مجلس حضور دارند، همآهنگي تبليغاتی پيرامون مصوبات و همآهنگی های جلسه مجلس خبرگان نيز در دستور كار قرار دارد
از قول برخی افراد نزديك به مراكز سياسی سايه در حاكميت نقل ميشود كه "رهبر" با طرح عفو عمومی و پايان بخشيدن به حصر آيتالله منتظری و آزادی مطبوعات مخالف است و در اين زمينه با دادگاه ويژه روحانيت و حتی رئيس قوه قضائيه نيز اختلاف نظر پيدا كردهاست، اما قبول كرده كه در صورت موافقت مجلس خبرگان برای پذيرش آن مخالفتی نكند و فرماندهان سپاه پاسداران را نيز با خود همراه كند، با اين شرط كه چنانچه ضروری تشخيص داد، تصميمات و مشورتهای مجلس خبرگان را كانلميكن تشخيص دهد
گزارش نماينده ويژه سازمان ملل در امور حقوق بشر كه قوه قضائيه زير نظر رهبر را مستقيما مورد انتقاد قرار داده و آن را كانون نقض حقوق بشر در ايران ا
March 14, 2002
اين سيل، بسياري را با خود خواهد برد
ژيلا بنييعقوب
Byaghoob@aoij.org
هنگامي كه محمد خاتمي در روز 16 آذرسال 77 در جمع و در ميان غريو شادي دانشجويان دختر و پسر مشتاق دانشگاه صنعتي شريف اعلام كرد كه 51 درصد پذيرفتهشدگان كنكور سراسري دختران و زنان هستند، شايد كمترين توجه به ميزان تأثيرگذاري زنان و دختران بر تحولات اجتماعي- سياسي ايران صورت گرفت. .اما در نخستين انتخابات سراسري شوراهاي شهر و روستا كه پس از انقلاب در سال 77 برگزار شد، 3/7 درصد از نامزدهاي انتخابات را زنان تشكيل دادند. آنان توانستند يكسوم از كرسيهاي اصلي نمايندگي شوراهاي شهر را به خود اختصاص دهند. در همه مراكز استانها به استثناي ايلام، سنندج و ياسوج زنان به عنوان اعضاي اصلي شوراي شهر برگزيده شدند . در پايان انتخابات در 109 شهر كشور تعداد 114 نفر از زنان، نفر اول و يا نفر دوم اعضاي شوراي شهر بودند.
در 176 شهر حداقل يك زن، در 48 شهر دو زن، در هشتشهر سه زن و در يك شهر چهار زن از اعضاي اصلي شوراهاي منتخب مردم بودند. در يكي از روستاهاي كهنوج استان كرمان، تمامي اعضاي اصلي و عليالبدل شوراي روستا از ميان زنان انتخاب شده بودند.
از سال 61 شروع شد
در جامعه و فرهنگ مردسالار كشور هرگز به زنان فرصت آن داده نشد كه بخت خود را در سطوح بالاي مديريت بيازمايند. اينان به اجبار فقط در كادرهاي درماني و آموزشي فعاليت ميكردند]و احياناً چند شغل محدود ديگر[در مواقعي نيز با كشيدن پردههايي، كلاسهاي درسي آنان را از مردان جدا كردند. در بعضي از شهرستانهاي نه چندان دور افتاده سعي ميشد كه مدارس راهنمايي و دبيرستان دختران و پسران در يك مسير قرار نگيرد و اگر چارهاي جز آن نبود مديران مدارس تلاش بسياري براي عدم تلاقي ساعات شروع و پايان تحصيل دختران و پسران اعمال ميكردند.
در يكي از آخرين اقدامات از اين دست، طرفداران نظريه اعمال محدوديت زنان با تصويب طرحي در مجلس خواستار آن شدند كه بيماران زن فقط بايستي به پزشكان و متخصصان زن مراجعه كنند. اين طرح با انتقادهايي بسيار مواجه شده بود. در همان روزها گروه طالبان در افغانستان نيز به زنان هشدار داده بود كه فقط بايد به پزشكان زن مراجعه كنند و از عجايب روزگار آن كه اين اقدام طالبان از سوي همان گروه در ايران مورد انزجار قرار گرفت.
در آن زمان و قبل از آن افراد بسياري از اينگونه روشها حمايت كرده بودند. محمدرضا باهنر عضو هيأت رئيسه مجلس وقت گفته بود: «ما ميدانيم زن و مرد با هم فرق دارند. پس نميتوانند حقوق برابري با هم داشته باشند».
علياكبر ناطق نوري رقيب جدي محمد خاتمي در هفتمين انتخابات رياست جمهوري در يك سخنراني گفته بود: «جهاد زن، خوب شوهرداري و خوب خانهداري كردن است».
عباس عباسي، نماينده مجلس پنجم در زمان نظرخواهي درباره پرداخت مهريه زنان به نرخ روز ادعا كرده بود: «زن استهلاك دارد و طبيعي است كه مهرياش نبايد به نرخ روز تعيين شود».
امروز از هر ده هزار نفر مدير، فقط سه نفر
هماكنون از مجموع يك ميليون و 958 هزار نفر از كارمندان دولت، حدود 618 هزار نفر زن هستند كه نزديك به 31 درصد كاركنان دولت را شامل ميشوند. از اين تعداد 73 درصد در آموزش و پرورش، 5/15درصد در وزارت بهداشت و 11 درصد در ساير دستگاههاي دولتي اشتغال دارند.
5/59 درصد زنان شاغل داراي مدرك ديپلم و كمتر از آن، 8/24 درصد داراي مدرك تحصيلي فوق ديپلم و 7/15 درصد داراي مدرك ليسانس و بالاتر هستند. از سال 77 به بعد درصد قبولي دختران و زنان در آزمون سراسري دانشگاهها از پسران پيشي گرفت، به طوري كه امسال در حدود 60 درصد از كل قبولشدگان را زنان تشكيل ميدهند.
در همين حال گفته ميشود كه از هر 10 هزار مدير ارشد كشور، فقط سه نفرشان زن هستند. اين آمار وضعيت مأيوسكنندهاي را نشان ميدهد. در ايران مديريت يك زن به عنوان يك وصله ناجور قلمداد ميشود و مردان از مدير زن تمكين نميكنند. اما سير تحولات جامعه نشان ميدهد كه اين موارد پايدار نيست. دخالت دادن و مشاركت زنان در فعاليتهاي اجتماعي، به ويژه سطوح مديريت ردهبالا، لطفي نيست كه از سوي مردان به زنان اعطاء شده باشد. در واقع بخش مردسالار ادارهكننده حكومت در مقابل سيل روزافزون زنان فرهيخته و تحصيلكرده خلعسلاح شده است و ناچار تن به اين كار خواهد داد.
در يكي-دوسال اخير حدود 400 انجمن و تشكل غيردولتي در زمينه محيط زيست، حقوق كودك و زن و … در ايران پاگرفته است كه عمده اعضا و گردانندگان آنها را زنان به ويژه زنان تحصيلكرده تشكيل ميدهند.
گسترش روزافزون اين تشكلها و نهادها و اداره كردن آنها توسط زنان، نشانه اهميت جايگاهي است كه زنان در آينده نزديك كسب خواهند كرد و اين براي گروههاي سياسي بسيار حائزاهميت است. واقعيت اينكه حالا ديگر در ايران نگرش و عملكرد مردسالارانه غافلگير شده است و در مواردي نيز عقبنشيني كرده است. در واقع تحتتأثير شرايط جديد و فشار روزافزون زنان فرهيخته، حتي جناح محافظهكار و اقتدارگرايان با اندكي تأخير تا حدود زيادي مجبور به تلطيف مواضع خود شدهاند. مثال آن را ميتوان در معرفي كانديداهاي انتخاباتي در مجلس ششم ديد.
آنچه كه اين روزها در ايران شاهدش هستيم ناشي از رويكرد زنان طبقه متوسط شهري و تحصيلكرده به احقاق حقوق اجتماعي و سياسي خود است. در كوتاهمدت اين فشار اجتماعي با به ميدان آمدن دختران و زنان روستايي تحصيلكرده فزوني خواهد يافت و اين سيل، بسياري را با خود خواهد برد.
فمينيسم اسلامي ميخواهد برپايه كدام مباني حقوقي از استقلال زن دفاع كند؟
زن در سوره النساء
پويان خسروي ـ آلمان
خاستگاه اسلام، صحراي عربستان بود. پيش از استقرار اين آئين، قبايل بدوي و چادرنشين عرب، براي زنان، ارزشي كمتر از چارپايان قائل بودند. دختران زنده به گور و زنان، به عنوان كنيز، خريد و فروش ميشدند. پيامبر اسلام، كه بي ترديد از هوشمندان زمان خويش بود و از مشاوره نخبگان آئين هاي مذهبي پيش از خود برخوردار، كوشيد، با وضع قوانيني بسيار ساده و ابتدايي، متناسب با حوزه جغرافيايي و مناسبات توليدي زمان خويش، از ستم بزرگي كه در حق زنان و دختران روا ميشد، اندكي بكاهد. "تعدد زوجات" در ميان اعراب به صورت نامحدود رواج داشت. پيامبر اسلام تعدد زوجات را، به رسميت شناخت. اما بر رعايت عدالت ميان زنان تأكيد ورزيد. با وضع مهريه، كوشيد حقوق اقتصادي اندكي براي زنان تعيين كند. سهم اندكي از ارث براي آنان درنظر گرفت و ازدواج با مادران، دختران ، خاله ها و عمه ها را، كه آن نيز پيش از آن در ميان قبايل بدوي اشكالي نداشت، ممنوع اعلام كرد.
آنچه پيامبر اسلام در 1400 سال پيش براي زنان انجام داد، نسبت به شرايط حاكم بر زندگي اجتماعي مردمان آن روزگار، حركتي هر چند كوچك، اما پيشرو بود.
سخن اين جا بر سر هزاره سوم است و فمينيسم اسلامي ـ براي كساني كه در سيستم به شدت مردسالار حاكم بر ايران، ميكوشند در چارچوب همين قوانين وضعيت زنان را بهتر كنند، ميتوان احترام قائل شد. ميتوان حتي پذيرفت كه از اصطلاح "فمينيسم عملي در يك حوزه جغرافيايي " سخن گفته شود. يعني ميتوان اين را پذيرفت كه مثلا در شرايط امروز ايران، واژه "امانسي پاسي" به عنوان خودمختاري زن، بايد به گونه اي متفاوت از غرب تفسير شود. زيرا كه مناسبات توليدي، مذهبي، فرهنگي و اجتماعي حاكم بر سرزمين ما، شباهتي به اين مناسبات در كشورهاي غربي ندارد. اما وقتي از "فمينيسم اسلامي" سخن به ميان مي آيد، انسان ميتواند دستخوش اين سوءتعبير شود كه در اسلام، حقوق پايه اي براي زنان وجود دارد كه ميتوان در شرايط امروز نيز، از آن دفاع كرد و خواستار تحقق آن شد.
چنين حقوقي، اگر هم وجود داشته باشد، براي جهان امروز، حتي براي ايران امروز، بسيار ناقص و بدتر از آن عقب افتاده است و سخن راندن از آن، جز توهين به نيمي از جامعه نيست.
قوانين و تعاليم اسلام، همه از كتاب پايه اين آئين ، يعني قرآن سرچشمه ميگيرند. قرآن، درباره زنان چه ديدگاهي دارد؟ بهترين نمونه هاي اين ديدگاه را، ميتوان در سوره النساء يافت. سوره اي كه به نام زن آغاز ميشود و پايان مييابد، اما كمتر از ده درصد آيه هاي آن، به اين بخش از جامعه انساني ميپردازد. و تازه، همانطور كه گفته شد، با توجه به معذوريت هاي سياسي ـ اجتماعي و محدوديت هاي زماني پيامبر اسلام .
نجات جامعه زنان ايران را، از شرايط بسته و سياهي كه همچنان گرفتار آن مانده اند، تنها يك چيز تأمين ميكند: حتي مدافعان اسلام، بايد بپذيرند كه بخش عمده مقررات اجتماعي وضع شده در قرآن، هرچند در زمان خود پيشرو بوده است، اما ديگر امروز نميتواند مبناي حقوق اجتماعي باشد. مقررات مربوط به موقعيت زن، بيش از همه.
براي آن كه بفهميم ديدگاه قرآن درباره زن چيست، در اين جا، نگاهي به سوره النساء مي افكنيم. قصد، به هيچ رو، نفي اعتقادات مذهبي انسان هايي كه قرآن را مقدس ميشمارند، نيست. قصد آن است كه ببينيم مدافعان فمينيسم اسلامي ، تفكر خود را برچه پايه اي بنا ساخته اند؟
زن در سوره النساء
سوره النساء يكي از سوره هاي مهم قرآن است كه در آن، متمركزتر از ساير سوره هاي اين كتاب مقدس، پيرامون حقوق زن، رابطه زن و مرد، مجازات زناني كه مرتكب خيانت جنسي به همسران خود ميشوند، تفاوت موقعيت زنان آزاد و زنان كنيز و سرانجام انواع تنبيهات براي زن مسلمان، بحث شده است. اين سوره داراي 176 آيه است و بيش از ده آيه آن، اختصاصا به مسائل زنان اختصاص دارد. بدون مطالعه دقيق اين سوره از قرآن، بحث كردن پيرامون حقوق زن در اسلام امري بيهوده است و راه به جايي نميبرد.
زن، جزئي از مرد است
سوره النساء در نخستين آيه خود، زن را، در آفرينش، بخشي از وجود مرد به حساب مي آورد:
"... الذي خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها ..." (... او، كه همه شما را از يك تن آفريد و جفت او را از او خلق كرد...)
به اين ترتيب، از همان آغاز، روشن است كه از ديدگاه قرآن نيز، نظير ساير آئين هاي الهي پيشين، زن در آفرينش، نه موجودي مستقل كه جزئي از وجود مرد بوده است. در واقع، اشكال اساسي آئين هاي مذهبي، هنگام برخورد با مقوله "موقعيت اجتماعي زن" از همينجا سرچشمه ميگيرد. تا زماني كه افسانه آفرينش، بدينگونه پذيرفته شود، زنان بايد براي اثبات اين امر ساده كه موجودي مستقل هستند و از دنده چپ مرد برنخاسته اند، به مبارزه ادامه دهند.
چندهمسري، حق مرد
در آيه دوم اين سوره، به مردان حق داده ميشود كه دو يا سه يا چهار زن اختيار كنند، البته مشروط بر آن كه بتوانند عدالت را در ميان آنان برقرار كنند. به اين ترتيب، مردان صاحب توان مالي، ميتوانند از ديد قرآن تا چهار زن بگيرند، اما به مرداني كه ميترسند در صورت اختيار زنان متعدد قادر به رعايت عدالت (اقتصادي) در ميان آنان نشوند توصيه ميشود كه به يك زن اكتفا كنند و حتي اگر توان اين را نيز ندارند ، به كنيز خود بسازند و او را به زني بگيرند:
"... فانكحوا ماطاب لكم من النساء مثني و ثلث و ربع فان خفتم الا تعدلوا فواحده او ما ملكت ايمانكم..."
مهر بخشيده گواراي وجود!
آيه سوم، به مهريه زن ميپردازد و مرد را مكلف به پرداخت تمام و كمال آن ميسازد، مگر آن كه زن داوطلبانه مهر خود را بخشيده باشد. قرآن تأكيد ميورزد كه در اين صورت، خوردن مهر بخشيده زن حلال است و گوارا.
"وء اتوا النساء صدقاتهن نحله فان طبن لكم عن شي منه نفسا فكلوه هنيئا مريئا"
در زندگي زن ايراني، بسيار پيش مي آيد كه ناگزير ميشود جمله "مهرم حلال ، جانم آزاد" را بر زبان بياورد. در جامعه اي كه قانون حافظ برتري مردان نسبت به زنان است، به هنگام بروز اختلاف، و هنگامي كه مرد احساس ميكند ديگر تمايلي به زندگي با زن ندارد، ميتواند عرصه را بر همسر خود چنان تنگ كند، كه او سرانجام براي رهايي از ستم، مهريه خويش را نيز ببخشد. البته به موجب حكم قرآن و قوانين اسلامي، مهريه، بلافاصله پس از جاري شدن و ثبت عقد، حق زن است و او ميتواند آن را، در همان موقع از شوهر خود مطالبه كند. اما به صورت سنتي، از مهريه، نه به عنوان تضمين كننده استقلال اقتصادي نسبي زن در دوران زناشويي، كه به عنوان پشتوانه اقتصادي دوران پس از طلاق استفاده شده است. در عين حال، كسي به خاطر ندارد هيچ عاقدي هنگام خواندن خطبه عقد، به عروس تفهيم كرده باشد كه ميتواند مهريه خود را، بلافاصله دريافت كند و منتظر طلاق نماند.
سهم ارث زن
نحوه تقسيم ارث ميان فرزندان دختر و پسر، در آيه دهم سوره نساء روشن شده است. به موجب اين آيه، سهم ارث پسر دو برابر دختر است.
"يوصيكم الله في اولاد كم للذكر مثل حظ الانثيين فان كن نساء فوق اثنتين فلهن ثلثا ماترك ..."
كساني كوشيده اند تقسيم نابرابر ارث ميان زن و مرد را، چنين توجيه كنند كه مسئوليت تأمين اقتصادي خانواده ها، در جوامع اسلامي، (و مثلا در ايران) اصولا به عهده مرد است. دختران خانواده، پس از ازدواج از سوي شوهرانشان تأمين اقتصادي ميشوند، اما پسران، ناچارند خانواده خود را تأمين كنند و به اين دليل است كه به ارث بيشتري نياز دارند. آن ها به اين ترتيب، تقسيم نابرابر ارث را، عادلانه فرض ميكنند و از ياد ميبرند كه با تغيير مناسبات توليدي، اين استدلال ديگر درست نيست. امروز، حتي در ايران، به رغم محدوديت هاي شديدي كه براي كار زنان در بيرون از خانه وجود دارد، بخش قابل توجهي از زنان جامعه شهري، در تأمين هزينه زندگي خانواده خود نقش دارند. به اين ترتيب، ناچار بايد پذيرفت كه قانون ارث اسلامي، تناسبي با مناسبات توليدي امروز ندارد و نميتواند پايدار باشد.
در باب ارث ، آيه هاي دهم و يازدهم سوره النساء همه امور را روشن ميكند. مثلا در آيه يازدهم گفته ميشود كه اگر زني بميرد و داراي فرزند نباشد، نيمي از دارايي او به مردش ميرسد، اما اگر عكس اين امر تحقق يابد، يعني مردي بميرد و فرزندي نداشته باشد، تنها يك چهارم دارايي او سهم همسرش خواهد شد:
"... و لكم نصف ماترك ازواجكم ان لم يكن لهن ولد ... او دين ولهن الربع مماتركتم ان لم يكن لكم ولد ..."
همينجا، اشاره شده است كه اگر زني بميرد و فرزند داشته باشد، يك چهارم دارايي او به مردش تعلق ميگيرد. اما در مورد عكس، سهم زن يك هشتم ارث خواهد بود.
به اين ترتيب، ميبينيم كه شرايط اقتصادي زن و مرد، پايه توجيه قانون ارث اسلامي نيست، بلكه اين تبعيض و بي عدالتي، تنها ناشي از آن است كه اسلام، براي زن و مرد قائل به ارزش اجتماعي و انساني برابر نيست.
حبس ابد در خانه!
آيه چهاردهم سوره نساء به امر مجازات زناني ميپردازد كه راه خطا پيموده و به شوهران خود خيانت كرده باشند. اين آيه، به مسلمانان توصيه ميكند كه هرگاه زنان آن ها مرتكب چنين خطايي شدند، ابتدا چهار شاهد مسلمان بيابند. اگر اين چهار شاهد شهادت دادند، مردان بايد زنان را تا زمان مرگ در خانه زنداني كنند. البته از آن جا كه خداوند بخشنده و مهربان است، در صورتي كه زن خطاكار توبه كند و يا حد شرعي براي تنبيه او جاري شود، ميتوان او را بخشيد.(نبايد فراموش كرد كه حد شرعي، براي زني كه خيانت جنسي كرده باشد و چهار مسلمان به خيانت او گواهي داده باشند، چيزي جز سنگسار نيست!) متن كامل آيه چهاردهم چنين است:
"والتي ياتين الفحشه من نسائكم فاستشهدوا عليهن اربعه منكم فان شهدوا فامسكوهن في البيوت حتي يتوفهن الموت او يجعل الله لهن سبيلا."
آيا ميتوان زني را به ارث برد؟
تا پيش از اسلام، اعراب، همسران مرداني را كه ميمردند نيز جزئي از ميراث آن ها به حساب مي آوردند. يعني، ورثه فرد در گذشته، حق خود ميدانستند كه همسر يا همسران او را نيز، به ارث ببرند. اسلام، اين امر را ممنوع ميكند و در آيه 18 سوره نساء در اين مورد ميگويد: اي كساني كه ايمان آورده ايد، براي شما حلال نيست كه زنان را به اكراه ميراث خود كنيد:
"يا ايهاالذين آمنو لايحل لكم ان ترثوا النساء كرها..."
در دنباله اين آيه، زنان مشمول رحمت الهي ميشوند و به مردان توصيه ميشود كه با آنان سختگويي و بهانه جويي نكنند، از پرداخت مهريه آنان سرباز نزنند، مگر آن كه زن مرتكب خيانت جنسي آشكار شده باشد. به مردان حتي توصيه ميشود كه اگر زن دلپسندشان نبود، اظهار كراهت نكنند زيرا خداوند در بسياري چيزهاي ناپسند هم خيري ميبيند.
مهريه ، تنها حق قانوني
بررسي آيه هاي سوره النساء نشان ميدهد كه زنان، در برابر اراده مردان، موجوداتي ناتوان هستند كه تنها يك حق دارند: دريافت مهريه . اما اين حق نيز، تنها در صورتي به آنان تعلق ميگيرد كه مطيع و فرمانبردار مرد باشند و مرتكب هيچ خطايي در زندگي زناشويي نشده باشند. در غير اينصورت، اين حق نيز از آنان سلب ميشود. در عين حال، مردان، از اين كه به وسيله تهمت و افترا حق مهريه زنان را پامال كنند منع ميشوند.
آيه نوزدهم، به مردان مسلمان نشان ميدهد كه اگر از زني سير شدند و خواستند او را رها كنند و زن ديگري بگيرند، چه رفتاري بايد پيشه كنند. آن ها وظيفه دارند مهر زن خود را به كمال بپردازند و اگر از طريق تهمت زدن به زن بخواهند مهر او را سلب كنند مرتكب گناه شده اند:
"و ان اردتم استبدال زوج مكان زوج و اتيتم احداهن قنطارا فلا تاخذو امنه شيئاً اتاخذونه بهتانا و اثما مبينا."
ازدواج با مادر و خواهر
روايت است كه تا پيش از اسلام، ساكنان شبه جزيره عربي، با مادران ، خواهران، دختران، عمه ها و خاله هاي خويش نيز ازدواج ميكرده اند. در آيه هاي بيست و يكم و بيست و دوم، اين نوع ازدواج ها حرام ميشود. آيه بيست و سوم، ازدواج با زنان شوهردار را حرام ميكند، مگر به حكم ايمان و قرآن ."والمحصنت من النساء الا ما ملكت ايمنكم كتب الله عليكم ..."(حكم ايمان البته به مسلمانان اجازه ميدهد كه زنان شوهرداري را كه در جنگ عليه كفار اسير شده اند، به همسري خود درآورند.)
برتري مردان و حق كتك زدن زن
حرف آخر را، در رابطه ميان زن و مرد، و وظايف اساسي اين دو در برابر هم، آيه سي و سوم سوره النساء ميزند:
"الرجال قومون علي النساء بما فضل الله بعضهم علي بعض و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانئت حفظت للغيب بما حفظ الله والتي تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن في المضاجع و اضربوهن فان اطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا ان الله كان عليا كبيرا."
ترجمه اين آيه چنين است: مردان بر زنان مقدم اند، به اين دليل كه خداوند بعضي را بر بعضي برتري داده است و از آنجا كه مردان به زنان نفقه ميدهند، زنان شايسته و مطيع، در غيبت شوهران خود بايد حافظ اموال آنان باشند، كه خداوند حفظ آن را فرموده است و اگر بيمناك نافرماني و مخالفت آنان هستيد، ابتدا آنان را پند دهيد و از خوابگاهشان دوري جوييد. در صورت نافرماني، آنان را از طريق كتك زدن تنبيه كنيد. چنانچه مطيع شدند، ديگر حق هيچگونه ستم كردن بر آن ها نداريد كه خداوند بزرگ و بلندمرتبه است.
آيه هاي 126 تا 128 بار ديگر به مسئله روابط زن و شوهر ميپردازند و به بردباري و مصالحه ميان اين دو توصيه ميكنند. در آيه 128 به اين نكته اشاره ميشود كه مردان چند زنه، حتي اگر بخواهند، نميتوانند ميان زنان خود عدالت كامل را رعايت كنند، اما بايد بكوشند تا حد امكان همه زنان خود را از محبت بهره مند سازند و كاري نكنند كه يكي از همه مهر آن ها برخوردار شود و ديگري معلق بماند:
"ولن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء ولو حرصتم فلا تميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقه و ان تصدحوا و تتقوا فان الله كان غفورا رحيماً."
سوره النساء با آيه 176 به پايان ميرسد. در اين آيه نيز، بار ديگر موضوع ارث مطرح و تأكيد ميشود كه اگر كسي بدون فرزند بميرد و خواهري از او بر جاي مانده باشد، نيمي از ارث او به خواهرش ميرسد، اگر دو خواهر داشته باشد، يك سوم ارث به آن ها ميرسد و اگر خواهران و برادران متعدد داشته باشد، برادران، دو برابر خواهران ارث خواهند برد. در اين آيه اصولا هيچ سخني از حق ارث همسر شخص درگذشته به ميان نمي آيد.
جنگ جمشيد جم و امام حسين
اخباری که در چند روز گذشته از ايران ميرسد بيگمان خوشحال کننده ترین اخباريست که در اين بيست و چندسال گذشته به گوشمان رسيده است. از يکطرف سردمداران رژيم گريه و شيون تمام کوشش خويش را بر اين متمرکز کرده اند تا از شادی و پايکوبی جوانان اهورائی و ملت بيدار شده از خوابی 1300 ساله جلوگيری کنند، و از طرف ديگر جوانان از خودگذشته و کوشای ملک جم بر آنند تا با چنگ و دندان با سلاح فشفشه و ترقه به جنگ توپ و تانک حکومت کوتوله های حسينی رفته، و از فرهنگ اهورائی خود که همانا ناموس اين آب و خاک است دليرانه دفاع کنند.
اين جنگ نابرابر سالهاست که در جريان است، اول بار اين خمينی بود که کوشش فراوان کرد تا شايد اعياد اسلامی را جايگزين نوروز و چهاشنبه سوری کند، زهی خيال باطل، و هم اين جوانان بودند که اول بار قبل از خاتمه جنگ و نوشيدن جام زهر اورا مجبور به نوشيد جام زهر کردند.
رژيم آخوندی بار ديگر باز با حيله و نيرنگ سعی در آشفته کردن بازار سياست را دارد، و در پی آن است تا با در گيرکردن ايران در جنگی با اين يا آن، خود را از جنگی که جوانان اين آب و خاک بر او تحميل کرده اند برهاند.
رژيم سعی دارد تا چهاشنبه سوری و نوروز را جابجا کرده تا شايد با اين حيله از شور و شوق جوانان بکاهد، قافل از اينکه جوانان اين مرز و بوم بيدارتر از آنند که اينان گمان ميکند. و در عوض بجای يک چهاشنبه سوری اينبار چهارشنبه سوريها بپاميشود و جوانان بيپروا و دلير از روزها قبل به پيشواز چهارشنبه سوری رفته و خود را برای نوروزی باشکوه تر مهيا ميکنند.
واينچنين مينمايند که جنگ امروز جنگ جمشيد جم است با امام حسِن شهيد، آب را گلالود ميکنند تا بار ديگر ماهی بگيرند، بيگمان اگر کسی از کشته شدن حسين به نان و نعمتی رسيده باشد همينها هستند و بگمانم که در هر محرم هم اينانند که در دل شادي ميکنند که دوباره دکان ناندانی آخوندی مهیا خواهد شد.
ولی برای ملت نوروز همان روز نو است پس از زمستانی سخت رخسار مينمايد، و آن روزی نيست جز اول فروردين.
نوروزتان را پيشاپيش تبريک گفته سالی بدون آخوند و عمامه برايتان آرزو داريم.
March 12, 2002
پاسخگويى مجلس خبرگان رهبرى به راى دهندگان، از ديد يکى از محققين و مدرسين حوزه علميه قم
مهدى خلجى (راديوآزادى): همانطور که مى دانيد تا حالا اغلب اجلاس هاى مجلس خبرگان غير علنى برگزار مى شده است و اين يکى از موارد انتقادى بوده است که منتقدان مجلس خبرگان به برگزارى اين مجالس داشته اند. آيا شما هم اين انتقاد را وارد مى دانيد؟
حجت الاسلام سيدابوالفضل موسويان(عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم): همانطور که همه مسائل ديگر کشور در ديد مردم و در منظر مردم هست، مسائل نهاد رهبرى -- البته نهاد رهبرى که مى گوييم منظور کليه نهادهايى است که به نحوى وابسته به رهبرى هستند -- اينها با توجه به اينکه عملکردشان در مقابل مردم هست و احيانا مردم انتقادهايى ممکن است از اين نهاد ها داشته باشند طبيعى است که اگر اينگونه مسائل به طور علنى مطرح بشود و پاسخ درخور توجه و درستى به اين موضوعات داده بشود، طبيعى است که در جهت تقويت رهبرى تلاش شده.
مهدى خلجى: يکى از وظايف مجلس خبرگان نظارت بر عملکرد رهبر است. آيا اين نظارت انجام مى شود وکارنامه مجلس خبرگان از اين نظر کارنامه موفقى است؟
حجت الاسلام ابوالفضل موسويان: آنچه که نمود پيدا کرده در خارج و ما الان با آن مواجه هستيم اگر چنانکه حتى مجلس خبرگان بررسى مى کنند عملکرد را و اين ديدگاه ها را بررسى مى کنند، متاسفانه به نظر مردم رسيده نمى شده و ما هيچ اطلاعى از اين کارى که مجلس خبرگان وظيفه اش هست انجام بدهد اطلاع نداريم که آيا اين کار را انجام مى دهند يا نه. و از اين جهت اين ايراد وارد هست که مردم اگر اشکالات و انتقادات و نکته ها و نظرياتى دارند در اين رابطه مطلع نمى شوند که آيا اينها مورد توجه هم قرار مى گيرد از سوى مجلس خبرگان يا نه؟
مهدى خلجى: خوب اين پرسش پيش مى آيد که اگر مجلس خبرگان به وظايف خودش عمل نکرد، چگونه مى شود آن را پاسخگو کرد؟
حجت الاسلام ابوالفضل موسويان: البته مجلس خبرگان طبق روالى که دارد قاعده اش اين است که نمايندگان مردم بايد پاسخگوى به مردم باشند. وى به طور طبيعى وقتى اينها کارشان و وظيفه شان را انجام ندادند، همانطور که در مجلس شوراى اسلامى ما داريم، مردم در دوره بعد اين ها را انتخاب نمى کنند. متاسفانه جريانى که در مورد مجلس خبرگان پيش آمده است اين است که تعداد محدودى از سوى شوراى نگهبان تاييد مى شوند و آن اختيار لازم به مردم داده نمى شود. اگر مردم بتوانند از بين افرادى که واجد شرايط هستند که ما معتقديم خيلى بيش از اين تعدادى است که شوراى نگهبان تاييد مى کند، اگر از بين آنها انتخاب بکنند، به طور طبيعى اعضاى مجلس خبرگان پاسخگوى مردم خواهند بود. اما با اين روالى که تاکنون ما داشتيم به طور طبيعى اينها افرادى هستند که مى شود گفت به عبارتى از قبل انتخاب شده هستند و ديگر مردم نقش چندانى در انتخاب اينها ندارند.
مهدى خلجى، مصاحبه با حجت الاسلام ابوالفضل موسويان (قم)
مشکينی، رئيس مجلس خبرگان: مردم قدرت تشخيص رهبر را ندارند
صادق صبا بی بی سی
آيت الله مشکينی، رئيس مجلس خبرگان در ايران در آغاز هفتمين اجلاس اين مجلس در سخنانی از جمله به امور بين المللی مانند انتفاضه فلسطينيها عليه اسرائيل و نقش آمريکا در افغانستان پرداخت.
اما رئيس مجلس خبرگان در امور داخلی به تشريح حدود و ضغور اختيارات مردم ايران در امور مملکتی، از جمله تعيين رهبر اشاره کرد.
از مدتها پيش بين جناحهای اصلاح طلب و محافظه کار در ايران اين بحث اساسی جريان داشته که آيا رهبر در نظام جمهوری اسلامی منتخب مردم و در نتيجه پاسخگو به آنان است و يا اينکه رهبر منصوب خداست و بنابراين مصون از خطا.
آيت الله مشکينی در سخنرانی خود صريحا اعلام کرد که رهبر يا ولی فقيه انتخاب الهی است و بشر حق انتخاب در اين مورد را ندارد.
البته آقای مشکينی در ابتدای سخنرانی خود گفت که در ايران همه اختيارات در دست ملت است و مردم دارای اختيار تام در تمام امور کشورند و خدا هم برای همه کارها به بشر اختيار داده است.
ولی او بلافاصله افزود که خدا تنها مواردی را مستثنی کرده و انتخاب رهبر يکی از آنان است.
از موارد ديگری که به گفته آقای مشکينی خدا اختيار بشر را محدود کرده انتخاب دين، نبی و واجبات است.
آيت اله مشکينی در تشريح ديدگاه خود در مورد حکومت ولايت فقيه گفت که رهبر يا ولی فقيه را خدا منصوب می کند ولی چون مردم قدرت تشخيص ندارند، نمی توانند او را پيدا کنند. از اين رو مردم عده ای اهل خبره را مامور می کنند تا رهبر را که قبلا از طرف خدا مشخص شده بيابند و او را به مردم معرفی کنند.
آقای مشکينی تاکيد کرد که پيدا کردن رهبر برای عوام غير ممکن است و فقط اعضای خبرگان می توانند از راه شرعی و عقلايی او را پيدا کنند.
رييس مجلس خبرگان افزود که تعبير او از چگونگی انتخاب رهبر مبتنی بر قانون اساسی است. ولی اصلاح طلبان ايران با اين برداشت از قانون اساسی مخالفند.
آنها معتقدند که مشروعيت رهبر تنها مبتنی بر رای مردم است و مردم رهبر را به طور غير مستقيم از طريق مجلس خبرگان منتخب خود بر می گزينند.
اصلاح طلبان همچنين می گويند که طبق قانون اساسی وظيفه مجلس خبرگان نظارت دايم بر عملکرد رهبر و نهادهای تحت کنترل است.
در قانون اساسی حتی ذکر شده که اگر رهبر از انجام وظايف خود باز ماند، خبرگان می توانند او را بر کنار کنند. اصلاح طلبان از اظهارات آيت اله مشکينی چنين برداشت خواهند کرد که نظارت بر عملکرد رهبری و نقش مردم بی معنی خواهد شد. چون اگر رهبر بنا به گفته آقای مشکينی منصوب خداست، ديگر بشر احتمالا نمی تواند در کار او دخالت کند.
از اظهارات رييس مجلس خبرگان حتی می توان چنين برداشت کرد که رهبر در جمهوری اسلامی مثل امامان شيعه مصون از خطاست.
در سالهای اخير بعضی از روحانيان سرشناس ايران همچون آيت اله حسينعلی منتظری گفته اند که اين برداشت از نقش رهبر در جمهوری اسلامی به استبداد می انجامد.
از زمان بر سرکار آمدن رييس جمهور خاتمی در پنج سال پيش، طرفداران اصلاح طلب او سعی کرده اند با تفسيری دمکراتيک از قانون اساسی جمهوری اسلامی نهادهای حکومتی در کشور را منتخب مردم و پاسخگو به مردم بدانند و بين اسلام و دمکراسی آشتی ايجاد کنند.
آنها اظهارات آيت اله مشکينی را در مورد اينکه مردم قدرت تشخيص ندارند اهانت به مردم می دانند. در گذشته عده ای ديگر از روحانيون محافظه کار چنين تفسيرهايی از رابطه بين رهبر و مردم در جمهوری اسلامی ارايه داده اند. ولی بيان چنين ديدگاهی از زبان رييس مجلس خبرگان که وظيفه اصلی آن نظارت بر عملکرد رهبری است امری نسبتا جديد است.
يک زندانی سياسی در زندان مهاباد ناپديد شد!
بنا به اخبار رسيده از ايران، يک زندانی سياسی بنام نادر افانی متولد 1349 مهاباد که در سال 1372 به اتهام همکاری با حزب دمکرات کردستان در ايران دستگير و به 23 سال زندان محکوم گديده، در اين زندان ناپديد شد. اوايل بهمن سال جاری اطلاعيه ای با امضاء چند نفر از دوستان کريم توژلی، زندانی سياسيی که چهار بهمن 1380 به اتهام همکاری با حزب دمکرات در زندان اطلاعات مهاباد اعدام گرديد، منتشر شد که که در آن احتمال اعدام نادر افانی و هفت زندانی ديگر داده شده بود. سه هفته بعد از انتشار اين اطلاعيه نادر به ناگهان در زندان مهاباد ناپديد شد و تلاش خانواده او برای يافتن ردپائی ازاين زندانی هنوز به جائی نرسيده است.
شايان توجه است که محکوميت نادر بعد از انتقال او از زندان اروميه به زندان مهاباد از 23 سال به 13 سال تقليل يافت.
کانون زندانيان سياسی ايران (در تبعيد) پس از دريافت اين خبر در روز 11 مارس 2002 برابر با 20 اسفند 1380 ، به اقداماتی در داخل و خارج کشور برای يافتن ردپائی از زندانی دست زد و طی نامه ای از نهادهای حقوق بشر بين المللی بويژه سازمان عفو بين الملل ، خواستار تعقيب و پيگيری اين امر بمنظور نجات جان اين زندانی گرديد.
واکنش مهرانگيز کار، همسر حقوقدان سيامک پورزند به محاکمه و "اعترافات" او
مهرانگيز کار وکيل دادگسترى و همسر سيامک پورزندکه براى معالجه بيمارى سرطان در لس آنجلس به سر مى برد، در گفتگو با گزارشگران راديوآزادى در اين شهر مى گويد، بعد از انتشار خبر نخستين جلسه محاکمه همسرش در شماره روز شنبه روزنامه ايران در صفحه حوادث، تصميم گرفت پرهيز از گفتگو با راديوهاى فارسى زبان در خارج از کشور را به کنار بگذارد.ن
مهرانگيز کار: قصه تلخ زندگى سيامک را در عرض اين ماه هاى اخير بايد در وضعيت سياسى ايران جستجو کرد و تحولاتى که در ايران واقع مى شود به علت برخوردى که برخى از جناح هاى درون حاکميت با همديگردارند و مقاومت هايى که در برابر اصلاحات بوده و هست. بدون شک سيامک يکى از مخلص ترين و صريح ترين طرفداران اصلاحات در ايران بود و با اينکه سيامک را به عنوان يک شخصيت يا شخص فرهنگى پرسروصداى قبل از انقلاب مى شناختند، يک روزنامه نويس جنجالى.
مهرانگيز کار: اما سيامک از دوم خرداد ١٣٧٦ مخلصانه در خدمت مطبوعات اصلاح طلب قرارگرفت و اين خدمت نه جهت پولى داشت، نه براى خودش و نه براى ديگران. او خدمتش را رايگان در اختيار اين مطبوعات مى گذاشت. بدون اينکه مقاله اى بنويسد. کوشش مى کرد فضاسازى فرهنگى بکند براى اهل مطبوعات اصلاح طلب. کوشش مى کرد استعدادها و تجارب گذشته خودش را در اختيار بگذارد براى گسترش فضاى فرهنگى براى مطبوعات.
مهرانگيز کار: گروه ها و دستجات مخالف با اصلاحات از اينکه سيامک مخصوصا در راديوهاى خارج از کشور از مطبوعات اصلاح طلب بسيار حمايت مى کرد، و همان طور که گفتم به سبب طبع خاصى که دارد، پرشور اين حمايت ها را ادامه مى داد، خيلى با او درگير شده بودند و مرتب پرونده هايى را براى او احتمالا روى هم مى گذاشتند و با همه اينها نتوانسته بودند به طور قانونى با سيامک برخورد بکنند. خوب، کار نداشت يک برگه احضاريه بود که آقا شما به اين دليل فلان ساعت فلان جا حاضر بشو و اگر هم حاضر نمى شد مثل همه موارد ديگر، برگ جلبى صادر مى شد و جلب مى شد، به شکل قانونى.
مهرانگيز کار: چه دليلى داشت در تاريکى شب اين کار بشود. چه ضرورتى داشت در شرايطى اين کار انجام بشود که هيچکس شاهد نبوده. قيافه اين آقايان را حتى نديده. همه اين واقعيت ها به ما اجازه مى دهد که بگوييم کسانى در ايران دست به اين حرکات مى زنند که براى منافع آنى لازم مى دانند اين حرکات را و شايد بعدا اينها را پايه و مايه قرار مى دهند براى انجام بعضى معاملات سياسى. فعلا ما از کنه مطلب بى خبر هستيم و آنچه را مطرح مى کنيم بر اساس شنيده ها و يافته هاى اين چهارماه اخير است.
مهرانگيز کار: اين آدم را ايزوله کردند. اين آدم را حتما مورد آزار و اذيت قرار دادند. کاملا اعتماد به نفس را از او گرفته اند و کاملا مغزشويى کرده اند او را به نحوى که احساس بکند تنهاست و هيچکس به دادش نمى رسد و تن داده است به آنچه از او خواسته شده در جهت تامين منافع کسانى که فعلا ما از اسامى آنها بى خبريم و فکر هم نمى کنم خيلى بتوانيم اميدوار باشيم که سرانجام به اين زودى اطلاع پيدا کنيم از اصل ماجرا.
اردوان نيکنام (راديوآزادى): مهرانگيز کار در گفتگوى مفصل خود با گزارشگران راديوآزادى در لس آنجلس، از جمله به وکيل پرونده همسرخود سيامک پورزند، وکيلى که نامش را هنوز نمى داند، به دليل تماس نگرفتن با خانواده انتقاد مى کند و روزنامه ايران را به دليل نحوه بازتاب محاکمه پورزند نکوهش مى کند. در اين گفتگو همچنين از کانون وکلاى ايران به خاطر عدم اعتراض به شيوه بازداشت و محاکمه آقاى پورزند انتقاد شده است.
گفتگوى مهرانگيز کار را در باره پرونده سيامک پورزند در برنامه گزارش لس آنجلس در ساعت سوم راديوآزادى روز پنج شنبه همين هفته خواهيم شنيد.
ايران در آستانه يک بحران اقتصادى اجتناب ناپذير: پيش بينى يک کارشناس اقتصاد
دکتر محمد حسين اديب، استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان، پيش بينى مى کند تا چهار سال ديگر مجموعه اى از بحران هاى همزمان، اقتصاد ايران را فلج خواهد کرد. دکتر اديب در مصاحبه با راديو آزادى مى گويد اولين بحران ناشى از لشگر بيکاران است که با توجه به توانايى موجود اقتصاد کشور براى توليد شغل و احتساب ٣ ميليون و ٦٠٠ هزار بيکار فعلى، ظرف ۵ سال آينده، تعداد آنها به ١١ ميليون و ٦٠٠ هزار نفر خواهد رسيد. وى مى افزايد در صورتى که ايران ظرف سه سال آينده به سازمان تجارت جهانى ملحق نشود، تعرفه هاى تنبيهى، صادرات را براى ايران غيرممکن خواهد ساخت و بهاى دلار به ٤ هزار الى ۵ هزار تومان افزايش پيدا خواهد کرد. دکتر اديب مى افزايد قراردادهاى بيع متقابل براى توليد نفت ايجاب مى کند که از زمستان سال ١٣٨٢ به بعد ايران روزانه يک ميليون و ٢٠٠ هزار بشکه نفت پرداخت کند. با احتساب مصرف فرآورده هاى نفتى در داخل کشور، براى ايران بيش از روزى ٤٠٠ هزار بشکه نفت صادراتى باقى نمى ماند که حاصل سالانه آن چيزى بيش از ٣ ميليارد دلار خواهد بود و اقتصاد کشور در چنين نقطه اى از کنترل خارج مى شود. دکتر اديب مى گويد چهار کتاب او در سال گذشته بيش از ۵٠ هزار نسخه فروش داشته اند و نوار گفتار هاى او را خود مردم توزيع مى کنند. روزنامه کريستين ساينس مانيتور نوشت اين نوار ها در تهران پنهانى دست به دست مى گردد.
برگزارى مراسم چهارشنبه سورى در سالهاى بعد از انقلاب
(راديو آزادی)
در سالهاى بعد از انقلاب، مراسم ساده آتشسوزى که با پريدن از روى بوته هاى خار انجام مى شد، با انفجار هاى مهيب ترقه و فشفشفه هاى بزرگ همراه شده است. شب چهارشنبه سورى بعد از انقلاب رنگ وبوى سياسى گرفت و مقامات انتظامى هر سال هشدار هاى شديدالحنى در باره برگزارى اين مراسم صادر مى کنند که عملا حاکى از ناخشنودى حاکميت اسلامى از سنتى است که به سده هاى پيش از ظهور اسلام باز مى گردد. تلاش دولت براى جلوگيرى از شادمانى جوانان در اين شب داستان نامکرر سالهاى اخير بوده است و نتيجه آن شدت يافتن جشن هاى انفجارى وگاه جنگ و گريز ميان نيروهاى نظامى و انتظامى و جوانان و نوجوانان است.
يک خانم اهل تهران مى گويد مراسم چهارشنبه سورى مثل جنگ هاى خيابانى برگزار مى شود و نارنجک و مواد منجره شيشه هاى خانه ها را مى شکند. ولى مى افزايد که چون جمعيت زياد مى شود ماموران انتظامى مى ترسند داخل آن بشوند. يک نوجوان در تهران در مصاحبه با راديوآزادى از آمادگى خود و دوستانش براى برگزارى جشن چهارشنبه سورى مى گويد.
دکتر داور شيخاوندى، جامعه شناس در تهران، در مصاحبه با راديوآزادى دليل تغيير ماهيت مراسم جهارشنبه سورى را فقدان امکانات اجراى قانونى اين مراسم سنتى مى داند که به مقاومت و برخورد و مجادله با ماموران انتظامى و تخريب اموال عمومى منجر مى شود.
دکتر شيخاوندى مى افزايد مسئولين با تجربه از جشن هاى انفجارآميز بعد از مسابقات فوتبال مى کوشند از برخورد ها جلوگيرى کنند. وى مى افزايد براى به سلامت برگزار شدن مراسم، مقامات انتظامى بايد مشارکت و همکارى خود مردم را جلب کنند، همانگونه مراسم عزادارى با شرکت خود مردم نظم و سامان مى يابد.
يک شهروند سالمند تهرانى مى گويد از انفجار ترقه ها به ناراحتى عصبى دچار مى شود. يک شهروند تهرانى ديگر مى گويد کسى اعتراضى نمى کند چون شادى کنندگان بچه هاى خودشان هستند. يک نوجوان تهرانى مى گويد شب چهارشنبه سورى بايد شلوغ بشود. چهارشنبه سورى نمى شود خلوت باشد. يک نوجوان ديگر در تهران مى گويد "گير زياد مى دهندولى فعلا که مارا نمى گيرند."
واکنش هاى شديد سبب شده است که سنت اصيل شب چهارشنبه سورى نظير فالگوش ايستادن و قاشق زنى به فراموشى سپرده شود و جوانان از اين فرست به عنوان بهانه اى براى ابراز شادمانى استفاده مى کنند.
يک دختر جوان در تهران در باره مراسم چهارشنبه سورى در باره اين مراسم اظهار بى اطلاعى مى کند.
دکتر داور شيخاوندى در مصاحبه با راديوآزادى استفاده از آتش در اين مراسم را نماد "تطهير" مى داند و اثبات معصوميت.
تقارن ماه محرم با روزهاى پايانى سال و جشن نوروز امسال انجام مراسم چهارشنبه سورى را پيجيده تر کرده است. يک نوجوان تهرانى مى گويد امسال به همين سبب مراسم يک هفته جلوتر برگزار مى شود.
دکتر داور شيخاوندى در باره تقارن يا تقابل سنت هاى ملى و مذهبى مى گويد موجب شده بعضى از متوليان محرم، چهارشنبه سورى را تحريم کنند و اين باعث تشديد برخورد ها مى شود زيرا مردم بايد تصميم بگيرند چه روزهايى عزا بگيرند و چه روزهايى شادى کنند و تعيين اينها با توسل به زور موجب عدم رغبت به همکارى ها و همبستگى ها مى شود.
يک نوجوان تهرانى در مصاحبه با راديوآزادى مى گويد اين مراسم اگر اين هفته يا هفته آينده برگزار شود، در هر حال شلوغ مى شود.
يک خانم تهرانى مى گويد تصميم داريم شب چهارشنبه سورى زياد بيرون نرويم چون خطرناک خواهد بود.
اردوان نيکنام، مصاحبه با داور شيخاوندى و چند تن از اهالى تهران
March 11, 2002
اخبار کوتاه
جمعي از دانشجويان دانشكدهي دندانپزشكي شيراز، امروز در مقابل ساختمان مديريت دانشگاه علومپزشكي اين شهر و استانداري فارس تجمع كردند.
يكي از اعضاي شوراي نمايندگان تجمعكنندگان در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران گفت: حرف اول ما اين است كه با استعفاي دكتر پاكشير، رييس دانشكده دندانپزشكي موافقت و همچنين هياتي از تهران براي پاسخگويي به مشكلات دانشجويان اعزام شود.
وي با اشاره به مشكلات صنفي ـ آموزشي دانشجويان دندانپزشكي از جمله كمبود فضاي آموزشي، مشكلات تغذيه، عدم پرداخت بموقع حقوق انترني گفت: ما تا كنون با دكتر پنجهشاهين، معاون آموزشي دانشگاه علوم پزشكي، دكتر جهادي، رياست دانشگاه، دكتر يوسفيان، نماينده مردم شيراز در مجلس شوراي اسلامي، معاون سياسي امنيتي استانداري و اعضاي شوراي اسلامي شهر شيراز ديدار و گفتوگو داشتهايم. مسؤولان استان به اين جمعبندي رسيدند كه مشكلات دانشكده از مديريت دانشكده ناشي ميشود. همچنين جلسهاي نيز با مرادي، مدير كل سياسي ـ انتظامي استانداري فارس داشتهايم.
اين دانشجوي دندانپزشكي افزود: پس از پيگيريهاي دانشجويان دكتر پاكشير روز يكشنبه استعفا داد؛ ولي دكتر جهادي رياست دانشگاه علوم پزشكي شيراز با اين استعفا مخالفت كرد.
در اين تجمع آرام، پلاكاردهايي در دست دانشجويان ديده ميشده كه بر روي آنها نوشته بود:« تنها جواب قانعكننده به اولين خواستهي دانشجويان، موافقت با استعفاي رياست دانشكده است.» ، « دانشگاه علوم پزشكي جواب ما را نميدهد؛ دكتر جهادي سكوت تا كي؟» و« مسؤولان استان به فرياد ما برسيد.»
گفتني است دانشجويان مذكور پس از گذشت 20 روز از اعتصاب دانشجويان تصميم گرفتند فردا نيز اعتصاب خود را ادامه داده و در مقابل استانداري فارس تجمع كنند.
انجمن صنفي روزنامهنگاران در خصوص لغو امتيار هفتهنامهي “عصر ما“ بيانيهاي صادر كرد.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران در اين بيانيه آمده است:در حالي كه جامعه مطبوعاتي و روزنامهنگاران كشور همچنان در انتظار احقاق حقوق و اعاده حقوق قانوني خود از جمله احترام به اصل آزادي مطبوعاتي و برقراري امنيت حرفهاي روزنامهنگاران است، تعيين مجازات 17 ماه زندان و لغو امتياز نشريه “عصر ما“ براي آقاي محمد سلامتي مديرمسوول اين نشريه نشانه آن است كه دستگاه قضايي كشور همچنان بر عزم خود در جهت تحديد حقوق و آزادي مطبوعات و روزنامهنگاران اصرار ميورزد.
اين بيانيه افزوده است: راي صادره عليه نشريه عصر ما نه تنها بر خلاف قانون مطبوعات و مقررات جزايي كشور، است بلكه نظر هيات منصفه در مورد تخفيف مجازات را رعايت نكرده است، بلكه سنگينترين مجازاتي است كه تاكنون از محاكم عمومي عليه يك نشريه صادر شده و ميرود تا يك زنداني مطبوعاتي ديگر به آمار زندانيان مطبوعاتي كشور اضافه كند.
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در ادامه با ابراز تاسف از آنچه آن را استمرار روند و نقض حقوق مطبوعات و روزنامهنگاران ناميده با تقبيح حكم لغو امتياز نشريه “عصر ما“ و حبس محمد سلامتي، آورده است: انتظار داريم مسولان محترم قضايي كشور با استفاده از امكانات قانوني موجود از اجراي اين راي جلوگيري نمايند و اين امكان را فراهم آورند تا با نقض راي صادره شرايط مجدد اين پروده فراهم شود.
جاناتان مارکوس، خبرنگار بی بی سی در امور دفاعی جزئيات درز شده از يک سند محرمانه وزارت دفاع آمريکا، پنتاگون، در باره سياست سلاح های هسته ای اين کشور انتقاد شديد دولت ايران را در پی داشته است. در اين سند ايران همراه با کشورهای چين، کره شمالی، عراق، ليبی و سوريه به عنوان اهداف احتمالی حمله های هسته ای مطرح شده است. در اين سند آمده است که جنگ هسته ای با روسيه اکنون کمتر محتمل به نظر می رسد. خود وزارت دفاع آمريکا حاضر به اظهار نظر در باره اين گزارش نشده است. اما آنچه در واشنگتن تنها يک تدبير پيشگيرانه تلقی می شود، می تواند در بحث های مربوط به گسترش سلاح های هسته ای تبعات قابل توجهی داشته باشد. وزارت دفاع آمريكا در آغاز ماه ژانويه اطلاعات غيرمحرمانه ای از بررسی وضعيت سلاح های هسته ای اش را فراهم آورد. زمان درز بخش هايی از سندی كه قبلا محرمانه بوده، حائز اهميت است زيرا هنگامی است كه دولت پرزيدنت بوش برتصميم خود مبنی بر مقابله با كشورهائی مانند عراق كه ممكن است در حال توليد تسليحات مخرب جمعی باشند تاكيد می كند. پيام افشای اين گزارش اعم از اينكه عمدی يا غير عمدی بوده، اين است كه در شرايط بخصوصی، بطور مثال چنانچه نيروهای آمريكايی هدف حملات شيميائی يا بيولوژيكی قرار بگيرند، رئيس جمهوری آمريكا ممكن است اجازه استفاده از تسليحات هسته ای برای تخريب هدف های انتخاب شده را بدهد. در آمريكا بحث درباره توليد نوع جديدی از بمب های هسته ای در آمريکا، جديد نيست. طراحان نظامی آمريکا می گويند از سلاح های هسته ای کوچک می توان برای حمله به پناه گاه های عميق زيرزمينی فرماندهی يا انبارهای تسليحات شيميائی استفاده كرد. تمام اين مسائل اين سوال را مطرح می سازد كه آيا تسليحات هسته ای جنبه باز دارنده دارند يا برای استفاده در جنگ هستند؟ از برخی جهات اين موضوع تعجب آور است كه طراحان نظامی آمريكا هنگامی در باره لااقل امكان استفاده از تسليحات هسته ای صحبت می كنند كه صحت هدف گيری و قدرت تخريبی تسليحات غير هسته ای به مقدار قابل توجهی افزايش يافته است. كارشناسان كنترل تسليحات از اين بيم دارند كه يك چنين تغيير آشكار در نحوه تفكر آمريكا ممكن است پی آمدهای جدی داشته باشد. آنها می گويند چنانچه آمريكا معتقد است كه از بمب هسته ای می توان برای جنگيدن استفاده كرد چرا نبايد ساير كشورها نيز دقيقا همين تصور را بكنند؟
دكتر صادق زيبا كلام معتقد است سياست خارجي كشور همواره حول محور منافع ملي نبوده و اين ضعف بزرگ دستگاه ديپلماسي ما ظرف دو دهه گذشته است.
اين استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار سياسي خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار ميدارد: چند مشكل بنيادي در سياست خارجي ما وجود دارد كه عملا مانع موفقيت در زمينه سياست خارجي شده است و مانع قرار گرفتن ايران اسلامي در عرصة مناسبات بينالمللي در جايگاه واقعي خود شده است.
وي با ابراز اين عقيده كه اولين و بنياديترين معضل اين است كه در سياست خارجي ميان ايدئولوژي و منافع ملي ارتباط برقرار نشده است و سياست خارجي بيش از اينكه ملهم و متاثر از منافع ملي باشد، متاثر از ايدئولوژي و كمششها و جناحبنديهاي سياسي داخلي در رقابتهاي داخلي بوده است، اضافه ميكند: وجود مراكز مختلف و متعدد كه در عرصة سياست خارجي اظهارنظر كرده و ميكنند و عدم وجود تمركز در تصميمگيريها از ديگر معضلات سياست خارجي ايران است .
زيباكلام ادامه ميدهد: مراكز مختلفي در سياست خارجي موضعيگيري كردهاند و تاثيرگذار بودهاند در حالي كه سياست خارجي تنها بايد در دستگاه وزارت امور خارجه كه بايد پاسخگو به مجلس شوراي اسلامي باشد، خلاصه مي شد. اما جريانات مختلف سياسي بر سياست خارجي ما تاثيرگذار بودهاند و يك دستگاه متمركز كه مبين و مفسر و سخنگوي سياست خارجي ايران باشد وجود ندارد.
وي همچنين با اشاره به عدم وجود فضاي نقد به ويژه در قبال تصميمات ديپلماسي به عنوان عامل ديگر ضعف سياست خارجي، تصريح ميكند: دستگاه سياست خارجي ما آنگونه كه بايد پاسخگو نبوده است و در قبال ضعفها و ناكاميهاي سياست خارجي ايران همه سكوت كردهاند و در واقع هيچ نهادي پاسخگوي شكستها و ضعفهاي وزارت امور خارجه و سياست خارجي ايران، ظرف دو دهه گذشته نبوده است. وزراي مختلف براي پاسخگويي به مجلس احضار شدهاند و استيضاح شدهاند، اما كمتر اتفاق افتاده است كه مسئولين سياست خارجي به مجلس احضار شوند و يا به ملت پاسخگو باشند.
اين استاد دانشگاه، نگاه حاكي از توهم توطئه از سوي بسياري از مسئولان را عامل ديگر ضعف در عرصة ديپلماسي كشور دانسته و تصريح ميكند: اين نگاه و تصور اينكه جهان عليه ماست بر بسياري از مسئولان ما حاكم است و در نتيجه باعث شده به تحولات و رويدادها به صورت طبيعي و واقعي توجه نكنيم.
زيبا كلام همچنين معتقد است: تا زمانيكه نگاه حاكي از توهم توطئه وجود داشته باشد، دستگاه سياست خارجي ما پاسخگو نباشد و تا زمانيكه تفكيك و تميزي بين منافع ملي و ايدئولوژي قائل نشويم و همچنين پراكندگي در تعيين سياست خارجي وجود داشته باشد و در عزل و نصبهاي سياسي، معيار خاصي وجود نداشته باشد و انتخاب سفير و كنسول در كشورهاي مهم و مسئولين رده بالاي سياست خارجي با معيارهايي غير از صلاحيت انتخاب شوند، روند سياست خارجي به همين صورت خواهد بود و هيچگونه تحول و پيشرفتي نخواهد كرد و مانند الان به صورت منفعلانه و غير خلاق عمل خواهيم كرد.
وي دربارة نقش شوراي عالي امنيت ملي در تبيين سياست خارجي ميگويد: تحليلهاي اين شورا بيشتر به آن بخش از سياست خارجي كه به مسايل امنيتي مربوط ميشود، باز ميگردد و چون ذات آن امنيتي است، در معرض افكار عمومي قرار نميگيرد و بدون علم و اطلاع از تصميمات شوراي عالي امنيت ملي نميتوانيم ارزيابي درستي از فعاليتهاي آن داشته باشيم و بدون اطلاع از موضعگيري اين شورا در قبال بحرانهاي منطقهاي و بينالمللي نميتوان گفت كه موفق يا ناموفق عمل كرده است.
زيبا كلام خاطرنشان ميكند: در مواردي چون رابطه افغانستان و اينكه بيش از 20 سال است كه ما در افغانستان سرمايهگذاري كردهايم و پولهاي كلاني آنجا خرج كرديم حالا بايد بدانيم كه جايگاه ايران در افغانستان چيست؟ و يا در مورد سياست دوگانه در قبال عربستان كه در گذشته عربستان را خصم ميدانستيم و امروز دوست ميدانيم، سياست ديروزمان غلط بوده است يا سياست امروزمان غلط است؟، چون دستگاه سياست خارجي مورد نقد قرار نگرفته است در قبال اين سياستهاي غلط پاسخگو نبوده است.
وي اين گفتوگو را اينچنين به پايان ميرساند: در مورد آلمان، اتحاديه اروپا و انگلستان نيز مانند عربستان سياستهاي چندگانهاي داشتهايم كه به جاي نقد دستگاه سياست خارجي به تاييد و تشويق اين سياستها پرداختهايم و دستگاه مربوطه نيز هرگز پاسخگو نبوده است.
مرحله نويني در جنبش دانشجويي ايران
*دانشجويان و در مفهومي وسيعتر جوانان آنگاه بصورت يك جنبش سياسي پا بعرصه
مبارزات اجتماعي مينهند كه متقاعد شده باشند، تحول اجتماعي ضروريست وامكانات
چنين تحولي وجود دارد
*جنبش دانشجويي ايران تنها تا آن حد مدافع اصلاح طلبان درون حكومت خواهد بود
كه آنان از خود سيماي يك نيرون تحول طلب ارائه دهند.
*رهبري اصلاحات در تدوين استراتژي پيشبرد اصلاحات منجمله در دانشگاه ها دچار
دشواري است و مشكلات جنبش دانشجويي ناشي از اين ناروشني است
*دفاع دفتر تحكيم وحدت از شكل گيري ديگر تشكلهاي دانشجويي نه فقط از لحاظ
پايبندي به ديدگاههاي اصلاح طلبانه و دمكراتيك بلكه بخاطر بقاي دراز مدت خود
اين دفتر و غلبه بر بحرانهاي دروني آن ضروريست .
*مبارزه براي پيشبرد اصلاحات توسط دانشجويان نميتواند همان مشخصاتي را دارا
باشد كه اين مبارزه در كارخانه ها دارد و يا در درون مجلس . مبارزه ، مذاكره ، سازش
توسط اصلاح طلبان در درون حكومت ويژگيهايي متفاوت با اين مبارزه در درون دانشگاه
دارد
*تشكيل و تقويت انجمن ها و شوراهاي منتخب دانشجويان و حمايت از آنان در دفاع از
خواست هاي عمومي دانشجويان نياز جنبش دانشجوئي است .
مهدي فتاپور
دوشنبه 20 اسفند 1380
با حاد شدن فضاي سياسي ايران در ماههاي اخير جنبش دانشجويي و نقشي كه اين
جنبش در تحولات آينده ايفا خواهد كرد بيكي از مركزي ترين مباحث تبديل گرديد.
دانشجويان فعال ترين نيروي اجتماعي جامعه ايرانند و موضع و عملكرد آنان تاثيراتي
تعيين كننده بر تحولات آينده خواهد داشت . در ايران ، امروز بيش از يك مليون نفر در
دانشگاهها مشغول تحصيلند و با توجه به نقش آنها بعنوان فعالترين و آگاه ترين بخش
جوانان ايران حركت آنان تعيين كننده كل جنبش جوانان ايران است .
در سالهاي اخير دانشجويان فعالترين نيروي مقاومت در برابر تهاجمات محافظه كاران
بوده و در شرايط كنوني ، سازماندهي هر مقاومتي بدون نقش فعال دانشجويان ناممكن
است .
در سمينار ها و جلسات مختلفي كه جهت بررسي اين جنبش و دشواريهاي كنوني آن
چندماه قبل در رابطه با سالگرد 16 آذر برگزار گرديد همه شركت كنندگان بر نقش و
اهميت جنبش دانشجويي ايران در روندهاي آتي جامعه تاكيد كردند. از جمله نكات
مورد تاكيد اكثريت قريب باتفاق شركت كنندگان در اين سمينارها (و يا مقالاتي كه در
اين رابطه نوشته شد) عبارت بودند از
- خطر افول جنبش دانشجويي و مخاطراتي كه افول اين جنبش متوجه كشور ميسازد.
- خطر حكومتي شدن جنبش دانشجويي
- ضرورت استقلال جنبش دانشجويي از سازمانها و احزاب سياسي
- نقش دفتر تحكيم وحدت و ضرورت غلبه بر اختلافات دروني آن
جنبش دانشجويي ايران در آستانه ورود به مرحله جديدي از حيات خويش است و شايد
بسياري از دشواريها و پيچيدگيهاي كنوني اين جنبش ناشي از خصلت اين مرحله گذار
باشد و به همين دليل بررسي اين جنبش اهميتي بيشتر مييابد.
در اين مقاله تلاش گرديده مركزي ترين ويژگيهاي اين جنبش در شرايط كنوني ايران
مورد بررسي قرار گيرد.
تحول طلبي ، خصلت مركزي جنبش دانشجويي
دانشجويان و در مفهومي وسيعتر جوانان خواستار دگرگوني و پيشرفتند. خصلت مركزي
مبارزه دانشجويان آنگاه كه بيك جنبش سياسي فراميرويد، تحول طلبي آنست .
دانشجويان آينده را از آن خود ميدانند و خواهان آنند كه آنرا آنگونه كه خود ميخواهند و
نه آنگونه كه به آنان داده ميشود بسازند0 جنبش دانشجويي جنبش نقد نارسايي ها و
تغيير است . دانشجويان و در مفهومي وسيعتر جوانان آنگاه بصورت يك جنبش سياسي
پا بعرصه مبارزات اجتماعي مينهند كه متقاعد شده باشند، تحول اجتماعي ضروريست
و امكانات چنين تحولي وجود دارد. آنان ايده هايي را ميپذيرند كه راه تحقق چنين
تحولي را ترسيم كند و به آنان روحيه و توان مبارزه در آن راه را بدهد و آنگاه حاضرند
سختي هاي چنين راهي را تحمل كنند.
سي سال پيش دانشجويان ايران چنين تحولي را در سيماي چه گوارا و جنگجويان ويت
كنگ منعكس ميديدند و سازمانهاي چريكي آن زمان را بنيان نهادند. در جريان انقلاب
جوانان ايران پذيرفتند كه ايده هاي بنيانگذاران جمهوري اسلامي قادر است جامعه ايران
را در همه زمينه ها دگرگون ساخته و جامعه اي برتر از همه كشورهاي جهان پديد آورد.
آنان در سياست نه شرقي نه غربي و مبارزه با مستكبران جهان ، غرور ملي -شيعي سالها
سركوب شده ايرانيان را منعكس ميديدند. هزاران جوان به بسيج پيوسته و در ميدانهاي
جنگ حماسه آفريدند. جوانان ايران در تحكيم پايه هاي رزيم اسلامي نقشي بزرگ ايفا
نمودند. در دانشگاه ها نيز انجمن هاي اسلامي دانشجويي بعنوان بخشي از جنبش
دانشجويي در انقلاب فرهنگي و تصفيه دانشگاهها از دانشجويان وابسته به اپوزيسيون
نقش بزرگي داشتند. آنگاه كه چنين تصوراتي رنگ باخت ، جنبش دانشجويي ايران نيز
به خاموشي گراييد.
5 سال پيش خاتمي سياستي نوين و گفتماني متفاوت را بشارت داد و به چهره محبوب
جوانان و دانشجويان ايران بدل گرديد. آنان در اين گفتمان ، تغيير و تحول جامعه
ايران را منعكس ميديدند. امروز خواست مركزي جوانان كسب آزاديهاي فردي و اجتماعي
است و آنان تحول جامعه و تحقق اين خواست را در مسير ترسيم شده توسط اصلاح طلبان
ممكن ديدند. سمبل هاي اين مبارزه آنگاه كه چهره تحول خواهشان زير سوال رود به
همان سرعت كه قلب جوانان را تسخير كرده اند، موقعيت خود را از دست خواهند داد.
محافظه كاران هيچ شانسي براي نفوذ در جنبش دانشجويي ندارند. اين ناتواني نه فقط
به اين دليل است كه خواستها و افكار آنان با شرايط عمومي امروز جهان بيگانه است ، نه
فقط باين دليل است كه نادرستي نظراتشان در عمل اثبات گرديده . عواملي كه در رابطه
با ديگر اقشار جامعه نيز صادق است و آنان را در ميان مردم منزوي ساخته . در رابطه با
دانشجويان از همه اينها مهمتر آنكه تصويري كه آنان از خود در جامعه ارايه داده اند
سكون و بازگشت است و دانشجويان چنين نيرويي را عليه خود ميدانند.
حكومتي شدن جنبش دانشجويي
در سمينار هاي برگزار شده بسياري از سخنرانان از خطر حكومتي شدن جنبش دانشحويي
سخن گفته و نسبت به آن هشدار دادند.
جنبش دانشجويي جنبش انتقاد است و تحول . در شرايطي كه حكومت نه منادي و سردمدار
دگرگوني و تحول ، بلكه بخشا مانع و دشمن دگرگوني و بخشا همراهي كننده خواست
متراكم شده تغيير در درون جامعه است ، جنبش دانشجويي حكومتي نخواهد شد. ممكن است
جنبش سركوب شود، ممكن است بسردي و خاموشي بگرايد، ولي حكومتي شدن اين جنبش
در شرايط كنوني با ويژگيهاي اين جنبش بيگانه است .
همواره امكان وجود دارد كه بخشي از دانشجويان و جوانان حكومت وقت را تاييد كنند،
ولي جوانان در شكل يك جنبش توده اي در آنجائي در خدمت پيشبرد برنامه هاي يك
حكومت قرار ميگيرند كه اين حكومت خود مبتكر و پيشبرنده تحولاتي بنيادين در
جامعه باشد و موفق گردد جوانان را متقاعد سازد كه اين تحولات زندگي آنان را دگرگون
خواهد نمود و جامعه اي برتر از جامعه ديروز خواهد ساخت . اگر در چين گارد جوان به
نيروي ضربت مائو مبدل گرديد باين دليل بود كه آنها متقاعد شده بودند كه انقلاب
فرهنگي با واژگون كردن همه ارزشهاي پيشين تا حد معكوس كردن مفهوم چراغ سبز و
قرمز راهنمائي قادر است همه مشكلات چين و جهان را حل كند و اگر در ايران در جريان
انقلاب جوانان نيروي خود را در اختيار رهبران جمهوري اسلامي قرار دادند، به اين
خاطر بود كه متقاعد شده بودند آنان قادرند تحول و دگرگوني و جامعه اي كه در آن
والاترين ارزشها حاكم است را بارمغان آورند. دوران چنين تصوراتي سالهاست كه
سپري گرديده .
پس از انقلاب فرهنگي ، تصفيه و گشايش دانشگاهها بخشي از دانشجويان حكومت را
تاييد ميكردند ولي اين جنبش دانشجويي نبود كه حكومتي شد. جنبش دانشحويي در
اين سالها خاموش شد و پس از يك دهه دگرديسي دروني از نيمه دوم دهه 70 مجددا با
شعارها و سيمايي ديگر قد برافراشت . آنانكه از حكومتي شدن جنبش دانشجويي در اين
سالها سخن ميگويند، انجمن هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت را با اين جنبش يكي
ميگيرند. اين انجمن ها در اين سالها نه تنها دانشجويان را نمايندگي نميكردند، بلكه
اكثر دانشجويان نسبت بانان احساسات منفي داشتند. دانشجويان در اين انجمن ها چهره
ساكن و عبوس رزيم را منعكس مي ديدند.
جنبش دانشجويي ايران تنها تا آن حد مدافع اصلاح طلبان درون حكومت خواهد بود كه
آنان از خود سيماي يك نيرون تحول طلب ارائه دهند. حمايت از اصلاح طلبان حكومتي
تنهاتا آن حدي توسط جنبش دانشجوئي مورد پذ قرار ميگيرد ك دفاع از ضرورت تحول
به محافظه كاري تن نداده باشند.
جنبش بيتاب است و خواهان دستيابي به نتايج معين است . ايده هائي كه ، درست يا
نادرست ، پيشروي اصلاحات را در دهه ها ممكن ميداند، بدشواري ميتواند توسط
دانشجويان و كل جوانان پذيرفته شود. در شرايط كنوني ، طبيعي است كه جريانهاي
حكومتي در وجوه معيني در پيشروي و تحول از خود ترديد نشان دهند. در چنين
شرايطي دانشجوياني كه در ارتباط با اصلاح طلبان درون حكومت ميباشند، هر گاه كه
ويژگي جنبش دانشجويي را درك نكنند و تمايز ضرورت هاي حاكم بر اين مبارزه و
مبارزه درون حكومت را مورد توجه قرار ندهند، خود منفرد خواهند شد. خطر حكومتي
شدن ، چنين تشكلهايي را تهديد ميكند و نه جنبش دانشحويي را. اگر دفتر تحكيم
وحدت در اين مسير گام بردارد، به جنبش دانشجوئي لطمه زده و موقعيت كنوني خود را
در جنبش دانشجويي از دست خواهد داد و اگر جنبش دانشجويي زنده و فعال باشد،
نمايندگان ديگري براي خود برخواهد گزيد.
افول جنبش دانشجويي
در يكسال اخير بسياري از تحليل گران از افت جنبش دانشجويي سخن گفته اند. پس از
سركوب حركت 18 تير ماه و برخورد خشن با حركات اعتراضي در شكل تظاهرات ، چنين
نوع اعتراضاتي محدود گرديده و پس از 18 تيرماه ما شاهد تظاهرات بزرگ از نوع
تظاهرات پس از وقايع كوي دانشگاه نيستيم . اتخاذ سياست آرامش فعال را تنها دليل و
مانع بكارگيري چنين شيوه هاي اعتراضي دانستن ، منجر به اراته تصويري محدود از
دلايل عدم وجود تظاهرات بزرگ دانشجويي خواهد شد. دانشجويان هيچگاه سياست
آرامش فعال را باور نكردند.
اين خصوصيت جنبش دانشجويي است كه پس از هر سركوب گسترده ، تا مدتي اشكال
ديگري از اعتراؤ را برميگزيند و اگر جو عمومي جامعه و جنبش دانشجويي به
خاموشي نگراييده باشد، پس از مدتي اعتراضات بعدي را در ابعادي وسيعتر و با
شعارهاتي راديكالتر برگزار ميكند. بالاخص در شرايط امروز كه بخش محدودي از
دانشجويان آماده پرداخت هزينه سنگين مبارزاتي هستند. طبيعي است كه فعالين
دانشجو راههاي ديگري كه شركت بخش وسيعتري از دانشجويان را ممكن ميكند
جستجو نمايند. جو پر تلاطم و مباحثي كه در دانشگاه ها وجود دارد نشان ميدهد كه
جنبش دانشجويي زنده است و عمق مييابد. دانشجويان كماكان فعالترين نيروي جنبش
اصلاحاتند و اگر سياست خشن رهبران رژيم مانع برگزاري تظاهرات بزرگ اعتراضي
گرديده ، اين جنبش در اشكال ديگر حركت ميكند و سياست سركوب به تقويت
راديكاليسم در جنبش دانشجويي كمك نموده .
جوانان ايران ارزشهايي را كه رهبران محافظه كار آنها را پايه هاي رژيم ميدانند بزير
سوال برده و نفي كرده اند. يك مرحله از اين مبارزه با شكست سنگين رهبران محافظه
كار رژيم در برابر نوجويي جوانان بپايان رسيده . هيچ گاه در دوران قبل از انقلاب
ارزشهاي مورد تاييد جوانان در حد امروز از ايده هاي محافظه كاران حاكم دور نبود و
ارزشهاي مورد تاييد غرب تا اين حد رسوخ نداشت . اگر سركوب قادر است در راه
فعاليت متشكل و سازمانيافته سياسي مانع پديد آورد، در اين عرصه از مبارزه سركوب
و خشونت كاربردي ندارد. تعطيل نشريات ، جايگزينهاي خود را خواهد يافت . دشوار
كردن استفاده از ماهواره ، رد وبدل مخفيانه فيلمهاي ويدئويي را رواج خواهد داد و براي
جوانان جاذبه يك عمل مبارزاتي مخفي را هم به لذت ديدن يك فيلم غربي ميافزايد.
جوانان آزاديهاي فردي و اجتماعي مطالبه ميكنند و رهبران محافظه كار قادر نيستند
اين خواسته را سد كنند.
دانشجويان فعال در مسائل اجتماعي آن بخش از جوانانند كه ميكوشند جايگزيني
ارزشهاي نوين بجاي ارزشهاي نفي شده را آگاهانه انجام دهند. لازمه اين امر بحث و
تبادل آزاد انديشه است كه در اين زمينه محافظه كاران در دو سال اخير موفق گرديده اند
مانع پديد آوروند. موانعي كه تنها به نفي خشن تر ارزشهاي مورد تاييد آنان خواهد
انجاميد.
دشواري هاي كنوني جنبش دانشجويي دشواريهاي كل جنبش اصلاحات است . اين
نادرست است كه از دانشجويان انتظار داشته باشيم كه تئوريهاي حاكم بر استراتزي
مبارزه در شرايط كنوني را تدوين كنند. رهبري اصلاحات در تدوين استراتزي پيشبرد
اصلاحات منجمله در دانشگاه ها دچار دشواري است و مشكلات جنبش دانشجويي
ناشي از اين ناروشني است و نادرست خواهد بود كه اين ناروشني را افول جنبش
دانشجويي بناميم .
دفتر تحكيم وحدت
يكي از مهمترين مشكلات جنبش دانشجويي ايران دشواريهايي است كه دفتر تحكيم
وحدت با آن روبروست . دفتر تحكيم وحدت در يك دوره نقش برجسته اي در گسترش
جنبش دانشجويي ايفا نمود. مشكلات اين سازمان بعنوان نيرومند ترين تشكل
دانشجويي بر كل جنبش دانشجويي تاثير گذارده است .
دفتر تحكيم وحدت از دل انجمن هاي اسلامي بيرون آمده و بعنوان سازمان متشكل
كننده دانشجويان معتقد برژيم اسلامي و با هدف اوليه مبارزه با سازمانهاي دانشجويي
اپوزيسيون بنيان گذاري شد. تحولات اين سازمان در چارچوب تحولات مجموعه اين
نيروها قابل بررسي است و طبيعتا بنا به خصلت دانشجويان ، اين انجمن ها همواره در
صف راديكال تحول طلبي در درون نيروهاي اسلامي بوده اند.
تغييرات دروني اين دفتر طبيعتا گرايش هاي گوناگوني را در درون اين سازمان شكل
داد. عدم امكان تشكيل تشكل هاي ديگر دانشجويي در سالهاي گذشته اين امكان را كه
گرايش هاي گوناگون قادر باشند سازمانهاي خود را تشكيل دهند ناممكن ساخته و اين
طبيعتا بر تشنجات و اختلافات درون اين سازمان ميافزايد. راه حل درازمدت غلبه بر
اين تشنجات ، شكل گيري تشكل هاي مختلف سياسي دانشجويي است . تا بامروز
مشكل تنها ممانعت هايي نبوده كه محافظه كاران در راه تشكلهاي مستقل پديد آورده
اند، دفتر تحكيم وحدتي ها نيز در سالهاي اخير نه تنها از شكل گيري چنين تشكلهايي
دفاع نكرده اند، بلكه در راه آنان مانع آفريده اند. دفتر تحكيم وحدتي ها هم تصور كرده
اند وجود سازمانهاي دانشجويي ديگر معناي تفرقه در جنبش دانشجويي را خواهد داشت
و به تضعيف آن در برابر محافظه كاران خواهد انجاميد.
دفاع دفتر تحكيم وحدت از شكل گيري ديگر تشكلهاي دانشجويي نه فقط از لحاظ پايبندي
به ديدگاههاي اصلاح طلبانه و دمكراتيك بلكه بخاطر بقاي دراز مدت خود اين دفتر و
غلبه بر بحرانهاي دروني آن ضروريست .
نبايد فراموش كرد كه دفتر تحكيم وحدت تاريخ خاص خود را داشته و به نيروي معيني
در دانشگاهها متكي است . دعوت از اين دفتر كه اعتقادات بنيادين خود را دگرگون كرده
و برنامه و ديدگاههاي ديگري را بپذيرد نه تنها نا ممكن بلكه مضر است . وجود يك
سازمان سياسي دانشجويي نيرومند با ديدگاههاي اصلاح طلبي اسلامي نياز جنبش
اصلاحات است و بايد از وجود آن در همين مقام دفاع كرد.
از سوي ديگر عدم امكان تشكيل تشكل هاي ديگر دانشجوئي و تحولات نظري
مسئولين دفتر تحكيم وحدت موقعيت خاصي به اين دفتر بخشيده . اين سازمان امروز با
اعتقادات دوران بنيانگذاري آن تعريف نميشود. در مرامنامه اين دفتر كه تغييري ننموده ،
جملاتي وجود دارد كه امروز به محافظه كارترين محافظه كاران تعلق دارد. دفتر تحكيم
وحدت امروز متشكل كننده طيف وسيعي از دانشجويان با نظراتي گوناگون است و تا
زمانيكه امكان تشكيل تشكل هاي مختلف دانشجوئي فراهم نگرديده است ، چنين
موقعيتي را حفظ خواهد كرد اساسنامه و مرامنامه تدوين شده در سال 58 با محتواي
فعاليت و نيروهائي كه امروز در اين سازمان متشكلند نا همخوان است .
بسياري از نيروهاي اصلاح طلب ، در ماههاي اخير مسئولان دفتر تحكيم وحدت را به
رعايت دمكراسي در درون صفوف خود دعوت كرده و از خطرات ساختارهاي غير
دمكراتيك براي يك سازمان دانشجويي هشدار دادند. اين تذكرات و هشدارها
مسئولانه ولي ناكافي است . شكل دهي يك ساختار دمكراتيك دروني با موقعيت
بيروني يك سازمان در رابطه است . آن بخش از نيروها كه ميكوشند، دفتر تحكيم
وحدت را با اصول مورد اعتقاد خود كه بخشي از دانشجويان اصلاح طلب را نمايندگي
ميكند تعريف نمايند، قادر نيستند پرچمدار دمكراسي درون سازماني باشند. چه در
سطح جامعه و چه در محيطي مانند دانشگاه نميتوان خود را تنها جريان سياسي دانست
و روابط دمكراتيك دروني شكل داد. دمكراسي درون سازماني تنها به انجام انتخابات
دمكراتيك محدود نيست . بقاي سازماني كه نيروهاي مختلفي در درون آن فعاليت
ميكنند، در گرو آنست كه آنان همگي خود را در حركت و تصميم گيري هاي آن سازمان
سهيم بدانند و اين تنها با تضعيف مركزيت و اختيارات بيشتر و سازمانهاي اين
تشكيلات در دانشكده هاي مختلف امكان پذير است . موضع گيري هاي مستقل انجمن
هاي دانشكده هاي مختلف در ماههاي اخير در اين راستا بوده ولي اين حركت زماني
ميتواند موفق باشد كه آگاهانه و بصورت يك سيستم پذيرفته شده و نه بدليل يك اجبار
ناشي از اختلاف در بالا پيش برده شود.
احزاب سياسي و جنبش دانشجوئي
بسياري از صاحب نظران دفتر تحكيم وحدت را بدليل ارتباط نزديك آن با احژاب و
سازمانهاي اصلاح طلب درون حكومت مورد نقد قرار ميدهند. هر يك از فعالين جنبش
دانشجويي طبيعتا با برنامه و سياست هاي اين يا آن حزب و يا جريان سياسي احساس
نزديكي خواهند داشت . مشاوره و همفكري دانشجويان فعال با همفكران خود در احزاب
سياسي در خدمت تقويت جنبش دانشجويي است . اگر مسئولين دفتر تحكيم وحدت با
مشاركتي ها نزديكي فكري دارند، استفاده از تجربيات آنان امتياز آنانست و طبيعتا
اين بمعناي تاثير گذاري مشاركتي ها بر سياست هاي آنان خواهد بود. نميتوان دفتر
تحكيم وحدتي ها را باين مناسبت مورد شماتت قرار داد. اگر ديگر گرايش هاي دانشجوئي
از ارتباط و مشاوره با همفكران خود محرومند، نبايد بهره گيري از چنين امكاني توسط
دانشجويان انجمن هاي اسلامي را مورد نقد قرار داد.
مشكل جنبش دانشجويي ايران وجود اين رابطه و تلاش اين احزاب در تاثير گذاري بر
جنبش دانشجويي نيست . مشكل در مضمون اين رابطه است . مشكل در سياستي است
كه احزاب سياسي براي جنبش دانشجويي توصييه ميكنند. مبارزه براي پيشبرد اصلاحات
توسط دانشجويان نميتواند همان مشخصاتي را دارا باشد كه اين مبارزه
در كارخانه ها دارد و يا در درون مجلس . مبارزه ، مذاكره ، سازش توسط اصلاح طلبان در
درون حكومت ويژگيهايي متفاوت با اين مبارزه در درون دانشگاه دارد. نميتوان ونبايد
از دانشجو خواست مبارزه خودرا محدود به الزامات مبارزه در درون حكومت سازند.
دوسال ونيم قبل بخشي از اصلاح طلبان از دانشجويان انتقاد كرده و از آنها ميخواستند
كه اجازه دهند مسئولين برنامه هاي خود را در درون حكومت پيش برند و از اعمال فشار
خودداري كنند. آنان تصور ميكردند اصلاح طلبان خود در درون حكومت قادرند اصلاحات
را پيش برند. چنين فكري كه از دانشجويان ميخواهد خواستها و شيوه مبارزاتي خود
را محدود به ملاحظات مسئولين در بالا سازند، فردا زمانيكه از دانشجويان انتظار
مبارزه فداكارانه داشته باشد، پاسخ نخواهد شنيد.
برگزيده شدن برخي از فعالين سابق دفتر تحكيم وحدت به نمايندگي مجلس و گمارده
شدن برخي از آنان در مناسب دولتي گاميست مثبت كه ميتواند در انعكاس خواستها و
روحيه دانشجويان در بالا موثر باشد ولي آنگاه كه اين فعالين سابق درك نكنند كه
رهبري جنبش دانشجوئي و مسئوليت دولتي بايكديگر ناهمساز است و پذيرش مسئوليت
دولتي بمعناي پايان حضور در رهبري جنبش دانشجوئيست و از نفوذ و احترامشان در
ميان دانشجويان همفكر خود نه در جهت انتقال تجربيات و ياري دادن به آنها، بلكه در
جهت متقاعد كردن آنان به اجراي آنچه براي پيشبرد مسئوليت جديد خويش ضروري
ميدانند، بهره گيرند، نقشي منفي در جنبش دانشجوئي ايفا خواهند كرد.
تشكيل شوراهاي دانشجويي
در درون دانشگاه تشكل هاي سرتاسري تنها تشكل هاي دانشجويان وابسته به حكومت
است . دفتر تحكيم وحدتي ها بعنوان نيرومندترين تشكل دانشجويي در سالهاي اخير
نقشي مثبت داشته اند ولي دفتر تحكيم وحدتي ها نماينده كل دانشجويان نيستند.
دانشجويان نيازمند تشكلهايي هستند كه بتواند تمامي دانشجويان را نمايندگي كند.
تنها تشكلي كه ميتواند در اين مقام قرار گيرد شوراهاي دانشجويي منتخب دانشجويان
است . در چنين شوراها (و يا انجمن ها) يي دانشجويان با گرايش گوناگون ميتوانند حضور
داشته باشند و تركيب اين انجمن ها انعكاس مجموعه جنبش دانشجويي خواهد بود.
شوراها و انجمن هاي منتخب دانشجويان يا تشكيل نشده اند و يا دامنه اختيارات و
فعاليت هاي آنها محدود است . در آنجاهاييكه انتخابات انجام شده ، بسياري از انجمن
هاي انتخاب شده وظيفه خود را تنها دفاع از منافع صنفي دانشجويان ميدانند.
انجمن ها و شوراهاي منتخب وظيفه دفاع از منافع عمومي دانشجويان را عهده دار
خواهند بود. دفاع از منافع صنفي دانشجويان طبيعتا از مركزي ترين وظايف اين تشكل
هاست ولي در شرايطي كه بخش بزرگي از دانشجويان روندهاي سياسي جامعه را تعقيب
كرده و ميكوشند بر آن موثر باشند، انجمن هاي منتخب نميتوانند وظايف خود را به دفاع
از منافع صنفي دانشجويان محدود كنند. مثلا استفاده آزاد از اينترنت خواست عمومي
دانشجويان است . محدوديت در اين عرصه براي همه دانشجويان مشكل زاست . مبارزه
براي آزادي استفاده از اينترنت وظيفه نمايندگان دانشجويان است كه طبيعتا با مسائل
سياسي جامعه ما تماس خواهد داشت .
تشكيل و تقويت انجمن ها و شوراهاي منتخب دانشجويان و حمايت از آنان در دفاع از
خواست هاي عمومي دانشجويان نياز جنبش دانشجوئي است .
تظاهرات کسترده ايرانيان همزمان با بازديد خاتمی از اتريش
محمد خاتمی، رييس جمهور ايران که روز دوشنبه برای ديدار رسمی از كشورهای اتريش و يونان، تهران را به مقصد وين ترك كرده بود با استقبال رسمی رييس جمهور اتريش وارد اين کشور شد.
آقای خاتمی پس از ديدار از اتريش و در مرحله دوم سفر خود، راهی يوانان خواهد شد.
رييس جمهور ايران در پاسخ به دعوت رسمی توماس كلستيل رييس جمهور اتريش و استفانو پولوس رييس جمهور يونان راهی اين کشورها شده است.
بر اساس گزارش خبرگزاری ها، آقای خاتمی درمدت اقامت خود دراتريش كه تا روز چهارشنبه ادامه دارد، با رييس جمهور، صدراعظم، رييس مجلس ورييسان احزاب اين كشور ديدار می كند.
در سفر آقای خاتمی به اتريش کمال خرازی وزير خارجه و اسحاق جهانگيری وزير صنايع ومعادن ايران همراه او هستند.
تجمع های اعتراض آميز
گروهی از ايرانيان مقيم اروپا روز دوشنبه همزمان با ورود آقای خاتمی به وين، در مرکز اين شهر تجمع کرده و با حمل پلاکاردها و سردادن شعارهايی مخالفت خود با اين سفر و پذيرايی از رييس جمهور ايران در کشورهای اروپايی را ابراز کردند.
بر اساس گزارش های رسيده، ماموران پليس اوضاع را تحت کنترل داشتند.
مقام های اتريش به خاطر تامين امنيت سفر رييس جمهور ايران، با وجود اينکه سفر به اين کشور برای شهروندان ساير کشورهای اتحاديه اروپا نيازمند همراه داشتن رواديد نيست، از چند روز قبل مقررات حمل رواديد در هنگام تردد در مرزها را به اجرا گذاشتند.
سفر به يونان
آقای خاتمی در پايان سفر به اتريش، راهی يونان می شود و طی دو روز اقامت در اين کشور با رييس جمهور، نخست وزير، رييس مجلس اين كشور ديدار خواهد کرد.
در سفر آقای خاتمی به يونان نيز آقای خرازی و بيژن نامدار زنگنه وزيران خارجه و نفت همراه او خواهند بود.
اهميت سفر آقای خاتمی
اين سفر آقای خاتمی از جهات گوناگون حائز اهميت است.
قرار است آقای خاتمی در طول سفر خود، با خاوير سولانا، مسوول سياست خارجی اتحاديه اروپا نيز ديدار و گفتگو کند.
انتظار می رود آقای خاتمی در ديدار با مقام های اتحاديه اروپا خواستار ايفای نقش فعالتری از سوی اين اتحاديه برای برقراری آرامش در خاور ميانه شود.
از سوی ديگر، اين سفر در شرايطی صورت می گيرد که اخيرا رييس جمهور و ساير مقام های ارشد آمريکا ايران را جزو کشورهای اصلی حامی تروريسم و جزئی از محور شرارت معرفی کرده بودند.
هدف آمريکا از اين اقدام از سوی برخی از ناظران، تلاش برای تحت فشار قرار دادن ايران و منزوی ساختن تهران در سطح بين المللی ارزيابی شد، لذا استقبال گرم از آقای خاتمی در کشورهای عضو اتحاديه اروپا می تواند به نوعی در تضاد با خواست واشنگتن باشد
March 10, 2002
نامه ٦٩ شخصيت جامعه علمي - فرهنگي كشور درباره وضعيت زندانيان موسوم به ملي - مذهبي
64 نفر از اعضاي جامعهي علمي - فرهنگي كشور با امضاي نامهاي خطاب به ملت ايران، اعلام كردند كه بهترين اقدام جهت تقويت همبستگي و وفاق ملي؛ آزادي زندانيان، - كه در اين نامه زندانيان سياسي ناميده شدهاند - و اعادهي حيثيت از آنان ميباشد.
در اين نامه كه نسخهاي از آن در اختيار سرويس حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران قرار گرفته، آمده است:
“ پس از ماهها سكوت خبري و بياطلاعي از وضعيت زندانيان ملي - مذهبي، مدتي است كه محاكمهي غيرعلني آنان آغاز شده است و همچنان ادامه دارد. اين سكوت خبري پس از صدور اطلاعيههاي مقامات قضايي تهران و انتشار آن در رسانههاي عمومي انجام گرفت كه در آنها دستگيرشدگان به اقدام براي براندازي نظام جمهوري اسلامي از طريق استحالهي فرهنگي و نفوذ در اركان نظام و حتي اقدام مسلحانه متهم شده بودند. گرچه مبناي آن اطلاعيهها، چنين اتهام سنگيني فقط به بريدههايي از م