اخبار

« January 2002 | Main | March 2002 »

February 24, 2002

دايره بسته مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي نگهبان

دو نهاد خودبرگزيده و غيرمردمي ، عاملين فلاكت و ذلت يك ملت ;


بهرام متين (از مليون ايران )

شنبه 4 اسفند 1380*
مسئوليت هاي رسمي آقاي هاشمي رفسنجاني پس از پيروزي انقلاب :
عضويت در شوراي انقلاب ، سرپرستي وزارت كشور، رياست مجلس شورا، نماينده امام
در شوراي عالي دفاع، جانشيني فرمانده كل قوا، فرماندهي جنگ عراق و ايران (در
زمان نوشيدن جام زهر و قبول قطعنامه از طرف امام )، امامت نماز جمعه تهران ، رياست
جمهوري اسلامي ايران ، رياست شوراي عالي انقلاب فرهنگي و بالاخره رياست مجمع
تشخيص ملحت نظام بهمراه رياست تعداد زيادي از نهادها و شوراهاي عالي
تميم گيرنده .*
مسئوليت هاي رسمي آقاي محسن هاشمي (يكي از فرزندان آقاي هاشمي رفسنجاني ):
پس از اتمام تحصيلات در بلژيك و كانادا سرپرست پروژه موشك شهاب ، عضو هيات
مديره صنايع دفاع، رئيس بازرسي ويژه رئيس جمهور، رئيس دفتر رئيس جمهور، عضو
هيات امناي جهاد دانشگاهي ، رييس موسسه فرهنگي دفتر نشر معارف انقلاب ، رئيس
دفتر رئيس مجمع تشخيص ملحت نظام ، مديرعامل شركت راه آهن شهري (مترو) و
رئيس و عضو هيات مديره امناي بسياري از نهادها و سازمانهاي اقتادي و صنعتي
بزرگ مملكت .
يك فرزند ايران زمين ، محمود ص . هم سن و سال محسن آقا هاشمي عزيمت به جبهه
جنگ در ابتداي جواني ، مصدوم از اصابت تركش در خط اول جنگ و براي هميشه فلج
كامل ، دق مرگ پدر از اين ضايعه و به دنبال آن مرگ مادر و پس از 17 سال زمينگيري ،
پايان دردانگيز زندگي و شهادتي پرافتخار در راه حفاظت و دفاع از مملكت و آزادي
ميهن .*
ملت ايران ، بر مبناي مقتضيات از طرف قدرتمداران حاكم نامهاي متنوعي را به خود
گرفته است : ملت بدبخت ايران ، ملت نجيب ايران ، ملت شجاع ايران ، ملت مظلوم ايران ،
ملت ستمديده ايران ، ملت سربلند ايران ، ملت قهرمان ايران ، ملت رشيد ايران ،امت امام ،
امت هميشه در صحنه و... صفتهايي كه هيچوقت علنا" به زبان نيامده عبارتند از: ملت
نادان ، ملت بي شعور.
اما امروز توهين به شعور ملت و نادان پنداشتن مردم ايران در گفتار و كردار آقاي
هاشمي رفسنجاني و شركايش حالت روش جاري و مستمر پيدا كرده است . دو هفته قبل
آقاي بوش رئيس جمهور آمريكا، كه خود با مسائل و مشكلات عديده اقتصادي اجتماعي
داخل كشورش روبروست ، حاكمان غيرانتخابي و انحصار طلب جمهوري اسلامي را، كه
همچون خود او و اي بسا چند برابر بيشتر درگيري داخلي دارند، در كنگره ايالات متحده
مورد حمله و تهديد قرار داد. به دنبال آن آقاي هاشمي رفسنجاني شخصيت تصميم گير و
غيرانتخابي و كسي كه جوابگو در برابر ملت ، نمايندگان ملت و هيچ مرجع ديگري در
كشور نيست ، بي درنگ ميكروفون را از دست منتخبين ملت گرفت و در ظاهر خشم خود
را به سر آمريكا و رئيس جمهورش خالي كرد.
ولي در عمل بلافاله دفتر حكمتيار در ايران بسته شد. نماينده حكومت جمهوري
اسلامي در سازمان ملل شروع كرد به سوگند يادكردن كه ما بيگناهيم . وزير نفت سفر
خودش را براي ملاقات با وزير انرژي انگلستان براي واگذاري امتيازات بيشتري در
خلوت تدارك ديد. مقامات وزارت خارجه آنچه را كه از ديپلماسي ياد گرفته بودند، بكار
بردند. ديگر مقامات همفكر آقاي رفسنجاني به تبعيت از وي گاهي به نعل زدند و گاهي
به ميخ! تا اينكه بار ديگر آقاي رفسنجاني در پشت تريبون نماز جمعه قرار گرفت و باز
هم طبق معمول نصايح پدرانه و خيرخواهانه به ملت آمريكا و لزوم دقت آنان در خصوص
نظارت بر اعمال رئيس جمهورشان و تهديداتي كه ملت ايران چه خواهد كرد و چه
نخواهد كرد و آن به اندازه اي تكراري است كه همگان بر آن واقفند. و در آخر صحبت از
باتلاقي كرد كه امكان درآمدن آمريكايي ها از آن ميسر نيست . شخص شخيص ايشان از
ياد برده است كه دقيقا" همين جمله را در شروع حمله آمريكا به افغانستان به زبان آورد
در حاليكه با توجه به روند جنگ در افغانستان كه پشت سر گذاشته شده بود و
بهانه جويي هاي آمريكا براي توسعه جنگ در منطقه ، سخنان منطقي و مصلحانه و
غيرتحريك كننده اي را مي طلبد، آيا ايشان فراموشكار است يا اينكه خداي ناكرده بايد
ملت را متهم به بي شعوري و فراموشكاري نمائيم ؟ نه ، ملت ايران هيچوقت از خاطر
نمي برد كه با همين سفسطه بازي ها و دنبال كردن سياست توطئه ، چگونه آقاي
رفسنجاني خود را در جايگاه فرمانده جنگ ، در جريان جنگ تحميلي هشت ساله قرار
داده و با ادامه بيهوده جنگ به هدف قبضه كردن قدرت در دست خود و شركايش ، كار را
به جايي كشاند كه ملت ايران بهايي فراتر از توان خود را بايد مي پرداخت و در اين
رهگذر وي خود را در برابر هيچ مرجعي ملزم به جوابگويي ندانست .
آقاي رفسنجاني در ادامه خطبه نماز جمعه اخير خود ميگويد: بايد مواظب بود و بهانه به
دست دشمن نداد! (سياستهاي نعل و ميخ).
كسي نيست از آقاي امام جمعه موقت و مصلحت دان بزرگ نظام سوال كند كه به چه
كسي نصيحت ميكنيد؟ و كيست آنكه ، او نبايد بهانه به دست دشمن بدهد؟ آيا يكي از
مسئولين اجرائي يا منتخبين قوه مقننه كشور؟
بايد ديد كه چرا آقاي هاشمي رفسنجاني از فرمان ملت تمكين نمي كند؟ و چرا ايشان و
يارانشان تا نوشيدن جام زهر با حاكميت ملت مخالفت ميكنند؟
چرا حاكميت ملي و نهادهاي منبعث از خواست ملت براي آقايان حكم كابوس را دارد؟
آقاي محسن هاشمي (رفسنجاني ) و اخوي ها، عموزاده ها، خاله زاده ها و ساير بستگان
دور و نزديك با استفاده از موقعيت آقاي رفسنجاني تبديل به آقازاده شده اند. اين
آقازاده ها و ارتباط شبكه اي آنها با ساير رانت خواران فقط به هدف ثروت اندوزي ،
منابع و ثروت ملي كشور را به باد فنا داده و ميدهند.
شركت سهامي ايران ويران كن آقاي رفسنجاني و يارانشان براي حفظ انصحار قدرت هر
روز به دنبال يك مكر و حيله تازه اي ميباشد. جنجال تازه شهرام جزايري يكي از همين
بازي هاي مكارانه جمع آنهاست .
وابستگان آقاي رفسنجاني (مرعشي و ياران موتلفه ) شخص جواني را كه به گفته خود
هفت سال پيش يك شاگرد بستني فروش بوده ، با برنامه ريزي هاي حساب شده نردبان
ترقي را جلوي پاي او ميگذارند. به طوري كه خيلي زود در كمسيونهاي مهم اقتصادي
مملكت راه پيدا ميكند و به هدف آلوده كردن و خراب كردن جريانات نيروهاي سياسي
رقيب و احتمالا" اصيل ، سند و مدرك سازي براي حق السكوت گرفتن سياسي در مواقع
ضرور، و بالاخره پاس كردن فساد رانت خواري از سرآقازاده ها به سر آن شخص يا در
واقع سر بلا قراردادن شهرام جزايري براي مبرا ساختن آقايان و آقازاده هايشان و
سرگرم كردن مردم (به قول معروف ايزگم كردن ) اين نمايش مسخره با همكاري ياران
مدرسه حقاني به پا شده است .
ملت ايران با اين نوع دادگاهها و نمايشهاي مسخره شما كاملا" آشنا هستند. دادگاه
اختلاس 123 ميليارد توماني ، اعدام فاضل خداداد و تبرئه تدريجي متهمين اصلي ،
هنوز از ياد ملت ايران بيرون نرفته است .
در حاليكه بسياري از نخبگان تحصيلكرده مملكت در سلسله مراتب پائين دست اداري
با حقوق و مزاياي ناكافي كار ميكنند و يا اينكه خانه نشين شده و يا از مملكت خارج
شده اند، شاگرد بستني فروش ها، قهوه چي ها و نوحه خوانها داراي ثروت و مكنت و
قدرت مي شوند و واحدهاي بزرگ صنعتي و اقتادي مملكت را در اختيار مي گيرند.
وقتي كه آفتاب غروب مي كند كوتوله ها سايه هاي بلندي از خود نشان ميدهند!!
اين ها مشتي است نمونه خروار از فساد و غارت ثروتهاي ملي توسط شركت سهامي
ايران ويران كن آقاي رفسنجاني و يارانشان . اين موارد هم از خاطر ملت فراموش
نشده است .
يك زمان آقاي گنجي زبان به سخن باز كرد و در خصوص قتلهاي زنجيره اي شروع به
روشنگري نمود و تا آنجا پيش رفت كه فقط عاليجنابان خاكستري و سرخپوش به حضور
ملت معرفي شدند.
آقاي رفسنجاني ، شما كه مصلحت گذار نظام هستيد، آيا اين عاليجنابان را مي شناسيد؟
چرا مصلحت نديديد كه آقاي گنجي و به دنبال وي آقاي باقي ، باقي راه را بروند؟
چرا بايد سر از زندان در بياورند؟ چرا بايد به سلول انفرادي بروند؟ چرا بايد مطبوعات
به صورت فله اي بسته شوند و مديرانشان سرنوشت آقايان گنجي و باقي را پيدا كنند؟
كيست اين قاضي كه در زمان حساس كه تمامي ملت منتظر روشن شدن معماي قتلهاي
زنجيره اي هستند بغتتا" احكام دادگاه بلخ را صادر ميكند!
اين قاضي كه اسرائيلي و يا امريكائي نيست كه چنين قاطعانه در جهت ناشناس ماندن
چهره تميم گيرندگان و فتوادهندگان سيلي به صورت يك ملت ميزند؟
شما به عنوان رئيس مجمع تشخيص ملحت نظام اگر با اين به اصطلاح قاضي هماهنگ
و همصدا نبوديد چرا هيچ گونه عكس العملي نشان نداديد؟
اين چه مصلحتي است كه فرزندان اين ملت به دست جلادان كشته ميشوند و قاتلين و
دستور دهندگان آزاد، و آنهائيكه پي گيري ميكنند كه قضايا را براي ملت روشن نمايند
بايد شكنجه شوند و زندان انفرادي را تحمل نمايند؟
چرا اطلاعات خودتان را در اين خصوص در اختيار ملت نميگذاريد؟
شما به خوبي ميدانيد كه با كشتن سعيد اسلامي در زندان و ساير جريانات انحرافي
ماجرا پايان نميگيرد و با استقرار دموكراسي ، ملت عاملان اين فجايع را پيدا خواهند
كرد و تا حدي نيز آنان را مي شناسند.
آقاي هاشمي رفسنجاني شما و شركايتان به شدت با حاكميت ملت ايران مخالفيد اگر
اينطور نيست ، مي توانيد پاسخ دهيد كه چرا آقاي مهندس سحابي و همفكران ايشان در
زندان هستند و چرا محاكمات آنان برخلاف اول قانون اساسي بايد در پشت درهاي
بسته صورت گيرد؟ سوال اين است كه آنان در كدام فجايع دست داشته اند و در كجا
رانت خواري كرده اند؟
زماني كه مهندس سحابي ، فروهر و ساير مبارزين راه آزادي ايران درگير ساواك بودند
و زندان و شكنجه را تحمل ميكردند ياران شوراي نگهبان شما از قبيل جنتي ، شيخ محمد
يزدي و سايرين چه ميكردند؟ اينان مردان دين بودند، سر منبر مي رفتند و موعظه
ميكردند. شايد هنوز به خاطر داشته باشيد كه در خاتمه موعظه به هنگام دعا ميگفتند يا
ميگفتيد "پروردگارا، شاهنشاه ما را از گزند روزگار مصون و محفوظ بدار" و از مردم
آمين بلند را مطالبه ميكرديد. ملت ايران تمامي اين آقايان را به خوبي مي شناسد، با
خاطره نويسي و تغيير نام و نام خانوادگي حافظه ملت پاك نخواهد شد.
آيا به خاطر داريد كه براي نشان دادن قدرت و قاطعيت در دوران رياست جمهوري خود
در سال 69 همين آقاي مهندس سحابي و جمع ديگري از مليون دلسوز را كه براي شخص
شما نامه سرگشاده ، حاوي نقد و نصيحت نوشتند آنها را روانه زندان كرديد و در جواب
كسانيكه از شما سوال كرده بودند چرا آقاي سحابي و دوستانشان بايد در اين سيتسم
هم زندان و شكنجه را تحمل كنند؟ گفته بوديد "اينها خيلي رويشان زياد شده بود!!"
چرا رويشان زياد شده بود، چونكه در پي حفظ منافع و مصالح ملي بودند؟ و يا چونكه
آقاي مهندس سحابي در حال برداشتن پرده از 105 ميليارد دلار مفقود شده از درآمدهاي
ارزي كشور بود؟
جنابعالي به عنوان مصلح بزرگ !! و متخصص ايجاد بحران و عبور از بحران به خوبي از
كم و كيف تمام قضايا باخبريد، اگر واقعا" صداقت داريد و در پي مصالح ملي ايران
هستيد با استفاده از نفوذ اعجاب انگيز خودتان ياران و شركايتان را قانع كنيد كه
آقايان سحابي و پيمان و اميرانتظام و ديگران در دادگاه علني محاكمه شوند و اگر
اتهامات ايشان گوشه عباي جنابعالي را نيز گرفت ، پاسخ دهيد. شما كه از كسي ترسي
نداريد، زبانم لال جنابعالي از آن دسته افراد نيستيد كه پاي مصالح شخي كه پيش
بيايد، مصالح ملي ، قانون اساسي و حقوق افراد برايشان بي معني جلوه كند!!؟
شايد به خاطر داشته باشيد كه حاصل حاتم بخشي هاي جنابعالي كه از يك قهوه چي
ميخواست كارخانه دار بسازد نتيجه اش برباددادن بيش از بيست مليون دلار از ذخائر
ارزي كشور بود و شخص مربوطه نه كارخانه دار شد و نه قهوه چي ماند. روزي كه
حاكميت ملي و آنجا كه ملت سالاري معنا ييدا كند شما مورد سوال خواهيد بود كه
اين اقلام ريز و درشت از سرمايه ملت را به حساب چه كساني واريز كرديد، كه به جاي
سازندگي و ايجاد واحدهاي اقتصادي ، سدهاي خاكي ساختيد و كارخانه هاي كهنه
خارجي را با چند برابر قيمت نو وارد كرديد و در خاتمه دو دوره رياست جمهوري تان 37
ميليارد دلار قرض خارجي با بهره سنگين برجا گذاشتيد.
برابر قانون اساسي حاكميت موظف است تمام كوشش خود را در جهت بهبود وضع
زندگي ملت به كار گيرد. چگونه ميشود عناصري بسيار دور از مرزهاي كشور ما عزيز
شوند و ملت ذليل !؟ و زمانيكه عبداله نوري در روزنامه خرداد مي نويسد: "كاسه داغتر
از آش نباشيم ، خود مشكلات زيادي داريم ما را چه به مسائل كساني كه نه همسايه ما
هستند و نه همزبان و حتي در جنگ عراق بر عليه ايران جانب صدام حسين را گرفتند!
امروز زندگي ما شده فلسطين ، نميگويم حمايت نكنيد، به اندازه بقيه حمايت كنيد. از
ملت ايارن هم در مقابل فقر و تنگدستي حمايت كنيد". اما عبداله نوري بايد روانه
زندان شود و روزنامه اش هم بسته شود چونكه در خلاف جهت نفخواران و بحران سازان
بزرگ در خاورميانه صحبت مي كند!
همچنين عبداله نوري در روزنامه خرداد نوشت : "هيچ اراده اي براي تعقيب قاتلان و
محفل نشينان وجود نداشت مگر حاكميت مسول حفظ جان انسانها نيست ؟
پس چرا فروهر و بسياري ديگر از روشنفكران با كارد تكه تكه شدند و جسد پاره اي از
آنان در فريزر جاسازي شد? پس چرا حسين برازنده ، احمد تفضلي ، ميرعلائي ، زال زاده ،
سعيدي سيرجاني ، پيروز دواني ، مجيد شريف ، غفار حسيني ، منوچهر صانعي ، فيروزه
كلانتري و... و يا عده اي از دانشگاهيان و روحانيان اهل تسنن و يا برخي از كشيشان
مسيحي به قتل رسيدند"؟
و يا تعداد بيشماري از ايرانيان خارج از كشور و داخل هدف پروژه حذف فرهنگي قرار
گرفتند و جان باختند. آيا مردم حق دارند بپرسند براستي چه كسي و يا كساني پشت
اين افراد هستند؟
آقاي هاشمي رفنسجاني آيا نمي توانستيد از مجمع تشخيص مصلحت نظام امريه صادر
كنيد و بگوئيد، بگذاريد حرفش را بزند؟
با حاكم شدن ملت بر سرنوشتشان اين ماجرا نيز پي گيري خواهد شد و مصلحت به زندان
رفتن عبداله نوري و اينكه چه كس يا كساني پشت قضيه بوده اند معرفي خواهند شد.
به هرحال جنايت ، جنايت است در هر لباسي يا در هر اسمي و در هر پست و مقامي كه
باشد.
آقاي عبداله نوري ادامه مي دهد "آيت اله خميني ميكوشيد تا جمهوري خردمندان را برپا
دارد و نه جمهوري تهي مغزان ، ملت فلسطين از هر كيش و آئيني باشند در مورد
سرنوشتشان به هر تصميم و نظري برسند در مقام مخالفت نمي توانيم برآئيم " و اضافه
ميكند "متاسفانه به جاي محاكمه قاتلان و عاملان و برنامه ريزان و حكم دهندگان قتلهاي
زنجيره اي ، عبداله نوري بايد محاكمه شود و آن كه مقتولان را ناصبي و مرتد خواند
(روح اله حسينيان ) اينك به جاي افكار عمومي بر كرسي هيات منصفه تكيه بزند". آقاي
حسينيان قسم جلاله خورد كه "آخه ما خودمان واله يك زمان قاتل بوديم " آقاي
رفسنجاني آيا جنابعالي اطلاع پيدا كرديد؟ آيا به شما گزارش نشد؟
مگر عبداله نوري يكي از اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام نبود كه شما رئيس آن
هستيد؟ آيا اينهم از همان مصالحي است كه به خاطر آن رياست عظمايش به شما واگذار
شده ؟ چه تصميمي گرفتيد، خود شما در اين صحنه غم انگيز چه نقشي داشتيد؟
و باز آقاي هاشمي رفسنجاني ، آيا شنيديد كه در حمله به خوابگاه دانشجويان چه
اتفاقي افتاد. يكي از فرزندان نمونه ايران زمين ، دانشجوي دانشكده پزشكي تهران كه
دركنكور سراسري رتبه يكم را حائز شده بود، چشمش را درآوردند و در آخر دانشجويان
راهي زندان شدند و ماموران لباس شخصي حاكميت هل من مبارز طلبيدن در جامعه !
آيا مصلحت نبود با شركاي تجاري سياسي خود در سپاه و موتلفه حتي بحث كنيد؟
مطمئن باشيد زمانيكه حاكميت ملي استقرار يابد هزاران سوال مطرح خواهد شد كه
جنابعالي و ساير همفكران و آنانكه بر مسند قدرت بدون اجازه مردم تكيه زده اند بايد
جوابگو باشند.
آن دسته از اصلاح طلبان و كسانيكه مسير مصلحت مملكت را در همراهي و همكاري با
آقاي هاشمي رفسنجاني و نظائر وي جستجو مي كنند بايد بدانند كه انتظاري عبث و
بيهوده دارند چونكه اين حاكمان غيرقانوني كشور به هر حيله اي متوسل و به هر
وسيله اي مستمسك خواهند شد تا جلوي حركت ملت ايران به سوي حاكميت ملي گرفته
شود. اگر آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه صراحتا" بهانه به دست به اصطلاح
دشمن ميدهد و يا بر طبل جنگ ميكوبد يك هدف را دنبال ميكند مردم سالاري ، نه ولو
به قيمت ويران شدن كشور. مردم سالاري نه اگر هزاران و دهاهزار ايراني بميرند.
ايشان ميداند و خوب هم ميداند كه اگر آمريكا بر عليه ايران عمليات نظامي انجام دهد
ايشان و خانواده شان و شركايشان صدمه اي نخواهند ديد بلكه اين ملت ايران است كه
مورد آسيب خواهد بود. ملت ايران فريب شاخ و شانه كشيدنهاي تحريك آميز آقاي
هاشمي رفسنجاني را در برابر بيگانگان نخواهد خورد. همين چند هفته پيش ملاعمر
در حاليكه بمب ها روي سر ملت افغانستان ميريخت به سبك و شيوه ايشان ميگفت به
آمريكا نشان خواهيم داد و يا صدام حسين قاتل دهاهزار جوان ايراني كه آقاي
رفسنجاني را "برادر" خطاب كرد در زير بمباران شبانه روزي غربي ها همچنان عربده
ميكشيد و ياوه سرايي مي كرد. مردم داناي ايران با اين نحوه بيانات آقاي هاشمي
رفسنجاني بسيار خوب آشنايي دارند.
جاي بسي اميدواري است كه ملت آگاه و داناي ايران و اكثر ايرانيان پراكنده در سراسر
جهان پس از گذر از تجربه تلخ حكومتهاي استبدادي شاهنشاهي و خودكامگان فقيه
سالاري به اين حد از پختگي و آگاهي سياسي رسيده اند كه خود را اسير مرجع و ناجي
بت مانندی نکنند و شاهد اين مدعا بحث هاي پرمحتواي سياسي ، اجتماعي فرهنگي
است كه در نشريات داخل و خارج و شبكه هاي اينترنتي فارسي زبان ديده ميشود و
خوشبختانه معدل جمع بندي هاي عقايد و نظريات اكثريت داخل و خارج كشور براساس
نماد سرزمين مستقل ايران و حفظ منافع و مصالح ملي ايران شكل گرفته و گوياي عشق
و علاقه به مام ميهن ، نه مشخص گرائي و فردپرستي است .
همه ايرانياني كه مملكت خود را دوست دارند بايد با حمايت و ترويج حركت آغاز شده
براي رسيدن به حكومت مردم سالار و حاكميت ملي ادامه داده و در اين راه نمايندگان
واقعي مردم در مجلس وظيفه اي بسيار سنگين بر دوش دارند. اينان بايد خطر كنند و از
سنگر مجلس كه در واقع نهاد و نماد مردم سالاري است به حق دفاع كنند. موانع بسيار
است اتحاد شوم قدرتمندان داخلي و حاميان خارجي آنان كه گاه در قلب دشمن عرضه
ميشوند كار را صدچندان مشكل مي سازد.
آقاي هاشمي رفسنجاني و دوستان عزيزش در شوراي انتصابي نگهبان با جانم ، عزيزم
و التماس و التجا، قدمي عقب نخواهند نشست . آنها حمايت قدرتهاي پنهان بيگانه را
دارند و شما حمايت مردم دلير كشورمان را.
قبل از شما هم مجلسي بود و نمايندگاني ، كه با تعداد بسيار اندك توانستند غرور ملي
را به ملت ايران بازگردانند. مروري بر تاريخ 60 ساله گذشته نشان ميدهد كه نمايشهاي
حكومتي و دورغپردازي و دوروئي ها بسيار زود از پرده بيرون ميافتد بايد با اتكا به
نيروي ملت و نه بيگانه ، به آنانيكه فقط منطق زور را قبول دارند درس تاريخ را ياد داد.

صفحه نيازمنديهــــا

اسد مذنبي ـ تورنتو

hezb_ kharan@hotmail.com

www.shahrvand.com

دعوت به همكاري
يك سازمان غيرانتقاعي جهت دادن رشوه، وجه شرعي، هديه، پول، قند و چاي، پول نقد جهت خريد منزل، پرداخت هزينه هاي ريالي و ارزي مسافرت به تعدادي داوطلب نيازمند است. نمايندگان مجلس و سران جناح ها در اولويت هستند.

سازمان غيرانتفاعي بهرام جزايري

***

آگهي استخدام
دفتر رياست جمهوري جناب سيد محمد خاتمي جهت هر چه مردمي تر شدن و تسريع در اجراي پروژه اصلاحات به تعدادي رئيس دفتر در شهرهاي لوس آنجلس، تورنتو، پاريس، برلين و لندن احتياج دارد. آخوندهاي فكل كرواتي در ارجحيت ميباشند.

روابط عمومي نهاد رياست جمهوري

***

آگهي استخدام
اداره اماكن عمومي وابسته به نيروهاي انتظامي جهت تكميل زيرزمين خود به چند بازجو نياز مبرم دارد.

اداره اماكن عمومي و خصوصي
***


نيازمنديم
به تعداد زيادي شمع جهت همدردي با مردم ايران نيازمنديم، شمع هاي بدون اشك عودت داده خواهند شد.

اپوزيسيون باشي
***

آموزش
تعليم نقاشي با رنگ و روغن و لعاب، نقاشي روي سه پايه و دو پايه، نقاشي روي بوم و روي بام، تعليم كاريكاتور، آموزش شطرنج، تخته نرد و بازي با ورق، تعليم شناي قورباغه، شناي آزاد در دريا و رودخانه ويژه كاركنان وزارت خارجه جهت پر كردن اوقات بيكاري.

شركت سهامي ديپ ملاسي كمال خر -راضي و شركاء
***

اطلاعيه
با توجه به نزديك بودن ماه محرم و ايام سوگواري سرور شهيدان، بانك مركزي جمهوري اسلامي به اطلاع كليه مساجد و تكايا و حسينيه ها و امامزاده ها ميرساند كه سياست جديد ارزي و تعيين نرخ گذاري روضه و نحوه پرداخت وجه روضه به روضه خوانها طي بخشنامه اي به كليه مسئولين مراكز ذكر شده اطلاع داده شده و از آنها ميخواهد که ضمن همكاري رعايت اين موارد را بنمايند و اعلام ميدارد كه طبق سياستهاي جديد بانك مركزي وجوه پرداختي پايه روضه از امسال با ارز شناور و ارز غوطه ور و ارز رقابتي و ارز مقاربتي و ارز معذرت صورت خواهد گرفت. و وجوه مداحان غيرمصمم كماكان به صورت باي بك و يا معامله پاياپاي انجام خواهد شد.

محسن نورپخش امام جمعه بانك مركزي جمهوري اسلامي
***

آموزش
آموزش جودو، كاراته، ورزشهاي رزمي و بزمي و فن جيم فنگ به جوانان ناراضي در كمتر از يك ساعت.

راديو 48 ساعته لوس آنجلسي
***

استخدام
به كارشناسان خبره و هفت خط جهت پيدا كردن راههاي جيم شدن از بحرانهاي داخلي و خارجي فوري نيازمنديم.

شوراي امنيت ملي (اسلامي)

***

خدمات
قابل توجه دادگاههاي عام و خاص، تهيه شاكي خصوصي و عمومي عليه نشريات عادي و سينمايي و خبرنگاران در كمترين زمان ممكن با گارانتي، تهيه و تنظيم بهتان و تهمت، تبديل آلت معمولي از قبيل بطري هاي خالي و انبر به آلت جرم، تهيه و ترجمه مدارك عليه نويسندگان و ناراضيان جدي و نيمه جدي، برپايي كنفرانس جهت به دام انداختن مخالفان، اجاره مانكن جهت رژه در كنفرانس هاي داخلي و خارجي، طراحي و ساخت انواع بحران در اسرع وقت.

با وكيل الرعايا تماس حاصل نماييد
***

فروش
تعدادي كرسي جلد چرمي فابريك مجلس به دليل حبس نماينده ها به صورت عمده يا تك فروشي.

سمسارزاده و شركاء

***

اخطار
سازمان اوقاف و حج و زيارت به كليه هنرمندان، وكلا، نويسندگان و روزنامه نگاران و معلمين معترض اخطار مينمايد تا حداكثر 48 ساعت پس از درج اين آگهي خود را جهت پس دادن بازجويي به اين سازمان معرفي نمايند.

سازمان اوقاف و حج و زيارت
***

خريداريم
به تعدادي كارت زرد و قرمز جهت نشان دادن به قوه قضائيه نيازمنديم.

دفتر منطقه اي فيفا
***

خريداريم
به تعدادي روده راست جهت نصب در شكم مسئولين چپ و راست و طراز اول مملكتي فوري نيازمنديم. لطفا افراد جدي تماس بگيرند.

پيراپزشكي و پيتزاپزشكي وزارت بهداشت
***

سازمان هواپيمايي كشوري جهت تكميل كادر فني خود به افراد زير نيازمند است
1ـ مرده شور 20 نفر، تسلط به زبان روسي الزامي است

2ـ خواننده، جهت خواندن نماز ميت 8 نفر

3ـ متخصص رفع قضا و بلا و كارشناس استخاره 25 نفر

4ـ قاطر به منظور جايگزيني هواپيماهاي توپولف و كوكتل مولوتف در مسيرهاي كوهستاني و صعب العبور 200 هزار رأس

5ـ مسافر جهت انجام پروازهاي آزمايشي مرگ پنج هزار نفر، عدم وابستگي جناحي ضروري است.

***

احضار
توليت آستان قدس رضوي به وزارت خارجه اخطار مينمايد تا شخص وزير را به دليل سخنراني نرم و سبك و نشان دادن چراغ موشي به استكبار جهاني و صحبت از منافع ملي و به كار بردن كلمه ايران به جاي جمهوري اسلامي، در ظرف مدت بسيار كوتاهي به دفتر توليت آستان قدس تحويل داده و رسيد دريافت دارند. ضمنا وزارت خارجه مكلف است قبل از هرگونه سفر خارجي و كنفرانس مطبوعاتي موافقت ائمه جمعه سراسر كشور را پيشاپيش جلب نمايد.

روابط عمومي آستان قدس طبسی
***

استخدام
به تعدادي مترجم زبان ژاپني و چيني جهت ترجمه سخنان مسئولين محترم كشوري و لشكري فوري نيازمنديم.

مركز گفتگوي بين بي تمدنها
***

فروش با گارانتي
انواع پوست كلفت با لايف گارانتي جهت مسئولين نظام جمهوري اسلامي براي فروش موجود است. كارتهاي اعتباري پذيرفته ميشود.

مركز واردات پوست و روده پيشرفته
***

اطلاعيه وزارت نفت
بدينوسيله به اطلاع امت شهيدپرور و جامعه قاتل پرور ميرساند كه حكم اعدام سعيد حنايي قاتل زنجيره اي زنان مشهد در شعبه1410 اين وزارتخانه تاييد و مراتب جهت انجام حكم به پايانه نفتي جزيره خارک ابلاغ ميگردد.

انجمن اسلامي مهندسين و مكانيكين وزارت نفت و گازوئيل
***

استخدام
شوراي سياستگذاري ائمه جمعه در نظر دارد به منظور تعيين سياستهاي جديد پولي و ارزي و نحوه اداره سهام بدون رباي شركتهاي دولتي و خصوصي و همچنين نظارت بر بازار بورس تهران افراد زير را به استخدام درآورد:

1ـ كارشناس ارزي و متخصص نزول اسلامي 2 نفر

2ـ متخصص تشخيص سهامهاي سودآور 1 نفر

3ـ كارشناس بازار بورس و امور پولهاي بادآورده 1 نفر

شوراي سياستگذاري ائمه جمعه و جمالات

***

فروش بيمه
انواع بيمه جهت اهل قلم و نويسندگان با نازل ترين قيمت، بيمه دستگيري، اخطار، احضار، بازداشت موقت تا 33 سال، بيمه زندان، انفرادي، بيمه اعترافات تلويزيوني و راديويي، بيمه دستگيري شخص ثالث (شامل ميهمان، پدر، خواهر، برادر، شريك) بيمه خفگي، تخفيف ويژه براي متهمان ملي مذهبي

***

خريداريم
آراي باطله شما را به قيمت مناسب خريداريم.

مركز بازيافت زباله وابسته به شوراي نگهبان
***

حراج
قابل توجه لباس شخصي ها، لباسها و عينكهاي دودي خود را به طور عمده و با نازلترين قيمت بدون واسطه تهيه بنماييد.

مركز توليد پوشاك و تريكوي وطن
***

استخدام
سازمان آب و بلانسبت فاضلاب شهري جهت ارائه خدمات بهتر به شهروندان عزيز چند نفر فحاش و بددهن را با حقوق مكفي و مزايا استخدام مينمايد، امامان موقت جمعه در اولويت هستند.

سازمان آب و بلانسبت فاضلاب شهري

***

استخدام
روزنامه كيهان تهران جهت انجام پروژه هاي زندان خود و تكميل پرونده هاي قضايي و سياسي موجود به چند نقشه كش ماهر و پرونده ساز باسابقه نيازمند است.

روابط خصوصي كيهان تهران
***

استخدام
وزارت كشاورزي در نظر دارد به منظور ارائه هر چه بهتر خدمات وام در راستاي اعتلاي صنعت كشاورزي و مسئله كشت و صنعت به كشاورزان عزيز، چند بازجوي متخصص را جهت بازجويي از دهقانان متقاضي وام به استخدام خود دربياورد. بازجويان بايد حداقل داراي 10 سال سابقه بازجويي يا سه سال سابقه كار مفيد در وزارت اطلاعات باشند.

اداره ضد اطلاعات و ركن 2 وزارت كشاورزي
***

آموزش
قابل توجه زندانيان اعدامي، آموزش انواع تار(دوتار، سه تار، گي (به زبان لري)تار توسط استاد مجرب جناب عزرائيل ، آموزش ضرب ، ترومپت ، ني ، قره ني (مخصوص چوپان هاي اعدامي)

سياسي عقيدتي زندان اوين

نشست شيراز غيرقانوني است

علي افشاري :
اعلام برگزاري نشست از وظايف شوراي مركزي است و دفتر تحكيم
وحدت شوراي مركزي ندارد
اعتراض تعدادي از انجمن هاي اسلامي دانشجويان به نشست شيراز
انجمن اسلامي دانشجويان شيراز نشست شيراز را غيرقانوني مي داند

يكشنبه 5 اسفند 1380

علي افشاري : نشست شيراز غيرقانوني است
علي افشاري عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در گفت وگو با خبرگزاري
دانشجويان ايران ، نشست شيراز را غيرقانوني دانست و گفت : در حال حاضر، تحكيم
وحدت شوراي مركزي ندارد، اعلام برگزاري نشست نيز از وظايف شوراي مركزي است ،
گرچه بنابر ادعاي آقاي طباطبائي در گيلان دو نفر انتخاب شده اند اما اين شوراي دو
نفره رسميت ندارد، پس بر اساس اساسانامه بايد شوراي قبلي اعلام نشست كند.
وي با خودسرانه خواندن كارهاي طباطبايي افزود: با برگزاري اين جلسه نيز بر تخلفات
وي افزوده مي شود. شوراي پيشين مستند و مكتوب اعلام موضع كرده كه نشست شيراز
غيرقانوني است . پس بايد زودتر به تخلفات تشكيلاتي وي رسيدگي شود.
افشاري اظهار داشت : علاوه بر اعلام غيرقانوني برگزاري جلسه ، افراد شركت كننده نيز
عضو قانوني مجموعه نمي باشند و كمتر از 10راي رسمي تحكيم در اين جلسه شركت
كرده اند، اين رقم زير حدنصاب مي باشد و نشست را از رسميت خارج مي كند.
وي افزود: برخي كساني كه به عنوان شوراي مركزي انتخاب شده اند فاقد سابقه يك
سال عضويت در شوراي عمومي دفتر تحكيم مي باشند، پس شرط لازم براي كانديدا
شدن را ندارند، شوراي تحقيق در اين انتخابات وجود نداشته و حتي شوراي تحقيق
گيلان با اين نشست مخالفت كرده است ، هفت دانشگاه نيز از نشست خارج شده اند و
چون پيش از انتخابات از جلسه خارج شده اند لذا جلسه از حد نصاب و رسميت افتاده
است كه اين دانشگاهها عبارتند از: ايلام ، كرمانشاه ، كردستان ، زاهدان ، علوم پزشكي
كرمان ، گلستان و ياسوج .
افشاري ادامه داد: همچنين اعلام حمايت بخش هاي محافظه كار حاكميت از اين نشست
در طول 22سال حيات دفتر بي سابقه بوده است و اين گوياي اين مطلب است كه اين
جريان دست نشانده ي برخي حركتهاي نفوذي مي باشد.
وي با ابراز اين عقيده كه اين اقدامات همانند حركات طبرزدي در سال 68و 69مي باشد
و همانگونه كه وي ره به جايي نبرد، اين جريان نيز سرنوشت بهتري نخواهند داشت ،
افزود: كساني كه پشتيبان اين جريان مي باشند نمي توانند مشكلات خود را به اين شيوه
در دانشگاهها حل كنند و اين كار آنها آب درهاون كوفتن است .
افشاري در پايان خاطرنشان كرد: طي هفته جاري شوراي مركزي سابق اعلام نشست
خواهد كرد و در يكي از دانشگاههاي كشور نشست نهايي برگزار مي شود.

اعتراؤ تعدادي از انجمن هاي اسلامي دانشجويان به نشست شيراز
تعدادي از انجمن هاي اسلامي دانشجويان با صدور اطلاعيه اي اعتراض خود را به
برگزاري نشست شيراز اعلام كرده اند.
اكبر عطري در گفت وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران بندهايي از اين اطلاعيه را
تشريح كرد. در اين اطلاعيه آمده است :
در خصوص نشست شيراز امروز در حالي كه روند همدلي و احياي مجدد دفتر تحكيم
وحدت به كرات از جانب اكثريت قاطع انجمن هاي اسلامي سراسر كشور، شوراي تهران
و شوراي مركزي سابق اتحاديه ي مورد تاييد قرار گرفته است و اين اعضا تمامي مساعي
خويش را مصروف اين امر داشته اند كه تعدادي از اعضاي مطرود مجموعه كه پايگاه
دانشجويي آنها در اقليت محض بوده و منزلت خود را در هزينه كردن از عنوان اتحاديه
مي بيند، به شيوه هاي مختلف سعي در ايجاد خدشه بر اين روند داشته اند. اينان كه
بررسي عملكرد آنها به ويژه در چند ماه اخير هويت واقعي آنها را مشخص مي سازد، با
پشت پا زدن به بسياري از اصول اخلاقي و تشكيلاتي و استفاده از امكانات و تريبون هاي
كه طي ماه هاي گذشته بارها و بارها به مخالفت و مقابله با جنبش دانشجويي
برخاسته اند به حيات غيرقانوني خود تحت عنوان انجمن هاي اسلامي يا دفتر تحكيم
وحدت ادامه مي دهند.
وي به نقل از اين بيانيه با غيرقانوني خواندن نشست شيراز و فرمايشي دانستن انتخابات
شوراي مركزي گفت : هر چند اين عده برآنند همگان را درگير يك مجادله ي فرمايشي
نمايند و بيش از پيش تنزل كارآيي مجموعه را كه همانا خواست برخي از جريانات
معلوم الحال خارج از دانشگاه مي باشد عملي سازند و در اين راه از هر ابزاري استفاده
جسته اند.
به گفته وي در اين بيانيه ادعا شده است افرادي به طور غيرقانوني در اين نشست حق
راي اعمال نموده و يا به عنوان عضو شوراي مركزي انتخاب گرديده اند كه فاقد حداقل
شرايط حضور در جلسات تشكيلاتي دفتر تحكيم مي باشند.
به گفته عطري اين بيانيه مي افزايد: جالب اينجاست كساني كه با تعرؤ به اركان
اتحاديه به تحريف اساسنامه ي آن مي پردازند، كه خود بارها از همين مجاري ، برنامه ها
و نظرات خود را پي گرفته اند و جاي بسي تاسف است كه اين افراد تخلف در انتخابات را
به بهانه هاي مختلف شرعي جلوه مي دهند. به علاوه مدعيان اخلاق و استقلال ، بدون
هيچگونه احساس مسووليتي و خودسرانه خود را نماينده ي مجموعه معرفي مي نمايند.
عطري افزود: در اين بيانيه همچنين به پوشش وسيع خبري صدا و سيما از نشست شيراز
انتقاد شده است و انجمن هاي امضاكننده ، غيرقانوني بودن استفاده از عنوان نمايندگي
دفتر تحكيم وحدت از جانب برخي افراد در مصاحبه با صدا و سيما، جلسه ي پرسش و
پاسخ با رياست قوه ي قضاييه و موارد احتمال ديگر را اعلام داشته ، حق پيگيري موضوع
و برخورد با متخلفان را براي خود محفوظ مي دانند.
عطري اظهار داشت : در اين بيانيه ضمن تاكيد مجدد بر غير قانوني بودن نشست شيراز
از ساير انجمن هاي اسلامي عضو اتحاديه دعوت شده است تا ضمن دوري جستن از افرادي
كه عملكرد آنها از جايگاه دانشجويي و متناسب با شان انجمن هاي اسلامي فاصله گرفته
است ، در نشستي كه به زودي برگزار خواهد شد، حضور يابند و به تعهدي كه در قبال
دانشجويان بر عهده گرفته اند، عمل نمايند. همچنين از مسوولان وزارت علوم خواستار
توضيح و برخورد با بخشي از مديريت دانشگاه شيراز كه علي رغم عدم صدور مجوز
امكانات دانشگاه را در اختيار برگزار كنندگان جلسه ي مذكور قرار داده اند مي باشيم .

به گفته عطري انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي زير حمايت كننده اين اطلاعيه هستند:
اراك - الزهرا - اميركبير - ايلام - اروميه - تربيت معلم تهران - تربيت معلم تبريز -
شيراز و علوم پزشكي - اصفهان و علوم پزشكي همدان - علوم پزشكي ايران - علوم
پزشكي كرمان - علوم پزشكي كرمانشاه - علوم پزشكي ياسوج - علوم پزشكي شهركرد
- علوم پزشكي لرستان - شريف - خواجه نصير - صنعتي اصفهان - علم و صنعت ايران
- علامه طباطبايي - كردستان - زنجان - مازندران - سيستان و بلوچستان - ياسوج -
كاشان - لرستان - قم - شهركرد - مجتمع آموزش عالي قم - محقق اردبيلي - علوم
پايه ي دامغان - باهنر كرمان - چمران اهواز - شهيد رجايي - رازي كرمانشاه -
دانشكده ي پست و مخابرات - شهيد عباسپور - بيرجند - علوم پزشكي اراك - وليعصر
رفسنجان - علوم پزشكي ياسوج - مشهد و علوم پزشكي -.
انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي تهران و علوم پزشكي تهران و شهيد
بهشتي ، نيز طي تماسي با خبرگزاري دانشجويان ايران ، حمايت خود را از اطلاعيه ي
مزبور اعلام داشته و بيان كردند كه در آينده اي نزديك طي اطلاعيه اي درخصوص عملكرد
تشكيلاتي برخي از اعضا اظهارنظر خواهند كرد.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز نشست شيراز را غيرقانوني
اعلام كرد
دو تشكل دانشجويي با ارسال نمابرهاي جداگانه اي به خبرگزاري دانشجويان ايران ،
نشست تعدادي از انجمن هاي اسلامي دانشجويان در شيراز را غيرقانوني خواندند.
به گزارش ايسنا در نامه سرگشاده اي با عنوان "انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه
شيراز و علوم پزشكي " خطاب به اعضاي انجمن هاي اسلامي شركت كننده در نشست
شيراز آمده است : اين روزها اتحاديه ما در گذار از گردنه هاي صعب و دشواري است كه
به سلامت عبوردادن آن از دره هاي مخوف و نفس گير چشم تيزبين و همت والاي راهنمايان
و همرهان خردمند و آينده نگري چون شما را مي طلبد.
در ادامه اين نمابر ضمن مخالفت با برگزاري نشست شيراز خطاب به دانشجويان شركت
كننده در آن تصريح شده است : مگر آرزوي همه ما ساماندهي و بازسازي مجدد يك
اتحاديه واحد ذيل عنوان " اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور" يا
همان دفتر تحكيم وحدت نمي باشد? تحكيم وحدتي كه همواره چون خاري در چشم
مخالفين اصلاحات نشسته است و انشا الله خواهد نشست . مگر آرمان والاي همه ي ما
بقاي اين تشكيلات تا نيل به تحقق مطالبات دانشجويي كه ما نمايندگان و فرزندانشان
مي باشيم نمي باشد. پس چگونه است كه در اين برهه برخي از ما به شدت از هم بيگانه و
يا متاسفانه منزجريم كه تا سرحد انشعاب دروني سوق يافته ايم لذا اين جانبان تنها راه
برون رفت از موقعيت موجود را توسل جستن به وحدت در ميان تمامي اعضاي خيرخواه
و دلسوخته و از سويي ديگر ترد كليه ي خودفروختگان نقابدار مي دانيم .
اين نمابر ممهور به مهر انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز و علوم پزشكي است .
همچنين در نمابر ديگري كه با مهر انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي
ايران و با امضا و عنوان ملاعلي دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي
ايران به ايسنا، ارسال شده ، عضويت محمدهادي پناهي كه در نشست شيراز به نمايندگي
از سوي اين دانشگاه ، در شوراي مركزي و شوراي عمومي اين انجمن تكذيب شده است .
در پايان اين نمابر اعلام شده است بر اساس اساسنامه ي دفتر تحكيم وحدت و اين
انجمن ، جلسه و انتخابات نشست شيراز و اعضاي شوراي مركزي برگزيده فاقد وجاهت
قانوني هستند.

نامه سرگشاده با عنوان برخي از انجمن هاي اسلامي دانشجويان شركت كننده در نشست
دوم و سوم اسفند ماه 80شيراز به شركت كنندگان در اين نشست
برخي از انجمن هاي اسلامي دانشجويان شركت كننده در نشست شيراز در نامه سرگشاده اي
به نشست دوم و سوم اسفند ماه 80در دانشگاه صنعت و الكترونيك شيراز اعلام كردند:
نمي توان نتايج احتمالي اين نشست را برآيند فكري همه ي طيف هاي درون دفتر تحكيم
وحدت تلقي نمود.در اين نامه آمده است : انسجام ، اتحاد و استحكام
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران در اين نامه آمده است : انسجام ، اتحاد و استحكام
جنبش دانشجويي يكي از ضرورت هاي تاريخي است كه در شرايط كنوني بر همه ي
انجمن هاي اسلامي دانشجويان واجب مي باشد. از آنجا كه نشست دفتر تحكيم وحدت
(در دانشگاه شيراز) مورد اجماع اكثريت انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور
نبوده و خيلي از انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اين نشست حضور ندارند، لذا
نمي توان نتايج احتمالي اين نشست را برآيند فكري همه ي طيف هاي درون دفتر تحكيم
وحدت تلقي نمود.
اين نامه در ادامه مي افزايد: ما ضمن آنكه استقلال جنبش دانشجويي را از حاكميت ،
احزاب و مطبوعات ، و..... يك فريضه مي دانيم ، تاكيد وافر بر انسجام و اتحاد مجموعه ي
جنبش دانشجويي داريم ، لذا اين نشست را در راستاي اتحاد و انسجام دفتر تحكيم
وحدت نيافتيم و خواستار تشكيل يك جلسه ي فراگير از تمامي دانشگاه ها و طيف هاي
فكري درون اتحاديه در دانشگاه مستقل و فارغ از مباحث فراكسيوني مي باشيم .

درپايان اين نامه نام انجمنهای اسلامی دانشجويان دانشگاههای ايلام ، رازی ، کرمانشاه،

زاهدان، کردستان، علوم پزشکی کرمان، علوم پزشکی گلستان وياسوج دیده می شود.

February 23, 2002

مجلس "مهستان " دامي بزرگ

دكتر محمد برقعي
به نقل از شهروند شماره 661 جمعه 3 اسفند 1380
آقاي امير محبيان طي دو مقاله در روزنامه رسالت به تاريخهاي 19 و 20بهمن ماه
پيشنهاد كرده اند كه در اسفندماه كه فرمان گزينش اعضا مجمع تشخيص مصلحت نظام
براي دوره جديد فرا ميرسد آيت الله خامنه اي آن مجمع را ارتقائ داده و آنرا تبديل به
مجلس "مشورتي مهستان " كند. از آنجا كه ايشان نه تنها يكي از تئوريسين هاي جناح
راست است بلكه در موارد حساس بيانگرانديشه هاي آيت الله خامنه اي و حجت الاسلام
رفسنجاني ميباشند لذا غافلانه نبايد از اين پيشنهاد گذشت . بويژه كه در اين مورد
شواهد نشان ميدهد كه به احتمال قوي ايشان در مقام سخنگوي آقاي رفسنجاني
عمل ميكنند.

"مهستان " چيست؟
اين نام كه از مجموعه اي مشابه در ايران باستان گرفته شده است مجموعه اي از سران
قبايل و روساي خانواده هاي بزرگ كه مشاور شاه بودند، به تعريف ايشان "مجلسي است
مشورتي از نخبگان سياسي )نمايندگان جريانات مهم كشور و نخبگان علمي و عاليترين
چهره هاي علمي و تخصصي كشور و نيز بزرگان صاحب تجربه " كه همانند مجمع تشخيص
مصلحت توسط ولي فقيه انتصاب يا گزينش ميشوند.
اما مهستان چند برتري اساسي نسبت به مجمع تشخيص مصلحت دارد و همانها آن را
به نهادي بسيار نيرومند و هم پاي رهبر تبديل ميكنند.
وظيفه مهستان چون مجمع تشخيص مصلحت محدود به رفع اختلافات ميان مجلس و
شوراي نگهبان نميشود بلكه پيشنهاد ميشود كه از مرحله پيش از تصويب قانون توسط
مجلس فعال شود و همچنين در بحرانهاي اجتماعي ميدان دار شود و وظايفش از سطح "
تعيين " استراتژي هاي كلان به تاكتيك هاي مهم يا بحرانهاي بالقوه تسري يابد. به زبان
ساده از همان روز اول به قوه مقننه بگويد چه چيز را تصويب يا رد كند تا مورد اختلافي
پيش نيايد و بعد هم مجلسيان با چند نشستن و برخاستن آن نظريات را تبديل به قانون
كنند. در مواقع حساس و بحراني هم بالقوه دولت يا كنار نشسته يا مجري دستورات
مهستان باشد.
كوتاه كلام آنكه اين جمع به ظاهر مشاور رهبر نه تنها جهت كلي حركت نظام كشور را
ترسيم و تعيين كند بلكه در سطح برنامه ريزي و سياست گذاري ها نيز وارد عمل شده و
مجلس و رياست جمهوري را رهبري كند.

به اين ترتيب منظور از تشكيل مهستان را چنين ميتوان برشمرد:
1. تقويت كامل نهادهاي انتصابي در مقابل انتخابي و واگذاري كامل قدرت در دست
رهبريت و ياران منصوبش . نيروهاي راست به خوبي دريافته اند ديگر پايگاههاي
استواري در جامعه ندارند و اگر ملاك راي مردم بشود بايد از صحنه قدرت بيرون بروند
و تنها راه حفظ قدرت براي آنان گسترش هر چه بيشتر نهادهاي انتصابي است . همان
راهي را كه محمدرضا شاه پهلوي و پدرش پيمودند.

2. محدود كردن بلكه از بين بردن همين اندك قدرت مجلس و رياست جمهوري ، با اين
استدلال كه اينان هيچ يك نشاندهنده وحدت ملي نيستند و تصميماتشان تابع غوغاهاي
سياسي است تا خير و مصلحت جامعه . نيروهاي منتخب آئينه تكثر و گروهي هستند و
تنها رهبر و لذا نهاد منتصب او "تجلي وحدت ملي " ميباشند. كه البته با اين ادعا
در هيچ كشور دمكراتي در جهان وحدت ملي وجود ندارد و وحدت فقط در ايران و يا هر
كشوري كه رهبر بلامنازع و مادام العمر دارد ممكن ميشود. ايران در ميان اين كشورها
هم نمونه خواهد شد زيرا دو نهاد با اين ويژگي پيدا ميكند.

3. با تشكيل مهستان هيح نيروي اپوزيسيوني كه مورد قبول رهبريت نباشد اصلا در
جامعه وجود و حضور نخواهد داشت زيرا نمايندگان همه نيروهاي "وزين و اصيل " در
مهستان حضور پيدا ميكنند و به اين ترتيب از "رانده شدن آنها به جايگاه بي طرف و
بدون احساس مسئوليت و حتي موضع اپوزيسيون جلوگيري خواهد شد." پس اگر رهبر
ويارانش تشخيص دهند كه نيرويي اصيل و وزين نيست به مهستان نميرود و چون قرار
است كه ديگر اپوزيسيوني هم وجود نداشته باشد پس آن نيرو يا كاملا محو و نابود
ميشود يا حق حيات و وجود خود را از دست ميدهد. نگاهي ماهرانه و مكانيكي به
جامعه كه گويي هر چه رهبر بينديشد همان هم مثل امر الهي ايجاد يا نابود ميشود.

4. اما رهبريت اين نهاد نيرومندي كه قرار است هم سنگ ولي فقيه و بلكه در عمل و
در مقام اجراي از آن هم برتر شود و مجلس و رياست جمهوري و دولت تابع آن شود
چه كسي قرار است بشود چون اين مقام انتصابي است نه انتخابي "خوشبختانه رئيس
مجمع تشخيص مصلحت در حال حاضر توانايي ارتقائ سطح عملكرد و نقش اين جمع
را داراست ." در اينجاست كه معلوم ميشود اين قبا براي چه قامتي دوخته شده است و
قلم آقاي محبيان به فرمان و خواسته چه كسي بر صفحه كاغذ ميچرخد.

"مهستان " چه عوارضي در نظام را نشان ميدهد
اگر از منظر بيروني به اين نهاد پيشنهادي نگاه كنيم معلوم ميشود كه :

1. بحران قانون اساسي : قانون اساسي موجود آنقدر ناقص و ناتوان است كه حتي از
ديدگاه طرفداران دو آتشه آن چون آقايان رفسنجاني و محبيان هم به بن بست رسيده
است و اداره جامعه از طريق آن غيرممكن است و مثل يك موجود بسيار مريض و ناقص
الخلقه اي است كه براي ادامه حيات خود مرتبا به عمل جراحي نياز دارد و هر چند سال
يك بار بايد يكي از بنيادي ترين نهادهاي آن را تعويض كرد. البته آقاي محبيان ضمن
برشمردن اين همه تغييرات تنها در ظرف دو دهه در قانون اساسي ايران مدعي ميشوند
كه اين نشان زنده و پويا براي آن است كه يعني تمام كشورهاي نيرومند و با ثبات و
موفق جهان چون حكومت ايران نيستند كه مثل "يك موجود زنده و هشيار براي بقائ با
محيط زيست تحول مييابد!"
اما فارغ از تخيلات و توجيهات آقاي محبيان ميدانيم كه قانون اساسي هر كشوري چهره
اصلي آن نظام و روند كلي سمت و سوي حركت آن را نشان ميدهد. و هر چقدر اين قانون
استوارتر باشد نشان ميدهد كه نويسندگان آن ذهني روشنتر و منسجم تر داشته اند و
توانسته اند مجموعه قوانيني را وضع كنند كه هرچه كمتر تناقض داشته قادر به هدايت
جامعه در زمان طولاني تر ميباشد. در حالي كه نظامي كه از چنين انسجام فكري و
شفافيت ذهني برخوردار نيست در مواجهه با عمل هر روز مجبور ميشود در آن مجموعه
ناقص ناتوان دست ببرد.
به طور كلي آنچه از يك قانون انتظار ميرود ثبات و تداوم هر چه بيشتر آن است كه
مردم بتوانند زندگي خود را بر مبناي آن شكل دهند. كشوري كه هر روز مجبور ميشود
در قانون اساسي خود دست ببرد نه تنها مردم آن كشور بلكه دولتهاي ديگر را هم در
رابطه با خود دچار اشكال ميكند و هيچ كس نميداند در طولاني مدت روي چه نهادي
حساب و با آن مذاكره كند.

2. مشروعيت : ولايت فقيه از نظر مسئوليت و مقبوليت چنان دچار اشكال شده است كه
براي مقبول شدن پيشنهاد اصلاحي قانون اساسي آن مجبور است نهاد جديد را در اين
حكومت اسلامي نه از اسلام و فرهنگ آن بلكه از ايران باستان وام بگيرد و حتي براي
مقبول شدن بيشترش نام آن را هم از ايران باستان نه فرهنگ اسلامي اخذ كند و براي
جلب توجه مردم به آن بگويد كه "سابقه قومي و تاريخي ما نشانگر موفقيت چنين
روشهايي است ." از قماش همان استيصال و ورشكستگي كه در جنگ با عراق شاهد آن
بوديم . وقتي اوليا امور ديدند كه ديگر كليد بهشت و مجالس روضه خواني و سينه زني
قادر به جذب نيرو براي جبهه ها نيست دست به دامن غرور ملي و حب وطن شدند و"
سرود اي ايران " را كه تا آن زمان مطرود و غيراسلامي خوانده ميشد از رسانه ها پخش
كردند و فقط ايران را به جاي اسلام اساس تبليغات خود كردند.

3. نخبه گرايي : مهستان با هر آرايش و پوششي كه ارائه بشود باز نشان ميدهد كه
فلسفه حاكم بر ذهن طراحان آن فلسفه حكومت نخبگان است كه افلاطون آن را مطرح
كرد. و هميشه در حوزه هاي ديني مورد توجه بوده و حكومت اسلامي موجود و بويژه اصل
ولايت فقيه آن بر آن فلسفه استوار است .
اما اين فلسفه در همان زمان توسط ارسطو كه شاگرد افلاطون بود خطرناك و مردود
شناخته شد و با آنكه ارسطو همچون استادش به برابري انسانها اعتقادي نداشت و
نخبگان را افرادي برتر و عوام را نادان ميشمرد ولي با اين حال بر آن بود كه حكومت
مردم طبقه متوسط و مبتني بر قانون اساسي به مراتب از حكومت نخبگان كه
ديكتاتوري خواهد شد بهتر و كارآتر و واقعي تر است .
جهان بيني طراحان "مهستان " از قماش همان واضعان ولايت مطلقه فقيه است كه مردم
را چون صغار و سفيهان ميدانند و نيازمند به ولي و سرپرست . اينان نهادهاي انتخابي
رابي ارزش و حتي مضر ميدانند و برآنند كه نمايندگان مردم براي جلب رضايت موكلين
خود از ارزشهاي اخلاقي و عقلاني و الهي فاصله گرفته و دنباله رو مردم نادان ميشوند
لذا در تجليل از مهستان كه انتصابي است ميگويد "آينه تمام نماي گرايش هاي متفاوت
فكرهاي وزين و نه غوغاهاي اجتماعي است و در اين حالت مركز ثقل در تعامل سياسي
و اجتماعي قوت انديشه و قدرت منطق خواهد بود و نه جنجال هاي سياسي ."
در حقيقت آقايان رفسنجاني و محبيان همانگونه ميانديشند كه حجت الاسلام حسني و
آيت الله مصباح يزدي . منتهي اين دو حرفهايشان را رك و راست ميزنند و به راحت
ميگويند مجلس شورا و رياست جمهوري همه بي فايده است و بايد همه در ولايت ذوب
شوند و نخبگان عوام نادان را هدايت كنند، اما آقاي محبيان و رفسنجاني با ظرافت اين
عمل را انجام ميدهند و با تقويت نهادهاي انتصابي و تضعيف نهادهاي انتخابي به هدف
خود ميخواهند برسند.

4. واپس گرايي : آقاي محبيان نشان ميدهد كه از نظر فكري از قماش همان روحانيت
سنتي است كه در مقابله با دست آوردهاي بشري به جاي اصلاح خود و پيشرفت هر چه
بيشتر به گذشته ها ميگريزند. با اين تفاوت كه بر پيكر افكار واپسگراي خود لباس تجدد و
مدرن بودن ميپوشانند و افكار كهنه و فرسوده خود را در قالب زباني نو ميريزند و با
مقداري چاشني نقل قول از متفكران اروپايي ميكوشند اين غذاي مسموم و ديرمانده را
به خورد مردم بدهند.
كوتاه كلام آنكه "مهستان " پيشنهادي است خطرناك كه در صورت تصويب ، بلاي ديگري
ميشود مزيد بر ولايت فقيه برجان ملت ايران . سلاحي كارآ و توانا در دست حجت الاسلام
رفسنجاني در رقابت قدرت با آيت الله خامنه اي . و در عين حال خنجر تيز ديگري بر گردن
مبارزات براي برقراري جامعه مدني در ايران .

نكته اضافي
پس از پايان گرفتن مقاله خبردار شدم كه آقاي محسن رضايي در اول اين هفته به طور
غيرعلني به پاريس آمده و ظرف 48ساعت اقامتش مقاماتي از آن كشور را ديده است .
بعد هم يك روز به برلن و يك روز به رم رفته و در آنجا نيز با مقامات آن كشورها ديدار
داشته است . هدف از اين ديدارها هم جلب نظر مقامات اين كشورها براي قدرت يابي
مجدد آقاي هاشمي رفسنجاني با اتمام دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي است . اين
خبر كه از منبع موثقي به دستم رسيد تاييدي بود بر آن طرح "مهستان " با رياست آقاي
هاشمي رفسنجاني .
در ضمن يكي از آزارديدگان رژيم و از فعالين سياسي كوشيد كه با طرح شكايت حكمي
براي جلب آقاي محسن رضايي به عنوان مرتكب جنايت عليه بشريت بگيرد كه تا حكم
گرفت مرغ از قفس پريده بود و لذا او ماند و حكمي در دست و سنگري كه به انتظار
درآن بنشيند تا فرصت ديگری فراهم آيد و مرغ فراری به اميد دانه ای به اين دام سری بزند.

February 21, 2002

بيانيه نمايندگان اصلاح طلب مجلس

منبع خبر بی بی سی

172 تن از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ايران، با امضای بيانيه ای خواستار به کارگيری تمام تلاش دولت و نظام در داخل و خارج برای از ميان برداشتن چيزی شده اند که از آن به عنوان زمينه های اجرای تهديد های آمريکا ياد کرده اند.
اين نمايندگان که همگی از اعضای فراکسيون معروف به "دوم خرداد" مجلس هستند، همچنين خواستار تحقيق دولت و مجلس در مورد اتهام هايی شده اند که اخيرا از سوی آمريکا به ايران وارد شد.
مقام های آمريکايی ايران را متهم به دخالت در امور افغانستان با هدف تضعيف دولت موقت، پناه دادن به اعضای شبکه القاعده و طالبان و همچنين دست داشتن در ارسال يک محموله سلاح برای تشکيلات خودگردان فلسطين کرده اند.
جرج بوش، رييس جمهور آمريکا هم اخيرا ايران را در کنار عراق و کره شمالی بخشی از "محور شرارت" معرفی کرد.
نمايندگان در بيانيه خود محافظه کاران را متهم کرده اند که با اعمالی همچون محدود سازی مطبوعات، برخورد با دانشجويان و روزنامه نگاران، عدم برخورد با حمله کنندگان به کوی دانشگاه تهران و مواردی از اين دست که عمدتا از سوی قوه قضائيه صورت گرفته است، شرايط را برای بدبين شدن افکار عمومی جهان نسبت ايران فراهم کرده اند.
يکی از نکات مهم بيانيه نمايندگان اصلاح طلب اين است که در آن درخواست شده چنانچه در نتيجه تحقيقات، مشخص شد تخلفی از سياست های رسمی دولت صورت گرفته، متخلفان مورد پيگرد قانونی قرار گرفته و نتايج، هرچه باشد، به اطلاع مردم رسانده شود.
ناظران می گويند اين نخستين بار است که يکی از نهادهای رسمی قدرت در ايران، يعنی مجلس، خواستار چنين تحقيقی در داخل نظام می شود.
تا کنون در چنين مواردی معمولا وزارت خارجه ايران تنها به تکذيب اتهام هايی که از خارج در مورد ايران مطرح می شد بسنده می کرد اما اين بار مجلس وارد ماجرا شده و نمايندگان از احتمال وجود تخلف هايی که با عث طرح اتهام ها و تهديدها شده سخن می گويند.
اخيرا و در اقدامی مشابه، نمايندگان مجلس در مورد اظهارات يکی از مقام های ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که تهديد کرده بود در صورت حمله آمريکا به ايران، ايران نيز چاه های نفتی منطقه را هدف قرار خواهد داد، وزير دفاع را به مجلس فراخوانده و مورد سوال قرار دادند.
به عقيده ناظران وقايع روزهای اخير ايران نشان می دهد اصلاح طلبان در تلاش هستند تا ابتکار عمل در عرصه سياست خارجی را که به طور سنتی تحت نفوذ محافظه کاران بوده است را در اختيار خود بگيرند

مراسم تشيع جنازه محمد علی سفری

پيک ايران:

امروز از ساعت 9 صبح مراسم تشيع جنازه محمد علی سفری، روزنامه نگار و وکيل مبارزان ايران، از خيابان زرتشت آغاز شد. در اين مراسم چند هزار نفر شرکت داشتند. اين مراسم به يک تظاهرات عظيم ضد رژيم تبديل شد. شرکت کنندگان در اين مراسم شعارهای سردادند وسرود ای ايران را در خيابان مصدق خواندند. در خيابان مصدق جنازه محمد سفری در ماشيين نهاده شد تا به بهشت زهرا حمل شود. قرار است جنازه وی در لواسان به خاک سپرده شود.

هنوز گزارشی از مراسم بهشت زهرا به دست ما نرسيده است.

February 20, 2002

بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز

تلاش جريان ضداصلاحات براي ايجاد شكاف
در جنبش دانشجويي را محكوم مي كنيم

سه شنبه 30 بهمن 1380 - 19 فوريه 2002 شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي شيراز و علوم پزشكي روز 28
بهمن ماه بيانيه اي در مورد نشستي كه قرار است در اين شهر تحت عنوان "نشست
شيراز" برگزار گردد، منتشر نمود. متن اين بيانيه به شرح زير است :

حافظه تاريخي انجمن هاي اسلامي گران بهاترين تجربيات خود را در يكساله اخير
به دست آورد چرا كه چند ماه تمام فشار سنگين تمامي هويت باختگان سياسي را بر پشت
خود تحمل كرد و حتي تا مرز تلاشي نيز پيش رفت (كه اين فشارهاي نامتعارف خود
بيانگر ميزان تاثيرگذاري جريان دانشجويي بر فضاي سياسي كشور و جنبش اصلاحات
مي باشد) و اينك مي رود تا در آخرين آزمون هاي خود سربلند و پيرايش شده بيرون آيد
و داغ پيروزي بر دل آنان كه از دور بر آتش نفاقي كه بر تنه اين درخت تنومند انداخته
بودند، بگذارد و آرزوي اضمحلال اين مجموعه را به همراه آرزومندان آن براي هميشه
به زباله دان تاريخ معاصر پيوند زند.
در سال 76 و با نقش حيرت آور انجمن هاي اسلامي در ايجاد تحول در فضاي سياسي
ايران ، اين مشعل به عنوان نزديك ترين تيررس افراطيون قرار گرفت ، چرا كه گذشت
زمان هم ثابت كرد نابودي اين جنبش برابر است با نابودي كل اصلاحات .
انجمن هاي اسلامي تا سال 79 يكدست و متحد سنگين ترين هزينه ها را در راه
اصلاحات پرداخت كردند تا اينكه در سال 79 با غروب چهره هاي نمادين دفتر تحكيم
وحدت و زنداني شدن علي افشاري ، كوتولگان فكري و سياسي انجمنها توانستند
سايه هاي كاذبي از خود در مجموعه ايجاد كنند و همين سايه ها ابزار دست افراطيون
راستگرا قرار گرفت تا پليدترين طرح يك گروه سياسي يعني ايجاد نفاق و انسداد را در
مجموعه پيش بردند و در راستاي همين طرح انجمن هاي بي ريشه و غيردانشجويي در
دانشگاه هاي شيراز و علوم پزشكي شيراز يك شبه از سمت مديريت دانشگاه و با
حمايت مسئولين دفاتر نهاد نمايندگي ولايت فقيه در دانشگاه هاي شيراز و علوم پزشكي
به فضاي دانشجويي نفوذ داده شدند كه تا به امروز نتوانسته اند پشتوانه اي در ميان
دانشجويان پيدا كنند.
حال با سپري شدن يكسال از تمامي اين بحران ها، افقي تازه پيشاروي انجمن هاي
اسلامي قرار دارد، اينك آنان كوله باري از تجربه كه افراطيون ندانسته و ناخواسته بر
دوش آن ها نهاده اند، رهسپار فرداي روشني هستند كه اولين چيزي كه در اين روشنايي
رنگ مي بازد، همان سايه هاي كوتوله گان است .
ولي در آخرين لحظات نيز بازندگان اين بازي از آخرين تيرهاي تركششان كه همان
انجمن هاي به زورتولد يافته در سال 80 هستند، استفاده خواهند كرد. آري اينك كه اكثر
گروه هاي موجود در دفتر تحكيم وحدت با پندگرفتن از گذشته در حال حل اختلافات
داخلي خود مي باشند، بازي خوردگان راست افراطي به سركردگي سيدمهدي طباطبائي
(چهره مشكوكي كه همگان همكاري وي با دادگاه انقلاب در پرونده سازي عليه علي
افشاري را به ياد دارند) با همسويي و همكاري هاي غيرمتعارف حجت الاسلام قمي
(مسئول نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه هاي كشور) قصد دارند تا با تشكيل نشستي
در شيراز آخرين تلاش هاي خود را نيز در جهت نافرجام كردن اتحاد و توافق در دفتر
تحكيم وحدت بكار بندند. حال آن كه بيش از 40 انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه هاي كشور اين نشست را به رسميت نمي شناسند. در اين گذر از زمان ، حت
نظر امام خميني (ره ) كه معرفي نماينده از سوي خود در دانشگاه را به صلاح ندانست ، بر
ما عيان تر مي گردد چرا كه ايشان با آينده نگري خويش عواقب سو بالقوه چنين عملي را
پيش بيني مي نمود.
ما نمايندگان دانشجويان در حالي كه بر دوش خيل عظيم دانشجويان حق طلب و
عدالت جو ايستاده ايم ، هرگونه حركت مزورانه و نفاق افكني را كه هدفي جز متلاشي
كردن اين تشكل اصيل و راستين ندارد محكوم مي كنيم و دشمنان معلوم الحال ديگر
نمي توانند خود را زير نقاب هاي پليدشان پنهان كنند، براي پي بردن به صحت ادعاي ما
مي توانند قصد ايجاد جلسه و يا نشستي را در اين دانشگاه براي رسيدن به نقشه هاي
پليدشان بكنند كه در آن روز قدرت دانشجويي و حتي مردمي ما را در اين شهر و
دانشگاه به نظاره بنشينند.
شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي شيراز و علوم پزشكي

خمرهاي سبز، نوليبراليسم و منافع ملي

آيا رژه ي بخشي از اصلاح طلبان به زير بيرق "رهبر" و دوشادوش
محسني اژه اي ها و حسين شريعتمداري ها و رفسنجاني ها براي
"حفظ وحدت ، اقتدار و كيان نظام " تعريفي ديگر از "مقاومت
بازدارنده "است ؟
محمدرضا همايون (معيني )
دوشنبه 29 بهمن 1380 - 18 فوريه 2002
خمرهاي سرخ از دل جنبش ضداستعماري و آزاديبخش هندوچين سر برآوردند،
شعارشان استقلال و آزادي براي كامبوج بود، بيش از سي سال با اشغالگران فرانسوي و
امريكايي جنگيدند و قدرت را بدست آوردند. اما شب كامبوج هنوز به سحر نرسيده ،
روياهاي مردم براي آزادي و استقلال به كابوسي غرقه در خون تبدل شد. به قدرت
رسيدن واپسگرايان انقلابي و ساختن بهشت موعودشان ، بنا بر اسناد سازمانهاي مدافع
حقوق بشر به جهنمي با قتل عام بيش از سه ميليون كامبوجي و نسل كشي بي سابقه اي در
تاريخ اين قرن منجر گرديد.
پيروزي خمرهاي سرخ تقريبا همزمان با اولين جرقه هاي انقلاب ايران بود. نوزاد ناقص
الخلقه اين انقلاب ، تولد اولين حكومت خمرهاي سبز است . خمرهاي سبز از نظر جنايت
بر عليه بشريت از همكاران سرخ خود چيزي كم نداشتند. همانندي خمرهاي سبز و سرخ،
فقط در تفكر و عملكرد واپس گرايانه و يا در ارتكاب جنايات برعليه بشريت نيست .
قدرت گيري اين دو بيش و پيش از درايت "خردمندانه ي " رهبران شان ، حاصل شرايط
بين المللي و حفظ منافع قدرت هاي جهاني بود. كه در دكترين حمايت از واپس گرايان
انقلابي در تسخير قدرت ، براي به شكست كشاندن يا تغيير مسير انقلاب و جنبش هاي
مردمي ، آنجا كه متوقف كردن آن ممكن نيست خلاصه مي شد. طي سالها بخش عمده اي
از "ائتلاف جهاني ضدتروريستي " امروز، از چين كمونيست تا امريكا، باند آدمخور
پل پت را مورد حمايت خود قرار داده بودند. تا از نفوذ "ويت كنگ هاي سرخ" كه مورد
حمايت شوروي بودند، بكاهند. و خمرهاي سبز ايران يكي از كارپايه هاي تدوين سياست
ايجاد "حصار سبز" بر اطراف شوروي سابق بودند. تهاجم شوروي به افغانستان ، گسترش
و ادامه ي اين سياست را تقويت نمود. طالبان آخرين دستاورد اين سياست ضدبشري
بود.
با فروريزي ديوار برلين "ديوار دروغ بزرگتري " بنا نهاده شد: نوليبرالسم ، كه جهان را جز
از منظر سود و انسان را جز براي سوددهي نمي خواهد. پيشبرد سياست "جهاني ساختن "
نوليبراليسم ، جز با نقض حقوق انساني و طرد اجتمايي ، اقتصادي و سياسي اكثريت
جامعه ممكن نيست . اگر در جهان "اول " عمر دولت رفاه به سر آمده است و روز به روز
دستاوردهاي دمكراتيك به نفع شركت هاي چند مليتي به يغما مي رود، در كشورهاي "

حاشيه اي "، از هندوراس تا كويت براي يك مشت نورچشمي و آقازاده "دموكراسي "
استقرار مي يابد و دولت به مجري بي چون و چراي اين سياست و فرامين بانك جهاني و
صندوق بين المللي پول تبديل مي گردد، وظيفه ي اصلي اين دولت "دمكراتيك " در هم
شكستن مقاومت شهروندان است . سركوب و ترور، زندان ، شكنجه و اعدام ، خشونت را
بعنوان تنها گفتمان در جامعه مسلط مي كند. تروريزم دولتي ، منشا كينه و جهل و جنايت ،
نقض حقوق بشر، گسترش فقر و رشد فساد و باندهاي مافيائي است .
خمرهاي سبز در اين باطلاق مي رويند، بر بستر بافت سنتي - مذهبي اين جوامع ، با
ارايه ي راه حل هاي مردم فريبانه ، "امدادهاي غيبي !" به گرسنگان و طردشدگان ، به "

اپوزيسيون "آن " دمكراسي " تبديل مي شوند. آن "دمكراسي " و اين "اپوزيسيون " هر دو
در سركوب و انزواي مقاومت دمكراتيك شهروندان ذينفع اند. همديگر را مستقيم و
غيرمستقيم تقويت مي كنند. جامعه ي شهروندي اصلي ترين قرباني نبود آزادي و
دمكراسي ، تروريزم دولتي و جو خشونت و ترور است . اين گونه ، جامعه شهروندي و
مدافعين حقوق انساني در شراكتي پرسود از دو سوي سر بريده مي شوند، كافي است به
گلوي بريده ي روشنفكران و آزاديخواهان در ايران ، مصر، الجزاير، و افغانستان نگاه
كنيم .
دست هائي كه "منطق جنگ " را بر جهان حاكم كرده اند، از ايران تا روندا و از افغانستان تا
كامبوج در راه منافع خود، جنايت كاران بزرگ قرن ، ديكتاتورهاي نظامي و خمرهاي
سرخ و سبز، را نيز پرورش داده و تقويت كرده اند. "منطق جنگ " نوليبرالها، آتش جنگ
مي افروزد تا بي خانمان و بيكار كند، مهاجر بسازد، اختلاف قومي و ديني دامن زند، كينه
را ترويج كند، تروريست بسازد، وام دهد و اسلحه بفروشد و بازار را با خون انسانها
رونق دهد، از هر دو سوي "سود" برد.
اگر در شعله هاي اين جنگ حقيقت و همه ي دستاوردهاي دمكراتيك و انساني جامعه ي
شهروندي است كه بايد بسوزد، اگر چپاول و غارت منافع مردم ، سركوب هر صداي
مخالف ، اشاعه ي نژادپرستي و كينه بايد تحت لواي وطن پرستي ، منافع ملي و فرايض
ديني انجام گيرد. خمرهاي سبز از ملاعمر و ملاعلي (خامنه اي ) تا بن لادن و عباسي
مدني به همان اندازه ي نوليبرالها در برافروختن آتش جنگ ذينفعند. اين گونه است كه
هم فاشيست هايي چون جري فال ول و پات روبرت سون (ملاهاي راست ترين جناح
حزب جمهوري خواه امريكا معروف به بالهاي جرج دبيلو بوش ) و هم بخش تبليغات
خمرهاي سبز حاكم در ايران ، مصباح و شريعتمداري (بالهاي ملا علي ) با شنيدن طبل
جنگ به شوق مي آيند. هر دو بال اين كركس جهل و جنگ به نام وطن پرستي و
دين خواهي و دفاع از "منافع ملي " آزادي و دمكراسي را نشانه گرفته اند. چه چيز ديگري
جز جنگ مي تواند "منافع ملي " را اسم شب ، حفظ منافع ، آقاي بوش و ملا علي و جناب
اكبر شاه كند، آن يكي سهم فروشندگان اسحله را تا امروز چند برابر كند و اين دو،
باقي مانده ي "منافع ملي " را با "آقازاده ها" نوش جان كنند. آن يكي تحت لواي وضعيت
اضطراري جنگ " حقوق و آزادي هاي اوليه را محدود كند و اين دو براي "امنيت و اقتدار
ملي " زندان هاي 59 را بيشتر كنند. و هر دو سوي فضاحت هاي داخلي را پرده پوشي كنند.
بر اين باور آيا حفظ "منافع ملي " درحمايت از اين ديو يا همراه شدن با آن دد است ؟
اصرار مقامات امريكايي در ادامه "جنگ جهاني بر عليه تروريسم " از يك سو و
تشنج آفريني خمرهاي سبز حاكم بر ايران از سوي ديگر بار ديگر بحث "حفظ منافع ملي "
رادر ايران مطرح نموده است .
برخي از "صاحب نظران " و البته بدون هيچ تعريفي از "منافع ملي " و جايگاه ، نقش و
حقوق مردم ، بر اين عقيده اند كه براي حفظ "منافع ملي " دو راه بيشتر وجود ندارد، "يا با
ديو، يا با دد"، يا دفاع از چپاول "منافع ملي " توسط خمرهاي سبز و يا با امريكا برعليه
رژيم جمهوري اسلامي و دفاع از تقسيم "منافع ملي " بين نوليبراليها و هركس كه آنها
مي خواهند! (از جمله بخشي از خود اين آقايان ). براي اين "صاحب نظران " در قدرت و يا
منتظر به قدرت رسيدن ، منافع ملي همان منافع آني و يا آتي خود است ، اين طيف از
خمرهاي سبز حاكم شروع مي شود تا سلطنت طلبان ! در اين ميان عده اي از مخالفان رژيم
هم به راه افتاده اند و خواهان حمايت "اپوزيسون لائيك " از اقدامات رژيم براي
آشتي كنان شده اند! گويي بحث فقط بر سر احياي رابطه با امريكا است و اين رابطه همان
منافع ملي است . و اين رابطه به شكل مخفي و بدور از چشم مردم و منافع آنان وجود
نداشته و ندارد، نه مك فارلن و ايران گيت وجود داشته است و نه مذاكرات مخفيانه ي
پس از آن و تااكنون ! به فرض عدم وجود رابطه هم مشخص نمي كنند كه "رابطه ي "
امريكا با خمرهاي سبز چه نفعي براي مردم و خصوصا اپوزيسيون لائيك دارد، اين تفكر
كه در تنظيم ساعت خود به وقت قدرت و تشخيص "منافع ملي " يدطولاني دارند تا آنجا
به پيش مي رود كه عملا به نام "حفظ منافع ملي " به دفاع از جنگ و بمباران افغانستان و
يا همراهي در حفظ منافع خمرهاي سبز مي پردازد.
منافع ملي آنزمان مفهوم مي يابد كه اراده ي دمكراتيك مردم بر آن حاكم باشد. غارت و
نابودي اين منافع چه به دست آقازاده هاي خمرهاي سبز به تنهائي و چه در ائتلاف
خمرهاي سبز با شيطان بزرگ "سابق " هر دو براي مردم يكي است . دفاع از منافع ملي ، و
مبارزه با جنگ طلبي تلاش براي تحقق اين اراده ي ملي است ، و خمرهاي سبز و
نوليبرالها هر دو با اين امر مخالفند.
خمرهاي سبز همواره از تشنج آفريني و جنگ به مثابه ابزاري براي سركوب جنبش
مردمي سود برده اند، در اين باره بايد پرسيد: آيا رژه ي بخشي از اصلاح طلبان به زير
بيرق "رهبر" و دوشادوش محسني اژه اي ها و حسين شريعتمداري ها و رفسنجاني ها
براي "حفظ وحدت ، اقتدار و كيان نظام " تعريفي ديگر از "مقاومت بازدارنده "است ؟ با
اين "دشمنان ملي " كدام منافع را بايد حفظ نمود؟ آيا اين "مقاومت بازدارنده " در برابر
جنبش مردم و تلاش براي به شكست كشاندن مبارزه جامعه ي شهروندي براي تعيين
سرنوشت خود نيست ؟ واگر اينگونه است ، آيا اين جماعت همان خمرهاي سبز نيستند كه
تا امروز چهره پوش اصلاح طلب بر چهره اشته اند؟
راست اين است كه منافع ملي ما نه همراهي با منطق جنگ نوليبراليسم است و نه دفاع
از خمرهاي سبز، مبارزه ما ايرانيان جدا از مبارزه جامعه ي شهروندي جهاني براي صلح
و عدالت و دمكراسي و عليه نوليبراليسم نيست ، و اين امر فقط در گرو سازمان يابي
تشكلات مستقل جامعه ي شهروندي در ايران و جلب حمايت و همبستگي جامعه ي
شهروندي جهاني است . در اين مبارزه به همان اندازه كه سازمانها و انجمن هاي مدافع
حقوق انساني و دمكراسي و صلح از آمريكا تا كابل در كنار مردم ما قرار دارند نوليبرالها
و خمرهاي سبز در هر كجا كه باشند در برابر آنان . مبارزه با جنگ طلبي دشمنان اراده ي و
منافع ملي مردم مرز جغراقيايي ندارد.
به قول فرمانده ماركوس سخنگوي زاپاتيست هاي مكزيك : در جهان دو چيز وجود دارد
كه مرز جغرافيايي نمي شناسند: عشق و جنايت ، براي پيروزي اولي بر دومي ، عشق و
اميد در همه ي جهان بايد متحد شوند.

24 بهمن 1380

February 19, 2002

تلاش برای آزادی امیرانتظام

برای آزادی بدون قيدوشرط امیرانتظام, قدیمیترین زندانی سیاسی در ایران, به این سایت مراجعه فرمائید باشد که آزادی زندانیان سیاسی دیگر هم میسر شود.

با تشکر فراوان.

احضار روزنامه‌نگاران به نيروي انتظامي به دستور مقام قضايي بوده است

احضار اخير چند تن از افراد از جمله برخي روزنامه‌نگاران به نيروي انتظامي بر اساس قانون و دستور مقام قضايي بوده است.
به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا،به نقل از اداره‌ي كل روابط عمومي ناجا، رييس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي ضمن اعلام مطلب فوق افزود : افراد ياد شده به عنوان مطلع يا متهم در يكي از پرونده‌هاي قضايي مطرح بوده‌اند و به دستور قاضي و براي تكميل پرونده به نيروي انتظامي فرا خوانده شده‌اند.
ذاكري رييس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي گفت: اعلام محتواي پرونده قانونا ممكن نيست و دعوت اين افراد به واحد مربوطه نيروي انتظامي در ساختماني كه اداره‌ي اماكن نيز در آن قرار دارد، موجب برخي برداشت‌هاي نادرست شده است.
وي ضمن تاكيد بر رعايت تمام موازين قانوني در اين زمينه از برخي اظهار نظرها و تبليغات سوء و شتابزده گلايه و همگان را به تمكين در برابر قانون دعوت كرد و در عين حال تاكيد نمود كه نيروي انتظامي حفظ حرمت و منزلت اهل ادب و فرهنگ را برخود لازم دانسته و ايشان همچنين بر تساوي افراد در برابر قانون و لزوم عمل نيروي انتظامي به اجراي وظايف خود به عنوان ضابط قضايي تاكيد نموده است .

احضاربهرام بيضايي، كارگردان سينمابه اداره اماكن

بهرام بيضايي، كارگردان سينما كه هفته گذشته به اداره اماكن احضار شده است، در اين باره گفت: روز چهارشنبة گذشته از طريق تلفن، از سوي اماكن نيروي انتظامي احضار شدم و دليل خاصي براي اين اقدام ذكر نشد؛ ولي تعدادي سوال از سوي افرادي كه لباس شخصي به تن داشتند، پرسيده شد.
وي كه با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران گفت‌وگو مي‌كرد، در خصوص سوالات مطرح شده، گفت: تعدادي سوال خصوصي از من كردند كه من فكر مي‌كنم، اگر مطرح كنم در مطبوعات با تيراژ فوق‌العاده چاپ خواهد شد و جنبه عمومي پيدا خواهد كرد.
وي در ادامه تاكيد كرد: به طور كلي به نظر مي‌رسد، موج جديدي از پرونده‌سازي عليه جريان روشنفكري و اهل هنر به حركت درآمده است.
بهرام بيضايي، كارگردان سگ كشي ، گفت: نمي‌دانم كشوري كه اهل هنر و فرهنگ نداشته باشد، چه بلايي بر سرش خواهد آمد و به چه دليل يك اقدام جدي و اساسي در اين رابطه (حمايت از هنرمندان) نمي‌شود؟ چرا نيرويي كه بايد صرف تقويت و پشتيباني فرهنگ شود، براي جلوگيري از آن به كار مي‌رود؟
وي افزود: به هر حال بايد هر چه زودتر، جلو اين موارد گرفته شود؛ اگر نه هيچ كس امنيت حرفه‌اي، شغلي و عقيدتي نخواهد داشت.

February 18, 2002

قانون اماكن شامل حال روزنامه‌نگاران و وكلاي دادگستري نمي‌شود

حميد جنتي:

قانون اماكن شامل مكانها و صنوفي است كه محل رفت و آمد مردم هستند و شامل حال روزنامه‌نگاران و وكلاي دادگستري نمي‌شود.
حميد جنتي، وكيل دادگستري و مشاور حقوقي، در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران گفت: احضار روزنامه‌نگاران و حتي برخي از وكلاي دادگستري به اداره‌ اماكن نخستين بار است كه رخ مي‌دهد.
وي با بيان اينكه معلوم نيست با استناد به كدام قانون اداره اماكن روزنامه‌نگاران را احضار مي‌كند، ادامه داد: اصولا از نظر قانوني احضار تلفني نداريم، چون احضار شونده بايد از نظر قانوني مدرك كتبي در اختيارش باشد تا بداند كجا مي‌رود، و اگر قرار باشد هر كسي به صورت تلفني بگويد من فلان مقام هستم و شما بايد به فلان مكان بياييد، اين اصولا امنيت افراد و حقوق آنها را مخدوش مي‌كند.
جنتي افزود: اگر كسي به صورت تلفني دعوت شد و در محل حاضر نشد، اداره‌ اماكن اساسا با چه قانوني مي‌تواند دعوت شونده را مجبور به حضور در اداره‌ اماكن كند؟
وي توضيح داد: اداره اماكن مي‌تواند اماكن صنفي را احضار كند و اگر احضار شونده در محل حضور پيدا نكند، ضمانت اجرا بستن آن محل (محل كسب) است، ولي يك فرد كه ممكن است محل ثابتي نداشته باشد، بلكه به صورت كارمند و حقوق بگير يك دستگاه باشد، وقتي حاضر نشد، آيا اداره‌ اماكن به خودش اجازه صادر كردن برگه‌ جلب مي‌دهد؟
وي با بيان اينكه در قانون اداره‌ اماكن اساسا چنين مسائلي پيش‌بيني نشده، اعلام داشت: اين اداره بايد تحت نظر مقام قضايي عمل كند، چون اصولا هر احضار و دادرسي‌اي، بدون نظر دستگاه قضايي غيرقانوني است و كليه‌ مراجعي كه به عنوان ضابط دادگستري مبادرت به احضار افراد براي رسيدگي مي‌كنند، مطمئنا يك دستور قضايي پشتوانه آن است.
اين وكيل دادگستري درباره تبعات احضارها گفت: اين امر باعث تعدد مراجع رسيدگي مي‌شود و بدين ترتيب مسئوليتها لوث مي‌شود و ممكن است مراجعي كه اصولا حق احضار ندارند، در جامعه به عنوان مرجع رسيدگي كننده - بدون اينكه جايگاه قانوني داشته باشند - قلمداد شوند.
وي در پايان تصريح كرد: قوة قضاييه نبايد اجازه دهد مراجعي بدون هماهنگي با قوه قضاييه و قاضي مبادرت به احضار افراد كنند و اين رويه، مسائل عديده‌اي را، از جمله امنيت افراد را، خدشه‌دار مي‌كند.

احضار روشنفکران و روزنامه نگاران به زيرزمين اداره نظارت بر اماکن عمومى

راديو صدای آزادی مصاحبه با سيمين بهبهانی

شيرين فاميلى (راديوآزادى): خانم بهبهانى! ممکن است در ابتدا در باره علت اينکه کانون نويسندگان ايران اين بيانيه را صادر کرده است، توضيح بدهيد؟
سيمين بهبهانى (شاعر، عضو هيات مديره کانون نويسندگان ايران): بله. اين بيانيه اى است اعتراض به احضار ها وحق ما هست که در مقابل هر احضارى نگران باشيم و بخواهيم که آرامش نويسندگان حفظ بشود. اين بيانيه را به اين جهت صادرکرديم تا مبادا وقايع ناگوارى بعد از اين بيانيه پيش بيايد.
شيرين فاميلى: خانم بهبهانى! اخيرا وزارت ارشاد طى نامه اى اظهار نگرانى کرده است نسبت به احضار نويسندگان به اداره نظارت بر اماکن عمومى. فکر مى کنيد سرچشمه اين نگرانى ها چى است؟
سيمين بهبهانى: والله سرچشمه نگرانى ها من نمى دانم چه هست ولى به هرحال هر احضارى مايه يک نگرانى مى شود. حالا علت اين احضار ها چه بوده، آن را که من نمى دانم. اطلاعى از علت احضارها ندارم، ولى خوب مايه نگرانى است که يک عده اى را آرامشى که دارند بى بهره کنند و بخواهند و راجع به بعضى چيزها سئوالاتى از آنها بکنند.
شيرين فاميلى: چرا در بيانيه کانون نويسندگان ايران به قتل هاى زنجيره اى اشاره شده ؟ چه مشابهتى هست بين احضار نويسندگان و هنرمندان به اداره نظارت بر اماکن عمومى و مسئله قتل هاى زنجيره اى.
سيمين بهبهانى: والله اگر يادتان باشد، و نمى دانم چقدر ياد شما مانده باشد، در آن مورد هم قبل از اينکه قتل ها اتفاق بيافتد، دائما نويسندگان را به بعضى جاها احضار مى کردند و از آنها سئوالات گوناگونى مى کردند و مايه پريشانى خيال شان شده بودند بارها و آقاى شادروان گلشيرى و آقاى معروفى و رضا براهنى. بار ها و بارها نويسندگان را احضار مى کردند و از آنها چيزهايى مى پرسيدند که اصلا هيچ معنى نداشت و بعد هم اين قتل ها اتفاق افتاد. حالا عجيب نيست اگر اين احضار ها مايه نگرانى شده باشد و خوب، وزارت ارشاد هم حق دارد که نگران باشد و به اصطلاح برايش مايه زحمتى ايجاد نشود.
شيرين فاميلى: مدتى است که صحبت از تهيه سريال هويت شماره ٢ است. آيا فکر مى کنيد که اين احضار هنرمندان و روزنامه نگاران مى تواند مقدمه اى براى اين موضوع به شمار برود؟
سيمين بهبهانى: هيچ چيز ناممکن نيست. ولى من اصلا از اينکه قرار است يک همچه برنامه اى تهيه بشود اطلاعى در دست ندارم و آن برنامه اولى را هم که تکه هايى اش را ديدم، برنامه بسيار مزخرف و خنده آورى بود.

مدير مسئول مجلة توقيف شدة تكاپو به اداره اماكن احضار شد

سكينه حيدري، مدير مسئول مجله توقيف شده تكاپو، گفت: به اداره اماكن احضار شده‌ام، ولي قصد ندارم به آنجا بروم.
حيدري همچنين در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران افزود: مجلة تكاپور در سال ‌١٣٧٣ و در زمان وزارت ميرسليم به دليل چاپ نامة ‌